تبلیغات
اسرار حق - آشنایی با معشوقه های شاه /معشوقه‌های هالیوودی شاه! (+عکس)
 
اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

شاه در فساد جنسی بی‌مبالاتی را به اوج رسانده بود. دربار او دائم محل رفت و آمد فواحش خارجی و معشوقه‌های داخلی بود. او از دوران جوانی تا اندکی پیش از مرگ دست از زن‌بارگی برنداشت.
صراط: داستانهای هزار و یک شب، حرمسراهای قاجار و عشقهای بیمارگونه پادشاهان ایران همه نشان از فساد دربار و حساسیت بیرون از دربار دارد. اما دربار محمدرضا پهلوی از دو جهت با سلف خود متفاوت بود.
 
محمدرضا برای کاستن از قبح زن‌بارگی رعایت احکام شرعی را نمی‌کرد و فساد مختص به مردان دربار نبود. خواهران، دختران و زن او نیز از این قاعده مستثنی نبودند.
 
حتی لحظاتی که ملت ایران برای سرنگونی او در سرتاسر کشور بسیج شده بودند و در خیابانها صدای رگبار و مرگ بر شاه در هم پیچیده بود او در بارگاه خویش بی‌اعتنا به واقعیتهای بیرونی به عشقبازی مشغول بود
 شاید رفتار جنون‌آمیز جنسی محمدرضا بی‌تأثیر از مادرش نبود، زیرا مادرش به او سفارش می‌کرد: «از قدیم و ندیم گفته‌اند به هرچمن که رسیدی گلی بچین و برو!»
 
شاه و دلال محبت او، علم در رابطه با اخلاق جنسی به این اعتقاد رسیده بودند که مردان بزرگ احتیاج به یک سرگرمی دارند و مسئله جنسی بهترین سرگرمی است. به گزارش علم یک روز شاه و علم «درباره‌ی دوستان مؤ‌نث، گپ » می‌زدند.
 
شاه از پیر شدن معشوقه‌ها صحبت می‌کرد و افزود «با وجود همه‌ی اینها اگر این سرگرمی‌ها را هم نداشتیم به کلی داغان می‌شدیم.» علم نیز که در فساد جنسی دست کمی از شاه نداشت در تأیید شاه گفت: «همه‌ی مردانی که مسئولیتهای خطیر به عهده دارند نیاز به نوعی سرگرمی دارند و به عقیده من مصاحبت جنس لطیف تنها چاره‌ی کارساز است.»
 
مسئله مهمی که بر فساد جنسی شاه دامن می‌زد، فساد اخلاقی خواهرانش اشرف و شمس بود. اشرف و شمس که از نقطه ضعف شاه آگاه بودند، «دختران زیبا را به او معرفی می‌کردند.» و «دختران جوان را به دام » می‌انداختند و برای محمدرضا به کاخ می‌آوردند.
 
گرچه شخصیت‌های پیرامونی محمدرضا شاه، پدر، مادر، خواهران، وزیر دفاع دربار و دوستان او نقش بسزایی در زمینه‌‌سازی فساد جنسی شاه داشته‌اند؛ اما عامل اصلی، شخصیت خود شاه بود. برای روشن شدن عوامل و ابعاد موضوع، مروری بر فساد جنسی محمدرضا شاه بی‌مناسبت نیست.
 
وقتی شاه عاشق مستخدمه مدرسه می شود
 
محمدرضا در اوایل جوانی که برای تحصیل به مدرسه له‌روزه سوئیس رفته بود، عاشق یکی از مستخدمه‌های مدرسه شد و پس ار برقراری ارتباط، دخترک را حامله کرد. محمدرضا با کمک فردوست با پرداخت پول از آن دخترک خواستند تا سقط جنین کند و مدرسه را ترک نماید.
 
رضاشاه پس از بازگشت محمدرضا از سوئیس به ملکه مادر سفارش کرد که برای جلوگیری از رابطه محمدرضا با زنان ناباب، یک خانمی برای او به دربار بیاورند. درباریان برادرزاده ساعد مراغه‌ای را که زن مطلقه‌ای به نام فیروزه بود با پرادخت ماهیانه سیصد تومان به دربار آوردند و تا ازدواج محمدرضا و فوزیه با او بود.
 
زندگی با فوزیه
 
شاه پس از ازدواج با فوزیه همچنان به روابط نامشروع خود ادامه می‌داد و همین امر موجب شد تا «ملکه فوزیه از ماجراهای عاشقانه او خشمگین » شود. شاه با حضور فوزیه، عاشق دختری به نام «دیوسالار» شد، او که هنوز به تشریفات اسکورت مبتلا نشده بود، با یک دستگاه اتومبیل به منزل دخترک می‌رفت.
 
با شیطنت ارنست پرون موضوع به اطلاع فوزیه رسید. پرون، فوزیه را سر قرار برد و وقتی محمدرضا از خانه دیوسالار بیرون آمد، او را مشاهده کرد. فوزیه نیز به تلافی خیانت شاه با تقی امامی دوست شد و اختلافات شاه و فوزیه از آن پس شدت گرفت و سرانجام منجر به طلاق گردید.
 
پس از طلاق فوزیه، شاه مجدداً به «زندگی پرعیش و نوش شبها در کلوپ‌های دانس ... ادامه داد. شایعات زیادی درباره‌ی اسم خانمهایی بود که در این رفت و آمدها با اعلیحضرت دیده می‌شدند.»شاه در این دوره از زندگی‌اش «حتی آپارتمانهایی در تهران دست و پا کرد تا بتواند با زنان جوان خلوت کند.»
 
 
معشوقه ای به نام پروین
 
معروف‌ترین معشوقه‌ی شاه در این دوره، پروین غفاری بود. پروین غفاری، «16-17 ساله، مو بور، زیبا و بلند قد»، دختر میزا حسن غفاری همدانی یکی از کارمندان مجلس شورای ملی بود. فردوست یک روز در باشگاه افسران با وی و مادرش آشنا شد و چون سلیقه شاه را می‌دانست او را به شاه معرفی کرد. سرانجام با دلالی فردوست، ترتیب ملاقات وی با شاه در سرخ حصار داده شد.
 
پروین غفاری کم کم به دربار راه یافت و در حال و هوای ملکه شدن، از شاه حامله شد. اما شاه وی را مجبور کرد تا توسط پروفسور عدل، دوست شاه سقط جنین کند. شاه پس از بهبودی پروین، خانه‌ای در خیابان کاخ نزدیک کاخ مرمر برای وی خریداری کرد تا به وی نزدیکتر باشد. سرانجام پس از مدتی پروین از چشم شاه افتاد و از دربار رانده شد.
 
 پروین غفاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرات خود را در کتابی به نام «تا سیاهی ...» منتشر کرد. پروین غفاری در این کتاب نشان می‌دهد که شاه چه قدر موجود جلفی بوده، تا آنجا که خود به تنهایی در خیابانها به دنبال شکار دختران می‌افتاده است.فرح پهلوی وعروسش یاسمین
 
شاه جلافت را به حدی رسانده که چند بار از دیوار خانه پروین بالا رفته است. او دوره‌ی طلاق بعد از فوزیه را چنین ترسیم می‌کند: «در تهران آن روزگار شایع بود که برای شبهای تنهایی او دختران زیبایی را شکار کرده و به دربار می‌برند. حتی نام دختری ایتالیایی به نام "فرانچیسکا" در لیست معشوقه‌های شاه بود.»
 
غفاری در این کتاب یکی «از خصوصیات بارز شاه را زن‌بارگی» او می‌داند که «دست از هرزگی برنمی‌داشت و در تمام بزمهای شبانه با دریدگی به زنان و دختران چشم می‌دوخت و به بهانه‌های مختلف سعی می‌کرد با آنها تنها باشد و یا آنان را به رقص دعوت کند.»
 
شاه با تداوم حکومت پهلویها و لزوم داشتن ولیعهد ناچار شد در سال 1329 با ثریا ازدواج کند. اما این ازدواج پس از هفت سال ثمری برای دودمان پهلوی نداشت و ثریا نیز از دربار رانده و مطلقه شد.
 
زندگی پس از ثریا شیرین تر می شود
 
پس از جدایی شاه از ثریا، زندگی عشقی شاه رونق گرفت. بعدها سیا در یکی از گزارشهایش درباره شاه متذکر شد که سلیقه او جنبه جهانی دارد و همه نژادها را دوست دارد.» شاید گزارش سازمان سیا زیاده‌روی باشد.
 
 هیچ گزارشی از این که شاه به دختران چینی یا آفریقایی علاقه داشته باشد نرسیده است و به گفته ملکه مادر «محمدرضا در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود. یک بار که در جوانی با هواپیمای آلمانی مسافرت می‌کرد عاشق میهمانداران موطلایی هواپیمایی لوفت‌هانزا شده بود ...
 
همین مسئله مدتها موجب بدبختی محمدرضا شده بود و پولهای زیادی را صرف میهمانداران لوفت‌هانزا می‌کرد و یک قسمت از دربار مسئول دعوت و پذیرایی از میهمانداران بود.» برادر و خواهر شاه هم که این موضوع را فهمیده بودند، در ترتیب ضیافت میهمانان هواپیمایی برای شاه فعالیت می‌کردند.
 
«رفیقه‌های یک شبه و چند شبه فراوانی داشت که معرف آنها اشرف خواهرش و عبدالرضا برادرش بودند. اینها بیشتر از رده میهمانان خارجی هواپیماییها بودند.» شاه در این دوره علاوه بر مراوده با میهانداران موطلایی اروپایی به عشق دختران آمریکایی نیز مبتلا شده بود. «در مسافرتهایش به آمریکا هم زنهای متعددی را می‌دید که دولو به او معرفی می‌کرد.»(95) شاه کم کم عاشق ستاره‌های سینمایی و ملکه‌های زیبایی می‌شد و با هزینه‌های سرسام‌آور به مراد می‌رسید.
 
ارتشبد فردوست که خود یکی از دلالان فساد محمدرضا بود، می‌گوید: در مسافرت شاه به نیویورک «من دو نفر را به محمدرضا معرفی کردم، یکی گریس کلی بود که در آن زمان آرتیست تئاتر بود و دو بار با او ملاقات [کرد] و محمدرضا به وی یک سری جواهر به ارزش حدود یک میلیون دلار داد.
 
این زن بعداً همسر پرنس موناکو شد ... نفر دوم یک دختر آمریکایی 19 ساله بود که ملکه زیبایی جهان بود ... چند بار با محمدرضا ملاقات کرد و به او نیز یک سری جواهر داد که حدود یک میلیون دلار ارزش داشت.»
 
گیتی معشوقه ای پر خرج
 
معرف‌ترین معشوقه‌های شاه در این دوره گیتی خطیر بود که در آستانه ازدواج با فرح «حدود یک میلیون تومان پول نقد و همین حدود جواهر به او داده شد و راهی رم شد.»
 
باز شاه در سال 1338 برای به دنیا آوردن ولیعهد با فرح ازدواج کرد. با این که سن شاه در این دوره به کهولت می‌رفت، اما در فساد هر روز بدتر از گذشته می‌شد. در همین دوره بود که افراط محمدرضا در زن‌بارگی موجب تیرگی روابط شاه وفرح شد.
 
 شاه و دربار بدون توجه به موقعیت ملت و مملکت جلافت را به حدی رسانده بودند که با مؤسسات فساد جنسی در اروپا رابطه برقرار کردند. یکی از این مؤسسات، مؤسسه مادام کلود، «یکی از موفق‌ترین و معتبرترین شبکه‌های دختران تلفنی در پاریس» بود. این مؤسسه بود که دختری به نام «آنژ» را به شاه معرفی کرد.
 
 او با هواپیما به ایران آمد و مورد استقبال یکی از کارمندان وزارت خارجه قرار گرفت و در هتل هیلتون در یک سوئیت ساکن شد. سه روز آداب حضور نزد شاه را به وی آموختند،«وقتی شاه آنژ را دید، به قدری از او خوشش آمد که او را در تهران نگه داشتند».
 
اما او از زندگی در تهران خوشش نیامد، بعد از شش ماه هنگامی که قصد بازگشت را نمود به او اخطار کردند که «تو نمی‌توانی از اینجا بروی، اعلیحضرت از تو خوشش می‌آید». ولی سرانجام او موفق شد ایران را ترک گوید.
 
مراوده شاه و دربار با این مؤسسه ادامه داشت، این مؤسسه «برای شاه و مقامات دربار صدها دختر به تهران می‌آورد، همه‌ی این‌ها عادی می‌نمود و بخشی از سبک زندگی پهلوی‌ها به شمار می‌رفت». ولی ناگهان در ایران یک خبر عشقی از شاه منتشر شد و سپس کاخ شاه را نیز متشنج کرد.
 
 «در اوائل سالهای 1970 (1350) در دربار و بازار زمزمه‌هایی رواج یافت حاکی از اینکه شاه عاشق شده است. آن هم نه عاشق یک دختر اروپایی، بلکه یک دختر نوزده ساله ایرانی با موهایی که به رنگ طلا بود. می‌گفتند نامش گیلدا است.»
 
گیلدا پرحادثه‌ترین داستان هزار و یک شب دربار
 
داستان گیلدا پرحادثه‌ترین داستانهای هزار و یک شب دربار پهلوی بود. شاه بی‌مهابا او را به کاخ آورد و رسماً جزء دربار شد. فرح از گستاخی شاه سخت به تنگ آمد و دعوا و درگیری را آغاز کرد.
 
گیلدا دختر سرلشکر آزاد یکی از افسران نیروی هوایی اصفهان بود، در سفری که شاه به اصفهان رفت سخت شیفته او شد و او را با خود به تهران آورد. مادر محمدرضا، داستان گیلدا را چنین تعریف می‌کند: در سال 1351 سرلشکر آزاد برای اینکه «خودش را به محمدرضا نزدیک کند»، از دخترش استفاده کرد، او را هنگام سفر محمدرضا به اصفهان با خود آورد و در هواپیما کنار محمدرضا نشاند و محمدرضا را خام خودش کرد. محمدرضا چنان شیفته او شد که «نمی‌توانست در برابر خواهشهای او نه بگوید»، شاه نام او را به خاطر موهای طلاییش، طلا گذاشت.
 
کم کم حس رقابت فرح برانگیخته شد و بحث طلاق پیش کشیده شد. ملکه مادر از این که فرح نسبت به این دختر حساسیت نشان می‌داد، تعجب می‌کند و می‌گوید: «فرح خودش را روشنفکر می‌دانست.
 
 محمدرضا در مجالس با زنهای این و آن و دخترهای این و آن می‌رقصید و آنها را در آغوش می‌گرفت و می‌بوسید و فرح می‌دانست که محمدرضا ... علاوه بر او با زنان دیگری هم رفت و آمد دارد، اما او نسبت به این دختر فوق‌العاده حساس شده بود.»
 
ملکه مادر علت حساسیت بیش از حد فرح را این می‌داند که «این دختر فوق‌العاده قشنگ بود». خصوصاً این که محمدرضا به زیبایی ذاتی این دختر اکتفا نکرده بود و او را نزد پروفسور تسه فرانسوی، دکتر خانوادگی دربار در امور زیبایی فرستاده بود و با چند عمل جراحی «خیلی دیدنی شده بود.» سرانجام فرح بی‌تاب شد و وقتی «در سعدآباد چشمش به طلا افتاد. جلو رفت و کشیده محکمی به گوش طلا زد.»


http://www.ammariyon.ir/files/fa/news/1392/5/15/17387_153.jpg

داستان شاه و گیلدا

داستان شاه و گیلدا ، حكایت دختری دبیرستانی است كه به خاطر قدرت‌طلبی و جاه‌طلبی پدر طعمه محمدرضا پهلوی می‌شود و یكی از پر حادثه‌ترین داستان‌های هزار و یك شب دربار پهلوی را رقم می‌زند. شاه گیلدا را به خاطر رنگ موهایش كه طلایی رنگ بود ، طلا صدامی‌زد و این دختر با نام طلا هم در تاریخ ایران شناخته می‌شود. این داستان نمونه‌ای از جاه‌طلبی امیران و مقامات دربار پهلوی را نشان می‌دهد كه برای رسیدن به پست و مقام، حاضر به هر كاری بودند.گیلدا به طرز مرموزی مرد و مشخص نشد به قتل رسید و یا اینكه خودكشی كرد ؟! آغاز ماجرا  گیلدا دختر سرلشكر آزاد ، یكی از افسران عالیرتبه نیروی هوایی بود ، كه محمدرضا شاه را در بازدید از مراكز نظامی اصفهان همراهی می‌كرد. سرلشكر آزاد كه از نیروی هوایی بوده دختر خوشگل خود را به همراه خود آورده ، و در هواپیما كنار محمدرضا شاه نشاند و دختر طبق تعلیماتی كه لابد از پدرش یاد گرفته بود محمدرضا را خام خودش می‌كند. فریده دیبا ، مادر فرح دیبا ، در خاطراتش می‌گوید  بعدها از طریق پری اباصلتی كه در مسافرت محمدرضا به اصفهان به عنوان خبرنگار روزنامه اطلاعات همراه او بوده ؛ شنیدم كه این دختر خردسال به اتفاق پدرش سرلشكر آزاد در هواپیمای حامل شاه بوده و محمدرضا در داخل هواپیما به این دختر دست درازی كرده است. هدف سرلشكر آزاد این بود كه از این طریق جانشین طوفانیان شود ، طوفانیان خیلی به محمدرضا نزدیك بود و خریدهای نظامی او را انجام می‌داد و با محمدرضا حساب و كتاب داشت و روی هم رفته مرد مورد علاقه شاه و امین او محسوب می‌شد . تاج‌الملوك در خاطرات خود می‌گوید   ... این دختر از حقه‌بازهای روزگار بود طوری محمدرضا را خام خود كرده بود كه محمدرضا نمی‌توانست در برابر خواهش او نه بگوید .   شاه بی مهابا گیلدا را به كاخ آورده و رسما در مهمانیهای دربارشركت می‌داد. فرح كه از گستاخی شاه به تنگ آمده بود، دعوا و درگیری را آغاز كرد . ملكه مادر در واكنش نسبت به حساسیت فرح می‌گوید   من تعجب می‌كنم ، فرح خودش را روشن‌فكر می‌دانست و محمدرضا در مجالس با زنهای این و آن و دختران این و آن می‌رقصید و آن‌ها را در آغوش می‌گرفت و می‌بوسید . و فرح می‌دانست كه محمدرضا ... علاوه بر او با زنان دیگری هم رفت و آمد دارد . اما او به این دختر(گیلدا) فوق‌العاده حساس شده بود . ملكه مادر علت حساسیت بیش از حد فرح را این می‌داند كه این دختر فوق‌العاده قشنگ بود به خصوص اینكه محمدرضا به زیبایی ذاتی این دختر اكتفا نكرد و «او را نزد پروفسور تسه فرانسوی ، دكتر خانوادگی دربار در امور زیبایی فرستاد و با چند عمل جراحی خیلی دیدنی شده بود .» بلندپروازی‌های خانواده گیلدا حتی حساسیت‌های شاه را برانگیخت ، به گزارش علم یك روز صبح شاه خیلی بدخلق بود ، علت بدخلقی خود را مصاحبه‌ی خانواده‌ی گیلدا با یك روزنامه‌ی ترك دانست كه گفته‌اند   با این كه ازدواج دخترشان با شاه بی‌اساس است ، اما بدون شك دخترشان ، معشوقه‌ی شاه است. پروفسور تسه كه دكتری زیبایی گلیدا  و آدم ساده‌ای بود از گیلدا می‌پرسد چه نسبتی با شاه ایران دارید ، و گیلدا هم با بی انصافی یا از روی شیطنت می‌گوید من زن جدید اعلیحضرت شاهنشاه هستم . پروفسور تسه كه می‌دانست در كشورهای شرقی و مسلمانان می‌توانند چهار زن داشته باشند ، به خیالش كه فرح موضوع ازدواج را می‌داند به همین خاطر در ملاقاتی كه با فرح روبه‌رو می‌شود ماجرای طلا ( گیلدا ) و عمل بینی او را برای فرح شرح می‌دهد  سرانجام فرح بی‌تاب شده و در سعدآباد كه چشمش به گیلدا افتاد جلو رفت و كشیده‌ی محكمی به گوش وی زد .

 

فریده دیبا در خاطراتش می‌گوید   بی تفاوتی فرح نسبت به كامجویی‌های محمدرضا باعث شد كه شاه جسارت را از حد بگذراند و دست دختر یكی از افسران نیروی هوایی را بگیرد و با عنوان معشوقه‌ی خود به كاخ بیاورد  گیلدا هم پس از اینكه كشیده محكم فرح را خورد دست او را بوسید و به فرح گفت  تقصیر متوجه او نیست علیاحضرت شهبانو او را عفو كند . به هر حال فرح پس از اطلاع از ماجرا و فهمیدن جریان شاه و گیلدا ، جلوی محمدرضا ایستاد و پاهایش را توی یك كفش كرده كه الا و بلا باید مرا طلاق بدهی ! ملكه مادر می‌گوید من با محمدرضا صحبت كردم ، محمدرضا گفت چه عیبی دارد او را طلاق می‌دهم ، طلاق در نزد مردم ایران امری مورد قبول ، و خیلی مردها زنشان را طلاق می‌دهند . گفتم  پسر عزیزم ، خیلی مردها كه زنشان را طلاق می‌دهند ، شاه مملكت نیستند ، تو سه بار ازدواج كرده‌ای ، از نظر مردم خوب نیست كه در این سن ازدواج كنی ، از همه مهمتر فرح مادر ولیعهد است ، مادر شاه آینده مملكت است ، تو اگر او را طلاق بدهی ارتباطش را با ولیعهد و سایر بچه‌ها نمی‌توانی قطع كنی . محمدرضا گفت  پس مادر تو می‌گویی چه كار كنم ؟ گفتم  از قدیم و ندیم گفته‌اند به هر چمن كه می‌رسی گلی بچین و برو ! مگر برای تو قحطی زن و دختر است ، این همه زنان زیبا به خودت دیده‌ای ، چه طور در برابر این دختر موطلایی خودت را باخته‌ای ؟!  به هر حال ملكه طلاق را صلاح نمی‌دانست و با پادرمیانی وی شاه و فرح توافق كردند كه به خاطر مصالح مملكت از هم طلاق نگیرند ، ولی من بعد با هم كاری نداشته باشند و فقط دوست باشند ، و سپس محمدرضا با این تصمیم آزادی خودش را بدست آورد و فرح هم كار خودش را می‌كرد . سرانجام شاه پس از مدتی كام‌جویی از گیلدا خسته و دل‌زده شد ، و تصمیم گرفت وی را به تیمسار خاتم ، فرمانده نیروی هوایی ، واگذار نماید . گیلدا زمانی معشوقه خاتم ( خاتمی ) بود و با وی به این سو و آن سو می‌رفتند. او در خانه‌ای كه در نزدیك دزاشیب تهران سكونت داشت. یك روز همسایگان صدای سقوط شیئی را شنیدند ، وقتی مردم به نزدیك منزل وی رسیدند با جسد بی‌جان وی مواجه شدند و مطبوعات اعلام كردند كه گیلدا خودكشی كرده است . گیلدای زیبا معشوقه‌ی شاه بود ، شایع است كه شاه گیلدا را كه بی‌اندازه به ثریا شباهت دارد عقد نموده بود . و باز هم می‌گویند زن جوان پسر دو ساله‌ای با نام دارا دارد . مردم دزاشیب پس از آنكه جسد ساكن اسرارانگیز وی را بر روی سنگ‌ها یافتند گیج شدند و موضوع را به پلیس خبر دادند ، خبر مرگ گیلدا سه روز بعد تحت عنوان خودكشی در مطبوعات ایران منتشر شد. طبق این خبر گیلدا معتاد بوده و چون می‌دانست نخواهد توانست خود را از این درد برهاند خودكشی كرده است . شاه از مرگ گیلدا كه با او دوستی خانوادگی داشته بسیار متأثر شده است.


اسناد/ گیلدا معشوقه شاه چگونه به قتل رسید؟

 
داستان شاه و گیلدا، حكایت دختری دبیرستانی است كه به خاطر قدرت‌طلبی و جاه‌طلبی پدرش، طعمه محمدرضا پهلوی می‌شود و یكی از پرحادثه‌ترین داستان‌های هزار و یك شب دربار پهلوی را رقم می‌زند. شاه گیلدا را به خاطر رنگ موهایش كه طلایی رنگ بود، طلا صدا می‌زد و این دختر با نام طلا هم در تاریخ ایران شناخته می‌شود...


آیا شاه پس از ترك معشوقه خود چون وجود او را خطرناك تشخیص داد اقدام به نابودی او نمود؟ آیا این یك هنر جدید ساواك بود؟ ویلای مزبور در محاصره پلیس بود ولی افراد كنجكاو علیرغم هر چیز اطراف خانه را بررسی می كردند. كسانی كه جنازه را دیده اند می گویند با لباس شب نبوده بلكه لباس تابستانی به تن داشته است، گیلدا در عین حال هیچ گونه نامه ای از خود به جا نگذاشته و اسرارش را با خود به گور برده بود.


شاید اگر گیلدا نمیمرد و در ویلای مزبور به زندگی خود ادامه میداد، عشق شاه را نیز فراموش می كرد. ولی مرگ اسرارآمیز زن جوان كارها را زیر و رو كرد. اكنون كلیه جهانیان ادعا می كنند شاه به وسیله ساواك دست خود را به خون آلوده است.


گفته می شود به دنبال اعتراض علیاحضرت شهبانو شاه معشوقه خود را رها كرده است. ادعا می شود اقدام گیلدا در مورد خرید لباسهایی نظیر لباسهای شهبانو در پاریس فرمان مرگ او را امضا كرده است، در عین حال بعضی ها عقیده دارند انتقال مركز ساواك به پاریس با مرگ گیلدا بی ارتباط نیست.


در این بین ادعای یكی از همسایگان گیلدا احتمال آن را كه ساواك در مرگ او دست داشته قوت می بخشد. نامبرده ادعا نموده دو هفته قبل دونفر سیباه پوش كه كیفی در دست داشته اند به ویلا آمده و اطراف آن را بررسی كرده اند، ضمنا نامبرده میگوید دیده است كه آن دو نفر از در عقب وارد ویلا شده اند.


اكنون در كاخ گلستان یك سكوت عمیق حكمفرما است. هم شاه و هم علیاحضرت شهبانو در این مورد سكوت اختیار كرده اند. ویلا دو طبقه گیلدا با خاطرات تلخ و شیرین او انباشته بود. گیلدای زیبا كه آخرین حرفش یك فریاد تلخ بود هیچگاه مستحق این فرجام بد نبود.



 
 
مادر فرح، فریده دیبا در بزرگواری و گذشت دخترش فرح می‌نویسد:

بی‌تفاوتی فرح نسبت به کام‌جوییهای محمدرضا باعث شد که شاه جسارت را از حد بگذراند و دست دختر یکی از افسران نیروهای هوایی را بگیرد و به عنوان معشوقه خود به کاخ بیاورد ... محمدرضا در داخل کاخ جایگاهی را به او اختصاص داده بود. فرح با آنکه می‌کوشید نسبت به این مسائل بی‌تفاوت باشد، اما یک بار کشیده‌ای محکم به گوش این دختر زد.

بلند‌پروازیهای خانواده گیلدا حتی حساسیت شاه را هم برانگیخت. به گزارش علم، یک روز صبح «شاه خیلی بدخلق بود.» شاه علت بدخلقی خود را مصاحبه خانواده گیلدا با یک روزنامه ترک دانست که گفته‌اند: «با این که شایعات ازدواج [دخترشان با شاه] بی‌اساس است، اما بدون شک دخترشان معشوقه شاه است.»

اختلافات شاه و شهبانو، شاه را به این نتیجه رساند که فرح را طلاق بدهد. ملکه مادر با او وارد بحث شد، ولی شاه اعلام کرد: «چه عیب دارد؟ او را طلاق می‌گویم. طلاق در میان مردم ایران یک امر مقبول است و خیلی مردها زنشان را طلاق می‌گویند»؛

 اما ملکه مادر طلاق را به صلاح ندانست و با پادرمیانی وی شاه و ملکه «توافق کردند که به خاطر مصالح مملکت از هم طلاق نگیرند؛ ولی من‌بعد با هم کاری نداشته باشند و فقط دوست باشند و سپس، محمدرضا با این تصمیم آزادی خودش را به دست آورد و فرح هم کار خودش را می‌کرد.»

سرانجام گیلدا نیز دل شاه را زد و تصمیم گرفت او را به تیمسار خاتم فرمانده نیروهای هوایی واگذار نماید. شاه عاشق‌پیشه‌ای بود که هر لحظه دل به دامن کسی می‌بست و بیت‌المال را بی‌هیچ دغدغه‌ای هزینه‌ی وصلش می‌کرد.

معشوقه‌های هالیوودی شاه! (+عکس)

معشوقه‌های هالیوودی شاه! (+عکس)
لیندا كریستیان كه خاطرات خود را به یك مجله هفتگی فروخته و فاش كرده است كه شاه نسبت به وی علاقه زیادی داشته و...


لیندا كریستیان كه خاطرات خود را به یك مجله هفتگی فروخته و فاش كرده است كه شاه نسبت به وی علاقه زیادی داشته و در صدد ازدواج با او بوده است.
خبر فوق‌العاده جالبی منتشر شده بود. نزدیك بود فرح دیبا هرگز با شاه ازدواج نكند. در آن صورت چه كسی بایستی ملكه فعلی ایران شود؟ لیندا كریستیان...
روزنامه‌ی "فرانس دیمانش" در تاریخ 18 ژانویه 1971 در شماره 1271 طی مقاله‌ای با عنوان "شاه از من تقاضای ازدواج كرد" از حقیقت ماجرا پرده برداشت.
 
لیندا کریستیان و همسرش تیرون پاور

 
گریس کلی

 
بریژیت باردو

 




نوع مطلب : دهه فجر، دوران ستمشاهی، سیاست و دین، تاریخ معاصر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 فروردین 1396 10:31 ب.ظ
Have you ever considered publishing an ebook or guest
authoring on other sites? I have a blog based upon on the
same information you discuss and would love to have you share some stories/information. I know my viewers
would value your work. If you are even remotely interested, feel free to send me an email.
چهارشنبه 31 شهریور 1395 03:32 ب.ظ
شاه که فاسد بوده حالا چرا به حاح آقای الان گیر میدی واقعیت داشته بی بند و باریشون
یکشنبه 2 خرداد 1395 01:45 ب.ظ
همش چرت و پرت و دروغ شاه وفادار بود و فرح وفادارتر حاج اقاهای الانن که رئس دانشگاهن و دانشجوهاشون را در آسانسور دستمالی میکنن
شنبه 15 اسفند 1394 09:03 ق.ظ
ماشالله خوش سلیقه بود فرجام بدی داشت ولی زندگی کرد
پنجشنبه 8 بهمن 1394 06:08 ب.ظ
گیلدا که مرده
جمعه 30 مرداد 1394 01:26 ق.ظ
قدرت بی پاسخ فساد آور است
چهارشنبه 27 خرداد 1394 07:59 ب.ظ
اسم من گیلدا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir