اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
عالمان معقول و منقول بر این حقیقت اتفاق دارند که چون درباره موضوعى سخنى معتبر از معصوم(ع) برسد، آن سخن بر همه سخنان دیگر گویندگان ـ هر کس باشند ـ مقدم است، و قبول آن به ضرورت عقل لازم است و تمثیل معصوم(ع) در حکم «قیاس برهانى‏» است، با مقدمات «اولى‏» (نه نظرى)

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/13920218151351555493683.jpg

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فرهنگ امروز، محمدرضا حکیمی در آثار پربرگ و بارشان که برگرفته از سرچشمه‌های ثقلینی است، مکرر به فرموده‌های خاندان مبارک پیامبر اکرم(ص) و از آن جمله امام صادق(ع) اشاره کرده‌اند. آنچه در پی می‎آید، نوشتاری دیگر از ایشان است.

تعریف عینى و عملى عدالت، از امام صادق(ع) و امام کاظم(ع)، به نقل از کتاب «کافى‏»، و مطلبى چند پیرامون «عدالت‏»:

عالمان معقول و منقول بر این حقیقت اتفاق دارند که چون درباره موضوعى سخنى معتبر از معصوم(ع) برسد، آن سخن بر همه سخنان دیگر گویندگان ـ هر کس باشند ـ مقدم است، و قبول آن به ضرورت عقل لازم است و تمثیل معصوم(ع) در حکم «قیاس برهانى‏» است، با مقدمات «اولى‏» (نه نظرى)
ملا عبدالرزاق لاهیجى (م: ۱۰۷۲ق) مى‏گوید: «مقدماتى که فراگرفته شود از معصوم، به طریق تمثیل، به منزله اولیات باشد در قیاس برهانى. و چنان‌که قیاس برهانى افاده یقین کند، دلیلى که مؤلف باشد از مقدمات مأخوذه از معصوم افاده یقین تواند کرد، به این طریق که این مقدمه، گفته معصوم است. و هرچه گفته معصوم است، حق است. پس این مقدمه حق است.»۱

و روشن است که این چگونگى از آنجاست که منشأ علم معصوم، «علم الهى‏» و «لوح محفوظ‏» و «کتاب مکنون‏» است، و عقل معصوم عقل کلى است نه عقل جزوى بشرى (که انسان‌ها همه از آن به تفاوت برخوردارند، از جمله فیلسوفان و عارفان)، و علم معصوم(ع) علم اولى است که هیچ راه خطایى در آن نیست، نه علم نظرى بحثى یا علم کشفى ریاضتى، که انسانهایى به آن مى‏ رسند، و هردو در معرض تعارض و اختلاف است، و هرگز و هیچ گاه به مرتبه «علم اولى‏» نمى‏رسد. و این در صورتى است که موضوعى در این علوم، مورد اتفاق باشد، وگرنه در صورت اختلاف ادله و تعارض براهین، و تنافى و تقابل کشف‌ها، که از اعتبار آن کاسته مى‏شود.

فیلسوف ویژه و بزرگ و کم‏ مانند دوران، میر سید ابوالقاسم فندرسکى (م: ۱۰۵۰ق) نیز در این باره چنین مى‏گوید: «فلاسفه در علم و عمل گاه‏گاه خطا کنند و انبیا در علم و عمل خطا نکنند. و فلاسفه را طریق علم، به عمل و فکر باشد، و انبیا را وحى و الهام، و چیزها را نه به فکر دانند که آنچه نظرى فلاسفه است، ایشان را اولى است. و از این است که اینها خطا نکنند و آنها خطا کنند، که خطا در اولیات نیفتد، و در نظریات افتد.»۲

و بر همین بنیاد است ‏بنیادى عقلى که مى‏نگریم به جز عالمان رشته‏ هاى مختلف فقه و تفسیر و حدیث و اخلاق و کلام و... فیلسوفان اسلامى نیز در آثار و مباحث‏ خویش به نقل اخبار مى‏پردازند، و به آنها استناد مى‏کنند و از آنها تأیید مى‏جویند، و براى تثبیت‏یا تأیید نظر خویش، اخبار را در مسائل مورد نظر مى‏ آورند و با نهایت تجلیل به محتواى اخبار مى‏نگرند، چنان‌که در آثار ابن‏سینا، میرداماد، صدرالمتألهین شیرازى، حاج ملا هادى سبزوارى، آقا على مدرس (حکیم) و دیگران این امر را مشاهده مى‏کنیم. و موضوع در حد خود روشن است و نیازى به بیش از همین اندازه یادآورى ندارد.

درباره عدالت، و معانى و اصطلاحات آن در نزد صاحب‌نظران مختلف، همچنین ارتباط آن با «آزادى‏» و «برابرى‏»، و مباحثى از این گونه نیز اقسام عدالت و منشأ هرکدام، و راه تحقق هریک... سخنان بسیار گفته‏‎اند که در این نوشتار در پى نقل و نقد و برابرنهى و ارزیابى و تعیین حدود و تداخل‌هاى آنها نیستم، بلکه در اینجا آهنگ آن دارم که اگرچه به اختصار این موضوع را یادآور شوم که یکى از مهم‌ترین اقسام عدالت، عدالت معیشتى و حیاتى (و به تعبیرى: عدالت اقتصادى) است که تأثیر بسیار ژرف و گسترده و بسیار بنیادین آن، در همه شئون مادى و معنوى زندگى انسانى، و تعلیم و تربیت انسان‌ها، و رشد «الهى‏ انسانى‏» انسان، درخور هیچ گونه تردیدى و تسامحى نیست.

درباره «عدالت معیشتى و حیاتى‏»، نیز سخنانى گفته‏‌اند و اندیشمندان و متخصصانى از همه جاى جهان و در تاریخ گذشته و حال، و از مکتب‌هاى گوناگون، به مناسبت‌هایى مختلف، نظرها و تعریف‌هایى ابراز داشته‌‏اند، لیکن در این نوشتار مى‏خواهم تعریفى مغفول و مهجور از «عدالت‏»، که از دو پیشواى مظلوم‌ترین مکتب جهان و ستمدیده‌‏ترین مذهب در سرتاسر تاریخ انسان رسیده است و در دسترس است، ‏بیاورم و معرفى کنم و از همه صاحب‌نظران و محققان و عدالت‌خواهان و انقلابیون جهان، با دیدگاه‌هاى گوناگون آنان، درخواست کنم تا در ابعاد عظیم و اعماق عجیب این «تعریف‏» عینى بنگرند، و در صورتى که آن را والاترین و انسانى‏‌ترین و ارزشى‌‏ترین و انقلابى‏‌ترین تعریفى دیدند که از «عدالت معیشتى و اقتصادى‏» در زندگى انسان شده است، به حکم وجدان و انسانیت و براى اداى احترام به همه ارزشهاى انسانى و همه ایثارها و فداکاری‌هاى بشرى، در نشر آن در همه جا، و تفهیم آن به همگان کوتاهى نورزند، و در راه «فقرزدایى جهانى‏»، آن را ملاک گیرند، و سرلوحه اقدام‌هاى گران و انقلاب‌هاى دگرگون‌ساز قرار دهند، و از مبارزه‏‌هاى پیگیر براى تحقق آن هیچ دم باز نایستند.

تعریف عینى

تعریف عظیم و کوتاه و عینى یاد شده با سند معتبر از سوى سپیده‌‏آفرین سپیده‌‏دمان هدایت، فروغ‌گستر آفاق صیرورت، و پیشواى اقالیم رشد و تربیت، حضرت امام جعفر صادق(ع) رسیده است، و این است:

ـ انّ الناس یستغنون اذا عدل بینهم:۳ اگر در میان مردمان به عدالت رفتار شود، همه بى‏‌نیاز مى‏‌گردند.

این «تعریف‏» به صورتى شگفتى‏‌آور، در نزد عموم مسلمین، به‌ویژه پیروان ائمه معصومین(ع) مورد غفلت قرار گرفته و فراموش گشته است. و اگر جایى سخن از عدالت گفته مى‌شود، یا در این باره چیزى نوشته مى‏‌شود، یا محققان و صاحب‌نظران به بحث در این باره‏‌ها مى‏‌پردازند، اشاره‏اى نیز به این تعریف به چشم نمى‏‌خورد. و این چگونگى در مورد تعالیم آنان، از نقطه‏‌ها و نمونه‏‌هاى بارز مظلومیت دامنه‏‌دار ائمه طاهرین(ع) و معارف گوناگون آن بزرگواران است و مکتب خورشیدسان ایشان.

نقطه اوج این تعریف (به جز اعماق الهى و ابعاد انسانى آن، و همچنین نشان دادن مراد الهى‏، از اقامه قسط و اجراى عدل در آیات قرآن کریم و سنت نبوى)، عینیت آن است؛ یعنى در این تعریف، به هیچ روى «کلى‏‌گویى‏» و «ذهن‌گرایى‏» نشده است، بلکه واقعیت عینى و خارجیت ملموس، با صراحت (و به تعبیر مردم: لبّ و پوست‏‌کنده) گفته شده است تا مطلب براى هرکس، حتى عامى‏ترین مردم و حتى در سنین پایین از نوجوانان، معلوم و محسوس باشد...

خوشبختانه این حدیث ‏شریف و عظیم، در کتابى معتبر چونان «کافى‏» روایت ‏شده است، اگرچه خود مضمون آن (که جز از علم جامع و واقعیت‏‌نگرى معصوم(ع) و الهیت تعالیم معصومان، که سرشار از مراعات جانب خلق است،‏یعنى بندگان خدا بندگان محروم خدا صادر نمى‏‌شود)، بى‏نیاز از هرگونه سندى است، و براى انتساب آن به معصوم کافى است.

و باید دانست که موضوع مطرح گشته در این تعلیم بزرگ الهى، از ده‌ها آیه و حدیث دیگر نیز استفاده و استنباط مى‏‌شود، بلکه از پاره‏اى از آن‌ها به صراحت نیز به دست مى‏آید، ۴ لیکن علاوه بر آنچه گفته شد، حدیثى دیگر از آموزگار حقایق وحیانى، هدایت‌گر معالم قرآنى، تجسم نفحات رحمانى و تبلور ظهور سبّوحى و سبحانى، حضرت امام موسى کاظم(ع) رسیده است که همواره ارتباط ذاتى و اصال جوهرى تعالیم الهى و معالم دینى را در مکتب اهل بیت(ع) روشن مى‏‌سازد، حدیث کاظمى این است:

ـ ان الله لم یترک شیئاً من صنوف الاموال الا و قد قسمه، و اعطى کل ذی حق حقه، الخاصه و العامه، و الفقراء و المساکین، و کل صنف من صنوف الناس... لو عدل فی الناس لاستغنوا...:۵ خداوند هیچ گونه مالى را رها نگذاشته، بلکه آن را قسمت کرده است، و حق هر صاحب حقى را (در تقدیر الهى) به او داده است. خواص و عوام، و فقیران و بینوایان، و همه قشرهاى مردمان... اگر در میان مردم به عدالت رفتار مى‏‌شد، همه بى‏نیاز مى‌‏شدند (و فقیرى و مسکینى و نیازمندى باقى نمى‏‌ماند).

اگرچه از ظاهر این دو حدیث، عدالت اقتصادى و معیشتى فهمیده مى‏‌شود، لیکن چه بسا بتوان، ایستار عین‌گرایانه دو حدیث را به همه اقسام عدالت مربوط دانست؛ زیرا تعبیر «الناس: مردمان‏»، و «اذ عدل بینهم: هرگاه در میان آنان عدالت اجرا شود»، صورتهاى دیگر عدالت را نیز شامل مى‏‌شود؛ زیرا که ایجاد عدالت و اجراى آن به صورتى که جامعه از چنگال‌هاى اختاپوس فقر رهایى یابد، باید بر شالوده‏‌هایى نیرومند استوار باشد. و این شالوده‏‌هاى نیرومند، جز با «حضور عدالت‏» در شئون دیگر اجتماع پى‏ریزى نخواهد شد و استوارى نخواهد یافت.

تا عدالت «سیاسى‏» و «عدالت قضایى‏» و «عدالت اجتماعى‏»… در جامعه‏‌اى و در زندگى مردمى تحقق نیابد و دست نفوذداران مالى از تملک اموال تکاثرى و تصرف‌هاى شادخوارانه اترافى بریده نشود، عدالت معیشتى در زندگى توده‏‌ها تحقق نخواهد یافت؛ زیرا که جمع میان دو ضد ممکن نیست. نمى‏‌شود هم تکاثر باشد و هم عدالت. در اینجا تعلیمى از امام على بن ابى‏طالب(ع) رسیده است، قاطع و تندرآسا:

ـ لایحمل الناس على الحق، الا من ورعهم عن الباطل:۶ تنها کسى مى‏‌تواند مردمان را به «راه حق‏» وادارد، که آنان را از «راه باطل‏» بازداشته باشد.

این تعلیم قاطع، فریاد واقعیت است در ذات لحظه‏‌ها، و خروش حقیقت است در تبلور فجرها و شفق‌ها… آرى، تا مردمى به راه باطل روند چگونه مى‌‏توان آنان را به راه حق باز آورد؟ نخست ترک باطل، سپس روى‏‌آورى به حق. در زندگى و معیشت، تکاثر (افزون‌خواهى و نازش به افزون‌دارى) و اتراف (شادخوارى و ریخت‏‌وپاش‌هاى بی‌دردانه اشرافى)، «باطل‏» است، و عدالت و برخوردارى همگان از مواهب حیات و اجتماع، «حق‏» است و تا باطل (تکاثر و اتراف) از میان نرود، حق (عدالت و انصاف)، جایگزین آن نمى‏شود. و این منشور چنان که نقل شد، سخن آموزنده و تعلیم زندگی‌ساز، و آموزه حیات‌‏آفرین، و حکمت عملى تعالى‏بخش پیشواى مجسم حق و عدل است، و در میزان تربیت اجتماعى و ساختن جامعه قرآنى، و استواردارى مردمان و سامان‏دهى به حیات انسان و نشر رشد و تربیت در آفاق زندگى زندگان بی‌مانند است؛ یعنى نمى‏‌توان به راهى دیگر رفت و چیزى دیگر را جایگزین آن ساخت، و به همان هدف (حذف باطل و ظلم، و بسط حق و عدل) دست ‏یافت. و روشن است که ستون فقرات زندگى سالم و قابل رشد در هر اجتماع، اجراى عدالت است.

و این مطلب که گفتیم، دو حدیث‏ یادشده (حدیث صادقى و حدیث کاظمى)، اقسام دیگر عدالت را نیز به گونه‌‏اى در بر مى‏‌گیرند، با حدیثى دیگر، حدیثى عظیم و باز هم عظیم و با تعلیمى تکان‏‌دهنده و بیدارى‏‌آفرین، تأیید مى‏‌شود؛ حدیثى آموزنده که به طور دقیق ناظر به همین موضوعات است، و از آوردن آن، در این نوشتار پس از مقدمه‌‏اى چشم نمى‏‌پوشم. این جانب از پاره‏اى نظریات متفکران شرقى و غربى قدیم و جدید، و صاحب‌نظران حقوقى و اجتماعى و اقتصادى بى‏‌اطلاع نیست و مى‏‌تواند آنها را که ملاک همه هم در اختیار است و به مطالعه آنها نیز مى‌‏پردازد، در نوشته‏‌هاى خویش بیاورد و مورد بررسى قرار دهد، لیکن من مى‏‌کوشم تا بر شالوده احساس تکلیف و اداى وظیفه چیزى بنویسم، نه امورى و اهدافى دیگر. از این رو (به جز اصلى مهم که در آغاز در مورد ارزش قطعى تعالیم معصوم(ع)، درباره شناخت و هدایت و نجات و تربیت‏ بدان اشاره کردم)، از سه جهت ‏به ذکر احادیث در این مباحث و نوشتارها مى‏‌پردازم:

۱ـ مغفول بودن این گونه احادیث و تعالیم که بیش‌تر مغفول و مجهول مانده‌‏اند، و مورد نظر جدى، و تعمقى درخور، قرار نمى‏‌گیرند. حتى در نوشتارها و گفتارها و بحث‌ها و پژوهش‌هاى فاضلان و استادان و فقیهان و عالمان و متفکران و مؤلفان شیعى و ایرانى این روزگار، که نیاز جهان انسانى به جز عرصه انقلاب را به این حقایق حس مى‏‌کنند، و باید (به فرموده حضرت صدیقه کبرى، فاطمه زهرا(س)): «بلغاؤه الى الامم‏» باشند، و این همه را به گوش جهانیان، دست کم حق‌جویان و حق‌گویان و عدالت‏طلبان جهان و متخصصان این مسائل و کارشناسان مشکلات بشرى و انقلابیون ملت‌ها برسانند.

۲ـ تنهایى گروه‌هایى از جوانان و انسان‌هاى محروم و مستضعف جوامع مسلمین، که از این تعالیم نجات‌بخش و از این احادیث رهایى‏‌آفرین و از این انسانیت‌هاى ژرف، و از این هدایت‌هاى زندگی‌ساز بى‏‌اطلاعند. و چه بسا در کشاکش رخدادهایى ارزشمندترین گوهر حیات انسانى و سرمایه ابدى، یعنى استوارى در باور و پایدارى در کردار (ایمان و عمل صالح) را از دست ‏بدهند که خدا نیاورد که تأسفى از این بالاتر نخواهد بود.

۳ـ ضرورت تکلیفى نشر این تعالیم و حقایق، تا مردمان از همه طبقات بدانند که تعالیم معصومین(ع) (که پیروى از آن تعالیم، فصل مقوّم باورهاى شیعى به مبناى قرآنى و آیین محمدى و تداوم فاطمى و تعالیم علوى و جعفرى است)، چه حقایقى مهم و تعالیمى ناشناخته دارد، که بهترین هنگام مطرح ساختن آنها هم اکنون است؛ هم اکنون که جامعه ما خود را به پیروى از معصومین(ع) منتسب مى‏‌دارد. و به یقین نشر این تعالیم و احادیث، در میان توده‏‌ها به ویژه نسل‌هاى جوان، و فرهیختگان گوناگون اجتماع دربردارنده فایده‏‌هایى بسیار است، از جمله:

۱٫ نگهداشت‏ حیثیت متعالى دین خدا، و صیانت هیمنه ارزش‌هاى تعالى‏‌آفرین «الهى‏‌انسانى‏» آن.

۲٫ پایدارى مسلمانان بر ایمان و عمل صالح، با اطلاع یافتن از ابعاد تعالیم دین و ارزش‌هاى حیاتى این تعالیم.

۳٫ زنده گشتن ذهنیت عدالت‌خواهى در جامعه اسلامى و تکلیف شرعى به شمار آمدن آن؛ چنان که قطعاً تکلیف شرعى است تا همه، در هرجا و مقام، در پى تحقق عدالت‏ باشند و با موانع به هرگونه درافتند.

۴٫ روى آوردن غیرمسلمانان منصف به پذیرش این ارزش‌ها و تعالیم، و بهره‏‌مند گشتن از حقایق دین خدا.

۵٫ مأیوس شدن بیگانگان و بیگانه‏‌گرایان از سست کردن ایمان مردم، به ویژه جوانان…

۶٫ گرویدن کسانى، براى اجراى عدالت، به طلوع فجر و فوران سپیده و از خواب گران برخاستن، و تشعشع خونین پیکرهاى شهیدان را که هنوز جامعه، گاه و گاه، هزار و بیش از هزار آنان را تشییع مى‏کند پیامى رعدآسا و لرزه‏‌افکن دانستن…

درباره هریک از این شش فایده مهم مى‌‏توان توضیحاتى آورد، لیکن به رعایت اختصار و اقتضا، از آن همه مى‏‌گذرم و تنها درباره فایده دوم (پایدارى مسلمانان بر ایمان و عمل صالح)، توضیحى کوتاه مى‏‌آورم که چه بسا اشاره‌‏اى به آن لازم باشد.

اهتمام به نگاه دارى زمینه‏‌هاى ایمانى و اصول اعتقادى مردمان، به ویژه نسل‌هاى جوان، امرى است در مرتبه اهم تکالیف. و چه بسا در زمان‌هایى این تکلیف از راه نوشته و کتاب انجام پذیرد؛ یعنى کتاب‌هایى و نوشته‏‌هایى بتوانند در نگهداشت ایمان مردم و باور نسل‌ها (به ویژه آن دسته از جوانان یا کسانى دیگر، که چیز چندانى از حقایق دین و تعالیم معصومین(ع) و خواسته‏‌هاى آن بزرگواران در تربیت فرد و ساختن جامعه و اجراى اسلام نمى‌‏دانند، و در معرض انواع افکار مسموم و مسموم‏‌کننده و عوامل تضعیف اعتقاد قرار دارند)، ۷ اثرى داشته باشند.

استاد بزرگ محدثان شیعه، شیخ ابوجعفر صدوق (م: ۳۸۱ق)، در کتاب «اکمال‌الدین‏» با سند حدیثى نقل کرده است از طریق امام جعفر صادق(ع)، از پدران بزرگوار خود، از پیامبر اکرم(ص) که آن حضرت به امام امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب(ع) چنین فرمود:

ـ یا على، و اعلم انّ اعجب الناس ایماناً و اعظم‌هم یقیناً، قوم یکونون فی آخرالزمان، لم یلحقوا النبی، و حجب عنهم الحجه، فآمنوا بسواد على بیاض:۸ اى على، بدان که مردمى در آخرالزمان خواهند آمد که داراى شگفت‏‌انگیزترین ایمان‌ها و استوارترین یقین‌ها هستند؛ مردمى که پیامبر را ندیده‏‌اند و حجت ‏خدا نیز از نظر آنان پنهان است، با وجود این از راه نوشته و کتاب (خطى سیاه بر کاغذى سپید)، ایمان مى‏‌آورند (و بر ایمان خود به دین اسلام ثابت مى‏‌مانند).

روشن است که «سواد على بیاض: خطى سیاه بر کاغذى سپید»، همان کتاب و نوشته است، و «باء» در «بسواد»، به احتمال بسیار غالب، براى «سببیت‏» است؛ یعنى عامل ایمان آوردن و معتقد گشتن و ایمان خویش را محفوظ نگاه داشتن و بر سر اعتقادات دینى خود پایدار ماندن آنان، همان کتاب‌هاى درست دینى است. و این حدیث ‏شریف بیدارگر و همت‏بخش، در جاى خود از معجزات است؛ زیرا که وصفیت «عصر غیبت‏»، از ۱۴۰۰ سال پیش گفته شده و ترسیم گشته است. و آیا کتاب‌هایى هست که چنین کارى بکند؟ و به گفته تاگور: «کار خورشید شامگاهى را بر عهده گیرد»۹ و فروغ ایمان را در جانها زنده نگاه بدارد؟ امید است این گونه کتاب‌ها بسیار نوشته شود و ارزان در دسترس جوان‌ها قرار گیرد، و داراى شرایطى چند باشد، از جمله:

۱) نویسندگانى معتقد و متعهد، عالم و با صلاحیت، آگاه از کل محتواى دست اول اسلام و سیره عملى پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) و آشنا با مقتضاهاى زمان.

۲) سبکى متناسب با انسان امروز و زندگى امروز (و حیات ملموس).

۳) استنادى قوى به حقایق کتاب و سنت که به نص سخن پیامبر اکرم(ص) در حدیث متواتر «ثقلین‏» دو عامل اصلى و توأمان رشد و تربیت و هدایت و سعادتمند…

در چنین کتاب‌هایى باید به شناساندن درست و جامع و خالص ارزش‌هاى متعالى اسلام به صورتى مستند و در ابعادى گوناگون (چنان‌که اشاره شد) پرداخته شود، و خود اسلام و حقایق تعالیم آن، چه قرآنى و چه حدیثى، که از هم جدایى ندارند بر شالوده فهمى تعقلى و ادراکى تفقهى شناسانده گردد، و حساب‌ها از هم متمایز باشد، تا دستاویزى به زیان اسلام به دست دشمنان دانا و همچنین دوستان نادان داده نشود.

و اما آن حدیث، آن حدیث‏ باز هم مهم، و باز هم عظیم، که گفتم آن را پس از مقدمه‏‌اى خواهم آورد، به عنوان تأییدکنندة ارتباط عدالت‌هاى گوناگون با یکدیگر، و نشان‌دهندة اینکه براى تحقق «عدالت معیشتى‏»، حضور اقسام دیگر عدالت نیز ضرورى است، این حدیث است از حضرت امام موسى کاظم(ع):

ـ لایعدل الا من یحسن العدل:۱۰عدالت را اجرا نتواند کرد، مگر کسى که آن را به بهترین وجه اجرا کند. (یا: عدالت را اجرا نتواند کرد، مگر کسى که آن را به بهترین وجه بشناسد.)

این حدیث‏ شریف را به هر دو گونه بالا مى‏توان ترجمه کرد. و روشن است و بسیار روشن که مفهوم تعلیمى و تربیتى و سازنده آن تا چه اندازه مهم و بنیادین است: کسى که عدالت را به بهترین وجه اجرا نکند (و از آن ضعف نشان دهد، یا تبعیض قائل شود، یا از مخالفان عدالت‏به هراس افتد…)، نمى‏‌تواند «مجرى عدالت‏» باشد.

کسى که عدالت را به بهترین وجه درک نکند و ابعاد آن را نشناسد و از عدالت تصور کامل و درستى نداشته باشد، و انسان را که هدف اجراى عدالت است درست درک نکرده باشد (و از «حیات ملموس‏» بی‌خبر باشد، و بر آثار سقوط‏‌‌آفرین استضعاف و فقر اشراف نداشته باشد)، نمى‏تواند «مجرى عدالت‏» باشد، و خلاصه یعنى، مجرى عدالت‏ بودن مشکل است، و «ساخته شدن‏» مى‏‌خواهد…۱۱ و اکنون و در اینجا به عنوان تیمّن و تبرک در شرح این چند حدیث‏ به مطالبى اشاره مى‏‌کنم:





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات