اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

حدیث سلسلۀ الذهب، هدیه امام هشتم به اهل سنت ایران


 
برای مشاهده تصویر گرافیکی در ابعاد بزرگ روی آن کلیک نمایید

 
سلسلة الذهب، واژه ای است که یادآور ورود امام رضا به نیشابور، و استقبال بی نظیر دانشمندان و محدثین بنام اهل سنت و حدیث « کلمة لا اله الا الله حصنی ...» و ثبت آن توسط بیست هزار کاتب و محدِّث و ... می باشد. امام هشتم، علی بن موسی الرضا، با همراهان وارد شهر نیشابور ایران، میشوند. جمعیت استقبال کنند از امام، زیاد گزارش شده است. ابوزرعۀ رازی و محمد بن اسلم طوسی، از علمای بزرگ اهل سنت ایران در ان زمان، نزد امام رضا، شرف یاب میشوند و از ایشان درخواست می کنند، که حدیثی از جد خویش پیامبر اسلام، برای حاضرین، بیان فرمایند. شیخ صدوق در کتاب التوحید، ادامه داستان و واقعه، را چنین نقل کرده است:
 
 

اسحاق بن راهویه می‌گوید: وقتی امام رضا(ع) در سفر به خراسان به نیشابور رسید، پس از آنکه اراده کرد به سوی مأمون کوچ کند، مُحدِّثان جمع شدند، و عرض کردند: ‌ای پسر پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم از شهر ما تشریف می‌‏برید و برای استفاده ما حدیثی بیان نمی‌فرمایید؟ امام (علیه السلام) دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. آن حضرت دو گیسوى بافته شده، همانند دو گیسوى مبارک رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) داشت که بر شانه‏ مبارکش افکنده بود. مردم، از هر طبقه‏اى ایستاده بودند و به آن حضرت مى‏نگریستند. گروهى فریاد مى‏کردند و دسته‏اى مى‏گریستند و عده‏اى در خاک غلطان و گروهى نعل استرش را مى‏بوسیدند. صداى ضجه و فریاد بالا گرفته بود. این وضعیت تا ظهر به طول انجامید. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود، در این موقع بزرگان و قضات شهر فریاد کشیدند: مردم گوش کنید و حفظ نمایید، فرزند پیامبر را نیازارید، ساکت باشید. در حالی که بیست و چهار هزار مرکب‌دان، به جز دوات، در آن روز شمارش شد، امام (علیه السلام) این‌چنین شروع به املای حدیث فرمود:
 
و قالَ: سَمِعتُ أبی موسَی بنَ جَعفَرٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی جَعفَرَ ابنَ مُحَمَّدٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی مُحَمَّدَ بنَ عَلِی یقولُ: سَمِعتُ أبی عَلِی بنَ الحُسَینِ یقولُ: سَمِعتُ أبِی الحُسَینَ بنَ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی أمیرَ المُؤمِنینَ عَلِی بنَ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ(ص) یقولُ: سَمِعتُ جَبرَئیلَ یقولُ: سَمِعتُ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ یقولُ: لا إلهَ إلَّا اللّهُ حِصنی، فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی قالَ: فَلَمّا مَرَّتِ الرّاحِلَةُ نادانا: بِشُروطِها، و أنَا مِن شُروطِها. (بحارالأنوار، ج ‏۴۹، ص ۱۲۶)
 
شنیدم از پدرم موسی بن جعفر(ع) که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد(ع) که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی(ع) که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین علیهما السّلام که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی(ع) فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) که فرمود شنیدم از رسول خدا(ص) که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: «کلمه‏ «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با آواز بلند فرمود با شروط آن و من خود یکی از آن شروط می‌باشم.
 
 
علت نامگذاری به سلسلة الذهب
 
این حدیث معروف به حدیث سلسلة الذّهب [یعنی زنجیره زرّین و طلایی] است. این نامگذاری به این دلیل است که افراد حاضر در سند حدیث، همگی از معصومان‌اند؛ یعنی امام رضا(ع) از امام هفتم(ع) و او از امام ششم(ع) تا اینکه به امام اول(ع) می‌رسد و او از پیامبر(ص) و پیامبر از خدای تعالی نقل می‌کند؛ از این رو این حدیث از احادیث قدسی محسوب می‌شود..
 
پذیرش امامت، شرط توحید خالص
 
شیخ صدوق پس از نقل کلام امام(ع) در کتاب توحید، می‌گوید: معنی کلام حضرت این است که از شروط «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» اقرار به امامت اهل بیت، است و اینکه امامان از جانب خداوند متعال نصب شده اند. به عبارت دیگر، توحید، با پذیرفتن رهبری امام حق (اهل بیت)، موجب نجات، خواهد بود و نه توحید بدون امامت.
 
منظره سخن امام رضا در نیشابور، همانند منظره روز غدیر بود که رسول خدا، در اجتماع انبوه مردم، ولایت و امامت علی علیه السلام، را پس از توحید، اعلام فرمودند..
 
 
 
 
دیدگاه دانشمندان اهل سنت درباره حدیث سلسلۀ الذهب
 
این رخداد و گزارش آن توسط اهل سنت همانند حاکم نیشابوری (۴۰۵هـ) ابو نَعیم اصفهانی (۴۳۰هـ) ابن حجر هیثمی (۹۷۴هـ) و... نشانگر اهمیت و جایگاه ویژه این رخداد و مرجعیت علمی و معنوی امام علی بن موسی الرضا می باشد. نکته قابل ذکر این است که در کتب اهل سنت علاوه بر حدیث سلسلة الذهب معروف، احادیث دیگری نیز از امام رضا نقل کرده اند که امام رضا آن ها را از پدرانشان نقل کرده ولی متن حدیث با حدیث حصن متفاوت است، به دیگر سخن احادیث سلسلة الذهب در کُتُب اهل سنت بسیار است یعنی احادیثی که امام رضا آنها را از پدر و اجداد خود تا رسول الله نقل کرده اند ، بسیار بوده اما آنچه که معروف و مشهور می باشد حدیث سلسلة الذهبی است که به "حدیث حصن" نیز معروف است.
 
 
حاکم نیشابوری، از دانشمندان اهل سنت، می گوید : 
 
لمّا دَخَلَ (علی بن موسی الرضا ) نیسابور ... و شقَّ سوقها و علیه مظله لا یری من ورائها تعرض له الامامان الحافظان ابو زرعة الرازی و محمد بن اسلم الطوسی ومعهما من طلبه علم و الحدیث مالا یُحصی فتضرعا الیه ان یریهم وجهه و یروی لهم حدیثا عن آبائه ... فقال: حدثنی ابی موسی الکاظم عن أبیه جعفر الصادق عن أبیه محمد الباقر عن أبیه علی زین العابدین عن أبیه شهید کربلاء عن أبیه علی بن ابیطالب قال : حدثنی حبیبی و قره عینی رسول الله قال : حدثنی جبرئیل سمعتُ ربُّ العزّه یقول :« لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی أمِنَ من عذابی » ، ثمَّ أرخی الستر و سار، فعدَّ اهل المحابر والدوی الذین کانوا یکتبون فأنافوا علی عشرین الفا. (ابن حجر هیثمی ، الصواعق المحرقه ص ۲۰۵ ، محمد بن سلامه قضاعی، مسند الشهاب ج ۲، ص ۳۲۳، مُناوی ، فیض القدیر ج۴، ص ۴۸۹, شبلنجی , نور الابصار ص ۳۱۳.)
 
هنگامی که امام رضا وارد نیشابور شد ... مرکب امام ایستاد و امام داخل کجاوه نشسته بود و احدی صورت وی را نمی دید دو پیشوای اهل حدیث نیشابور به نامهای ابوزرعه رازی و محمد بن اسلم طوسی و سایر طلاب علوم حدیث (که قابل شمارش نبودند) به پیشواز امام آمده , ابوزرعه و محمد بن اسلم با التماس و گریه و زاری از امام خواستند تا صورت خود را بنمایاند و برای آنها حدیث از پدرانش نقل کند ... .
 
ابن حجر هیثمی به نقل از احمد بن حنبل، می گوید : لو قرئت هذا الاسناد علی مجنون لبریء من جنته. (ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه ص ۲۰۵) و نیز ابونعیم اصفهانی (۴۳۰هـ) در یک بیان جامع، پیرامون این حدیث چنین می گوید: « هذا حدیثً ثابتً مشهورً بهذا الاسناد من روایت الطاهرین عن آبائهم الطیبین و کان بعض سلفنا من المحدثین اذا روی هذا الاسناد قال لو قرء هذا الاسناد علی مجنون لافاقَ.»
 
 
 
مسیر حرکت امام رضا (ع) از مدینه به خراسان / قدمگاه‌های امام رضا در ایران
 
 
برای مشاهده در اندازه اصلی بر روی تصویر کلیک کنید


لقب ضامن آهو، برای امام رضا، افسانه یا واقعیت؟
 
لقب “ضامن آهو”در نگاه عامه مردم به امام رضا علیه‌السلام نسبت داده شده است، ولی در واقع جزو القاب آن حضرت نیست. زیرا در آموزه های دینی گزینش اسم و لقب برای امامان معصوم (علیهم السلام) با معیارهای خاصی صورت می گیرد. البته در عرف مردم، آن جناب (علیه السلام)، به عنوان «ضامن آهو» شهرت دارد. این داستان آن گونه که در میان مردم مشهور است، در منابع حدیثی شیعی، موجود نیست. و داستانی متفاوت از آنچه بر سر زبان ها است، در کتاب شیخ صدوق، نقل شده است (عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۲۸۵ و ۲۸۶) که سال ها بعد از شهادت امام رضا(ع) اتفاق افتاده است، و نه در عصر امام. بنابراین، داستان مشهور نزد مردم (ضمانت آهو توسط امام رضا نزد شکارچی)، صحت ندارد و آنچه در منابع حدیثی شیعه، نقل شده است، متفاوت می باشد. اما شبیه به نقلی که در میان عامه مردم مطرح است، در معجزاتی که منسوب به رسول خدا (ص)، (اعلام الوری، ص ۲۵) امام سجاد (الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص) و امام صادق (بصائر الدرجات، ص ۳۴۹) است، وجود دارد. اما صحت داستان مشهور به امام هشتم، معتبر نیست.
 
***
 
امام رضا، بعد از این آبرویی برای ما شیعیان، باقی نمانده است
 
امام حسن عسکری علیه السلام نقل میفرمایند: بعد از آن که مأمون عباسی ولایت عهدی را به حضرت علی بن موسی الرضا علیهم‌االسلام تحمیل و واگذار کرد، روزی خادم حضرت، وارد شد و گفت: عده ای جلوی درب منزل آمده و اجازه ی ورود می خواهند؛ و می گویند که ما از شیعیان امام علی علیه السلام هستیم. حضرت فرمود: من مشغول کاری می باشم، ایشان را از ورود به منزل منصرف گردان، خادم طبق دستور حضرت آن افراد را منصرف کرد؛ و چون روز دیگر فرارسید، دوباره آمدند و همانند روز قبل گفتند: ما از شیعیان شما می باشیم؛ و دوباره حضرت آنها را نپذیرفت و بازگردانید.
 
تا آن که مدت دو ماه بر همین منوال سپری گشت و امام علیه السلام اجازه ی ورود و ملاقات به آنها نمی داد؛ و چون ناامید شدند، به خادم حضرت گفتند: به مولا و سرور ما بگو: ما عده ای از شیعیان پدرت، امام علی بن ابی طالب علیه السلام هستیم، آمدیم و شما ما را نپذیرفتی؛ و مخالفین، ما را سرزنش و شماتت می‌کنند، از تحمل چنین حالتی ناتوانیم؛ و به سوی شهر خود بازمی‌گردیم و ناچاریم که از محل و دیار خویش کوچ نمائیم؛ چون (با این جریان) از اهالی شرمنده و خجالت زده ایم.
 
هنگامی که پیام ایشان به امام رضا علیه السلام رسید، به دربان خود فرمود: به آنها اجازه بده تا وارد شوند، موقعی که وارد شدند، سلام کردند؛ ولی حضرت جواب آنها را نداد و اجازه‌ی نشستن هم نداد؛ و چون لحظاتی را سر پا ایستادند، اظهار داشتند: یابن رسول الله! این چه ظلم بزرگ و سبک کردنی است که نسبت به ما روا داشته‌ای؟! بعد از این جریان، آبروئی برای ما باقی نمانده است!
 
حضرت فرمود: سخن خداوند را بخوانید که فرموده است: «آنچه از مصائب و سختی ها به شما می رسد، در اثر کردار و گفتار خودتان می باشد؛ ولی خداوند بسیاری از خطاها را عفو می نماید». و سپس افزود: من در آنچه که درباره ی شما انجام دادم، به پروردگارم و جدم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و پدرم، امیرالمؤمنین علی و دیگر ائمه علیهم السلام اقتدا نموده ام.
 
اظهار داشتند: یابن رسول الله! مگر ما چه کرده ایم و گناه ما چیست؟ حضرت فرمود: به جهت ادعائی که کردید و اظهار داشتید که از شیعیان امام علی علیه السلام هستیم. وای بر حال شما! همانا شیعه ی علی علیه السلام؛ حسن، حسین علیهماالسلام، ابوذر، سلمان، مقداد، عمار و محمد بن ابی بکر می باشند، آنهائی که در هیچ موردی از دستورات آن حضرت سرپیچی و تخلف نداشته اند؛ ولیکن شما در حالتی اظهار می دارید شیعه هستید، که در بسیاری از کردار و گفتارتان مخالفت وجود دارد؛ و در بسیاری از واجبات الهی کوتاهی می نمائید، بسیاری از حقوق مهم برادران دینی خود را سبک دانسته و اهمیتی نمی دهید؛ و در مواردی تقیه انجام می دهید که لازم نیست؛ و در مواردی ترک تقیه می کنید، که باید آن را رعایت نمائید.
 
پس چنانکه گفته بودید: از دوستان و علاقه مندان امام علی علیه السلام هستیم و دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن می داریم، شما را در گفتارتان تکذیب و رد نمی کردم؛ چون این موقعیت و منزلتی را که شما ادعا کردید، بسیار عظیم و حساس می باشد. اگر گفتار شما با کردارتان منطبق نباشد، هلاک خواهید شد، مگر آن که رحمت الهی شامل حالتان گردد.
 
عرضه داشتند: یابن رسول الله! ما از گفتار گذشته خویش پشیمان هستیم و به درگاه خداوند یکتا توبه نموده و طلب مغفرت می نمائیم؛ و آنچه را که شما به ما آموختید؛ می گوئیم که ما از دوستان شما و دشمن دشمنان شما هستیم. در این موقع، حضرت آنها را مورد لطف قرار داد و فرمود: مرحبا، خوش آمدید؛ و بعد از آن که احترام شایانی از آنها به عمل آورد، به خادم خود فرمود: به تعداد مراحلی که از ورودشان به منزل مانع شدی، بر آنها سلام کن؛ چون از کردار خود توبه نمودند. و سپس امام رضا، دستور داد تا از آنها نسبت به مشکلاتشان دلجوئی شود؛ و هدایای قابل توجهی نیز به آنها مبذول نمود.(بحارالانوار، ج ۶۸، ص۱۵۸-۱۵۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۷)
 





نوع مطلب : معارف اهل بیت، تولی و تبری، سیاست و دین، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام رضا(ع)، قرآن کریم، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic