اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

ذوالفقاری در گفتگو با مشرق:
او را باید شهید رمضان نامید. در 19 رمضان به دنیا آمد و در 21 رمضان به شهادت رسید. مردی که ساواک 14 سال در تعقیب او بود و هیچگاه نتوانست او را زنده دستگیر کند. وعده‌ای که خود همیشه به دوستانش داده بود.
به گزارش  مشرق؛ از ابتدای آغاز مبارزات مردم ایران علیه استبداد چه در زمان مشروطه و چه بعد از آن ظهور و بروز افرادی که در میان شاخص بودند همیشه یک اتفاق به یاد ماندنی است. به خصوص فردی که در دوران زندگی خود اتفاقات بسیاری را سپری کرده است. از همراهی با شهید نواب صفوی تا تشکیل دسته‌های مقاومت مذهبی بوسیله گروه موتلفه اسلامی.

او را باید شهید رمضان نامید. در 19 رمضان به دنیا آمد و در 21 رمضان به شهادت رسید. مردی که سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) 14 سال در تعقیب او بود و هیچگاه نتوانست او را زنده دستگیر کند. وعده که خود همیشه به دوستانش داده بود. حال پس از گذشت نزدیک به حدود چهار دهه از شهادت او در تاریخ 2شهریور 57 به بررسی زندگی این شهید بزرگوار در گفتگو با ابراهیم ذوالفقاری(نویسنده و پژوهشگر تاریخ ایران) نشستیم:


* اگر اجازه بدهید برای مدخل ورودی به بحث، در ابتدا پیرامون خانواده شهید اندرزگو صحبتی انجام بشود. آیا سبقه تاریخی در مورد مبارزات و حضور خانواده آقای اندرزگو در لباس روحانیت وجود دارد؟


هر مطلبی که من از شهید اندرزگو می‌دانم و در این گفتگو بیان می‌کنم از میان اسنادی است که از این شهید به جای مانده و مطالعه کرده‌ام. به نظر من برای بازخوانی شخصیت یک انسان باید به تاریخ زمان زندگی او مراجعه کرد. بعضا سوالات و شبهاتی (هرچند کم و بی اهمیت) در مورد شهید اندرزگو بیان گردیده که از عدالت خارج است. شما نمی‌توانید در سال 94 با این همه امکانات و پیشرفت دنیای دیجیتال و دسترسی‌های خبری در مورد سال 1332 صحبت کنید. به نظر می‌رسد هر شخصیت تاریخی مثل شهید اندرزگو که در تاریخ مبارزات ایران نقشی بر عهده دارند را باید در زمان و مکان همان روزگار خود مورد بررسی و تحلیل قرار داد.

نفوذی ساواک در میان انقلابیون چه کسی است/ آقا گفت: اگر اندرزگو زنده می‌ماند، وزیر اطلاعات می‌شد/چرا شهید اندرزگو بعد از انحراف سازمان مجاهدین خلق به آنها نیرو معرفی می‌کرد

شهید اندرزگو در دوران کودکی


خانواده آقای اندرزگو مانند همه خانواده‌های سنتی ایران یک خانواده پر جمعیت هفت فرزنده است. شهرت آنها «اندرزور» است. می‌گویند زمانی که قرار شد مردم ایران فامیلی داشته باشند، خیلی از آنها به شغل‌هایشان مشهور شدند. فلذا نام خانوادگی مانند دباغ و مس فروش و امثال اینها از روی شغلشان انتخاب شد. ظاهرا اندرزوری یک شغل نصیحت‌گری بوده است. این که می‌گویید پیشینه روحانیت داشته‌اند یا خیر؟ در اینجا احتمال آن وجود دارد که کسی در اجداد آنها در یک جایگاه این چنینی بوده که چنین نام خانوادگی برای اینها انتخاب شده و به مرور زمان تبدیل به «اندرزگو» شده است. ظاهرا در شناسنامه ایشان هم حتی تا زمان درگیری با ساواک و شهادت باید اندرزور ثبت شده باشد.

به هر صورت یک خانواده پرجمعیت که منزل پدریشان در حوالی میدان غار و میدان شوش قرار داشته است. ببینید میدان شوش الان با میدان شوش 1316 بسیار متفاوت است. ظاهرا 4 پسر و 3 دختر بودند که سید علی در پسرها کوچکترین است. می‌گویند به خاطر شرایط اقتصادی بعد از گذراندن دوره ابتدایی، ترک تحصیل کرد و به سراغ کار رفت. این موضوع برای خانواده‌های سنتی پایین شهر که فرزند دوران انتهای دبستان یا انتهای دبیرستان سراغ کار برود یک چیز کاملا عادی و طبیعی بود.

*سندی مشخصی بر اساس حضور و شرکت در مبارزات تاریخی در خانواده ایشان وجود ندارد؟

با قاطعیت نمی‌توان گفت. چون اندرزوری، قرار است که در کرسی بنشینید و دیگران را اندرز دهید، چه بسا ناچار نیازمند این هستید به آیات و روایاتی بپردازید که با حکومت روبه رو شوید. یعنی با ظلم و جور مقابله کنید؛ قاعده اندرزوری این است. قاعده این است که روی صندلی بنشینید و یک عده‌ای را موعظه کنید، خب زمانی که حتی موعظه اخلاقی هم می‌کنید، همین که می‌گویید به دیگران ظلم نکنید، همین که شما یک واژه‌ای مثل ظلم و عدالت را در موعظه‌ها به کار می‌برید؛ به نظر من به ظلم‌ستیزی برمی‌گردد.

این را نمی‌دانیم که خانواده موجب شد که سیدعلی اندرزگو به مبارزات روی بیاورد، اما می‌دانیم که وقتی به بازار رفت؛ آن روزها بازار خاستگاه مبارزین بود. او در سال 1316 متولد شده و حدود سال 1323 که کشور آرام آرام از اشغال متفقین خارج می‌شود وارد مدرسه می‌شود و حوالی سال 1328، در اوج مبارزات بازار و نهضت ملی نفت و حضور آیت الله کاشانی در صحنه، سیدعلی وارد عرصه کار در بازار می‌شود. جایی که خاستگاه مبارزین آن روز است. به نظر من شهید اندرزگو در صحنه مبارزات دینی هر چه دارد از بازار دارد. این را در اسناد هم شاید بشود پیدا کرد. مثلا شهید عراقی 15 سال داشت که عضو شورای مرکزی فداییان اسلام است. برخی خرده می‌گیرند که مگر می‌شود یک جوان با این سن و سال در شورای مرکزی یک جمعیت عضو باشد. مگر مرحوم نواب صفوی چند سال داشت. گاهی اوقات افرادی که راجع به تاریخ صحبت می‌کنند، فکر می‌کنند که اگر قرار است یک شخصیت تاریخی را در یک جایی که تاثیر گذار در تاریخ بوده را تحلیل کنند، حتما باید این آدم یک فرد مسنی باشد. همیشه این طور نیست.

نفوذی ساواک در میان انقلابیون چه کسی است/ آقا گفت: اگر اندرزگو زنده می‌ماند، وزیر اطلاعات می‌شد/چرا شهید اندرزگو بعد از انحراف سازمان مجاهدین خلق به آنها نیرو معرفی می‌کرد

ابراهیم ذوالفقاری؛ نویسنده و پژوهشگر

به نظر می‌رسد از یک طرف فداییان اسلام با آن نوع صلوات فرستادن‌ها و این حضورشان در صحنه؛ از طرف دیگر هم یک شخصیتی مانند مرحوم شیخ علی اصغر هرندی که در مسجد میدان غار؛ منبر و حوزه درس دارد و افراد مختلفی مانند شهید بخارایی، رضا صفار هرندی، سید علی اندرزگو و... در این مسجد رفت و آمد می‌کنند. پس مسجد و بازار دو پایگاه جداناپذیر هستند که در شخصیت مبارزاتی اندرزگو تاثیر گذار است. اگر خاستگاه مبارزاتی وی را بخواهیم بررسی کنیم، ابتدا بازار و بعد جلسات درس مرحوم حاج شیخ علی اصغر هرندی است.

*سند مکتوبی پیرامون ارتباط شهید اندرزگو با گروه فداییان اسلام وجود دارد؟

متاسفانه یکی از اشتباهاتی که در مراکز اسنادی صورت می‌گیرد این است که هر کدام از مراکز خود به خود، جزیره‌ای و جدا از هم به فعالیت مشغول هستند. یعنی این گونه نیست که وقتی قرار است شما اسناد شهید اندرزگو را منتشر کنید به سراغ شهربانی بروید و بگویید هر چه در بایگانی دارید تحویل بدهید. یا به سراغ نهادهای امنیتی بروید و اسناد بخواهید. به سراغ مرکز اسناد بروید ممکن است اسنادی آنجا باشد. لذا در مورد این سوال شما باید بگویم که خود من به شخصه سندی ندیدم، ولی بعدها مرتبطین شهید اندرزگو که توسط نیروهای امنیتی رژیم شاه دستگیر شده‌اند؛ در بازجویی‌های خود نوشته‌اند که آقای اندرزگو به مرحوم نواب صفوی باور و علاقه خاصی داشت. البته این اثرگذاری نواب صفوی نه تنها بر ایشان، بلکه خیلی از مبارزین مذهبی ما تحت تاثیر مبارزات نواب به عرصه مبارزات ورود پیدا کردند.

*درس طلبگی را از چه زمانی شروع می‌کنند؟

از همان مسجد؛ وقتی که حاج علی اصغر هرندی در این جوان‌ها استعداد می‌بیند آنها را جذب می‌کند. در اسناداین گونه مطرح شده که درس عربی با هم مطالعه می‌کردند، اینها در یکی از اتاق‌های مسجد درس عربی می‌خواندند. چه بسا «جامع‌المقدمات» را از آن جا شروع کرده باشد. اگر در تاریخ هم دقت کنیم متوجه می‌شویم که بازاری‌های ما هم «مکاسب‌خوان» هستند. مکاسب یکی از کتب درسی حوزه علمیه است. ولی بازاری وقتی قرار است پشت دخل کسب بایستد، مکاسب می‌خواند. خواندن چنین کتابی یحتمل نیازمند خواندن ادبیات عرب هم هست. به نظر من از همان مسجد آقای هرندی درس طلبگی ایشان شروع می‌شود.

* به هر حال با پرداختن به اطرافیان شهید نواب صفوی به این نتیجه می‌رسیم که بعضی از آنها دارای سن و سال کمی هستند؛ امکان دارد که آقای اندرزگو هم حالا مثلا به عنوان حتی پامنبری در مجالس آقای نواب حضور پیدا کرده باشد؟

ببینید آقای اندرزگو وقتی به بازار می‌‌آید در صندوق سازی نزد برادر خود مشغول کار نجاری می‌شود. آن روزها فضای حاکم بر جامعه، فضای نهضت ملی نفت است و آقای نواب صفوی در حال مطرح شدن است. در کنار این هم آقای کاشانی به شدت در بازار نفوذ دارد. نقل شهید عراقی در این زمینه برای ما کفایت می‌کند که بگوییم این گونه هست.در کتاب «ناگفته‌ها» آقای مهدی عراقی نقل می‌کند که برای ازدواج شهید اندرزگو؛ او پا جلو می‌گذارد. خب مرحوم شهید عراقی در آن زمان فخار است و کار آجرپزی می‌کند و شهید اندرزگو در کار صندوق سازی، این چه ارتباط نزدیکی است که برای مهم‌ترین کار در زندگی یک شخص آقای عراقی پا پیش می‌گذارد، پس یک ارتباط ارگانیک و تشکیلاتی بین اینها وجود داشته است. پس بر اساس آنچه از شواهد بر می‌آید سوال شما را اینگونه پاسخ می‌دهم که این قضیه وجود داشته است.

نفوذی ساواک در میان انقلابیون چه کسی است/ آقا گفت: اگر اندرزگو زنده می‌ماند، وزیر اطلاعات می‌شد/چرا شهید اندرزگو بعد از انحراف سازمان مجاهدین خلق به آنها نیرو معرفی می‌کرد*روایت‌های گوناگونی در زمینه همکاری آقای اندرزگو با گروه‌های مبارز وجود دارد. مثلا بعضی معتقدند که او عضو موتلفه بوده و بعضی دیگر آنرا تکذیب می‌کنند. نظر شما در این زمینه چیست؟

می‌گویند ایرانی‌ها اهل اغراق هستند. فلذا شاعر می‌گوید: که رستم یلی بود در سیستان، منم کردمش رستم داستان...

مبارزات در دوره‌های مختلف، متفاوت بوده است. یک زمانی آقایان وارد صحنه مبارزه شدند و پایشان به زندان باز شد؛ یک زمان هم مبارزه در دهه 30 و 40 را نقد می‌کنیم.

نقل است که اگر در امامت 10 ساله امام حسن(ع) را جستجو کنید از امام حسین(ع) خیلی مطلب آنچنانی پیدا نمی‌کنید که ایشان چیزی گفته باشند. چون ایشان تابع برادرشان بودند. امام خمینی هم در زمان مرجعیت تامه مرحوم آیت الله بروجردی به جز کتاب کشف الاسرار و درس چیزی از ایشان نمی‌بینید. ولی در فروردین سال 1340 که مرحوم آیت الله بروجردی فوت می‌کنند و در اسفند همان سال آیت الله کاشانی فوت می‌کنند- یعنی دو اتفاق بسیار بزرگ در این سال می‌افتد- بعد دولت عرصه را خالی می‌بیند؛ در دولت اسدالله علم قصه انجمن های ایالتی ولایتی پیش می‌آید.

امکان این وجود ندارد که کسی بخواهد وارد عرصه مبارزات بشود و به تنهایی مبارزه کند. تنهایی می‌توان کتاب نوشت، تنهایی می‌توان شب نامه نوشت و توزیع کرد، می‌توان به تنهایی شعار نویسی کرد اما تنهایی مبارزه نمی‌توان کرد. آنها مبارزه فردی است، اگر قرار است مبارزه منسجم صورت بگیرد حتما باید تشکیلاتی ایجاد شود. مثلا دو نفر نیاز دارند که یک نفر دوچرخه را براند و یک نفر سریع اعلامیه را به منزل مردم بیاندازد. یعنی حتی برای پخش اعلامیه باید گروه داشته باشید.

شهید اندرزگو با موتلفه شروع کرد. اگر قرار است که در بهمن ماه سال 1343 شمسی یک تروری اتفاق بیفتد، آن هم ترور نخست وزیر، مگر می‌توان بدون سازماندهی همچین کاری انجام داد. مثلا ترور ناموفق مرحوم شیخ فضل الله نوری مگر سازماندهی نبود، مگر اسنادش منتشر نشد. به نظر می‌رسد که سازماندهی وجود داشته است. نقل‌هایی وجود دارد که نوارهای آن وجود دارد. در نشریه شما بخشی از نوارهایی که در شب ترور منصور، اینها نشستند و وصیت نوشتند و کارها را تقسیم بندی کردند منتشر شده است. که یکی تیرانداز شد، یکی نگهبان شد و هر کسی نقشی داشت. همسر شهید اندرزگو که به نظر می‌رسد بهترین ناقل است،نقل می‌کند که نقش شهید اندرزگو نقش منحرف کردن نیروهای محافظ و نظامی بوده است. چون آن روزها زمستان بود و زمین یخبندان بود. برف و یخبندان قدیم هم خیلی سنگین بود و مثل الان نبود. سال 43 در آن یخبندان قرار است تروری در بهارستان صورت بگیرد. نقش شهید اندرزگو این گونه بود که خودش را جلوی ماشین پلیس بیاندازد و یک تصادف سوری ایجاد کند تا پلیس منحرف شود و شهید بخارایی بتواند ترور را انجام دهد. طبیعی است وقتی اعضای موتلفه بعد از این ترور دستگیر شدند و آن اعدام‌ها صورت گرفت و علما به میان آمدند که شهید عراقی و مرحوم انواری که اینها هم اعدامی بودند به 15 سال تقلیل دادند. مشخص می‌شود که سطح شهید اندرزگو را نمی‌دانیم. تنها موضوعی که مشخص می‌شود این است که در کمیته نظامی موتلفه حضور داشته دارد.

* بعد از این ترور هم حزب موتلفه دیگر به صورت نظامی وارد عرصه مبارزه نمی‌شود.

شاید هم شرع اجازه نمی‌دهد. موتلفه برای ترور حسنعلی منصور که قطعا مجوز شرعی داشت، با زحمت مواجه شد. یادم هست که در جایی از آقای انواری خواندم که برای مجوز ترور منصور سه بار پیش امام خمینی رفتند. اما ایشان اجازه ندادند. بعد از ترور، وقتی دستگیر شدند در بازجوی‌هایشان مرحوم آقای فومنی که تازه فوت کرده بود را پیش انداختند. گفتند ما فتوا را از مرحوم آقای شیخ جواد فومنی که از علمای تهران بود گرفته‌ایم. ولی در پشت پرده ‌گفتند که ما این فتوا را از مرحوم آیت الله میلانی مشهد گرفتیم که ایشان در مبارزات نقش به سزایی دارد، ولو این که خیلی سعی شد نقش ایشان را نبینند و به نوعی آقای میلانی را در مقابل امام قرار دهند. و یا موافق رژیم پهلوی نشان بدهند.

موتلفه اگر کار نظامی نکرد به خاطر این بود که اولا همه اعضای آن دستگیر شدند. چون بازاری بودند و کار تشکیلاتی آنچنانی انجام نداده بودند. هر چند قبل از این ترور شاخه‌های 12 نفره داشتند که در آن کار تدریس انجام می‌دادند. مانند مسجد شیخ علی یکی از مساجدی بود که یکی از گروه های 12 نفره موتلفه که ظاهرا آقای بادامچیان مدرس دروس عربی آنها بود. مسجد شیخ علی پایگاه بسیاری از مبارزات بوده است. فلذا به نظرم با این که موتلفه در ظاهر سازمان داشتند و به شاخه‌های 12 نفره که یکدیگر را نشناسند تقسیم شده بودند. یعنی این 12 نفر زیر مجموعه آقای بادامچیان نمی‌دانستند که در صدر{literal}{{/literal}در رأس تشکیلات{literal}}{/literal} چه می‌گذرد. اما ترور حسنعلی منصور به گونه‌ای بود که خود محمدرضا پهلوی شخصا پا به میدان گذاشت و پرونده را پیگیری می‌کرد. حتی در بازجویی اینها خیلی نانجیبانه کار کردند. مگر شهید بخارایی آن روزها چند سال داشت، فکر می‌کنم 19 سال داشت که دستگیر شد. پای خانواده آنها را به وسط کشیدند و با رودرو کردن ها اعتراف گرفتند. کادر موتلفه چون گسترده نبود همه دستگیر شدند و کسی هم نبود که فعالیت کند. پس دلایلی که به ترور رو نیاوردند یکی دلیل شرعی بود ودیگری هم وجود نیروهای موثر آن در زندان است.

* در بسیاری از خاطرات و صحبت‌های مطرح شده از مبارزات انقلاب اسلامی این مطلب مطرح شده که امام خمینی با مبارزات مسلحانه مخالفت می‌کردند. این گونه رفتار را با کردار شهید اندرزگو که کار تشکیلاتی بصورت چریکی انجام می‌دادند را چگونه تحلیل می‌کنید.

یک زمان اتفاقی در کشور می‌افتد؛ حضور حسنعلی منصور در صحنه سیاسی کشور به عنوان نخست وزیر اتفاق بسیار عجیب است. دوره قدرتمندی محمدرضا با دستور خارج کردن رجال سیاست‌مدار مسنی که به نوعی انگلیسی بالا آمده‌اند را کنار گذاشته شوند روبرو شد،یعنی آمریکایی کردن سیستم به طور کلی. درست است که رجبعلی منصور انگلیسی است، درست است که حبیب‌الله عین الملک انگلیسی است، درست که رشیدیان و امین‌الملک انگلیسی هستند اما قرار است یک گروه جوانی روی کار بیاید که صددرصد آمریکایی هستند. کابینه حسنعلی منصور را اگر ارزیابی کنید، کسانی روی کار هستند که فقط با تحقیق در مورد اینکه آنها کجا زندگی و تحصیل کردند انجام بدهید به این نکته خواهید رسید. یک اتفاق عجیب در مملکت در حال رخ دادن است. این اتفاق عجیب با دو سه حرکت همراه است.
اول؛ رضاخان وقتی روی کار آمد، برای اینکه خودش را صاحب وجهه نشان دهد، فرمان لغو کاپیتولاسیون را داد. رضاخان با آن قلدری و با آن شرایط، از پذیرفتن این همه مصونیت که آنقدر سنگین است، شانه خالی می‌کند. مجلس سنا و مجلس شورای ملی ما در آن شرایط چنین قانونی را تصویب می‌کنند و منتقد به این قانون را شبانه، به تهران نرسیده را تبعید می‌کنند. یعنی بعد از فوت آیت‌الله بروجردی تسلیت حکومت روانه نجف می‌شود که بگوید حوزه علمیه قم خالی از عالم دینی است، یعنی رهبری دینی خارج از ایران است. بعد با لایحه انجمن‌های ایالتی جلو می‌آید. اما می‌بینند که یک آقا «روح الله»یی پیدا شد، آن هم با چه شرایطی و مجبور می‌شوند عقب‌نشینی کنند. لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و عقب نشینی‌دولت اسدالله علم و محمدرضا پهلوی شکست بزرگی برای آمریکایی‌ها بود.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، دفاع مقدس و شهدا، تزکیه نفس، تاریخ معاصر، پاسخ به شبهات، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic