اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

*ظهور و بروز شخصیتی چون امام خمینی در هیچ کدام از معادلادت آمریکا قرار نداشت.


کاملا درست است. یک دفعه دیدند یک نفر به پا خاست و آن وقت هم جو چقدر آماده و پذیرش داشت. در این شرایط امام را تبعید می‌کنند و در بورسای ترکیه لباس روحانیت را از تنشان خارج می‌کنند، و این اهانت بزرگی به اهل دین است. این جاست که می‌بینید در واکنش به این اقدام یک حرکت مسلحانه رخ می‌دهد. اگر در موتلفه بررسی کنید مگر به غیر از ترور آقای منصور، حرکت مسلحانه دیگری را سراغ دارید؟ در تاریخ نیروهای مذهبی به غیر از مجاهدین‌خلق که باید مبسوط به آن پرداخت، غیر از مبارزات نواب صفوی که به ترور هژیر، کسروی و... منجر شد؛ شما بعد از آن تروری از بچه‌های مذهبی می بینید؟ هیچ تروری صورت نمی‌گیرد. آیا امام به مبارزات مسلحانه قائل نبود؟ بله در شرایط. قرآن کتاب راهنمای ماست و دستورالعمل زندگی ماست دستورالعمل دنیا و آخرت ماست. قرآن می‌گوید: «فَقاتِلُواأَئِمَّهَ الْکُفْرِ» اما در شرایط. «وَأَعِدُّواْلَهُم مَّااسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ..» اما در شرایط.

نفوذی ساواک در میان انقلابیون چه کسی است/ آقا گفت: اگر اندرزگو زنده می‌ماند، وزیر اطلاعات می‌شد/چرا شهید اندرزگو بعد از انحراف سازمان مجاهدین خلق به آنها نیرو معرفی می‌کرد

شهید اندرزگو



*این شرایط به وجود آمد؟

اگر خوب به تفکرات امام توجه کنید، به زمانی بروید که امام از نجف به فرانسه رفتند. خبرنگاران مختلفی از رسانه های مختلف، رادیو و تلویزیون‌های مختلف به سراغ امام رفتند و همین سوال را پرسیدند که آیا شما اجازه می‌دهید که طرفدارانتان دست به اسلحه ببرند؟ امام «نه» نمی‌گوید. می‌فرمایند: ما فعلا تابع شرایط هستیم. اگر ما تابع شرایطیم و فعلا این کار را نمی‌کنیم. به نظر شما اگر قرار است حکومتی سرنگون شود، آیا نیازمند نیروی آموزش دیده نیست. شما برنامه‌ریزی می‌کنید 20 سال دیگر یک خانه در فلان منطقه بخرید، از امروز پول برای آن جمع می کنید. ما هم اسلحه جمع می‌کردیم و آموزش مسلحانه می‌دیدیم. ما مامور بودیم خود را آماده کنیم که اگر شرایط برقرار شد، دست بسته نباشیم.

* این آموزش‌های نظامی و جمع‌آوری سلاح به صورت برنامه‌ریزی شده و سیستماتیک بود؛ یا نه کسی مثل آقای اندرزگو احساس می‌کرد که برای این که امکان دارد یک تقابلی در آینده رخ دهد وظیفه دارد اسلحه وارد کشور کند و آموزش نظامی بدهد.

در واقع هم بله و هم خیر. مثل همین موضوع که عرض کردم؛ اگر قرار است سند در مورد شخصی منتشر شود، تنها نباید اسناد ساواک منتشر شود بلکه باید سراغ شهربانی هم رفت و اسناد آنها را هم جمع‌آوری کرد.پس جواب قطعی نمی‌توان داد اما می‌توان گفت که سیستماتیک بوده چون یک تفکر دینی پشت سر آن قرار دارد. برای مبارزه بر اساس مبانی دینی راهی طراحی شده است. مبارزه مسلحانه هم در این مبارزه یک جایگاه دارد که اگر شرایطش فراهم شود فردی مانند شهید اندرزگو ظهور خواهد کرد که شما وقتی نام او را می‌شنوید یاد یکسری از فعالیت‌هامی‌افتید که مثلا از فلان جا اسلحه وارد می‌کرد. اصلا دستگیری سال 50 مجید فیاض در محله چیذر که از مرتبطین شهید اندرزگو است به خاطر وجود آن اسلحه‌ها در منزلش است.

حتما با حزب ملل آشنا هستید. شخصی مثل سید محمد کاظم بجنوردی که در عراق متولد شده و در جوانی به ایران می‌آید، احتمالا به نظر می‌رسد که آنجا هم با «حزب الدعوه» تماس‌هایی داشته است. به ایران که می‌آید با تجربه شخصی خودش و دانشی که از آن ارتباط دارد در اینجا گروه تشکیل می‌دهد. گروهی که عموما دانش آموز دبیرستانی، چند دانشجو و حتی روحانیت مانند آقای حجتی کرمانی هم در آن حضور دارند؛ بعد هم بلافاصله ضربه‌ای که می‌خورد. به نظر می‌رسد این جریانات سازمان یافته ولی به شکل جزیره‌ای جدا از هم بوده است.

مبارزین مذهبی سعی می‌کردند و شاید یکی از وظایف اصلی خود می‌دانستند که با یک روحانی در تماس باشند. تا فعالیت‌های خود را مرور کنند. برای همین عرض می‌کنم که موتلفه بعد از ترور حسنعلی منصور دستگیر شدند، برخی فتوا را به مرحوم فومنی نسبت دادند و بعضی هم فتوا را مربوط به آیت الله میلانی نسبت دادند. یعنی این ارتباط وجود داشت و سعی می‌کردند به نجف بروند و با امام تماس داشته باشند. کما اینکه یک مقدار که مبارزات شعله ورتر می‌شود می‌بینید که آقای الویری به نجف می‌رود و با امام تماس می‌گیرد. این تماس‌ها هم بوده اما این که هدایت سازمان یافته باشد این گونه نبود. بیشتر به صورت هدایت فکری است. مبارزین مذهبی خودشان به عنوان جزیره‌ای مستقل گروه تشکیل می‌دادند و مبارزه می‌کردند و نیرو فراهم می‌کردند اما به صورت فکری هدایت خود را از روحانیت می‌گرفتند و طبیعتا از رهبری امام استفاده می‌کردند، چون رهبری امام در مبارزه بلامنازع بود.

*مقداری در مورد ارتباط شهید اندرزگو با سازمان مجاهدین خلق برایمان بگویید.

شهید اندرزگو بعد از ترور منصور وقتی حکم غیابی برای او صادر کردند؛ تنها و فراری شد و از همانجا با افراد مختلف و با گروه‌های مختلف تماس برقرار کرد. بعد از قیام 15 خرداد و بعد از دستگیری گروه موتلفه تنها گروهی که در صحنه جلوه کرد مجاهدین خلق است. چه دلمان بخواهدو چه نخواهد سمپات بودن این گروه تا یک دوره‌ای افتخار بود. نه اینکه یک جوان دانشجوی روشنفکر به این سمپاتی افتخار کند؛ بلکه یک طلبه جوان فاضل، هم به این ارتباط افتخار می‌کرد. وقتی این گروه نیازمند پول بود، کجا می‌توانست به آن کمک کند؟ به نظر من موتلفه. بدنه و تفکر موتلفه و کسانی که در مبارزه بودند، از طریق برخی از آقایان به لحاظ مالی به سازمان کمک می‌کردند. تا زمانی که آرام آرام انحرافات در سال 54 خودنمایی کرد. البته بعضی از افراد مانند شهید مطهری در سال 50 وقتی اولین نشریات که مثل شناخت به دستشان رسید، متوجه این انحراف شدند. ولی تا سال 54 که رسما اعلام تغییر مواضع داده شد و حتی می‌بینید شهید اندرزگو بعد از سال 54 نیرو به سازمان مجاهدین خلق معرفی می‌کند.

*دلیل این کارشان چیست؟

به خاطر اینکه می‌گوید ما تجربه مبارزه نداریم ولی اینها سازمان یافته هستند. به نیروها می‌گوید داخل اینها بروید اما به تفکراتشان کاری نداشته باشید و تنها آموزش مبارزاتی ببینید. در کتاب «اسناد شهید اندرزگو» از ایشان این مطلب نقل شده که عنوان می‌کنند50 صفحه راجع به انحرافات سازمان مجاهدین خلق نوشته‌ام و اینها ممکن است من را به خاطر همین موضوع ترور کنند. این را قبل از انقلاب می گویدولی قرارهای خود را می‌گذارد.


نفوذی ساواک در میان انقلابیون چه کسی است/ آقا گفت: اگر اندرزگو زنده می‌ماند، وزیر اطلاعات می‌شد/چرا شهید اندرزگو بعد از انحراف سازمان مجاهدین خلق به آنها نیرو معرفی می‌کرد


فرزندان شهید اندرزگو

* این نیرو معرفی کردن به سازمان از سوی دیگر نوشتن ردیه علیه آن با هم مقداری جمع پذیر نیست. لطفا در این زمینه توضیح بفرمایید.

سازمان نمی‌تواند متوجه شود که چه کسی، چه کاری انجام می‌دهد. سازمان برای این که خودش را حفظ کند، ارتباطات، ارتباطات حساب شده‌ای است. این گونه نیست که شهید اندرزگو به عنوان کسی که با این تفکرات انحرافی مخالف باشد برای همه شناخته شده است.

سازمان ارتباط‌های هرمی دارد. این گونه نیست که اگر شخصی یک گروه 5 نفره را اداره می‌کند همه آن را بشناسند. فلذا از خیلی از نیروهای سازمان که بپرسید؛ شهید اندرزگو را نمی‌شناسند. ایشان با بخشی از سازمان در ارتباط بودند. مثلا کسی مثل ابراهیم داوری که نامش در این کتاب وجود دارد، که برخی از قرارها را با او در خیابان گرگان می‌گذاشت.

باید با خصلت‌های شخصی شهید اندرزگو آشنا شویم تا به سوالات‌ پاسخ دهیم. به همین دلیل متاسفانه در بعضی از جاها به دلیل همین عدم شناخت مطالبی گفته شده که قابل پذیرش نیست. مثلا در جایی نقل شده که شهید اندرزگو با ساواک ارتباط داشته است، مگر می‌شود با این قدرت ساواک، کسی 14سال از دست آنها فرار کند. یک کتابی چاپ شده تحت عنوان اتفاقات تاریخی، مجموعه مقالات و تک سند است. یک مقاله‌ای در آن تحت عنوان «خر حمال یا مامور عملیات» است. آن جا یکی از ساواکی‌هایی که ظاهرا در کارهای عملیاتی هست، یک نامه به مسئولش می‌نویسد. زمانی که انقلاب در حال رخ دادن است. در این نامه شروع به اعتراض کردن می‌کند. که ما کار را انجام می‌دهیم و کسان دیگری سودش را می‌برند. حقوق ما کم است و حقوق اینها زیاد است. ساواکی نتوانست شهید اندرزگو را شناسایی و دستگیر کند که در برخی از مقاطع برای شنود تلفن‌های سوژه‌هایش با مشکل مواجه بود. اسناد کتاب «اندرزگو به روایت اسناد ساواک» را نگاه کنید،متوجه می‌شوید که یک فعالیتی اتفاق می‌افتد که یک مرتبه جمع می‌شوند که آقای اندرزگو را پیدا کرده‌اند. وقتی که شیخ عباس تهرانی در قم و یا چیذر شناسایی می‌شود. یکی دو ماهی تلاش می‌کنند می‌فهمند که بازداشت او امکان پذیر نیست، کار را رها می‌کنند. دوباره اتفاق دیگری می‌افتد، دوباره می‌گویند دکتر حسینی وجود دارد.

پس اولا ضعف ساواک که هم به رغم اینکه آموزش دیده این طرف و آن طرف است. اما هم دزدی در بین آنها زیاد بود؛ در جایی می‌خوانید که شخصی مثل علوی‌کیا چه پول‌هایی را به اسم عملیات از ساواک می‌گرفت و می‌دزدید. نیرو و امکاناتی نداشتند و فقط آنرا باد کرده بودند و از ساواک می‌ترساندند.شاید این حرف مناقشه برانگیز باشد. ما با سازمان های جاسوسی الان جهان که سنسورهای شنیداری خود را فعال می‌کنند و وقتی گوشی تلفن همراهی مثلا در فضا با کسی صحبت می‌کند این سنسورها فعال می‌شود که این صحبت را گوش کنند. آنها نیازمند دستگاه‌هایی بودند که در اختیار نداشتند. مثلا من کتاب اسناد ساواک در مورد شهید صدوقی را نگاه می‌کردم که ایشان رهبری نه تنها شهر یزد بلکه شهرهای اطراف و استان‌های اطراف را هم به عهده داشت. در یکی از این اسناد عنوان شده که ساواک یزد گزارش کرده که یک دستگاه شنود بیشتر نداریم که می‌خواهیم تلفن آقای صدوقی را کنترل کنیم. اما او دو خط تلفن دارد. ساواک ضعف امکاناتی برای کنترل داشت.

دوم اینکه شهید اندرزگو این گونه که در اسناد می‌بینید بسیار آدم متوکلی بود. شما تاریخ را ندیدید اما از کسانی که در جنگ بودند؛ بشنوید که این آیه «وَجَعَلْنَامِن بَیْنِ َیْدِیهِمْ سَدّاًوَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاًفَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَایُبْصِرُونَ ...» چه کارها که نمی‌کرد. بچه‌ها از جلوی عراقی‌ها رد می‌شدند و عراقی ها آنها را نمی‌دیدند.

یک خاطره‌ای را مرحوم آقای ابوترابی نقل می‌کند. چون او یکی از کسانی است که خیلی تنگاتنگ با شهید اندرزگو در ارتباط بود.نقل می‌کنند که یک روز طرف‌های مولوی در ماشینی که ظاهرا اسلحه هم به همراه داشته‌اند، پلیس جلوی ماشین آنها را می‌گیرد.خود مرحوم آقای ابوترابی اوج توکل بود. این آدم با این عظمت روحی می‌گوید که من ترسیدم. آقای اندرزگو به من گفت: آرام باش. پلیس آمد و ماشین را نگاه کرد و احترام نظامی گذاشت و گفت بفرمایید قربان.

سومین نکته اینکه ایشان یا مطالعه کرده بود و یا در ذاتش وجود داشت که در تغییر چهره بسیار ماهر بود. برخی فقط تغییر چهره می‌دانند اما ایشان با لهجه‌های مختلف آشنایی داشت. یعنی وقتی تغییر چهره می‌داد متناسب با آن چهره هم حرف می زد و متناسب با آن چهره فعالیت می‌کرد.

نفوذی ساواک در میان انقلابیون چه کسی است/ آقا گفت: اگر اندرزگو زنده می‌ماند، وزیر اطلاعات می‌شد/چرا شهید اندرزگو بعد از انحراف سازمان مجاهدین خلق به آنها نیرو معرفی می‌کرد

* آیا در این زمینه آموزش خاصی دیده بود؟

به نظر من نیازی به آموزش نبود. کسی که با الفبای مبارزه آشنا باشد، می‌داند که باید مورد شناسایی واقع نشود. می‌داند به گونه ای عمل کند که دستگیر نشود. بخشی از این رفتارها ذاتی است. اما طبیعی است که شهید اندرزگو با مبارزین ارتباط داشت.

چهارم اینکه با مطالعه نقل قول‌های مختلف می‌توان فهمید که ایشان چقدر رازدار بوده است. هر کسی که با او ارتباط داشته همان مقدار از او اطلاعات دارد و مطلب بیشتری از شهید اندرزگو نمی‌داند. نمونه همین بازجویی‌هایی که در این کتاب منتشر شده است. این آدم را شهید اندرزگو به مجاهدین خلق وصل می‌کند. اما وقتی به او می‌گویند چه چیزی از آقای اندرزگو می‌دانید، او مقدار کمی می‌داند.

این چهار عامل دست به دست هم داده تا از شهید اندرزگو، یک چریک تمام عیار ساخته است. چیزی که در زندگی شهید اندرزگو مغفول است. چون چهره‌اش به عنوان یک مبارز مسلح شناسایی شده، از دانش سیاسی و دینی ایشان غافل شدیم. شناخت انحرافات سازمان مجاهدین خلق از کسی مثل مرحوم شهید مطهری بر می‌آید که سال 50 متوجه انحراف آنها بشود. از من و شما برنمی‌آید کما اینکه خیلی از بزرگان اهل حوزه نتوانستند آنرا شناسایی کنند و یا به دلیل شرایط به آن اهمیت ندادند.

* اما در این زمینه نکته‌ای عنوان شده که از زندان به شهید اندرزگو پیغام داده شد که سازمان در زندان انحرافات دارد؟

خیلی تفاوتی ندارد. به خیلی‌های دیگر جریان انحراف سازمان گفته شد اما آنها به این حرف توجه نکردند. اگر که این حرف شما درست باشد، این تبعیت پذیری؛ می‌شود جزو خصلت‌های این جزیره‌های منفصل مبارزه با روحانیون در تماس بودند با رهبری دینی، اگر درست باشد این معنا را دارد که عجب تبعیت پذیری بالایی هم داشته است. آدم خیلی باید تابع یک رهبر دینی باشد که وقتی گفتند این انحراف دینی دارد، علیرغم این که در صحنه مبارزه با آنها ارتباط دارد اما رعایت می‌کند. اما اگر قرار است بر این انحراف ردیه نوشته شود چطور؟ اینکه نیازمند دانش هست. آن ردیه پیدا نشد اما در جایی در بازجویی‌ها کسی گفته است که در جیب او دیده شد که یک مطلب 50 صفحه‌ای بود که گفت من این را نوشتم.

در اینجا لازم است به نکته دیگری اشاره کنم، پیرامون شخصیت علمی شهید اندرزگو است. اگر در حوزه علمیه خیلی از او سراغ نداریم که پای کرسی درس نشسته باشد و دانش خود را افزوده باشد–با اینکه ایشان در قم و چیذر و مشهد دروس طلبگی را دنبال می‌کردند، با این حال زمانی که نیروهای امنیتی برای دستگیری ایشان وقتی به منزلشان هجوم می‌برند، کتاب‌هایشان را که به غارت می‌برند طبق گزارشات باقی مانده حدود 370 کارتن کتاب‌های اصلی دینی در آن قرار داشته است. از اینجا معلوم می‌شود که او خیلی اهل مطالعه بوده است.

کسی که هوش بالایی داشته باشد به راحتی می‌تواند در مدت زمان کم مطالب زیادی را فرا بگیرد و شهید اندرزگو هم به نظر من از این دسته افراد بود. ولی همه ی وقت خود را برای مبارزه گذاشته است و علت دستگیر نشدنش هم همان چهار دلیلی بود که عرض کردم.

شاید یک سوال به ذهن جوان امروزی ما متبادر شود که آیا شخصیتی مثل شهید اندرزگو هیچ اشتباهی نداشته است؟ اگر امروز بنشینید و سال 54 را تحلیل کنید، شاید بتوانید برای او اشتباه تعریف کنید. مثلا چرا خودش سازمان تشکیل نداد و در سال 55 و 56 هم آدم به سازمان مجاهدین خلق معرفی کرد. ممکن است ایشان هم در طول مسیرش دچار بعضی از لغزش‌ها شده باشد که نمی‌دانیم آن چیست؟ ممکن است در تحلیل به آن برسیم. ولی پسرشان به من می‌گفت یک روزی مقام معظم رهبری که ارتباطاتی با شهید اندرزگو در مشهد داشتند، به من فرمودند که اگر پدر شما زنده بود، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی می‌شد. ایشان چنین قابلیتی و تواناهایی داشت.

*در بعضی از مطالب و مصاحبه‌ها پیرامون شهید اندرزگو بعضی از افراد مدعی شده‌اند که اگر بعضی از دوستان آقای اندرزگو زیر فشار ساواک کم نمی‌آوردند و با آنها همکاری نمی‌کردند، هیچگاه ساواک موفق به کشتن شهید اندرزگو نمی‌شد. نظر شما در مورد این مطلب چیست؟

یک زمانی کسی مجرد حرف می‌زند. شکنجه‌هایی که ساواک می‌داد مخصوصا زمانی که کمیته مشترک تشکیل شد؛ شکنجه‌ها، واقعاشکنجه بود. این تفاوت مقاومت را در دوران اسارت هم با آن روبه رو هستید. حالا برخی توانشان خیلی بالا بود. اما بعضی دیگر توان نداشتند. آدم تا ناخنش را نکشند، تا شلاق نخورد، کم آوردن را نمی‌فهمد. یک زمانی ساواک شما را دستگیر می‌کند و نام دوستانت را می‌پرسد. شما هم می‌گویید. شماره تلفن آنها را هم می‌خواهد، شماره تلفن‌ها را هم می‌دهید. اما موضوع اصلی را به شما معرفی نمی‌کند. به نظر من یک شخصی دستگیر شد؛ بعد از آن یک سری آدم معرفی کرد که از بین آنها اتفاقا شخصی بود که با شهید اندرزگو در ارتباط بود که همان حاج اکبر صالحی ماست فروش است. غریب 9 ماه تلفن او را تحت کنترل داشتند و از قضا از یک سال قبل شهید اندرزگو را شناسایی کرده بودند. حالا سال 57 است؛ ساواکی که سال 36 تشکیل شده الان خودش را مجهزتر کرده است، حالا نیرو اضافه کرده است. نیروهای صرف نظامی را خارج کرده و نیروهایی مثل پرویز ثابتی را روی کار آورده است. الان موساد و سیا به آنها آموزش می‌دهد. نیروهای ساواک به انگلیس می‌روند و آموزش می‌بینند. تجهیزات فنی و کادر اضافه کرده است. حتی کار تا جایی پیش می‌رود که در کنار شهید اندرزگو آدم‌های خود را قرار می‌دهند، یعنی می توانند در بخشی از ساختار فعالیت های ایشان نفوذ کنند.

انقلاب کم کم در حال شکل پیدا کردن است. به همین دلیل آمریکایی‌ها تصمیم می‌گیرند که ساختار حکومت را تغییر دهند. شکل حکومت را آرام آرام به سمت فضای آزادی بیاورند. لذا یکی از کسانی که تغییر می‌دهند رئیس ساواک است. نصیری را برمی‌دارند و ناصرمقدم را جای آن می‌گذارند. مقدمی که هنوز برخی از ملی‌گراها از او تقدیر می‌کنند به واسطه رفتارش. وقتی ناصر مقدم سرکار می‌آید. از پرونده آقای اندرزگو گزارشی تهیه می‌کنند و به او می‌دهند که این فرد چنین آدمی است. در ترور منصور بوده است، الان این کارها را انجام می‌دهد. بخش اعظمی از اعلامیه‌ها توسط او پخش می‌شود و... اما ما دو نفر از کسانی که با او کار می‌کنند را استخدام کرده‌ایم. با این شماره‌های رمز که این آقای اندرزگو اینها را به لبنان فرستاده تا آموزش نظامی ببینند. اگر اینها برگردند در تشکیلات این آدم صاحب خبر بیشتری می‌شویم. مقدم می‌بیند که انقلاب در حال رخ دادن است و رژیم پهلوی دارد از دست می رود. زیر گزارش می‌نویسد که دستگیرش کنید و باقی ماجرا را از خودش بپرسید. این موجب می‌شود که آن قصه خیابان سقاباشی اتفاق بیفتد. وگرنه اگر صبر می‌کرد و اجازه می‌داد آن دو نفر برگردند؛ انقلاب پیروز می‌شد و شهید اندرزگو زنده می‌ماند.

*نحوه ارتباط شهید اندرزگو با امام چگونه بوده است؟

تنها مسئله‌ای که در این زمینه می‌دانیم این است که شهید اندرزگو دوستی داشت به نام شیخ عبدالله کرمانشاهی سیابانی که ماه رمضان دو سال پیش فوت کرد. خدا رخمتش کند؛  اگر در صحیفه نور امام نگاه کنید؛ متوجه می‌شوید که امام به ایشان حکم وجوهات داده است. او از مبارزینی بود که با شهید اندرزگو ارتباطات تنگاتنگی داشت. وقتی عبدالله با امام در تماس این چنینی است، پس شهید اندرزگو اولی است.




نوع مطلب : پاسخ به شبهات، تاریخ معاصر، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، دفاع مقدس و شهدا، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic