اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
آیت‌الله‌ ری‌شهری در درس تفسیر قرآن با اشاره به مهم‌ترین دلیل گمراهی اکثر مردم و لزوم تبعیت از حق، ذکری برای پیشگیری از کج‌روی توصیه کرد.

مشرق، جلسات تفسیر قرآن آیت‌الله «محمدی ری‌شهری» تولیت آستان مقدس عبدالعظیم حسنی(ع) در نیمه اول سال پنج‌شنبه شب‌ها برگزار می‌شد اما در نیمه دوم سال جاری جلسات این مفسر قرآن کریم چهارشنبه‌ها در حرم عبدالعظیم حسنی(ع) برگزار می‌شود.

آیت‌الله ری‌شهری در جلسه هفته گذشته (27 آبان ماه) به ادامه مباحث جلسات قبلی که درباره آیه شریفه «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ»(حمد/7) بود، پرداخت که در ادامه شرح آن را می‌خوانیم؛



موانع ضلالت/ مهم‌ترین دلیل گمراهی مردم

به اینجا رسیدیم که موانع ضلالت چیست؟ چه چیزهایی مانع می‌شود که انسان راه خدا را گم نکند یعنی پیشگیری از گمراهی؛ پاسخ به این سؤال یک کلمه و جمله است و آن پیروی کردن از عقل است.

پاسخی که قرآن و اهل‌بیت(ع) به این سؤال پاسخ می‌دهند که چه کنیم راه درست زندگی را گم نکنیم و صراط مستقیم الهی را گم نکنیم این است که اگر می‌خواهی راه خدا را گم نکنی گوش به حرف عقلت بده. همان مطلبی که در جلسه قبل عرض کردیم که کسی از پیامبر(ص) رهنمود خواست که ایشان سه بار از شخص پرسید اگر رهنمودی بدهم گوش می‌دهی؟ گفت: بله. سپس فرمودند: هر کاری خواستی انجام دهی از عقلت کمک بگیر. این خلاصه جواب قرآن و حدیث به این سؤال است. حال سایر رهنمودهای قرآن و اهل‌بیت(ع) ریشه در همین پاسخ دارد و مصادیق این پاسخ هستند.

دومین مانع گمراهی، پیروی از علم است. یکی از مصادیق روشن و برتر رهنمود عقل این است که اگر می‌خواهی گمراه نشوی و راه خدا را گم نکنی تا نسبت به چیزی یقین پیدا نکردی، انجام نده. وقتی می‌خواهی کاری انجام بدهی حرفی می‌خواهی بزنی، چیزی می‌خواهی بنویسی یا مطلبی می‌خواهی مطرح کنی ببین عقل چه می‌گوید؟ آیا علم و یقین داری که این درست است؟ آیات قرآن مکرر روی این نکته تأکید کرده است که یکی از علل اساسی گمراهی مردم این است که دنبال حدس و گمان می‌روند و صبر نمی‌کنند نسبت به چیزی یقین پیدا کنند، «وَمَا لَکُمْ أَلاَّ تَأْکُلُواْ مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَکُم مَّا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ وَإِنَّ کَثِیرًا لَّیُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِینَ؛ و شما را چه شده است که از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمى‏‌خورید با اینکه [خدا] آنچه را بر شما حرام کرده جز آنچه بدان ناچار شده‌‏اید براى شما به تفصیل بیان نموده است و به راستى بسیارى [از مردم دیگران را] از روى نادانى با هوس‌هاى خود گمراه مى‏‌کنند آرى پروردگار تو به [حال] تجاوزکاران داناتر است». (انعام/119) بسیاری از مردم با هوس‌های خودشان گمراه می‌کنند بدون اینکه بدانند آن کاری که می‌کنند، درست است.

وقتی انسان دلش چیزی را می‌خواهد و مایل به انجام کاری است دیگر دنبال این نیست که ببینید کاری که می‌خواهد انجام دهد، درست است یا نه؛ بلکه دنبال دل و هوس می‌رود و برای کارش هزار توجیه می‌آورد.

در سوره 29 سوره مبارکه «روم» هم داریم: «بَلِ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ فَمَن یَهْدِی مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ؛ نه [این چنین نیست] بلکه کسانى که ستم کرده‏‌اند بدون هیچ گونه دانشى هوس‌هاى خود را پیروى کرده‌‏اند پس آن کس را که خدا گمراه کرده چه کسى هدایت مى‏‌کند و براى آنان یاورانى نخواهد بود»، کسانی که ظالم هستند دنبال هوس‌شان می‌روند بدون اینکه بدانند آن چیزی که دلشان می‌خواهد درست است یا نه؛ که این اشاره به همان ضلالت کیفری دارد. حتی حاضر است هزینه کند برای کارهای لغو و بیهوده که مایل است انجام بدهد تا مردم را منحرف کند.

در آیه 6 سوره مبارکه «لقمان» داریم: «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ؛ و برخى از مردم کسانى‏‌اند که سخن بیهوده را خریدارند تا [مردم را] بى[هیچ] دانشى از راه خدا گمراه کنند و [راه خدا] را به ریشخند گیرند براى آنان عذابى خوارکننده خواهد بود». هرکس که هزینه می‌کند برای آن چیزی که دلش می‌خواهد تا مردم را از راه خدا منحرف کند؛ آیات الهی را که حق است را نیز مسخره می‌کند. این مصداق این آیه می‌تواند باشد.

علت گمراهی اکثر مردم/لزوم عدم تبعیت از هوس

آیه 116 سوره مبارکه «انعام» نکته جالبی را مطرح می‌کند و آن درباره علت گمراهی اکثر مردم است. «وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ؛ و اگر از بیشتر کسانى که در [این سر]زمین مى‏‌باشند پیروى کنى تو را از راه خدا گمراه مى‏‌کنند آنان جز از گمان [خود] پیروى نمى‏‌کنند و جز به حدس و تخمین نمى‌‏پردازند». اگر از اکثر کسانی که در زمین زندگی می‌کنند پیروی کنی گمراه می‌شوی. بیشتر مردم به دنبال یقین نیستند تا حدی که به ذهنشان آمد کاری خوب است دنبالش می‌روند چون دلشان می‌خواهد. این‌ها دنبال این هستند که گمانشان چه می‌گوید و تخمین می‌زنند و گزافه‌گویی می‌کنند بنابراین یکی از موانع مهم گمراه شدن این است که انسان تا وقتی نسبت به چیزی علم و یقین پیدا نکرده است، دنبالش نرود.

تا چیزی را باور نکردی، دنبال مکن

این رهنمود قرآن است که انسان پیروی علم و یقین کند و تا چیزی را باور نکرده از آن پیروی نکند تا حدی اهمیت دارد که از نظر قرآن همه مجاری ادراکی و تصمیم‌گیری انسانی در برابر این مطلب مسئول است و این مطلب اینقدر اهمیت دارد که از نظر قرآن همه مجاری ادراکی انسان، در برابر این مطلب مسئول است، «وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا؛ و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد». خدا می فرماید تا چیزی را یقین نکردی صحیح است نگو، ننویس و عمل نکن. چرا؟ چون هم گوش، هم چشم و هم دل مسئول است.

پیامبر(ص) می‌فرمایند: خدا رحمت کند کسی را اگر حرف می‌زند خیر است یا سکوت می‌کند. حق نداری هر چه هر کسی می‌گوید.

امام علی(ع) نیز می‌فرمایند: اگر بندگان خدا وقتی چیزی را نمی‌دانند توقف کنند، اظهار نظر نکنند، کافر و گمراه نمی‌شوند.

حق را با حق بشناس نه با اشخاص

کفر معانی مختلفی دارد؛ یکی از معانی آن کفر انکاری یا جهودی است. یعنی کفری که انسان چیزی را می‌داند انکار می‌کند یا چیزی را نمی‌داند انکار می‌کند. کفر انکاری هم یا جهلی است یا علمی.

 سومین چیزی که در قرآن آمده مانع گمراهی انسان می‌شود، پیروی از حق است. در زندگی تصمیم بگیر از حق پیروی کنی. در جنگ جمل شخصی نزد امام علی(ع) آمد و گفت: شما فکر می‌کنید همه یاران پیامبر(ص) باطل می‌گویند و شما درست می‌گویید؟ این‌ها با سوابق طولانی چطور ممکن است اشتباه کنند؟ امام فرمودند: حق را با حق بشناس نه با اشخاص.

توصیه لقمان به پسرش/ در مقابل حق فروتنی کن

در  آیه 32 سوره مبارکه «یونس» داریم: «فَذَلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ؛ این است‏ خدا پروردگار حقیقى شما و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست پس چگونه [از حق] بازگردانیده مى‏‌شوید». انسان هر چه فاصله‌اش از حق بیشتر شود، بر گمراهی او افزوده می‌شود و هر چه به حق نزدیک‌تر شود به صراط مستقیم نزدیک می‌شود. خداوند در آیه 108 همین  سوره می‌فرمایند: «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءکُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَیْکُم بِوَکِیلٍ؛ بگو اى مردم حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر که هدایت‏ یابد به سود خویش هدایت مى‏‌یابد و هر که گمراه گردد به زیان خود گمراه مى‏‌شود و من بر شما نگهبان نیستم».

لقمان به پسرش می‌گوید: در مقابل حق فروتنی کن. اگر می‌خواهید زندگی خوبی داشته باشی تسلیم حق باشید. تمام رهنمودها را خداوند در همین کلمه «حق» خلاصه کرده است.

چهارمین عامل پیشگیری از گمراهی اطاعت از خداوند متعال است. آیات 39 تا 42 سوره مبارکه «حجر» داریم: «قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ* إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ* قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ *‌ إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ»؛ گفت پروردگارا به سبب آنکه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏‌آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت؛ مگر بندگان خالص تو از میان آنان را؛ فرمود این راهى است راست [که] به سوى من [منتهى مى‏‌شود]؛ در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطى نیست مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند». شیطان با جسارت گفت همه را گمراه می‌کنم اما اطاعت از خدا مانع تسلط شیطان با انسان می‌شود.

ذکری برای پیشگیری از کج‌روی/ «وَلاَ الضَّالِّینَ» را هر روز چند بار تکرار کنید

پنجمین عامل پیشگیری از گمراهی دعا است. در نمازها می‌گوییم خدایا دستم را بگیر که گمراه نشوم. «وَلاَ الضَّالِّینَ» را هر روز تکرار کن، نه یک بار چند بار تکرار کن در هر نماز می‌خوانی بگو که خدا کاری کن کج نروم، گمراه نشوم پس دستم را رها نکن. آیت‌الله بهجت می‌فرمود: قطره قطره هدایت الهی باید به انسان برسد تا انسان بداند چه بگوید و چه بکند. یعنی هر لحظه‌ای که خدا انسان را رها کند، همان لحظه انسان گمراه می‌شود.

در مناجات منسوب به امام سجاد(ع) داریم: ای کسانی که مهربان‌تر از پدر مهربان، نیکوکارتر از فرزند رفیق و نیکوکار هستی و از هر همسایه و رگ گردن به من نزدیک‌تر هستی، کاری کن که خیر در دسترس من باشد. در همه قضا و قدر برایم خیر طلب کن. خدایا خاتمه من را با تقوا قرار بده و از هر چیزی که مرا از تو جدا می‌کند و از سخن و کاری که مرا از تو دور می کند، بازدار. به من رحمتی بفرست که دلم شفا پیدا کند و هیچ شبه و بدبعتی سبب گمراهی من نشود.

خداوند به همه ما توفیق عنایت کند تا پایان عمر در صراط مستقیم الهی بمانیم.

موضوعی که آیت الله بهجت به عنوان یک درمان و مرهم به روی آن تأکید می کنند این است که‌: "اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است."
 به گزارش مشرق، آیت الله بهجت به نکته دقیقی اشاره می کنند که ممکن است این نکته پرسش و شبهه بسیاری از آدم ها باشد. این که چه حکمتی در تکرار نماز نهفته است. چرا ما هر روز این آیه ها و سجده ها و رکوع ها را تکرار می کنیم. هر روز این سلام های ثابت را می فرستیم. اما پاسخ این گونه است: "شاید حکمت تکرار نماز - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز  قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد." این سخن یادآور آن نکته زیبا از حضرت رسول (ص) است که اگر هر دو روز یک مسلمان مثل هم باشد - فردای او بهتر از امروزش نباشد - او دچار خسران شده است.  حال اگر مصداقی به این بیان نورانی رسول مکرم اسلام توجه کنیم مسلما مهم ترین نشانه احتراز از این اتفاقی این است که نمازهای یک مسلمان رو به صعود داشته باشد. مثل نردبامی که شخصی از آن به سمت بالا صعود می کند. اگر آن شخص هر روز در یک پله از نردبان در جا بزند دچار خسران شده است و اگر روز بعد پایش را به جای گذاشتن بر پله بالاتر بر پله پایین تر بگذارد دچار خسران عظیم تری شده است. نماز هم این گونه است.

بزرگان اهل معنا و معرفت و شخصیت های قرآنی و معنوی توجه شایانی به اهمیت نماز داشته اند و این موضوع البته مایه تعجب نیست. وقتی از زبان معصوم علیه السلام می شنویم و می خوانیم که نماز، معراج مؤمن است پس شگفت آور نخواهد بود که شخصیت های شیعه بارها به این اصل مهم و عمود خیمه مسلمانی توجه نشان دهند.

عارف بالله، آیت الله بهجت نیز از جمله شخصیت هایی است که به مناسبت های مختلف در دیدارهایشان با مشتاقان عالم معنا و معرفت از جمله تقاضا برای موعظه و پند نکات دقیق و مهمی در باره نماز ارائه می کنند. آچه در ادامه می آید شرح مختصری بر این عبارت های کوتاه اما مهم و کلیدی در سیر و سلوک معنوی به سمت محبوب است:  "وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز می‎گردد، اولین چیزی را که سوغات می‎آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: «اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَ یَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می‎گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!"

حقیقت آن است که نماز در اصل یک سفر و عروج معنوی و روحانی است. گشت و گذاری در سپهر جان  و هنگامی که عبد مخلص از این سفر روحانی برمی گردد مثل هر سفر محسوس دیگری چیزهایی با خود می آورد و دستاوردهایی از سفر خود دارد. به تعبیر عامه با خود از سفر سوغاتی می آورد اما این سوغاتی چیست؟ از منظر آیت الله بهجت این سوغاتی، سلامی از جانب خدا و ناحیه الله است. نمازگزار نماز خود را با سلام و تحیت و درود تمام می کند که از ناحیه خداست و به سوی او برمی گردد.

بالاترین لذت ها در نماز جمع شده است

اما آن ها که مشام جان شان بیدار و هشیار است، عطر این سلام ها و حقیقت آن ها را برحسب ظرف معرفتی شان می چشند و حس می کنند و لذت های نماز را درمی یابند.

همچنان که این عالم دینی در بخش دیگری از اظهارات شان چنین می گویند که: "نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! نماز ، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می‎شود. تمام لذت‎ها روحی است و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است... اما اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره‎مند نشود، در عقل او خلل است. نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی‎شوند. "

در این بخش هم آیت الله بهجت به ظرایف زیبایی اشاره می کند که عموما مبتلابه و دامنگیر عامه است. این که امکان دارد و محتمل است که بسیاری حظ و التذاذی از نماز خواندن شان نبرند و صرفا برای این که یک تکلیف مشقت بار دینی را به جا بیاورند از رختخواب کنده شوند و سر سجاده بنشینند اما اگر نمازگزار حقیقی و اهل، سر سجاده بنشیند در واقع سر سفره نشسته است و همان التذاذی را که اهل دنیا از خور و خواب می برند و خوردن را نه به عنوان یک امر مشقت بار که به عنوان امر شادی آور و لذت بخش دنبال می کنند او نیز نماز را به مثابه امری شادی آور و لذت بخش دنبال می کند. تعبیری که آیت الله بهجت در این باره به کار می برند تعبیر زیبایی است: "نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است." مثل این می ماند کسی از این که در راه حق کشته شود واهمه دارد و از این که از این حیات زمینی جدا شود وحشت دارد اما کسی که به آن معنای اصیل و اصلی حیات حقیقی دست یافته، مرگ در راه خدا را مثل خوردن حلوا و چشیدن شهد می بیند همچنان که از اولیا و بزرگان و معصومین علیه السلام شنیده ایم و نمونه اش همان عبارت زیبایی است که حضرت قاسم ابن الحسن خطاب به عموی گرامی شان می فرماید: "احلی من العسل / این چنین مرگی در نزد من از عسل شیرین تر است."

این همان لذت فوق تصور ذهن ها و روح های غرق شده در محاسبات مادی و تنگ نظرانه است که از همه لذایذ زندگی در محسوسات فراتر می رود چون اصل و اساس لذت ها روحی است: "تمام لذت‎ها روحی است و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است."

چه رمزی در این تکرار نهفته است؟

اما آیت الله بهجت در ادامه به یک نکته دقیق هم اشاره می کنند که ممکن است این نکته پرسش و شبهه بسیاری از آدم ها باشد. این که چه حکمتی در تکرار نماز نهفته است. چرا ما هر روز این آیه ها و سجده ها و رکوع ها را تکرار می کنیم. هر روز این سلام های ثابت را می فرستیم. اما پاسخ این گونه است: "شاید حکمت تکرار نماز - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز  قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد."

این سخن یادآور آن نکته زیبا از حضرت رسول (ص) است که اگر هر دو روز یک مسلمان مثل هم باشد - فردای او بهتر از امروزش نباشد - او دچار خسران شده است.  حال اگر مصداقی به این بیان نورانی رسول مکرم اسلام توجه کنیم مسلما مهم ترین نشانه احتراز از این اتفاقی این است که نمازهای یک مسلمان رو به صعود داشته باشد. مثل نردبامی که شخصی از آن به سمت بالا صعود می کند. اگر آن شخص هر روز در یک پله از نردبان در جا بزند دچار خسران شده است و اگر روز بعد پایش را به جای گذاشتن بر پله بالاتر بر پله پایین تر بگذارد دچار خسران عظیم تری شده است. نماز هم این گونه است. ما نمازها را تکرار می کنیم مثل کسی که بر نردبامی قرار گرفته و پاهایش را از روی پله ای به پله ای دیگر می گذارد و حکمت این تکرار همان حکمت تکرار حرکت بر روی نردبام است. ما این حرکت را تکرار می کنیم نه به معنای آن که پایمان را بر همان جای پای پیشین بگذاریم بلکه تکرار می کنیم که نماز روز فردایمان کامل تر از نماز امروزمان باشد.





نوع مطلب : آیت الله بهجت، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic