اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
در میان حضرات ائمّه  علیهم‏السلام ، حضرت امام جواد  علیه‏السلام جوان‏ترین امام به شمار مى‏آیند . ایشان حدود 25 سال عمر كردند.

یکی از عواملی كه فضیلت امام جواد  علیه‏السلام را روشن می نماید ؛ همان تنصیص بر امامت ایشان مى‏باشد كه از ناحیه ی خدا به پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم، سپس به حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام و بعد به دیگر حضرات معصومین علیهم‏السلام رسیده است . لازمه ی این نص بر امامت این است كه صاحب آن داراى آگاهى و دانشى باشد ، دانش و آگاهى‏اى كه تمامى خلائق و عالمان زمان با او توان برابرى نداشته باشند.عامل دیگرى كه فضیلت ایشان را به اثبات مى‏رساند تنزیه و طهارت ایشان از هر گونه آلودگى و پلیدگى مى‏باشد كه همان مقام عصمت مى‏باشد . به هر جهت ، على رغم عمر كوتاه و بسیارى از ممنوعیّت‏ها و فشارها ، امروزه جهان اسلام در بسیارى از معارف و حقایق مدیون حضرت امام جواد  علیه‏السلام مى‏باشد . با بررسى كتب روایى مشاهده مى‏كنیم كه بالغ بر 300 نفر ازحضرت امام جواد  علیه‏السلام روایت نقل مى‏كنند و از شاگردان و محدّثین بلا واسطه حضرت امام جواد  علیه‏السلام مى‏باشند . امام جواد  علیه‏السلام 5 ساله بودند كه پدر بزرگوارشان حضرت امام رضا  علیه‏السلام از او جدا شده و از مدینه به طوس تبعید شدند . ایشان بیش از سه سال دور از پدر ، در مدینه زندگى كردند تا اینكه در آستانه 9 سالگى پدر بزرگوار خود را از دست دادند . ایشان تقریبا دو سال پس از شهادت پدر بزرگوارشان  علیه‏السلام به دربار خلافت تبعید شدند و تمام عمر را زیر چتر محدودیّت حكومت عبّاسى گذراندند.

منزل امام جواد علیه‏السلام پایگاهى براى شیعیان

     بعد از شهادت امام رضا  علیه‏السلام مردم گروه گروه به دیدار امام جواد  علیه‏السلام مى‏آمدند . آنها سؤالات شرعى خود را مطرح نموده و پاسخ مى‏گرفتند .این منزل همان منزل حضرت امام صادق  علیه‏السلام است كه در آن بیش از چهارهزار شاگرد و عالم رفت و آمد داشته‏اند . با توجّه به این شرایط ، امكان نداشت درب چنین خانه‏اى مسدود شده و مردم از رفت و آمد باز داشته شوند ؛ به خصوص كه طبق نقل برخى از روایات ، شهادت امام رضا  علیه‏السلام در 23ذى القعده واقع شده بود  ؛ یعنى در زمانى كه تمام مسلمانان از كشورهاى اسلامى به زیارت خانه خدا مى‏آمدند و در اثناى زیارت ، براى عرض تسلیت نزد امام جواد علیه‏السلام مى‏آمدند . علاوه بر آن در چنین وضعى ، این خبر در مكّه و مدینه شایع شده بود كه مأمون ، امام رضا  علیه‏السلام را به قتل رسانده است . مأمون با اینكه از ذكاوت و تیزهوشى خاصّى برخوردار بود و امام رضا  علیه‏السلام را به حیله‏اى به قتل رسانیده بود امّا از یك کودک نه ساله به شدّت وحشت داشت . او طبق خبرهایى كه از جاسوسانِ حكومتى دریافت مى‏كرد از رفت و آمد مردم به منزل حضرت امام جواد  علیه‏السلام بیم و هراس فراوانى در دل داشت . به همین دلیل تنها كارى كه به ذهنش رسید این بود كه امام جواد  علیه‏السلام را از مدینه دور كرده به دربار حكومتى احضار كند .

احضار و تبعید امام جواد علیه‏السلام به بغداد

مأمون بر اساس اخبار جاسوسان خویش از این كه منزل امام جواد  علیه‏السلام به پایگاه بزرگ شیعیان تبدیل شود به وحشت افتاد . او به خوبى مى‏دانست كه مردم شیفته امام جواد  علیه‏السلام شده‏اند و ممكن است بر ضد دستگاه حكومت شورش كنند ؛ لذا امام جواد  علیه‏السلام را به بغداد فرا خواند و تصمیم گرفت دخترش امّ فضل را به ازدواج ایشان درآورد تا كاملاً امام  علیه‏السلام را تحت نظر داشته باشد . این تصمیم مأمون با مخالفت قوم بنى العباس روبرو شد . آنها گفتند : ما از زمانى كه پدرش امام رضا  علیه‏السلام از دنیا رفته ، كمى راحت شده‏ایم ولى تو باز مى‏خواهى از بنى هاشم در دربار خلافت بهره‏مند شوى .

مناظره امام جواد  علیه‏السلام با یحیى بن اكثم

 پس از مخالفت های بنی عباس با مأمون نقشه برگزاری مجالس مناظره را طرح کرد تا اگر امام جواد  علیه‏السلام پیروز شد، بنى عباس به ازدواج رضایت ‏دهند و اگر شكست خورد ، آبروى او مى‏ریزد . او در هر دو صورت خود را پیروز میدان مى‏دید .

در این جهت، مجالس مناظره قبل و بعد از ازدواج تشکیل شد. ماجرای یکی از این مجالس چنین است:

« أنّ المأمون بعد ما زوّج ابنته اُمّ الفضل أبا جعفر  علیه‏السلام كان فی مجلس وعنده أبو جعفر علیه‏السلام و یحیى بن أكثم وجماعة كثیرة ، فقال له یحیى بن أكثم : ما تقول یا بن الرسول اللّه‏ فی الخبر الّذی روی أنّه نزل جبرئیل  علیه‏السلام على رسول اللّه‏  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم وقال : یا محمّد ! إنّ اللّه‏ عزّوجل یقرئك السّلام ویقول لك : سل أبابكر هل هو عنّی راض فإنّی عنه راض ؛

بعد از اینكه مأمون دخترش امّ فضل را به همسرى امام جواد  علیه‏السلام در آورد ، در مجلسى حضور یافت كه امام جواد و یحیى بن اكثم و تعداد كثیرى از علما حضور داشتند . پس یحیى بن اكثم سؤال كرد : یابن رسول اللّه‏ ! نظر شما در مورد این خبر چیست ؟ همانا جبرئیل  علیه‏السلام بر پیامبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نازل شد و گفت : اى محمّد ! خداوند به تو سلام مى‏رساند و مى‏گوید از ابابكر سؤال كن آیا از من راضى مى‏باشد ؟ من از او راضى هستم .

فقال أبوجعفر : لست بمنكر فضل أبی بكر ولكن یجب على صاحب هذا الخبر أن یأخذ مثال الخبر الّذی قاله رسول اللّه‏  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلمفی حجّة الوداع « قد كثرت علیّ الكذّابة وستكثر فمن كذب علیّ متعمّدا فلیتبّؤ مقعده من النار فإذا أتاكم الحدیث فاعرضوه على كتاب اللّه‏ وسنّتی فما وافق كتاب اللّه‏ وسنّتی فخذوا به وما خالف كتاب اللّه‏ وسنّتی فلا تأخذوا به » .ولیس یوافق هذا الخبر كتاب اللّه‏ : قال اللّه‏ تعالى : «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاْءِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ»  . فاللّه‏ عزّوجلّ خفی علیه رضا أبی بكر من سخطه حتّى سأل من مكنون سرّه ؟ هذا مستحیل فی العقول.

امام جواد علیه‏السلام فرمودند : من منكر فضل ابوبكر نیستم ولى آیا راوى این خبر ، خبرى دیگر از پیامبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را مشاهده كرده است كه ایشان فرمودند : دروغ گویان بر من زیاد شده‏اند و زیاد هم مى‏شوند . پس كسى كه عمدا بر من دروغ ببندد جایگاه او پر از آتش مى‏شود . زمانى كه حدیثى به شما رسید آن را بر كتاب خدا و سنّت من عرضه كنید . پس خبرى كه موافق با این دو بود را بپذیرید و خبرى كه مخالف آن دو بود را رها نمایید و این خبر با كتاب خداوند موافق نمى‏باشد . خداوند متعال مى‏فرماید : « ما انسان را خلق كرده‏ایم و از وساوس و اندیشه‏هاى نفس او كاملاً آگاهیم ما از رگ گردن او به او نزدیك‏تریم» . پس آیا رضایت ابوبكر بر خداوند مخفى مانده كه از راز دل او سؤال كرده ؟ این قول طبق نظر عقل هم درست نمى‏باشد .
ثمّ قال یحیى بن أكثم : وقد روی أنّ مثل أبی بكر وعمر فی الأرض كمثل جبرئیل ومیكائیل فی السّماء؛

سپس یحیى ابن اكثم گفت : روایت شده كه : ابوبكر و عمر در زمین مانند جبرئیل و میكائیل در آسمان هستند.

فقال : وهذا أیضا یجب أن ینظر فیه لأنّ جبرئیل ومیكائیل ملكان لللّه‏ مقرّبان لم یعصیا اللّه‏ قطّ ولم یفارقا طاعته لحظة واحدة وهما قد أشركا باللّه‏ عزّوجلّ وإن أسلما بعد الشرك وكان أكثر أیّامهما فی الشرك باللّه‏ فمحال أن یشبّههما بهما.

امام علیه‏السلام فرمود : در این حدیث هم باید دقّت شود ؛ زیرا جبرئیل و میكائیل دو ملك مقرّب خداوند هستند كه اصلاً خدا را معصیت نكردند و لحظه‏اى از اطاعت خدا روى گردان نشدند . در حالى كه عمر و ابو بكر در اوائل عمر مشرك بودند ، گرچه بعدا اسلام آوردند . بیشتر ایّام عمر این دو نفر در شرك سپرى شد . پس محال است كه خدا این دو را به دو ملك مقرّب خود تشبیه نمایند .
قال یحیى : وقد روی أیضا أنّهما سیّدا كهول أهل الجنّة فما تقول فیه ؟

یحیى گفت : روایت شده كه عمر و ابو بكر آقاى پیرمردان اهل بهشت هستند . نظر شما چیست ؟
فقال علیه‏السلام : وهذا الخبر محال أیضا لأنّ أهل الجنّة كلّهم یكونون شبابا ولا یكون فیهم كهل وهذا الخبر وضعه بنو اُمیّة لمضادّة الخبر الّذی قال رسول اللّه‏  صل ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم فی الحسن والحسین بأنّهما سیّدا شباب أهل الجنّة.

امام  علیه‏السلام فرمودند : این خبر هم محال مى‏باشد به خاطر اینكه اهل بهشت همگى جوان هستند و در میان آنها پیر وجود ندارد . این خبر را بنى امیّه در مقابل خبر پیامبر  صل ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم جعل كردند ، رسول خدا  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در مورد حسن و حسین [ علیهماالسلام] فرمودند : آنها آقاى جوانان اهل بهشت مى‏باشند .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic