اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

ولادت حضرت زهرا(س) ؛ تجلی دوم حضرت حق در بیان آیت الله ضیاءآبادی

دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ شمسی مصادف با شب میلاد حضرت زهرا (س) بود که در درس هفتگی اخلاق آیت الله سید محمد ضیا آبادی شرکت نمودم و گزیده آن جلسه را جهت انتشار به ابنا ارسال کردم که اینک در ایام میلاد دخت نبی (ص)گزیده این جلسه اخلاق آیت الله ضیا آبادی تقدیمتان می گردد.لطفا ضمن امانت داری در صورت استفاده از این مطلب منبع و لینک آن را درج نمایید.

0.145079001295142285_taknaz_ir2

آیت الله سید محمد ضیا آبادی از اساتید اخلاق و مفسر قرآن در جلسه هفتگی دوشنبه ها که  دوم خرداد ماه ۱۳۹۰شمسی با شب میلاد حضرت زهرا (س) برگزار گردید به بررسی شخصیت شخصیت حضرت زهرا (س) و تاثیر برگزاری مجالس اهل بیت (ع) پرداختند که گزیده ایی از این مبحث به قلم امیرمحسن سلطان احمدی خبرنگار ابنا تقدیم میگردد:

شخصیت حضرت زهرا(س)؛ جان پیامبر(ص)

ما از حضرت زهرا (س) حالاتی را میبینیم که برایمان حیرت آور است و بسیار اندک میتوانیم آن را بفهمیم. او حضرت صدیقه است یعنی که افکارش کارهایش همه صدق است و خطایی در آن نیست و همه اش صدیقه است و از طرفی هم کبری است یعنی بسیار بزرگ که امتهای گذشته و حتی انبیا بر محور محبت حضرت زهرا (س) دور میزدند هر پیامبری که به درجه نبوت میرسیده اول بر محور محبت و معرفت حضرت زهرا (س) رسیده است حتی پیامبر اکرم (ص حضرت زهرا س را روح و جان خود میدانست یعنی حیاتم آن حیات آسمانیم بستگی به حضرت زهرا )س دارد و تا جایی که میگوید ام ابیها زهرا س مادر پدرش است.

حضرت زهرا(س)؛ مادر امامت ، نور امامت

امروز هم امام عصر عج فرزند زهرا (س) است تا او نیاید دنیا اصلا اصلاح نمیشود و اگر زهرا (س) و فرزندانش نبودند راه و هدف پیامبر ص از بین رفته بود .

حضرت زهرا س مادر نبوت مادر امامت است از نور حضرت زهرا (س) انوار امامان گرفته شده است اما مادر جسم آنها نیست نرگس خاتون مادر جسم امام زمان (عج) است او مادر امامت نیست نرگس خاتون توانایی مادر امامت را هم ندارد اما مادر امامت و روح امام حضرت زهرا (س) است امام زمان (ع) حاکم بر عالم و نگهدار عالم است و به برکت وجود ایشان زمین و آسمان برپاست و ایشان نور امامت را از مادرشان حضرت زهرا (س) بدست آورده اند پس انوار امامان از حضرت زهرا (س) گرفته شده است.

شناخت و درک مقام حضرت زهرا (س)

حضرت مادر قرآن است بیت الذکر است، حضرت زهرا س در پشت پرده نبوت قرار گرفته است و تا کسی به مقام نبوت نرسد نمیتواند حضرت را بشناسد پس خیلی مهم است و ما آن را نمیفهمیم و درک نمیکنیم.

وقتی میخواستند نورش را از عالم بالا به زمین منتقل کنند اول پیامبر (ص) را به مهمانی خدا بردند و معراج رفت و در آسمان خدا یک سیب به او هدیه داد که آن را میل کرد و وقتی سیب را پیامبر (ص) شکافت نوری از آن تجلی کرد که درآسمان به آن نور منصوره و در زمین فاطمه میگویند اولین مرحله انقطاع نطفه در آسمان و با سیب بود و حال پیامبر (ص) به زمین آمد و گفتند باید تا ۴۰شبانه روز از حضرت خدیجه(س) دوری کنی و معتکف باشی و در أخرین شب هم خدا جبرائیل و میکاییل را با طبقی بهشتی به سوی پیامبر (ص) فرستاد و غذایی مخصوص که آنرا بخورد و بعد به خانه پیش حضرت خدیجه (س) برود.

ولادت حضرت زهرا(س) ، تجلی دوم حضرت حق

با ولادت حضرت زهرا(س) مرحله دوم تجلی صورت گرفت و وقتی هم که به دنیا آمد نوری از او ساطع شد که همه عالم تابید و این نوری است که به دست امام عصر (عج) دوباره به عالم خواهد تابید و همه جا را روشن میکند.

در عرصه قیامت هم حضرت حجاب دیگری دارد و تنها کسی است که در قیامت سوار بر مرکب میشود و ما این ناقه را درک نمیکنیم.

هدف ار برگزاری جشن‏ها، تجلی ملکات فاضله روح انسان

حال هدف ما از برگزاری این جشنها و مناسبتها چیست ؟ آیا فقط برای ثواب بردن است؟ اصلا ثواب یعنی چه؟ ثواب آخرت در اصل تجلی ملکات فاضله روح انسان در دنیا است در روح ملکاتی پیدا میشود که در آخرت آن را جلوه میکند و میشود بهشت و حور العین و ملکات رذیله هم تبدیل به عقاب میشود رد اعمال روح را حرکت بدهید نه جسم را حرکت بدهید برود قم مشهد مکه این که همان آش و همان کاسه است باید روح حرکت کند به مکه رفتن و دعا خواندن جسمی ثواب حاصل نمیشود ما رد مجالس اهل بیت (ع) اول باید آنها را بشناسیم بعد نسبت به آنها محبت پیدا کنیم و بعد را محبت محب به محبوب کشیده میشود و جذب میشود اگرمحب به رنگ محبوب در نیامد دروغ گفته است بلکه آن چه میگوید از روی احساسات است محبت حقیقی یعنی مجذوب محبوب شدن است ما امروز شیعه کم داریم اما محبین زیاد هستند.

به قلم : امیرمحسن سلطان احمدی


به نقل از :

soltanahmadi.ir



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

لیلةالقدر عالم وجود از زبان روایات و بیان آیت الله شاه‌آبادی


شاه‌کلید سیر و سلوک و تقرب الهی، محبت زهرای مرضیه است فاطمه که به صحرای محشر وارد شود، همه مردم آرزو می‌کنند ای کاش فاطمی بودند


زهرای مرضیه، لیلة‌القدر عالم وجود است. و انسان خاکی را چه به شناخت مقام لیلة‌القدر عالم وجود. فقط می‌توان به این دلخوش بود که برایت مادری کند و تو دست به رشته‌های چادرش بیاویزی و خود را از وادی حیرت نجات دهی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در توصیف مقامش فرمود: در روز قیامت جبرئیل به فاطمه خطاب می کند: ای فاطمه! هرچه دوست داری از خدای خویش بخواه. فاطمه می‏گوید: “خدایا شیعیان من و فرزندانم را نجات بده”. در این زمان خداوند به فاطمه می‏فرماید: “اینک در میان اهل محشر برو؛ هر کس که به تو پناهنده شود همراه تو وارد بهشت خواهد شد”. در این هنگام همه مردم آرزو می کنند ای کاش فاطمی بودند.(بحارالانوار، ج۸ ، ص۵۳ ،روایت ۶۲)

اما راه را باید از راه بلد و راه رفته پرسید و آموخت. آیت‌الله شاه‌آبادی یکی از همان راه بلدهاست. استاد عرفان حضرت امام (ره) از اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها نبوده است، اما چنان محبت و سر و سری با لیلة‌القدر عالم امکان داشته است که همه او را به محب الزهرا(س) بودن بشناسند.

آیت الله نصر الله شاه آبادی در کتاب آسمانی «زندگی نامه حضرت آیت الله العظمی محمّد علی شاه آبادی» در توصیف محبت پدر به حضرت زهرا (س) می گوید:

آیت الله شاه آبادی می­فرمود: «سالک الی الله در صورتی می­تواند به جایی برسد که در ضمن سیر، اوّل مرتبه اتکاء به خانم حضرت صدیقه (سلام الله علیها) داشته باشد و این محبّت خانم حضرت صدیقه(سلام الله علیها) است که انسان را به راهی که باید برود هدایت می­کند و اگر نباشد اصلاً سیری وجود نخواهد داشت. ایشان از ائمّه علیهم السلام روایت می­کردند که شما هر وقت محتاج می­شوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار می­شویم دست به دامن مادرمان می­شویم. گرفتاری و احتیاج ائمّه (علیهم السلام) همان مقامات قرب الهی است که حد یقف ندارد و لذا ایشان می­فرمود محال است سالک سیر و سلوک کند و به جایی برسد مگر از طریق خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) و البته منظور از این که به جایی برسد، نه این امور که مثلاً افکار رابخواند یا هر چیز می­خواهد برای او مهیّا باشد، نه! آن­ها اصلاً ارزش ندارد. آن چیزی که ارزش دارد مقام قرب پروردگار است و این مقام محقق نمی­شود مگر از طریق خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها).»

نقل دو حکایت کرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام

یکی از واعظان عالیقدر تهران بر فراز منبر می فرمود: تاجری از تجار تهران نقل کرد: هر سال به مکه معظمه می رفتم و در مدینه طیبه در منزل یک خیاط سکونت می گزیدم و روزها درب دکان او می نشستم . یک روز گفتم : ای میزبان من سالیان زیادی است که در مدینه بر شما وارد می شوم و شما هم در تهران بر من مهمان می شوی ، سو الی دارم که دوست دارم جواب آن را به من بدهی.

گفت: بگو . گفتم: در این مدینه تمام قبور بزرگان دین هر کدام مشخص و معین است ولی بفرمایید که قبر حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام ) کجاست؟ آن خیاط تا این حرف را شنید دست بر روی پیشانی خود گذاشت و به فکر فرو رفت .

حاجی گفت: ترس تمام وجودم را گرفت فورا به منزل مراجعت و وسایل را برداشته به سوی تهران حرکت کردم و خود را به عجله به تهران رساندم .

پس از چند روزی که در حجره تجارتخانه بودم ناگهان دیدم آن حاجی خیاط وارد شد و سلام کرد و به من گفت: ترسیدی و از مدینه فرار کردی؟ گفتم: حقیقت مطلب همین است که می گویی. گفت: ای حاج احمد! بدان به واسطه مخفی بودن قبر حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) من و جمع زیادی شیعه شدیم، زیرا شما که آن روز رفتید، من نزد قضات رفتم و چنین سوالی کردم. آنان به اختلاف سخن راندند. آخر الامر نزد قاضی القضات حجاز رفته و از او پرسیدم که: یک شیعه چنین چیزی را از من پرسید. گفت: قبر فاطمه زهرا مخفی است. گفتم: چرا؟ گفت: چون خودش وصیت نموده بود. سو ال کردم به چه واسطه؟ گفت: چون عده ای از بس او را اذیت و آزار دادند به همسرش وصیت کرد مرا شبانه دفن نما که دشمنان در تشییع جنازه و نماز بر من حاضر نشوند.

این محبت خانم حضرت صدیقه(سلام الله علیها) است که انسان را به راهی که باید برود هدایت می‌کند و اگر نباشد اصلاً سیری وجود نخواهد داشت. ایشان از ائمه علیهم السلام روایت می‌کردند که شما هر وقت محتاج می‌شوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار می‌شویم دست به دامن مادرمان می‌شویم.

خلاصه، تحقیقات زیادی کردم و مظلومیت آن بی بی بر من ثابت شد. لذا به واسطه مخفی بودن قبرش شیعه شدیم .

احترام به اولاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)

حضرت آیه الله خزعلی فرمودند: یکی از دوستان مرا به منزل خودش دعوت کرد، بعد از صرف ناهار برای استراحت به اتاقی رفتم دیدم که عکس امام راحل در زیر پا قرار می گیرد، احترام کردم و جای دیگری را برای استراحت انتخاب نمودم. گفتم: من طلبه نباید نسبت به این مجاهد بزرگ بی اخترامی کنم .

این بعد از ظهر روز شنبه بود، شب یکشنبه در تهران در عالم خواب دیدم که حضرت امام دستها را بلند کرده و خدا را به نام مقدس حضرت زهرا سه مرتبه قسم می دهد بدینگونه: الهی بفاطمه الزهراء، بفاطمه الزهراء، بفاطمه الزهراء با دو دست لرزان کشیده بسوی آسمان.

بعد که بیدار شدم استنباط کردم که آن ادب و احترامی را که به ساحت مقدس فرزند زهرا(علیهاالسلام) انجام دادم، ایشان هم راه توسل را از طریق حضرت زهرا(علیهاالسلام) به من نشان دادند و به من یاد دادند که حضرت زهرا(علیهاالسلام) برای برآوردن حاجات ، بهترین وسیله است

منبع :
رجانیوز



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در اولین پنجشنبه ماه محرم(۱۵آبان۱۳۹۲) جهت بهره از درس اخلاق آیت الله جوادی به اتفاق پسرم امیرمحمد راهی  بنیاد بین المللی اسراء شدیم . هوای پاییزی قم برعکس بهاری بود و هنوز نه بارانی نه سرمایی که رنگ و بوی پاییزی داشته باشه نیامده بود.
 خوشبختانه از میدان معلم تونل غدیر به سمت  عمار یاسر راه اندازی شده بود و برای اولین بار از این مسیر عبور کردم که باعث شد به ترافیک مرکز شهر برخورد نکنم و زودتر از هفته های قبل به موقع برسیدم.
  اتفاقا حاج فردوسی هم  برای نماز آنجا بودند و دیداری با ایشان کوتاه و مختصر داشتم و برعکس هفته های قبل این هفته گروه ها و مهمانان هفتگی که از شهرهای مختلف می آمدند کسی نیامده بود و نماز خانه خلوت تر از هفته های گذشته بود که علت آن هم به خاطر دهه اول ماه محرم بود .
بعد از اقامه نماز ظهر و عصر به امامت آیت الله جوادی ،در پایان درس اخلاق ایشان شروع شد و بحث مهمی در خصوص دو دشمن اصلی انسان ها یعنی شیطان(دشمن بیرونی) و نفس اماره (دشمن درونی) نمودند. که بحث بسیار خوبی بود و من از این جلسه بهره های بسیاری بردم و چندین روز روی مباحث ایشان کار می کردم و شبهاتم را نیز تلفنی از حاج فردوسی پرسیدم،و به این نتیجه رسیدم تا لحظه مرگ این دو دشمن انسان دست بردار نیستند و حاج فردوسی هم گفت: در لحظه جان دادن و آخرین نفس های انسان، شیطان با تمام سپاهش سراغ انسان  می آید تا ما را به تسلط خود در آورد وبی ایمان از دنیا برویم.
همچنین گزیده این مبحث درس اخلاق آیت الله جوادی جهت انتشار در ایکنا به ایمیل خانم ترابی ارسال کردم که در ایکنا نیز منتشر بشود تا همه از این درس اخلاق بهره لازم را ببرند.(لینک خبری آن نیز در انتها آمده است)
و اینک در ادامه گزیده ای از سخنان ایشان را که یاداشت برداری نمودم تقدیم شما کاربران گرامی میکنم تا شما نیز از آن بهره کافی را ببرید و این دو دشمن اصلی خود را بهتر بشناسید.

 

گزیده بیانات درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی:

*شیطان دشمن بیرونی انسانها که به هیچ وجه با انسان کنار نمی آید تا انسان را اسیر خود کند
در بحث اخلاقی ما با یک دشمن جدی روبرو هستیم که به هیچ وجه این دشمن جریان صلح را نمی پذیرد،و کنار آمدن را قبول نمی کند ما در عالم دشمنی مثل شیطان نداریم بالاخره هر دشمنی انسان با توافق نسبی می تواند با او کنار بیاید حتی اخیرا این توله ببرها را تربیت می کنند و می توان با آن ها کنار آمد اما ابلیس این چنین نیست و کنار نمی آید ما با چنین دشمنی روبرو هستیم او مثل مار سمی ،عقرب و گرگ و ببر نیست که بتوان رامش کرد و با او کنار آمد حتی انسان اگر یک مقدار به تبعیت او حرکت کند و بخواهد رضای او را جلب کند چنین نیست شیطان فقط برده می خواهد.


سه حالت انسان در درگیری با شیطان
حال ما در درگیری با شیطان سه حالت داریم:اول، یا خدایی نکرده اسیر شیطان می شویم.دوم یا تا زنده ایم با او درگیر هستیم و می جنگیم،سوم این که او را شکست می دهیم و پیروز می شویم.در حالت سوم پیروزی بر شیطان کار افراد عادی نیست معصومین این کار را کرده و شیطان را به اسارت در آورده اند.حال در دو حالت دیگر ما یا اسیر شیطان می شویم یا تا آخرین نفس می جنگیم و مبارزه می کنیم بنابراین باید تلاش کرد که اسیر شیطان نشویم و هرگز نمی شود شیطان را با مار سمی و عقرب تشبیه کرد ما باید بدانیم که شیطان با ما کاری دارد که به هیچ وجه آشتی پذیری در کار او نیست ما دشمنی داریم که از مار سمی هم بدتر است.
نفس اماره دشمن درونی انسانها(وهم و خیال،غضب،شهوت)

آنچه در خارج هستی ما است نموداری از آن در درون هستی ما ترسیم شده است در بیرون ما فرشته ای و ابلیسی است و یک چنین صفحه ای هم در درون ما هست .وهم و خیال،غضب،شهوت در درون ما هستند و به هیچ وجه با ما دوست نمی شوند اگر کسی به دنبال شهوت افتاد هر چه او خواست انجام داد این چنین نیست که قوه شهوت از درون دست از سر او بردارد یا اگر گرفتار قوه غضب یا وهم و خیال شد چنین نیست دست از سر او بردارند.این ها هم نموداری از ابلیس هستند.بنابراین اگر شهوت و غضب را در بخش عملی و وهم و خیال را در بخش علمی رام کردید انسان راحت می شود ،این کار آسانی نیست که انسان بتواند این ها را رام کند تا شیطان تیر می اندازد ما هم باید تیر بیندازیم گناه یک تیر سمی است نگاه به نامحرم یک تیر از تیرهای شیطان است و این انحصارا مخصوص نگاه نیست تهمت و دروغ و…هر گناهی دیگر همین طور است این تیر دست شیطان است و ما هم تیر داریم و باید جهاد با نفس نماییم.
در بیرون ما و در عالم دشمنی است که تا ما را اسیر نگیرد رها نمی کند و او شیطان است همچنین در درون ما نیز نفس دشمنی است که تا اسیر نگیرد ما را رها نخواهد کرد،این ها حقیقتا از هر مار سمی و عقربی بدتر هستند دستگاه درون ما باید به امامت عقل کار کند تا اسیر شیطان نشود و تا آخر ارادت به قرآن و عترت را حفظ کنیم.


آیت الله جوادی آملی در بخش دوم سخنانشان به توجه به ایام سوگواری امام حسین ع و ماه محرمدراین زمینه صحبت نمودند:

قرآن و عترت هرگز از هم جدا نمی شوند
حدیث معروفی از پیامبر ص است  که قرآن و عترت همتای هم و میراث هم هستند و هرگز از هم جدا نمی شوند اگر به هردوی این ها توسل کنید هرگز گمراه نمی شویدجریان اهل بیت ع هیچ ممکن نیست از بین برود همان طور قرآن از بین نمی رود و تحریف پذیر نیست عاشورا و غدیر و اهل بیت ع نیز تحریف پذیر نیستند و از بین نمی روند همانطور خدا عهده دار قرآن است عهده دار مکتب اهل بیت ع نیز هست.

از بین نرفتن قیام امام حسین ع و شهدای کربلا
در جنگ جهانی اول و دوم بیش از ۶۰ یا ۷۰میلیون نفر ظرف پنج سال کشته شدند یا در هیروشیما بیش از ۲۵۰هزار نفر در کوتاهترین مدت کشته شدند و دیگر نامی و اثری از آنها نیست اما کربلا ۷۲ تن شهید شدند با اینکه جریان بنی عباس ۵ قرن تلاش کرد این حادثه از بین برود قبر را شیار زد به مزرعه تبدیل کرد ورود به آن منطقه را ممنوع نمود اما همچنان عاشورا زنده است ما باید باور کنیم جریان عترت مثل قرآن کریم حافظ دارد کم نبودند دشمنان اهل بیت ع که خواستند این نام از بین برود ولی نتوانستند.

آه بر مظلومیت حسین ع عبادت است
 در حدیث معروف پیامبر ص که در آخرین جمعه ما ه شعبان خطبه ای خواندند و درآن عظمت ماه رمضان را بیان کردند که ماهی در پیش است که نفس شما در این ماه عبادت است انسان روزه دار همین که در این ماه نفس بکشد عبادت است مشابه به این تعبیر را در کربلا داریم می بینید فرمودند کسی برمظلومیت سالار شهیدان یک آهی و نفسی بکشد عبادت است.

لینک منتشر شده این جلسه اخلاق آیت الله جوادی در ایکنا

تهیه و تنظیم از: امیرمحسن سلطان احمدی

به نقل از :

soltanahmadi.ir






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

(تصویر استاد فقید در مدرسه نور،محل جلسات درس اخلاقشان)

جلسات درس  های اخلاق مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی از جمله مجالسی بود که روح را بیدار می کرد و کمتر کسی را می توان دید از این جلسات استفاده کرده  و بی نصیب مانده باشد. حقیر نیز توفیق استفاده از این جلسات نصیبم شد و گزیده هر مبحث را در ایکنا و ابنا منتشر می نمودم  تا کسانی که امکان استفاده حضوری از این جلسه روحانی را ندارند بتوانند بهره لازم را ببرند.

اینک در آستانه اولین سالگرد ارتحال آن عالم عامل مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی ره  گزیده ای یکی از جلسات درس اخلاق ایشان که در دی ماه ۱۳۸۸ در خصوص ملکه تقوا می باشد و حقیر آن را یاداشت برداری  نمودم و در ابنا منتشر شد،تقدیم سالکان راه حق می نمایم:

تقوا، یقین و مقامات معنوی

ملکه قدسیه تقوا، نسبت به تمام مقامات معنوی و ملکات فاضله نقش زیر بنایی دارد؛ در مقام توکل، رضا و تسلیم، تقوا نقش زیر بنایی ایفا می‏کند و دارای درجاتی است تا به مقام تسلیم برسد.

یقین چیست؟

یقین از مقامات معنوی است و در معارف و روایات ما در این خصوص مطالب مهمی وارد شده است. ما یک اصطلاح از نظر منطقی داریم که مسئله مفاهیم ذهنی است. منتق‏دانان آنجا مفهوم علم  و یقین را مطرح می‏کنند. فرق این دو این است که علم چیزی است که از نظر مفهومی «احتمال خلاف ندارد»، اما یقین «احتمال خلاف هم ندارد». این محکم کاری است که منطقی‏ ها یقین را اینطور تفسیر می‏کنند.

رابطه تقوا و یقین

یک اصطلاح دیگر هم در بحث معارف و مقامات معنوی وجود دارد. و آن این است که بحث، در معارف ما از  اسلام و ایمان و تقوا شروع می‏شود و بعد یقین مطرح می‏شود.

این طور نیست که تقوا، فقط ما را به مقام تسلیم برساند، بلکه ما را به مافوق تسلیم هم می‏رساند. تقوا انسان را به یقین می‏رساند.

باید «حق تقوا» را رعایت کنیم تا هنگام مرگ با مقام تسلیم بمیریم؛ این عاقبت به خیری است. اما یک وقت همین تقوا انسان را به جایی می‏رساند که به یقین می‏رسد و یقین، فقط مفاهیم ذهنیه نیست. یقین، انسان را از سنخ مفهومی بیرون می‏ آورد و به سنخ مشاهده می‏برد.

تقوا انسان را به مقام یقین می‏رساند. «مقام یقین» مقام شهود است و آنچه را بر دیگران پنهان است، او که یقین دارد، می‏بیند.

سنخ یقین، سنخ شهود است، که البته آن هم درجاتی دارد. این بحث، بحث مفهومی نیست. بحث شهود و مشاهده است. شهودی که با چشم سر نیست.

«ایمان» مربوط به قلب و واردات قلب است که سنخ آن محبت و دلبستگی است. اما یقین، یک نوع رؤیت درونی در رابطه با دل است. اما همیشگی نیست. یک‏مرتبه برای کسی که اهل یقین است، غیب، شهود می‏شود و برمی‏گردد. چون اگر شخص در حالت شهود باقی بماند، غالب تهی می‏کند. زیر بنایش هم تقوا است.

یقین سه مرتبه دارد. علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین. در «علم الیقین» نور را می‏بینید و به وسیله نور آن دیدنی‏ها را شهود می‏کنید. در «عین الیقین» خود آتش را می‏بینی. در «حق الیقین» خودت وارد آتش و «گویا» همچون آتش می‏شوی. همه اینها شهود است و هیچ ارتباطی با مسائل ذهنیه ندارد و از سنخ مفاهیم نیست.

راه رسیدن به کشف و شهود

آنهایی که می‏خواهند به شهود برسند، باید از همین مسیر بروند. جز  «راه شرع» راهی نیست. اصل «مراعات مسائل شرعیه» است. باید ترک محرمات و انجام  واجبات نمود و «مراقبت» کرد.

فقط ذکر و ورد گفتن، ما را به جایی نمی رساند و بی اثر است چون نقش زیر بنایی اینها بود. اولیای خاص خدا هم از همین راه به مقامات معنوی رسیده ‏اند. حال اگر واقعاً می‏خواهی معصوم بشوی، به ورد گفتن تنها نیست، به ترک محرمات و انجام واجبات است. مستحبات هم پیش کششتان باشد.

بنا نیست که گوش، چشم، زبان و اعضای افسار گسیخته داشته باشید و اصلاً مسائل شرعی رعایت نکنید، بعد هم به خیال این باشید که با ذکر و ورد خالی می‏شود به مقامات معنوی رسید. در این حال اصلاً فرد، حتی مسائل معنوی را درک هم نکرده است. باید شرع و شعور انسان را به بالا ببرد. این دو راه، اساسی است. باید با رعایت موازین شرعی و در کنارش، بالا بردن سطح بینش، به مقامات معنوی رسید. نباید ذکرهایمان فقط لقلقه زبانی باشد، چرا که این نوع اذکار، خود حجاب طریق الی‏ الله هستند.

به قلم :امیرمحسن سلطان احمدی

لینک این مطلبم در ابنا

لینک مشروح این درس اخلاق مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی در پایگاه اطلاع رسانی ایشان

به نقل از :

soltanahmadi.ir







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جلسات درس اخلاق آیت الله سید محمد ضیاءآبادی دوشنبه ها برگزار می شود و در ماه های محرم و صفر به دلیل انجام برنامه های سوگواری حسینی تعطیل می گردد،سال گذشته در آخرین جلسه درس اخلاق  معظم له در ماه ذیحجه و در آستانه ماه محرم (دوشنبه ۲۲آبان ۱۳۹۱)ایشان بیانات بسیار خوبی در خصوص چگونگی عزاداری حسینی بیان داشتند  و طبق معمول همیشه من  از این جلسات یاداشت برداری می نمایم و بعد در فضای مجازی و حتی بعضی  خبرگزاری ها از جمله ایکنا آن را نشر می دهم تا دیگران نیز از این مباحث خوب اخلاقی استفاده کنند وازنظر شخصی خودم آیت الله ضیاءآبادی مباحث بسیار عالی و خوبی دارند، که سال گذشته برای شرکت در این جلسه از شهر قم خودم را به 

تهران رساندم تا در جلسه اخلاق ایشان شرکت نمایم.

ضمن تسلیت ماه محرم ، مناسب دیدم در آستانه ماه محرم امسال ۱۳۹۲شمسی این بیانات را که شخصا تهیه کردم، در ادامه تقدیمتان می نمایم:

*واقع عاشورا یک دانشگاه از حقایق دینی است

آیت‌الله سیدمحمد ضیاءآبادی، از استادان اخلاق تهران و مفسر قرآن کریم در جلسه اخلاق که شامگاه دوشنبه، ۲۲ آبان‌ماه۱۳۹۱ و در آستانه ماه محرم حسینی در مسجد علی‌ابن‌الحسین(ع) دربند شمیران برگزار شد، عنوان کرد: در واقع عاشورا یک دانشگاه، یک مدرسه، یک دارالتعلیم و یک دارالتربیت است. عاشورا هم معارف دین را تعلیم می‌دهد و هم انسان می‌سازد و اخلاق انسانی ایجاد می‌کند و در واقع امام حسین(ع) یک نمایشگاهی از حقایق دینی را مجسم کرد و عملا آن را در عاشورا نشان داده است.

*قرآن و عترت را به دل ها راه دهید و در هر دو تدبر نمایید

وی بیان کرد: امام حسین(ع) در یک روز (روز عاشورا) به قدر تمام دنیا همه حقایق دینی را عملا نشان داد. زهد، تقوا، جهاد، ایثار و فدارکاری همه را عملانشان داد. ما کمتر به این موضوع توجه می‌کنیم فقط در قرآن وظیفه تدبر نداریم بلکه هم در قرآن و هم در عترت باید تدبر کنیم. این دل‌ها بسته است، چرا قرآن و عترت را به دل‌ها راه نمی‌دهید؟ چرا حسین‌شناس نیستید؟ کار و حرکت ایشان تدبر می‌طلبد.

*عقل،قلب،بدن سه بعد انسان ها

آیت‌الله ضیاءآبادی خاطرنشان کرد: این انسان سه بعد دارد که شامل عقل، قلب و بدن است، هرکدام کار مخصوص به خود را دارند. عقل کارش شناختن است و قلب هم کارش عشق ورزیدن است. آنچه را عقل تشخیص داده قلب آن را قبول می‌کند و بدن هم خاضع آن می‌شود.

محبت های دروغین*

حال اگر انسان موجودی را با جمال و کمال شناخت و عاشقش شد، در مقابلش خاشع می‌شود، ولی ما در زندگی در مسئله اطاعت ضعیف هستیم. ما مدعی هستیم که عقل داریم حقایق را شناخته‌ایم؛ اما در عمل ناقص هستیم. در واجبات و ترک محرمات خیلی کسری داریم. حال چرا باید این چنین باشیم؟ چون محبتمان دروغین است. اگر محبت واقعی بود در مقابل خدا خاشع می‌شدیم. معرفت محبت و بعد اطاعت می‌آورد. وقتی با شناخت جمال و زیبایی به آن علاقه‌مند شدیم، خاضع می‌شویم؛ اما اطاعت نمی‌کنیم.

*چرا در مجالستان فقط تحریک احساسات است؟/نقص درمحبت

وی افزود: از ابتدا نقص داریم. در توحید و خداشناسی نقص داریم، چون خدا را نشناختیم و دوستش نداریم و به طبع خاضع هم نیستیم. در محبتمان نیز نقص هست. چرا آن جمال واقعی را نمی‌شناسید تا عاشق و خاشعش باشید؟. متأسفانه در مجالس امام حسین(ع) نیز چنین است که تحریک عقول و تنبیه قلوب نمی‌شود. غالباً در این مجالس تحریک احساسات است. چه بسا مجالس با هزینه‌های سنگین برپا می‌شود؛ اما یک مطلب از عقاید و اخلاق گفته نمی‌شود تا دل‌ها بیدار شود.

*مجالسی سراسر احساسی

این استاد اخلاق اظهار کرد: غالباً از ابتدا تا انتهای مجلس سعی بر خواندن شعر یا سخنی است که دل‌ها را تحریک و اشک‌ها را جاری کند. در این مجالس هرکس بتواند بهتر احساسات را تحریک کند و اشک زیاد بگیرد می‌گویند او سخنران خوبی است. در صورتی که این حالت احساسی زودگذر است و به خورد عقل چیزی نمی‌دهند. تا مجلس تمام می‌شود، فرد به حالت اولش برمی‌گردد و همان شقاوت و بی‌پروایی قبل دوباره ظاهر می‌شود.

*نمونه فرق احساس با عقل

وی گفت: قرآن در این خصوص در آیِه ۲۷ سوره انعام می‌فرماید «ولو تری اذ وقفوا علی النار فقالوا یا لیتنا نرد ولا نکذب بآیات ربنا ونکون من المومنین؛ اگر ببینی حال آنها را هنگامی که بر آتش دوزخشان بازدارند که در آن حال با حسرت گویند، ای کاش ما را به دنیا برمی‌گردانیدند تا دیگر آیات خدا را تکذیب نکرده و ایمان آوریم»، در این آیه وقتی دوزخیان را به آتش انداخته‌اند و آنجا شعله‌های آتش را دیده‌اند پشیمان شده‌اند. این از ترس آتش است؛ اما اگر اینها باز به دنیا برگردند اعمال گذشته خود را دنبال می‌کنند چون فریاد برگشتشان از روی عقل نیست از روی احساس است. از روی عقل آتش را دیده تحریک شده و فریاد می‌زنند ولی اگر برگردند با همان قلب مرده و قسی برمی‌گردند.

*عوارض تحریک احساسات بدون تحریک عقل

آیت‌الله ضیاءآبادی تصریح کرد: نمونه آن شب‌های احیا است. در این شب‌ها وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شود، قرآن‌ها روی سر گذاشته، فریادهای «بک یا الله» زمین را می‌لرزاند، حال توبه و استغفار انجام شده و تمام حالات توابین را دارند و چقدر الهی شده‌اند که می‌گویی اینها دیگر گناه نمی‌کنند و ممکن نیست دیگر به گذشته برگردند؛ اما فردا صبح این مردم وقتی به بازار، مرکب و کارهایشان برمی‌گردند. که مشخص می‌شود آن صحنه شب احیا فقط تحریک احساساتشان بوده است. یک اشک و آه زودگذر که فایده‌ای ندارد.

*نمونه تحریک احساسات بدون عقل

وی افزود: مکه رفتن هم این چنین شده. وقتی مکه هستند حرف‌هایی می‌زنند و می‌گویند «ممکن نیست منحرف شویم» و همش یاد خدا هستند؛ اما تا وارد فرودگاه می‌شوند و زرق و برق تهران را می‌بینند همه چیز را فراموش می‌کنند چون آن چه در مکه داشتند یک حرکت احساسی بوده است، چون چشمشان همش کعبه و بدن‌های کفن‌پوش را می‌دید، ولی حال که بازگشتند، همان قلب قبلی با قساوت را دارند.

*تحریک عقول شرط اصلی و مهم مجالس حسینی

این استاد برجسته اخلاق خاطرنشان کرد: باید معرفت، محبت و اطاعت داشته باشید و شرط مجالس امام حسین(ع) تحریک عقول و تنبیه قلوب و پس از آن تحریک احساسات است. تنها تحریک احساسات و اشک چشم خالی کافی نیست.

*جهنمیان در دوزخ با دیدن آتش از روی احساس درخواست فرصتی دوباره می کنند

وی عنوان کرد: وقتی در آیه ۲۷ سوره انعام آمده است که وقتی جهنمیان آتش جهنم را می‌بینند و می‌گویند یک فرصت دیگر به ما بدهید، آنها هم از روی احساسات این چنین می‌گویند؛ اما خدا می‌فرماید من این بنده‌هایم را می شناسم. اینها برگردند باز همان بنده قبلی هستند. حتی اگر این جهنمیان که جهنم را دیده‌اند وقتی برگردند قطعا جهنم را یادشان می‌رود. حال دیگر نمی‌شود از مکه رفته‌ها توقع داشت.

*تحریک عقول در کنار احساسات نتیجه بخش است

پس باید تدبر کنیم باید هم در قرآن و هم در عترت تدبر کنیم؛ اما ما فقط تحریک احساسات داریم، شما توقع دارید مردمی که در مجالس عزای امام حسین(ع) شرکت می‌کنند با شور فریاد یا حسین می‌زنند و اشک می‌ریزند، دیگر گناه و خطا نمی‌کنند؟ اگر در این مجالس تحریک عقول و تنبیه قلوب انجام شود با فکر و چشم مردم مسائل و حقایق دین، قرآن و امام که در سعادت انسان تأثیرگذار هستند گفته شود و در این شرایط اگر ذکر مصیبتی هم گفته شود، تأثیر خواهد گذاشت؛ اما تا غوغای تحریک احساسات و اشک چشم خالی باشد این زودگذر است و نتیجه نمی‌دهد.

*امام حسین ع شهید شدند تا ما خدا شناس و خدا پرست شویم

آیت‌الله ضیاءآبادی بیان کرد: امام حسین(ع) شهید نشد تا ما بهشتی شویم. کسی بهشتی است که خداشناس، خدادوست و خداپرست باشد. ایشان با شهادتشان خواستند ما خداشناس، خدادوست و خداپرست شویم. ولی ما که اصلا خدا را نمی‌شناسیم چگونه حسین‌شناس باشیم. ما می‌گوییم کربلا شهیدپرور می‌خواهد، ولی شهید کسی است که قبل از مردنش جمال خدا را ببیند و عاشق خدا شود. یعنی شهود، مشاهده یعنی دیدن خدا، جمال خدا چشم و دلش را پرکند و کسی غیر خدا را نبیند. حال امام حسین(ع) حاضر شده همه چیزش خدا باشد. خودش و بچه‌هایش در خون بغلطند، زن و فرزندش اسیر شوند، چون خدا خواسته است.

وی در پایان افزود: شما برای چه گریه می‌کنید و می‌گویید «امام حسین مظلوم است»، این گریه برای دنیا است که می‌گویید جوان ۱۸ ساله و طفل شیرخوارش کشته شده‌اند؛ اما امام می‌گوید من خود آنها را برای دین خدا داده‌ام، ولی شما دین خدا را زیر پا گذاشته‌اید و می‌گویید عاشق حسین هستید

. امام حسین(ع) برای دین خدا همه چیزش را داده است. این چه عشقی است که شما می‌گویئد؟ چرا رباخواری می‌کنید؟ چرا حقوق همدیگر را رعایت نمی‌کنید؟ چون هنوز خدا را قبول ندارید. شما اگر ایمان آورده‌اید و حسین‌شناس شده‌اید، در راه خدا جهاد کنید. در مقابل نفس اماره بایستید. چشمانتان را به گناه آلوده نکنید، غیبت نکنید، دروغ نگوئید، آزار نرسانید و لقمه حرام نخورید. جهاد شما همین است. جهاد شما همین نفس اماره است. جلوی خودتان را بگیرید. امام حسین کشته نشد که ما گناه کنیم و به بهشت رویم. ما نیز باید جهاد کنیم.

تهیه و تنظیم:امیرمحسن سلطان احمدی


به نقل از :

soltanahmadi.ir






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 فروردین 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
همان وقتی که مغموم شده اید و زانوی غم در بغل گرفته اید
و خود را از همه محروم تر می بینید،
لطف حق بالای سر شماست و فرج نزدیک است.
ان مع العسر یسرا...همانا با سختی، راحتی است






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
[http://www.aparat.com/v/ChRMl]




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گفتگوی منتشر نشده مشرق با شهید علی خلیلی:
"هیچ کس پشت آدم نیست! من به عشق لبخند حضرت آقا رفتم و این کار را کردم." این را جوانی 21 ساله، با دردی سرشار از بی مهری برخی مسئولین از عمق قلبش می‌گفت. جوانی که طعم‌گس آهن آب‌دیده قمه را تا شاهرگ گردن و تارهای صوتی احساس کرده بود.
گروه سیاسی مشرق -"هیچ کس پشت آدم نیست! من به عشق لبخند حضرت آقا رفتم و این کار را کردم." این را جوانی 21 ساله، با دردی سرشار از بی مهری برخی مسئولین و جامعه از عمق قلبش میگفت. جوانی که طعم گس آهن آب دیده قمه را تا شاهرگ گردن و تارهای صوتی اش احساس کرده بود. همان جوانی که می‌گفت من اسم این کارم را دفاع از ناموس میگذارم!

علی خلیلی طلبه جوانی که برای دفاع از چند زن به کمکشان رفته بود و مضروب شده بود. همانی که 19بیمارستان او را برای درمان قبول نکردند و بعد از سکته مغزی و در کما رفتن خداوند به او جانی دوباره داد تا 2 سال دیگر چشم در چشم مردم شهر راه برود تا شاید کسی خجالت بکشد! اما....

ضاربان یا الان دیگر باید گفت قاتلانش آزاد اند و او بعد از 2سال گرفتاری به فیض شهادت نایل شد.

حدود یک سال پیش در مسجد جامع ازگل بعد از نماز ظهر و عصر؛ خبرنگار ما گفت و گوی و گپ و گفتی با علی خلیلی انجام داد که در ادامه سخنان این شهید بزرگوار را می خوانید؛


بسم الله الرحمن الرحیم

علی خلیلی هستم طلبه پایه چهار حوزه علمیه امام خمینی مشغول تحصیل هستم.

متولد سال هفتاد و یک

نیمه شعبان دو سال پیش بود به نظرم ساعت دوازده شب بود که قرار بود دو سه تا از بچه ها را به خانه هایشان برسانیم .خانه آنها خاک سفید بود و هیئت ما هم در نارمک بود. با موتور یکی از دوستان راهی خاک سفید شدیم بعد فلکه اول نه چهار راه سید الشهدا بود به نظرم، من شرح ماوقع یادم نیست. چیزی که دوستان تعریف کردند را خدمتتان تعریف می‌کنم. دیدیم که پنج الی شش نفر دارند دو تا خانوم را اذیت میکنند.

اسم این کارم را دفاع از ناموس می‌گذارم/ در این مواقع هیچ کس پشت آدم نیست/  به عشق لبخند

شرح ماجرا یادم نیست بچه ها می گویند که داشتند به زور سوار ماشین شان می کردند, که ما رسیدیم. بچه هایی که همراه من بودند کوچک بودند و آن موقع سوم راهنمایی بودند. آنها ایستادند و من از موتور پیاده شدم و رفتم به آنها تذکر دادم ولی گلاویز شدیم و آن دو سه نفر که همراه من بودند آنها هم کتک خوردند و در این حین یه چاقو نمیدونم از پشت بود یا از جلو! نثار ما شد.
من همان جا افتادم. چاقو تو ناحیه گردن و نزدیک شاهرگم خورد. من همان جاافتادم.

آنهایی که چاقو زده بودند همگی فرار کردند. یکی از این دانش آموزهایی که همراه من بود موتور سواری بلد بود و دنبال آنها رفت. شماره پلاک آنها را برداشت.

من حدود نیم ساعتی تو خیابان افتاده بودم. بعداز نیم ساعت دو نفر از بچه های شمال شهر داشتند رد می‌شدند از آنجا ما را دیدند و سوار کردند و به اورژانس فلکه سوم تهرانپارس بردند.

اسم این کارم را دفاع از ناموس می‌گذارم/ در این مواقع هیچ کس پشت آدم نیست/  به عشق لبخند

 من حدود ساعت دوازده و نیم به آنجا رسیدم. دکترها به دوستان ما گفتند، اگر تا نیم ساعت دیگه او را به یک بیمارستان مجهز نرسانید "جان به جان آفرین تسلیم می‌کند".

من را ساعت پنج عمل کردند. یعنی از ساعت دوازده و نیم تا پنج دنبال بیمارستان مجهز بودیم. بیست و شش تا بیمارستان پیگیری کردند. ولی هیچ کدام از بیمارستان ها ما را قبول نکردند به خاطر اینکه حالم وخیم بود. آخر ساعت پنج صبح بود که موفق شدیم در بیمارستان عرفان عمل کنیم. آنجا بود که زنده ماندیم. بعداز عمل هم تو کما بودم و بعد از یک هفته به هوش آمدم و  به خاطر اینکه تمام خون بدنم خالی شده بود سکته مغزی کرده بودم.


وضعیت ضارب هم به خاطر اینکه شماره پلاک را برداشته بودند فردا ظهرش دستگیر شدند و به زندان رفتند. خیلی وقت گذشت تا ما رفتیم دادگاه؛حدود چهار پنج ماهی شد فکر می کنم. بعد از آن هم سردار نقدی تشریف اوردند و یک وکیل گرفتند و خود ایشان بعضی از کارهای مارا پیگیری کردند.

در ادامه به دادگاه رفتیم و حدود سه سالی برای ضارب بریدند. ولی برای بقیه دوستان ضارب شصت - هفتاد ضربه شلاق بریدند. الان همه آنها به قید وثیقه آزادند.

از مسئولین دکتر دستجردی تشریف اوردند و هزینه بیمارستان را حساب کردند. از جانبازی ما هم دو سال گذشته ولی هنوز خبری از جانبازی نیست.

اسم این کارم را دفاع از ناموس می‌گذارم/ در این مواقع هیچ کس پشت آدم نیست/  به عشق لبخند

اگر بخواهید حقیقت را برای تان بگویم من این کار را "امر به معروف" نمی‌گذارم بلکه اسمش را دفاع از ناموس می گذارم. دفاع از ناموس مسلمان ها هم برای هر مسلمانی واجب است. من امر به معروف نکردم, دفاع از ناموس مسلمان‌ها کردم.

در این حوادث و اتفاقات هیچکس پشت شما نخواهد ایستاد. هیچکس پشت آدم نیست فقط خدا هست که پشت شما می‌ایستد. من در آن لحظه هم که با آنها درگیر شدم به هیچکس امید نداشتم فقط به عشق لبخند حضرت آقا جلو رفتم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو