اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
سه شنبه 30 دی 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

زنى شرافتمند و خوش عقیده

بشار مكارى گفت در كوفه خدمت حضرت صادق (علیه السلام ) مشرف شدم . آنجناب مشغول خوردن خرما بود فرمود بشار، بیا جلو بخور. عرض كردم در بین راه كه مى آمدم منظره اى دیدم كه مرا سخت ناراحت كرد، اكنون گریه گلویم را گرفته نمى توانم چیزى بخورم بر شما گوارا باد. فرمود به حقى كه مرا بر تو است سوگند مى دهم پیش بیا و میل كن . نزدیك رفته شروع به خوردن كردم .
پرسید در راه چه مشاهده كردى ؟ عرض كردم یكى از ماءمورین را دیدم كه با تازیانه بر سر زنى مى زد و او را بسوى زندان و دارالحكومه مى كشانید. آن زن با حالتى بس تاءثیرانگیز فریاد مى كرد ( المستغاث بالله و رسوله ) هیچكس به فریادش نرسید. پرسید از چه رو اینطور او را مى زند؟ عرض ‍ كردم من از مردم شنیدم آن زن در بین راه پایش لغزیده و به زمین خورده است در آنحال گفته ( لعن الله ظالمیك یا فاطمة ) خدا ستمكاران تو را لعنت كند اى فاطمه زهرا علیها السلام . از شنیدن این موضوع حضرت صادق شروع به گریه كرد. آنقدر اشك ریخت كه دستمال و محاسن مبارك و سینه اش تر شد.
فرمود بشار با هم به مسجد سهله برویم دعا كنیم براى نجات یافتن این زن . یكى از اصحاب خود را نیز فرستاد تا به دارالحكومه رود و خبرى از او بیاورد. وارد مسجد شدیم ، هر یك دو ركعت نماز خواندیم حضرت صادق دستهاى خود را بلند كرده دعائى خواند و به سجده رفت . طولى نكشید سر برداشته فرمود حركت كن برویم او را آزاد كردند. در بین راه برخورد كردیم با مردى كه او را براى خبرگیرى فرستاده بودند. آنجناب جریان را پرسید؛ گفت زن را آزاد كردند، از وضع آزاد شدنش سوال كرد. گفت من در آنجا بودم دربانى او را به داخل برد پرسید چه كرده اى ؟ گفته بود من به زمین خوردم گفتم ( لعن الله ظالمیك یا فاطمة) دویست درهم امیر به او داد و تقاضا كرد او را حلال كند و از جرمش بگذرد ولى آن زن قبول نكرد. آنگاه آزادش كردند.
حضرت فرمود از گرفتن دویست درهم امتناع ورزید؟ عرض كرد آرى با اینكه به خدا سوگند كمال احتیاج را دارد. حضرت از داخل كیسه اى هفت دینار خارج نموده فرمود این هفت دینار را برایش ببر و سلام مرا به او برسان . بشار گفت به در خانه آن زن رفتم . سلام حضرت را به او رسانیدم . پرسید شما را به خدا قسم حضرت صادق مرا سلام رسانیده . جواب دادیم آرى ، از شنیدن این موهبت بیهوش شد. ایستادیم تا به هوش آمد دینارها را به او تسلیم كردیم گفت ( سلوه ان یستوهب امته من الل ) از حضرت بخواهید آمرزش كنیز خود را از خداوند بخواهد. پس از بازگشت جریان را به عرض امام (علیه السلام ) رساندیم ، آنجناب به گفته ما گوش فرا داده بود و در حالى كه مى گریست برایش دعا مى كرد.(1)


1- بحارالانوار، ج 11، ص 225.





نوع مطلب : پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام صادق(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، تاریخ اسلام، داستان، تولی و تبری، خمس، خائنین، سیاست و دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/29-4-1390/IMAGE634467696812968750.jpg

سخنان حجت الاسلام والمسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا مورخ 28 آذر 1389

این اشک ها به پای شما آتشم زدند

شکر خدا برای شما آتشم زدند

من جبرئیل سوخته بالم نگاه کن

معراج چشمهای شما آتشم زدند

سرتا به پا خلیل گلستان نشین شدم

هرجا که درعزای شما آتشم زدند

از آن طرف مدینه و هیزم از آن طرف

با داغ کربلای شما آتشم زدند

بردند روی نیزه دلم را و بعد از آن

عمری است در هوای شما آتشم زدند

گفتم کجاست خانه ی خورشید شعله ور ؟

گفتند : بوریای شما آتشم زدند .

سوال – شما بین شما و مادرم قضاوت کنید . مادرم میگوید که خدا همه گناهان را می بخشد بجزء گناه ارتباط نامشروع را ولی من می گویم که خدا غفار و تواب است و همه ی گناهان حتی این گونه ارتباط راهم می بخشد . کدام یک از ما درست می گوییم؟


پاسخ – این جوانی که اعتماد و امید به خدای جهان دارد ، درست می گوید و اینکه مادرشان میگوید خداهمه ی گناهان را می بخشد بجز ارتباط نامشروع را، می گوییم که خدا همه ی گناهان را بجزء شرک می بخشد و شرک را هم با توبه می بخشد بنابراین همه ی گناهان را می بخشد. نکته ای که این جوان عزیز باید به آن توجه کند این است که مبادا اعتماد به خدا باعث جَری شدن ما بشود . ما قبول داریم که خداوند بزرگوار است . خدا می فرماید : پیامبر به بندگان ما بگو که من غفور و رحیم هستم و حسابرسی هم می کنم و در آخر هم می بخشم اما آیا این رحمت الهی و این محبتی که خدا به بندگانش دارد حتی گناهکاران را هم رد نمی کند و میگوید که به گناهکاران بگو من غفورو رحیم هستم ، آیا این احساس نتیجه اش این است که روحیه ی نافرمانی ، بی ادبی ، جسارت و جرات برخدا را زیاد کنیم ؟ یا اینکه آن آیه ای که فرمود چه شده که بخداغره شده اید ؟ خدایی که این همه لطف و چشم پوشی دارد ، وقتی گناهی میکنیم سریع گردنت را نمی گیرد و تا یک نگاه بد می کنی تو را کور نمیکند ، تا یک حرف بد زدی تو را لال نمی کند ، این خدایی که اینقدر به تو فرصت داده این قدر محبت می کند و فضای بازگشت را باز کرده ، آیا نتیجه اش این است که ما بی ادبی کنیم ؟ آیا نتیجه اش این است که مابگوییم خدا همه ی گناهان را می بخشد و سوء استفاده کنیم ؟ آیا باید وسیله ای برای سوء استفاده ی ما بشود ؟ وقتی چنین خدای رئوفی داریم ، این قدر به ما فرصت داده که اگر هرآنی می خواست قصاص بگیرد ما در دم نابود بودیم اما همه ی این فرصت ها را به ما داده ، آیا ما باید بی ادبی کنیم ؟ می خواهم هشدار بدهم که نکند خدای نکرده آن غفاریت خدا و ستاریت خدا باعث جری شدن انسان بشود . نکند از آن طرف قهر خدا را متوجه خودتان بکنید ؟ اعوذ باالله من غضب الرحیم . یعنی کسی که رحیم بود و ما از رحمت او سوء استفاده کردیم و بعد اگر یک دفعه غضب کرد چه کار کنیم ؟ در روایت داریم که اگر خدا در حال گناه به شما خطاب رساند که من دیگر تو را نمی بخشم یعنی این قدر به تو فرصت دادم و تو باز کار خودت را کردی ، اگر دچار چنین خطابی شدیم چه کارکنیم ؟ چرا دیدگاه من این نباشد که من برهوای نفس خودم بلند بشوم ؟ چرا دنبال خواسته ی خداوند نروم؟ در وقت گناه بین ما و خواسته ی خداوند تعارضی پیش می آید ، خدا میگوید که این کار را نکن و من میگویم که دوست دارم اینکار را بکنم و لذت میبرم ،حرکتی انجام بدهم ، نگاهی بکنم ، کار خلافی را انجام بدهم و از نظر من این کار لذت بخش است . من اگر باطن کار را می دانستم هیچ وقت سراغش نمی رفتم . تمام این گناهانی که ما مرتکب میشویم فریبی است که شیطان به ما میدهد یعنی کار زشت را بَزک میکند . یک کار زشت را در چشم ما زیبا می سازد و ما هم چون عشق به زیبایی و لذت داریم به سمت آن می رویم غافل از آنکه این یک مهلکه و سقوط است نه یک صعود و ارزش . اگر خدا می گوید که این کار را نکن ، نمی خواهد برای من محدودیت درست کند و جلوی ارضاء میل به زیبایی من را بگیرد ، در واقع سعادت من را می خواهد . در واقع می خواهد بگوید که این زیبا نیست و یک روز خودت هم متوجه میشوی . آن روزی که حجاب ها کنار رفت و یوم تبلی السرائر شد و می گوید این همان بود که تو انجام می دادی ، این همان بود که میگفتی چقدر زیبا است و انجام دادی . بنابراین نوع نگاهمان را عوض کنیم و از فرصت ها و رحمت ، ستاریت ، غفاریت ومهربانی خدا استفاده کنیم و آن را در راه قرب قرار بدهیم . خدایی که مهربان است کاری بکنیم که به آن نزدیک بشویم . اگر قرار بود که ما عملی انجام بدهیم و به نفع ما هم بود ، خداوند جلوی آن را نمی گرفت . و می گفت که انجام بدهید و من هم کمکتان میکنم . اثرات وضعی هم دارد .اگر انسان به سمت خوبی ها برود و خدا هم می فرماید که به تو ثواب میدهم بخاطر این است که تعامل زندگی دنیای مان را به گونه ای با دین سامان بدهیم که از لذات سامان دهی زندگی دینی در دنیا لذت ببریم نه اینکه در دنیا عذاب بکشیم تا در آخرت لذت ببریم. خداوند نمی خواهد با ترک گناه یک فشارهایی را در دنیا داشته باشیم . می گوید که در دنیا هم لذت ببر اما لذت درست ، واقعی و ماندگار . لذتی که آثارش را هم در همین دنیا ببینی . در کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق داریم که ثواب کسی که رضای خدا را بر میل خودش ترجیح بدهد ، از ابوحمزه ی ثمالی نقل میکند که از حضرت شنیدم که خدا می فرماید: به عزت و عظمتم قسم ، به جلالم قسم ، به بلندی جایگاه و مکانم قسم ، (همه ی این قسم ها برای این است که تو یکی از این ها را قبول کنی و بفهمی که با مقام بالایی حرف می زنی و وقتی به عظمتش قسم می خورد بفهمی که از عظمت بالایی برخوردار است ) به همه ی این ها عظمت ها و بزرگی ها قسم که اگر بنده ای هوای خودش را بر هوای من برنمی گزیند و نظر خدا را جلب کند ، کاری میکنم که نگاهش فراسوی نگاه مادی باشد یعنی نگاهش جوری میشود که در دنیا تلاش می کند نه اینکه دنیا از آخرتش بریده باشد ، کارهای روزمره را برای او انجام می دهد ، چشم اندازش نور بالا حرکت میکند و آنجا را می بیند و برای آخرت کار می کند . اوایل انقلاب با جمعی خدمت امام در قم رسیدیم . جمعیت که رفت من برگشتم و دلم می خواست امام را ببینم و نشستم و دست امام را بوسیدم و گفتم که من طلبه هستم یک موعظه ی کوتاهی بفرمایید . امام تبسمی کردند و گفتند : که عمر من و شما در این دنیا کوتاه است . برای آخرت کار کنید نه برای دنیا . انسانهایی که چشم اندازشان این دنیا است ، همیشه به دنیای خودشان فکر می کنند ، به لذت های موقت فکر می کنند ، اینها همیشه فرصت های آینده را از دست میدهند ، نابینای شان می کند و نمی فهمند چکار می کنند ، موفقیت های بعدی را از دست می دهند اما وقتی چشم انداز آنجا باشد می فهمند که چکار کنند. راننده ای که در جاده نور بالا می رود ، دور دست را می بیند و می داند که با چه سرعتی باید رانندگی کند . و تنظیم می کند . اولین خاصیتش این است که سیستم نگاهش بر فراسوی عالم ماده تنظیم میشود و می فرماید: انسانی که ترک گناه میکند و رضای خدا را بر رضای خودش ترجیح می دهد ، در دنیا احساس بی نیازی دارد . یعنی حس او در درون بگونه ای است که احساس میکند نیازی به این تعلقات ندارد . مستغنی می شود و یک نگاه آرام پیدا میکند . دلش وسیع میشود . وابستگی هایش را رها می کند و احساس آزادی میکند. ولی انسانی که گناه می کند آن احساس قشنگ از دستش می رود . می فرماید: مشکلاتش را حل میکنم . گناهان باعث میشود که گره هایی در زندگی ما ایجاد بشود بعد نذر و نیاز میکنیم و دست به دامان امام حسین (ع) می شویم. خودت گره ایجاد کرده ای ، گره را باز کن . می فرماید : تضمین میکنیم که رزقش را به او بدهند . آن دنیایی که میخواستی با آلودگی در دنیا بدست بیاوری خود دنیا به تو رو می کند .اگر با آلودگی رو به دنیا بکنی دنیا از تو رو برمیگرداند ولی اگر با پاکی از دنیا رو برگردانی دنیا به تو رو می کند و دنبال تو می دود. مثل سایه و نور . اگر پشت به نور کردی و سایه جلوی تو افتاد ، هر چه دنبال سایه بدوی به آن نمی رسی و تو را خسته می کند ولی اگر رو به نورآمدی و به سمت نور بروی ، آنجا به سایه نرسیدی و نو را هم ازدست نداده ای . هم نور را می گیری و هم سایه تو را رها نمی کند . روایت زیادی داریم که اگر به سمت خدا آمدی دنیا با التماس سراغ شما میآید . خوار هم نمیشوید . اسماء اینجوری یعنی به عزت عظمت علو مقام ...یعنی اگر تو ترک دنیا را بکنی با این سیستم محشور میشوی . با سیستم عزت ، عظمت و جلال . چرا ؟ چون آن چه موجب خواری و پستی بود کنار گذاشتی . تو هم عظیم می شوی لذا به عظمتش قسم می خورد . اگر تو ترک دنیا بکنی تو هم بهاء میشوی و خدایی میشوی .می فرماید : اگر کسی بیاید آخرت را مورد نظر قرار بدهد و لذت های دنیایی که باعث گناه میشود دور بریزد ، گفتیم قطعا لذت در گناه نیست اگر قرار بود واقعا لذت داشته باشد خدا خودش باب را باز می کرد . خدا با بندگانش سرجنگ ندارد . عالی ترین فضای لذت را خدا باز کرده است . کافی است ما او را کمی قبول داشته باشیم . اولیاء او را زیاد قبول دارند ما کمی قبول داشته باشیم و جلو برویم . کم کم که طعم بندگی به کام ما نشست و ترک گناه ، این عظمتی و عزتی بجای خواری و ذلت به کام ما نشست و وقتی انسان عظمت گناه را درک کرد و لذت انسان بودنش به کامش نشست . اولش سخت است . هر کاری که در آن رشد است اولش سخت است . شما در کارهای دنیا ببینید . شما کدام کاری دنیایی که در آن پیشرفت است را سراغ دارید که در آن سختی نباشد . به زندگی نامه ی تمام دانشمندان و سرمایه داران و تمام کسانی که در بحث شهرت بوده اند نگاه کنید ببینید که چقدر سختی کشیده اند تا به جایی رسیده ا ند . در مسائل معنوی هم همین طور است . کمی خدا را قبول داشته باشید و چند قدم به سوی او بروید . ای جوان بگو بخاطر خدا این گناه را نمیکنم . در روایت داریم که اگر صحنه ی خلافی به جلوی چشمان شما آمد چشم خودت را به زمین انداختی ، به اندازه سنگینی آنچه در زمین است در نامه ی اعمالت می نویسند ، اگر چشمت را به آسمان دوختی ، به اندازه ی سنگینی آنچه در آسمان است در نامه ی اعمالت می نویسند و اگر یک لحظه چشم خودت را بستی و از آن عبور کردی ، به اندازه ی سنگینی آنچه در زمین و آسمان است در نامه اعمالت می نویسند . یعنی ای جوان کارت خیلی عظیم است . کار بزرگی انجام میدهی . چرا به بزرگی این فکر نمی کنی ؟ چرا فکر نمی کنی در یک سیستم انسانی ، الهی حرکت می کنی و آن عوامل انحراف و آن عواملی که جرات های منفی و جسارت های منفی را در تو فعال میکند مدیریت می کنی ؟ کاری بس عظیم است . جلوی هوای نفس خودت را میگیری . این ثواب ها می خواهد بگوید که کارت بزرگ است . این کار عظیم را ترک نکن و کوچک نشمار . وقتی چشم خودت را بر گناه بستی ، خدا را شکر کن . پیش اهل خلاف ژست بگیر که من الحمدلله که توانستم رد بشوم . راننده ای که از یک صحنه ی خطر رد میشود . چکار می کند ؟ می گوید چه دره قشنگی بروم پایین ببینم چه خبر است ؟ چرا نمی رود چون سقوط می کند . علی رغم جذابیت هایی که ته دره می بیند یک لحظه هم نگاه نمیکند . زیرا می داند که اگر آن جذابیت های ته دره نظر او را جلب کند یعنی سقوط و نابودی . بنابراین حواسش را جمع میکند و سالم به مقصد میرسد . این هنر راننده است . خوب است انسان در صحنه های گناه مدیریت کند و به طرف جذابیت های ته دره نرود و بداند که نتیجه ی آن سقوط است . و واقعا هم لذتی در آن نیست .


http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/24-5-1391/IMAGE634806387051093750.jpg

سوال – سوره نساء آیات 37- 34 را توضیح بدهید.

پاسخ – نکته ی اختلافات خانوادگی است. این اختلاف خانوادگی ممکن است که پیش بیاید .زن یک نظر دارد و شوهر نظر دیگری دارد . و یک درگیری به وجود می آید قرآن کریم می فرماید: به صرف این درگیری ها زود اقدامات تند و خشن را انجام ندهید . بحث نصیحت ، موعظه و بحث کارشناسی مسئله را انجام بدهید . عده ای از طرفین زوجین را انتخاب کنید . اول اینکه این افراد کارشناس باشند یعنی خبره ها حکم بشوند و دیگر اینکه کشمکش ایجاد نکنند و جانبداری نکنند . . یعنی فامیل داماد به سمت داماد و فامیل عروس به سمت عروس نکشد . به بحث زندگی این ها بپردازند و این ها را بهم برسانند و خدا توفیق می دهد که این ها بزندگی مشترک شان را دنبال بکنند . گاهی حضورهای منفی و غیر کارشناسانه اختلاف زوجین را بیشتر می کنند . و فاصله ی بین آنها را بیشتر می کنند . قرآن می فرماید که این کار را نکنید . اول در حد موعظه باشد و از افراد کارشناس که به انگیزه ی اصلاح بین آن دو باشند کمک بگیرید . خدا هم توفیق بین زندگی مشترک آنها را خواهد داد .

سوال – پسر من 18 سالش است و چند ماهی است که بین او و پدر اختلاف افتاده است و او اظهار کفر می کند . می گوید چه کسی از آن دنیا آمده که بگوید قیامتی وجود دارد ؟ بعضی وقتها هم به ما توهین می کند . ما باید با اوچه برخوردی داشته باشیم ؟ آیا او کافر و مرتد شده است ؟

پاسخ – یک نکته ای را پدر و مادرها باید توجه کنند . به صرف اینکه جوان است و هر حرکتی انجام می دهد به او گیر ندهند . گیر به معنای بحث و اختلاف نظر است و با هم درگیر نشوند . در فضای مهربانانه با هم صحبت کنند . شاید پدر اشتباه می کند و متوجه اشتباهش نیست در نتیجه بچه را علیه خودش جَری می کند . و گاهی بچه اشتباه می کند . پدر با مهربانی و محبت این کار را بکند و شاید لازم باشد که هر دونفر آنها این بحث را پیش یک کارشناس ببرند . اگر بحث دینی است پیش کارشناس دینی ببرند . چرا با هم دعوا می کنند ؟ بحث ها از این جهت به اختلاف کشیده نمیشود . جوانان توجه داشته باشند که خدا می فرماید : عبادت خدا را بکنید دنبال هوا و هوس راه نیفتید . این ها دوگانه پرستی ببار می آورد . این دوگانگی نمی تواند در تو یک شخصیت متمرکزی بوجود بیاورد . و توصیه می کند که در کنار عبادت خدا به پدر و مادرتان محبت کنید . به پدر ، مادر ، مساکین و اقوام محبت کنید . به همسایگان دور و دوستتان و کسانی که در راه مانده اند محبت کنید .در راه مانده یک معنی ظاهری اش این است که کسی که در راه پولش تمام شده است و پول ندارد به او کمک کنید . یک معنی اش می تواند این باشد که کسانی که در راه های اخلاقی مانده اند . آنهایی که در راههای اعتقادی مانده اند با آنها درگیر نشوید و با خشونت با آنها رفتار نکنید . با احسان به آنها کمک کنید نه با تندی . خیلی از ما انسانها مانده در راه اعتقادی و ایمانی هستیم . در راه خدا کم آورده ایم . تو سر زدن ندارد . باید به او محبت کنند . با صمیمیت و با درک کردن او مشکل را حل کنند . تا مطلبی را میگوید سریع با آن درگیر نشویم . اول جویای انگیزه ی حالت این جوان بشویم . این انگیزه اش از این حرف چیست ؟ آیا خلائی در درونش واقع شده یا پرسشی دارد ؟ از کجا ناراحت است . پس جو.یای علت بشویم و وقتی علت را بدست آوردیم با همین نگاه زیبای قرآنی یعنی با احسان زیر بازوهای آن را بگیریم نه با درگیری و خشونت که او هم به خشونت علیه ما بیفتد . هم به بچه ها می گوید که پدرها و مادرها را داشته باشید و هم به پدر و مادرها و همه می گوید که در فضایی با احسان زندگی کنید . در فضایی از مهر ، نیکی ، صفا و صمیمیت . اگر این ها باشد دردهای ما خیلی بهتر درمان میشود .

سوال – خیلی ها در این روزهای محرم متحول شده اند . اما این نگرانی وجود دارد که دوباره سرجای اول مان برگردیم . چکار کنیم که این برکات استمرار داشته باشد ؟

پاسخ – به چند نکته باید توجه کنیم . یک نکته این است که با آن معرفتی که به آن اشاره کردیم که در همه جای دنیا هنری خلق کردند که لبیک یا حسین ها بلند شد و آن ارتباط های قشنگ ، روی این معرفت کار کنیم . این حسین چه کسی بود که ما برای او سینه زدیم ؟ این حسین چه کسی بود که برایش سیاه پوشیدیم ؟ این حسین چه کسی است که حضورهای جمعی با عاطفه ی زیاد احساس و شور واردش شدیم ؟ این عناصر معرفتی را در شناخت ابا عبدالله و در حوزه ی اندیشه خودمان هر روز روی آن مانور بدهیم . یکی از چیزهایی که ما درکربلای امام حسین (ع) می بینیم بحث حضور ولایت ، ولایت مدارکربلای ها ، محوریت حجت خدا در اندیشه ی آنها و نقطه ی مقابل آنها خبیث هایی که در آن محور حرکت میکنند . من در این ده روز این محور را یافتم . در فرهنگ ولایت مداری حسین قرار گرفتم . اگر وهب ، جعفر ، حبیب و شهدای این ارزش ماندگار را پیدا کردند به اتکای محوریت قرار دادن ولایت آنها بود . حول ولایت چرخیدند تا ابد روشن شدند . من در این ارتباط باید سعی کنم آن ولایتی را که الان باید حفظ کنم نه صرفا محبت به اهل بیت باشد بلکه استمرار آن حاکمیت و استمرار پذیرش حضور کارآمد امامت را در جامعه که در زمان غیبت تحت ولایت فقیه مطرح میشود . حضور کارآمد ولایت معصوم در دورانی که بطور موقت امام نیست یا مطلقا در سطح جهان حضور ندارد یا در مدینه حضور دارد اما مثلا در منطقه ی تهران وجود ندارد . زمان حضور معصومین نماینده می فرستادند و می گفتند که هرچه با ما می خواهید انجام بدهید با نمایندگان ما انجام بدهید . این یک مسئله ی ولایت مداری است . دست آوردهای مذهبی و معنوی از قبیل نماز . ما در ظهر عاشورا با فرهنگ نماز آَشنا شدیم و دیدیم که امام حسین (ع) در بین حملات دشمن می ایستد و نماز میخواند . این نماد ظهر عاشورا را در سرتاسر کشور دیدیم . سعی کنیم این نماد را برای همیشه حفظ کنیم . هر روز یک کار خیر خودم را به اباعبدالله هدیه کنم . این هدیه کردن قشنگ است. امام به هدیه ی ما نیازی ندارد . ولی ما به حفظ این ارتباط نیاز داریم . بعد کم کم این کارها را زیاد کنند و این کارها را در ارتباط با ولایت انجام بدهند . با این کارهای کوچک ارتباط را حفظ کنند و یقینا عنایت امام شامل حال ما خواهد شد. اگر من خودم را در این سیستم قرار بدهم و از معرفتهای کربلا که ولایت مداری و استمرار در ولایت را اشاره کردم ، از این ولایت و ارتباط قشنگی که با این ولایت امام حسین (ع) و امام زمان است ولی در زمان غیبت با ولایت فقیه این ارتباط را برقرار کنم . ارتباطم را با امام زمانم قوی کنم که این دست آورد کربلایی ، باید من را آماده برای ظهور امام زمان (عج) بکند.
هیچ کس را نزد خدا مقرب تر از رسول خدا نداریم بخصوص شهدای کربلا ، پروردگار به حق ابا عبدالله و زینب کبری و به حق آنهایی که همه ی وجودشان را در پیشگاه تو قطعه قطعه کردند بر عشق ، معرفت ، نگاه زیبا بین ما ، آشنایی و بصیرت ما نسبت به آنچه که وظیفه ی خرد و کلان است همه ی ما را موفق بگردان.





نوع مطلب : علما، امر به معروف نهی از منکر، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، فرقه های انحرافی، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، فساد و انحطاط اخلاقی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 دی 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد


سفیان ثورى روزى خدمت حضرت صادق (علیه السلام ) رسید. آنجناب لباسهاى سفیدى مانند پوست تخم مرغ پوشیده بود. گفت این نوع لباس شایسته مثل شما نیست . حضرت فرمود گوش كن آنچه مى گویم ، و حفظ نما، زیرا چیزى كه مى گویم براى دنیا و آخرت تو خوب است اگر بر سنت پیغمبر و حق بمیرى نه بر بدعت .
پدرم فرمود حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) در زمان تنگدستى و مضیقه بود اما اگر نعمت دنیا و فراخى روى آورد شایسته ترین مردم براى استفاده از آن نیكانند نه فاسقان و منافقین . آنچه تو بر من ایراد كردى به خدا قسم با همین لباس كه مشاهده مى كنى از هنگام تكلیف هر حقى از خداوند در مالم تعلق گرفت . روز را به شام نرسانده حق را به محلش رسانیدم .(1)
پس از سفیان دسته دیگر از كسانى كه خود را زاهد مى دانستند و مردم را به پارسائى وادار مى كردند آمدند گفتند. سفیان اگر نتوانست جواب دهد اینك ما دلائلى از قرآن براى ادعاى خود داریم . فرمود بگوئید عرض ‍ كردند یكى این آیه و یؤ ثرون على انفسهم و لوكان بهم خصاصة و من یوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون دیگران را بر خود مقدم مى دارند گرچه تنگدست و محتاج باشند. هر كس طمع نفس را جلوگیرى كند چنین كسانى رستگارند. در آیه دیگر مى فرماید و یطعمون الطعام على حبه مسكینا و یتیما و اسیرا غذا را با اینكه دوست داشتند (و مورد احتیاجشان بود) به فقیر و یتیم و اسیر مى خوراندند. ما را همین دو آیه كافى است .
یكى از حاضرین در جواب آنها گفت ما نمى بینیم شما نسبت به غذاهاى لذیذ بى میل باشید با اینكه مردم را امر مى كنید دست از اموال خود بردارند تا شما استفاده كنید. حضرت فرمود گفتارى كه نفعى ندارد رها كنید.
سپس رو به آنها نموده پرسید. شما اطلاع از ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه قرآن دارید؟ زیرا هر كه گمراه یا هلاك شد به واسطه بى اطلاعى نسبت به این قسمت بود جواب دادند به همه آنها اطلاع نداریم . فرمود از اینجاست كه به اشتباه افتاده اید. آیه اى كه دلیل آوردید. كسانى كه نان خود را به دیگرى دادند در آنزمان این كار براى آنها جایز بود. خداوند جزا و پاداش آنها را خواهد داد ولى در آیات دیگر امر مى كند به خلاف كارى كه آنها كرده اند همین امر نسخ مى نماید فعل آنها را، نهى خداوند به جهت ترحم بر مومنین است كه خود و خانواده شان را به مشقت نیندازند زیرا در میان آنها بچه هاى كوچك و پیران افتاده هستند كه صبر بر گرسنگى ندارند.
اگر یك گرده نان داشته باشیم ، آن را تصدق بدهیم آنها از گرسنگى تلف مى شوند از اینرو پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: پنج دانه خرما یا نان و یا دینار و درهم اگر انسان داشته باشد بخواهد آنها را انفاق كند از نظر فضیلت و زیادى پاداش آن یكى كه بر والدین خود بدهد بهتر است . دومى كه براى خود و خانواده مصرف مى كند در درجه دوم است . در مرتبه سوم آن یكى است كه به خویشاوندان بدهد. چهارم آن را كه به همسایگان مى دهد. پنجمى را كه در راه خدا به فقیرى بدهد فضیلت آن از چهار مصرف قبل كمتر است .
پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره آن مرد انصارى كه شش ‍ یا پنج بنده داش و در موقع مردن آنها را آزاد نمود با اینكه چیز دیگرى نداشت و بچه هاى صغیر بجا گذاشته بود فرمود اگر به من مى گفتید نمى گذاشتم او را در میان قبرستان دفن كنید. بچه هاى كوچك را گذاشته براى گذران خود از مردم سوال كنند و بنده هایش را آزاد نموده .
به علاوه خداوند در قرآن به خلاف گفته شما مى فرماید: و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواما كسانى كه هنگام انفاق اسراف نمى كنند و سخت گیرى هم نمى نمایند بین اسراف و سخت گیرى را ملاحظه مى كنند. آنچه شما مى گوئید كه دیگران را باید بر خود مقدم داشت خداوند غیر آن را دستور مى دهد گفته شما را اسراف مى داند.
در آیات زیادى مى فرماید (ان الله لا یحب المسرفین ) خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد، هم از زیاده روى نهى نموده و هم از سخت گیرى ، بین ایندو را براى بندگانش خواسته .
نه آنكه هر چه دارد انفاق كند آنگاه دعا نماید و مستجاب نشود، زیرا پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود چند دسته از امت من هستند كه دعاى آنها مستجاب نمى شود.
1. كسى كه والدین خود را نفرین كند.
2. آنكس كه قرض به دیگرى داده نه شاهد گرفته و نه نوشته اى دارد مدیون قرض خود را نمى دهد او را نفرین مى نماید.
3. مردى كه نفرین بر زن خود نماید با اینكه خداوند طلاق را در اختیار او گذاشته .
4. مردى كه در خانه بنشیند در طلب روزى حركت نكند. خداوند مى فرماید بنده من مگر اعضاء و جوارح صحیح به تو نداده ام تا در طلب روزى سعى كنى و تحمیل بر بستگان خود نشوى . اكنون اگر بخواهم روزى مى دهم و اگر نخواهم بر تو تنگ مى گیرم عذرى پیش من ندارى .
5. كسى كه خداوند به او روزى زیادى عنایت كند ولى آن شخص همه را انفاق نماید پس از این كار دعا كند خدایا به من روزى ده . مى فرماید بنده من چرا میانه روى نكردى و اسراف نمودى مگر من از اسراف نهى نكرده بودم .
6. شخصى كه نفرین به قطع رحم نماید.
خداوند پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) را تعلیم كرد كه چگونه انفاق نماید زیرا مقدارى طلا در نزد آن حضرت بود، نخواست شب آنها را نگه دارد همه را صدق داد. صبح سائلى آمده ، درخواستى كرد، ولى چیزى نبود كه به او بدهد. سائل پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بر نداشتن سرزنش نمود. آنجناب غمگین شد، زیرا بسیار رقیق القلب و مهربان بود.
خداوند پیغمبرش را تاءدیب نموده فرمود: لا تجعل یدك مغلولة الى عنقك و لا نبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا نه دست به گردن ببند و انفاق نكن و نه آنقدر گشاده دستى نما كه بعد مورد سرزنش واقع شده ، اندوهگین باشى .
اینها احادیث پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) است كه قرآن آن را تصدیق مى كند و قرآن را مومنینى كه اهل آن هستند تصدیق مى نمایند. حضرت صادق (علیه السلام ) دلیل دیگرى نیز آورده پس از آن فرمود: مقام سلمان و اباذر را مى دانید همان سلمان هر وقت عطاى خود را مى گرفت . قوت سالیانه اش را برمى داشت تا موقعى كه دو مرتبه تقسیم نمایند. گفتند سلمان تو با زهدى كه دارى اینطور مى كنى ؟ با اینكه نمى دانى امروز مى میرى یا فردا. جواب مى داد چرا فرض ماندن براى من نمى كنید همانطورى كه اندیشه مردنم را دارید، مگر نمى دانید نفس ‍ انسان سركشى مى كند اگر از لحاظ زندگى مقدارى نداشته باشد كه باعث اعتمادش شود، هرگاه اطمینان یافت كه به قدر كفایت هست آسوده مى گردد.
ابوذر رضى الله عنه شترها و گوسفندانى داشت كه آنها را مى دوشید هرگاه خانواده اش گوشت میل داشتند براى آنها مى كشت اگر میهمان بر او وارد مى شد یا كسانى كه در آبكشى برایش كمك مى كردند، وقتى مى دید تنگدستند براى آنها شترى مى كشت و تقسیم مى نمود خودش به مقدار سهم یك نفر برمى داشت .
چه كس از اینها زاهدتر بود، با اینكه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره آنها چها فرمود هیچگاه نشد به مرتبه اى برسند كه مالك هیچ چیز نباشند آنطورى كه شما مردم را دستور مى دهید كه از هر چه دارند دست بكشند و دیگران را بر خود مقدم دارند.
بدانید شنیدم از پدرم كه از پدران خود نقل كردند: حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود از هیچ چیز این مقدار تعجب نمى كنم ؛ خداوند اگر بدن بنده مومن را با مقراض قطعه قطعه كند برایش خوب است ، اگر مالك مشرق و مغرب زمین شود باز براى او خوب است ، هر چه خدا نسبت به مومن انجام دهد به صلاح و خیر اوست .

كاش مى دانستم آنچه امروز شرح دادم شما را كفایت نمود یا اضافه نمایم ، مگر نمى دانید خداوند در ابتداى جهاد، بر مومنین واجب كرد هر یك نفر در مقابل ده تن از مشركین استقامت نماید و هر كس فرار كند او را تهدید به آتش جهنم نمود. پس از آن ده نفر را به دو نفر تقلیل داد كه هر مومن در مقابل دو مشرك مقاومت كند. دستور دوم ده نفر را نسخ نمود. اگر همه مردم آن طورى كه شما مایلید اعتناء به هیچ چیز نداشته باشند كفاره قسم یا نذر؛ زكات شتر یا گوسفند و گاو یا طلاق و نقره یا خرما و مویز را به كه بدهند. چنانچه شما مى گوئید هیچكس نباید از اموال دنیا نگهدارد در صورت احتیاج به دیگران باید بدهد. راه بدى است طریقى كه شما رفته اید، از كتاب خدا و سنت پیغمبر نیز مردم را گمراه مى نمائید چون به ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه و غرایب تفسیر قرآن وارد نیستید.
بعد از این فرمایشات حضرت صادق (علیه السلام ) اقتدار و سلطنت سلیمان پیغمبر و داود و ذوالقرنین و حضرت یوسف علیهم السلام را مثال مى زند در آخر مقدارى نصیحت نموده مى فرماید: آنچه نمى دانید به اهلش برگردانید به كسانى كه واردند مراجعه نمائید تا اطلاع از ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، امر و نهى قرآن پیدا كنید.(2)


1- در روایت دیگر حضرت در جواب او مى فرماید اگر جدم امیر المؤ منین (علیه السلام ) در این زمان باشد همین نوع لباس خواهد پوشید از ترس ریا. براى اینكه اشتهار به لباسش پیدا نكند. با اینكه امیر المؤ منین (علیه السلام ) والى بود و والى سزاوار است در زندگى مانند یكى از فقراء مسلمین باشد تا فقر براى آنها آسان شود. اما من والى نیستم و ملك از ما غصب شده و اگرنه به او اقتدا مى كردم . آنگاه فرمود سفیان نزدیك بیا. جلو آمد. حضرت دست برد از زیر لباسهایش پیراهن حریرى را نشان داد كه روى آن لباسهاى خشن را پوشیده بود با دست او را به زیر لباسهاى خود برده و فرمود ببین من در زیر چه لباسى پوشیده ام . دست سفیان به لباس خشنى خورد. فرمود این لباس براى خدا است آنچه در رو پوشیده ام براى اظهار نعمت خداوند است . انوار نعمانیه .
2- جلد 15 بحار، قسمت دوم ، ص 543 نقل از ابن ابى الحدید و در وافى جلد سوم نقل از كافى ص 10.





نوع مطلب : تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام صادق(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

http://gharaati.ir/pic/darsha/Gharaati6S.jpg

سخنان حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در برنامه سمت خدا مورخ 04 مهر 1391

سوال – من نوزده سال دارم و پدرم نماز نمی خواند و وقتی صبح ها او را برای نماز صدا می زنم خودش را به خواب می زند یا با من دعوا می کند. من نمی دانم چکار کنم . من احساس می کنم که سایه ی مال حرام بر زندگی ما افتاده است . راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – من با استفاده از قرآن جواب این سوال را می دهم . قرآن همه داستان ها را برای ما تعریف کرده است و گفته که حتی در خانه ی اهل، فرزند نااهل دیده می شود. حضرت نوح پیامبر بود ولی فرزندش نااهل شد. فرعون نااهل بود ولی همسرش خوب بود. این نمونه های قرآنی به ما می گوید که محیط به ما فشار می آورد ولی ما را مجبور نمی کند. مثلا سرما به ما فشار می آورد که سرما بخوریم ولی ما مجبور نیستیم که سرما بخوریم و با لباس از خودمان محافظت می کنیم. روایت داریم : کسی که در بین افراد غافل، یاد خدا می کند مثل درخت سبزی در کویر است. در قرآن داریم: اگر راه شما درست است، شما راه خودتان را بروید حتی اگر همه راه اشتباه بروند. این پدر چطور ساعت ها با همه حرف می زند ولی با خدایی که این زبان را به او داده صحبت نمی کند؟ شما که خدا را قبول دارید و نسبت به نماز کاهل هستید آیا دل تان آرام می گیرد که نماز نخوانید؟ این پدرو مادرها باید فکر کنند که آیا به خدا نیاز دارند یا خیر ؟ چرا پسر شما باید بسوزد و گریه کند تا شما نماز بخوانید. گاهی داریم که دختر می خواهد تقوا داشته باشد ولی پدر و مادر جلوی او را می گیرند. در قرآن داریم که به پدر و مادر احسان کن ولی اگر پدر و مادر راه اشتباه را می روند، فرزند نباید از آنها اطاعت کند. احسان یعنی محبت کردن و این با اطاعت فرق می کند. اگر پدر و مادر امر به منکر کنند فرزند نباید از آنها اطاعت کند. این فرزند از اولیاء خداست و در این خانه ی تاریک ،چراغ روشنی است و خدا کار او را جبران خواهد کرد.

سوال – من پسری هجده ساله هستم و همیشه نمازم را به جماعت می خوانم و سعی می کنم که از محرمات دوری کنم ولی مدتی است که با دختری رابطه دارم که به او علاقه دارم .تمام حرف های ما از احساس به دور است و ما با پیامک همدیگر را امر به معروف می کنیم مثلا برای نماز صبح همدیگر را بیدار می کنیم. ما نمی توانیم از هم دور باشیم .ما باید چکار کنیم ؟

پاسخ- من به این آقا پسر توصیه می کنم که از خیر امر به معروف بگذرد. گاهی شیطان به سراغ انسان می آید. فردی بچه های سیّد را می بوسید و به او می گفتند که اینکار حرام است ولی او می گفت که این بچه ی سیّد و اولاد پیامبر است و این کار ثواب دارد. بعد بچه ی کچلی را آوردند که او ببوسد، او گفت : آیا من باید همه ی ثواب ها را ببرم؟ اگر شما می خواهید امر به معروف کنید چرا به فرد دیگری پیامک نمی زنید که برای نماز صبح بیدار بشود ؟ این کار شیطان است که گناه را توجیه می کند. شیطان تجربه ی زیادی دارد. در قرآن داریم که شیطان اعمال بد شما را زیبا نشان می دهد.

سوال – من علاقه ای به پوشیدن چادر ندارم ولی پدرم مرا مجبور به پوشیدن چادر می کند. اگر دین اسلام اجباری است من این دین را نمی خواهم، در نتیجه تصمیم گرفته ام که دیگر نماز نخوانم و واجبات دین را انجام ندهم .راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – ما انسانها هیچی نیستیم .حضرت علی(ع) به فرد متکبری گفت که در اول نطفه هستی و در آخر مردار و الان هم حمال نجاست هستی .قرآن می فرماید : اگرهمه ی شما کافر بشوید در من اثری ندارد. اگر همه ی مردم پشت به خورشید خانه بسازند از ارزش نور خورشید کم نمی شود و اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند بازهم اثری در ارزش نور خورشید ندارد. چادر حجاب برتر است .اگر شما از چادر به مانتو بروید، فرزند شما از مانتو به بد حجابی و نوه ی شما از بدحجابی به بی حجابی می رود و این سیر طبیعی است .گناهان قدم به قدم است. اگر شیطان بخواهد فردی را مشروب خوار بکند اول نمی گوید که شراب بخور، اول می گوید که به مسجد نرو بعد عمامه ات را بردار بعد تا چند سال دیگر روی من کار می کند تا مرا مشروب خوار کند. در قرآن داریم که خانمها طوری بیرون نیایید که کسانی که بیمار هستند چشم شان به آنها بیفتد. یعنی در قرآن اسم مانتو یا چادر نیامده است. ممکن است که فردی چادر سرش باشد ولی پوشیده نباشد. در اسلام مهم تحریک نکردن است .کسانی که امید به ازدواج ندارند می توانند حجابشان کمتر باشد. اصل حجاب این است که جامعه باید سالم باشد. در دانشگاه هر چیزی که ذهن دانشجو را منحرف کند ظلم دینی است. مثلا آقا در حال درس خواندن است و خانمی با بدترین لباس از کنار او رد می شود و حواس او را پرت می کند. این آقا نمی تواند خوب درس بخواند .پیامبر می خواستند نماز بخوانند و پارچه ای جلویشان بود که گل رویش بود، پیامبر فرمود که این پارچه حواس من را پرت می کند. حواس پیامبر با گل پارچه پرت می شود ولی حواس دانشجو با بودن دو دختر بدحجاب در کنارش پرت نمی شود؟ اگر بی حجابی حلال هم باشد و مشکلی هم نداشته باشد، باز هم باید در دانشگاه حجاب رعایت بشود. راننده اگر چشم چران باشد تصادف می کند چون تمرکزش را از دست می دهد . در درس خواندن تمرکز مهم است .دختر بچه را باید از کوچکی به حجاب عادت داد تا در نُه سالگی بتواند حجاب را بپذیرد .ما باید بچه را تربیت کنیم که حکم خدا را بپذیرد.

سوال – صفحه ی 96 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – در این صفحه خدا می فرماید: خدا چیزی به شما یاد داد که اگر پیامبر نبود راهی برای دست یابی شما به این علم نبود . بعضی از علوم را فقط باید انبیاء به ما بگویند. انبیاء باید چیزهایی را به ما یاد بدهند که به عقل ما نمی رسد. انسان نمی تواند راهی به عالم ملکوت و قیامت داشته باشد. ما از غیب خبر نداریم و قرآن به ما خبرهای غیبی می دهد. علم مخصوص خداست و جرقه هایی از آن را به انبیاء عنایت می کند.

سوال – شوهر من نماز خوان بود ولی الان دو سال است که نماز نمی خواند و می گوید که به من می گویند که همسرت گفته که من شوهرم را نماز خوان کرده ام. در صورتی که این طورنبوده است . راهنمایی بفرمایید.

پیامبر- بعضی ها می فهمند که عملی حق است ولی می گوید که اگر من به آن عمل کنم، می گویند که ما به او گفتیم و این باعث کسر شان من می شود. این آقا متکبر است .خدا از لقمان قصه نقل می کند در حالیکه می تواند از زبان خودش نقل کند. به فرض که خانم شما این حرف را زده است، این اشکالی ندارد .کلاغ معلم فرزندان آدم شد که بتوانند مرده را خاک کنند، آیا اشکال دارد که کلاغ معلم شود ؟ هدهد به سلیمان گفت که من چیزی می دانم که تو نمی دانی .سلیمان گفت که بگو و او داستان ملکه سبا را تعریف کرد. سلیمان روی حرف او اقدام کرد. اشکالی ندارد که انسان بگوید :مادرم یا همسرم نماز را به من یاد داد.
یکی از مسئولین مملکتی و از چهره های محبوب می گفتند که داشتم شعری می خواندم که الهی جسم و جانم خسته گشته، در رحمت به رویم بسته گشته . فرد بیسوادی گفت که اگر خسته هستی چند ساعتی بخواب و در رحمت خدا هیچ وقت به روی کسی بسته نیست ، با شیندین این حرفها از فرد بیسواد خجالت کشیدم. بعضی از خانمها به شوهرهایشان می گویند که از قدم من وضع مالی ات خوب شد و آقا قبول نمی کند ، درست این است که آقا بگوید: الحمدلله که وضع مالی ام خوب شده است. خدا می داند که چه کسی قدم دارد .یک بچه ی از تربت حیدریه به امام خمینی نامه نوشت که من یک بچه ی دبستانی هستم و می خواستم به شما پند بدهم ولی خجالت کشیدم .امام این نامه را می خواند و می گوید که شاید من عیبی دارم که نه خودم و نه شما فهمیده اید ولی این بچه تربت حیدریه فهمیده است .ما نیاز به پند دادیم .اگر شما مشورت کنید و کاری را انجام بدهید، کسی به شما حسودی نخواهد کرد زیرا دیگران هم در آن کار شما سهیم هستند. هیچ پدری نسبت به پسرش حسودی نمی کند زیرا می گوید که هر چه هم ترقی کند ،این پسر من است. من طلبه بودم و در مجمعی پیر مردی گفت که آقای بروجردی بارها از من استفاده کرد ولی من از ایشان استفاده نکردم. این پیرمرد دلش به این خوش بود. ما باید حرف حق را از همه کس بپذیریم. روایت داریم که از دیوانه ها هم یاد بگیرید. بعضی از دیوانه ها فیلسوف هستند. گاهی در پشت ماشین ها کلمه های حکمت آمیزی می نویسند. من از دیوانه ای یاد گرفتم که صحبت های عمومی اثرش کمتر از صحبت های خصوصی است .این آقا رشد و سعادت خودش را از دست می دهد بخاطر یک حرف .در قرآن داریم :مورچه ای به مورچه ها گفت که سلیمان و لشکرش شما را زیر پا له می کنند و آنها بی شعورهستند. سلیمان خندید و گفت :خدا را شکر که من زبان مورچه ها را هم می فهمم. باید تلخی هارا کنار شیرینی ها گذاشت .گاهی نرده جلوی دره افتادن را می گیرد حتی اگر انسان به نرده ها بخورد. این ها بخاطر تکبر است. اگر آب تمیز باشد اسب روی آن پا نمی گذارد ولی اگر آب گِل بشود اسب در آب راه می رود. انسان نباید برای یاد گرفتن تکبر داشته باشد . ما باید روی نفس مان پا بگذاریم .





نوع مطلب : حجة الاسلام استاد محسن قرائتی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، فساد و انحطاط اخلاقی، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، فرقه های انحرافی، شبه روشنفکری، پاسخ به شبهات، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

http://www.shia-news.com/files/fa/news/1390/4/28/9064_971.jpg

سخنان حجت الاسلام والمسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا مورخ 5 دی 1389

ما را کبوترانه وفادار کرده است

آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگیت مرا

از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است

خوشبخت آن دلی که گناهِ نکرده را

در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است

تنها گناه من طمع بخشش تو بود

ما را کرامت تو گنه کار کرده است

من چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است .

سوال – اخیراً از همسرم خواستم که برای ما ماهواره بخرد . مدتی است که با سجاده و کتابهای دعا خداحافظی کرده ام و طرز پوشش جدیدی را برگزیده ام . بجای دعا و گریه و زیارت امام زاده ها هم وقت خود را با تماشای فیلم های هندی پر می کنم . وقتی خدا من و فرزندانم را دوست ندارد دیگر چه فرقی می کند که من چه رفتاری داشته باشم ؟

پاسخ – فرد عزیزی که این سوال را کرده ، نشان می دهد که زمینه های مثبت و امیدوار کننده ای در او وجود دارد . منتها به نظر نگرانی دارد و حالت گلایه گرفته و می خواهد با خدا دعوا کند . اما آیا واقعاً جای دعوا است ؟ اگر ما دو مطلب را در کنار هم بگذاریم می بینیم که اصلاً فضا، فضای دعوا و درگیری و این نوع اتخاذ موضع نیست . یکی اینکه اگر ما خدا را تماماً به مهربانی بشناسیم که خدایی است که عین مهربانی است . خدایی است که رئوفٌ بالعباد است ، به بندگان خود رئوف است . خدایی که تماماً عالم به نیازمندی های ما است . خدایی که همه ی قدرت است و تمام وجود او توانایی است در انجام کار و هیچگونه ضعفی ندارد . خدایی که تحت تأثیر قدرتی قرار نمی گیرد که بگوییم دست او را بسته اند . خدایی که هیچگونه بخل ندارد و ارحم الراحمین است . نکته ی اول اینکه ما خدا را با این اوصافی که است بشناسیم . نه خدایی که نمی داند ، خبر از من ندارد ، من را فراموش کرده . خدایی که کر است و صدای من را نمی شنود . خدایی که اگر هم می شنود نمی تواند انجام دهد . خدایی که اگر هم می تواند انجام دهد ولی خیلی بخیل و حسود است ، این که خدا نشد . خدا را با آن اوصافی که گفتیم بشناسیم . ثانیا خود را بشناسیم ، آیا واقعاً تمام آن چیزهایی را که می خواهم خیر من است ؟ آیا من مطمئن هستم که گزینه ای را که دنبال می کنم و آرزوی من است، یقیناً به نفع من است ؟ آیا من به تمام مصالح و مفاسد خود در دنیا و آخرت علم معصومانه دارم ؟ قطعاً اینگونه نیست . باید بدانم که مقدار زیادی جهل و ناآگاهی هستم . جهل هستم در مقابل علم محض و عجز هستم در مقابل قدرت بی نهایت . وقتی که این دو نکته را من متوجه شدم یکی خود را شناخته ام با ناتوانی و ناآگاهی و یکی او را شناخته ام با آگاهی و قدرت و رأفت و مهربانی و رحمت . بنابراین تقاضای خود را بکنم و اصرار هم بکنم اما در اینکه انجام می شود یا خیر نگران نباشم . وقتی من گرفتار هستم شاید خیر من در این باشد . یک وقتی مریض نزد دکتر می رود خود فرد یک تشخیصی دارد اینکه شاید مثلاً مشکل و سردرد من بخاطر این مسئله باشد . حالا اگر یک پزشک ماهر ، حاذق و فوق تخصص در این زمینه و بر این قضیه معصوم را نیز اضافه کنید باشد و در تشخیص او هیچگونه اشتباهی نباشد من باید چه کنم ؟ یعنی باید تشخیص و نگاه خود را برای معالجه معیار قرار دهم. یا نظر آن آقای پزشک فوق تخصصی که فرضاً معصوم هم است ، کدامیک را باید ترجیح دهم ؟ چطور ما در مقابل پزشک تسلیم هستیم ؟ اگر بگوید که باید شکم شما جراحی شود ما تسلیم هستیم. یعنی یک تسلیم بی هوشی محض به ما می دهد و ما را در مقابل عمل خود قرار می دهد . بعد از آن نیز ما ناله و درد داریم و تازه معلوم هم نیست که این عمل موفق است یا خیر . یعنی ما این نوع تصمیم های عقلایی را انجام می دهیم . عقلا هم قبول دارند که وقتی ما در مقابل پزشک و تخصص و علم قرار می گیریم باید خاضع باشیم . چه علمی بالاتر از پرودگار ؟ چه مصلحت شناس و مهربانی بالاتر از خدای متعال است ؟ اینکه خدا جواب من را نداده این حالت دعوا است وگرنه خدایی که الان عین مهربانی را نسبت به این خانم دارد . اینکه چشم و بینایی داده است، زبان و سلامتی داده است . چه کسی از بیش از ده میلیون و میلیارد سلولی که در بدن ما وجود دارد دفع آفات می کند ؟ چه کسی خواسته های ما را پاسخ می دهد ؟ یک مقدار روی این مسائل دقت کنیم . الان من و شمایی که اینجا نشسته ایم و میلیاردها سلول از سر تا پای ما را گرفته است اگر هر آن یکی از آنها آنچنان درد بگیرد که جیغ ما بی اختیار بالا برود. اینکه در مقابل دوربین قرار گرفته ایم و چه موقعیتی داریم را بی اختیار رها کنیم و مانند مار دور خود حلقه بزنیم آیا امکان دارد یک چنین اتفاقی بیفتد یا خیر ؟ چه کسی این مسائل را دفع می کند؟ این بینایی لحظه به لحظه ،این شنوایی و گویایی را چه کسی می دهد؟ یک مقدار به این مسائل دقت کنیم که خداوند چه دلیلی دارد که با ما قهر کند ؟ علت قهر او چیست ؟ شاید رفتار های من یک مقدار ناشایست است . شاید من با او قهر کرده ام اما او که با من قهر نیست . یک نگاه به خود بکنیم و ببنیم که اشکال کار ما کجاست . فرض این است که هیچ جای کار ما هم گیر نکرده است . من طبق وظیفه آرام آرام جلو می روم . اگر من به وظیفه ی خود عمل می کنم آیا خداوند به وظیفه ی خود عمل نمی کند ؟ یعنی منِ بنده معتقد هستم که چیزی کم نگذاشته ام . من تمام کارهایی را که باید می کردم انجام داده ام . اینجا این احتمال را بدهم که پس خدا کم گذاشته است . اینجا معلوم است که آن طور که باید خدا را نمی شناسیم . در روایت داریم یکی از عواملی که دعای شما مستجاب نمی شود این است که شما خدا را نمی شناسید . اگر قرار باشد خدا با ما قهر کند ، خدایی باشد که صدای ما را نمی شنود . خدایی باشد که بخل کرده است وخدایی باشد که حسد دارد . خدایی باشد که نمی داند من چه نیازی دارم . من در حال مردن هستم ولی او متوجه نیست . اینکه خدا نشد ما این را دور بیندازیم . اگر ما واقعاً خدا را بشناسیم ، در یک نوع تسلیم و بی هوشی محض در مقابل او قرار می گیریم . ان العبد ، معنای عبد همین است یعنی من هیچ در مقابل تو هستم . این مسئله را عقل تأیید می کند چون منی که هیچ هستم در مقابل تو ، پس تو عقل و علم و رأفت و رحمت هستی . اما من عجز و جهل هستم. من نمی دانم که مصلحت من چیست .

سوال – در اینکه ما خود را نمی شناسیم که مقدمه ای شود برای شناخت خدا هیچ شکی نیست و اینکه ما نسبت به خداوند آنگونه که شایسته است باید معرفت داشته باشیم و شاکر باشیم نیستیم . ولی الان که کار ما راه نمی افتد این دعواها ، قهرها و لجبازی ها تأثیری دارد یا خیر ؟

پاسخ – قطعاً روی خواسته های ما تأثیر منفی می گذارد . شاید خدای متعال می خواهد ما را امتحان کند . دونفر که با هم دوست می شوند یک مقدار تابع عشق های مجازی و صوری هستند، شخصی که ابراز عشق و محبت می کند، طرف مقابل او را امتحان می کند که ببیند واقعاً او راست می گوید و صداقت دارد . تا چهار تا مشکل سر راه او ایجاد کرد رها می کند و می رود یا اینکه نه ایستاده است . آیا ما واقعاً در بندگی خود استقامت داریم ، یا اینکه تا چهار تا آرزو برای خود و فرزندان خود داریم که برآورده نمی شود زود قهر می کنیم و می رویم . در روایات و آیات داریم که اینها بستری برای آزمایش شما است . و این آزمایش برای افزایش و رشد شما است یعنی می خواهیم شما را بالا ببریم . یک مقدار صبر و حوصله داشته باشید . در زندگی اولیای الهی وقتی ما نگاه می کنیم می بینیم چه سختی هایی متحمل شدند ولی یک بار هم گلایه نکردند . چون در ایام محرم هستیم از این نکته استفاده کنم ، آیا شما کسی را سراغ دارید که از حضرت زینب (س) بیشتر مصیبت دیده باشد ؟ یک جا به خدا گفت ، خدایا مگر من چه چیزی کم گذاشته ام ؟ برادرم و پسرهایم را جلوی چشم من سر بریدی . آنها را تکه تکه کردی مگر من چه چیزی کم گذاشته بودم که باید اینقدر مصیبت ببینم ؟ مگر من دختر امیرالمومنین نیستم ؟ مگر من فرزند پیغمبر نیستم ؟ چرا باید اینطور خوار و ذلیل دشمنان بشوم ؟ ببینید هیچ کدام از این اعتراضات را نمی کند . در همه ی سختی ها، ما رَأیتُ الا جمیلا. فضای عشق بازی است . لذا دو تعبیر از حضرت زینب است ، یکجا که این قلیل را از ما قبول کن . یکجا در باب مصیبت های حضرت زینب اینگونه است که مصیبت هایی است که زمین و آسمان قدرت کشش آن را ندارد . آنقدر سنگین اما وقتی حضرت زینب می خواهد با خدا صحبت کند . می گوید : خدایا این کم را از من بپذیر. یعنی وقتی با توهستیم و فضای عشق است اینکه چیزی نیست . برادرم رفت ، پسرم رفت ، پسر برادرم رفت . این همه عزیزانم جلوی چشم من تکه تکه شدند . اما در راه تو این چیزی نیست . به اسارت کشیده شدم ، به زنجیر کشیده شدم ، جلوی چشمم به بچه های یتیم بی احترامی شد . کانون عاطفه این حرف ها را می زند نه یک آدم بی خیال و بی تفاوت . کانون عشق و عاطفه این حرفها را می زند . اشک یتیم را می بینم ، می سوزم . سر برادرم را بالای نیزه می بینیم می سوزم . اما وقتی که پای تو در کار باشد این چیزی نیست . این قلیل را از ما قبول کن . یعنی وقتی که ما حساب خدا و عشق الهی را بکنیم که بالاخره خدایی است که ما را اداره می کند و تا به الان نیازمندی های دو مقطع ما را پشت سر گذاشته است . در روایت داریم که نگاه کنید وقتی شما در دوران جنینی بودید ، کدام تقاضایی را داشتید ؟ کدام قرآن ، دعا و سجاده ای را پهن می کردید ؟ چه کسی نیازمندی های شما را برطرف می کرد ؟ وقتی شما متولد شدید و در دوران کودکی بودید کجا دعا و قرآن و سجاده ای را باز می کردید ؟ چه کسی نیاز شما را برطرف می کرد ؟ چه آغوش گرم مادر و پدری را قرار داده بودم . مسئول حفظ و حراست و خوراک شما را قرار داده بودم . حالا چه شده الان که سر عقل آمده اید همه ی اینها را فراموش کرده اید ؟ یعنی من برای شما کم گذاشته ام . پس مطمئن باشید به اینکه یک جای کار شما گیر کرده است . بجای اینکه پرونده ی خدا را بررسی کنید ، خود را بررسی کنید . جالب است که بعضی از این مسائل با گذر زمان در همین دنیا مشخص می شود . که اگر آن آرمانی که من می خواستم شده بود امکان داشت زندگی من را از این رو به آن رو می کرد . احمداله که نشد و خدا را شکر که نشد . آن موقع ناراحت بودم که چرا این اتفاق نیفتاده است ولی الان می گویم الحمداله که نشد . حالا که یک مقدار زمان گذشته و واقعیت ها را من دیده ام می بینم که این لطف خدای متعال بوده است . پس با قهر تنها ما تیشه به ریشه ی خود می زنیم و هیچ گرهی را هم باز نمی کنیم . و فرصت های بعدی را نیز ازدست می دهیم . البته مشخص است که این سوال کننده ی عزیز هنوز آن ارتباط و علاقه را با خدا دارد ولی مانند دوستی است که از دوست خود گلایه دارد . یعنی خدا را دوست دارد اگر دوست نداشت پس چرا سراغ سجاده می رفت . وقتی که انسان نماز می خواند که نمی گوید دو رکعت نماز می خوانم برای این حاجت خود، بلکه می گوید برای خدا می خوانم . پس ایشان اهل نماز و سجاده است و این دعوایی هم که می کند در فضای دوستی است . ولی این عزیز بداند که این فرصت تبدیل به یک تهدید نشود . بجای اینکه با او قهر کنید با شیطان قهر کنید با آن کسی که یأس و نا امیدی را به شما القاء می کند . چه کسی می گوید که خدا را رها کن ؟ چه کسی می گوید این هم خدا دیدی که فایده نداشت ؟ حواس این آقا یا این خانم جمع باشد که یک کسی این پیغام ها را می دهد . حواس او جمع باشد که یک نفر می خواهد بین این دو دوست فاصله بیندازد . آن شیطان است که می خواهد بین این دو دوست که سوال کننده ی عزیز باشد و محبوب او که خداوند است و یک عمر این رابطه ی عشقی بین آنها بوده فاصله بیندازد . و پی در پی ذهنیت این عزیز را به هم می ریزد . خوب چرا توی دهن این دشمن نمی زنید و به او نمی گویید به تو چه ربطی دارد . من می خواهم هرچه آرزو دارم از خدا بخواهم و او هم انجام ندهد . این همان بندگی است . به تو چه ربطی دارد که همیشه القاء می کنی که دیدی نشد . یوسوس فی صدور الناس همیشه امید ها را تبدیل به یأس می کند ، اعتقاد ها را سست می کند . یک چنین حرکتی انجام دهیم بعد ببینیم که چه بسا گشایش هایی صورت گرفت .

سوال – شوهر من نماز نمی خواند . محرم امسال به او گفتم محرم شروع شده ، بیا نماز را شروع کن . اما او گفت : محرم متعلق به شما است من حتی CD های داخل ماشین خود را نیز عوض نمی کنم . من همیشه برنامه ی شما را نگاه می کنم و شما می گویید که با مهربانی با این افراد برخورد کنید اما من واقعاً در پیشگاه امام حسین (ع) و فرزندان او از رفتار همسر خود شرمنده هستم . به من بگویید که چکار باید بکنم ؟

پاسخ – درست است که این فرد یک مقدار لجبازی می کند ولی ما باید به نوعی نقاط مثبت او را پیدا کنیم . وقتی مثبت های او را پیدا کردید زمینه ی جذب فراهم می شود . دست می اندازید داخل حلقه ی این دستگیره ی مثبت ، او را جلو می آورید و آن منفی را نیز پاک می کنید . یعنی اگر او به لج افتاده است شما هم لج کنید و اگر بخواهید بدی را با بدی جواب دهید ، او بدتر می کند . یعنی عقب نشینی می کند و آن غرور منفی در وجود او بیشتر فعال می شود. اما اگر شما در وجود او بگردید و ببینید این آقا چه نکات مثبتی دارد ، یقیناً آدم صد در صد بدی نیست و تردید در این مسئله نیست . بگردید و ببینید چقدر نکات مثبت می توانید در وجود او پیدا کنید، آن نکات مثبت را فعال کنید . همیشه سعی کنیم در تعاملات خود با دیگران به جنبه های میانی هم نگاه کنیم تا بتوانیم یکدیگر را ببینیم . وقتی به جنبه های تاریک و منفی یکدیگر نگاه کردیم ، در تاریکی بجایی نمی رسیم . وقتی که از کسی تعریف می کنیم از خوبی های او بگوییم او خوشش می آید . وقتی یک تعریف کوچک از کسی می کنیم او لذت می برد . البته به صورت واقعی از فرد تعریف کنید یعنی به صورتی باشد که طرف احساس کند واقعیت می گویید تا حالت شعاری پیدا نکند . ولی اگر واقعی نباشد شاید تلقی به تمسخر هم بکند و بگوید من را مسخره می کنید . اگر روی واقعیت های موجود یعنی نکات مثبت و روشنی که فرد دارد دست بگذارید و آنها را فعال کنید و از آن راه وارد شوید تأثیر گذار است . امیر المومنین علی (ع) می فرماید : اگر کسی در بین صد صفت یک صفت خوب داشته باشد و نود و نه تای آن بد باشد ، من آن یک صفت خوب را می گیرم و نودونه تای بد را کنار می گذارم . البته زمان می برد و حوصله می خواهد ، همیشه سعی کنیم مثبت های همدیگر را ببینیم . و آن عزیزی هم که لجبازی می کند بداند که این لجبازی ها فایده ندارد . روایت از امام صادق (ع) است که کسی که بخواهد امر خدا را سبک بشمارد و به لج بیفتد ( این می تواند پاسخ سوال قبلی هم باشد ) یعنی اگر خداوند گفته حرام نکن بگوید من می خواهم حرام کنم و چنین و چنان کنم . ایاکم بالغفلة سعی کنید غافل نشوید . جلوی غفلت ها را بگیرید و حواس خود را جمع کنید . غفلت به ضرر خود شما است . یعنی اگر غفلت می کنید فکر نکنید که برای خدا کم می گذارید ، نه خود را بیچاره می کنید . سعی کنید امر الهی را سبک نشمارید . روز قیامت می فهمید که چکار کرده اید . این روز قیامت یعنی چه ؟ روز قیامت همین الان است منتها به حسب باطن . الان من و شما در قیامت هستیم منتها ظاهر آن را می بینیم و باطن کارما ، قیامت کار ما می شود . امروز اگر ما بی اعتنایی کردیم ، ماهواره دیدیم ، به لج افتادیم ، ایام محرم موسیقی های حرام گوش کردیم با چه کسی دعوا داریم . این غفلتی است که دامن گیر خود ما خواهد شد . فردا به ما باطن کار را که چه انتخابی کرده ایم نشان می دهند و فردا یعنی همین الان . یعنی همین الان ما خود را در عذاب قرار می دهیم اما حس نمی کنیم . قیامت یعنی باطن کار و باطن کار یعنی ما الان در ظاهر قرار گرفته ایم . همین الان که من و شما اینجا نشسته ایم ، ظاهر کار ما همین است که اینجا نشسته ایم ، در این استودیو نشسته ایم دنیای ما است . قیامت ما باطن کار ما است . نیت ما از این حرف هایی که می زنیم و از تهیه ی این برنامه چیست ؟ همه ی ما و دست اندرکاران برنامه و تمام افرادی که این برنامه را می بینند ظاهر آن دنیا است و باطن و نیت ها قیامت است . قیامت باطن دنیا است و آنچه الان در خفا است آنجا ظهور پیدا می کند . قائم می شود و آشکار می شود آنچه که در ظاهر قضیه ما الان در دنیا نمی بینیم . وقتی که انسان غفلت کند بعداً نتیجه ی آن را به او نشان خواهند داد . می گوید من اینها را از دست دادم . موسیقی گوش کردی با امام حسین دعوا داشتید؟ یقیناً نه . مواظب باشیم که این لجبازی ها را طرف مقابل امام حسین قرار ندهیم . ته دل فرد را نگاه کنیم با امام حسین (ع) دعوا ندارد ولی معرفت او ضعیف است . کاری نکنیم که با امام حسین (ع) به لج بیفتد. ته دل او را نگاه کنید البته در ظاهر می گوید محرم مال شما است . ولی اگر او را یک تکان بدهید می بینید یاحسین او بالا می رود . بنابراین سعی کنیم با امر خدا بازی نکنیم ، بندگی خدا را بکنیم . این غفلت ها و این سستی ها باعث می شود که انسان در همین جا سیلی بخورد . این کتک خوردن را در قیامت می بیند و در باطن کار به او نشان می دهند و می گویند : ببین آن روز چه می کردی . نه اینکه این نتیجه ی آن کار شد ، این همان کار است . همان عمل زشتی بود که انجام می دادید منتها باطن آن را نمی دیدید . ما از سر محبت پیغمبر و امام فرستادیم ، تقاضا کردیم ، التماس و خواهش کردیم این کارها را نکنید . حال ببینید که غفلت به چه کسی ضرر زده است . این واقعیت ها را قبول کنیم . سر امام حسین (ع) برای چه چیزی بالای نیزه رفت ؟ دنبال قدرت نبود . ایام محرم است واقعاً روی اینها دقت کنیم . برای اینکه ما گریه کنیم و اشک و آه و ناله کنیم و بعد جمع کنیم وبه دنبال کار خود برویم ؟ نه ، برای اینکه ما بیدار شویم و متوجه شویم و قبول کنیم که این سر بخاطر ما بالای نیزه رفت . بخاطر اینکه ما را بیدار کند . چرا حاضر نیستیم حرف این سر بالای نیزه رفته را که عملاً نشان داد زندگی اش را بخاطر من به چه جاهایی کشاند و در چه درگیری هایی بخاطر من شرکت کرد قبول کنیم ؟ بعد من اینگونه قدردانی کنم. برای تو این دوندگی ها انجام گرفت . این همه ستم ها برای تو انجام می گیرد ، بعد خیلی راحت می گویید این ربطی به من ندارد . یک کمی بی انصافی و نا مهربانی است . یک مقدار آنها تجدید نظر کنند و یک کمی هم از این طرف قضیه تا تعادل برقرار شود .

سوال – آیا دختر دایی و دختر عمو به ما محرم هستند ؟ بخاطر اینکه پدر و مادرها ما را مجبور می کنند که باید با آنها دست بدهیم و روبوسی کنیم . وقتی هم که می گوییم که گناه دارد می گویند که این حرف ها چیست دل شما باید پاک باشد . من هم می گویم دل و نیت اهل بیت ما که حتماً از ما پاک تر بوده است اما خود آنها به ما محرم و نامحرم را یاد داده اند. چکار باید بکنیم ؟

پاسخ- اولاً تبریک به جوان های خوب ما و تبریک به پدر و مادرها برای داشتن یک چنین جوان های دسته گلی که آنقدر قشنگ می خواهند زیبایی های دین را به تصویر بکشند . پدر و مادر های عزیز اینها را به آلودگی ها مجبور نکنند . اینکه می گویند نیت تو پاک باشد و باطن را درست کن و ظاهر را رها کن درست نیست، اگر این لیوان پر از آلودگی باشد اما داخل آن آب پاک باشد مورد استفاده نیست . اگر این پدر و مادر عزیز که می گویند باطن تو پاک باشد و یا این جمله ی معروف را می گویند که دل خود را پاک کن ، ظاهر مهم نیست . اگر ظاهر یک لیوان ناپاک باشد و کثافت و آشغال به این لیوان چسبیده باشد کسی از آن آب نمی خورد . بخدا قسم اگر همین پدر و مادر ها آن را داخل سفره جلوی کسی بگذارند و میهمان بگوید این کثیف است بگویند نه باطن آن پاک است ، آب آن پاک است و داخل آن نیز تمیز است و این کثافات و نجاست ها مربوط به بیرون آن است کسی رغبت پیدا نمی کند که آب بخورد . یک لکه ی کوچک روی این لیوان باشد ابتدا آن را تمیز می کنند بعد استفاده می کنند یعنی هم ظاهر و هم باطن باید پاک باشد . اگرکسی به حمام برود خود را تمیز کند ولی همان لباس کثیف را بپوشد و بیرون بیاید این کار عاقلانه است ؟ اگر به او بگویند چرا این کار را کردی بگوید باطن پاک باشد ظاهر را رها کن . چرا در تعاملات روز مره این کار را نمی کنیم ؟ در رفتارهای روزمره هم باطن را در نظر می گیریم هم ظاهر را ولی در خصوص مسائل دینی سریع می گوییم : باطن را درست کن و نیت تو پاک باشد و ظاهر مهم نیست . دوماً ظاهر و باطن هایی که در این مثال ها گفتیم قابل تفکیک است ولی ظاهر و باطن اعمال ما قابل تفکیک نیست . وقتی که ظاهر من می خواهد به گناه آلوده شود نمی توانم بگویم که نیت پاک دارم . مقصود من این نیست که اگر این دختر عمو این پسر عمو را بوسید با انگیزه ی منفی این کار را می کند که قسم بخورد بخدا با انگیزه ی منفی نیست . خلاء از جای دیگر است. یک جای خالی از جهت اعتقادی با خدا و دین وجود دارد که باعث می شود آن عمل خلاف سر بزند . چون بالاخره دین می گوید این کار خلاف است و از هر کس سوال کنید می گوید این عمل خلاف است . این فرد این کار را انجام می دهد نه اینکه با نیت منفی و غرض جنسی این کار را می کند ولی خلاء اعتقادی در باطن او وجود دارد که این کار از او سر می زند . و اگر آن خلاء و آن تاریکی نبود چنین شرایطی اتفاق نمی افتاد . بنابراین چه زیبا است که برای انسان مومن هرچه رزق کردند پاکی های آن را بخورد . روابط اجتماعی اگر رزق شما کردند می تواند پاک باشد و می تواند ناپاک باشد . شما می گویید قصد من نیت بد نیست . نیت بد نه اینکه به قصد مسائل انحرافی و حیوانی باشد ، اینکه خدای متعال گفته این کار نکنید بگویید چشم . وظیفه ی بندگی خود را انجام بدهید . یعنی ما به آن خلاء و آن تاریکی بها بدهیم آرام آرام باعث می شود ظاهر ما نیز آلوده شود . بنابراین چه بهتر است همین که آثار تاریکی در یک جایی پیدا شد سریع جلوی آن را بگیریم که دامن گیر بقیه ی مسائل زندگی نشود .

سوال - سوره ی نساء آیات 80 – 86 توضیح دهید .

پاسخ - یکی از نکاتی که در این آیات مطرح شد بحث توکل بر خدای متعال است .خدا را وکیل بگیرید و مطمئن باشید که این وکیل خیانت نمی کند . چرا و چرا در کار او نکنید . همین چند نکته ای که اشاره کردیم : یک – بدانید خداوند عالم است . دو – قدرت دارد ، هم می داند و هم می تواند . سه – هیچ بخل و حسدی ندارد . چهار – ارحم الراحمین است . اگر این چهار نکته را ما داشته باشیم ، اعتماد ما به خدای متعال فعال می شود و این باور در وجود ما شکل می گیرد که باید به سراغ چنین کسی برویم . خدا را در کارهای خود وکیل بگیرید و بدانید که خدا کافی است . و در جای دیگر می فرماید خدا برای بنده اش کافی نیست ؟ چه چیزی کم دارد ؟ نعم الوکیل است .

سوال – من تربیت کننده ای که مرا تربیت کند و با دین اسلام آشنا کند نداشته ام . قبل از انقلاب به سربازی رفتم ، در آن موقع فساد زیاد بود و من متأسفانه گرفتار شدم . طوری که الان که به سن پنجاه و شش سالگی رسیده ام ترک گناه برایم بسیار بسیار مشکل شده بود . اما نمی دانم چگونه با دیدن یکی از برنامه های دینی تلویزیون دو روز قبل از ماه مبارک رمضان منقلب شدم و من که تا بحال هیچ روزه نگرفته بودم ، همه ی روزه های امسال را با وجود گرما بایک عشق خاصی گرفتم و از گذشته ی خود توبه کردم . هنوز هم به روزه های خود ادامه داده ام و کار من گریه کردن برای گذشته ی بدم شده است . اما الان حس می کنم که اطرافیان من را ریاکار می دانند . و زیر لب می گویند که فلانی ریاکاری هم به همه ی بدی هایش اضافه کرده است . آیا امیدی به آخرت من هست و با اطرافیان خود باید چه کنم ؟

پاسخ – یک نکته را باید به این عزیزی که این تحول زیبا و قشنگ در او بوجود آمده و باید جداً به او تبریک گفت یاد آور می شوم که حیات طیبه همین است . به سراغ ما بیایید تا از آن فضای حیوانی زندگی روزمره بیرون بیایید . سر خود را به سمت خاک گرفته اید ، زیبایی های عالم خاک را می بینید و در دامنه زندگی می کنید . به طرف من بیایید و سر خود را به سمت آسمان بگیرید . رزقتان را در آسمان گذاشته ام ، در دنیا و آخرت زیبایی های برتر را دنبال کنید . این عزیزی که می فرماید من تا الان در فضای آلوده بوده ام ، یعنی نگاه من به سطوح کفه ی زندگی بوده است . لذت های من دنیایی بود . اما الان متوجه شده و سر به آسمان بلند کرده است . قامت خود را ازخاک برداشته و کمر را راست کرده و الان سرتاخیر او شکل گرفته است . در واقع راست خیز زندگی می کند آن موقع کج شده بود . مدام سر او به سمت زمین بود و آلودگی گناه جمع می کرد . ولی الان قامتی راست دارد و سر به آسمان برافراشته پس رستاخیز زمان خیلی زیبا و عالی و قشنگ شکل گرفته است . بنابراین هیچ ناامید نباشد . هرموقع که القاء شیطانی می خواهد بگوید پنجاه سال در گناه بودی الان چه خبر است ؟ بله پنجاه سال گناه با یک لحظه توبه و از دنیا رفتن ، پاک می شود . این را من نمی گویم ، این وعده ی الهی است که توبه کنید خداوند پاک می کند . این حس قشنگ ، این زیبایی که در باب گناهان اشک می ریزد خیلی جالب و عالی است . واقعاً باید به این روحیه ها و این حیات های طیبه و این انسان های راست خیز تبریک گفت واین حالت را خیلی زیبا ادامه بدهند . پس یک – صد در صد به آخرت و عفو پروردگار امید داشته باشند . حس و حال ایشان نشان می دهد که بخشیده شده اند . اگر بخشیده نشده بودند که توبه نمی کردند . اول خدا بر گناهکار توبه می کند بعد بنده توبه می کند . یعنی اول خدا می گوید که من گذشت کردم بعد یک حسی در بنده ایجاد می شود که من غلط کردم و بعد خدا می گوید که او را جمع کنید . یعنی یک رفت و آمد این چنینی انجام می شود . چون خدا خواهد که غفاری کند ،میل بنده جانب زاری کند یعنی همین که زاری می کند از آن طرف نشان می دهد که بله غفار هستم . توجهی از آن طرف به او شده و سنگی به کوزه ی مجنون زده شده که از آن آب می ریزد . یک نکته به اطرفیان عزیز عرض کنم که عزیزان وقتی یک نفر در حال انجام کار مثبت است چرا ما باید مدام به او حمله کنیم و نگاه منفی داشته باشیم ؟ دائماً بخواهیم از او یک چهره ی منفی بسازیم . یک موقعی این فرد بد بوده ، او را کمک کنیم . الان که مثبت شده و روزه می گیرد . پس چرا باید به او نگاه منفی کنیم ؟ این اخلاق بدی است که وقتی یک انسانی بیمار بوده و سالم شده مرتب جوری با او رفتار کنیم که نه تو مریض هستی . می گویند به سراغ مریض بروید و بگویید : الحمداله چهره ی تو بهتر شده است و به او تلقین کنید که بیرون بیاید . اما حالا که بیرون آمده مدام به او بگوییم که نه تو مریض هستی و رنگ تو پریده است خوب براساس این تلقین ها مجدداً او بدتر می شود . این افراد خود مرتکب گناه می شوند. در نکات قبلی گفتم که ما باید مثبت نگر باشیم ، بگردیم و جنبه ی مثبت فرد را پیدا کنیم . نه اینک خوبی ها را نبینیم ، تحول این فرد را نبینیم و بعد مرتب گذشته ی او را یادآوری کنیم . این رفتار زیبایی نیست . بنابراین سعی کنیم با تعامل زیبایی که با فرد می کنیم ، در بهبودی وضع دیگران کمک کنیم تا باعث بهبودی خود ما و جامعه شود . همیشه تعامل های ما سازنده باشد نه کوبنده .
خدایا تو را به حق اباعبدالهت الحسین (ع) و این ایام قسم می دهیم بهترین شیوه ی زندگی کردن و دوری از گناه و تقرب به خود را به همه ی ما کرامت بفرما .





نوع مطلب : علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، فساد و انحطاط اخلاقی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

http://tablightv.ir/uploads/articles/9c06b7d8.jpg

سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین رفیعی در برنامه سمت خدا مورخ 29 شهریور 1390

سوال – من نحوه ی برخورد با بعضی از اطرافیانم را نمی دانم .بعضی ها نماز نمی خوانند ولی روزه می گیرند ، بعضی ها نماز و قرآن می خوانند ولی روزه نمی گیرند . بعضی ها هم با لباسی که موی سگ به آن چسبیده نماز می خوانند و اگر حرفی هم بزنیم خودشان را عارف می پندارند و ما را سطحی نگر می دانند . ما چکار باید بکنیم ؟

پاسخ – باید به دین یک نگاه پازلی داشت . اگر یک قطعه ی پازل نباشد تصویر درست نمی شود . باید مجموعه ی مبانی دینی هم با هم دیده بشود . نمی شود که فردی بگوید که من روزه می گیرم ولی نماز نمی خوانم یا اینکه نماز می خوانم ولی زکات نمی دهم . امام رضا (ع) می فرماید : هر کس نماز بخواند ولی زکات ندهد نمازش پذیرفته نیست . زیرا در قرآن هر جا اسم نماز می آید بعد از آن اسم زکات می آید .البته ما نمی خواهیم در اینجا یاس ایجاد کنیم . و عده ای بگویند که پس چون ما زکات نمی دهیم ، دیگر نماز هم نخوانیم . مثلا یک خانم متدینی که نماز می خواند و روزه می گیرد و اهل خمس است نمی تواند بگوید که من حجاب را رعایت نمی کنم زیرا حجاب هم جزو ضروریات دین است . در حدیث داریم که دین مثل یک شجره است . بعد می گوید که شاخه و تنه و ریشه ی و ... این درخت چیست . ثمره ی دین زمانی ظاهر می شود که همه ی اینها رعایت بشود .بعضی ها مقید بودند که خدمت ائمه برسند و دینشان را سوال کنند . حضرت عبدالعظیم حسنی خدمت امام رضا (ع) می رسید و می گفت که من نماز می خوانم و روزه می گیرم و ... امام می فرمود که دین شما اشکالی ندارد . گاهی امامان معیار دین را برای آنها بیان می کردند . پس نگاه ما به دین نباید تبعیضی باشد و باید همه مبانی دین رارعایت کنیم . از طرفی از کسی بخشی از مبانی دینی را انجام نمی دهد و بخشی را انجام می دهد ، بهتر از این است که آنرا کنار بگذارد . ما نمی خواهیم بگوییم کسی که نماز نمی خواند روزه اش قبول هست یا نیست زیرا خدا است و کرمش . اما آنها بدانند که نمره ی بیست نمی گیرند و معدل این مبانی مهم است . در معدل یک چیزهایی پایه است . مثلا نماز پایه است . داریم که اگر نماز شما قبول شد کارهای دیگر شما هم قبول می شود. یکسری کارها ارکان است . پس طبق این حدیث کسی که روزه می گیرد ولی نماز نمی خواند ، روزه اش قابل قبول نیست . مثل اینکه ما بگوییم که این ساختمان چهار تا ستون می خواهد ولی ما دو تا ستون می زنیم و دوتا ستون نمی زنیم . آیا این کار اشکال دارد ؟ بله. بالاخره این سقف می ریزد . پس به دین نگاه فصلی نداشته باشیم که مثلا بعضی ها فقط در ماه رمضان بک یاالله می گویند و بعدا دیگر با خدا کاری ندارند .

سوال – اخلاق پدر من در خانه با مادرم و بچه ها خوب نیست . او به مادرم ناسزا می گوید و تهمت می زند. جایگاه چنین مردی در قیامت از نظر اسلام کجاست ؟ آیا فقط نماز و روزه شرط بهشتی بودن است ؟

پاسخ – حُسن خلق و سوء خلق دو تا اثر دارد . بعضی از آثار حسن خلق دنیوی است . در روایت داریم که حسن خلق عمر را زیاد می کند ، سلامت جسم می آورد و رزق را زیاد می کند. کسی که خوش اخلاق است اعصابش بهم نمی ریزد که بیمار بشود . کسی که کاسب خوش اخلاقی است مراجعات بیشتری دارد و درآمدش هم بیشتر است . کسی که حسن خلق دارد باعث می شود که شهر ها آباد بشود. کسی که حسن خلق دارد دعوا نمی کند و ترافیک ایجاد نمی کند بنابراین شهر آباد می ماند . آثار سوءخلق این است که رزق را کم می کند و انسان را بیمار می کند و عمر انسان را کوتاه می کند . اینها آثار دنیوی آن است . در مورد آثار اخروی باید گفت که بدخلقی فشار قبر دارد و باعث می شود که انسان در صحرای محشر معطل بماند . بد خلقی باعث می شود که کفه ی اعمال انسان سبک باشد . در روز قیامت اعمال ما را می سنجند . فمن ثلت موازینه فهو عیشة الراضیة و اما خفت موازینه جایش در جهنم است . رسول خدا فرمود : هر روز صدقه بدهید . گفتند که ما توان مالی نداریم . پیامبر فرمود : تبسم در چهره ی مردم صدقه است . گروهی از آقایان لعنت شده اند و از رحمت خدا مایوس هستند ، یکی مردی است که در خانه بد اخلاق است . گاهی آقا می داند که اخلاقش بد است و نمی تواند آن را ترک کند . این آقا می تواند با نذر ، تمرین و حوصله این را ترک کند . خانمی می گفت که شوهر پولداری دارم ولی خیلی بد اخلاق است . ای کاش او پول نداشت ولی اخلاق داشت زیرا اخلاق خوب باعث می شود که خانواده دور هم جمع بشود . تحکم و روزگویی خیلی بد است مخصوصا اگر طرف اهل نماز باشد زیرا باعث می شود که بچه ها به دین بدبین بشوند .

سوال – پسر 25 ساله ای هستم که چند وقت است که نامزد کرده ام . مادر بزرگ نامزدم هفت ماه است که فوت نموده است . ما قرار داشتیم که در اعیاد گذشته عقد کنیم ولی خانواده ی نامزدم مخالفت کردند . آنها حدود پنج ما است که لباس مشکی پوشیده اند و عزا نگه داشته اند و آنها تا سال مادربزرگ شان راضی نیستند که من با همسرم عقد بکنیم زیرا می گویند که بد است . حتی مادر ایشان با خواندن صیغه ی محرمیت ما مخالف است . آیا این باورهای غلط درست است ؟ آیا درست است که بخاطر این عقاید جلوی کارهای خیر گرفته بشود ؟ آیا خداوند راضی است که ما برای بزرگان مان این جوری عزاداری کنیم ؟ راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – در بین مردم ما یکسری باورهای غلطی هست که اینها ریشه ای در دین ندارد . گاهی وقتی اینها را مطرح می کنیم متهم هم می شویم . یکی از باورهای غلط ازدواج مجدد برای کسانی است که همسر از دست می دهند . در صدر اسلام این جوری نبوده است . الان وقتی آقایی بعد از مرگ همسرش ازدواج می کند گویی گناه کبیره انجام داده است و مادر و خواهرخانم می گویند که او وفادار نبود . حضرت فاطمه هنگام شهادتش به حضرت امیر سفارش کرد که بلافاصله بعد از مرگ من ازدواج کن . این سنت غلطی است . یکی دیگر از باورهای غلط این است که وقتی فردی در فامیل فوت می کند می گویند که تا سال فرد ، نباید ازدواجی در فامیل صورت بگیرد . مگر ازدواج یک امر خیر نیست ؟ شما که پدرتان فوت کرده اطعام یا صدقه نمی دهید ؟ اگر آن کارها خیر است ، ازدواج هم یک کار خیر است . پس کارهای خیر دیگر راهم تعطیل کنید مثلا مسجد نروید و میهمانی نگیرید . داریم که بالاترین شفاعت این است که بین دو نفر واسطه ی ازدواج بشوید . حالا یک وقت فرد می خواهد ادب را رعایت کند می تواند مراسم خاصی نگیرد نه اینکه اصلا نگذارید طرف صیغه ی محرمیت بخواند . دیگر اینکه این خانواده چه تضمینی می دهد که تا سال دیگر فرد دیگری فوت نکند؟ ما باید با باورهای غلظ مبارزه کنیم . اگر فردی از دنیا برود آدابی دارد . مثلا خانم باید مدتی عده نگه دارد و این یک احترام است ولی این طور نیست که کل فامیل یکسال برنامه های خیرشان را تعطیل کنند . آقایی می گفتند که در نجف خدمت امام خمینی رفتم و گفتم که خانواده ای فقیر است . امام مبلغی به من دادند که به آنها بدهم . فردا صبح که می خواستم پول را ببرم دیدم که در خانه ی امام شلوغ است و متوجه شدم که پسر ایشان حاج آقا مصطفی فوت کرده است . من یادم رفت که این پول را به آن خانواده برسانم . در مراسم امام من را صدا زدند و پرسیدند که پول را به آن خانواده رساندی ؟ من گفتم که فراموش کردم و امام فرمود که همین الان مراسم را ترک می کنی و این کار را می کنی . استادی داشتیم که در مسجداعظم برای ما رسائل می گفتند . یک روز که برای درس آمده بودیم دیدم که تابوتی جلوی درمسجد است . وارد کلاس شدیم و استاد درس را شروع کرد . درس که تمام شد . استاد گفت که این جنازه ی مادر من است که از دنیا رفته است. مادر من راضی نبود که من درس را ترک کنم . هر کس دوست دارد در مراسم مادر من شرکت کند . اتفاقا همه ی طلبه ها در تشییع جنازه شرکت کردند . صاحب جواهر پسرش از دنیا رفت . شب جنازه را در نجف در محلی گذاشت و ایشان در کنار جنازه کتابش را نوشت . حتی قید کرد که من این سطور را در کنار جنازه ی فرزندم می نویسم . ایشان این قدر مقید بودند . مرحوم آمیرزا ملی تبزیری استاد اخلاق ، در روز عید مردم به دیدنش می آمدند . در آنروز بچه اش در حوض افتاد و خفه شد . ایشان گفتند که عید مردم را خراب نکنید . ظهر اعلام می کنیم که بچه فوت کرده است . آیا اگر ما باشیم این کار را می کنیم ؟ ازدواج و تشکیل یک خانواده ثوابش از این کارهایی که من گفتم بیشتر است ، چرا باید ازدواج این آقا عقب بیفتد ؟

سوال – شما گفتید: فردی که رابطه ی نامشروع دارد، مورد نفرین فرشته هاست . دوست من ناخواسته وارد این راه شده است . لطف کنید و راه را به او نشان بدهید چون ممکن است که دیگر نتواند از این راه برگردد . راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – کسی که رابطه ی نامشروع یا گناه می کند از خدا دور می شود وکسی که از خدا دور می شود ملعون است . رسول خدا فرمود : در شب معراج در روی یکی از درهای جهنم نوشته بودند : لعنت بر ظالم ، بخیل و دروغگو . در قرآن داریم که کسانی که پیامبر را آزار دادند خدا آنها را لعن می کند ، کسانیکه حق را کتمان کنند خدا آنها را لعن می کند ، کسانی که خق را وارانه می کنند خدا آنها را لنعت می کند و ... پس نه تنها روابط نامشروع مورد لعن خداست بلکه این ها هم مورد لعن خداست منتها تا وقتی که در این دایره باشند . حالا کسی که چنین گناهی کرده است و توبه می کند دیگر مورد لعن خدا قرار نمی گیرد . اگر کسی این کار را کنار گذاشت و جبران کرد ، خدا توبه او را قبول می کند .

سوال – سوره حج آیات 24 تا 30 را توضیح بفرمایید .

پاسخ – این آیات مربوط به احکام حج است . آیه30 می فرماید که از دو چیز بپرهیزید یکی از شرک و دیگری از سخن زور یا دروغگویی . ما در دین خودمان باید ها و نبایدهایی داریم که این نبایدها ، حکمت است .

سوال – می گویند امر به معروف و نهی ازمنکر وظیفه ی هر انسانی است . من دوازده سال دارم . کسی خیلی به حرفهای من توجه ندارد . آیا باز هم وظیفه ی من امر به معروف و نهی از منکر است؟

پاسخ – امر به معروف چند مرحله دارد . یک مرحله ی آن عمل است . مثلا اگر بین دوستان این آقا پسر ، کسی نماز نمی خواند ، دروغ می گوید می تواند با عمل خودش امر به معروف و نهی از منکر بکند. مثلا اگر با آنها به اردو می رود اول وقت نماز بخواند ، اگر آنها غیبت می کنند از میان آنها بلند بشود ، اگر در خانه پدر و مادر دروغ می گویند چهره در هم بکشد و بلند بشود ، این خودش امر به معروف و نهی ازمنکر است . انسان باید با عملش بفهماند که معروف و منکر چیست . آقا پسری می گفت که پدر من خمس نمی دهد . به ایشان گفتم که شما تکلیفی ندارید ولی می توانید یک جوری نشان بدهید که از این وضعیت ناراحت هستید . خود این نشان دادن می شود امر به معروف و نهی از منکر . این آقا پسر در مورد هم سن و سالان خودش می تواند امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد . شرایط امر به معروف و نهی از منکر یکی عالم بودن و یکی قادر بودن است . یکی از راههای پیاده کردن امر به معروف و نهی از منکر در فامیل این است که انسان به خوبی پایبند باشد و بدی را ترک کند ، آثار آنها را برای مردم بگوید و سعی کندک ه با حسن خلق و قول نرم مردم را به طرف دین جذب کند . مثل داستان وضو گرفتن امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در مقابل پیر مردی که اشتباه وضو می گرفت . اگر اینها را با گوشه و کنایه بگوییم بهتر از این است که مستقیم بگوییم . گاهی ممکن است که عمل من خودش تاثیری دارد . این روش و منش تاثیرگذار است . شهید مدنی وقتی به طلبه ای در مدرسه اش حجره می داد ، چند شب نماز شب خودش را در حجره ی آن طلبه می خواند تا او ببیند که چیزی بنام نماز شب هم هست . خود این ترویج نماز شب می شود .

سوال – من جوانی بیست ساله هستم . امروز که روز بیست و ششم ماه رمضان است من هیچ تغییری در خودم نمی بینم . با وجود اینکه روزه ام را گرفته ام و نمازم را خوانده ام و قرآن و دو رکعت نماز شب هم خوانده ام . من احساس پاک بودن و سبک بودن را نمی کنم و با خودم می گویم که هیچ کدام از این عبادت ها قبول نشده است . راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – همین که ایشان احساس می کنند که تغییر نکرده اند خودش تغییر است . اولین مرحله ی بازگشت و توبه توجه کردن است .یعنی اینکه انسان متوجه بشود که اشتباه کرده است . ما نباید دچار یاس بشویم.یاس خودش گناه کبیره است . اصلاح تدریجی است .البته اصلاح آنی مثل حُر و فضیل عیاض هم داریم ولی نادر است . ما باید دست آوردهای ماه رمضان را حفظ کنیم . یکی از علما در جلسه ای سجده کرد . و گفت که بیست سال است که با صفت رذیله ای مقابله می کردم و امروز بر آن پیروز شدم . یک گناه بزودی ریشه کن نمی شود و احتیاج به استمرار دارد . حضرت امیر با این همه عصمت خودش در دعای کمیل می فرماید که من به خودم ظلم کردم و ... امام سجاد (ع) هم در دعاهایش خودش را مصون نمی داند . احساس سبکی و آرامش اگر تبدیل به خود بینی بشود ، خطرناک است و تبدیل به عُجب می شود . اگر انسان عبادت ثقلین هم داشته باشد باید احساس کمبود بکند .

سوال – در این چند روز باقیمانده از ماه مبارک رمضان چکاری می توانیم انجام بدهیم ؟

پاسخ – رسول اکرم در آخر ماه رمضان این دعا را می خواند : خدایا این ماه رمضان را ماه رمضان آخر عمر ما قرارنده ، اگر من از دنیا رفتم من را ببخش . کسیکه این دو دعا را می خواند دو حالت دارد یا قسمت اول دعا برایش مستجاب می شود که خوب است و اگر قسمت دوم هم مستجاب بشود آمرزیده می شود . امام سجاد (ع) دعایی دارد که در آن با ماه رمضان وداع می کند . با عبادتها ، سحرها ، شب های قدر ماه رمضان خداحافظی می کند . انسان نباید باقیمانده ی فرصت را از دست بدهد . همین چند روی که از ماه رمضان باقیمانده است ، انسان می تواند شروع کند . پس عزیزانی که در ای ماه موفق بوده اند به بقیه اش ادامه بدهند و کسانی که در این ماه موفق نبوده اند همین الان شروع کنند و بدانند که خدا در شبهای ماه رمضان به عده ای جواز بهشت می دهد . در شب عید فطر به اندازه کل ماه مبارک رمضان جواز بهشت می دهد. عید یعنی بازگشت و عود . خود عیدی موضوعی برای بازگشت و تحول است .

سوال – من دختری بیست ساله هستم که پدرم تابحال به من محبت نکرده است . همیشه حرفهای ناروا به من می زند ولی من به خدا توکل کرده ام . در ضمن بین پسرها با دخترها فرق می گذارد . با اینکه برادرم آنها را خیلی اذیت می کند ولی او را بیشتر دوست دارند و به آن توجه می کنند . راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – ما در روایات داریم که بین فرزندانتان فرق نگذارید . رسول خدا فرمود : برای دادن سوغاتی از دختر شروع کنید زیراعاطفی تر هستند . سیره ی پیامبر ما محبت به فاطمه بود . این خیلی ظلم است که دختری بیست سالش شده باشد و پدرش دست نوازش به سرش نکشیده شده باشد . به این دختر خانم می گویم که ضمن اینکه پدر و مادر ایشان پیش خدا مسئول هستند ، این خانم برای ایجاد آرامش ، فضاهای دیگری در زندگی شان ایجاد کنند. خدا و ائمه شما را دوست دارند . انس با قرآن پیدا کنید . نگذارید حسادت در شما رشد کند . بگویید که او هم برادر من است که مادرم دوستش دارد . با این تحلیل ها و نگاه ها هم ثواب خودتان را زیاد می کنید و هم موجب حفظ آرامش خودتان می شوید . البته تبعیض سخت است ولی ساختارها را نمی توان تغییر داد . شما می توانید با فکر نکردن به این موضوع ، این نقیصه را در زندگی تان ندیده بگیرید . برای پدر و مادرتان هم دعا کنید . ممکن است که انسان یک بچه ای را بیشتر از بچه ی دیگر دوست داشته باشد این اشکالی ندارد ولی در ابزار محبت باید تساوی را رعایت کند . یکپدر می تواند در زمان حیاتش همه مالش را به یک فرزندش ببخشد و اشکال شرعی ندارد ولی این بی انصافی است . کسی پیش مرحوم خوانساری آمد وگفت که من تاجر هستم و جنسی را صد تومان می خرم و هزارتومان می فروشم ،آیا این اشکال شرعی دارد ؟ گفت : خیر .البته بی انصافی است .یعنی کاری که شمر با امام حسین (ع) کرد . بی انصافی گناه کمی نیست . شما اموال خودتان را طبق شرع به بچه هایتان ببخشید . در زمان پیامبر فردی که مرده بود ، با اینکه بچه داشت ، تمام اموالش را به فقرا بخشیده بود . پیامبر گفت که اگر این را می دانستم نمی گذاشتم او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند . یک وقت می بینید که همین پدر به دوستش خیلی محبت می کند ولی به فرزند بیست ساله ی خودش محبت نمی کند. این فاجعه است .اگر این دختر این محبت را در دامان دیگران جست ، شما بعنوان پدر مسئول هستی .
امیدوارم خداوند ما را مشمول رحمت خودش قرار بدهد . امام رضا (ع) فرمودند که اگر کسی در ماه رمضان آمرزیده نشود ، چه وقت می خواهد آمرزیده بشود ؟


yamojir.com





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
راهنمایی برای مشتاقان سلوک
یک ساعت‌مانده به اذان صبح، چراغ اتاق آیت‌الله خوشوقت روشن می‌شد، آرام و بی‌صدا وضو می‌گرفت و برای اقامه نماز شب آماده می‌شد.

عقیق: سبک زندگی اسلامی مدتی است که مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته. اگر علما و بزرگان ما در این خصوص کمتر سخن گفته‌اند، بیشتر به عمل پرداخته‌اند؛ عمل به ریز برنامه‌ریزی اسلامی در تمامی لحظات آن. ما هم در راستای تحقق بخشیدن به این مهم تصمیم گرفته‌ایم زندگی بزرگان دین را با بهره‌گیری از منابع مستند مانند خانواده و دوستان برایتان نقل کنیم. این بار به روایت زندگی آیت‌الله عزیزالله خوشوقت، این مرد الهی پرداخته‌ایم.

 ساعت بیداری: برنامه زندگانی بزرگان دینی نه با ساعت‌های قراردادی خودمان بلکه با زمان‌سنج خدا تنظیم می‌شود و خدا هم تمام روزش را با وقت اذان هماهنگ می‌کند. یک ساعت‌مانده به اذان صبح، چراغ اتاق آیت‌الله خوشوقت روشن می‌شد، آرام و بی‌صدا وضو می‌گرفت و برای اقامه نماز شب آماده می‌شد. با‌طمانینه و سکینه مخصوص خودش نماز شب را می‌خواند.

اذان صبح: تا نماز شبش تمام می‌شد و لحظاتی را روی سجاده به تفکر سپری می‌کرد صدای موذن هم بلند می‌شد. حالا وقت آن بود تا آیت‌الله خوشوقت با نغمه موذن اذان بگوید. همین که اذان تمام می‌شد، اقامه را شروع می‌کرد. زمانی که پیر و ضعیف نشده بود به مسجد می‌رفت تا نماز صبح به جماعت خوانده شود اما اواخر عمر، نماز صبح را در خانه می‌خواند.

بعد از نماز صبح: آرام‌آرام نوافل بعد از نماز صبح را بجا می‌آورد. مستحب است که مومن بین اذان صبح تا طلوع آفتاب نخوابد. بنابراین آیت‌الله خوشوقت این زمان را با مطالعه سپری می‌کرد. این وقت از روز تنها بخش کوچکی از مطالعه این استاد اخلاق را در‌بر‌می‌گرفت.

صبحانه: برنامه زندگی این مرد الهی آنچنان هم سخت نبود. به‌عبارتی طوری زندگی نمی‌کرد که دیگر اعضای خانواده هم مجبور شوند خودشان را با او هماهنگ کنند. بسته به زمانی که اعضای خانواده حس و حال خوردن صبحانه داشتند برای صبحانه پیش خانواده می‌آمد. در‌واقع اگر بعد از طلوع آفتاب هنوز اعضای خانواده برای صبحانه بیدار نشده بودند استراحت کوتاهی می‌کرد.

بعد از صبحانه: حاج‌آقا معمولا صبحانه را کنار خانواده میل می‌کرد. کاری هم نداشت که چه چیزی آماده کرده‌اند. هر چیزی که از نظر شرع جایز بود خوردن آن برایش مانعی نداشت. بعد از صرف صبحانه بار دیگر آیت‌الله خوشوقت به اتاق کارش می‌رفت، مطالعه را از سر‌می‌گرفت و اوراق را تنظیم می‌کرد. اگر لازم بود مطلبی را برای نماز ظهر یادداشت می‌کرد. این چند ساعت در این سن بالا برایش خیلی مهم بود. گاهی اوقات کارهای شخصی‌اش را به‌دلیل تراکم کاری بعد از ظهر، صبح‌ها انجام می‌داد.

اذان ظهر: مثل همیشه و بدون تاخیر در مسجد امام حسن مجتبی(ع) که محل گرد‌همایی دوستدارانش بود حاضر می‌شد. همه برنامه روزانه این مرد برای خدمت به مردم و جوانان تنظیم می‌شد. از‌‌ همان ۳۳ سالگی که با لباس روحانیت وارد تهران شد، برای اقامه نماز جماعت به این مسجد می‌آمد. اوایل افراد کمتری به مسجد می‌آمدند اما این اواخر دیگر غلغله‌ای بر‌پا بود. از دانشجو گرفته تا طلبه، کسبه اهل محل و دکتر و مهندس برای اقامه نماز جماعت همراه با آیت‌الله خوشوقت به مسجد می‌آمدند.

نماز ظهر: امام جماعت رو به قبله می‌ایستاد و نماز را با‌طمانینه آغاز می‌کرد. سنش بالا رفته و مریضی‌ها دامنگیرش شده‌ بودند اما ناله‌ای در کار نبود و تنها شکر خدا را می‌گفت؛ آن هم نه با زبان که با عمل. به‌هرحال با این کهولت سن همچنان برای نماز جماعت حاضر بود. شکری بالا‌تر از این؟ چنان سخت مریض بود که در محراب میله‌هایی برایش تعبیه کرده بودند تا هنگام بلند شدن و نشستن از آنها کمک بگیرد.

بعد از نماز ظهر: نماز که تمام می‌شد مردم همراه آیت‌الله خوشوقت همدیگر را دعا می‌کردند. کمی بعد از اینکه نوافل حاج‌آقا تمام می‌شد دورش حلقه می‌زدند. جوانان یک‌به‌یک کنارش می‌نشستند و جلسه پرسش و پاسخ شکل می‌گرفت. همه آنهایی که مباحث علمی را دوست داشتند اینجا جمع می‌شدند. رک و صریح نظر اسلام را می‌گفت. در این بین نباید کسی ناراحت می‌شد چرا‌که حرف حرف خدا بود. به‌قول خودش نباید بگوییم یکی «من» یکی «خدا». «من» در پیش «خدا» جایی ندارد. همه چیز خداست و همه حرف خداست.

وقت ناهار: کار مردم هنوز با آیت‌الله خوشوقت تمام نشده بود. جوانان دورش را می‌گرفتند و تا خانه با او می‌رفتند. نه تا دم در بلکه تا اتاق آیت‌الله. کارهای خصوصی را که نمی‌شد در مسجد و بین جماعت با استاد در میان گذاشت. بنابراین جای آرام‌تری لازم بود. حاج‌آقا این مسائل را می‌دانست. کاری کرده بود تا کسی خجالت نکشد. در این خانه به‌روی هر مشتاقی باز بود. به‌قول پسرش جوانان به خانه که می‌رسیدند، تازه کار شروع می‌شد و مباحث آغاز، اما مراعات حال استاد را هم می‌کردند. کمی بعد خانه را ترک می‌کردند تا آیت‌الله خوشوقت ناهارش را در کنار خانواده میل کند. یعنی حدود ساعت ۳ بعد از ظهر.

بعد از ظهر: سنش بالا ر‌فته و برنامه کاری‌اش تا حدودی عوض شده بود. باید استراحتی می‌کرد اما این مدت استراحت نباید به‌طول می‌انجامید. آیت‌الله خوشوقت بعد از کمی استراحت به مطالعه می‌پرداخت و کم‌کم خود را برای ارتباط با مردم آماده می‌کرد. باید به کار خلق‌الله هم رسیدگی می‌کرد تا مشکلات به‌درستی حل و فصل می‌شدند. تنها خدا می‌داند چه تعداد خانواده‌هایی که رشته محبت‌شان پاره شده بود و در اتاق کوچک حاج‌آقا به هم وصل شده بودند.

چند ساعت‌مانده به اذان مغرب: درب خانه به‌صدا در‌می‌آمد. جوانان یکی‌یکی از راه می‌رسیدند. حاج‌آقا کنار میزش روی صندلی می‌نشست و مردم دور او حلقه می‌زدند. او خانه‌اش را مکتب اسلام کرده بود. این برنامه دو ساعتی طول می‌کشید. تا اندکی مانده به اذان مغرب که باز جوانان همراه استاد بلند می‌شدند و او را کمک می‌کردند تا قدم‌زنان به مسجد همیشگی بروند.

نماز مغرب و عشا: اذان گفته می‌شد. از صبح هم به کار مردم رسیدگی کرده بود و هم به کار خودش. نماز صبح و ظهر و شب قرار آیت‌الله خوشوقت با خدا بود. او با امامتش واسطه می‌شد تا خیل عاشقان به‌سمت خدا رهنمون شوند. آرام‌آرام نماز می‌خواند و جماعت را رهبری می‌کرد. راهنمایی او هم فکری بود و هم معنوی. نماز کمک معنوی او به جوانان بود و صحبت‌های مکررش هدایت فکری آنها.

بعد از نماز مغرب و عشا: نماز مغرب و عشا که تمام می‌شد باز کسانی بودند که سوال داشتند. او خودش را موظف می‌دانست تا به سوالات مردم پاسخ دهد. بسته به اینکه کدام فصل سال باشد، برنامه‌ریزی مجالس و مراسم‌ رسمی او مانند ختم صلوات و روضه برقرار بود. باز عده‌ای کنارش قدم می‌زدند تا به خانه برسد و شام را پیش خانواده صرف کند. کهولت سن مانع مطالعه‌اش بعد از شام نمی‌شد. به گواه اعضای خانواده روزی هشت ساعت مطالعه می‌کرد. گویی در این سن و سال هم باید بار علمی خود را بالا می‌برد.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شخصی که به زیارت خدا رفت!


افراد با ایمان آنقدر مرتبه و مقامشان نزد باری تعالی رفیع است که مردان الهی برای خدا دوستدارشان هستند، به آنان ابراز علاقه می کنند و از جدایی و مفارقتشان رنج می برند.

شخصی که به زیارت خدا رفت!

 افکارنیوز- رسول اکرم(ص) فرمود: فرشته ای مردی را دید دَرِ خانه ای ایستاده، از او پرسید بنده ی خدا! چه حاجتی تو را به این خانه آورده؟
پاسخ داد: برادری در این منزل دارم، آمده ام به او سلام کنم.

پرسید: بین او و تو نسبت نزدیک و مهمی وجود دارد یا حاجتی تو را بدین جا آورده؟
گفت: مرا به او حاجتی نیست، چیزی جز پیمان الهی مرا بدین جا نیاورده است و بین من و او نسبتی نزدیکتر از اسلام وجود ندارد.

فرشته گفت: من فرستاده ی خدا هستم، او به تو سلام می رساند و می گوید: به زیارت من آمدی، با این عمل بهشت را به تو واجب نمودم، تو را از غضب خود و آتش معاف داشتم، از این جهت که برای من برادرت را دوست می داری.

این قبیل افراد با ایمان آنقدر مرتبه و مقامشان نزد باری تعالی رفیع است که مردان الهی برای خدا دوستدارشان هستند، به آنان ابراز علاقه می کنند و از جدایی و مفارقتشان رنج می برند.

منبع: قصه های تربیتی،ص۳۸۲.



آیا ملک الموت به کسی مهلت می دهد؟


هوشیار باش زمانی که ملک الموت برای قبض روح تو آمد، اگر از او مهلت بخواهی ساعتی را و یا اقلا یک دقیقه ای که لااله الاالله بگویی نخواهدبود.

آیا ملک الموت به کسی مهلت می دهد؟

 افکار نیوز- از جمله حکمت آل داوود این بود که: « بر عاقل لازم است که نگاهبان زبان خود باشد و توجهش به انجام وظیفه ی خودش باشد و هر که بسیار یاد مرگ کند، به کمی از دنیا قانع باشد و حوادث و کارهای سخت دنیا بر او آسان شود و هر که کلماتی که می گوید شماره کند، سخن گفتنش کم می شود ( زیرا می بیند بسیاری از آنها لغو و بیهوده و بی منفعت است.)

بدان (ای برادر!) نیکوترین احوال تو وقتی است که زبان خود را نگاه بداری از غیبت و نمامی کردن و سخن بیهوده گفتن و در عوض زبان خود را به ذکر خدای سبحان واداری یا تعلیم علم کن که آن هم ذکر خدای تعالی است. به درستی که عمر سرمایه ی بزرگی است برای تجارت (آخرت)، پس هرگاه ترک ذکر خدا کردی و سخنان لغو و بیهوده گفتی، همانند آن کسی خواهی بود که ببیند دری را پس موقع برداشتن آن در عوض سنگی بردارد.

پس هوشیار باش زمانی که ملک الموت برای قبض روح تو آمد، اگر از او مهلت بخواهی ساعتی را و یا اقلا یک دقیقه ای که لااله الاالله بگویی نخواهدبود، اگر چه تمامی دنیا را داشته باشی و به او ببخشی، و چه بسیار انسان ساعاتی از عمر عزیز و گرانبهای خود را بیهوده صرف کرده و این خود یک نوع ضرر و غبن بزرگی است. به درستی که مومن آن کسی است که سخنش فقط ذکر خدا باشد و خاموشی اش تفکر و نظر کردنش از روی عبرت باشد.

منبع: داستانهایی از یاد خدا،ص۱۳۱.





نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، پیامبر اکرم(ص)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، نماز و ذکر و دعا و نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حضرت رضا(ع) می فرماید: کسی که متشابه قرآن را به محکم آن بازگرداند، به راه مستقیم هدایت گشته است.

محکم و متشابه در قرآن علمی و عینی

 افکارنیوز- از آنجا که امام(ع) قرآن مجسم(ممثل) است. در کلمات ایشان محکم و متشابه یافت می شود. حضرت رضا(ع) می فرماید: کسی که متشابه قرآن را به محکم آن بازگرداند، به راه مستقیم هدایت گشته است.

سپس می افزاید: در خبرهای ما نیز متشابهات و محکماتی هست، مانند متشابهات و محکمات قرآن، پس شما متشابهات آن را به محکمات آن اخبار برگردانید و بدون توجه به محکمات از متشابهات پیروی نکنید. زیرا در این صورت گمراه خواهید شد.

همچنین محکمات همان«ام الکتاب» هستند و متشابهات از آنان تغذیه می شوند و رشد می کنند و از حد تشابه بیرون می روند و سرانجام در حوزه ی محکمات در می آیند. با توجه به این دو حیثیت بر کسی که در قرآن و حدیث می اندیشد، واجب است که محکمات و متشابهات قرآن و حدیث را بشناسد تا در پرتو محکمات به چگونگی رفع تشابه آشنا گردد.

منبع: قرآن حکیم از منظر امام رضا(ع)،آیه الله جوادی آملی،ص۵۰.




نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، امام رضا(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 دی 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد


همه ی موجودات در مسیر تکامل اند: ابتدا از نیستی و عدم به هستی آمدند و حال به سوی بی نهایت، که ذات پاک ربوبی است، در حرکت اند.

هستی به کجا می رود؟

سرویس مذهبی افکارنیوز- «له ملک السماوات و الارض و الی الله ترجع الامور؛ ملکیت حقیقی و مالکیت آسمانها و زمین از آنِ اوست؛ و همه ی کارها(ی هستی و سلسله ی معلولات) به سوی او (که علت العلل است) باز گردانده می شود.»(حدید/۵)

جمله ی« و الی الله ترجع الامور» شش بار در قرآن آمده است؛ و معنای آن این است که همه ی موجودات در مسیر تکامل اند: ابتدا از نیستی و عدم به هستی آمدند و حال به سوی بی نهایت، که ذات پاک ربوبی است، در حرکت اند؛ و این سیر تکاملی هرگز متوقف نمی شود و با مرگ و ورود به عالم برزخ؛ ادامه پیدا می کند تا اینکه در رستاخیز به حیاتی عالی و دائمی برسد.

استفاده از تعبیر «امور» که صیغه جمع است، بیانگر این است که نه تنها انسان، بلکه سایر موجودات نیز همین حرکت کمالی را بی وقفه طی می کنند؛ و حقا نیز باید چنین باشد، زیرا او خود خالق و رازق و مالک و حاکم و مدبر است و در هر حال و هر مکان با ماست و بازگشت همه ی ما و همه ی کارها و همه ی موجودات نیز جز به سوی او نیست.

این اصل حرکت مهم عالم به سوی خداوند در ده ها آیه ی قرآن با عبارت«انّ الی ربک الرجعی»(علق/۸) و «انا الیه راجعون» (بقره/۱۵۶) و « ان الی ربک المنتهی»(نجم/۴۲) و مانند آنها آمده است.

منبع: آیه های زندگی،ص۱۰.




نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، ظهور و آخرالزمان، قرآن کریم، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
۵ عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ

بنا بر روایات رسیده از ائمه اطهار (ع)، لحظه ی جان دادن هر انسانی، یکی از سخت ترین لحظات زندگی وی می باشد، اما جالب است بدانید که با انجام چند عمل می توان تا حدودی از سختی و رنج آن کاست.

۵ عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ!

به گزازش افکارنیوز، ۵ عمل که موجب کاهش سختی لحظات مرگ می شود به شرح زیر است:

۱- تلقین کلمه ی توحید

رسول گرامی اسلام (ص) در این باره فرموده اند: به کسانی که در معرض مرگ قرار می گیرند و لحظات آخر زندگی را می گذرانند، کلمه ی توحید «لا اله الاّ الله» را تلقین نمایید؛ زیرا هر کس آخرین سخنش «لا اله الاّ الله» باشد وارد بهشت می شود.

۲- تلقین شهادت به رسالت رسول گرامی اسلام (ص) و اقرار به دوازده امام معصوم (ع)

در این باره امام صادق (ع) می فرمایند:
هنگامی که انسان در حال احتضار است، قبل از مردن به او تلقین کن:
«اشهد ان لا اله الاّ الله وَحده لا شَریک لَه؛ وَ اَنَّ مُحَمَّدَاً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه».
در روایتی ابوبکرِ حضرمی نقل می کند: مردی از بستگان من بیمار شد، به عیادتش رفتم و به او گفتم: ای برادرزاده! اگر نصیحتی بکنم می پذیری؟ گفت: آری.
گفتم: بگو؛ «اَشهُدَ اَن لا اِلهَ الاّ الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَه».
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این مقدار کافی نیست و سودی به حال تو ندارد، مگر این که گواهی تو از روی یقین باشد.
گفت: گواهی من از روی یقین است.
گفتم: بگو: «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدَاً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه ».
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این مقدار کافی نیست، باید گواهی تو از سر یقین باشد.
گفت: گواهی من از روی یقین است.
گفتم: بگو: گواهی می دهم که حضرت علی (ع) وصیّ و جانشین رسول الله (ص) و خلیفه ی بعد از او و امامی است که اطاعتش واجب است.
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این شهادت به حال تو سودی ندارد، مگر این که از روی یقین باشد.
گفت: از روی یقین شهادت می دهم.

سپس امامان معصوم (ع) را یکی پس از دیگری نام برد و او به امامت همه ی آن ها اقرار کرد و گفت: گواهیم از روی یقین است و پس از چند لحظه از دنیا رفت.
همسر و خانواده اش از مرگ او بسیار بی قراری می کردند، چند روزی از آن ها دور بودم، سپس نزد آن ها رفتم و گفتم: حال شما چطور است؟ و به همسرش گفتم: حال شما در فراق و دوری شوهرت چگونه است؟
گفت: به خدا قسم که با مرگ او به مصیبتی بزرگ مبتلا شدیم، ولی خوابی که دیشب دیدم موجب آرامش خاطرم شده و مرگ او را برایم آسان نموده است!
گفتم آن خواب چه بود؟
جواب داد: شوهرم را در عالم خواب زنده و سالم دیدم، به او گفتم: فلانی هستی؟ گفت: آری. گفتم مگر تو نمردی؟ گفت: چرا، ولی با کلماتی که ابوبکرِ حضرمی به من تلقین کرد نجات یافتم؛ اگر تلقین آن کلمات نبود، نزدیک بود که دستخوش هلاکت گردم!



۳- خواندن این ادعیه

امام باقر (ع) می فرماید: هر وقت انسانی را در حال جان دادن دیدی، کلمات فرج را به او تلقین کن؛ لا اِله اِلاّ اللهُ الحَلیمُ الکَریم لا اِله اِلاّ اللهُ العَلیُّ العَظیم، سُبحانَ اللهِ رَبِّ السَّموات السَّبع وَ رَبِّ الاَرَضینَ السَّبع، وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَینَهُنَّ وَ رَبِّ العَرشِ العَظیم، وَ الحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین.
همچنین آمده است در زمان پیامبر خدا مردی از اهل مدینه بر اثر بیماریی که منجر به وفات او شد، زبانش بند آمده بود، رسول خدا (ص) بر او وارد شده و فرمودند: بگو: لا اله الاّ الله. اما او نتواست بگوید.
بار دیگر فرمودند، باز هم نتوانست.
زنی بر بالای سر آن مرد ایستاده بود. به او فرمودند: آیا این مرد مادر دارد؟
عرض کرد: آری، ای رسول خدا! من مادر او هستم. حضرت فرمودند: آیا تو از او خشنودی؟ گفت: نه، بر او خشمگینم. حضرت فرمودند: من دوست می دارم از او راضی شوی. عرض کرد: به خاطر خشنودی شما از او خشنود و راضی گردیدم.
سپس رسول خدا (ص) به آن مرد فرمود: بگو؛ لا اله الاّ الله.
گفت: لا اله الاّ الله.
فرمود: بگو؛ «یا مَن یَقبَلُ الیَسیر، وَ یَعفُوا عَنِ الکَثیرِ، اِقبَل مِنَّی الیَسیر، وَاعفُ عَنِّی الکَثیر؛ اِنَّکَ اَنتَ العَفوُّ الغَفُور».
آن مرد این دعا را خواند.
پس پیامبر (ص) به او فرمودند: چه می بینی؟ گفت: دو موجود سیاه می بینم که به سراغ من می آیند.
پیامبر (ص) فرمودند: دعا را تکرار کن! سپس به او فرمودند: چه می بینی؟
گفت: آن دو سیاه از من دور شدند و دو سپیدرو بر من درآمده و هم اکنون به من نزدیک شده اند تا جانم را بگیرن، و او در همان لحظه مرد.



۴- به محل نمازِ خود منتقل شود!

مستحب است کسی را که سخت جان می دهد، اگر ناراحت نمی شود به جایی که نماز می خوانده است، ببرند. چنان که امام صادق (ع) می فرماید: وقتی مرگ و جان دادن بر میّت سخت شد، او را به سوی مصلّایی که آن جا نماز می خوانده ببرید؛ و نیز امام زین العابدین (ع) فرموده است: ابو سعید خدری یکی از یاران رسول الله (ص) بود که سه روز جان دادنش طول کشید. خانواده اش او را غسل دادند، سپس به مصلایش بردند و در آن جا مرد.


۵- خواندن سوره ی «صافات» و «یس» و...

مستحب است برای راحت شدن محتضر بر بالین او سوره ی مبارکه ی یس و صافات و احزاب و آیةالکرسی و آیه پنجاه و چهارم سوره ی اعراف و سه آیه آخر سوره ی بقره، بلکه هر چه از قرآن ممکن است، بخوانند.
سلیمان جعفری گوید: امام کاظم (ع) را دیدم که به پسرش قاسم می فرمود: پسرم برخیز و بالای سر برادرت سوره ی صافات را بخوان تا آن را تمام کنی. پس او خواند و چون به این آیه رسید «اَهُم اَشَدَّ خَلقاً اَمَّن خَلَقنا»، جوان از دنیا رفت. پس روی او را با پارچه پوشانیدیم و خارج شدیم.
یعقوب بن جعفر خدمت حضرت رفت و عرض کرد: ما وقتی به بالین محتضر حاضر می شویم «یس و القرآن الحکیم» می خوانیم. در صورتی که شما فرمودید «صافات» بخوانیم. حضرت فرمودند: [خواندن کدامین سوره تفاوتی نمی کند] همانا در نزد مصیبت دیده قرآن تلاوت نمی کنی، مگر این که خداوند در راحت شدن او تعجیل می نماید.


پی نوشت ها:
۱- حرعاملی. وسائل الشیعه، ج ۲: ۶۶۲، ۶۶۴- ۶۷۰.
۲- کلینی، کافی، ج ۳: ۱۲۲.
۳- فیض کاشانی. کحجه البیضاء، ج ۸: ۲۴۶.
رجالی تهرانی. قبض روح: ۱۲۰.


مرجع : قدس انلاین



اظهار خوشحالی هنگام گناه


امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود: کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.

اظهار خوشحالی هنگام گناه

 افکارنیوز- لذت بردن از گناه و شادمانی هنگام انجام گناه، از اموری است که گناه را بزرگ می کند و موجب کیفر بیشتر می شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:

امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود:
«شر الاشرار من تبهّج بالشر؛ بدترین بدها کسی است که به انجام بدی خوشحال گردد.»۱

و نیز فرمود:
«مَن تَلذّذ بمعاصِی الله ذلّ؛ کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.»۲

امام سجاد علیه السّلام فرمود:
«إیّاک و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من رکوبه؛ از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادی بزرگتر از انجام خود گناه است.»۳

و نیز فرمود:
«حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة؛ عذاب دردناک گناه شیرینی آن را تباه می سازد.»۴

و از سخنان امام سجاد علیه السّلام است:
«لا خیر فی لذّة من بعدها النّار؛ در لذتی که بعد از آن آتش دوزخ است خیری نیست.»۵

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
«من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک؛ کسی که گناه کند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ می شود در حالی که گریان است.»۶

منبع:
۱. غررالحکم، ج۱، ص۴۴۶.
۲. فهرست غرر، ص۱۳۰.
۳. بحار، ج۷۸، ص۱۵۹.
۴. همان.
۵. همان.
۶. مشکاة الانوار، ص۳۹۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۶۸.
۷. گناه شناسی، ص۲۸-۲۹.





نوع مطلب : تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 روایتی از لسان آیت الله مجتبی تهرانی را می خوانیم.

برای قیامتم چه‌ کاری انجام دهم تا سود برم؟

به گزارش افکارنیوز،وقت‌های خالی را با ذکر الهی پر کنید نه با سخنان بیهوده!


رُوِیَ عَبدُاللهِ بن مسعود عَن رَسُول الله «صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم» :
قَالَ ابْنُ مَسْعُودٍ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ كَیْفَ لِی بِتِجَارَةِ الْآخِرَةِ فَقَالَ لَا تُرِیحَنَّ لِسَانَكَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَلِكَ أَنْ تَقُولَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ فَهَذِهِ التِّجَارَةُ الْمُرْبِحَة
عبدالله بن مسعود می‌گوید: به پیامبر اکرم«صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم» عرض کردم:

پدر و مادرم فدای شما! من چگونه برای آخرتم تجارت کنم و برای قیامتم چه‌ کاری انجام دهم تا سود ببرم؟ «كَیْفَ لِی بِتِجَارَةِ الْآخِرَةِ». حضرت در جواب فرمودند: هیچ‌گاه زبانت را از ذکر خدا راحت نگذار! یعنی، ساکت ننشین! در حال راه رفتن هم ذکر خدا بگو! «فَقَالَ لَا تُرِیحَنَّ لِسَانَكَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ». این یك مطلب کلّی بود که حضرت فرمودند.

سپس حضرت چهار ذکر به او یاد دادند. فرمودند بگو: «‌سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ‌أَكْبَرُ». ذکر اوّل تنزیه خداوند است، «‌‌سُبْحَانَ اللَّهِ». ذكر دوم تحمید و ستایش خدا است، «الْحَمْدُ لِلَّه»ِ. ذکر سوم اعتراف به توحید و مسأله وحدانیّت خداوند است، «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ». و ذكر چهارم تکبیر است، «اللَّهُ أَكْبَرُ ». حضرت فرمودند: این چهار ذکر را دائم بگو! بی‌کار ننشین! بعد فرمودند: این برای آخرت تو تجارتی سودمند است، «فَهَذِهِ التِّجَارَةُ الْمُرْبِحَة». ما اوقات بسیاری را در شبانه روز به حسب ظاهر صحبت نمی‏کنیم. این وقت‌های خالی را با ذکر الهی پر کنید نه با سخنان بیهوده! حتّی در حال راه رفتن هم ذکر بگویید.

این ذکری که حضرت به آن شخص آموزش دادند، یک مجموعه است، جامعیّت دارد. یکی از این اذکار را هم بگویید کافی است. لازم نیست که هر چهار ذکر با هم باشند. مثلاً «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»،ذکر توحیدی و ذکر خفی است، چون کسی متوجّه نمی‌شود، به خلوص هم نزدیکتر است. ذکر استغفار هم همین‌طور است، «اتوبُ إلَی اللهِ». پیامبر«صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم» وقتی می‌خواستند استغفار کنند «اتوبُ إلَی اللهِ» می‌گفتند. در روایات متعدّد از امام باقر «علیه السلام» یا امام صادق «علیه السلام» داریم که می‌فرمودند: حضرت وقتی استغفار می کردند، «اتوبُ إلَی اللهِ» می‏گفتند.

بحارالانوار ج۷۴ ص ۱۰۷
.

مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان




نوع مطلب : پاسخ به شبهات، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، پیامبر اکرم(ص)، پیامبران، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امیر المؤمنین علی(ع) می فرمایند:زمانی كه میت را داخل در قبر می كنند خداوند دو ملك به سراغ او می فرستد.

شب اول قبر چه سئوالاتی می پرسند؟ +پاسخ

به گزارش افکارنیوز، امیر المؤمنین می فرمایند :زمانی كه میت را داخل در قبر می كنند خداوند دو ملك به سراغ او می فرستد.(اسم آنها منكر و نكیر است )اول چیزی كه از آن سؤال می كنند از پروردگارش است ، سپس ازپیامبر و بعد از آن از امام و ولی او سوال خواهند نمود .

پس از آنكه میت را در قبر گذاشتند و با خاك رویش را پوشاندند باذن الهی دو فرشته از جانب خدا ، به صورت هولناك و وحشت انگیز وارد قبر می شود. آن دو فرشته به فرموده امیر المؤمن : موی بدنشان آنقدر بلند است كه روی زمین كشیده می شود و با انیاب خود زمین را می شكافند ، صدائی دارند چون رعد قاصف ، دیدگانی چون برق خاطف ، برقی كه چشم را می زند ، میت را مورد سوال قرار می دهند .لحظات هولناك ، وحشتناك ، سخت و كمر شكن برای میت آغاز می شود . سعادتمند كسی است كه در دنیا مؤمن بوده و با انجام اعمال نیك توشه و آذوقه برای آخرت مهیا كرده باشد . اولین سوال قبر درباره پروردگار بی همتاست خواهد بود‌:

پروردگارت چیست ؟ اگر میت مؤمن باشد و از بندگان خاص خدا در جواب كلمه طبیة

( لا اله الا الله ) به زبانش جاری خواهد شد و اگر مؤمن نباشد زبانش بند خواهد آمد و پس از آن دچار عذاب الهی خواهد شد .

دومین سؤال دربارة رسول خدا (ص) پرسیده می شود : پیغمبرت كیست ؟ سبك بال آن كسی است كه در پاسخ بگوید :(اشهد ان محمداً رسول الله ) .

سومین سوال از ولی و امام هر كس خواهد بود . چه كسی را پیشوا و امام و رهبر خویش قرار دادی ؟‌سعادتمند كسی آن كسی است كه بگوید اشهد ان امیر المؤمنین علیاً ولی الله ؛ اگر میت توانست به این سوالات پاسخ صحیح بگوید ،قبر او تا آنجا كه چشمش كار كند گشاده خواهد شد و دری از درهای بهشت را برویش باز می كنند و به وی می گویند :

با دیدة روشن و با خرسندی خاطر بخواب آن طور كه جوان نورس و آسوده خاطر می خوابد و این دعای خیر همان است كه خدای تعالی درباره اش فرمود : (بهشتیان آن روز بهترین جایگاه و زیباترین خوابگاه را دارند )

البته پاسخ به سوالات خیلی سخت خواهد بود و دشمن بزرگ انسان یعنی شیطان هم در قبر هم بیكار نخواهد نشست و انسان را آنجا هم رها نكرده و همواره سعی در گمراهی و انحراف خواهد نمود ، كسی كه در دنیا مطیع شیطان بوده زبانش بند خواهد آمد و به این سوالات نخواهد توانست پاسخ بگوید یعنی (اگر میت دشمن پروردگارش باشد ، فرشته ای بصورت زشت ترین صورت و جامه و بدترین چیز نزدش می آید و به وی می گوید :

بشارت باد تو را به ضیافتی از حمیم دوزخ ، جایگاه آتشی افروخته و او نیز شوینده خود را می شناسد و حایل خود را سوگند می دهد كه مرا به طرف قبر مبر و چون داخل قبرش می كنند ، دوفرشته ممتحن نزدش می آیند و كفنش را از بدنش انداخته ، می پرسند :پرورگار تو و پیغمبرت كیست ؟ و چه دینی داری ؟

می گوید : نمی دانم .

می گویند :هرگز ندانی و هدایت نشوی پس او را با گرزی آنچنان نی زنند كه تمامی جنبنده هایی كه خدا آفریده ، به غیر از جن و انس همه از آن ضربت تكان می خورند .

آنگاه دری از درهای جهنم برویش باز نموده ، به او می گویند :
بخواب با بدترین حال ، آنگاه قبرش را آن قدر تنگ می شو كه بر اندامش می چسبد ، آنطور كه نوك نیزه به غلافش بطوریكه دماغش یعنی مغز سرش از بین ناخن ها و گوشتش بیرون آید و خداوند مار و عقرب زمین و حشرات آن را بر او مسلط می كند تا نیشش بزنند و او بدین حال خواهد بود ، تا خداوند از قبرش مبعوث كند ، در این مدت آنقدر در فشار است كه دائماً آرزو می كند كاش می شد كه قیامت قیام كند .

پس طبق همین روایات میتوان سوالات را در ۱۳ ردیف دسته بندی کرد...

از خدا، از پیامبر، از دین، از کتاب، از امام، از عُمر، از اموال، از دوستان، از قبله، از نماز، از زکات، از حج، از روزه.

پاسخ این سؤالات چیست؟

خدا

پاسخ: سؤال سختی هست! خدای من همان خدایی است که خدایی جز او نیست. همان خدای رحمان و رحیم. همان خدایی که من را خلق کرد و به من روزی داد و مرا تنها نگذاشت.

پیامبر

پاسخ: حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله

دین

پاسخ: دین مبین اسلام

کتاب

پاسخ: قرآن کریم

امام

پاسخ: امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام؛ به همراه یازده تن از فرزندان پاک ایشان علیهم السلام.

عُمر (عُمرمان را در چه راهی فانی کرده‌ایم؟)

پاسخ: حدود ۱۸ سال درس خواندم. مدرک گرفتم. رفتم سرکار برای کسب روزی حلال. عبادت خدا هم انجام دادم. به مردم خدمت کردم. با اهل خانواده خوش اخلاق بودم. جای شما خالی به زیارت معصومین علیهم السلام رفتم. به فقیران تا جایی که توان داشتم کمک کردم.

اموال (اموالمان را در چه راهی خرج کرده‌ایم؟)

پاسخ: هزینه های زندگی را پرداخت کردم تا خانواده‌ام راحت‌تر زندگی کنند. پول مدرسه بچه‌ام را دادم. برایش عروسی گرفتم. (به صورت مجاز) بخشی از پولم رو صرف تهیه مسکن کردم و یک عمر به صاحب خانه اجاره دادم!

دوستان (با چه کسانی دوست بوده‌ایم؟)

پاسخ: با آدم‌های خوبی دوست بودم. اهل نماز و روزه و خمس بودند.

قبله

پاسخ: کعبه

نماز

پاسخ: از همان اول سن تکلیف، نمازهایم را خوانده‌ام. گاهی قضا شدند و گاهی یادم رفت. اما این اواخر سعی کردم قضای آن‌ها را بخوانم.

زکات

پاسخ: پرداخت کرده‌ام

از حج

پاسخ: مستطیع بودم و رفتم. (یا مستطیع نبودم و نرفتم با اینکه خیلی دوست داشتم بروم)

روزه

پاسخ: از همان روز اول، همه‌ی روزه‌هایم را گرفتم

مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان




نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، فرقه های انحرافی، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، احکام، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 دی 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

سنجیدن اعمال در روز قیامت حق است و هر كس ترازوى حسنات و خوبیهاى او سنگین باشد رستگارمی شود. یكى از مواقف هولناك قیامت، موقف میزان و سنجش اعمال است.

سکانس های ماندنی پس از مرگ

به گزارش افکارنیوز،در بخش های پیشین این نوشتار به برخی از توقف گاه ها و موقف هایی که انسان پس از مرگ با آنها مواجه می شود اشاره کرده و مطالب در رابطه با قبر، فشار قبر، سوال دو فرشته و مامور الهی بنام (نکیر و منکر) در قبر، رویدادهای برزخ و برپایی قیامت و هول و هراس و ترس فراوان انسان هنگام قرار گرفتن در این مواقف را یادآور شدیم .حال ادامه مسیر انسان پس از ترک دنیا.

میزان؛ یكى از مواقف هولناك قیامت، موقف میزان و سنجش اعمال است و خداوند در این باره مى فرماید: « و الوزن یومئذ الحق فمن ثقلت موازینه فاولئك هم المفلحون و من خفت موازینه فاولئك الذین خسروا انفسهم بما كانوا بآیاتنا یظلمون» یعنى وزن و سنجیدن اعمال در روز قیامت حق است پس هر كس ترازوى حسنات و خوبیهاى او سنگین باشد از رستگاران و هر كس سبك باشد از زیانكاران خواهد بود و آنها به خاطر انكار آیات ما از ستمكارانند.

و در سوره قارعه فرموده : « القارعة ما القارعة .... قارعه یعنى قیامت به جهت آنكه دلها را به ترس و فزع مى كوبد؛ پس معنى چنین است: قیامت و چیست قیامت ؟ و چه دانا كرد تو را كه چیست آن؟ روزى كه مردم مانند پروانه پراكنده اند و كوهها مانند پشم حلاجى شده؛ پس آن كس كه حسناتش سنگین باشد در عیش و خوشى پسندیده است و آن كس كه حسناتش سبك باشد جایگاهش هاویه است و تو چه مى دانى هاویه چیست؟ آتشى است بسیار سوزنده.

بدان كه براى سنگین كردن میزان حسنات شاید هیچ عملى مانند صلوات بر حضرت رسول و آل او و مانند حسن خلق نباشد.

برای سنگین کردن ترازوی اعمال مان چه کنیم؟

۱- شیخ كلینى رحمه الله علیه به سند معتبر روایت كرده كه حضرت امام محمد باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام فرمودند: هیچ میزانى سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین نیست. وقتى میزان اعمال انسان سبك باشد در آن صلوات گذارند و سنگین شود.

۲- از حضرت رسول صل الله علیه وآله مرویست كه فرمود: من روز قیامت نزد میزانم، پس هر كه گناهانش بسیار باشد كه كفه سیئاتش سنگین باشد صلواتى را كه براى من فرستاده بیاورم تا كفه حسناتش سنگین شود.

۳- و نیز شیخ صدوق از حضرت امام رضا علیه السلام نقل كرده كه فرمود: هر كه قدرت نداشته باشد بر چیزى كه گناهانش را برطرف كند پس بسیار صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد كه آن ، گناهان را خراب و ویران مى كند.

۴- از دعوات راوندى نقل است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود كه هر كس به من هر روز سه مرتبه و در هر شب سه مرتبه از روى حب و شوق بر من صلوات فرستد بر خداوند سزاوار است گناهان او را كه در آن شب و آن روز كرده است بیامرزد.

۵ - و نیز از آن حضرت مروى است كه در رؤیا دیدم عمویم حمزه بن عبدالمطلب و برادرم جعفر بن ابى طالب را كه در پیش آنها طبقى است از سدر؛ پس یك ساعتى از آن میل كردند پس از آن ، سدر مبدل شد به انگور، پس یك ساعتى از آن خوردند پس از آن ، انگور رطب شد، پس یك ساعتى از آن میل كردند. من نزدیك ایشان رفتم و گفتم : پدرم فداى شما باد چه عملى یافتید كه از همه اعمال افضل باشد؟ گفتند: پدران و مادران ما فداى تو باد، ما بهترین اعمال را صلوات بر تو، و سقایت آب ، و محبت على بن ابى طالب (ع) یافتیم .

۶- و نیز از آن حضرت مرویست كه هر كس بر من صلوات بفرستد پیوسته ملائكه براى او استغفار مى كنند.

۷- شیخ كلینى از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود: هر گاه نام پیامبر برده شود پس بر او صلوات بسیار فرستید.

زیرا هر كس بر پیامبر صلوات بفرستد خداوند هزار صلوات بر او فرستد و فرشتگان و مخلوقات الهى بر او صلوات فرستند.

۸ - شیخ ابوالفتوح رازى روایت كرده از حضرت رسول صلى الله علیه و آله كه فرمود: در شب معراج چون به آسمان رسیدم ملكى را دیدم كه هزار دست داشت در هر دستى هزار انگشت و مشغول حساب و شماره كردن با انگشتان بود از جبرئیل پرسیدم كه این ملك كیست و چه چیزى را حساب مى كند؟ جبرئیل گفت : این ملكى است موكل بر دانه هاى باران ، حفظ مى كند كه چند قطره از آسمان به زمین نازل شده. پس من به آن ملك گفتم كه تو میدانى از زمانی كه حق تعالى دنیا را خلق كرده است چند قطره باران از آسمان به زمین آمده است ؟ گفت : یا رسول الله قسم به آن خدایى كه تو را به حق فرستاده به سوى خلق ، غیر از آن كه من مى دانم چند قطره باران از آسمان به زمین نازل شده، به تفصیل هم مى دانم چند قطره به دریا فرود آمده و چند قطره در بیابان و چند قطره در معموره و چند قطره در بستان و چند قطره در شوره زار و چند قطره در قبرستان.

حضرت فرمود: من تعجب كردم از حفظ و تذكر او در حساب خود. پس ‍ گفت : یا رسول الله ، با این حفظ و تذكر و دستها و انگشتان كه دارم حساب كردن یك چیزى را قدرت ندارم. گفتم : آن چیست ؟ گفت : قومى از امت تو كه در جایى حاضر مى شوند و اسم تو نزد ایشان برده مى شود پس بر تو صلوات مى فرستند من قدرت ندارم ثواب آنها را شماره و حساب كنم .

۹ - روایت شده كه هر كه بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم» نمیرد تا امام قائم علیه السلام را درك نماید.

آیه ای امام حسین علیه السلام و حضرت یوسف قرائت کردند

از «انس بن مالك » منقول است كه گفت : وقتى در خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله بودم بر تن شریف آن جناب بردى بود كه حاشیه و كنار آن غلیظ و زبر بود، كه ناگاه عربى بیابانى نزدیك آمد و رداى آن حضرت را گرفت و بشدت كشید به نحوى كه حاشیه ردا در بن گردن آن جناب اثر كرد؛ پس گفت : اى محمد بر این دو شتر من از مالى كه نزد تست، بارش كن زیرا كه آن مال خدا است نه مال تو و نه مال پدر تو. حضرت در جواب او سكوت نمود، آنگاه فرمود: مال ، مال خدا است و من بنده خدا هستم ؛ پس فرمود: اى اعرابى آیا از تو قصاص كنم؟ گفت : نه. حضرت فرمود: چرا؟ گفت : زیرا كه شیوه و خلق تو آنست كه بدى را به بدى مكافات نمى كنى . حضرت خندید و امر فرمود كه بر یك شتر او جو بار كردند و بر شتر دیگرش خرما.

مؤلف گوید: كه ذكر این روایت در این مقام به خاطر تبرك و تیمن است نه براى بیان حسن خلق حضرت رسول صلى الله علیه و آله یا ائمه هدى علیهم السلام، زیرا كه شخصى را كه حق تعالى در قرآن كریم به خلق عظیم یاد مى فرماید و علماى فریقین در سیرت و خصال حمیده اش كتابها نوشته اند یك دهم آنچه را كه در حضرت وجود داشته بیان نكرده اند.

از عصام بن المصطلق شامى نقل شده كه گفت : وقتى داخل مدینه معظمه شدم حسین بن على علیهما السلام را دیدم كه با روش نیكو و اخلاق پسندیده اش ، مرا به شگفتى انداخت پس مرا واداشت كه كینه درونى خود را كه از پدرش داشتم ظاهر كنم پس نزدیك شدم و گفتم : توئى پسر ابوتراب؟

فرمود: بلى. و من هر چه توانستم به آن حضرت و پدرش دشنام گفتم. پس نظرى از روى عطوفت و مهربانى به من كرد و فرمود: «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم خذ العفو و اءمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین - الى قوله تعالى - ثم لا یقصرون» و این آیات اشارت است به مكارم اخلاق كه حق تعالى پیغمبرش را به آن آراست ؛ از جمله آن كه به حداقل از اخلاق مردم اكتفا كند و متوقع زیادتر نباشد و بدى را به بدى مكافات ندهد و از نادانان روى گرداند و در مقام وسوسه شیطان به خدا پناه برد.

پس به من فرمود: بر خود كار را سبك بشمار و از خدا آمرزش خود و مرا بخواه ؛ همانا اگر از ما طلب یارى كنى تو را یارى مى كنیم و اگر طلب بخشش كنى تو را عطا مى كنیم و اگر طلب ارشاد كنى تو را ارشاد كنیم. عصام گفت: من از جسارتهاى خود پشیمان شدم . آن حضرت با فراست پشیمانى مرا متوجه شد و فرمود: لا تثریب علیكم الیوم یغفر الله لكم و هو ارحم الراحمین - و این آیه شریفه حكایت كلام حضرت یوسف پیغمبر (ع) است به برادران خود كه در مقام عفو از تقصیر آنها فرمود كه عتاب و ملامتى بر شما نیست ؛ خداوند شما را بیامرزد و اوست ارحم الراحمین –

پس به من فرمود كه تو از اهل شامى؟ عرض كردم : بلى فرمود: شنشنة اعرفها من اخزم - و این مثلى است كه حضرت به آن تمثل جست - یعنی این دشنام و ناسزا گفتن به ما، عادت و خوى اهل شام است كه معاویه در میان آنها سنت قرار داده پس فرمود: هر حاجتى كه دارى با گشاده رویى از ماه بخواه تا به تو بدهم. عصام گفت : این اخلاق شریفه آن حضرت در مقابل آن جسارتها و دشنامها كه از من سر زد چنان زمین بر من تنگ شد كه دوست داشتم كه به زمین فرو مى رفتم لاجرم از نزد آن حضرت آهسته بیرون شدم در حالى كه به مردم پناه مى بردم به نحوى كه آن جناب ملتفت من نشود و مرا نبیند، ولى بعد از آن مجلس هیچ كس مانند او و پدرش محبوب تر نزد من نبودند.

نقل است كه روزى مالك اشتر از بازار كوفه مى گذشت و بر تن او پیراهن و عمامه اى از خام بود. یكى از بازاریان كه او را نمى شناخت به نظر حقارت به او نگاه كرد و از روى استهزاء و استخاف گلوله گلى به طرفش پرتاب كرد. مالك از او بگذشت و چیزى به او نگفت. پس به آن مرد گفتند كه آیا مى دانى به چه كسى این اهانت و استهزاء نمودى؟ گفت: نه. گفتند: این شخص مالك اشتر، یار امیرالمؤمنین علیه السلام بود. آن مرد ترس و لرزه گرفت و عقب مالك برفت تا او را دریابد و عذرخواهى نماید؛ مالك را در مسجد یافت كه به نماز ایستاده . چون از نماز فارغ شد، آن مرد روى پاهاى مالك افتاد كه ببوسد، مالك فرمود: چرا چنین مى كنى؟ گفت از آن كارى كه كرده ام عذر مى خواهم مالك فرمود: كه بر تو باكى نیست به خدا سوگند كه من داخل مسجد نشدم مگر براى آنكه براى تو استغفار كنم .

شیخ مرحوم در خاتمه مستدرك از جناب خواجه نصیر الدین طوسى قدس سره نقل كرده كه روزى از جانب شخصى كاغذى به دستش رسید كه در آن كلمات زشت گفته بودند؛ از جمله این كلمه زشت در آن بود یا كلب بن كلب. خواجه چون آن كاغذ را مطالعه فرمود جواب آنرا به متانت و عبارات خوش مرقوم داشت بدون یك كلمه زشتى ؛ از جمله مرقوم فرمود كه قول تو خطاب به من: اى سگ، صحیح نیست زیرا كه سگ به چهار دست و پا راه مى رود و ناخنهایش بلند و دراز است ولى من قامتم راست است پوستم آشكار و نمایان است، نه آنكه مانند سگ، پشم داشته باشم من بر خلاف سگ حرف مى زنم و مى خندم پس این صفاتى كه در من است با سگ جور نمى آید در این صورت نمى توانم سگ باشم.

مؤ لف گوید كه این اخلاق شریف از این محقق جلیل ، تعجبى ندارد زیرا كه آیت الله علامه حلى رضوان الله علیه در حق او فرمود كه این شیخ افضل عصر خود در علوم عقلیه و نقلیه بود و كتب بسیارى در علم و حكمت و احكام شرعیه بر مذهب امامیه تالیف فرموده است.

خواجه این حسن خلق را از رجوع به دستورالعمل و كردار ائمه اطهار صلوات الله علیهم گرفته است؛ آیا نشنیده اى كه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام شنید كه مردى قنبر را دشنام مى دهد، قنبر خواست كه دشنام او را برگرداند كه حضرت او را ندا كرد: مهلا یا قنبر « آرام باش اى قنبر» بگذار كه این شخص دشنام دهنده خوار باشد همانا با سكوت خود خداوند رحمان را خشنود مى كنى و شیطان دشمن خود را شكنجه مى دهى؛ سوگند به خداوند كه مؤمن خدا را با حلم و بردبارى خشنود مى كند و با خاموشى خود شیطان را خشمناك مى سازد.

موقف هفتم: حسابرسى

از جمله مواقف مهوله، موقف حساب است . خداوند در این باره مى فرماید: «اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون» وقت حساب مردم نزدیك شد مردم از اندیشه و تفكر در آن غفلت داشته و از آن رو گردانند. و قال الله تعالی :« و كاءیّنْ من قریة عتت عن امر ربها و رسله فحاسبناها حسابا شدیدا» بسا از قریه یعنى اهل قریه كه از فرمان پروردگار خود و پیغمبران خدا سركشى كردند و براى ایشان حساب و عذابى سخت خواهد بود، پس كیفر كارهاى خود را چشیدند.

شیخ صدوق از اهل بیت علیهم السلام روایت كرده كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: روز قیامت قدمى برداشته نمى شود تا از فرد چهار چیز سئوال كنند: الف) از عمر او كه در چه چیزى صرف كرده؟ ب) جوانى خود را كه در چه چیزى سپرى ساخته؟ج) از مالش كه از كجا پیدا كرده و در چه مواردى خرج نموده ؟ ح) از محبت ما اهل بیت علیهم السلام.

شیخ طوسى رحمه الله علیه از حضرت امام باقرعلیه السلام روایت كرده كه فرمود: اول چیزى كه از بنده حساب مى كشند نماز است، پس اگر قبول شد چیزهاى دیگر هم قبول خواهد شد.

شیخ صدوق روایت كرده كه روز قیامت صاحب قرض مى آید و شكایت مى كند، اگر آنكه قرض گرفته است حسنات دارد از براى صاحب قرض مى گیرند و اگر حسنه ندارد گناهان صاحب قرض را به او مى دهند.

شیخ كلینى از حضرت على بن الحسین صلى الله علیه و آله روایت كرده كه از براى اهل شرك ترازو نصب نمى شود، ایشان را فوج فوج بى حساب به جهنم مى برند زیرا نصب موازین و نشر دواوین از براى اهل اسلام است .

شیخ صدوق از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده است كه چون روز قیامت شود و بنده مؤمن را از براى حساب باز دارند كه هر دو از اهل بهشت باشند، یكى فقیر باشد و دیگر غنى در دنیا، فقیر گوید: پروردگارا، از براى چه مرا باز مى دارى به عزت تو سوگند كه مى دانى به من ولایت و حكومتى نداده بودى كه در آن به عدل یا جور عمل كنم ، و مال زیادى به من نداده بودى كه حق تو در آن باشد و من نداده باشم و روزى مرا به قدر كفاف مى دادى به قدر آنچه مى دانستى كه مرا كافى است.

پس خداوند جلیل فرماید كه راست مى گوید بنده مؤمن من، بگذارید تا داخل بهشت شود. و آن كه غنى باشد او را نگه مى دارند تا آنقدر عرق از او جارى شود كه اگر چهل شتر بیاشامند آنها را كفایت كند پس از آن داخل بهشت شود. پس فقیر به او گوید كه چه چیز تو را نگاه داشت ؟ گوید: طول حساب؛ پیوسته چیزى بعد از چیزى از تقصیرات ظاهر مى شد و خدا مى بخشید تا آنكه مرا به رحمت خود فرو گرفت و مرا به توبه كاران ، ملحق گردانید پس تو كیستى ؟ گوید: من آن فقیرم كه با تو در محشر بودم گوید: نعمتهاى بهشت ، تو را تغییر داده است كه من تو را نشناختم .

شیخ طوسى از آن حضرت روایت كرده است كه چون روز قیامت شود حق تعالى ما را بر حساب شیعیان موكل گرداند پس آنچه از خدا است از خدا سؤال مى كنیم كه از براى ما ببخشد پس آن از ایشان خواهد بود، و آنچه از حق ماست ، بر ایشان مى بخشیم ؛ پس حضرت این آیه را خواند: ثم ان الینا ایابهم ، ثم ان علینا حسابهم .

شیخ كلینى از حضرت امام محمد باقرعلیه السلام روایت كرده است كه فرمود: حق تعالى با بندگان در حساب روز قیامت به قدر آنچه در دنیا از عقل به ایشان داده دقت مى كند.

مؤلف گوید كه دور نیست این حكایت بلكه تصدیق مى كند آن را، آیه شریفه :«یا بنى انها ان تك مثقال حبة من خردل فتكن فى صخرة او فى السموات او فى الارض یاءت بها الله و قول امیرالمؤ منین (ع) در یكى از خطبه هاى خود: الیست النفوس عن مثقال حبة من خردل مسئولة ؟ یعنى آیا چنین نیست كه از مردم از یك دانه خردل سؤال خواهد شد؟

و در كاغذى كه به محمد بن ابى بكر نوشته فرموده : واعلموا عباد الله ان الله عز و جل سائلكم عن الصغیر من عملكم و الكبیر اى بندگان خدا بدانید كه خداوند از هر عمل كوچك و بزرگ شما سئوال خواهد كرد.

موقف هشتم: تحویل نامه اعمال

حق تعالى در اوصاف قیامت فرموده : « و اذا الصحف نشرت» یعنى وقتى كه صحیفه ها منتشر و پهن مى شود؛ على بن ابراهیم قمى گفته كه مراد صحیفه هاى اعمال مردم است . و نیز حق تعالى در سوره انشقاق مى فرماید: «فاءما من اوتى كتابه بیمینه فسوف یحاسب حسابا یسیرا» یعنى آنكه نامه او به دست راستش داده شود پس به زودى از او حساب گرفته مى شود و اما آنكه نامه را از پشت سر به او مى دهند بزودى هلاك مى شود و در آتش افروخته مى سوزد.

عیاشى از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده است كه چون روز قیامت شود نامه او را به هر كس بدهند و گویند: بخوان پس حق تعالى هم كارهاى او از سخن گفتن و نگاه كردن و غیر را به خاطر او مى آورد به نحوى كه گویا الآن گناهان را انجام داده و از قلم نینداخته است . پس مى گوید: اى واى بر ما، چه مى شود این نامه را كه ترك نكرده است صغیره را و نه كبیره را مگر آنكه احصا كرده است .

ابن قولویه از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه هر كس قبر امام حسین علیه السلام را در ماه رمضان زیارت كند و در راه زیارت بمیرد، براى او حسابى نخواهد بود و به او مى گویند كه بدون خوف و بیم داخل بهشت شو.

علامه مجلسى رحمه الله علیه در تحفه فرموده، به دو سند معتبر منقول است كه حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: هر كس مرا زیارت كند با آن دورى قبر من ، من در سه موطن روز قیامت به نزد او بیایم و او را از اهوال قیات آزاد كنم :

۱- وقتى كه نامه هاى نیكوكاران را به دست راست ایشان و نامه هاى بدكاران را به دست چپ ایشان مى دهند.

۲- نزد صراط،

۳- نزد ترازوى اعمال .



پی نوشت:
منازل الآخرة (حكایات و روایات مرگ و عالم پس از مرگ ) شیخ عباس قمی


مرجع : خبرگزاری مهر




نوع مطلب : نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، پیامبران، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، دفاع مقدس و شهدا، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 دی 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

انسانی كه دنبال عبادت و اطاعت پروردگار است، یعنی از نیروی شهوت مال، مقام و… برای رسیدن به قرب و نزدیكی خداوند استفاده كرده و از هیچ كوششی فروگذار نمی‌كند.

چگونه برتر از فرشتگان شویم؟

به گزارش افکارنیوز، عَنْ عَبْدِاللهِ ابْنِ سَنانِ قالَ: سَألتُ اباعَبدِاللهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ (ع): فَقُلْتُ الْمَلائِكَةُ اَفْضَلُ اَمْ بَنُوآدَمَ فَقالَ (ع) قالَ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ عَلِیُّ بْنُ اَبیطالِبٍ (ع) اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ رَكَّبَ فِی الْمَلائِكَةِ عَقْلاً بِلا شَهْوَةِ وَ رَكَّبَ فِی الْبَهائِمِ شَهْوَةً بِلا عَقْلٍِ وَ رَكَّبَ فی بَنی آدَمَ كِلْتَیْهِما فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَیْرٌمِنَ المَلائِكَةِ وَ مَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّمِنَ البَهائِمِ.

ترجمه حدیث: عبدالله بن‌سنان از اصحاب امام صادق (ع) نقل می‌كند؛ من از حضرت سؤال كردم كه ملائكه افضل و بالاترند یا بنی‌آدم؟ حضرت فرمودند: امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) فرمودند به راستی كه خداوند عزّوجلّ در وجود ملائكه عقل را آمیخت، بدون آنكه شهوت برایشان قرار دهد و در وجود حیوانات شهوت را در آمیخت بدون آنكه عقل برایشان قرار دهد. ولی دربنی­‌آدم هر دو آنها را درهم آمیخت. پس هر انسانی كه عقل او برشهوتش غلبه كند او بهتراز ملائكه است و هر انسانی كه شهوت او بر عقل او غلبه نماید او از حیوان پست‌تر و شرتر است.

شرح: در این روایت حضرت علی علیه السلام مقایسه زیبایی فرموده است: فرشته، سراسر وجودش عقل است و حیوان سراسر وجودش شهوت می‌باشد. انسان، آمیخته ای از عقل و شهوت است، امّا انسانی كه فقط در فكر خوراك، پوشاك، مسكن، ماشین و برآوردن خواهش‌های نفسانی و… خود می‌باشد در ردیف حیوان بلكه پست­‌تر و شرتر از حیوان است. در مقابل، انسانی كه دنبال عبادت و اطاعت پروردگار است، یعنی از نیروی شهوت مال، مقام و… برای رسیدن به قرب و نزدیكی خداوند استفاده كرده و از هیچ كوششی فروگذار نمی‌كند و توان خود را در راه خداوند و خدمت به بندگان او صرف می‌نماید و تا بذل جان و خاندان خود جلو می­ رود، چنین انسانی نه تنها از ملائكه بهتر، بالاتر و والاتر است، بلكه ملائكه خادم او هستند.

در روایتی در توصیف عقل آمده است: «العَقلُ ما عُبِدَ بِه الرَّحمنُ و اكتُسِبَ به الجِنانُ» عقل، چیزی است كه به وسیله آن خداوند رحمان عبادت شده و بهشت به دست می‌آید. پس زیبایی و زیبا سخن گفتن، پول، ریاست، پست و مقام و… دلیل عاقل بودن نمی‌باشد. پس قضاوت كنیم آیا ما عاقل هستیم یا نه؟ /۹۰۷د۱۰۲/ب۶


پی نوشت:
پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی (ره)

مرجع : حج




نوع مطلب : حدیث، آیت الله مجتبی تهرانی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 دی 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

در این میان برخی مشاغل اهمیت بیشتری ندارند و نبودشان لطمه‌ای سنگین به تمام اقشار جامعه وارد خواهد ساخت.

چه شغلی را خداوند دوست دارد؟

به گزارش افکارنیوز،برای آنکه چرخ مملکتی به چرخش درآید هر کس وظیفه دارد نقشی را به عهده گرفته و آن را به خوبی انجام دهد. برخی در بخش صنعت، عده‌ای در کشاورزی، شماری در دامداری، دیگرانی در ادارات و غیره و غیره مشغول به کارند تا علاوه بر کسب روزی برای خود و خانواده، خدمتی به جامعه و هم‌وطنان خویش کرده باشند.

در این میان برخی مشاغل اهمیت بیشتری ندارند و نبودشان لطمه‌ای سنگین به تمام اقشار جامعه وارد خواهد ساخت. یکی از این کارها، کشاورزی و زراعت است. شغلی بسیار مشکل و در عین حیاتی برای کشور که شاید ارزش آن، به خوبی شناخته شده نباشد. در حالی که این نوع کسب به سبب تأثیری که در زندگی مردم دارد مورد توجه خدا، پیامبران و ائمه (علیهم السلام) واقع شده و جایگاهی والا برای کشاورزان بیان داشته‌اند. در این مجال بیان ارزش این کسب در دین اسلام و اموری که کشاورزان در کار خود باید بدان توجه داشته باشند پرداخته می‌شود.

جایگاه والای کشاورزی
بررسی احادیث نشان‌دهنده آن است که کشاورزی از منظر دینی و الهی پیشه‌ای بسیار ارزشمند است به گونه‌ای که پیامبران الهی (علیهم السلام) بدان اشتغال داشته و کسی از راه‌های امرار معاششان بوده است. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:

"الزارعون كنوز الله فی أرضه و ما فی الأعمال شی‏ء أحب إلى الله من الزراعة و ما بعث الله نبیا إلا زراعا إلا إدریس ع فإنه كان خیاطا"؛ "کشاورزان گنج‌های خدا در زمین هستند و در میان کارها هیچ کاری نزد خدا محبوب‌تر از کشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری را بر نیانگیخت مگر آنکه کشاورز بود، به جز ادریس (ع) که خیاط بود". (وسائل الشیعة/ ‏۱۷/۴۲؛ منتخب میزان الحکمه/۲۴۷/۲۶۹۴)

گویا در زمان امام صادق (ع) عده‌ای بر این پندار بودند که کشاورزی امری مکروه است و در نتیجه از انجام آن خودداری می‌نمودند. فردی نزد امام (علیه السلام) می‌آید و از حقیقت امر جویا می‌شود. ایشان در پاسخ به وی چنین می‌فرمایند: "ازرعوا و اغرسوا فلا و الله ما عمل الناس عملا أحل و لا أطیب منه و الله لیزرعن الزرع و لیغرسن النخل بعد خروج الدجال"؛ "کشاورزی و درختکاری کنید؛ به خدا سوگند! کاری حلال‌تر و پاکیزه‌تر از آن نیست". (الكافی/ج ‏۵/۲۶۰؛ مفاتیح الحیاه/۵۹۵)

امام صادق علیه السلام فرمود : کشاورزان گنج‌های خدا در زمین هستند و در میان کارها هیچ کاری نزد خدا محبوب‌تر از کشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری را برنینگیخت مگر آنکه کشاورز بود، به جز ادریس (علیه السلام) که خیاط بود"

کشاورز شبانه روز زحمت می‌کشد. زمین را آماده می‌کند. بذر جمع کرده و می‌کارد. شرایط رویش گیاهان را فراهم می‌کند. گاه با سختی فراوان برای یافتن آب چاه حفر می‌کند. کود می‌آورد. با شرایط جوی، چون طوفان، باران و برف دست و پنجه نرم می‌کند تا بتواند در نهایت محصولی از زمین بیرون آورده و در کنار استفاده خود و خانواده‌اش، راهی بازار برای استفاده مردم نماید. کاری سخت و بسیار اندکی، که نیازمند صبر و حوصله است.

امام باقر (ع) از قول پدر گرامیشان (ع) نقل می‌کنند: "خیر الأعمال الحرث تزرعه فیأكل منه البر و الفاجر أما البر فما أكل من شی‏ء استغفر لك و أما الفاجر فما أكل منه من شی‏ء لعنه و یأكل منه البهائم و الطیر"؛ "بهترین کارها کشاورزی است؛ آن را می‌کاری و نیکوکار و بدکار از آن می‌خورند. نیکوکار می‌خورد و برایت از خدا آمرزش می‌طلبد و بدکار می‌خورد و آنچه خورده او را لعن و نفرین می‌کند و چرندگان و پرندگان نیز از آن بهره‌مند می‌شوند." (الكافی/ج ‏۵/۲۶۰؛ منتخب میزان الحکمه/۲۴۵/۲۶۹۰)

کشاورزان معمولاً افرادی مهربان، ساده و مهمان‌نوازند. هم‌صحبتی با خاک و طبیعت روح آنان را لطیف ساخته است. کشت و زرع دنیای آنان را به یاد سرای آخرت و برداشت محصول در دیار باقی می‌اندازد. شاید بیش از هر شغل دیگری یاد خدا را در دل داشته باشند چون هر اقدامی که انجام می‌دهند را در گرو خواست الهی می‌دانند. از او می‌خواهند شرایط هوا، خاک و آب را مناسب با پرورش گیاهانشان قرار دهد. از او مدد خواسته و امید به لطف بی‌کران او دارند. امام صادق(ع) مصداق آیه "وَ عَلَیَ اللهِ فَلیَتَوَکَّلَ المُۆمِنون" را کشاورزان دانسته و اشاره می‌کنند:

"الزارعون كنوز الأنام یزرعون طیبا أخرجه الله عز و جل و هم یوم القیامة أحسن الناس مقاما و أقربهم منزلة یدعون المباركین". "کشاورزان گنج‌های مردمند؛ بذرهای پاکیزه‌ای می‌کارند که خداوند خلق کرده است. مقام آنان در روز قیامت از همگان بهتر و قرب و منزلتشان از همه بیشتر است و مبارک خوانده می‌شوند". (الكافی/ج ‏۵/۲۶۱؛ منتخب میزان الحکمه/۲۴۷/۲۶۹۲)

با وجود تأکیدات فراوانی که دین مبین اسلام بر زراعت و توجه به زارعان داشته است این قشر از افراد جامعه با مشکلات فراوانی مواجه هستند. متأسفانه محصولات آنان توسط دلالان با بهایی بسیار اندک خریداری شده و با قیمتی گزاف راهی بازارها می‌گردد. مردم و مسئولان توجه چندانی به این گروه از افراد زحمت‌کش جامعه نداشته و حقوق طبیعی آن‌ها بعضا داده نمی‌شود. همین امر سبب می‌گردد انگیزه کشاورزی در افراد از بین رفته و آن را شغلی بی‌فایده و بدون آینده بدانند. گاه کشاورزان زمین‌های خود را به بهایی اندک فروخته و راهی شهرها می‌شوند تا شاید بتوانند زندگی بهتری را برای خود و خانواده‌یشان ایجاد نمایند. خیالی که اکثراً به واقعیت تبدیل نمی‌شود و جز حسرت و گاه آوارگی ارمغانی دیگر برایشان به همراه ندارد. در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است:

"مكتوب فی التوراة أنه من باع أرضا أو ماء و لم یضعه فی أرض أو ماء ذهب ثمنه محقا"؛ "در تورات آمده است که هر کس زمین و آبی را بفروشد و پول آن را در زمین و آبی سرمایه‌گذاری نکند، سرمایه‌اش نابود خواهد شد". (الكافی/ج ‏۵/۹۱؛ مفاتیح الحیاه/۵۹۷)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نوید داده‌اند: "هر مسلمانی درختی بنشاند، یا کشته‌ای بکارد و انسانی یا پرنده‌ای یا حیوانی از محصول آن بخورد، برای وی صدقه محسوب می‌شود"
و این واقعیتی است که بارها و بارها از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم. کاش بتوان با ایجاد تسهیلاتی زندگی را برای این گروه از افراد زحمت‌کش آسان‌تر نمود و انگیزه ادامه فعالیت‌هایشان را افزایش داد.

کشاورزان باید به این واقعیت اعتقاد راسخ داشته باشند که زمین پشتوانه‌ای باارزش برایشان است. پشتوانه‌ای که در هنگام بلاها و مصیبت‌ها آدمی را به خود دلگرم خواهد کرد. امام صادق (علیه السلام) در فرمایشی به غلام خود "مصاف" فرمودند: "اتخذ عقدة أو ضیعة فإن الرجل إذا نزلت به النازلة أو المصیبة فذكر أن وراء ظهره ما یقیم عیاله كان أسخى لنفسه"؛ "برای خود باغ یا کشتزاری فراهم کن، زیرا هر گاه بلا و مصیبتی نازل شود و مرد بداند پشتوانه‌ای دارد که با آن خانواده‌اش تأمین می‌شود، تحمل گرفتاری و جان کندن برای او آسان می‌گردد". (الكافی/ج ‏۵/۹۲؛ مفاتیح الحیاه/۵۹۷)

مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان




نوع مطلب : حدیث، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، عجایب خلقت، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



حسرت یک عابد در لحظه مردن


متأسفم از شب هایی که خوابیدم (و عبادت نکردم) و از روزهایی که افطار نمودم (و روزه نگرفتم) و از ساعتی که از ذکر خدا غافل بودم.

حسرت یک عابد در لحظه مردن

افکارنیوز- مرحوم علامه دیلمی(ره) می نویسد:
عابدی هنگام مردنش می گفت:
تأسف ندارم از دنیا (که نداشتم) و نه بر خطاها و گناهانم (زیرا خدا غفار و کریم است)، بلکه متأسفم از شب هایی که خوابیدم (و عبادت نکردم) و از روزهایی که افطار نمودم (و روزه نگرفتم) و از ساعتی که از ذکر خدا غافل بودم.

منبع: داستانهایی از یاد خدا،ص۱۴۳.



عارف کامل آیت الله سید علی شوشتری

مرحوم شیخ انصاری با آن نهایت زهد و ورع و کرامات، مع ذلک نهایت ارادت را نسبت به این سید جلیل داشته است.

عارف کامل آیت الله سید علی شوشتری

 افکار نیوز- وی یکی از پرنورترین ستارگان آسمان عرفان در عصر اخیر و وصیّ شیخ مرتضی انصاری(ره) است و هموست که بر جنازه ی شیخ نماز خواند. پس از درگذشت شیخ انصاری، بر منبر وی تدریس می کرده و چنان بوده که گویا شیخ درس می گوید. مرحوم آخوند خراسانی(ره) در درسش حاضر می شده و او را به آخوند ارادتی خاص بوده است.

لولوالصدف می گوید: از جمله سید جلیل القدر و صاحب کرامات متواتره حاج سید علی شوشتری، و ایشان از زهاد و علما محسوب می شدند. مرحوم شیخ انصاری با آن نهایت زهد و ورع و کرامات، مع ذلک نهایت ارادت را نسبت به این سید جلیل داشته است.

در «دارالسلام» آمده است: مرحوم حاج سید علی شوشتری که از اولاد سید نعمت الله جزائری و از مجاورین نجف اشرف، و در ورع و زهد و تقوا، سلمان عصر و مقداد دهر خود بود... و بعد از وفات شیخ، امور خلق به او راجع بود. بر اعتکاف مسجد سهله و کوفه بسیار مواظبت می کرد و مردم را درحق او چنان گمان بود که شرفیاب امام عصر(ع) می شود و معروف به کرامات بود.

منبع:سیمای فرزانگان،صص۵۳و۵۴.



هر قدرتی که به انسان می رسد خیر است؟

بسیار اتفاق افتاده وقتی افرادی به نعمت دنیایی می رسند، آن را برای خود خیر دانسته و آگاه نیستند که چه بسا این نعمت، پرتگاهی برای او بوده تا به درّه سقوط کند؛ امام صادق(ع) در مثالی زیبا این نکته را به هشدار می دهند.

هر قدرتی که به انسان می رسد خیر است؟

افکارنیوز، وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِالذَّرَّةِ شَرّاً أَنْبَتَ لَهَا جَنَاحَیْنِ فَطَارَتْ فَأَكَلَهَا الطَّیْرُ.

و چون خداوند شرّ مورچه‏اى را بخواهد، قدرت پروازش مى ‏دهد تا شكار پرندگان گردد.


پی نوشت:
(تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: ۴۰۳)

مرجع : خبرگزاری حوزه


بشارت جبرئیل به حضرت محمد چه بود؟

فرمود: جبرییل بر من نازل شد، و گفت می خواهی تو را بشارت دهم ؟

بشارت جبرئیل به حضرت محمد چه بود؟

افکارنیوز،احمد حنبل ، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روایت كرده است :

روزی رسول خدا - صلی الله علیه و آله - از مدینه بیرون رفت ، وارد نخلستان شد، به سجده رفت . سجده آن جناب ، آن قدر طول كشید كه من ترسیدم مبادا آن حضرت ، وفات كرده باشد. آمدم به آن حضرت نگریستم . سر مبارك را از سجده برداشت ، و فرمود: تو را چه می شود؟

من صورت حال را به عرض رسانیدم . فرمود: جبرییل بر من نازل شد، و گفت می خواهی تو را بشارت دهم ؟ به درستی كه حق تعالی فرمود: هر كه بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات می فرستم . و هر كه بر تو سلام گوید، من بر او سلام می گویم .

منبع.کتاب آثار و بركات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت


مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان



چه عملی سبب دخول در آتش می شود؟

اخبار وارده در بزرگی گناه دروغ و شدت عقوبت و مفاسد مترتب بر آن زیاد می‌باشد که در این قسمت به روایتی اشاره می‌شود.

چه عملی سبب دخول در آتش می شود؟

به گزارش افکارنیوز،

پیامبراکرم(ص) می‌فرماید:

«از دروغ بپرهیز که روی دروغگو را سیاه می‌کند.»

مردی از رسول خدا(ص) پرسید: «چه عملی سبب دخول در آتش است؟ حضرت فرمود: دروغ. زیرا دروغ سبب فجور و فجور سبب کفر و کفر سبب دخول در آتش است.»

دروغ سبب گرفتن صورت انسانی از دروغگو است؛ یعنی صورت برزخی‌اش انسان نیست. رسول خدا(ص) به حضرت زهرا(س) فرمود: در شب معراج زنی را دیدم که سرش مانند خوک و بدنش مانند بدن الاغ بود و سبب آن فتنه انگیزی و دروغ بود.


مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان



حرف‌های درگوشی امام جعفر صادق(ع)


حرف‌های خوب و از سر دلسوزی شنیدنش حتی اگر زیاد هم تکرار بشود اما باز هم ارزش گوش دادن و فکر کردن دارد؛ درست مثل حرف‌های امام جعفر صادق (علیه‌السلام). ایشان به خصوص برای جوانان در مورد دوست یابی، ازدواج، تحصیل و ... توصیه های کاربردی دارند.

حرف‌های درگوشی امام جعفر صادق(ع)

به گزارش افکارنیوز،امام خطاب به یکی از یاران خود چنین بیان کردند: «هیچ گاه دوست ندارم یکی از جوانان شما را ملاقات کنم مگر اینکه در یکی از دو حال، شب و روز خود را بگذراند؛ یا عالم باشد یا طالب علم» *
انتخاب دوست هم یکی از اختصاصات دوره جوانی و زندگی انسان است که تأثیر بسیاری در سرنوشت انسان دارد. امام صادق (علیه‌السلام) در مورد اهمیت دوستی و لزوم توجه جوان در انتخاب دوست نیز چنین متذکر شده‌اند: «دوستان سه دسته هستند. اول کسی که مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است.
دسته دوم دوستانی که برای انسان مانند بیماری، رنج آور هستند. یعنی دوست احمق و نادان است و بالاخره دسته سوم از دوستان آن‌هایی هستند که وجودشان برای جوان همانند داروی حیات بخش است، و آن رفیق روشن بین و اهل تفکر است.»**

ازدواج به موقع هم از موارد مورد تاکید این امام بزرگوار است. امام صادق (علیه‌السلام) بر ازدواج جوانان تأکید فراوان داشته و می‌فرمودند: «دو رکعت نماز که فرد ازدواج کرده می‌خواند بر ۷۰ رکعت نماز یک فرد مجرد برتری دارد.»***

*(آمالی شیخ طوسی، ص ۳۰۳)
**(بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷)
***(روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴)


مرجع : سبک زندگی




نوع مطلب : علما، تاریخ اسلام، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام صادق(ع)، پیامبر اکرم(ص)، عجایب خلقت، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری تبیین کرد؛
خبرگزاری رسا ـ رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد در تشریح راه‌های کنترل غریزه جنسی، گفت: کنترل نگاه بهترین روش برای جلوگیری از درمان بیماری‌های غریزه جنسی است؛ اگر انسان چشم خود در مقابل نامحرم، تصاویر و نوشته‌های تحریک آمیز فرو بندد، از افتادن به ورطه گناه مصون می‌ماند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد حاج علی‌اکبری کارشناس رسانه ملی، ظهر امروز در برنامه یاد خدا که از شبکه قرآن و معارف سیما پخش شد بابیان این‌که امام سجاد(ع) در رساله حقوق، حق غریزه جنسی را بر گردن انسان به‌وضوح بیان می‌کنند، گفت: مهم‌ترین حق غریزه جنسی بر گردن انسان آن است که این غریزه را از حرام بازداریم.

 

وی افزود: غریزه جنسی در انسان یک قوه ضعیف نیست بلکه غریزه جنسی در وجود انسان یک غریزه بسیار قوی است که اگر مهار نشود انسان را به خطرناک‌ترین دام‌گاه‌ها می‌برد.

 

رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد با اشاره به این‌که مهم‌ترین و بهترین روش برای جلوگیری و درمان بیمارهای غریزه جنسی چشم فروبستن است، گفت: انسان هرگاه به این بیماری‌ها دچار شد باید چشم خود را از نگاه به نامحرم و نگاه‌های دیداری و نوشتاری که موجب تحریک وی می‌شود دور نگه دارد زیرا تنها با این روش است که می‌توان این غریزه را کنترل کرد.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج علی‌اکبری با اشاره به این‌که غریزه جنسی در وجود انسان به حدی قوی است که حتی با مراقبت‌های بسیار شدید نیز امکان خطای انسان وجود دارد، اظهار کرد: یکی از روش‌های دیگری که امام سجاد(ع) برای مراقبت از غریزه به انسان توصیه می‌کنند این است که انسان فراوان خدا را یاد کرده و همیشه خود را در حضور خداوند احساس کرده و تمرین بندگی کند.

 

وی افزود: انسانی که تمرین حضور کند سعی می کند از گناه و زمینه های گناه دوری کند تا مبادا در محضر خداوند به وجود ایشان بی حرمتی کرده و خود را مغضوب درگاه الهی قرار دهد.

 

استاد حوزه و دانشگاه یاد مرگ را یکی دیگر از عوامل کنترل غریزه در انسان یاد کرد، افزود: انسانی که مرگ را به یاد آورد از لذت های زودگذر جنسی گذاشته و با وجود این که غریزه در او قوی است سعی می کند این غریزه را در وجود خود کنترل کند.

 

رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد با بیان این که عده ای در خصوص غریزه جنسی به بیراهه رفته و غریزه جنسی را امری زشت و بد در وجود انسان قلمداد می‌کنند گفت: خداوند این غریزه را برای رسیدن به یک هدف مقدس در وجود آدمی نهاده تا انسان با استفاده از آن بتواند در ضمن تکامل خود نسلی شایسته و صالح را تربیت کند.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج علی‌اکبری کمک خواستن از خداوند را یکی دیگر از راهکاری کنترل غریزه جنسی عنوان کرد و یادآور شد: انسانی که در این زمینه از خداوند کمک می‌خواهد خداوند خواسته او را اجابت کرده و در این مورد او را کمک می‌کند و زمینه نجات را از گناه فراهم کرده و دست او را می‌گیرد





نوع مطلب : در باب اهل بیت، حدیث، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، نماز و ذکر و دعا و نیایش، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 



به مناسبت سی امین سال رحلت آیت الله محمد رضا طبسى؛
خبرگزاری رسا ـ مرحوم آیت‌اللّه طبسی شیر بیشه علم و تقوا و کیاست در دفاع از اسلام و امام در ضمن تلگرافی که حاکی از قوت ایمان و فراستی مؤمنانه است خطاب به عَلَم نخست وزیر وقت رژیم شاهنشاهی می‏نویسد: « کاری نکن که عَلَم بر تو سرنگون گردد».

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، آیت الله محمد رضا طبسى در هجدهم شعبان سال 1317هجری قمری آنگاه که پدر و مادرش به زیارت ثامن الحجج مشرف شده بودند پا به عرصه حیات نهاد. پدرش که از صالحان و تقواپیشگان و ارادتمندان امام هشتم (ع) بود، نامش را محمد رضا گذاشت.

 

دوران کودکی و نوجوانی را در طبس گذرانید و مبادی علوم را نزد پدر و سید محمدعلی معروف به میرزا جعفر فرا گرفت. به سال 1327هجری قمری به فرمان پدر به مشهد مهاجرت کرد. در آن هنگام، او پانزده بهار را پشت سر نهاده و با شور و شوقی زایدالوصف برای ادامه تحصیل در حوزه مشهد رحل اقامت افکند.

 

مقدمات و بخشی از مرحله سطح را نزد اساتید معروف حوزه مشهد آموخت: ادبیات عرب را نزد ادیب نیشابوری، اصول را نزد شیخ کاظم دامغانی، قوانین را نزد میرزا محمد حسین شهرستانی و شرح لمعه را نزد سید محمد باقر مدرس. اما حوزه مشهد نمی‏توانست عطش او را برای فراگیری علوم مختلف اسلامی فرونشاند.

 

از این رو به حوزه علمیه قم هجرت کرد. در آغاز به تکمیل مرحله سطح پرداخت: مکاسب شیخ انصاری و کفایه الاصول آخوند خراسانی را نزد عالم فرهیخته، آیت حق، سید علی یثربی کاشانی، رسائل شیخ انصاری را نزد آیت اللّه العظمی مرحوم سید محمد تقی خوانساری و ریاض المسائل را نزد جمال السالکین، عارف و فقیه نامور آیت اللّه میرزا جواد آقا ملکی تبریزی فرا گرفت. سپس درس خارج فقه و اصول را طی هفت سال از محضر حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، بهره گرفت.

 

فلسفه و علوم عقلی را از محضر فیلسوفان فرزانه میرزا علی اکبر یزدی و سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و فصوص الحکم محیی الدین عربی را نزد عارف و عالم بلند آوازه حضرت آیهاللّه العظمی محمدعلی شاه آبادی فرا گرفت. وی در مدت اقامت خود در قم همواره ملازم استاد و مراد و محبوب خود میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) بود و از آن استاد الهی اخلاق و سیر و سلوک می‏آموخت.

 

محقق جوان ما در حالی که مجتهدی توانا بود و به دریافت چندین اجازه اجتهاد نائل آمده بود، باز هم از طلب علم علوم باز نایستاد و پس از چند سال اقامت در قم به نجف اشرف مهاجرت کرد. در حوزه نجف در دروس فقه و اصول اعلام و بزرگانی چون میرزا محمد حسین نائینی، آقا ضیاءالدین عراقی، شیخ محمدحسین اصفهانی معروف به کمپانی، میرزا علی ایروانی و سیدابوالحسن اصفهانی شرکت جست و بهره‏ها گرفت. او از اصحاب مورد اعتماد و از اعضای دفتر استفتائات آیت اللّه العظمی سید ابوالحسن اصفهانی بود و حدود پانزده سال از محضر پر فیض او استفاده نمود. وی در همین زمان از مباحث کلامی و تفسیری عالم عامل و محقق مشهور آیت اللّه شیخ محمد جواد بلاغی نیز بهره‏ها گرفت و ذخیره‏ها اندوخت. استاد طبسی در تمام این مراحل به عنوان عالمی جدی و پرکار و خستگی‏ ناپذیر مطرح بود و همگان به او به دیده عظمت می‏نگریستند.

 

محقق بزرگوار ما به تواضع، سعه صدر، خلق نیک، علو همت، بلندی اندیشه، ورع، تقوا، عفت و حیاء آراسته بود، چنانکه سیمای ظاهری او نیز پرجاذبه بود. او به بزرگان تعظیم می‏کرد و با خردسالان با مهر و عطوفت برخورد می‏نمود. همواره در سلام بر دیگران اعم از صغیر و کبیر، وضیع و شریف سبقت می‏گرفت. ساده زیستی و بی‏اعتنایی به زخارف دنیا شیوه او بود. او تا پایان عمر در خانه‏ای قدیمی و محقر زیست و از دنیا جز به قدر ضرورت برنگرفت و قناعت را همواره پیشه خود ساخت.

 

تعداد زیادی از مراجع و شخصیت‏های بزرگ علمی معاصر محقق طبسی درباره مقام شامخ و علمی و عملی او سخن گفته‏اند، که در این مقال، فقط سخن تنی چند از آنان را می‏آوریم:

 

1ـمرحوم محقق نایینی: «جناب عالم عامل، فاضل کامل، تکیه‏گاه عالمان تقواپیشه و فضلا، ثقةالاسلام حاج شیخ محمدرضا طبسی – که همواره خدا او را تأیید کند – از جمله کسانی است که تمام توان خود را در طلب علم و عمل به کار گرفته تا به درجه والای اجتهاد نائل آمده و به صلاح و ارشاد قرین گردیده است. او می‏تواند به احکامی که به شیوه متداول میان مجتهدان بزرگ استنباط می‏کند، عمل می‏کند.» (ماه صفر سال 1349)

 

2ـ آقا ضیاء عراقی: «عالم عامل و فاضل کامل، تکیه گاه و پشتیبان فقهای راشدین و عماد فضلا و مجتهدین، شیخ بزرگوار و پاک سرشت، رکن مورد اعتماد، غوّاص دریای دانش و محور تقوا و حلم، افتخار اعلام، شخصیت مورد وثوق و سربلند و ستوده همگان، کنز عرفان و نحریر زمان، دانشور راه یافته ( به قله کمال) ، شیخ محمد رضا طبسی که از وطن خود به نجف مهاجرت کرد و با جدیت و کوشش فراوان در محضر بزرگان و بهره‏گیری از عنصر زمان چنان کوشید که به مقصود نائل آمد و مجتهدی عادل گردید، پس او را سزد که به آنچه استنباط کند، عمل نماید و در مسائلی که اجتهاد کند، تقلید بر او حرام است و او از همان اختیاراتی برخوردار است که مجتهدان در زمان غیبت امام عصر(عج) از آن برخوردارند و او را به تقوای الهی توصیه می‏کنم که بهترین زاد راه آدمی است.» (سال 1349ق) 

 

3ـسید ابوالحسن اصفهانی: «جناب عالم وعامل و فاضل کامل، صاحب اندیشه قوی و سلیقه مستقیم، صفیّ و زکیّ (دوست صمیمی و برگزیده و نیکوکار) مورد اطمینان، ثقت الاسلام شیخ محمدرضا طبسی از کسانی است که عمر خود را در تحصیل علوم شرعی و تنقیح مبانی نظری آن صرف کرده و در محضر جمعی از بزرگان و بر این حقیر، مدت زیادی افاده و استفاده و تحقیق و تدقیق و جدّ و جهد پرداخته تا آنکه از عالمان برجسته گردیده، از آنان که مشارالیه بالبنان (آنکه همگان او را با انگشتان به یکدیگر نشان می‏دهند و زبانزد خاص و عام است) گردیده است ؛ پس او را سزد که به احکامی که به روش متداول میان اعلام استنباط می‏کند، عمل کند، و به او اجازه دادم که آنچه را روایت آن از طریق من به صحت پیوسته است روایت کند.» (سال 1348ق) 

 

 شیخ عبدالکریم حائری، بنیانگذار حوزه علمیه قم: «آیت اللّه طبسی) مدتی طولانی در درس من حاضر شده و با جدیت و کوشش فراوان به تنقیح مسائل شرعی از مبانی نظری آن به انسان که در میان عالمان عامل متداول است، پرداخته است، پس خدای را بر این نعمت عظمی و عطیّه کبری (نعمت و بخشش بزرگ) شکر کند و سپاس گوید.» 

 

5ـ فرزانه فرهیخته و کتابشناس بزرگ، صاحب کتاب گرانسنگ الذریعه، مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی: «چون در روز مبعث خاتم پیامبران (ص) از سامراء به نجف اشرف برای زیارت سرور اوصیاء امیرالمؤمنین (ع) شرفیاب گشتم، از حسن اتفاق برخورد کردم به دانشور مورد اعتماد بزرگان و دست پرورده مجتهدان بزرگوار، عالم عامل و فاضل کامل، دارای مزایای ارجمند و آثار زیبا و ارزشمند، محقق مدقق، صاحب تألیفات ممتع و آثار کم نظیر، فخر شیعه و مایه قوام شریعت، علامه پارسای تقواپیشه، مولانا حاج شیخ محمدرضا مشهور به مروّج طبسی قمی – که خدای امثال وی را فراوان کند و شریعت محمدی را به وجود او تأیید نماید.» (سال 1351ق) 

 

6ـ صاحب دائرةالمعارف عظیم اعیان الشیعه، مرحوم آیت اللّه سید محسن جبل عاملی در ضمن اجازه‏ای از علامه طبسی این گونه تعبیر می‏کند: «برادر الهی، عالم عامل، فاضل کامل، زبدهالعلماء و عمدهالفضلاء، مولانا الشیخ محمدرضا مشهور به مروّج طبسی» (سال 1352ق)

 

7ـمحمدباقر بیرجندی خراسانی، صاحب کبریت الاحمر که عالمی بسیار دقیق و محدثی خبیر بوده است در ضمن اجازه‏ای که به محقق طبسی داده است از او این گونه تعبیر کرده است: «جناب مؤید یگانه، عالم کامل فرزانه، پیشتاز فضلای متبحّر و زبده عالمان مکرّم محترم، فخر اعلام و مروّج احکام، شیخ جلیل نبیل،استاد بزرگ شریف» (سال 1349ق). 

 

 8ـ حکیم متأله و عارف بی‏بدیل، شیخ محمدعلی شاه آبادی: «و از جمله کسانی که در خلوت و جلوت، و در شب و روز به کشف حقایق و دقایق دانش دین پرداخته و مسائل دینی را بر بنیادهای آن استوار ساخته و حلال و حرام دین را از آن استنباط کرده تا آنکه مدال افتخار « انتم افقه الناس اذا عرفتم معانی کلامنا» را دریافت کرد. آنکه در راه صدق و صفا و سلوک کرده و مراتب قرب و کمال را نور دیده و به آسمان دانش و تقوا عروج کرده، همنام مولای ما و امید ما حضرت رضا(علیه آلاف التحیه و الثناء)، حاج شیخ محمدرضا طبسی است»

 

مرحوم آیت‌اللّه طبسی از جمله دانشمندانی بود که در سنگر دین با حربه قلم، دلسوزانه به دفاع از دین می‏پرداخت. حاصل این مرزبانی، سی و پنج کتاب و رساله است که به بعضی از آنها اشاره می‏کنیم:

 

1ـگاه با عزمی استوار از حریم پدر ولایت، مدافع موّحد خاتم پیامبران (ص) یعنی حضرت ابوطالب دفاع می‏کرد و در اثری ماندگار و ممتع به معرفی آن یگانه مدافع رسول اکرم (ص) در سخت‏ترین شرایط می‏پرداخت و پرده‏های ابهام را که از سوی دشمنان فرزندش علی (ع) پدید آمده است، کنار می‏زد و به این هم بسنده نمی‏کرد و هر ساله در روز رحلت غمبار جناب ابوطالب به سوگ می‏نشست و مجلس ذکر مصیبت ترتیب می‏داد. کتاب منیةالراغب فی ایمان ابی طالب که تحت عنوان «ابوطالب یگانه مدافع اسلام» ترجمه شده است.

 

آثار و کتبی که به قلم آیت‌الله محمدرضا طبسی منتشر شده عبارتند از: مصباح الهدی فی الرد علی القادیانیه، قادیانی چه می‏گوید؟، الصوفیه المبتدعه، الاعتقادات، دروس فی العقیده و العقائد، تبصره المتعلمین فی عقائد المؤمنین، عقد الفرائد فی اصول العقائد، القول الفصیح فی اصول الدین الصحیح، الشیعه و الرجعه، اثبات الرجعه، الامام الغائب، ذخیره العباد فی ما یتعلق بالمعاد، تقریرات بحث آیت اللّه العظمی سید ابوالحسن اصفهانی، تقریرات بحث آیت اللّه العظمی شیخ محمد حسین نایینی، تقریرات بحث آیت اللّه العظمی شیخ ضیاءالدین عراقی، ذخیرةالصالحین فی شرح تبصره المتعلمین ( دوره فقه استدلالی)، رساله فی الحج، رساله فی المعاطاه، مباحث فی علم الاصول، طریق النجاة (رساله عملیه ایشان)، جامع البیان فی تفسیر القرآن، تفسیر سوره عمّ، مقتل الامام الحسین (ع) و النهضه الحسینیه و الدعوه الالهیه»

 

وی بعد از قیام امام خمینی (ره) بر علیه رژیم شاه پهلوی همواره همراه با امام و همگام با انقلاب بود: 1ـ  یکی از اهداف شوم رژیم مستبد شاهنشاهی از تبعید امام خمینی (ره)از ترکیه به نجف اشرف به خیال خام او کوچک کردن امام و محو کردن شخصیت ایشان در پرتو شخصیت‏های بزرگ علمی حوزه نجف بود. محقق طبسی از جمله کسانی بود که برای تعظیم و تکریم هر چه بیشتر امام و ناکام گذاشتن دشمنان اسلام، تا چهل کیلومتری نجف اشرف به استقبال امام شتافت و با آگاهی و بصیرت می‏گفت و بر این گفته پای می‏فشرد که باید از زحمات این مرد( یعنی امام خمینی) تقدیر به عمل آورد.

 

2ـ در همان راستا حرکت زیبای دیگری را از محقق طبسی شاهد هستیم. ایشان پس از ورود امام به نجف اشرف و تشکیل نماز جماعت یشان در مسجد شیخ انصاری (ره)به منظور تأیید و تجلیل و تثبیت موقعیت امام، نماز جماعت خود را در حرم مطهر امیرمؤمنان (ع)تعطیل کرد و در نماز جماعت امام شرکت می‏نمود.

 

3ـ همچنین ایشان از جمله عالمان آگاه و بزرگواری بودند که برای خنثی کردن حرکت کور دشمنان اسلام، در تأیید و حمایت از امام خمینی اعلامیه صادر کردند و تلگرام فرستادند.

 

4ـ این رجل الهی و شیر بیشه علم و تقوا و کیاست در دفاع از اسلام و امام در ضمن تلگرافی که حاکی از قوت ایمان و فراستی مؤمنانه است خطاب به عَلَم نخست وزیر وقت رژیم شاهنشاهی می‏نویسد: « کاری نکن که عَلَم بر تو سرنگون گردد»

 

5ـ ایشان حمایت از امام خمینی (ره) را حمایت از امام زمان (ع) می‏دانستند.

 

6ـ در جریان دفاع مقدس، دیگران را به شرکت فعال در جبهه تشویق می‏کرد و همواره آرزو می‏کرد که ای کاش پیری و ضعف قوا مانع ایشان از رفتن به جبهه نبود و می‏توانست دوشادوش رزمندگان اسلام از حریم کشور امام زمان – ارواحناه فداه – دفاع کند.

 

7ـ ایشان به این اکتفا نکرد و فرزند رشیدش آقا محمدصادق را در جریان دفاع مقدس تقدیم انقلاب کرد و افتخار پدر شهید بودن را نیز به دست آورد.

 

سرانجام مرحوم آیت اللّه طبسی پس از سال‏ها رنج و زحمت طاقت فرسا در راه اعتلای دین، رو به افول نهاد. در سال 1399ه.ق به بیماری جانکاهی که از کثرت اشتغال به تألیف و اهتمام در امر دین پدید آمده بود مبتلا گردید و سرانجام در بیست و پنجم ماه ربیع الاول سال 1405 ندای حق را لبیک گفت و رخ در نقاب خاک کشید. پیکر پاک و مطهر این عالم ربانی در جوار حضرت فاطمه معصومه (س) در حجره 38صحن آرام گرفت.





نوع مطلب : در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، تاریخ معاصر، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پیمان قدرتی هر سال برای ادای نذر مادرش به حرم امامزاده صالح(ع) می‌رود

ماجرای شفا گرفتن جوانی که قطع نخاع شده بود/ پزشك با دیدن عکس‌ها شگفت زده شد

پدرم مجبور شد برای پزشكان فیلیپینی ماجرا را توضیح دهد و بگوید برای شفای پسرمان به بزرگواری به نام امامزاده صالح(ع) متوسل شده‌ایم...
به گزارش
عقیق : معجزه‌های کوچک و بزرگ زیادی در مسیر زندگی هر یک از ما اتفاق می‌افتد اما بدون آنکه متوجه باشیم به‌راحتی از کنار بسیاری از آنها می‌گذریم؛ اتفاقاتی که ممکن است سبب نزدیکی بیشتر ما با خدا بشوند. در این بین شفای بیماران لاعلاج که خارج از یافته‌های علم پزشکی است، معجزه‌ای بیش نمی‌تواند باشد. یکی از این معجزات شفای کودکی است که به لطف و کرم آقا صالح بن موسی الکاظم(ع) شفا گرفته. داستان بهبودی «پیمان قدرتی» پر از نکته‌هایی است که می‌تواند برای بسیاری از ما آموزنده و جالب باشد. او اکنون سال‌هاست که نوزدهم ماه مبارک رمضان به آستان مقدس امامزاده صالح(ع) می‌آید تا نذر مادرش را ادا کند.



 تصادف مرگبار

همه چیز از یک تصادف مرگبار شروع شد؛ تصادفی که «پیمان قدرتی» را به کما برد. پیمان در آن زمان کودکی چندساله بود. به همین دلیل حادثه‌ای را که برایش اتفاق افتاده به یاد نمی‌آورد اما برادر بزرگ‌تر پیمان (پژمان) که شاهد آن روزهای سخت بود تعریف می‌کند: «در آن زمان در محله خوش، خیابان طوس تهران زندگی می‌کردیم. مادرم من و پیمان را برای خرید به سوپر مارکت آن طرف خیابان طوس فرستاد. در همان هنگام ماشینی با سرعت زیاد در خیابان باریک و یک‌طرفه طوس حرکت می‌کرد. من کمی جلوتر از پیمان در حرکت بودم که ناگهان صدای ترمز ماشین بلند شد. به عقب كه برگشتم، پیمان را دیدم كه بین آسمان و زمین بود و چند متر جلوتر پرتاب شد. این آخرین صحنه‌ای بود که از آن حادثه به‌یاد دارم. بعد از آن پدر و مادرم سراسیمه و آشفته پیمان را به بیمارستان لولاگر رساندند اما کادر پزشکی آنجا وضعیت او را حاد تشخیص داد و با آمبولانس او را به بیمارستان سینا فرستادند. پزشکان بیمارستان سینا نیز شرایط پیمان را بد تشخیص دادند و او را پذیرش نکردند. کم‌کم علائم حیاتی پیمان به حداقل می‌رسید، تا اینکه به کمک یکی از مسئولان بیمارستان سینا و نامه‌ای که به رئیس بیمارستان پارس نوشت، پیمان را به این بیمارستان واقع در بلوار کشاورز منتقل کردند. در آن زمان بیشتر پزشکان بیمارستان پارس خارجی و فیلیپینی بودند و بیماران اورژانسی را پذیرش می‌كردند. در نهایت درمان پیمان از همانجا شروع شد. کادر پزشکی قوی‌ای از پزشکان فیلیپینی تشکیل شد. آنها سعی کردند او را از شرایط اضطراری و حادی که داشت نجات دهند و به زندگی برگردانند».

 کاری از دست پزشکان خارجی هم برنمی‌آمد

پیمان قدرتی که کنار ضریح حرم امامزاده صالح(ع) نشسته، با چهره‌ای منقلب به حرف‌های برادر بزرگ‌ترش پژمان گوش می‌دهد. گویا برای نخستین بار است که این ماجرا را می‌شنود. پژمان قدرتی که خود را در تصادف برادرش مقصر می‌داند صحبت‌هایش را این‌گونه ادامه می‌دهد: «وضعیت حیاتی پیمان تا سه روز بسیار حاد بود و تمام علائم حیاتی‌اش به‌حداقل ممکن رسیده بود. از ناحیه نخاع به‌شدت آسیب دیده بود. مادرم برای بهبود پیمان هر نذر و نیازی که بلد بود انجام می‌داد. تا اینکه پس از سه یا چهار روز پزشکان موفق شدند با تجهیزات پزشکی و شوک‌ الکترونیکی تنفس پیمان را تا حدودی برگردانند. اما تا مدت‌ها ضربان قلب و سطح هوشیاری‌اش بسیار کم بود و سیستم عصبی‌اش از کار افتاده بود. پیمان با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کرد. بعد از چند روز که دیگر از طریق سرم هم امکان تغذیه به پیمان نبود و دستگاه تنفسی‌اش مشکل پیدا کرده بود، پزشكان در پایین گلویش سوراخی ایجاد کردند تا تنفس و تغذیه از طریق این سوراخ انجام شود. این وضعیت تا یک‌ماه ادامه داشت. بعد از آنکه پیمان از وضعیت حاد و اضطراری خارج شد، او را از بخش مراقبت‌های ویژه منتقل کردند. تا دو ماه یا بیشتر در حالت کما بود و هیچ تغییری در وضعیتش پیدا نشد. با گذشت سه ماه از این ماجرا، پزشکان قطع امید کردند و گفتند نگهداری او در این وضعیت امكان‌پذیر نیست. می‌توانید او را به بیمارستان دیگری منتقل کنید. پدرم که در آن زمان کارمند وزارت بهداشت بود توانست با صحبت با چند نفر، پیمان را در همان بیمارستان نگه‌دارد».

 چشمانی که بعد از توسل به امامزاده صالح(ع) باز شد

به گفته مادر پیمان، زمانی که او در کما بود و همه پزشکان از او قطع امید کرده بودند به پیشنهاد یکی از اقوام که خادم امامزاده صالح‌(ع) بود راهی آستان مقدس امامزاده صالح می‌شوند و او در آنجا به آقا متوسل می‌شود. رازونیازهای مادر پیمان با خدا در حرم امامزاده صالح جواب می‌دهد و بعد از آنکه مادر برای عیادت پیمان به بیمارستان می‌رود، می‌بینند كه پیمان بعد از چهار ماه چشمانش را برای اولین بار باز کرده. از آن روز «پیمان قدرتی» وضعیت عمومی‌اش رو به ‌بهبود رفت اما اعضای بدنش همچنان ‌درست کار نمی‌کردند. پژمان می‌گوید: «بعد از بهبود نسبی پیمان که پس از 10‌روز از کما خارج شده بود او را با تمام وسایلی که به بدنش وصل بود از بیمارستان مرخص کردند و به خانه آوردند. پیمان به‌دلیل آسیب‌دیدگی نخاع کاملا فلج شده بود و تنها عضوی که حرکت می‌داد چشمانش بود. تا آن زمان هنوز از طریق همان سوراخ زیر گلو و لوله‌ای که در مری‌اش ایجاد کرده بودند تغذیه می‌شد. یادم می‌آید زمانی که او را از بیمارستان مرخص می‌کردیم یکی از پزشکان به مادرم گفته بود کاری از دست ما برنمی‌آید. دعا کنید که خدا بچه دیگری به شما بدهد. وضعیت سختی بر فضای خانه ما حاکم بود. پدر و مادرم سختی‌های زیادی را متحمل شدند تا اختلالی در وضعیت خانه ایجاد نشود. مادرم به پیشنهاد اقوام‌ همچنان برای توسل و گرفتن شفای پیمان به امامزاده صالح می‌رفت. گویا مادرم نذر خاصی در حرم داشت. آن‌طور که خودش می‌گوید در حالی که بلند گریه می‌کرده به آقا گفته اگر پسرم را شفا دهی خودم او را می‌آورم و دور حرمت می‌چرخانم».

 پیمان شفا گرفت

پژمان قدرتی درحالی که سعی می‌کرد بغضش را پنهان کند، ادامه می‌دهد: «نزدیک یک‌سال از بیماری پیمان می‌گذشت. در وضعیت حرکتی او اثری از بهبودی پیدا نشده بود و مادرم با ناله‌ها و راز و نیازهای شبانه، شفای پیمان را از خدا می‌خواست. یک شب درحالی که مادرم خواب بود، پدرم بالای سرم آمد و از خواب بیدارم کرد. در چهره‌اش تعجب و شگفتی موج می‌زد. گویا هر کاری کرده نتوانسته بود مادرم را از خواب بیدار کند. پیمان از خواب بیدار شده و از پدرم آب ‌خواسته بود. هیچگاه آن شب را فراموش نمی‌کنم. پیمان با لیوان آن هم از طریق دهان آب نوشید و سپس خوابید. بعد از این ماجرا مادرم از خواب بیدار شد و وقتی پدرم این قضیه را برایش تعریف کرد باور نمی‌کرد. او فکر می‌کرد پدرم قصد دلداری‌اش را دارد و حتی شهادت من را هم قبول نداشت. صبح آن روز پدر و مادرم پیمان را خارج از دوره چک‌آپ هفتگی به بیمارستان پارس بردند. پزشکان تغییراتی را در آزمایشات و عکس‌های پیمان متوجه شدند. به همین دلیل با تعجب پرونده پزشکی او را بررسی کردند. حتی پزشك ارشد تیم پزشکی پیمان شخصا به دیدن او آمد و با دیدن عکس‌هایش گفت هیچ توضیحی برای این اتفاق ندارد. ضایعه نخاعی پیمان ترمیم یافته بود و علائم حیاتی‌اش نسبت به چند روز قبل متفاوت شده بود. حتی از مادرم پرسید شما چه کار کرده‌اید و چه چیز خاصی به فرزندتان داده‌اید؟ به‌عبارتی به‌دنبال آن بودند که ببینند از منظر علمی و پزشکی چه اتفاقی افتاده. در نهایت پدرم مجبور شد برای پزشكان فیلیپینی ماجرا را توضیح دهد و بگوید برای شفای پسرمان به بزرگواری به نام امامزاده صالح(ع) متوسل شده‌ایم. آنها گفتند مگر اینکه چنین اتفاقی افتاده باشد چراکه از لحاظ پزشکی هیچ توضیحی وجود ندارد».

نوزادی که دوباره متولد شد

«پژمان قدرتی» درحالی که از خدا و آقا تشكر می‌کند، می‌گوید: «بعد از بررسی وضعیت پیمان توسط پزشکان، آنها به پدر و مادرم گفتند باید فرض کنید نوزادی یک یا دو ماهه دارید و باید حرف زدن و راه رفتن را به او از نو یاد بدهید. علاوه بر این، او را هر هفته برای بازبینی وضعیتش به بیمارستان بیاورید. حتی پرستار به مادرم گفته بود خداوند همان بچه دیگری را که دکتر گفته بود به شما داده. بعد از آن پیمان به فیزیوتراپی می‌رفت. او آرام‌آرام نسبت به همه چیز عکس‌العمل نشان می‌داد، می‌نشست و با دهان غذا می‌خورد. گویا واقعا پیمان تازه متولد شده بود چراکه نحوه صحبت کردن، اخلاق و حرکاتش عوض شده بود. پیمان قبل از این ماجرا بچه با‌انرژی و پرتحرکی بود. تا اینکه به‌همراه خانواده در روز نوزدهم ماه مبارک رمضان برای ادای دین و نذورات به حرم امامزاده صالح(ع) رفتیم. صحنه عجیبی رخ داد که همه را شگفت‌زده و متاثر کرد».

برادر پیمان درحالی که اشکش را پاک می‌کند، ادامه می‌دهد: «پیمان که بغل پدر بود، وقتی به داخل حرم رسیدیم خود را به زمین می‌اندازد و چهار دست و پا دو دور، ضریح امامزاده صالح(ع) را طواف می‌کند. مردم داخل حرم همه منقلب شده بودند و غوغایی در حرم ایجاد شد. یادم می‌آید مادرم می‌گفت نذر کرده بودم اگر پسرم شفا یابد، با دست خودم او را به دور حرم امامزاده صالح بگردانم اما او با دست و پای خودش دین من را ادا کرد. از آن به بعد هر سال خانواده ما روز نوزدهم ماه مبارک رمضان در این آستان مقدس سفره نذری پهن كرده و شکرگزاری می‌کنند».

 ارتباطی که ماندگار شد

پیمان که شفایافته امامزاده صالح(ع) است بعد از صحبت‌های برادرش می‌گوید: «امامزاده صالح، امین، پزشک و بزرگ خانواده ماست ودر تمام زندگی‌مان ملجا و مأمن درد دل‌های ما بوده. زندگی مذهبی خود را مدیون آقا هستم». پژمان قدرتی نیز می‌گوید: «اتفاقی که برای پیمان افتاد به ما یاد داد که ناراحتی‌ها و اتفاقات تلخ همیشه در مسیر زندگی وجود دارند اما آنچه مهم است حکمت‌ها و نتایجی است که در آن نهفته است. توسل و ارتباط مستحکم ما با ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و به‌خصوص امامزاده صالح(ع) از حکمت‌های این اتفاق بود».

اکنون پیمان قدرتی یکی از معلمان نمونه دبستان پسرانه حمزه سیدالشهدا(ع) در منطقه 10 تهران است و شاگردان بسیاری زیر نظر او پرورش پیدا کرده‌اند. او حتی به‌طور خصوصی به بچه‌های توانبخشی درس می‌دهد




نوع مطلب : کنترل جمعیت، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، فلسفه و عرفان اسلامی، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام علی(ع)، پیامبران، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، اصحاب اهل بیت، مستبصرین، در باب شب های قدر، 
برچسب ها : امام زادگان، اهل بیت، امام زاده صالح، معجزه، شفا، درمان، تجریش،
لینک های مرتبط :
امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمودند:
در 6 مورد عقل مردم را مى‏‌شود محك زد و سبك و سنگین كرد تا كم و زیادش را فهمید.
1. بردبارى هنگام غضب و خشم 2. میانه روى هنگام رغبت و زیادخواهى 3. صبر و مقاومت هنگام ترس 4. رعایت تقواى الهى در هر زمان و مكان 5. مدارا و خوش گفتارى با مردم 6. كم کردن مجادله و ستیز.

متن حدیث:


قال على علیه‌السلام: سِتَّةٌ تُختَبَرُ بِها عُقولُ‏ النَّاسِ: الحِلمُ عِندَ الغَضَبِ، والصَّبرُ عِندَ الرَّهَبِ، والقَصدُ عِندَ الرَّغَبِ، وتَقوى اللّه فی كُلِّ حالٍ، وحُسنُ المُداراةِ، وقِلَّةُ المُماراةِ.


«غرر الحكم، حدیث 5608»

رسول اکرم صلی الله علیه و آله: نشانه اهل یقین شش چیز است:...و یقین پیدا كرده كه دوزخ راست است و از این رو براى نجات از آن مى‏‌كوشد.
  پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله فرمودند:
نشانه شخص با یقین، شش چیز است:
-به حقانیّتِ خدا یقین پیدا كرده و لذا به او ایمان آورده‌‏است.
-یقین پیدا كرده كه مرگ راست است و لذا از آن در حذر است.
-یقین پیدا كرده كه رستاخیز راست است و از این رو از رسوایى (در آن روز) مى‏‌ترسد.
-یقین پیدا كرده كه بهشت راست است و از این رو مشتاق آن است.
-یقین پیدا كرده كه دوزخ راست است و از این رو براى نجات از آن مى‏‌كوشد.
-و یقین پیدا كرده كه حساب راست است و از این رو از خود حساب مى‏‌كشد.

متن حدیث:

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم:
أمّـا عَـلامَةُ المُوقِنِ فَسِتَّةٌ: أیْقَنَ باللّه حَقّا فآمَنَ بهِ، وأیقَنَ بأنّ المَوتَ حقٌّ فحَذِرَهُ، وأیقَنَ بأنّ البَعثَ حَقٌّ فخافَ الفَضیحَةَ، وأیقَنَ بأنّ الجَنّةَ حَقٌّ فاشتاقَ إلَیها، وأیقَنَ بأنّ النّارَ حَقٌّ فظَهَرَ سَعیُهُ لِلنَّجاةِ مِنها، وأیقَنَ بأنّ الحِسابَ حَقٌّ فحاسَبَ نَفسَهُ.



«تحف‌العقول، صفحه 20»

امام جعفر صادق علیه‌السلام: هر که سه چیز را به ناحق بخواهد، از سه چیز به حق محروم گردد:
1- هر که دنیا را به ناحق بخواهد، از آخرت حقیقتا محروم می‌گردد.
2- هر که به ناحق ریاست طلب کند، از طاعت زیردستان، به حق محروم می‌شود.
3- هر که به ناحق مالی را بخواهد، از ماندگار بودن آن مال به حق محروم گردد.

متن حدیث:

من طلب ثلاثة بغیر حق حرم ثلاثة بحق: من طلب الدنیا بغیر حق حرم الاخرة بحق، و من طلب الریاسة بغیر حق حرم الطاعة له بحق و من طلب المال بغیر حق حرم بقاءه له بحق.


«تحف‌العقول، صفحه 335»
مشرق




نوع مطلب : نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، امام صادق(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها : حدیث، روایت، اهل یقین،
لینک های مرتبط :

تاریخ ورود به قم و رحلت حضرت معصومه(س) مستند است؟!

۲۳ ربیع الاول سالروز ورود حضرت فاطمه معصومه(س)

حضرت معصومه(س) با کاروانی از بستگان و خویشانِ خویش راهی ایران شدند. چون به ساوه رسیدند دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت شدند و همه برادران و برادرزادگان وی به شهادت رسیدند. فاطمه معصومه پس از دیدن جنازه‌های غرقه به خون عزیزانش به سختی بیمار شد. وی پس از این جریان، خادم خود را امر فرمود که او را به قم ببرد.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

روز ۲۳ ربیع الاول سالروز ورود حضرت فاطمه معصومه(س) به قم شمرده می شود. به این مناسبت زندگی نامه کوتاهی از این بانوی گرامی به خوانندگان ابنا تقدیم می گردد:

حضرت فاطمه معصومه(س) مشهور به کریمه اهل بیت(ع)، دختر امام موسی بن جعفر الکاظم(ع)، از بانوان برجسته و بافضیلت خاندان اهل بیت (ع) و از جمله امامزادگان مدفون در شهر قم است که زیارت مرقد او نزد شیعیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است به طوری که پاداش زیارتش را بهشت برشمرده اند.

ایشان در مدینه به دنیا آمد و در سال ۲۰۱ هجری قمری به قصد دیدار برادرش امام رضا (ع) در طوس، وارد ایران شد؛ اما در میانه راه، به علت بیماری، در شهر قم درگذشت.
بزرگان و عالمان دینی، ویژگی‌های شخصیتی و مذهبی وی را ستوده و از او روایاتی نیز نقل کرده‌اند.

ولادت و نسب

در منابع متقدم، ذکری از روز ولادت حضرت معصومه (س) نیامده است؛ ولی منابع متأخر ولادت ایشان را در اول ذی القعده سال ۱۷۳ق. در شهر مدینه می‌دانند.[۱] در دقت این تاریخ، تردید جدی وجود دارد.

شیخ مفید، در بین فرزندان دختر امام کاظم(ع) دو دختر را به نام‌های فاطمه صغری و فاطمه کبری ذکر می‌کند.[۲] ابن جوزی، در شمارش فرزندان امام کاظم(ع) علاوه بر این دو، از فاطمه وُسطی و اُخری نیز نام می‌برد.[۳] مادر وی نجمه خاتون است که مادر امام رضا(ع) هم می‌باشد.[۴]

اسماء و القاب

«معصومه» مشهورترین نام یا لقب این بانو است . این نام، از روایتی منتسب به امام علی بن موسی الرضا(ع) اخذ شده است که فرمود: هر کس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.[۵] همچنین نقل شده که وی خود را معصومه، خواهر امام رضا(ع) معرفی کرده است.[۶] از القاب وی می‌توان به طاهره، حمیده، بِرّه، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه، سیده، آخت الرضا اشاره کرد.[۷] در زیارتنامه ای، از دو لقب صدیقه و سیدة نساءالعالمین نیز یاد شده است.[۸] حضرت معصومه امروزه به کریمه اهل بیت(ع) شهرت دارد.

ویژگی‌های شخصیتی

در منابع و متون دینی، این گونه نقل شده است که در میان فرزندان کثیر موسی بن جعفر(ع) پس از امام رضا(ع) کسی هم‌پای معصومه نمی‌باشد.[۹] شیخ عباس قمی می‌گوید: در میان دختران موسی بن جعفر(ع) افضل آنان سیده جلیله معظمه، فاطمه است که به معصومه شهرت دارد.[۱۰]

امام خمینی در قصیده‌ای که شامل ۴۴ بیت است او را با حضرت زهرا(س) مقایسه کرده و در بخشی از آن می‌گوید:

دختر چون این دو در مشیمه قدرت         نامد و ناید دگر هماره مقدر
آن یک امواج علم را شده مبــدأ         ویـن یک افواج حلم را شده مصدر
آن یک در عالم جلالت کعبه         وین یک در ملک کبریایـی مشــعر
لم یلدم بسته لب و گرنه بگفتم         دخت خدایند این دو نور مطهر
آن یک خاک مدینه کـرد مزین         صفحه قم را نمود این یک انور
خاک قم این کرد از شرافت جنت         آب مدینه نموده آن یک کوثر[۱۱]

مقام علمی

در باب مکانت علمی حضرت معصومه(س) نقل شده است که روزی عده ای از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسش‌هایی داشتند که می‌خواستند آنها را از محضر امام کاظم(ع) بپرسند؛ اما ایشان در سفر بود. از این رو فاطمه معصومه(س) پاسخ آن پرسش‌ها را نوشت و به آن‌ها تسلیم نمود. آن‌ها از مدینه خارج شده و در بیرون شهر با امام(ع) مصادف شدند. هنگامی که امام(ع) پرسش‌های آنان و پاسخ‌های معصومه(س) را مشاهده کرد، سه بار فرمود: «فِداها اَبوها» یعنی: پدرش به فدایش باد.[۱۲]

همچنین از فاطمه معصومه(س) در جایگاه راوی، احادیثی نقل شده است که می‌توان به حبّ آل محمد(ص)،[۱۳] مقام امام علی(ع) و شیعیان وی [۱۴] اشاره کرد.

عدم ازدواج

بنابر آن چه یعقوبی نقل می‌کند، امام موسی بن جعفر(ع) وصیت فرمود دخترانش ازدواج نکنند[۱۵] اما برخی این خبر را مجعول دانسته و آن را رد می‌کنند.[۱۶]

در وصیت امام کاظم(ع)، تبعیت همه فرزندان از امام رضا(ع) تأکید شده و آمده است: هیچ یک از دخترانم را نباید برادران مادری، سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت رضا. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا(ص) مخالفت ورزیده‌اند و در سلطنت خدا منازعه نموده‌اند؛ زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. پس هر کسی را او بخواهد تزویج می‌کند و هر کسی را او نخواهد تزویج نمی‌کند.[۱۷]

اما نظر دقیق تر درباره عدم ازدواج حضرت معصومه(س) این است که از آنجا که در دوران هارون الرشید و مأمون، شیعیان و علویان و به ویژه امام کاظم(ع) مورد سخت‌ترین فشارها و آزارها بودند و ارتباطات اجتماعی آنان بشدت محدود بود، کسی جرات نزدیک شدن به خاندان اهل بیت(ع) را پیدا نمی‌کرد؛ چه رسد به آنکه با آنان پیوند نیز برقرار سازد.

هجرت به ایران و ورود به قم

صاحب کتاب تاریخ قم می‌گوید: در سال ۲۰۰ مأمون خلیفه عباسی، امام علی بن موسی الرضا(ع) را از مدینه به مرو به جهت ولیعهدی آن جناب طلب نمود و خواهر ایشان در سال ۲۰۱ به قصد دیدار برادر راهی مرو شد.[۱۸] گفته شده حضرت فاطمه معصومه(س) پس از دریافت نامه برادرش، خود را آماده سفر نمود.[۱۹] ایشان با کاروانی از بستگان و خویشانِ خویش راهی ایران شد. چون به ساوه رسیدند دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت شدند و همه برادران و برادرزادگان وی به شهادت رسیدند. فاطمه معصومه پس از دیدن جنازه‌های غرقه به خون عزیزانش به سختی بیمار شد.[۲۰] وی پس از این جریان، خادم خود را امر فرمود که او را به قم ببرد.[۲۱]

قول دیگر آن است چون خبر بیماری ایشان به آل سعد رسید تصمیم به آن گرفتند خدمت ایشان رسیده و از وی درخواست کنند تا به قم بیایند. در این میان موسی بن خزرج از اصحاب امام رضا(ع) بر این امر تقدم جست و خدمت فاطمه معصومه رسید. مهار شتر ایشان را گرفت و ایشان را وارد قم ساخت و در خانه خویش منزل داد.[۲۲]

در بعضی از منابع متأخر روز ورود حضرت معصومه (س) را ۲۳ ربیع الاول دانسته‌اند.[۲۳] فاطمه معصومه ۱۷ روز در این خانه ساکن و به عبادت و راز و نیاز مشغول بود. اکنون عبادت گاه ایشان در منزل موسی بن خزرج در شهر قم، به «ستیه» یا «بیت النور» مشهور است.[۲۴]

درگذشت

از سالروز وفات حضرت معصومه(س) نیز در منابع متقدم خبری نیست؛ ولی منابع متأخر سالروز وفات ایشان را در روز ۱۰ ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در ۲۸ سالگی عنوان کرده‌اند.[۲۵] برخی نیز روز ۱۲ ربیع الثانی را نقل کرده‌اند.[۲۶] برخی محققان معتقدند که هر دو تاریخ، تخمینی است.

شیعیان پیکر او را تشییع کرده و در منطقه ای به نام بابلان (حرم کنونی) که متعلق به موسی بن خزرج بود به خاک سپردند.

نقل شده است هنگامی که قبر مهیا گردید در این که چه کسی وارد قبر شود به مشورت پرداختند و در پیرمردی پرهیزگار به نام "قادر" به توافق رسیدند. پس کسی را به دنبالش فرستادند که ناگاه دو سواره با نقاب بر چهره از جانب ریگزار آمدند و به تجهیز وی پرداختند. آن دو پس از پایان مراسم دفن، بدون این که با احدی سخن بگویند، بر اسب‌های خود سوار شده و از محل دور شدند.[۲۷]

پس از دفن حضرت(س) موسی بن خزرج سایبانی از بوریا بر فراز قبر وی قرار داد تا در سال ۲۵۶ که زینب دختر امام جواد(ع) برای زیارت مزار عمه خویش به قم آمد و قبه ای بر فراز آن بنا کرد.[۲۸]

فضیلت زیارت

در فضیلت زیارت حضرت معصومه(س) احادیثی از ناحیه ائمه معصومین(ع) وارد شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید: خدا را حرمی است و آن مکه است، رسول خدا(ص) را حرمی است و آن مدینه است، امیر مؤمنان(ع) را حرمی است و آن کوفه است، ما اهل بیت(ع) را حرمی است و آن قم است.[۲۹]

روایت دیگری از امام صادق(ع) که می‌فرماید: در قم، بانویی از فرزندان من که نامش «فاطمه دُخت موسی» است رحلت می‌کند و با شفاعت او همه شیعیانِ ما وارد بهشت می‌شوند.[۳۰] و در بیانی دیگر زیارت او معادل بهشت نقل شده است.[۳۱]

در حدیثی از امام رضا(ع) آمده است که هر کس او را زیارت کند مرا زیارت کرده است.[۳۲] و در فرمایشی دیگر می‌فرماید: بهشت از آن اوست.[۳۳]

امام جواد(ع)می‌فرماید : هرکس قبر عمّه‌ام حضرت معصومه سلام اللّه علیها را با علاقه و معرفت در قم زیارت کند، أهل بهشت خواهد بود.[۳۴][۳۵]

پانویس

1. مستدرک سفینه البحار، ج ۸ ، ص ۲۶۱ .
2 . الارشاد، ج ۲ ، ص ۲۴۴ .
3. تذکرة الخواص، ص ۳۱۵ .
4. پرش به بالا ↑ دلائل الامامه، ص ۳۰۹ .
5. ریاحین الشریعة، ج ۵ ، ص ۳۵ .
6. دارالسلام، ج ۲ ، ص ۱۷۰ .
7. انوار المشعشعین، ج ۱ ، ص ۲۱۱ .
8. زبدة التصانیف، ج ۶ ، ص ۱۵۹ .
9. تواریخ النبی و الآل، ص ۶۵ .
10. منتهی الآمال، ج ۲ ، ص ۳۷۸ .
11. بنیاد اندیشه اسلامی.
12.کریمه اهل بیت، ص ۶۳/ و ۶۴ به نقل از کشف اللئالی.
13. العوالم، ج ۲۱ ، ص ۳۵۴ .
14. بحارالانوار، ج ۶۵ ، ص ۷۶ .
15. تاریخ یعقوبی، ج ۳ ، ص ۱۵۱ .
16. حیاة الامام موسی بن جعفر، ج۲ ، ص ۴۹۷ .
17. کافی، ج ۱ ، ص ۳۱۷ .
18. الغدیر، ج ۱ ، ص ۱۷۰ .
19. من لایحضره الخطیب، ج ۴ ، ص ۴۶۱ .
20. قیام سادات علوی، ص ۱۶۰ .
21. تاریخ قم، ص ۱۶۳ .
22. بحارالانوار، ج ۴۸ ، ص ۲۹۰ .
23. حضرت معصومه، فاطمه دوم ،ص۱۱۱
24. منتهی الآمال، ج ۲ ، ص ۳۷۹ .
25. انجم فروزان، ص ۵۸ - گنجینه آثار قم، ج ۱ ص ۳۸۶ .
26. مستدرک سفینة البحار، ص ۲۵۷ .
27. تاریخ قم، ص ۱۶۶ . بحارالانوار، ج ۴۸ ، ص ۲۹۰
28. منتهی الآمال، ج ۲ ، ص ۳۷۹ .
29. بحارالانوار، ج ۴۸ ، ص ۳۱۷ .
30. مستدرک سفینة البحار، ص ۵۹۶ . النقض، ص ۱۹۶ .
31. بحارالانوار، ج ۵۷ ، ص ۲۱۹ .
32. ریاحین الشریعة، ج ۵ ، ص ۳۵ .
33. عیون اخبارالرضا(ع)، ج ۲ ، ص ۲۷۱ . مجالس المؤمنین، ج ۱ ، ص ۸۳
34. کامل الزیارات، ص ۵۳۶ ، ح ۸۲۷
35. بحارالانوار، ج ۱۰۲ ، ص ۲۶۶ .

منابع

نمازی شاهرودی، علی، مستدرک سفینه البحار، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۹ ق.
شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، بیروت: دار المفید، ۱۴۱۴ ق.
طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، قم، ۱۴۱۳ ق.
محلاتی، ذبیح الله ، ریاحین الشریعه، تهران، بی تا.
نوری، میرزا حسین نوری، دارالسلام، قم، بی تا.
کاتوزیان، محمد علی بن حسین، انوار المشعشعین، چاپ سنگی، تهران، بی تا.
خوانساری، مولی حیدر، زبده اتصانیف، قم، ۱۴۱۵ ق.
تستری، محد تقی، تورایخ النبی و الآل، تهران، ۱۳۹۱ ق.
قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۲۲ ق.
مهدی پور، علی اکبر، کریمه اهل بیت، قم.
یعقوبی، ابن واضح اخباری، تاریخ یعقوبی، نجف، ۱۳۸۴ ق.
قرشی، باقر شریف، حیاة الإمام موسی بن جعفر علیهما السلام، بیروت: دار البلاغة، ۱۴۱۳ ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران:دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ ش.
امینی، علامه عبدالحسین،الغدیر، ترجمه: جمعی از نویسندگان، تهران: بنیاد بعثت، بی تا.
بحرانی، شیخ عبدالله، عوالم، قم، ۱۴۰۹ ق.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
داخل بن سید، سید حسین، من لایحضره الخطیب، بیروت، ۱۴۱۲ ق.
تشید، علی اکبر، قیام سادات علوی، تهران، ۱۳۳۱ ش.
ناصر الشریعه، محمد حسین، تاریخ قم، بی جا: علامه طباطبایی، ۱۳۸۳ ش.
شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا،بیروت: مؤسسه الاعلمی، ۱۴۰۴ ق.
شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، بی تا.
قزوینی رازی، عبدالجلیل، النقض، تهران، ۱۳۵۸ ش.
سایت wikishia.net





نوع مطلب : حضرت معصومه(س)، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گفتگوی ابنا با رئیس مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور؛

چه کسی شبهات پنجاه هزار دانشجوی اهل سنت ایران را پاسخ می دهد؟

در سنندج نزدیک 50 هزار دانشجوی اهل سنت داریم که در ذهن اینها پر شبهه است. ما چه قدر مایه می گذاریم؟ بعضی از این دانشگاهها حتی یک روحانی هم ندارند. شما حساب کنید که در ذهن این دانشجوها چه مقدار از این شبهه ها وجود دارد...

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا:

از روز دوازده ربیع الاول که به نظر اهل سنت روز میلاد پیامبر اکرم(ص) است تا روز هفدهم ربیع الاول که روز مولد النبی(ص) از دیدگاه شیعیان است، هفته وحدت نامیده شده است.

به این مناسبت، گفتگوی اختصاصی ابنا با «حجت الاسلام و المسلمین حسینی شاهرودی» رئیس مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور و نماینده ولی فقیه در استان کردستان را بخوانید:

ابـنا: هدف استکبار جهانی از تاسیس گروههای تکفیری چیست؟ و بسترهای تشکیل چنین گروههایی در منطقه خاورمیانه چه بوده است؟

ـــ بسم الله الرحمن الرحیم. در رابطه با گروههای تکفیری باید از دو زاویه سیاسی و اعتقادی نگاه کرد عمدتا اینها سیاسی هستند به این معنا که با دشمنان ما به خصوص آمریکا از این باب که شیطان تر است و اسرائیل هم که در راس است و این مجموعه شیاطین، همکاری می کنند.
بهترین راهی که برای آنها چند نفع داشت و از جنگِ سخت و حضورِ مستقیم هم ارزان تر در می آید و هم از نظر بین المللی خیلی پذیرفته تر است و به حساب آنها تمام نمی شود، تشکیل گروههایی تکفیری است.
در جنگ نرم از دو جهت وارد شدند یک جهت ایجاد فساد، فحشا، مواد مخدر و مسائل اینچنینی است که با این ابزار، نیروی مقابل را از کار می اندازند. و حداقل اش این است که آن تعصب و غیرت را شخص ندارد و از کار می افتد. یک جهت دیگر این است که فکرِ مخاطب را به سمت انحراف بکشانند که اگر فکر به سمت دیگر رفت در مقابل نیروهای خودی قرار می گیرد.
بحث دیگر آن است که در مقابل اسلام ناب که خاستگاهش انقلاب اسلامی است و این تفکر می رفت که همه جهان را فراگیر شود، اندیشه ای ایجاد کردند. در مقابل فکر باید فکری شبیه همان بیاید و لذا اینها روی تاسیس گروههای تکفیری کار کردند تا بتوانند مسلمانان را با همدیگر درگیر کنند و از این جهت تاسیس وهابیت به دست انگلیسی ها در عربستان و حمایتشان از آنها سیاسی بوده است. و اینکه از این جریان آمریکا و انگلیس و اسرائیل و هم عربستان و هم ترکیه حمایت می کنند.

ترکیه و عربستان از این جهت مهم هستند چون عربستان خادم الحرمین است و وجهه خاصی دارد. ترکیه سابقه امپراتوری عثمانی دارد لذا اینها ادعای رهبری جهان اسلام را دارند و عقبه فکری تکفیری ها را تشکیل می دهند. این دو کشور که در کارند و حمایت های مالی و سیاسی را مطرح می کنند انگیزه می شود که عده زیادی گول بخورند. این جریان سیاسی است و در حقیقت اینها همان متحدان و نوکران آمریکا در منطقه هستند و از خودشان هم خیلی اختیاری ندارند. این جریان سیاسی است که توانست به جای جنگ نظامی و سخت، جنگ نرم را در مقابل فکر اسلام ناب محمدی(ص) قرار دهد و بهره های زیادی بردند. اینها در عین اینکه خودشان هزینه نمی کنند بلکه خیلی چیزها به دستشان می آید. یعنی هر مقدار که در کشورهای اسلامی تخریب می شود شرکت های اینها می آیند و پولش را می گیرند. هر چه سلاح استفاده می شود پولش را آنها می گیرند. قبلا باید می دادند الان می گیرند و منافع مادی و تسلط آنها بر منابع نفتی در عراق و جاهای دیگر، سودهای مادی شان است. و در عالم سیاست در گذشته به عنوان متجاوز مطرح می شدند الان به عنوان منجی می آیند و می گویند ما با تروریسم مبارزه می کنیم و چه کار می کنیم و وجهه ای برای خودشان ایجاد می کنند در عین اینکه بهره ی خودشان را می برند.
اما در طرف دیگر قضیه واقعا می شود گفت که آنها از بسترهایی استفاده می کنند که این بستر همان جنبه اعتقادی و مذهبی است که در این جهت اگر این بسترها نبود آنها نمی توانستد سوءاستفاده کنند ما در دو طرف تندروهایی داریم که اینها به هیچ وجه حاضر نیستند همدیگر را بپذیرند که مسلمانند چه برسد به اینکه با هم صحبت کنند که مشترکاتی داریم.

ابـنا: تبارشناسی گروههای تکفیری چیست و از چه نحله فکری هستند؟

ـــ در اهل سنت از قدیم این چنین مسائلی بوده؛ اگر شما نگاه کنید اولین جایی که بحث تکفیر مطرح شد در زمان معاویه بود و خوارج هم در ساز معاویه و عمروعاص و اینها هستند. اشعث بن قیس دست پرورده و عامل آنها در صحنه بود و پول ها از معاویه می آمد و بعد هم خوارج با این تفکر که "هر که با ما نباشد کافر است و باید بکشیم" آمدند. و این جنایاتی که داعش می کند همان جنایات را خوارج می کردند. خوارج شکم مادر را پاره می کردند. چرا؟ چون پدرش طرفدار علی(ع) است بچه هم طرفدار علی(ع) خواهد شد و باید سرش را بُرید و شکم زن را درید. گروه خوارج فکر تکفیر را در مقابل خود حضرت امیر(ع) اجرا کردند. کسی که علی(ع) را کافر نداند و در حد کسی که از دین خارج است نداند، ایشان را لعن نمی کند. آنها سال های سال به عنوان فریضه و برای قرب الی الله این کار را می کردند و این فکرِ جریان سفیانی است. این کار ابوسفیان است. ابوسفیان تا جایی که توانست جنگید بعد دید نتوانست بجنگد تسلیم شد. وی به عباس عموی پیامیر(ص) می گوید: «فرزند برادر تو چه سلطنتی به هم زده است.» نگاه ابوسفیان نگاه سلطنت، سلطان و حاکم است. بعد از پیامبر(ص) به حضرت امیر(ع) می گوید: «شمشیر من به پشتیبانی تو به میدان می آید» حضرت امیر(ع) می گوید: «برو تو در همان نفاق قدیم ات هستی.» این جریان ابوسفیان و سفیانی در زمان معاویه و یزید مشخص است. مروانی ها هم که آمدند همان راه را ادامه دادند عباسیان هم به همان جریان افتادند. عباسیان به مبارزه حالت فکری می دادند و طرف را مسلمان واقعی نمی دانستند.

شاید بعضی از افراطیون شیعه در عصر حاضر همین را بگویند شنیدم یکی گفته بود که اینکه می گویند «برادر مسلمان»، چه کسی گفته اینها برادر مسلمانند؟! ببینید اینکه قرآن خیلی به صراحت گفته «برادر» را، انکار می کنند یعنی این مسلمان نیست که برادر ما باشد و شاید به شکل علنی تر هم گفته شود. از آن طرف هم همین است باز هم چیزهایی را گفته اند که اینها منشأ وحدت هستند. مثلا می گویند: «شیعه بر مُهر سجده می کند. مُهر بت است پس شیعه مشرک است و قتل آن واجب است.» با اینکه همین مُهر گذاشتن یکی از مظاهر وحدت امت اسلامی است. چون همه مذاهب سجده بر خاک را ترجیح می دهند و در مذهب شافعی و حنفی سجده بر خاک، عملی مستحب است. این مطلب را که به اهل سنت می گوییم تعجب می کنند. زمانی که به شیعیان هم بگوییم تعجب می کنند. ولی برای آنها جا افتاده که اگر مُهر بگذاریم شرک است. حتی «اشهد ان علیا ولی الله» مظهر وحدت امت اسلامی است به لحاظ اینکه در منابع اهل سنت روایتی وجود دارد که «ذکر علیٌ عبادة»، ما در اذان و اقامه این ذکر را به عنوان جزء اذان و اقامه نمی گوییم و اگر به این اعتقاد بگوییم حرام و بدعت است. می گوییم «رجاء ثواب»، رجاء ثواب یعنی مستحب است و برای ثواب اش می گوییم. اگر برای ثواب باشد اهل سنت هم همین را می توانند بگویند.
در طول تاریخ کمتر اتفاق افتاده که شیعه ای یکی از برادران اهل سنت را به عنوان اینکه کافر است، بکشد و هیچ وقت از مراجع و علمای ما همچنین فتوایی را نداده اند اما آن طرف بوده و بر اساس همین شیعه را به شرک و کفر رسانده و وقتی که مشرک و کافر شد قتل آن کافر جایز و واجب می شود. و لذا این بُعد تفکری ـ اعتقادی اش هم کار شده است. و این بحث وهابیت است. ابن تیمیه یک سری دیدگاهها و نظرات کلامی داشت و جنبه سیاسی پشت آن نبود و بعدا از این تفکر اعتقادی ابن تیمیه، به سمتی رفتند که برداشت سیاسی کنند وقتی سیاست آمد پشت این تفکر، حالت خشونت خود را اعلام کند.
یکی از کارهایی که دشمن کرد و جنبه سیاسی دارد و می شود گفت از نظر تبلیغاتی این ضعف ماست و ما باید از نظر تبلیغاتی روی آن کار کنیم، این است که همیشه و همه دنبال دشمنی هستند؛ به جای اینکه علما و بزرگان ما بیایند دشمن مشترک ما که امام(ره) در مورد آن فرمود آمریکا شیطان بزرگ است اسرائیل نجس است و ... ، به جای اینکه آمریکا و صهیونیست را هدف بگیرند آنها آمدند تبلیغ کردند که دشمن مشترک مثلا اعراب، ایران است. یعنی الان به جای اینکه فِلَشی که به سمت آن طرف می رفت فِلَش برگشت و به سمت ایران آمد.
در دنیا همه می دانند که غزه اگر توانست در مقابل اسرائیل بایستد به خاطر موشک ها و حمایت های ایران بود. شما توجیه آنها را ببینید می گویند «اگر ایران به غزه این موشک ها را نمی داد، مردم غزه این مقدار مورد ظلم و تجاوز واقع نمی شدند ایران به غزه موشک داده که مردم مظلوم اسرائیل را بکشند و آنها هم اینها را بزنند و بکشند!» می گویند که ایران عمداً این کارها را کرده است. و در این فضای پرفشار تبلیغات سیاسی و این شیطنت ها و کارهایی که سازمان های جاسوسی و غیره انجام می دهند با این باور که طرفِ من کافر است، فعالیت می کنند. ما می گوییم: ما مسلمانیم چرا ما را می زنید و با اسرائیل کاری ندارید؟ می گویند: اسرائیل یهودی است شما مشرک هستند و مشرک بدتر از یهودی است! و اگر اعتقاد، پشتوانه سیاسی پیدا کرد این حالت را پیدا می کند. اگر جنبه سیاسی و اعتقادی با هم بیاید خطرناک می شود.

ابـنا: وظیفه ما پیروان اهل بیت(ع) در این شرایط چیست؟

ـــ کاری که واقعا باید انجام دهیم اول شناساندن شیعه است ما نتوانستیم آنچنان که باید، شیعه و اهل بیت(ع) را برای جهانیان بشناسانیم. امام رضا(ع) می فرمایند «و لو ان الناس علموا محاسن کلامنا لاتبعونا» این واقعیت دارد چون این سخنانی که بعد از قرآن است و پایین تر از کلام خداست و بالاتر از کلام مخلوق، وقتی گفته می شود و وقتی سیره اینها شناسانده می شود مردم از آنها تبعیت می کنند. اگر بگوییم که اینها که بودند؟ چه می گویند؟ و چه می کردند؟ واقعا وضعیت تغییر می کند. چند وقت پیش یکی از علمای عربستان گفته بود «چرا شما در مورد شیعیان این چنین حرف هایی می زنید؟ شیعه جرم اش این است که از حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) دفاع می کند و در قیامت اینها سرشان راست است چون اینها از مظاهر عبادت و عدالت دفاع کرده اند ما باید خجالت بکشیم که در طول تاریخ از حجاج بن یوسف ثقفی و از یزید و امثال اینها دفاع کرده ایم».

در فضای فتنه و گرد و خاک کسی اینها را نمی بیند وقتی که فتنه ها آرام می نشیند اثرش را می گذارد که پیروان اهل بیت(ع) حرف های قشتنگی می زنند. کسی به «بن باز» گفته بود: «چون ائمه(ع) در درگاه الهی مقرب اند ما می خواهیم که اینها برای ما دعا کنند چون دعای آنها از دعای ما پذیرفته تر است این اشکال دارد یا نه؟» بن باز جواب داد: «نه» آن فرد گفت: توسلی که ما می گوییم معنایش همین است. یا فردی دیگر به یکی از علمای اهل سنت گفته بود: «عصمتی که شیعه می گوید این است که وحی از سرچشمه زلالی آمده است؛ پیامبر(ص) باید معصوم باشد خطایی نکند یا حرف خود را به وحی اضافه نکند. بعدی های بعد از پیامبر(ص) هم باید معصوم باشند. وحی از یک جویباری که می آید باید کاملا تمیز باشد و آلودگی نداشته باشد. این حرف چطور است؟» ـ نگفتم این حرف شیعه است ـ عالم سنی جواب داد: «خیلی خوب است.» عالم شیعی گفت: «عصمتی که شیعه نسبت به پیامبر(ص) و ائمه(ع) می گوید همین است.»
چه قدر از روحانیون ما خبر دارند که یک وجه مشترک ما با دنیای اسلام همین مُهر است؟ چرا روایات اهل سنت در رابطه با تراب را به اهل سنت نمی گوییم؟ بگوییم که یک مدت روی خاک سجده بکنید این روایات سجده بر خاک است؛ بعد بگوییم این مهرِ این خاک است. آقای «بی آزار شیرازی» می گفت: ما به جای مُهر، دستمال کاغذی می گذاشتیم و سجده می کردیم. قرضاوی گفت: شما چرا روی فرش سجده نمی کنید؟ آقای شیرازی جواب داد روایتی از امام صادق(ع) وجود دارد که: «بر مأکولات و ملبوسات سجده نکنید چون اینها نهایت همت اهل دنیاست و بر چیزی که نهایت همت اهل دنیاست سجده نکنید.» قرضاوی فکر کرد گفت خیلی خوب است و بعداً خود قرضاوی هم روی فرش سجده نمی کرد. می خواهم بگویم یک حدیث از امام صادق(ع) بخوانیم طرف متحول می شود در بسیاری از موارد همین طور است. در مدینه وقتی که دعای کمیل خوانده می شود عده ای از راه دور می آیند گوش می کنند چون این کلمات را در جاهای دیگر نمی شود پیدا کرد.

ابـنا: نقش علما در برخورد با اندیشه های تکفیری چیست؟

ـــ اینها از بستر اختلاف شیعه و سنی استفاده می کنند. این یک اصل اساسی است و ما باید ریشه ها را پیدا کنیم. اینکه آقا می فرماید: «هر دستی که اختلاف بیافکند دست دشمن است» واقعیت دقیقی است و هر عاقلی که بخواهد به نفع اسلام و جهان اسلام کار کند این را باید بداند و رعایت کند و ما باید تمام تلاشمان در وحدت و تقریب امت اسلامی باشیم. وکار فرهنگی انجام دهیم. یکسری شبهه ها در ذهن اینها وجود دارد اینکه ما بگوییم که همه اینها نوکر هستند درست نیست. درست است انگیزه مالی وجود دارد یکسری جوان هستند اسلحه به دست آنها می دهند که هر کار خواستی انجام بده و هر که را خواستی بکش. بعضی ها با توجه به نامه هایی که به خانواده هایشان می نویسند و منتشر می شود جنبه اعتقادش را می گوید. می گوید ما می خواهیم حکومت اسلامی تشکیل بدهیم اینجا ما کفار را می کشیم و چنین و چنان می کنیم. اینها نشانه بخش اعتقادی آنها است بر اساس شبهاتی اینها دنبال این کارها می روند. یک سری شبهه ها از نظر ما مسخره است. نخیر؛ مسخره نیست طرف خیلی باور کرده است که قرآنِ شیعه فرق دارد و ما مشرکی هستیم. ما باید به او ثابت کنیم که مشرک نیستیم لذا کار فرهنگی می خواهد.

ما در داخل کشور بسترهایی داریم که استفاده نکرده ایم. برای نمونه در سنندج نزدیک 50 هزار دانشجوی اهل سنت داریم که در ذهن اینها پر از این شبهه هاست. ما چه قدر مایه می گذاریم؟ من به نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها دو سال است که می گویم بعضی از این دانشگاهها حتی یک روحانی هم ندارند. شما حساب کنید که در ذهن این دانشجوها چه مقدار از این شبهه ها وجود دارد. در آموزش و پرورش بین معلم ها و بچه ها این تفکر تبلیغ می شود. در عربستان آمده اند یکشنبه را عید گرفته اند هیچ کشوری یکشنبه را عید نگرفت این در حقیقت چهارشنبه نمازجمعه خواندن است. یک ذره باید عقل داشته باشند. یعنی تمام علمای اسلام نمی فهمند؟! و کسی که در رأس اینها است یک روز درس دین نخوانده است.
بعضی چیزها را نباید خیلی ساده گرفت و این کار فرهنگی، و شناساندن خود ما را می خواهد. یعنی ما باید تلاش کنیم تا خودمان را بشناسانیم و بگوییم شیعه این است تفکرش این است اگر این کار را می کنیم دلیلش این است و این بسیار می تواند مفید باشد.

عمده کار ما نباید این باشد و نپردازیم که آن طرف چه می گوید ما فکر می کنیم که ما مثلا آنجا رفتیم باید وهابیت را بکوبیم. ما در وهابیت روی شبهات ابن تیمیه کار می کنیم در حالی که این شبهات در ذهن آنها نیست؛ به جای این ما باید مثبت کار کنیم آنچه که خودمان داریم را ترویج کنیم که زمینه هم وجود دارد. هر دانشجو 12 واحد باید در اختیار یک روحانی شیعه باشد اگر روحانی هنر داشته باشد می تواند در 12 واحد، معارف اهل بیت(ع) را به دانشجو بفهماند که اهل بیت(ع) این را می گوید. و ما اقرار می کنیم که نتوانستیم محاسن کلام اهل بیت(ع) را بگوییم و اگر می توانستیم بگوییم مخاطب دهانش باز می ماند. اگر سیره و سخن ائمه(ع) در موضوعات مختلف گفته شود و دیدگاههای شیعه تشریح شود موفق خواهیم بود.
یک نفر می گفت که یکی از برادران اهل سنت گفت: شما فلان اعتقاد را دارید؟ گفتم شما آیت الله مکارم را می شناسید؟ گفت بله، گفتم ایشان مرجع شیعه است. این کتاب اعتقادات را ایشان نوشته است، برو این کتاب را بخوان؛ این کتاب اعتقادات شیعه از یک مرجع دینی شیعه است. آن فرد رفت، فردا آمد و گفت «من این کتاب را شروع کردم و تا آخر خواندم. چه قدر زیباست؛ شما موحد تر از ما هستید و اعتقادات شما نسبت به خدا، پیامبر(ص)، ائمه(ع) و قیامت، اعتقادات قشنگی است.» لذا ما نتوانستیم اعتقادات مان را برسانیم. مجمع جهانی اهل بیت(ع) یک دوره کتاب چهل جلدی منتشر کرده و به شبهات جواب داده است و یکی از این کتاب ها در مورد معرفی شیعه است و در این کتاب در مورد معرفی شیعه واقعا کم گفته شده است.

اگر شیعه مفاهیم خود را به صورت دقیق، درست و مثبت درست بیان کند هیچ کس با او مخالفت نمی کند وقتی بخواهیم فحش دهیم و بگوییم: تو باطلی، من درست هستم. می گوید: برو تو باطلی من درست می گویم. فکر با زور نمی شود؛ ما به او نیش می زنیم. اگر به کسی نیش زدی، دیگر کسی به حرفت گوش نمی کند بگو ما برادر هستیم مسلمانیم.
شیعه گفتن حساسیت ایجاد می کند بگوییم پیروان اهل بیت(ع)، اگر بگوییم پیروان اهل بیت(ع) هیچ کس نمی تواند بگوید که ما پیرو اهل بیت(ع) نیستیم و ما اگر از مکتب اهل بیت(ع) استفاده کنیم آنها می آیند.
ما باید با روش هایمان در شناساندن اهل بیت(ع) کار کنیم. مثلا ما دهه اول و دوم شهادت حضرت زهرا(س) را در حسینیه مراسم برگزار می کنیم اما ولادت آن حضرت را در سرتاسر استان کردستان مراسم مختلف برگزار می کنیم و شرکت هم می کنند و از فضایل حضرت زهرا(س) می گوییم. در یک جشن ولادت حضرت زهرا(س) در مسجد جامع کردستان سه هزار نفر از اهل سنت شرکت کردند.
نسبت به فضایی که الان وجود دارد فعالیت هایمان در معرفی اهل بیت(ع) کم است. ما باید جدی کار کنیم. دشمن جدی کار می کند تا ما را کافر معرفی بکند و خود ما از خودمان باید دفاع بکنیم و دفاع ما هم معرفی خوب است نه به صورتی که بخواهیم طرف مقابل را تکفیر کنیم. ما بد معرفی می کنیم ما به جای اینکه از خودمان دفاع کنیم فحش می دهیم.

ابـنا: موج تکفیری و اتفاقات منطقه چه تاثیری بر جمهوری اسلامی اسلامی خواهد گذاشت؟

ـــ اتفاقات منطقه در نهایت به نفع مکتب اهل بیت(ع) تمام خواهد شد. گاهی ما تصوراتی داریم و خداوند صحنه هایی ایجاد می کند. در صحنه های سیاسی وقتی به سوریه حمله کردند می گفتیم این کشور از دست رفت در حالی که اینگونه نشد. و در دنیا مشخص شد که ایران اقتدار دارد و در مقابل استکبار ایستاد.
خبری را می خواندم که در یکی از هواپیماهای اروپایی اتفاق افتاده بود یک نفر ایرانی قرآن می خواند. می بینند که این شخص قرآن می خواند به حراست هواپیما اطلاع می دهند که یک تروریست اینجاست. می آیند که این تروریست را بگیرند؛ آن فرد می گوید: من ایرانی هستم. می گویند نه این تروریست نیست. ثابت شده است که شیعه تروریست نیست این جریان تکفیر بیشترین ضربه را به اهل سنت زده است و به ذهن همه افتاده است که ایران کار تروریستی نمی کند.

در مصر شخصی گفته بود که ما زمانی به دنبال بستن گذرگاهها و تونل های فلسطنیان بودیم ایران به دنبال این بود که تکنولوژی موشکی را از این کانال ها رد کند و فلسطین را مسلح کند، ما دنبال چه بودیم، ایران به دنبال این بود که ماهواره بفرستد تا کشورهای اسلامی را سرفراز کند. وقتی که ما می خواهیم صلح را بر غزه تحمیل کنیم و آنها را خلع سلاح کنیم رهبر ایران می گوید تمام فلسطین باید مسلح شود و در مقابل اسرائیل بایستد؛ اینها افتخار است.
از این نوع سخن ها در جهان اسلام و در غرب گفته می شود غربی ها از اسلام چیزهایی شنیده اند و عربستان و ترکیه ادعای امپراتوری دارند و حامی تروریست هایی هستند که این چنین جنایت می کنند. غربی ها دنبال اسلام هستند لذا انقلاب اسلامی بیشتر جلوه گر می کند و محبوبیت ایران بیشتر می شود. و خیلی ها بعد از اینکه گرد و خاک می نشیند متوجه می شوند که چه کسی درست گفته است. الان در عراق این اتفاق افتاد در ارتش تحولی ایجاد شد و انسجام بیشتری گرفتند و شیعه ها وارد شدند. قبلا تعداد زیادی از بعثی ها را نگه داشته بودند.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: احمد محبوبی
عکس: سجاد ظاهری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ





نوع مطلب : تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، مستبصرین، 
برچسب ها : اهل سنت، دانشجو،
لینک های مرتبط :

فیلم/ آیا در "قطب شمال" هم شیعه وجود دارد؟!

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ امروزه حدود 300 میلیون شیعه علی(ع) در سراسر جهان زندگی می کنند؛ اما آیا در مناطق قطبی نیز شیعه ای وجود دارد؟ کلیپ زیر به این سؤال پاسخ می دهد:

کیفیت flv

کیفیت موبایلی



منبع : برنامه بشارت شبکه دو




نوع مطلب : تزکیه نفس، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها : شیعه، قطب شمال، فیلم،
لینک های مرتبط :

پاسخ جالب مقام معظم رهبری به چریک فدایی خلق

وقتی آن چریک فدایی خلق با صدایی بلند به حضرت آقا گفت، آقای وزیر دفاع ...

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

«حجت الاسلام والمسلمین عباد الله خیریان» مدیر مدرسه علمیه مؤمنیه قم سه خاطره جالب زیر را از مقام معظم رهبری بیان کرد:

عنوان دهن پر کن!

ایامی که حضرت آقا نماینده امام(ره) در جنگ بودند، به تبریز تشریف آورند و در دانشگاه تبریز حاضر شدند و بین نماز مغربین سخنرانی کوتاهی کردند. گفتنی است که دانشگاه آن زمان، به محیطی برای حضور احزاب و جریانها، حتی گروههای انحرافی تبدیل شده بود.

پس از سخنان رهبری، ناگهان یکی از دانشجویان که از چریک های فدایی خلق بود، با صدایی بلند گفت "آقای وزیر دفاع! اکنون، جنگ بین ایران و عراق است. بفرمائید که اگر در این جنگ شما پیروز شدید، چه اقدامی انجام می دهید؟".

حضرت آقا در پاسخ فرمودند "این عناوین(وزیر دفاع) برای ما دهن پرکن نیست. قبل از انقلاب که به تجمع دانشجویی میرفتیم، به ما حاج آقا میگفتند و اکنون نیز برای ما همین تعبیر شیرینتر از عنوان یاد شده است. سپس سوره نصر را تلاوت و در پایان فرمودند: جنگ ما به خاطر بندگی خداست. ما میخواهیم در روی زمین، انسانها بنده خدا باشند. در صورت ایجاد بندگی، جنگ ما تمام میشود و این عاقبت کار است".

رهبر واقعی کیست؟

نیک به یاد دارم که در همین سفر مقام معظم رهبری به تبریز، معظم له در "مسجد انگجی ها" تعابیر جالبی از رهبر شایسته بیان نمودند که برای نخستین بار بود که این تعابیر را از ایشان شنیدم که: "رهبری، چیزی نیست که فردی به فردی تفویض کند. رهبر، شخصی است که از زودتر همه دشمن شناس باشد و نسبت به او موضع گیرد. دیرتر از همه بخوابد، از همه زودتر بلند شود. نقشه های دشمن را خوب بخواند و موضعگیری کند".

تواضع نسبت به استاد

در یکی از ملاقات هایی که حدود چهل نفر از بازاری ها و خیرین مدرسه ساز با رهبر معظم انقلاب داشتند، حضور داشتم. در این نشست، «آیت الله بنی فضل» از قم، «آیت الله مروج» از اردبیل و «مرحوم آیت الله فشارکی» استاد معروف کتاب مطول نیز حضور داشتند.

وقتی نوبت به گفتگوی حضرت آقا با مرحوم فشارکی رسید، فرمودند: ایشان، پنجاه سال پیش استاد بنده در مطول بودند. آن هنگام من مکاسب میخواندم که شنیدم ایشان قصد تشرف به مشهد مقدس و ماندن در تابستان آن سال در جوار حرم رضوی را دارند. من هم فرصت را مغتنم شمرده و از ایشان وقت گرفتم و نصف مطول را در تابستان آن سال و نصف پایانی این کتاب را در تابستان سال بعد نزد ایشان فرا گرفتم. معظمله آن چنان از استاد خود تمجید و تعریف نمودند که همه حاضرین از این احترام و تواضع ایشان متأثر شدند.





نوع مطلب : آیت الله خامنه ای، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، تاریخ معاصر، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

راه مجاهدت باز است...

گزارشی از متن و حاشیه دیدار رهبر انقلاب با خانواده شهید احمدی روشن + تصاویر

آقا رو به پدر شهید کردند و گفتند: چند سالش بود؟ پدر مصطفی گفت: ۳۲ سال. پدر و رهبر هردو مکث کردند. پدر ادامه داد: خدا انشاءالله شما را برای ما نگه دارد. ایشان ارادتمند شما بودند من هم همینطور.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

سرم را تکیه داده بودم به شیشه‌ی ماشینی که از لابه‌لای اتومبیل‌های توی خیابان به سرعت می‌رفت تا به موقع برسیم خانه‌ی مصطفی؛ به موقع یعنی زودتر از رهبر انقلاب.

مصطفی سر جمع ۷ ماه و ۷ روز بزرگتر از من بود و پسرش هم تقریباً هم‌سن دخترم. فکر کردم به اینکه اگر اتفاقی – مثلاً تصادف- برایم پیش بیاید حال خانواده‌ام چطور خواهد شد؛ پدر، مادر، همسر، دخترم، برادرها و بقیه. از روی محبت، هیچ دلم نخواست که تصورشان بکنم؛ ولی چند دقیقه‌ی بعد قرار بود برسم به خانه‌ی جوانی هم‌ریش و هم‌سن‌وسال خودم که اتفاقی برایش افتاده و حال خانواده‌اش را تصویر کنم. خانواده‌ای که دیگر او را نخواهند دید.

ماشین در ترافیک سنگین از بیت رهبری در انتهای فلسطین آمده بود تا اول پاسداران و در خیابان گل نبی و ترافیکش – همان‌جا که ماشین مصطفی را منفجر کردند- سر از شیشه‌ی ماشین برداشتم. فکر کردم اگر به لطف رانندگی! راننده‌مان همین الان نمیریم بالاخره گریزی هم از تقدیر همیشگی و همگانی حضرت حق نداریم. یک لحظه فکر اینکه آدمی مثل مصطفی چقدر می‌تواند خوشبخت و خوش‌عاقبت باشد، از جا پراندم. این ماجرا زاویه‌ی دید صحیح می‌خواهد. از این زاویه همه‌اش شور است و حماسه.

وقتی ماشینمان -به لطف خدا البته- رسید به نزدیک خانه‌ی مصطفی دیگر حال‌گرفتگی مسیر را نداشتم. فکر کردم نباید دلسوز خانواده‌اش باشم بل باید غبطه‌خور خودش بشوم. حاشیه زیاد رفتم، خانواده خانه نبودند!

دانشگاه شریف مراسمی در چیذر و سر مزار مصطفی گرفته بود و همه‌ی خانواده‌اش آنجا بودند. رهبر انقلاب اول رفته‌اند خانه شهید رضایی‌نژاد و بعدش می‌آیند اینجا. یک تیم هم رفته چیذر و دارد توی گوش خانواده‌ی آنها می‌خواند که یک مسئولی در راه منزل شماست! یک چیزی در مایه‌های رئیس بنیاد شهید یا سرداری از سپاه. و معلوم است خانواده مقاومت می‌کنند که: خوب بگویید آنها هم بیایند اینجا سرمزار. تیمی که رفته بود چیذر بالاخره موفق می‌شود و معلوم نیست با چه ترفندی راضی‌شان می‌کند به آمدن. بالاخره آنها آمدند و ما هم رفتیم بالا. خانه‌ی شهید یک آپارتمان حدود ۸۰ متری و دو اتاقه بود و ساده. دو تا کامپیوتر روی میزی بزرگ در سالن خانه و دو عکس از رهبر به دیوارها و خانه پر از خانمهای چادری جوان و مسن و دو مرد میانسال –باجناق و برادرزن- و دو مرد مو سپید کرده؛ مادر و همسر و خواهرها و خانواده همسر شهید و البته علیرضا پسر مصطفی که هاج و واج مانده بود از حضور ما در خانه‌شان. اینقدر می‌فهمید که خبر مهمی هست که همه جمع هستند و اینقدر بزرگ بود که بداند در چنین موقعیتی پدرش هم باید باشد برای پذیرایی و مهمانداری! وکلافه از همین موضوع می‌پرسید: پس بابا کی میاد؟

همه قیافه‌های خسته داشتند و معلوم بود خواب درست و حسابی نداشته‌اند در این چند روز ولی کسی شکسته نبود. گهگاهی هم لبشان به لبخند باز می‌شد و البته هنوز نمی‌دانستند چه کسی به خانه‌شان خواهد آمد.

خواندم که کامران نجف‌زاده جاخورده که خبر شهادت پدر را به پسر ۴ ساله‌اش نداده‌اند و البته فکر می‌کنم او هم یک لحظه همه چیز را –مثل من- با فرزند خودش مقایسه کرده که نوشته بود: خبرنگاری یادم رفت؛ و من دیدم مادربزرگ علیرضا داشت به نوه‌اش می‌گفت: بابا را خدا فرستاده مأموریت. البته نباید هم انتظار داشت بچه‌ی چهارساله معنای فقدان و مرگ و شهادت را درک کند هرچند فکر می‌کنم معنای خدا و بابا و مأموریت را خوب می‌دانست که از این حرف مادربزرگ به آغوش مادرش پناه می‌آورد و سرش را قایم می‌کرد لای چادر او.

مسئول ِ همراه ما به پدر و مادر و همسر شهید آرام گفت مهمانشان کیست و خواهش کرد کمک کنند تا همه‌ی موبایل‌ها جمع و خاموش شود. فکر می‌کردم مثل خانواده‌های شهدایی که قبلا دیده بودم ذوق زده شوند یا باور نکنند ولی نه؛ خیلی عادی بلند شدند و موبایل‌ها را جمع کردند. انگار برایشان مسجل بود که آقا خواهند آمد. حالا اگر امروز نه؛ فردایی نزدیک.

پدر شهید بلند شد و رفت برای گرفتن وضو. دستش لرزشی آرام گرفته بود و این نشانه‌ی هیجانی بود که نشانش نمی‌داد. وقتی پدر برگشت، کوچکترین دخترش –که دیگر حالا او و بقیه هم خبردار شده بودند- لباس‌های پدرش را مرتب می‌کرد.

وقتی میهمان وارد خانه شدند پدر مصطفی از جا بلند شد و جلو رفت و گفت: خوش آمدید و او را بغل کرد. وقتی آقا هم دست به گردن پدر مصطفی انداختند، من پشت سر ایشان بودم و صورت پدر مصطفی را می‌دیدم. انگار دو پدرِ فرزند از دست داده، داشتند به هم سرسلامتی می‌دادند. مادر شهید شیواتر سلام کرد: «سلام آقا» و بعد علیرضا را گرفت سمت رهبر و ادامه داد: خیلی وقته منتظرتونه. پدر مصطفی که از آغوش رهبر جدا شد، علیرضا دست انداخت به گردن رهبر. فکر کردم الان غریبی می‌کند ولی نکرد. مادر مصطفی گفت: علی! آقا را ببوس مادر!

و علیرضا رهبر را بوسید. آقا به محافظی که کنارشان بود گفتند: عصای من را بگیرید. عصا را که دادند، علیرضا را بغل کردند. علیرضا که جا خوش کرد در بغل رهبر، زن‌ها نتوانستند صدای گریه‌شان را مثل اشک‌ها پنهان کنند. هرچند مادر و همسر شهید هنوز مقاومت می‌کردند.

آقا تا برسند به صندلی‌شان، اسم پسر را پرسیدند و حالش را و سلامی کردند به حاضرین. وقتی نشستند روی صندلی، علیرضا هم روی پای رهبر آرام گرفت، بی کلافگی و بی غریبگی.

ساعتم را نگاه کردم. هنوز یک دقیقه نشده بود از ورود رهبر به منزل که ایشان گفت: خوب! خدا درجات این شهیدِ عزیزِ ما را متعالی کند، با شهدای صدر اسلام، با شهدای بدر و احد، با شهدای کربلا محشور کند ان شاءالله.

این خلاف رویه‌ی ایشان بود که اینقدر بی‌مقدمه شروع کنند در خانه‌ی شهیدی به صحبت. اول معمولاً می‌نشستند و می‌شناختند و گپ و گفت می‌کردند ولی اینجا نه. بعد هم برایم جالب شد که نگفتند «شهیدتان»، گفتند «شهید ما».
و البته فرصت شد تا من خودم هم چهره‌ی رهبر را ببینم؛ جدی، با هیبت، با ابهت، کمی غمگین و ناراحت و البته مصمّم. این هم چهره‌ای نبود که در ۶-۷ خانه‌ی شهدا که قبلاً تجربه رفتنشان را داشتم از ایشان دیده باشم. معمولاً شاد، سرزنده و با نشاط بودند.

«دو ارزش در جوان شما به خوبی تبلور پیدا کرد که هرکدام به تنهایی مایه‌ی افتخار است. یکی جنبه‌ی علم و تحقیق و تسلط بر کار مهمی که زیر دستش بود... این یک بُعدش است که مایه‌ی افتخار است هم برای خانواده و اطرافیان، هم برای ما.

بُعد دوم اهمیتش بیشتر است که همان بُعد معنوی و الهی است. بُعد دوم همان چیزی است که او را آماده می‌کند برای شهید شدن. حالا البته شهیدشدن برای ما که اهل دنیا هستیم، برای شما که پدر و مادر و همسر هستید و محبت دارید نسبت به او، تلخ است چون در عرصه‌ی ظاهر زندگی فقدان است؛ از دست دادن است؛ این پوسته‌ی شهادت است... لکن اصل شهادت چیزی غیر از این است، برتر از این حرف‌هاست. اصل شهادت این است که انسان ناگهان از درجات عالیه‌ی الهی سر دربیاورد و مقامش از فرشتگان بالاتر برود. آن زندگی اصلی که همه‌ی ما بعد از چند سال بالاخره واردش می‌شویم خواه ناخواه، در آن زندگی ابدی جایگاهش عالی بشود، رتبه‌اش عالی بشود، مورد توجه باشد، فیض او در روز قیامت به دیگران برسد: یَسْعَی نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمَانِهِم(۱)؛ در ظلمات قیامت وقتی بندگان خوب که از جمله‌ی آنها جوان شماست، حرکت میکنند آنجا را روشن می‌کنند. در آن روز منافقان می‌گویند از نورتان به ما هم بدهید و اینها جواب می‌دهند: قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا(۲)؛ بروید پشت سرتان را نگاه کنید، زندگی دنیایی‌تان را نگاه کنید، اگر نوری قرار است داشته باشید از آنجا باید داشته باشید. این بُعد دوم شخصیت جوان شما و همه‌ی شهداست.»

علیرضا همچنان روی پای رهبر نشسته بود و با انگشتان کوچکش بازی می‌کرد. همه مبهوت صحبتهای عمیق و بی مقدمه‌ی رهبر شده بودند و فقط صدای چیلیک چیلیک دوربین عکاس می‌آمد. انگار آقا این حرفها را علاوه بر خانواده‌ی شهید داشتند به من هم می‌گفتند به خاطر آن فکرهایی که قبل از رسیدن به خانه‌ی مصطفی می‌کردم؛ همنشینی با شهدای بدر و احد، با حمزه و حنظله غسیل الملائکه و بعد هم صحبت از نورافشانی در ظلمات قیامت.

آدم باید غبطه خوردن را خوب بلد باشد برای چنین موقعیتهایی.

«اینها در راه خدا و پیشرفت اسلام شهید شدند. مسأله اینها فقط این نیست که ما می‌خواهیم از دنیا عقب نباشیم به لحاظ علمی، این تنها نیست یعنی، این هست به علاوه یک چیز مهمتر و آن اینکه ما با حرکت علمی‌مان اسلام را سربلند می‌کنیم. از اول انقلاب یکی از بمبارانهای شدیدی که علیه ما شده این بوده که اسلام انقلابی که در یک کشوری حاکم شد و مردم متعبد شدند دیگر راه علم و تمدن بسته می‌شود، این جزو تهمتهایی بوده که از اول به ما می‌زدند. خوب اوایل کار هم که ما راهی نداشتیم برای رد این تهمت.

سالهای اول و دهه‌ی شصت، هنر جوان‌های ما مجاهدت بود، ایمان بود. خوب دنیا قبول کرد، گفت: بله ایمانشان خوب است، ولی پیشرفت علم و تمدن و زندگی امکان ندارد. این جوانها این ادعا را باطل کردند. چه این شهید چه سه شهید قبلی، جوانهایی که عرصه‌های علمی را تصرف کردند و در آنجا حرف نو به میدان آوردند و هویت پیشرونده و استعداد برتر خودشان را و قابلیت‌ها و استعداد‌های خودشان را نشان دادند، اینها آبرو درست کردند برای نظام جمهوری اسلامی. این بخش دوم فضیلت اینهاست و همین هم موجب شد خدا به اینها توفیق شهادت بدهد و درجاتشان را عالی کند.

...برای شما هم شهید از دست نرفته؛ مثل پولی که در بانک است. پول در خانه نیست ولی هست. مثل پولی که گم می‌شود یا دزدیده می‌شود نیست. شهید شما پیش شما نیست، در خانه نیست، دیگر نمیبینیدش، ولی هست و کجا به دردتان می‌خورد؟ روزی که انسان از همیشه فقیرتر است. خدا ان شاءالله بهتان صبر بدهد.»

آقا بعد از این صحبت‌ها، رو به پدر شهید کردند و گفتند: چند سالش بود؟ پدر مصطفی گفت: ۳۲ سال. پدر و رهبر هردو مکث کردند. پدر ادامه داد: خدا انشاءالله شما را برای ما نگه دارد. ایشان ارادتمند شما بودند من هم همینطور.

آقا جواب دادند: «سلامت باشید» و تازه برگشتند به روال گذشته‌شان با خانواده‌های شهدا؛ و از حاضرین در جلسه پرسیدند و نسبت‌هایشان با مصطفی و لابه‌لای حرفها هم دعا می‌کردند.

«راه مجاهدت باز است، راه خدمت باز است. هر کسی در هر جایی می‌تواند خدمت کند و وقتی خدمت صادقانه شد، خدا اینجور پاداش‌ها را هم به بهترین‌ها می‌دهد. حالا شنیدم من بعد از شهید مصطفی، دانشجوهای شریف و جاهای دیگر نامه نوشتند و درخواست کردند تغییر رشته بدهند به این رشته. این برکت است. هم زندگی‌شان برکت داشت هم از دنیا رفتنشان که شهادت بود پربرکت بود.»

نفهمیدم علیرضا کی سریده بود و از بغل رهبر درآمده بود و رفته بود بغل مادرش نشسته بود.

آقا قرآن خواستند و مثل همیشه با طمأنینه در صفحه‌ی اولش نوشتند: تقدیم به خانواده‌ی شهید مصطفی احمدی روشن. قرآن اول را دادند به پدر مصطفی. پدر مصطفی قرآن را گرفت و گفت: ما از این اتفاق هیچ ناراحت نیستیم شما هم غم به دلتان راه ندهید آقا.

رهبر سر از روی قرآن دوم که داشت در آن برای همسر مصطفی چیزی به یادگار می‌نوشت، برداشت و گفت: غم داریم! این جور حوادث مثل تیر به دل انسان است. منتها غم نباید انسان را از پا بیندازد. این حوادث علاوه بر اینکه اراده‌ی انسان را تقویت و به خدا نزدیک می‌کند یک نتیجه‌ی دیگر هم دارد. ما قبلاً از اهمیت کار خودمان آگاه بودیم ولی آیا از اهمیت آن برای دشمن هم آگاه بودیم؟ این شهادت‌ها میزان اهمیت این فعالیت‌ها برای دشمن را هم برای ما روشن کرد. معلوم شد نتیجه کار اینها مثل پتک توی سرشان خورده که دیگر کارشان به اینجا کشیده که هزینه می‌کنند تا این همه جوان‌های ما را شهید کنند.

مادر شهید گفت: آقا مصطفی از یاران خیلی خیلی صدیق شما بود. واقعا پیرو شما بود.

رهبر گفت: «بله می‌دانم.»
... و این موضوع را همه کسانی که او را می شناختند، فهمیده بودند؛ حتی سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه.
آقا ادامه دادند: اهل معنویت و سلوک هم بود، با آقای خوشوقت هم ارتباط داشتند مثل اینکه.

علیرضا جلو رفت یک بار دیگر و بی هوا رهبر و محاسن سپیدش را بوسید.

وقتی آقا داشتند قرآنی به رسم هدیه به همسر شهید می‌دادند، زن جوان لبش لرزید و بعد چشم‌هایش. شاید داشت فکر می‌کرد ای کاش مصطفی بود و این روز باشکوه را می‌دید که رهبر چانه‌ی کوچک علیرضایشان را می‌گیرد و می‌بوسد و قرآن می‌نویسد به یادگار و هدیه می‌دهدشان.

وقتی قرآن را گرفت آرام گفت: مصطفی خواب دیده بود بالای تپه‌ای شما به سرش دست کشیدید. رهبر پرسید: کی؟
همسر شهید جواب داد: ۲۰ روز پیش حدوداً. و بعد یک خواهش کرد از رهبر: آقا توی نماز شب‌هاتون علیرضا را دعا کنید، برای صبرش!
و رهبر قول داد.

مادر مصطفی هم رفت پیش رهبر و آرام گفت: آقا دعا کنید خدا به من صبر بده. من تا حالا عیان گریه نکردم.

آقا گفتند: نه؛ گریه کنید.
مادر شهید گفت: نه گریه نمی‌کنم نمی‌خوام اونها خوشحال بشن.
آقا ابرو در هم کشیدند و گفتند: غلط می‌کنند خوشحال می‌شوند. گریه برای مادر هیچ اشکالی ندارد. گریه کنید و دعا کنید هم برای اون شهید که الحمدلله درجاتش عالیست و از خدا بخواهید دعای او را شامل حال شماها و ما و همسر و فرزندش بکند.
آقا حرفش تمام شده و نشده چشم‌های مادر مصطفی خیس شد.

رهبر به مادر و همسر و پسر و خواهرهای شهید هدیه دادند. پدر همسر مصطفی گفت: آقا سر ما فقط بی‌کلاه ماند. من هدیه نمی‌خوام ولی بذارید ببوسم‌تان.

اینطور شد که او هم سرش بی کلاه نماند. همین‌طور شوهر خواهر و باجناق مصطفی.


رهبر انقلاب جمله معروف پایان جلساتشان با خانواده شهدا را گفتند: خوب مرخص فرمودید؟ و بلند شدند از روی صندلی. رهبر برای آنها دعا می‌کردند و آنها برای رهبر. این وسط چفیه را برای علیرضا خواستند و گرفتند. مادر مصطفی رهبر را دعوت کرد خانه‌شان و آقا گفتند: آمدن من زحمت زیاد دارد برای شما. شما تشریف بیاورید. پدر مصطفی چشمی گفت و رهبر را بدرقه کردند تا کنار در. رهبر که رفتند چهره‌های اهل خانه خندان بود. شاید هیچ کس نبود که آرزو نداشته باشد جای مصطفی باشد. خواستیم تازه گپی بزنیم با خانواده مصطفی که راننده‌مان آمد بالای سرمان و گفت: بلند بشید که من باید شماها را صحیح و سالم برگردانم! بعد با همان اعتماد به نفس دشمن‌شکن بلندمان کرد و برد. خانواده‌ی شهید هم یادشان آمد باید برگردند امام زاده علی اکبر چیذر، پیش مصطفی و هم دانشگاهی‌هایش.






نوع مطلب : آیت الله خامنه ای، دفاع مقدس و شهدا، احسان به پدر و مادر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، دفاع مقدس، تاریخ معاصر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آیت‌الله علوی گرگانی: رضایت امام زمان(عج) را در اعمال خود مورد توجه قرار دهیم

یکی از مراجع تقلید شیعیان گفتند: اینکه انسان ادعا کند به دنبال رضایت امام عصر است کار راحتی است، انسان باید کاری کند که امام زمان (عج) از اعمال او راضی باشد.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ آیت الله العظمی علوی گرگانی امروز در دیدار مدیران مجتمع یاوران مهدی(ع) اظهار داشتند: باید سعی کنیم در زندگی خود یاور امام زمان(عج) باشیم، خدمت در محضر حضرت مهدی(ع) سعادت است.

ایشان با بیان اینکه اگر می‌خواهیم امام زمان(عج) ما را قبول کند باید به دستورات قرآن توجه کنیم، افزودند: اگر اهل حقیقت و پاکی باشیم امام زمان(عج) را خواهیم دید و چشممان به جمال زیبای ایشان روشن می‌شود.

مرجع تقلید شیعیان با اشاره به اینکه امام زمان (عج) زنده و در دوران غیبت بر اعمال ما ناظر است، گفتند: اینکه انسان ادعا کند به دنبال رضایت امام عصر است کار راحتی است، انسان باید کاری کند که امام زمان (عج) از اعمال او راضی باشد.

آیت الله علوی گرگانی اضافه کردند: مال و اموال انسان را از امام خویش دور می‌کند، این موضوع به خوبی در زندگی‌های امروز نمایان است.

ایشان با تاکید بر تفکر به امام زمان(عج) در طول شبانه روز عنوان کردند: سعی کنیم در طول شبانه روز در کنار دیگر کار‌هایمان فرصتی برای تفکر به امام زمان(عج) داشته باشیم و‌‌‌ همان گونه که ایشان از ما می‌خواهد زندگی کنیم و تنها هدفمان جلب رضایت ایشان باشد.

این مرجع تقلید شیعیان خطاب به حاضران در جلسه گفتند: شما که خادمی زائران امام زمان(عج) را می‌کنید سعی کنید با اقدامات خویش زمینه رضایتمندی حضرت مهدی(عج) را فراهم کنید و موجب ناراحتی ایشان نشوید.

آیت الله علوی گرگانی: بهترین اسوه ها برای زندگی ما، ائمه(ع) هستند

مرجع تقلید شیعیان اظهار داشتند: ائمه(ع) ترک زندگی را قبول نداشتند و تجاوز و تعدی را نیز قبول نداشتند از مجموعه روایات به دست می آید که سبک زندگی ائمه(ع) در هر عصر، مطابق شرایط آن زمان بوده است و ما روحانیون، جامعه و مردم باید اینها را رعایت کنیم.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ «آیت الله العظمی علوی گرگانی» در دیدار با اعضای کمیته علمی همایش علمی ـ پژوهشی سبک زندگی اهل بیت(ع) که شب گذشته ـ 13 دی ماه ـ در دفتر معظم له برگزار شد، خطاب به اعضای کمیته علمی این همایش گفتند: اینکه شما در زمان ولادت پیامبر(ص)  همایش را برگزار می کنید بهترین وقت را انتخاب کرده اید.

ایشان ادامه دادند: مساله سبک زندگی از اموری است که مغفول عنه جامعه واقع شده است و باید بررسی کنیم که زندگی اهل بیت(ع) چگونه بوده و آنها را اسوه و الگو قرار دهیم.

مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه امیدورایم برگزاری این همایش در جامعه اثر خوب و مثبت داشته باشد، افزودند: خداوند در آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» می فرماید چیزهایی که خدا حلال کرده را حرام نکنیم و در هر چیزی و لو حلال تعدی و تجاوز نکنیم.

ایشان افزودند: خداوند در آیه «وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَكَانَ بَیْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًا» می فرمایند مومن وقتی که انفاق می کند نه خیلی اسراف می کند و نه خیلی تنگ می گیرد و حد اعتدال را رعایت می کند.

آیت الله علوی گرگانی با بیان اینکه شرایط امامان و پیشوایان دین متفاوت بود، افزودند: شرایط امام علی(ع) سخت بود ولی امام صادق(ع) زندگی مرتب و منظمی داشت که حتی بعضی اعتراض می کردند و ایشان پاسخ می دادند که امام علی(ع) مطابق آن زمان زندگی می کرد و زندگی سختی داشت ولی من در عصری هستم که وضعیت زندگی مردم خوب است. اینها برای ما دستورالعمل است که زندگی افراد نباید به گونه ای باشد که در جامعه واکنش بدی داشته باشد.

ایشان در پایان تاکید کردند: ائمه(ع) ترک زندگی را قبول نداشتند و تجاوز و تعدی را نیز قبول نداشتند از مجموعه روایات به دست می آید که سبک زندگی ائمه(ع) در هر عصر، مطابق شرایط آن زمان بوده است و ما روحانیون، جامعه و مردم باید اینها را رعایت کنیم. لذا بهترین اسوه ها برای ما ائمه(ع) هستند.


نرم افزار مجموعه آثار آیت الله علوی گرگانی تولید شد

نرم افزار ۵ زبانه مجموعه آثار حضرت آیت الله محمد علی علوی گرگانی از مراجع معظم تقلید جهان تشیع تولید شد.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ نرم افزار ۵ زبانه مجموعه آثار حضرت آیت الله العظمی محمد علی علوی گرگانی از مراجع معظم تقلید جهان تشیع تولید شد.

مسوول ارتباطات و اطلاع رسانی مرکز نور در گفت‌و‌گو با خبرنگاران اظهار داشت: نرم افزار گرانسنگ حاوی ۳۲ عنوان کتاب در ۵۴ جلد، به زبان‌های «فارسی و عربی» و همچنین ارائه برخی کتب به زبان‌های «اردو، آذری و ترکی استانبولی» به صورت PDF (تصویری) از هم اکنون در دسترس علاقه مندان قرار دارد.

علی اکبر پوست چیان با بیان اینکه این نرم افزار در هشت موضوع اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد، افزود: «حضرت زهرا (علی‌ها السلام)»، «اصول فقه»، «فقه»، «احکام»، «خمس»، «مناسک حج»، «اخلاق» و «زندگی نامه» از جمله موضوعات این مجموعه آثار می‌باشد.

عضو انجمن روابط عمومی ایران، دسته بندی کتب این نرم افزار را بر اساس فقه، اصول فقه، احکام، اخلاق، زندگینامه و متفرقه عنوان کرد و ادامه داد: «گلچینی از انوار اخلاقی»، «احکام بانوان»، «احکام جوانان»، «استفتائات حج و عمره»، «رساله توضیح المسائل»، «بانوی نور»، «پندهای رسول اعظم (صلّی الله علیه وآله) به اباذر غفاری»، «التعلیقة علی تحریر الوسیلة للإمام الخمینی»، «مناسک حج»، «منهج الصالحین»، «لئالی الأصول»، «زندگی‌نامه آیت الله علوی گرگانی» از جمله کتب موجود در این نرم افزار است.

وی گفت: «ارائه تصاویر، صوت‌ها و فیلم‌های معظم له در بخش نگارخانه»، «جستجو به روش‌های گوناگون در الفاظ و عباراتِ متن و فهرست کتاب‌های برنامه»، «شخصیت‌شناسی آیت الله علوی گرگانی و نسخه‌شناسی کتب برنامه»، «متن قرآن کریم به همراه ترجمه و امکان جستجو در آیات»، «ارتباط واژگان متون برنامه با چند دوره لغت‌نامه، با امکان دسترسی به ریشه و مشتق کلمات»، «یادداشت‌برداری، ذخیره‌سازی، ویرایش و چاپ متن» از قابلیت‌ها و امکانات این نرم افزار گرانسنگ می‌باشند.

پوست چیان ادامه داد: نرم افزار مجموعه آثار حضرت آیت الله علوی گرگانی با عنوان لاتین Writings of Grand Ayatollah Alawi Gorgani با موضوع علوم و معارف اسلامی قابل نصب بر روی ویندوز XP و بالا‌تر است و علاقه مندان می‌توانند برای تهیه آن علاوه بر فروشگاه‌های معتبر محصولات فرهنگی به فروشگاه مجازی مرکز نور به نشانی www. noorshop. ir مراجعه کنند.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام مهدی(ع)، ولایت و امامت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



دختران جوان با معده خالی "خرما" بخورند

مطالعات جدید دانشمندان نشان می‌دهد مصرف خرما با معده خالی باعث "سوخت و ساز بدن" در طول روز شده و برای "لاغری" بسیار مفید است.
مصرف خرما با معده خالی میزان جذب قند موجود در خرما را بیشتر می‌كند و بهترین زمان برای مصرف خرما صبح‌ها قبل از وعده‌های صبحانه است.
بررسی‌ها نشان می‌دهند كلسیم و ویتامین‌های موجود در خرما باعث شادابی و طراوت پوست شده و از كم خونی به ویژه در دختران جلوگیری می‌كند و موها را پرپشت‌تر می‌كند.
گفتنی است فیبر موجود در خرما مانع از ایجاد گرسنگی و "افت قندخون" در طول روز می‌شود و بهتر است تمام افراد صبح‌ها بعداز بیدارشدن از خواب با معده‌ی خالی خرما بخورند تا تمام مواد مغذی موجود آن جذب بدن شود.
گفتنی است نتایج مطالعات نشان می‌دهند دانشمندان با انجام آزمایشاتی روی هزاران داوطلب دریافتند خانم‌هایی كه زیاد خرما مصرف می‌كنند و به جای قند و شكر با چای و نوشیدنی‌های خود خرما مصرف می‌كنند 70 درصد كمتر دچار كم‌خونی و "رنگ پریدگی پوستی" می‌شوند و بدنی سالم و مقاوم در برابر "باكتری‌ها" و "ویروس‌ها" خواهند داشت.


با این گیاه و طب سنتی :
 اگر "آبریزش بینی" باعث اذیت و آزارتان می شود


اکثر کسانی که مزاج سرد و تر دارند با شروع فصل سرما با آبریزش بینی و چشم، زکام و حتی درد سینوس ها مواجه می‌شوند و عوارضی که تا آخر فصل پاییز و زمستان زندگی را برای آنها سخت و دشوار می‌کند.
بررسی ها نشان می‌دهند، درمانگران طب سنتی برای این گروه راه چاره‌ای ساده و موثر یافته‌اند و آن استفاده از بخور با گیاهان خاص است.
 "اسطوخودوس"، "مرزنجوش"، پونه و نعناع از گیاهانی هستند که استشاق آنها در فضای خانه باعث می‌شود راه مجاری تنفسی باز شود و "سینوزیت" و آبریزش بینی کاهش یابد.
 اگرمی‌خواهید از شر آبریزش بینی خلاص شوید روزی دو الی چهار مرتبه این بخورها را تهیه کنید و بینی‌تان را با آنها شستشو دهید.


پیاز بخورید تا سالم باشید

پیاز خام تأثیر بیشتری نسبت به پیاز پخته شده بر سلامت بدن دارد.
شیوا فرجی متخصص تغذیه در مورد خواص پیاز و علت مصرف آن در کنار غذا گفت: پیاز از دیرباز در غذای ایرانیان چه به صورت سرخ‌کرده یا خام وجود داشته و گفته می‌شود که از حدود 6 هزار سال پیش تاکنون به عنوان یک داروی سنتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
وی با اشاره به اینکه پیاز سرشار از ترکیبات گوگردی است و قادر به متوقف کردن روند تغییر شکل سلول‌ها است افزود: به همین دلیل گفته می‌شود که این نوع ماده غذایی خطر ابتلا به سرطان از جمله سرطان سینه را تا حد زیادی کاهش می‌دهد و کسانی که با غذای خود کمی پیاز خام می‌خورند کمتر به سرطان مبتلا می‌شوند.
وی تصریح کرد: همچنین ماده‌ای به نام پروپیل‌سولفات در پیاز وجود دارد که از ابتلا به سرطان معده و روده جلوگیری می‌کند اما نباید فراموش کرد که پیاز خام تأثیر بیشتری نسبت به پیاز پخته شده بر سلامت بدن دارد.
به گفته این متخصص تغذیه همچنین ترکیبات گوگرد‌دار در پیاز عضلات صاف ریه را تحریک کرده و باعث باز شدن شریان‌های کوچک و نایژه‌‌ها می‌شود و برای همین به آنهایی که دچار سرماخوردگی می‌شوند مصرف پیاز به صورت خام یا در کنار غذا توصیه می‌شود.
فرجی با تاکید بر اینکه پیاز در تنظیم قند خون نیز بسیار مؤثر است تصریح کرد: در پیاز ترکیباتی وجود دارد که قند خون را تنظیم می‌کند. ولی نباید فراموش کرد که افرادی که دچار قند خون می‌شوند نباید بیش از حد پیاز مصرف کنند.
عضو انجمن علمی تغذیه ایران گفت: شاید جای سؤال باشد که چرا در کنار کباب یا غذاهای بین راهی پیاز خورده می‌شود؟ نکته جالب اینجاست که این ماده غذایی آنتی‌بیوتیک بسیار قوی بوده و در از بین بردن میکروب‌های مختلف نقش مؤثری دارد به همین جهت معمولا در کنار غذاهای گوشتی و پرچرب و مهمان‌خانه‌های بین راهی توصیه می‌شود تا حتماً پیاز در کنار غذا به صورت خام خرده شود.

 


"فیبر انار" در رفع اختلالات گوارشی مفید است

فیبر مفید پرده سفید انار در حرکات دستگاه گوارش و رفع یبوست نقش موثری دارد.
به گفته علی مجتبوی متخصص گوارش، انار حاوی پتاسیم ، اسیدهای آلی، فیبر و آب بوده که بهتر است آن را با پرده‌های سفید اطراف دانه‌ها مصرف کرد.
وی افزود: این لایه‌ها، حاوی مقادیر قابل توجهی فیبر نامحلول است که به حرکات دستگاه گوارش و رفع اختلالات ‌آن، پیشگیری از یبوست، کاهش اضافه وزن و کنترل اشتهای کاذب کمک می‌کند.
این متخصص گوارش اظهار داشت: همچنین این میوه مفید با خواص دارویی و درمانی فراوان خون را تصفیه کرده و با مقادیر فراوان آهن، فسفر، پتاسیم و روی موجب کاهش کلسترول و چربی خون می‌شود.


توت و "خرما" با چای نخورید!

 اگر بر این باورید که مصرف "توت" یا "خرما" به جای قند می‌تواند از بالا رفتن میزان "قند خون" جلوگیری کند سخت در اشتباهید.
قند ،خرما، توت و به طور کلی هر"مواد قندی "هنگامی که با آب جوش یا چای داغ تماس پیدا می‌کند بدن تمام شیرینی‌های آین مواد را جذب کرده و "انرژی" موجود در آنها جذب بدن نمی شود.
گفتنی است چای و "قهوه "در تمام کشورهای دنیا نوشیدنی‌های بسیار رایجی هستند که افراد عادت دارند آنها را با مواد شیرین مصرف کنند اما این مواد قندی به سلامت "دندان‌ها" آسیب رسانده و سبب بالا بردن قند خون و در نهایت "دیابت" می‌شود.
گفتنی است مصرف "میوه‌های خشک" در کنار چای بهترین گزینه  به جای قند، خرما و "توت" است.
پزشکان بر این باورند مصرف میوه‌های خشک انرژی مورد نیاز  بدن را فراهم کرده و برای "سلامتی" ضرری ندارند.


ساقه وسط کاهو را مصرف نکنید

 عضو هیات علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینای ایران گفت: ‌تجمع نیترات در سبزی‌های برگی بیشتر از سبزی‌های میوه‌ای و پیازی است.
دکتر "فرشاد دشتی" در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) ، افزود:‌ تجمع نیترات در سبزی‌هایی مانند کاهو و پالک بیشتر از سایر سبزی‌هاست.
وی ادامه داد:‌ میزان نیترات موجود در اندام‌های مختلف سبزیجات نیز متفاوت بوده، به طوری که میزان آن به ترتیب در ساقه، دمبرگ، پهنک برگ، اندام‌های زیرزمینی، پیاز، ریشه‌ها و غده‌ها بیشتر است.
دشتی تاکید کرد: ‌در میوه‌ها و سبزی‌های میوه‌ای، مشکل زیادی از نظر تجمع نیترات وجود ندارد و مشکل اصلی بیشتر در سبزی‌هایی است که اندام رویشی آنها مصرف می‌شود.
وی خاطرنشان کرد: ‌نیترات باعث بیماری‌هایی از قبیل کم خونی، سقط جنین و انواع سرطان‌ها می‌شود.
وی گفت:‌ میزان مجاز ورود نیترات به بدن هر فرد 3.65 میلی‌گرم بر هر کیلوگرم وزن بدن در روز است و با توجه به این که نسبت به وزن بدن سنجیده می‌شود میزان مصرف در کودکان حائز اهمیت است.
این مدرس دانشگاه راه‌های انتقال نیترات به بدن را آب آشامیدنی و سبزی‌ها عنوان کرد و گفت: ‌در مورد آب‌ها نظارت زیادی وجود دارد و میزان نیترات در آب اندازه‌گیری می‌شود، ولی در خصوص سبزی‌ها کنترلی صورت نمی‌گیرد این درحالی است که در کشورهای توسعه یافته بر روی سبزی‌ها نیز کنترل انجام می‌شود.
دشتی در خصوص دلایل تجمع نیترات در سبزی‌ها یادآور شد:‌ کاربرد زیاد کودهای شیمیایی ازته در مزارع از دلایل اصلی تجمع نیترات در سبزی‌هاست چراکه کودهای نیتروژنه باعث افزایش تولید می‌شود بنابراین کشاورزان از این کود زیاد مصرف می‌کنند.
وی با بیان این‌که پرورش سبزی‌ها در باغچه منازل، بهترین شیوه برای کنترل نیترات است به شهروندان توصیه کرد، تاجایی که امکان دارد سبزی‌ها را خودشان پرورش دهند و یا این‌که از محصولات ارگانیک استفاده کنند.هم‌چنین از بخش‌هایی که نیترات زیادی دارند استفاده نکنند و در پالک ساقه و دمبرگ و در کاهو ساقه وسط را مصرف نکنند.
دشتی افزود: نگهداری سبزی‌ها به صورت پخته در فریزر نیز باعث ترکیب نیترات با اسیدهای آمینه می‌شود که ماده‌ای به نام نیتروزامین تولید می‌کند، این ماده سرطان‌زاست و فرآیند تولید آن در یخچال و فریزر رخ می‌دهد.


با این ویتامین از سرطان در امان بمانید

بارها شنیده ایم که ویتامین D برای سلامت دندان ها و استخوان ها لازم است. اما جالب است بدانید که این ویتامین خواص ضدسرطانی نیز دارد. این در حالی است که منابع غذایی آن محدود بوده و ماهی،‌ شیر و نوشیدنی های سویا مهم ترین منابع غذایی ویتامین D هستند.
نور خورشید به بدن اجازه می دهد تا آن را بسازد و از کمبودها پیشگیری می کند.
ویتامین D در پیشگیری از پوکی استخوان و کاهش روند آن در افراد بالای 50 سال نقش دارد که البته باید در کنار کلسیم مصرف شود. همچنین درپیشگیری از ابتلا به بعضی سرطان ها به خصوص سرطان سینه، ‌دیابت نوع 1 و 2 ،‌بعضی بیماری های خود ایمنی،‌ بیماری های التهابی روده و ناراحتی های قلبی عروقی دخیل است و موجب تقویت سیستم ایمنی می شود.
در مورد تاثیر پیشگیرانه سرطان محققان توصیه می کنند در فصول پاییز و زمستان مکمل ویتامین D3 با دوز 1000 UI 25 میکرو گرم در روز مصرف شود.
 
مقدار توصیه شده ویتامین D
مقدار دوز ویتامین D بر اساس مبنای واحد UI اندازه گیری می شود که هر 40 واحد برابر 1 میکروگرم است. نیاز افراد در سنین مختلف متغیر است به طوری که از زمان تولد تا یک سالگی 10 میکروگرم،‌ 1 تا 70 سالگی 15 میکروگرم و بالای 70 سالگی 20 میکروگرم است. دریافت ویتامین D فقط برای کسانی که هیپرکلسمی( مقدار بسیار بالای کلسیم در خون)‌ هستند، توصیه نمی شود. همچنین مقدار دوز پیشنهادی هیچ تاثیرسوئی در پی ندارد.
برای پیشگیری و درمان پوکی استخوان توصیه می شود:
- افراد زیر 50 سال در شرایط سلامت جسمانی: روزانه 400 تا 1000 UI از مکمل ویتامین D و 1200 میلیگرم کلسیم از منابع غذایی و در صورت نیازمکمل استفاده کنند.
- افراد 50 ساله و بالاتر:‌ روزانه 800 تا 2000 UI   از مکمل ویتامین D تحت نظر پزشک و 1200 میلی گرم کلسیم از منابع غذایی و در صورت نیازمکمل استفاده کنند.
- افراد مبتلا به پوکی استخوان:‌ ‌ روزانه 800 تا 2000 UI  از مکمل ویتامین D تحت نظر پزشک و 1200 میلی گرم کلسیم از منابع غذایی و در صورت نیازمکمل استفاده کنند.
توجه به نکات زیر در مورد مصرف ویتامین D لازم است:
- برای تاثیر مثبت دریافت ویتامین D و کلسیم باید ادامه یابد.
- تشخیص و درمان پوکی استخوان تنها باید با نظر پزشک باشد.
- می توان مکمل های ویتامین D را در هر ساعتی از روز، قبل،‌بعد و یا حین غذاخوردن مصرف کرد .
- از آنجا که بدن بیش از 500 میلی گرم کلسیم در روز جذب نمی کند،‌ توصیه می شود مکمل ها با دوز 500 میلی گرم، دو تا سه بار در روز همراه غذا مصرف شود.
 
مکمل ها یا نور خورشید
کسانی که در نواحی سردسیر زندگی می کنند و چندان بهره ا ی از نور خورشید نمی برند برای تامین نیاز روزانه به این ویتامین باید از مکمل های آن استفاده کنند. به علاوه افرادی مانند سالمندان، معلولین،‌ بیماران، نوزادان و... که قادر به بیرون رفتن کافی از منزل نیستند نیز باید مکمل دریافت کنند.
قرار گرفتن دست ها تا آرنج و صورت بدون محافظ در معرض نور مستقیم خورشید در ساعات گرم ( 11 تا 14 بعدازظهر)‌،‌ 3 بار در هفته می تواند نیاز بدن را تامین کند. البته از آنجا که با توجه به نظر متخصصان پوست،‌ اشعه خورشید عوارضی سوء بر پوست دارد هرگز توصیه نمی شود همه بدن و بیشتر از 20 دقیقه در معرض نور خورشید قرار گیرد. مصرف طولانی مدت داروهای ضد صرع،‌ ضد تشنج، گلوکوکورتیکوئید، ایدز ممکن است کمبود ویتامین D در پی داشته باشند و لازم است حتما مکمل های آن مصرف شوند.


سیب بخورید، ۱۷ سال جوان‌ شوید

محققان با مقایسه داده ها، وضع سلامتی زنان را پس از ۲۵ سال بررسی کردند و متوجه شدند وجود تنها یک سیب در رژیم غذایی روزانه چه تاثیر شگرفی دارد.این آنتی اکسیدان ها موجب بهبود فعالیت قلب، کبد و لوزالمعده و نیزعادی سازی فعالیت روده و دفع سموم می شود.
محققان با انجام تحقیقی دریافتند که خوردن روزی یک سیب می‌تواند اثر معجزه بخشی داشته باشد و باعث شود انسان در میان‌سالی 17 سال از هم‌ سن‌های خود جوان‌تر به نظر برسد.
محققان دانشگاه سلطنتی لندن این تحقیقات را با حضور زنان 25 تا 45 ساله ای انجام دادند که به توصیه آنها هر روز یک عدد سیب می خوردند.
محققان با مقایسه داده ها، وضع سلامتی زنان را پس از 25 سال بررسی کردند و متوجه شدند وجود تنها یک سیب در رژیم غذایی روزانه چه تاثیر شگرفی دارد.
محققان خاطر نشان کردند: وجود پلی فنول ها و فلاونوئیدها در این میوه که روندهای اکسیداتیو را در سلول ها منظم می کنند مهمترین عاملی است که موجب تاثیر جوانی و سلامتی بخشی آن می شود.
این آنتی اکسیدان ها موجب بهبود فعالیت قلب، کبد و لوزالمعده و نیزعادی سازی فعالیت روده و دفع سموم می شود و مسلما سلامتی داخلی، بر چهره انسان تاثیر می گذارد.
محققان که به اثر معجزه بخش سیب بر سلامتی و زیبایی زنان اطمینان دارند به همه توصیه می کنند این آزمایش جالب را انجام دهند تا در خصوص نتیجه مثبت آن متقاعد شوند.








نوع مطلب : گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، عجایب خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



چرا نباید گوشمان را تمیز کنیم؟

پرده گوش راهی برای خروج چرک و ترشحات گوش میانی است.
به گزارش  جام جم سرا، جرم موجود در گوش دارای خاصیت چربی و اسیدی است، چربی موجود در گوش از ترک خوردن پوست گوش جلوگیری کرده و سبب نرمی پرده آن می‌شود. خاصیت اسیدی جرم موجود در گوش از رشد قارچ‌ها و باکتری‌ها در گوش نیز پیشگیری می‌کند.
اگر چه رعایت بهداشت فردی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین روشهای پیشگیری از عوارض جسمی و بیماریها است،اما برخی به دلیل ناآگاهی از زیان اشیایی که برای رعایت بهداشت فردی استفاده می‌کنند، دچار عارضه و بیماری می‌شوند. پاک کردن گوش با اشیای خارجی نظیر کلید، چوب کبریت و گوش پاک کن یکی از این موارد است که موجب عفونت گوش خارجی می‌شود.
پاک کردن گوش با چوب کبریت، گوش پاک کن یا اشیای دیگر سبب می‌شود تا خاصیت ماده اسیدی طبیعی گوش از بین رفته، فرصت رشد به باکتری‌ها و قارچ‌ها داده شود. به گفته پزشکان، درد گوش، تورم مجاری گوش خارجی، تب خفیف، ترشح چرک سفید رنگ بدون بو از گوش و تنگی و گرفتگی گوش از جمله علایم شایع عفونت گوش خارجی هستند.
یک متخصص گوش، حلق و بینی نیز به افراد توصیه کرد تا از پاک کردن گوش حتی با گوش پاکن‌ها پرهیز کنند. دکتر سید حسین برقعی گفت: گوش سالم با داشتن ساختمانی طبیعی، خودش را تمیز می‌کند و نیازی به پاک کردن ندارد. وی افزود پارگی پرده گوش معمولا می‌تواند به دو دلیل التهابی (عفونی) و ضربه‌ای ایجاد شود. دکتر برقعی با اشاره به پاره‌گی‌هایی که بر اثر عفونت گوش میانی به صورت حاد ایجاد می‌شود، اظهار داشت: پرده گوش راهی برای خروج چرک و ترشحات گوش میانی است و پارگی آن در اغلب اوقات به محض قطع شدن ترشح چرکی گوش در عرض یکی دو روز خود به خود جوش می‌خورد. اگر این پارگی به صورت مزمن درآید و به طور مداوم عفونت از گوش خارج شود، باید با مراجعه به پزشک عاملی را که باعث تداوم بروز چرک از گوش است از بین برد و نقص ایجاد شده در پرده گوش رابا پیوند پرده گوش اصلاح کرد. از جمله پارگی‌های دیگر پارگی پرده گوش بر اثر فرو کردن اشیای خارجی در آن است. استفاده ازگوش پاک کن که بین افراد تقریبامرفه نیز شایع‌تر است، جز غیر بهداشتی بودنش به دلیل اینکه موانع طبیعی را از سر راه ورود عوامل خارجی و میکروبها بر می‌دارد، توصیه نمی‌شود.
به گفته وی، با تمیز کردن گوش و خارج کردن ماده زرد رنگ و چسبناک از گوش راه ورود عفونت و میکروب به داخل گوش هموار می‌شود.


با این سبزی دندان‌هایتان را مسواک بزنید

پژوهشگران برخی سبزی‌ها را به عنوان یک راه حل طبیعی برای "بهداشت دهان و دندان" معرفی می‌کنند.
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران؛ پژوهشگران به افرادی که تمایل فراوان به مصرف نمک دارند و به نوعی به خوردن نمک در کنار تمامی غذا‌های خود را اعتیاد پیدا کرده‌اند توصیه می‌کنند از چاشنی‌های متنوع به جای نمک برای مزه دار کردن غذای خود استفاده کنند.
گفتنی است پژوهشگران علاوه بر چاشنی خاصیت معطر گونه‌ی برخی از سبزی‌ها را نیز برای مزه دار کردن غذا‌ها پیشنهاد می‌کنند.
از جمله این سبزی‌ها، پیازچه است که می‌تواند به عنوان یک چاشنی و یک طعم دهنده‌ی مناسب در کنار انواع وعده‌های غذایی ناهار و یا شام به کار رود.
پژوهشگران مصرف پیازچه را به دلیل طعم مطبوع آن و همینطور خواص درمانی فوق العاده زیاد در بهبود سلامتی افراد توصیه اکید می‌کنند. مصرف پیازچه به ویژه در فصل زمستان می‌تواند سبب بهبود مقاومت بدن و افزایش مقاومت "سیستم ایمنی" شود.
این سبزی معطر همچنین می‌تواند سبب ضدعفونی کردن "محیط دهان و دندان" و جلوگیری از بروز انواع عفونت‌های دهان و دندان و پوسیدگی شود.


انار و ارزش های تغذیه ای آن

 انار غنی از ویتامین های B2, B1, C و مواد معدنی مانند سدیم، فسفر،آهن، منیزیم،پتاسیم و ترکیبات قندی ساکارز ، فروکتوز، گلوکز و همچنین اسید های مالیک و سیتریک (نوعی ترکیبات که از اختلالات کبدی جلوگیری می کند) است.
به گزارش ایرنا ، شکوفا باقری نیا کارشناس مسئول تغذیه معاونت بهداشت با اشاره به خواص دارویی میوه انار، خاطرنشان کرد: از نظر طب قدیم ایران، انار میوه ای سرد و تر است و برای مصارف دارویی از گل،برگ،پوست درخت،پوست ریشه و دانه انار استفاده می شود.کارشناس مسئول تغذیه معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: انار ادرار آور ، خنک کننده ،مقوی قلب ،نافع گرده و معده ،تصفیه کننده خون،شاداب کننده و خون ساز است و برای بیماری های مجاری ادرار، ترشح صفرا، اسهال، پولیپ بینی،گرفتگی صدا و اضافه وزن مناسب است.
باقری نیا افزود: برای برطرف کردن گلو درد و زخم گلو از جوشانده پوست انار یا جوشانده برگ انار استفاده می شود؛ اگر برگ های له شده انار روی پوست قرار داده شود خارش را از بین می برد. برای برطرف کردن سوختگی پوست نیز گل های انار را له کرده با روغن کنجد مخلوط کنید و این پماد را روی قسمت سوختگی قرار دهید.وی ادامه داد: دم کرده گل انار نیز اسهال مزمن و زخم های دهان را برطرف می کند. انار باعث از بین رفتن سموم بدن و معالجه اسهال ،التهاب معده و سرگیجه می شود.باقری نیا گفت: میوه انار سرشار از آنتی اکسیدان هاست و از بدن در مقابل ابتلا به بیماری های مزمن مانند بیماری های قلب و عروق مراقبت می کند.


برای رفع آفت‌های دهان «رب‌انار» بخورید

به گفته کارشناس ارشد تغذیه و رژیم‌درمانی، «تانن» موجود در انار خواص ضدباکتریایی و ضدعفونی کننده دارد و برای رفع آفت‌ دهان موثر است.
به نقل ازمهر، سمانه عزیزی افزود: رب انار از تغلیظ آب انار جوشانده حاصل می‌شود و در صورت تهیه از انار مرغوب و فرایند بهداشتی، مصرف آن مفید است.
وی با بیان اینکه در طی تهیه رب انار، میزان ویتامین c موجود در انار کاهش می‌یابد، اظهار کرد: اما "پلی‌فنول‌ها" و "اسید الایژیک" انار در رب‌انار نیز محفوظ می‌ماند.
این کارشناس تغذیه تصریح کرد: "پلی‌فنول‌های" موجود در انار خواص آنتی‌اکسیدانی داشته و تاثیر زیادی بر کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های مزمن مثل سرطان و بیماری‌های قلبی دارد.
عزیزی ادامه داد: "اسید الایژیک" موجود در انار نیز که سبب توقف رشد سلول‌های سرطانی می‌شود، در رب‌انار وجود دارد و بنابراین می‌توان گفت رب‌انار خواص ضد سرطانی، محافظت‌کنندگی کبد و آنتی‌اکسیدانی مشترکی با انار دارد.
این کارشناس ارشد تغذیه و رژیم‌درمانی اظهار داشت: رب‌انار اشتهاآور است و در افراد لاغر برای افزایش اشتها و وزن توصیه می‌شود به صورت چاشنی در غذا استفاده شود.
وی اضافه کرد: در خانم‌های باردار که دچار ویار هستند، مصرف رب‌انار به کاهش این حالت کمک می‌کند، اما زیاده‌روی در خوردن انار و رب آن نفخ آور است و در بعضی افراد باعث سوزش معده می‌شود.



سبزیجات زمستانه: ضد سرطان‌های واقعی

سبزیجات زمستانی سرشار از مواد مغذی و آنتی‌اکسیدان‌های موثری هستند که از بدن در مقابل آسیب سلول‌های بیماری‌زا محافظت می‌کنند.
زمستان که می‌رسد کلم‌ها گل می‌کنند، رنگ نارنجی کدوتنبل در هر بازار میوه و تره باری مشتری‌ها را جلب می‌کند، سیر و تره‌فرنگی و انار و پرتقال و نارنگی و غیره رنگین کمانی از رنگ‌ها خلق می‌کنند که با زبان بی زبانی می‌گویند سلامتی شما امانتی است از جانب خداوند. امانتی که باید از شر بیماری‌ها و ناخوشی‌ها در امان باشد. برای این کار هم لازم است دل به این رنگین‌کمان سلامتی بدهید و تا جایی که می‌شود از خواص نعمت‌های الهی بهره‌مند شوید. سبزیجات زمستانه مانند کلم‌ها، سیر، تره‌فرنگی، کدوتنبل و غیره برای مقابله با سرطان فوق‌العاده‌اند.
حضور خانواده‌ی کلم‌ها و دیگر سبزیجات زمستانی در بشقاب‌های شما تضمینی است تا بیماری‌های مختلف از جانتان دور بمانند. با ما باشید تا گوشه‌ای از دنیای سبزیجات زمستانه را با هم مرور کنیم.
 
سبزیجات زمستانه: ضد تومور

سبزیجات زمستانی سرشار از مواد مغذی و آنتی‌اکسیدان‌های موثری هستند که از بدن در مقابل آسیب سلول‌های بیماری‌زا محافظت می‌کنند. البته که مصرف صرفاً یک ماده‌ی غذایی نمی‌تواند معجزه کند و یک تنه در برابر بیماری‌ها بایستد.
«در این فصل یکی از بهترین روش‌های مقابله با سرطان مصرف کدو حلوایی یا همان کدوتنبل است. این سبزی حاوی ترکیبات آنتی‌اکسیدانی به نام کاروتنوئیدها می‌باشد که خواص ضدسرطانی دارند»
برای سالم بودن تغذیه‌ی خوب بخشی از یک سبک زندگی سالم است. اما با این حال برخی از سبزیجات حاوی مولکول‌ها و ترکیباتی هستند که از تولید و رشد سلول‌های شرور و بیماری‌زا جلوگیری می‌کنند. شهرت برخی از این سبزیجات به قرن‌ها پیش بر می‌گردد. مثلاً سیر. بیش از 3500 سال پیش مصری‌ها از سیر برای مقابله با تومورها استفاده می‌کردند. از همان دوران اطبا بر این عقیده بودند که خوردن کلم خام با سرکه و یا پختن آن با کمی روغن هر بیماری را شفا می‌دهد حتی بیماری‌های خطرناکی مانند تومورها را.
 
کلم‌ها و غده‌ای‌های معجزه‌گر

کلم‌ها خانواده‌ی بزرگی دارند از کلم برگ گرفته تا گل کلم، کلم قرمز، بروکلی، بروکسل، کلم چینی و غیره. همه‌ی این کلم‌ها هم حاوی ترکیبات مغذی مفید و مورد نیاز بدن هستند. خوشبختانه فصل کلم برگ و کلم قرمز از بقیه طولانی‌تر است و بیشتر می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. نتایج پژوهش‌های متعددی که روی این خانواده‌ی پُرجمعیت انجام‌شده نشان می‌دهد که ارتباطی بین مصرف این سبزیجات مفید و ابتلا به سرطان‌هایی مانند سرطان سینه، آندومتر، تخمدان، ریه، کولون، ریه و پروستات وجود دارد. محققان معتقدند آقایانی که هر هفته دو تا سه مرتبه از این کلم‌ها مصرف می‌کنند خطر ابتلا به سرطان پروستات را 40 درصد کاهش می‌دهند. برای اینکه نهایت استفاده را ببرید به مصرف یک گونه از این کلم‌ها بسنده نکنید. در سالادهایتان کلم قرمز و کلم برگ و بروکلی بریزید. از بروکسل غافل نشوید. در آش نیز کلم سنگ و کلم برگ بریزید. توجه داشته باشید که بخارپز کردن یکی از روش‌هایی که بیش‌ترین خواص کلم‌ها را حفظ می‌کند. از مصرف شلغم غافل نشوید. اگر نمی‌خواهید با اولین باد زمستانی سرما بخورید از همان ابتلا شلغم را دریابید. این سبزی نیز سیستم ایمنی بدنتان را تقویت می‌کند و بیماری‌های خطرناک را از شما دور می‌سازد. اگر در هضم کلم‌ها دچار مشکل هستید مصرف آن‌ها را کم‌کم به برنامه‌ی غذایی‌تان اضافه کنید. می‌توانید از ادویه‌ها و چاشنی‌هایی که خود نیز خواص ضد سرطانی دارند استفاده کنید مانند بادیان رومی، رازیانه، زنجبیل، چوب میخک، هل و غیره.
فراموش نکنید که چغندر نیز یکی از سبزیجات زمستانه‌ی فوق‌العاده است که خواص ضدسرطانی دارد. رنگ قرمز آن مدیون وجود ترکیبات آنتی‌اکسیدانی به نام بتانین است که با رادیکال‌های آزاد مقابله می‌کند برای همین هم بدن را از ابتلا به بیماری‌هایی مانند سرطان و همچنین پیری زودرس دور می‌سازد.
 
تره‌فرنگی و دوستان

خانواده‌ی آلیاسه‌ها نیز خانواده‌ی نسبتا پرجمعتی هستند یعنی پیاز، سیر، پیازچه، تره‌فرنگی، موسیر. تره‌فرنگی یکی از عزیزترین و پرخاصیت‌ترین اعضای این خانواده است. این سبزی تصفیه‌کننده‌ی خون است و به دفع مواد سمی و آسیب‌رسان که در بدن تجمع دارد کمک زیادی می‌کند. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهند که مصرف منظم تره‌فرنگی از ابتلا به سرطان معده، سینه و سرطان ریه پیشگیری می‌کند. این سبزی فوق‌العاده‌ی زمستانی سیستم ایمنی بدنتان را به خوبی تقویت می‌کند و بیماری‌ها را از شما دور می‌سازد.
بدون شک نباید از پیاز، سیر و موسیر نیز چشم‌پوشی کرد. نتایج پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهند که مصرف سیر خطر سرطان‌هایی مانند سرطان مری، سرطان سینه، سرطان پوست، سرطان ریه و غیره را کاهش می‌دهد. توصیه می‌کنیم این مواد غذایی را ترکیبی مصرف کنید. یعنی در تهیه‌ی غذاهایتان از همه‌ی این مواد غذایی استفاده کنید تا خواص همدیگر را کامل کنند.
«اگر نمی‌خواهید با اولین باد زمستانی سرما بخورید از همان ابتلا شلغم را دریابید. این سبزی نیز سیستم ایمنی بدنتان را تقویت می‌کند و بیماری‌های خطرناک را از شما دور می‌سازد»
باید بدانید که ترکیب خانواه‌ی آلیاسه ها با خانواده‌ی کلم‌ها و سبزیجات غده‌ای‌ سرطان را از شما و خانواده‌تان دور می‌کند. حالا که زمستان است و این سبزیجات به وفور در بازار وجود دارند خودتان را از خواص آن‌ها بی‌بهره نگذارید.
 
گردی کدوحلوایی: نارنجی‌های سلامتی

در این فصل یکی از بهترین روش‌های مقابله با سرطان مصرف کدو حلوایی یا همان کدوتنبل است. این سبزی حاوی ترکیبات آنتی‌اکسیدانی به نام کاروتنوئیدها می‌باشد که خواص ضدسرطانی دارند. اگر مصرف این ترکیبات آنتی‌اکسیدانی را در چهارچوب یک برنامه‌ی غذایی سرشار از سبزیجات دیگر قرار دهید احتمال ابتلا به انواع سرطان‌ها به میزان زیادی کاهش می‌یابد. برای بهره‌مند شدن از این ترکیبات آنتی‌اکسیدانی به کمی روغن نیاز هست تا بهتر جذب شوند. باید بدانید که کدوحلوایی در مقایسه با هم تیمی نارنجی‌پوش خود یعنی هویج یازده برابر کاروتنوئید بیشتری دارد. مصرف کدوحلوایی و تخمه‌ی کدو به سلامت پروستات خدمت زیادی می‌کند.
توصیه‌ی متخصصان تغذیه این است که سهم زیادی از بشقاب‌هایتان را به میوه و سبزیجات اختصاص دهید. مصرف سوسیس و کالباس و غذاهای صنعتی را کنار بگذارید. به طور مرتب ورزش کنید. استرس و فکر و خیال را کنار بگذارید تا سلامتی به رویتان لبخند بزند. همیشه سالم و تندرست باشید.
 
تهیه و تنظیم: فاطمه مهدی پور



شلغم و این همه ویتامین !

شلغم دارای خواص زیادی است و در حفظ سلامت بدن نقش مهمی دارد.
به نقل از سایت «MSN»، خاصیت ضدالتهابی شلغم نقش کلیدی در پیشگیری از بیماری های قلبی دارد. منبع عالی فولات و ویتامین B است که سیستم قلبی عروقی را تقویت می کند. غنی از آنتی اکسیدان و فیتونیوترینت است که از بروز خطر سرطان پیشگیری می کند. ترکیب گیاهی به نام گلیکوسینولیت موجود در آن، از رشد تومور پیشگیری می کند. برای پیشگیری از سرطان سینه، شلغم بخورید.
غنی از لوتئین است که سلامت چشم را افزایش می دهد و از بروز آب مروارید و لکه زرد پیشگیری می کند.
کم کالری است، به علت بالا بودن فیبر موجود آن، سوخت و ساز بدن را تنظیم می کند بنابراین برای کاهش وزن شلغم بخورید.
خاصیت ضدالتهابی و آنتی اکسیدان دارد و برای درمان آسم مفید است.
تقویت کننده سیستم دفاعی بدن است. بتاکاروتن موجود در آن به بدن در تولید غشای سلولی سالم کمک می کند.
خوردن آب آن به طور منظم، ناراحتی پوستی مانند خشکی و لکه های پوستی را برطرف می کند.
منیزیم و ویتامین B موجود در آن، فشارخون را ثابت می کند.



زیاد نشستن موجب سرطان می‌شود

نشستن زیاد موجب بیماری‌هایی مانند از کار افتادن قلب، مغز و سرطان می‌شود.
افرادی که به طور متوسط هشت ساعت کار نشسته دارند باید مراقب سلامت خود باشند.
این افراد به علت نشستن زیاد دچار کمردرد، مشکلات گردش خون، درد در تمام بدن، انحطاط عضلانی، بیماری‌های قلبی و پانکراس و افت بدن و مغز می‌شوند.به گزارش واشنگتن پست به گفته چهار کارشناس افرادی که بیشترین وقت خود را نشسته می‌گذرانند به کمر درد دچار می‌شوند و نگران کننده‌ترین آن سرطان روده بزرگ است.
انجمن سرطان امریکا طی مطالعاتی در سال 2010 به افرادی که بیش از هشت ساعت می‌نشینند هشدار داد؛ میزان مرگ و میر فردی که بیش از شش ساعت می‌نشیند 20 درصد بیشتر از فردی است که سه ساعت می‌نشیند.
البته وحشت نکنید برای کاهش این ناراحتی می‌توانید با انجام بعضی تمرینات ساده بیماری‌ها را کاهش دهید.
اگر فراموش می‌کنید این ورزش‌ها را انجام دهید لازم است این تصاویر را در محل کار خود بگذارید تا هر روز یادآوری شود.

;;;




نوع مطلب : عجایب خلقت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



خواص پونه از زبان ابوعلی سینا

حكیم ابوعلی سینا در خواص پونه بر تاثیر آن بر مزاج و دردهای شكم و معده تاكید می‌كند و آن را دوركننده حشرات نیز می‌داند.
سایت پژوهشگران طب گیاهی : ابوعلی‌سینا و به استناد مطالب جلد دوم کتاب قانون، با برشمردن انواع پونه می‌گوید كه پونه گوهری است لطیف و پونۀ کوهی از پونۀ جویباری قوی‌تر است.
به گفته او تندی و تلخی که پونه دارد بسیار نرم‌کننده است و بویژه پونه کوهی در نرمش دادن موثرتر از جویباری است . خون را به سوی پوست می‌کشد و قرحه‌آور است . پونه  مواد را از ژرفای تن جذب می کند . تکه‌کننده و خشکاننده و گرم‌کننده است .
پونه، بویژه پونۀ سبز را هم‌چنین با شرابی بپزند و بر پوست نهند تا لکه‌های سیاه و خونی را که زیر پلکها پیدا می‌شود از بین ببرد .
 
خواص پونه در درمان دردهای بدن

برای درمان درد مفاصل آب‌پزش را بخورند. کوفتگی ماهیچه و پیرامون ماهیچه را برطرف می‌کند . ضماد پونه که پوست را می‌سوزاند هم داروی عرق‌النساء است . ضماد پونه مزاج اندام را تغییر می‌دهد و جاذبی است که از ژرفا جذب می‌کند . هم‌چنین پونه را بخورند و به دنبالش آب پنیر سر کشند و چندین روز پی در پی تکرار کنند كه در علاج پاغر و واریس مفید است . پونه‌ای که ( غلیجن ) نام دارد نیز خوردنش داروی ترنجیدگی و مالیدنش بر پوست که خون را بسوی پوست می‌کشد علاج نقرس است .
چون پونه هم تحلیل‌برنده و هم تکه‌کننده و نرمی‌بخش است خوردنش در علاج جذام هم مفید است.
افشره‌اش کرم گوش را از بین می‌برد و پونه کوهی داروی زخم دهان است و ریختنی‌ها را از سوراخ بینی بیرون سازد. سوختۀ غلیجن هم لثه را استوار سازد .
آب‌پز پونه علاج بلند نفسی ( انتصاب النفس ) است . پونه تنها و بویژه اگر با انجیر خورند سینه را از خلط‌های غلیظ و لزج پاک می نماید. درمان درد دنده است و کوهی از جویباری در این باره موثر تر و غلیجن همه این کارها را می‌کند. سرکه را بر پونه پاشند یا پونه‌ای که تازه در سرکه ریخته‌اند به بینی غش‌کرده نزدیک کنند تا از بوی آن به هوش آید . پونۀ شاک هم در علاج تپش قلب مفید است .
هر پونه‌ای و بویژه پونۀ کوهی بی‌اشتهایی و ضعف معده را هم از بین می‌برد و سکسکه را تسکین می‌دهد . پونه که زداینده و باز کننده و نرم‌کننده مواد صفرایی و سودایی است ، خودش و آب‌پزش در علاج یرقان مفید است. اگر بیمار یرقانی خود را با آب پز و پونۀ کوهی شستشو دهد عرق کند و سود بیند و اگر پونه را با انجیر خورند داروی استسقا است .
آب پز پونه برای پیچش و درد روده و قی و اسهال شدید مفید است . پونۀ بیابانی هم مسهلی ملایم است ، بنفع زهدان است ، کرم و بویژه کرمهای ریز را می‌کشد.
بیمار تب و لرز اگر هم آب‌پز پونه خورد ، یا پونه را در روغن بپزد و از آن روغن بر تن مالد بسیار نفع بیند .
 
خواص پونه در درمان بیماریها
خوردن و ضماد گذاشتن پونه پادزهر حشرات است . ضمادش تقریباً کار داغ‌گذاری را انجام می‌دهد . کسی که سم خورده اگر پونه را با شراب بخورد سم را از کار بیندازد . دودکردن برگ پونه هم حشرات را می‌گریزاند . گستردن برگش نیز دشمن حشرات موذی است . پونۀ بیابانی داروی نیش کژدم است و اگر در آب جوشیدۀ پونۀ کوهی را بخورند پادزهر دندان درندگان است .


13 معجزه سیب برای سلامتی

سیب خواص زیادی برای سلامتی دارد. در این مبحث به 13 خاصیت سیب می پردازیم.


1. دندان های سفیدتر و سالم تر


سیب جایگزین مسواک زدن نمی شود، اما گازدن و جویدن سیب، ترشح بزاق در دهان شما بیشتر می کند و پوسیدگی دندان را با کاهش سطح باکتری ها کمتر می کند.

2.  از ابتلاء به آلزایمر جلوگیری می کند

یک تحقیق جدید روی موشها نشان می دهد که نوشیدن آب سیب از ابتلاء به آلزایمر جلوگیری کرده و با عوارض پیری مبارزه می کند.

3.  در مقابل پارکینسون از شما حفاظت می کند

تحقیقات نشان داده اشخاصی که میوه می خوردند و از دیگر غذاهای پر فیبر استفاده می کنند به میزانی معینی نسبت به ابتلاء به پارکینسون محفوظ هستند. این بیماری از تولید نوعی از سلول های مغزی جلوگیری می کنند. دانشمندان این خاصیت را ناشی از آنتی اکسیدان های موجود در سیب می دانند.

.  از انواع سرطان ها جلوگیری می کند

دانشمندان انجمن سرطان آمریکا همچون دیگر دانشمندان موافقند که مصرف سیب میتواند ریسک ابتلاء به سرطان لوزالمعده را تا 23 درصد کاهش دهد. محققین دانشگاه کورنل پی برده اند که ماده ای موجود در پوست سیب از رشد سلول های سرطانی در کبد، روده بزرگ و مغز جلوگیری می کند. تحقیقات قبلی نشان می دهد که مصرف آب سیب کامل به کاهش اندازه تومورهای پستان کمک می کند. در حالیکه انستیتو ملی سرطان آمریکا برای کاهش ریسک ابتلاء به سرطان دستگاه گوارش کل سیب را مصرف کنید.

5. کاهش ریسک ابتلا به دیابت

زنانی که حداقل روزی یک سیب می خوردند 28 درصد کمتر از کسانی که سیب نمی خورند، احتمال دارد به دیابت نوع دوم مبتلا شوند.

6. کاهش کلسترول

فیبرهای قابل هضم موجود در سیب  در روده با چربی ترکیب شده، که موجب کاهش سطح کلسترول می شود و به سلامتی شما کمک می کند.

7. قلب سالم تری داشته باشید

تحقیقات گسترده ای نشان می دهد مصرف فیبرهای قابل هضم ساختن پلاک های کلسترول در شریانها را کندتر می کند. ترکیب فلنویک که در پوست سیب یافته می شود از جذب کلسترول در بدن جلوگیری می کند. وقتی که چربی در شریانها رسوب کند موجب می شود جریان خون کمتری به قلب شما برسد و موجب بیماریهای عروقی می شود.

. جلوگیری از سنگ کیسه صفرا

سنگ کیسه صفرا از باقی ماندن کلسترول زیاد در کیسه صفرا به شکل مایع ایجاد می شود که پس از مدتی جامد می شود. این بیماری در افراد چاق شایع است. برای پیشگیری از سنگ کیسه صفرا پزشکان رژیم غذایی پرفیبر را توصیه می کنند.که هم به کاهش وزن وهم به کاهش کلسترول کمک می کند.

9. درمان اسهال و یبوست

فیبرهای موجود درسیب می توانند به درمان اسهال یا یبوست شما کمک کنند.

10. کنترل وزن بدن

بسیاری از بیماری ها به اضافه وزن مربوط می شود. مانند دیابت نوع دوم، بیماری قلبی، و... غذاهای پرفیبر کمک می کنند با جذب کمتر کالری احساس سیری کنید.

11. سم زدایی از کبد

ما مرتباً سموم را جذب می کنیم خواه از طریق آب خواه از طریق غذا، کبد مسئولیت پاکسازی بدن از این سموم را دارد. خوشبختانه یکی از ساده ترین راه های سم زدای از کبد مصرف میوه جاتی مانند سیب است.
12. تقویت سیستم ایمنی بدن

سیب سرخ حاوی آنتی اکسیدانی به اسم کرسدین است. پژوهش های جدید کشف کرده که این آنتی اکسیدان سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند به خصوص مواقعی که تحت فشار روحی هستید.

13. جلوگیری از ابتلاء به آب مروارید

تحقیقات اخیر نشان می دهد، اشخاصی که رژیم غذایی شان غنی از میوه هایی سرشار از آنتی اکسیدان هاست مانند سیب، 10 الی 15 احتمال ابتلا به آب مروارید دارند.



خواص سیب‏ در احادیث

سرویس مذهبی افکارنیوز- سلیمان می گوید :بر حضرت صادق وارد شدم و سیبى سبز در جلوى حضرت‏ بود، عرضه داشتم. جانم فدایت، این چیست؟ 
فرمود: اى سلیمان دیشب تب شدیدى عارضم شد. این سیب برایم فرستاده شد كه به آن حرارت تن فرو نشیند و امعا و درون بدن خنك گردد و تب بریده شود. 
و در حدیث است كه سیب ترش فراموشى آرد، از آن رو كه در معده چسبندگى ایجاد می كند.
از حضرت موسى بن جعفر (ع): ما اهل بیت خود را معالجه نمى‏ كنیم مگر با ریختن آب سرد بر تبدار، و خوردن سیب.
و پیغمبر (ص) فرمود: سیب را ناشتا بخورید كه رطوبت معده را مى‏ برد.
از حضرت رضا (ع) روایت شده است که: سیب براى چند چیز سود بخش است: سحر، زهر، جنون، بلغم و هیچ چیز از آن زودتر نفع نبخشد.
از زیاد قندى آمده است که با برادرم سیف به مدینه رفتم، خون دماغ شدیدى بر مردم عارض گشت، چنان كه هر كس دو روز خون دماغ مى‏ كرد و می مرد، چون به خانه رسیدم سیف دچار خون دماغ شدیدى شده بود، به محضر حضرت صادق (ع) رفتم، امام فرمود: به او سیب بده، سیب خورد و خوب شد.
منبع:مكارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى، ج‏۱، ص‏229.



سلامتی خود را با خوردن معجون عسل و لیمو به طور ناشتا تضمین کنید

به گزارش سرویس علمی جام نیوز، مصرف یک لیوان آب ولرم حاوی عسل و لیمو به طور ناشتا برای حفظ سلامت مفید است.
 

تصفیه کننده سیستم لنفاوی

کمبود آب در سیستم لنفاوی عامل بروز انواع بیماری هاست. کمبود آب و مایعات لازم در سیستم لنفاوی، احساس خستگی مفرط و بی حالی، اختلال در خواب، یبوست، فشار خون بالا یا پایین، استرس و عملکرد نامناسب ذهنی را به همراه دارد.
با مصرف این نوشیدنی به طور ناشتا به تمامی سیستم لنفاوی آبرسانی می شود و این امر علاوه بر رفع علایم یاد شده، سیستم ایمنی بدن را نیز بهبود می بخشد.
 
انرژی بخش است و روحیه فرد را افزایش می دهد؛

اگر احساس خستگی و ناراحتی می کنید، از این مخلوط استفاده کنید. عسل موجود در آن به عنوان انرژی دهنده بدون کالری عمل می کند.لیمو آنزیم هایی را که باعث درست هضم شدن غذا می شود فعال می کند و علاوه بر آن، بوی لیمو آرام بخشی طبیعی به حساب می آید.
 
مجرای ادراری را تمیز و به عنوان مدر عمل می کند

عسل عامل قوی ضدباکتریایی است که توان مقابله با چندین عفونت را دارد. هنگامی که عسل با لیمو و آب که هر ۲ مدر است و سموم بدن را دفع می کند، مخلوط شود به شکل بهتری مجرای ادراری را پاکسازی می کند. برای زنانی که مشکل عفونت مجرای ادراری دارند، مصرف این نوشیدنی مفید است. این مخلوط عفونت ادراری را کاهش می دهد.
 
سلامت دهان را بهبود می بخشد

طبیعت اسیدی لیموی ترکیب شده با عسل و آب به طور آنی بوی بددهان را از بین می برد.
لیمو دهان را تمیز می کند و غدد بزاقی را فعال می سازد و باکتری های مضر را از بین می برد. با افزودن آن به عسل و آب، باکتری و ذرات غذا را که اغلب در دهان و گلو باقی می ماند، می شوید. علت دیگر بوی بد دهان ایجاد لایه سفید روی زبان است. (که اغلب حاوی باکتری و ماده غذایی در حال فاسد شدن است) این مخلوط به طور موثر آن لایه را از بین می برد در نتیجه بوی نامطلوب دهان رفع می شود.
 
با یبوست مقابله می کند

این مخلوط درمان فوری یبوست است. روده ها را تحریک می کند و مدفوع را از حالت خشکی خارج می کند.
معده را پاکسازی می کند و عملکرد کولون را بهبود می بخشد
هر فردی به مرور دچار تراکم سموم در معده می شود. موادغذایی هضم نشده، سلول روده ای و باکتری های مرده، لایه داخلی معده را می پوشاند و در نتیجه منجر به بیماری می شود. با مصرف مخلوط آب لیمو، عسل و آب ولرم، دیواره روده به ویژه کولون تحریک می شود و سموم را از بدن دفع می کند تا روده ها بهتر عمل کند. با این کار بدن قادر است ماده مغذی را بهتر جذب و سموم را از بدن خارج کند. این تراکم سموم اغلب باعث احساس نفخ می شود.
 
عمل هضم را بهبود می بخشد

ترکیبی از آب ولرم، لیمو و عسل سیستم هاضمه بدن را تقویت می کند. علاوه بر آن لیمو کبد را برای تولید صفرای بیشتر تحریک می کند، لیمو با افزودن اسید اضافه به سیستم گوارشی کمک می کند و در دفع سموم از بدن نیز مفید است. عسل به عنوان یک ضدباکتری عمل می کند و هر نوع عفونت موجود در بدن را از بین می برد و به تولید مخاط روده ای که سموم را از بدن دفع می کند کمک می کند.
 
احتمال کاهش وزن را افزایش می دهد

پکتین نوعی فیبر موجود در این محلول، احساس سیری در فرد ایجاد می کند. مخلوط آب ولرم، عسل و لیمو یک محیط قلیایی در معده ایجاد می کند که در کاهش وزن موثر است.
 
باعث صافی پوست می شود

لیمو، خون را تمیز و در تولید سلول های جدید به بدن کمک می کند. آب و عسل به طور ویژه، قدرت بازسازی پوست را افزایش می دهد و در تقویت کلاژن موثر است. پس اگر پوستی شاداب می خواهید هر روز ناشتا از این مخلوط استفاده کنید.
 
نکاتی برای تهیه و مصرف این مخلوط

این مخلوط به طور ناشتا قبل از مسواک زدن یا شستن دهان مصرف شود. برای تهیه این مخلوط، آب نصف لیموی تازه و یک قاشق مرباخوری عسل طبیعی را به یک لیوان آب ولرم اضافه و بلافاصله مصرف کنید و تا یک ساعت پس از آن از مصرف چای یا قهوه بپرهیزید.



خواص درمانی عدس از نگاه امام رضا (ع)

عدس یکی از گیاهانی است که نامش در قرآن یه نیکی یاد شده و کارشناسان هم آن را برای درمان برخی ناراحتی ها مثل ناراحتی معده و گرفتگی صدا و سرفه و ... مفید دانسته اند.
عدس یک نام قرآنی و از گیاهان مفید برای بشراست . خداوند در قرآن می فرماید: " و اذ قلتم یا موسی لن نصبر علی طعام واحد فادع لنا ربک یخرج لنا ممّا تنبت الارض من بقلها و قثآئها و فومها وعدسها و بصلها ...." (1)
و آن زمان را که گفتید: ای موسی، ما بر یک نوع طعام نتوانیم ساخت از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه از زمین می روید چون سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز برویاند. موسی گفت: آیا می خواهید آنچه را که برتر است به آنچه فروتر است بدل کنید؛ به شهری باز گردید که در آن جا هر چه خواهید به شما دهند. مقرر شد بر آنها خواری و بیچارگی و خشم خدا را بر خود هموار ساختند و این بدان سبب بود که به آیات خدا کافر شدند و پیامبران را به ناحق کشتند و نافرمانی کردند و تجاوز ورزیدند.و آن زمان را که گفتید: ای موسی، ما بریک نوع طعام نتوانیم ساخت، از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه از زمین می روید چون سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز برویاند. 
این آیه اشاره ای است به واقعه فرار حضرت موسی و پیروانش از ظلم حاکمان (فرعون) مصر و ورود آنان به صحرای سینا. بنی اسرائیل در زمان اقامت در این دشت پس از تمام کردن همه خوراکی هایی که با خود آورده بودند احساس گرسنگی کردند. خداوند غذایی یکنواخت که همان منّ و سلوی بود بر ایشان نازل کرد. آنان با میل و لذت این غذا را خوردند، اما پس از مدتی که منّ و سلوی می خوردند از پیامبرشان خواستند برای آنان غذایی فراهم کند که آنان در زمان زندگی در مصر می خوردند یعنی سبزی، خیار، سیر، عدس و پیاز.
در گنجینه احادیث پزشکی ائمه اطهار(ع) هم از عدس به نیکی یاد شده است. در روایتی آمده است که مردی از قساوت دل به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شکایت کرد. رسول خدا دستور خوردن عدس را به او فرمود. (2)
و در روایتی دیگر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شده که: " پیامبر از قساوت دل های قوم خود به خدا شکایت نمود. خدا امر کرد عدس بخورند، چون عدس دل را نرم، اشک چشم را جاری و تکبر را می‌برد و آن غذای نیکان است " (3)
امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام هم فرموده است : خوردن عدس قلب را نازک رقّت و آمدن اشک را سرعت مى‏بخشد.
در همین راستا امام رضا (علیه السلام) هم به نقل از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "علیکم بالعدس، فأنه مُبارک، مقدس، یَرِق القلب و یکثر الدمعة و قد مبارک فیه سبعون نبیاً آخرهم عیسی بن مریم"؛ بر شما باد عدس، زیرا که مبارک و مقدس است، دل را نرم و اشک چشم را زیاد می نماید، هفتاد پیغمبر او را مبارک گردانیده اند که اخر آنها عیسی بن مریم است.(4)
کارشناسان عدس را از لحاظ خاصیت با گوشت برابر می دانند و آن را تقویت کننده معده و حافظه دانسته وجوشانده آن را ضد عفونی کننده برشمرده اند ومعنقدند که عدس پخته با سرکه مقوی معده بوده و آب آن سینه را نرم و سرفه را از بین می برد.
امام رضا علیه‌السلام هم درباره خواص درمانی عدس فرمود: اگر بدنت در اثر نوره حمام سوخت، عدس پوست کنده را آرد کن و با گلاب و سرکه در آمیز و به محل زخم شده بکش که به اذن خداوند متعال خوب خواهد شد.
و در حدیثی دیگر آمده است که سویق عدس تشنگى را زایل مى‏کند و معده را قوت مى‏دهد و صفرا را فرو مى‏نشاند و معده را پاک مى‏کند و هفتاد درد را دواست و هیجان خون و حرارت را برطرف مى‏کند.(5)
پانوشتها:
1. بقره/ 61
2. محاسن، ج 2،ص504
3. مکارم الاخلاق، ص 512
4. عیون اخبار، ج 2، ص 41، مکارم، ص 215، صحیفه الرضا ص 25، بحار، ج 62، ص 257
5. مکارم، ص 215


کاری که نباید با لیمو ترش انجام دهید

به گزارش سرویس علمی جام نیوز به نقل از فارس، در بسیاری از موارد دیده شده است که لیموترش را برای تزئین کنار دیس و بشقاب غذا می‌گذارند یا حتی برخی از افراد لیموهای قاچ شده را در یخچال نگهداری می‌کنند با در رستوران‌ها لیموهای قاچ شده را آماده می‌گذارند.
 ما لیموترش را به دلیل ویتامینی که دارد می‌خوریم. اما لیموهای قاچ شده پر از باکتری می‌شوند. مجله بهداشت توسط «هافینگتون پست» در این باره نوشت: آزمایشاتی بر روی پوست و گوشت لیمو در رستوران‌های مختلف انجام گرفته است.
 تمام تجزیه و تحلیل‌ها نشان می‌دهد که 70درصد از این لیموها حاوی باکتری‌ها و میکروب‌هاست. لیموهای قاچ شده در کنار گوشت خام یا در آشپزخانه کار صحیحی نیست.
مطالعاتی دیگر توسط استاد دانشگاه نیویورک در این مورد انجام شد.
 باز هم همان نتایج را داشت؛ لیموهای قاچ شده مملو از باکتری و میکروب هستند و باید به اندازه کافی شسته شوند و درست در زمان مصرف باید قاچ شود تا ویتامین خود را از دست ندهد و محلی برای جمع شدن میکروب‌ها نباشد.






نوع مطلب : حدیث، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، عجایب خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو