تبلیغات
اسرار حق - مطالب خرداد 1393
 
اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

مجتهدی تهرانی

در سایت حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی، حدیثی همراه با شرح آن به نقل از ایشان در مورد ماه رجب ذکر شده است که توجه شما را به آن جلب می‌نماید:

روی عن الباقرعلیه‌السلام قال: لجابر الجُعفی، یا جابر:

«مَن هذَا الَّذی سَاَلَ اللَه تبارک وَ تعالی فَلَم یُعطِهِ اَو تَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ اَو وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ»

ترجمه: ای جابر! چه کسی از خداوند تبارک و تعالی درخواستی کرده و خداوند درخواست و خواهش او را نپذیرفته و به او عطا نکرده است؟ یا اینکه چه کسی به خداوند توکّل و تکیه کرده و خداوند او را کفایت ننموده است؟ یا اینکه چه کسی است که به خداوند اعتماد و اطمینان کرده و خداوند را نجات و رهایی نداده باشد؟

 

شرح: از حضرت باقرعلیه‏السلام روایت شده است که ایشان به جابر جُعفی فرمودند:

«ای جابِر! چه کسی است که از خداوند درخواست کند و خداوند به او عطا نکند؟!»

حضرت می‌خواهند بفرمایند که چنین چیزی نشدنی است؛ «مَن هذَا الَّذی سَاَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ»، به تعبیر ما یعنی کسی را به من نشان بده که از خدا درخواست كرده و خدا به او عطا نکرده باشد؟!

«وَ مَن یَتَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ»، نشانم بده ببینم! کیست که کارش را به خدا واگذار کند و خداوند او را کفایت نکرده و کارش را انجام ندهد؟!

«وَ مَن وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» نشانم بده ببینم! کیست که اعتماد به خدا کند و تکیه‌گاهش خدا باشد، امّا خدا او را نجات ندهد و از گرفتاری رهایی نبخشد؟!

در اینجا سه سؤال پشت سر هم مطرح شده است؛ اگر کسی واقعاً از خداوند درخواست کند و غیر او را کارساز نداند، خدا هم عطا می‏کند، هم کفایت می‏کند و هم او را نجات می‌بخشد؛ در این شکّی نیست!

بله! در هر زمانی این‌طور است؛ امّا در برخی ظرف‏های زمانی اجابت تسریع می‌شود؛ برخی مکان‏ها هم همین‌طور هستند. مثلاً در مشاهد مشرّفه، مساجد و... زمان‏ها نیز مانند مکان‏ها، در سرعت اجابت مدخلیّت دارند.

یکی از زمان‌هایی که در بین سال به این مطلب اختصاص دارد، «ماه رجب» است. در روایتی از پیغمبر اکرم است که حضرت فرمودند: خداوند، فرشته‏ای را در آسمان هفتم قرار داده است که: «یُقالُ لَهُ الدّاعی»، اسمش «جارچی» است. «داعی» به معنای جارچی، یعنی كسی كه کارش جار زدن است.

وقتی ماه رجب وارد می‏شود، این فرشته از شب تا به صبح فریاد می زند: «طُوبی لِلذّاکرین طُوبی لِلطّائِعینَ»، خوشا به حال کسانی که در این ایّام و شب‏ها به یاد خدا بوده و ذاکر الله تعالی هستند و از او اطاعت می‏کنند. «وَ یَقُولُ اللهُ تَعالی»، آن ملک می‏گوید: خداوند شب‏های ماه رجب می‌فرماید: «وَیَقُولُ اللهُ تَعالی اَنا جَلیسُ مَن جالِسَنی»، من هم‌نشین کسانی هستم که با من هم‌نشین شوند!

«وَ مُطیعُ مَن اَطاعَنی»، این خیلی بالا است! اطاعت می‏کنم کسانی را که از من اطاعت ‏کنند!

«وَ غافِرُ مَن اَستَغفَرَنی»، می آمرزم کسانی را که از من درخواست غفران و آمرزش نمایند!

«اَلشَّهرُ شَهری وَ العَبدُ عَبدی وَ الرَّحمَةُ رَحمَتی»، این ماه، ماه من است! بنده، بندۀ من است! و رحمت، رحمت من!

«مَن دَعانی فی هذَا الشَّهرِ اَجَبتُهُ»، هرکس در این ماه، مرا بخواند و صدایم بزند، جوابش می گویم!

«وَ مَن سَئَلَنی اَعطَیتُهُ»، اگر کسی از من درخواستی کند به او عطا می‏نمایم!

«وَ مَنِ استَهدانی هَدَیتُهُ»، اگر کسی از من راهنمایی بخواهد او را راهنمایی می‏کنم!

این روایت، روایت مفصّلی است. می‏فرماید: من این ماه را ریسمانی بین خود و بنده‏ام قرار داده‌ام، «وَ فَمَنِ اعتَصَمَ بِهِ وَصَلَ اِلیّ»، هرکس این ریسمان را بگیرد، به من می رسد. ماه رجب، ماه خداوند، ماه رحمت خداوند و وسیله‏ای برای رسیدن به خداوند می‏باشد.

در روایتی امام صادقعلیه‏السلام از پیغمبر اکرم نقل می فرماید که: ماه رجب، ماه استغفار امّت من است؛ بعد می‌فرماید: رجب را «اَصبّ» گویند، چون رحمت خدا در این ماه به امّت من زیاد ریزش می‌کند؛ ماه رجب چنین ماهی است. لذا حضرت فرمودند: زیاد در این ماه بگویید: «اَستَغفُرِ اللهَ وَ اَسئَلُهُ التَّوبَة»؛ ایشان برای استغفار دیگر سقف هم نمی گذارند، بلکه می فرمایند زیاد استغفار کنید و در این ماه از رحمت الهی که بر شما ریزش می‌کند بهره بگیرید!

  

برگرفته از سایت www.mojtabatehrani.ir

منبع :

jahadi.ir





نوع مطلب : آیت الله مجتبی تهرانی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

ویدئو کلیپ، خان گزیده ها - شهید آوینی

 

دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت هجدمین سالروز  شهادت سید مرتضی آوینی، کلیپ تصویری «خان گزیده ها» (دانلود با کیفیت بالا)  و کلیپ صوتی با خوانندگی محمد عبدالحسینی و شاعر آن یوسفعلی میرشکاک می‌باشد تهیه کرده است. کلیپ تصویری خان گزیده ها، ترانه ایست با شعری از میلاد عرفان پور که سال گذشته در این دفتر تولیده شده است. با تنظیم، آهنگسازی و اجرای سید مصطفی سیادت.

ویدئو کلیپ، خان گزیده ها با حجم 9.3 مگابایت

کلیپ صوتی، با حجم 4.8 مگابایت


منبع :
jahadi.ir




نوع مطلب : کلیپ، دانلود، دفاع مقدس، شهید سید مرتضی آوینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خدا رحمت كند شهدا را، علی الخصوص شهدای كربلای 5 كه حق بزرگی بر گردن این مردم دارند. شهدای كانال "ماهی گیری " از مظلوم ترین شهدای جنگ هستند و شاید از شجاع‌ترین آنها. یاد آنها دل را صفا می‌دهد و حسرت بودن یك لحظه با آنها قلب را می‌آزارد.  حاج حسن محقق کربلای پنج کانال ماهی
سخن گفتن از شهدا سخت است چون نمی‌توان یك لحظه حالات آنها را ترسیم كرد ولی به هر صورت باید گفت و نوشت تا شاید آیندگان قهرمانان خود را بیابند و از آنها درس بگیرند. این مطلب تقدیم می‌گردد به روح شهدا:
قرار بود لشكر 27 محمد رسول الله(ص) در شب دوم عملیات (كربلای 5 ) وارد عمل شود، یعنی بعد از شكسته شدن خط و عبور نیروهای دیگر یگان ها از آب.
در بین گردان‌های لشكر قرار بر این شد كه گردان حبیب بن مظاهر اولین گردان لشكر باشد كه وارد عمل می‌شود، از بخت بد مثلا فرمانده این گردان هم بنده بودم.
به هر حال، عملیات شروع شد. خط شكست، نیروها از آب عبور كردند. خط اول دشمن را تصرف كردند و از آنجا هم جلوتر رفتند. بلافاصله روی آب جاده زده شد. یعنی قبل از غروب روز اول جاده وصل شد و گردان ما هم از روی همین جاده ولی با پای پیاده عبور كرده و به داخل پنج ضلعی رسیدیم. هنوز هوا روشن بود كه به انتظار تاریكی شب و به منظور استراحت داخل كانال‌های خط اول دشمن كه تصرف شده بود شدیم. داخل كانال و زیر پایمان اجساد كثیف بعثی ‌ها افتاده بود و چون امكان انتقال آنها نبود مجبورا روی آنها راه می‌رفتیم. بالاخره ساعت موعود رسید، دستور حركت صادر شد. در تاریكی شب و زیر آتش دشمن حركت كردیم.
 
چون شناسایی دقیقی از جاده ها نداشتیم، مسیر را اشتباه رفتیم ولی سریعا برگشتیم و مسیر اصلی را پیدا كردیم البته با پای پیاده، از اوایل شب تا نزدیكی‌های صبح راه می رفتیم. آن شب قبل از اینكه با دشمن درگیر شویم 17 كیلومتر پیاده راه رفتیم. بالاخره نزدیكی‌های صبح بود كه به دشمن رسیدیم و درگیر شدیم. می‌دانید كجا؟ درست روی پل كانال ماهیگیری. همانجایی كه بعدها "پل شهادت " و "سه راهی شهادت " نام گرفت. درگیری سختی بود. بچه‌ها خسته بودند. 17 كیلومتر پیاده آن هم در باتلاق با آن همه سلاح و تجهیزات و مهمات.
درگیری كه شروع شد دیگر كسی احساس خستگی نمی‌كرد. انگار خدا توان مضاعفی داده است. درگیری با عراقی‌ها بسیار نزدیك بود. یعنی تن به تن. من در انتهای گردان حركت می كردم. وقتی هوا كمی روشن شد و از آنجا عبور می‌كردم صحنه‌های عجیبی را دیدم. پیكر مطهر شهدا این طرف و آن طرف افتاده بود و در بین آنها اجساد منحوس بعثیون عراقی.

 یك بسیجی را دیدم با جثه ای كوچك، چفیه در گردنش بود و پیشانی بند یا حسین (ع) بر روی پیشانی‌اش. شهید شده بود. همچون گل پرپر روی زمین افتاده بود و در خون خود غوطه ور ولی روی چهره‌اش لبخند زیبایی نقش بسته بود به زیبایی رویش. در كنارش جنازه متعفن یك عراقی افتاده بود كه هیكلش دو برابر جثه آن بسیجی بود با سبیل‌های چخماقی و از بناگوش در رفته. سیاه و بدتركیب به زشتی قلبش.
بالاخره توانستیم از ضلع غربی كانال ماهی عبور كنیم و در آن طرف آن گسترش پیدا كنیم. به قول نظامی‌ها ازدشمن سرپل گرفتیم و گسترش پیدا كردیم. ولی چون هوا روشن شده بود امكان زدن خاكریز نبود لذا در خاكریزهای مقطع شكل عراقی‌ها مستقر شدیم و مشغول حفر سنگر. با روشن شدن هوا دشمن هم خودش را پیدا كرد. خصوصا با پرواز هلیكوپتر موقعیت را شناسایی كرد و شروع به كمك كردن آن هم چه پاتكی. از زمین و آسمان آتش می‌بارید. ما هم با تعداد اندكی نیروها آن هم با خستگی زیاد و كمبود مهمات كه به علت بسته شدن جاده امكان پشتیبانی ما نبود. شهید حسین طائب
بایستی با همین نیرو و همین مهمات می‌ماندیم و دفاع می‌كردیم و جلوی دشمن را می‌گرفتیم. دشمن در دشتی وسیع ولی ما در محدوده ای كوچك. آنها با انواع سلاح سبك و سنگین و تانك و توپ و هواپیما و هلی‌كوپتر. ولی ما با سلاح‌های خودمان و نهایتا مقداری آتش محدود كه ما را پشتیبانی می‌كرد. چون تازه منطقه را از دشمن گرفته بودیم و به علت باتلاقی بودن منطقه، جاده‌ها هنوز به طور كامل قابل استفاده نبودند. بسیجی‌ها هم این مطالب را می‌دانستند ولی آنقدر روحشان بلند بود كه فقط به خدا توكل داشتند و بس. هیچ قدرتی نمی‌توانست آنها را عقب براند. خدا شاهد است صحنه‌های عجیبی بود. در یك گوشه دو برادر افتاده بودند، شهید صادق مداح و شهید عبدالله مداح. صادق طلبه بود، در والفجر 8 به سختی مجروح شده بود. به طوری كه درست نمی‌توانست راه برود ولی با همین وضعیت آمده بود. برادرش عبدالله، قاری قرآن بود و در تهران معلم. شاید صوت زیبای قرآن و اذانش را از رادیو تلویزیون شنیده باشید. این دو با هم شهید شدند. یكی از برادرهایشان هم قبلا شهید شده بود. یعنی با این دو شهید، شدند سه شهید. در همین حال جعفر برادر چهارم، پیك من بود. بالای سر جنازه برادران رسید. حتی توقف هم نكرد. دید و گذشت و كار خودش را ادامه داد. جعفر هم چند ساعت بعد به شدت مجروح شد و موج او را گرفت.

در كنار دیگر دو شهید افتاده بودند كنار هم. هر دو طلبه بودند، شهید مهدی فرقانی و شهید سید جواد هاشمیان. سید جواد دومین شهید خانواده بود، برادرش سید حسین در والفجر 4 كنار خودم شهید شد. برادر دیگرش سید سجاد معاون گردان بود. روز قبل از عملیات به همراه شهید واضحی و حاج مهدی طائب می‌رفتیم كه خمپاره آمد، واضحی شهید شد. سید سجاد و حاج مهدی هم مجروح.شهید سید جواد هاشمیان و شهید مهدی فرقانی
سید صادق برادر چهارم هم در گردان بود، او هم طلبه بود ولی به لطف خدا سالم ماند. از كنار سید جواد گذشتم دیدم فرزند رسول الله (ص) روی زمین افتاده فقط كاری كه كردم این بود كه او و شهید فرقانی را از وسط جاده به كناری گذاشتیم.
از پله‌های معراج شهدا كه بالا می روید روبه‌رو، عكس دو شهید را می‌بینید كه كنار هم افتاده از اینها همین دو نفرند. آن طرف‌تر شهید حسین طائب افتاده بود. كمی دورتر ماشین حاجی بخشی در حال سوختن بود. حاجی بخشی با آن یال و كوپالش آمده بود تا به بچه‌ها روحیه بدهد، نمی‌دانست دشمن آنجا را محاصره كرده، همین كه وارد شد با یك تیر تانك آن را به آتش كشیدند. داماد حاجی بخشی كه جانباز بود و داخل ماشین بود زنده زنده سوخت و به شهادت رسید. تنها كاری كه بچه‌ها توانستند بكنند این بود كه از لحظه لحظه این حالت عكس بگیرند. دشمن از فتح ما عجیب عصبانی شده بود لذا تمام توان خودش را جمع كرده بود كه ما را به عقب براند. ولی بسیجی‌ها كار خودشان را كرده بودند اینك ما در 12 كیلومتری بصره مستقر بودیم. تلاش دشمن برای عقب راندن ما بی‌نتیجه ماند و آن روز را ما در عین محاصره با تقدیم شهدای زیادی به شب رساندیم. و شب، عملیات ادامه پیدا كرد.
خدا رحمت كند شهدا را،
محمد حسن محققی
75/11/7

منبع :

jahadi.ir





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، دفاع مقدس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شناخت جریان فتنه در کلام حضرت علی علیه السلام - استاد قاسمیان


شناخت جریان فتنه در کلام حضرت علی علیه السلام


 إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ وَلَكِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى. 

در خطبه پنجاه نهج‌البلاغه حضرت امیر از وقوع فتنه‌ها خبر می‌دهند و می‌فرمایند شروع فتنه‌ها چطور است. حضرت با بیانشان همه را آمده ‌می‌کنند تا تکلیفشان را در این صحنه بدانند. إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ حضرت می‌فرماید فتنه‌ها از نقطه‌ای آغاز می‌شود که تبعیت از هوا می‌شود. یعنی این است که نظر خودمان را به جای نظر خدا استفاده کنیم. این موضوع ارتباط به گروهی ندارد. با شروع فتنه‌ها احکام تُبْتَدَعُ می‌شود. در سوره فرقان آیه 43 می‌فرماید:أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَیْهِ وَكِیلًا - آیا دیدى کسى را که هواى نفسش را معبود خود برگزیده است؟!

طبیعتاً باید این افراد در احکام یک نو‌آوری داشته باشند. برای اینکه آن اهوا بتواند منطقی تبعیت شود. اگر کسی بخواهد غیر منطقی اهوا را ارائه دهد، محکوم به شکست است. تمام کسانی که شما می‌شناسید که حادثه آفرین هستند، افرادی منطقی هستند. شما آن‌ها را احمق تلقی نکنید. از فرعون تا یزید همگی اهل تفکر بودند. من ناراحت می‌شوم گاهی می‌شنوم که چهره یزید را آنقدر پلید نشان می‌دهند که این پلید بودن باعث می‌شود که شما نتوانید درست تحلیل کنید. مثلاً درباره او می‌گویند که انسان میمون بازِ عرق خوری بوده. درست است که میمون باز و عرق خور بوده ولی این کار حکم یک تفریح برای او داشته. مثل همین اُمر‌ای کشور‌های خارجی که حیوانات خانگی را نگه می‌دارند و عرق هم ‌می‌خورند ولی به این معنا نیست که یک فرد عرق خور لایعقل هستند.

یزید دارای یک شخصیت بسیار برجسته و کاریزماتیک بوده. این فرد تحت تربیت مسیحیت و یهود بزرگ شده و معاویه او را از همان ابتدا به دست مسیحیت و یهود بزرگش کرده. معاویه در زمان خودش حیله‌گر هنرمندی بوده و برای حکومتش یزید را تربیت می‌کند و در پایان امرش یزید را معرفی می‌کند. تا قبل از این هیچ اطلاعی از شخصیت یزید در جامعه آن زمان وجود ندارد. یزید هم در آن زمان از شخصیت برجسته‌ای بوده. او به قدری به ادبیات و شعر مسلط بوده که شعر‌های او هنوز در کتب ادبیات عرب جزو مفاخر شعر عرب می‌باشد. خود این موضوع باعث می‌شده او شخصیت خاصی پیدا کند. چون تحت تعلیم یهود و مسیح بوده اخلاق آن‌ها را هم گرفته و میمون باز و عرق خور شده. یزید انسان حادثه آفرین بود و مطمئن باشید که فرد باهوشی بوده که توانسته مردم کوفه را فریب بدهد. اتفاقا مردم کوفه مشکل خاصی نداشتند او هنرمند بود که توانست آنها را فریب دهد.

امام حسین علیه السلام به مسلم ابن عقیل مثل چشمانشان اعتماد داشتند. کمتر شخصیتی مثل مسلم در تاریخ اسلام بوده. او تمام معادلات کوفه را بررسی می‌کند و به امام حسین علیه السلام می‌فرماید که کوفه آماده ورود شما می‌باشد. یزید در همان زمان با یک تعویض خاصی عبیدالله را به حکومت کوفه می‌آورد و عبیدالله کار می‌کند که افکار مردم تغییر می‌کند. اگر کسی شخصیت معاویه را درست تحلیل کند به تمام آنچه‌که شیطان در چنته خود برای فریب مردم دارد پی می‌برد. تمام شگرد‌های شیطان در معاویه تجمیع شده. اگر کسی بخواهد جریان فتنه را اداره کند باید فرد باهوشی باشد و بتواند نوآوری‌هایی کند.

فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ حضرت می‌فرماید اگر باطل خالص بود و آمیخته‌ی به حق نبود لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ ترسیده نمی‌شد کسانی‌که اراده فهم حق دارند.

اگر واقعاً باطل یک باطل محض بود تکلیف مشخص بود. همه متوجه می‌شدند. ولی هیچ وقت باطل خودش را این‌گونه بروز نمی‌دهد. باطل همیشه خودش را در چهره‌های حق و با مزاج‌ها و آمیخته‌های حق بروز می‌دهد. وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ اگر حق هم از لفظ باطل و از پوشیدن باطل خالص بود انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ زبان‌های معاندین قطع می‌شد. حق هم این‌گونه نیست. مشکل جریان حق این است که خیلی وقت‌ها به لفظ باطل پوشیده شده است. به دلیل انجام دادن کار‌های باطل چهره‌ی حق با لفظ باطل و کثیف چهره‌ی مخدوشی می‌شود. وَلَكِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ یک تکه از حق یک تکه از باطل فَیُمْزَجَانِ پس قاطی که می‌شود و اینجا محل فتنه است. اگر جریان حق از هر لفظ باطلی خالی بود که عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ ولی مهم این است این‌گونه نیست. مثل انسان تمیزی است که وقتی داخل لجن می‌شود و بیرون می‌آید بوی بدی می‌دهد. این انسان فهمیده و درست است ولی الان به دلیل لفظ باطلی که پیدا می‌شود زبان معاندین بریده نمی‌شود. و اتفاقاً بصیرت برای همین جا می‌باشد.

آیا می‌شود حقی هیچ لفظ باطلی بر خودش نگیرد؟ این‌طور نیست. چون در جریان حق همیشه انسان‌هایی هستند که به باطل عمل می‌کنند. شاید اشتباه یا معاندانه به باطل عمل کنند. لفظ باطل را به حق می‌پوشانند. بصیرت برای این نیست که انسان فرق حق محض و باطل محض را بشناسد. این کار که اصلاً بصیرت نیاز ندارد. بصیرت برای آنجایی است که حق به لفظ باطل و یا باطل آمیخته شده به حق باشد و فرد بتواند تشخیص دهد. یعنی بفهمد که این جریان حق است، ولی به لفظ باطل پوشیده شده است. این است که حضرت آقا می‌فرمایند: اصل و فرع را با هم قاطی نکنید. که مثلاً این جریان باطل است ولی گاهی مظلوم واقع می‌شود حق هم می‌گوید. بصیرت برای این موقع‌ها می‌باشد. حق و باطل به هم آمیخته ‌می‌شود و عده‌ای گیج می‌شوند و فتنه‌ها صورت می‌گیرند. فَهُنَالِكَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ در آن موقع شیطان از دوستان خودش و از کسانی که جریان حق را نتوانستند تشخیص دهند سواری می‌گیرد. وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى و کسانی که خدا برای آن‌ها حسن و خوبی خواسته نجات پیدا می‌کنند. و آن‌ها با حسن و خوبی و خیر در حرکتند.

انشاءالله که خدا ما را از تابعین حق قرار دهد و از سربازان امام زمان(عج) باشیم. من از این وحشت دارم که سنگ چیزی را به سینه بزنم و بعد وقتی حضرت ظهور کنند بگویند تو از ما نیستی. به نظر من هر کسی پشت سر و یا جلوی مقام معظم رهبری حرکت کند و بخواهد از ایشان دفاع کند و تیر بخورد، یعنی منویاتشان را عمل کند و در این خط قرار بگیرد او می‌تواند امیدوار باشد که در موقع ظهور هم در همان خط قرار می‌گیرد. چون ایشان همان نائب عام امام زمان(عج) هستند. و گرنه معلوم نیست که در زمان ظهور کسی که خارج از خط ایشان می‌باشد بتواند به راحتی از فتنه‌ها جان سالم به در بیاورد.

گزیده‌ای از بیانات حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان در جلسات تفسیر سوره توبه

17/10/88

منبع:

jahadi.ir





نوع مطلب : امام علی(ع)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

روایتی از حجت الاسلام پناهیان از حضرت زهرا علیها السلام

من معتقدم ابالفضل العباس می‌دانست وقتی کنار نهر علقمه می‌رود، نه تنها برنمی‌گردد، بلکه دست‌هایش را هم می‌دهد. می‌دانست باب الحوائج می‌شود، می‌دانست حسین بالای سر او می‌فرماید: «فدایت بشوم برادرم، الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی» همة اینها را می‌دانست، مقام معنوی خودش را هم خبر داشت. اما نگاه نمی‌کرد. خودش نبود. خودش را نمی‌دید.

حضرت زهرای مرضیه(س) خودش را نگاه نکرد. فقط علی را نگاه می‌کرد. کافی بود از علی یک کمی با مماشات دفاع کند. خودش را کمی از علی کنار بکشد، ... اما فاطمه برای علی پرپر زد، جیغ کشید، شیون زد، ضجّه زد. بلند شد صدا زد: فضه علی را کجا بردند؟ اصلاً کسی را غیر از علی نمی‌بیند، کسی را غیر از علی نمی‌خواهد ببیند. عشق اینجا دیده می‌شود، خودش را نمی‌بیند. در میان نامحرمان کمربند علی را گرفت...

می‌خواستند بی‌احترامی‌هایشان را ماست‌مالی کنند. با احترام به قصد عیادت آمدند. گفتند: بانوی جهان اسلام است. می‌خواهیم از او عیادت کنیم. فرمود: به خدا قسم دیگر نمی‌خواهم اینها را ببینم. می‌دانستند فاطمه خودش نیست. می‌دانستند علّت وجودش علی است. علّت موافقتش و مخالفتش علی است. سر راه علی را گرفتند، گفتند می‌خواهیم به عیادت فاطمه برویم، خانم اجازه نمی‌دهد.

علی به خانه آمد. با چه دلی، درخواست آنها را به خانم گفت. باز صدا زد: علی جان به خدا قسم نمی‌خواهم اینها وارد خانة تو شوند. آقا فرمود: فاطمة من، دوست ندارم کسی من را شفیع قرار می‌دهد، دست رد به سینه‌اش بزنم. یعنی: فاطمه، نرخ علی را نشکن.

فاطمه که خودش نیست. تا حرف دل علی را شنید، گفت «من کنیز تو هستم.» (*) یعنی از کنیز که آدم اجازه نمی‌گیرد. «خانه هم خانة توست» اصلاً چرا از من اجازه می‌گیری؟ فدایت بشوم، من برای تو می‌میرم، اصلاً فاطمه خودش را نگاه نمی‌کند.
«
الا لعنة الله علی القوم الظالمین»

(*) کتاب سلیم بن قیس، حدیث 48؛ خصائص الفاطمیه، محمد باقر کجوری، ج1،ص191.

منبع :

jahadi.ir





نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، ولایت و امامت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

ملك-شامران

حضرت امام خمینی‌ در 26 خرداد سال‌ 1358 پیام معروف خودشان ‌را در مورد جهاد‌سازندگی دادند. معلوم بود که امثال ما هم که به امام اعتقاد داشتیم، کمک برای جهاد سازندگی را در فهرست برنامه‌هایمان بگذاریم. البته هنوز تشکیلات منظمی به آن معنا برای این منظور راه نیفتاده بود و آرام آرام جهاد سازندگی داشت شکل و نظمی می‌گرفت‌. ‌در این میان‌ ما، ـ من و حمید (دایی شهید) و کامبیز ـ  راه افتادیم و از طرف انجمن اسلامی دبیرستان برای فعالیت‌های سازندگی به شهر زنجان اعزام شدیم. هرکس معرفی نامه‌ای دست گرفته و آمده بود. پیش خودمان حساب کردیم برای خدمت به مردم و خودسازی خوب است برویم. فکر کردیم کمک مان می‌کند پله‌های عرفان را یکی یکی برویم بالا و صفا!

حوالی زنجان وارد دهی شدیم به نام عباس آباد. کارمان را که شروع کردیم و چند روزی گذشت، دیدیم اینها توی نماز جماعتشان برای امام دعا نمی‌کنند. بعضی‌هایشان سبیل‌های خاصی گذاشته بودند و توی حرفهایشان هم مرتب کلماتی‌ را که به«ایسم»ختم می‌شد، ردیف‌ می‌کنند ‌‌و هی‌ از اگزیستانسیالیسم و سوسیالیسم و کاپیتالیسم و امپریالیسم حرف می‌زنند، اما آن جوری که باید از حدیث و آیه خبری نیست. اول کمی شک کردیم و بعد هرچه بیشتر گذشت، بیشتر مطمئن شدیم که اینها یک چیزی شان می‌شود.

ما گیج می‌زدیم، اما کامبیز کاملا متوجه بود چه می‌گذرد. ته تفکر آنها را خوانده بود. ما چیزی را که می‌فهمیدیم این بود که اینها آدم‌های نامربوطی اند. بعداً که کلاسهای آموزش سیاسی شان علنی شد دیگر فهمیدیم ای دل غافل! اینها وابسته به سازمان مجاهدین خلق هستند. جمعی را به آنجا آورده بودند تا به خیال خودشان، آنها را آموزش دهند و رویشان کار سیاسی بکنند. کامبیز همین که این را فهمید، علیه شان موضع گیری کرد. حمید هم همین طور. کامبیز همان جاتوی جلسه ای که گذاشته بودند، بلند شد و حرف زد. بعد هم وقتی برگشتیم علیه شان مقاله نوشت و منتشر کرد. می‌گفت باید اینها را افشاء کرد. این جملاتش خوب به یادم مانده است که خطاب به آنها مکرر می‌گفت: «آقا! شما ما را فریب دادید. به اسم اینکه بیاییم برای مردم دهات کار کنیم، از حسن نیت ما سوء استفاده کردید. ما را اغفال کرده و به اینجا کشاندید. شما دارید به این جمع، آموزش‌های سیاسی می‌دهید در حالی که چنین قراری نداشته ایم.» خلاصه حسابی کاسه کوزه شان را به هم ریخت. خیلی به آنها برخورد و ناراحت شدند، ولی هیچ جور حریف استدلال‌های کامبیز نمی‌شدند. ما اول می‌خواستیم ول کنیم و بیاییم تهران، ولی کامبیز که از دروغ و دورویی بیزار بود، این را کافی نمی‌دانست و دنبال چیز دیگری بود. او می‌خواست دست آنها را برای بقیه هم رو کند.

جالب اینکه امام خمینی از همان خرداد 1358 این شرایطی را که برای ما در ده عباس آباد پیش آمده بود، پیش بینی کرده بودند و در قسمتی از همان پیام گفته بودند: «من به همه ملت، به همه اشخاص که در این روستاها و دهات به سر می‌برند، پس از اینکه به همه شان دعا می‌کنم و عرض ارادت، یک سفارش دارم. و آن اینکه توجه کنند کسانی که برای ساختن و برای سازندگی و برای جهادسازندگی در دهات می‌آیند، در روستاها می‌آیند، توجه کنند که مبادا خدای نخواسته در بین آنها یک اشخاصی نباشد که برخلاف رویه ملت، برخلاف اسلام، مسائلی داشته باشند. اگریک همچو اشخاصی دیدند، فورا آنها را از ده کنار بگذارند و نگذارند در بین جوان های ما، در بین روستائیان ما، تبلیغات سوئی بکنن».

کامبیز هم این خط را از امام خمینی گرفته بود و دنبال این بود که اجازه ندهد سازمان منافقین بتواند تبلیغات سوء خودش را پیش ببرد. عاقبت با پیگیری و تلاشهای کامبیز، کار به جایی رسید که آنها که به خیال خودشان می‌خواستند نیرو جذب کنند، دیدند ای داد بیداد! الان با این فضایی که ایجاد شده، نیروهای خودشان را هم دارند از دست می‌دهند. طراحان و گردانندگان آن اردو، بر سر این موضوع لطمه جدی خوردند. کامبیز برگشت و تقریبا تمام آن اردو هم بعد از آن صحبت برگشتند.

از وقتی برگشتیم، تازه کار کامبیز شروع شد. توی مقالاتی که علیه سازمان مجاهدین خلق می‌نوشت، روی چند موضوع تاکید کرد، یکی اینکه گفت چرا آنها باید اینقدر نامرد باشند که خودشان را زیر فرمایش و دستور حضرت امام که گفته بودند «جهادسازندگی» پنهان بکنند. یک نکته دیگر اینکه، نفس این اطلاع‌رسانی مهم بود. کامبیز این‌جوری مردم و خصوصا جوان‌ها را مطلع می‌کرد و به آنها هشدار می‌داد که مواظب قضایای مشابه باشند. سوم اینکه کامبیز به بنیان‌های اعتقادی آنها هم حسابی لطمه زد و دست گذاشت روی مطلب مهمی که آنها قبول داشتند ولی به دروغ باور خودشان را تکذیب می‌کردند. یعنی این جمله که «هدف وسیله را توجیه می‌کند.» سازمان منافقین واقعا اینجوری بود.

منبع: مجله راه

و


jahadi.ir





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، خائنین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا گل زیباست؟ چرا طاووس این چنین زیباست؟ چرا در اعماق دریاها، در گردش ماهی لابه‌لای مرجان ها این قدر زیبایی دیده می شود؟

چرا ما از این زیبایی ها لذت می بریم؟ سعدی گوید: غلامی را دیدم بسته اند ، سبب را پرسیدم گفتند آزادش کنیم صوت خوشی دارد وقتی هوُی می خواند شترهای تشنه به عشق او از آب خوردن باز می مانند و تلف می شوند و سپس می گوید:

اُشتُر به شعر عرب، در حالتست و طرب               گر در تو نیست اثر، کج طبع جانوری

زیبایی یعنی جاذبه و جاذبه یعنی جهت دهنده و کِشنده و حرکت آفرین به سوی آنچه زیباست، به همین دلیل به زیبا می‌گوییم جذّاب .هنر اسلامی، آیت‌الله حائری شیرازی

اگر همه مصایب عاشورا مانع حرکت حسین بن علی و یارانش از حرکت به سمت رضای خداوند نمی شود به دلیل آن است که جاذبه الهی بر روی ایشان از جاذبه زینت حیات دنیا بیشتر بوده: «انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن عملا» جهان جایگاه زورآزمایی جاذبه‌ها و زیبایی‌هاست. به بیان صحیح‌تر انسان از دو جنبه خود خواه و حقیقت خواه آفریده شده است و بین این دو آزاد شده است. به همین دلیل است که دانشمندان علوم انسانی غرب در پشت درب‌های انسان شناسی تا آزادی نیامده‌اند؛ آزادی را باور نکرده اند. آنکه آزادی را باور ندارد انسان را نشناخته است، او خیال می‌کند انسان تخته‌پاره‌ای است که بر روی امواج اقیانوس جبر سرگردان است.

انسان مسخر باد حوادث نیست. بلکه تمام شرایط را استخدام می‌کند و همه شرایط برای خدمت به او به‌کار گرفته شده است:  «و سَخّر لکم مافی السموات و ما فی الارض»

 

نعمت آگاهی

انسان بعد از آزاد شدن به نعمت آگاهی و بصیرت مفتخر شده است. « فجعلنا سمیعاً بصیراً » و جای دیگر فرماید: «و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقویها» نه تنها درک آزادی که درک آگاهی هم برای دانشمندان علوم انسانی غرب هنوز معمّای حل ناشده‌ای است و گمان می‌کنند در نگاه، شناخت تابعی است از متغیر روابط تولید و شرایط؛ به همین خیال فکر می‌کنند انسان خمیری است که می‌توان از آن هر جانوری را ساخت. هفتاد سال کمونیست‌ها روی انسان کار کردند تا انکار خدا را در او جا بی‌اندازند. وقتی رفتند، مردم به سمت مسجد و کلیسا هجوم بردن .

جهان جایگاه امتحان است و انسان بین خود خواهی و مجذوب شدن به جاذبه زینت حیات دنیا، حقیقت خواهی و مجذوب شدن به جاذبه خدمت به انسان‌ها و شیفتگی عدالت و کرامت قرار گرفته است. وقتی خود را انتخاب کرد مجذوب جاذبه‌های حیات دنیا می‌شود . وقتی حقیقت را برگزید زیبایی‌های بالاتر از حیات دنیا را درک می‌کند و مجذوب آنها می‌شود .

در اینجا جنگ، جنگ هنرهاست. هنر می‌تواند با محتوایی خودخواهانه تجلی کند و انسان‌ها را با جاذبه فریبنده خود به سمت تاریکی و سراب بکشاند. در مقابل همین هنر می تواند با محتوایی حقیقت طلبانه تجلّی کند و انسان‌های حق طلب را با جاذبه نیرومند خود جذب سیر و سلوک مسیر کمال نماید

محل نزاع، هنر است. محل نزاع جاذبه‌هاست.

حسین‌بن‌علی‌(ع) هم هنرمندانه کارکرده است. هشتاد و چهار زن و بچه را چگونه نظام جمع داده است که در فرمان زنی چون زینب کبری و این زن در فرمان امامی چون حضرت سجاد علیه السلام است. هنر تربیت، هنر تعلیم، هنر اعتماد به نفس و هنر اطاعت از مافوق همه از روی بصیرت و بینایی همه از روی اختیار و آگاهی، همه از روی عشق و اخلاص.

به هر جهت جهان کانون درگیری این دو گونه کشش است و هنر سلاح طرفین است. آمریکا وقتی می‌خواهد سربازان خود را در کار محکم و استوار کند، اگر لازم باشد هنرپیشه‌ای برای آنان هنر نمایی می‌کند و آنها را سرگرم می‌کند. در جبهه وقتی لازم می شد نیروها را تجدید قوا کنند، سراینده‌ای چون آقای معلم و مداحی چون آقای آهنگران سروده‌های آن شاعر را با حال می‌خواند . از شهادت می‌گفت، از عقب افتادن بازماندگان، از قافله پیش آهنگان. آیا آن اشعار هنر نبود؟ آیا آن صوت گیرا هنر نبود؟هنر اسلامی، آیت‌الله حائری شیرازی

حال چرا از هنر نمایش و هنر سینما استفاده نکنیم؟ مگر همین هنر نبود که تعزیه خوان، صد سال قبل استاندار فارس را چنان به گریه در آورد که او را بی‌هوش از مجلس بردند و بعد از دوهفته از دنیا رفت .
اگر همان زمان راه را ادامه داده بودیم و حکومت های لایق داشتیم ما زود تر از غرب به تئاتر رسیده بودیم و از تئاتر به سینما می‌رسیدیم و معارف اسلامی را در قالب فیلم به جهانیان عرضه می‌کردیم. همان‌گونه که سعدی و حافظ، خواجوی و فردوسی و مولوی و دیگران در قالب شعر و نثر آنچه را از معارف به آن رسیده بودند عرضه کردند.

 

هنر در مقابل هنر

اگر هالیوود تهاجم فرهنگی خود را به سراسر عالم گسترده از قدرت جاذبه جنسی و آزادی و جذابیّت بی‌بند وباری و آمادگی نفس اماره انسانی به تنهایی نیست؛ از بی‌حالی و کم‌کاری ما هم هست و گرنه در انسان هم نور هست و هم ظلمت. هر هنری که می‌خواهیم با آن محتوای غنی اسلام را عرضه کنیم به فاخر بودنش بی‌اندیشیم. به دلیل غنای محتوی، ضعف فرم و ساختار و بسته بندی را توجیه نکنیم. اگر خداوند به آنها فرصت داد به ما هم مدد خواهد رساند «کله نمدّ هولاء و هولاء» چون رشد در اوج گیری درگیری بین حق و باطل است هر دو طرف را مدد می دهد. ببینید به ابلیس عمری عطا کرده توأم با سلامت وتوانایی که پیری ندارد.
به هر جهت هنر را با هنر باید پاسخ گفتن و برهان را با برهان و خطابه را با خطابه. هنر سمعی را با هنر سمعی و هنر بصری را با هنر بصری. «وَكَتَبْنَا فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَینَ بِالْعَینِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ».

شمشیر در مقابل شمشیر و کلام در مقابل کلام و مقاله در مقابل مقاله و علم در مقابل علم و هنر در مقابل هنر؛ ما تا اقتصاد رساله‌ای خود را دانشگاهی نکنیم نمی‌توانیم آن را جهانی و بازاری کنیم. ما تا هنر خود را علمی نکنیم نمی‌توانیم آن را دانشگاهی کنیم و تا آن را دانشگاهی نکنیم نمی‌توانیم آن را کارشناسانه کنیم و تا کارشناسانه نکنیم نمی‌توانیم در بدنه حکومت پذیرفته کنیم و تا حکومت نتواند هنر اسلامی را بپذیرد هنر در انحصار هنر وابسته و وارداتی است. البته تغییراتی تاکتیکی در هنرِ وارداتی برای رفع حساسیت مؤمنین و علماء داده می‌شود. اما لعابی بیش نیست. عیناً همان‌گونه که در اقتصاد مشاهده می‌کنیم اسلام به ظلم راضی نیست آیا در آنچه به عنوان بهره، داده و گرفته می‌شود ظلم نیست؟ به قول امام راحل به مسوولان بانک‌ها: «کاری کنید پول کارنکند». در اسلام پول کار نمی‌کند . حالا در کشور ما پول کار نمی‌کند؟ به هر جهت علم در مقابل علم و دانشگاه در مقابل دانشگاه. امید است همین دانشگاه‌ها به برکت جنبش نرم‌افزاری و نهضت تولید علم بتوانند علم را در تمام رشته ها بومی کنند و «هنر» را هم بومی کنند.

نوشته‌ای از آیت الله حائری شیرازی درباره هنر

به نقل ا

jahadi.ir



نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، ورزش و هنر و فرهنگ و سینما و تلیوزیون و رسانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



دکتر شاهین فرهنگ با ترکیب کردن یافته های روان شناسی و آموزه های دینی به عنوان فردی بسیار قوی در امر آموزش و سخنران در ایران ظاهر شده است.
ایشان با برگزاری سمینار در شهر های مختلف کشور به آموزش راه و روش موفقیت ، ازدواج موفق،راه و روش ارتباط موثر و … می پردازد که مورد قبول مردم قرار گرفته و باعث محبوبیت ایشان در کشور شده است.


ساعت سخنرانی

دانلود سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ در سمینار موفقیت دانشگاه شهرکرد

 در این سمینار دکتر شاهین فرهنگ به مباحث زیبایی پرداخته شده است از قبیل: شرطی شدن، ضمیرهای خودآگاه و ناخودآگاه، قوانین مغز، تلقین به نفس، اصل تطابق حالات و رفتار با خواسته ها، تصویرسازی ذهنی، ریلکسیشن (تن آرامی)، هاله های انرژی ، وضعیت آلفا، جذب انسان ها، هیچ چیز تصادفی نیست، با خاطرات تلخ چه کنیم؟، قانون کارما، قانون دارما، خنده و شادمانی،هاسا یوگا( یوگای خنده)، پرسش های صحیح از خود و دیگران، رهائی از دلبستگی و وابستگی، عشق به خویشتن، یکپارچه شدن با خود و دیگران، زندگی هدفمند، حضور در لحظه، مدیتیشن (کشف و شهود)


فرمت : MP3(صوتی و کامل)

متن سخنرانی : اینجا 

 لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا  

 لینک دانلود به تفکیک جلسات : قسمت ۱ قسمت ۲ قسمت ۳ | قسمت ۴  | قسمت ۵

قسمت ۶ قسمت 7 قسمت ۸ | قسمت ۹  | قسمت ۱۰

قسمت ۱۱ قسمت 12 قسمت ۱۳ | قسمت 14  | قسمت ۱۵

قسمت ۱۶ قسمت 17 قسمت 18 | قسمت ۱۹  | قسمت ۲۰

قسمت ۲۱ قسمت 22 قسمت ۲۳ | قسمت 24 | قسمت ۲۵

قسمت ۲۶ قسمت 27 قسمت ۲۸ | قسمت ۲۹  | قسمت ۳۰

قسمت ۳۱ قسمت  32 قسمت 33 | قسمت ۳۴  | قسمت ۳۵

قسمت ۳۶ قسمت 37 قسمت ۳۸ | قسمت ۳۹  | قسمت ۴۰

قسمت ۴۱ قسمت 42 قسمت ۴۳ | قسمت ۴۴  | قسمت ۴۵

قسمت ۴۶ قسمت 47 قسمت ۴۸ | قسمت ۴۹  | قسمت ۵۰

قسمت ۵۱ قسمت 52 قسمت ۵۳ | قسمت ۵۴  | قسمت ۵۵

قسمت ۵۶ قسمت 57 قسمت ۵۸ | قسمت 59  | قسمت ۶۰

قسمت ۶۱ قسمت 62 قسمت 63 | قسمت ۶۴  | قسمت ۶۵

قسمت ۶۶ قسمت 67 قسمت ۶۸ | قسمت ۶۹  | قسمت ۷۰

قسمت ۷۱ | قسمت ۷۲ | قسمت ۷۳ | قسمت ۷۴ | قسمت ۷۵

قسمت ۷۶ | قسمت ۷۷ | قسمت ۷۸

 

دانلود سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ در سمینار زن، عفاف و هدف زندگی

 فرمت : MP3

 لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا 

 لینک دانلود به تفکیک جلسات : قسمت اول | قسمت دوم

 

واکنش مولکول آب نسبت به خوبی ها و بدی ها ، تحقیقات دکتر ماسارو ایموتو masaru emoto ،برای دانلود سخنرانی شهادت آب دکتر شاهین فرهنگ


 فرمت : FLV و مدت زمان : ۳۸ دقیقه

لینک مستقیم : دانلود


سمینار خانواده موفق از حیرت انگیزترین و زیباترین سمینارهای دکتر شاهین فرهنگ میباشد و به روابط زن و مرد و تفاوت ها و اختلافات اونها و راه بر طرف کردن اونها و ایجاد درک متقابل و رابطه صمیمانه پرداخته میشه.

 


فرمت : MP3(صوتی و کامل)

 لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا 

 لینک دانلود به تفکیک جلسات : قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم | قسمت چهارم  | 

قسمت پنجم  |قسمت ششم   |قسمت هفتم   |قسمت هشتم  |قسمت نهم   |قسمت دهم

  |قسمت یازدهم   |قسمت دوازدهم   


 تا حالا فکر کردید جلسه خواستگاری چی باید بپرسیم؟

سمینار ازدواج موفق، خصوصا قسمت سوالاتی که در جلسه خواستگاری باید پرسیده شود تا بتوان به شخصیت واقعی طرف مقابل پی برد، بسیار عالی است. ما که پیش از این برای یافتن چنین سوالاتی بسیار جستجو نموده ایم ولی آنچه در اینجا توسط دکتر فرهنگ ارائه شده، حقیقتا بی نظیر است.

 فرمت : MP3

 لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا 

 لینک دانلود به تفکیک جلسات :

 قسمت ۱قسمت ۲ | قسمت ۳قسمت ۴ |  قسمت ۵ 

قسمت ۶ قسمت ۷ | قسمت ۸ | قسمت ۹ |  قسمت 10

قسمت ۱۱ قسمت ۱۲ | قسمت ۱۳قسمت ۱۴ |  قسمت 15

قسمت ۱۶ قسمت ۱۷قسمت ۱۸ | قسمت ۱۹ |  قسمت 20

قسمت ۲۱ قسمت ۲۲ | قسمت ۲۳ قسمت ۲۴ |  قسمت 25 

قسمت ۲۶قسمت ۲۷ | قسمت ۲۸ قسمت ۲۹ |  قسمت 30 

قسمت ۳۱ قسمت ۳۲ | قسمت ۳۳ قسمت ۳۴  قسمت 35 

قسمت ۳۶قسمت ۳۷قسمت ۳۸قسمت ۳۹ |  قسمت 40

 

دانلود سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ در سمینار آموزش رسیدن به هدف

فرمت : FLV(تصویری) و حجم : ۱۷۲ مگابایت

لینک غیرمستقیم : دانلود


فرمت : MP3(صوتی و کامل)

 لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا 

 لینک دانلود به تفکیک جلسات : قسمت اول قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم  | قسمت پنجم  | قسمت ششم

 

دانلود سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ در سمینار ارتباط موثر

 فرمت : MP3

 لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا 

 لینک دانلود به تفکیک جلسات : قسمت اول قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم

 

دانلود چند کلیپ تصویری از سمینارهای دکتر شاهین فرهنگ

کلیپ سمینار خانواده(مجردها دانلود نکنند) : دانلود

کلیپ طنز سمینار قانون جذب : دانلود

کلیپ طنز سمینار فلسفه نماز : دانلود

تفاوت زن با مرد : قسمت ۱ قسمت ۲

فریب ذهن با روش تصویرسازی ذهنی : دانلود 

شناخت طرف مقابل : دانلود

زن باید تحریک کننده باشد : دانلود

آیا دختران میتوانند خواستگاری کنند؟ : دانلود

دختر و پسر قبل از ازدواج میتونن اندام هم رو ببینن : دانلود

وقتی شوهر حا گوش کردن نداره پس خانم حرف نزن : دانلود

زندگی شیرین میخوای : قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم قسمت چهارم 

چرا باید خدا را دوست داشت : دانلود 

 

دانلود سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ در سمینار فلسفه نماز

 فرمت : MP3

 لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا 

 لینک دانلود به تفکیک جلسات : قسمت اول قسمت دوم | قسمت سوم


دانلود سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ در سمینار فلسفه عفاف و نماز

 فرمت : MP3

 لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا

 لینک دانلود به تفکیک جلسات :

قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم قسمت چهارم قسمت پنجم قسمت ششم قسمت هفتم قسمت نهم قسمت دهم





نوع مطلب : دکتر شاهین فرهنگ، دانلود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
انیشتن شیعه شد؟ + کلیپ

[http://www.aparat.com/v/Yfx5G]



  + دانلود نمایید  ( کیفیت پایین )

  + دانلود نمایید  ( کیفیت بالا   )


+ ماجرای شیعه شدن انیشتین

+ آدرس صفحه سایت آیت الله بروجردی و نامه نگاری انیشتن

 + گزیده ای از کتاب آخرین رساله انیشتین+ دریافت فایل

خبر: متنی که می خوانید گزیده ای از آخرین رساله اینشتین (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) به ترجمه دکتر عیسی مهدوی است که در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بروجردی منتشر شده است.

پیشگفتار کتاب : در اوائل سال 1382 شمسی (=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی ( تولد 1310 ش ) مقیم لندن پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله گران قیمت بالاخره موفق شدند قرار داد خرید آن را با یک عتیقه دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماما به خط خود انیشتین است سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده پرداخت گردید:

BENZ : $ 1/000/000 (به افتخار این که اینشتین آلمانی بود.)
FORD : $ 1/000/000 (به افتخار این که انیشتین در آمریکا می زیست و نیز به افتخار جان . اف. کندی . رئیس جمهور آمریکا ( مقتول 1963 م ) که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا دانسته است حال آن که در 1954 م ( سال نگارش این اثر ) هنوز 7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگویی های اینشتین به شمار می رود. نیز شاید سرنخ هایی از معمای حیرت انگیز ترور زنجیره ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ )

CONCORDE : $500/000 (به افتخار جناب لاوازیه - مقتول 1794 م در انقلاب / یا شورش / فرانسه - و نیز قانون بقای ماده او که در این رساله بارها یاد شده است.)
$ 500/000 : TITANIC (به یاد بود کشته شدگان حادثه کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (فوت 1955م) - کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله - بخش هایی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن می شود.)

شخصیت های اصلی این رساله :
آلبرت اینشتین (فوت مشکوک 1955 م) / الکساندر فلمینگ (فوت 1955م)
آیت الله العظمی سید حسین بروجردی (فوت 1961میلادی) / نیلز بور (بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری می کرد (فوت 1962م)
جان . اف . کندی ( مقتول 1963م) / علیرضا پهلوی ( مترجم و رابط ) (کشته شده بر اثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان «کا. گ. ب» شوروی در 1954م (= 1333 ش - سال نگارش این رساله)

حمیدرضا پهلوی (مترجم و رابط فوت 1371 ش = 1992م ) که نیلز بور او را به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود.
سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که چرا سه تاریخ مرگ ( 1954 - 1955 و باز 1955م ) و نیز سه تاریخ مرگ (1961 - 1962 - 1963 م ) دقیقاً پشت سر هم واقع شده؟ و چرا نویسنده (اینشتین) با همکار اصلی او در این نگارش (الکساندر فلمینگ) هر دو در یک سال (1955 م ) مرده اند ؟ و چرا یکی از مترجمین و رابط ها ( ع ... پ ... ) در همان سال نگارش راسله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟ و باز چرا همین چند سال قبل دو فرزند مترجم و رابط دیگر به نام های بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ایران مسموم شده و مرده اند؟

و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن (!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد "یک رولوشن (= انقلاب خطرناک مذهبی" اجازه تکثیر این اثر علمی مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمی دهد؟

نامه انیشتین به آیت الله بروجردی

 

سرآغاز متن کتاب و اولین عبارت کتابچه اینشتین/ خطاب به آیت الله بروجردی این عبارت آلمانی است :

Herzliche Gru"&e von Einstein (هرتسلیش گروسس فن اینشتاین یعنی با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین )

محضر شریف پیشوای جهان اسلام ...جناب سید حسین بروجردی...

پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی را پذیرفته ام که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) از سال 1954 است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلید اکتشاف فیزیکی من را - که کشف نیروی نهفته در اتم بود - همچون صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع بندی این چهل نامه است، برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می نویسم همانگونه که آقای بروجردی - مقیم شهر قم / در ایران - می دانند : من در آوگوست 1939 طی نامه ای به روزولت - رئیس جمهور وقت آمریکا - او را از پیشرفت آلمان نازی - که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود - در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت آمیز باید ابرقدرتی چون آمریکا - که به نظر من عاقل ترین و خونسردترین ابرقدرت های دنیای فعلی است - سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی - در شکافتن هسته اتم - بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته - یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار - آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی شود - حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می دهد.

اما وقتی آمریکا آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد دیگر امثال هیتلر دیوانه نمی توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز - که آغاز دوره پاپی وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود - فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ - حتی با خود نازی های آلمان - استفاده شود.
سپس من نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی - که مقیم نجف بودند - نوشتم / ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن - به نحو ابتدایی - استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"

آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد / اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر افتاد و توصیه های من و روزولت را از یاد برده / دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !!

بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می کنم که هر گاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می شود و پیرتر می شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال های 1914 - 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم / در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 - 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!!
گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا سرسخت ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس های کوچک تر نیز همواره ناکام بوده ام .

هنگامی که ورزش های رزمی از جمله کاراته، جودو و کنگ فو و مانند این چیزها از شرق وحشی بی تمدن و خرچنگ خوار - یعنی چین و ژاپن و کره - به وسیله اروپا و آمریکا آمد من از جمله مخالفان این گونه ورزش ها بودم و تأکید می کردم که چنین آداب و رسول وحشیانه ای خشونت را در جامعه رواج می دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (آقای بروجردی) برای من در جواب نامه 25 مرقوم فرموده اید " در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان غیر مجاز و ممنوع است "

آری ! سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر می آورد حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورد!! و اکنون ای جناب بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) - رئیس جمهور وقت اسرائیل- هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که آیا ریاست جمهوری اسرائیل را که رسماً و علناً به من پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می دانستند بپذیرم؟ در جواب نامه 32 فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من نیز به بهانه اشتغالات علمی این پیشنهاد را رد کردم.

رجانیوز


  • آدرس صفحه سایت آیت الله بروجردی و نامه نگاری انیشتن

آخرین کتاب انیشتین / موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره



گزیده ای از کتاب آخرین رساله انیشتین+ دریافت فایل




این مقاله توسط یکی از کاربران پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بروجردی ارسال گردیده که تحت عنوان آخرین رساله انیشتین با ترجمه آقای دکتر عیسی مهدوی و تحقیق آقای اسکندر جهانگیری است که جهت اطلاع کاربران علاقمند به این مبحث می باشد تا مورد استفاده قرار گیرد.

برای دریافت این مقاله اینجا کلیک نمائید





نوع مطلب : مستبصرین، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
مستند فرقه های سری



مجموعه مستند «فرقه‌های سری» قصد دارد چگونگی شکل‌گیری فرقه‌هایی نظیر کابالا و فراماسونری را با استفاده از ۲۷ کارشناس خارجی به تصویر بکشد.

مجموعه مستند «فرقه‌های سری» به تهیه‌کنندگی اسماعیل حاج حیدری به سفارش معاونت سیما در سال 1389 در 13 قسمت تهیه شده است که زمان قسمت اول 60 دقیقه و 12زمان  قسمت بعدی حدوداً 40 دقیقه است.

موضوع این مجموعه مستند بررسی و تحلیل فرقه‌های سری است و از اهداف این برنامه آشنایی مردم با نحوه شکل‌گیری و قدرت یافتن شبکه انجمن‌های سری، افشاء واقعیت‌های پشت پرده این انجمن‌ها و آشنایی با نمادها و نشانه‌های مشترک بین این جوامع است چرا که بسیاری از افراد هنوز از مفاهیم و نمادها و نشانه‌های شیطانی بعضی از این جریان‌ها اطلاعی ندارند.


شرح موضوعات قسمت‌های مختلف مجموعه مستند «فرقه‌های سری» به شرح زیر است:

-قسمت اول: فرقه‌های سری

-قسمت دوم: خاستگاه فرقه‌های سری در دوران باستان

-قسمت سوم:فرقه‌های سری از مصر باستان تا فراماسونری  (بخش اول)

-قسمت چهارم:فرقه‌های سری از مصر باستان تا فراماسونری  (بخش دوم)

-قسمت پنجم:فرقه‌های سری و معبد حضرت سلیمان

-قسمت ششم:شوالیه‌های معبد

-قسمت هفتم: شوالیه‌های مالت

-قسمت هشتم: کابالا (بخش اول)

-قسمت نهم کابالا (بخش دوم)

-قسمت دهم کابالا (بخش سوم)

-قسمت یازدهم کابالا (بخش چهارم)

-قسمت دوازدهم تاریخچه فراماسونری(بخش اول)

-قسمت سیزدهم تاریخچه فراماسونری(بخش دوم)


به این منظور در طول قسمت‌های مختلف تاریخچه شکل‌گیری فرقه‌های سری از مصر و یونان باستان، قرون وسطی، رنسانس،  ... تا شکل‌گیری فرقه‌های امروزی مورد بررسی قرار گرفته است.  نام برخی از انجمن‌های سری که مورد بررسی قرار گرفته از این قرار است: شوالیه‌های معبد، شوالیه‌های مالت، کابالا، فراماسونری، شیطان‌گرایی، انجمن جمجمه و استخوان، بیلدربرگ و ... که البته تحلیل این انجمن‌ها با رویکرد سیاسی مذهبی صورت پذیرفته است. ساختار برنامه مستند ترکیبی نریشن محور بدون مجری است که در برنامه کارشناسان مختلفی در حوزه‌های موسیقی، رسانه، ادیان و عرفان، باستان شناسی، نماد شناسی، اسطوره شناسی، تاریخ، سیاست به بحث و نظر پرداخته‌اند. علاوه بر مصاحبه با کارشناسان داخلی، کارشناسان  مختلفی از کشورهای گوناگون به زبان‌های انگلیسی، عربی، ترکی، ایتالیایی و ... به بحث کارشناسی درباره این موضوعات پرداخته‌اند. در واقع می‌توان گفت که در این برنامه با 107 کارشناس خارجی مصاحبه شده است که از میان آنها  27 کارشناس خارجی به 4 زبان انتخاب شده و در برنامه گنجانده شده‌اند. ساخت این مجموعه سه سال زمان برده که تامین محتوا تامین کارشناس و تصاویر آرشیوی برای این مجموعه یکی از مشکلات تولید این سریال مستند بوده است.

صداگذار برنامه سپیده قناتی صداگذار پروژه‌های سینمایی و سریال کیف انگلیسی است. همچنین نریتور برنامه آقای داوود نماینده است. آهنگساز برنامه آقای مسعود سخاوت دوست آهنگساز فیلم‌های سینمایی مختلفی همچون فیلم بدرود بغداد (نماینده ایران برای حضور در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان اسکار) است. زمان کلی برنامه حدود 480 دقیقه است.


همچنین شان علی استون، اسکات فرانک، خاخام آرون کوهن، خاخام دیوید وایس، دکتر گریفین وبستر تارپلی، پرفسور فاروق هارمان، دکتر نوح ارسلان تاش، مصطفی یلماز، پرفسورلیاکت تکیم، ماریا بومیر، پاولو فرانچسکتی، پرفسور رشید بن عیسی، پرفسور علی منجور، عبدالرحمن دیلی پاک، ولکان کمال ارگنه کن، هاکان یلماز کبی، پدر دکتر آنتوان داو، دکتر راشد الراشد، دکتر یحیی غدار، حسن حمید، دکتر نافذ ابوحسنه، دکتر احمد خلیل، محمد محمود توری و الیاس آبدی کارشناسان خارجی و شناخته شده این برنامه هستند و کارشناسان ایرانی همچون دکتر حسن عباسی، دکتر مجید شاه حسینی، موسی فقیه حقانی، شهریار بحرانی، جواد منصوری، دکتر مجید صفاتاج، سید هادی سید افقهی، عبدالرفیع حقیقت، آیت ا... محسن غرویان، حجت الاسلام مهراب صادق‌نیا، رقیه بهزادی، علیرضا ابراهیم، حجت الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف، کامیار عبدی، رحیم ولایتی، آرش آبایی، نامیق صفی‌زاده، وحید جامعی، محمدحسین فرج‌نژاد، حجت الاسلام حسین عرب، آرش نورآقایی، رضا عبداللهی، حسین دی پیر و مظفر نوروزی در برنامه حضور خواهند داشت.


---------------------------------------------------------------------------------------------

قسمت اول:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۲۸۲ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲
لینک اصلی قسمت ۳ | لینک کمکی قسمت ۳


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت دوم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۲۰۲ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲
لینک اصلی قسمت ۳ | لینک کمکی قسمت ۳


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت سوم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۲۰۷ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲
لینک اصلی قسمت ۳ | لینک کمکی قسمت ۳


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت چهارم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۱۹۷ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت پنجم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۲۰۴ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲
لینک اصلی قسمت ۳ | لینک کمکی قسمت ۳


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت ششم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۲۰۶ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲
لینک اصلی قسمت ۳ | لینک کمکی قسمت ۳


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت هفتم:

.::. دانلود با کیفیت خیلی خوب .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۱۳۳ MB )
لینک اصلی | لینک کمکی


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت هشتم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۲۲۷ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲
لینک اصلی قسمت ۳ | لینک کمکی قسمت ۳


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت نهم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۲۰۶ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲
لینک اصلی قسمت ۳ | لینک کمکی قسمت ۳


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت دهم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۱۸۹ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت یازدهم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۱۶۸ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت دوازدهم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۱۷۹ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲


---------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت سیزدهم:

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
(حجم کل: ۱۹۳ MB )
لینک اصلی قسمت ۱ | لینک کمکی قسمت ۱
لینک اصلی قسمت ۲ | لینک کمکی قسمت ۲


---------------------------------------------------------------------------------------------

در ضمن اگر از لینک های بالا به هر دلیلی تنوانستید دانلود کنید از دو روش زیر میتوانید به فایل های برنامه دسترسی داشته باشید:
1- سایت برنامه :
http://www.antisatanism.ir
2- ویدیو های در سایت آپارات :
http://www.aparat.com/antisatanism_iribtv

001002003


004005006


007008009


010011012


013014015


منبع
sarbazeakhar.ir




نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، دانلود، کلیپ، فساد و انحطاط اخلاقی، فرقه های انحرافی، شبه روشنفکری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تصاویر پارتی زنان و مردان فاسد بی بی سی+ عکس های محمدرضا شجریان

شجریان در کنار حامیان بهائیت؛ زنان فاسد و ...


محمد رضا شجریان بهمراه دخترش مژگان و تیم همراهش، در پارتی شبانه مدتی قبل, کارمندان بی بی سی فارسی حضور یافتند . گفتنی است وی بعد از اجرای کنسرت در لندن نیز با گوگوش خواننده لس آنجلسی و معلوم الحال شبکه مبتذل "من و تو"، عکسهای یادگاری انداخته و در فضای مجازی آن را انتشار داد.

 


شجریان در کنار صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی و فرناز قاضی زاده مجری بهایی این شبکه 


 


مژگان شجریان در کنار تعدادی از دوستانش در منزل سبا خویی (گوینده شبکه مبتذل من و تو)



لطفا به ادامه مطلب برویذ


ادامه مطلب


نوع مطلب : فساد و انحطاط اخلاقی، ورزش و هنر و فرهنگ و سینما و تلیوزیون و رسانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجموعه کامل سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی با موضوع طب اسلامی



آیت الله سید حسن ضیایی که در علم طب اسلامی و سنتی مهارت خاصی دارند و گفته های ایشان برپایه سخنان و روایات بزرگان و ائمه معصومین است . که با استقبال بسیار زیادی مواجه شده است و با اینکه ایشان ساکن مشهد مقدس هستند و سخرانی های ایشان به طور منظم و هفتگی در برنامه نسیم شرقی در شبکه استانی خراسان رضوی پخش میشود ولی مخاطبان ایشان از طریق اینترنت برنامه های ایشان را از سراسر کشور دنبال میکنند , با این وجود ایشان با کمال تواضع خود را پزشک نمیخوانند و مطب شخصی ندارند و حتی برای بسیار از بیماری های که علم طب سنتی راهکاری برای درمان آن ندارد , بیمار را به پزشکهای متخصص راهنمایی میکنند.و این خصلت ایشان باعث شده است که برای اولین بار بسیاری از پزشکان علم جدید به نحوه و روش ایشان , علاقه مند شوند و حتی طی جلساتی با ایشان علم خود را به مذاکره بگذارند.البته ایشان گاهی اوقات در حرم امام رضا(ع) در قسمت دارالقرآن حضور دارند و به 1 سوال هر مخاطب حاضر در جلسه پاسخ میدهند . به نظر من اگر همه راهها را امتحان کرده اید , این یک راه رایگان را نیز امتحان فرمایید و انشاا...دردتان شفا یابد.

آدرس منزل سید حسن ضیائی : مشهد، .خ آیت الله عبادی 40، شهید نیک‌نام 14، پلاک 90
تلفن ,


این 60 جلسه معتبر که به سلسله جلسات طب النبی نام گذاری شده است که برای دانلود قرار گرفته است 

musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 100:44:00
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 200:50:43
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 301:11:56
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 400:39:31
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 500:47:30
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 600:44:04
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 700:36:18
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 800:39:10
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 900:41:47
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1000:37:12
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1100:43:13
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1200:42:27
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1300:25:32
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1400:39:43
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1500:48:06
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1600:41:18
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1700:46:12
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1800:38:36
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 1900:37:31
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2000:39:47
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2100:42:18
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2201:01:07
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2300:37:09
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2400:51:06
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2501:05:04
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2600:57:43
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2700:48:46
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2800:27:56
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 2900:35:21
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3000:49:55
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3100:55:21
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3200:48:26
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3300:42:06
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3400:53:38
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3500:55:55
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3601:02:46
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3700:44:42
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3801:01:08
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 3901:00:56
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4000:54:13

.

musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4100:31:52
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4200:19:52
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4300:39:38
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4400:45:17
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4500:29:07
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4600:24:35
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4700:46:01
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4800:37:33
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 4900:28:18
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5000:32:12
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5100:41:29
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5201:00:41
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5300:38:36
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5400:49:47
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5500:17:53
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5601:16:00
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5700:43:43
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5800:26:25
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 5900:51:58
musicdl980 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی طب النّبی؛ جلسه 6000:24:02



---------------------------------

.

 

حجت الاسلام ضیایی – درمان اگزما ی پوستی

حجت الاسلام ضیایی – درمان گرفتگی عروق

حجت الاسلام ضیایی – تنظیم عادات ماهانه

حجت الاسلام ضیایی – تعیین جنسیت فرزند

حجت الاسلام ضیایی – درمان جوش خونی در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان سنگینی خواب در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان لرزش دست در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – کاهش وزن در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – رفع لکه های سالک

حجت الاسلام ضیایی – درمان اختلال شهوت

حجت الاسلام ضیایی – تنظیم کراتین خون

حجت الاسلام ضیایی – درمان ریزش مو

حجت الاسلام ضیایی – درمان زخم بستر

حجت الاسلام ضیایی – درمان زخم معده

حجت الاسلام ضیایی – درمان نقرس

حجت الاسلام ضیایی – درمان مننژیت درطب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان صرع کودکان درطب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان زالی در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان ریزش مو بر اثرشیمی درمانی در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان خشکی پوست در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی -درمان کیست در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان آنفولانزا درطب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – در مان آلزایمر و فراموشی در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان آسم در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان کبد چرب در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان سرفه کودکان در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان دردهای استخوانی در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان اسهال مزمن در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان اثر جوش در طب اسلامی

حجت الاسلام ضیایی – درمان آکنه در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – بیماری های قلبی در طب سنتی

حجت الاسلام ضیایی – درمان افسردگی

حجت الاسلام ضیایی – درمان بار روی زبان

حجت الاسلام ضیایی – درمان سرماخوردگی

حجت الاسلام ضیایی – درمان سنگ کلیه

حجت الاسلام ضیایی – درمان ام اس

حجت الاسلام ضیایی – میانه روی در خوردن

حجت الاسلام ضیایی – درمان میگرن

حجت الاسلام ضیایی – درمان دیابت

حجت الاسلام ضیایی – درمان بار زبان

حجت الاسلام ضیایی – درمان کیست تخمدان

حجت الاسلام ضیایی – درمان بیماریهای معده

حجت الاسلام ضیایی – درمان ام اس

حجت الاسلام ضیایی – بهداشت پوست و مو

حجت الاسلام ضیایی – درمان پروستات

حجت الاسلام ضیایی – رشد کودکان

حجت الاسلام ضیایی – عامل اصلی ایجاد سنگ صفرا

حجت الاسلام ضیایی – درمان مننژیت درطب سنتی

 

منبع: http://www.sarbazeakhar.ir/post/1265





نوع مطلب : آیت الله استاد سید حسن ضیائی(طب سنتی)، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، دانلود، کلیپ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
[http://www.aparat.com/v/BNicT]




نوع مطلب : پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، دانلود، کلیپ، مستبصرین، امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد




نوع مطلب : امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

هر قدر او آرام و بی‌سر و صدا می‌رود و می‌آید و کار‌هایش را انجام می‌دهد، بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی در مورد او، خیلی خبر‌ها هست. آن‌ها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسند و همین ترس سرآغاز خبرهای بعدی است، آن‌ها او را تروریست می‌خوانند، بار‌ها و بار‌ها تحریمش می‌کنند، به او اتهام دخالت در امور سایر کشور‌ها را می‌زنند، او را فردی بسیار قدرتمند در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف می‌کنند، او را متهم پرونده ترور رفیق حریری می‌دانند و سرانجام آنکه، آن‌ها در کنگره امریکا، صریحاً و رسماً پیشنهاد ترور او را می‌دهند! شاید این همه تعارضات رفتاری و گفتاری برای قاسم سلیمانی تعجبی هم نداشته باشد.

اولین بیوگرافی مفصل سردار سلیمانی

اولین بیوگرافی مفصل سردار سلیمانی  

http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(1).jpg

 و این البته همه آن چیزی نیست که در مورد او گفته می‌شود. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می‌نویسد: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می‌دانند. بسیاری از مقامات امریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند».

 شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش امریکا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد؟»

چرا قاسم سلیمانی خطرناک ترین مرد سال از نگاه آمریکاست؟http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(6).jpg

  از رابرد تا بغداد

 سردار سلیمانی متولد اسفند ۱۳۳۶است. روستای کوهستانی و دورافتاده رابُرد در استان کرمان در جنوب شرقی ایران زادگاه اوست که ساختاری طایفه‌ای دارد. شاید همین ویژگی و شناخت یگانه او یکی از دلایل اصلی انتخابش برای فرماندهی نیروی قدس بوده است.وی در ۱۲سالگی، پس از پایان تحصیـلات دوره پنج ساله دبستان، روستای رابُرد را ترک کرد و مشغول به کار بنایی در کرمان شد و به عنوان پیمانکار در سازمان آب مشغول به کار شد و در‌‌ همان سال‌ها نیز فعالیت‌های انقلابی خود را شروع کرد.

 بنا به گفته خودش، وی پس از پیروزی انقلاب، در عین ادامه کار در سازمان آب کرمان، به عضویت مجموعه «سپاه افتخاری» که به وسیله پدر شهید قاضی تاسیس شده بود، درآمد.با شروع جنگ، وی راهی جبهه شد و کمی بعد، این جوان بسیجی فرمانده بسیجی‌های هم‌ولایتی‌اش شد و سپس لشکری از همین بسیجی‌های آفتاب سوخته کویر تشکیل داد که لشکر ۴۱ثارالله نام گرفت.با پایان جنگ، لشکر ۴۱ثارالله به فرماندهی سردار سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشراری شد که از مرزهای شرقی کشور هدایت می‌شدند.مردم سیستان و بلوچستان و کرمان خوب می‌دانند که در سال‌های فرماندهی او، امن‌ترین دوران زندگی خود را سپری کردند.

http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(3).jpg قاسم سلیمانی یکی از امضا کنندگان نامه تهدید آمیز فرماندهان سپاه در جریان وقایع ۱۸تیر ۱۳۷۸به محمد خاتمی رئیس جمهوری وقت ایران بود.قاسم سلیمانی پس از دوران دفاع مقدس تا زمانی که به سمت فرماندهی سپاه قدس منصوب شد، با باندهای قاچاق مواد مخدر در نزدیکی مرزهای ایران و افغانستان جنگید و سال ۱۳۷۹، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا، او را به تهران فراخواندند و مسوولیت سپاه قدس را به او سپردند مسوولیتی که قاسم سلیمانی را به کابوسی در ذهن آمریکایی‌ها بدل کرد. آن‌ها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسیدند و همین ترس سرآغاز توطئه‌های آن‌ها علیه سلیمانی شد.

 پس از طرح ادعاهایی واهی مبنی بر دست داشتن نیروهای ایرانی در اتفاقات داخلی سوریه، اتحادیه اروپا و آمریکا در اقدامی نام سه نفر از فرماندهان سپاه را در فهرست تحریم خود قرار داد که سلیمانی هم در آن فهرست قرار داشت.همچنین وزارت خزانه‌داری آمریکا پس از اتهام‌زنی دولت این کشور به ایران مبنی بر دخالت در توطئه انفجار سفارت عربستان در واشنگتن دوباره سلیمانی را تحریم کرد.اما ماجرا به این تحریم‌ها ختم نشد و او را متهم پرونده ترور رفیق حریری معرفی کردند و سرانجام در کنگره آمریکا، واضح و آشکار پیشنهاد ترور او را دادند.

http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(12).jpgبا نقشه «قاسم سلیمانی» در سامرا شکست خوردیم

در پی شکست سنگین گروهک تروریستی «دولت اسلامی عراق و شام» موسوم به “داعش” در برابر ارتش عراق در سامراء، این گروهک در جدیدترین بیانیه خود مدعی شد که ارتش عراق با همدستی “سپاه قدس” و “سپاه بدر” توانستند در این جنگ پیروز شوند.

به گزارش پایگاه ۵۹۸ به نقل از شیعه آنلاین، در همین راستا «أبوبکر البغدادی» سرکرده گروهک تروریستی “داعش” در عراق در این بیانیه گفت: ارتش عراق با نقشه و همدستی گروه “قاسم سلیمانی” توانست برما چیره شود و گرنه ما قرار بود اماکن دینی “رافضی”ها را با خاک یکسان کنیم!

وی در ادامه افزود: سپاه ایران مانع از آن شد که نقشه ما عملی شود. ما بزودی انتقام مجاهدین خودمان را از ایران می گیریم.

گفتنی است، رسانه های عراقی از شکست سنگین نیروهای گروهک تروریستی “داعش” در سامرا خبر داده و اعلام کردند که بیشتر مناطق این شهر که به دست تروریست ها افتاده بود، پاکسازی شده است.

  http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(2).jpgنقش انکار ناشندنی سردار سلیمانی در بحران جهانی عراق

 سردار سلیمانی در ژانویه سال ۲۰۰۵، زمانی به عراق آمد که عراقی‌ها برای نخستین بار پس از سقوط صدام حسین، به پای صندوق‌های رأی می‌رفتند. در حالی که امریکا حمایت شدیدی از نخست‌وزیر شدن ایاد علاوی می‌کرد، سلیمانی فعالیت خود را در حمایت از شیعیان آغاز کرد و به راهنمایی آنان برای پیروزی در انتخابات پرداخت. پس از انتخابات، بوش انگشت‌های رنگی مردم عراق را پیروزی بزرگی برای دمکراسی دانست، اما علاوی و متحدانش شکست خوردند.» 

 این روزنامه با تمرکز بر سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس می‌نویسد:«ژنرال پترائوس مدیرکنونی سازمان سیا علاقه دارد داستان را از زمانی بازگو کند که یک ژنرال ۴ستاره در عراق بود. اوایل سال ۲۰۰۸زمانی که مجادله بین گروه شبه نظامی شیعه از یک طرف و ارتش آمریکا و عراق از طرف دیگر شعله ور بود، به پترائوس یک تلفن داده شد که در آن یک اس‌ام اس از سردار ایرانی بود، آن سردار ایرانی از آن به بعد تبدیل به الهه انتقام شد.»http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(10).jpg

 این مسیج از فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی آمده بود، و توسط یکی از رهبران عراقی منتقل شده بود، در آن پیغام نوشته شده بود:  ژنرال پترائوس! شما باید مرا بشناسی، من قاسم سلیمانی هستم، کسی که سیاست‌های ایران را در عراق، لبنان، غزه و افغانستان تدوین می‌کند و صد البته سفیر ایران در بغداد نیز عضو سپاه قدس است و کسی که جایگزین او می‌شود نیز عضو سپاه قدس است.

 گاردین می‌نویسد:«پترائوس بشدت نیاز داشت که به او گوشزد شود، بسیاری از نظامیان آمریکا که با عراقی‌های شیعه کار می‌کنند، توسط قاسم سلیمانی و افراد وابسته به سپاه قدس به تحلیل برده می‌شوند، آنچنان که تلاش‌های دیپلماسی آمریکا در سایر نقاط خاورمیانه به تحلیل برده می‌شود، خصوصا در لبنان. پترائوس سال گذشته به ارگان تحقیقاتی مربوط به جنگ گفت که مشکلی که سلیمانی برای او درست کرده بوده است، چه بوده است.»http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(8).jpg

 عادل عبدالمهدی، معاون رئیس‌جمهور عراق در این باره می‌گوید: آمریکایی‌ها از یک طرف از این جریان خوشحال بودند، چرا که بن بست به پایان رسیده بود و از سوی دیگر، ناراحت که سلیمانی را در منطقه سبز می‌دیدند.

 در این باره زلمای خلیل‌زاد نیز می‌گوید: در آن زمان، صحبتهایی از ورود وی به منطقه سبز بود. همان‌قدر که مقامات آمریکایی سلیمانی را به جنگ افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح نیز برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او ماه گذشته در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت؛ تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌های آن گسترش یافته و پیامدهای وخیمی به ویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد.

 جک کین رییس سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا با اعلام چنین پیشنهادی در جلسه استماع کنگره در این­باره به نمایندگان آمریکایی گفت: «چرا مسوولان ایرانی را نمی‌کشیم؟ چرا ما آن‌ها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم اقدام نظامی کنیم ولی عملیات ترور را پیشنهاد می‌کنم.»http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(15).jpg

 در نشست مهم دیگری که در نقطه مرزی ایران و عراق در مریوان انجام شد و به گفته منبعی که نخواست نامش فاش شود، در این دیدار، جلال طالبانی، درخواستی به ژنرال قاسم داده است، مبنی بر این‌که نبرد‌ها و ناآرامی‌ها متوقف شود. به گفته این مقامات، سلیمانی نیز روز پس از آن، پیامی می‌فرستد و بلافاصله نبرد‌ها متوقف می‌شود»

   

نامه محرمانه سردار سلیمانی برای وزیر دفاع آمریکاhttp://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(4).jpg (این قضیه مورد تایید نیست!)

 سازمان ادارای پنتاگون از ۷لایه حفاظتی تشکیل شده است که از این میان ۴لایه به طور خاص مربوط به کنترل ارتباطات با شخص وزیر دفاع یا رییس پنتاگون میباشد. کمی بعد  از نامه اوباما نامه ای از تمام این لایه های امنیتی ، اطلاعاتی و حفاطتی عبور کرده و مستقیم ، روی میز کار وزیر دفاع یعنی لئون پانتا قرار می­گیرد.

 ظاهر ساده نامه که هیچ آرمی از سازمان های مرتبط با پنتاگون در آن به چشم نمیخورد توجه وزیر را جلب کرده و وی آن را از روی میز برمیدارد … با باز کردن نامه و خواندن آن عرق سردی بر چهره پانتا مینشیند!

 یک نامه با سربرگ رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران … نامه حاوی عبارتی بود که قطعا برای رییس پنتاگون با آن عظمت حفاظتی باورکردنی نبود ! : «اگر لازم باشد از این هم نزدیک تر خواهیم شد.»

 امضا : قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران

 جایگاه تصور نشدنی سردار قاسم سلیمانی در تحلیل­های جهانی

 زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق امریکا در افغانستان درباره سردار سلیمانی می‌گوید: «همان‌قدر که مقامات امریکایی سلیمانی را به جنگ افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح نیز برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت، تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌های آن گسترش یافته و پیامدهای وخیمی به ویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد.»

http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(11).jpg روزنامه انگلیسی اضافه می‌کند:«قدرت و وجهه قاسم سلیمانی به عنوان کسی که قدرتمند‌ترین بازیگر عرصه منطقه است، در سه سال گذشته کاهش نیافته است و در برخی از مولفه‌ها، افزایش نیز یافته است. قدرت ارتباط‌های سلیمانی طی هفته‌ها مصاحبه با مقامات عراقی مشخص شده است، برخی از مقامات عراقی او را ستایش می‌کنند. »

 به گزارش روزنامه مذکور، گاردین آنگاه از قول صالح المطلک (از عناصر بعثی و مستخدم سازمان سیا که با استخبارات سعودی نیز همکاری می‌کند)، نوشت: «سلیمانی قدرتش را مستقیماً از آیت الله سید علی خامنه‌ای می‌گیرد. تمام مقامات مهم عراقی سلیمانی را به شکل یک فرشته می‌بینند و با او رایزنی دارند.»

  یکی از مقامات بلندپایه رسمی آمریکا می‌گوید: «او مانند قیصر سوزو هراس انگیز است، او همه جا هست و هیـچ جـا نیست.»

 مارک گرچت به صراحت به نام سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران اشاره و تصریح کرده بود: وی را باید بکشیم. او در این خصوص گفته بود: ق«اسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند… تکان بخورید… تلاش کنید او را بکشید.»

 «علی آلفونه» یک پژوهشگر در مرکز پژوهشی «آمریکن اینترپرایز اینستیتو» می‌گوید قاسم سلیمانی در سال‌های جنگ ایران و عراق به عنوان فرمانده لشکر ۴۱سپاه پاسداران و به خاطر موفقیت عملیات‌های شناسایی و غافلگیرانه این لشکر در پشت خطوط دشمن به شهرت رسید. نقش وی تا حدی اهمیت یافت که ارتش عراق در برنامه‌های رادیویی خود به کرات از وی نام می‌برد.

 به گفته «رایان کراکر» سفیر سابق آمریکا در عراق، برای قاسم سلیمانی جنگ ایران و عراق هیچگاه پایان نیافت. هیچکس پس از سال‌ها درگیر بودن در آن جنگ که شبیه جبهه‌های نبرد جنگ جهانی اول بود، نمی‌تواند تاثیرات آن را به فراموشی بسپارد. هدف استراتژیک قاسم سلیمانی یک پیروزی کامل بر عراق بود!

 اما در هر صورت برخی غربی‌ها او را ستایش می‌کنند. زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق آمریکا در افغانستان درباره‌اش می‌گوید: «بر خلاف نظر مقامات آمریکایی که سلیمانی را به جنگ‌افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت؛ تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌ها گسترش یافته و پیامدهای وخیمی بویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد.»

 روزنامه انگلیسی گاردین نیز در مورد قاسم سلیمانی تاکید می‌کند: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی باهوش می‌دانند. بسیاری از مقامات آمریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند.»http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(5).jpg

  «ژنرال سلیمانی» برای غربی‌ها شبحی مرموز است که سایه وار در کمین دشمنان می‌نشیند و ناگهان چون صاعقه فرود می‌آید. این جنگاور تحت تعقیب آمریکا و اسراییل، برای فرزندان این آب و خاک‌‌ همان «حاج قاسم» بسیجی آفتاب سوخته کرمانی است که چشم به آزادی قدس شریف دارد.


 سردار سلیمانی خطرناک ترین مرد جهان از دید مجله آمریکایی «وایرد»

 مجله آمریکایی «وایرد» در جدید‌ترین گزارش خود با تیتر ۱۳فرد بسیار خطرناک دنیا، به بررسی ۱۳چهره پرداخته است که به عنوان چهره‌های شناخته شده، «محمد مرسی» رئیس جمهور فعلی مصر و «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه جزء این ۱۳نفر به حساب می‌آیند.

 آنچه از نگاه این مجله آمریکایی جالب و کمی تعجب آور به نظر می‌رسد، نام سردار «حاج قاسم سلیمانی» است که به عنوان خطرناک‌ترین و مرموز‌ترین فرد در دنیا شناخته شده است؛ حاج قاسم در این گزارش به ادعای وایرد، خطرناک‌ترین فرد در خطرناک‌ترین کشور معرفی شده است که می‌تواند تنها تهدیدکننده نظامی آمریکا در غرب آسیا و سراسر دنیا باشد.

 در این گزارش آمده است: اگر بخواهیم به دنبال خطرناک‌ترین کشور سیاره زمین بگردیم، به نام ایران برخورد می‌کنیم که ممکن است جرقه جنگ جهانی را بزند و اگر بخواهیم در این کشور مرموز‌ترین و خطرناک‌ترین فرد را نامگذاری کنیم، به نام ژنرال قاسم سلیمانی خواهیم رسید که چهره‌ای مرموز دارد.

 لقب شهید زنده شایسته ترین لقب سردار سلیمانی

 حضرت آیت الله خامنه‌ای چهار مرتبه سردار سلیمانی را شهید و شهید زنده خطاب کرده و راجع به ایشان و همرزمانشان فرموده‌اند: خدای متعال می‌خواست این‌ها زنده بمانند و برکاتشان برای کشورشان و دنیای اسلام ادامه پیدا کند.

 مطلب فوق در سال ۷۶و در دیدار اعضا و مسئولان ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت سرداران و ۸هزار شهید استان‌های کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان با مقام معظم رهبری بیان شده است.

 معظم‌له در این دیدار خطاب به سردار سلیمانی می‌فرمایند: خود شما هم که آقای سلیمانی باشید در نظر ما شهیدید. شما شهید زنده هستید. بله، شما هم شهیدید. شما بار‌ها در میدان جنگ به شهادت رسیدید.

http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(13).jpg ملت ایران تنها ملتی در جهان است که لیاقت شکست تاریخی آمریکا را دارد

 حاج قاسم سلیمانی زمانی در یکی از معدود اظهارنظرهای آشکارش گفته بود ملت ایران تنها ملتی در جهان است که لیاقت شکست تاریخی آمریکا را دارد. حدود ۵سال پیش که این جمله از قول حاج قاسم نقل شد بسیاری آن را یک آرزوی بزرگ، شیرین و البته دور دانستند، امروز چه طور؟ امروز که نتانیاهو هم از بیخ گوش خود صدای امام خمینی‌رحمت‌الله‌علیه را می‌شنود و رابرت گیتس می‌گوید درگیر شدن با ایران به معنای آن است که فردا آمریکا ناچار باشد درون خاک خود با فرزندان انقلاب ایران بجنگد، آیا باز هم می‌توان گفت که جمله حاج قاسم بیان یک آرزوی دور بوده است؟

http://www.salehon.ir/wp-content/uploads/2014/06/soleimani-%7Bsalehon%20(7).jpg

منبع :

salehon.ir





نوع مطلب : سردار قاسم سلیمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:‌ هشت گروه اگر مورد اهانت قرار گیرند جز خود را سرزنش نكنند؛ یکی از آنها كسى است که از دشمنانش خیر و نیکی بطلبد.
مشرق- رسول اکرم حضرت محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله فرمودند: هشت گروه اگر مورد اهانت قرار گیرند جز خودشان را سرزنش نكنند:
1 ـ كسى كه به مهمانى و سفره‏‌اى رود كه دعوت نشده است.
2 ـ مهمانى كه به صاحب خانه دستور دهد.
3 ـ كسى كه از دشمنانش خیر و نیكى بطلبد.
4 ـ كسى كه از فرومایگان انتظار فضل و نیكى داشته باشد.
5 ـ كسى كه در یك كار سرّى میان دو نفر وارد شود كه او را وارد آن راز نكرده‌‏اند.
6 ـ كسى كه حكومت را سبك بشمارد.
7 ـ كسى كه جایى نشیند كه شایسته آنجا نیست.
8 ـ كسى كه سخن خود را به كسى بگوید كه از او حرف شنوى ندارد.

متن حدیث:

قـالَ النّبِیّ صلی الله علیه و آله: ثَمانِیةٌ اِنْ اُهینُوا فَلا یَلُومُوا اِلاّ اَنْفُسَهُمْ:
اَلذّاهِبُ اِلى مائِدَةٍ لَمْ یُدْعَ اِلَیْها،وَ الْمُتأمِّرُ عَلى رَبِّ الْبَیْتِ،وَطالِبُ الْخَیْرِ مِنْ اَعْدائِهِ،وَ طالِبُ الْفَضْلِ مِنَ اللِّئامِ،وَ الدّاخِلُ بَیْنَ اَثْنِیْنِ فى سرٍّ لَمْ یُدْخِلاهُ فیهِ،وَالْمُسْتَخِفُّ بِالسُّلطانِ،وَالجالِسُ فى مَجْلِسٍ لَیْسَ لَهُ بِاَهْلٍ وَالْمُقْبِلُ بِالْحَدیثِ عَلى مَنْ لایَسْمَعُ مِنْهُ.



«خصال، صفحه 410- من لایحضر، جلد2،صفحه355»




نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، پیامبر اکرم(ص)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
باید به ارتفاع دل قلب اقتدا كنم
تا اضطراب بى كسى ام را دوا كنم
من وسعتى شبیه كویرى شكسته ام
باید براى بارش باران دعا كنم
یامهدی
http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/mahdi/kamel/179.jpg




نوع مطلب : امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
مسلمانی رفت خانه یک مسیحی، برایش انگور آوردند خورد، برایش شراب آوردند گفت حرام است، مسیحی گفت: عجبا از شما مسلمانان انگور میخورین اما میگویید شراب حرام است در حالی این از آن بدست آمده... مسلمان گفت: ببین این زن شماست و این هم دختر شماست درسته؟؟؟ گفت بله!!! گفت: ببین خدا این را به شما حلال کرده و آن را حرام... در حالی که آن از این به دست امده است... مسیحی همانجا گفت:
أشْهَدُ أنّ لا اله الا الله و أشْهَدُ أنّ مُحَمَدٌ رَسولَ الله


http://www.img.aksfa.org/img-2010/Red-Rose/red_rose_09.jpg




نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺩﺭ ﻣﺘﻦ ﻗﺮﺁﻥ ؛ ﺧﻄﺎ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﯿﺎﺑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪ .!!!! ﻟﺬﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺘﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺁﻥ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﻟﺸﮑﺮﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎ
ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ : ﭘﻨﺎﻩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﺗﺎ ﻟﺸﮑﺮ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺧﺮﺩ ﻧﮑﻨﻨﺪ
‏(ﻻﯾﺤﻄﻤﻨﮑﻢ ‏)
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ:
ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺪﺭ ‏( ﺗﺤﻄﯿﻢ = ﺧﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺷﯿﺸﻪ ‏)
ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ
ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﮑﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ !!!.
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺘﻦ ﻗﺮﺁﻥ
ﮔﺮﻓﺖ !!!! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ
ﻋﻠﻤﯽ ﺧﻮﺩ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ : ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 75 ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﻏﺸﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻥ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﯿﺸﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﺸﻒ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﻋﻼﻡ
ﻧﻤﻮﺩ





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

آیا اسلام دین خاتم است؟
استاد مطهری (ره) سازگاری دین با فطرت آدمی را موجب پویایی و جاودانگی دین می‌داند .

به گزارش سرویس دینی  جام  نیوز، یکی از شبهاتی که امروزه در برخی محافل علمی مطرح است عبارت است از اینکه  با توجه به تغییر نیازمندی‌‌ها، نمی توان جاودانگی دین خاتم را پذیرفت.به عقیده برخی احكام

 

و تعالیم اسلام مختص جوامع ابتدایی است.


 و توان تحلیل و بررسی واقعیت‌های پیچیده اجتماعی را ندارد؛ چرا كه مقررات اجتماعی یك سلسله مقررات قراردادی است و بر اساس نیازمندی‌های اجتماعی می‌باشند و به موازات توسعه و تكامل عوامل تمدن در

 

تغییرند. جوامع ساده و بسیط ابتدایی كه دارای روابطی ساده هستند، نیازمندیهای اندكی نیز دارند در حالی كه جوامع پیچیده و پیشرفته نیازمندی‌های پیچیده‌تر و بیشتری دارند. پرواضح است كه ادیان ابتدایی

 

نمی‌توانند نیاز جوامع پیچیده را برآورده سازند. در بعد فردی نیز انسان‌های معاصر نیازهای معرفتی و معنوی پیچیده‌تری دارند تا انسان ابتدایی. نیازهای بشر عصر موشك و هواپیما با نیازهای بشر عصر اسب و الاغ

 

بسیار تفاوت دارد. بر این اساس نمی‌توان یك سری قوانین پی‌ریزی كرد و با قاطعیت بیان كرد كه این قوانین جاودانه‌اند؟! [1] (نیازهای متغیر، قوانین متغیر می‌طلبد).

 

در جواب از این اشكال باید گفت درست است كه نیازها در تغییرند اما تمامی نیازهای بشر متغیر نیست، ‌بلكه بشر همواره با دو گونه نیاز همراه بوده است:


1. نیازهای اولی و اساسی: كه از سرشت و طبیعت انسان سرچشمه می‌گیرند مانند نیازهای جسمانی از قبیل خوراك، پوشاك، مسكن، همسر، امنیت و بهداشت و نیازهای روحانی و معنوی مانند زیبایی، پرستش،

 

احترام، علم و نیازهای اجتماعی همچون معاشرت، تعاون، عدالت، آزادی، تجارت و مبادله. این گونه نیازها نه كهنه می‌شوند و نه از بین‌ می‌روند و تا هنگامی كه انسان، انسان است آن نیازها همراه اویند. به بیان دیگر

 

نیازهایی كه از عمق وجودی انسان ناشی می‌شوند همیشه ثابتند و تغییر نمی‌پذیرند؛ چون سرشت انسان‌ها یكی است و انسان‌ها خواست‌های فطری یكسانی دارند.[2]


حال اگر احكام و مقررات موجود در دین هماهنگ و مطابق با فطرت و سرشت آدمی باشد و به نیازمندیهایی كه از عمق نهاد جسمی و روحی او برخاسته توجه كرده باشد و همه جنبه‌های آن را ملحوظ داشته باشد

 

می‌تواند احكامش جاویدان بماند. استاد مطهری (ره) سازگاری دین با فطرت آدمی را موجب پویایی و جاودانگی دین می‌داند و در این باره می‌نویسد:


اولاً مایه دین در سرشت بشر نهاده شده است، سرشت همه انسان‌ها یكی است، سیر تكاملی بشر یك سیر هدف‌دار و بر روی یك خط مشی مشخص و مستقیم است،‌از این رو حقیقت دین كه بیان كننده خواست‌های

 

فطری و راهنمای بشر به راه راست است یكی بیش نیست.


ثانیاً یك طرح به شرط فطری بودن، جامع بودن، كلی بودن و به شرط مصونیت از تحریف و به شرط حسن تشخیص و تطبیق در مرحله اجرا، می‌تواند برای همیشه رهنمون و مفید و مادر طرح‌ها و برنامه‌ها و قوانین

 

جزئی بی‌نهایت واقع گردد.[3]


2. نیازهای ثانوی و فرعی: كه از نیازهای اولیه ناشی می‌شوند و در واقع برای دست یابی به نیازهای ثابت بشرند. این گونه نیازهای در زمان‌های متفاوت و با تحول تمدنها و پیشرفت‌های بشر تغییرات جدی پیدا

 

می‌كنند. به عنوان نمونه آدمی برای دستیابی به علم كه یكی از نیازهای ثابت است احتیاج به وسایل دارد و این وسایل در هر عصری متفاوت است، لذا نیاز به وسایل برای علم اندوزی در هر عصری متفاوت است.[4]

 


با توجه به مطالب فوق یكی دیگر از عناصر جاودانگی دین خاتم بیان قوانین ثابت برای نیازهای ثابت و پیش بینی قوانین متغیر برای نیازهای متغیر است. به بیان دیگر اسلام بر نیازهای ثابت انسان مهر ثابت زده است

 

و نیازهای متغیر آدمی را تابع نیازهای ثابت قرار داده است تا طبق آن نیازهای ثابت در هر وضعیت جدیدی قانون فرعی خاصی وضع گردد. البته دین اسلام در برابر موضوعات متغیر نیز ساكت ننشسته و مردم و

 

جامعه را به حال خود رها نكرده، تا هر كسی با هر نیتی درباره این متغیرها اظهار نظر كند، ‌بلكه در اسلام طرحی نو و جامع به نام اجتهاد پایه ریزی شده است،‌ كه مجتهد باید مسائل فرعی پیش آمده را با اصول

 

قوانین شریعت اسلام بسنجد و حكمی منطبق و سازگار با اصول ثابت استنباط كند و فروع نیازهای متغیر را به اصول و نیازهای ثابت پیوند زند. و این چیزی است كه اقبال لاهوری آن را قوه محركه دین می‌داند و

 

می‌نویسد:


اجتهاد نیرویی است كه اگر نباشد ماشین دین قابل حركت است.[5] آیت الله جوادی آملی نیز اصل اجتهاد را پاسخگوی مسایل جدید و بهترین راه برای حل مشكلات متغیر می‌داند.

 


مطلب مهمی كه نباید از آن غفلت شود این است كه شریعت پیامبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ دارای اصول، ضوابط، مبانی و قواعد فقهی فراوانی است كه در طول تاریخ اسلام با اجتهاد مستمر فقهای فرزانه بر

 

مصادیق متغیر و متحول، تطبیق شده و می‌شود و نیازهای متنوع با استنباط احكام آنها از اصول یاد شده برطرف می‌گردد. لذا اجتهاد منزه از قیاس فقهی بهترین راه برای حل مشكلات متغیر است.[6]


بنابراین یكی دیگر از اركان پویایی شریعت اسلام تشریع اجتهاد است، البته عوامل دیگری نیز وجود دارد كه موجب جاودانگی و پویایی دین خاتم و قوانین و مقررات آن در همه ‌اعصار شده‌اند. برخی از آن عناص

عبارتند از:


تشریع احكام اولیه و ثانویه: احكام شریعت اسلام بردوگونه‌اند: احكام اولیه، كه ناظر به شرایط عادی و معمولی زندگی انسان‌هایند؛ احكام ثانویه كه ناظر به شرایط اضطراری و غیر عادی‌اند.


احكام ثانویه ناظر به احكام اولیه‌اند یعنی در شرایط غیرعادی، آنها را تغییر داده یا به كلی بر می‌دارند. برای نمونه وجوب روزه حكمی اولیه و مربوط به شرایط عادی است ولی در صورتی كه وضعیت تغییر كند مثلاً

 

ضرر جانی در میان باشد، قاعده رفع ضرر كه حكمی ثانوی است وجوب روزه را رفع می‌كند.[7]

 

توجه به روح، معنی و هدف زندگی: اسلام در تشریع احكام خود به شكل ظاهر و صورت زندگی كه وابستگی تمام و تامی به میزان بشر دارد؛ توجه نكرده است. بلكه به حقایق و روح و هدف زندگی پرداخته است. و با

 

این عمل از هرگونه تصادمی با توسعه فرهنگ و تمدن پرهیز كرده است، ‌و هرگز با مظاهر توسعه و پیشرفت علم و تكنولوژی مخالفت نورزیده است، بلكه با تشویق به عوامل توسعه تمدن یعنی علم، كار، تقوا، ‌اراده و

 

همت و استقامت، خود نقش عامل پیشرفت تمدن را به عهده گرفته است.[8]

 

پذیرش و وارد كردن عقل در حریم دین: عقل در شریعت اسلام، در عرض كتاب و سنت به عنوان یكی از مبادی استنباط قرار گرفته است و از چنان جایگاهی برخوردار است كه در كنار حجت ظاهری، یعنی وحی

 

الهی از آن با نام حجت باطن خداوند یاد شده است.[9]

 

قاعده اهم و مهم: اسلام به پیروان خود اعلام كرده است كه همه دستورهای او ریشه در یك سلسله مصالح عالی دارد از سوی دیگر در خود اسلام درجه اهمیت مصلحت‌ها بیان شده است و در صورت تقابل مصالح

 

گوناگون، اسلام به كارشناسان اجازه داده است با سنجش میزان اهمیت مصالح و با توجه به راهنمایی‌هایی كه در تعالیم اسلام آمده است، مصلحت‌های مهم‌تر را انتخاب كنند.[10]

 

استعداد پایان ناپذیر كتاب و سنت: دین همانند طبیعت است كه تفسیر آن پایان نمی‌پذیرد. قرآن و سنت استعداد پایان ناپذیری برای استخراج و استنباط حقایق دارند. وجود چنین منابع پایان ناپذیری برای معارف

 

مورد نیاز بشر، جاودانگی دین را تثبیت نموده و ما را از تجدید نبوت بی‌نیاز می‌كند، زیرا می‌توانیم با مراجعه به آن پاسخ سؤالات مربوط به دین را بیابیم.[11]

 

اختیارات ویژه حاكم در وضع مقررات جدید: اسلام به حكومت اسلامی اختیاراتی داده است كه می‌تواند در شرایط و نیازمندیهای جدید با توجه به اصول و مبانی اساسی اسلامی مقرراتی راوضع نماید كه در گذشته

 

موضوعاً منتفی بوده است و این اختیارات شرط لازم حسن اجرای قوانین اسلامی و حسن تطبیق با مقتضیات زمان و حسن تنظیم برنامه‌های مخصوص در هر دوره است.

 

خلاصه آن كه خداوند متعال با گنجاندن این عناصر در دین خاتم آن را از هر گونه كهنگی و انحطاط مبرا كرده و اجازه نداده غبار زمان بر او نشیند. و تا پایان زندگی بشر بر روی زمین می‌تواند بر نیازهای متغیر

 

تطبیق كند و برای هر زمانی سخنی نو و راه‌گشا داشته باشد

پی نوشتها:
[1] . محمد مجتهد شبستری، نقدی بر قرائت رسمی از دین، تهران، طرح نو، 1379، ص 12 ـ 18 ـ 19، و همو، هرمنوتیك كتاب و سنت، تهران، طرح نو، 1375، ص 55 ـ 56.
[2] . مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 3، تهران، انتشارات صدرا، چ سوم، 1372، ص 169.
[3] . همان، ص 169.
[4] . همان.
[5] . مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا، 1362، ص 130 و 134.
[6] . عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن كریم، ج 1، قم، اسراء، ص 283.
[7] . مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 3، ص 194؛ و علی ربانی گلپایگانی، جامعیت و كمال دین، چ اول، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379، ص 79.
[8] . مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، چ چهاردهم، 1369، ص 127 ـ 128، و مجموعه آثار، ج 3، ص 190 ـ 191.
[9] . مجموعه آثار، ج 3، ص 191.
[10] . همان، ص 193.
[11] . مرتضی مطهری، خاتمیت، تهران، انتشارات صدرا، چ چهاردهم، 1380، ص 135 ـ 145.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چرا در روایات از مشورت با زنان نکوهش شده است؟
آیا مى ‏توان گفت روایاتى که در نکوهش زنان آمده و احادیثى که در پرهیز از مشورت با آن‏ها وارد شده و ادله ‏اى که در نارسایى عقول آنان رسیده، اطلاق دارد و هیچ گونه انصرافى به زنان دانشمند و محققان از این صنف ندارد؟

به گزارش سرویس دینی جام نیوز؛ مهم‏ترین هدف مشورت، یافتن بهترین گزینه و شیوه‏هاى اجرایى است و لذا هر کس نمى ‏تواند طرف مشورت قرار گیرد، زیرا گاه آنها نقاط ضعفى دارند که مشورت با آنها مایه بدبختى و عقب افتادگى است. چنانکه على(ع) مى‏ فرماید با فرد بخیل، ترسو وحریص مشورت نکن، چون در هر یک از این‏ها نقطه ضعفى وجود دارد که مانع نیل تو به حقیقت مى‏ شوند. در همین راستا، به خاطر برخى نکات بیولوژیکى و زیست‏ شناختى در بانوان که همانا غلبه احساسات و هیجان‏ ها بر خردورزى آنها و نیز محدودیت اجتماعى که باعث کاهش تجربه آنان مى‏ گردد احیانا رایزنى با بانوان را محدود نموده است.


توضیح آنکه: در دو نکته بین آموزه‏ هاى اسلام و یافته‏ هاى علوم جدید از جمله روان‏شناسى تفاوتى نیست.
1ـ تساوى میزان هوش زن و مرد: چنانکه «کارل هافمن» تصریح مى‏ کند زن‏ها به اندازه مردها هوشمند هستند، گرچه مغزهاى آنان به طور متوسط 20درصد کوچکتر از مغز مردهاست :
2ـ فزونى هیجانات در بانوان نسبت به مردان: چنانکه خود ایشان اذعان مى ‏دارند:
«پژوهش‏هاى انجام شده بر روى دانشجویان نشان مى‏ دهند که در چهار مورد از پنج هیجان اساسى (شادى، عشق، ترس، اندوه و خشم) زنها هیجان‏هاى شدیدتر و فراوان‏ترى گزارش مى ‏کند تامردها، و آن هیجان مورد استثنا که مردها بر زن پیشى مى‏ گیرند، خشم است زن‏ها نه تنها هیجان‏هاى ظریف (شادى، عشق، ترس و اندوه) را با شدت و فراوانى بیشترى تجربه مى ‏کنند، بلکه همچنین در موقعیت ‏هاى مثبت و منفى، هیجان‏ها را بهتر تشخیص داده و بیشتر به آنها پاسخ مى‏ دهند نتیجه آنکه عقل زن‏ها هرگز کمتر از مردها نیست بلکه تعقل آنها (یعنى بهره ‏گیرى از عقل) کمتر است و این به واسطه هیجانات و احساساتى ‏تر بودن آنهاست.

 

همان طور که خانم «کلیودالسون» به عنوان یک زن روان‏شناس که مدت مدیدى در این زمینه تحقیقات و پژوهش‏ هایى داشته است اعلام مى‏ کند «... به این نتیجه رسیده ‏ام که خانم‏ها تابع احساسات و آقایان تابع عقل هستند». و یا «اتو کلایى برگ» مى ‏نویسد: «زنان بیشتر به کارهاى خانه واشیاء و اعمال ذوقى علاقه نشان مى‏ دهند و کارهائى را دوست مى‏ دارند که در آنها باید مواظبت و دلسوزى بسیارى خرج داد مانند مواظبت از کودکان و اشخاص عاجز و بینوا... زنها عموما احساساتى ‏تر از مردان هستند»


البته بر خلاف نظر خانم «کلیودالسون» که این مسأله را جزو نقاط ضعف خانم‏ها تلقى کرده است به نظر ما لازمه زیست اجتماعى و تقسیم وظائف، اختلاف کارکردهاست که این امر به نوبه خود مقتضیات خاص خود را دارد وچنانچه خانم‏ ها لبریز از عواطف و احساسات نباشند ،نمى ‏توانند در تربیت فرزندان که مهمترین سرمایه یک جامعه هستند موفق باشند.

 

نقش زنان که به گفته افلاطون مادران با همان دستى که گهواره را تکان مى ‏دهند، جهان را زیر و رو مى‏ کنند، کمتر از نشستن پشت فلان دستگاه صنعتى یا اختراع یک ابزار آهنین نیست. حاصل کلام آن که به خاطر احساساتى‏تر بودن زنها و نیز حضور کمتر آنان در جامعه که باعث تجربه کمتر آنان مى ‏شود ، یک سرى محدودیت هائى در بهره‏ گیرى از نظر مشورتى زنان لحاظ شده است. لذا در حدیثى که از على(ع) نقل شده است آمده است«ایّاک و مُشاوره النّساء فان رأیهنّ الى أفن و عزمهن الى وهن»؛ از رایزنى با زنان بپرهیز، زیرا رأى آنان سست بوده، در تصمیم ‏گیرى ناتوانند).


و لکن هر دو مسأله با رفع عوامل آن قابل جبران است ؛ لذا در حدیث دیگرى که علامه مجلسى از على(ع) نقل مى ‏کند پس از نقل این سخن: «ایّاک و مشاوره النساء»؛ از مشورت با زنان بپرهیزید ، بلافاصله عده ای از زنان استثناء مى ‏شوند «الاّ من جربت بکمال عقل»؛ مگر زنانى که کمال عقلشان آزموده و اثبات شده است.


در طرف دیگر نیز چه بسیار مردانى باشند که احساساتى یا کم تجربه باشند، مشورت با آنان نیز نافع نیست و چه بسا زیان‏بار باشد. بر اساس حدیث مذکور نیز امام على(ع) کمال عقل و آگاهى را در مشورت شونده شرط مى ‏داند و زن بودن را مانع جوازمشورت نمى ‏شمارد.


از طرف دیگر در برخى امور که تخصصى و آشنایى زنان بیشتر است سفارش شده است که با زنان مشورت کنید . رسول اکرم(ص) مى‏ فرماید: «اِئتمروا النساء فى بناتهن»؛ در امور مربوط به دخترانتان با زنان خود مشورت کنید  بالاتر آنکه در قرآن کریم خداوند متعال در برخى مسایل خانوادگى دستور به رایزنى زن و مرد و تبادل افکار آنان داده است «فأن اراد فصالا عن تراض و تشاور فلا جناح علیهما»؛ اگر پدر ومادر بخواهند با رضایت و مشورت یکدیگر فرزندشان را زودتر از دو سال از شیر بازگیرند مرتکب گناهى نشده ‏اند).


مقصود از تشاور، همدلى و هم‏رأیى و مشاوره میان زن و مرد است، و چون مادر چیزهایى از تربیت فرزند مى‏ داند که پدر نمى‏ داند، پس اگر هم فکرى و رایزنى نکنند به زیان فرزند مى ‏انجامد. در سوره طلاق نیز درباره هم فکرى و همکارى زن و مرد اشاره شده است.
همان طور که مرحوم علامه جعفرى فرمودند، نظام خانواده در اسلام نظام شورایى با سرپرستى و مأموریت اجرایى مرد است.


و روایات نقل شده از على(ع) یا سایر روایات اثبات مى ‏کند که مقصود از «بر حذر بودن از زنان خوب» یا «برحذر داشتن از مشورت با زنان» دقت در گفتار و اندیشه ‏هاى زنان معمولى است و یا زنان هوسباز ، کم خرد ، تبه کار و تهى مغزى که دل به زخارف فریبنده دنیا بسته و چشم از حقایق برتر فرو بسته ‏اند. اما زنانى که از زر و زیور دنیا اعراض کرده و به تعقل پرداخته ‏اند، مانند مردان شایسته مورد مشورت هستند و به تعبیر علامه جعفرى روایاتى نظیر «ایاک و مشاوره النساء الاّ من جربت بکمال عقل» مؤید نظریه «درون شورایى و برون سرپرستى مرد» در نظام خانوادگى از دیدگاه اسلام است.

 

یکى از بزرگان مى ‏گوید: آیا مى ‏توان گفت روایاتى که در نکوهش زنان آمده و احادیثى که در پرهیز از مشورت با آن‏ها وارد شده و ادله ‏اى که در نارسایى عقول آنان رسیده، اطلاق دارد و هیچ گونه انصرافى به زنان دانشمند و محققان از این صنف ندارد؟ آیا مى‏ توان گفت که عقل آنان در بخش عقل نظرى به خاطر مونث بودن، همتاى عقل کودکان مى‏ باشد و اراده و تصمیم و عزمشان در بخش عقل عملى، سست و ناپایدار است و یا آن که این تعبیرها به لحاظ غلبه خارجى است که منشأ آن دور نگه داشتن این صنف گران قدر از تعلیم و محروم نگه داشتن آنان از تربیت صحیح است؟


بنابر زن به حکم زن بودن از طرف مشورت قرار گرفتن محروم نیست آن چه مى‏ توان او را از این موقعیت محروم کند عجز و ناتوانى، عدم کارایى، بى ‏تجربگی و ناآگاهى است که این نکته در مود مردها نیز مطرح است، اما روایتى که از پیامبر(ص) نقل شده که فرموده ‏اند: "با زنان مشورت کنید و با آن‏ها مخالفت نمایید". مقصود در امور معقول و مشروعى نیست، بلکه منظور مخالفت با نظر زن در مواردى است که رأى او بر اساس حب و بغض و خواسته ‏هاى نفسانى باشد .

 

اگر زنى به شوهرش گفت نماز بخوان، طبق این روایت باید با نظر زن مخالفت کرد؟ یا مثلا در واقعه کربلا وقتی زن زهیر بن قین به شوهرش پیشنهاد پیوستن به امام حسین (ع) می دهد ، باید شوهر با او مخالفت می کرد؟ قطعاً معناى حدیث این نیست. شاید مقصود حضرت در روایت فوق آن باشد که مردم به تبعیت کردن از زنان عادت پیدا نکنند به طورى که نتوانند در موارد ضرورى، مخالفت خود را ابراز کنند.


با توجه به مطالب گفته شده اگر همسرتان شرایط لازم را دارد از او نظر بخواهید واز این طریق اعتمادش را جلب نمایید. به خصوص مواردی که در آنها تجربه دارد. اگر مشورت موجب اختلاف و جدایی می شود ، بهتر آن است که از مشورت پرهیز شود . در مورد مشکلات نیز چون زنان حساس تر و آسیب پذیرهستند ، بهتر است که اطلاع نداشته باشند ، مگر آنکه برای رفع مشکل از آنها کاری ساخته باشد.

 

عرفان





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در مورد حجاب و زن، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
عبرت آموز
این موعظه بلیغ و نصیحت عمیق، اگر به كوه خوانده مى‏ شد از كوه جز گرد و غبارى باقى نمى ‏ماند.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، علامه خویى در «شرح نهج البلاغة» مى‏ گوید: منصور دوانیقى شبى در طواف خانه كعبه بود، گوینده‏ اى را شنید كه چنین مى ‏نالد:

بار خدایا ! به درگاه تو شكایت آرم از ظهور ستم و تباهى و از طمعى كه میان مردم و حق سایه افكنده، منصور از مطاف به در آمده و در گوشه ‏اى از مسجد نشست و به دنبال آن مرد فرستاد و او را پذیرفت.

 

آن مرد نماز خواند و پس از استلام حجر نزد منصور آمد و سلام كرد، منصور بدو گفت:

این فریاد كه از ظهور ستم و بیدادت از تو بگوشم رسید چه بود؟ و مقصودت از طمع كار حایل میان مردم و حق كه بود؟ به خدا هر چه گوش دادم از درد و الم سخن گفتى.

گفت: اگر بر جانم امان بخشى از ریشه هر كارت آگاه سازم و گرنه از اظهار حقیقت دریغ نمایم و خود را نگه دارم كه با خود كارها دارم.

 

منصور گفت: جان تو در امان است، هر چه دارى بگو، در پاسخ گفت:

آن كه طمعش میان مردم و حق حایل است و از اصلاح ستم و تباهى مانع، خودت هستى. منصور گفت: واى بر تو چگونه طمع به من آید كه همه سیم و زر جهان در دست دارم و هر ترش و شیرینم فراهم است؟ در پاسخ گفت: هیچ كس را چون تو طمع در نگرفته، فعلًا قدرت، تو را سرپرست جان و مال مسلمانان ساخته و تو از كارهاى آنان به غفلت اندرى و به چپاول اموالشان چیره و خودسر، در این میان پرده ‏ها از گچ و آجر برآوردى و درهاى آهنین بر آن‏ها نهادى و دربانان مسلّح برگماشتى و خویش را در درون آن زندانى ساختى و كارمندانت را به گرد آوردن اموال و انباشتن آن گسیل نمودى و با اسلحه و دژبانانِ وسایل نقلیه، نیرومندشان ساختى و دستور دادى جز فلان و فلان كه نام برده ‏اى به حضورت نرسند و از پذیرش ستمدیده و درمانده و گرسنه و درویش و ضعیف و برهنه دریغ دارى و اینان كه حق در بیت‏ المال دارند دور نگهداشتى!

 

همیشه آن چند نفر مخصوصانت كه از همه رعیت برگزیده داشتى و حجاب از پیش آنان برداشتى، اموال را بگیرند و گرد كنند و انباشته و پس‏انداز خویش سازند.

گویند: این مرد، خود به خدا خائن است، چرا ما به او خیانت نكنیم با این كه مسخّر او شدیم، اینان میان خود سازش كردند، نگذارند وضع مردم و احوال آنان به تو گوشزد شود، مگر آنچه را بخواهند و به سود خود دانند و هر كار گذارى از درت برآید و با آنان مخالفت آغازد، او را پیش تو مبغوض سازند و از در برانند و براى او پرونده بسازند تا از نظر بیفتد و خوار گردد.

 

چون این وضع میان تو و آنان گوشزد همگان شده، مردم آنان را بزرگ شمارند و از آن‏ها بهراسند و نخستین دسته‏اى كه به سازش با آن‏ها بشتابند كارگزاران تو باشند كه بدان‏ها هدیه برند و رشوه دهند تا دست ستمشان بر سر رعایا باز باشد و سپس مردم با نفوذ و ثروتمند از طبقه رعیت با آن‏ها سازش كنند تا بر دیگران ستم نمایند و سراسر بلاد خدا پر از طمع و ستم و تباهى شود.

 

این چند نفر با تو شریك سلطنت شده و تو در غفلت اندرى. اگر دادخواهى به درگاه آید نگذارند بر تو درآید، اگر خواهد هنگام خروج از خانه‏ات به تو شكایت برد مانع گماشتى، بهانه این كه براى مردم بازرس مظالم مقرّر داشتى و چون متظلّمى آید هم آنان به بازرسى مظالم فرستند كه به شكایت او گوش ندهد و عرض حالش را به تو نرساند و بازرس از بیم آنان و ترس تو بپذیرد و پیوسته مظلوم بیچاره نزد او رفت و آمد كند و بدو پناه برد و استغاثه نماید و او امروز و فردا كند و بهانه بتراشد و چون به جان آید و تو بیرون آیى برابرت فریاد كشد و ناله سر دهد، دربانانت او را به سختى بزنند و برانند تا عبرت دیگران شود و تو به چشم بنگرى و مانع نشوى، با این وضع چگونه مسلمانى بیاید.

 

من در روزگار جوانى به چین مسافرت مى‏ كردم، در یك سفرى پادشاهشان به كرى دچار شده بود و سخت مى ‏گریست، ندیمانش او را دلدارى مى ‏دادند و به شكیبایى مى ‏كشانیدند، گفت:

من از درد به خود گریه ندارم، ولى بر مظلومان دربارم گریه مى‏ كنم كه مى ‏نالند و آواز ناله‏ شان را نمى ‏شنوم، سپس گفت: اگر گوشم رفته چشمم برجاست، میان مردم جار بزنید كه جز مظلوم جامه سرخ نپوشد و هماره بامداد و پسین بر فیل سوار مى‏شد و گردش مى‏ كرد تا مظلومى را به چشم خود بیند و دادخواهى كند.

 

این مردى است مشرك به خدا كه با مشركان چنین مهربان است و از خود دریغمند و نگران، تو مردى هستى خداپرست و از خاندان نبوت، مهر تو بر مسلمانان جلو خودخواهیت را نباید بگیرد؟

 

اگر براى فرزندانت مال جمع مى ‏كنى، خدا به تو نموده است كه كودكى از شكم مادر درافتد، در روى زمین پشیزى ندارد و بر هر مالى دست بخیلى گذاشته است كه نگه اش دارد، ولى خدا پیوسته لطف خود را شامل حال كودك سازد، تا مردم را بدو راغب كند، تو نیستى كه عطا مى‏ كنى، ولى خداست كه هر چه به هر كه خواهد عطا مى‏ كند و اگر بگویى جمع مال براى تقویت سلطنت توست، خدا براى تو وسیله عبرت از بنى امیه فراهم كرده است كه جمع زر و سیم و آماده كردن ساز و برگ و لشگر و اسب و استر و شتر در برابر اراده الهى به زوال ملكشان فایده نداشت.

 

و اگر بگویى جمع مال براى یك هدف عالى ‏تر از مقامى است كه دارى، به خدا بالاتر از مقام تو مقامى هست ولى ادراك آن میسر نیست مگر از راهى كه مخالف راه توست.

تو نگاه كن آیا مخالف خود را به بدتر از كشتن مجازات توانى كرد؟ گفت: نه، در پاسخ گفت: آن پادشاهى كه به تو عطا كرده است آنچه عطا كرده، گنهكار را به كشتن شكنجه ندهد.

 

او به خوبى مى‏ داند چه در دل دارى و در چه كارى، چشمت به كجا است و دستت چه كار مى‏كند و پایت به چه سوى مى‏ رود، بنگر كه هر آنچه از دنیا را خاص خود كردى، چون از دستت گرفت چه فایده‏اى برایت دارد در موقعى كه تو را پاى حساب كشید!

منصور گریست و گفت: كاش آفریده نبودم، واى بر تو! چگونه چاره كار خود كنم!

 

گفت: همه مردم را رهبرانى است كه در دیانت خود بدان‏ها پناهنده و به گفتارشان رضا دهند، تو آنان را محرمان خود بساز تا راه به تو بنمایند و در كارهایت با آن‏ها مشورت كن، منصور گفت: من به دنبال آنان فرستادم از من گریختند گفت: آرى، ترسیدند آن‏ها را به راه خودت ببرى، ولى در خانه‏ات را باز گذار و حجاب را بردار و هموار ساز تا مظلوم را باشى و ظالم را از بن براندازى، صدقات را از راه حلال و پاك بگیر و به حق و عدالت بر مستحقانش پخش كن، در این صورت من ضامنم كه رهبران حق و مخلص نزد تو آیند و در اصلاح كار امت به تو كمك كنند.

 

مؤذنان سر رسیدند و سلامش دادند و اعلام به نماز كردند، برخاست نماز گذارد و بجاى خود برگشت و هر چه آن مرد را جستند نیافتند.

 

این موعظه بلیغ و نصیحت عمیق كه به گوش منصور خوانده شد، اگر به كوه خوانده مى‏ شد از كوه جز گرد و غبارى باقى نمى ‏ماند، اما این مرد پلید به بغداد برگشت و به ظلم خود ادامه داد و از خون بى‏ گناهان جوى‏ ها به راه انداخت و دست به كشتن حضرت صادق علیه السلام آلوده كرد و میلیون میلیون درهم و دینار از حق مردم محروم سرقت كرد و براى بازماندگان، ظالم‏تر از خودش به جاى گذاشت، آرى، غرور این صفت زشت و پلید به فرموده حضرت على علیه السلام حجاب بین مغرور و موعظه الهى است!!

 

عرفان





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دلهاى پاک و نورانى شما، بلافاصله نور را منعکس مى‌کند
رهبر معظم انقلاب چون پدری مهربان در دیدارها و جلسات مختلف در طول سالهای متمادی با بیان ویژگیهای جوانی و انتظارات بحق از آنان، دلسوزانه و با محبت تمام در هدایت آنان بسوی صلاح و پاکدامنی تلاش می نمایند.

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، جوانی دوره ای از زندگی یک انسان با ویژگی ها و خصوصیات خاص خود است. جوانی موهبتی الهی اما کوتاه مدت بوده و آنقدر مهم است که در قیامت مورد سوال واقع می شود، آثار ماندگار جوانی در سرنوشت انسان موضوعی است که نمی توان آن را انکار کرد.

 

سیره رفتاری پیامبر و علی (ع) هم نشان می‏ دهد که توجه به جوان و جایگاه تاثیرگذار نسل نوخاسته در روابط و مناسبات همگانی، یک ضرورت عقیدتی و اجتماعی است. پیش از هر قشر و گروهی، جوانان، مخاطبان وحی و عدالت‏خواهی اسلام بوده ‏اند.

 

از جوانی که بگذریم، نسل جوان هر کشور یکی از بزرگترین سرمایه های آن کشور محسوب می شود و جوانان با استعدادها و توانایی هایی که دارند، نقطه امید و نیروی محرکه و مبتکر یک ملت محسوب می شوند.

 

چند وقت پیش روز جوان گذشت و هم چند ماه پیش بود که آخرین بیانات رهبر انقلاب درباره جوان انقلابی را شنیدیم. رهبر معظم انقلاب که عهده دار بالاترین منصب مسئولیت در نظام است، بیش از هر مسئولی سنگینی بار این امانت الهی را بر دوش خود احساس کرده اند و چون پدری مهربان در دیدارها و جلسات مختلف در طول سالهای متمادی با بیان ویژگیهای جوانی و انتظارات بحق از آنان دلسوزانه و با محبت تمام در هدایت آنان بسوی صلاح و پاکدامنی تلاش می نمایند.


ایشان جوانان را میراث امام (ره) می دانند و معتقدند که امام به جوانان و تربیت آنان چشم امید دوخته بودند وکادر سازی خود را از میان جوانان انجام دادند و بدین شکل به جوانان روحیه خود باوری دادند و به آنان تکیه نمودند.

 

رهبر معظم انقلاب به حفظ روحیات و حالات جوانی و استفاده حداکثری از این دوران به عنوان یک هدف تاکید داشته و برای رسیدن به این هدف جوانان را به نصایح و راهکارهایی  سفارش می کنند.

 

اما در بین این قشر نیز عده ای مورد توجه ویژه بوده اند و رهبر معظم انقلاب روی آنها حساب خاصی باز کرده و تاکید فراوانی بر پرورش این نوع از جوان ها در کشور دارند. آنچه در ادامه به آن اشاره خواهد شد گزیده ای از فرمایشات و نصایح پیر و مراد قافله عشق در موضوع جوانان بخصوص جوانان انقلابی است.

 

لینک دانلود

 

خطابات رهبر انقلاب درباره جوان انقلابی

جوشش پیشرفت با اتکا به ابتکار جوانان

هرجایى که ما به ابتکار و استعداد جوانانمان تکیه کردیم، آنجا ناگهان مثل چشمه‌اى جوشید، شکوفا شد؛ در قضایاى مربوط به مسائل هسته‌اى، در قضایاى مربوط به مسائل دارویى، در درمان هاى گوناگون، در سلّولهاى بنیادى، در نانو، در این برنامه‌هاى صنعتىِ دفاعى، هرجایى ما سرمایه‌گذارى [کردیم‌] و به این نیروى جوان و علاقه‌مند و مؤمن و بااخلاص داخلى تکیه کردیم و به او ارج نهادیم، کارمان پیش رفت؛ خب، به این برسیم. مسائل اقتصادى هم همین‌جور است؛ ظرفیّتهاى اقتصادى باید فعّال بشود؛ این راه پیشرفت کشور است. 

۱۳۹۳/۰۲/۲۳ بیانات در دیدار مردم استان ایلام در سالروز ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام

 

 

اولویت در آموزش و پرورش با جوان انقلابی است

یک مسئله در دستگاه مدیریّتى آموزش و پرورش، مسئله‌ى نیروها است. همین‌طور که اشاره کردند، آموزش و پرورش بزرگ‌ترین مجموعه‌ى حکومتى در نظام جمهورى اسلامى است...اولویّت با نیروهاى جوان، بانشاط، پرانگیزه، متدیّن، انقلابى و کسانى است که مسئله‌ى آنها در آموزش و پرورش، همان مسئله‌ى اصلى آموزش و پرورش باشد؛ یعنى تربیت انسانها؛ از اینها باید استفاده کرد؛ این یک مسئله است. بنابراین در مدیریّتهاى کلان و سطح بالاى آموزش و پرورش، اولین مسئله به نظر من این است که نگاه کنند، ببینند از چه نیروهایى استفاده می کنند؛ از نیروهاى مؤمن، انقلابى، بانشاط، علاقه‌مند، عاشق کار خود، و آماده‌ى ورود در میدان هاى دشوار در محدوده‌ى اهداف آموزش و پرورش؛ این مهم‌ترین کار است.

۱۳۹۳/۰۲/۱۷ بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور

 

گسترش کار فرهنگی در بین جوانان انقلابی

آنچه نقطه‌ی مهم‌تر عرض من است، خطاب به جوانهایی است که در سرتاسر کشور فعّالیّتهای فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است. من می خواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی می کنند، با اراده‌ی خودشان، با انگیزه‌ی خودشان ـ کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطّلاع پیدا کردیم ـ کار را هرچه می توانند به‌طور جدّی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملّت، ایفا کرده است.

۱۳۹۳/۰۱/۰۱ بیانات در حرم مطهر رضوی

 

این جوان از جوان انقلابی اولِ انقلاب شأنش بالاتر است

ما امروز، جوان انقلابی بسیار داریم، در سرتاسر کشور داریم، از همه‌ی قشرها داریم، در دانشگاه‌ها بسیار داریم، جوانی که هم متدین است، هم انقلابی است؛ به اعتقاد من این جوان از جوان انقلابی اولِ انقلاب شأنش بالاتر است. چرا؟ چون آن‌ روز اولاً آن انقلابِ با آن عظمت و پرهیجان اتفاق افتاده بود؛ ثانیاً آن‌روز اینترنت نبود، ماهواره نبود، این همه تبلیغات گوناگون نبود، این جوان در معرض این همه آسیب نبود، جوان امروز در معرض این همه آسیبها است؛ اینترنت جلوی او است، این همه تلاش دارد می شود برای اینکه این جوان را منحرف کنند، [اما] این جوان متدین باقی می مانَد؛ نمازخوان است، به نماز اهمیت می دهد، نمازِ شب می خواند، نافله می خواند، در مراسم مهم دینی شرکت می کند، پای انقلاب می‌ایستد، شعارهای از دل برآمده می دهد؛ اینها چیزهای مهمی است. نسل امروزِ انقلاب، به نظر ما یکی از افتخارات بزرگ است. این یک واقعیتی است، باید این را دید.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵ بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری


قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانید

واقعاً باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را همه بدانند، همه؛ این جوانان مؤمن و انقلابی‌اند که روز خطر سینه سپر می کنند، هشت سال جنگ تحمیلی می روند توی میدان؛ اینها هستند. افرادی که نسبت به این جوانها با چشم بدبینی نگاه می کنند یا مردم را بدبین می کنند، خدمت نمی کنند به کشور؛ به استقلال کشور، به پیشرفت کشور، به انقلاب اسلامی خدمت نمی کنند. این جوانها را باید حفظ کرد، باید از اینها قدردانی کرد، امروز هم بحمدالله کم نیستند و زیادند. [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمی شوند؛ آن جوانهای مؤمنِ پرانگیزه، با این حرفها منزوی نمی شوند اینها؛ لکن خب، ما باید قدر اینها را بدانیم.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵ بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری

 

به جوانان اعتقاد دارم

‌آنچه که من یادداشت کردم که به شما عرض کنم - البته این حرفها مربوط به مجموعه‌های دانشجوئی است، لیکن قابل تعمیم به کل کشور و قشرهای مختلف جوان در کشور است - یکی این است که جوان، دانشجو و عنصر انقلابی نسبتش با آرمانهای انقلاب چیست؟ بنده معتقدم که آرمانهای انقلاب - که چهارچوب هایش مشخص است، بنده هم بعضی‌ها را تصریح خواهم کرد و اسم خواهم آورد - بدون نیرو و نشاط و جسارت جوانی، قابل تعقیب و قابل دسترسی نیست. نسبت شما با آرمانها، اینچنین نسبتی است. عقیده‌ی من این است که اگر چنانچه نیروی جوانی، یعنی قدرت فکری و بدنی، و اگر نشاط و روحیه و حالت تحرک، و همچنین جسارت، یعنی خطشکنی‌ها، که در جوانها به عنوان خصیصه وجود دارد، نباشد، ما به آرمانها دست پیدا نخواهیم کرد. لذا جوانها در زمینه‌ی دسترسی به آرمانها و تحقق آرمانهای انقلاب و آرمانهای اسلامی، دارای مسئولیت های بزرگی هستند و کارآمدی بسیار بالائی هم دارند. هر کسی که در پی تحقق آرمانها است، باید نقش جوانها را جدی بگیرد؛ و بدانید بنده نقش جوانها را جدی می گیرم. آنچه که من در مورد جوانها، چه جوان دانشجو - البته بخصوص جوان دانشجو - و چه غیر دانشجویان، بارها بر زبان آوردم، تعارف زبانی نیست؛ اعتقادم این است و معتقدم که جوان ها می توانند گره‌گشائی کنند. البته مهم این است که میدان کار را، میدان تحرک را بشناسند، آن را درست تعریف کنند؛ کاری را هم که می خواهند انجام دهند، درست تعریف کنند.

۱۳۹۲/۰۵/۰۶ بیانات در دیدار دانشجویان‌

 

امید آینده‌ى کشور شماها هستید

یک نکته هم خطاب به جوانان پرشور و انقلابى‌ حوزه است، که متن حوزه غالباً همین جوان هاى پرشور و طلاب انقلابى‌ هستند. عزیزان من! آینده مال شماهاست، امید آینده‌ى کشور شماها هستید؛ باید خیلى مراقبت کنید. درست است که جوان‌ طلبه‌ى انقلابى اهل عمل است، اهل فعالیت است، اهل تسویف و امروز به فردا انداختن کار نیست، اما باید مراقب باشد؛ مبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطى‌گرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد. جوان هاى انقلابى بدانند؛ همان طور که کناره‌گیرى و سکوت و بى‌تفاوتى ضربه می زند، زیاده‌روى هم ضربه می زند؛ مراقب باشید زیاده‌روى نشود.

 

اینها را به افراطی گری متهم نکنید

انقلابى باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید پیچیدگى‌هاى شرائط زمانه را درک کند. مسئله اینجور ساده نیست که یکى را رد کنیم، یکى را اثبات کنیم، یکى را قبول کنیم؛ اینجورى نمی شود. باید دقیق باشید، باید شور انقلابى را حفظ کنید، باید با مشکلات هم بسازید، باید از طعن و دق دیگران هم روگردان نشوید، اما باید خامى هم نکنید؛ مراقب باشید. مأیوس نشوید، در صحنه بمانید؛ اما دقت کنید و مواظب باشید رفتار بعضى از کسانى که به نظر شما جاى اعتراض دارد، شما را عصبانى نکند، شما را از کوره در نبرد. رفتار منطقى و عقلائى یک چیز لازمى است. البته این را هم به همه توصیه کنیم که نیروهاى انقلابى را متهم به افراطى‌گرى نکنند؛ بعضى هم اینجورى دوست می دارند. عنصر انقلابى، جوان‌ انقلابى، طلبه‌ى انقلابى، فاضل انقلابى، مدرس انقلابى در هر سطحى از سطوح را متهم کنند به افراطى‌گرى؛ نه، این هم انحرافى است که به دست دشمن انجام می گیرد؛ واضح است. پس نه از آن طرف، نه از این طرف.

۱۳۸۹/۰۷/۲۹ بیانات در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‌

 

همه جوانان انقلابی فرزندان من هستند

این رسانه‌های الکترونیکی و اینترنتی متأسفانه موجب شده است که افراد بی‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور برای این هم یک جوری تدبیر بشود. ولی عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامی؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌ای نشود برای اینکه یک عده‌ای بروند جوان های انقلابی را به عنوان جوانهای تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ی جوانهای غیور کشور را، جوانهای مؤمنِ انقلابی کشور را فرزندان خودم می دانم و پشت سر آنها قرار می گیرم؛ من از جوانان انقلابی و مؤمن و غیور حمایت می کنم؛ منتها همه را توصیه می کنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامی رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهوری اسلامی است.

۱۳۹۱/۰۱/۰۱ بیانات در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱

 

جوان هاى امروز هم صاحبان انقلابند

از جمله‌ى برترین شعارهاى این انقلاب، تعلق این انقلاب به عموم مردم است؛ هیچ قشرى، هیچ طبقه‌اى، در نسبت به انقلاب بر دیگران ترجیحى ندارد. جوان هاى امروز هم مثل جوان هاى دوران دفاع مقدس صاحبان انقلابند. نمى‌شود گفت آن کسانى که انقلاب را به وجود آوردند یا در زمان انقلاب در به وجود آوردن آن سهیم بودند، آن‌ها بیشتر با انقلاب نسبت دارند؛ نه، کسانى بودند که در اصل پیدایش انقلاب حضورى نداشتند، اما در دفاع مقدس جان خود را کف دست گرفتند و به میدان آمدند؛ آن‌ها هم به همان اندازه با انقلاب نسبت دارند. در طول این سالهاى متمادىِ بیست‌ساله‌ى بعد از پایان دفاع مقدس، جوانانى به صحنه آمده‌اند که باشعور خود، با شور فوق‌العاده‌ى خود، با علاقه‌مندی هاى خود، با انگیزه‌هاى الهى خود، با تلاش علمى خود، با تلاش اجتماعى و سیاسى خود، بقاء این انقلاب و نشاط این انقلاب را تضمین کرده‌اند؛ آن‌ها هم فرزندان انقلابند؛ آن‌ها هم مالکان انقلابند؛ نسبت آن‌ها با انقلاب، مثل نسبت کسانى است که در صدر انقلاب حضور داشته‌اند؛ در آینده هم همین‌جور خواهد بود. طبقه‌ى جوان، نسلهاى پى‌درپى- همه- نسبت واحدى با انقلاب دارند؛ همه سهیم در انقلابند و همه سهیم در تکلیف حفظ امانت این انقلابند.

۱۳۸۷/۰۳/۱۴ بیانات در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره)

 

از عدالت خواهی کوتاه نیائید

شما باید زرنگى کنید؛ یک‌لحظه از درخواست و مطالبه‌ى عدالت کوتاهى نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن‌ شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ى این فکر هم با همه‌ى وجود، خودم هستم و امروز بحمد اللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگى‌تان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‌سازى نکنید. وقتى شما روى یک مصداق تکیه مى‌کنید، احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من مى‌بینم دیگر.

۱۳۸۷/۰۲/۱۴ بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز

 

 


نقش معنویت را دست کم نباید گرفت

جوانهاى عزیز! تدین، رعایت دینى، در حد وسع و امکان، این مایه‌ى توجهات الهى است؛ مایه‌ى توفیقات انسانى است؛ مایه‌ى پیشرفت است؛ این را دست کم نگیرید. من مى‌خواهم بگویم شما اگر فلان فرمول ریاضى، یا فلان عنصر شیمیایى، یا فلان اختراع را به وجود مى‌آورید یا کشف مى‌کنید و پیدا مى‌کنید و حل مى‌کنید، در همان حال توجه تان به خدا، به شما کمک خواهد کرد. اولًا خداى متعال مدد مى‌کند شما را؛ کارها دست خداست. .. نقش معنویت را دست کم نباید گرفت.

 

 


با توجه به خدا و تقرب به خدا، با توسل به دامان قدس الهى و ذیل عنایت الهى مى‌توان خیلى کارهاى دشوار را انجام داد. شماها جوانید. شما با ما فرق دارید؛ این را به شما بگویم. شما خیلى از این جهت جلوتر از ما هستید. دلهاى شما پاک، نورانى، بى‌تعلق، بى‌آلایش، مثل یک آئینه‌ى روشن، بلافاصله نور را منعکس مى‌کند؛ آلوده نشده‌اید؛ این را قدر بدانید. جوان‌ ما اگر بنیه‌ى دینى‌اش مستحکم باشد، خیلى از این کسانى که در همین شهر شیراز شما و در استان فارس و سراسر کشور- اینجا هم من خبرهایش را دارم- مشغول تلاشند براى منحرف کردن ذهنها به سمتهاى گوناگون، وقتى دیدند جوان ما محکم است، مى‌کشند کنار. ........

۱۳۸۷/۰۲/۱۴ بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز





نوع مطلب : دانلود، آیت الله خامنه ای، تزکیه نفس، جوان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

راهی برای محبت
محبت اهل بیت علیهم السلام تا چه اندازه اهمیت دارد و چگونه به دست می‌آید؟

به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،«حب»؛ یعنى، رغبت و میل انسان به چیزى. اگر این میل باطنى و رغبت دل به چیزى شدید و قوى شود، آن را عشق می‌نامند.1 جایگاه حب اهل بیت علیهم السلام را باید از قرآن

 

و روایات اخذ کرد.


در اهمیت و جایگاه محبت اهل بیت علیهم السلام همین بس که قرآن، آن را تنها پاداش رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله معرفى کرده است: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى»2؛ «[ اى پیامبر!] بگو از

 

شما هیچ پاداشى درخواست نمی‌کنم، جز آنکه نزدیکان مرا دوست بدارید».

 


رسول اکرم صلى الله علیه و آله می‌فرماید: «لا یؤمن احدکم حتى اکون احبّ الیه من ولده و والده و الناس اجمعین»3؛ «هیچ کس از شما ایمان ندارد؛ مگر اینکه من نزد او، از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوب‌تر

 

باشم».

 

آن حضرت اصل ایمان را مشروط به «حبّ» خود می‌داند و در روایتى دیگر براى آن، مرتبه بالاترى معرفى می‌کند: «لایؤمن عبد حتّى اکون احب الیه من نفسه ویکون عترتى احب الیه من عترته و یکون اهلى احب

 

الیه من اهله و یکون ذاتى احب الیه من ذاته»4؛ «هیچ بنده اى ایمان ندارد، مگر اینکه من نزد او، از خودش محبوب‌تر باشم و ذرّیه من پیش او، از ذرّیه خودش محبوب‌تر باشد و اهل من پیش او، از اهل خودش

 

محبوب‌تر باشند و ذات من نزد او، از ذات خودش محبوب‌تر باشد».


پیامبر صلى الله علیه و آله در این روایت، شرط ایمان را حُب خود و اهل بیت خویش ـ آن هم در مراحل بالاتر ـ معرفى کرده است؛ زیرا به طور معمول انسان به خود علاقه شدیدى دارد و نزد خودش از همه

 

محبوب‌تر است؛ سپس فرزندانش و آن گاه دیگر نزدیکان او. اما وقتى انسان در حُب کسى، به مرتبه بسیار بالا می‌رسد، او را بر خود و فرزندان، نزدیکان و همه کسان دیگر ترجیح می‌دهد و این همان مرتبه شدید و

 

قوى حب است که به آن «عشق» می‌گویند. بنابراین حب اهل بیت و ائمه اطهار علیهم السلام، باید در حد اعلا باشد و هر اندازه از این حد فروتر باشد، به همان اندازه ایمان شخص، نقص و کاستى دارد.


به عبارت دیگر درجات ایمان با درجات حبّ پیامبر اکرم صلى الله علیه و آلهو اهل بیت علیهم السلام پیوستگى دارد و با آن سنجیده می‌شود.


دوستى اهل بیت علیهم السلام در عمل

 

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «یا جابر! بلّغ شیعتى عنّى السلام و اعلمهم انّه لا قرابة بیننا و بین اللّه عزوجل و لا یتقرّب الیه الا بالطاعة یا جابر من اطاع اللّه و احبنا فهو ولینا و من عصى اللّه لم ینفعه حبنا»5؛ «اى

 

جابر! از طرف من، به شیعیانم سلام برسان و به آنان اعلام کن که هیچ قرابت و خویشاوندى بین ما و خداى عزوجل نیست و هر کسى فقط با اطاعت و بندگى به درگاه الهى تقرّب می‌یابد. اى جابر! هرکس خدا را

 

اطاعت کند و همراه آن به ما محبت ورزد، دوست و محبّ ما است و هرکس خدا را معصیت کند، حب ما برایش نافع نیست».

 

بنابراین اولین شرط حب اهل بیت علیهم السلام، اطاعت از حق تعالى و پرهیز از گناه است. ممکن است کسى درجه پایین محبت (همان میل باطنى و رغبت درونى) را داشته باشد؛ ولى عملاً اهل معصیت هم باشد!

 

چنین حبّى، چندان سود بخش نیست. البته معصیت‌های اتفاقى ـ که بعد از آن توبه باشد ـ باعث نمی‌شود حب اهل بیت علیهم السلام سودى نبخشد.


حضرت على علیه السلام فرمودند: «انا مع رسول الله و معى عترتى على الحوض، فمن ارادنا فلیأخذ بقولنا ولیعمل بعملنا ...»6؛ «من با رسول خدا صلى الله علیه و آله در حالى که عترت من هم با من هستند، بر حوض

 

[ کوثر] اشراف داریم. پس هر کس ما را می‌خواهد، هم باید گفتار ما را بگیرد و هم عمل ما را، عمل کند ...». بنابراین محبت باید در عمل جلوه گر شود.


راه هاى کسب دوستى اهل بیت علیهم السلام


1. معرفت اهل بیت علیهم السلام:


در پرتو معرفت امام، به کمالات و ویژگی‌های او بیشتر واقف می‌گردیم و این آشنایى به طور طبیعى شیفتگى و محبّت را در پى دارد.


امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «الامام عَلَم بین اللّه عزوجل و بین خلقه، فمن عرفه کان مؤمنا و من انکره کان کافرا»7؛ «امام آن شاخص [ و دلیل و راهنماى] آشکار است که بین خداى عز و جل و خلقش قرار

 

گرفته است. پس هر کس او را شناخت، مؤمن می‌گردد و هر کس او را انکار کرد [ و نشناخت]، کافر می‌گردد». مؤمن بودن، فرع بر شناخت امام است.
 

2. اطاعت از اهل بیت علیهم السلام:


اگر کسى شناخت لازم و کافى از اهل بیت علیهم السلام پیدا کرد، اطاعت از آنان را بر خود لازم می‌داند؛ ولى گاهى شناخت در آن حد بالا نیست، در این صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان سرپیچى کند! عصیان به

 

هر اندازه باشد، به همان مقدار کدورت و بغض می‌آورد. کدورت و بغض، ضد صفا و حب است. پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصیان شود، به همان اندازه بغض و کدورت نسبت به آنان در دل ایجاد می‌شود 

 

برعکس، هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود، به همان اندازه حب و صفا، دل را فرا می‌گیرد.


امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «اللهم انی اسئلک ... العمل الذى یبلغنى حبک ...»8؛ «خدایا! از تو آن عملى را مسألت می‌کنم که حب تو را به من برساند». بنابراین یکى از راه هاى عملى وصول به «حب اهل بیت علیهم السلام»، اصل عمل و اطاعت است.


3. توسّل با معرفت:


در پرتو شناخت امام، می‌فهمیم همه چیز ما به او وابسته بوده و وى واسطه فیض و کمال است.9 اگر توسل با شناخت و توجه همراه باشد، ترنم عارفانه و عاشقانه اى است که حب را در دل بیش از پیش می‌پروراند.

پی نوشت:
1. با استفاده از: طریحى، مجمع البحرین، ج 2، ماده «حبب».
2. شورى 42، آیه 23.
3. میزان الحکمه، ج 2، ص 236، ح 3197.
4. همان، ح 3199.
5. همان، ص 238، ح 3211.
6. همان، ح 3212.
7. همان، ج 1، ص 170، ح 839.
8. همان، ح 3093.
9. براى آشنایى بیشتر به زیارت «جامعه کبیره» رجوع کنید.





نوع مطلب : در باب اهل بیت، حدیث، ولایت و امامت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
سوره ای که حافظش را امیر کرد
از قرآن چقدر مى دانید؟

به گزارش سرویس دینی جام نیوز ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مى خواست گروهى را به جهاد بفرستد، خواست از بین آنان شخصى را امیر لشكر قرار دهد، از یكایك آنان پرسید: كه از قرآن چقدر مى دانید؟


هر كدام مقدارى را گفتند: تا نوبت به جوانى كه از همه كم سن و سال تر بود رسید. گفت : اى رسول خدا من سوره بقره را مى دانم . حضرت فرمود: تو را امیر لشكر قرار دادم .


گفتند: یا رسول الله صلى الله علیه و آله ، این جوان را بر ما، پیر مردها، امیر مى كنى ؟ حضرت فرمود: ((معه سوره البقره )) او سوره بقره را مى داند و شما نمى دانید.(1)


و جاى بسى تعجب است ، كه اگر جوانى سوره اى از قرآن را بداند و پیران آن را ندانند، استحقاق فرماندهى بر آنان را پیدا مى كند! اما اگر جوانمردى چون على (علیه السلام ) همه علم قرآن و تورات و انجیل و زبور را

 

داشته باشد و به فرموده رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ((انا مدینه العلم و على بابها)). چنین شخصى را به جرم این كه جوان است ، از حق مسلم و خدادادى اش محروم كنند! و زیر بار امامتش نروند

 

تفسیر ابوالفتوح رازى ، ج 1، ص 52.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قرب به خدا منشأ تمام خوشبختی ها
ایمان به خدا، بوجودآورنده كارهاى پسندیده، و علّت فعالیتهاى ثمربخش است.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، پیداست، كه ایمان به اللّه، و نفى تمام معبودهاى باطل در سایه اعتقاد بحق و عمل بدستورات مولا، منشأ تمام برنامه ‏هاى زنده و مثبت است.

تاریخ این واقعیت را نشان داده، كه هرگاه ملتى در سایه تعلیمات آزادى ‏بخش پیامبران به اللّه پیوستند، از تمام عوامل ذلت‏بار آزاد گشته، و با همه عوامل خوشبختى و سعادت روبرو شدند.

 

ایمان به خدا، بوجودآورنده كارهاى پسندیده، و علّت فعالیتهاى ثمربخش است.

چون روز، آشكار و روشن است كه آبادى دنیا به معناى واقعى، و دور ماندن نسل از فساد، و سالم ماندن زراعت و كشت از نابودى، و عمارت درون و برون و بدست آوردن سلامت در تمام شئون، بسته بپیوند انسان با مبدء آفرینش است، و بدون اتصال بماوراى عالم حل مشكلات روحى، اخلاقى، اقتصادى، مادى، معنوى، اعتقادى، سیاسى، تربیتى ممكن نیست. و اگر ممكن بود تاكنون كشورهاى بقول خودشان آزاد و پیشرفته، و علمى و صنعتى بحل مشكلاتى كه زائیده علم و تمدن منهاى خداست فائق میشدند، در صورتیكه با گسترش روزافزون دانش، و كشف مجهولات بى‏ شمار، هرروز مشكلات سخت‏تر و سنگین‏ ترى بر مشكلات آنان افزوده میگردد!!


آنان كه نقش مثبت و سازنده ایمان به اللّه را درحل سختیها باور ندارند، یا نمى‏ خواهند باور كنند یا متكبرند، یا بى‏ خبر، ولى ما با خوشبینى نسبت به آنان میگوئیم: عدم باور اینان بخاطر جهل آنان نسبت بایمان بخدا و آثار و ارزش آن است.

این گروه كم و بیش میدانند، كه جوامع جداى از مكتب سعادت‏ آفرین حقّ، دچار چه مشكلات و بدبختى ‏هایى هستند.

این طایفه بدون شك بخود زحمت مقالات و مجلات را میدهند، و رنج شنیدن اخبار را تحمل كرده، و تا حدى سعى دارندا ز اوضاع جهان واحوال زمان آگاه شوند.

 

از این جهت اینان تا حدودى آمار تكان‏ دهنده جنایات، مظالم، خودكشی ها، قتل و غارتها، فرار پسران و دختران از خانه‏ ها، جاسوسى‏ ها، دزدی ها، كانگستری ها، زورگوئی هاى قلدران بملل ضعیف، و به یغما رفتن حق ممالك ناتوان، از قبیل كشورهاى افریقائى، و خاورمیانه، تجاوزهاى به عنف، خرید و فروش دختران و ناموس مردم «تجاوز بزنان شوهردار در روز روشن در جاده‏ها و بیابانها و حتى اطراف شهرها، جنگ‏ هائیكه منشأى جز بیدادگرى و دزدى اموال ضعیفان ندارند و هزاران برنامه ‏هاى خانمانسوز و ملت برانداز را كه زورگویان طرح‏ ریزى میكنند، و وضع نابسامان زن و بهم پاشیده شدن برنامه ‏هاى گرم خانوادگى و ..... علنى بودن تمام فحشاء منكرات را مى ‏بینند و میشنوند، از اینان باید پرسید آیا كمبود علم، مدرسه، دانشكده، دانشگاه، كتاب و كتابخانه، معدن و مواد، صنعت و تكنیك، دانش و دانشمند، ثروت و مال، علت اینهمه بدبختى و بلاست!

 

بی تردید اگر جواب مثبت بدهند دروغگو خواهند بود زیرا قرن بیستم. قرن فرهنگ، علم، دانش، بینش، روانكاوى، روانشناسى، جامعه ‏شناسى، صنعت، تكنولوژى، پیشرفت، فتح كرات آسمانى، كشف اسرار خلقت، قرن ماشین، تولید، مصرف، سیاست، و .... قرن همه‏چیز است، از برنامه ‏هاى علمى و مادى جهان امروز چه كم دارد كه آن كمبود باعث این همه بلا شده؟!

 

چه جوابى می دهند، و راستى پاسخ این پرسش چیست، بگذارید اول جواب این سئوال را بوسیله یكى از تربیت‏شدگان مكتب قرن بیستم كه پرفسورى مشهور و دانشمندى بنام است، و اطلاعات عمیق او ازا وضاع زندگى بشر او را به پاسخ‏گوئى باین پرسش رهنمون شده باینان بدهیم زیرا خود اینان نمی خواهند بما جواب گفته و سند اسارت و بدبختى خود را بدست خود امضاء كنند، پروفسور یونگ روانشناس معروف میگوید «بیمارى قرن ما بیمارى از دست دادن مذهب است، بشر قرن بیستم لامذهب شده و سرگشته در جستجوى روح خودا ست و تا مذهبى نیابد، آسایشى ندارد، لامذهبى، پوچى و بى ‏معنا بودن زندگى را موجب شده، و داشتن هدف و آرمان بزندگى مفهوم و معنا میدهند، و آنكس كه با شجاعت گام در راه خودشناسى گذاشت بخداشناسى میرسد»

 

ملاحظه میكنید كه غرب و تمدن و دانش و صنعت سرگشته و مولد فساد و فحشاء سلامت و آرامش و پاكى را در كجا جستجو میكند، در ایمان بخدا، نقش سلامت ‏آفرین، و سعادت ‏ساز ایمان چگونه قابل تردید است، و براى كه قابل شك است؟

 

آنان كه از این برنامه معنوى برخوردارند، باید قدرش را دانسته و براى نگاهداریش تا سرحد جان كوشیده، و گستردن آن را در خانه و خانواده، و اجتماع در رأس تمام مسئولیت‏هاى خویش قرار دهند، و براى دفع خطر از ناحیه توحید و ایمان به هرگونه كه ممكن است اقدام كرده و بمبارزه برخیزند و در این راه هراسى بخود راه نداده و سستى نكنند زیرا بازیافت سلامت و امنیت و بدست آوردن عدالت اجتماعى جز در سایه ایمان بخدا و نفى شرك میسر نیست.

 

راه تحصیل ایمان و نگاهدارى آن‏

از آثار اسلامى استفاده میشود، كه بدست آوردن ایمان، یا شكوفا كردن فطرت، كه مایه‏ عقیه به اللّه است، و نگاهدارى و ادامه دادن جلوه این حقیقت در دل دو راه دارد:

1- شنیدن، یا مطالعه معارف اسلامى‏

2- اجراى دستورات، و پیاده كردن فرمان‏هاى الهى‏

 

و اینك توضیح این دو برنامه، در اینكه از دیرترین روزگار براى گوش و چشم بخاطر نیرو دادن بمغز و روح انسان، ارزش قائل بودند تردیدى نیست، و ازا ینكه امروز براى تبلیغات سمعى و بصرى، یعنى تغذیه عقل و نفس نسل، مخصوصا در مراكز دانش از راه چشم و گوش اهمیتى بسزا قائلند شكى نیست.

 

راستى آدمى فربه شود از راه گوش، و بحقیقت عقل و جان سیراب شوند از راه چشم، مگر نه اینست كه با شنیدن حقایق بر معلومات انسان افزوده گشته و آدمى از شنیده ‏هایش اثر و رنگ میگیرد، مگر نه اینستكه انسان با دیدن مناظر و دقت در دیده شده‏ ها به رازهاى نهانى پى برده و از طریق مطالعه علوم، یا دیدن اوضاع عالم بر حجم دانستنی هایش افزوده میگردد.

 

تبلیغات سمعى و بصرى، و تشویق بشنیدن و مطالعه كردن، دانشجویان معارف را رشد داده و اصولا گوش و چشم، آگاهى دادن به انسانها را به عهده دارد.

آنانكه از نعمت شنوائى بى‏ بهره ‏اند، اینطور نیست كه از دریاى بیكران دانش محروم باشند، زیرا از طریق چشم و قوه لامسه، بآنان تعلیم علم میدهند و مغز تشنه آنها را با وسائلى كه فراهم آورده ‏اند سیراب میكنند.

 

امروز براى حظ یك مسلك و مرام درجامعه، یا مؤمن نمودن یك ملت بمسلك خاص، مهمترین عامل، تبلیغ سمعى و بصرى است.

نقش كتاب و جزوه براى آگاه كردن مردم، ایجاد مجالس سخنرانى یا برپا كردن كنفرانسها، بنمایش گذاردن فیلم، و برنامه ‏هاى رسانه‏ هاى گروهى، براى تقویت مغز و روح یك ملت، یا كوبیدن و درهم شكستن یك جامعه قابل تردید نیست.


اسلام از چهارده قرن قبل براى گوش و چشم، و تبلیغات صحیح سمعى و بصرى بخاطر پیش راندن ملت، بسوى تكامل و رشد، بیش از آنچه جهان امروز اهمیت قائل است ارزش و اعتبار قائل بوده، و شاید در مجموع آیات و روایات بیش از هزاران بار، با كلمه گوش و چشم و لغت تبلیغ، و تعلیم علوم برخورد كرده، و نقش بى‏ نظیر این دو عضو مهم را از نظر اسلام در بیدار كردن انسان، و شكوفا نمودن استعدادهایش ملاحظه كنید.

 

قرآن مجید نزدیك به 148 بار ماده و مشتقات البصر و 197 بار ماده و شقوق السمع را ذكر كرده، وكثرت یاد شدن گوش و چشم در كتاب خدا، نمایانگر حساسیت این دو عضو اساسى، در سعادت آدمى است، البته در صورتیكه هر دو بكار گرفته شوند، و در راه صحیح از آنان بهره‏بردارى شود، ورنه تعطیل آن دو، یا بغلط مصرف كردن این دو وسیله، به بدبختى و شقاوت انسان منتهى خواهد گشت.

 

در اینجا نیكوست كه بپاره‏اى از آیات حق اشاره و موضوع پراهمیت گوش و چشم از دیدگاه قرآن بررسى گردد.

إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا «1»:

براستى «گوش و چشم و قلب» سه عنصرى هستند كه در برابر حق مسئول ‏اند، و در دادگاه عدالت حق بروز بازپسین، در مورد كار و فعالیت این هر سه عضو بازپرسى خواهد شد.

جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏ «2»

خداى بزرگ براى شما گوش و چشم و قوه درك قرار داد، تا بوسیله آنها بدریافت معارف و واقعیات وجود خویش و جهان نائل شده، بشكر حضرتش در برابر نعمتهاى بی شماریكه بشما ارزانى داشته اقدام كنید.

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ‏ «3»

چون مشركى به پیشگاهت پناهنده شود، از پناه دادنش دریغ مكن، تا در پناه تو مقررات الهى را بشنود.

أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ‏ «4»

آیا ما براى آدمى دو چشم بینا قرار ندادیم.

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ، فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً «5»

انسان را از نطفه مخلوط و درهم و بهم آمیخته آفریدیم پس او را شنوا و بینا قرار دادیم.

 

وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ‏ «6»

بسیارى از جن و انس براى جهنمند، اینان كسانى هستند، كه نیروى فهم خود را براى دریافت صداى حق بكار نبردند، و چشم از دیدن حقیقت، و گوش از شنیدن فرمان خدا بستند، چه‏ شبیه‏ اند به چهارپایان، ولى بدترند، اینان را خواب غفلت در ربوده، و بهمین علت از شكوفا كردن نیروهاى انسانى، از راه گوش و چشم و فهم بازماندند.

 

این آیات، و صدها آیه دیگر در قرآن، و روایات فراوانى كه در این زمینه در كتبى از قبیل، كافى، من لا یحضره الفقیه، تحف العقول، مجمعه ورام، محجة البیضاء، جامع السعادت، وافى فیض، و تفاسیر قرآن آمده، دلیل بر این است كه تحصیل واقعیات مخصوصا حقایق اسلامى از راه گوش و چشم بر عهده انسان امرى ضرورى، و كارى بس مهم است، و این انسان مسلمانا ست كه براى بدست آوردن ایمان به اللّه و سپس برقرارى عدالت، در همه جبهه‏ هاى حیات، باید از چشم و گوش بهترین و برترین بهره را بگیرد دل را جلوه‏گاه انوار ملكوت، و فروغ نقش‏ آفرین حق سازد.

 

مسلمان باید براى كسب ایمان، شكوفا كردن فطرت، و مایه حق‏پرستى در وجود، و سپس حفظ پیوند خویش با حق كه منشأ تمام برنامه‏ هاى مثبت و آثار عملى است، رنج مطالعه قرآن و كتب اسلامى، و شركت در مجالس زنده مذهبى كه بر اساس نیازهاى انسان عصر تشكیل میشود، به خود هموار كرده و نیز به تماشاى آثار الهى در خلقت و دقت در آن، یا دیدن فیلم هائی كه از اوضاع آفرینش تهیه شده اقدام كند، تا از این دو راه مقصود عالم را دریافته و نیروى ایمانش تقویت شود، و این ریشه پاك در اعماق وجودش پابرجا و ثابت گردد.

 

اما اجراى فرمان و ادامه عمل به دستورات الهى: بسیار شنیده ‏اید كه براى تشویق مردم بورزش در مجلات ورزشى نوشته ‏اند، یا از راه تبلیغات سمعى گفته‏ اند: هر روز ورزش كنید، و تمرین در این برنامه را از دست ندهید زیرا ورزش به جسم توان و نیرو میدهد، و در روح صفت مردانگى و جوانمردى می آفریند، از دست دادن تمرین یا كم كردن ورزش بتدریج آدمى را به سستى كشانده و نیروى جسم و صفات روح را بنا بودى نزدیك میكند.

     

آرى تمرین و عمل چه در ناحیه برنامه ‏هاى جسمى، چه در زاویه برنامه‏ هاى تربیتى و الهى در دل و جان اثر گذاشته، و در زیاد كردن محبت بمقصود، و عقیده به هدف سخت مؤثر است.

اجراى دستورات الهى، علاوه بر اینكه، بازده منافع سرشار خانوادگى و اجتماعى است، و به بهترین صورت به آبادى دنیاى جامعه اسلامى و آخرت ملت مسلمان كمك میكند، پاكى روان و رنگ خدائى دل را بیشتر كرده، و قلب را در راه عشق بحق و نائل شدن باطمینان و به آرامش‏ كامل نیرومندتر میكند.

 

قرآن و روایات براى تقویت عقیده، و حفظ ایمان، و پابرجائى اعتقاد بحق مردم را دعوت باجراى قانون نموده، و حفظ پیوند با حق، و تسلیم بودن در برابر حضرتش را، در گرو كوشش و جهاد و فعالیت و مبارزه در راه هدف میدانند.

إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ:

بدون شك انسان در زیان است، مگر آنانكه به حق عقیده دارند و دلشان از ایمان به اللّه موج میزند و از پس این ایمان، باجراى دستورات او برخاسته، و یكدیگر را براى پا بر جا ماندن در حوزه حق، و استقامت در راه هدف سفارش و نصیحت میكنند.

 

آرى آیه سوم سوره و العصر دلالت دارد، كه دارند ایمان، اگر باجراى دستور الهى برنخیزد زیان میكند، و خسارت و ضررش در اینستكه با عدم عمل بتدریج شعله ایمان ضعیف شده، تا جائیكه بخاموشى میگراید و صاحبش بانكار واقعیات برمیخیزد.

 

قرآن در سوره روم آیه دهم باین موضوع اشاره دارد، آنجا كه میفرماید:

ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ

آنان كه آلوده به كردار ناپسند شدند، و باعمال زشت دست‏ آلودند عاقبت دلشان تاریك گشت و بانكار نشانه ‏هاى نمایشگر اللّه برخاسته، و برنامه ‏هاى الهى را بمسخره گرفتند.

 

این آیه بر این واقعیت دلالت دارد، كه دورى از عمل، و سستى ورزیدن در اجراى فرمان، فرجام بدى را براى بشر بارمغان خواهد آورد، و آن فرجام بد عبارتست از پریدن از كمال ایمان، چون پرش تیر از قوس تیرانداز!!

 

در هر صورت رنج و زحمت مطالعه كتب، یا شركت در مجالس زنده مذهبى، یا دوستى و آمیزش با دانشمندان، یا توجه و دقت در سراسر كاخ خلقت، براى تحصیل ایمان به اللّه، و باجرا گذاشتن فرامین او، براى ساختن دنیا و آخرت آباد، نوعى مبارزه و كوشش، بلكه بهترین و سودمندترین جهاد و فعالیت و حركتى است كه انسان انجام میدهد، و بدون این مبارزه به هیچ ‏جا نرسیده، و بهیچ فضیلت و حقیقتى دست نمییابد، شما میتوانید در بخش بعد ارزش مسئله مبارزه، و آثارش را در همه برنامه ‏هاى حیات مطالعه كنید.

 

پی نوشت ها:

(1)- الاسراء 39

(2)- النحل 81

(3)- التوبه 7

(4)- البلد 9

(5)- الانسان 2

(6)- الاعراف 179

 

کتاب : نظام تربیت در اسلام  / شیخ حسین انصاریان





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

غضب و شهوت
من یکی از مخلوقات خدایم و گناهی را مرتکب شدم و علاقه دارم از آن گناه به درگاه حضرت حق توبه کنم!! به پیشگاه محبوب عالمیان واسطه شو تا توبه ام را بپذیرد

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، شیطان، موسی را ملاقات کرد و به حضرت عرضه داشت: ای موسی! تویی آن انسانی که خداوند مهربان تو را به رسالت برگزیده و بی واسطه با تو سخن می گوید، روی این حساب از آبروی فوق العاده ای برخورداری، من یکی از مخلوقات خدایم و گناهی را مرتکب شدم و علاقه دارم از آن گناه به درگاه حضرت حق توبه کنم!! به پیشگاه محبوب عالمیان واسطه شو تا توبه ام را بپذیرد.

 

موسی بزرگوار قبول کرد، از خداوند مهربان درخواست کرد: الهی! توبه اش را بپذیر.

خطاب رسید: موسی! خواسته ات را قبول کردم، به شیطان امر کن به قبر آدم سجده کند، چرا که توبه از گناه، جبران عمل فوت شده است.

 

موسی، ابلیس را دید و پیشنهاد مقصود خلقت را به او گفت. سخت عصبانی و خشمگین شد و با تکبّر گفت: ای موسی! من به زنده او سجده نکردم، توقّع داری به مرده او سجده کنم!!

 

سپس گفت: ای موسی! به خاطر این که به درگاه حق جهت توبه من شفاعت کردی بر من حق دار شدی، به تو بگویم که در سه وقت مواظب ضربه من باش که هرکس در این سه موضع، مواظب من باشد از هلاکت مصون می ماند.

1- به هنگام خشم و غضب، مواظب فعالیت من باش که روحم در قلب تو و چشمم در چشم تو است و همانند خون در تمام وجودت می چرخم، تا به وسیله تیشه خشم، ریشه ات را برکنم.

2- به وقت قرار گرفتن در میدان جهاد، متوجّه باش که در آن وقت من مجاهد فی سبیل اللّه را به یاد فرزندان و زن و اهلش انداخته، تا جایی که رویش را از جهاد فی اللّه برگردانم!

3- بترس از این که با زن نامحرم خلوت کنی که من در آنجا واسطه نزدیک کردن هر دو به هم هستم!

 

در این داستان عجیب، شیطان به سه برنامه خطرناک اشاره دارد: شهوت، غضب و حرص.

در هر صورت باید گفت: بدون شک، فرار انسان از جهاد، ریشه ای جز حرص به دنیا ندارد و امتناع ابلیس از سجده به آدم منشأی غیر حسد نمی تواند داشته باشد و این حسد، درب بسیار بزرگی است که شیطان با ورودش، قدرت تسخیر قلب را پیدا می کند.

 

حوزه





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، پیامبران، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 خرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

این مناظره درس زندگى مى دهد
نه دست به گردن ببند و انفاق نكن و نه آنقدر گشاده دستى نما كه بعد مورد سرزنش واقع شده ، اندوهگین باشى . 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، سفیان ثورى روزى خدمت حضرت صادق (علیه السلام ) رسید. آنجناب لباسهاى سفیدى مانند پوست تخم مرغ پوشیده بود. گفت این نوع لباس شایسته مثل شما نیست . حضرت فرمود گوش كن آنچه مى گویم ، و حفظ نما، زیرا چیزى كه مى گویم براى دنیا و آخرت تو خوب است اگر بر سنت پیغمبر و حق بمیرى نه بر بدعت .


پدرم فرمود حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) در زمان تنگدستى و مضیقه بود اما اگر نعمت دنیا و فراخى روى آورد شایسته ترین مردم براى استفاده از آن نیكانند نه فاسقان و منافقین . آنچه تو بر من ایراد كردى به خدا قسم با همین لباس كه مشاهده مى كنى از هنگام تكلیف هر حقى از خداوند در مالم تعلق گرفت . روز را به شام نرسانده حق را به محلش رسانیدم .(1)


پس از سفیان دسته دیگر از كسانى كه خود را زاهد مى دانستند و مردم را به پارسائى وادار مى كردند آمدند گفتند. سفیان اگر نتوانست جواب دهد اینك ما دلائلى از قرآن براى ادعاى خود داریم . فرمود بگوئید عرض ‍ كردند یكى این آیه و یؤ ثرون على انفسهم و لوكان بهم خصاصة و من یوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون دیگران را بر خود مقدم مى دارند گرچه تنگدست و محتاج باشند.

 

هر كس طمع نفس را جلوگیرى كند چنین كسانى رستگارند. در آیه دیگر مى فرماید و یطعمون الطعام على حبه مسكینا و یتیما و اسیرا غذا را با اینكه دوست داشتند (و مورد احتیاجشان بود) به فقیر و یتیم و اسیر مى خوراندند. ما را همین دو آیه كافى است .


یكى از حاضرین در جواب آنها گفت ما نمى بینیم شما نسبت به غذاهاى لذیذ بى میل باشید با اینكه مردم را امر مى كنید دست از اموال خود بردارند تا شما استفاده كنید. حضرت فرمود گفتارى كه نفعى ندارد رها كنید.


سپس رو به آنها نموده پرسید. شما اطلاع از ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه قرآن دارید؟ زیرا هر كه گمراه یا هلاك شد به واسطه بى اطلاعى نسبت به این قسمت بود جواب دادند به همه آنها اطلاع نداریم . فرمود از اینجاست كه به اشتباه افتاده اید. آیه اى كه دلیل آوردید. كسانى كه نان خود را به دیگرى دادند در آنزمان این كار براى آنها جایز بود. خداوند جزا و پاداش آنها را خواهد داد ولى در آیات دیگر امر مى كند به خلاف كارى كه آنها كرده اند همین امر نسخ مى نماید فعل آنها را، نهى خداوند به جهت ترحم بر مومنین است كه خود و خانواده شان را به مشقت نیندازند زیرا در میان آنها بچه هاى كوچك و پیران افتاده هستند كه صبر بر گرسنگى ندارند.

 


اگر یك گرده نان داشته باشیم ، آن را تصدق بدهیم آنها از گرسنگى تلف مى شوند از اینرو پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: پنج دانه خرما یا نان و یا دینار و درهم اگر انسان داشته باشد بخواهد آنها را انفاق كند از نظر فضیلت و زیادى پاداش آن یكى كه بر والدین خود بدهد بهتر است . دومى كه براى خود و خانواده مصرف مى كند در درجه دوم است . در مرتبه سوم آن یكى است كه به خویشاوندان بدهد. چهارم آن را كه به همسایگان مى دهد. پنجمى را كه در راه خدا به فقیرى بدهد فضیلت آن از چهار مصرف قبل كمتر است .


پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره آن مرد انصارى كه شش ‍ یا پنج بنده داش و در موقع مردن آنها را آزاد نمود با اینكه چیز دیگرى نداشت و بچه هاى صغیر بجا گذاشته بود فرمود اگر به من مى گفتید نمى گذاشتم او را در میان قبرستان دفن كنید. بچه هاى كوچك را گذاشته براى گذران خود از مردم سوال كنند و بنده هایش را آزاد نموده .


به علاوه خداوند در قرآن به خلاف گفته شما مى فرماید: و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواما كسانى كه هنگام انفاق اسراف نمى كنند و سخت گیرى هم نمى نمایند بین اسراف و سخت گیرى را ملاحظه مى كنند. آنچه شما مى گوئید كه دیگران را باید بر خود مقدم داشت خداوند غیر آن را دستور مى دهد گفته شما را اسراف مى داند.


در آیات زیادى مى فرماید ان الله لا یحب المسرفین خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد، هم از زیاده روى نهى نموده و هم از سخت گیرى ، بین ایندو را براى بندگانش خواسته .

 


نه آنكه هر چه دارد انفاق كند آنگاه دعا نماید و مستجاب نشود، زیرا پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود چند دسته از امت من هستند كه دعاى آنها مستجاب نمى شود.
1. كسى كه والدین خود را نفرین كند.
2. آنكس كه قرض به دیگرى داده نه شاهد گرفته و نه نوشته اى دارد مدیون قرض خود را نمى دهد او را نفرین مى نماید.
3. مردى كه نفرین بر زن خود نماید با اینكه خداوند طلاق را در اختیار او گذاشته .


4. مردى كه در خانه بنشیند در طلب روزى حركت نكند. خداوند مى فرماید بنده من مگر اعضاء و جوارح صحیح به تو نداده ام تا در طلب روزى سعى كنى و تحمیل بر بستگان خود نشوى . اكنون اگر بخواهم روزى مى دهم و اگر نخواهم بر تو تنگ مى گیرم عذرى پیش من ندارى .


5. كسى كه خداوند به او روزى زیادى عنایت كند ولى آن شخص همه را انفاق نماید پس از این كار دعا كند خدایا به من روزى ده . مى فرماید بنده من چرا میانه روى نكردى و اسراف نمودى مگر من از اسراف نهى نكرده بودم .


6. شخصى كه نفرین به قطع رحم نماید.


خداوند پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) را تعلیم كرد كه چگونه انفاق نماید زیرا مقدارى طلا در نزد آن حضرت بود، نخواست شب آنها را نگه دارد همه را صدق داد. صبح سائلى آمده ، درخواستى كرد، ولى چیزى نبود كه به او بدهد. سائل پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بر نداشتن سرزنش نمود. آنجناب غمگین شد، زیرا بسیار رقیق القلب و مهربان بود.
خداوند پیغمبرش را تاءدیب نموده فرمود: لا تجعل یدك مغلولة الى عنقك و لا نبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا نه دست به گردن ببند و انفاق نكن و نه آنقدر گشاده دستى نما كه بعد مورد سرزنش واقع شده ، اندوهگین باشى .


اینها احادیث پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) است كه قرآن آن را تصدیق مى كند و قرآن را مومنینى كه اهل آن هستند تصدیق مى نمایند. حضرت صادق (علیه السلام ) دلیل دیگرى نیز آورده پس از آن فرمود: مقام سلمان و اباذر را مى دانید همان سلمان هر وقت عطاى خود را مى گرفت . قوت سالیانه اش را برمى داشت تا موقعى كه دو مرتبه تقسیم نمایند.

 

گفتند سلمان تو با زهدى كه دارى اینطور مى كنى ؟ با اینكه نمى دانى امروز مى میرى یا فردا. جواب مى داد چرا فرض ماندن براى من نمى كنید همانطورى كه اندیشه مردنم را دارید، مگر نمى دانید نفس ‍ انسان سركشى مى كند اگر از لحاظ زندگى مقدارى نداشته باشد كه باعث اعتمادش شود، هرگاه اطمینان یافت كه به قدر كفایت هست آسوده مى گردد.


ابوذر رضى الله عنه شترها و گوسفندانى داشت كه آنها را مى دوشید هرگاه خانواده اش گوشت میل داشتند براى آنها مى كشت اگر میهمان بر او وارد مى شد یا كسانى كه در آبكشى برایش كمك مى كردند، وقتى مى دید تنگدستند براى آنها شترى مى كشت و تقسیم مى نمود خودش به مقدار سهم یك نفر برمى داشت .


چه كس از اینها زاهدتر بود، با اینكه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره آنها چها فرمود هیچگاه نشد به مرتبه اى برسند كه مالك هیچ چیز نباشند آنطورى كه شما مردم را دستور مى دهید كه از هر چه دارند دست بكشند و دیگران را بر خود مقدم دارند.


بدانید شنیدم از پدرم كه از پدران خود نقل كردند: حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود از هیچ چیز این مقدار تعجب نمى كنم ؛ خداوند اگر بدن بنده مومن را با مقراض قطعه قطعه كند برایش خوب است ، اگر مالك مشرق و مغرب زمین شود باز براى او خوب است ، هر چه خدا نسبت به مومن انجام دهد به صلاح و خیر اوست .

 

كاش مى دانستم آنچه امروز شرح دادم شما را كفایت نمود یا اضافه نمایم ، مگر نمى دانید خداوند در ابتداى جهاد، بر مومنین واجب كرد هر یك نفر در مقابل ده تن از مشركین استقامت نماید و هر كس فرار كند او را تهدید به آتش جهنم نمود. پس از آن ده نفر را به دو نفر تقلیل داد كه هر مومن در مقابل دو مشرك مقاومت كند. دستور دوم ده نفر را نسخ نمود.

 

اگر همه مردم آن طورى كه شما مایلید اعتناء به هیچ چیز نداشته باشند كفاره قسم یا نذر؛ زكات شتر یا گوسفند و گاو یا طلاق و نقره یا خرما و مویز را به كه بدهند. چنانچه شما مى گوئید هیچكس نباید از اموال دنیا نگهدارد در صورت احتیاج به دیگران باید بدهد. راه بدى است طریقى كه شما رفته اید، از كتاب خدا و سنت پیغمبر نیز مردم را گمراه مى نمائید چون به ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه و غرایب تفسیر قرآن وارد نیستید.


بعد از این فرمایشات حضرت صادق (علیه السلام ) اقتدار و سلطنت سلیمان پیغمبر و داود و ذوالقرنین و حضرت یوسف علیهم السلام را مثال مى زند در آخر مقدارى نصیحت نموده مى فرماید: آنچه نمى دانید به اهلش برگردانید به كسانى كه واردند مراجعه نمائید تا اطلاع از ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، امر و نهى قرآن پیدا كنید.2

 

 

پی نوشت:

1- در روایت دیگر حضرت در جواب او مى فرماید اگر جدم امیر المؤ منین (علیه السلام ) در این زمان باشد همین نوع لباس خواهد پوشید از ترس ریا. براى اینكه اشتهار به لباسش پیدا نكند. با اینكه امیر المؤ منین (علیه السلام ) والى بود و والى سزاوار است در زندگى مانند یكى از فقراء مسلمین باشد تا فقر براى آنها آسان شود. اما من والى نیستم و ملك از ما غصب شده و اگرنه به او اقتدا مى كردم . آنگاه فرمود سفیان نزدیك بیا. جلو آمد. حضرت دست برد از زیر لباسهایش پیراهن حریرى را نشان داد كه روى آن لباسهاى خشن را پوشیده بود با دست او را به زیر لباسهاى خود برده و فرمود ببین من در زیر چه لباسى پوشیده ام . دست سفیان به لباس خشنى خورد. فرمود این لباس براى خدا است آنچه در رو پوشیده ام براى اظهار نعمت خداوند است . انوار نعمانیه .


2- جلد 15 بحار، قسمت دوم ، ص 543 نقل از ابن ابى الحدید و در وافى جلد سوم نقل از كافى ص 10.

منبع : جام نیوز





نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام صادق(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir