اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
دوشنبه 24 شهریور 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
مدام داشته‌های علمی‌اش را مرور می‌کرد و پیش خود می‌گفت آیا تاکنون هیچ حکمتی بدون اهل بیت (ع) وجود داشته و خودش پاسخ می‌داد خیر. دست به قلم برد و با استناد به قرآن کریم شروع به نگارش بحارالانوار کرد.
به گزارش گروه فرهنگی مشرق، در اوان جوانی نگران اختلافات بین شیعه و سنی بود زمانی که به جای پدر منبر می‌رفت همه به او توجه می‌کردند و او تلاش داشت حقایق گمشده اسلام و ائمه (ع) را به مردم بشناساند و محبت ائمه بالاخص علی (ع) را به مردم نشان دهد.

ذهنش درگیر حلاجی این مسائل بود و زیر لب علی (ع) را با القاب خاص ایشان «حیدر کرار»، «امیرالمؤمنین (ع)» و ... صدا می‌زد. قلم برداشت و نوشت «حق‌الیقین» خیلی زود این کتاب منتشر شد و خبر آمد که حدود هفتاد هزار سنی این کتاب را خواندند و شیعه شدند!

*ماجرای نگارش بحارالانوار

جوانی‌اش را که گذراند مدام داشته‌های علمی‌اش را مرور می‌کرد و پیش خود می‌گفت آیا تاکنون هیچ حکمتی را بدون اینکه نمونه آن را در بین اهل بیت (ع) دیده باشی، سراغ داری؟ و با خود جواب می‌داد که خیر هیچ حکمتی اینگونه نیست.

ذهنش را به فکر و پژوهش در این رابطه با استناد به قرآن کریم سپرد و به مسائل عجیب و جدیدی درباره قرآن پی برد. شروع به نوشتن کرد، مدام نوشت روزها و شب‌ها نوشت و بالاخره این دریای نگاشته‌ها به مجلدات همان مجموعه بحارالانوار شامل اخبار، قصص و تاریخ و اخبار پیامبر و ائمه (ع) تبدیل شد.

علّامه مجلسى با خود چنین اندیشید که باید گهرهاى گرانبهاى اهل بیت علیهم‌السلام را که از اطراف و اکناف جمع کرده است در قالب محرابى زیبا به نام «بحارالانوار» بگنجاند تا نه تنها طلاب بلکه تمام شیعیان در این محراب به سوى قبله دلها یعنى کلام اهل بیت به نماز عشق بایستند.

یکی از مهمترین ویژگی‌های بحارالانوار نظم و سبک عجیب و جذاب است پیش خودش زمزمه می‌کند که لطف و عنایت پیامبر (ص) و ائمه (ع) باعث شده که از چنین اجری بهره مند شود. مؤلفه کتاب «ریحانة‌الادب» درباره علامه مجلسی گفته است که گویا خلقت او برای این خدمت دینی بوده است.

حضرت امام خمینى (ره) درباره بحارالانوار می‌فرماید: «بحار خزانه همه اخبارى است که به پیشوایان اسلام نسبت داده شده،  چه درست باشد یا نادرست، در آن کتاب‌هایى هست که خود صاحب بحار آنها را درست نمی‌داند و او نخواسته کتاب علمى بنویسد تا کسى اشکال کند که چرا این کتاب‌ها را فراهم کردی!»

یک باری که چشمش به حدیثی از امام صادق (ع) درباره اینکه مؤمنی بمیرد و چهل مؤمن دیگر بر جنازه‌اش حاضر شوند و بگویند او انسان خوبی بوده است و خداوند بر این اساس چنین گواهی را می‌پذیرد و او را می‌آمرزد، افتاد تا صبح بی‌خواب بود و فردایش که به منبر رفت با نام خدا اشهد خود را خواند و به مردم گفت که از شما می‌خواهم شهادت بدهید به آن چه از من شنیدید و آن را بر کفن من بنویسید بنابراین برای او کفنی آوردند و مردم همه شهادتشان را نوشتند و این هم رسمی در بین شیعیان شد که هنوز هم گاهی مشاهده می‌شود.

منبع: زندگی‌نامه علامه مجلسی - کارنامه مجلسی - ماهنامه دیدار آشنا - جلاء العیون در تاریخ و مصائب اهل بیت علیهم‏السلام (فارسى)

منبع: فارس




نوع مطلب : تاریخ معاصر، کتاب، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در میان مناجات‌های پانزده‌گانه امام سجاد(ع) رجبعلی خیاط بر خواندن مناجات «مفتقرین» خصوصاً و مناجات «مریدین» تأکید داشت و می‌گفت: هر یک از این پانزده دعا یک خاصیت دارد.
به گزارش مشرق ، بیست و دوم شهریورماه مصادف است با سالروز وفات «رجبعلی خیاط»، بزرگمردی از تبار سالکان و عارفان الهی. به همین منظور گزیده‌ای از زندگی این عارف بالله و مجاهد نستوه در ادامه می‌آید:

عبد صالح خدا «رجبعلی نکوگویان» مشهور به «شیخ رجبعلی خیاط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش مشهدی باقر یک کارگر ساده بود. هنگامی که رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنیا رفت و رجبعلی را که از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.

از دوران کودکی شیخ بیش از این اطلاعاتی در دست نیست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌کند:
«موقعی که تو را در شکم داشتم شبی پدرت غذایی را به خانه آورد، خواستم بخورم دیدم که تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شکمم می‌کوبی، احساس کردم که از این غذا نباید بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسیدم....؟ پدرت گفت حقیقت این است که این ها را بدون اجازه از مغازه‌ای که کار می‌کنم، آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نکردم.»

این حکایت نشان می‌دهد که پدر شیخ ویژگی قابل ذکری نداشته است. از جناب شیخ نقل شده است:

احسان و اطعام یک ولی خدا توسط پدرش موجب آن شد که خداوند متعال او را از صلب این پدر خارج کند. شیخ پنج پسر و چهار دختر داشت، که یکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت.
خانه خشتی و ساده شیخ که از پدرش به ارث برده بود در خیابان مولوی کوچه سیاه‌ها (شهید منتظری) قرار داشت.

 وی تا پایان عمر در همین خانه محقر زیست. یکی از فرزندان شیخ می‌گوید: پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده کردیم و به پدرم گفتم: آقایان، افراد رده بالا به دیدن شما می‌آیند، دیدارهای خود را در این اتاق‌ها قرار دهید، فرمود: « نه! هر که مرا می‌خواهد بیاید این اتاق، روی خرده کهنه‌ها بنشیند، من احتیاج ندارم». این اتاق، اتاق کوچکی بود که فرش آن یک گلیم ساده و در آن یک میز کهنه خیاطی قرار داشت.

لباس جناب شیخ بسیار ساده و تمیز بود، نوع لباسی که او می‌پوشید نیمه روحانی بود، چیزی شبیه لباده روحانیون بر تن می‌کرد و عرقچین بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت.
جناب شیخ برای اداره زندگی خود، شغل خیاطی که شغل لقمان حکیم بود را انتخاب کرد و از این رو به «شیخ رجبعلی خیاط» معروف شد. جالب است بدانیم که خانه ساده و محقر شیخ، کارگاه خیاطی او نیز بود. یکی از دوستان شیخ می‌گوید: فراموش نمی‌کنم که روزی در ایام تابستان در بازار جناب شیخ را دیدم، در حالی که از ضعف رنگش مایل به زردی بود. قدری وسایل و ابزار خیاطی را خریداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت کنید، حال شما خوب نیست. فرمود: «عیال و اولاد را چه کنم؟!» در حدیث است که رسول خدا (ص) فرمودند: «إن الله تعالی یحب أن یری عبده تعباً فی طلب الحلال؛ خداوند دوست دارد که بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببیند».

دعای یستشیر، دعای عدلیه، دعای توسل، مناجات امیرالمؤمنین علیه‌السلام در مسجد کوفه و مناجات‌های پانزده‌گانه امام سجاد (مناجات خمسه عشر)، دعاهایی است که جناب شیخ زیاد می‌خواند و به شاگردان هم خواندن آن‌ها را توصیه می‌فرمود. در میان مناجات‌های پانزده‌گانه امام سجاد(ع) بر خواندن مناجات «مفتقرین» خصوصاً و مناجات «مریدین» تأکید داشت، و می‌فرمود: هر یک از این پانزده دعا یک خاصیت دارد.

سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.




نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تابلوی «ضامن آهو»ی استاد فرشچیان چگونه خلق شد؟

همزمان با میلاد امام رضا (ع) استاد محمود فرشچیان در یک برنامه زنده تلویزیونی حاضر شد و سخنان متفاوتی درباره نحوه خلق تابلوی «ضامن آهو»، ساخت ضریح امامان و ...صحبت کرد و در بخشی از برنامه نیز با محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه سلام و احوالپرسی کرد.




به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، امروز یکشنبه ۱۶ شهریور محمود فرشچیان نقاش مطرح ایران به مناسبت میلاد امام رضا (ع)در برنامه «ویتامین ۳» شبکه سه سیما حضور پیدا کرد.

 

مهر - او سخنانش را با نام خدا آغاز کرد و پس از سلام دادن به امام رضا (ع) خطاب به بینندگان برنامه گفت: هموطنان عزیز و مهربانم فرد فرد شما را دوست دارم و به شما علاقمندم و خدا می‌داند که چقدر وطن دوستم و ایران را دوست دارم.

 

وی در پاسخ به اینکه آیا تا به حال ضامن کسی شده‌اید، اظهار کرد: همواره حضرت امام رضا (ع) ضامن من شده و به آن صورت یاد ندارم ضامن کسی شده باشم. اما همیشه سعی کرده‌ام هر کاری از دستم برمی‌آید برای دیگران انجام بدهم.

 

این استاد مینیاتور در پاسخ به اینکه دوست دارید با کدام اثر شما را معرفی کنند، گفت: نمی‌خواهم به دین داری و دین باوری تظاهر کنم. من سعی می‌کنم خدمتی انجام دهم و آنقدر که توان ناچیزم اجازه می‌دهد کار خیر انجام هم خواهم داد. من تابلو عاشورا را از همه بیشتر دوست دارم.

 

تأثیر تابلوی «عصر عاشورا» بر بانوی خارجی

وی افزود: خودم هم نمی‌دانم چه حس و حالی داشتم که این اثر تولید شد. یادم می‌آید روزی در منزل ما یک خانم خارجی و همراهانش حضور داشتند. آن خانم ایستاده بود مقابل تابلو و مدتی به آن نگاه می‌کرد و تکان نمی‌خورد. دیدم اشک از گونه‌های او سرازیر است. از من پرسید این حسین (ع) است؟

 

فرشچیان ادامه داد: این نقاشی روی بسیاری از افراد اثر گذاشته است. استوارت كری ولش که از بزرگترین منقدین هنر در دنیا و استاد دانشگاه هاوارد است، روی کتابی که این نقاشی در آن چاپ شد مقدمه نوشت و شرح داد که تاثیر این اثر باورکردنی نیست. فکر می‌کنم خداوند به من رخ کرد و عنایتی کرد تا این نقاشی را کشیدم.

 

در ادامه این برنامه محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه در گفتگوی تلفنی با برنامه شرکت کرد و عید را به همه مردم تبریک گفت.

 

به لطف امام رضا (ع) لباس خادمی‌اش را پوشیدم

وزیر امور خارجه در پاسخ به اینکه چه زمانی اولین بار لباس خادمی امام رضا (ع) را به تن کرده گفت: نخستین بار روز مبعث این افتخار نصیبم شد و توانستم لباس خادمی امام رضا (ع) را بپوشم. آرزویی بود که سالها با خودم داشتم و به لطف امام رضا و کرم او توانستم این جامه مقدس را بپوشم.

 

ظریف درباره آرزوهایش اظهار کرد: من برای همه آرزوی عاقبت بخیری کردم. مخصوصا مردم خوبمان که افتخار داریم در خدمتشان باشیم.

 

در ادامه فرشچیان هم خطاب به ظریف گفت: خدا می‌داند من چقدر دعاگوی شما و روحانی هستم. همیشه وقتی اسمتان می‌آید می‌گویم خدایا آنها را موفق بفرما و انشالله به همه مشکلاتشان فائق شوند.

 

ظریف هم پاسخ داد: استاد شما افتخار همه ما هستید. هفته گذشته در حرم حضرت اباعبدالله ضریحی را که به زحمت شما تهیه شده با افتخار زیارت کردم.

 

مهم‌ترین دلواپسی‌ام شرمندگی مقابل مردم است

وزیر امور خارجه در پاسخ به اینکه مهم‌ترین آرزویش چیست، افزود: عاقبت بخیری از همه مهم‌تر است. آرزویی هم که بنده دارم این است در این چند صباحی که این مسئولیت را خدا به بنده داده بتوانم خدمت کنم و به مشکلات مردم برسم و از حقوقشان پاسداری کنم. امیدوارم خدا کمک کند از مشکلات کم کنیم.

 

وی در این باره که مهم‌ترین دلواپسی‌اش چیست؟ اظهار کرد: خدا نکند آدم نتواند از پس مسئولیتش بربیاید و در برابر مردم و خداوند و اولیا خدا شرمنده باشد.

 

او با بیان اینکه تهران به دنیا آمده و بزرگ شده اما پدرش اصفهانی و همشهری استاد فرشچیان است، درباره آرامشی که در رفتارش وجود دارد، توضیح داد: من فکر می‌کنم آرامش همه ما از توکل و توسل به خدا و معصومان است. من هر وقت دلم می‌گیرد یاد این آیه می‌افتم: «الیس الله بکاف عبده» و همین آیه دل آدم را قرص می‌کند.

 

«عصر عاشورا» را شلوغ نکردم تا حس و حال فضا منتقل شود

در ادامه فرشچیان درباره تابلو «عصر عاشورا» گفت: برای من ساده بود این تابلو را شلوغ کنم و حوادث عاشورا را بگنجانم اما این اثر حالتی دارد که غربت، تنهایی و مظلومیت در آن مشهود است. در این تصویر اسب خم شده و غلاف شمشیر به چشم می‌خورد. وجود حضرت زینب در این اثر نمایان است و شکستگی درختان خرما، تیرهای شکسته، زین اسب که فرو افتاده و چادری که آنجا قرار دارد، عواملی است که حس کار را تشدید می‌کند.

 

وی افزود: کبوترهایی که بالشان را در خون مقدس امام حسین (ع) مالیده‌اند در این تصویر پیام‌آور آن اتفاقات برای اهل بیت امام هستند. من از عناصر و المان‌هایی استفاده کردم که این مسئله و حالت را تشدید می‌کند. از چشم اسب هم اشک می‌ریزد و حالت بچه‌هایی که خودشان را به پای اسب انداخته‌اند حس فضا را نشان می‌دهد.

 

ماجرای تابلوی ضامن آهو چیست؟

فرشچیان درباره تابلو «ضامن آهو» نیز توضیح داد: من این اثر را با ۱۴ تابلوی دیگر به آستان مقدس رضوی اهدا کردم. ماجرای این تابلو از این قرار است که شکارچی آهویی را دنبال می‌کند و آن آهو خودش را به پای حضرت رضا می‌اندازد. امام از شکارچی  می‌خواهد آهو را رها کند و او جواب می‌دهد که این حیوان روزی او است. حضرت از او می‌خواهد آهو را رها کند تا او برای شیر دادن به بچه‌اش برود و بیاید. شکارچی هم می‌گوید اگر نیاید چه؟ امام هم اشاره می‌کند که شترش را به او خواهد داد. در ادامه آهو می‌رود و برمی‌گردد، شکارچی هم متنبه می‌شود و کمانش را می‌شکند و توبه می‌کند.

 

پشت میز کار که می‌نشینم جوان می‌شوم

این استاد نقاشی درباره حس و حال خود زمان آفرینش یک اثر گفت: همیشه وقتی پشت میز کارم می‌نشینم احساس میکنم یک جوان نقاش ۴۰، ۵۰ ساله و مشتاق هستم. گاهی بی وقفه تا سه بعد از نصفه شب کار می‌کنم. می‌توانم این ادعا را داشته باشیم که من همیشه در خود «حال» هستم. حال خاصی که هنرمند را به آفرینش دچار می‌کند.

 

وی درباره ماجرای ساختن ضریح امام حسین (ع) توضیح داد: سال ۸۵ نامه‌ای از هیات امنای قم و مردمان خوب، درستکار و شریف آنجا به من رسید. آنها گفته بودند که ضریح امام حسین (ع) را دیده‌اند و برای حرم مطهر امام رضا (ع) از من نمونه کار خواستند. من ۶ ماه تمام درس و دانشگاه و کارم را گذاشتم و ۶ طرح متفاوت طراحی کردم و برای دوستان مدبرم در قم فرستادم. آنها هم فراخوان دادند و عده‌ای طرح فرستادندو آثار با یکدیگر مقایسه شد تا سرانجام قرعه کار به نام من دیوانه زدند.

 

قرعه کار به نام من دیوانه زدند و کار به مقصود رسید

خالق تابلو کمال الملک یادآور شد: مدت‌ها به قم در رفت و آمد بودم و تا زنگ می‌زدند خودم را به آنها می‌رساندم تا بالاخره ضریح ساخته شد. خدادادزاده استاد فوق العاده ماهر قلم زنی هم کمک کردند و در زمینه خط نیز استاد موحد همکاری داشتند تا کار سرانجام به مقصود رسید.

 

فرشچیان با بیان اینکه آدم متظاهری نیست، ادامه داد: من بارها سجده و خدا را بابت این سعادت شکر می‌کردم. من بسیاری از کتاب‌هایی را که داشتم به فرهنگستان هنر تقدیم کردم هنوز هم کتاب‌های خوبی با قدمت ۲۰۰ سال دارم. روزی در اتاق کارم راه می‌رفتم که پایم به یکی از کتاب‌ها خورد و زمین خوردم. همانجا برخاستم و به درگاه خدا سجده کردم که خدایا شکرت به من آنقدر کتاب داده‌ای که از زیادی آنها زمین می‌خورم.

 

ضریح و کاشی‌کاری بهانه تقرب به درگاه الهی است

وی در بخش پایانی سخنانش اعلام کرد باید نکته مهمی بگوید و گفت: منظور از ساختن ضریح و کاشی‌کاری‌های زیبا و... فقط و فقط به خاطر ستایش و تقرب به درگاه الهی است و بس. این‌ها فقط وسیله هستند. برخی از ساخت این ضریح‌ها گله داشتند. جالب اینکه اتفاقا مردم فقیر هم پول دادند و کمک و همراهی کردند تا این ضریح‌ها ساخته شد. زائر خودش را در مقابل ضریح قرار می‌دهد، چوپ و سنگ و قلم زنی و طراحی وسیله است و هدف و منظور این است که به درگاه الهی نزدیک شویم.

 

فرشچیان در پایان خطاب به مردم گفت: هموطنان عزیز، سلام این نقاش گوشه گیر منزوی کوچک را بپذیرید. من فرد فرد شما را خیلی دوست دارم.

 

فرهنگ نیوز





نوع مطلب : امام رضا(ع)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به مورچه و كوچكى جثّه آن بنگرید، كه چگونه لطافت خلقت او با چشم و اندیشه انسان درك نمى‏‌شود. نگاه كنید چگونه روى زمین راه مى‌‏رود، و براى به دست آوردن روزى خود تلاش مى‌كند.
مشرق- امیرالمومنین امام علی علیه السلام: اگر مردم در عظمت قدرت خدا، و بزرگى نعمت‏هاى او مى‏‌اندیشیدند، به راه راست باز مى‏‌گشتند، و از آتش سوزان مى‏‌ترسیدند، امّا دل‏ها بیمار، و چشم‏ها معیوب است.
آیا به مخلوقات كوچك خدا نمى‌‏نگرند كه چگونه آفرینش آن را استحكام بخشید و تركیب اندام آن را برقرار، و گوش و چشم براى آن پدید آورد، و استخوان و پوست متناسب خلق كرد.
به مورچه و كوچكى جثّه آن بنگرید، كه چگونه لطافت خلقت او با چشم و اندیشه انسان درك نمى‏‌شود.
نگاه كنید چگونه روى زمین راه مى‌‏رود، و براى به دست آوردن روزى خود تلاش مى‌كند دانه‏‌ها را به لانه خود منتقل مى‏‌سازد، و در جایگاه مخصوص نگه مى‏‌دارد.در فصل گرما براى زمستان تلاش كرده، و به هنگام درون رفتن، بیرون آمدن را فراموش نمى‏‌كند.
روزى مورچه تضمین گردیده، و غذاهاى متناسب با طبعش آفریده شده است. خداوند منّان از او غفلت نمى‏‌كند.
و پروردگار پاداش دهنده محرومش نمى‏‌سازد، گر چه در دل سنگى سخت و صاف یا در میان صخره‏اى خشك باشد.
اگر در مجارى خوراك و قسمتهاى بالا و پایین دستگاه گوارش و آنچه در درون شكم او از غضروف‏هاى آویخته به دنده و شكم، و آنچه در سر اوست از چشم و گوش، اندیشه نمایى، از آفرینش مورچه دچار شگفتى شده و از وصف او به زحمت خواهى افتاد.
پس بزرگ است خدایى كه مورچه را بر روى دست و پایش بر پاداشت، و پیكره وجودش را با استحكام نگاه داشت، و در آفرینش آن هیچ قدرتى او را یارى نداد، و هیچ آفریننده‌‏اى كمكش نكرد.

اگر اندیشه‏‌ات را به كار گیرى تا به راز آفرینش پى برده باشى، دلائل روشن به تو خواهند گفت كه آفریننده مورچه كوچك همان آفریدگار درخت بزرگ خرماست، به جهت دقّتى كه جدا جدا در آفرینش هر چیزى به كار رفته است... .

متن حدیث:

و لو فکروا فی عظیم القدره و جسیم النعمه ، لرجعوا الی الطریق ، و خافوا عذاب الحریق ، ولکن القلوب علیله ، والبصائر مدخوله  الا ینظرون الی صغیر ما خلق ، کیف احکم خلقه ، و اتقن ترکیبه ، و فلق له السمع والبصر ، و سوی له العظم و البشر  انظروا الی النمله فی صغر جثتها ، و لطافه هیئتها ، لا تکاد تنال بلحظ البصر ، و لا بمستدرک الفکر ، کیف دبت علی ارضها ، و صبت علی رزقها ، تنقل الحبه الی جحرها ، و تعدها فی مستقرها تجمع فی حرها لبردها ، و فی وردها لصدرها ، مکفول برزقها ، مرزوقه بوفقها ، لا یغفلها المنان ، و لا یحرمها الدیان ، و لو فی الصفا الیابس و الحجر الجامس و لو فکرت فی مجاری اکلها ، فی علوها و سفلها ،و ما فی الجوف من شراسیف بطنها ، و ما فی الراس من عینها و اذنها ، لقضیت من خلقها عجبا ، و لقیت من وصفها تعبا فتعالی الذی اقامها علی قوائمها ، و بناها علی دعائمها لم یشرکه فی فطرتها فاطر ، و لم یعنه علی خلقها قادر و لو ضربت فی مذاهب فکرک لتبلغ غایاته ، ما دلتک الدلاله الا علی ان فاطر النمله هو فاطر النخله ، دقیق تفصیل کل شی ء ، و غامض اختلاف کل حی.. .


«نهج البلاغه، خطبه185»



نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، عجایب خلقت، امام علی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امام رضا علیه‌السلام: حریص و شتابان باشید بر قضاى حوائج مومنان و شادكامى قلبى آنان و دفع هرگونه بدى و ناگواری از آنان.
  امام هشتم حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام فرمودند: حریص و شتابان باشید برای "قضاى حوائج مومنان" و "شادكامى قلبى آنان" و "دفع هرگونه بدى و دور کردن ناگواری‌ها از آنان"،  زیرا که پس از واجبات، هیچ کاری نزد خدای بزرگ، برتر از شاد کردن مؤمنان نیست.

متن حدیث:


قال الامام الرضا علیه السلام: و احرصوا علی قضاء حوائج المؤمنین و ادخال السرور علیهم، و دفع‌المکروه عنهم، فانه لیس شیئی من الاعمال عندالله- عز وجل- بعدالفرائض افضل من ادخال السرور علی المؤمنین
.

«فقه‌الرضا -علی بن‌بابویه- ص339 / بحارالانوار، ج 78، ص 347»

+++

محمّد بن یحیى ابیات شعری از امام رضا علیه‌السلام را نقل کرده که بخشی از آن چنین است: دنیا، به سایه‌‏اى در حركت مى‏‌ماند؛ كه رهگذرى در آن بار افكنَد و آن گاه بكوچد.
عیون أخبار الرضا علیه‏‌السلام به نقل از محمّد بن یحیى بن ابى عَبّاد: روزى از امام رضا علیه‌‏السلام شنیدم كه این ابیات را مى‏‌خواند در حالى كه ایشان، به ندرت شعرى مى‏‌خواند:
همه ما انسانها آرزو داریم كه بیشتر عمر كنیم
و مرگ‏ها، خود، آفت‏‌هاى آرزویند.
زنهار، آرزوهاى پوچ، فریبت ندهند
پاى در راه نِه و دست از بیهودگى‌‏ها بدار.
دنیا، به سایه‌‏اى در حركت مى‏‌ماند
كه رهگذرى در آن بار افكنَد و آن گاه بكوچد.

متن حدیث:


عیون أخبار الرضا عن محمّد بن یحیى بن أبی عَبّادٍ عن عَمّه: سَمِعتُ الرِّضا علیه‏السلام یَوما یُنشِدُ ـ وقَلیلاً ما كان یُنشِدُ شِعرا ـ :
كُلُّنا نَأمُلُ مَدّا فِی الأَجَل وَالمَنایا هُنَّ آفاتُ الأَمَل
لا تَغُرَّنَكَ أباطیلُ المُنى وَالزَمِ القَصدَ ودَع عَنكَ العِلل
إنَّمَا الدُّنیا كَظِلٍّ زائِلٍ حَلَّ فیهِ راكِبٌ ثُمَّ رَحَل



«عیون أخبارالرضا: ج2 ص177-بحارالأنوار،ج49ص107- تهذیب الكمال،ج 2 ص 152»

+++

امام رضا علیه السلام: عقل شخص مسلمـان تمـام نیست، مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:...سپس فـرمـود: دهمى اینکه احـدى را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كـارتـــر است.
  امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1ـ از او امید خیر باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد.
4ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد.
5ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.
8ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.
9ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كـارتـــر است.

متن حدیث:

لا یتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فیه عشر خصـال : الخیــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. یستكثر قلیل الخیر من غیره, و یستقل كثیر الخیر مـن نفسه. لا یسام من طلب الخـوائج الیه, و لا یمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب الیه من الغنى و الذل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى الیه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قیل له: ما هى؟ قال(ع): لایرى احدا الا قال: هو خیر منى و اتقى.



«تحف العقول،صفحه442»





نوع مطلب : تزکیه نفس، امام رضا(ع)، در باب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
یاد جمله معروف حاج همت افتادم که فرمود:"کربلا رفتن خون می خواهد". دیگر چیزی برای نوشتن باقی نمی ماند. عاشقان کربلا خود حدیث مفصل خواهند خواند.
به گزارش مشرق، عکسی که می بینید، پیکر پاک یکی از شهدای سپاه را احتمالا در سال 1365 نشان می دهد.  متاسفانه موفق به شناسایی شهید نشدیم اما پیشانی بندِ زیبای او و آرامشی که در سیمایش موج می زد، کافی بود که چشمان شما را به تماشایش میهمان کنیم. یاد جمله معروف حاج همت افتادم که فرمود:"کربلا رفتن خون می خواهد". دیگر چیزی برای نوشتن باقی نمی ماند. عاشقان کربلا خود حدیث مفصل خواهند خواند.

عکس/ یک خوابِ عاشقانه
منبع: جهان




نوع مطلب : دفاع مقدس و شهدا، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

خوف آیت‌الله بروجردی از وهن مقام بانو

از حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی نقل شده که روزی شاه عربستان سعودی به ‌ایران آمد و هدایایی برای مرجع کل ـ حضرت آیت‌الله العظمی‌ بروجردی ـ فرستاد، آقا در میان آن هدایا چند قرآن و مقداری از پرده کعبه را پذیرفت و بقیه را پس فرستاد. در ضمن شاه عربستان از طریق سفیر کشورش تقاضای ملاقات با آقای بروجردی را کرده بود که ‌ایشان این تقاضا را رد کرد. وقتی از علت امر سؤال شد، آقا فرمود: این شخص اگر به قم بیاید به زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه نمی‌‌رود و به مقام ارجمند ایشان توهین خواهد شد. لذا من به ‌هیچ ‌وجه چنین امری را تحمل نمی‌‌کنم.


عالمه آل عبا

مرحوم مستنبط از صاحب کتاب کشف اللئالی نقلی کرده است. توضیحاً اینکه این کتاب تا به حال چاپ نشده و نسخه خطی آن در ایران نیست، گفته می‌شود که فقط یک نسخه از آن در کتابخانه شوشتری‌ها در نجف اشرف موجود است.[22] مولف ارزشمند این کتاب، صالح بن عرندس حلی، دانشمند پرارج شیعه در قرن نهم، صاحب شعر معروفی است که علامه امینی درباره‌اش می‌‌فرماید: «در میان اصحاب، مشهور است که در مجلسی که این شعر خوانده شود وجود مقدس حضرت بقیه الله ارواحنا فداه حضور پیدا می‌‌کنند.»[23] متن کامل این اشعار را طُریحی در منتخب، سید جواد شبر در ادب الطف، و علامه امینی در الغدیر آورده‌اند.[24]

آنچه از زبان مرحوم مستنبط از کتاب ابن عرندس نقل شده ‌این است:

روزی جمعی از شیعیان به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر به مدینه شرفیاب شدند و معلوم شد که حضرت در مسافرت است. این عده پرسش‌هایی داشتند که نوشتند و به حضرت معصومه تحویل دادند و رفتند. روز بعد که می‌‌خواستند از مدینه به ‌سوی وطن خود بازگردند، دیدند که حضرت موسی بن جعفر هنوز از مسافرت بر‌نگشته‌اند. نظر به اینکه ناگزیر از مراجعت بودند، پرسش‌های خود را مطالبه کردند که به سفر بعدی موکول شود. حضرت معصومه پاسخ پرسش‌ها را نوشتند و به آنها تسلیم کردند. آنها شادمان مدینه را به قصد وطن ترک کردند و در اثنای راه با حضرت موسی ‌بن ‌جعفر مواجه شدند که به‌ سوی مدینه می‌رفت. داستان را به آن ‌حضرت عرض کردند. حضرت فرمود: «آن نوشته را به من بدهید». چون پرسش و پاسخ‌ها را مطالعه نمودند، سه نوبت فرمودند: «فداها ابوها! یعنی پدرش به قربان چنین دختری باد.» [25]

اگر این نقل صحیح باشد با توجه به‌ اینکه حضرت معصومه قبل از دستگیری پدر بزرگوارشان خردسال بوده‌اند، این نقل بر مقام رفیع علمی آن حضرت دلالت دارد.

دختری که مادر است

وفات بانو

مدارک متعددی وجود دارد که حضرت معصومه در سال 201 هجری قمری در قم وفات نموده‌اند، و این در کاشی‌کاری‌های قدیمی اطراف حرم که از چند قرن قبل باقی است دیده می‌شود. ولیکن در مورد ماه و روز وفات آن حضرت اختلاف است، تا سه قول گفته شده: دهم ربیع الثانی 201، دوازدهم ربیع الثانی، و هشتم شعبان 201.

زیارت بانو

واژه «زیارت» در لغت عرب در این معانی به ‌کار رفته است: دیدار، پیشواز، تمایل، آهنگ‌سفر، مرکب تیزپا، گوشه ‌چشم، عزیمت به سوی مقصود، قفسه سینه، بالا آمدن قفسه سینه، و گرامی‌ داشت مهمان.[26]

شهر قم به ‌واسطه حضور بانو مفتخر به کسب لقب «عُش آل‌محمد» (آشیانه خاندان پیامبر) گردید[27] و طبق روایات قم مأوای فاطمیین و قرار‌گاه یاران ولی‌الله الاعظم است و این همه عظمت به برکت این‌ بانوست. و چه زیارتی است زیارت این بانو و چه شراب طهوری است در کام عطشان انسان سرگردان این عصر.

زیارت‌نامه حضرت معصومه(س) به تصریح علامه مجلسی از امام رضا(ع) روایت شده است.[28] آیت الله آقا جمال خوانساری نیز این حدیث را در کتاب مزار خود آورده است.

در فضیلت زیارت بانو همین بس که برادر بزرگوار ایشان به سعد بن سعد ‌فرمودند: «ای سعد از ما نزد شما قبری است.» سعد گفت: «فدایت شوم آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر را می‌‌گویید؟» امام فرمودند: «آری، هر کس او را زیارت کند در حالیکه به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»[29]

دختری که مادر است


تنها بانویی که پس از حضرت زهرا زیارت مأثور دارد

بانوان برجسته‌ای چون آمنه دختر وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام‌البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که تردیدی در مقام بلند و جایگاه رفیع آنها نیست، هیچ‌کدام زیارت مأثور از سوی معصومان ندارند. لذا پس از حضرت زهرا(س) یگانه بانویی که زیارت مأثور دارد، این عزیز است.


ارادت علمای طراز اول شیعه به بانو

علمای بزرگ شیعه همواره اهتمامی‌ ویژه به زیارت حضرت معصومه داشته‌اند، از جمله آنان مرحوم آیت‌الله گلپایگانی بود. ایشان سال‌ها نماز صبحشان را در مسجد بالای سر می‌‌خواندند و در همین فرصت، مدتی را نزدیک قبر مطهر حضرت معصومه می‌‌نشستند و به زیارت و رازگویی با آن حضرت می‌‌پرداختند.

مرحوم حاج آقا حسین فاطمی‌ راجع به استادش، مرحوم آقای حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می‌‌نویسد: «برای رفتن به زیارت حضرت معصومه بسیار جدیت داشت، حتی با وجود بیماری قلبی، همه روزه به حرم مشرف می‌‌شدند.»[30]

از بعضی از آثار گذشتگان مانند نوشته شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی استفاده می‌‌شود که زیارت حضرت معصومه اختصاص به شیعه نداشته، بلکه اهل سنت و علمای آنان نیز به زیارت بانوی بهشتیان می‌‌رفته‌اند. عبارت او در این مورد چنین است: «و اهل قم به زیارت فاطمه بنت مطهره موسی بن جعفر روند که ملوک و امرا و علمای حنفی و شافعی به زیارت آن تربت، تقرب نمایند.»[31]

دختری که مادر است


مقام شفاعت بانو

بالا‌ترین جایگاه شفاعت از آن رسول گرامی‌ اسلام است، که در قرآن کریم از آن به «مقام محمود» تعبیر شده است (إسراء/ 79). همین‌طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام شفاعت گسترده‌ای دارند که جهان شمول است و می‌‌تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد. این دو بانوی عالی‌قدر، حضرت فاطمه زهرا و حضرت فاطمه معصومه هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا(س) همین بس که «شفاعت» مهریه آن حضرت بوده است و به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی‌ از سوی پروردگار آورد که در آن جمله: «خداوند مهریه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد(ص) قرار داد» درج شده بود. این حدیث از طریق اهل سنت نیز نقل شده‌است.[32]

پس از فاطمه زهرا از جهت جایگاه شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر ـ حضرت معصومه ـ نمی‌‌رسد. بر همین اساس است که حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمودند: «با شفاعت او همه شیعیان وارد بهشت می‌‌شوند.»[33]


دختری که مادر است

بیت النور یا محراب عبادت بانو

یکی از مدارس علوم دینی قم، مدرسه «ستّیة» است که در محله میدان میر ـ جنب عبادتگاه حضرت معصومه ـ واقع شده و مشهور است که ایشان در دوران اقامتشان در قم یعنی هفده روز در این ‌مکان به‌ سر ‌برده‌اند. برای آن مجلله در آن مکان، محرابی بوده است که در آن عبادت می‌‌‌‌‌‌‌‌کرده‌اند و به گفته بعضی از اهل تحقیق، آن بقعة مبارکه را «بیت النور» خوانده‌اند و آن بقعه، جزء خانه موسی ‌بن ‌خزرج بوده و او از حضرت معصومه در آنجا پذیرایی می‌کرده ‌است.[34]

مرحوم محدث قمی‌ می‌‌گوید: در زمان ما نیز آن محراب، موجود است و آن، واقع است در محله میدان میر و معروف است به «ستّیه»، و «ستّی» به معنی «خانم» و «بی‌بی» است.[35]

حجره مزبور که محراب مبارک حضرت معصومه در آن قرار دارد در قسمت جنوبی مدرسه، واقع شده است. در پیشانی درگاه شمالی بقعه، کتیبه‌ای با این جمله دیده می‌شود: «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة».

دختری که مادر است


امام‌زادگان مدفون در جوار مرقد مطهر بانو

موسی مُبرقَع در قم مدفون است. او فرزند بلافصل امام جواد و نخستین فرد از فرزندان امام نهم است. او در سال 259 هجری به قم آمد. موسی شمایلی زیبا و صوتی نورانی داشت و به روی خود نقاب می‌‌افکند. از این‌رو او را موسی مبرقع خوانده‌اند. در عظمت این بزرگوار که همه سادات رضوی از نسل اویند محدث نوری کتابی مستقل به نام «بدر مشعشع» نگاشته است.[36] قبر مبارک شاهزاده موسی مبرقع در کنار مقبره چهل ‌‌اختران واقع در خیابان آذرشهر قم است.

دختری که مادر است


سلطان محمد شریف، از فرزندان امام زین‌العابدین(ع) گنبدی دارد در محله‌ای از قم که به نام خودش معروف است. ایشان جد بزرگ امام‌زاده یحیی است (مدفون در تهران). از تعبیرات بزرگی‌ که علامه شیخ منتخب‌الدین در اول فهرست خود که به اسم امام‌زاده سلطان محمد شریف و امام‌زاده یحیی تالیف نموده جلالت قدر آن دو بزرگوار معلوم می‌ شود.[37]

علی بن جعفر الصادق عریضی، او مردی عالم و پرهیزگار بود که زمان چهار امام را درک کرده است و قبر مقدسش در انتهای خیابان چهار مردان معروف به در بهشت است.[38]

شاه سید علی، حضرت عباس(ع) جد سوم اوست. سید علی به سبب کراماتش مورد توجه خاص زائران است و مرقد مطهرش در دروازه ری (خیابان 15 خرداد) واقع است.[39]

و امام زادگان و سادات جلیل القدر دیگری که در جوار ملکوتی بانو هستند.

دختری که مادر است


سخن آخر: رازگویی با بانو

در روزگاری که معنویت از زندگی انسان‌ها رخت بر بسته و مشکلات و سختی‌ها چنان آنها را احاطه کرده که گاه حتی توان حرکت را از انسان عصر امروز می‌‌گیرد، نیاز به قدرت معنوی بیشتر خودنمایی می‌کند. چند روز قبل، در اخبار گفته شد که مردم فرانسه برای روا شدن آرزوهای خود قفل‌هایی را به پل‌های نرده‌ای می‌بندند، تمام نرده‌ها پر شده و نیروهای دولتی نگرانند که از این به بعد این قفل‌ها به کجا بسته خواهد شد؟ هزاران هزار قفل بسته و دریغ از کلیدی برای باز شدن آنها...

پرنده، وقتی احساس خطر می‌کند به آشیانه خود پناه می‌برد چون مأمنی از آن جا أمن‌تر نمی‌شناسد و جوجه‌ها در زیر پر و بال مادر به آرامشی می‌رسند که گوئیا هیچ طوفانی توان بر هم زدن آن را ندارد.

بگذارید خودمانی بگوییم. شیعیان، دنباله‌روان خاندان پیامبرند و همانطور که مذکور آمد آشیانه ‌این خانواده بنا به نص روایات، حرم مطهر معصومه است. و از آنجا که آشیانه بدون حضور مادر، آشیانه نیست پس شما مادر بوده‌اید بر شیعه، هر چند که همسری نداشته‌اید. و مادر، هماره چشم به راه است بر فرزند، هرچند که نااهل باشد.

در کوران حوادث زندگی و در بحبوحه چه کنم‌ها اسیر شده‌ایم و نای برخاستن نداریم. و سینه‌هامان تنگ از این همه نامردمی‌ در این جهان مدعی تمدن و بلکه به قول شهید آوینی در این عصر جاهلیت ثانی در خود اسیریم و به فهم امثال میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نرسیدیم که دوا و شفای همه دردهای مادی و معنوی را در کنف ارادت و اتصال مداوم به این خاندان می‌دانست.

«مسکین» ندار است اما به در خانه‌ها می‌رود و طلب می‌کند ولی «مستکین» ندار است و از رفتن ناتوان. ما مصداق همان مستکین هستیم ای بانو! و محتاج عطای مادرانه شما. و این هم برگ سبزی از یک مستکین، هدیه به شما:

تنظر إلینا و إلی أهلنا

أیتها العزیزة مِن سخا

تنظر إلینا و تَصدّق لنا

جزاؤکم کان عند ربّنا


پانوشت‌ها:

[1]. قم را بشناسید، ص 36

[2]. انوار المشعشعین، ج 1، ص 97

[3]. همان

[4]. بحار الانوار، ج 60، ص 213

[5]. بحار الانوار، ج 60، ص 216

[6]. فاطمه معصومه فاطمه دوم، ص 25

[7]. عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 263 ـ سفینة البحار، ج 2، ص 447

[8] . بحار الانوار، ج 60،

[9]. تاریخ قم، ص 98 ـ بحار الانوار، ج 60، ص 214

[10]. مجالس المومنین، ج 83 ـ بحار الانوار، ج 60، ص 228

[11]. بحار الانوار، ج 60، ص 214

[12]. سفینة البحار، ج 2، ص 446

[13]. عیون الاخبار، ج 2، ص 264 ـ بحار الانوار، ج 60، ص 231

[14]. بحار الانوار، ج 60، ص 215

[15]. منتهی الآمال، ج 2، ص 121

[16]. کلینی، اصول کافی ـ شیخ مفید، الارشاد

[17]. دلایل الامام، ص 348

[18]. ینابیع المودة، ص 384 ـ عوامل، ج 22، ص 19

[19]. بحار الانوار، ج 49، ص 7 ـ عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 14

[20]. اصول کافی، ج 1، ص 317

[21]. اصول کافی، ج 1، ص 261

[22]. مرحوم سیدحسن میرجهانی نسخه‌ای از این کتاب را در کتابخانه مرحوم محمد سماوی دیده بود. نگا. الجنة العاصم، ص 148

[23]. الغدیر، ج 7، ص 14

[24]. منتخب طریحی، ج 2، ص 32

[25]. زندگی کریمه اهل بیت، صص 53 و 54

[26]. لسان العرب، ج 6، ص 110ـ نهایة ابن‌اثیر، ج 2، ص 318 ـ مجمع البحرین، ج 3، ص 319

[27]. بحار الانوار، ج 57، ص 214

[28]. بحار الانوار، ج 102، ص 265

[29]. عمدة الزائر، ص 395

[30]. جامع الدرر، ج 2، ص 228

[31]. النقض، عبدالجلیل قزوینی رازی، ص 643

[32]. بانوی ملکوت، ص 110

[33]. همان

[34]. بانوی ملکوت، ص95

[35]. منتهی الآمال، ج 2، ص 162

[36]. ملاهاشم خراسانی، منتخب التواریخ، ص 491

[37]. همان

[38]. همان

[39]. گنجینه آثار قم، ج 2، ص262.





نوع مطلب : در باب اهل بیت، امام رضا(ع)، در مورد حجاب و زن، ولایت و امامت، حضرت معصومه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
در فضیلت زیارت حضرت معصومه(س) همین بس که امام رضا(ع) به سعد بن سعد ‌فرمودند: «ای سعد! از ما نزد شما قبری است.» سعد گفت: «فدایت شوم آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر را می‌‌گویید؟» امام فرمودند: «آری، هر کس او را زیارت کند در حالیکه به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

دختری که مادر استگروه فرهنگی مشرق ـ عمده مطالب این مقال برگرفته از کتاب «عمه سادات» نوشته سید ابوالقاسم حمیدی است که طبع نخست آن به سال 1386 در مسجد مقدس جمکران بوده است.

********

نوشتن از بانویی که حضرت ولی عصر (عج) طبق نقل در جواب حاجت خواهنده‌ای در کنار ضریح ایشان فرمودند: «من به عمه‌ام جسارت نمی‌کنم، هر حاجتی دارید از ایشان بخواهید» بسیار دشوار است. سخن ما، تنها عرض ارادتی است به محضر عالمه آل‌عبا، همانطور که حافظ سرود:

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی‌ به ما کنند


دختری که مادر است


دلیل نام گذاری شهر مقدس «قم»

در خصوص نام «قم»، چند وجه تسمیه برشمرده‌اند.

1. کلمه «قم» معرب «کومه» است، با این توضیح که ‌این سرزمین قبل از آنکه به صورت شهر درآید، دارای گودال‌های پر آبی بود. چوپانان گوسفندان خود را برای آشامیدن آب و چریدن به اطراف آن گودال‌ها می‌‌برده‌اند. به تدریج چوپانان به خاطر توقف طولانی در آن سرزمین مسکن‌های موقتی که به فارسی به آن «کومه» می‌‌گویند ساختند. این کومه‌‌ها کم‌کم زیاد گشت و قریه‌ای شد و رفته‌رفته به صورت شهر درآمد و به نام «کومه» یا «کوم» باقی ماند. پس از ظهور اسلام و نفوذ زبان و ادبیات عرب، این نام مبدل به «قم» شد.[1]

2. نقل است که رسول اکرم(ص) در شب معراج مشاهده کردند که ابلیس در این سرزمین نشسته است. فرمودند: «برخیز! (قُم) ای ملعون! برخیز و از اینجا برو!». از این رو این سرزمین را «قم» نام گرفت.[2]

3. نیز روایت شده که رسول خدا فرمودند: «در شب معراج به بقعه‌ای در سرزمین جبل نظر کردم که از نظر رنگ زیباتر از‌ زعفران و از نظر بوی خوشبوتر از مشک بود و شخص پیری در آن نشسته و بر سرش برنُسی (کلاه دراز) بود. گفتم: ای جبرئیل این بقعه چیست؟ عرض کرد: این بقعه‌ای است که شیعیان علی در آن به گرد هم می‌آیند. گفتم این شخص کیست؟ گفت: ابلیس است. گفتم او از آنها چه می‌‌خواهد؟ گفت: می‌‌خواهد آنها را از ولایت و دوستی علی(ع) منع کند و به سوی فسق و فساد سوق دهد. گفتم: مرا بر زمین فرود آر. از برق تندتر بر زمین آمدیم و به او گفتم: قم (برخیز)! یا ملعون! ای دور افتاده از رحمت خدا با طایفه مرجئه دشمنان آنها در همسران و مالشان شرکت کن، چرا که اهل قم شیعیان من و شیعیان وصی من علی بن ابی‌طالب می‌باشند.» از این رو به ‌این سرزمین «قم» گفتند.[3]

4. از امام هادی(ع) نقل شده که فرمودند: «آن شهر را قم گفتند چون کشتی حضرت نوح در طوفان در این سرزمین ایستاد (قَام). و این سرزمین قسمتی از بیت‌المقدس است.»[4]

5. امام صادق فرمودند: «قم را قم گفتند چون اهل آن با قائم آل‌محمد قیام می‌‌کنند و به نصرت و یاری آن حضرت می‌روند.»[5]

این سرزمین نام‌های دیگری هم دارد که آنها را صاحب کتاب انوار المشعشعین در جلد 1 صفحه 96 با استفاده از روایات نام برده و می‌‌گوید: «زیادی اسم دلالت بر افزایش شرافت کند.» و آن نام‌ها از این قرار است: زهرا، ارض ‌جبل، قطعة من ‌بیت‌المقدس، مطهرة ‌مقدسة،‌‌ مجمع ‌النصار القائم، حرم ‌اهل ‌البیت، حجة ‌علی ‌العباد، استراحتگاه مؤمن، آشیانه‌ آل‌محمد، ‌کوفه ‌صغیره، مختار البلاد، مقصّم ‌الجبارین، بلد الائمة، بلد شیعه ‌الائمة، امان ‌للخائفین، باب‌ الجنه‌، بلد الامین، مرفوف الملائکه، خاک فرج، محروس الملائکه، مزیّن بالعرب..

دختری که مادر است


قم قبل از اسلام

این شهر، قبل از اسلام، آبادی و دارای سکنه بوده اما شهر شدن آن ملازم با اسلام و ولایت خاندان نبوت بوده.[6] نام قم و توصیف زعفران آن در کتاب «خسرو کواذان و ریذک» از آثار زمان ساسانی ذکر گردیده است. در شاهنامه فردوسی نیز سه نوبت نام «قم» مذکور است.

قم بعد از اسلام

شهر قم در سال 23 هجری توسط سپاهیانی به فرماندهی ابوموسی اشعری فتح گردید. در زمان خلافت عبدالملک بن مروان گروهی از اعراب منسوب به «بنی الاشعر» به قم پناهنده شدند و به تدریج قم را تحت نفوذ خود در آوردند .این شهر از نیمه قرن دوم تا نیمه قرن چهارم، بسیار آباد، وسیع و پرجمعیت بود ولی پس از حوادث متعدد، دگرگونی‌هایی در این سرزمین ایجاد شد و بارها آباد گشت و سپس ویران شد.

یک شهر به تمام معنا شیعه

با اینکه فاتح قم «ابوموسی اشعری» دشمن آل‌علی از آب در آمد اما بذر مذهب شیعه در نیمه دوم قرن اول در سرزمین قم پاشیده شد و دیری نپایید که به صورت یک شهر به تمام معنا شیعه درآمد و آمادة استقبال از آل‌علی(ع) شد. بر همین اساس بسیاری از مردان نامی‌ و سادات جلیل القدر به ‌این سرزمین آمدند که در رأس آنها دختر بزرگوار حضرت موسی بن جعفر(ع) بود.

دختری که مادر است


داستان دعبل و جامه‌ای که او از امام رضا(ع) صله گرفت

دعبل خزایی ـ شاعر متعهد شیعه ـ قصیده‌ای در مدح امامان سرود و به مرو رفت و در روز عاشورا آن را در محضر امام رضا خواند. (این قصیده به «مدارس آیات» معروف است.) ‌امام هشتم صد ‌دینار به او صله داد. دعبل به عنوان تیمّن و تبرک جامه امام را خواست. امام هشتم لباس خود را به او هدیه کرد و دعبل لباس و کیسه را برداشت و به سوی وطن روانه شد. در مسیر راه، به قم آمد. مقدم او را گرامی‌ داشتند و دعوت کردند تا قصیده خود را بخواند. دعبل از مردم خواست که در مسجد جامع گرد آیند تا قصیده‌اش را در آنجا بخواند. مردم سیل‌آسا به ‌سوی مسجد روانه شدند. دعبل قصیده را خواند و مردم هدایای بسیاری به او دادند و وقتی مطلع شدند که حضرت رضا(ع) جامه‌اش را به دعبل داده است از او خواستند که آن لباس را به هزار دینار طلا به آنان بفروشد. ولی او حاضر نشد، تا آنکه پیشنهاد کردند که قسمتی از آن لباس را به همین مبلغ بدهد. اما او باز هم حاضر به فروش نشد. وقتی که دعبل از قم به سوی وطن حرکت کرد جوانان قمی‌ سر راه او را گرفتند و به اجبار آن جامه را از او ربودند، او به قم بازگشت و جامه را خواست. پس از گفت‌وگوی زیاد، راضی شد که قسمتی از لباس را به قمی‌‌ها بدهد و قسمت دیگر را خود بردارد. مردم قم هزار دینار طلا برای آن قسمت به وی پرداختند.[7]


احادیث مربوط به شهر قم

منبع ارزشمند ما در این بخش، کتاب ارزشمند «تاریخ قم» از حسن بن محمد بن حسن قمی‌، یکی از معاصران شیخ صدوق است که علامه مجلسی مطالب او را در کتاب گران‌سنگ خود ـ بحارالانوار ـ آورده است.

1. نقل است که امام صادق فرمودند: «قم از این جهت قم نامیده شد که اهل آن در اطراف قائم آل‌محمد گرد می‌‌آیند و در رکابش قیام می‌‌کنند، و او را یاری می‌‌رسانند و در این کار استقامت می‌‌ورزند.»[8]

2. همچنین فرمودند: «اهل خراسان پیشتازان ما، اهل قم یاوران ما، و اهل کوفه تکیه‌گاه‌های ما هستند. اهل این شهرها از ما هستند و ما از آنهاییم.»[9]

3. از امیر مؤمنان(ع) روایت شده که فرمودند: «سلام خدا بر اهل قم، خداوند شهرهایشان را با آب باران سیراب کند و برکاتش را بر آنها نازل فرماید و بدی‌های آنان را به نیکی تبدیل نماید. آنها اهل خشوع و نماز و روزه‌اند؛ فقیه و دانشمند و فهیمند. آنها اهل دین، ولایت و عبادت و اطاعت هستند، صلوات و رحمت و برکات خداوند بر ایشان باد.»[10]

4. نقل است که امام رضا(ع) به موسی بن خزرج فرمودند: «آیا محلی را به نام «وَراردهای» می‌‌شناسی؟» موسی گفت: «آری می‌‌شناسم و من در آنجا دو قطعه زمین دارم.» امام فرمودند: «مواظب آنها باش و هرگز از دست مده». آنگاه سه بار فرمودند: «نعم الموضع وراردهای. یعنی چه نیکو محلی ‌است وراردها.»[11] مرحوم محدث قمی‌ بعد از نقل این حدیث در سفینة البحار می‌‌فرماید: «وراردهای» نام یکی از آبادی‌های قم است.[12]

5. منقول است که امام هادی فرمودند: «قم و اهل آن به سبب زیارت جدم علی بن موسی ‌الرضا در طوس آمرزیده هستند. آگاه باش هر کس او را زیارت کند و در راه زیارت آن حضرت یک قطره باران به او برسد، خداوند جسدش را به آتش جهنم حرام می‌‌سازد.»[13]

6. از امام رضا نقل شده که فرمودند: «برای بهشت هشت درب است، یکی از آنها از آن اهل قم است. خوشا به حال آنها، خوشا به حال آنها، و باز هم خوشا به حال آنها.»[14]

دختری که مادر است


والدین حضرت معصومه(س)

پدر حضرت فاطمه معصومه، امام هفتم شیعیان حضرت اباالحسن موسی بن جعفر است که در هفتم ماه صفر 128 هجری به دنیا آمد و در 25 رجب سال 183 هجری به شهادت رسید.[15] مادر آن حضرت، همان مادر بزرگوار امام رضا(ع)، حضرت نجمه خاتون است که از اهالی مغرب بود. او قبل از اینکه توسط امام کاظم خریداری شود «تکتم» نام داشتند. به نظر می‌رسد که این نام برازنده او بوده است. بدین سبب که جلالت و شان او نه فقط از اهل مغرب مکتوم بود بلکه در میان همه اهل زمین به طور عموم، مجهول بود.

1. مرحوم کلینی با سلسله اسناد خود اینچنین روایت کرده است:

هشام بن احمر روایت می‌‌کند که گفت: امام کاظم به من فرمود: «آیا می‌‌دانی که یک نفر از مغرب به مدینه آمده است؟ برخیز برویم.» به محل اقامت آن شخص رفتیم، با مردی از اهالی مغرب مواجه شدیم که تعدادی کنیز با خود آورده بود. به او گفتم: «کنیز‌های خود را بر ما عرضه کن.» او هفت کنیز بر ما عرضه کرد ولکن امام هیچ‌یک را نپذیرفت. سپس گفت: «من بجز یک کنیز بیمار، کنیز دیگری ندارم.» امام فرمودند: «آیا او را بر ما عرضه می‌کنی؟» مرد امتناع کرد و ما برگشتیم. روز بعد امام به من فرمودند: «برو نزد آن شخص و بگو آخرین نظر تو در مورد آن کنیز چیست؟ او خواهد گفت که چنین و چنان. پس بگو: من خریدم.» هشام بن احمر می‌‌گوید: به نزد او رفتم و او اظهار داشت: «من او را هرگز از فلان قیمت کمتر نخواهم داد.» گفتم: «خریدم.» برده‌فروش گفت: «آن کنیز از آن توست، ولی به من بگو آن مردی که دیروز همراه تو بود کیست؟» گفتم: «او مردی از بنی‌هاشم است.» گفت: «از کدام تیره بنی‌هاشم؟» گفتم: «بیشتر از این نمی‌‌دانم.» برده‌فروش گفت: «گوش فرادار تا در مورد این کنیز برایت سخن بگویم. من او را از دور‌ترین نقطه مغرب خریدم، یکی از بانوان اهل کتاب به من گفت: این کنیز که همراه توست، شایسته است که در نزد برترین انسان روی زمین باشد. زیرا این دختر چیزی در نزد مولایش درنگ نمی‌‌کند جز اینکه فرزندی از او به دنیا می‌‌آورد که در میان همه اهل شرق و غرب برای او همسنگی نباشد.» هشام بن احمر می‌‌گوید: من او را به خدمت امام کاظم(ع) آوردم، طولی نکشید که علی بن موسی الرضا از او متولد شد.[16]

2. هنگامی‌ که نجمه خاتون(س) به دودمان امامت راه یافت، امام کاظم(ع) گروهی از اصحاب را گرد آورد و به آنها فرمود:

«این کنیز را جز به فرمان خدا خریداری نکردم.» هنگامی‌ که از کیفیت آن پرسیده شد، فرمود: «جدم رسول خدا(ص) و پدرم امیر مؤمنان(ع) را در عالم رؤیا دیدم، یک قطعه ابریشم به همراه داشتند، چون آن را باز کردند یک پیراهن در میان آن بود که تمثال این دختر بر آن نقش شده بود. به من فرمودند: «ای موسی! این دختر، بهترینِ اهل زمین را برای تو به دنیا خواهد آورد.» آنگاه به من فرمودند: «هنگامی‌ که او متولد شد، او را علی نام بگذار.» سپس به من فرمودند: «خداوند به واسطه او، عدالت و رأفت و مرحمت را در دنیا ظاهر خواهد ساخت، خوشا به حال کسی که او را تصدیق کند، و بدا به حال کسی که او را دشمن بدارد و تکذیب کند.»[17]

3. شیخ صدوق با سلسله اسنادش از نجمه خاتون اینطور روایت کرده است

 «در ایام حاملگی هرگز احساس سنگینی نمی‌‌کردم و در خواب صدای تسبیح و تهلیل از بطن خود می‌‌شنیدم ولی چون بیدار می‌‌شدم دیگر آن را نمی‌‌شنودم. هنگامی‌ که حمل خود را بنهادم، طفل دست‌ها را بر زمین نهاد و سر به سوی آسمان بلند کرد و لب‌های خود را همانند کسی که سخن بگوید، حرکت می‌‌داد. در این حال پدرش حضرت موسی بن جعفر وارد شد و به من فرمود: «هنیئاً لک یا نجمة! کرامة من ربک. یعنی ای نجمه! ‌این کرامت پروردگار، بر تو مبارک باد.»

4. نجمه خاتون به قدری مؤدب بود که در حضور حمیده خاتون هرگز بر زمین نمی‌نشست.[18]

از تاریخ تولد نجمه خاتون اطلاعی در دست نیست و از مقدار سن شریفش به هنگام شرفیابی به دودمان امامت چیزی به دست ما نرسیده است. تنها چیزی که در منابع حدیثی آمده‌ این است که وی به هنگام تشرّف به امام کاظم(ع)، دوشیزه بود.[19]

دختری که مادر است

ولادت حضرت معصومه(س)

ولادت حضرت فاطمه معصومه در روز اول ذیقعده سال 173 هجری بوده است و این بانوی بزرگوار فقط شش سال محضر مبارک پدر را درک کردند. چرا که در سال 179 هارون الرشید امام را به عراق آورد و ایشان در زندان عراق به‌ سر برد تا شهید شد.

بعد از گذشت بیست و پنج سال از تولد حضرت رضا(ع)، این دومین فرزندی بود که خداوند به نجمه خاتون عطا فرمود. امام رضا(ع) آن بانو را به لقب «معصومه» ملقب کرد. پیش‌تر، امام صادق به ولادت این بانو بشارت داده بودند.


چرا بانو ازدواج نکرد؟

تقریباً قطعی است که حضرت معصومه(س) ازدواج نکرده است. سن حضرت هنگام وفات، حدود 28 سال بوده است. لذا این سؤال پیش می‌‌آید که چون ازدواج از مستحبات مؤکد در اسلام است چرا ایشان ازدواج نکردند؟

پاسخ 1: دختران امام کاظم به‌ویژه حضرت معصومه در سطحی از کمالات بودند که برای خود ‌کفو و همتای مناسبی نمی‌یافتند. نقل است که امام کاظم(س) به آنها سفارش کرده بود که با رأی و مشورت با برادرشان حضرت رضا(ع) ازدواج کنند.[20]

در مورد حضرت زهرا از امام صادق نقل شده است که فرمود: «اگر خداوند متعال علی را برای فاطمه نمی‌‌آفرید، در سراسر زمین از حضرت آدم گرفته تا هر انسانی بعد از او، همتایی برای فاطمه پیدا نمی‌‌شد.»[21]

2. ترس و وحشت ناشی از حکومت پر از خفقان هارون، به گونه‌ای بود که کسی جرأت نمی‌‌کرد با دختران امام کاظم وصلت نماید و داماد آن حضرت شود. زیرا برایشان خطر جانی داشت.

در ضمن نباید این مطلب را از نظر دور داشت که امام کاظم در زندان به‌سر می‌‌بردند و اطلاع امام رضا(ع) از آینده (ماجرای شهادت پدر و هجرت اجباری او به خراسان) شاید دلیل دیگری برای ترک ازدواج حضرت معصومه باشد.

دختری که مادر است





نوع مطلب : ولایت و امامت، در مورد حجاب و زن، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت معصومه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پس از انتصاب امام علی‌بن‌موسی الرضا(ع) به ولایت‌عهدی مأمون عباسی، درهم‌های نقره به نام مبارك امام رضا(ع) ضرب شد.
عکس/ سكه‌های ولایت‌عهدی امام رضا(ع)




نوع مطلب : در باب اهل بیت، امام رضا(ع)، ولایت و امامت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
روایتی از شهدای «زیارتگاه سادات خمسه كوثر» از زبان همرزمشان؛
در زمان ساخت یادمان شهدایی چون شهید پازوكی و شهید محمودوند به آنجا آمدند. بنایی كه هر كه به آن متوسل می‌شود، حاجت قلبی‌اش را می‌گیرد. بنایی كه همچنان غریب و گمنام است. من این بنا را در مدت 25 روز به لطف شهدا و دوستان ساداتم ساختم. به تعداد همان رزمندگانی كه در كامیون بود. پنج سید، شهید خمس گروه 25 نفره ما شدند.
گروه جهاد و مقاومت مشرق - زائر راهیان نور كه باشید شاید در جاده اهواز ـ خرمشهر به زیارتگاه پنج شهید سید كه به «زیارتگاه سادات خمسه كوثر» شهره ‌است، سر زده باشید.

چندی پیش در سفر به خطه جنوب در مسیر 60 كیلومتری جاده اهواز ـ خرمشهر به زیارتگاهی رسیدم كه هیچ نام و نشانی از آن نمی‌دانستم. این گنبد و زیارتگاه در دل جاده‌ای خلوت قرار داشت و من نمی‌دانستم شهدایش اهل كدام دیار و سرزمینند یا از حماسه سرایان كدام عملیاتند.  زیارت آن روز با دو ركعت نماز در مزار سادات خمسه شهید به جانمان صفایی داد و مجهولاتم در خصوص این شهدا ادامه داشت تا اینكه مدتی بعد با حمید رحیمیان جانباز دوران دفاع مقدس آشنا شدم. جانبازی كه بغض‌های ترك خورده‌اش حكایت زیبایی از آن زیارتگاه را برایمان روایت كرد. شهدایی كه چهار نفرشان طباطبایی بودند یعنی هم مادر و هم پدرشان از سادات بودند.
          
 رحیمیان كه آشنایی دیرینی با این شهدا داشت در خصوص دوستان شهیدش می‌گفت كه اگر آدم بودم من هم با رفقایم می‌رفتم! سپس از پنج سید شهید و شهادتشان و حكایت روزهای رفاقت با آنها در ایام تلخ پذیرش قطعنامه گفت: سید علیرضا جوزی، سید صاحب محمدی، سید داود طباطبایی، سید مهدی موسوی و سید حسین حسینی، پنج سید از تبار ابا عبدالله الحسین(ع) بودند كه در اول مرداد سال 1367 مصادف با عید قربان در جاده اهواز ـ خرمشهر به شهادت رسیدند. این پنج شهید جزو اولین شهدای بعد از قبول قطعنامه هستند كه شیوه شهادتشان نشان از نامردی و خصم دشمن زبون دارد.

جانباز حمید رحیمیان با صلابت ادامه داد: بعد از گذشت یك ماه از عملیات بیت‌المقدس 7، یك روز بعد از ظهر به همرا‌ه سید علیرضا جوزی، سید صاحب محمدی، سید داود طباطبایی، سید مهدی موسوی و سید حسین حسینی از اردوگاه بیرون رفتیم تا گشتی در دزفول بزنیم. در راه بازگشت از دزفول، در اتوبوس بودم كه متوجه شدم سید علیرضا جوزی یك قالب صابون سبز رنگ كوچك خریده، به شوخی به علیرضا گفتم: «برادر ما برای خرید هندوانه پول كم داشتیم، آن وقت شما پول دادی و صابون خریدی؟!»

علیرضا با همان تبسم و ملاطفت همیشگی‌اش پاسخ داد: «من قبل از خرید هندوانه آن را خریده بودم. خریدم برای غسل شهادت» من هم زدم روی شانه‌اش و گفتم: «پس من هم استفاده می‌كنم» اما علیرضا انگار كه از آینده خبر داشته باشد با خنده گفت: «قراره من شهید شوم نه تو‌! این صابون را می‌دهم به بچه‌هایی كه می‌دانم.»

  پیامی كه كاممان را تلخ كرد

فردای روزی كه به دزفول رفتیم، یعنی 27 تیر ماه 1367بچه‌ها در اردوگاه مشغول استراحت بودند كه رادیوی واحد تبلیغات كه به بلند‌گوهای سد دز متصل بود به یكباره اعلام كرد: در سالروز مراسم برائت از مشركین و كشتار زائران خانه خدا توسط آل سعود و همچنین قبول قطعنامه 598 از طرف ایران، حضرت امام خمینی پیام مهمی خطاب به ملت ایران فرستادند!

پادگان برای لحظاتی در بهت خبری كه از رادیو پخش شد فرورفت. همه با خود می‌گفتند پس تكلیف مبارزه چه می‌شود، تكلیف ما چه می‌شود؟ بعد پیام امام پخش شد: ما می‌گوییم تا شرك و كفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم... اردوگاه غرق در بهت و ماتم شده بود. بچه‌ها گریه می‌كردند انگار عزیزانشان را از دست داده باشند شاید هم بدتر از آن.

نگاهی به سادات انداختم، سیدعلیرضا، سید صاحب، سید داود، سید مهدی و سید حسین حسرت حضور در فضای معنوی جبهه‌ها را می‌خوردند كه تمام شده بود و شهادتی كه شاید دیگر نصیبشان نمی‌شد. می‌دانستم بی‌تابی‌شان را تاب نمی‌آورم، اما از آنچه كه از آنها در این مدت دیده بودم یقین پیدا كردم كه شهید خواهند شد.

به هر حال گریه و شیون تنها صدایی بود كه در تمام اردوگاه به گوش می‌رسید آن هم در تلخكامی جام زهری كه امام آن را به تنهایی سر كشیده بود.

  گذشت ایام...

چند روزی پس از قبول قطعنامه یعنی 31 تیرماه 1367 متوجه شدیم كه عراق در جبهه وسیعی، با وجود پذیرش قطعنامه، عملیات سراسری را به صورت دفاع متحرك از سر گرفته و قصد تصرف دوباره خرمشهر را دارد. صدای مارش عملیات و نوای حاج صادق آهنگران چنان شوری در دل بچه‌ها انداخت كه به سرعت آماده عملیات شدیم.

پس از توجیهات آقای خاكپور فرمانده گروهانمان (گروهان الحدید) متوجه شدیم كه ما برای عملیات ایذایی می‌رویم و باید تحركات دشمن را برهم بزنیم تا گروه بعدی بتواند عمل كند. به دستور فرمانده تیپ الزهرا یك دسته ویژه از تیپ هم به جمع ما پیوست كه جمعمان به 25 نفر رسید.

5 كیلومتری اهواز ـ خرمشهر حدود ساعت 9 به اردوگاه كوثر رسیدیم. همه بچه‌ها در حسینیه جمع شده بودند و فرماندهان توصیه‌های آخر را می‌كردند. شب عملیات بود و مراسم خاص شب وداع نظیر حلالیت طلبیدن بچه‌ها، وعده وعید‌ها و قرار و مدار شفاعت كردن و... انجام می‌گرفت.
رفتم سراغ سید علیرضا جوزی كه به آسمان خیره شده بود. به شوخی گفتم: سید علیرضا ترسیدی داداش‌؟! خندید وگفت: چیزی كه به من نشان دادند، سال‌هاست آرزویش را داشتم. بعدها كه دفتر خاطراتش را خواندیم، متوجه شدم آن شب جایش را در بهشت به او نشان داده بودند.

  قربانیان عید قربان

فردایش عید قربان بود. ما نیمه‌های شب سوار كامیون‌هایی شدیم كه منتظر ما بودند. حین سوار شدن به كامیون‌ها سید داود از ماشین پیاده شد و به سرعت از كامیون دور شد به دنبالش رفتم با تعجب دیدم با ظرفی در حال غسل شهادت كردن است، از روی لباس غسل می‌كرد. زمان حركت كه رسید همه سوار كامیون‌ها شدیم. وارد جاده اهواز ـ خرمشهر شدیم و 65 كیلومتری به سه راه كوشك رسیدیم. مدتی بعد متوجه شدیم در دل دشمن هستیم.

عراقی‌ها متوجه ما شده بودند و از دو طرف جاده تانك‌های t72 به موازات ما در جاده حركت می‌كردند و می‌خواستند ما را قیچی كنند. دوشكاچی عراقی بچه‌ها را در داخل كامیون به رگبار بسته بود. همه كف خاور دراز كشیده بودند. سید داود و چند تا از بچه‌ها از داخل كامیون دوشكا را سر هم كردند، پایه دوشكا شانه یكی از بچه‌ها بود. تیربارچی دشمن را زدند اما آن دلاوری كه شانه‌اش شده بود پایه تیربار، تمام استخوان‌های كتف و شانه‌اش خرد شده بود و خونریزی شدیدی داشت.

هوا كه روشن شد ما تقریباً به سه راه كوشك رسیده بودیم. بدون معطلی پیاده شدیم و باورش برایمان سخت بود كه چطور عراقی‌ها تا جاده اهواز - خرمشهر آمده بودند. تا چشم كار می‌كرد بیابان بود و تانك عراقی.  از همه طرف گلوله می‌بارید. برادر رضوی مسئول دسته ما خمپاره چریكی را جلوی پایش گذاشت و گلوله را شلیك كرد، ته قبضه خمپاره محكم خورد به زانویش و بافت ماهیچه‌اش تركید. از شدت درد از هوش رفت، پایش را بستم. فرمانده دستور داد تا همه سوار كامیون شویم تا حلقه محاصره تنگ‌تر از این نشود.

هر كس سالم بود سوار كامیون شد. یك تانك هم به موازات ما در حركت بود و دائم به ما شلیك می‌كرد. گلوله‌ای از بار كامیون وارد شد و از طرف‌ دیگرش خارج شد. موج اصابت گلوله مهمات را منفجر كرد. در یك لحظه تمام سر و صورتم آغشته به خون شد و از كامیون به بیرون پرتاب شدم.
نمی‌دانستم پاره‌های گوشت روی زمین و هوا برای كدام یك از دوستانم است، همین لحظه بود كه هواپیماهای عراقی هم سر و كله‌شان پیدا شد. موتور كامیون سالم بود، دوباره حركت كرد.

یكی از بچه‌ها به نام محسن اسحاقی صدایم می‌كرد، زخمی شده بود، محسن را روی دوشم انداختم و به دنبال كامیون شروع به دویدن كردم.

با هزار زحمت سوار كامیون شدم. تیربار گرینف را كف آن علم كرده و به دشمن شلیك كردیم. نزدیك پادگان حمید با آتش بچه‌های خودی هواپیما‌ها دور شدند.  هیچ‌كس نمی‌دانست چند نفر شهید شده است، به اردوگاه كه رسیدیم مشغول مداوای بچه‌ها شدیم. در اردوگاه به این فكر می‌كردم كه دیروز اینجا پر بود از بچه‌هایی كه سر و صدایشان، هیاهوی عظیمی به راه انداخته بود و حال نمی‌دانستم كدامشان هستند و كدامشان به شهادت رسیده‌اند.

در همین حال بودم كه دوستم محمد رشوند دست روی شانه‌ام گذاشت و گفت: از كامیون شما سید علیرضا جوزی، سید صاحب محمدی، سید داود طباطبایی، سید مهدی موسوی و سید حسین حسینی، به شهادت رسیده‌اند. از 25 نفری كه در كامیون بودند، پنج سادات شهید شدند. دوستان ساداتم اربا اربا شده بودند....

 خمسه كوثر: شهید سید علیرضا جوزی

سید علیرضا جوزی متولد 1354 بود، فهمیده گروه ما بود. جوان‌ترین سید‌ها، 13 سال بیشتر نداشت. در شناسنامه‌اش دست برده و سنش را زیاد كرده بود. رفته بود شمیرانات تا از آنجا اعزام شود. می‌گفت دیگر  نمی‌توانم بمانم، باید بروم جبهه!

 سپاه ناحیه شمال تهران پایگاه شمیرانات گفته بود باید پدر و مادرت را بیاوری. فردای آن روز من كه از عملیات بیت المقدس 6 به مرخصی آمده بودم، رفتم با بچه‌های پایگاه حرف زدم تا آخر راضی شدند كه علیرضا به جبهه اعزام شود. اینگونه شد كه علیرضا هم آمد منطقه. خیلی از بچه محله‌ها و پسر عمه‌ام در آن مقطع شهید شدند. ما در منطقه با علیرضا حال و هوایی داشتیم، بیشتر از سنش می‌فهمید. دفترچه خاطراتش را كه بخوانید تازه متوجه عرفان علیرضا می‌شوید. یك برادرش هم سال 1364 شهید شده بود.

ساك علیرضا را كه گشتند دفتری پیدا كردند كه باورش مشكل بود، انگار یك روحانی عالم كه سال‌ها در حوزه درس خوانده باشد، وصیتنامه نوشته بود: «هنگامی كه شیپور جنگ به صدا در می‌آید، مرد از نامرد مشخص می‌شود. پس بنواز‌ ای شیپورچی. عزیزان بدانید هیچ چیزی از قطره خونی كه در راه خدا ریخته شود بهتر نیست. من می‌خواهم با نثار این قطره خون به معشوقم برسم، به معشوقی كه سال‌هاست در انتظار دیدن اویم، به معشوقی كه به انسان هستی داد و آنان را خلق كرد. مرگ دست خداست پس از جبهه و جهاد رفتن ممانعت نكنید. شهادت بالاترین درجه است و بالاترین آرزوی من...تا خدا اراده نكند اتفاقی نمی‌افتد.» علیرضا هنوز به سن تكلیف نرسیده بود كه شهید شد. سید جوزی در گلزار شهدای چیذر دفن است.

  خمسه كوثر: شهید سید داود طباطبایی

داود متولد 1336 بود، پیشنماز ما بود و كارمند پلیس قضایی بود. قطعنامه كه قبول شد گفت: ما ماندیم با دنیای وانفسا كه باید با آن بجنگیم. راست می‌گفت. او پس از شهادت در قطعه 29 ردیف 137 شماره4 به خاك سپرده شد. یك بار با دوستم به مزارش سر زدم. عده‌ای زن نشسته بودند و گریه می‌كردند. از یكی از آنها پرسیدم شما مادر شهید هستید ؟! گفتند: «نه. بچه‌هایم در ردیف بالا دفن هستند، ما همه مشكلاتی داشتیم و بچه‌هایمان آمدند به خوابمان كه مادر جان به شهید سید داود متوسل شوید.»

آنها هر كدامشان به نحوی شفا گرفته سید داود بودند. بحق گفته‌اند كه شهدا امامزادگان عشقند.

  خمسه كوثر: شهید سید صاحب محمدی

سید صاحب متولد 15 تیر ماه 1351 بود، نام پدرش جلال و متولد كربلا بود. ابتدا آنجا زندگی می‌كردند و برادرش سید مهدی هم در آنجا به دنیا آمده بود.

یكبار كه به مزارش رفته بودم، ما‌درش را آنجا زیارت كردم. ایشان ما ر‌ا به خانه‌شان دعوت كرد.
اول مرداد 1367 سید صاحب شهید شد و در مراسم روز هفتمش، خبر شهادت برادرش سید مهدی را هم آوردند، ایشان هم در مرصاد شهید شده بودند. هر دو از سادات معابدین بودند. بدن‌های هر دو برادر هم تكه تكه شده بود. سید صاحب در وصیتنامه‌اش نوشته بود:

 من بر‌نمی‌گردم و تسویه حساب نمی‌كنم، فكر نكنید صلح شده است. جنگ جنگ تا رفع كل فتنه ادامه دارد. من اگر برگردم طوری برمی‌گردم كه من را نمی‌شناسند، به مانند شهدای بی‌سر و بی‌دست. مزار سید صاحب محمدی در قطعه 40 ردیف 21 شماره 11 بهشت زهرا تهران است.

  خمسه كوثر: شهید سید مهدی موسوی

سید مهدی بسیار ساكت و مظلوم بود. شهردار كه می‌شد همه كارهای بچه‌ها را انجام می‌داد. ما كه از شیطنت‌هایش چیزی ندیدیم اما انگار در خانه خیلی شیطان بود.

سال‌ها دنبال قبر سید مهدی بودم كه بعد از 20 سال خوابش را دیدیم. خواب دیدم كه سید مهدی آمد و گفت: «من دنبال شما هستم، شما كجایید‌؟»

آدرس مزارش را در خواب به من داد و فردای همان روز به همراه یكی از دوستانم راه افتادم و به دنبال آدرسی رفتم كه خود سید مهدی به من داده بود.

مزارش در گلزار شهدای رباط كریم بود. رفتیم هم مزارش را پیدا كردیم و هم خانواده‌اش را. بحق فرموده‌اند كه: «شهدا عند ربهم یرزقونند»

  خمسه كوثر: شهید سید حسین حسینی

حسین یكی دیگر از همان سادات بود كه قلبش را در گرو یاد ابا عبدالله الحسین نهاده بود. سیدی كه 15 ـ 14 سال بیشتر نداشت. من هنوز هم به دنبال خانواده و مزار او هستم و از همین‌جا در‌خواست دارم اگر كسی او و خانواده‌اش و مزارش را می‌شناسد به من اطلاع دهد.

  بنای یادبود شهدا

سال 1375 برای یاد بود پنج تن از رفقای ساداتم در محل شهادتشان بنای اولیه را ساختم. بعدها  یك بنای پنج ضلعی با گنبد و بارگاه ساخته شد كه بر روی آن نوشتیم: «خمسه كوثر».

در زمان ساخت یادمان شهدایی چون شهید پازوكی و شهید محمودوند به آنجا آمدند. بنایی كه هر كه به آن متوسل می‌شود، حاجت قلبی‌اش را می‌گیرد. بنایی كه همچنان غریب و گمنام است. من این بنا را در مدت 25 روز به لطف شهدا و دوستان ساداتم ساختم. به تعداد همان رزمندگانی كه در كامیون بود. پنج سید، شهید خمس گروه 25 نفره ما شدند.

زمانی كه شروع به ساخت یادمان كردم را خوب به یاد دارم همه حرف‌های بچه‌ها در ذهنم مرور می‌شد. آنها می‌گفتند: ما مانند جدمان تكه تكه می‌شویم و كسی ما را نمی‌شناسد. چند روز مانده به شهادتشان حال و احوالشان عوض شده بود و من كه 16 سال بیشتر نداشتم نمی‌فهمیدم چه می‌گویند و چه حالی دارند. بارها خوابشان را دیده‌ام كه زمان شهادت راهی بهشت شده بودند و همه به احترام سادات بودنشان و ارج و قربشان، بلند می‌شدند و احترام می‌گذاشتند.


* صغری خیل فرهنگ / روزنامه جوان



نوع مطلب : دفاع مقدس و شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
علیّ بن موسی(ع) شرط توحید؛
مأمون گفت: این مرد بهترینِ خلق روى زمین و علمش از همگان بیشتر و عبادتش افزون‌تر و درست و بجاتر است پس آنچه از وى دیده‏‌اى به احدى بازگو مكن تا فضل و بزرگواریش بر كسى ظاهر نگردد مگر از زبان من و از خداوند یارى می‌جویم بر آنچه نیّت كرده‏‌ام كه مقام او را بلند كنم و نامش را در همه جا منتشر سازم.
گروه فرهنگی مشرق ـ در مناسبت میلاد مسعود حضرت رضا(ع) نیکو دیدیم که جدا از مقام علمی آن امام رئوف این بار از عبادت روزانۀ آن حضرت ذکری شود. لذا به مرور گزارشی میپردازیم که فرستادۀ مأمون در مشاهدات عینی خود از آن امام نقل کرده است.

اهمیت این متن در آن است که شیعیان بدانند که شیوه‌ آنها در نمازهای یومیه همان است که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم علیهم السلام نقل شده است. همچنین برای مؤمنانی که به انجام دقیق عبادات مشتاقند و به انجام مستحبات و کیفیت نماز شب شایقند این متن گزارش کاملی به دست می‌دهد. به راستی اگر امامان معصوم تا این حد در عبادت خدای تعالی جدّیت داشته و دارند سایر مردم چگونه باید باشند؟

توضیحاً اینکه این متن از فصل 44 کتاب عیون اخبار الرضا(ع) گردآوریِ شیخ صدوق (ابن بابویه) نقل می‌شود.

*****

رجاء بن ابى‌ضحّاك گوید: مأمون مرا فرستاد كه على بن موسى علیهما السلام را از مدینه به خراسان نزد او آورم، و سفارش نمود كه من شخصاً مراقب او باشم و امر كرد كه از راه بصره و اهواز و فارس حركت دهم، نه راه قم. و شبانه‏‌روز هم از او جدا نشوم و محافظ او باشم تا وى را بر مأمون وارد كنم و من پیوسته از مدینه تا مرو با او بودم و جدا نمى‏‌شدم. به خدا قسم احدى را ندیدم كه از او متّقى‌‏تر نسبت به خداى تعالى باشد، و یا از او بیشتر یاد خدا باشد و ذكر خدا گوید در تمامى اوقاتش، و یا خداترس و پارساتر از او باشد.

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟


کیفیت نمازهای یومیه و نافلۀ حضرت رضا(ع)

نماز صبح

چون سپیده مى‏‌دمید نماز به جاى آورده و در سجده‏‌گاه خود مى‌‏نشست و مشغول گفتن‏ «سبحان الله و الحمد الله، و لا اله الا الله» و تكبیر و صلوات بود تا آفتاب بدمد. سپس به سجده مى‌‏رفت و در سجده بود تا آفتاب بالا آید. آنگاه برمی‌خاست و به مردم مى‏‌پرداخت، و آنان را حدیث می‌كرد و موعظه و پند می‌داد تا نزدیك زوال ظهر. سپس تجدید وضو كرده و به محلّ نماز خویش باز می‌گشت.

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟ ///آماده انتشار


نماز ظهر و عصر

و چون زوال ظهر می‌شد شش ركعت نماز به جاى مى‏‌آورد (یعنى سه نماز دو ركعتى)، و در ركعت اوّل پس از حمد، قُلْ یا أیُّهَا الْكافِرونَ‏ را قرائت می‌كرد، و در ركعت دوم پس از حمد قُلْ هُوَ اللهُ أحَدٌ را، و در چهار ركعت دیگر سوره حمد و قُلْ هُوَ اللَّهُ أحَد را، و در هر دو ركعت سلام مى‏‌داد. در ركعت دومِ هر كدام نیز پس از قرائت و پیش از ركوع قنوت می‌خواند. آنگاه اذان می‌گفت و دو ركعت دیگر نماز به جاى مى‏‌آورد. سپس اقامه مى‏‌گفت، و نماز ظهرش را به جای مى‏‌آورد، و چون سلام نماز را مى‏‌داد تسبیحات اربعه‏ (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر) را آنقدر كه خدا می‌خواست ادا می‌كرد. بعد به سجده می‌رفت و سجدۀ شكر به جای مى‌‏آورد و در آن حال یكصد بار «شكراً لِلّه» می‌گفت.

و چون سر خود را از سجده شكر برمی‌داشت از جا برمی‌خاست و شش ركعت دیگر نماز به جای مى‏‌آورد، در هر ركعت پس از حمد، قُلْ هُوَ اللهُ أحَدٌ را می‌خواند و سر هر دو ركعت سلام مى‌‏داد و در ركعت دوم هر نماز پس از قرائت و پیش از ركوع قنوت مى‏‌خواند، و چون تمام می‌شد اذان می‌گفت و دو ركعت دیگر نافله به جای مى‏‌آورد و در ركعت دوم قنوت مى‏‌خواند، و پس از سلام برخاسته و به نماز عصر شروع می‌كرد. و چون سلام نماز را مى‏‌داد در همان جا مى‌‏نشست و تسبیحات اربعه را مى‏‌گفت تا آنجا كه خدا خواسته باشد. آنگاه به سجده می‌رفت و یكصد بار ذكر «حمداً لِلَّه» می‌گفت.

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟

نماز مغرب و عشاء

و چون آفتاب غروب می‌كرد، باز تجدید وضو می‌كرد و سه ركعت نماز مغرب به جای مى‏‌آورد با یك اذان و یك اقامه و قنوت در ركعت دوم قبل از رفتن به ركوع بعد از تمام شدن قرائت سوره. و چون سلام نماز را مى‏‌داد در همان جا مى‏‌نشست و تسبیحات مذكور قبل را به جای مى‏‌آورد، و بعد به سجده شكر می‌رفت، و بعد سر بر می‌داشت ولى با كسى تكلّم نمى‏‌كرد تا اینكه چهار ركعت نافله مغرب را به جای مى‌‏آورد، هر دو ركعت به یك سلام با قنوت در ركعت دوم هر كدام. و در ركعت اوّل پس از حمد، جحد (سورۀ الکافرون) را می‌خواند و در ركعت دوم پس از حمد توحید را و در ركعات بعد پس از حمد توحید را می‌خواند و سلام می‌داد و به تعقیبات می‌پرداخت تا آنجا كه خدا دوست داشت.

آنگاه به افطار مى‏‌پرداخت، و استراحت مى‏‌نمود تا ثلثى از شب بگذرد. بعد برمی‌خاست و نماز عشاء را شروع می‌كرد و چهار ركعت به جای مى‌‏آورد، و در ركعت دوم پس از قرائت و پیش از ركوع قنوت مى‌‏خواند، و چون سلام مى‏‌داد در مصلاى خویش‏ باقى مانده و مشغول گفتن به تسبیحات مذكوره كه قبلا گفته شد مى‏‌نشست، و پس از این تعقیبات به سجده شكر می‌رفت. آنگاه سر برداشته و به بستر خواب میرفت.

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟


نماز نافلۀ شب

و چون ثلث آخر شب مى‏‌شد از خواب برخاسته و با ذكر تسبیح و تحمید و تكبیر و تهلیل و استغفار به مسواك دندان‌هاى خویش مشغول می‌گشت و سپس وضو ساخته و به نماز شب مى‏‌پرداخت و هشت ركعت هر دو ركعت به یك سلام، نماز شب مى‌‏خواند. و در ركعت اوّل نماز یك بار سوره «حمد» و سى بار سوره «توحید» را مى‏‌خواند. و نیز چهار ركعت نماز جعفر طیّار را به جای مى‏‌آورد هر دو ركعت به یك سلام و در هر كدام پس از تسبیح قبل از ركوع ركعت دوم قنوت می‌خواند و آن را از نماز شب محسوب می‌داشت. سپس برخاسته و دو ركعت دیگر را مشغول می‌شد و در ركعت اوّل سوره حمد و سوره مُلك (تبارك) را قرائت مى‏‌كرد، و در ركعت دوم حمد، و سورۀ‏ هَلْ أتى‏ عَلَى الإنسان‏ را. و نماز را تمام كرده برمی‌خاست و به نماز شفع مى‏‌پرداخت و در هر ركعت سوره حمد یك بار و قل‏ هُوَ اللهُ أحَد را سه بار قرائت مى‏‌نمود و در ركعت دوم قنوت به جای مى‌‏آورد و چون سلام نماز را مى‏‌داد، برمى‏‌خاست و نماز وتر (یك ركعت) را انجام مى‏‌داد. و در آن حمد را یك بار و قل‏ هُوَ اللهُ أحَد را سه بار و بعد قُلْ أعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق‏ را یك بار و قل‏ أعُوذُ بِرَبِّ النَّاس‏ یك بار خوانده و قبل از ركوع، قنوت را با دعایى كه در متن ذكر شده است می‌خواند، و دعا چنین است:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ اهْدِنَا فِیمَنْ هَدَیْتَ وَ عَافِنَا فِیمَنْ عَافَیْتَ وَ تَوَلَّنَا فِیمَنْ تَوَلَّیْتَ وَ بَارِكْ لَنَا فِیمَا أعْطَیْتَ وَ قِنَا شَرَّ مَا قَضَیْتَ فَإنَّكَ تَقْضِی وَ لا یُقْضَى عَلَیكَ إنَّهُ لا یَذِلُّ مَنْ وَالَیْتَ وَ لا یَعِزُّ مَنْ عَادَیْتَ تَبَارَكْتَ رَبَّنَا وَ تَعالَیْت.

بار الها! بر محمد و آل او درود فرست، و ما را در زمرۀ كسانى كه هدایت فرموده‌‏اى هدایت فرما، و از آنان كه عافیت بخشیده‏‌اى قرار ده. و ما را مورد مهر قرار ده در میان آنان كه به ایشان مهر ورزیدى. و به آنچه كه بر ما ارزانى داشته‏‌اى بركت عطا فرما، و ما را از شرّ حكمى كه براى معصیت‏كاران مقرّر داشته‏‌اى حفظ كن. زیرا تویى كه فرمان می‌دهى و كسى را بر تو فرمانى نیست (مشیّت و خواست تو در سراسر هستى نافذ است و بس)، و همانا خوار نگردد آن كه تواش مورد مهر قرار داده و دوست خود گرفته‏‌اى، و عزیز و محترم نباشد آن كه او را دشمن داشته‌‏اى. والا و بزرگ و رفیعى اى پروردگار ما!

و پس از آن هفتاد بار می‌گفت: «استغفر الله و أسئَلُهُ التّوبة». و چون سلام نماز می‌داد براى خواندن تعقیبات مى‏‌نشست تا مدتى كه خدا دوست داشت.

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟ ///آماده انتشار


نافله صبح

و چون نزدیك طلوع فجر می‌شد برخاسته دو ركعت نافله صبح را به جای مى‏‌آورد، و در ركعت اوّل سوره حمد و قل‏ یا أیُّهَا الْكافِرُونَ‏ قرائت می‌كرد و در ركعت دوم سوره حمد و قل‏ هُوَ اللهُ أحَد را می‌خواند. و چون فجر طلوع می‌كرد اذان و اقامه می‌گفت و دو ركعت نماز صبح به جای مى‌‏آورد. و پس از سلام نماز مى‏‌نشست و به تعقیبات نماز مى‏‌پرداخت تا طلوع آفتاب. و آنگاه به سجده شكر رفته و همچنان در سجده بود تا روز بلند شود.

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟ ///آماده انتشار


ذکر قنوت و سورههای قرآن در نمازهای حضرت رضا(ع)

در تمام نمازهاى واجب در ركعت اول سوره حمد و سوره إنّا انزلناه، و در ركعت دوم حمد و‏ قل هُوَ اللهُ أَحَد را می‌خواند بجز نماز صبح و ظهر و عصر روزهاى جمعه كه در آن اوقات مذكور سوره حمد و جمعه و منافقین را قرائت می‌كرد. و در نماز عشاى شب جمعه در ركعت اوّل پس از قرائت حمد، سوره جمعه و در ركعت دوم پس از حمد، سوره‏ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأعْلَى‏ را می‌خواند. و در نماز صبح روزهای دوشنبه و پنجشنبه در ركعت اوّل سوره حمد و سوره‏ هَلْ أَتى‏ عَلَى الإنسان‏، و در ركعت دوم پس از حمد سوره‏ هَلْ أتاكَ حَدِیثُ الْغاشِیَةِ را قرائت می‌كرد.

و قرائت نماز مغرب و عشاء و نماز شب و شفع و وتر و صبح را به جهر (بلند)، و نماز ظهر و عصر را به آهستگى می‌خواند، و در دو ركعت آخر «سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله اكبر» می‌گفت، و ذكر قنوت او در تمامى نمازها این بود: «ربّ اغفر لى و ارحم، و تجاوز عمّا تعلم، إنّك أنت الأعزّ الأجلّ الأكرم» (خداوندا! بیامرز و رحم نما و آن ناپسندها که از ما دیده‏اى بگذر، چون تو خود عزیزتر و شكوهمندتر و محترم‌ترى).

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟


روزه و نمازهای امام رضا(ع) در سفر

و اگر در ماه مبارک رمضان، مسافر بود و به شهرى وارد می‌شد قصد اقامت ده روز می‌كرد و روزه‏اش را افطار نمى‌‏نمود، و چون شام می‌شد پیش از آنكه افطار كند ابتدا به نماز مغرب می‌پرداخت.

و اما در بین راه، نمازهاى واجبش را جز نماز مغرب دو ركعت به جای مى‏‌آورد و تنها آن را سه ركعت می‌گزارد و نافله آن را نیز به جا مى‏‌آورد و همچنین نوافل شب، نیز شفع و وتر. و دو ركعت نافله صبح را چه در سفر و چه در حضر ترك نمى‌‏نمود. و نافله‏‌هاى روز را در مسافرت نمى‏‌خواند، و پس از هر نمازى كه قصر (شكسته) خوانده بود سى بار ذكر «سبحان الله و الحمد لله‏ و لا اله الا الله و الله اكبر» می‌گفت، و می‌فرمود: این جاى آن دو ركعتِ نخوانده را پر می‌كند و مانند این است كه تمام به جای آورده شده است. و ندیدم او را كه در سفر و حضر «صلاة ضحى» بخواند (صلاة ضحى از بدعت‌ها است كه در زمان خلیفۀ دوم رسم شد و در میانۀ روز آن را مى‏‌خواندند). و در مدت سفر، روزه نمى‏‌گرفت.

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟


کیفیت دعاها و تلاوت قرآن حضرت

آن حضرت علیه السلام در هر دعائى كه شروع می‌كرد ابتدا صلوات بر محمد و آل او می‌فرستاد و در نماز و غیر آن بسیار صلوات می‌فرستاد.

و شب‌ها چون به بستر خواب می‌رفت زیاد تلاوت قرآن مى‌‏كرد، و هر گاه به آیه‌‏اى كه در آن ذكرى از بهشت یا دوزخ بود می‌رسید می‌گریست، و از خداوند درخواست بهشت می‌كرد و از آتش دوزخ بدو پناه می‌برد. و «بسم الله الرّحمن الرّحیم‏» را در نمازهاى شبانه‌روزش به جهر (آواز بلند) می‌گفت.


آداب تلاوت سورههای قرآن

ـ و چون‏ قُلْ هُوَ اللهُ أحَد را می‌خواند آهسته می‌گفت: «الله احد» (خدا یكتاست) و چون سوره تمام می‌شد سه بار می‌گفت: «كذلك الله ربَّنا».

ـ و چون سوره «قُلْ یا أیُّهَا الْكافِرونَ‏» را می‌خواند آهسته و در دل می‌گفت: یا أیُّهَا الْكافِرُونَ‏. و پس از فراغ از آن سوره، سه بار می‌گفت: «ربّى الله و دینى الإسلام» (پروردگارم خداست و آئینم اسلام است).

ـ و چون سوره «و التّین‏ و الزّیتون» را قرائت می‌كرد، پس از فراغ می‌گفت: «بلى و أنا على ذلك من الشّاهدین» (آرى چنین است و من بر آن شهادت می‌دهم).

ـ و چون سوره «لا اُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ» را قرائت می‌كرد پس از فراغ می‌گفت: «سبحانك اللّهم» (منزّهى پروردگار من).

ـ و چون در سوره جمعه این آیه را می‌خواند قُلْ ما عِنْدَ اللهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ، می‌گفت:‏ «للذین اتّقوا» و سپس تتمّه آیه را كه‏ وَ اللهُ خَیْرُ الرَّازِقینَ‏ است قرائت می‌فرمود.

ـ و چون از خواندن سوره فاتحه فارغ می‌شد می‌گفت: «الحمد لله ربّ العالمین‏». و چون سوره «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأعْلَى‏» را می‌خواند آهسته می‌گفت: «سبحان ربّى الاعلى».

ـ و چون‏ یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا را در هر سوره قرائت می‌كرد آهسته می‌گفت: «لبّیك اللّهمّ لبیك».

امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟


استقبال از حضرت رضا در شهرها

و آن حضرت علیه السلام در هیچ شهرى قدم نمى‏‌گذاشت جز اینكه اهالى آن سامان به دیدنش آمده از وى مسائل و مشكلات دینى و علمى خود را مى‏‌پرسیدند. و بسیار براى آنان از پدرش و از آباء گرامیاش علیهم السلام و از رسول خدا صلى الله علیه و آله حدیث می‌كرد.

وقتى او را بر مأمون وارد كردم از من جویاى حال و كردار او شد، من آنچه دیده بودم براى او گفتم؛ از رفتار و اعمال شبانه روزش و از رفتن و ماندنش همه‏ را شرح دادم. مأمون گفت: اى پسر أبى‌ضحاك! این مرد بهترینِ خلق روى زمین و علمش از همگان بیشتر و عبادتش افزون‌تر و درست و بجاتر است. پس، آنچه از وى دیده‏‌اى به احدى بازگو مكن تا فضل و بزرگواریش بر كسى ظاهر نگردد مگر از زبان من. و از خداوند یارى می‌جویم بر آنچه نیّت كرده‏‌ام؛ كه مقام او را بلند كنم و نامش را در همه جا منتشر سازم و شیوع دهم.

[الشیخ الصدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ترجمه میرزا علی‌اکبر غفاری و حمیدرضا مستفید، 2 ج، نشر صدوق، طبع اول، 1373؛ باب 44، حدیث 5؛ ج 2، صص 421 تا 430]


امام رضا(ع) چگونه نماز می‌‌کرد؟

*****

حَدَّثَنَا تَمِیمُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ تَمِیمٍ الْقُرَشِیُّ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِی أبِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ الأنصَارِیِّ قَالَ سَمِعْتُ رَجَاءَ بْنَ أبِی الضَّحَّاكِ یَقُولُ‏ بَعَثَنِی الْمَأمُونُ فِی إشْخَاصِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى ع مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ أمَرَنِی أنْ آخُذَ بِهِ عَلَى طَرِیقِ الْبَصْرَةِ وَ الأهوَازِ وَ فَارِسَ وَ لا آخُذَ بِهِ عَلَى طَرِیقِ قُمَّ وَ أمَرَنِی أنْ أحْفَظَهُ بِنَفْسِی بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ حَتَّى أقْدَمَ بِهِ عَلَیْهِ فَكُنْتُ مَعَهُ مِنَ الْمَدِینَةِ إلَى مَرْوَ فَوَ اللَّهِ مَا رَأیْتُ رَجُلاً كَانَ أتْقَى لِلَّهِ تَعَالَى مِنْهُ وَ لا أكْثَرَ ذِكْراً لِلَّهِ فِی جَمِیعِ أوْقَاتِهِ مِنْهُ وَ لا أشَدَّ خَوْفاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْه...



نوع مطلب : تزکیه نفس، امام رضا(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
بنا بر شواهد تاریخی، نصب ضریح به معنای اصطلاحی آن، بر مزار امام رضا(ع) از دوره‌ی صفویه آغاز شده است.
گروه تاریخ مشرق- گاهی که گردش روزگار باز به ماه ذی‌الحجه می‌رسد و تصویر خانه دوست و هزاران نفری که عاشقانه در طواف به سر می‌برند، بر قاب شبکه‌های مختلف تلویزیونی نقش می‌بندد، دلت پر می‌کشد، پر می‌کشد که ای کاش تو هم در آن دیار بودی و پروانه می‌شدی و ... . این‌جاست که با خود زمزمه می‌کنی که خوب است حاجی حج فقیران شوی و بر گرد حرم یار بگردی.

امام رضا

نیایش فردی درکنار ضریح مطهر امام رضا(ع) : این تصویر مربوط به دوره قاجار است.
عكّاس: منوچهر خان عکاس باشی؛ تاریخ عکس : 1300قمری



امام رضا

گنبد و گلدسته حرم مطهر در دوره قاجار
عکاس : رضا عکاس باشی، تاریخ عکس : سال1283قمری


امام رضا

 ضریح مطهردر دوره قاجار؛ عكّاس : عبدالله قاجار، تاریخ عکس : سال 1308قمری


امام رضا

صندوق چوبی مرقد مطهر حضرت رضا (ع)

محمد ولیخان اسدی نایب التولیه به همراه تعدادی از رجال سیاسی و نظامی مشهد در حال تعویض صندوق چوبی مرقد مطهر، تاریخ عکس: ۱۳۱۱

در اصطلاح، ضریح یعنی خانه‌ی چوبین و مشبک یا از مس و نقره و جز آن، که بر مرقد امام یا امامزاده‌ای می‌سازند. بنا بر شواهد تاریخی، نصب ضریح به معنای اصطلاحی آن، بر مزار امام رضا(ع) از دوره‌ی صفویه آغاز شده و سابقه‌ی ضریح تا پیش از این دوره معلوم نیست. از آن زمان تاکنون پنج ضریح بر مرقد امام(ع) جای داشته است.

ضریح اول؛ ضریح چوبی صفوی: اولین ضریح، ضریح چوبی طلا و نقره‌کوب، مربوط به اواسط قرن دهم بوده که در دوره‌ی صفویه به سال957ه.ق ساخته و بر روی صندوق مرقد نصب شده است. در کتیبه‌ی دور این ضریح سوره‌ی «هل اتی» به خط ثلث نوشته شده و کتیبه‌ی سردر ضریح که بر لوح‌هایی از طلا نوشته شده بود، سابقه‌ی تاریخی و نصب ضریح را چنین نشان می‌دهد: «در عهد سلطنت بنده شاه ولایت، طهماسب بن اسماعیل صفوی این محجر مبارک در این مکان مقدس نصب گردید. سنه957».

ضریح دوم؛ ضریح نگین‌نشان نادری: ضریح فولادی مرصع، معروف به نگین‌نشان است که در سال 1160ه.ق به آستان قدس رضوی تقدیم شده و در همان سال نصب گردید. واقف ضریح، شاهرخ میرزا، فرزند رضا قلی میرزا، نوه‌ی نادرشاه افشار بوده است. ضریح نگین‌نشان که اکنون در سرداب مقدس جای دارد، از فولاد ساخته شده و بالغ بر دو هزار قبه‌ی مزیّن به یاقوت و زمرد، بدنه‌ی آن را زینت داده‌اند. ضریح دوم بیش از 260سال بر مرقد امام(ع) نصب بوده است.

ضریح سوم؛ ضریح فولادی قاجاری: ضریح سوم، ضریح فولادی ساده‌ای است به ابعاد 4×3متر و ارتفاع حدود 2متر. این ضریح مربوط به عهد قاجاریه است و در عصر سلطنت فتحعلی شاه قاجار در سال 1238ه.ق روی ضریح نگین‌نشان در حرم مطهر جای گرفت. این ضریح نیز مزیّن به طوق و گوی طلای جواهرنشان است و درِ طرف پایین‌پای مبارک در مرصع تقدیمی فتحعلی شاه قاجار نصب شده بود.

ضریح چهارم، ضریح شیر و شکر: چهارمین ضریح به نام ضریح طلا و نقره، معروف به «شیر و شکر» است که در سال 1338ه.ش پس از برداشتن ضریح سوم و انتقال آن به موزه، روی ضریح نگین‌نشان نصب شد. این ضریح به اهتمام و نظارت مرحوم سیّد ابوالحسن حافظیان، توسط استاد هنرمند، مرحوم حاج محمدتقی ذوفن و تعدادی هنرمند و استادکار و قلمزن اصفهانی طراحی و ساخته شد.

ضریح پنجم؛ ضریح سیمین و زرین: در سال 1372ه.ش به دستور تولیت آستان قدس رضوی، مطالعات و بررسی‌های مقدماتی ساخت ضریح جدید آغاز شد. ضریح پس از هفت سال کار مداوم با کیفیتی بسیار عالی و در نهایت استحکام به وزن 12 تن و ابعاد 78/4×73/3 و ارتفاع96/3 متر ساخته و آماده‌ی نصب شد.

امام رضا

صحن عتیق و سر در ایوان ساعت

این تصویر مربوط به روز عاشورا در حرم مطهر امام رضا(ع) می باشد. عكاس: عبدالله قاجار، سال1309قمری

امام رضا

نقاره خانه چوبی و سقاخانه اسماعیل طلایی صحن عتیق

عكّاس: عبدالله قاجار، سال1309قمری

امام رضا

صحن جدید (آزادی فعلی)

این تصویر مربوط به دوره قاجار، تاریخ عکس: سال1283قمری، عكّاس: رضا عکاس باشی

امام رضا

ضریح فولاد امام رضا(ع)

تاریخ عکس: سال ۱۳۱۵هجری شمسی


امام رضا

گروهی از خادمان و رجال حرم

عکس مرحوم محمدولی خان اسدی نایب‌التولیه آستان رضوی و محمود جم استاندار خراسان به همراه عده‌ای از عوامل اجرایی آستان قدس در حال تفکیک و جداسازی ضریح و صندوق طلای مرقد امام رضا(ع) از پایه‌های چوبی


امام رضا

ضریح سوم امام رضا(ع)


امام رضا

گنبدوگلدسته مسجدگوهرشاد

عكّاس: علی اصغر ناصری، تاریخ عکس : سال 1355

یکی از بناهای باشکوه و باستانی عهد تیموری که در اوایل قرن نهم هـ.ق بنا شده، مسجد گوهرشاد است. این بنای تاریخی در جنوب حرم مطهر رضوی قرار دارد و به رواق‌‌های دار السیاده و دار الحفاظ متصل است. این مسجد به دستور بانو گوهرشاد، دختر امیر غیاث الدین ترخان، از امرای جغتایی، همسر شاهرخ تیموری در سال 821 هـ.ق توسط معمار معروف ایرانی، قوام الدین شیرازی، با به‌کارگیری سبک معماری دوران تیموری ساخته شد.
کاشی‌کاری مسجد، نمونه‌ای از شاهکارهای عهد تیموری است. طاق‌‌های گنبدی شکل مسجد و مناره‌‌های آن با ویژگی و تزیینات خاص و با استفاده از سبک مقرنس، همچنین نقوش و خطوط دیواری بر روی زمینة‌ گچی و معرق‌کاری ممتاز عصر تیموری، جلوه‌‌های بی‌نظیری را به نمایش گذاشته است. این بنای باستانی، نمونه کامل و برجسته هنر ایرانی به شمار می‌رود که تمام خصوصیات و ویژگی‌‌های معماری سنتی در آن به‌کار رفته است. به ‌ویژه ایوان جنوبی مسجد به نام ایوان مقصوره، با حدود 500 متر مربع مساحت، 37 متر طول و 5/25 متر ارتفاع، از باشکوه‌ترین ایوان‌‌های مسجد است.


امام رضا

دورنمای حرم مطهر و مسجدگوهرشاد از سمت خیابان تهران

تاریخ عکس : سال 1314 هجری شمسی

امام رضا

 گنبد و بارگاه حرم امام رضا(ع)، تاریخ عکس : سال  1355


بنا بر نقل کتب تاریخی، نخستین گنبد بر فراز مزار قدسی اما(ع) به فرمان سلطان سنجر سلجوقی (511 - 552 ق ) و به کوشش وزیر وی، شرف الدین قمی ساخته شد که جنس آن از کاشی بود. در دوران شاه طهماسب صفوی، پس از جمع‌آوری خشت‌های کاشی، گنبدی با روکش طلا بر فراز گنبد پیشین بنا شد. این همان گنبدی است که امروزه در نمای بیرونی به چشم می‌آید. در شورش ازبک‌ها، خشت‌های طلای گنبد به چپاول رفت. در زمان شاه عباس صفوی، گنبد مطهر، بار دیگر با خشت‌هایی از مس و روکش طلایی پوشیده شد. گنبدی که اینک مشاهده می‌شود، همان بنایی است که حدود چهارصد سال از ساخت آن می‌گذرد.

امام رضا

فلکه حضرت

تصویر فلکه حضرت در سال 1355 هجری شمسی بعد از اتمام عملیات توسعه و تخریب و تسطیح بناهای قدیمی تا شعاع 320متر از گنبد مطهر را نشان می دهد که فضای آزاد شده بعد از تخریب به جهت جلوگیری از تراکم و ترافیک مردمی و موتوری و به منظورتلطیف هوا به چمن و فضای سبز تبدیل شده است.


امام رضا

راهپیمایی 29 دی 1357 / 20صفر 1399 / 19 ژانویه 1979

زاویه‌ای که عکاس در آن ایستاده و این شاهکار را به یادگار گذاشته است هم‌اکنون صحن جامع رضوی نام دارد. از زیبایی‌های این عکس این است که تقریبا تمامی عناصر و ارکان بلندقامت حرم مطهر رضوی در این عکس نمایان هستند؛ ایوان ساعت، ایوان نقاره‌خانه، گنبد، گلدسته‌ها و همچنین گنبد و گلدسته‌های صحن مسجد جامع گوهرشاد...


امام رضا    امام رضا

تصویر سمت راست، محراب بالای سر حضرت: ابعاد اثر: 240 سانتی‌‌متر ارتفاع و 175 سانتی‌متر عرض، سال ساخت اثر: 640 هجری قمری، سازنده‌ی اثر: علی‌بن‌محمدبن‌طاهر کاشانی، محل نگهداری اثر: حرم مطهر رضوی، صحن کوثر، موزه‌ی مرکزی، طبقه‌ی همکف، گنجینه‌ی تاریخ مشهد آستان قدس رضوی، این محراب مستطیلی شکل یک حاشیه دارد و در داخلش دو طاق‌نما با پایه و سر‌ستون‌های گلدانی شکل دارد. روی محراب آیات 78 و 79 سوره‌ی اسراء (حاشیه‌ی اصلی)، آیه‌ی 18 سوره‌ی آل‌عمران (طاق‌نمای اول)، آیات 190 و 191 سوره‌ی آل عمران(حاشیه‌ی طاق‌نمای دوم) به خط ثلث و نسخ نوشته شده است. در حاشیه‌ی پایین محراب نام سازنده به خط ثلث بدین شرح آمده است: «عمل علی‌بن‌محمد‌بن‌ابی‌طاهر القاشانی غفرالله ذنوبه»

تصویر سمت چپ، محراب پیش روی مبارک: نوع اثر: کاشی زرین‌فام، ابعاد اثر: 260 در 215سانتی‌متر، قدمت اثر: سال 612 هجری قمری، سازنده اثر: محمد بن ابی‌طاهر کاشانی، محل نگهداری: حرم مطهر رضوی، صحن کوثر، موزه‌ی مرکزی، طبقه همکف، گنجینه‌ی تاریخ مشهد آستان قدس رضوی؛ این محراب که به صورت نیمه برجسته از کاشی زرین‌فام ساخته شده، در گذشته بر دیوار جنوب غربی روضه‌ی منوره و پیش روی مبارک نصب بوده است. این اثر ارزشمند به دستور عبدالعزیز‌ بن آدم قمی و با همکاری «ابوزید نقاش» ساخته شد.


امام رضا

قدیمی ترین سنگ مرقد مطهر حضرت رضا علیه السلام

این سنگ ساخته شده از سنگ مرمر سفید در سال 516 قمری توسط عبدالله بن احمد قره است.
این سنگ که با نهایت ظرافت تراشیده شده است شامل یک متن محرابی در وسط و دو کتیبه در حاشیه به خط کوفی می باشد. در قسمت محرابی شکل نام بانی آن احمد علوی حسینی ذکر است شده.


منابع تصاویر: پرتال جامع آستان قدس رضوی، عکس رضوی.





نوع مطلب : امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
موج حضور شخصیت های سیاسی در زمره خادمان رضوی نشان از علقه سیاسیون ما به مکتب اهل بیت و خدمت بدین خاندان و فرهنگ و توصیه های آنان دارد.
گروه فرهنگی مشرق - خادمی امام رضا علیه اسلام حال و هوای خاصی دارد خیلی از ما آرزو داریم تا لحظه ای به این مقام برسیم اما خادمی امام رضا است و پیچ و خم هایش و البته سعادتی که باید حتما باشد و اذن خود حضرت؛ بسیاری از سیاسیون توانسته اند به مدد جایگاه خود از این پیچ گذر کرده و به این مقام نائل آیند مقامی که هزاران نفر حسرت لحظه ای قرار گرفتن در آن را می خورند.

بعد از انقلاب بسیاری از شخصیت‌های برجسته کشور، نامشان را در فهرست خادمین آستان قدس رضوی قرار دادند.

پیش از انقلاب تعداد خادمان حضرت رضا (ع) خیلی نبود، اما بعد از انقلاب بسیاری از شخصیت‌های برجسته و شناخته شده کشور، نامشان را در فهرست خادمین آستان قدس رضوی قرار دادند. به گونه‌ای که خادمان حرم امام‌رضا‌(ع) به سه قسمت تقسیم می‌‌شوند؛ رسمی، افتخاری و تشرفی. ظاهراً این عناوین در تمامی امورخدامی، فراشی، دربانی، کفشداری و حفاظ وجود دارد. خدمت رسمی معمول به صورت موروثی است، به این معنی که پس از فوت خادم رسمی حضرت‌رضا‌(ع) فرزند مذکر ارشد او در صورت احراز شرایط و صلاحیت‌های لازم و پس از بررسی‌ها متداول گزینش به خدمت فراخوانده می‌‌شود. درحالی که خادمان افتخاری و تشرفی پس از تنظیم درخواست و تحویل آن به اداره مرکزی آستان قدس مراجعه می‌‌کنند و پس از گذراندن مراحل تحقیق و گزینش به افتخار خدمتگزاری بارگاه رضوی نائل می‌‌شوند.

پیش از انقلاب تعداد خادمان حضرت رضا (ع) خیلی نبود، اما بعد از انقلاب بسیاری از شخصیت‌های برجسته و شناخته شده کشور، نامشان را در فهرست خادمین آستان قدس رضوی قرار دادند.

سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند +تصاویر

در رأس همه این شخصیت‌ها رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای قرار دارند که خود را موظف می‌دانند هر از چندی علاوه بر زیارت، اقدام به غبارروبی ضریح مطهر مضجع شریف امام رضا(ع) کنند.

خادمان افتخاری ماهی یک بار در حرم حضور پیدا می‌‌کنند و 24 ساعت در صحن حرم خادم هستند. به این ترتیب که آنها به مدت 2 ساعت صحن را غبارروبی و در خدمت زائرین خواهند بود و بعد 6 ساعت استراحت می‌‌کنند. در طول 24 ساعت این اتفاق سه بار تکرار می‌‌شود و به این ترتیب، یک خادم افتخاری به وظایف خود در حرم امام رضا(ع) عمل کرده است.


مراجع تقلید و علما؛ اولین‌ها

حجت‌الاسلام و المسلمین طباطبایی سال‌هاست که به عنوان خادم امام‌رضا‌(ع) در صحن حرم‌حاضر می‌‌شود. او البته ممکن است هر ماه نتواند به حرم امام‌رضا‌(ع) مشرف شود، اما او یکی از خادمین افتخاری حرم به حساب می‌‌آید. از مراجع تقلید، آیت‌الله مکارم شیرازی یکی از خادمین فعال و پرتلاش حرم مطهر امام‌رضا‌(ع) است.

سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند +تصاویر

آیت‌الله مکارم شیرازی تقریباً دو هفته یک بار به مشهد سفر می‌‌کند و به عنوان خادم افتخاری در صحن حرم حضور پیدا می‌‌کند. وی در زمان حضورش در حرم، با وجود سن بالایش سعی می‌‌کند بایستد تا طبق عرف به وظایف خادم حرم عمل کند. آیت‌الله مکارم شیرازی حتی جلوی صحن را غبارروبی می‌‌کند و طبق گفته خادمانی که معمولاً همیشه در حرم امام‌رضا‌(ع) حضور دارند، این مرجع تقلید از فعال‌‌ترین خادمان افتخاری حرم حضرت‌رضا‌(ع) است.

سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند

البته آیت‌الله عبدالله جوادی‌ آملی‌ هم در این راه فعال است. وی شاید به گونه‌ای دیگر. جوادی آملی متولد 1312 هجری‌ شمسی‌ در آمل‌ است. در شجرنامه‌اش پدر و جدش‌، میرزا ابوالحسن‌ و ملا‌فتح‌‌الله از مبلغین‌ اسلام‌ و ارادتمندان‌ به‌ آستان‌ ولایت‌ بوده‌اند. از ویژگی‌های‌ جد‌ وی‌ این‌ بوده‌ که‌ در منابر خود به‌ ذکر احکام‌ و مناقب‌ اهل‌ بیت‌ (علیهم‌‌السلام‌) می‌‌پرداخته‌ و ظاهراً علاقه زیادی به‌ علم‌ کلام‌ داشته‌ است‌. ظاهراً فرزندانی‌ که‌ خدا به‌ پدر جوادی آملی عطا می‌‌کرده‌ است‌، معمولاً بر اثر ضعف‌ امکانات‌ بهداشتی و‌ پزشکی‌ یا به‌ عوامل‌ دیگر زنده‌ نمی‌ماندند. نقل است که پیش‌ از تولّد عبدالله، یکی‌ از بستگان‌ در عالم‌ رؤیا می‌‌بیند که‌ شخصی‌ عصایی‌ به‌ دست‌ پدرش می‌‌دهد و او آن‌ را به‌ دست‌ می‌‌گیرد. این‌ رؤیا را چنین‌ تعبیر کردند که‌ خداوند به‌ میرزا ابوالحسن‌، پسری‌ عطا خواهد کرد که‌ زنده‌ می‌‌ماند و عصای‌ دست‌ پدر خواهد شد. به همین دلیل، پدر و مادرش نذر کردند اگر خدا به‌ آنها پسری‌ داد، او را به‌ مشهد امام‌رضا‌(ع) ببرند؛ و شاید به همین دلیل است که آیت‌الله جوادی آملی علاقه وافری به مشهد مقدس دارد. وی در فصل گرما و به خصوص در فصل تابستان به مشهد زیاد مسافرت می‌‌کند و البته جدا از اینکه وی خادم حرم امام‌رضا‌(ع) است، بیشتر به تدریس می‌‌پردازد.

آیت‌الله مهدوی‌کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران و رئیس دانشگاه امام صادق(ع) که اکنون در بیمارستان بستری است یکی از خادمان فعال حرم امام‌رضا‌(ع) به حساب می‌‌آید. وی که وزیر کشور در کابینه محمد‌علی رجایی و محمد‌جواد باهنر بود، پس از ترور آنها عهده‌دار تشکیل دولت موقت و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری شد.

سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند +تصاویر

البته به غیر از این افراد آیت‌الله جنتی و‌ هاشمی شاهرودی نیز به عنوان خادم حرم امام‌رضا‌(ع) نقش پررنگی در مشهد مقدس دارند.


شخصیت‌های سیاسی

از افرادی که به تازگی به این درجه نائل آمده است ظریف است ظریف طی مراسمی در شب ولادت امیرالمومنین امسال عضو خادمان افتخاری بارگاه رضوی شد. آیت الله طبسی تولیت آستان امام رضا در این مراسم در این باره گفت: گذشته از تدبیر رهبری و بحثها و گفتمان های سیاسی، تشرف آقای ظریف به خادمی حضرت رضا(ع) تصادفی نیست. شما فکر می کنید هر کسی می تواند خادم شود؟ فکر می کنید تا شایستگی برای قبول نوکری نباشد، حضرت می پذیرند و اگر زمینه ای برای دریافت این افتخار نباشد‏، چنین اتفاقی صورت می گیرد؟ وی افزود: تشرف به افتخار خادمی بارگاه منور حضرت رضا(ع) در شب میلاد امیرالمومنین علی(ع) و در آستانه سفر به جلسات مذاکره، همگی عنایات الهی هستند برای اینکه نظام اسلامی سرافراز‏، مفتخر و سربلند از این مذاکرات حساس بیرون بیاید. علاءالدین بروجردی که در این مراسم ظریف را همراهی می کرد خود نیز چند سالی است که به  عنوان خادمی مفتخر است.

سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند +تصاویر

اما فردی دیگری که جدیدا تصویری از او در بارگاه امام رضا در لباس خادمان خبر ساز شد حسین فریدون است دستیار ویزه و برادر حسن روحانی رئیس جمهور ایران.

اسم سیاسیون مختلفی از گذشته در لیست خادمان رضوی قرار دارد کسانی که نام آنها متشر شده و یا هنوز کسی از آن خبر ندارد. از دیگر افرادی که نام او در رسانه هابه عنوان خادم قرار دارد سیدشهاب الدین صدر می باشد همچنین از وزرای سابق کشور هم نام کسانی در این لیست وجود دارد محمد جهرمی وزیر کار در دولت نهم، دکتر مرندی، وزیر سابق بهداشت و دکتر زاهدی، وزیر سابق آموزش و پرورش و همچنین تقی‌پور وزیر سابق ارتباطات. حسن غفوری فرد، نماینده مردم تهران در مجلس هم یکی از دیگر نمایندگان مجلس شورای اسلامی است که نقش خادم افتخاری را ایفا می‌‌کند. وزیر نیرو در دولت اول و رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی، چون بقیه چهره‌های برجسته و شناخته شده کشور سال‌هاست که در حرم امام‌رضا‌(ع) خادم است همچنین عزت الله ضرغامی هم از کسانی است که عنوان خادم فرهنگ رضوی را دارد.

شما فکر می کنید هر کسی می تواند خادم شود؟ فکر می کنید تا شایستگی برای قبول نوکری نباشد، حضرت می پذیرند و اگر زمینه ای برای دریافت این افتخار نباشد‏، چنین اتفاقی صورت می گیرد؟

سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند +تصاویر

رحیم صفوی، فرمانده سابق سپاه پاسداران از سردارانی است که خادم آستان قدس رضوی به حساب می‌‌آید. اما ورزشی های که امروز که سبقه سیاسی دارند هم در این دایره وارد شده اند چون علیرضا دبیر او در این باره می گوید «من 20 سالم بود و البته چهره‌ام خیلی سنم را پایین‌تر از آن چیزی که بودم، نشان می‌‌داد. مأمورهای حرم من را گرفتند که این کت را از چه کسی گرفتی و پوشیدی؟ مرا بردند انتظامات و در آنجا معلوم شد که ما یک هفته‌ای هست که جزء خادمین حرم امام‌رضا‌(ع) شدیم. بعد که رفتم المپیک و آمدم یک روز در حرم مردم ریختند دورو برم. در آنجا یکی ماچ می‌‌کرد و یکی دستم را می‌‌گرفت. داشتم خفه می‌‌شدم. بعد در این شرایط دیدم که آستین مرا یکی دارد می‌‌کشد. هر چی من دستم را می‌‌کشیدم، او بیشتر مرا‌ می‌‌کشید. بعد دیدم یک پیرمرد داره آستینم را پاره می‌‌کند، گفتم حاج آقا چیکار می‌‌کنی، گفت مگه شفا نگرفتی؟ می‌‌خواست آستین مرا به عنوان تبرک با خودش ببرد. و انصافاً حرم امام‌رضا‌(ع) دنیای دیگری است.»

سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند +تصاویر

به غیر از دبیر کسانی چون امیرضا خادم، رسول خادم، ‌هادی ساعی و خداداد عزیزی هم خادم حرم امام‌رضا‌(ع) به حساب می‌‌آیند. سه نفر اولی با ورود به مجلس و شورای شهر تهران، به نوعی وارد سیاست شده‌اند.

سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند +تصاویر
دکتر قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت دولت یازدهم در لباس خادمی

این موج از حضور شخصیت های سیاسی در زمره خادمان رضوی نشان از علقه سیاسیون ما به مکتب اهل بیت و خدمت بدین خاندان و فرهنگ و توصیه های آنان دارد امیدواریم که این افراد و سایر سیاسیون در این کسوت هم موفق بوده و بتوانند خدمت به مردم را که خود عمل به توصیه های ائمه می باشد رابه طور کامل در عملکرد خود مد نظر داشته باشند.




نوع مطلب : امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حضرت آیت‌الله جوادی آملی در نوشتاری به مناسبت میلاد با سعادت امام رضا علیه السلام تحریف ناپذیری و مصونیت قرآن در کلام امام هشتم(ع) را تبیین کردند.
به گزارش مشرق، نوشتار این مرجع تقلید بدین شرح است:

قرآن، کلام خداوند و کتاب اوست و بدون آن‏که مشهود بندگانش باشد، در آن جلوه کرده است؛ ریسمانی الاهی است که مردم را به چنگ زدن به آن امر فرموده است.بنابراین، یک طرف ریسمان به دست خداوند و طرف دیگر آن به دست مردم است.

 امام علی‌‌بن موسی‌‌الرضا(ع) از لحاظ علمی منزلت بالایی داشت و از بیست و چند سالگی در مدینه به فتوا می‌نشست، آن حضرت در حرم پیامبر(ص) می‌نشست و هرگاه کسی از علمای مدینه در مسأله‌ای در می‌ماند،‌ همگی به امام(ع) اشاره می‌کردند و مسائل خود را از ایشان می‌پرسیدند و امام(ع) هم به آن‌ها پاسخ می‌گفت. امام رضا(ع) در هر شهری از مدینه تا مرو که اقامت می‌کرد، مردم پیش او می‌رفتند و درباره مسایل دینی خود سؤال می‌کردند.

 ثامن‌الحجج(ع) پیوسته با قرآن مأنوس بود، آن را به دقت می‌خواند و در آیات آن تدبر می‌کرد و می‌اندیشید که درباره چه چیز و در چه وقت نازل شده است. گفتار، ‌پاسخ و مثال‌های آن حضرت(ع) همه برگرفته از قرآن کریم بود.

 ریّان بن صلت به حضرت رضا(علیه‌السلام) گفت: دربارهٴ قرآن چه می‏فرمایید؟ حضرت فرمودند: کلام خداوند است، از آن تجاوز نکنید، و هدایت را در غیر آن نجویید که گمراه می‏شوید؛ کلام الله لا تتجاوزوه و لا تطلبوا الهدی فی غیره فتضلّوا. قرآن کلام خدا و ظهور فعل اوست و در مرتبه‏ای پایین‏تر از گویندهٴ آن [خداوند سبحان] قرار دارد و نشانهٴ اوست. پس تجاوز از حدّ وجودی آن، صحیح نیست. چون هدایتی برای مردم و روشنایی و چراغی از سوی خداوند است. از این‏رو، تجاوز از آن، و نیز درخواست هدایت و بصیرت از غیر قرآن جایز نیست.

 بدین سبب حضرت رضا(علیه‌السلام) در شأن قرآن می‏فرمایند: قرآن ریسمان و دستگیرهٴ محکم الاهی است؛ قرآن راه برتری است که انسان‏ها را به سوی بهشت ره می‏نماید و از آتش دوزخ می‏رهاند؛ گذشت زمان آن را فرسوده نمی‏کند و گفتار آدمیان آن را تباه نمی‏سازد. زیرا ویژهٴ زمانی نیست و دلیل روشنی برای همهٴ انسان‏هاست. از پیش‏رو و پشت‏سر، خط بطلان بر آن کشیده نمی‏شود، کتابی است فرود آمده از سوی خداوند حکیم حمید؛ هو حبل الله المتین و عروته الوثقی و طریقته المثلی المؤدّی إلی الجنّة و المنجی من النّار، لا یخلق علی الأزمنة و لا یغثّ علی الألسنة؛ لأنّه لم یجعل لزمان دون زمان، بل جعل دلیل البرهان و الحجّة علی کلّ إنسان، لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه، تنزیلٌ من حکیم حمید.

 بنابراین، قرآن کتاب زنده‏ای است که نمی‏میرد و کلام حقی است که باطل نمی‏گردد. زیرا مظهر تام خداوند «حی» است و مرگ و نیستی در او ندارد، خداوندی که حق است و هرگز بطلان به گرد او نمی‏چرخد. زیرا خدای متعالی آن را برای زمان و مردمان خاص نازل نفرموده است. از این جهت در هر زمانی جدید است و تا روز قیامت نزد هر قومی تازه و شکوفاست؛ لأنّ الله تعالی لم ینزّله لزمان دون زمان و لناس دون ناس، فهو فی کلّ زمان جدید، و عند کلّ قوم غضٌّ إلی یوم القیامة.

 دلیل صیانت قرآن کریم از تحریف

برپایهٴ نصّ قطعی، پس از رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم و قرآن، پیامبر و کتابی نیست. وجود عنصری آن حضرت مانند دیگر انسان‏ها از دنیا رخت بر می‏بندد و خداوند برای هیچ بشری پیش از ایشان عمر جاودانه قرار نداده است.

 آری، هر انسانی طعم مرگ را می‏چشد، پس اگر راهیابی بطلان به آخرین کتاب آسمانی روا باشد و محتوای آن دستخوش تغییر گردد و معارفش دچار تحریف شود، باید اساس نبوت منقرض و ریشهٴ رسالت بریده شود. چون پس از قرآن کتابی و بعد از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم پیامبر دیگری نیست؛ لیکن پیش از این ثابت کردیم که تحقق نبوّت همواره ضروری است.

 پس، تحقّق نبوّت از طریق حقانیّت قرآن قطعی است. این، دلیل عقلی بر مصونیّت قرآن کریم از تحریف است. می‏شود این دلیل را از کلام حضرت رضا(علیه‌السلام) نیز استنباط کرد: ... قرآن برای زمان خاصی نیست، بلکه دلیلی روشن و حجّتی بر همهٴ انسان‏هاست. کتابی که از پیش‏رو و پشت سر بطلان در آن راه نمی‏یابد...؛لأنّه لم یجعل لزمان دون زمان بل جعل دلیل البرهان و الحجّة علی کلّ إنسان، لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه....

 پس، اگر به سبب عدم مقتضی جاودانگی، زوال قرآن شدنی باشد؛ یعنی مشکلات زندگی انسان را نتواند برطرف کند و نیز پاسخگوی شبهات علمی نبوده، از هدایت انسان به مقاصد الاهی ناتوان باشد یا به جهت وجود مانع از دوام و پایداری، دچار دسیسه و تحریف و تغییر گردد؛ قرآن ریسمانی نااستوار است و دستگیره‏ای ناپایدار، و تمسک به آن ناروا و ناممکن.

 آری، چنین قرآنی نوری ندارد تا بر دیگر ادیان بدرخشد و بطلان آن‏ها را آشکار سازد و بر آن‏ها چیره گردد؛ هر چند بر خلاف میل مشرکان باشد و قهراً بر اثر طوفان‏های شرک و کفر، نور ضعیفش خاموش، و در نتیجه نابود می‏شود؛ هر چند بر خلاف خواستهٴ مؤمنان باشد.



منبع: خبرگزاری حوزه

دیروز که با او تماس داشتیم، گفت همین امروز غزلی برای مولا گفته است؛ با ردیف «ما» و مطلع: «از تناقض‌های عادت گشته سرشاریم ما/ گاه اصراریم ما، گه‌گاه انکاریم ما»
به گزارش مشرق، احمد بابایی از نسل شاعران جوان آئینی است که در کنار نام‌هایی چون محمد سهرابی، احمد علوی، قاسم صرافان، محسن رضوانی، محسن عرب‌خالقی و... جریانی را در شعر معاصر مذهبی ایجاد کرده‌اند. بابایی علاوه بر شاعری، ذاکری اهل‌بیت(ع) را هم می‌کند. آنگونه که خود می‌گوید، اینها را از پدرش «حاج سیروس» به ارث برده است.

شعرخوانی امسال او در محضر مقام معظم رهبری غوغا کرد. کمتر شعری، به اندازه شعر احمد بابایی مورد تفقد و تشوفیق رهبر انقلاب قرار گرفته است. این تشویق هم می‌تواند به خاطر موضوع شعر که موضع‌گیری شاعرانه در برابر فتنه داعش بود، باشد؛ هم به خاطر زبان و لطایف شعری خاص احمد بابایی. به حق می‌توان گفت که شعر «باز هم حرمله...» در کنار شعر بلند بابایی درباره «بیداری اسلامی» از اشعار ماندگار دوران معاصر خواهد بود.

احمد بابایی عاشق امام رضا(ع) است و دیروز که با او تماس داشتیم، گفت همین امروز غزلی برای مولا گفته است. این غزل جدید که در صبح جمعه 14 شهریورماه سروده شده را به همراه غزلی دیگر که چند ماه پیش گفته شده برای انتشار در خبرگزاری تسنیم برایمان فرستاد که در ادامه می‌آید:

غزل اول:

از تناقض‌های عادت گشته سرشاریم ما
گاه اصراریم ما، گه‌گاه انکاریم ما

هرکجا پا می‌گذاریم اشکمان جاری شود
هیئت دیوانگانیم، ابر سیّاریم ما

دست خالی را پر از تسبیح و تربت می‌کنیم
رونق از نام رضا داریم، بازاریم ما

کعبه مردم شدیم از بس ترک برداشتیم
سینه‌چاک مرتضی هستیم، دیواریم ما

روضه می‌خوانیم و خصم روضه، از رو می‌رود
شکر حق، با قابض‌الارواح، همکاریم ما

سفره همسایه رنگین‌ می‌شود از خون ما
مجری امضای طوماریم، خودکاریم ما

چشم ما بر دست زوار است در باب جواد
در بغل سرقفلی باب رضا(ع) داریم ما

سهم سقاخانه ما را فزون‌تر کن ز پیش
گر تصور می‌کنی امروز هوشیاریم ما

در دل ما دائما نقاره‌ها هو می‌کشند
مطرب و درویش و شهرآشوب و بیماریم ما

مطرب و درویش و شهرآشوب و بیمار و خراب
الغرض خوبیم یا بد! خیل زوّاریم ما

با کبوترهای تو، پر می‌کشد دست دعا
چشمِ آهوئیم، یک آمین طلبکاریم ما

گوشه‌ای پای ضریح‌ات دست ما را بند کن
دست ما را بند کن جایی، گرفتاریم ما

کم نمی‌آید کَرَم، از بس که یارِ ما یکی است
کم نمی‌آید توقع، بس که بسیاریم ما

شانه‌ات، تابوت ما را تا کجا خواهد کشید؟
بعد مُردن هم تو را ای عشق، سرباریم ما

********

غزل دوم:

ذهنم پر است چون حرمت از مثال‌ها
از باید و نباید و از احتمال‌ها

آقا قبول می‌کندَم یا نه؟ می‌روم
بس که برآمده‌ست از آقا محال‌ها

ایران ز لطف، کشور محراب‌ها شده
چون سوی توست سجده این خط و خال‌ها

آهو به چشم مست، پناهنده می‌شود
تضمین نموده‌اند غزل را غزال‌ها

مانند کورها به شما تکیه کرده‌ام
من با اشاره حرف زدم مثل لال‌ها

رویم سیاه! اشهد من عرض لکنت است
شوری بریز بر سر و سور بلال‌ها

قربان تو! به پاسخ در راه مانده‌ات
بند آمده زبان تمام سوال‌ها

واکن گره گره، قفس این کبوتران
بسته شده به پنجره‌ فولاد، بال‌ها

هم مِهر رو زده به مزار تو قرن‌ها
هم ماه رو نهاده به قبر تو سال‌ها

وقتی خیال‌ها همه در بند مشهد‌اند
باید نماز خواند به پشت خیال‌ها

زائر بهشت می‌رود از روضة رضا
حتی کسی که برده دلش را مدال‌ها

گفتند خوب و بد همه در هم خریدنی‌است
خود را فکنده‌ام به دل قیل و قال‌ها

گفتم که خوش به حال حرم رفته‌ها و کاش
من هم شوم یکی ز همین خوش‌ بحال‌ها

پیش از دعا اجابتِ آقا مثل شده‌ست
ذهنم پر است چون حرمت از مثال‌ها

احمد بابایی





نوع مطلب : پاسخ به شبهات، تزکیه نفس، امام رضا(ع)، قرآن کریم، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نرمش قهرمانانه، درسی از سیره معصومین؛
علی‌بن ‌موسی‌الرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت که در هیچ‌یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد. امام در همان حال که نام ولیعهد داشت و قهراً از امکانات دستگاه خلافت نیز برخوردار می‌بود، چهره‌ای به خود می‌گرفت که گویی با دستگاه، مخالف است؛ نه امری، نه نهیی، نه تصدی مسئولیتی و نه هیچ‌گونه توجیهی برای کارهای دستگاه.
مشرق- «نرمش قهرمانانه» اصطلاحی است که رهبر انقلاب با استفاده از آن در یک سال گذشته، طراحی و هدایت استراتژی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در مواجهه با کشورهای ۱+۵ در موضوع پرونده‌ی هسته‌ای مشخص کرده‌اند. پیش از این نیز ایشان در سال ۱۳۷۵ و در دیدار با مسئولان وزارت خارجه و نمایندگان سیاسی کشور، عرصه‌ی دیپلماسی را «میدان نرمش‌های قهرمانانه» خوانده بودند، اما این تعبیر را اولین‌بار برای تدبیر امام حسن علیه‌السلام و پذیرش صلح در برابر معاویه به کار برده بودند و آن را «پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه‌ی تاریخ» نام‌گذاری کرده بودند.

به نظر می‌رسد این‌گونه «مانور هنرمندانه» در سیره‌ی دیگر ائمه علیهم‌السلام نیز قابل ملاحظه و تطبیق باشد و ماجرای «پذیرش ولایتعهدی توسط امام رضا علیه‌السلام» از دیگر مصادیق آن است. البته قطعاً و لزوماً در نمونه‌یابی‌های تاریخی و در این‌گونه استفاده‌ها و درس‌گرفتن‌ها برای امروز، باید به «وجه شباهت» توجه داشت و از تطبیق در دیگر موارد خودداری نمود. امام رضا علیه‌السلام در مانور هنرمندانه‌ی پذیرش ولایتعهدی (البته به زور تهدید مأمون)، هدف کلانی را مد نظر قرار داده بودند (که توضیح خواهیم داد) و با استفاده از این نرمش در مقابل حکومت طاغوت، نهایتاً موفق به تحقق اهدافی کلان و پیش‌برد خط اصلی‌ای شدند که دیگر ائمه علیهم‌السلام هم دنبال آن بودند.
 
* انگیزه مأمون از پیشنهاد ولایتعهدی به امام
مأمون در سال ۱۹۸ هجری قمری و پس از پنج سال جنگ خونین و خانمان‌سوز با برادرش امین -فرزند دیگر هارون الرشید- زمام حکومت و خلافت را به دست گرفت. طرفداران امین سر ناسازگاری با حکومت مأمون گذاشتند و به اعتراض و اقدام علیه آن پرداختند. از سوی دیگر، علویان و شیعیان نیز که حکومت مأمون را  طاغوت می‌دانستند، در نقاط مختلف سرزمین پهناور اسلامی آن روز، اقدام به مبارزه و قیام می‌کردند. علاوه بر آشفتگی و نابسامانی داخلی، چالش‌ها و هماوردی‌های خارجی نیز خطر بزرگ دیگری برای حکومت مأمون و عباسیان به شمار می‌رفت. دولت‌های غیر مسلمان همواره در پی فرصت مناسبی بودند تا حکومت اسلامی -هرچند به‌ظاهر- و کیان اسلام را از میان بردارند.

امام رضا علیه‌السلام از فرصت پنج‌ساله‌ی جنگ مأمون و امین، برای نشر اندیشه‌ها و عقاید در سراسر سرزمین‌های اسلامی استفاده‌ی فراوان بردند. این فعالیت‌ها مأمون را به فکر چاره‌جویی انداخت. او برای مقابله با شیعیان و علویان می‌توانست همانند خلفای سلف خود، برخورد سخت را در پیش گیرد، اما هارون حتی با زندان و مسموم‌کردن امام کاظم علیه‌السلام نتوانسته بود از گسترش فعالیت‌های شیعیان جلوگیری کند.

امام رضا علیه‌السلام از فرصت پنج‌ساله‌ی جنگ مأمون و امین،   برای نشر اندیشه‌ها و عقاید اهل بیت علیهم‌السلام در سراسر سرزمین‌های اسلامی استفاده‌ی فراوان بردند. این فعالیت‌ها مأمون را به فکر چاره‌جویی انداخت. او برای مقابله با شیعیان و علویان می‌توانست همانند خلفای سلف خود، برخورد سخت و شدید را در پیش گیرد، اما تجربه‌ی تلخ برخوردهای هارون‌الرشید با امام موسی‌کاظم علیه‌السلام و با شیعیان او، در مقابل چشمان او بود. هارون حتی با زندانی‌کردن و مسموم‌کردن امام کاظم علیه‌السلام نتوانسته بود از گسترش فعالیت‌های شیعیان جلوگیری کند: «شاید مأمون در ارزیابی خطر شیعیان برای دستگاه خود واقع‌بینانه فکر می‌کرد. گمان زیاد بر این است که فاصله‌ی پانزده‌ساله‌ی بعد از شهادت امام هفتم تا آن روز و به‌ویژه فرصت پنج‌ساله‌ی جنگ‌های داخلی، جریان تشیع را از آمادگی بیشتری برای برافراشتن پرچم حکومت علوی برخوردار ساخته بود.»

مأمون برای حل این مشکل، تدبیری دیگر اندیشید و امام رضا علیه‌السلام را با تحمیل پذیرش پیشنهاد الزامی ولایتعهدی، به سوی خراسان کشاند. قطعاً اقدام مأمون به انتصاب امام رضا علیه‌السلام در این مقام، برآمده از دوستی و محبت نسبت به اهل بیت نبود، زیرا دوستی و ارادت مأمون فقط وقتی قابل تأیید و تصدیق بود که او از قدرت کنارگیری می‌کرد و آن را به امام می‌سپرد. جنگ پنج‌ساله‌ی مأمون با برادرش  برای کسب حکومت نیز شاهدی بر شدت دلبستگی او به قدرت است که فرضیه‌ی دوستی او با اهل بیت را رد می‌کند.

اجمالاً می‌توان انگیزه‌ی مأمون در پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا علیه‌السلام را این‌گونه برشمرد:
۱. خاموش‌کردن قیام‌ها: «اولین و مهم‌ترین آنها، تبدیل صحنه‌ی مبارزات حادّ انقلابی شیعیان به عرصه‌ی فعالیت سیاسی آرام و بی‌خطر بود.» «مأمون می‌خواست یک‌باره آن خفا و استتار را از این جمع مبارز بگیرد و امام را از میدان مبارزه‌ی انقلابی  به میدان سیاست بکشاند و بدین وسیله کارآیی نهضت تشیع را که بر اثر همان استتار و اختفا روزبه‌روز افزایش یافته بود، به صفر برساند.»


امام فقط برای حفظ جانشان نبود که تسلیم خواسته‌ی مأمون و پذیرش ولایتعهدی شدند، بلکه ایشان می‌دانستند که با کشته‌شدنشان، آشوب و آشفتگی تمام پایگاه‌های مردمی امام رضا علیه‌السلام را فرامی‌گیرد و این سرآغازی می‌شد بر کشتار گسترده‌ی خاندان و یاران آن حضرت. همچنین قیام‌های مسلحانه‌ای بدون تأمل و روال منطقی به راه می‌افتاد که فاقد هرگونه نظم و نسقی می‌بود.

۲. مشروعیت‌بخشیدن به حکومت: انگیزه‌ی دیگر، «تخطئه‌ی مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه‌ بودن خلافت‌های اموی و عباسی و مشروعیت‌ دادن به این خلافت‌ها بود.»

۳. کنترل امام: «این‌که مأمون با این کار، امام را که همواره یک کانون معارضه و مبارزه بود، در کنترل دستگاه‌های خود قرار می‌داد و به‌جز خود آن‌ حضرت، همه‌ی سران و گردنکشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره‌ی خود درمی‌آورد.»

۴. جداکردن امام از مردم: «این‌که امام را که یک عنصر مردمی و قبله‌ی امیدها و مرجع سؤال‌ها و شِکوه‌ها بود، در محاصره‌ی مأموران حکومت قرار می‌داد و رفته‌رفته رنگ مردمی‌بودن را از او می‌زدود و میان او و مردم و سپس میان او و عواطف و محبت‌های مردم فاصله می‌افکند.»

۵. کسب وجهه برای خود: «هدف پنجم این بود که با این کار  برای خود وجهه و حیثیتی معنوی کسب می‌کرد، طبیعی بود که در دنیای آن روز، همه او را بر این‌که فرزندی از پیغمبر و شخصیت مقدس و معنوی را به ولیعهدی خود برگزیده و برادران و فرزندان خود را از این امتیاز محروم ساخته است، ستایش کنند و همیشه چنین است که نزدیکی دینداران به دنیاطلبان از آبروی دینداران می‌کاهد و بر آبروی دنیاطلبان می‌افزاید.»

۶. تبدیل‌کردن امام به توجیه‌گر اعمال حکومت: «ششم آن‌که در پندار مأمون، امام با این کار به یک توجیه‌گر دستگاه خلافت بدل می‌گشت.»
امام رضا (ع) و نرمش قهرمانانه در برابر طاغوت
پوستر: امام رضا علیه‌السلام و علنی کردن داعیه امامت
* نرمش امام در برابر پذیرش ولایتعهدی
به سبب همه‌ی دلایلی که آمد، مأمون امام را به خراسان دعوت کرد و پیشنهاد پذیرش ولایتعهدی را به ایشان داد. امام هم که از هدف مأمون آگاه بودند، از قبول آن استنکاف کردند. مأمون اما حضرت را تهدید به قتل کرد و ایشان ناچار و بااکراه ولیعهدی را پذیرفتند. شایان توجه است که امام علیه‌السلام فقط برای حفظ جانشان نبود که تسلیم خواسته‌ی مأمون و پذیرش ولایتعهدی شدند، بلکه ایشان می‌دانستند که با کشته‌شدنشان نابسامانی‌های بسیاری به وجود خواهد ‌آمد؛ از جمله این‌که:

۱. آشوب و آشفتگی تمام پایگاه‌های مردمی امام رضا علیه‌السلام را فرامی‌گرفت و این سرآغازی می‌شد بر کشتار گسترده‌ی خاندان و یاران آن حضرت.

۲. قیام‌های مسلحانه‌ای بدون تأمل و روال منطقی به راه می‌افتاد که فاقد هرگونه نظم و نسقی می‌بود.

امام با نشان‌دادن یک نرمش، از این فرصت پیش‌آمده برای احیای سنت‌های فراموش‌شده، از میان برداشتن بدعت‌ها، بسیج توانمندی‌ها، خنثی‌کردن برنامه‌های مأمون برای آینده  و تصحیح اندیشه‌ها و مفاهیم نادرست سیاسی، نهایت استفاده را بردند. ایشان در عین پذیرفتن ولایتعهدی، برای پیشبرد برنامه‌های مد نظرشان و ناکام گذاشتن مأمون در دستیابی به اهدافش، تدابیری را نیز اتخاذ کردند.

این‌ها دلایلی بود که چه‌بسا امام رضا علیه‌السلام را به پذیرفتن پیشنهاد الزامی ولایتعهدی مأمون واداشت. حال با چنین پیشامدی، امام علیه‌السلام با نشان‌دادن یک نرمش، از این فرصت پیش‌آمده برای احیای سنت‌های فراموش‌شده، از میان برداشتن بدعت‌ها، بسیج توانمندی‌ها، خنثی‌کردن برنامه‌های مأمون برای آینده  و تصحیح اندیشه‌ها و مفاهیم نادرست سیاسی، نهایت استفاده را بردند. ایشان در عین پذیرفتن ولایتعهدی، برای پیشبرد برنامه‌های مد نظرشان و ناکام گذاشتن مأمون در دستیابی به اهدافش، تدابیری را نیز اتخاذ کردند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. «هنگامی که امام را از مدینه به خراسان دعوت کردند، آن حضرت فضای مدینه را از کراهت و نارضایی خود پر کرد، به طوری که همه‌کس در پیرامون امام یقین کردند که مأمون با نیت سوء حضرت را از وطن خود دور می‌کند.»

۲. «هنگامی که در مرو پیشنهاد ولایتعهدی آن حضرت مطرح شد، حضرت به‌شدت استنکاف کردند و تا وقتی مأمون صریحاً آن حضرت را تهدید به قتل نکرد، آن را نپذیرفتند. این مطلب همه‌جا پیچید که علی‌بن‌ موسی‌الرضا ولیعهدی و پیش از آن خلافت را که مأمون به او با اصرار پیشنهاد کرده بود، نپذیرفته است [...] خود امام از هر فرصتی، اجباری‌بودن این منصب را به گوش این و آن می‌رساند، همواره می‌گفت من تهدید به قتل شدم تا ولیعهدی را قبول کردم.»

۳. «با این همه، علی‌بن ‌موسی‌الرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت که در هیچ‌یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد. [...] امام در همان حال که نام ولیعهد داشت و قهراً از امکانات دستگاه خلافت نیز برخوردار می‌بود، چهره‌ای به خود می‌گرفت که گویی با دستگاه خلافت، مخالف و به آن معترض است؛ نه امری، نه نهیی، نه تصدی مسئولیتی، نه قبول شغلی، نه دفاعی از حکومت و طبعاً نه هیچ‌گونه توجیهی برای کارهای آن دستگاه.»


علی‌بن ‌موسی‌الرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت که در هیچ‌یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد. امام در همان حال که نام ولیعهد داشت و قهراً از امکانات دستگاه خلافت نیز برخوردار می‌بود، چهره‌ای به خود می‌گرفت که گویی با دستگاه، مخالف است؛ نه امری، نه نهیی، نه تصدی مسئولیتی و نه هیچ‌گونه توجیهی برای کارهای دستگاه.

* دستاوردهای امام از فرصت به‌وجود‌آمده
حضرت رضا علیه‌السلام  از شرایطی که دست داده بود و طبعاً برایشان آزادی نسبی‌ای به همراه داشت، چند زمینه را عرصه‌ی فعالیت‌های خویش ساختند و توانستند با نشان‌دادن این نرمش، اهداف کلان مد نظر خود را دنبال کنند و آن‌ها را محقق نمایند:

۱. اقامه دین و احیای سنت: موقعیت به‌دست‌آمده  فرصتی بود تا امام رضا و خاندان و یارانش به تبیین مَعالم دین، احیای سنت پیامبر و نشر و ترویج منش و روش اهل بیت علیهم‌السلام در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی بپردازند. در حالی که  امام در دربار بودند و می‌توانستند با وزیران، سرداران و نزدیکان مأمون دیدار و فعالیت خود را دنبال کنند، هر یک از برادران حضرت در شهرهای خود رهبران جنبش شده بودند و یاران ایشان نیز هر جا که بودند، به فعالیت انقلابی خود می‌پرداختند.

۲. بسیج توانمندی‌ها: پس از ناکام‌ماندن قیام علویان و شکست نظامی آنان، شرایط پیش‌آمده سبب شد تا آنان دیگر مورد پیگرد حاکمیت قرار نگیرند. انقلابیون در این فرصت، به بسیج نیرو و توانمندی‌ها پرداختند تا پس از دوره‌ای آرام‌گرفتن، خود را برای قیام در زمانی مناسب آماده کنند.

۳. برملا کردن داعیه امامت شیعی: «اما بهره‌برداری اصلی امام از این ماجرا  بسی از این‌ها مهم‌تر است. امام با قبول ولیعهدی، دست به حرکتی می‌زند که در تاریخ زندگی ائمه‌ی پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی‌نظیر بوده است و آن برملاکردن داعیه‌ی امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده‌ی غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه‌ی مسلمان‌هاست. تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن، سخنانی را که در طول یک‌صد‌و‌پنجاه سال جز در خفا و با تقیه و به خِصّیصین و یاران نزدیک گفته نشده بود، به صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمولیِ آن زمان -که جز در اختیار خلفا و نزدیکان درجه‌یک آنها قرار نمی‌گرفت- آن را به گوش همه رساند.»

پس از ناکام‌ماندن قیام علویان و شکست نظامی آنان، شرایط پیش‌آمده سبب شد تا آنان دیگر مورد پیگرد حاکمیت قرار نگیرند. انقلابیون در این فرصت، به بسیج نیرو و توانمندی‌ها پرداختند تا پس از دوره‌ای آرام‌گرفتن، خود را برای قیام در زمانی مناسب آماده کنند.

۴. اعتراف مأمون به حقانیت امام: حکومت امویان و پس از آنان  خاندان عباسی، با ابزار ترغیب و تشویق و ترساندن، سعی در پنهان‌کردن فضایل اهل بیت و کاستن از جایگاه و منزلت آنان داشتند، اما پس از آن‌که امام رضا منصب ولایتعهدی را پذیرفتند، اوضاع دگرگون شد. اکنون مأمون فضایل اهل بیت را برمی‌شمرد و از مظلومیت اهل بیت علیهم‌السلام  و از ستم‌های حاکمان پیشین بر آن خاندان سخن می‌گفت.

۵. مناظره‌های آزادانه امام با پیروان ادیان دیگر: مأمون برای تضعیف جایگاه علمی امام رضا علیه‌السلام، از دانشمندان دیگر ادیان دعوت می‌کرد تا به مناظره با امام بپردازند. او به فضل بن سهل دستور داده بود تا به این منظور، اصحاب آراء و اندیشه‌های گوناگون را گرد آورد. حضرت رضا علیه‌السلام از این فرصت هم استفاده می‌کردند و بر اساس کتاب‌های معتبر خودِ آن صاحبان آراء و اندیشه‌ها، به محاجّه و بحث با آنان می‌پرداختند و دلایلشان را مردود و باطل می‌نمودند، نهایتاً همگی تسلیم گفتار و منطق امام می‌شدند و به درستیِ اندیشه و افکار آن حضرت اعتراف می‌کردند.

قطعاً سیره‌ی معصومین علیهم‌السلام در همه‌ی ادوار می‌تواند درسی برای مؤمنان در صحنه‌های گوناگون باشد. زمانی که امام رضا علیه‌السلام مبارزه را شروع کردند، گفته می‌شد که چگونه می‌خواهید در برابر اختناق برجای مانده از دوران هارون بایستید!؟ لکن با تدبیر امام و پس از یک دوره‌ای  کار به جایی رسید که آن‌چنان تفکر ولایت اهل بیت علیهم‌السلام در دنیای اسلام گسترش پیدا کرد که دستگاه بنی‌عباس از مواجهه با آن عاجز ماند. پذیرش ولایتعهدی مأمون توسط امام رضا علیه‌السلام، به ما درس دنبال‌کردن اهداف کلان، پیگیری مدام برای دست‌یابی به آنها و حفظ اصول در عین داشتن انعطاف را می‌آموزد.

منابع:
- حکیم، منذر، و شهاب‌الدین حسینی. ۱۳۸۵. پیشوایان هدایت (حضرت امام رضا علیه‌السلام ثامن‌الائمه) جلد دهم. قم: مجمع جهانی اهل بیت (ع)
-
پیام رهبر انقلاب به کنگره‌ی علمی بین‌المللی امام علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام ۱۳۶۳/۰۵/۱۸
منبع: Khamenei.ir




نوع مطلب : ولایت و امامت، تزکیه نفس، امام رضا(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
ابتکار یک زوج کرمانی
خیلی دلمان می خواهد همه بیایند، خیلی بیشتر دلمان می خواهد زنده ترها هم بیایند، آنهایی که از ما و شما زنده ترند. دعا کنید زندگی ما هم مثل آنها باشد. زندگی زنده ها نه مردگی مرده ها...
گروه جهاد و مقاومت مشرق - یاد شهدا اگر در تمام شئون زندگی ریشه دواند و متبلور شد، آنگاه می شود انتظار داشت که در روز قیامت، شهدا دستمان را بگیرند و یاری مان کنند.

حکایت، آغاز زندگی زوجی از شهر کرمان به نام های پژوهش و حلاج زاده است که کارت دعوتی متفاوت ساخته و پرداخته کرده و شهدا را به همراه دوستان و آشنایان به مراسم عروسی شان دعوت کرده اند.

در بخشی از این دعوتنامه می خوانیم: خیلی دلمان می خواهد همه بیایند، خیلی بیشتر دلمان می خواهد زنده ترها هم بیایند، آنهایی که از ما و شما زنده ترند. دعا کنید زندگی ما هم مثل آنها باشد. زندگی زنده ها نه مردگی مرده ها...
مراسم جشن: دوشنبه 20 مرداد 1393 از ساعت 7 تا پاسی از شب.

در این کارت دعوت که به صورت بورشور آماده شده، حکایتی از خطبه عقد ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها، همچنین خاطراتی از ازدواج شهیدان باکری، همت و جهان آرا به چشم می خورد.

برای این زوج کرمانی، ثبات قدم در راه پر افتخار شهدا و تبعیت از راه سعادت آفرین سید و سالارشان، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را از درگاه احدیت خواستاریم.

کارت دعوت

کارت دعوت




نوع مطلب : دفاع مقدس و شهدا، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، درباره‌ی اعمال و مراقبت‌های وارد شده در ماه ذی‌القعده نکاتی را بیان کردند.
به گزارش مشرق، مقام معظم رهبری در ضمن این نکات به نامه‌ای از مرحوم آقای قاضی اشاره کردند و گفتند: «مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی رضوان‌الله علیه در ورود ماه ذی‌القعده یک مکتوبی، نامه‌ای دارند به دوستانشان، به مریدانشان و شاگردانشان که در این کتابی که شرح حال ایشان است، درج شده است... یک قصیده‌ی خیلی شیوایی ایشان انشاء می‌کند که اول آن این است: «تنبه فقد وافتکم الاشهر الحرم». این قصیده را ایشان مفصل گفته‌اند؛ و توصیه‌هایی دارند نسبت به شاگردانشان. فرصتی است برای ما، برای مردم که ان‌شاءالله از برکات این ماه - که آغاز سه ماه متوالی حرام است - بهره ببریم.» متن کامل نامه‌ی ایشان به همراه ترجمه‌ی اشعار عربی به نقل از جلد نخست کتاب آیت‌الحق که مورد اشاره‌ی رهبر انقلاب قرار گرفته بود از این قرار است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

الحمدلله رب العالمین، والصلاة و السلام علی الرسول المبین و وزیره الوصی الأمین، و ابنائهما الخلفاء الراشدین، و الذریة الطاهرین و الخلف الصالح و الماء المعین، صلی‌الله و سلم علیهم أجمعین.

تنبّه فَقَد وافَتکم الأشهرُ الحُرُم تیقّظ لکی تزدادَ فی الزاد و اغتنم

ترجمه: بیدار باش که ماه‌های حرام فرا رسیده‌اند؛ شب‌زنده‌داری کن تا بیشتر بهره‌مند شوی و فرصتها را غنیمت بدان.

فقم فی لیالیها و صم من نهارها لِشُکر إله تمّ فی لطفه و عم

ترجمه: شبها بیدار شو و روزها روزه‌داری کن، جهت سپاس از خدائی که نعمت و لطف او فراگیر بوده است.

و لا تهجعن فی اللیل إلا أقله تهجّد و کم صبّ من اللیل لم ینم

ترجمه: فقط پاسی از شب را بخواب و بقیه را در خواب و بیداری باش، چون عاشقان (ایشان را روش خواب چنین بود که چندین بار تا صبح برمی‌خاستند و نماز می‌خواندند و بار آخر نمازهای شفع و وتر و فریضه را انجام می‌دادند)

و رتّل کتاب الحق و اقرأه ماکثا بأحسن صوت نوره یشرق الظلم

ترجمه: کتاب خدا را تلاوت نما و آن را با تأمل قرائت کن، با بهترین صداها که نور آن تاریکی‌ها را روشن می‌گرداند.

فلم تحظ بل لم یحظ قط بمثله و أخطأ من غیر الذی قلته زعم

ترجمه: که نه تو و نه دیگران هرگز مانند آن را نخواهند یافت و هرکس غیر از این گوید در اشتباه است.

و سلّم علی أصل القرآن و فصله بقیة آل اللّه کن عبده السّلم

ترجمه: بر قرآن و آنان که بدان عمل نموده و آن را تشریح نمودند، این وابستگان به خدا، درود فرست و بنده‌ی خدا باش.

فمن دان للرحمن فی غیر حبهم فقد ضل فی إنکاره أعظم النعم

ترجمه: هرکس بخواهد بدون عشق ورزیدن به خاندان نبوت (علیهم‌السلام) به خدا نزدیک شود حتماً گمراه شده است، به خاطر نادیده گرفتن بزرگترین نعمت خداوند متعال.

فحبّهم حبّ الإله استعذبه هم العروة الوثقی فبالعروة اعتصم

ترجمه: عشق به ایشان عشق به خداست، پس به آنان پناه ببر که ایشان ریسمان مستحکم هستند.

و لا تک باللاهی عن القول و اعتبر معانیه کی ترقی إلی أرفع القمم

ترجمه: از قرآن غافل مباش و از معانی آن پند و درس بگیر تا به مکانهای رفیع برسی.

علیک بذکر اللّه فی کل حالة و لا تن فیه لا تقل کیف ذا و کم

ترجمه: همواره ذکر خدای گو، بدون حد و مرز، و هرگز تردید به خود راه مده.

فهذا حمی الرحمن فادخل مراعیا لحرماته فیها و عظّمه و التزم

ترجمه: که آن‌ها (ماههای) رحمت خداوندی‌اند، پس با حفظ حرمت و رعایت بر آنها وارد شو و آنها را بزرگ شمار و خود را بر آنها متعهد دان.

فمن یعتصم باللّه یهد صراطه فإن قلت ربی اللّه یا صاح فاستقم

ترجمه: هرکس به خدای متعال متوسل شود، به راه راست خدا هدایت خواهد شد، دوست من! هرگاه الله را خدای خود نامیدی دیگر استوار باش (و به راه خود ادامه بده).

خداوند متعال فرماید: «وَ مَنْ یعْتَصِمْ بِاللّٰهِ فَقَدْ هُدِی إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ» (هرکس به دین خدا متمسک شود محققاً به راه مستقیم هدایت یافته است) (آیه ‌١٠١‌ آل عمران)؛ و فرمود: «وَ اِسْتَقِمْ کمٰا أُمِرْتَ»؛ و فرمود: «إِنَّ اَلَّذِینَ قٰالُوا رَبُّنَا اَللّٰهُ ثُمَّ اِسْتَقٰامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ اَلْمَلاٰئِکةُ» (آنان‌که گفتند خدای یکتا است و بر این ایمان ماندند فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند) (آیه ‌٣٠‌ فصلت)

برادران عزیز هوشیار باشید-خداوند شما را توفیق طاعت دهد-که وارد ماه‌های حرام می‌شویم؛ نعمت‌های خداوند بر ما چه بزرگ و کامل است؛ آنچه-قبل از هر چیز- بر ما واجب است توبه‌ای همراه با شرط و شروط مخصوص به خود و نمازهای معروف به آن، و آن‌گاه دوری جستن از گناهان کبیره و صغیره در حد توان است.

پس شب جمعه-در شب جمعه یا روز آن-یا روز یکشنبه نماز توبه را به پا دارید و سپس آن را روز یکشنبه دوم ماه تکرار کنید. (شاید در آن هنگام روز یکشنبه با دوم ماه مصادف بوده است-مترجم)

سپس مراقبت صغری و مراقبت کبری، محاسبه و معاقبه را به آنچه شایسته‌تر است و آن طریق که بهتر است انجام می‌دهید، که در آنها یادآوری و تذکر است برای کسانی که خواهان یادآوری و دارای ترس می‌باشند؛ سپس از صمیم قلب نیت کنید و بیماری‌های گناهان خود را معالجه نمائید و به‌وسیله استغفار نابسامانی‌های درون خود را سامان دهید.

و بپرهیزید از هتک حرمت‌ها. زیرا هرکس چنین کند، اگرچه خداوند کریم او را هتک نکند، اما از او هتک حرمت خواهد شد.

چگونه می‌توان دلی را که شک و شبهه پریشان نموده است رها کرد و آن را به راه راست هدایت نمود و آن را از سرچشمه زلال سیراب کرد؛ باید از خدا کمک بگیریم که اوست بهترین یاری‌دهنده.

۱. خود را به انجام فرائض در بهترین اوقات آن، با نوافل آنکه مجموعاً پنجاه و یک رکعت می‌شود، مکلف نمائید. و اگر ممکن نشد چهل و چهار رکعت بخوانید. و هرگاه گرفتاری‌های دنیوی شما را مشغول داشت این نباید کمتر از نماز (اوابین) که همان هشت رکعت نافله ظهر است، باشد.

۲. نوافل را بجا آور مخصوصاً نماز شب را که چاره از آن نیست. عجب می‌دارم از آن‌کس که کمال می‌طلبد اما شب‌زنده‌داری نمی‌کند. سراغ نداریم که کسی بدون آن به کمالاتی رسیده باشد.

۳. قرآن کریم را با صدای نیکو و حزن‌انگیز به هنگام شب تلاوت نمائید که شراب مؤمن است.

۴. وردهای معمول را که همواره در اختیار شما است انجام دهید و سجده‌ی معروفه را از پانصد تا یک هزار ملازم باشید.

۵. همچنین به زیارت هرروزه حرم مبارک حضرت علی (علیه السلام) -برای کسانی که مجاور هستند-و رفتن هرچه بیشتر به مساجد معظمه و سایر مساجد ملتزم شوید، که حالت مؤمن در مساجد مانند ماهی است در آب.

۶. و هرگز بعد از نمازهای واجب تسبیح حضرت صدیقه (صلوات‌الله علیها) را ترک نکنید که آن ذکر کبیر است و لااقل در هر مجلسی یک دوره آن ترک نشود.

۷. و دعای فرج جهت ظهور حضرت حجت (صلوات‌الله علیه)، به هنگام قنوت وتر بعد از نوافل شب و بلکه در هر روز و در همه دعاها، از ضروریات است.

۸. خواندن زیارت جامعه-منظور جامعه کبیره است-در هر روز جمعه از دیگر ضروریات است.

۹. تلاوت قرآن کریم کمتر از یک جزء نباشد.

۱۰. دوستان نیکوکار را زیاد ملاقات کنید، که آنان برادران راه و همراهان تنگه‌ها هستند.

۱۱. و اهل قبور را به هنگام روز، یک در میان، زیارت کنید؛ شب به زیارت قبور نروید.

ما را چه به دنیا که مغرور بدارد ما را؛ آن ما را گرفتار نموده و به خود می‌کشاند، در حالی‌که از آن ما نیست. طوبی و خوشی دائم برای کسانی که بدن‌های آنها در عالم خاکی است اما دلهایشان در لاهوت (یعنی در عالم احدیت و عزّ پروردگار) است؛ آنان عده محدودی هستند اما واقعیت و اصالت آنها بیشتر و افزون‌تر است.

من آنچه را می‌شنوید می‌گویم و از خدا آمرزش می‌طلبم.

(آخر ج۲ /‌١٣۵٧‌/ه)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

10توصیه زیبا "آیت‌الله بهجت" برای زیارت امام رضا(ع)

آیت‌الله العظمی بهجت می‌فرمود : لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید . حضرت می‌دانند ، مبالغه در دعاها نکنید ! زیارت قلبی باشد .
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛  همزمان با فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت ثامن‌الائمه علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل‌بیت (ع) به زیارت امام هشتم می‌روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر کنیم تا ان‌شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

۱- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.



۲- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

۳- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

۴- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

۵- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

۶- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

۷- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

۸- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ  رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

۹- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

۱۰- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.




نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام رضا(ع)، آیت الله بهجت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 شهریور 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
طی الارضی برای دفع خطر
تو دوست داشتی زودتر به خانه مراجعت کنیم و مقصودت حاصل شد

به گزارش سرویس دینی جام نیوز ، فرزند آیت اله نخودکی اصفهانی  نقل می کنند: « هنگامی که ارتش روسیه خراسان را در اشغال خود داشت، ما در خارج شهر مشهد « نخودک» خانه داشتیم و مرحوم پدرم هفته ای دو روز برای انجام حوائج مردم و امور دیگر به شهر می آمدند. یکروز عصر که از شهر خارج می شدیم، احساس ناامنی کردم و به پدرم عرض کردم: چرا با وجود این هرج و مرج، تا نزدیک غروب در شهر مانده اید؟

فرمودند: « برای اصلاح کار علویه ای اجباراً توقف کردم. » گفتم: راه خطرناک است و سه کیلومتر راه ما در میان کوچه باغهای خلوت، امنیتی ندارد و اراذل و اوباش شبها در اینگونه طرق، مزاحم مردم می شوند. پدرم در آن اواخر، بر اثر کهولت بر مرکبی سوار می شدند و رفت و آمد می کردند. آنروز هم بر مرکب خود سوار بودند، در جواب من فرمودند: « تو هم ردیف من بر مرکب سوار شو. »

 

عرض کردم: پدر جان این مرکب ضعیف است و شما را هم به زحمت حمل می کند وانگهی شخصی نیز لازم است که دائماً آن را از دنبال براند. فرمودند: « تو سوار شو من دستور می دهم تند برود. » اطاعت کردم. وارد کوچه باغها شدیم که مؤذن تکبیر می گفت. در این وقت از من پرسیدند : « فلان کس را ملاقات کردی؟ »

گفتم: آری. ناگهان و با حیرت دیدم که سر مرکب به در منزل مسکونی ما رسیده و مؤذن مشغول گفتن تکبیر است. در صورتی که برای رسیدن به خانه، لازم بود از پیچ چند کوچه باغ می گذشتیم و پس از عبور از دهی که سر راهمان قرار داشت، به قلعه نخـودک که در آنجا خانه داشتیم، می رسیدیم، با شگفتی پرسیدم:

 

پدرجان چگونه شد که ما ظرف چند لحظه به اینجا رسیدیم؟  فرمودند: کاری نداشته باش، تو دوست داشتی زودتر به خانه مراجعت کنیم و مقصودت حاصل شد. باز متعجبم که پس از ورود به خانه چه شد که حادثه را بکلی فراموش کردم تا آنکه پس از فوت آن مرحوم، به خاطرم آمد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فیلم: پیرمردی که اخیرا امام زمان (عج) را دیده است

برای عمه ام زینب سلام الله علیها بسیار روضه بگیرید زیرا ایشان خیلی غریب بود و همچنین خدا را به حق عمه ام زینب قسم دهید فرجم را برساند و برای تعجیل در ظهورم بسیار دعا کنید.
به گزارش شیعه آنلاین، حجة الإسلام و المسلمین شیخ «حسن یوسفی» از سخنرانان سرشناسی که در شهرهای مختلف ایران به سخنرانی می پردازد، اخیرا در یکی از مراسم خود در استان خراسان، پیرمردی را به مجلس آورده بود که اخیرا با حضرت ولیعصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دیدار کرده است.

نکته جالب اینجاست که این پیرمرد روستایی که چوپانی ساده در یکی از روستاهای استان خراسان بوده، نه تنها با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دیدار کرده بلکه هنگام به جا آوردن مناسک حج عمره، چند روزی را در کنار حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور داشت و با ایشان نشست و برخواست داشت.

به گفته این چوپان روستایی، ماجرا از این قرار بوده که یک روز مرد ثروتمندی از تهران به سراغ او می آید و می گوید: قرار است تا چند روز دیگر برای حج عمره راهی عربستان سعودی شوم. در خواب دیدم که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به بنده می فرمایند: به فلان روستا در فلان استان برو و دنبال فردی بنام فلانی باش. او را هم با خودت به عمره ببر. در غیر این صورت عمره تو قابل قبول نخواهد بود.

چوپان پیر که توفیق دیدار با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشته،‌ در ادامه افزود: مرد ثروتمند از خواب که بیدار می شود، کمی فکر می کند و می گوید باید به آدرسی که در خواب دیدم بروم و ببینم که آیا چنین فردی وجود دارد؟!  به روستا می آید و سراغ مرا می گیرد وقتی مرا پیدا کرد فهمید که خوابش درست بوده و از من خواست که آماده شوم تا با او به عمره بروم. من هم که آرزوی رفتن به عمره را داشتم، آماده شدم و با او راهی شد.

وی همچنین گفت: در أیام عمره، مردی نورانی و زیبا روی به سراغم آمد و چند روزی با من بود. ابتدا متوجه نشدم که او کیست اما بعد فهمیدم که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. مطالبی را به بنده گفت که همه آن را اجازه ندارم بازگو کنم. فقط تنها چیزی که اجازه دارم بگویم این است که آن حضرت فرمودند اولا برای عمه ام زینب سلام الله علیها بسیار روضه بگیرید زیرا ایشان خیلی غریب بود و همچنین خدا را به حق عمه ام زینب قسم دهید فرجم را برساند و برای تعجیل در ظهورم بسیار دعا کنید.

علاقمندان برای مشاهده کیلیپ اظهارات این پیرمرد روستایی می‎توانند به این آدرس اینترنتی مراجعه کنند: www.aparat.com/v/zsOMC




نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 شهریور 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

حسین جان !

دست من گیر

که این دست همان است

که من سال ها

از غم هجران تو بر سر زده ام ...

 

http://www.rozenews.com/media/image/userdata/195003562-1-109237832-1db0c2924c8853738d7f636dbd79fb63-1200.jpg

پیاده روی اربعین

منبع : روضه نیوز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امام رضا از مرز شلمچه وارد می‎شود

به گزارش روضه نیوز ؛در راستای دوازدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) همزمان که با گرامیداشت دهه کرامت و میلاد حضرت معصومه(س) آغاز می‌شود، مراسم ورود نمادین کاروان امام رضا(ع) در خرمشهر و در استان خوزستان آغاز می‌شود.

با توجه به اینکه 25 ذی‌القعده سال 200 هجری قمری، کاروان امام رضا(ع) از مدینه به مقصد مرو حرکت کرد، امام(ع) از مرز شلمچه وارد خاک کشورمان شدند به همین منظور کاروان نمادین ورود امام رضا(ع) به خاک ایران اول شهریور حرکت خود را در شلمچه آغاز می‌کند.

از برنامه‌هایی که در این راستا و در خوزستان برگزار می‌شود می توان به همراهی کاروان‌ دوی استقامت «جاده ولایت» با کاروان نمادین امام رضا(ع) اشاره کرد که از سری برنامه‌های دوازدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) در خوزستان است و با مشارکت اداره ورزش و جوانان استان برگزار می‌شود. این کاروان پس از دو ساعت طی مسیر، یک ساعت و نیم برنامه خواهد داشت که شامل سخنرانی استاندار خوزستان، مدیرعامل بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) و دیگر مسئولان استان و همچنین اعطای بیرق حرم مطهر موسی‌بن‌الرضا(ع) به کاروان ورزشی است. پس از این، کاروان «جاده ولایت» به سمت مشهد حرکت می‌کند.

یادآور می شود پنجمین جشنواره شعر عربی رضوی (یادمان دعبل خزاعی) نیز 13 و 14 شهریور در دو شهرستان اهواز و شوش برگزار می‌شود. این جشنواره از سری برنامه‌های دوازدهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) است. تاکنون 170 شعر عربی به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است و پنج کشور اسلامی عراق، یمن، عمان، عربستان سعودی و بحرین نیز در این جشنواره شرکت کرده‌اند.






نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو