اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

آیت الله العظمی سبحانی تبیین کردند:
نفرین پیامبر(ص) بر جفاگران به حق حضرت علی(ع)/ تقدیر، خارج از اختیار انسان نیست
این مرجع تقلید با اشاره به سخنان پیامبر اکرم(ص) در آخرین لحظات عمر شریف ایشان به حضرت علی(ع)، گفتند: رسول الله(ص) انگشت امیرالمومنین(ع) را می گیرند و می فرمایند «اى اباالحسن! من و تو پدران این اُمّت هستیم، هر كه به ما جفا كند، لعنت خدا بر او باد».

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله سبحانی در ویژه برنامه «چشمه معرفت» که از شبکه دوم سیما پخش شد، به تبیین مفهوم شب قدر پرداختند و اظهار داشتند: شب قدر بدین معناست که جهان برای خودش در هرسال، یک برنامه ریزی دارد.

ایشان تصریح کردند: همان گونه که دولت ها و موسسات درهر سال برای خود برنامه ریزی دارند، عالم آفرینش نیز در طول یک سال برنامه ریزی دارد که این امر در شب قدر صورت می گیرد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله جعفر سبحانی، حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام علی(ع)، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، علما، معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حضرت علی علیه السلام در حدیثی ارکان توبه نصوح را تشریح کردند.
متن حدیث از کتاب تحف العقول می باشد.

وَ قِیلَ لَهُ علیه السلام مَا التَّوْبَةُ النَّصُوحُ فَقَالَ علیه السلام نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفَارٌ بِاللِّسَانِ وَ الْقَصْدُ عَلَى أَنْ لَا یَعُودَ.

از امیر المؤمنین علی علیه السلام پرسیدند: توبه نصوح چیست؟ حضرت فرمود: پشیمانى در دل و طلب آمرزش به زبان و تصمیم بر اینكه (به گناه) باز نگردد.

تحف العقول، ص: 210


سه رکن توبه نصوح از منظر امیرالمؤمنین(ع)

سه رکن توبه نصوح از منظر امیرالمؤمنین(ع)

منبع: حوزه نیوز
شیعه نیوز




نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام علی(ع)، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شیخ حسین انصاریان:

گناه کنار زدن علی (ع) از همه گناهان بشر سنگین تر است


السوال حرامٌ، بحث کردن حرام است، کی گفته حرام است؟ بحث حرام است که چهره ی علی روشن نشود؟ حرام وجود خودتان است نه بحث، چه بحثی حرام است؟


به گزارش شیعه آنلاین، استاد شیخ «حسین انصاریان» در روز 21 ماه رمضان سال ۱۴۳۰ هـ.ق مطابق با جمعه ۲۰ شهریور سال ۱۳۸۸ شمسی، سخنرانی بسیار زیبا و آتشینی ایراد نمود.

اکنون و بعد از گذشت چند سال از آن زمان، به نظر می رسد بازنشر مطالب مهم و اصلی بیان شده در آن سخنرانی که حاوی نکات بسیار ارزشمندی بوده، خالی از لطف نیست. برای استفاده بیشتر مخاطبان محترم، لینکی در پایان مطلب گذاشته ایم که با دانلود آن، می توانند فایل صوتی این سخنرانی را نیز بشنوند.

... علاقه دارم روایات اهل سنت را بگویم، که حجت خدا صد در صد ـ بعد از پخش این سخنرانی ـ بر همه تمام شود، که با بودن علی و پس زدن علی ،قیامت هر که را بخواهد ببرد جهنم، کسی ایراد بر خدا نداشته باشد، نگوید چرا من را می بری جهنم. راحت جواب بدهد بی علی یک نفر را به بهشت نمی برم، تو که کسی نیستی.

دل خالی از علی، قلب خر و گاو است نه انسان. زندگی خالی از فرهنگ علی زندگی کالأنعام است، مردن بدون علی، مردن اصحاب شِمال است. بودن بدون علی، بودن خرس و خوک و گاو شتر است؛ علی میزان خداست، علی معیار خداست، علی صفحه ی همه ی ارزش های خداست.

جلال الدین چقدر عالی می گوید، می گوید: ما که نتوانستیم با آیات و روایات تو را بفهمیم، اقلاً خودت دهان باز کن و بگو کی هستی. ما که حالیمان نمی شود. تو خودت از خودت حرف بزن. وقتی یکی آمد کنار بسترش، گفت از خودت حرف بزن، فرمود تعریف کردن از خود قبیح است. چه بگویم من...




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، علما، سیاست و دین، تولی و تبری، مباهله ، غدیر ، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم بر پا می‌دارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی ‌كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است.

به گزارش جام نیوز، خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر می‌فرماید: تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هر كاری) فرود آیند. (1)

 

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز: فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم(2) ؛ در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر می‌شود.




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، امام سجاد(ع)، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کفتگو با عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت؛
در ماه مبارک رمضان چگونه نظر امام زمان (عج) را جلب کنیم
باید با استفاده از فضای مهیای ماه مبارک رمضان خود را به ایشان نزدیک کرده و توسل بجوییم تا با این نزدیکیِ روحی عاطفی نظر مساعد ایشان را جلب کرده و زمینه دستورات ملاطفت آمیز و با رافت بیشتر ایشان برای خود را فراهم کنیم.

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، ماه مبارک رمضان به عنوان ظرف زمانی مهیا، فرصتی است مغتنم برای ارتباط عاطفی و روحی با امام عصر (عج) و رقم خوردن سرنوشت مطلوب یک ساله در پرتوی این ارتباط؛ از این رو با حجت الاسلام والمسلمین جواد جعفری، عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت و مولف کتبی همچون «دیدار در عصر غیبت، از نفی تا اثبات»، «مشترکات شیعه و اهل سنت در مهدویت» و «شرح حال بانوان رجعت کننده» درباره چگونگی این ارتباط و استفاده از دعا برای تسهیل و تعمیق آن به گفتگو پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد:



ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام مهدی(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 تیر 1394 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
رمز مخفى بودن شب قدر
شایسته است هر بنده خدا در شب‏هایى كه احتمال شب قدر مى‏ رود، در طلب مغفرت و رحمت و عافیت و معرفت اهل بیت علیهم السلام به ویژه مقام عصمت فاطمه زهرا علیها السلام، شب زنده دارى و احیا بدارد و شكر منعم و توفیق پرفیض آن شب‏هاى عظیم الشأن را به دست آورد.

به گزارش جام نیوز، عبدالواحد انصارى مى‏ گوید: از امام باقر علیه السلام از شب قدر پرسیدم كه: از شب قدر برایم خبر بده؟حضرت فرمود:

در یكى از دو شب بیست و یكم یا بیست و سوم بخواه.عرض كردم: یكى از آنها را به تنهایى یاد بفرما، فرمود: چه مى ‏شود كه در هر دو شب، عمل نیك انجام داده و كوشش نمایى. 1




ادامه مطلب


نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، قرآن کریم، امام باقر(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در محضر علامه طباطبائی؛
شب قدر در کلام علامه طباطبایی (ره)
منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

به گزارش جام نیوز، مهم ترین مناسبت ماه مبارک رمضان، شب قدر است که هماره مورد توجه مؤمنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روی دارید بحثی پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره «قدر» و «دخان» مطرح گردیده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : علامه طباطبایی، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، علما، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در محضر بزرگان؛
شب قدر از نظر مقام معظم رهبری
ما معتقدیم (و این جزء بدیهیات اسلام، بلکه بدیهیات همه ادیان است) که انسان، فقط در سایه ارتباط و اتصال با حق تعالی است که می‌تواند به تکامل و تعالی دست پیدا کند.

  جام نیوز؛



ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله خامنه ای، حدیث، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، علما، تاریخ معاصر، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گناهی که کرم خدا نتواند آن را در بر بگیرد!؟
خداوندا! ای پروردگار من! کدام جهلی و کار زشتی از ما سر می‌زند که جود و کرم تو نمی‌تواند آنها را از بین ببرد، آن را به ما نشان بده، درست است ما گناهکاریم ولی کرم و جود تو، سعه دارد، گشایش دارد.

به گزارش  جام نیوز، علامه آیت الله سید محمد حسین حسینى طهرانى در رمضان المبارک سال ۱۳۹۸ هجری قمری (۳۸ سال پیش) فقراتی از دعای شریف ابوحمزه ثمالی را شرح کرده که متن پیاده شده آن سخنرانی در پی می آید.

کدام گناه است که کرم خدا نتواند آن را در بر بگیرد!؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام سجاد(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هستی تحت تربیت خداوند است و موجودات در مدار مدیریت و تربیت الهی قرار دارند. این تربیت یا تربیت تکوینی است یا تربیت تشریعی. ولی به هر حال تمام موجودات زیرمجموعه ربوبیت الهی هستند.

خبرگزاری شبستان: دعای افتتاح دعایی است که محمد بن عثمان عمری از نایبان خاص امام زمان(ع) آن را نقل کرده است. شیعیان این دعا را در شب‌های ماه رمضان می‌خوانند. مشتمل بر مضامین عالی خداشناسی است و عده‌ای از علما بر این دعا شرح نوشته‌اند. فراز آخر این دعا به چند امر اشاره دارد: اظهار علاقه به دولت اسلامی در پرتو ظهور امام مهدی(عج)، بیان هدف حکومت اسلامی و وظیفه ما در قبال آن.

دعای افتتاح با حمد و ستایش الهی آغاز می‌شود و سپس به؛ انتخاب راه صحیح و تأیید الهی، رحمت و غضب حکیمانه الهی، لزوم خوف و رجاء، توفیق عبادت منتّی الهی بر بنده، گناه بنده و دوام فیض الهی، یادآوری نعمت‌های خدا، بقای نعمت‌ها به دست خدا و لزوم تفکر در نعمت‌های خدا می‌پردازد. فقرات پایانی دعای افتتاح که بر آن بسیار تأکید شده، درباره اظهار علاقه نسبت به دولت اسلامی است که در پرتو ظهور حضرت ولی عصر(عج) برقرار می شود.

شرحی از فرازهای سی گانه دعای شریف افتتاح را از کتاب "شرح دعای شریف افتتاح" نوشته حجت الاسلام محسن قرائتی برای آگاهی از فیوضات این ماه مرور می کنیم.




ادامه مطلب


نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، مسجد و نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دعای افتتاح. . .
خبرگزاری شبستان: اقتضای جود و بزرگواری خداوند این است که در مقابل روی گردانی انسان، مهربانی و احسان داشته باشد. خداوند هم انسان را مورد تفضل خود قرار داده و هم به او احسان می کند. ما نیز از خدا می خواهیم آنچه به ما می دهد احسانی باشد توأم با فضل.

خبرگزاری شبستان: دعای افتتاح دعایی است که محمد بن عثمان عمری از نایبان خاص امام زمان(ع) آن را نقل کرده است. شیعیان این دعا را در شب‌های ماه رمضان می‌خوانند. مشتمل بر مضامین عالی خداشناسی است و عده‌ای از علما بر این دعا شرح نوشته‌اند. فراز آخر این دعا به چند امر اشاره دارد: اظهار علاقه به دولت اسلامی در پرتو ظهور امام مهدی(عج)، بیان هدف حکومت اسلامی و وظیفه ما در قبال آن.

دعای افتتاح با حمد و ستایش الهی آغاز می‌شود و سپس به؛ انتخاب راه صحیح و تأیید الهی، رحمت و غضب حکیمانه الهی، لزوم خوف و رجاء، توفیق عبادت منتّی الهی بر بنده، گناه بنده و دوام فیض الهی، یادآوری نعمت‌های خدا، بقای نعمت‌ها به دست خدا و لزوم تفکر در نعمت‌های خدا می‌پردازد. فقرات پایانی دعای افتتاح که بر آن بسیار تأکید شده، درباره اظهار علاقه نسبت به دولت اسلامی است که در پرتو ظهور حضرت ولی عصر(عج) برقرار می شود.

شرحی از فرازهای سی گانه دعای شریف افتتاح را از کتاب "شرح دعای شریف افتتاح" نوشته حجت الاسلام محسن قرائتی برای آگاهی از فیوضات این ماه مرور می کنیم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

انا اعطیناک الکوثر یعنی چه؟

آیت‌الله جوادی آملی،گفت: آن مشکلی که وجود مبارک فاطمه (س) به پاس او به مبارزه برخاست، هم در خطبه مسجد، هم در خطبه منزل گلایه کرد، اعتراض کرد، از ولایت دفاع کرد، این بود که جامعه به آن گرفتاری ناکثین و مارقین و قاسطین مبتلا نشود.

 پایگاه «پارس»- آیت‌آلله جوادی آملی در ایام سالروز شهادت بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره(س) سخنرانی داشت که به نکات جالب توجهی در آن سخنرانی پرداخته است و می‌گوید: آن مشکلی که وجود مبارک فاطمه (س) به پاس او به مبارزه برخاست، هم در خطبه مسجد، هم در خطبه منزل، در این دو خطبه گلایه کرد، اعتراض کرد، از ولایت دفاع کرد، این بود که جامعه به آن گرفتاری ناکثین و مارقین و قاسطین مبتلا نشود، الآن هم همان خطری که علی بن أبیطالب را تهدید می‌کرد، انقلاب ما را تهدید می‌کند.

در ادامه مشروح بیانات  آیت‌الله جوادی آملی را به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مرور می‌کنیم:

اینکه گاهی گفته می‌شود این بانو حجت بر ائمه علیهم السّلام است، برای این است که در حجیّت، نبوت یا رسالت یا امامت لازم نیست؛ آنچه که محور حجیت است، عصمت است. اگر یک انسانی معصوم بود، یقین داریم حرف او، فعل او، تقریر او، سکوت او و قیام و قعود او حجت خداست.



ادامه مطلب


نوع مطلب : علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، کتاب، شعر، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، پیامبر اکرم(ص)، حضرت خدیجه(س)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، حضرت زهرا(س)، حدیث، در باب شب های قدر، علامه جوادی آملی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پیمان قدرتی هر سال برای ادای نذر مادرش به حرم امامزاده صالح(ع) می‌رود

ماجرای شفا گرفتن جوانی که قطع نخاع شده بود/ پزشك با دیدن عکس‌ها شگفت زده شد

پدرم مجبور شد برای پزشكان فیلیپینی ماجرا را توضیح دهد و بگوید برای شفای پسرمان به بزرگواری به نام امامزاده صالح(ع) متوسل شده‌ایم...
به گزارش
عقیق : معجزه‌های کوچک و بزرگ زیادی در مسیر زندگی هر یک از ما اتفاق می‌افتد اما بدون آنکه متوجه باشیم به‌راحتی از کنار بسیاری از آنها می‌گذریم؛ اتفاقاتی که ممکن است سبب نزدیکی بیشتر ما با خدا بشوند. در این بین شفای بیماران لاعلاج که خارج از یافته‌های علم پزشکی است، معجزه‌ای بیش نمی‌تواند باشد. یکی از این معجزات شفای کودکی است که به لطف و کرم آقا صالح بن موسی الکاظم(ع) شفا گرفته. داستان بهبودی «پیمان قدرتی» پر از نکته‌هایی است که می‌تواند برای بسیاری از ما آموزنده و جالب باشد. او اکنون سال‌هاست که نوزدهم ماه مبارک رمضان به آستان مقدس امامزاده صالح(ع) می‌آید تا نذر مادرش را ادا کند.



 تصادف مرگبار

همه چیز از یک تصادف مرگبار شروع شد؛ تصادفی که «پیمان قدرتی» را به کما برد. پیمان در آن زمان کودکی چندساله بود. به همین دلیل حادثه‌ای را که برایش اتفاق افتاده به یاد نمی‌آورد اما برادر بزرگ‌تر پیمان (پژمان) که شاهد آن روزهای سخت بود تعریف می‌کند: «در آن زمان در محله خوش، خیابان طوس تهران زندگی می‌کردیم. مادرم من و پیمان را برای خرید به سوپر مارکت آن طرف خیابان طوس فرستاد. در همان هنگام ماشینی با سرعت زیاد در خیابان باریک و یک‌طرفه طوس حرکت می‌کرد. من کمی جلوتر از پیمان در حرکت بودم که ناگهان صدای ترمز ماشین بلند شد. به عقب كه برگشتم، پیمان را دیدم كه بین آسمان و زمین بود و چند متر جلوتر پرتاب شد. این آخرین صحنه‌ای بود که از آن حادثه به‌یاد دارم. بعد از آن پدر و مادرم سراسیمه و آشفته پیمان را به بیمارستان لولاگر رساندند اما کادر پزشکی آنجا وضعیت او را حاد تشخیص داد و با آمبولانس او را به بیمارستان سینا فرستادند. پزشکان بیمارستان سینا نیز شرایط پیمان را بد تشخیص دادند و او را پذیرش نکردند. کم‌کم علائم حیاتی پیمان به حداقل می‌رسید، تا اینکه به کمک یکی از مسئولان بیمارستان سینا و نامه‌ای که به رئیس بیمارستان پارس نوشت، پیمان را به این بیمارستان واقع در بلوار کشاورز منتقل کردند. در آن زمان بیشتر پزشکان بیمارستان پارس خارجی و فیلیپینی بودند و بیماران اورژانسی را پذیرش می‌كردند. در نهایت درمان پیمان از همانجا شروع شد. کادر پزشکی قوی‌ای از پزشکان فیلیپینی تشکیل شد. آنها سعی کردند او را از شرایط اضطراری و حادی که داشت نجات دهند و به زندگی برگردانند».

 کاری از دست پزشکان خارجی هم برنمی‌آمد

پیمان قدرتی که کنار ضریح حرم امامزاده صالح(ع) نشسته، با چهره‌ای منقلب به حرف‌های برادر بزرگ‌ترش پژمان گوش می‌دهد. گویا برای نخستین بار است که این ماجرا را می‌شنود. پژمان قدرتی که خود را در تصادف برادرش مقصر می‌داند صحبت‌هایش را این‌گونه ادامه می‌دهد: «وضعیت حیاتی پیمان تا سه روز بسیار حاد بود و تمام علائم حیاتی‌اش به‌حداقل ممکن رسیده بود. از ناحیه نخاع به‌شدت آسیب دیده بود. مادرم برای بهبود پیمان هر نذر و نیازی که بلد بود انجام می‌داد. تا اینکه پس از سه یا چهار روز پزشکان موفق شدند با تجهیزات پزشکی و شوک‌ الکترونیکی تنفس پیمان را تا حدودی برگردانند. اما تا مدت‌ها ضربان قلب و سطح هوشیاری‌اش بسیار کم بود و سیستم عصبی‌اش از کار افتاده بود. پیمان با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کرد. بعد از چند روز که دیگر از طریق سرم هم امکان تغذیه به پیمان نبود و دستگاه تنفسی‌اش مشکل پیدا کرده بود، پزشكان در پایین گلویش سوراخی ایجاد کردند تا تنفس و تغذیه از طریق این سوراخ انجام شود. این وضعیت تا یک‌ماه ادامه داشت. بعد از آنکه پیمان از وضعیت حاد و اضطراری خارج شد، او را از بخش مراقبت‌های ویژه منتقل کردند. تا دو ماه یا بیشتر در حالت کما بود و هیچ تغییری در وضعیتش پیدا نشد. با گذشت سه ماه از این ماجرا، پزشکان قطع امید کردند و گفتند نگهداری او در این وضعیت امكان‌پذیر نیست. می‌توانید او را به بیمارستان دیگری منتقل کنید. پدرم که در آن زمان کارمند وزارت بهداشت بود توانست با صحبت با چند نفر، پیمان را در همان بیمارستان نگه‌دارد».

 چشمانی که بعد از توسل به امامزاده صالح(ع) باز شد

به گفته مادر پیمان، زمانی که او در کما بود و همه پزشکان از او قطع امید کرده بودند به پیشنهاد یکی از اقوام که خادم امامزاده صالح‌(ع) بود راهی آستان مقدس امامزاده صالح می‌شوند و او در آنجا به آقا متوسل می‌شود. رازونیازهای مادر پیمان با خدا در حرم امامزاده صالح جواب می‌دهد و بعد از آنکه مادر برای عیادت پیمان به بیمارستان می‌رود، می‌بینند كه پیمان بعد از چهار ماه چشمانش را برای اولین بار باز کرده. از آن روز «پیمان قدرتی» وضعیت عمومی‌اش رو به ‌بهبود رفت اما اعضای بدنش همچنان ‌درست کار نمی‌کردند. پژمان می‌گوید: «بعد از بهبود نسبی پیمان که پس از 10‌روز از کما خارج شده بود او را با تمام وسایلی که به بدنش وصل بود از بیمارستان مرخص کردند و به خانه آوردند. پیمان به‌دلیل آسیب‌دیدگی نخاع کاملا فلج شده بود و تنها عضوی که حرکت می‌داد چشمانش بود. تا آن زمان هنوز از طریق همان سوراخ زیر گلو و لوله‌ای که در مری‌اش ایجاد کرده بودند تغذیه می‌شد. یادم می‌آید زمانی که او را از بیمارستان مرخص می‌کردیم یکی از پزشکان به مادرم گفته بود کاری از دست ما برنمی‌آید. دعا کنید که خدا بچه دیگری به شما بدهد. وضعیت سختی بر فضای خانه ما حاکم بود. پدر و مادرم سختی‌های زیادی را متحمل شدند تا اختلالی در وضعیت خانه ایجاد نشود. مادرم به پیشنهاد اقوام‌ همچنان برای توسل و گرفتن شفای پیمان به امامزاده صالح می‌رفت. گویا مادرم نذر خاصی در حرم داشت. آن‌طور که خودش می‌گوید در حالی که بلند گریه می‌کرده به آقا گفته اگر پسرم را شفا دهی خودم او را می‌آورم و دور حرمت می‌چرخانم».

 پیمان شفا گرفت

پژمان قدرتی درحالی که سعی می‌کرد بغضش را پنهان کند، ادامه می‌دهد: «نزدیک یک‌سال از بیماری پیمان می‌گذشت. در وضعیت حرکتی او اثری از بهبودی پیدا نشده بود و مادرم با ناله‌ها و راز و نیازهای شبانه، شفای پیمان را از خدا می‌خواست. یک شب درحالی که مادرم خواب بود، پدرم بالای سرم آمد و از خواب بیدارم کرد. در چهره‌اش تعجب و شگفتی موج می‌زد. گویا هر کاری کرده نتوانسته بود مادرم را از خواب بیدار کند. پیمان از خواب بیدار شده و از پدرم آب ‌خواسته بود. هیچگاه آن شب را فراموش نمی‌کنم. پیمان با لیوان آن هم از طریق دهان آب نوشید و سپس خوابید. بعد از این ماجرا مادرم از خواب بیدار شد و وقتی پدرم این قضیه را برایش تعریف کرد باور نمی‌کرد. او فکر می‌کرد پدرم قصد دلداری‌اش را دارد و حتی شهادت من را هم قبول نداشت. صبح آن روز پدر و مادرم پیمان را خارج از دوره چک‌آپ هفتگی به بیمارستان پارس بردند. پزشکان تغییراتی را در آزمایشات و عکس‌های پیمان متوجه شدند. به همین دلیل با تعجب پرونده پزشکی او را بررسی کردند. حتی پزشك ارشد تیم پزشکی پیمان شخصا به دیدن او آمد و با دیدن عکس‌هایش گفت هیچ توضیحی برای این اتفاق ندارد. ضایعه نخاعی پیمان ترمیم یافته بود و علائم حیاتی‌اش نسبت به چند روز قبل متفاوت شده بود. حتی از مادرم پرسید شما چه کار کرده‌اید و چه چیز خاصی به فرزندتان داده‌اید؟ به‌عبارتی به‌دنبال آن بودند که ببینند از منظر علمی و پزشکی چه اتفاقی افتاده. در نهایت پدرم مجبور شد برای پزشكان فیلیپینی ماجرا را توضیح دهد و بگوید برای شفای پسرمان به بزرگواری به نام امامزاده صالح(ع) متوسل شده‌ایم. آنها گفتند مگر اینکه چنین اتفاقی افتاده باشد چراکه از لحاظ پزشکی هیچ توضیحی وجود ندارد».

نوزادی که دوباره متولد شد

«پژمان قدرتی» درحالی که از خدا و آقا تشكر می‌کند، می‌گوید: «بعد از بررسی وضعیت پیمان توسط پزشکان، آنها به پدر و مادرم گفتند باید فرض کنید نوزادی یک یا دو ماهه دارید و باید حرف زدن و راه رفتن را به او از نو یاد بدهید. علاوه بر این، او را هر هفته برای بازبینی وضعیتش به بیمارستان بیاورید. حتی پرستار به مادرم گفته بود خداوند همان بچه دیگری را که دکتر گفته بود به شما داده. بعد از آن پیمان به فیزیوتراپی می‌رفت. او آرام‌آرام نسبت به همه چیز عکس‌العمل نشان می‌داد، می‌نشست و با دهان غذا می‌خورد. گویا واقعا پیمان تازه متولد شده بود چراکه نحوه صحبت کردن، اخلاق و حرکاتش عوض شده بود. پیمان قبل از این ماجرا بچه با‌انرژی و پرتحرکی بود. تا اینکه به‌همراه خانواده در روز نوزدهم ماه مبارک رمضان برای ادای دین و نذورات به حرم امامزاده صالح(ع) رفتیم. صحنه عجیبی رخ داد که همه را شگفت‌زده و متاثر کرد».

برادر پیمان درحالی که اشکش را پاک می‌کند، ادامه می‌دهد: «پیمان که بغل پدر بود، وقتی به داخل حرم رسیدیم خود را به زمین می‌اندازد و چهار دست و پا دو دور، ضریح امامزاده صالح(ع) را طواف می‌کند. مردم داخل حرم همه منقلب شده بودند و غوغایی در حرم ایجاد شد. یادم می‌آید مادرم می‌گفت نذر کرده بودم اگر پسرم شفا یابد، با دست خودم او را به دور حرم امامزاده صالح بگردانم اما او با دست و پای خودش دین من را ادا کرد. از آن به بعد هر سال خانواده ما روز نوزدهم ماه مبارک رمضان در این آستان مقدس سفره نذری پهن كرده و شکرگزاری می‌کنند».

 ارتباطی که ماندگار شد

پیمان که شفایافته امامزاده صالح(ع) است بعد از صحبت‌های برادرش می‌گوید: «امامزاده صالح، امین، پزشک و بزرگ خانواده ماست ودر تمام زندگی‌مان ملجا و مأمن درد دل‌های ما بوده. زندگی مذهبی خود را مدیون آقا هستم». پژمان قدرتی نیز می‌گوید: «اتفاقی که برای پیمان افتاد به ما یاد داد که ناراحتی‌ها و اتفاقات تلخ همیشه در مسیر زندگی وجود دارند اما آنچه مهم است حکمت‌ها و نتایجی است که در آن نهفته است. توسل و ارتباط مستحکم ما با ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و به‌خصوص امامزاده صالح(ع) از حکمت‌های این اتفاق بود».

اکنون پیمان قدرتی یکی از معلمان نمونه دبستان پسرانه حمزه سیدالشهدا(ع) در منطقه 10 تهران است و شاگردان بسیاری زیر نظر او پرورش پیدا کرده‌اند. او حتی به‌طور خصوصی به بچه‌های توانبخشی درس می‌دهد




نوع مطلب : کنترل جمعیت، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، فلسفه و عرفان اسلامی، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام علی(ع)، پیامبران، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، اصحاب اهل بیت، مستبصرین، در باب شب های قدر، 
برچسب ها : امام زادگان، اهل بیت، امام زاده صالح، معجزه، شفا، درمان، تجریش،
لینک های مرتبط :

عالمان بزرگی که در شب قدر به کتابت مشغول بودند

خبر آنلاین به نقل از خبرگزاری مهر نوشت:

صرف نظر از اعمال وارده در این شب های با عظمت و نورانی جالب است بدانیم برخی از عالمان برجسته دین ما در شب قدر مشغول علم بودند و کتاب می نوشتند. اشتباه نکنید هیچ منافاتی میان علم و عبادت نیست. چه بسا همان عالمانی که در شب قدر به تالیف اشتغال داشتند و کتابت می کردند بخشی از شب را نیز به عبادت و دعا اختصاص می دادند.

1- «قدر» معانی متعددی همچون قدرت، تقدیر و اندازه گیرى، تنگ گرفتن، مساوی بودن یک چیز با چیز دیگر بدون کم و زیاد دارد اما در اینکه چه شبی از شب‌های ماه رمضان، شب قدر است اختلاف دیدگاه وجود دارد. آنچه موافق با سنت پیامبر گرامی اسلام(ص) و روایات امامان معصوم(ع) است، اینکه شب قدر در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد و طبق نقل، یکی از شب‌های نوزدهم، بیست و یکم، و بیست و سوم است و در بین این سه شب نیز شب بیست و سوم احتمالش بیشتر است. چنانکه امام صادق(ع) فرمود: شب نوزدهم شب تقدیر است و شب بیست و یکم شب بستن و تعین و اِحکام است و شب بیست و سوم شب حتمی شدن و امضای آن است.

در مورد فضایل شب قدر باید گفت که شب نازل شدن دفعی و یکجای قرآن در بیت المعمور است که به طور تدریجی طی 23 سال بر قلب نازنین پیامبر گرامی اسلام(ص)نازل شده است. همچنین عبادت و کارهای نیک، در شب قدر، بهتر است از عبادت و کاهای نیک در هزار ماه که دارای شب قدر نباشد. از فضائل دیگر شب قدر آنکه این شب، شب نزول و پایین آمدن فرشتگان خداوند خصوصاً بزرگ‌ترین فرشته خداوند، به زمین است و این شب، شب تقدیر و سرنوشت یک سال انسان است.

خداى تعالى در آن شب حوادث یک سال یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر می کند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدر می ‏سازد که فرشتگان به امر پروردگار، آن را انجام می دهند. در این شب، درهای جهنم بسته می‌شود و درهای بهشت، گشوده می‌شود و شیطان در این شب بیرون نمی‌آید تا صبح آن طلوع کند و درهای آسمان و رحمت الهی بر روی بندگانش گشوده می‌شود و شب قبولی اعمال است.

2-اسلام عزیز تنها دینی است که معجزه اش (کتاب) بزرگی به نام قرآن کریم است. شکی نیست نزول کتاب قرآن حکیم تاکید براهمیت دین مبین اسلام بر کتاب و خواندن است چرا که در نخستین آیه ای که نازل گردید به پیامبر فرمان خواندن می دهد.( اقرا باسم ربک الذی خلق) و در ادامه خداوند از میان نعمت های بی شمارش فقط به دو نعمت اشاره کرده است: آفرینش و آموزش

*-خلق الانسان(آفرینش انسان)

*-علم بالقلم(انسان را با قلم آموخت)

3-شاید دغدغه مهم همه ما این باشد این شب های عزیز که سرنوشت یک ساله انسان در آن مقدر می شود چگونه بگذرانیم؟ مخصوصا که احیا و شب زنده داری در این شب ها از مستحبات است. تا به صبح چه کنیم و چه بگوییم؟ بزرگان ما چه می کردند؟ سیره عالمان دین ما در این شب ها چه بوده؟ آیا باید فقط دعا خواند و نماز و قرآن؟کار دیگری هم می شود کرد؟

صرف نظر از اعمال وارده در این شب های با عظمت و نورانی جالب است بدانیم برخی از عالمان برجسته دین ما در شب قدر مشغول علم بودند و کتاب می نوشتند. اشتباه نکنید هیچ منافاتی میان علم و عبادت نیست. چه بسا همان عالمانی که در شب قدر به تالیف اشتغال داشتند و کتابت می کردند بخشی از شب را نیز به عبادت و دعا اختصاص می دادند.

سخن کوتاه اینکه عالمان دین ما در بهترین و برترین شب سال که مقدرات یکسال آینده عمر انسان رقم می خورد،علاوه بر عبادت و قرائت قرآن و تفکر،دستی به کتابت هم داشتند. از آسمان نور معرفت گرفته و زمینیان را با کتاب ها و نوشته جاتشان نورانی می کردند.

هرچند عالمان بسیاری در تاریخ بودند که در شب قدر کتاب نوشتند و تاریخ آن ها را ثبت نکرد اما در خاتمه به کتاب هایی اشاره می کنیم که نویسندگان آن ها در پایان کتاب هایشان تاکید کردند که در شب 19 یا 21 یا 23 ماه مبارک رمضان به اتمام رسانده اند:

1-کشف الغمه فی معرفه الصحابه از بهاءالدین اربلی شب 21رمضان687

2-جام جم ازرکن الدین اوحدی مراغی شب قدر 732

3-تفسیر القطب الشاهی از محمد شاه قاضی یزدی شب قدر1021

4-بحارالانوار ج22از علامه محمد باقر مجلسی شب 21رمان 1084

5-جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام از شیخ محمد حسن نجفی شب 23رمضان 1254

6-عیون الوصول الی علم الاصولاز محمد مهدی کلباسی اصفهانی شب قدر 1256

7-نفس الرحمان فی فائل سلمان از میرزا حسین نوری شب 23رمضان 1283

8-تحفه الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب از شیخ عباس قمی شب19رمضان1331

9-الاحکام الشرعیه فی مواریث الجعفریه از محمد حسن بیک شب 23رمضان1349

10-منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل از شیخ عباس قمی شب 23رمضان1350

11-تصحیح کشف الاسرار و عده الابرار از علی اصغر حکمت شب 23رمضان1380

12-معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواه از آیت الله سید ابولقاسم خویی شب19رمضان1389

13-تصحیح مانمقه عبدالوهاب فی شرح کلمات امیر المومنین از میر جلال الدین حسینی ارموی شب23رمضان1389

14-المیزان فی تفسیر القرآن از علامه طباطبایی شب 23رمان1392

15-حدیث الافک آیت الله جعفر مرتضی عاملی شب 21رمضان99 13

16-اصول الحدیث و احکامه فی علم الدرایه از آیت الله شیخ جعفر سبحانی شب 21رمان1411

17-تفسیر القرآن المجید المستخرج من تذاث الشیخ المفیداز حجه الاسلام سید محمد علی ایازی شب قدر 1413

18-ترجمه قرآن از استاد بهاءالدین خرمشاهی شب 23رمضان1415

و حکایت کتابت عالمان و بزرگان در شب های قدر همچنان باقی است.......





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نزول تقدیر یک سال بر وجود مبارک امام (ع)

حكم داد كه در هر سال شبى باشد كه در آن تفسیر و بیان همه امور تا سال آینده چنان شبى فرود آید، هر كه منكر آن گردد بر خداى عز و جل علم او را رد كرده است، ...

نزول تقدیر یک سال بر وجود مبارک امام (ع)

سرویس مذهبی افکارنیوز- امام باقر (ع) در مورد شب قدر می فرمایند:

هر آینه به تحقیق خدا جل ذكره در آغاز آفرینش دنیا شب قدر را آفرید ،و محققاً در آن نخست پیغمبرى كه باید باشد و نخست وصى پیغمبرى كه باید باشد آفرید و حكم داد كه در هر سال شبى باشد كه در آن تفسیر و بیان همه امور تا سال آینده چنان شبى فرود آید، هر كه منكر آن گردد بر خداى عز و جل علم او را رد كرده است، زیرا پیغمبران و رسولان و امامان معصوم قیام نتوانند جز به وسیله اینكه حجتى بر آنها باشد به واسطه آنچه در این شب براى آنها بیاید به همراه حجتى كه جبرئیل براى آنها بیاورد.

 راوى گوید: من گفتم: براى محدثون (امامان معصوم) هم جبرئیل یا فرشته دیگرى حجت مى‏ آورد؟ فرمود: این موضوع نسبت به انبیاء و رسل كه مورد تردید نیست و براى دیگران هم شك نیست كه از اول آفرینش دنیا تا پایان آن باید بر اهل زمین حجتى باشد كه در این شب به محبوب‏ترین بندگان حق نازل شود، به حق خدا قسم كه روح و ملائكه در شب قدر امور را براى آدم فرود آورند و به حق خدا آدم نمرد تا آنكه براى او یك وصى فراهم شد و براى همه پیغمبران بعد از آدم همان امر آمد و براى وصى بعد از او هم مقرر شد، و به حق خدا كه هر پیغمبرى از آدم تا محمد (ص) مأمور بود كه نسبت بدان امرى كه در این شب بر او نازل مى‏ شود وصیت كند به فلان كس و هر آینه به تحقیق خداى عز و جل در كتاب خود نسبت به امامان بعد از محمد (ص) بالخصوص فرموده (۵۴ سوره نور): «وعده داده خدا به آن كسانى كه گرویدند و كارهاى شایسته كردند كه آنها را در زمین جانشین كند چنانچه كسانى كه پیش از آنها بودند جانشین كرد» تا آنجا كه فرماید: (و توانا كند آنها را بر دینى كه برایشان پسندیده و به جاى ترس به آنها آسودگى‏ دهد تا مرا بپرستند و هیچ چیز را شریك من ندانند و هر كه بعد از آن كافر شود) «آنان همان فاسقانند» مى‏ فرماید: شما را جانشین كرده‏ ام براى علم خود و دین خود و عبادت خودم پس از پیغمبر خودم چنانچه جانشین نمودم اوصیاء آدم (ع) را بعد از او تا مبعوث شد آن پیغمبر بزرگى كه دنبال او بود «مرا بپرستند و هیچ چیز را شریك من نیاورند» مى‏ فرماید: مرا پرستند با عقیده به اینكه بعد از محمد (ص) پیغمبرى نیست و هر كه جز آن گوید «پس آنان همان فاسقانند» محققاً امامان بعد از محمد (ص) را توانائى علمى داده، ما آنهائیم از ما بپرسید اگر راست گفتیم به شما پس اقرار كنید به امامت ما و شما این كار را نكنید، اما دانش ما كه ظاهر شود تا اختلافى میان مردم نباشد او را مدتى است كه با گذشت شبها و روزها بسر آید و چون وقت آید ظاهر شود و امر یكى باشد. و به حق خدا كه مقرر شده است میان مؤمنان اختلافى نباشد و از این رو آنها را گواهان مردم مقرر داشته تا محمد (ص) بر ما گواه شوند، خدا نخواسته در حكمش اختلاف باشد و نخواسته میان اهل علم او تناقض و دوئیت باشد.

منبع: أصول الكافی / ترجمه كمره‏اى، ج‏۲، ص273تا275.




نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام باقر(ع)، امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رئیس انستیتو روانپزشکی ایران با تأکید بر لزوم آموزش همگانی افراد برای مدیریت درد، احیا در شب‌های قدر و مراسم مذهبی را موجب کاهش درد و تقویت سیستم ایمنی بدن عنوان کرد و از افراد خواست برای کاهش درد، با خانواده خود درد دل کنند.
سایت مشرق : جعفر بوالهری رئیس انستیتو روانپزشکی ایران، درد را احساس ذهنی افراد از تحریکی دانست که از درون و بیرون وارد سیستم عصبی می‌شود.

وی افزود: درد نعمتی است که به وسیله احساس آن از مشکل در درون بدن مطلع می‌شویم.

این روانپزشک اظهار داشت: درد انتقال پیام است مثلاً وقتی آتشی به پوست نزدیک می‌شود گرمای آن به مغز منتقل می‌شود و ما واکنش مناسب نشان می‌دهیم تا دچار آسیب جدی نشویم البته ادراک درد همیشه به شدت محرک آن بستگی ندارد بلکه عوامل زیادی در احساس درد موثر است که موجب مراجعه بی‌رویه افراد به پزشکان و متخصصان می‌شود.

وی اذعان داشت: متأسفانه هزینه‌های سرسام‌آوری بابت ویزیت پزشکان، بستری شدن، جراحی و داروهای خارجی صرفی می‌شود غافل از اینکه اگر درد به خوبی مدیریت شود بیش از 50 درصد هزینه‌های درمان در کشور کاهش پیدا می‌کند.

رئیس انستیتو روانپزشکی ایران گفت: یکی از دردهای جسمی شده درد‌های روانشناختی است که در قالب درد‌های جسمانی خود را نشان می‌دهد. در واقع نگرانی می‌تواند موجب درد معده شود یا در افراد مبتلا به افسردگی کوفتگی و سستی در نواحی مختلف بدن دیده می‌شود. در واقع کشمکش میان افراد می‌تواند خود را به صورت درد در نواحی مختلف بدن نشان دهد.

این متخصص حوزه بهداشت روان 70 درصد موارد تشخیص میگرن توسط پزشکان عمومی را به دردهای روانشناختی نسبت داد و افزود: در خود‌بیمار‌انگاری فرد دنبال اثبات این است که به بیماری خطرناکی مانند سرطان یا ام اس مبتلا است و این موضوع از نگرانی‌های او نشأت می‌گیرد.

وی ژنتیک را در احساس درد موثر دانست و اظهار داشت: در برخی خانواده‌ها درد بیشتر احساس می‌شود آنها باید یاد بگیرند که درد را مدیریت کنند و به پزشکان معدودی مراجعه کرده تا هزینه‌های کمتری را داشته باشند.

این روانپزشک گفت: باید با پزشکان ارتباط خوبی برقرار کنیم و پزشکان نیز باید به بیماران اطمینان دهند و از مشکلات خانوادگی و محیطی آنها سوال بپرسند زیرا قدم اول مداخلات روانشناختی جست‌وجو از مداخلات عاطفی افراد است.

وی افزود: توصیه به کار، فعالیت، ورزش، آرام‌سازی عضلانی و ارتباطات خانوادگی موثر می‌تواند در کاهش درد موثر باشد. هرچه افراد به درد و دل خانوادگی بپردازند و در دوره‌همی‌های خانوادگی شرکت کنند درد‌های آنها کاهش پیدا می‌کند.

این متخصص حوزه بهداشت روان ماه رمضان و شب‌های احیا را فرصت مناسبی برای پرداختن به مناسبات مذهبی و کاهش درد دانست و ادامه داد: عبادت و آرامش قلبی و روی آوردن به مجالس عرفانی درد را کاهش می‌دهد. وقتی ایمان و آرامش پیدا می‌کنیم سیستم هورمونی‌مان تغییر می‌کند و موادی ترشح می‌شود که درد را کاهش می‌دهد. این موضوع می‌تواند موجب تقویت سیستم ایمنی بدن شود. بنابراین با هر تنشی دچار درد نمی‌شویم.

وی خاطرنشان کرد: اگر مدیریت درد در مراکز علمی و درمانی کشور وجود داشته باشد و کارگروهی در وزارت بهداشت و درمان تشکیل شود تا نحوه آرامش و امنیت فکری را به افراد جامعه آموزش دهد آنها می‌توانند اکثر دردهای خود را مدیریت کنند و با این رفتار به صرفه‌جویی ارزی و خدمات درمانگاهی خواهیم پرداخت تا به جای پناه بردن به دارو به مشاوره و مداخلات عاطفی بپردازیم.

منبع : فارس





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

و یا اینکه حضرت محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام مصداق آیه ولایت، مباهله، ذی‏القربی و تطهیر هستند و کلمة‏اللّه، صراط‏اللّه، حبل‏اللّه، اسماءاللّه و وجه‏اللّه نیز خوانده شده‏اند.

حال آیا شناخت فاطمه علیهاالسلام با محمّدشناسی و علی‏شناسی گِره نخورده است؟ و یا امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پرسید: «أیُّنا أحبُّ الیکَ؟ أنا اَو هی؟ قال: هی أحَبُّ الیّ و اَنتَ اَعَزُّ عَلَیَّ»؛(65) کدام‏یک از ما نزد شما محبوب‏تریم: من یا فاطمه؟ حضرت فرمود: فاطمه محبوب‏تر است و تو عزیزتری. به تعبیر استاد جوادی آملی، چون هر کدام به نوبه خود مصداق کوثرند که خدای سبحان به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عطا فرمود و کوثر، که عطای ویژه الهی است، هم محبوب است و هم عزیز.(66)

و یا رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «فاطمةُ بضعةٌ مِنّی، یَسرُّنی ما یَسرُّها و یَغضِبنی ما یَغضِبُها.»(67)

از سوی دیگر، فاطمه زهرا علیهاالسلام صاحب مقام ولایت است که مقام معرفت تام و یقینی به ذات قدسی خداوند سبحان و فنای عالم و آدم در حضرت حق و شهود هستی به عنوان تجلّی خدا و ملک طلق حضرت حق می‏باشد و صاحب ولایت به مقام نبوّت تعریفیه یا انبائیه رسیده که نبوّت یاد شده غیر از نبوّت تشریعیّه است؛ چنان‏که استاد حسن‏زاده آملی نیز مرقوم داشته‏اند: «یَجبُ الفرقُ والتمییزُ بینَ النبوّتینِ التشریعیّةِ والانبأئیّة. فاِنّ النبوّةَ التشریعیّةِ قد خُتمتِ بِالرسولِ الخاتِمِ محمّدٍ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، فحلالُه حلالٌ الی یومِ القیامةِ، و حرامُه حرامٌ الی یومِ القیامةِ، و اَمّا النبوّةَ الانبائیّةِ المُسمّاةُ بالنبوّةِ العامّةِ، والنبوةُ التعریفیّةِ والنبوّةُ المقامیّةِ اَیضا فهی مستمرّةٌ اِلیَ الابدِ یَنتفعُ مِن تلکَ المأدُبةِ الأبدیّةِ کلُّ نفسٍ مستعدةٍ لاَِن تَسمعَ الوحیَ الانبائیَ، فافهم!»(68)

ایشان در تفسیر «کهف قرآن کریم» نیز با استناد به آیه «فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا» (کهف: 65)، مقوله انبیای تشریع و انبیای علم و سلوک را طرح و تبیین کرده‏اند(69) و اگرچه حضرت علی علیه‏السلام هنگام غسل دادن بدن مطهّر رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خطاب به آن حضرت فرمود: «بأبی انتَ و أمّی، یا رسول اللّه! لقد انقطعَ بموتِکَ ما لم یَنقطع بموتِ غیرِکَ مِن النبوّةِ و الانباءِ و أخبارِ السماءِ»(70) که ناظر به ختم نبوّت و خاتمیت و اکمال دین و نبوّت تشریعی است و پایان نزول وحی مخصوص رسالت اعلام شده، اما اصل نزول جبرئیل و القای وحی به انسان کامل از حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان علیهم‏السلام نفی نشده است؛ چنان‏که در بحث فاطمه علیهاالسلام و لیلة‏القدر اشارتی بدان شد(71) و سیر ضرورت نزول وحی و فرشتگان بر انسان کامل از القای معارف و حقایق غیبی تا تحت ولایت و فرمان بودن فرشتگان برای انسان کامل، بلکه فرشته، شأنی از شئون وجودی انسان کامل است و عرضه اعمال امّت به انسان کامل دانسته شده است.(72)

از این‏روست که نبوّت، امامت و ولایت به هم گره خورده‏اند و وجود یکی علت وجود دیگری خواهد بود. با عنایت به جهات و حیثیات بحث و از مقوله نبوّت موهوب، عصمت غیراکتسابی، وحی غیرارادی، تداوم ولایت به وجود فاطمه علیهاالسلام و صیانت از ولایت تا مرز شهادت از سوی حضرت فاطمه علیهاالسلام ، خود تفسیری بر پیوند وجودی محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام خواهد بود که مقامات باطنی، صفات وجودی و امتیاز ویژه ذوات مقدّس را روشن می‏نماید که در حدیث آل عبا نیز مندرج است و این بخش نوشتار به گوشه‏ای از این پیوند وجودی اشاره داشت، ولی بحث تفصیلی آن مقام و موقعیتی دیگر می‏طلبد تا مبانی عقلی، نقلی و عرفانی ابحاث طرح شده نیز روشن گردند.

 

کوثر آفرینش (فاطمه علیهاالسلام و فضایل الهی ـ انسانی)

چنان‏که از مباحث مطرح شده فضایل، سجایا و مکارم اخلاقی و مقامات علمی و عملی صدیقه طاهره علیهاالسلام به نحو اجمال تبیین شد و روش بحث نیز بهره‏وری از آیات و احادیث بود، در این فصل نیز دست‏کم به دو نکته مهم پرداخته می‏شود:

الف. خطبه‏ها، ادعیه، نیایش‏ها و روایات حضرت زهرا علیهاالسلام حکایت از عمق اندیشه، بصیرت دینی و معرفت اسلامی، جامعیت دین‏شناختی، روحیه عرفانی، انس و ارتباط با خدا و معنویت‏گرایی اصیل، ژرف‏اندیشی در عرصه‏های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن حضرت دارند و کافی است نیم‏نگاهی به مجموعه معارف فاطمی داشته باشیم تا صلاحیت علمی و عملی حضرتش را در اسوه قرار گرفتن برای همه انسان‏ها در همه عصرها و نسل‏ها متوجه شویم ـ که این خود بحث مستقلی می‏طلبد.

ب. توجه به برخی آیات و احادیث نبوی و مجموعه سخنانی ارزشمند از امامان معصوم علیهم‏السلام در تبیین اوصاف و فضایل فاطمی که در این فصل مورد توجه واقع خواهند شد تا گوشه‏هایی از شخصیت نورانی حضرتش و رقیقه‏ای از حقیقت وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام روشن گردد:

1. فاطمه علیهاالسلام کوثر اعطا شده از سوی خدای سبحان به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امّت ختمیّه است که سوره کوثر در شأن و شخصیت آن حضرت نازل شده: «اِءنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ.»(کوثر: 1)(73)

2. فاطمه علیهاالسلام کلمة‏اللّه است: «فَتَلَقّی آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ.» (بقره: 37)(74)

3. فاطمه علیهاالسلام مایه شادی دل و سرور نفس رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، قرّه عین و اشک چشم در مقام شوق در پرتو نگاه رحمانی و عامل آرامش و آسایش جان رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که فرمود: «تَسُرُّ بها(75) تَقَرُّ بها عینی»(76) و «یَطمئنُّ بها قلبی.»(77)

4. فاطمه علیهاالسلام از مقرّبان و السّابقون(78) و اصحاب یمین(79) و ابرار(80) است. ویژگی‏های علمی و عملی، ایمانی و رفتاری اصحاب یمین و ابرار از زیرمجموعه‏های مقرّبان خواهد بود و فاطمه زهرا علیهاالسلام چون از مصادیق مقرّبان الهی است، همه آن‏ها را به نحو اتم و اکمل دارا می‏باشد.(81)

5. فاطمه علیهاالسلام شخصیتی است که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در وصفش فرمود: «اُمّ ابیها و فداها ابوها»(82) و بر دست او بوسه می‏زد و هماره هنگامی که فاطمه علیهاالسلام بر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وارد می‏شد، برای او بلند می‏شد و به سوی او می‏رفت؛ «قام الیها»(83) و در هنگام هجرت، مسافرت و جهاد، آخرین منزلی که ترک می‏کرد منزل فاطمه علیهاالسلام بود و اولین منزلی که بدان وارد می‏شد منزل فاطمه زهرا علیهاالسلام بود(84) که این غیر از ارتباط پدر و فرزندی و انس عاطفی، حکایت از امتیاز وجودی و برتری سیده نساء عالمین می‏نماید که به تعبیری:

این محبت از محبت‏ها جداست

حبّ محبوبِ خدا حبّ خداست.

6. فاطمه علیهاالسلام از حیث مرتبه وجودی و نسبت حقیقی با خدا و رسولش، به مقام و منزلتی رسید که فانی فی الله شد و مظهری از اسماء جمال و جلال الهی گشت، به‏گونه‏ای که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: خشنودی فاطمه، خشنودی من و غضب او، غضب من است.(85)

7. فاطمه علیهاالسلام شخصیتی است که پیامبر عظیم‏الشأن صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در اوصاف و فضایل او تعابیری به کار برده‏اند که هر کدام از آن تعابیر آیتی بر مرتبه‏ای از مراتب شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام است. در اینجا، تنها به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

ـ اولین شخصی که در بهشت بر من وارد می‏شود فاطمه است.(86)

ـ همانا خداوند از رضایت تو راضی، و از خشم تو خشمگین می‏شود.(87)

ـ دخترم فاطمه حوریه‏ای است که صفات جسمی زنانه ندارد.(88)

ـ فاطمه سرور زنان در روز قیامت است.(89)

ـ او سیده زنان اهل بهشت است.(90)

ـ فاطمه بخشی از وجود من است.(91)

ـ ای فاطمه! آیا خشنود نیستی که سرور زنان جهانیان و سرور زنان این امّت و سرور زنان اهل ایمان هستی؟(92)

از سوی دیگر، اوصاف و اسماء فاطمه زهرا علیهاالسلام هر کدام ناظر بر مرتبه‏ای از هستی و شأنی از شئون وجودی اوست که نیاز به تدبّر و تفسیر دارد؛ مثل: فاطمه، صدّیقه، طاهره، زهراء، بتول، محدّثه و حوراء.

آنچه نیز در باب ایمان، جهاد فی سبیل‏اللّه، شجاعت و شهامت ایمانی و سیاسی و اجتماعی، عبادت و عرفان، خلوص، ایثارگری، وفای به عهد، توفیق در همسرداری، تربیت فرزند، حضور در صحنه‏های فرهنگی، اجتماعی و غیر آن‏ها از حضرت نقل شده است، خود بر جامعیت شخصیتی حضرت فاطمه علیهاالسلام و رشد متعادل و تربیت همه‏جانبه‏اش در مجاورت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خانه وحی و رسالت دلالت دارد و او را برترین و والاترین اسوه و الگویی برای اهل بصیرت، سعادت و کمال قرار داده است.(93)

 

فاطمه علیهاالسلام و انسان امروز (الگوی جاودانه)

یکی از دغدغه‏ها و پرسش‏های نسل جدید و جوان جامعه نوین این است که چه رابطه و نسبتی بین شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام و شرایط، مقتضیات زمانی و مکانی و تحوّلات دنیای کنونی و دوران نوین وجود دارد؟ آیا در عصر جدید، می‏توان امثال حضرت زهرا علیهاالسلام را الگویی تمام عیار برای خویش قرار داد یا نه؟ و البته چه بسا شبهاتی نیز در این زمینه مطرح باشند. در ذیل، به اجمال و با پیوند محتوایی بحث با مباحث پیشین توجه به چند مسئله را به عنوان مسائل محوری مطرح می‏نماییم:

 

الف. موانع فرهنگی

1. عدم معرفی جامع، منطقی، عقلانی و زمان آگاهانه حضرت زهرا علیهاالسلام به نسل جدید؛

2. عدم توجه به ادبیات و زبان نو در طرح و تحلیل ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه علیهاالسلام ؛

3. عدم تنوّع در روش و ارائه محصولات فرهنگی ـ هنری در معرفی ابعاد شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام ؛

4. عدم سنجش شرایط سنّی، استعدادی، تحصیلی و طبقات اجتماعی در الگوسازی از اندیشه، منش و روش فاطمه زهرا علیهاالسلام ؛

5. عدم تهذیب و پیرایش نقل‏های تاریخی و احادیث متنوّع و گاهی متضاد درباره ابعاد وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام .

 

ب. عوامل فرهنگی ـ علمی

1. تبیین همه‏جانبه شخصیت صدیقه طاهره علیهاالسلام با زبان نوین و ادبیات نوشتاری، گفتاری و سمعی ـ بصری و ارائه آن به نسل جوان و تشنه الگوهای فراگیر و جاودانه؛

2. پاسخ‏گویی عالمانه همراه با شرح صدر به پرسش‏ها و شبهاتی که در اذهان نسل جدید وجود دارند.

3. اجتناب از افراط و تفریط در تبیین شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام و دوری از التقاط‏اندیشی، زمان‏زدگی و غرب‏زدگی از یک‏سو، و گریز از سطحی‏نگری، قشری‏گرایی، جمود و تحجّر و زمان‏ستیزی از سوی دیگر؛ انسان کاملی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام را باید از چند منظر مورد سنجش و شناخت و آن‏گاه معرفی قرار داد:

الف. تبیین ابعاد و اوصاف چنین انسان کاملی برای اهل تخصص، حکمت و عرفان به وسیله محققان و پژوهشگران به صورت عمیق و اجتهادی و با تکیه بر قرآن و سنّت؛

ب. تحلیل ابعاد وجودی حضرتش برای نسل میانه و طبقات متوسط از مؤمنان جامعه؛

ج. ارائه تصویر و تفسیری عقلانی، کاربردی و تأثیرگذار از تمام وجوه شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام برای نسل جوان و طبقه نوجوان و روشن‏فکران جامعه بر حسب مرتبه علمی و جایگاه اجتماعی آن‏ها به زبان روزآمد و کارآمد و در عین حال، جالب و جذّاب.

4. تبیین سیره علمی و عملی فاطمه زهرا علیهاالسلام ، هوشمندی، عناصر جهادی و حماسیِ اندیشه و بینش فاطمی، حضور و ظهور منطقی، متعادل و زمان‏آگاهانه، مسئله‏شناسانه و دین‏مدارانه حضرت فاطمه علیهاالسلام در ساحت‏ها و عرصه‏های گوناگون اجتماعی.

ناگفته نماند از گذشته تاکنون تلاش‏های فراوانی در معرفی الگوی کامل فاطمی شده و کارهای متعددی صورت پذیرفته‏اند، اما کافی و ناظر به شرایط روز نبوده‏اند. واقعا اگر انسان کامل و تمام‏عیاری همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام را دیگران داشتند، با او چسان معامله می‏کردند؟ به راستی، اگر شعاع شخصیت علمی و عینی صدیقه طاهره علیهاالسلام آنچنان که بایسته و شایسته اوست معرفی گردد و الگوشناسی و الگوسازی هویّت و شخصیتش صورت پذیرد، جهانیان، بخصوص جوانان تشنه معرفت، معنویت، عدالت، موفقیت و پیشرفت، سعادت و کمال، پیرو او نخواهند شد؟ انسان‏ها دارای دو عقل نظری و عملی، قوای ادراکی و تحریکی، اندیشه و انگیزه، اراده و فعالیت‏های تدبیری و التذاذی، ابعاد عقلانی و نفسانی و جسمانی، یا عقل و قلب و قالب هستند که معارف و معالم الهی و بشری نیز معطوف به آن‏هاست و هر انسان طالب کمالی در صدد آن است که در چنین عرصه‏ها و جبهه‏هایی تکامل یابد و توسعه وجودی پیدا نماید. حال اگر مقامات عقلانی، عرفانی و حکمتی ـ حکومتی یا سیره فراگیر علمی و عملی فاطمه زهرا علیهاالسلام آنچنان که باید و شاید معرفی گردند در پذیرش عمومی و جلب توجه برای جامعه جوان و جهان جدید با همه رویکردها و رهیافت‏های گوناگون جذبه نخواهند داشت؟

بلکه با توجه به آنکه در جهان غربِ پیش از قرون وسطا، و غربِ عصر نوزایی (رنسانس) و غربِ معاصر، که الگوهای مختلف را دیده و تجربه کرده است و حتی زنان و دختران غربی در پی گم‏شده خویش، آن هم در عصر نهضت‏های فمنیستی و ضد فمنیستی قرار دارند و روزگار وصل خویش را دنبال می‏کنند و از الگوهای محدود، متغیّر، زوال‏پذیر، افراطی یا تفریطی خسته و وامانده‏اند، ضرورت الگوشناسی و الگوسازی بیش از پیش احساس می‏گردد، و اگر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آن هم در بخش‏های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، مدیریتی، تربیت فرزند و صیانت جامع از کانون خانواده و حرکت بر اصل عقلانیت و عدالت، خردورزی و عاطفه‏محوری و مهروزی و در عین حال، داشتن فردیت کامل و مستقل و تعادل و توازن در رشد و شکوفایی قوای وجودی حضرت فاطمه علیهاالسلام تبیین، تحلیل و ابلاغ گردد تحوّلی شگرف و انقلابی فرهنگی و درونی ایجاد خواهد شد و فاطمه‏شناسی و فاطمه‏گروی در میان نسل امروز یک حقیقت تابنده و پاینده می‏گردد. پس در صورت ارائه تصویری روشن، درست، زمان‏شناسانه، نیازسنجانه، عالمانه و حساب‏شده از تمام هویّت و ماهیت و شاکله و شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام و نگاهی تاریخی، جامعه‏شناختی، تربیتی و روان‏شناختی، معرفت‏شناسانه و در دسترس به حضرتش، شکاف و انقطاع نسل امروز با آن کوثر هستی و گوهر وجود و الگوی جاودانه برداشته خواهد شد و آن فصل و انقطاع به وصل و اتصال وجودی با او تبدیل خواهد گشت.

 

نتیجه‏ گیری

فاطمه زهرا علیهاالسلام همچون لیلة‏القدر، حضوری مستمر، کارآمد و تأثیرگذار در همه عرصه‏های هستی دارد و ظرف وجودش ظرف تحقق اراده و مشیّت الهی و افاضه فیض ربوبی است. او اگرچه به مثابه «قدر»، قدرش ناشناخته مانده است و باید تأویل حقیقت و کنه وجودش را در قیامت مشاهده کرد، اما به مقدار ممکن و میسور، باید به سراغ این انسان کامل مکمّل و هادی و اسوه ابدی رفت و به او قرب وجودی یافت. فاطمه علیهاالسلام خود قرآن مجسّم و وحی معیّن و از مفسّران و تأویل‏شناسان و راسخان در علم است که مصداق «اولواالعلم»، «اولواالالباب»، «اوتواالعلم»، «اولواالایدی والابصار»، «اهل تفکر و تذکّر»، برهان و عرفان یا عقل و عشق است و این‏همه حقایق معرفتی ـ سلوکی در دریای هستی او متموّج‏اند و صلاحیت تام و کامل برای الگوبودن و اسوه انسان‏ها قرار گرفتن، تا خود معیاری برای صحّت و قبولی و ارزش و اعتبار عقاید، اخلاق و اعمال یا نظام منسجم و به هم پیوسته و معرفت‏دینی قرار گیرد.(94) او، که در حکمت و سلوک، ولایت و امامت، جهاد و حماسه‏سازی، حضور بالقوّه و بالفعل در متن جامعه، تفسیر دین، دین‏شناسی و دین‏داری، حکمت نظری و عملی، بینش و گرایش و دانش و منش، سرآمد روزگار برای تمام اعصار و امصار است و بقیة‏النبوّة و صراط مستقیم هدایت و کمال و آیت سعادت و علامت خوش‏بختی راستین و گنجینه علم، عقل و معنویت و نعمت فزاینده و تمام‏ناشدنی حضرت حق یا کوثر است، برای همه انسان‏های مشتاق کمال و کرامت و شائق فضیلت و شرافت، منبعی زلال از معرفت، محبت، عبودیت و ولایت به شمار می‏آید.

 

پی نوشت :

 

1 دکترای عرفان اسلامی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج.

2. نهج‏البلاغه، خطبه 1، ص 22.

3. همان، خطبه 49.

4. حسن حسن‏زاده آملی، گشتی در حرکت، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، ص 44ـ108 و ص 304ـ336.

5. همو، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، (با ترجمه فارسی) قم، قیام، 1378، ص 22ـ24.

6. شیخ علی نمازی، مستدرک صفینة البحار، تحقیق شیخ حسن نمازی، قم، جامعه مدرسین، 1419 ق، ج 8، ص 243 و ج 3، ص 169.

7. زینب فواز العاملی، معجم، اعلام النساء، ج 3، ص 1216.

8. مریم: 31.

9. ابراهیم: 22.

10. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، قم، اسراء، 1382، ج 2، ص 68ـ70.

11. نهج‏البلاغه، حکمت 147.

12. ر. ک: عبدالله جوادی آملی، پیشین، ج 2، ص 108ـ110 / همو، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 1، ص 214ـ223 / حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقربان، ج 1، ص 150ـ151 / همو، انسان و قرآن، تهران، الزهراء، 1364، ص 138ـ139.

13. حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 136 / داود صمدی آملی، شرح دفتر دل، قم، نبوغ، 1379، ج 2، ص 497ـ499.

14. هر کس فاطمه را آن‏گونه که سزاست بشناسد، لیلة‏القدر را درک کرده است و علت نام‏گذاری وی به فاطمه آن است که خلایق از کُنْه معرفت فاطمه محروم و بریده شده‏اند. (حسن حسن‏زاده آملی، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، (با ترجمه فارسی) قم، قیام، 1378، ص 22ـ24.)

15. حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 213 / همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّةٍ، چ سوم، قم، طوبی، 1382، ص 260ـ261 / داود صمدی آملی، پیشین، ج 2، ص 492ـ493.

16. همان، ص 212 و 261 / حسن حسن‏زاده آملی، هزار و یک کلمه، ج 3، ص 44 / داود صمدی آملی، پیشین، ج 1، ص 660ـ662.

17. نزد امام صادق علیه‏السلام درباره «ِانّا اَنزلناه فی لیلةِ القدرِ» سخن به میان آمد، حضرت فرمود: چقدر فضیلت آن بر سایر سوره‏ها آشکار است! راوی می‏گوید: گفتم: چه فضیلتی دارد؟ فرمود: ولایت امیرالمؤمنین علیه‏السلام در آن نازل شده است. گفتم: در شب قدری که امید داریم در ماه رمضان باشد؟ فرمود: بله، آن شب قدری است که آسمان‏ها و زمین و ولایت امیرالمؤمنین علیه‏السلام در آن مقدّر شده‏اند. (حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 242.)

18. همان، ص 244ـ245.

19. همان، ص 242 / محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج 1، ص 249، ح 6 و نیز ر. ک: حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 142.

20. همان، ص 249.

21. عبدالعلی بن جمعه عروسی حویزی، نورالثقلین، ج 5، ص 639، ح 105.

22. حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقربان، ج 1، ص 153.

23. سیدمحمّدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 20، ص 470.

24. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ سی و یکم، 1383، ج 27، ص 187ـ189.

25. سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 20، ص 139.

26. ر. ک. به: حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 120ـ153.

27. ابوعیسی بن سوره، سنن ترمذی، ج 5، ص 434، ج 2813.

28. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 110.

29. نساء: 174.

30. نور: 35.

31. طارق: 13.

32. بقره: 185 و 2.

33. جن: 2.

34. فصّلت: 42.

35. واقعه: 77.

36. یونس: 57 / اسراء: 82.

37. اسراء: 82 / فصّلت: 2.

38. نساء: 174.

39. فصّلت: 41.

40. فصّلت: 42 / یس: 2.

41. بیّنه: 2.

42. زمر: 28.

43. حجر: 9.

44. آل عمران: 3.

45. حجر: 87.

46. آل عمران: 138.

47. کهف: 1 و 2.

48. آل عمران: 7.

49. همان.

50. احزاب: 33.

51. حسن حسن‏زاده آملی، فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 65 / همو، شرح فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 294.

52. همو، هزار و یک نکته، ج 2، نکته 932 / همو، شرح فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 295.

53. احزاب: 33.

54. همو، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 75ـ77.

55. همان، ص 71ـ74.

56. حسن حسن‏زاده آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 74 / فصٍ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّه، ص 76ـ77.

57. عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 84.

58. همو، شرح فصِ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّه، ص 193 و 203.

59. لیلة القدر بنیه محمّدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با انسان کامل است که به واسطه آن به مقام «قلب» احتجاج شده است، پس از شهود ذاتی؛ چرا که انزال قرآن صورت نمی‏گیرد، مگر بر چنین قلب و سینه منشرح و به قدر بزرگی منزلت و جایگاه و شرف آن حضرت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏باشد و چنین سینه‏ای شایستگی آن را دارد که بر آن قرآن نازل شود و به سوی آن نزول قرآن صورت گیرد. (مقام قلب، مقام شهود حقایق اشیا به نحو تمییز و تفصیل است که پس از مقام روح می‏باشد که مقام روح مقام لفّ و جمع است و در آن امتیاز منتفی است.)

60. به نقل از: حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 216ـ217 / همو، فصّ حکمةٍ عصمتیّة فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 24.

61. اکنون که فهمیدی بقیه نبوت و عقلیه رسالت و ودیعه مصطفی و زوجه ولی الله و کلمه تامّه الهی، فاطمه علیهاالسلام ، حایز مقام عصمت است ... . (حسن حسن‏زاده آملی، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّة فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 152.)

62. آنان (اهل بیت پیامبر علیهم‏السلام ) مرکز اسرار خدا، پناهگاه دستور و خزینه علم پروردگارند؛ آنان سرچشمه دستور خدا، نگهبان کتاب‏های الهی و پشتوانه دین خدایند. به وجود خاندان رسالت انحراف‏های دین برطرف می‏گردد و تزلزل آن فرو می‏نشیند. این خانواده اساس دین و تکیه‏گاه یقین‏اند. پیشگامان به آنان بازمی‏گردند و عقب‏ماندگان به ایشان می‏رسند. این خانواده از امتیازات حکومت برخوردارند و سفارش‏های جانشین برای آن حضرت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و دریافت علوم و مال مخصوص ایشان می‏باشد. (نهج‏البلاغه، خطبه 2.)

63. امام صادق علیه‏السلام فرمود: اگر خداوند متعال امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام را برای فاطمه علیهاالسلام نمی‏آفرید برای فاطمه علیهاالسلام همتایی از آدم و غیر آن روی کره زمین نبود. (محمّد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج 1، کتاب «الحجه»، باب «مولد الزهراء»، ص 461.)

64. ای محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اگر تو نبودی عالم را نمی‏آفریدم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‏کردم و اگر فاطمه نبود تو و علی را نیز نمی‏آفریدم. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 15، ص 28 و 29؛ ج 57، ص 19، 201؛ ج 60، ص 303 / عبدالحسین امینی، پیشین، ج 2، ص 300، ج 5، ص، 435، میرزا حسین نوری طبرسی، پیشین، ج 2، ص 615. و نیز برای شرح و بسط و تفسیر حدیث مطرح شده، ر. ک: محمدعلی گرامی، لولا فاطمةُ.)

65. امیرالمؤمنین علیه‏السلام از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سؤال کرد: کدام‏یک از ما پیش تو دوست داشتنی‏تریم: من یا فاطمه علیهاالسلام ؟ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: فاطمه را بیشتر دوست می‏دارم، ولی تو نزد من عزیزتری. (محسن الامین، اعیان الشیعه، ج 1، ص ص 307 / احمد بن شعیب نسائی، خصائص، ص 37.)

66. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 84ـ85.

67. محسن‏الامین، پیشین، ج 1، ص 307 به نقل از: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی.

68. باید بین دو نبوّت تشریعی و انبائی تفاوت قایل شد؛ زیرا نبوّت تشریعی به رسول خاتم محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خاتمه یافت. پس حلال آن حضرت تا روز قیامت حلال است و حرام وی تا روز قیامت حرام. اما نبوّت انبائی، که به «نبوّت عامّه» و «نبوّت تعریفی» و نبوّت مقامی نیز موسوم است، همیشه تا ابد مستمر است و از این سفره ابدی همه نفوس مستعد بهره‏مند می‏شوند تا از وحی انبائی بشنوند. فافهم. (حسن حسن‏زاده آملی، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 26 / همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 324ـ336.)

69. همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 324ـ336 / سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 13، ص 341ـ385 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 12، ص 520ـ538 و ص 549ـ552.

70. نهج‏البلاغه، خطبه 235.

71. عبداللّه جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 3، ص 400ـ413 / همو، زن در آینه جلال و جمال، ص 142ـ181 / همو، ولایت در قرآن، ص 275ـ320 / حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 147.

72. حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 150ـ158.

73. ر. ک. به: المیزان / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 27، ص 376ـ375 / فضل بن حسن طبرسی، مجمع‏البیان، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیه، ج 5، ص 550 / حسن حسن‏زاده آملی، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 134 و 142ـ143 / عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 99ـ107.

74. ر. ک. به: عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص 143ـ144 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، چ چهل و ششم، ج 1، ص 199 / فضل بن حسن طبرسی، پیشین، ج 1، ص 88ـ89.

75. محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 83، ص 67.

76. همان.

77. همان.

78. واقعه: 7ـ96.

79. منافقین: 19ـ28.

80. انسان: 5ـ21.

81. سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ص 353ـ357 و 213ـ229 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 26، ص 270ـ281، ج 25، ص 342ـ359 / مرتضی مطهّری، آشنایی با قرآن، ج 6، ص 87ـ94 و 219 تا 225.

82. شیخ صدوق، الامالی، مجلس 41، ح 7، ص 141.

83. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج 2، ص 751.

84. همان، ج 3، ص 750.

85. ابن قتیبه، الامامة والسیّاسة، ج 1، ص 14 / زینب فواز العاملی، پیشین، ج 4، ص 1214.

86. ابن صباغ، الفصول المهمه، ص 129.

87. محمد بن ابی بکر الشلی، المشروع الروی، ص 86.

88. محب الدین طبری، ذخائر العقبی، ص 26.

89. ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج 2، ص 42.

90. محمّد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج 5، ص 20.

91. محمّد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 96 / ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج 4، ص 336.

92. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 156.

93. در این زمینه، ر. ک. به: عذرا انصاری، جلوه‏های رفتاری حضرت زهراء / سیدجعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام / محمّد دشتی، نهج الحیاة فرهنگ سخنان فاطمه علیهاالسلام .

94. عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 106ـ107 / همو، زن در آینه جلال و جمال، ص 142ـ144 / همو، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 1، ص 37ـ60.

منبع:http://www.hawzah.net /س

نویسنده: محمّدجواد رودگر(1)

راسخون

و

montazer.ir



نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حضرت زهرا(س)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فاطمه زهرا سرّ لیلة‏القدر

در این نوشتار، سعی بر آن است نسبت و تعامل باطن و حقیقت وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام با حقیقت وجود و باطن «لیلة القدر» مقایسه شود و در محورهای «تعیّن و تعیین اصل وجود» و «هندسه خلقت و شریعت»، ... بر ویژگی‏های اشتراکی و مشابهت‏های این دو آفریده عظیم تأکید گردد. در این مقاله، منزلت سه عالم «سرشت»، «سرنوشت» و «شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام » با رویکردی تطبیقی بررسی می‏شود.

مقدّمه

معرفت به همه مؤلّفه‏های شخصیتِ برجسته و هستیِ شاخص و ممتازِ یگانه زنان در همه اعصار و امصار و در دو عالم پیدا و پنهان بسیار مشکل و معسور می‏نماید؛ چه اینکه از حیث «هویّت وجودی» ـ نه «ماهیت مفهومی» ـ و حقایق درون ذاتی، از باب «وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ» (صافات: 164) تکرارناپذیر و همتانابردار و ادراک‏ناشدنی است؛ و هرچه از حیث وجودی، قوی‏تر، شدیدتر و کامل‏تر بوده و تجرّد بیشتری داشته باشد و به هستی محض قرب یابد مصداق «لایُدرِکُه بُعدُ الهِمَم و لایَنالُه غَوصُ الفِطَن»(2) خواهد شد که نه حکیم با ادراک حصولی و نه عارف با ادراک حضوری خویش، توان درک و معرفت به قلّه‏های بلند و منیع ذات و شخصیت وجودی او را ندارد و عرفانِ به آن انسان کامل هر آینه اعتراف به «جهل» و «عجز» از معرفت به حقیقت ذاتی اوست. اما راه ورود به بهشت ذات و جنّت وجود و هستی او نیز مسدود و بسته نیست، بلکه معرفت به مراتب و درجاتی از هستی و کمالات وجودی او ممکن و میسور است؛ یعنی اکتناه به ذات انسان کامل، که مظهری از «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَی‏ءٌ»(شوری: 11) و «وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوا أَحَد» (توحید: 4) شده و جامع اسماء جمال و جلال الهی است و کون جامع، تا غیب و شهادت وجود مطلق و مضاف هستی را در خانه خویشتن به هم گِره زده، راه ورود به حقیقت ذاتش را بر روی نامحرمان و محرومان از تماشاگه راز مسدود می‏نماید و تنها محرمان دل در حرم وجود و حریم هستیِ تشبّه یافته به هستی مطلق و مطلق هستی او راه دارند تا «لم یَحجبُها عن واجبِ معرفتهِ»(3) نیز صورت پذیرد و الگوشناسی و الگوپذیری در مقام استکمال وجودی با حرکت جوهری، تجدّد امثالی و حرکت حبّی(4) تعیّن یابد.

شخصیت جامع‏الابعاد و بلکه جامع‏الاضداد انسان کاملی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام و وجود نورانی و الهی آن انسان معصوم و حجت بالغه و خلیفه خدای سبحان به دلیل قرب وجودی به وجود مطلق، قابل ادراک به تمام معنا و معرفت‏پذیر به صورت کامل و جامع و تمام عیار نیست و از جمله، تشابه و تقارب وجودی لیلة القدر و فاطمه زهرا علیهاالسلام در همین نکته بلیغ، عمیق و انیق نهفته است که چنان‏که «لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْر»(قدر:1ـ2)، و «اِنّما سُمّیت فاطمةُ لاَنّ الخَلْقَ فُطِموا عَن معرفتِها»(5) و لیلة القدر مراتب‏پذیر و مشکّک و فاطمه علیهاالسلام نیز از حیث وجودی مرتبه‏پذیر و دارای درجات وجودی است که باید برای ادراک به قدر میسور و ممکنِ آن یادگار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رقای وجودی و توسعه در هستی و بسط ذاتی یافت و به مقام لیلة‏القدر تقرّب پیدا کرد. خدای سبحان عقل و دل انسان را مستعد و شایسته معرفت به اسوه‏های جمال و جلالی‏اش قرار داد که انسان متکامل در پرتو هدایت، حمایت، ارشاد و اشارت انسان کامل، که انسان مکمّل است، باید به عقل‏پروری و مهرورزی و محبتِ وجودی سیر صعودی یابد و قوس صعود را در عوالم وجود طی نماید تا به شبستان شهود و بزم وجود همچون فاطمه‏ای معصوم و ثمره شجره وجود بار یابد.

آری، انسان‏های تشنه کمال و شائق وصال و مشتاق دیدار حضرت حق سبحانه راهی جز ورود به دارالشهود شخصیت بی‏همتای انسان کاملی چون صدیقه طاهره علیهاالسلام ندارند ... و نسل جدید و جوان جامعه جهانی امروز و مدینه فاضله اسلامی برای خروج از بحران هویّت و فقرشناسنامه حقیقی و رهایی از خطر و آفت فطرت‏سوز و ویرانگر جوهره وجود ـ یعنی از خود بیگانگی ـ بایسته است که از «فصل» و «غربت» با شخصیتی همچون فاطمه علیهاالسلام ، که در حکمت علمی و عینی، عرفان نظری و عملی، اخلاق قولی و فعلی، درک و درد دینی، عدالت فکری، اخلاقی و عملی، قسط فردی و اجتماعی، حکمت و حکومت فراگیر و جهان‏شمول، عقل تعالی یافته در دو ساحت علاّمه و عمّاله و عشق و محبت راستین و جاودانه و خیر جامع دنیا و آخرت و سعادت مادی و معنوی و ... سرآمد و الگوی جاودانه و تمام‏نانشدنی و به تعبیر شیرین و دلنشین قرآن کریم، «کوثر» یا خیر و نعمت فزاینده و متزاید و زوال‏ناپذیر و ابدی است، انس ذهنی، ذاتی و عملی و حشر متافیزیکی و وجودی یافته، آن انسان برتر و نمونه را سرمشق حیات معقول و سرلوحه زندگی پاک خویش قرار دهد تا با فاطمه‏شناسی و فاطمه‏گرایی، حیات طیّبه یابد و به فطرت خویش بازگردد و به اصل خود واصل شود و بر روزگار فصل و فراق از خودِ حقیقی و منِ علوی خویش خط بطلان بکشد و به «از کجا آغاز کنیم» که پرسشی عقلانی و تکامل‏گرایانه است، با «از فاطمه» پاسخ دهد تا بازگشت به خویشتن را تجربه کند و دو سَرِ حلقه هستی و آغاز و انجام نظام وجود را دریابد، که حدیث «لولا فاطمةُ لما خَلقتُکما»(6) از آغاز هستی با نام و یاد و حقیقت نوری فاطمه علیهاالسلام و حضور باهرالنور او در صحنه حشر اکبر و نغمه ملکوتی و غریو رحمانی «اَین الفاطمیون»(7) به فرجام حیات ابدی و جاودانه انسان به هم سرشته گردد و انسان متکامل رهین فیض وجودی و نعمت پایدار کوثر آفرینش و گوهر خلقت و پاره تن سیّد کائنات و کُفو علی علیه‏السلام قرار گیرد و در ظلّ توجهات آن انسان هادی، این انسان هابط به مقام صعود در هبوط بپردازد و مصداق «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُه»(فاطر: 10) قرار گیرد تا در سایه‏سار شجره پاک و پرثمر ایمان و عمل صالح، به کمال امکانی خویش نایل گردد و آیه «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَة» (نحل: 97) را در فکر، فعل و انگیزه خویش متجلّی سازد و چنین انسانی هویّت‏مدار و شناسنامه‏دار و حقیقی شده در دار وجود، مفقودالاثر و بی‏هویّت و بی‏برکت نباشد، بلکه در هر مکان(8) و هر زمان،(9) مبارک گردد و کوثرشناسِ کوثرمنش، کوثر روش و کوثر گرایش و خود کوثری شود که از هرچه تکاثر و کثرت است رهایی یابد و به مقام کوثر و وحدت دست یازد.

غرض این است که انسانِ وامانده در طبیعت و سرگشته کوی مادیت و طوفان‏زده در صحرای حیرت و فارغ از هویّت و هستی خویش، ولی تشنه آب حیات و شیفته کمال، طمأنینه، سکونت و یقین و سعادت حقیقی و خوش‏بختی واقعی در پرتو بصیرت و تفقّه به شخصیت جامع الاطراف فاطمه علیهاالسلام و تأسّی به بینش، منش و روش زندگی او، در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی، راه نجات، رشد، فلاح، صلاح و رستگاری در پیش گیرد و با قراردادن آیینه فاطمی پیش روی خویش و تابلوی زیبا و نورانی و ماندگار آن یادگار پیامبر خدا محمّد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، به خویشتن‏شناسی، خویشتن‏یابی، بازشناسی و بازسازی وجود خود پرداخته، به خودیابی و بازیابی خویش و نقد و تأویل هستی و حیاتش بپردازد؛ چه اینکه فاطمه علیهاالسلام در همه ساحت‏های عقلانی، نفسانی و جسمانی و ابعاد برهانی و عرفانی، بینش اسلامی و بصیرت دینی و معرفت اجتماعی و عدالت‏خواهانه و ولایت‏شناسی و ولایت‏یابی الگویی کامل است و علم و عمل، ایمان و خردورزی، و عقل و عشق را در حیات نورانی خود به ظهور رسانده است. پس معیار کمال هر چیزی همانا هستی اوّلی و ذاتی شی‏ء است، نه هستی مادی ثانوی و عرضی آن؛ زیرا حقیقت هر چیزی را صورت نوعیّه آن ترسیم می‏کند که حاکی از نحوه هستی اوست، نه اوصاف بیرونی‏اش که ترجمان نحوه ارتباط او به خارج از حقیقتش می‏باشند؛ و کمال ذاتی انسان، که همان هستی آگاه و فعّال اوست، به نحوه اندیشه‏های صحیح است که از مبادی عالی دریافت می‏کند و به نحوه نیّت و اراده تدبیر بدن و جهان طبیعت است که همان عقل نظری و عقل عملی او را تشکیل می‏دهد. و اگر حضرت فاطمه علیهاالسلام سیده زنان جهانیان است و غیر از حضرت علی علیه‏السلام احدی همتای او نمی‏باشد تنها به لحاظ کمال وجودی آن بانوست، نه به لحاظ پیوندهای اعتباری او.(10)

در این نوشتار، برآنیم که چنین انسان کاملی را از زبان انسان کامل، و قرآن ناطق را از زبان و طریق قرآن صامت شناسایی کنیم و فضایل و کرایم وجودی و اوصاف جمالی و جلالی فاطمی را از محضر پیامبر عظیم‏الشأن صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان معصوم علیهم‏السلام جست‏وجو نماییم. موضوع فاطمه علیهاالسلام و لیلة‏القدر از یک سو، معسور و مشکل بودن معرفت به شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام ؛ و از سوی دیگر، میسور و ممکن بودن ادراک نسبی و همسان با مرتبه وجودی خودمان را نشان می‏دهد تا بر محور «اِنّ هذهِ القلوبَ اوعیةٌ فخیرُها اَوعاهَا»(11) و مدار «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا» (رعد: 17)، به حضور وجودی کوثری و کوثر وجودی‏اش باریابیم، تا به قدر سعه وجودی خویش، معارفی، حقایقی و انواری فراچنگ آوریم و فراروی ارباب فضل و فیض و اصحاب کمال و کرامت و مشتاقان کوی ولایت قرار دهیم.

 

سِرّ قَدْر و قَدَر (فاطمه علیهاالسلام و لیلة‏القدر)

گرچه قدرشناسی و فاطمه‏شناسی به آسانی فراچنگ نمی‏آید، اما اندکی تلاش و خلوص در کاوش‏های قرآنی و کاوش در پژوهش‏های وحیانی، چه وحی وجودی و تکوینی و چه وحی تدوینی و تشریعی، به تدریج ما را به سوی ادراک فاطمه علیهاالسلام و قدر به پیش می‏برد. آن‏گاه که به برخی ویژگی‏های مشترک و وحدت وجودی و تساوی، بلکه تساوق فاطمه علیهاالسلام و قدر بیندیشیم، به راز و رمزها پی خواهیم برد؛ از جمله:

الف. فاطمه علیهاالسلام انسان کامل تکوینی است، و قرآن کریم کلام تدوینی جامع، که فاطمه علیهاالسلام صورت عینیّه و تکوینیه قرآن کریم و قرآن صورت تدوینیه و علمیه فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ چه اینکه اهل بیت وحی علیهم‏السلام جامع کلام تکوین و تدوین و واجد کتاب حقیقت و شریعت و شامل نشئه حقیقی و اعتباری‏اند؛ یعنی انسان کامل جامعِ عوالم کلیِ عقل، مثال و ماده و باید و نباید در نظام تشریع است که مرحله اعلا و برین آن به «کتاب مبین» و «امّ الکتاب» منتهی می‏گردد و موجود عینی است، نه اعتباری، و تکوینی است، نه تدوینی؛ که انسان کامل کون جامع و صاحب همه نشئات وجودی است که حتی فرشتگان شأنی از شئون وجودی اویند، تا چه رسد به مراتب دیگر هستی.(12) از این‏رو، فاطمه زهرا علیهاالسلام واجد همه مراتب نظام خلقت و شریعت است. فاطمه زهرا علیهاالسلام از باب اینکه قرآن در حقیقت وجود و کُنه و وعاء هستی‏اش تجلّی یافت، ظهور قرآن و در نتیجه، ظهور علم الهی است(13) تا همه مقامات وجودی را در قوس نزول و صعود دارا باشد. فاطمه علیهاالسلام و قدر عین هم و مفسِّر حقیقت وجودی هم هستند، که رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَنْ عَرفَها حَقَّ مَعرفتِها أدرکَ لیلةَ‏القدرِ، و اِنّما سُمّیت فاطمةُ لِاَنَّ الخَلْقَ فُطِموا عَن کُنهِ مَعرِفتها.»(14)

استاد علاّمه حسن‏زاده آملی می‏نویسند: «مبانی عقلی و نقلی داریم که منازل سیر حبّی وجود، در قوس نزول، معبّر به لیل و لیالی است؛ چنان‏که در معارج ظهور صعودی، به یوم و ایّام؛ بعضی از لیالی لیالی قدرند و بعضی از ایام ایام اللّه. از این اشارت در «اِنّا اَنزلناهُ فی لیلةِ القدرِ»(قدر: 11) و در حدیث مذکور و نظایر آن‏ها تدبّر بفرما، اقرأ و ارقَ. این فاطمه علیهاالسلام ، که لیلة القدر یازده کلام اللّه ناطق است، که امام صادق علیه‏السلام فرمود: کسی که حق معرفت به آن حضرت پیدا کند، یعنی به درستی او را بشناسد، لیلة القدر را ادراک کرده است...»(15)

در تفسیر فرات کوفی آمده است: محمّد بن قسم بن عبید به اسناد مُعَنْعن از أبی عبداللّه (حضرت امام صادق علیه‏السلام )، ما را حدیث کرده که آن جناب در تفسیر سوره مبارکه «قدر» فرموده است: «اِنّا اَنزلناهُ فی لیلَةِ القدرِ» لیله «فاطمه» است و قدر «اللّه» است؛ کسی که فاطمه را آن‏سان که حق معرفت اوست شناخت، همانا که لیلة‏القدر را ادراک کرده است.(16)

حال چنان‏که قرآن ظاهر و باطن، و محکم و متشابه دارد، فاطمه علیهاالسلام نیز دارای چنین مراتب و ظهور و بطونی است که نه قدرِ «قدر» را می‏توان به حقیقت شناخت و نه قدرِ فاطمه علیهاالسلام را می‏توان فهمید و فهماند و قدرشناسی کرد، که الفاطمةُ، ماالفاطمةُ و ما ادریکَ ماالفاطمةُ؟!

ب. لیلة القدر ظرف تقدیر الهی در تکوین و تشریع و برای عالم و آدم است و ولایت علی علیه‏السلام در چنین شبی تقدیر شد که امّ و روح لیالی قدر زمانی است و پیش از آسمان‏ها و زمین است و فوق آن‏ها.

در کتاب معانی الاخبار با اسناد خود به مفضّل بن عمر آورده است: «ذکرَ عند ابوعبداللّه علیه‏السلام «ِانّا اَنزلناه فی لیلةِ القدرِ» قال: ما اَبْیَنَ فضلُها علیَ السوَر. قال: قلتُ: و ایُّ شی‏ءٍ فضلُها؟ قال: نُزلت ولایةُ امیرِالمؤمنین علیه‏السلام فیها. قلتُ: فی لیلةِ القدرِ الّتی نَرتجیها فی شهرِ رمضان؟ قال: نعم، هی لیلةُ قُدِرت فیها السمواتُ والارضُ و قُدِرت ولایةُ امیرِالمؤمنینَ فیها.»(17) انسان کامل، هم ظرف حقایق قرآنی است و هم صاحب ولایت کلّیه و مطلقه تا قوام وجود به آن روح کلی قرار گیرد که لیلة القدر در همه ازمنه و اعصار وجود دارد، «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیم»(دخان: 4) تا بر تجدّد، استقبال و استمرار دلالت نماید و ملائکه با روح‏القدس به اذن پروردگارشان سال به سال در زمان حیات رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بر آن جناب نازل شوند و پس از رحلت آن حضرت بر کسانی که از حیث صفات وجودی با پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وحدت شخصیتی و وجودی دارند و خلیفه الهی و خلیفه رسول خدایند نازل گردند که چنین بود، هست و خواهد بود و سِرّ نزول فرشتگان بر فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دانسته خواهد شد؛(18) چنان‏که فرمودند: با سوره قدر بر امامت ما احتجاج کنید و بدانید که در بحث و استدلال پیروز می‏شوید؛ چون پس از رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حجت خدا بر خلق او همین سوره است. این سوره سَروَر دین و بزرگ‏ترین دلیل مذهب شما و نهایت دانش ماست. امام باقر علیه‏السلام فرمود: «یا معشرَ الشیعةِ! خاصِموا سورة «اِنّا اَنزلناهُ» تُفلِحوا. فَوَاللهِ اِنّها لَحجةُ اللّهِ ـ تبارک و تعالی ـ عَلیَ الخلقِ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و اِنّها لَسیِّدةُ دینِکم و اِنّها لغایةُ عِلمنا...»(19)

پس فاطمه زهرا علیهاالسلام انسان کاملی است که قرآن بر او نازل گردیده و فرشتگان بر او نازل شده‏اند و در هر عصر، انسان کامل آن عصر محل نزول ملائکه و میزبان آن‏ها خواهد بود.(20) تمام فرشتگان طواف‏کننده فاطمه علیهاالسلام در شب قدرند و شب قدر تکرار شونده خواهد بود(21) و اساسا فرشتگان با اراده انسان کاملی همچون فاطمه علیهاالسلام نیز نزول و عروج دارند و در خدمت اویند.(22) پس در لیلة‏القدر، تقدیر و سرنوشت نظام وجود رقم می‏خورد و فاطمه زهرا علیهاالسلام ظرف تحقق و تعیّن این تقدیر الهی است و واسطه فیض و فضل الهی به عالم و آدم و جهان غیب و غیب جهان، و همه چیزِ هستی از مدار وجودی او و مجرای هستی‏اش تشخّص می‏یابد و هزاران نقش بر لوح عدم از قاف قدرت الهی و قلم خداوندی از رهگذر و نسیم قدسی وجود آن عزیز الوجود رقم خورده است.

مرحوم علاّمه طباطبائی رحمه‏الله نیز مراد از «قدر» در «لیلة‏القدر» را تقدیر الهی در همه هستی و استمرار و تداوم آن دانسته‏اند.(23) تفسیر نمونه نیز تقدیر همه چیز و رابطه تقدیر در شب قدر با اراده و اختیار انسان و نزول قرآن و نسبت و ترابط و تعامل تقدیر در شب نوزدهم، تحکیم در شب بیست و یکم و امضا و تثبیت در شب بیست و سوم را شرح می‏دهد.(24) از این‏ها می‏توان نسبت انسان کامل با لیلة‏القدر و نسبت آن دو با سرنوشت انسان و جهان را به خوبی شناخت و نقش حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را در هندسه هستی و لیلة القدر بازیافت.

ج. شگفت‏آور است که بدانیم، هم شب قدر از حیث هویّت وجودی و ماهیت مجهول است و به آسانی فهم حقایق آن روزی هر کسی نخواهد شد ـ مگر صلاحیت علمی و عملی برای سالک کوی قدر ـ و هم حقیقت ذات و وجود فاطمه علیهاالسلام مجهول است، مگر برای اوحدی از انسان‏ها که در درجه اول، انسان‏های کامل هستند و آن‏گاه با حفظ مراتب وجودی، اولیای الهی و بندگان صالح و صاحب مقام ولایت در درجه دوم.

اما شب قدر مخفی است، به دو دلیل: 1. اهمیت‏بخشی و مراقبت از شب قدر تا بهترین و بیشترین بهره‏وری برای اهلش حاصل آید. 2. عظمت و فخامت شب‏قدر و میزان تأثیرگذاری آن در جهان خلقت و شریعت و بدین‏سان، اولیاءالله در میان خلق و مؤمنان پنهان هستند و اینکه فاطمه زهرا علیهاالسلام ناشناخته ماند و در زمان حیات ظاهری‏اش، مجهول و مظلوم واقع شد و پس از ارتحال از جهان فانی به سوی جهان باقی نیز قبر مطهّرش مجهول و ناشناخته است، خود حکایتی از عظمت و اهمیت این شخصیت ممتاز اسلامی در سرنوشت فرهنگی ـ سیاسی جهان اسلام و آیتی بر حقّانیت اسلام امامت، ولایت و اندیشه، و انگیزه و عمل شیعه خواهد بود تا هماره عقول و قلوب را به سمت خویش معطوف دارد و تاریخ بشریت را از گذشته تاکنون و آینده، متوجه خویش سازد و این خود سِرّی از اسرار آفرینش و راز سر به مهر کتاب خلقت و شریعت و جهان تکوین و تشریع است.

قرآن‏شناس راستین یا شارح شریعت (فاطمه علیهاالسلام و قرآن)

انسان کاملی چون صدیقه طاهره علیهاالسلام عالم به قرآن، عامل به قرآن و حامل قرآن کریم است و درجات قرآن با معارج انسان کامل تطابق دارد و نسبتی تام و تمام در میانشان برقرار است و تمامی حقایق و معارف قرآنی به نحو اتم و اکمل، در انسان کامل و از جمله فاطمه زهرا علیهاالسلام مجتمعند؛ چه آنکه او «قول ثقیل» را در ثقل علمی و عملی‏اش تحمّل کرد: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا.» (مزّمّل: 5)

علاّمه طباطبائی رحمه‏الله قول ثقیل را «قرآن عظیم» دانسته که از حیث تلقّی و دریافت معنای آن (ثقل علمی) و از حیث تحقّق به حقیقت توحیدی (ثقل عملی) «ثقیل» خوانده شد(25) و تنها انسان کامل حامل و وارث ثقل علمی و عملی آن و انسانی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام ، که «بتول» خوانده شد و در فرازی از سوره مزّمّل پس از آیه یاد شده نیز سخن از «وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا» (مزّمّل: 8) آمده، مشعر به این معناست که انسان بتول توان تلقّی و تحمّل و تحقّق قول ثقیل را داراست و البته راه اعتلای انسان به فهم خطاب محمّدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز مسدود نخواهد بود؛ باید استکمال عقلی و باطنی داشت و مقامات معنوی و فتوحات غیبی نمود و حجاب‏زدایی از ملک تا ملکوت کرد و در پرتو نور آفتاب ولایت و عنایت انسان کامل، به خزاین اسرار و علوم الهی راه یافت.(26)

به هر تقدیر، فاطمه علیهاالسلام و قرآن به هم سرشته و درهم تنیده‏اند و «لَنْ یفترقا»(27) هستند و او همه کمالات را از جهات چهارگانه دارا بود؛ یعنی نزاهت از نقص در وجدان کمال و رها شده، مصون از عیب در مقام دارایی کمال، و در دو مقام حدوث و بقا نیز واجد کمال امکانی و وجودی بود که به تعبیر استاد جوادی آملی، «زیرا نه فاقد کمال هستند تا در حوزه تکامل آنان نقص راه یابد و نه آنچه دارند آفت‏زده است تا در قلمرو تعالی آن‏ها عیب رخنه نماید و نه در مرحله حدوث، فاقد فضل و فیض ویژه بوده‏اند که مسبوق به نقص باشد و نه در نشئه بقا فاقد فوز و فیض می‏شوند تا ترقّی آنان ملحوق به نقص یا عیب گردد. این مقام جمع الجمعی مربّع را می‏توان از عدیل بودن آنان با کتاب بی‏بدیل الهی ـ یعنی قرآن ـ استنباط کرد.»(28)

حال، نسبت فاطمه علیهاالسلام و قرآن کریم رادر چند نکته توضیح می‏دهیم:

 

نکته اول:

چنان‏که قرآن کریم یا قرآن صامت و وحی مُنْزَل الهی دارای صفات ثبوتیه و سلبیه یا جمالیه و جلالیه است، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دارای صفات مشترک با قرآن در دو بعد ایجابی و سلبی و جمالی و جلالی است. چنان‏که قرآن نور است(29) فاطمه علیهاالسلام نیز نور است، خداوند نیز نور است.(30) این وحدت نوری بین آفریننده فاطمه علیهاالسلام و قرآن و متکلّم با کلام تکوینی (فاطمه علیهاالسلام ) و کلام تدوینی (قرآن) نکته‏ای است بس مهم. قرآن قول فصل(31) است و فاطمه علیهاالسلام نیز فصل الخطاب؛ قرآن هدی(32) است، فاطمه علیهاالسلام نیز هدایت‏کننده انسان؛ قرآن رشد،(33) حق،(34) کریم،(35) شفاء،(36) رحمت،(37) برهان،(38) عزیز،(39) حکیم،(40) مطهَّر،(41) غیر ذی عوج،(42) ذکر،(43) مصدِّق،(44) عظیم،(45) بیان،(46) و قیّم(47) است، فاطمه علیهاالسلام نیز بر اساس نصوص حدیث و مجامع روایی و بخصوص متن دعای «زیارت جامعه کبیره» رشد، حق، کریم، شفاء، رحمت، برهان، عزیز، حکیم، مطهّر، غیر ذی‏عوج، ذکر، مصدّق، عظیم، بیان و قیّم، که دعاها و خطبه‏های حضرتش نیز از حیث علمی و فعل و تقریر، و سیره عملی ایشان از حیث عملی، دلالتی تام بر این صفات وجودی می‏نمایند.

 

نکته دوم:

فاطمه علیهاالسلام از راسخان در علم(48) و تأویل‏شناسان و تأویلگران(49) قرآن کریم و قرآن‏شناسان و مفسِّران قرآن کریم(50) می‏باشد که سیر معرفتی ـ سلوکی حضرتش از ظاهر قرآن و الفاظ کتاب وحی الهی تا اُمّ الکتاب و کتاب مکنون و لوح محفوظ کشیده شده است. فاطمه علیهاالسلام تمامی مراتب لیلة‏القدر را داراست و در باب علم و عرفان فاطمه علیهاالسلام به قرآن، توجه به حدیث ذیل یک ضرورت و خود گویای مقام قرآن‏شناسی و معرفت به همه مدارج و معارج وحی الهی و مقامات قرآنی است. خودِ زجاجه وحی و میوه نبوّت، امّ الائمّة المعصومین، سیدة نساء العالمین، فاطمه بنت رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، فرمود: «ستایش خدای را که مرا منکر امری از کتابش قرار نداده و در هیچ حقیقتی از امرکتاب مرا سرگردان ننموده است.»(51) و یاد آورده‏اند: «زنی خدمت حضرت صدیقه علیهاالسلام رسید و سؤالی کرد و جواب شنید تا ده سؤال؛ خجلت کشید، عرض کرد: بر شما مشقّت نباشد. فرمود: اگر کسی اجیر شود که باری را به سطحی ببرد به صدهزار دینار، آیا بر او سنگین است؟ عرض کرد: نه. فرمود: من اجیر شده‏ام برای هر مسئله به بیشتر از مابین زمین و عرش که از لؤلؤ پر شود.»(52)

حال چگونه او مفسِّر و مبیِّن قرآن نباشد که قرآن فرمود: «اِلاّ المطهَّرونَ»(واقعه: 76) و قرآن نیز مصداق «مطهّرون» را معرفی نموده(53) که حضرت فاطمه علیهاالسلام از جمله مطهّرون است و با ظاهر و باطن قرآن مساس دارد و معارف بیکران قرآن بر او مکشوف و معلوم است.(54) پس درس دین‏شناسی و درد دین‏داری و مکتب قرآن‏شناسی و قرآن‏مداری هر آینه در مکتب فاطمه علیهاالسلام قرار دارند.

 

نکته سوم:

قرآن کریم در ترسیم و تصویر سیمای ملکوتی فاطمه علیهاالسلام و چهره نورانی و رحمانی‏اش، مشحون از آیات است که به حسب تفسیر، تأویل، تطبیق و با تکیه بر مجامع روایی و حدیثی، بر مقامات معرفتی و معنوی آن حضرت دلالت تام و کامل دارند، و از جمله آیات الهی، آیه تطهیر «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا»(احزاب: 33) است که اراده در «اِنّما یریدُ اللّه» اراده تکوینی است؛(55) خدای سبحان با اراده تکوینی تخلّف‏ناپذیر خود، موهبت طهارتِ از هرگونه رجس را، خواه در اندیشه‏های عقل نظری و خواه در نیّت و اراده‏های عقل عملی، به اهل بیت عصمت علیهم‏السلام اعطا نمود و «انَّما» نیز اقتضای حصر دارد و تطهیر تکوینی را تنها به آن ذوات طاهره اختصاص داده است، و «یُرید» دلالت بر دفع هرگونه رجس است، نه رفع آن و با دوام و استمرار فیض، اذهاب رجس سازگار است.(56)

و در آیه مباهله «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِین»(آل عمران: 61)، که دلالت بر مظهر جمال و جلال الهی بودن اهل بیت علیهم‏السلام و از جمله، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارد، جلال و جمال فاطمه علیهاالسلام همتای جلال و جمال علی علیه‏السلام قلمداد شده است(57) و به تعبیر استاد حسن‏زاده آملی، آیه مباهله دلالت بر تفضیل فاطمه معصومه علیهاالسلام بر همه زنان عالم دارد.(58)

البته آیاتی همانند 92 آل عمران، 6 و 23 انسان، سوره کوثر، فرازهایی از سوره الرحمن و مطفّفین، که بر بحر نور و وحدت و مقام مقرّبین و ابرار و اصحاب یمین دلالت دارند و به صورت کامل و اظهر بر شخصیت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام دلالت می‏نمایند، هر کدام نشانه‏هایی از آن بی‏نشان‏اند تا ما را به عمق و ژرفای وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام دلالت نمایند. پس قرآن کریم معرِّف و مفسِّر شخصیت فاطمه علیهاالسلام و فاطمه علیهاالسلام نیز مفسِّر و مبیِّن قرآن کریم است که دو قرآن ناطق و صامت همدیگر را تفسیر می‏نمایند و این بیانگر وحدتِ وجودی و جوهری آیات بیّنات و وحی الهی با بقیة النبوّه و پاره تن رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏باشد که او تفسیر قرآن و قرآن تفسیر اوست؛ یعنی قرآن فاطمه مجسّم و معیّن و مدوّن و فاطمه علیهاالسلام قرآن مجسّم و معیّن و مکوّن است، که القرآنُ معَ الفاطمة و الفاطمةُ معَ القرآن.

فاطمه و محمّد و علی علیهم‏السلام ؛ روح واحد ـ نور واحد

عرفان به فاطمه علیهاالسلام قرین و رهین عرفان به محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و علی علیه‏السلام نیز می‏باشد؛ چه اینکه در انسان کامل بودن، در لیلة القدر و یوم‏الله بودن، در معصوم و حجت‏الهی بودن، در خلیفة‏اللّه بودن و در نور واحد بودن، مشترک و دارای صفات وجودی واحدی‏اند و فاطمه علیهاالسلام غیر از اینکه پاره تن رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، میوه دل و نور چشم پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است، از باب اینکه کفو علی علیه‏السلام می‏باشد و کفو او نفس پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است، او نیز نفس پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است. علاوه بر این، در تفسیر انفسی «لیلة‏القدر» آمده که لیلة‏القدر همانا بنیه محمّدی است که از آن به «صدر محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » تعبیر شده؛ چنان‏که در تفسیر عرائس‏البیان آورده‏اند: «لیلةُ القدرِ هی البنیةُ المحمّدیةُ حال احتجابِه علیه‏السلام فی مقامِ القلبِ بعدَ الشهودِ الذّاتیِ لاَنَّ الانزالَ لایُمکنُ الاّ فی هذه البُنیةِ فی هذهِ الحالةِ. و القدرُ هو خطرُه علیه‏السلام و شرفُه اذ لا یَظهرُ قدرُه و لایَعرفُه هو اِلاّ فیها.»(59)

و در بیان السعادة، از «بنیه محمّدیه» به «صدر محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » تعبیر نموده و گفته است: «فی لیلةِ القدرِ الّتی هی صدرُ محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »(60) و یا استاد علاّمه حسن‏زاده آملی مرقوم داشته‏اند: «و اِذا دریتَ اَنّ بقیةَ النبوّةِ و عقلیةَ الرسالةِ و ودیعةَ المصطفی و زوجةَ ولیِّ اللّهِ و کلمةَ اللهِ التامّةِ فاطمةُ علیهاالسلام ذات عصمة ...»(61)

علی علیه‏السلام نیز در توصیف آل النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «هُم موضعُ سِرّهِ و لجأُ اَمرِه و عَیبةُ علمِه و مُؤمّل حُکمه و کَهوفُ کُتبه و جِبالُ دِینه. بِهِم اَقام انحناءَ ظَهرِه و اَذهبَ ارتعادَ فرائِصه. لایُقاس بِه آلُ محمّدٍ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مِن هذهِ الاُمّة اَحدٌ و لا یُسوّی بِهم مَن جَرت نِعمتُهم علیه ابدا. هُم اَساسُ الدینِ و عِمادُ الیقینِ، اِلیهم یَفی‏ءُ العالی و بِهم یَلحقُ التالی و لَهم خَصاصُ حَقِّ الولایةِ و فیهم الوصیّةُ والوارثةُ ...»(62)

در توصیف‏های امام علی علیه‏السلام ، چند مطلب مهم وجود دارد:

الف. اهل بیت علیهم‏السلام جایگاه سرِّ، صندوق دانش، ملجأ حکم و کهف‏های کتاب خدا و کوه‏های دین‏اند که پشت خم‏شده دین به ایشان راست گردیده و لرزش پشت آن بدان‏ها آرام گشته است.

ب. احدی از این امّت قابل قیاس با آنان نیست؛ که ایشان اساس دین و استوانه‏های یقین هستند؛ که آنان واجد حق ولایت‏اند و در آن‏ها وصیت و وراثت موجود است.

پس هرگونه کمال علمی و عملی از همتایی آنان با قرآن کریم، همانندی آن‏ها با کشتی نوح، آمد و شد ملائکه و معدن علم و حکمت و جز آن برای حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز وجود دارد و نیز از طریق شناخت شخصیت ممتاز و برجسته حضرت علی علیه‏السلام نیز توان ورود به خانه وجود و شخصیت حقیقی فاطمه علیهاالسلام حاصل خواهد شد؛ چه اینکه در حدیث آمده است: قال مولینا جعفر بنُ محمّدٍ الصادقِ: «لولا أنّ اللّهَ ـ تبارک و تعالی ـ خلَقَ الامیرَالمؤمنینَ علیه‏السلام لِفاطمةَ علیهاالسلام ما کان لَها کفوٌ علی ظَهرِ الارضِ مِن آدمَ و مَنْ دونِه.»(63)

و یا در حدیث آمده است که «لولاکَ لَما خلقتُ الافلاکَ و لولا علیٌّ لَما خلقتُکَ و لولا فاطمةُ لما خلقتُکما.»(64)






نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شب قدر فرشته‌ها در محضر امام عصر(عج)


حقیقت شب قدر و حادثه مهمی که در بطن آن اتفاق میافتد اینست که ارتباطی معنوی میان عوالم اعلی با زمین و به واسطه فرشتگان مقرب الهی حاصل می شود. نزول فرشتگان الهی بر قلب مطهر امام زمان... «عجل الله تعالی فرجه الشرف» از سر شب تا طلوع فجر ادامه دارد.

در فرهنگ اسلامی شب قدر به یکی از شبهای پر فضیلت سال که بیشتر دانشمندان آن را یکی از شبهای ماه مبارک رمضان می‌دانند مربوط می شود. اصل این مفهوم از سوره مبارکه قدر گرفته شده است. در این نوشته کوتاه اندکی در باره حقیقت این شب و جنبه باطنی آن سخن می گوییم.

 

برای شب قدر در خود قرآن کریم چند مطلب بیان شده است: اول اینکه شب نزول قرآن بوده است «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» دوم اینکه عمل صالح در آن ارزشش بیش از عمل صالح در هزار ماه است «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ » سوم اینکه فرشته‌ها و روح القدس در این شب نازل می شوند «نَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا» چهارم اینکه این شب دارای سلام است «سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» پنجم اینکه شبی است با برکت «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ» [1] ششم اینکه سرنوشت هر چیز در آن معین می شود «فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ»[2] و هفتم اینکه شبی با عظمت است( و ما ادراک ما لیلة القدر) این تعبیری است که برای بیان عظمت و بزرگی یک چیز در زبان عربی بیان می شود.

 

اینها مطالبی است که ظواهر قرآن در باره این شب عزیز بیان می کند و اگر موشکافی کنیم ممکن است چند نکته دیگر هم به دست آید.

 

در روایات اسلامی هم مطالب قرآن مورد تاکید قرار گرفته و علاوه بر آن درباره تعیین این شب مطالب زیادی بیان شده است. روایاتی که شب بیست و سوم را به عنوان شب قدر معرفی می کند بیشتر و قوی تر است و برای محققین تقریبا جای تردید وجود ندارد. شواهد این مدعی به بحث ما مربوط نمی شود و از آن می گذریم.

 

مقدرات کلی هر فرد که به صورت کلی در عالم علم الهی رقم خورده است، برای اینکه در بستر زمان بیاید، به بخشهای زمانی یک ساله تقسیم می شود و سهم هر سال در این شب مسیرسرنوشت و تقدیر ما از عوالم بالاتر تنزل پیدا کرده و به جریان میفتد. اینکه چه کسی بیمار شود یا از بیماری شفا یابد، اینکه چه کسی ازدواج کند یا از همسرش جدا شود، اینکه چه کسی در کار و تجارت خود سود یا ضرر کند، اینکه چه کسی فرزند دار شود یا عزیزی را از دست بدهد و این قبیل مسائل که به عنوان تقدیر مطرح است در این شب تنزل پیدا می کند.

 

جریان نزول قرآن کریم حادثه مهمی است که به هر حال در یکی از شبهای قدر گذشته اتفاق افتاده و دیگر تکرار نمی شود. آنچه از شب قدر هر ساله تکرار می شود و لازم است ما به آن توجه ویژه داشته باشیم، دو مطلب است: یکی بیشتر شدن ارزش و ثواب اعمال صالح که باید از این فرصت استفاده کامل کنیم و با نماز و ذکر و دعا و صدقه و امثال آن شب را به صبح رسانیم. مطلب دوم هم مسئله مشخص شدن مقدرات هر فرد در طول سال است. که به آن می پردازم.

 

در علوم و معارف عقلی بیان شده که علاوه بر این دنیا که عالمی مادی است، عوالم دیگری همچون عالم مثال و عالم عقل وجود دارد که غیر مادی است. شرح و توضیح این بحث در جای خود بیان شده است و فقط اشاره ای کردم. مطلب دیگری که حکما بیان می کنند اینست که:

 

تجلی حقایق هستی در عوالم مختلف به صورتهای گوناگون و متناسب با هر نشئه و عالمی تحقق می‌پذیرد و از همین رو مقید و محدود به قیود همان عالم می شود، که (و ان من شیئ الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم[3]: و هیچ چیز نیست مگر آنكه گنجینه‏هاى آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه‏اى معین فرو نمى‏فرستیم.

 

مثلا اگر انسانی در این دنیا در تاریخ معین متولد و در تاریخ مشخصی فوت می کند، این محدودیت زمانی مربوط به نحوه وجود او در این عالم است و ممکن است در عوالم دیگر وجود او به گونه ای دیگر باشد.

ولادت امام زمان (عج)

 

سرنوشت این دنیا و ما انسانها نیز از این قاعده مستثنی نیست و چون این عالم زمانی است، به ناچار هر چیزی که در آن تحقق میابد به ناچار برایش زمانی معین می‌گردد و آغاز و انجامی دارد. اگر در عالم علم الهی تقدیر انسانها قبل از خلقت آنها برایشان رقم خورده- تقدیری که هر کس با اراده خویش آن را انتخاب می‌کند، نه اینکه جبری در کار باشد- این تقدیر متناسب با همان عالم است و فرا زمانی و فرا مکانی می‌باشد. اما همین تقدیر و سرنوشت برای اینکه در مسیر جریان خود بیفتد باید به این عالم زمانی وارد شده و مقید به آغاز و انجامی شود. شب قدر زمانی است که به این منظور انتخاب شده است.

 

مقدرات کلی هر فرد که به صورت کلی در عالم علم الهی رقم خورده است، برای اینکه در بستر زمان بیاید، به بخشهای زمانی یک ساله تقسیم می شود و سهم هر سال در این شب مسیرسرنوشت و تقدیر ما از عوالم بالاتر تنزل پیدا کرده و به جریان می افتد. اینکه چه کسی بیمار شود یا از بیماری شفا یابد، اینکه چه کسی ازدواج کند یا از همسرش جدا شود، اینکه چه کسی در کار و تجارت خود سود یا ضرر کند، اینکه چه کسی فرزند دار شود یا عزیزی را از دست بدهد و این قبیل مسائل که به عنوان تقدیر مطرح است در این شب تنزل پیدا می کند.[4]

 

اگر در عالم علم الهی تقدیر انسانها قبل از خلقت آنها برایشان رقم خورده- تقدیری که هرکس با ارادة خویش آن را انتخاب می‌کند، نه اینکه جبری در کار باشد- این تقدیر متناسب با همان عالم است و فرا زمانی و فرا مکانی می‌باشد. اما همین تقدیر و سرنوشت برای اینکه در مسیر جریان خود بیفتد باید به این عالم زمانی وارد شده و مقید به آغاز و انجامی شود. شب قدر زمانی است که به این منظور انتخاب شده است.

 

گویا ملائکه که کاردانهای دستگاه الهی هستند، مامور به جریان انداختن این تقدیرات در این شب هستند. تمام شب فرشته‌ها در رفت و آمدند. چگونه این کار را انجام می دهند، در منابع توضیح داده نشده و روشن نیست اما نکته مهمی که در روایات آمده و جای تامل فراوان دارد اینست که آنها در محضر امام معصوم در هر دوره مشرف می شوند. هنگامی که قرآن می فرماید: «تنزل الملائکه و الروح» این سوال مطرح می شود که محل نزول این فرشته‌ها کجاست. روایات اهل بیت علیهم السلام می گوید: محضر امام.

 

توجه کنید:

 

1- در حدیثى آمده است كه از امام باقر سۆال شد: " آیا شما مى‏دانید شب قدر كدام شب است؟ فرمود:كیف لا نعرف و الملائكة تطوف بنا فیها ؛‌ چگونه نمى‏دانیم، در حالى فرشتگان در آن شب در گرد ما دور مى‏زنند[5]

 

2- در کافی از امام باقر علیه السلام روایت شده که: «انه لینزل فی لیله القدر الی ولی الامر تفسیر الامورسنه سنة سنة»

 

در شب قدر به ولی امر(امام عصر) تفسیر حوادث هر سال نازل می شود.[6]

 

از مسئله فزونی یافتن ثواب اعمال خیر که بگذریم، حقیقت شب قدر و حادثه مهمی که در بطن آن اتفاق می‌افتد اینست که ارتباطی معنوی میان عوالم اعلی با زمین و به واسطه فرشتگان مقرب الهی حاصل می شود. نزول فرشتگان الهی بر قلب مطهر امام زمام «عجل الله تعالی فرجه الشرف» از سر شب تا طلوع فجر ادامه دارد.

 

قدر شبی است که یک سمت آن توحید است و سر دیگرش ولایت. قدر شبی است که آسمانیان به زمین می آیند و مهمان بهترین خلق خدا می شوند. شب قدر در واقع شب امام زمان علیه السلام است و حقیقت این شب را او میداند و بس.

 

آری، چه مناسب است که در این شب عزیز در کنار ادعیه و اذکار وارد شده، توسل و توجهی به آن وجود نازنین داشته باشیم، باشد که عنایتی کند و دستگیری فرماید.

 

از همه دوستان التماس دعا داریم

 

پی نوشت ها :

 

1- دخان3

 

2- دخان 4

 

3- حجر21 ترجمه فولادوند

 

4- در روایات ذیل آیه 4 سوره دخان این مطلب به روشنی بیان شده است. از جمله بنگرید به: تفسیر نورالثقلین4/624 ح 15.

 

تعبیر به تنزل از آن رو ست که رتبه عالم ماده که ما در آن هستیم از همه عوالم پایین تر است.

 

5- تفسیر البرهان4/488

 

6- نورالثقلین5/635.





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر(عج)

خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر می‌فرماید:

تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمر.

فرشتگان و روح، در آن شب به دستور ...

پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز:

فیها یفرَق کلّ أمر حکیم.1

در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.

این امر که در زمان رسول خدا(ص) به آن حضرت نازل می‌شده‌است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.

قبول اصل وصایت رسول اکرم(ص) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.

هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یک متولی و ولی می‌خواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:

در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود٭ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بوده‌ایم.

دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می‌شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.

به همین سبب، هرکس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می‌شوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش(ع) نمی‌توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.

آیة مورد بحث، یکی از مستدل‌ترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم(ع) است.

و هرکس نزول پیوستة فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.

چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سورة نساء می‌فرماید:

إنّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلک سبیلاً٭ أولئک هم الکافرون حقّاً و أعتدنا للکافرین عذاباً مهینا .

کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شده‌اند و می‌خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به بعضی کافر می‌شویم و می‌خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکننده‌ای مهیا کرده‌ایم.

و می‌بینید که خداوند، کسانی را که پاره‌ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی می‌داند.

بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت می‌کند و امین بر آن در جهت پاسداری، به‌کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم(ص) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کرده‌اند، فرمودند:

من أنکر المهدی فقد کفر.2

کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است.

و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(علیه السّلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرموده‌اند:

القائم من ولدی اسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنکره فی غیبته فقد أنکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشکو المکذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبف ینقلبون.1

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و کنیة او، کنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا می‌دارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی ‌کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا دربارة او تکذیب کرده و گفتار مرا در شأن او انکار می‌کنند و امت مرا از راه او گمراه می‌سازند، به خدا شکایت می‌برم. به‌زودی آنها که ستم کردند و می‌دانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی‌ها مجازات ستمگری‌های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).

در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همة پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیری دربارة نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می‌گوید:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(علیه السّلام) نازل می‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانة بشر، نوشته‌اند، به او تقدیم می‌دارند.

و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(علیه السّلام) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می‌دانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانیم، و حال آن‌که در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف می‌کنند.3

حضرت امام سجاد(علیه السّلام)، در این باره، می‌فرمایند:

همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان(علیه السّلام)) فرود می‌آید.

و نیز آن حضرت(ع) فرموده‌اند:

ای گروه شیعه، با سورة « انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین(علیهم السّلام) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم(ص) حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة اناکنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعداز پیامبر اکرم(ص) است.

همچنین از رسول اکرم (ص) نقل شده است، که به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب(علیه السّلام) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه که نگارش یافت، استفاده می‌شود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة‌ بن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آن‌که بهتر بدانیم که لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت(علیهم السّلام) و امامت آنان تا روز رستاخیز می‌باشد. حدیثی را هم که در بخش فضیلت‌های حضرت فاطمة زهرا(علیها السّلام) است، ملاحظه می‌کنیم که در آن به طور کنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(علیه السّلام) نقل شده که فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(علیها السّلام) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (علیها السّلام) نیز دارد.

و از طرفی، همان‌گونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می‌آید، نزول‌گاه نور پاک امامان معصوم(علیهم السّلام) نیز وجود مقدس فاطمة زهرا(علیها السّلام) است؛ که حقیقتاً هرکس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی‌برد، شب قدر را درک کرده است.

نویسنده:علی اکبر رضوانی

پی‌نوشت‌ها:

 

٭برگرفته از: تحقیقی دربارة لیلةالقدر و رابطة آن با امام عصر، ارواحنافداه، صص 149 ـ 132 ، با تلخیص.

1. سورة دخان (44)، آیة 4.

2. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 51، ص 51؛ منتخب الاثر فصل 10، ب 1، جز 1 ، ص 492.

3. علامه مجلسی، همان، ج 51، ص 73؛ منتخب الاثر فصل2، ب 3، ح4 ، ص 183.

4. امراء هستی، ص 190؛ تفسیر القمی، ص 731؛ علامه مجلسی، همان، ج 97، ص 14، جز 23.


منبع :

montazer.ir





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، تزکیه نفس، امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بسته معنوی «رجانیوز» برای شبی که با هشت قرینه، «لیله‌القدر» است

در شب قدر به چه موضوعی فکر کنیم؟/ چله ترک گناه، گره مشکلات را باز می‌کند/ تنظیم رابطه با امام زمان(عج)؛ کلید شب قدر/ آیت‌الله بهجت: شب بیست‌و‌سوم ماه رمضان، شب قدر است

انسان هیچوقت نباید به خودش تردیدی راه بدهد: خدا اینطور نیست که ما را مأیوس و رد کند. این جزء آیات و معارف حتمی ماست. این را بدانید! یأس از رحمت حق از گناهان کبیره است. اینطور نیست که نتوان در نوشتة بیست و یکم تصرف نكرد. قبول داریم كه شب بیست و سوم شب امضا است امّا میشود در آن تغییراتی ایجاد كرد. «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ»؛ در اینجا هیچ اشکالی ندارد و تقدیر را عوض می‌کنند.

اگر شب بیست و یکم، آنچنان که دلمان میخواست، از لحاظ تمام ابعاد دنیوی و اخروی، آن‌طور كه باید نوشته نشده بود؛ امشب میتوانی در خانه خدا بروی و دعا کنی كه: خدایا! تقدیرم را بر‌گردان و برای من همه را خوب کن؛ او قبول میکند. لذا بزرگان ما بر روی شب بیست و سوم بیشتر تکیه می‌کردند. (+)

دوازده توصیه‌ رهبر انقلاب درباره شب‌ قدر

بهترین اعمالی که در این شب مبارک می توان به جا آورد چیست؟ 

بهترین اعمال این شب همان مواردی است که در قرآن کریم هم به آنها اشاره شده است. تلاوت قرآن، توبه و اسغفار و دعا برای عاقبت به خیر شدن. در این مورد خداوند در آیه 185 سوره مبارکه بقره می فرماید: «شهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ؛ (آن چند روز معدود) ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده» که نشان می دهد توجه به قرآن و تلاوت آن از جمله ضروریات شب قدر است.

همچنین در آیات دوم و سوم سوره مبارکه دخان می فرماید: « وَ الْكتَبِ الْمُبِینِ ؛ إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَیْلَةٍ مُّبَرَكَةٍإِنَّا كُنَّا مُنذِرِینَ؛ سوگند به این كتاب آشكار؛ كه ما آن را در شبى پربركت نازل كردیم ، ما همواره انذار كننده و بیم دهنده بوده‏ایم» توجه به انذار و بیم دادن از بدی ها، مشخص می کند که شب قدر باید با استغفار و اظهار پشیمانی از گناهان همراه باشد.

همچنین در آیه چهارم سوره مبارکه دخان می فرماید: « فِیهَا یُفْرَقُ كلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ؛ در آن شب كه هر امرى بر طبق حكمت خداوند تنظیم می شود» پس شب قدر، شب تعیین سرنوشت انسان هاست و خوب است این شب در حال دعا و مناجات برای عاقبت به خیری باشیم. (+)


اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان

امشب، شب بیست و سوم ماه مبارك رمضان است. دیگر زمانی باقی نمانده، باید تمام تلاش خود را بكار برد تا در پناه رحمت خداوند متعال قرار گرفت... اگر تاكنون قرار نگرفته ای ... زیرا اگر كسی در ماه مبارك رمضان بخشیده نشود بنا بر فرموده پیامبر اكرم (ص) «شقی» است.

اعمال شب‌هاى قدر بر دو نوع است؛ یكى آن‌كه در هر سه شب باید انجام داد و دیگر آنهایی‌كه مخصوص هر شبى است.اعمال مشترک شبهای قدر  در  مقاله اعمال شب بیست و یکم توضیح داده شده است.

این شب، از دو شب قبل برتر است و از احادیث متعدد اینگونه احتمال داده می‌شود كه شب قدر همین شب است. در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است كه مردی در ماه رمضان خدمت رسول خدا (ص) آمد و به آن حضرت عرض كرد: من در بیرون مدینه به سر می‌برم و شتر و گوسفند دارم كه نمی‌توانم همه شب در مدینه حاضر شوم. دوست دارم شبی را به من معرفی كنی تا آن شب را به مدینه بیایم و در نماز و عبادت حاضر باشم . حضرت او را به نزد خود فراخواند و به طور در گوشی آن شب را معرفی كرد.

آن مرد نیز وقتی شب‌های بیست و سوم ماه رمضان فرا می‌رسید، با همه خانواده و فرزندان و غلامان به مدینه می‌آمد و آن شب را می‌ماند و صبحگاهان به منزل خویش بر می‌گشت.

همچنین در روایت دیگری نقل شده است كه رسول خدا(ص) در شب بیست و سوم ماه رمضان به سر و روی خانواده‌اش آب می‌پاشید تا به خواب نروند ( و از فضیلت این شب بهره بگیرند).

روایات متعدد دیگری نیز داریم كه می‌گوید: شب قدر، شب بیست و سوم است. مرحوم "علامه مجلسی" نیز در كتاب "زادالمعاد" می‌گوید:"‌اكثر احادیث معتبر دلالت دارد كه شب بیست و سوم، شب قدر است".

در شب بیست و سوم ماه مبارك رمضان، غیر از اعمال مشترك شب‌های قدر، اعمال دیگری نیز وارد شده است تا فردی كه این شب را به احیا می‌گذراند در كنار اعمال مشترك شبهای قدر، آنها را نیز انجام دهد، كه شرح آن در ادامه می آید:

1- سوره عنكبوت و سوره روم را بخواندكه امام صادق(ع) فرمود: " هركس در شب بیست و سوم، سوره‌های عنكبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است".

2- هزار مرتبه سوره "انا انزلناه" (سوره قدر) را بخواند.

3- سوره " حم دخان" (سوره دخان) را بخواند.

4- این دعا را بخواند:

اللَّهُمَّ امْدُدْ لِی فِی عُمُرِی

خدایا عمرم را طولانى گردان

وَ أَوْسِعْ لِی فِی رِزْقِی

و روزى‏ام را وسعت بخش

وَ أَصِحَّ لِی جِسْمِی

و بدنم را تندرست بدار

وَ بَلِّغْنِی أَمَلِی

و به آرزویم برسان

وَ إِنْ كُنْتُ مِنَ الْأَشْقِیَاءِ فَامْحُنِی مِنَ الْأَشْقِیَاءِ وَ اكْتُبْنِی مِنَ السُّعَدَاءِ

و اگر در زمره بدفرجامان هستم،مرا از آن گروه محو كن و در گروه سعادتمندان ثبت فرما

فَإِنَّكَ قُلْتَ فِی كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِیِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ

،كه تو در كتاب فرو فرستاده‏ به پیامبر مرسلت(درود تو بر او و خاندانش)فرمودى:خدا محو مى‏كند آنچه را بخواهد و ثبت مى‏نماید آنچه را اراده كند و كتاب جامع نزد اوست.

 5- این دعا را كه مخصوص شب بیست و سوم است بخواند:

یَا رَبَّ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ جَاعِلَهَا خَیْرا مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

اى پروردگار شب قدر و قراردهنده آن بهتر از هزار ماه،

وَ رَبَّ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْجِبَالِ وَ الْبِحَارِ

و پروردگار شب‏ و روز،و كوهها و دریاها

وَ الظُّلَمِ وَ الْأَنْوَارِ وَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ

و تاریكیها و روشناییها و زمین و آسمان

یَا بَارِئُ یَا مُصَوِّرُ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ

اى پدیدآورنده،اى صورت‏بخش،اى‏ عطا كننده،اى نعمت ده،

یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا اللَّهُ یَا قَیُّومُ

اى خدا، اى بخشنده، اى خدا، اى به خود پاینده،

یَا اللَّهُ یَا بَدِیعُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ

اى خدا، اى نو آفرین، اى خدا، اى خدا، اى خدا،

لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْیَا وَ الْكِبْرِیَاءُ وَ الْآلاءُ

نامهاى نیكوتر و نمونه‏هاى والاتر و بزرگمنشى و نعمتها از آن توست،

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

از تو درخواست مى‏كنم كه بر محمّد و خاندان‏ محمّد درود فرستى،

وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ فِی السُّعَدَاءِ

و قرار دهى در این شب نامم را در زمره سعادتمندان

وَ رُوحِی مَعَ الشُّهَدَاءِ

و روحم را با شهیدان

وَ إِحْسَانِی فِی عِلِّیِّینَ

و نیكوكارى‏ام‏ را در بلند‌مرتبه‏ترین درجه بهشت

وَ إِسَاءَتِی مَغْفُورَةً

و گناهم را آمرزیده

وَ أَنْ تَهَبَ لِی یَقِینا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی

و ببخشى بر من یقینى كه دلم با آن همراه باشد

وَ إِیمَانا یُذْهِبُ الشَّكَّ عَنِّی

و ایمانى كه شك را از من‏ زدوده گرداند

وَ تُرْضِیَنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی

و خشنودى به آنچه نصیبم نموده‏اى

وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً

و ما را در دنیا و آخرت پاداش نیكو عنایت فرما

وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِیقِ

و از عذاب آتش سوزان حفظ كن

وَ ارْزُقْنِی فِیهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَیْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ

و در این شب ذكر و شكر خویش و رغبت به سوى خود و بازگشت و توبه روزى‏ام فرما

وَ التَّوْفِیقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ و به آنچه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر آنان باد)را به آن موفق كردى توفیقم ده.

  6- این دعا را كه امام صادق(ع) نقل شده است ،‌بخواند:

اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ فِیمَا تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ خدایا قرار ده در آنچه حكم مى‏كنى و مقدّر مى‏نمایى،از فرمان حتمى، وَ فِیمَا تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَكِیمِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِی لا یُرَدُّ وَ لا یُبَدَّلُ

در آنچه از كار حكیمانه جدا مى‏سازى در شب قدر،از حكمى كه بازگشت نپذیرد،و تغییر نیابد،

أَنْ تَكْتُبَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِكَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا

اینكه مرا در این سال از حاجیان خانه محترمت بنویسى

اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ

حاجیانى كه حجّشان پذیرفته،

اَلْمَشْكُورِ سَعْیُهُمْ

و سعیشان قبول افتاده

اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ

و گناهانشان‏ آمرزیده گشته

اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئَاتُهُمْ

و بدیهایشان محو شده است

وَ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِیلَ عُمْرِی

و قرار ده در آنچه فرمان مى‏دهى و مقدّر مى‏نمایى كه عمرم را طولانى گردانى

وَ تُوَسِّعَ لِی فِی رِزْقِی

و در روزى‏ام‏ وسعت بخشى.

7- این دعا را كه از امام حسین (ع) نقل شده است بخواند:

یَا بَاطِنا فِی ظُهُورِهِ

اى پنهان در حال آشكار بودنش

وَ یَا ظَاهِرا فِی بُطُونِهِ

و اى آشكار در حال پنهان بودنش

وَ یَا بَاطِنا لَیْسَ یَخْفَى

و اى پنهانى كه مخفى نمى‏شود

وَ یَا ظَاهِرا لَیْسَ یُرَى

و اى آشكارى كه دیده نمى‏شود

یَا مَوْصُوفا لا یَبْلُغُ بِكَیْنُونَتِهِ مَوْصُوفٌ

اى به وصف آمده‏اى كه هیچ ممكنى به حقیقتش نمى‏رسد

وَ لا حَدٌّ مَحْدُودٌ

و هیچ حدّ بسته‏اى به او احاطه پیدا نمى‏كند

وَ یَا غَائِباً غَیْرَ مَفْقُودٍ

و اى غایب گم نشده

وَ یَا شَاهِداً غَیْرَ مَشْهُودٍ یُطْلَبُ فَیُصَابُ

اى حاضرى كه مشهود نیست تا آنكه جستجو شود و او را بیابند

وَ لا یَخْلُو مِنْهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَا بَیْنَهُمَا طُرْفَةَ عَیْنٍ

آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست،به اندازه چشم برهم‏زدن از او خالى نیست

لا یُدْرَكُ بِكَیْفٍ وَ لا یُؤَیَّنُ بِأَیْنٍ وَ لا بِحَیْثٍ

به كیفیتى معین دانسته نمى‏شود و محدود به مكان و جهت نمى‏گردد

أَنْتَ نُورُ النُّورِ

تویى روشنایى نور

وَ رَبُّ الْأَرْبَابِ

پروردگار پرورندگان

أَحَطْتَ بِجَمِیعِ الْأُمُورِ

به همه امور احاطه كرده‏اى،

سُبْحَانَ مَنْ لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ

منزه خدایی كه مانندش چیزی نیست

وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ

و او شنوا و بیناست

سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَكَذَا وَ لا هَكَذَا غَیْرُهُ

،منزّه است آن‏كه داراى این صفات است و براى غیر او چنین صفاتى نیست.

سپس هر حاجتی دارد از خدا بطلبد.


 8- همچنین از معصومین (ع) روایت شده است كه در شب بیست و سوم ماه رمضان، در سجود و ایستاده و نشسته دعای زیر را می‌خواندند، بلكه مناسب است در تمام ماه رمضان و در زمان‌های دیگر پس از تمجید و ستایش خداوند و صلوات بر محمد و آلش ( مثلا حداقل با گفتن الحمدلله و الصلاه علی رسول الله و آله الطاهرین ) این دعا خوانده شود:

اَللهمَّ کُن لولیکَ الحُجةِ بنِ الحَسَنِ

خدایا براى ولى‏ات حجت بن الحسن

صَلَواتُکَ عَلَیهِ و عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، و فی کُلّ ساعَة

كه درودهایت بر او و پدرانش باد، در این ساعت،و در هر ساعت

وَلیا و حافظا

باش سرپرست و نگهبان

وقائِداً وَ ناصِراً

و پیشوا و یاور

وَ دَلیلاً وَ عَیناً

و راهنما و دیده‏بان

حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً

تا او را با رغبت مردم در زمینت سكونت دهى

و تُمَتّعَهُ فیها طَویلًا.

و زمانى طولانى بهره‏مندش سازى.

9- همچنین این دعا را در حالی كه دستان خود را به سوی آسمان بلند می‌كند، بخواند:

یا مُدَبّرَ الاُموُرِ

اى تدبیرگر امور

یا باعِثَ مَن فی القُبُور

اى برانگیزنده مردههاى در گور

یا مُجرِی البُحُور

اى روان كننده دریاها

یا مُلَینَ الحَدیدِ لِداوُد،

اى نرم كننده آهن براى داود،

صَل عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَافعَل بی کَذا وَ کَذا

بر محمد و خاندان محمد، درود فرست‏ و با من چنین و چنان كن.

و بجای كلمات كذا و كذا حاجات خود را بخواهد و سپس اضافه كند: اللیله اللیله ، الساعه الساعه. این دعا را در حال ركوع، سجده، ایستاده و نشسته به طور مكرر بخواند.

 10- با توجه به اهمیت شب بیست و سوم، غسل، احیا و زیارت امام حسین(ع) در این شب فضیلت بسیار دارد و همچنین خواندن آن «صد ركعت نماز» كه مشترك میان همه شب‌های قدر است.

شیخ طوسی در تهذیب، از ابوبصیر روایت كرده است كه امام صادق(ع) فرمود: در آن شبی كه امید می‌رود شب قدر باشد صد ركعت نماز بخوان، در هر ركعت ( پس از حمد) ده مرتبه سوره قل "هو الله"(سوره توحید) را بخوان. ابوبصیر عرض كرد: اگر نتوانستم ایستاده بخوانم، چه كنم؟ فرمود: نشسته بجا آور! گفتم: اگر نتوانم نشسته بخوانم ؟ فرمود: در همان حال كه در بستر خود دراز كشیده‌ای، بجا آورد.

11- مرحوم "علامه مجلسی"، در "زادالمعاد" فرموده است: در این شب هر مقدار كه ممكن باشد، قرآن بخواند و از دعاهای "صحیفه كامله سجادیه" نیز استفاده كند؛ مخصوصا دعای «مكارم الاخلاق» و دعای «توبه».

روزهای شب قدر را نیز باید حرمت داشت و به عبادت و دعا به سر برد؛ در احادیث فراوانی آمده است كه روز قدر نیز در فضیلت مثل شب قدر است. (+)


گزیده سخنرانی آیت‌الله جاودان در شب بیست و سوم رمضان 1392

«چله ترک گناه، گره مشکلات را باز می‌کند»

ـ نماز اول وقت خیلی مهم است، اگر می‌بینی گره در کارت افتاده یا زندگی‌ات نمی‌چرخد، نماز اول وقت را دریاب! قطعاً در زندگی تأثیر دارد. از نماز اول وقت و با حضور قلب به همه جا می‌توان رسید.

- نقل است مرحوم آیت‌الله سیداحمد خوانساری (رحلت کرده در سال 1363) در طول عمر مبارکشان سه بار نمازهای خود را قضا کردند. حالا دلیلش چه بوده، شاید یکی این بود که فتوای ایشان تغییر کرده بود. شاید هم این مرجع بزرگ تقلید از نمازهای قبلی خود رضایت نداشت و فکر می‌کرد حق آن را به خوبی ادا نکرده است.

- می‌پرسند ما که ندیدیم،‌ آیا می‌شود این همه نماز خواند؟ بله! از شب تا سحر که ما خواب هستیم، بزرگانی هستند که به عبادت می‌پردازند. نتیجه این عبادت هم در آن‌ها کاملاً مشهود است، به یاد دارم چند ماه قبل از پیروزی انقلاب خدمت آیت‌الله خوانساری رسیدیم، ایشان یک بیت شعر خواند و طی آن آینده انقلاب را پیش‌بینی کرد. این موهبت از کنار اهمیت دادن به نماز سرچشمه می‌گیرد. 

ـ یکی دیگر از کارهایی که گشایش در زندگی را به همراه دارد، چله‌نشینی است. لازم هم نیست از همان ابتدا چهل روز را امساک کند، همه که نمی‌توانند. می‌توان چله ترک گناه گرفت، یعنی انسان با خودش عهد کند از امروز تا چهل روز مثلاً دروغ نگوید، غیبت نکند، به نامحرم نگاه نکند. وقتی موفق به ترک یک گناه شدیم، یک معصیت دیگر را نیت کنیم که ترک کنیم. آن وقت می‌بینید که چه اثراتی در زندگی دارد. 

ـ در این شب بزرگ و در مواقع دعا، برای دیگران دعا کنیم و در حق همگان! برای خودمان دعا نکنیم، دعای عام بکنیم. مگر از خدا کم می‌شود که ما به جای دعا برای دوست و آشنا و اطرافیان، برای همه مردم تهران دعا کنیم؟ برای کل کشور دعا کنیم؟ برای مسلمانان گرفتار در مصر، سوریه، عراق، افغانستان و لبنان و ... دعا کنیم؟

- امام حسن(ع) نقل می‌کنند که یک شب تا سحر به دعاهای مادرشان گوش کردند، دیدند حضرت زهرا(س) حتی یک کلمه هم برای خود و خانواده دعا نکردند، مرتباً برای همسایه‌ها و دیگران دعا کردند. ما هم یاد بگیریم دعای عام کنیم، دعای ما در حق خودمان معلوم نیست مستجاب شود اما در حق دیگران می‌شود، چون ما اگر گناهکار هم باشیم، گناهمان برای خودمان است نه دیگران.

- یک روز شخصی به مرحوم آیت‌الله بهجت عرض کرد آقا برایم دعا کنید. آیت‌الله بهجت چیزی نگفتند، آن شخص فکر کرد ایشان نشنیده است و دوباره خواسته خود را تکرار کرد. آیت‌الله بهجت به آن شخص گفت من برای تک تک شما به درگاه خدا تضرع می‌کنم! آیت‌الله بهجت اینچنین در حق دیگران دعا می‌کنند، ما هم یاد بگیریم برای دیگران دعا کنیم. 

ـ صحبت بین زن و مرد نامحرم فقط موقعی که جدی باشد بلااشکال است و وقتی با شوخی و خنده همراه شود دیگر جایز نیست.

- از خواهران گرامی تقاضا می‌کنم کمی نسبت به حجاب دغدغه‌ بیشتری داشته باشند. الحمدلله بانوان ما همه خداشناس و اهل نبوت و امامت هستند، اما الان وضعیت حجاب شهر ما مناسب نیست. باید دقت شود مثلا دست که از زیر چادر می‌آید بیرون چرا تا آرنج برهنه است؟ چرا تارهای مو از زیر چادر پیداست؟

- کاری به کم‌کاری دستگاه‌های دولتی ندارم، نمی‌گویم هم به خاطر ما روی حجاب وسواس داشته باشند، به خاطر آخرت خودشان تقاضا دارم حجاب را جدی بگیرند. این «خیابان مجاهدین اسلام» روزی مرکز انقلاب اسلامی بود، آیا الان وضعیت حجاب در این خیابان طوری هست که اگر فرضاً امام زمان(عج) ظهور کنند ـ بلا تشبیه ـ موقع راه رفتن در این خیابان بتوانند سر خود را بالا بگیرند و دیده نپوشانند؟!

 

جان آمده رفته هیجان آمده رفته

نام تو گمانم به زبان آمده رفته

***

احیا نگرفتم تو بگو چند فرشته

صف از پی صف تا به اذان آمده رفته؟

***

تا پلک زدم خواب، مرا آمده برده

تا پلک زدم نامه رسان آمده رفته

***

امسال نبرده ست مرا روزه، فقط گاه

بر لب عطشی مرثیه خوان آمده رفته

***

من در به در او به جهان آمده بودم

گفتند: کجایی؟! به جهان آمده رفته

***

ترسم که به جایی نرسم این رمضان هم

آن قدر به عمرم رمضان آمده رفته...

شاعر: محمدمهدی سیار

 

آیت‌الله بهجت: شب بیست و سوم ماه رمضان، شب قدر است

بسیارى از بزرگان شب هاى ماه رمضان را بیدار مى ماندند و نمى خوابیدند، هر چند نزد ما تقریبا واضح است كه شب بیست و سوّم ماه رمضان، شب قدر است. ولى اوّل ماه باید قدرى دقّت شود كه اوّل ماه دقیقا تشخیص داده شود.

مرحوم آقاى طباطبایى(علاّمه سیّد محمّد حسین طباطبایى ـ رحمه اللّه ) هم همین طور بود و شب هاى ماه رمضان بیدار بود و مى فرمود: یك وقت در روز این قدر خوابیده بودیم، كار به این جا رسید كه وقتى بیدار شدیم، با استعجال وضویى براى ظهر و عصر گرفتیم و ظهرَیْن ( نماز ظهر و عصر.) را با وضو در آخر وقتش اداءً خواندیم!

در كربلا هم بوده اند كسانى كه شب هاى رمضان نمى خوابیدند، حتى از بعضى ها نقل مى كردند كه قعده (جلسه‌ گفتگو و شب نشینى.) مى گرفتند و صحبت مى كردند تا خوابشان نبرد. (+)


گفتاری از حجت‌الاسلام کاظم صدیقی درباره ارتباط شب قدر و امام مهدی(عج)

پرسش بیشتر مؤمنان آن است كه حقیقت شب قدر چیست؟ و به راستی، در این شب‌ها چه بخواهیم و چگونه بخواهیم كه برایمان نافع‌تر و نیكوتر باشد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش به پای سخن استاد صاحب سخن، جناب حجّت‌الاسلام حاج شیخ كاظم صدّیقی می‌نشینیم. باشد كه توشه‌ای برگیریم:

حقیقت شب قدر را هیچ كس جز خدا نمی‌شناسد، این جزء اسرار الهی است و خدایی كه برای بندگانش شب قدر را مقدّر كرده، خودش برای شب قدر چند امتیاز قرار داده است: اوّل اینكه، شب قدر، ظرف نزول قرآن است؛ «إنّا أنزلناه فی لیلة القدر». دوم اینكه، شب تقدیر است. تقدیر آحاد بشر در این شب رقم می‌خورد. سوم آنكه، شب قدر، ملكوتی دارد و اگر كسی آن را درك كند می‌تواند یك شبه به اندازة یك عمر برای خودش ذخیره بردارد؛ قرآن از این فضیلت منحصر به فرد شب قدر چنین تعبیر می‌كند: «لیلة القدر خیرٌ من ألف شهرٍ».

فضیلت چهارم آنكه، شب قدر، نزول تمامی ملائكه به محضر حضرت صاحب‌العصر و الزّمان(ع) است؛ یعنی شبی است كه وجود مقدّس امام عصر(ع) تمام موجودات را تحت اشراف مخصوص قرار می‌دهند، و بر همین اساس است كه در شب قدر، امكانِ بخشیده شدن برای همگان فراهم می‌شود و اگر كسی در این شب بخشیده نشود مشخّص می‌شود كه دیگر قابلیّتی برای آمرزش در وجودش موجود نیست. حال، اگر كسی شب قدر را درك نكرد و جاماند، دیگر برایش زمینة آمرزش نیست مگر اینكه در «عرفات» باز دامن حضرت حجّت(ع) را بگیرد.

بنابراین شب قدر شبی است كه انسان باید گذشتة خویش را در آن شب ورق بزند و به عنوان یك مریضی كه دردهای خود را شناخته است، این دردها را به طبیب خودش ـ امام زمان(ع) ـ عرضه كند و با نظر ولایی حضرت، تمام گناهان سابقش را از دریچة وساطت حضرت، جهت استغفار نزد خداوند ببرد تا بخشیده شود. ضمناً برای حدّاقل یك سال آینده‌اش هم، تصمیم جدّی بگیرد.

بدیهی است كه آن «قدر»، قلم تقدیر وجود مقدّس امام عصر(ع) است. خداوند از طریق وجود مقدّس امام زمان(ع) سرنوشت را می‌نویسد. قلم، امام زمان(ع) است، عرش، امام زمان(ع) است، كرسی، امام زمان(ع) است و نزول ملائكه هم آن شب، نزد امام زمان(ع) است. بنابراین گذشته را امام زمان(ع) نمره می‌دهد، آینده را هم امام زمان(ع) می‌نویسد.

تمام امور به دست خلیفة مطلق خدا انجام می‌شود و هنر، هنر كسی است كه آن شب بیشترین توجّه و توسّل را به امام زمان(ع) و بر حسب روایات به باطن شب قدر كه حضرت زهرا(س) است، ابراز نماید. این را هم باید دانست كه امام زمان(ع) هم نسبت به مادر گرامی‌شان یك حساسیّت خاصّی دارند. اگر كسی در این شب از حضرت زهرا(س) حواله بیاورد [و متوسّل به آن حضرت(س) شود] قطعاً امام زمان(ع) امضا خواهد كرد.

در این شب عظیم، انسان باید آن قدر خود را برای امام زمان(ع) شیرین كند تا حضرت او را بپسندند و سعادت یك سال را برای او بنویسند. إن‌شاءالله. (+)

گفتاری از آیت‌الله سیدمحمد شجاعی درباره عظمت شب قدر

درک لیلة القدر یک معنى مخصوص دارد. در لحن دعاها هست که خدایا مرا موفق بکن به درک لیلة القدر و یا مثلاً در عرف گفته مى‏شود: فلانى موفق به درک لیلة القدر شده یا آرزویى است براى اهلش که موفق بشوند به درک لیلة القدر.

این همه براى ما و شما لیلة القدر آمده و گذشته ولى ما درک نکرده‏ایم. آیا آن شبها ما نبودیم؟ چرا بودیم. بیدار نبودیم؟ چرا بیدار هم بودیم! اما آیا لیلة القدر را درک کرده ایم؟ خیر! لحن دعاهایی که درک لیلةالقدر را خواسته‏اند، خودش معلوم مى‏کند [که] این نیست که مثلاً شب لیلة القدر را انسان بیدار باشد و به عبادت هم بگذراند و آن شب هم که بیدار مى‏ماند و عبادت مى‏کند، لیلة القدر باشد، او درک کرده باشد!

 همه مؤمنین مادامی که عمر دارند هر سال یک بار لیلة القدر را [ظاهرا] درک می کنند. حالا مثلاً [اگر] شصت سال عمر داشته باشند، شصت بار لیلة القدر را درک می ‏کنند؟ اینجور نیست. حتى آن کس که روزه می ‏گیرد و شبهاى لیالى قدر را هم بیدار می ‏ماند، گرچه خوب است و توفیق است، ولى این که موفق به درک لیلة القدر [شود]، آن هم چندین بار، بعید است آن لحن‏ها این را نشان بدهد. …لحن [دعاها] نشان مى‏دهد درک لیلة القدر چیز خاصّى است و معناى بخصوصى دارد، که [البته] عاید کسانى خواهد بود که ایمان داشته باشند و عامل باشند و روزه باشند و شب هاى لیالى قدر هم على الحساب بیدار و مشغول عبودیت، به معناى خاص باشند … این معناى مخصوص از درک لیلة القدر ـ آن اندازه که من متوجه مى‏شوم ـ این است که، این بى ارتباط نیست با انا انزلناه فى لیلة القدر، یعنى نزول قرآن! حقیقت قرآن، حقیقت بالاى قرآن بصورت دفعی ‏‏‏اش.

نزول دفعى قرآن [آن است که] قرآن یکباره به قلب رسول اکرم صلی‏ الله‏ علیه‏ و آله [نازل شده است] که [این از] مراتب نزول قرآن است. [این نزول دفعی هم فقط] یکبار شده است، در ماه مبارک رمضان هم شده است، یک شب هم شده است که آن شب، شب قدر است، [که در آن شب، قرآن به صورت یکجا] به دل رسول الله صلوات‏ الله‏ علیه‏ و آله [نازل شده است] و بعد هم بصورت تفصیل در بیست وسه سال آمده است که [این نزول تدریجی و] تفصیلی می ‏شود: «تنزیل».

درک لیلة القدر با این مسئله نزول قرآن در لیلة القدر بى ارتباط نیست. یعنى خود نزول قرآن با لیلة القدر بى ارتباط نیست. [البته] اصل [و] مقام جمعى قرآن، نه مقام تفصیلش. قرآنِ یکجا، مقام جمعى قرآن که به رسول اکرم صلی‏ الله‏ علیه ‏و آله عنایت شده است. و [قرآن] بعد از آن مقام جمعى، در طول بیست و سه سال، تنزلات تفصیلى پیدا کرده است. این نزول قرآن بى ارتباط با شب قدر نبوده است.

[این اتفاق هم تصادفی نیست] انا انزلناه فى لیلة القدر، نه این که تصادفاً [قرآن] در این شب [نازل] شد. این که بگویند فلانى در فلان روز آمده، هر روز مى‏آمد مى‏شد، اما حالا در عین حال، فلان روز آمد. [اما نزول قرآن این طور نیست،] اینجور نیست که بگوئیم شب قدر شبى است، حالا نزول قرآن هم تصادفاً در آن شب بوده [و] در واقع تقارن بوده! نه، تقارن نیست. اصلاً خود لیلة القدر با خصوصیاتى که دارد در نزول قطعى قرآن نقش دارد. یعنى در این زمان باید این قرآن به رسول الله صلی ‏الله ‏علیه‏ و آله نازل بشود، در همین شب باید نازل بشود نه در غیر این شب! وقتش این شب است. (+)


گفتاری از حجت‌الاسلام پناهیان/ فکر کردن درباره «عاقبت به‌خیری»؛ مهمترین مسأله شب قدر

یکی از اذکار امشب، لعن قاتل امیرالمؤمنین(ع) است. آیا مهمترین موضوعی که امشب باید ما را به خودش مشغول کند، فکر کردن دربارۀ شخصیت پلید قاتل امیرالمؤمنین(ع) نیست؟! آیا کسی که تولدش با چنان معجزۀ بزرگی همراه بوده، شهادتش اتفاقی و تصادفی است؟ کسی که خداوند متعال اراده کرده است به دنیا آمدنش را به همۀ ما و به تاریخ نشان دهد، آیا خدا نمی‌خواهد نحوۀ دنیا رفتنش را هم به ما نشان دهد و پیامی به ما بدهد؟! آیا خدا نمی‌خواهد به ما نشان دهد که «ببینید چه کسی امیرالمؤمنین(ع) را به قتل رسانده است»؟

امشب باید در موضوع عاقبت به‌خیر شدن فکر کرد و این مسألۀ اصلی امشب است. امشب از دو جهت شب فکر کردن دربارۀ عاقبت به‌خیری است: یکی با دیدن ابن ملجمی که حداقل «علی‌الظاهر» یکی از وفاداران و معتمدین جدّی امیرالمؤمنین(ع) بود اما قاتل امیرالمؤمنین(ع) شد. و دیگر، از این جهت که وقتی رسول خدا(ص) خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: در یک ماه رمضان محاسن تو به خون سرت خضاب می‌شود، بلافاصله امیرالمؤمنین(ع) پرسید: یا رسول الله(ص) آن موقع من دین دارم؟! یعنی«آیا من عاقبت به خیر می‌شوم؟» (فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ؟ فَقَالَ: یَا عَلِیُّ أَبْکِی لِمَا یُسْتَحَلُّ مِنْکَ فِی هَذَا الشَّهْرِ کَأَنِّی بِکَ وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّکَ ... فَضَرَبَکَ ضَرْبَةً عَلَى قَرْنِکَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیَتَکَ. قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِکَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی؟ فَقَالَ ص: فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِکَ؛ امالی‌صدوق/93)

ببینید کسی که «قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ النَّار» است، این‌طور نگران عاقبت به‌خیری خودش است، پس تکلیف ما کاملاً معلوم است. (امام صادق(ع): عَلِیٌّ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ النَّار؛ تفسیر قمی/2/324- رسول خدا(ص): لا یَزالُ المُؤمِنُ خائِفاً مِن سُوءِ العاقِبَةِ؛ میزان‌الحکمة/4772) (+)





نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رهبر معظم انقلاب:
امشب را قدر بدانید، شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولی عصر، ارواحنا‌ فداه، توجه کنید؛ به در خانه خدا ــ مسجد ــ بروید و به‌برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌های‌تان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم.
امشب را قدر بدانید/ لیلة القدر، شب ولایت و قرآن است/ از همه شما ملتمس دعا هستم
به گزارش مشرق، امشب، شب بیست و سوم ماه رمضان ــ بنا بر احتمال فراوان ــ یکی از شب‌هایی است که شب قدر در آن واقع شده باشد. تنزل ملائکه‌ الهی و تنزل روح در مثل امشب یا یکی از دو شب گذشته دیگر اتفاق افتاده است یا می‌افتد. خوشا به حال کسانی که با فرود فرشتگان الهی توانستند روح خود را فرشته‌گون کنند.

درباب اهمیت، ارزش و جایگاه شب‌ قدر فراوان سخن گفته شده است و اخبار و روایات فراوانی از بزرگان دین در باب شأن و منزلت این ظرف مکانی و زمانی وارد شده است تا ما را متوجه ارزش آن کند. مقام معظم رهبری از جمله شخصیت‌هایی است که در مناسبت‌های ماه مبارک رمضان و فرصت‌هایی که در این ماه به دست آمده در این باره سخن گفته‌اند.

در ادامه منزلت و جایگاه شب قدر را در کلام رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه‌ای مرور می‌کنیم:

لیلةالقدر، شب ولایت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل‌بیت (علیهم السلام) است. ما معتقدیم (و این جزو بدیهیات اسلام، بلکه بدیهیات همه ادیان است) که انسان، فقط در سایه ارتباط و اتصال با حق تعالی است که می‌تواند به تکامل و تعالی دست پیدا کند. البته فرصت ماه رمضان، یک فرصت استثنایی است.

محروم واقعی آن کسی است که نتواند در ماه رمضان غفران الهی را به دست بیاورد

این، چیز کمی نیست که خدای متعال در قرآن بفرماید: «لیلة القدر خیر من الف شهر».یک شب، از هزار ماه بهتر و بافضیلت‌تر و در پیشرفت انسان مؤثرتر، در ماه رمضان است. این، چیز کمی نیست که رسول اکرم (صلی‌ا…‌علیه‌وآله) این ماه را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آنجا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی.

آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بی‌بهره خواهند ماند و واقعا این محرومیت به معنای حقیقی است. «ان الشقی من حرم غفران‌ا… فی هذا الشهر العظیم». محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.(۱)

لیله‌القدر شب ولایت است

لیلة القدر، شب ولایت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل بیت(علیهم‌السلام) است. لیله‌القدری که در این ماه رمضان است و قرآن صریحا می‌فرماید: " لیله‌القدر خیر من الف شهر”‌؛ یک شب، بهتر است از هزار سی روز (هزار ماه)، بسیار مهم است.

چرا این قدر فضیلت را به یک شب دادند؟ زیرا برکات الهی در این شب زیاد است؛ نزول ملائکه در این شب زیاد است؛ این شب، سلام است؛ «سلام هی حتی مطلع‌الفجر»؛ از اول تا آخر این شب، لحظاتش سلام الهی است.”‌سلام قولا من رب رحیم». رحمت و فضل الهی است که بر بندگان خدا نازل ‌می‌شود. هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سوره مبارکه قدر هم، سوره ولایت است.

شب قدر، خیلی ارزش دارد. همه ماه رمضان، شب‌ها و روزهایش ارزش والا دارد؛ البته لیله‌القدر نسبت به روزها و شب‌های ماه رمضان، خیلی فاخرتر است؛ اما شب‌ها و روزهای ماه رمضان، نسبت به روزها و شب‌های بقیه سال، خیلی فاخرتر است. باید قدر بدانید. در این روزها و در این شب‌ها، همه بر سر سفره‌انعام الهی حاضرید. استفاده کنید.(۲)

در ماه رمضان… (در همه روزها و شب‌ها) دل‌های‌تان را هرچه می‌توانید با ذکر الهی نورانی‌تر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدس لیله`‌القدر آماده شوید؛ که «لیله‌القدر خیر من الف شهر؛ تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.» شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متصل می‌کنند؛ دل‌ها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منور می‌کنند.

شب سلم و سلامت معنوی (سلام هی حتی مطلع الفجر) شب سلامت دل‌ها و جان‌ها، شب شفای بیماری‌های‌ اخلاقی، بیماری‌های معنوی، بیماری‌های مادی و بیماری‌های عمومی و اجتماعی؛ که امروز متاسفانه دامان بسیاری از ملت‌های جهان، از جمله ملت‌های مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه این‌ها، در شب قدر ممکن و میسر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر بشوید.(۳)

شب قدر، شب سلامت از بیماری‌هاست

شب قدر، شب شفای بیماری‌های‌ اخلاقی، معنوی، مادی و بیماری‌های عمومی و اجتماعی است که امروز متاسفانه دامان بسیاری از ملت‌های جهان، از جمله ملت‌های مسلمان را گرفته است!

امروز که خدای متعال اجازه داده است که شما زاری، تضرع و گریه کنید، دست ارادت به سوی او دراز کنید، اظهار محبت کنید، اشک صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشم‌های خودتان جاری کنید.

این فرصت را مغتنم بشمارید؛ والا روزی هست که خدای متعال به مجرمین بفرماید:« لاتجروا الیوم»، بروید، زاری و تضرع نکنید، فایده‌ای ندارد «انکم منا لاتنصرون». این فرصت، فرصت زندگی و حیات است که برای بازگشت به خدا در اختیار من و شماست؛ و بهترین فرصت‌ها ایامی از سال است که از جمله آن‌ها ماه مبارک رمضان است و در میان ماه مبارک رمضان، شب قدر! شب قدر هم در میان این سه شب است.

طبق روایتی که مرحوم محدث قمی نقل می‌کند، سوال کردند که کدام یک از این سه شب (یا آن دو شب ‌بیست‌ویکم و بیست‌وسوم) شب قدر است؛ در جواب فرمودند:

چه‌قدر آسان است که انسان، دو شب (یا سه شب) را ملاحظه شب قدر بکند؛ چه اهمیت‌دارد بین سه شب مردد باشد، مگر سه شب چه‌قدر است؟ کسانی بوده‌اند که همه ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب می‌آوردند و اعمال شب‌قدر را انجام می‌دادند! (۴)

یک جمله کوتاه در باب اهمیت لیله‌القدر عرض کنم؛ علاوه بر این ‌که از جمله قرآنی «لیله‌‌القدر خیر من الف شهر» می‌شود فهمید که از نظر ارزشیابی و تقویم الهی، یک شب برابر هزار ماه است، در دعایی که این روزها می‌خوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذکر می‌کند:

یکی تفضیل و تعظیم روزها و شب‌های این ماه است بر روزها و شب‌های ماه‌های دیگر؛

یکی وجوب روزه در این ماه است؛

یکی نزول قرآن در این ماه است.

و یکی هم وجود لیله القدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیله‌القدر را عدل نزول قرآن در ارزش‌دادن به ماه رمضان مشاهده می‌کنیم.

بنابراین قدر لیله‌القدر را باید دانست؛ ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءالله قلم تقدیر الهی در شب‌های قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن‌چنان که شایسته مردم مومن و عزیز ماست، رقم بزند.(۵)

توصیه رهبر انقلاب برای استفاده از فرصت شب قدر

من به همه‌ شما مردم عزیزمان توصیه می‌کنم، امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرع، توبه و انابه و توجه به پروردگار، جزو وظایف همه‌ ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصی‌تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجه بخواهید.

امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولی عصر، ارواحنا‌ فداه، توجه کنید؛ به در خانه‌ی خدا _ مسجد _ بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم.

پی نوشت:

۱, مقام معظم رهبری در دیدار با مسوولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، به مناسبت عید سعید فطر سال ۱۳۶۹ هجری شمسی

۲, بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر قم به مناسبت سالگرد قیام نوزدهم دی

۳, بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان به مناسبت هفته بسیج سال ۱۳۷۶

۴, بیانات مقام معظم رهبری در خطبه نمازجمعه تهران ۲۶/۱۰/۱۳۷۶

۵, بیانات مقام معظم رهبری در نمازجمعه تهران ۲۸/۸/۱۳۸۶

۶،بیانات ایشان در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۷/۱/۱۳۷۱

منبع: تسنیم




نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آیا شب قدر در امت هاى پیشین نیز بوده است؟

پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله): خداوند شب قدر را به امت من بخشیده، و احدى از امت هاى پیشین از این موهبت برخوردار نبودند.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، ظاهر آیات این سوره، نشان مى دهد: شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیست، بلکه، همه سال تا پایان جهان تکرار مى شود.
تعبیر به فعل مضارع (تَنَزَّلُ) که دلالت بر استمرار دارد، و همچنین تعبیر به جمله اسمیه «سَلامٌ هِیَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» که نشانه دوام است نیز، گواه بر این معنى است.


به علاوه، روایات بسیارى که شاید در حدّ تواتر باشد نیز، این معنى را تأیید مى کند (این نسبت به آینده).
ولى، آیا در امتهاى پیشین نیز بوده است، یا نه؟.


صریح روایات متعددى این است: این از مواهب الهى بر این امت مى باشد، چنان که در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است: اِنَّ اللّهَ وَهَبَ لِأُمَّتِى لَیْلَةَ الْقَدْرِ لَمْ یُعْطِها مَنْ کانَ قَبْلَهُمْ: «خداوند شب قدر را به امت من بخشیده، و احدى از امت هاى پیشین از این موهبت برخوردار نبودند».
در تفسیر آیات فوق نیز، بعضى از روایات دلالت بر این مطلب دارد.
 

 «درّ المنثور»، جلد 6، صفحه 371.





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، پیامبر اکرم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
6) دعا

  مطلب مهمّی که باید در شب های قدر به آن توجّه شود، راز و نیاز با معبود است. از دعا و راز و نیاز با خدا نباید غافل بود. اگر هم کسی نمی تواند عربی دعا بخواند، با زبان خودش با خداوند متعال راز و نیاز کند. خداوند به زبان بندگان خویش به هر زبانی که باشد، آشناست. البته خواندن دعا به پیروی از حضرات معصومین«علیهم السّلام» و به زبان عربی، بهتر است.

باید انسان در این شب ها حالی پیدا کند و حقیقتاً از عمق جان خداوند تبارک و تعالی را بخواند و «خدا، خدا، خدا» بگوید. حال مناجات را هم باید از خدا خواست. با بی حالی و کسالت نمی توان از این اوقات بهره مند شد. خوشا به حال کسانی که با حال خوش، از این اوقات خوب بهره می برند.

  استجابت دعا

  آیه ای در قرآن راجع به دعا است که از نظر تأکید منحصر به فرد است:

  «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَه الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»[20]

  و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو که) من حتماً (به همه) نزدیکم، دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت می کنم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید که راه یابند.

  یا رسول الله اگر از تو پرسیدند خدا کجاست؟ بگو نزدیک است. از رگ گردن به تو نزدیکتر است. از خود تو به تو نزدیک تر است. از طرف من به آنها بگو اگر راستی دعا کنید، اجابت می کنم. جواب شما را می دهم حتماً ایمان و عقیده داشته باشید که استجابت می کنم. خداوند دوست دارد رستگار شوید لذا می گوید دعا کنید. و رستگاری و رشد انسان ها در سایه دعا و ارتباط با او میسر می شود.

  در آیه دیگر تهدید می کند و می فرماید اگر کسی اعراض از دعا داشته باشد و در زندگی او دعا نباشد و دعا نکند، به جهنم خواهد رفت و در جهنّم خوار و ذلیل خواهد بود:

  «وَ قالَ ربُّکُمُ ادعُونِی اَستَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»[21]

  و پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، البته کسانی که از عبادت من تکبر ورزند به زودی خوار و سرافکنده وارد جهنم می شوند.

  در آیه دیگر می فرماید:

  «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ»[22]

  بگو اگر دعای شما نباشد، خداوند برای شما ارجی قائل نیست.

  خداوند در این آیات می فرماید اگر دعا در زندگی شما نباشد من اعتنا به شما ندارم و دست عنایت من از روی سر شما برداشته می شود.

  نظیر این دو سه آیه در قرآن زیاد است که به ما می فهماند مأیوس از استجابت دعا نباشیم. خداوند متعال در قران کریم استجابت را وعده داده است و وظیفه ما هم دعا کردن است. اعتقاد به اینکه خداوند از ما خواسته است دعا کنیم و دعای ما بدون نتیجه نمی ماند، ضروری است.

  دعای سحر دعای خیلی خوبی است که همه ائمه طاهرین«علیهم السّلام» آن دعا را می خوانده اند. و در این دعا از اول تا آخر نمی گوید خدایا چه می خواهم. فقط می گوید «خدا خدا خدا، به حق محمد و آل محمد«صلی الله علیه وآله وسلّم»». ولی نمی گوید چه می خواهم. لذا خوب است انسان فقط دعا کند و یقین داشته باشد آنچه مصلحت اوست به او می دهند.

  تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن            که خواجه خود روش بنده پروری داند

  حالا اگر کسی تعیین کند چه می خواهد، اگر صلاح او باشد، عین دعا مستجاب می شود. ولی اگر مصلحت او در استجابت آن دعا نباشد، حتماًَ نظیر آن عطا می شود. مثلاً اگر کسی فقیر است و تموّل می خواهد، اگر به صلاح او نباشد، خداوند اولاد صالح و عاقبت به خیری و نظائر آن را عطا می فرماید.

  بالاخره خداوند متعال جواب دعا را خواهد داد. اگر هم به هیچ وجه استجابت دعا در این دنیا مصلحت نباشد، خداوند تبارک و تعالی در قیامت از بنده اش عذرخواهی می کند و به او می فرماید: اگر دعای تو مستجاب نشد، مصلحت تو نبود و علت آن را برای او روشن می کند و به گونه ای برای او جبران می نماید که آن بنده می گوید ای کاش هیچ یک از دعاهایم در دنیا مستجاب نشده بود.

  بهترین دعاها

  * دعا برای فرج امام زمان(ارواحنافداه)

  * دعا برای عافیت

  * دعا برای حُسن عاقبت

  * دعا برای کسب تقوا

  * دعا برای رفع صفات رذیله

  * دعا برای تقرّب الی الله

  * دعا برای رفع مشکلات اجتماعی و شخصی

  موانع استجابت دعا

  در این مجال به جهت رعایت اختصار، فقط عناوین موانع استجابت دعا ذکر می شود:

  گناه، ستم و کمک به ستمکار ، نافرمانی از پدر و مادر و آزردن آنان ، بریدن از خویشاوندان ، ترک امر به معروف و نهی از منکر ، سبک شمردن نماز ، سخن چینی ، غذای حرام و حکمت و مصلحت خداوند

  7)توسّل به اولیای الهی«علیهم السّلام»

  و نکته آخر اینکه بنا به فرمایش خداوند متعال که فرموده است:

 

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَة»[23]

  ای کسانی که ایمان آورده اید، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجوئید.

 

باید با توسّل و به واسطه حضرات معصومین«علیهم السّلام» به درگاه خداوند رفت. یکی از اعمال وارد شده در لیالی قدر توسل به حضرت سیدالشهداء«علیه السّلام» و سایر حضرات معصومین«علیهم السّلام» است. توسّل به این بزرگواران بسیار در اجابت دعا مؤثر است.

  قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» می فرماید اگر گناهکار نزد تو بیاید و استغفار کند و تو هم برای او استغفار کنی، حتماً گناه آمرزیده و حاجت برآورده می شود:

  «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً»[24]

  و اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند نزد تو می آمدند، آنگاه از خداوند آمرزش می خواستند و رسول خدا نیز برای آنها طلب آمرزش می کرد، بی تردید خدا بسیار توبه پذیر و مهربان می یافتند.

  رسول گرامی«صلی الله علیه وآله وسلّم» در زمان خودشان، ائمه طاهرین«علیهم السّلام» یکی پس از دیگری در زمان خودشان و در زمان ما حضرت مهدی(ارواحنافداه) واسطه های فیض الهی هستند. آمرزیده شدن گناهان و رفع حوائج، باید با جلب نظر حضرت مهدی(ارواحنافداه) صورت پذیرد.

  اگر حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) نظر لطفی به جلسات دعا نفرمایند، آن جلسات هیچ فایده ای ندارد. باید توسل به محضر ایشان صورت گیرد تا خداوند متعال به واسطه آن حضرت دعاها را مستجاب کند.

  آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند           آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

  توسّل در سیره زندگانی حضرات معصومین«علیهم السّلام» همواره بوده است. پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلّم» در نماز و مواقعی که دعا می فرمودند، این جمله را می فرمودند: «اللهم بحقّ علی». و امیرالمؤمنین«علیه السّلام» نیز در نمازها و دعای خود به پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلّم» متوسّل می شدند.[25]

  در ادعیه ای که از جانب معصومین«علیهم السّلام» وارد شده و برخی از آنها در مفاتیح  محدّث قمی آمده است، نمی توانید دعایی را پیدا کنید که بدون توسل باشد.

  بنابراین در جلسات دعا باید به محضر پروردگار متعال عرض شود که خدایا ما حضرت زهرا«سلام الله علیها»، امیرالمؤمنین«علیه السّلام» و سایر حضرات معصومین«علیهم السّلام» را واسطه قرار داده ایم. ما با وجود نازنین حضرت مهدی(ارواحنافداه) به در خانه تو آمده ایم، به حق ایشان و به واسطه این بزرگواران دعاهای ما را مستجاب و توبه های ما را قبول بفرما.

 

پی نوشت ها:

 

1. قدر / 4

2. یونس / 23

3. قدر / 5

4. الأمالی (للصدوق)، ص 95

5. کهف / 104-103

6. در برخی از موارد پذیرش توبه نیازمند زمینه سازی توسط توبه کننده است و بدون آن، توبه محقّق نمی شود. برای مطالعه بیشتر ر.ک: بخش توبه از اصول اعتقادیِ رساله توضیح المسائل معظّم له

7. فرقان / 70

8. زمر / 53

9. یوسف / 87

10. جهت اطلاع از تفصیل این موضوع ر.ک. بخش اخلاق رساله توضیح المسائل معظّم له

11. انعام / 54

12. بقره / 222

13. توبه / 118

14. احزاب / 71

15. هود / 52

16. هود / 3

17. جاثیه / 23

18. یس / 60

19. مستدرک الوسائل، ج 5 ، ص 320

20. بقره / 186

21. غافر / 60

22. فرقان / 77

23. مائده / 35

24. نساء / 64

25. بحارالانوار، ج 36، ص73.

منبع : رجانیوز




نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، آیت الله مظاهری، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم[8]

  بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده روی روا داشته اید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.

  اگر به راستی دل کسی شکست و یک تلاطم درونی پیدا کرد، سر به زیر و خجالت زده از خدا شد، خدا حتماً توبه او را قبول می کند. اصلاً یأس و نا امیدی از رحمت خداوند، گناهی برابر با گناه کفر دارد. مسلمان، آن هم شیعه، معنا ندارد از رحمت خداوند مأیوس باشد. مثلاً اگر کسی بگوید خدا دیگر مرا نمی آمرزد، مأیوس از رحمت خدا شده و گناه او در سر حد کفر است.

  «وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُون»[9]

  از رحمت خدا مأیوس نشوید، که جز کافران از رحمت خدا نومید نگردند.

  توجّه به این نکته مهم ّ است که از نظر قرآن کریم، بلکه از نظر عقل ، توبه هیچ شرطی ندارد و به صرف پیدا شدن حالت درونی پشیمانی از گناه ، توبه حاصل می گردد، امّا باید دانست که لازمه پشیمانی ، تصمیم بر ترک گناه و عمل بر طبق دستورات الهی است ؛ زیرا اگر کسی تصمیم بر ترک گناه نداشت و یا بر اساس فرمان الهی عمل نکرد، در حقیقت از گناه پشیمان نشده است .

  * توبه از حقّ الله

  گاهی توبه مربوط به حق الله است؛ مثلاً عباداتی مثل نماز از انسان فوت شده و قضا دارد. با اینکه این گناه خیلی بزرگ است و انسان بی نماز، و کسی که به نماز اهمیّت نمی دهد و نماز را ضایع می کند، حتماً گمراه و بدبخت است، ولی توبه او پذیرفته می شود. البته پس از توبه، جبران کوتاهی از عبادت فوت شده، لازم است. باید تصمیم جدی بگیرد که نماز و روزه و سایر عباداتی را که از او قضا شده است، به مرور زمان جبران نماید. پروردگار عالم توبه واقعی چنین شخصی را می پذیرد و انتظار هم ندارد بعد از توبه، تمام وقتش را صرف جبران آن عبادات کند، بلکه باید به وظایف روزانه اش رسیدگی کند و هرچه می تواند نمازها و روزه ها یا سایر عباداتش را قضا کند تا تمام شود. ولی تصمیم جدّی برای جبران این عبادات لازم است.

  توبه از گناهانی نظیر دروغ و غیبت و تهمت نیز پذیرفته می شود و در بسیاری از این موارد، راضی کردن شخصی که از او غیبت شده یا به او تهمت زده شده است هم لازم نیست و فقط توبه واقعی در محضر پروردگار متعال کفایت می کند.[10]

  * توبه از حقّ الناس

  کسی که حقی از مردم ضایع کرده است و اموال دیگران را به باطل خورده است یا دزدی و حیف و میل و ربا و رشوه و ... در زندگی خود داشته است، اولاً باید توبه کند و پشیمانی خود را در محضر پروردگار عالم اظهار نماید، ولی این موارد نیز نیاز به جبران دارد. باید حقّ الناس را به صاحب آن برگرداند. اگر هم صاحب آن مال را پیدا نکرد و دسترسی به او نبود، باید با حاکم شرع در میان بگذارد. اگر هم واقعاً سرمایه ای جهت جبران حقّ الناس ندارد، باید توبه کند و تصمیم جدّی بگیرد که هر وقت توانست مال مردم را به آنها برگرداند و اگر هم تا آخر عمر بر این تصمیم واقعی بماند و توان پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، در روز قیامت پروردگار عالم آن بستانکار را راضی خواهد کرد.

 

کسانی هم که در ادای دیون شرعی نظیر خمس و زکات و کفّارات، کوتاهی کرده اند، باید توبه کنند و در مورد نحوه پرداخت بدهی خود، به حاکم شرع مراجعه نمایند.

خلاصه بن بست در اسلام نیست. کسی نمی تواند بگوید دیگر فایده ندارد و من بخشیده نمی شوم. این غلط است و همه باید توبه کنند و به هر روشی که می توانند جبران حقّ الله یا حقّ الناس را بنمایند یا در صورت عدم توان، تصمیم جدّی برای جبران بگیرند.

  * آثار و برکات توبه

  یکی از برکات ارزش مند توبه این است که پروردگار عالم به کسی که توبه واقعی کند یا تصمیم آن را داشته باشد، سلام می کند.

  «وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیم»[11]

و چون کسانی که به آیات ما ایمان می آورند نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته، که هر کس از شما به نادانی عمل بدی کند آن گاه بعد از آن توبه کند و به اصلاح (کار خود) پردازد بی تردید خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.

چه پروردگار بزرگواری که علاوه بر بخشش بنده گناهکار، به او سلام هم می کند. خدای سبحان بنده ای را که در پیشگاهش حالت تضرّع و سرافکندگی دارد، دوست می دارد و در قرآن شریف علاوه بر اظهار محبّت به او، وی را مطهّر می داند و چنین است که پروردگار عالَم بهترین درجه را به او داده است :

«ان ِّ اللهَ یُحب ُّ التِّوّابین َ وَ یُحب ُّ الْمُتَطَهَّرین»[12]

  خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست می دارد.

  پروردگار مهربان تأکید می کند که اگر بنده گناهکار توبه را شکست، ولی دوباره به سوی خدا بازگشت ، خداوند متعال بار دیگر توبه او را قبول می کند و به عبارت قرآن کریم، اگر بنده عاصی ، توّاب شد، خدای متعال نیز توّاب است :

«إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ»[13]

 خداوند توبه پذیر مهربان است .

قرآن در آیات دیگری می فرماید که توبه فقط موجب اصلاح آخرت نمی شود، بلکه اصلاح دنیا را هم به همراه دارد.

 

«یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُم»[14]

   تا خداوند عمل های شما را اصلاح نماید و گناهانتان را بیامرزد.

  توبه موجب حل مشکلات و اصلاح امور دنیوی می شود، گره ها را باز می کند و گرفتاری ها را رفع می نماید.

  اولاد صالح و شایسته و مال حلال و نیز قدرت و شخصیت اجتماعی، در سایه توبه روزی انسان می گردد. همچنین توبه باعث می شود نعمت های الهی مثل باران بر سر انسان فرو بریزد.

  «وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلی قُوَّتِکُمْ»[15]

  و ای قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید.

  «وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی»[16]

  و این که از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا شما را با بهره خوشی (از زندگی) تا مدتی معین برخوردار نماید.

توبه، آثار فراوان دیگری هم دارد که به جهت رعایت اختصار از ذکر آن خودداری می شود.


  * مراحل توبه

  توبه مراحلی دارد که عبارتند از:

  مرحله اوّل توبه زبانی است؛ یعنی همین که صیغه توبه بر زبان جاری شود.

  مرحله دوّم توبه ای است که در آن دل انسان، زبان او را همراهی کند.

  در مرحله سوّم، دل در مقابل خداوند خاشع می گردد.

  و در مرحله چهارم انسان خود را در محضر خدا می یابد و با چشم قلب او را می بیند و خود به خود حالی پیدا می کند و اشکی می ریزد و در این صورت است که می تواند راه صد ساله سیر و سلوک را بپیماید؛ چون حقیقت توبه بازگشت از شرک به توحید است. کسی که گناه می کند ظاهراً مسلمان است و در حقیقت شیطان و هوی و هوس و نفس امّاره را می پرستد و باید با توبه از شرک، به خداپرستی بازگردد.

«أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[17]

  پس آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفسش قرار داده است.

  یا در جای دیگر می فرماید:

 

«أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ»[18]

 

ای فرزندان آدم، آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او مسلّما برای شما دشمنی آشکار است؟!

  مگر ما معاهده نکردیم که بت پرست نباشید؟ بت تو شیطان و هوی و هوس نباشد؟

  شب قدر، شب توبه است. از این رو، در اعمال آن شب آمده است که صد مرتبه «أستغفر الله ربّی و أتوب الیه» بگویید. ولی باید توجه شود که ذکر توبه به تنهائی کافی نیست و این توبه، توبه حقیقی نمی باشد، بلکه توبه آن است که حالت خجالت و شرمندگی در مقابل حضرت حق تعالی در توبه کننده به وجود آید؛ یعنی بنده خود را در محضر پروردگار ببیند و احساس خجالت کند.

  جمله ای را حضرت امام خمینی«قدّس سرّه» بارها در درس های اخلاقی خویش تکرار می فرمودند که «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.» همه باید در محضر پروردگار احساس شرمندگی کنند و از مخالفت ها و سرپیچی هایی که از اوامر او داشته اند، توبه نمایند. اینکه انسان از نعمات و سفره گسترده پروردگار متنعّم شده و مخالفت با فرامین او کند، حکایت از بی حیایی او دارد و از این بی حیایی که نسبت به محضر ربوبی حضرت حق روا داشته است، باید احساس خجالت و شرمندگی کند. به گناهان خویش اقرار کند و از محضرش طلب عفو نماید.

کسی که در محضر پروردگار عالم شرمنده و خجالت زده نیست، نمی داند چقدر گناهکار است. بعضی اوقات تکرار گناه موجب می شود قبح آن از دل انسان برود و لذا خودش را مقصّر نمی داند. در جایی که پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» که تجلّی عصمت و پاک دامنی هستند و از هر خطا و اشتباهی نیز مصون می باشند، روزی هفتاد مرتبه در محضر پروردگار توبه می نمایند،[19] ضرورت توبه برای افراد معمولی بیشتر روشن می گردد.

در طول تاریخ بسیار بوده اند کسانی که با توبه از شقاوت و تیره بختی به سعادت و خوشبختی دست یافته  و راه سیر و سلوک را به خوبی طی کرده اند.

  حر بن یزید ریاحی اوّلین کسی بود که بدن اهل بیت«علیهم السّلام» را در کربلا لرزاند و راه را بر آنان بست. گناه خیلی بزرگ است. ناگهان روز عاشورا متوجه گناه بزرگ خود شد و فهمید چه کرده است. و مهم تر اینکه دانست چه باید بکند و از رحمت الهی و لطف امام زمان خود مأیوس نشد. لذا با بدن لرزان و سرافکنده و خجالت زده خدمت امام حسین«علیه السّلام» آمد. وقتی خدمت آن حضرت رسید و توبه کرد، حضرت به او فرمودند: تو را بخشیدم. او باورش نمی شد و از امام«علیه السّلام» خواست تا اجازه دهند به میدان رود و در راه خدا شهید شود. به جایی رسید که امروز همه ما در مقابل قبر ایشان می ایستیم و می گوییم: پدر و مادرم فدای شما. و او را شفیع درگاه امام حسین«علیه السّلام» قرار می دهیم. و همان گونه که به حضرت ابالفضل العباس«علیه السّلام» می گوییم: «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین«علیه السّلام» اکشف کربی بحق اخیک الحسین«علیه السّلام»» خطاب به جناب حر نیز می گوییم: «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین«علیه السّلام»، اکشف کربی بحق مولاک الحسین«علیه السّلام»».

هرکه بتواند این گونه نظر امام زمانش را جلب کند، حتماً او را خواهند بخشید و به درجات عالی خواهد رسید.

رحمت الهی مثل باران بر سر همه می بارد. این انسان است که باید برای دریافت این رحمت زمینه سازی کند و خود را در معرض آن قرار دهد. وگرنه اگر باران ببارد وکسی به زیر سقف برود، هر چقدر هم که آن باران شدت داشته باشد، روی سر او نمی ریزد.

 





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، آیت الله مظاهری، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سخنان آیت الله مظاهری درباره اعمال و فضائل لیالی قدر با استناد به احادیث و روایات/ بهترین دعاها در شب قدر چیست؟/ توسل به سیدالشهدا(ع) کلید استجابت دعا

آیت الله مظاهری در کتاب روزه سلوک پرهیزکاران در خصوص اعمال و فضائل لیالی قدر مطالب ارزشمندی ارائه نموده که خواننده با مطالعه آن درک بهتری نسبت به این شبها پیدا می کند.

بخش هایی از نوشته های معظم له در این کتاب به شرح ذیل می باشد:

فضیلت شب قدر

شب قدر در تعلیمات اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. اهمیّت این شب عزیز به حدّی است که بر اساس آیه اول سوره مبارکه قدر، در این شب، قرآن کریم در یک نزول دفعی به سینه مبارک پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» نازل شده است.

نکته دیگر، شیوه بیان آیه «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ» است. عرب کلمه «مَا أدرَاکَ» را هنگامی به کار می برد که بخواهد اهمیّت مطلب را بیان کند. می فرماید: چه می دانی که شب قدر چه شبی است؟ به عبارت دیگر، می فرماید: درک اهمیّت شب قدر به اندازه ای است که نمی توان آن را وصف کرد و انصافاً توصیف این شب قدر در قالب واژه ها و الفاظ نمی گنجد.

  «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»[1]    شب قدر از هزار ماه بهتر است.

ارزش شب قدر افضل از ارزش هزار ماه است؛ و هزار ماه برابر با حدود هشتاد سال، یعنی عمر طبیعی یک انسان است. یعنی عبادت در این شب با ارزش تر از عبادت یک عمر است.

  معنای قدر

  در شب قدر جبرئیل همراه با ملائکه مقرب خدا که تعداد آنها معیّن نشده و شاید چندین میلیون باشند، نازل می شود و مقدّرات انسان ها را به خدمت امام معصوم«علیه السّلام» که در زمان پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلّم»  به خدمت آن حضرت و در زمان امیرالمؤمنین«علیه السّلام» به خدمت آن بزرگوار و اکنون به خدمت قطب عالم امکان حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» تقدیم می دارند. به عبارت دیگر، در شب قدر است که انسان می تواند مقدّرات خویش را در یک پرونده درخشان برای سال آینده خود تهیه کند و نام خود را در طومار سعادت مندان و در طومار ارادت مندان حضرت ولی عصر% به عنوان یک شیعه ثبت نماید. «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» بیان کننده چنین مفهومی است.

تعیین مقدّرات هر انسانی به دست خود او است. اگر کسی طالب سعادت باشد، می تواند به آن دست یابد و چنانچه خواهان شقاوت باشد نیز به همان خواهد رسید. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ»[2]

ای مردم بی تردید ستم های شما به زیان خودتان است.

  در شب قدر اگر کسی به راستی توبه کند و یک شرمندگی درونی و حالت خجالت زدگی برای او پیش آید و بعد هم از خداوند خیر دنیا و آخرت را بخواهد، پرونده درخشانی که پس از توبه گشوده می شود، زمینه سعادت وی را فراهم می آورد و امام زمان(ارواحنافداه) این تقدیر را تأیید می نمایند.

  چنان که اگر کسی به دنبال شقاوت باشد، در شب قدر به جای توبه، گناه می کند یا اعراض از دعا و توبه دارد و اهمیّت به دعا نمی دهد. بنابراین در شب قدر صاحب یک پرونده سیاه است که نابود هم نمی شود. تقدیر او شقاوت است و این تقدیر هم به تایید امام زمان(ارواحنافداه) می رسد.

در طول سال هم هرکسی می تواند تقدیری که در شب قدر برای خود ایجاد کرده است، حفظ نماید و به آن عمل کند. آنکه مقدّر او سعادت و خوشبختی است، می تواند با افزایش ارتباط با معنویات و انجام اعمال صالح، بر سعادت خود بیفزاید و آنکه شقاوت و بدبختی را برای تقدیر خود انتخاب کرده است، می تواند با اعراض از ارتباط با خدا و ارزش های معنوی، شقاوت و بدبختی خود را بیشتر کند.

 

سپس آیات شریفه این سوره، صفت دیگری را برای شب قدر بیان می کند و می فرماید:

  «سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْر»[3]

  آن شب همه مشمول سلامت و رحمت خدا است تا طلوع فجر.

  یعنی شب قدر، شب سلامتی و شب پرخیر و برکتی است که انسان می تواند سلامتی و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین کند. در این آیه، کلمه «سلام» همراه با تأکیداتی ذکر شده است؛ یعنی شب قدر از اول شب تا به صبح مملو از برکات خداوند لایزال است. در این شب، از اول شب تا به صبح، خیر دنیا و آخرت انسان قرار داده شده است.

  از این رو، قدر این شب را باید بهتر دانست و عظمت آن را بیشتر باید شناخت. در این چند شبی که به احتمال بسیار قوی، شب قدر می باشد، انسان باید خیر دنیا و آخرت را برای خود و دیگران بخواهد؛ لذا در این مجال برخی از اعمال این شب بیان می شود، بلکه موجب بهره برداری بیشتر از این اوقات عزیز گردد.

 

نکاتی در ارتباط با شب قدر

1)                 توجّه

اوّل توجّه دادن دل به اینکه این شب چه شب با عظمتی است. در شبی که خداوند به ملائکه می گوید: بروید و فریاد بزنید آیا بنده حاجت مند و گرفتار و گناه کاری هست که به برکت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟ توجّه به این نکته لازم است که عبادت در این شب از یک عمر عبادت مخلصانه در ایام عادی برتر است. فراموش نشود که در این شب، مقدّرات انسان ها رقم می خورد و در این شب است که آدمی باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نماید و سرنوشت خود را به نیکی مبدّل سازد.

توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوک است. استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی«قدّس سرّه» هنگام جان دادن این جمله را مرتب تکرار کردند و از دنیا رفتند: توجّه، توجّه، توجّه.

  بدین ترتیب، باید از شب قدر که والاترینِ شب های سال به شمار می آید و می شود بهبود اوضاع را در آن از خداوند متعال درخواست نمود، غفلت نکنیم.

  2) احیاء و شب زنده داری

  مطلب بعدی که درشب قدر به آن توصیه شده است، احیاء و شب زنده داری است. احیاء آن شب برکات فراوانی دارد، ولی باید توجه داشت که این بیدار ماندن، همراه با گناه نباشد. دراین صورت، خواب بهتر است.

نقل می کنند ظالمی نزد یکی از علمای اصفهان آمد و پرسید: در شب قدر، کدام عبادت برای من بهتر است؟ آن عالم گفت: برای تو خواب بهتر است.

  آن فرد رفت و تا صبح خوابید و صبح که از خواب بیدار شد، قدری تأمل کرد و گفت: راستی این عالم بزرگ چه توصیه خوبی به من کرد. اگر تا صبح بیدار می ماندم، معلوم نبود چه گناهانی از من صادر می شد.

  بنابراین، احیاء باید همراه با توجه به حضرت حق باشد، نه همراه با غیبت و تهمت و معصیت.

 

3)                 اهمیّت به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با خدا 

مطلب سوم که لازم است به آن اهمیّت داده شود، قرائت قرآن و خواندن نماز است. در شب های قدر، به اندازه توان باید نماز خوانده شود. صد رکعت نماز در اعمال این شب ها وارد شده است. انس با قرآن و قرائت قرآن هم که مورد تأکید ویژه می باشد و نباید از آن غافل بود. پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» و ائمه طاهرین«علیهم السّلام» بسیار سفارش فرموده اند که قرآن بخوانیم و در پناه آن، خود را حفظ کنیم. رابطه با خدا خصوصاً به وسیله قرآن، انسان را به جایگاه والایی می رساند. با این رابطه، انسان از شرور شیاطین انس و جن و تمامی شیاطین و حتی نفس، حفظ می شود. رابطه مداوم با قرآن برای سیر و سلوک بسیار مفید است، موجب عاقبت به خیری و تأمین آتیه می شود، برای رفع گرفتاری ها و مشکلات کارگشاست و برای تأمین یک زندگی آرام و مطمئن، سودبخش است.

 

4) اجتناب از گناه

  نکته بعدی که بسیار اهمیّت دارد، این است که در این چند شبانه روز قدر، گناه وارد زندگی شما نشود. لااقل از هنگام افطار تا وقتی که نماز صبح اقامه می شود، کوچک ترین گناه در زندگی کسی نباشد. در خطبه روز جمعه آخر ماه شعبان وقتی پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلّم» به توصیف ماه مبارک رمضان پرداختند و در مورد فضائل این ماه سخن گفتند، امیرالمؤمنین«علیه السّلام» از جای خویش برخاستند و عرض کردند: یا رسول الله، برترین اعمال در این ماه چیست؟ رسول گرامی«صلی الله علیه وآله وسلّم» فرمودند:الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ[4]

  * اجتناب از محرمات الهی

  یعنی در این ماه مراقب باشید معصیت پروردگار را انجام ندهید. حال، به مؤمنین توصیه و سفارش می شود که حداقل در سه شبانه روز قدر بیشتر از گذشته مراقب اعمال خود باشند و توجّه داشته باشند که گناه موجب سقوط و ظلمت است و این ظلمت، مانع رسیدن رحمت خداوند متّعال به آنان می شود.

  مواظبت از گفتار و رفتار ضروری است و همه باید دقّت کنند که اختلاط بین زن و مرد در میان آنان نباشد. ظواهر شرع مقدس باید رعایت شود تا رحمت باری تعالی شامل حال بندگان شود.

  یک توصیه کلی هم در مورد گناه لازم است و آن اینکه اولاً گناه نکنید. ثانیاً اگر گناهی انجام شد، فوراً به فکر جبران و تدارک آن باشید و توبه کنید. ثالثاً مواظب باشید در سرازیری گناه واقع نشوید و گناه روی گناه شما را بدبخت نکند. رابعاً گناه را توجیه نکنید.

  امروزه بسیاری از گناهان در جامعه توجیه می شود. خانمی که بدحجاب است، گناه بدحجابی و بی حجابی را توجیه می کند. کسی که ربا می خورد، می گوید ربا نیست. افرادی که غیبت می کنند، غیبت خود را گناه نمی دانند. و نظایر این توجیه ها در جامعه فراوان است. توجیه گناه، توفیق توبه را از انسان می گیرد. بدترین دردها این است که انسان گناه خود را گناه نداند و بدتر از آن وقتی است که انسان گناه کند و تصور نماید که کار خوبی انجام می دهد. اصلاً گاهی انسان گناه را به عنوان عبادت انجام می دهد. قرآن کریم می فرماید:

  «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً  الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»[5]

   بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم خبر دهیم؟ آنها کسانی هستند که سعیشان در زندگی دنیا گم و تباه شده است و خود گمان می کنند که کار نیکی انجام می دهند.

معلوم است وقتی انسان نفهمد که گناه می کند، توبه هم نمی کند و روز به روز گمراه تر می شود. تنها راه برون رفت از این گمراهی، تبعیّت از دستور و حکم مرجع تقلید است. در غیر این صورت، جامعه دچار گناه علنی می شود و گناه علنی و ترک امر به معروف و نهی از منکر یا بی تفاوتی نسبت به گناه،  باعث می شود دست عنایت خداوند از روی جامعه برداشته شود و چنین جامعه ای جز بدبختی ارمغانی نخواهد داشت.

 

5) توبه

  مطلب پنجم که آن نیز از اهمیّت والایی برخوردار است، توبه است. توبه یعنی بازگشت گناه کار و پشیمانی از قصور و تقصیر، بازگشت از نفس امّاره و صفات رذیله به سوی رحمت خدای متعال ، بازگشت از طاغوت ها مخصوصاً از شیاطین جنّی و انسی به سوی حق تعالی و بالاخره بازگشت از هوا و هوس و از هر وسوسه ای به سوی پروردگار مهربان .

  اگر کسی به راستی توبه کند، به یقین بداند که خداوند گناهان او را می آمرزد[6]. و بالاتر اینکه قرآن کریم می فرماید:

 

«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[7]

مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدی هایشان را به نیکی ها تبدیل می کند.

با توبه، خداوند رحمان و کریم پرونده سیاه و پر از گناه انسان را به پرونده درخشانِ پر از حسنات مبدّل می سازد.

گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، رحمت و عفو خداوند از آن بزرگ تر است و خدا وعده داده است که گناه را می بخشد. بنابراین کسی نباید از رحمت حق مأیوس باشد.





نوع مطلب : تزکیه نفس، امام حسین(ع)، آیت الله مظاهری، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارتباط سوره قدر با امام زمان(عج)/ شب قدر تا چه زمانی ادامه دارد

شب قدر در هر سال و تا برپایی قیامت ادامه دارد، پس باید صاحب شب قدر که بعد از پیامبر اکرم(ص) اوصیای معصوم آن بزرگوار هستند نیز، برای همیشه وجود داشته باشند، اگرنه فرشتگان بر چه کسی فرود آیند و کتاب تقدیر را نزد چه کسی بگشایند؟!

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، آنچه از آیات سوره مبارکه قدر و روایات معتبری که در تفسیر آن وارد شده، استفاده می‌شود این است که فرشتگان در شب قدر، مقدرات یک سال را نزد «ولی مطلق زمان» می‌آورند و بر او عرضه می‌کنند. این واقعیت از نخستین روز خلقت بوده و بر نخستین پیامبر و وصی او نازل می شده و تا قیام قیامت ادامه دارد.(1) زیرا زمین از نخستین روز آفرینش تا برپایی قیامت بی‌حجت نخواهد بود و خداوند در شب قدر، مقدّرات امور عالم را به وسیله ملائکه و روح که اعظم ملائکه است، نزد آن حجت بر زمین (خواه پیامبر باشد و خواه وصی او) می‌فرستد.

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است، به رابطه «شب قدر و امام زمان(عج)» اشاره کرده است که در ادامه می‌آید:

در صدراسلام، در زمان حیات رسول خدا(ص)، محل نزول فرشتگان آستان آن حضرت بوده است و این امر مورد قبول همگان است و پس از آن حضرت به محضر امیرالمؤمنین(ع) و سپس ائمه اطهار(ع) یکی پس از دیگری و امروزه به محضر امام زمان حضرت ولی عصر مهدی موعود(عج) نازل می‌شوند و در هر سال تکرار می‌شود و انقطاعی ندارد، چنان چه از ظاهر آیه شریفه «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکةُ وَالرُّوحُ» نیز تداوم این امر استفاده می‌شود، زیرا «تنزل» فعل مضارع بوده که دلالت بر استمرار و پیوستگی دارد، یعنی فرشتگان و روح، پیوسته و همواره فرود می‌آیند.(2)

رشیدالدین میبدی مفسر معروف اهل سنت می‌گوید: برخی گفته‌اند: این شب قدر در روزگاران پیامبر اکرم(ص) بود، سپس از میان رفت، اما چنین نیست، زیرا که همه اصحاب پیامبر(ص) و علمای اسلام معتقدند که شب قدر تا قیام قیامت باقی است.(3)

عالم جلیل‌القدر، طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان نیز روایتی را از ابوذر غفاری نقل می‌کند که گفت: به رسول خدا(ص) گفتم: ای پیامبر، آیا شب قدر و نزول فرشتگان در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد و چون پیامبران از دنیا رفتند، دیگر شب قدری وجود ندارد؟ فرمود: بلکه شب قدر تا قیام قیامت هست.(4)

در اصول کافی در ضمن حدیثی از قول امام صادق(ع) چنین آمده است: علی(ع) غالباً می‌فرمود: که هر گاه دو تن از اصحاب نزد پیامبر بودند و آن حضرت سوره «قدر» را با خشوع و گریه تلاوت می‌کرد، می‌گفتند: چه قدر در برابر این سوره حساسی؟ می‌فرمود: این حساسیت برای چیزی است که چشمانم(فرشتگان را در شب قدر) دیده و دلم(بیان هر امر حکیم را در آن شب) فهمیده و پس از من جان این مرد اشاره به (علی(ع)) آن را دریافت خواهد کرد. آن‌ها می‌گفتند: تو چه دیده‌ای و او چه خواهد دید؟ پیامبر(ص) در پاسخ آن‌ها روی خاک می‌نوشت: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کلِّ أَمْرٍ» آنگاه می‌فرمود: پس از اینکه خدای متعال فرموده است: مِّن کلِّ أَمْرٍ آیا چیزی باقی خواهد بود؟ می‌گفتند: نه، می‌فرمود: در شب‌های قدر بعد از من هم آن امر نازل می‌شود؟

می‌گفتند: آری! می‌فرمود: بر چه کسی نازل می‌شود؟ می‌گفتند: نمی‌دانیم، پیامبر(ص) دست بر سر من می‌گذاشت و می‌فرمود: اگر نمی‌دانید، بدانید، آن شخص پس از من این مرد است.(5)

بنابراین وقتی شب قدر در هر سال و تا برپایی قیامت ادامه دارد، پس باید صاحب شب قدر که بعد از پیامبر اکرم(ص) اوصیاء معصوم آن بزرگوار هستند، نیز برای همیشه وجود داشته باشند، چنان چه در احادیث وارد شده است.(6) وگرنه فرشتگان بر چه کسی فرود آیند و کتاب تقدیر را نزد چه کسی بگشایند و مجاری امور را به اذن خدا به چه کسی، بسپارند؟ همان گونه که قرآن تا قیام قیامت هست، حجت خدا در زمین نیز باید وجود داشته باشد و معلوم است که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) این منصب و مقام به اوصیای او واگذار شده است.

علی(ع) درباره وجود شب قدر در هر سال و وجود حجت خدا و صاحب آن شب در هر عصر فرمود: انّ لیلة القدر فی کلّ سنةٍ و انه ینزل فی تلک اللیلة امر السنة و ان لذلک الأمر ولاتاً بعد رسول الله(ص)، شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از درگذشت پیامبر(ص) نیز این شب صاحبانی دارد.

جالب اینجا است که در تفسیر حدیث ثقلین حتی اهل سنت نیز در مواردی به این حقیقت اعتراف کرده‌اند که وقتی قرآن برای همیشه تا قیامت هست باید از عترت پیامبر نیز که در این حدیث «عِدل» قرآن‌اند کسی تا قیامت باشند، ابن حجر مکّی شافعی در کتاب «الصواعق المحرقه» می گوید: احادیثی که از پیامبر(ص) رسیده و در آن‌ها تأکید شده است، بر پیروی از خاندان پیامبر و چنگ زدن به هدایت آنان، می فهماند که همیشه تا قیامت کسی از خاندان پیامبر وجود دارد که شایسته رهبری و هدایت است، چنان که قرآن نیز تا قیامت راهبر و هادی است و برای همین (که همیشه کسی از ایشان در جهان است) آنان سبب ایمنی و بقاء اهل زمین اند...».(7)

حدیث ثقلین علاوه بر اثبات اصل امامت، تداوم آن را نیز اثبات می‌کند، زیرا در حدیث تصریح شده که قرآن و عترت ابداً قابل جدایی نبوده و از هم جدا نمی‌شوند و تا قیامت که در حوض کوثر بر رسول خدا وارد شوند، از هم جدا نمی‌شوند.

وقتی قرآن تا قیامت باقی است، قهراً عترت نیز باقی خواهد بود، لذا تمسک به هر دو لازم است و تفرقه بین آن دو باعث ضلالت و هلاکت می‌شود و اگر رهبر و امام و پیشوایی از عترت در زمین نباشد، مقدّرات امور هر سال در شب قدر بر چه کسی نازل شود؟ و ملائکه بر چه کسی نازل می‌شوند؟

مرحوم میرحامد حسین قدّس سرّه نیز از همین طریق، حدیث ثقلین را نه تنها دلیل بر امامت علی(ع) و امامت ائمه اثنا عشر(ع) به طور عموم گرفته است، بلکه آن را به طور اخص، دلیل بر امامت امام زمان(عج) گرفته است، چون بقای عترت با قرآن تا قیامت به وسیله حضرت ولی عصر(عج) خواهد بود، زیرا شهادت سایر ائمه(ع) مسلّم و قطعی است.(8)

پس قرآن، شب قدر و وجود مقدّس انسان کامل که حجت خدا در زمین است، با هم ارتباط تنگاتنگ و ناگسستنی دارند و از مجموع آن چه گفته شد به روشنی معلوم شد که صاحب شب قدر در زمان ما حضرت ولی عصر حجت بن الحسن المهدی(عج) است و اوست که حجت خدا و وصّی اوصیاء و خلیفه رسول الله(ص) و معصوم از هر گناه و پلیدی است و تنها اوست که لیاقت چنین مقامی را دارد وگرنه مردم شأنیت و شایستگی چنین کاری ندارند که ملائکه یا ملک اعظم در شب قدر هر سال به نزد آن‌ها فرود آیند و تقدیر امور را در محضر آن‌ها انجام دهند، پس ناچار باید شخص معصوم و انسانی کامل به عنوان حجت و خلیفه خدا در زمین وجود داشته باشد تا این تقدیر امت و جهان در محضر او انجام گیرد، آن شخص یا پیامبر است یا وصی پیامبر و چون پیامبر اکرم و سایر جانشینان و اوصیا پیامبر اکرم(ص) رحلت کرده و از دنیا رفته‌اند، قهراً باید حضرت حجه ابن الحسن(ع) زنده باشد و ملائکه بر او نازل شوند و تقدیر امور تا یک سال را رقم بزنند.(9)

*پی‌نوشت‌ها:

1. اصول کافی، کتاب الحجه، ج2، باب فی شأن «انا انزلنا».

2. سیمای آفتاب، ص264، حبیب الله طاهری.

3. کشف المراد، ج10، ص559.

4. «جاءت الروایة عن أبی ذر أنه قال قلت یا رسول الله لیلة القدر هی شی‏ء تکون على عهد الأنبیاء ینزل فیها فإذا قبضوا رفعت قال لا بل هی إلى یوم القیامة» (مجمع البیان، ج10، ص518.)

5. کافی، کتاب الحجه، باب فی شأن «انا انزلناه»، حدیث 5،

6. همان، حدیث 7.

7. به نقل از: عبقات الانوار، ج3، ص151، میرحامد حسین هندی(ره).

8. همان، ص65ـ66.

9. سیمای آفتاب، حبیب‌الله طاهری، ص268.





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شب قدر در فرهنگ قرآن و روایات از جایگاه بس عظیمی برخوردار است تا آنجا كه شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده، و شب نزول قرآن، و شب تعیین تقدیرات یكسال و شب مبارك معرفی شده است...

 

شب قدر در فرهنگ قرآن و روایات از جایگاه بس عظیمی برخوردار است تا آنجا كه شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده، و شب نزول قرآن، و شب تعیین تقدیرات یكسال و شب مبارك معرفی شده است.
و در روایات هم تعبیرات زیبایی از شب قدر آمده است، همچون شب بخشیده شدن گناهان و اینكه هر كس در آن شب بخشیده نشود، مورد نفرین خدا واقع می‌شود. (1)
و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ حُرِمَها فَقَدْ حُرِمَ الْخَیرَ كُلَّهُ؛ (2) هر كس از شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بی نصیب شده است.»
با توجّه به عظمت شب قدر جا دارد كه برای نحوه بهره گیری و بهره برداری بیشتر از فیضهای معنوی آن، سیری در سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام در شب قدر داشته باشیم. باشد كه ره توشه‌هایی از آن برگیریم.
البته، اذعان داریم كه همه حالات معصومان علیهم السلام در این شب با عظمت و ارتباطی كه با عالم بالا و ملكوت داشته و دارند، نه قابل درك و فهم غیر معصومان است و نه در تاریخ انعكاس یافته است. آنچه بیان می‌شود، فقط گوشه‌هایی از رفتارهای ظاهری آنان است، نه عمق و ژرفای حالات آنها. پس آنچه در پیش رو دارید، گامی است در این مسیر.


الف. عبادت و شب زنده داری
از اعمالی كه در طول سال، مخصوصا شبهای مبارك رمضان و علی الخصوص در شب قدر بدان سفارش اكید شده است، اِحْیا و شب زنده داری است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ اَحْیا لَیلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذابُ اِلَی السَّنَةِ الْقابِلَةِ؛ (3) كسی كه شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آینده از او روی می‌گرداند.»
و معصومان علیهم السلام همه این سنت حسنه را پاس و گرامی می‌داشتند و از آن بهره می‌بردند:
1. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نه تنها در شب قدر بیدار بود، بلكه دهه سوم ماه مبارك رمضان كاملاً بستر خواب را جمع می‌كرد و به عبادت می‌پرداخت. حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده است: «أنَّ رَسُولَ اللّهِ كانَ یطْوی فِراشَهُ وَ یشُدُّ مِئْزَرَهُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ كانَ یوقِظُ أَهْلَهُ لَیلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ وَ كانَ یرُشُّ وُجُوهَ النِّیامِ بِالْماءِ فی تِلْكَ اللَّیلَةِ؛ (4) رسول خدا صلی الله علیه و آله [این چنین] بود كه رخت خواب خویش را جمع می‌كرد و كمربند [همّت برای عبادت] را در دهه آخر از ماه رمضان محكم می‌بست و همیشه این گونه بود كه اهل و عیالش را در شب بیست و سوم بیدار نگه می‌داشت و بر روی خواب رفتگان در آن شب آب می‌پاشید [تا از درك شب قدر، و درك شب زنده داری محروم نشوند] .»
حتی در شبهای بارندگی در حالی كه مسجد مدینه سقف نداشت، عبادت و شب زنده داری را ترك نمی‌كرد و دیگران را با رفتار خویش وا می‌داشت كه در همان گل و باران بیدار باشند و نماز گزارند. (5)


2. امام علی علیه السلام نیز در طول سال، شب هنگام آن گاه كه شب پرده‌های تاریكی را انداخته بود، بیدار می‌شد و مشغول عبادت و شب زنده داری می‌گشت. (6) اما در شبهای قدر حال ویژه‌ای داشت و در بدترین وضعی كه مسجد مدینه را آب و گل فرا گرفته بود، مشغول عبادت و شب زنده داری می‌شد و به ویژه در شب قدر آخر عمر خویش، حال فوق العاده عجیبی داشت كه بعدا به آن اشاره می‌شود.


3. فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز آن قدر عبادت می‌كرد كه امام حسن علیه السلام می‌فرماید: «ما كانَ فِی الدُّنْیا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ علیهاالسلام، كانَتْ تَقُومُ حَتّی تَوَرَّمَ قَدَماها؛(7) عابدتر از فاطمه علیهاالسلام در دنیا نبود؛ همیشه این گونه بود كه آن قدر به عبادت می‌ایستاد كه پاهای [مباركش [ورم می‌كرد.»
علت نام گذاری او به «زهرا» نیز این است كه شبها نور عبادت و شب بیداری او به سوی آسمان می‌تابید (8) و امّا در شب قدر، حال به خصوصی داشت، نه تنها بیدار بود كه بچه‌ها و فرزندان خویش را نیز وادار می‌كرد كه شب بیدار باشند؛ چنان كه در روایتی می‌خوانیم: «وَ كانَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام لا تَدَعُ اَحَدا مِنْ اَهْلِها ینامُ تِلْكَ اللَّیلَةَ وَ تُداویهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَیرَها؛ (9) روش فاطمه علیهاالسلام این بود كه هیچ فردی از خانواده خویش را نمی‌گذاشت در آن شب (بیست و سوم) بخوابد و [مشكل خواب] آنها را با كمی غذا و آمادگی در روز درمان می‌نمود و می‌فرمود: محروم است كسی كه از خیر [و بركت] آن شب محروم شود.»


4. امام باقر علیه السلام فرمود: «هر كس شب قدر را احیا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را می‌آمرزد.» (10) و شیخ عباس قمی نقل كرده كه «امام باقر علیه السلام در شب بیست و یكم و بیست و سوم تا نیمه شب دعا می‌خواند و آن گاه به نماز می‌پرداخت.» (11)


5. امام هفتم علیه السلام نیز اهل شب زنده داری و عبادت در طول سال بود. در زیارت نامه آن حضرت می‌خوانیم: «او شبها تا سحر بیدار بود، و طلب آمرزش می‌كرد و همدوش سجده‌های طولانی، چشم گریان و اشكبار، و مناجات بسیار و زاریهای پیوسته و پی درپی بود.» (12) وقتی حضرت در غیر رمضان چنان باشد، حالِ آن حضرت در شب قدر برای ما قابل توصیف نخواهد بود.
او نه تنها خود شب زنده داری و عبادت داشت كه به دیگران نیز می‌فرمود: «مَنِ اغْتَسَلَ لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْیاها اِلی طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ؛ (13) كسی كه در شب قدر غسل كرده و تا سپیده صبح شب زنده داری كند، گناهانش آمرزیده می‌شود.»


6. امام حسن عسكری علیه السلام نیز چون پدران خود، اهل مناجاتهای طولانی و شب زنده داری در طول سال و مخصوصا در شب قدر بود. (14) و به شیعیان خود نیز این اعمال را اكیدا سفارش می‌كرد.
از جمله، می‌فرمود:«فَلا یفُوتُكَ إِحْیاءُ لَیلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ؛ (15) پس بیداری در شب بیست و سوم را از دست نده!»


ب. حضور در مسجد

از مسائلی كه معصومان علیهم السلام نسبت به آن حساسیت ویژه نشان داده اند، حضور در مسجد، در شب قدر است. قبلاً اشاره شد كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله حتی در شبهای بارانی و گل بودن مسجد مدینه، حضور در آن را در شبهای قدر ترك نمی‌كرد. از آن بالاتر، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در دهه سوم ماه مبارك رمضان، شب و روز در مسجد معتكف بود. (این همان سنّت حسنه‌ای است كه در سالهای اخیر در بسیاری از شهرها، از جمله «قم» در ایام ماه رجب ـ سیزدهم تا پانزدهم - زنده شده است و باید دانست كه بهترین زمان برای اعتكاف، ماه مبارك رمضان است.)
امام علی علیه السلام در این زمینه می‌فرماید: «فَلَمْ یزَلْ یعْتَكِفُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتّی تَوَفّاهُ اللّهُ؛ (16) پس [پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله] همیشه در دهه آخر ماه رمضان در حال اعتكاف بود تا آن وقت كه خداوند او را گرفت.»
یحیی بن رزین نقل نموده كه «كانَ اَبُو عَبْدِ اللّهِ مَریضا مُدْنِفا فَأَمَرَ فَأُخْرِجَ اِلی مَسْجِدِ رَسُولِ اللّهِ فَكانَ فیهِ حَتّی أَصْبَحَ لَیلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ؛ (17) امام صادق علیه السلام بیماری شدیدی داشت، دستور داد او را به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله [با همان حال] ببرند. پس حضرت تا صبح شب بیست و سوم ماه رمضان در آنجا باقی ماند.»
موارد فوق نشان می‌دهد كه حضور در مساجد، در شبهای با عظمت قدر خصوصیتی دارد كه باید بدان توجه شود. و پیروان اهل بیت علیهم السلام شایسته است كه به خوبی از مساجد استقبال نمایند.


ج. مراسم قرآن سرگرفتن

یكی دیگر از اعمال شب قدر كه در سیره معصومان دیده می‌شود و بحمد اللّه، در جامعه تشیع به خوبی جای خود را یافته است، مراسم قرآن سرگرفتن است. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «برای سه شب قرآن كریم را مقابل خود قرار دهید و آن را بگشایید و بخوانید: «اَللّهُمَّ اِنّی أَسْئَلُكَ...» (18)


د. برپایی نماز جماعت
از عباداتی كه سخت در اسلام بر آن سفارش شده، مخصوصا در ماه مبارك رمضان، برپایی نماز جماعت است. انس بن مالك از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل كرده كه فرمودند: «مَنْ صَلّی مِنْ اَوَّلِ شَهْرِ رَمَضانَ اِلی آخِرِه فی جَماعَةٍ فَقَدْ اَخَذَ بِحَظٍّ مِنْ لَیلَةِ الْقَدْرِ؛ (19) كسی كه از اوّل تا آخر ماه رمضان در نماز جماعت حاضر شود، بهره‌ای از شب قدر گرفته است.» و امام صادق علیه السلام نیز نماز صبح را به جماعت برگزار می‌نمود، و بعد از آن تا مدّتی مشغول تعقیبات می‌شد. (20)
موارد فوق نشانگر اهمیت نماز جماعت در شبهای قدر است كه متأسفانه برخی مساجد ما در این زمان، نماز جماعت صبح را برپا نمی‌دارند و آنهایی هم كه جماعت دارند، صبح شب قدر نماز جماعت را تعطیل می‌كنند و بعد از مراسم قرآن سرگرفتن، همه به منازل خویش می‌روند كه گاه باعث فوت نماز صبح می‌شود.
ولی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و یاران او و دیگر معصومان علیهم السلام در سخت‌ترین شرائط نماز جماعت شب قدر را ترك نمی‌كردند. حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «شب بیست و سوم در عین حالی كه باران شدیدی آمده بود و مسجد مدینه را گل و آب فرا گرفته بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به نماز وامی داشت.» آن گاه فرمود: «فَصَلّی بِنا رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله وَ إِنَّ أَرْنَبَةَ اَنْفِهِ لَفِی الطّینِ؛ (21) پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با ما نماز [جماعت] خواند، در حالی كه نوك بینی حضرت در گل [فرو رفته [بود.»


ه. افطاری دادن و اطعام نمودن

از اعمالی كه در ماه مبارك رمضان مورد تأكید قرار گرفته، افطاری دادن به دیگران است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در خطبه معروف شعبانیه می‌فرماید:«مردم بیدار باشید! كسی كه از شما به روزه دار مؤمن در این ماه افطاری دهد، پاداش آزاد نمودن یك برده و بخشش گناهان گذشته را همراه دارد. عرض شد:‌ای رسول خدا! ما توان افطاری دادن نداریم. حضرت فرمود: بترسید از آتش! ولو با دادن نصف دانه خرما و از آتش بپرهیزید! گر چه با دادن شربت آب باشد.» (22)
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله از كسانی بود كه هر چه به دیگران می‌فرمود، خود بیش از دیگران بدان عمل می‌نمود و در این مورد نیز چنین است. «ابو شیخ ابن حیان» از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود: «مَنْ فَطَرَ صائِما فی شَهْرِ رَمَضانَ مِنْ كَسْبٍ حَلالٍ صَلَّتْ عَلَیهِ الْمَلائِكَةُ لَیالِی رَمَضانَ كُلَّها وَ صافَحَهُ جَبْرائیلُ لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ مَنْ صافَحَهُ جَبْرائیلُ یرِقُّ قَلْبُهُ وَ تَكْثُرُ دُمُوعُهُ...؛ (23) كسی كه با مالی كه از راه حلال به دست آورده در ماه رمضان روزه داری را افطاری دهد، در تمام شبهای رمضان فرشتگان بر او درود می‌فرستند و جبرئیل در شب قدر با وی مصافحه می‌كند و هر كس جبرئیل با او مصافحه كند، قلبش نرم و اشك چشمش زیاد شود.»
امام علی علیه السلام نیز در شبهای مبارك رمضان و شبهای قدر به مردم اطعام می‌كرد و آنها را موعظه می‌نمود؛ چنان كه در روایتی می‌خوانیم: «كانَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ علیه السلام یعُشُّ النّاسَ فی شَهْرِ رَمَضانَ بِاللَّحْمِ وَ لا یتَعَشّی مَعَهُمْ فَإِذا فَرِغُوا خَطَبَهُمْ وَ وَعَظَهُمْ... وَ قالَ فی خُطْبَتِهِ إِعْلَمُوا أَنَّ مِلاكَ اَمْرِكُمُ الدّینُ وَ عِصْمَتَكُمُ التَّقْوی وَ زینَتَكُمُ الاْءَدَبُ وَ حُصُونُ اَعْراضِكُمُ الْحِلْمُ؛ (24) همیشه علی بن ابی طالب علیهماالسلام شام [و افطاری تهیه شده] از گوشت را به مردم در ماه رمضان می‌داد، ولی خود از آن [گوشت] استفاده نمی‌كرد. پس هنگامی كه [از خوردن شام] فارغ می‌شدند، برای آنها خطبه می‌خواند و آنها را موعظه می‌نمود... و در خطبه‌اش فرمود: بدانید ملاك امر [و كارهای] شما دین است و نگه دارنده شما تقوا، و زینت شما ادب، و دژهای [نگه دارنده] آبروی شما حلم است.»
و امام زین العابدین علیه السلام نیز در طول ماه مبارك رمضان در راه خدا انفاق می‌كرد و صدقه می‌داد؛ چنان كه در حدیثی می‌خوانیم:«كانَ إِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضانَ تَصَدَّقَ فی كُلِّ یوْمٍ بِدِرْهَمٍ فَیقُولُ: لَعَلّی اُصیبُ لَیلَةَ الْقَدْرِ؛ (25) (امام سجاد علیه السلام) روشش این بود كه هر روز از ماه [مبارك] رمضان درهمی صدقه می‌داد و آن گاه می‌فرمود: شاید [با این كار صدقه] شب قدر را دریابم.»
و امام صادق علیه السلام فرمود: «جدّم امام زین العابدین علیه السلام روزی كه روزه می‌گرفت، دستور می‌داد گوسفندی ذبح كنند و آن را تكه تكه نموده، بپزند. هنگام افطار كه نزدیك می‌شد، حضرت به دیگها سر می‌زد تا بوی آنها را استشمام كند، در حالی كه روزه دار بود. سپس دستور می‌داد ظرفها را پر كنند و یكی یكی به در خانه افراد [فقیر] ببرند تا آنجا كه غذا تمام می‌شد. آن گاه خود با نان و خرما افطار می‌نمود.» (26)
و همچنین امام صادق علیه السلام نیز شب در خانه فقرا می‌رفت و به آنها نان و خرما می‌داد و سفارش می‌فرمود: «در ماه رمضان به مردم افطاری بدهید.» (27)
حسن ختام بحث را حالات علی علیه السلام در رمضان آخر و به ویژه در شب نوزدهم قرار می‌دهیم؛ چون هم تقارن شب قدر با ضربت خوردن و شهادت مولا این را اقتضا می‌كند، و هم نكاتی قابل عبرت ما را بر آن می‌دارد كه این بخش را به صورت مستقل، منتها به صورت گذرا و اشاره بیان نماییم.

گزارشی از آخرین شب قدر امیرمؤمنان، علی علیه السلام

علی علیه السلام در رمضان آخر عمر خویش حال عجیبی داشت و هر شبی را در یك جا میهمان بود. غذا كم میل می‌فرمود و...
ابن حجر چنین می‌گوید: «هنگامی كه رمضان [آخر عمر حضرت] فرا رسید، هر شب در منزل یكی از بستگان افطار می‌كرد؛ شبی در منزل حسن علیه السلام، شبی در منزل حسین علیه السلام و شبی نزد عبد اللّه بن جعفر [شوهر دخترش زینب [، و بیش از سه لقمه غذا نمی‌خورد، «وَ یقُولُ: اُحِبُّ اَنْ اَلْقِی اللّهَ وَ اَنَا خِمْصٌ؛ و می‌فرمود: دوست دارم خدا را [با شكم] گرسنه ملاقات كنم.» (28)
در شب نوزدهم منزل دخترش،‌ام كلثوم میهمان بود كه غذای سفره آن را دو قرص نان جُو و مقداری شیر و نمك تشكیل می‌داد. حضرت با نان و نمك افطار نمود و بیش از سه لقمه میل نكرد و فرمود: دوست دارم خدایم را گرسنه ملاقات كنم.
در آن شب حضرت سوره یآس می‌خواند و مرتب به آسمان نگاه می‌كرد و می‌فرمود: «امشب، همان شبی است كه به من وعده دیدار داده شده است.» (29)
استاد مطهری رحمه الله می‌گوید: «علی در آن شب، انتظاری داشت و گاهی به آسمان نگاه می‌كرد و می‌گفت كه حبیبم به من خبر داده است و او راست گفته و هرگز دروغ نمی‌گوید... بچه‌ها تا پاسی از شب در خدمت علی علیه السلام بودند. امام حسن علیه السلام به منزل خود رفت، هنوز صبح طلوع نكرده بود، نزد بابا برگشت و مستقیم به مصلّای پدر رفت. حضرت به فرزندش فرمود: پسر جان! دیشب لحظه‌ای خوابم برد، یك دفعه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را در عالم رؤیا دیدم. عرض كردم: یا رسول اللّه! من از دست این امّت چه خون دلها خوردم. حضرت فرمودند: نفرین كن! من هم نفرین كردم كه خداوند من را از آنها بگیرد.» (30)
الهی مردم از من سیر و من هم سیرم از مردم// نما راحت مرا ‌ای خالق ارض و سما امشب
علی علیه السلام هیجان عجیبی داشت. خود می‌گوید: هر كاری كردم، راز مطلب را نفهمیدم؛ «مازِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَكْنُونِ هذَا الاْءَمْرِ وَ اَبَی اللّهُ اِلاّ اَخْفاهُ؛ (31) خیلی تلاش كردم كه سرّ و باطن این امر را به دست بیاورم، ولی خدا اِبا كرد، جز اینكه آن را پنهان كرد.»
آن گاه رهسپار مسجد شد. چند ركعت نماز گذارد. سپس بالای مأذنه رفت تا اذان بگوید.

وقتی از بالای مأذنه پایین می‌آمد، می‌فرمود:
«خَلُّوا سَبیلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجاهِدِ فِی اللّهِ لا یعْبُدُ غَیرَ الْواحِدِ
یعنی باز كنید راه مؤمن رزمنده در راه خدا را كه [افتخارش این است كه] غیر از [خدای] واحد را نپرستیده است.»
آن گاه به مسجد بازگشت و مشغول نماز شد و سر از سجده برداشت كه شمشیر زهراگین فرقش را شكافت. در این حال، فرمود: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ... هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ؛ (32) به نام خدا و به یاری خدا و بر دین رسول خدا. قسم به پروردگار كعبه كه رستگار شدم... این [شهادت [چیزی بود كه خدا و رسولش به ما وعده داده بودند.»
شب وصل است و خوش قرآن ناطق//نیایش می‌كند تا صبح صادق
سر شب تا سحر او ناله كرده//به یك شب طی رهی صد ساله كرده
لبانش می‌خورد آهسته بر هم//كه گویا عرش و فرش گردیده در هم

پی نوشت :

1) ر. ك: بحار الانوار، ج 94، ص 80.
2) كنز العمّال، علی متقی هندی، مؤسسة الرسالة، ج 8، ص 534.
3) بحار الانوار، ج 95، ص 145.
4) همان، ج 95، ص 10.
5) همان، ص 10.
6) همان، ج 41، ص 21.
7) همان، ج 43، ص 76.
8) همان، ص 12.
9) بحار الانوار، ج 94، ص 10؛ مستدرك الوسائل، ج 7، ص 470.
10) وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.
11) مفاتیح الجنان، اعمال شب 21، ص 425.
12) مفاتیح الجنان، ص 720.
13) بحار الانوار، ج 80، ص 128.
14) ر. ك: مصباح المتهجد، ص 227؛ نهج الدعوات، ص 277.
15) وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.
16) بحار الانوار، ج 94، ص 7.
17) همان، ص 4، ذیل روایت 4.
18) همان، ح 5 و ر. ك: مفاتیح الجنان، ص 224.
19) كنز العُمّال، ج 8، ص 545، ح 24090.
20) وسائل الشیعة، ج 7، ص 260.
21) بحار الانوار، ج 95، ص 10.
22) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص 230.
23) الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 95، ح 14.
24) سفینة البحار، ج 1، ص 703.
25) بحار الانوار، ج 95، ص 82.
26) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 134.
27) همان، ص 134.
28) انوار البهیة، شیخ عباس قمی، ص 31؛ صواعق ابن حجر، ص 80.
29) همان، ص 80؛ ر. ك: زندگی امیرالمؤمنین، رسولی محلّاتی، ج 2، ص 247.
30) نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 99؛ انسان كامل، مرتضی مطهری، ص 45.
31) منتهی الآمال، ج 1، ص 126؛ نهج البلاغة، خطبه 177.
32) نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 379؛ زندگانی امیرالمؤمنین، ج 2، ص 321؛ انسان كامل، مرتضی مطهری، ص 49.

حسین تربتی

منبع : موعود





نوع مطلب : در باب شب های قدر، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 تیر 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
از جمله وظایف مهم در این شب‎ها، تجدید عهد با ولی امر، حضرت بقیّة‎الله ‎(عجّل الله تعالی فرجه )و خواندن دعای معروف «اَللهم کُن لِوَلِیِّکَ...» می‎باشد؛ زیرا شب قدر به آن حضرت تعلّق خاص دارد .

به گزارش «شیعه نیوز»، آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید در نوشتاری به مناسبت شب های مبارک قدر با عنوان «شب قدر؛ مبدأ تاریخ کمال بشریت» آورده است :

شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطْلَع خیرات و سعادات، و هنگام نزول برکات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ کمال واقعی انسان‎هاست شبی که اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و بامداد نیک‎بختی او طلوع نمی‎کرد و از بند اسارت اقویا و استعمارگران آزاد نمی‎گشت. شب قدر، لیله مبارکه، شب آزادی بشر و اعلان حقوق انسان و حکومت عدالت و دادگستری است. شبی که برای ملّت‎های غفلت زده، ناآگاه و آلوده به فساد و تباهی و گمراهی، صبح هدایت و بیداری و آگاهی و رستگاری گشت و بزرگ‎ترین و گرامی‎ترین کتب آسمانی ـ ‎که الی الابد و جاودان، راهنمای بشر و ضامن سعادت است ـ نازل شد و با اشراق ملکوتی، جهان را از ظلمت شرک و ثنویّتِ مجوس، تثلیث ترسا، خرافات یهود و بت‎پرستی و... به روشنایی توحید و پرستش خدای یگانه راهبر شد.

اگر شب قدر نبود چه می شد؟

اگر این شب نبود، تمدّن عظیم اسلامی با آن همه ارزش‎ها و علوم معارف، اخلاقیّات، عرفان، فقه و... شخصیّت‎های والای پرورش یافته در دامن آن نیز وجود نداشت.

مدارجی که بشر پس از نزول قرآن طی کرده و به منازل و معارجی که پس از این می‎رسد، همه از برکات این شب و هدایت قرآن است.

برای این که تأثیر این شب عزیز در پیشرفت اهداف انسانی و ترقّی جامعه بشری آشکار شود، موفقیّت‎های بزرگ و حرکت‎ها و جهش‎هایی را که تحت تأثیر تعالیم آزادی بخش قرآن در علم و صنعت و تمدّن در طول چهارده قرن، نصیب انسان شده است‎ در نظر بگیریم و با زندگی کم تحرّک و خاموش و کم نور پیش از آن مقایسه کنیم تا معلوم شود چگونه جنبش و نهضت اسلام و قیام مسلمین و رسالت پیامبر بزرگ خدا محمّد بن عبدالله ‎صلّی‎الله علیه وآله ‎مبدأ اصلاحات، جنبش‎ها و انقلابات آزادی خواهانه و مترقّی گردید و کاروان بشریّت را با سرعت و شتاب روزافزون، هر چه بیشتر به پیش برد و این آدمی‎زاد را که صدها قرن بود با کندی و سستی و ناتوانی گام بر می‎داشت، در ظرف چهارده قرن به کجا رسانید و دامنه فکر و اندیشه او را از حدود زمین و ماه و کرات در گذرانید.

آری، قرآن افکار را دگرگون کرده و شخصیّت انسان را محترم شمرد و حقوق بشر را با صراحت اعلام کرد و پرستش افراد را محکوم کرده و قدرت‎های شخصی را در هم شکست و هیأت حاکمه را محدود و از آن تجمّلات، تبذیرها، امتیازات و حیف و میل بیت المال و غارت دست‎رنج مردم باز داشت و برای همه، حقوق مدنی متساوی قرار داد.

پس، شب قدر از فرصت‎های بسیار ارزنده و مغتنم است و ما باید این شب را برای تفکّر در اوضاع اسلامی و توجّه بیشتر به تعالیم قرآن مجید غنیمت بدانیم و به مقدار ارتباط خود با قرآن و احکام آن، کاملاً رسیدگی کنیم.

باید از لیالی متبرّکه «احیاء» ـ ‎که در فضیلت آن و شب زنده‎داری و عبادت در آن در کتب دعا و حدیث، اخبار بسیار وارد شده‎ ـ استفاده کنیم. شب‌های قدر شب‌هایی است که هر شخصی در آن به در خانه خدا برود، به سعادت حضور معنوی و لذّت تقرّب نایل می‎شود.

قرآن، شب قدر را «لیلة مبارکة» خوانده و در شأن آن یک سوره نازل شده و شرافت آن شب، از هزار ماه بیشتر است. هر چند در تعیین شب قدر اختلاف است، ولی قول معتمد و محقّق ـ ‎که از روایات معتبره گرفته شده ـ این است که از شب «نوزدهم» و «بیست و یکم» و «بیست و سوّم» ماه رمضان بیرون نیست و به احتمال قوی ـ ‎که برخی از احادیث هم مثل «روایت جهنی» مؤیّد آن است ـ شب قدر، شب بیست و سوم است و از برخی اخبار دیگر استفاده می‎شود که هر یک از این سه شب «شب قدر» است.

حکمت پنهان ماندن شب قدر

به هر حال اگر به طور یقین، شب قدر معلوم نشود، نهان بودن آن متضمّن حکمت و مصلحتی بوده و ممکن است آن مصلحت این باشد که مسلمانان تمام شب‎های این ماه، یا لااقل این سه شب را در عبادت و پرستش خدای تعالی و تلاوت قرآن و آموختن معارف، حقایق و تعالیم آن، بیشتر اهتمام نمایند و سراسر ماه را «ماه قرآن» قرار دهند و در شب‎های «نوزدهم» و «بیست و یکم» و «بیست و سوّم»، در توبه و استغفار و اصلاح احوال و خواندن قرآن و دعا، جدّ و جحد بلیغ نمایند و تا صبح بیدار باشند.

 

نکته دیگری که در پنهان ماندن شب قدر به نظر می‎رسد، این است که اگر این شب با این همه قدر و منزلت، مشخّص و شناخته شود، بسیاری از مردم به عبادت در آن اکتفا کرده و از فیض توجّه و دعا در سایر شب‎ها باز می‎مانند و بسا که سبب غرور یا عجز بعضی شود؛ در حالی که چون پنهان و نامشخّص است، مؤمنان در تمام شب‌هایی که طرفِ احتمال است به ذکر الهی و توبه اشتغال می‌ورزند و از برکات و ثواب‎های بیشتری مستفیض شده و به واسطه تمرین زیادتر، ملکات فاضله در آن‎ها راسخ‎تر می‎شود.

از جمله وظایف مهم در این شب‎ها، تجدید عهد با ولی امر، حضرت بقیّة‎الله ‎عجّل الله تعالی فرجه‎ و خواندن دعای معروف: «اَللهم کُن لِوَلِیِّکَ...» می‎باشد؛ زیرا شب قدر به آن حضرت تعلّق خاص دارد و در آن شب ملایکه بر آن بزرگوار نازل می‎شوند و تمسّک به قرآن و عترت و کتاب مبین و امام مبین هم اقتضا دارد که در شب قدر، مؤمنان به ثقلین قرآن مجید و آخرین امامِ عدالت‎گستر و بقیه عترت هادیّه و مصداق حقیقی «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبَادِنَا»؛ یعنی به حضرت حجّة بن الحسن العسکری ‎روحی و ارواح العالمین له الفدا تمسّک نموده و بدانند که به تصریح اخبار متواترة ثقلین، امن و نجات از ضلالت و گمراهی، فقط در سایه تمسّک به قرآن و عترت حاصل می‎شود و برای نجات از این همه انحرافات و سرگردانی‎های گوناگون، راهی جز توسّل و تمسّک به هدایت «قرآن و عترت» نیست.

منبع: جام




نوع مطلب : آیت الله صافی گلپایگانی، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گفتاری از حجت الاسلام و المسلمین میرباقری با موضوع حقیقت شب قدر/
چرا وجود گرامی حضرت زهرا سلام الله علیها، حقیقت شب قدر است؟/ شب قدر، عطای مخصوص به نبی اکرم(ص) در ولایت و هدایت آفرینش

گروه معارف رجانیوز- متنی که در ادامه می آید سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین استاد سید محمدمهدی میرباقری با موضوع فضیلت و حقیقت شب قدر می باشد که در  سال 1383 ایراد شده است. 

مقدمه

یكی از بشارت‌های عظیمی كه خداوند متعال در قرآن مجید به نبیّ مكرّم اسلام(ص) و هم‌چنین، به بركت آن وجود مقدس به امّت ایشان داده، بشارت شب قدر است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ(1) وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْر(2)». این سوره در مورد شب قدر سخن می‌گوید نه در مورد قرآن؛ به همین دلیل، به سرعت از نزول قرآن عبور می‌كند و می‌‌فرماید: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ(3) تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ(4) سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ(5)»؛ یعنی این شبی است كه از هزار ماه بهتر است.

شب قدر، موهبت الهی در برابر  عمر طولانی امم گذشته

طبیعی است برای امّت نبی اكرم(ص) بشارت بزرگی در این سوره‌ی مباركه وجود دارد و آن این‌که به شفاعت پیامبر(ص)، راه امت ایشان به اندازه‌ای كوتاه شده كه می‌توانند راه طولانیِ امم گذشته را در یك شب بپیمایند. آن‌گونه که از ظاهر روایات برداشت می‌شود شب قدر در امم گذشته وجود نداشته، ولی به شفاعت پیامبر(ص)، راه امت او كوتاه شده است.

در روایت آمده كه اگر عمر امّت پیامبر(ص) نیز كوتاه است به همین دلیل است چون زندگی در این دنیا هیچ موضوعیتی ندارد و دنیا معبر انسان‌ها است؛ «أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما یَتَذَكَّرُ فیهِ مَنْ تَذَكَّر»[1].(آیا شما را به اندازه ‏اى كه هر كس که اهل تذكّر است در آن متذكّر می شود عمر ندادیم؟) در حقیقت به اندازه‌ای كه برای رشد انسان لازم است به او عمر می‌دهند.

در روایت نورانی كه مرحوم فیض در كتاب شریف صافی در مورد سوره‌ی قدر نقل كرده آمده است كه در محضر وجود مقدس رسول الله(ص)، درباره‌ی امم گذشته صحبت می‌شد. در این میان، نام فردی از بنی اسرائیل به میان آمد كه بیش از هزار ماه در راه خدا شمشیر به دوش كشیده و در جبهه‌های جنگ مبارزه كرده بود و از بركت جهاد فی سبیل الله، بیش از هزار ماه برخوردار شده بود؛ «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِه»[2]. پیامبر(ص) از شنیدن این سخن و از این‌که انسانی بتواند بیش از هزار ماه در راه خدا مجاهده كند بسیار شگفت‌زده شد. سپس از خداوند متعال پرسیدند كه خدایا در برابر این عمر طولانی كه به امم گذشته عطا كردی آن‌ها كه موفق به این عبادات طولانی می‌شدند، به امّت من چه عطا كرده‌ای؟ آن‌گاه خداوند متعال سوره‌ی قدر را بر وجود مقدس رسول الله(ص) نازل كرد؛ یعنی ما به بركت شما به امت شما شب قدر را دادیم و با وجود آن دیگر به آن درنگ و توقّف طولانی در این دنیا نیازی نیست؛ به بیان دیگر با آمدنِ حضرت، راه بسیار كوتاه شد و با درك این فضیلت می‌توان همه‌ی آن راه‌های طولانی را پشت سر گذاشت.

شب قدر، عطای مخصوص به نبی اکرم صلی الله علیه وآله در ولایت و هدایت آفرینش

نكته‌ی دیگری كه در مورد شب قدر از روایات نورانی اهل بیت علیهم السلام برداشت می‌شود، این است كه شب قدر یك عطای مخصوص به خود نبی اكرم(ص) برای به انجام رساندن رسالت‌شان است. یعنی برای این‌كه حضرت در اهدافشان -که بردن همه‌ی عالم به سوی خدا و شفاعت همه‌ی انبیا و اولیا است- به نتیجه برسند به ایشان عطا شده است. رسالت پیامبر(ص) دست‌گیری از همه است و هر كسی به خدا می‌رسد به واسطه‌ی نبوّت مطلقه‌ی نبی اكرم(ص) است. حتی نبوّت انبیای گذشته هم - آن‌چنان كه در روایات نیز آمده است- از فروع نبوّت نبی اكرم(ص) و شعبه‌ای از شعب این نورانیّتی است كه به حضرت داده شده است.

همه‌ی این هدایت‌ها به حضرت برمی‌گردد و همان‌گونه که گفتیم آنچه برای به مقصد رسیدن این رسالت و رفع موانع به پیامبر(ص) عطا شده، شب قدر است. در صافی شریف نقل شده كه روزی پیامبر(ص) در خواب دیدند كه بنی امیه بر منبر ایشان بالا رفتند و مردم را رو به عقب برگرداندند، دوباره جان‌ها را متوجه دنیا کردند و جاهلیت را در شكل جدیدی از نو برگردانند. پیامبر(ص) وقتی از خواب برخاستند، اندوهگین شدند؛ چون خواب ایشان به منزله‌ی وحی است. در این هنگام جبرئیل به ایشان عرض كرد یا رسول الله چرا نگران هستید؟ پیامبر(ص) فرمودند چنین خوابی دیدم. جبرئیل گفت من از ماجرا بی‌خبرم باید بروم و از خداوند متعال خبر بیاورم. جبرئیل رفت و برگشت و سوره‌ی قدر و تعداد دیگری از آیات قرآن را برای پیامبر با خود آورد. بنابراین یكی از شأن نزول‌های سوره‌ی قدر این ماجرا است.

خدای متعال به پیامبر(ص) می‌فرماید درست است كه ما یك دولت طولانی و هزار ماهه به بنی‌امیه دادیم و به آن‌ها اجازه دادیم كه بر منصب تو بنشینند و خلافت كنند، ولی نگران نباش، آن‌چه به تو عطا كردیم از همه‌ی آن‌ها بهتر است. كار تو این است كه مردم را به سوی خدا دعوت نمایی؛ ولی شأن آن‌ها این است كه مردم را به سمت دنیا برگردانند، به آنها مهلت می‌دهیم ولی به تو چیزی عطا كرده‌ایم كه با دادن این سرمایه به تو همه‌ی آن دولت‌های ناپایدار، جبران می شود، و آن چیزی نیست به جز «خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»؛ یعنی از دولت هزار ماهه‌ی بنی امیه، بنی تیم و عدی -كه همه‌ی فتنه‌ها زیر سر آن­­ها بود- طولانی‌تر است.

حضرت زهرا سلام الله علیها، حقیقت شب قدر

در بحارالانوار از تفسیر فرات ابن ابراهیم آمده است كه امام صادق علیه السلام فرمودند: «اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ»[۳] ؛ به این معنا که ‌لیله القدر یعنی وجود مقدس فاطمه‏ زهرا سلام الله علیها. سپس فرمودند: كه «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ»، یعنی اگر كسی بتواند به حقیقت معرفت فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها راه پیدا كند، به شب قدر راه پیدا كرده است. روشن است كه مقصود از این معرفت، معرفت به مقام نورانیّت است. این معرفت معمولی راه­گشا نیست. حقیقت راه­یابی به شب قدر، راه یافتن به مقام ولایت خداوند متعال و معرفت به مقام نورانیّت اولیای الهی است، كه این معرفت عین معرفت خداوند متعال است: «مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّة»[4]. اگر كسی بتواند راه به آستانه‌ی رفیع فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها پیدا كند و نورانیت حضرت در دل او تجلی كند، برابر با شب قدر است؛ یعنی همه‌ی این راه­های طولانی با دست­یابی به این معرفت پیموده می‌شود، چون هدف چیزی نیست به جز قرب، عبودیت و معرفت. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون»[5]. در روایات آورده است: «إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوه»[6]؛ یعنی هدف، معرفت الله است. این معرفت نیز بر طریق حجّت و استدلال نیست، چراكه حجت برای فراعنه‌ی تاریخ نیز تمام می ­شود. حجت بر دشمنان نیز تمام می‌شود. درحالیکه اینها عارف به خدا نیستند. معرفت، آن معرفت حقیقی و معرفت واقعیِ خداوند متعال است. به بیان دیگر، معرفت مقام نورانیّت است. بنابراین چیزی كه باید به آن راه یافت و همه‌‌ی این عمر برای رسیدن به آن است، معرفت خداوند متعال است و این معرفت فقط از راه معرفت انوار ائمه‌ی معصومین علیهم السلام ایجاد می شود و وجود صدیقه‌ی طاهره سلام الله علیها. به گونه‌ای این نور را در عالم تجلی داده كه راه معرفت خداوند متعال و معرفت این انوار الهی را آسان كرده است.

ابتلائات حضرت زهرا سلام الله علیها، عامل افشای جبهه نفاق

مقاومتی كه حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در مقابل دستگاه باطل كردند، راه رسیدن به مقام نورانیّت و معرفت را بر همه‌ی امت كوتاه كرده است؛ آن چنان که اگر رسالت پیامبر(ص) هدایت همه‌ی امت به سمت خداوند متعال بود، آن كسی كه جبران همه‌ی موانع و تاریكی‌ها و ظلمت‌ها را كرده و جلوی دشمنان حضرت ایستاد، فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها بود. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ(112) وَ لِتَصْغى‏ إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِیَرْضَوْهُ وَ لِیَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُون»[7]. (اینچنین در برابر هر پیامبرى، دشمنى از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سرى سخنان فریبنده و بى ‏اساس(براى اغفال مردم) به یكدیگر مى ‏گفتند؛ و اگر پروردگارت مى ‏خواست، چنین نمى‏ كردند؛ (و مى ‏توانست جلو آنها را بگیرد؛ ولى اجبار سودى ندارد.) بنابراین، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار! (112) نتیجه این خواهد شد كه دلهاى منكران قیامت، به آنها متمایل گردد؛ و به آن راضى شوند؛ و هر گناهى كه بخواهند، انجام دهند)

خداوند متعال در مقابل هر پیامبری یك دشمنی قرار داده است. این دشمن یك هماورد نیز هست؛ بنابراین آن شیاطین جنی و انسی كه در مقابل وجود مقدس نبی اكرم(ص) شیطنت و إغواگری می‌كنند، رئیس همه‌ی شیاطین و سرآمد و محور همه هستند. در روایات ما از این شیاطین نام برده شده است. در بعضی از روایات نام شیاطینی كه با انبیای اولوالعزم گذشته درگیر بودند آورده شده است. در مورد پیامبر(ص) نیز شیاطینی ذکر شده اند كه دشمنان خاص نبی اكرم (ص) هستند و با حضرت دشمنی می‌كنند.

در مقابل این دولت و در مقابل اجازه ­ای كه به این دشمنان داده شده تا اغواگری کرده و تاریخ را ظلمانی كنند (به تعبیر آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام، نتیجه‌ی دولت آن­ها ظلمت تاریخی است «وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها» -و قسم به شب، آن هنگام که زمین را بپوشانند- در روایات به دولت آن­ها تفسیر شده است[8]. [9]) خداوند متعال نور وجود مقدس فاطمه­ زهرا سلام الله علیها را به پیامبر(ص) عطا کرده است. ایشان حقیقت آن لیله القدری است كه خداوند متعال به وجود مقدّس رسول الله (ص) عطا كرده و راه ایشان را در دعوت به سوی خدای متعال كوتاه كرده و موانع و دشمنی‌ها با ایشان دفع شده است؛ سرآغاز درگیری با جبهه‌ی باطل و جبهه‌ی نفاق بعد از رسول الله(ص)، وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

امیرالمؤمنین علیه السلام مأمور به صبر هستند؛ شیعیان اندکی هم كه گرد حضرت باقی ماندند مأمور به صبر هستند چون رفتن آن­ها در این شرایط فایده ندارد. آن كسی كه مقاومت و مقابله‌اش، مسیر تاریخ را روشن می‌كند و حجت را بر همه تمام می‌كند، فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها است؛ آن هم با آن مقاومت سنگین و عجیبی كه ایشان در این مدّت بسیار كوتاه داشتند؛ یعنی در یك دوره‌ی كوتاه 75 روزه و یا 95 روزه كاری كردند كه راه را بر یك جبهه‌ی تاریخی سد كردند و تمام تلاش دستگاه ابلیس را که محور شیطنت، استكبار و طغیان در مقابل خدا هستند، سد كردند. ایشان با این کار، عالم را نورانی كردند و هیچ انسان مؤمن و موحّدی نیست، مگر این­كه در پرتو این نور، به سوی نبی اكرم (ص) می­رود.

اگر این نور نبود، راه همه‌ی عوالم به سوی نبیّ خاتم(ص) و به سوی امیرالمؤمنین علیه السلام بسته می‌شد. هر كسی به سوی حضرت هدایت شده، از بستر فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها است؛ بنابراین آن كسانی كه چشم‌هایشان را به روی این دوره‌ی 75 تا 95 روزه­ی تاریخ می‌بندند و حوادث این مدت را نادیده می‌گیرند، در قدم اول از امیرالمؤمنین علیه السلام، در قدم دوم از نبی خاتم (ص) و در قدم سوم از خدا جدا می‌شوند و هیچ تردیدی در این مطلب نیست، تنها چراغی كه در دل این ظلماتی كه اولیای طاغوت در عالم ایجاد كردند می‌درخشد و عالم را روشن می‌كند، فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها است.

انوار ائمه ­ی معصومین علیهم السلام از این نور جلوه كرده و راهی به جز فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها به سوی آن انوار نیست. آن كسی كه مبارزه‌ی جدی صدیقه‌ی طاهره و مقاومت او را در مقابل ظلمانی كردن تاریخ نبیند، بی­ تردید ظلمت او را فرا می‌گیرد؛ بنابراین كسانی كه چشم­هایشان را بر این نور بستند، با تمام ادّعایی كه داشتند و با تمام عبادت و ریاضتی كه انجام دادند زمین‌گیر شدند و صفشان را از صف امیرالمؤمنین علیه السلام و رسول الله(ص) جدا كردند.

حضرت زهرا روز بعد از رحلت رسول الله (ص) خطبه‌ی غرّا و بی‌نظیری خواندند، اما حتی یك نفر از او حمایت نكرد. كاملاً آشكار است كه حق كدام سمت و باطل كدام سمت است. اگر با وجود این افشاگری­ها كسی چشمش را بر روی این چراغ بست پیداست در تاریكی می‌رود. کسانی که در این تاریکی رفته ­اند نزدیكان پیامبر بودند، با آن احادیث عجیبی كه در مورد آن­ها جعل شده، چگونه می شود كسی اشتباه نكند؟!. آخرین چیزی كه معتقد به آن هستند این است كه امیر المؤمنین علیه السلام با آنها نزاعی نداشته و این قبول امیرالمومنین علیه السلام نیست بلکه برابر با عداوت است.

همچنین فرمود در یك قلب دو محبّـت نمی‌گنجد؛ «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِه»[10]. یعنی نمی­توان ما و دشمنان ما را در یک قلب جمع کرد، بلكه باید صف خود را روشن كنیم. آن­هایی كه چشم‌هایشان را نسبت به صدیقه‌ی طاهره سلام الله علیها بستند، از حقیقت دین جدا شدند و آن­چه كه پذیرفتند یك پوسته و یك نفاق است و این همان كاری است كه دشمن انجام داده است. حقیقت و باطن دین ولایت ولیّ الله است. حقیقت دین، تجلّی ولایت خداست. اما عده­ ای نسبت به این حقیقت، چشم خود را می‌بندند. اصحاب سقیفه نیز چنین كردند باطن دین را از دین گرفتند و تنها یك پوسته برای دین باقی گذاشتند. «حسبنا كتاب الله» به همین معنا است. تأكید حضرت است كه: «إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»[11]؛ یعنی دین با ولی تمام می‌شود؛ باطن دین چیزی جز ولایت ولی الله نیست و حقیقت توحید از طریق تولّی و تبری حاصل می‌شود.

این مبارزه‌ای است كه همه‌ی حجت­هایش تمام شده است؛ از حمایت کردن تا مقاومت كردن در كوچه، تا خطبه‌ خواندن و تا جوانمرگ شدن حضرت و پنهان بودن قبر او همه آیاتی هستند كه صدیقه طاهره سلام الله علیها قرار دادند. حتی رحلت ایشان در سنین جوانی یك رحلت طبیعی نیست این رحلت، رحلتی است كه به درخواست خود حضرت و دعای او رخ داده است. در کتاب اصول كافی آمده است كه معصومین علیهم السلام، نوع مرگ­شان را خودشان انتخاب می‌كنند. دلیل رحلت و شهادت این صدیقه‌ی شهیده در جوانی این است كه حجّت با او تمام شد.

طبیعی است کسانی که چشم‌هایشان را در مقابل این چراغ بستند، از باطن دین كه ولایت است جدا شدند. این جدایی، جدایی از خدا و رسول اوست و دینی كه باقی می‌ماند دین نیست. این همان است كه «النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِم»[12] این همان دینی است كه در آن به اسم خدا و به اسم خلافت رسول الله (ص)، وجود مقدس سید الشهداء علیه السلام را به شهادت می‌رسانند و بعد از آن جشن می‌گیرند. این چه دینی است؟ این دین­داری صد بار از كفر بدتر است. این نوع دین­داری محصول چشم بستن به نور صدیقه‌ی طاهره سلام الله علیها است. ایشان حلقه‌ی اتصال همه‌ی عوالم به ولایت كلیه و نبوّت مطلقه‌ی رسول الله (ص) هستند و شاید معنای شب قدر بودن فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها برای وجود مقدس حضرت این باشد كه ایشان طریق هدایت به رسول الله (ص) هستند.

------------------------------------------------

[1] - سوره فاطر، آیه  37.

[2] - نهج البلاغة، فضل الجهاد، خطبه 27.

[3] -  بحار الأنوار، ج‏43،ص:19

[4] - بحار الأنوار، ج‏26، باب نادر فی معرفتهم صلوات الله علیهم بالنورانیة..، ص : 1

[5] -  الذاریات :  56

[6] - علل الشرائع، ج‏1، ص : 9

[7] - الأنعام :  112،113

[8] - بحار الأنوار، ج‏24، ص : 67

[9] - الشمس :  4

[10] - بحارالأنوار ، ج‏24، ص : 305

[11] - بحارالأنوار، ج‏2، ص : 81

[12] - بحار الأنوار، ج‏44، ص : 310.





نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو