تبلیغات
اسرار حق - مطالب احکام
 
اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
دوشنبه 30 مرداد 1396 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

آیت‌الله حائری شیرازی:

اگر جلوی ازدواج موقت را بگیرید، فردا تمام زناها در نامه عمل شما نوشته می‌شود.

آیت الله حائری شیرازی

ما سر دو راهی هستیم، یا باید بگوییم مردم به راه حرام بروید؛ هر چه بادا باد و یا ازدواج موقت را توصیه کنیم.

بحث بین انتخاب ازدواج موقت یا دائم که نیست بلکه بحث بر سر انتخاب زنا و ازدواج موقت است. 

اگر کسی گفت ازدواج موقت نه، یعنی زنا بله. 




ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، احکام زناشویی، علما، احکام، امر به معروف نهی از منکر، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، شبه روشنفکری، تاریخ معاصر، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، فساد و انحطاط اخلاقی، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها : ازدواج، ازدواج موقت، آیت الله حائری شیرازی،
لینک های مرتبط : لینک اصلی،
سه شنبه 14 بهمن 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

در یکی از این عوالم، خدای تعالی ارواح انسان‌ها را دوهزار سال پیش از آفرینش بدن‌ها خلق کرده است، به این ارواح معرفت اعطا شده و آنها مورد تکلیف و امتحان قرار گرفته‌اند، امتحانی خاص که تناسب با همان عالم دارد و طبعاً برخاسته از معرفت است. دربارة جزئیات آن معرفت و امتحان، اطّلاع جزیی زیادی نداریم؛ ولی به هر حال، بر پایة قرآن و احادیث معتبر، می‌دانیم که در نتیجة این امتحان برای هر روح، بدنی متناسب با آن تقدیر شده است. بدن‌ها در عالم ذرّ، خلق شده و هر یک با روح خاصّ خود ترکیب شده‌اند و به این ترتیب، در عالم ذرّ، انسان، کامل شده یعنی انسان مرکّب از روح و بدن تحقّق یافته است




ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، احکام، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها : عالم ذر،
لینک های مرتبط :


حضرت مسیح(ع) در زمان ظهور؛
در حدیث معراج نبوی آمده است: و آخرین راهنما مردی از اهل بیت توست است که پشت سرش عیسی بن مریم نماز می گذارد او زمین را پر از عدل می کند همان طور که از ستم و بیداد لبریز شده است به وسیله او امت تو را اهدایت می نمایم و از گمراهی دور می کنم و نابینا را در مان و بیمار را شفا می دهم.
 به گزارش مشرق، در قرآن و احادیث مربوط به امام عصر (عج) از حضرت عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی «عج) یاد شده است که در زمان ظهور آن حضرت، از آسمان فرود می آید و پشت سر آن حضرت قرار می گیرد و در نماز جماعت به ایشان اقتداء کرده و معاونت ایشان را برعهده دارد.

انقلاب جهانی امام عصر (عج) و نقش حضرت مسیح(ع)



ادامه مطلب


نوع مطلب : علما، احکام، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، ماه شعبان، امام مهدی(ع)، امام علی(ع)، پیامبران، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

احکام زناشویی(15)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


به گزارش جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه مرد تا چه مدت می‏تواند عمل زناشویی را نسبت به همسرش را ترك كند؟

پاسخ:
همه مراجع (به جز مكارم): حد آن چهار ماه است و بیشتر از آن، نمی‏تواند نزدیكی با همسرش را ترك كند.

توضیح ‏المسائل مراجع، م 2417 ؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م 2482 ؛ نوری، توضیح ‏المسائل، م 2414 ؛ دفتر: خامنه‏ ای.


آیةاللَّه مكارم: حد آن چهار ماه است و بیشتر از آن نمی‏تواند نزدیكی با همسرش را ترك كند؛ بلكه اگر زن جوان باشد و در این مدت بیم آن می‏رود كه به گناه بیفتد؛ احتیاط واجب آن است كه طوری رفتار كند كه او به گناه نیفتد.

مكارم، توضیح‏ المسائل مراجع، م 2417.


آیت الله حکیم؛

پاسخ به سوالهایی پیرامون زنای رایگان و عقد موقت

نظر به اینکه اخیرا عده ای از دختران و پسران تحت عنوان ازدواج موسوم به سفید[زنای رایگان] به همباشی پرداخته و عده ای از آنان این باور را دارند که چون طرفین رضایت دارند لذا همین رضایت قلبی کفایت از خطبه ازدواج دائم یا موقت دارد، خواهشمند است دیدگاه شرع مقدس را در این گونه موارد بیان فرمایید.

 

به گزارش جام نیوز، حضرت آیت الله العظمی سیدسعید حکیم به پرسش هایی تحت عنوان ازدواج موسوم به سفید پاسخ داده اند.


متن پرسش های شفقنا و پاسخ های این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:


نظر به اینکه اخیرا عده ای از دختران و پسران تحت عنوان ازدواج موسوم به سفید[زنای رایگان] به همباشی پرداخته و عده ای از آنان این باور را دارند که چون طرفین رضایت دارند لذا همین رضایت قلبی کفایت از خطبه ازدواج دائم یا موقت دارد، خواهشمند است دیدگاه شرع مقدس را در این گونه موارد بیان فرمایید.



الف- آیا صرف رضایت دختر و پسر برای بودن با یکدیگر به مفهوم جاری شدن محرمیت و زوجیت است و یا خواندن خطبه عقد دائم یا موقت ضروری است؟


صرف رضایت آنان ارزشی ندارد بلکه باید صیغه عقد خوانده شود، چون عقد ازدواج چه دائم و چه موقت همانند بقیه قراردادهاست که نیاز به انشاء قراردادی دارد، و با محض رضایت منعقد نمی شود.


ب-در صورتی که جاری شدن خطبه عقد ضرورت دارد آیا این ضرورت برای زوجیت دائم است یا برای زوجیت موقت نیز خواندن خطبه ضرورت دارد و رضایت قلبی مکفی نیست؟

برای اجرای هر دو عقد صیغه عقد ضروری می باشد.


ج-در صورتی که خواندن خطبه به زبان عربی فصیح مقدور نباشد و زوج و زوجه بنا به دلایلی نظیر حفظ آبرو نتوانند موضوع را با دیگری در میان بگذارند آیا می توانند به زبان مادری خطبه را جاری کنند؟

اجرای عقد به زبان مادری جایز می باشد، البته با تحقق بقیه شرط نفوذ عقد من جمله رضایت پدر دختر باکره نافذ می شود.

د-در صورتی که در صورت معذور بودن، جاری کردن خطبه به زبان مادری جایز باشد آیا باید عین ترجمه بیان شود یا ترجمه مضمونی کفایت دارد؟

ترجمه مضمونی که مفاد ازدواج شرعی را می رساند کافیست.


ه-اگر حضرتعالی جواز به جاری کردن خطبه با ترجمه به مضمون می دهید مثلا به زبان فارسی خطبه عقد دائم و موقت چه گونه است و چه بگویند کفایت است؟

مثلاً در عقد دائم زن یا مرد می گوید: شما را به عقد دائمی خودم با مهر معلوم در آوردم سپس طرف مقابل بدون تاخیر بگوید: قبول کردم. و در عقد موقت مرد یا زن بگوید: شما را به عقد خود در مدت معلوم و به مهر معلوم در آوردم و طرف مقابل بدون تاخیر بگوید: قبول کردم. البته باید طرفین قصد انشا داشته باشند با سایر شرایط.


و-اگر دختری با پسری بدون رضایت پدر و یا بدون اطلاع پدر همبستر شده باشد و اطلاعی از اینکه باید خطبه عقد خوانده شود نداشته و یا نمی دانسته رضایت پدر واجب است آیا هم اکنون می توانند با خواندن خطبه بدون اطلاع پدر محرم شوند؟

خیر بدون اطلاع پدر دختر و یا جد پدری او عقد دائم نافذ نمی شود. و نفوذ آن متوقف  بر رضایت ولی او می باشد حتی اگر سابقاً همبستر شده باشند.


ز-اگر شرایط این دختر و پسر به گونه ای باشد که جدا شدن عوارض جدی برای شرایط فعلی و آینده طرفین یا یکی از طرفین داشته باشد و هر دو یا یکی از طرفین در عسر و حرج بیفتند و در این حال اطلاع به پدر نیز عوارض خطرناک داشته باشد راه حل این دو برای خروج از مهلکه حرام چیست و آیا می توانند بدون جدا شدن، با جاری کردن خطبه به هم محرم شوند؟

این بهانه ها موجب نفوذ عقد دائم بدون اجازه پدر نمی شود. و اگر عقد موقت باشد محرومیت حاصل می شود، ولی آمیزش- از جلو یا عقب- بدون اجازه ولی دختر جایز نیست.


ح-اگر از این همبستری دختر حامله شده باشد و یا فرزندی بدنیا آورده باشد و تصورش این بوده که رضایت طرفین کافی است، حکم فرزند چیست؟ آیا می توانند در این شرایط بدون اذن پدر محرم شوند؟ اگر اذن پدر ضروری است و بتوانند اذن بگیرند و محرم شوند آیا تاثیری در وضعیت قبل و کودک متولد شده دارد؟

در صورت جهل، بچه حلال زاده است ولی آن دختر هنوز در حکم باکره می باشد، و اذن پدر شرط است، پس اگر عقد موقت باشد حق امیزش ندارد و اگر انجام شد گناهکار است و اگر عقد دائم بوده عقد باطل است و امیزش بعد از اگاهی و علم زنا است.






نوع مطلب : احکام زناشویی، علما، احکام، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، فساد و انحطاط اخلاقی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امیر المؤمنین علی(ع) می فرمایند:زمانی كه میت را داخل در قبر می كنند خداوند دو ملك به سراغ او می فرستد.

شب اول قبر چه سئوالاتی می پرسند؟ +پاسخ

به گزارش افکارنیوز، امیر المؤمنین می فرمایند :زمانی كه میت را داخل در قبر می كنند خداوند دو ملك به سراغ او می فرستد.(اسم آنها منكر و نكیر است )اول چیزی كه از آن سؤال می كنند از پروردگارش است ، سپس ازپیامبر و بعد از آن از امام و ولی او سوال خواهند نمود .

پس از آنكه میت را در قبر گذاشتند و با خاك رویش را پوشاندند باذن الهی دو فرشته از جانب خدا ، به صورت هولناك و وحشت انگیز وارد قبر می شود. آن دو فرشته به فرموده امیر المؤمن : موی بدنشان آنقدر بلند است كه روی زمین كشیده می شود و با انیاب خود زمین را می شكافند ، صدائی دارند چون رعد قاصف ، دیدگانی چون برق خاطف ، برقی كه چشم را می زند ، میت را مورد سوال قرار می دهند .لحظات هولناك ، وحشتناك ، سخت و كمر شكن برای میت آغاز می شود . سعادتمند كسی است كه در دنیا مؤمن بوده و با انجام اعمال نیك توشه و آذوقه برای آخرت مهیا كرده باشد . اولین سوال قبر درباره پروردگار بی همتاست خواهد بود‌:

پروردگارت چیست ؟ اگر میت مؤمن باشد و از بندگان خاص خدا در جواب كلمه طبیة

( لا اله الا الله ) به زبانش جاری خواهد شد و اگر مؤمن نباشد زبانش بند خواهد آمد و پس از آن دچار عذاب الهی خواهد شد .

دومین سؤال دربارة رسول خدا (ص) پرسیده می شود : پیغمبرت كیست ؟ سبك بال آن كسی است كه در پاسخ بگوید :(اشهد ان محمداً رسول الله ) .

سومین سوال از ولی و امام هر كس خواهد بود . چه كسی را پیشوا و امام و رهبر خویش قرار دادی ؟‌سعادتمند كسی آن كسی است كه بگوید اشهد ان امیر المؤمنین علیاً ولی الله ؛ اگر میت توانست به این سوالات پاسخ صحیح بگوید ،قبر او تا آنجا كه چشمش كار كند گشاده خواهد شد و دری از درهای بهشت را برویش باز می كنند و به وی می گویند :

با دیدة روشن و با خرسندی خاطر بخواب آن طور كه جوان نورس و آسوده خاطر می خوابد و این دعای خیر همان است كه خدای تعالی درباره اش فرمود : (بهشتیان آن روز بهترین جایگاه و زیباترین خوابگاه را دارند )

البته پاسخ به سوالات خیلی سخت خواهد بود و دشمن بزرگ انسان یعنی شیطان هم در قبر هم بیكار نخواهد نشست و انسان را آنجا هم رها نكرده و همواره سعی در گمراهی و انحراف خواهد نمود ، كسی كه در دنیا مطیع شیطان بوده زبانش بند خواهد آمد و به این سوالات نخواهد توانست پاسخ بگوید یعنی (اگر میت دشمن پروردگارش باشد ، فرشته ای بصورت زشت ترین صورت و جامه و بدترین چیز نزدش می آید و به وی می گوید :

بشارت باد تو را به ضیافتی از حمیم دوزخ ، جایگاه آتشی افروخته و او نیز شوینده خود را می شناسد و حایل خود را سوگند می دهد كه مرا به طرف قبر مبر و چون داخل قبرش می كنند ، دوفرشته ممتحن نزدش می آیند و كفنش را از بدنش انداخته ، می پرسند :پرورگار تو و پیغمبرت كیست ؟ و چه دینی داری ؟

می گوید : نمی دانم .

می گویند :هرگز ندانی و هدایت نشوی پس او را با گرزی آنچنان نی زنند كه تمامی جنبنده هایی كه خدا آفریده ، به غیر از جن و انس همه از آن ضربت تكان می خورند .

آنگاه دری از درهای جهنم برویش باز نموده ، به او می گویند :
بخواب با بدترین حال ، آنگاه قبرش را آن قدر تنگ می شو كه بر اندامش می چسبد ، آنطور كه نوك نیزه به غلافش بطوریكه دماغش یعنی مغز سرش از بین ناخن ها و گوشتش بیرون آید و خداوند مار و عقرب زمین و حشرات آن را بر او مسلط می كند تا نیشش بزنند و او بدین حال خواهد بود ، تا خداوند از قبرش مبعوث كند ، در این مدت آنقدر در فشار است كه دائماً آرزو می كند كاش می شد كه قیامت قیام كند .

پس طبق همین روایات میتوان سوالات را در ۱۳ ردیف دسته بندی کرد...

از خدا، از پیامبر، از دین، از کتاب، از امام، از عُمر، از اموال، از دوستان، از قبله، از نماز، از زکات، از حج، از روزه.

پاسخ این سؤالات چیست؟

خدا

پاسخ: سؤال سختی هست! خدای من همان خدایی است که خدایی جز او نیست. همان خدای رحمان و رحیم. همان خدایی که من را خلق کرد و به من روزی داد و مرا تنها نگذاشت.

پیامبر

پاسخ: حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله

دین

پاسخ: دین مبین اسلام

کتاب

پاسخ: قرآن کریم

امام

پاسخ: امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام؛ به همراه یازده تن از فرزندان پاک ایشان علیهم السلام.

عُمر (عُمرمان را در چه راهی فانی کرده‌ایم؟)

پاسخ: حدود ۱۸ سال درس خواندم. مدرک گرفتم. رفتم سرکار برای کسب روزی حلال. عبادت خدا هم انجام دادم. به مردم خدمت کردم. با اهل خانواده خوش اخلاق بودم. جای شما خالی به زیارت معصومین علیهم السلام رفتم. به فقیران تا جایی که توان داشتم کمک کردم.

اموال (اموالمان را در چه راهی خرج کرده‌ایم؟)

پاسخ: هزینه های زندگی را پرداخت کردم تا خانواده‌ام راحت‌تر زندگی کنند. پول مدرسه بچه‌ام را دادم. برایش عروسی گرفتم. (به صورت مجاز) بخشی از پولم رو صرف تهیه مسکن کردم و یک عمر به صاحب خانه اجاره دادم!

دوستان (با چه کسانی دوست بوده‌ایم؟)

پاسخ: با آدم‌های خوبی دوست بودم. اهل نماز و روزه و خمس بودند.

قبله

پاسخ: کعبه

نماز

پاسخ: از همان اول سن تکلیف، نمازهایم را خوانده‌ام. گاهی قضا شدند و گاهی یادم رفت. اما این اواخر سعی کردم قضای آن‌ها را بخوانم.

زکات

پاسخ: پرداخت کرده‌ام

از حج

پاسخ: مستطیع بودم و رفتم. (یا مستطیع نبودم و نرفتم با اینکه خیلی دوست داشتم بروم)

روزه

پاسخ: از همان روز اول، همه‌ی روزه‌هایم را گرفتم

مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان




نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، فرقه های انحرافی، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، احکام، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تأملی در قربانی و قربان؛
سه دروغ بزرگ در تاریخ سر منشأ تمام مفسده‌ها بوده و جنگ‌های مذهبی و ظلم‌های بسیاری را دامن زده است. این سه دروغ عبارتند از: اولاً تغییر و تبدیل نام ذبیح از اسماعیل به اسحاق، و ثانیاً ماشیح (نبی خاتم) دانستن عیسی، و ثالثاً مصلوب دانستن آن حضرت.

مشرق ـ عید خجسته قربان فرصت مناسبی است تا دربارۀ بزرگ‌ترین دروغ تاریخ که منشأ بسیاری از فتنه‌ها در سه هزار سال گذشته بوده سخن گفته شود.

******

همۀ پیامبران به آمدن آخرین پیامبر خدا که مقام والایی دارد بشارت داده‌اند. شأن این رسول خدا آنقدر عظیم است که همۀ اقوام جهان آرزو می‌کردند که آن نبی از میان آنها مبعوث شود. قوم یهود نیز این آرزو را داشتند و متأسفانه برای تحقق آن دست به جعل و تحریف تورات زدند. به طوری که نام ذبیح را از اسماعیل به اسحاق تغییر دادند تا این شرافت را به قوم خود مخصوص کنند. زیرا خداوند بعد از آنکه ابراهیم از ماجرای قربانی سربلند بیرون آمد به آن حضرت مژده داد که پیامبر خاتم را از نسل فرزند ذبیحِ او خواهد فرستاد (سفر پیدایش 22/ 18) و چون یهودیان از نسل اسحاق و فرزندش یعقوب هستند لذا نام ذبیح را نیز به اسحاق تغییر دادند. اما باید گفت که یهودیان با این تحریف، خود و نسلشان را گمراه کرده‌اند، و همچنین اقوام دیگری که در آینده به تورات استناد می‌کنند. زیرا حضرت ابراهیم(ع) جایگاه رفیعی در تاریخ بشریت دارد و پیروان سه دین یهود و مسیحیت و اسلام یكی از مهمّات دین خود را تقرّب به حضرت ابراهیم(ع) می‌دانند (نگا. آل‌عمران/ 65 تا 68 ـ اشعیاء 51/ 2ـ انجیل لوقا 3/ 8ـ یوحنّا 8/ 39).

ماجرای بزرگ‌ترین دروغ های تاریخ


زندگانی ابراهیم و دو پسرش

حضرت ابراهیم(ع) در قوم کلدانی در حوالی شهر بابل (شهر حلّه امروزی در 90 کیلومتری جنوب بغداد) به دنیا آمده است. طبق نقل قرآن، پدرش آزر بت­‌ساز بود (انعام/ 74)[1] و ابراهیم بدون اینکه معلمی دیده باشد به عقل خود دانست که بت­ها نمی‌توانند خدا باشند. لذا در نوجوانی با بت‌پرستان قومش محاجّه کرد[2] و طبق نقل قرآن در سن جوانی بت‌­های قومش را شکست (انبیاء/ 60). نمرود خواست بدین سبب او را بسوزاند. اما خداوند وی را نجات داد و نه‌تنها او را پیامبر کرد بلکه به نقل قرآن و تورات، وی را از خانه پدرش به سمت زمین پربرکت فلسطین کوچ داد (قرآن: انبیاء/ 71 ـ عنکبوت/ 26 ــ تورات: سفر پیدایش 12/ 1) و به او بشارت فرمود که خاتم ­النبیین یعنی پیامبر موعود را از نسل وی خواهد فرستاد (قرآن: بقره/ 124 تا 133 ـ ابراهیم/ 35 تا 37 ـ حج/ 78 ــ تورات: پیدایش 12/ 3 ـ 13/ 16 ـ 22/ 18). حضرت لوط برادرزاده ابراهیم نیز با او کوچ کرد (قرآن: انبیاء/ 71 ـ عنکبوت/ 26 ـ تورات: پیدایش 12/ 5 ـ 13/ 1) و خداوند لوط را نیز به نبوت منصوب فرمود و وی را در قوم سَدوم مسکن داد.

طبق نقل تورات مدتی بعد معلوم شد که ساره همسر ابراهیم، نازا است (تورات: پیدایش 11/ 30 ـ 16/ 1) و لذا ایشان فرزندی نیافتند. سال‌ها گذشت و حضرت ابراهیم(ع) در سن 86 سالگی با خداوند مناجات کرد که من فرزند ندارم. خدای تعالی با او سخن کرد و طبق نقل تورات به آن حضرت فرمود که از خانه بیرون بیا و به ستارگان آسمان بنگر که نسل تو مثل آنها بی‌شمار خواهند شد (پیدایش 15/ 4 و 5). این سخن در تورات کنونی به درستی ضبط نشده است، لکن در تلمود ماجرا این است که حضرت ابراهیم که علم تنجیم (پیشگویی از روی ستارگان) می‌دانسته با مشاهده ستارگان به خداوند عرض می‌کند که در طالع من فرزندی نیست (شبات، 154 الف. به نقل از یزدان‌پرست لاریجانی، داستان پیامبران، انتشارات اطلاعات، 1380، ص 199). و واضح است که مقصود ابراهیم، فرزندی از همسرش ساره بوده است. در تلمود نیز نقل نشده که خداوند دقیقاً به او چه فرمود اما طبق نقل تورات، ساره بعد از این مکالمه کنیزی را که با خود از مصر آورده بود و «هاجر» نام داشت به ابراهیم بخشید (پیدایش 16/ 2) و آن حضرت با وی ازدواج کرد و بعد از مدتی، اسماعیل به دنیا آمد. و اینچنین ابراهیم(ع) چشمش به نخست‌­زاده خود روشن شد.

ماجرای بزرگ‌ترین دروغ های تاریخ


چرا خداوند به ذبح اسماعیل فرمان داد؟

حضرت اسماعیل(ع) هنوز دو سه ساله بود که حضرت ابراهیم مأمور شد تا هاجر و کودکش را در حجاز بگذارد و خودش به فلسطین بازگردد. این فرمان خداوند برای آن بود که از اسماعیل(ع) باید قوم عرب در آن سرزمین به وجود می‌آمد. لذا کنیۀ حضرت اسماعیل «ابو العرب» شد. پس حضرت ابراهیم(ع)، هاجر و اسماعیل را در آن بیابان گذاشت و به فلسطین بازگشت. در تورات کنونی دعای ابراهیم(ع) خصوصاً برای فرزندش مذكور است كه از خداوند می‌خواهد تا اسماعیل را در آن بیابان زنده نگه دارد (سفر پیدایش 17/ 18).[3] ماجرای هاجر و تشنگی اسماعیل در تورات با اندکی تفاوت از روایات اسلامی نقل شده است (پیدایش، باب 21).

ابراهیم(ع) مکرراً برای دیدار اسماعیل و هاجر به حجاز می‌­رفت، و از اینجا بود كه خداوند به او دستور داد که فرزندش را ذبح کند تا از این محبت که باعث این مشقّات شده و به این سبب نزدیک است تا او به خداوند مشرك شود، پاك گردد. و ابراهیم(ع) نیز چنین کرد ولی چاقو به امر خداوند، گلوی نازک اسماعیل را نبرید. خداوند، قربانی را از ابراهیم قبول کرد. بدین معنی که چون آن میل ناپسند که در درون ابراهیم(ع) بود با این عمل از میان رفت لذا دیگر به ذبح فرزند نیاز نیست. تورات کنونی نیز علت ذبح فرزند را به اشاره‌ای بیان کرده است: (خداوند) گفت اکنون پسر خود را که یگانۀ توست و او را دوست می‌داری...[4]

حضرت ابراهیم(ع)، فرزندش اسماعیل(ع) را از آن رو دوست داشت که می‌دانست منجی جهان یعنی خاتم پیامبران از نسل او خواهد آمد. لذا به او محبت وافری داشت. اما خداوند به او دستور داد که پسرش را ذبح کند تا بداند او نیست که اسماعیل را حفظ و نگهداری می‌کند بلکه خداوند است که محافظ اوست. چنانکه برای اسماعیل چشمه‌ای چون زمزم جوشاند که چهار هزار سال است خشک نمی‌شود.

ماجرای بزرگ‌ترین دروغ های تاریخ


تولد اسحاق

خداوند در پاداش کار بزرگ ابراهیم(ع) کاری عجیب کرد. طبق نقل قرآن و تورات، روزی سه مرد مؤمن، میهمان حضرت ابراهیم شدند و او برای آنها گوساله‌ای ذبح کرد. اما ابراهیم اندکی بعد فهمید که آنها سه فرشته مقرب خدا هستند (جبرائیل و میکائیل و اسرافیل) و به غذا احتیاج ندارند. آنها به ابراهیم مژده دادند که ساره اصلاح شده فرزندی خواهد آورد (قرآن: هود/ 71 ـ حجر/ 53 ـ عنکبوت/ 31 ـ الذاریات/ 28 ـ تورات: سفر پیدایش 18/ 10). ساره که طبق نقل تورات در آن وقت نزدیک به نود سال داشت، بر آن وعده خندید و سخن فرشتگان خدا را «مضحکه» کرد (سفر پیدایش 18/ 20). پس فرشتگان، ساره را ملامت کردند (قرآن: هود/ 73 ـ الذاریات/ 30 ـ تورات: سفر پیدایش 18/ 13 تا 15) و به این ترتیب آن پسر «اسحاق» نام گرفت، که معادل است با «إضحاک» و «مضحکه» در زبان عربی. این کلمه در تورات عبری به صورت «یصحاق» (יִצְחָֽק) ضبط شده است.

مطابق تورات كنونی، اسماعیل در 86 سالگیِ ابراهیم تولد شد و اسحاق در سن صد سالگی او. در قرآن آمده كه آن فرشتگان بشارت تولد اسحاق و فرزندش یعقوب را نیز به ابراهیم(ع) داده بودند (انبیاء/ 72). یعنی آن حضرت آنقدر عمر خواهد کرد تا نوه خود را نیز ببیند.


اهمیت ذبیح در چیست؟

شناخت ذبیح بسیار اهمیت دارد به طوریکه ریشۀ اختلاف اسلام و یهود به همین موضوع برمی‌گردد. یهودیان معتقدند که اسحاق ذبیح است لکن مسلمانان حضرت اسماعیل را ذبیح می‌دانند. جالب توجه این است که این دو برادر یعنی اسماعیل و اسحاق با هم اختلاف نداشتند ولی نسلشان با هم عداوت می‌ورزند. آنچه واضح است هر دو نمی‌توانند ذبیح باشند و لذا پیروانِ یکی از این دو دین، خطا می‌کنند. واضح است که این خطا، عمدی است وگرنه تا به حال به توسط انبیاء یا مجمع عقلا بر طرف شده بود. آیا ذبیح اسماعیل است یا اسحاق؟

اگر قول یهودیان و تورات امروزی را بپذیریم و ذبیح اسحاق باشد، پیامبر خاتم باید از نسل اسحاق و پسرش یعقوب بیاید، یعنی از میان قوم بنی‌اسرائیل. و چون چنین پیامبری تاکنون در میان یهودیان نیامده، لذا آنها معتقدند كه آخرین پیامبر كه آنها او را ماشیح Messiah)) می‌نامند، در آینده ای نامعلوم خواهد آمد، و شاید که هنوز زاده نشده باشد. لذا یهودیان در دعاهای روزمره خود برای ظهور ماشیح دعا می‌کنند. در میان اسباط دوازده‌گانه یعقوب، یهودیان بیشتر به نسل حضرت داوود (كه از سبط یهودا بود) امید دارند تا خداوند آن نبی را در میان این نسل برانگیزد. چه اینکه اکنون فقط سه سبط از اسباط یهود بر روی زمین زندگی می‌کنند یعنی سبط لاوی، یهودا و بنیامین. نُه سبط دیگر به سان قوم لوط و عاد و ثمود منقرض شده‌اند. البته حضرت اسحاق پسر دیگری نیز به نام «عیصو» داشت كه قوم اَدوم از نسل وی پدید آمدند، اما این قوم در قرون بعد به سبب شرارتشان منقرض شدند (عهد عتیق: صحیفه عوبدیا 18 ـ ملاکی 1/ 3). لذا امیدی نیست که پیامبر موعود از قوم ادوم باشد.

اما اگر قول دین اسلام را صادق بدانیم و آن ذبیح اسماعیل باشد، آنگاه حضرت رسول‌الله(ص) همان پیامبری است كه انبیاء وعده آمدنش داده‌اند. چنانكه از خود آن حضرت نیز منقول است كه فرمود: أنَا ٱبنُ ٱبذَّبیحَیْن. و آنچنان که از حضرت امام صادق(ع) منقول است مراد از این دو ذبیح، حضرات اسماعیل و عبدالله (پدر رسول خدا) هستند كه هر دو در معرض ذبح بوده، به فضل خدا نجات یافته‌اند.[5] بنا بر این نظر، یهودیان و مسیحیان بایست به حضرت رسول ‌الله(ص) ایمان می‌آوردند. و به تبع می‌توان گفت كه تمام ظلم‌ها و جنگ‌هایی كه در زمین رخ داده و می‌دهد ریشه در همین عدم پذیرش دارد. به عبارت دیگر وقتی یهودیان نشانه‌های چهل‌گانه رسول الله را که در عهد عتیق موجود است را بر حضرت رسول الله(ص) منطبق یافتند بایست به جای دشمنی کردن با آن حضرت، به او ایمان می‌آوردند. به این ترتیب، هم خودشان در دنیا و آخرت رستگار می‌شدند و هم صلح و رحمت در جهان گسترش می‌یافت و مسیر تاریخ به سمتی دیگر می رفت.

یهودیان در صدر اول، به مشرکان مکه آموختند که چطور خلافت را از مسیر اصلی‌اش منحرف کنند و منصب پیامبر را غصب نمایند. اگر اینچنین نمی‌شد و مردم بلافاصله پس از رحلت پیامبر با حضرت علی(ع) بیعت می‌کردند دین اسلام، عالمگیر می‌شد و تمام اختلافات و گمراهی‌ها از میان می‌رفت، درست به همانطور که انبیاء وعده کرده بودند. اگر خلافت در جای خود قرار می‌گرفت، بعد از حضرت علی(ع) فرزندان او یک به یک هر کدام پنجاه، صد یا دویست سال حکومت می‌کردند تا انتهای جهان. در این صورت، دیگر امام حسن با منافق صلح نمی کرد و امام حسین به مقتل نمی رفت و غیبت امام زمان(عج) رخ نمی‌داد و مردم به همان نعمت و رحمت‌های زمان ظهور، در زمان خود حضرت علی(ع) نائل می‌شدند. حتی اگر کوفیان بیعت خود را با امام حسین(ع) نمی­‌شکستند باز هم حکومت عدل با کمی تأخیر برپا می‌شد و خلافت به جای خود باز می‌آمد و این فیض مستدام می‌گشت.

در اینجا باید متذکر شویم که غیبت امام دوازدهم یک مسئله ثانویه در دین اسلام است. یعنی چون خلافت جانشینان حقیقی پیامبر(ص) به منصّه ظهور نرسید لذا بداء صورت گرفت و آن وعده انبیاء بر یکی از فرزندان حضرت رسول الله(ص) یعنی بر امام دوازدهم منطبق شد و ماجرا به این صورت کنونی درآمد. اکنون نیز هرگاه که مردمان در هیئت جمعی خود به این نتیجه برسند که مشکلات بشر فقط از طریق خداوند و منجی او حل و فصل خواهد شد آنگاه حضرت مهدی(عج) خواهد آمد. برای توضیح بیشتر به مقاله مستقل راقم رجوع کنید: اگر امام علی(ع) خلیفه بلافصل بود...

پیامبر موعود کیست؟

دلایل بسیاری وجود دارد که آن نبی موعود همان حضرت رسول الله­(ص) است. در کتاب تلمود که نوشته علمای یهود است، زمان آمدن آن نبی به سال‌شمار و تقویم عبری پیشگویی شده است كه پس از تبدیل به تواریخ رایج، بر اوائل قرن ششم میلادی منطبق می‌شود.[6] حتی در آنجا مكتوب است كه ماشیح از سرزمین عرب خواهد برخاست (نگا. دکتر ا. کهن، گنجینه‌ای از تلمود، تهران، 1350، فصل دوازدهم). لهذا از حدود دویست سال قبل از بعثت پیامبر، قبایلی از یهود با خودپسندی وافری كه در این قوم بوده و هست، طبق نشانه‌ها به یثرب و اطراف آن كوچ كردند تا آن نبی موعود از میان فرزندان ایشان متولد شود!

در حدود چهل خصوصیت از پیامبر خاتم در تورات و صحف انبیاء مذكور گشته است و به همین سبب است كه قرآن می‌فرماید «ایشان محمد را همچون فرزندان خود می‌شناسند» (انعام/ 20 ـ بقره­/ 146). تنها چیزی كه یهودیان انتظار نمی‌بردند این بود كه حضرتش از قوم عرب باشد و نه از یهود. هرچند كه وفق تورات كنونی حضرت موسی(ع) وقتی كه بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون آورد، به ایشان بشارت داد كه خداوند آن نبی را از میان «برادران شما» بر خواهد انگیخت (و نه نسل شما!) و در ادامه فرمود كه آن نبی سخن خدا را با گوش می‌شنود و با دهان تكلم می‌كند و از نزد خود چیزی نمی‌گوید و هر كس وی را نشنود خداوند از او مؤاخذه خواهد كرد.[7]

مسیحیان در این میانه اعتقاد دارند كه حضرت عیسی(ع) همان ماشیح موعود و آن نبی اعظم و رسول خاتم است. یهودیان نه‌تنها این عقیده را نمی‌پذیرند بلكه به گزاف، حتی نبوت عیسی(ع) را قبول ندارند و نعوذاً بالله او را یك نبی كذبه و انسانی دروغگو تلقی می‌كنند. البته مواردی در همین اناجیل كنونی وجود دارد كه بر خلاف این اعتقاد مسیحیان شهادت می‌دهد. مثلاً وفق انتهای باب 22 انجیل متی، حضرت عیسی(ع) با كاهنان و كاتبان یهود محاجّه كرده است كه چرا شما بر خلاف قول خداوند به مردم اینچنین تعلیم می‌دهید كه آن نبی بایست از نسل داوود بیاید؟ آنگاه آن حضرت با استناد به عبارتی از مزامیر داوود برای كاهنان یهود استدلال فرمود كه ماشیح از نسل داوود(ع) نخواهد آمد و آنها نتوانستند پاسخی به او بدهند. لهذا حضرت عیسی(ع) كه از نسل داوود است، به طریق اولی ماشیح نیست. چه اینكه آن حضرت خصوصیات متعدد ماشیح را که در عهد عتیق خصوصاً صحیفه اشعیاء آمده دارا نبوده است. مثلاً ماشیح یك نبیِ امّی و درس­‌ناخوانده از ذریه ابراهیم(ع) و از نسل ذبیح او است، صاحب شریعت (فقه) است، حكومت تشكیل می‌دهد و برای استقرار دین خدا ‌جنگ می‌كند، همسر دارد و فرزندانی كه پس از وی جانشینش می‌شوند و غیره.

پولس كسی بود كه كمی پس از حضرت عیسی، وی را همان ماشیح موعود قلمداد كرد و این موضوع در سفرهای تبلیغی او كه در كتاب اعمال رسولان (از مجموعه عهد جدید مسیحیان) آمده، به وضوح پیداست. او اول بار در دمشق این ادعا را مطرح كرد (اعمال رسولان 9/ 20) و همچنین در یونان و روم بر این امر صحه گذاشت و مكرراً اینچنین بشارت داد. پولس همچنین بر خلاف تعالیم حواریونِ صدیقِ حضرت عیسی، وی را به دار آویخته و مصلوب قلمداد می­‌كرد. در حالیكه این دو قول با هم معارض هستند. یعنی اگر عیسی ماشیح است، لزوماً بایست پیروز و مظفر باشد (و نه مصلوب و مقتول)، و اگر مصلوب و به دار آویخته باشد، وفق تورات چنین شخصی ملعون است (سفر تثنیه 27/ 26) و او نمی‌تواند ماشیح باشد. البته پولس در نامه خود به غلاطیان، به همین عبارت از تورات استناد كرده و عیسی را ملعون خوانده است (غلاطیان 3/ 13). لكن استدلال او اینچنین است كه «عیسی بر دار رفت و ملعون شد (!!) و لعنت ما را به خود گرفت، تا ما كه از این پس می‌خواهیم به شریعت موسی عمل نكنیم ملعون نشویم، چونكه موسی یهودیانی كه به اعمال شریعت عمل نمی‌كنند را لعنت كرده است» (با استناد به سفر تثنیه 27/ 26). لهذا یكی از سخنان كلیدی ما در خصوص مسیحیت این است كه حساب عیسی(ع) را بایست از پولس که بنیانگذار مسحیت کنونی بوده است جدا كنیم و به تعالیم خود حضرت عیسی(ع) بپردازیم. برای شناخت بیشتر موضوع به مقاله دیگر راقم مراجعه کنید: چرا پولس فرستادۀ حضرت عیسی(ع) نیست؟

ماجرای بزرگ‌ترین دروغ های تاریخ

نقاشی رامبراند از ابراهیم(ع) و ذبیح


بزرگ‌ترین دروغ­‌ها در این جهان

بنا بر آنچه مذكور گشت، سه دروغ بزرگ در عالم سر منشأ تمام مفسده‌ها گشته و جنگ‌های مذهبی و ظلم‌های بسیاری را دامن زده است. این سه دروغ عبارتند از: اولاً تغییر و تبدیل نام ذبیح از اسماعیل به اسحاق، و ثانیاً ماشیح (نبی خاتم) دانستن عیسی، و ثالثاً مصلوب دانستن آن حضرت. در خصوص دو مورد نخست به همین مقدار کفایت می‌کنیم. اما درباره مصلوب نشدن حضرت عیسی(ع) به مقاله پیشین راقم مراجعه کنید: نقدی بر مصائب خرافی مسیح(ع)

تورات کنونی، در این خصوص که چرا ابراهیم(ع) در نزد خداوند ارج و قرب دارد و چرا زمین فلسطین به او داده شده سخنی نمی‌گوید. لکن در سفر پنجم تورات از حضرت موسی(ع) نقل است که قومش را تحذیر می‌داد که در دل خود گمان مبرید که خداوند به سبب عدالت و نیکویی تو این زمین (فلسطین) را به شما بخشیده است بلکه این امر به دلیل نیکویی پدران تو یعنی ابراهیم و اسحاق و یعقوب (علیهم السلام) بوده است (سفر تثنیه 9/ 4 تا 6 ــ 10/ 15)

ارج و قرب ابراهیم در نزد خداوند متعال، به سبب بت‌شکنی او بوده است. در تورات کنونی بت‌­شکنی آن حضرت و جدل‌های او با نمرود و قصد آن حاکم ملعون برای سوزانیدن ابراهیم(ع)، مغفول است. هرچند که استنکاف ابراهیم(ع) از پرستش بتان و محاجّه‌اش با نمرود، در تلمود آمده است (برشیت ربا 38/ 18. به نقل از دكتر ا. كهن، گنجینه‌ای از تلمود،‌ ص 28). این مسئله، نشان می‌­دهد که علما و کاتبان ایشان، گرچه بت­شکنی حضرت ابراهیم(ع) را از تورات انداخته‌اند اما نمی‌­توانسته‌اند این حقیقت را بالکل دور انداخته و فراموش کنند. لهذا اقوال قرآن مجید در این خصوص صادق آمده و باید قدر دانسته شود.

وفق قرآن و تورات، خداوند ابراهیم(ع) را بعد از نبوت و آزمون‌های بسیار به «دوستی» خود برگزید و او به مقام «خلیل‌الله» بار یافت. در قرآن علاوه بر اینها، مذكور است كه خداوند وی را «امام» و الگوی تمام مردم جهان (بقره/ 124) و اسوه حسنه ایشان (ممتحنه/ 4) قرار داده، و بدین وسیله آن حضرت را در جهان شهرت بخشید. نام مبارک حضرت ابراهیم(ع) 69 مرتبه در قرآن کریم مذکور آمده است و حتی حضرت رسول الله(ص) موظف شده است تا پیرو شریعتی باشد که خداوند به حضرت ابراهیم(ع) عطا کرده است (نحل/ 123 ـ آل‌عمران/ 95 ـ نساء/ 125. همچنین نگا. بقره/ 130 و 135 و 136 ـ آل‌عمران/ 65 و 67 و 68 و 84 ـ شوری/ 13).

امیر اهوارکی

پاورقی‌­ها:


[1]. اکثر مفسران شیعه بین «والد» و «أب» فرق گذاشته و متفق القول هستند که «آزر» که در این آیه به عنوان «أب» ابراهیم معرفی شده در واقع عموی آن حضرت بوده است و نه پدر او. چون وفق احادیث صحیح، والدِ (پدر صلبی) هیچ یک از انبیاء، مشرک نبوده است. استدلال آنها برای اینکه به «عمو» هم می‌شود «أب» اطلاق کرد آیه 133 سورة بقره است که فرزندان یعقوب، نام حضرت اسماعیل(ع) را در شمار آباء خود آورده‌اند: ﴿أمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إذْ قالَ لِبَنِیهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی قالُوا نَعْبُدُ إلهَكَ وَ إلهَ آبائِكَ إبْراهِیمَ وَ إسْماعِیلَ وَ إسْحاقَ إلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُون‏

[2]. در کتاب شریف التوحید در ضمن حدیثی از امام باقر(ع) به توحید حضرت ابراهیم(ع) در کودکی اشاره شده است: «قال‏ إبراهیم ع و هو صغیر لقومه إنِّی بَرِی‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‏». یعنی ابراهیم(ع) در حالیکه کودک بود به قوم خود فرمود: به درستى كه من بیزارم از آنچه شما شریك خدا مى‏‌سازید. شیخ صدوق، التوحید، باب 15، حدیث 4

[3]. مشابه این عبارت، در قرآن نیز آمده است، نگا. بقره/ 125 تا 128 ـ ابراهیم/ 37

[4]. متن دو بند نخست از باب 22 سفر پیدایش اینچنین است:

۱ و واقع‌ شد بعد از این‌ وقایع‌، كه‌ خدا ابراهیم‌ را امتحان‌ كرده‌، بدو گفت‌: ای‌ ابراهیم‌! عرض‌ كرد: لبیك‌.  ۲گفت‌: اكنون‌ پسر خود را، كه‌ یگانۀ‌ توست‌ و او را دوست‌ می‌داری‌، یعنی‌ اسحاق‌ را بردار و به‌ زمین‌ موریا برو، و او را در آنجا، بر یكی‌ از كوه‌هایی‌ كه‌ به‌ تو نشان‌ می‌دهم‌، برای‌ قربانی‌ سوختنی‌ بگذران.

در این متن، تضاد وجود دارد. چون آن پسر، یگانه است و تورات تصریح دارد که اسحاق پسر دوم ابراهیم بود پس این حکم در وقتی نازل شده که ابراهیم فقط یک فرزند داشته است، یعنی اسماعیل(ع). لذا در متن فوق، عبارت «یعنی اسحاق را» از جعلیات کاهنان است که افزوده شده و متن را ناسازگار کرده است. دلایل دیگر نیز در تورات کنونی وجود دارد که ذبیح در واقع اسماعیل(ع) بوده است. علاقمندان را به مطالعه مقاله دو سال قبل دعوت می‌کنم: چرا خداوند به ذبح اسماعیل(ع) فرمان داد؟

[5]. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، الخصال، باب اوصاف دوگانه، حدیث 78

[6]. در یک پیشگویی که در صفحه 356 کتاب گنجینه‌ای از تلمود درج است اینچنین آمده که ربی حانان برتحلیفا این محاسبه خود را برای ربی یوسف فرستاده است که وفق سال‌شمار عبرانی در سال 4291 از آفرینش (سال 531 میلادی) جهان به جنگ و نزاعاتی مبتلا می‌شود «و آن وقت ایام ماشیح پیش خواهد آمد» (سنهدرین، 97 ب). یعنی از سال 531 میلادی دوران ظهور ماشیح آغاز می‌شود و بسیار جالب توجه است اگر یادآور شویم که پیامبر اسلام در سال 570 میلادی به دنیا آمده و در سال 631 م. از دنیا رفته است. در یک پیشگویی دیگر در همان صفحه آمده است که حضرت ایلیای نبی (الیاس) به یکی از دانشمندان گفت: «دنیا دست کم هشتاد و پنج یوبیل (معادل 4250 سال، هر یوبیل پنجاه سال است) دوام خواهد داشت، و در یوبیل آخرین ماشیح خواهد آمد» (سنهدرین، 97 ب). در این پیشگویی آخرین زمان برای ماشیح، سال 540 میلادی است. پیامبر اسلام(ص) سی سال پس از این تاریخ به دنیا آمده است.

[7]. نگا. سفر تثنیه 18/ 18. این فراز از تورات همچنین در انجیل یوحنّا از قول حضرت عیسی(ع) منقول است: «چون او یعنی روح راستی آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلم نمی‌کند بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت» (انجیل یوحنّا 16/ 13). در کتاب اعمال رسولان (از ملحقات اناجیل) نیز درج است که پطرس بعد از عروج عیسی(ع) مردم اورشلیم را به ظهور آن نبی خاتم بشارت می­دهد (اعمال 3/ 19 و 20). این دو عبارت را با آیات ابتدایی سوره نجم مقایسه فرمایید: «ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ * إنْ هُوَ إلاّ وَحْیٌ یُوحى *‏ عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوى‏» ـ برای برخی بشارات مهم انبیاء دیگر به حضرت رسول الله­(ص) نگا. سفر پیدایش 1/ 3 3/ 15 49/ 10 اعداد 6/ 25 و 26 تثنیه 18/ 18 - 33/ 2 مزمور 72 و 84 امثال سلیمان باب 8 اِشَعیاء باب‌های 40 تا 42 حبقوق 3/ 3 تا 6 ملاكی 3/ 1 و 2







نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، پیامبران، پیامبر اکرم(ص)، کتاب، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، علما، احکام، تولی و تبری، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گل کلم جزو سبزیجاتی از خانواده کلم پیچ هاست که دارای قدرت فوق العاده ای برای مبارز ه با سرطان از جمله سرطان روده بزرگ، سرطان ریه، سرطان سینه، مثانه و تخمدانها است.
گل کلم جزو سبزیجاتی از خانواده کلم پیچ هاست که دارای قدرت فوق العاده ای برای مبارز ه با سرطان از جمله سرطان روده بزرگ، سرطان ریه، سرطان سینه، مثانه و تخمدانها است.

پژوهشگران در جدیدترین گزارش های خود اعلام کرده اند که گل کلم دارای ترکیبات گوگرد داری است که برای از بین بردن سموم بدن و هم چنین جلوگیری از سرطان تاثیر دارد و مواد تشکیل دهنده گل کلم موجب افزایش ترشح آنزیمهای موثر در از بین بردن سموم و مواد سرطان زاست.

سایت خبری "اورینت" به نقل از " مدیکال نیوز تودی"  نوشت: با توجه به اینکه گل کلم دارای ویتامین c است از خطر اکسیده شدن سلولها و هم چنین ابتلای بدن به سرطان جلوگیری می کند.

گل کلم با داشتن مقدار زیادی منیزیم که مساله بسیار مهمی در فرایند اکسید شدن بدن است، برای حفاظت بدن از اکسیده شدن و درنتیجه ممانعت از بروز سرطان موثر است.


میزان ناباروری در حال افزایش است؛

بهترین سن باروری زنان

رئیس مرکز فوق‌ تخصصی درمان ناباروری ابن‌ سینا، گفت: وضعیت باروری در سطح جهانی طی نیم قرن اخیر تقریبا نصف شده و میزان ناباروری بطور مرتب در حال افزایش است.


به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، دکتر محمدمهدی آخوندی افزود: با توجه به پیشرفت­ ها در حوزه درمان انواع سرطان و امکان تداخل این درمان‌ها با توان باروری بیماران، متخصصان و پژوهشگران حوزه باروری و علوم مرتبط با آن تلاش کرده‌اند امکان‌هایی برای حفظ باروری بیماران پدید آورند.

این جنین‌شناس با اشاره به تحقیقات جهانی پیرامون ناباروری که در دهه‌ های اخیر پر­ رنگ ­تر شده است، گفت: تحقیقات نشان می ­دهد که میزان باروری در سطح جهانی در 50 سال اخیر تقریبا به نصف کاهش یافته و لذا، میزان ناباروری بطور مرتب در حال افزایش است. نتایج حاصل از بررسی عوامل، نشان‌ دهنده آن است که از یک سو، عوامل محیطی و از سوی دیگر، عوامل اجتماعی، فرهنگی، روانی و همچنین، برخی از بیماری‌ها بر باروری تاثیرمنفی می­ گذارند.

آخوندی، ضمن اشاره به اینکه علل فیزیکی و شیمیایی مهم‌ترین عوامل محیطی به شمار می‌آیند، افزود: دما، فعالیت های بدنی زیاد، فعالیت در محیط گرم، امواج موبایل، رادیوتراپی و پارازیت، از جمله علل مهمی‌ هستند که می ­توانند به‌ شدت بر باروری اثر بگذارند، عملکرد طبیعی هورمون‌ها را دچار اختلال کنند و سبب پایین آمدن کیفیت اسپرم‌ها و تعداد، حرکت و شکل آن‌ها شوند.

وی تصریح کرد: نوع تغذیه، سبک زندگی، فشارهای روانی، اضطراب‌های شغلی و به‌خصوص، آلاینده‌های محیطی در کیفیت اسپرم مردان تأثیرگذار است و تمام این عوامل دانشمندان را دچار نگرانی کرده است. از این رو، باید برای کاهش عوامل خطر، که سبب افزایش نازایی و کاهش قدرت باروری می شوند، برنامه‌ریزی کرد.

رئیس مرکز درمان ناباروری ابن‌سینا گفت: عوامل اجتماعی و فرهنگی همچون اعتیاد به سیگار، تنش ­های روزمره زندگی، بالا رفتن سن ازدواج و نوع اشتغال می­ توانند بر باروری افراد تأثیرگذار باشند و سبب پایین آمدن کیفیت و کاهش اسپرم در مردان و تخمک در زنان شوند و اثری منفی بر قدرت باروری آن‌ها بر جای بگذارند.

آخوندی، ضمن تاکید بر مسئله سن باروری در زنان، گفت: بهترین سن باروری در خانم‌ها بین 25 تا 30 سال است. تا سن 35 سالگی، به علت ذخیره تخمک‌ها در تخمدان و آزاد شدن آنها به‌ مرور، نگرانی چندانی در مورد قدرت باروری زنان وجود ندارد اما پس از این سن، کم‌کم و به طور مداوم، از قدرت باروری زنان کاسته می­ شود، به گونه­ ای که به طور مثال، اگر امکان باروری با لقاح خارج رحمی برای یک زن 32 ساله چیزی در حدود 35 درصد باشد، این امکان در سن 42 سالگی، اگر اساساً آن زن دارای تخمک باشد، حدود 5 تا 10 درصد خواهد بود.

وی با اشاره به بیماری­ هایی که ممکن است باروری را به مخاطره اندازند، گفت: یائسگی‌های زودرس و بیماری‌هایی مانند اوریون، لوپوس، ام اس و اندومتریوز، که به دستگاه­های تولید مثل مربوط می­ شود، و می­ توانند دارای علل ویروسی باشند یا از سن کودکی فرد را درگیر خود کنند از جمله عللی‌اند که باروری را با مشکل مواجه می­کنند.

این متخصص جنین‌شناسی در ادامه افزود: آنچه در حفظ باروری افراد از اهمیت بیشتری برخوردار است، سرطان است که نیاز به توجهی بسیار دارد چراکه میزان ابتلا به سرطان بسیار بالا است. سرطان می‌تواند از کودکی بر افراد تأثیرگذار باشد و به‌تنهایی سبب کاهش قدرت باروری شود. از آنجا که داروهایی که برای درمان سرطان استفاده می­ شوند، داروهایی هدف‌دار نیستند که صرفاً سلول‌های سرطانی را از بین ببرند، بر روی سایر سلول‌های در حال تقسیم بدن، همچون سلول‌های جنسی، نیز تأثیر می­ گذارند.

رئیس مرکز درمان ناباروری ابن‌سینا، ضمن اشاره به اینکه زمان مناسب جهت اقدام افراد برای حفظ باروری چه زمانی است و چه افرادی باید مراقب باروری خودشان باشند، گفت: حفظ باروری هم برای کم کردن خطر باروری در سنین بالا و هم برای کسانی که توان تولید مثل خود را بر اثر بیماری یا درمان آن از دست داده‌اند مورد توجه قرار می‌گیرد.

مهر





نوع مطلب : عجایب خلقت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، در مورد حجاب و زن، کنترل جمعیت، احکام، احکام زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 دی 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
قوّامیّت مردان در بیان قرآن

مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنكه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنكه از اموالشان خرج مى ‏كنند.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، در طی رشد اندیشه اسلامی و دگرگونی در دانش مسلمانان، ما مواجه با تحول در تفسیر و نو به نو شدن فهم مفسران از آیات قرآن هستیم.

هر چند پیدایش تفسیر در آغاز با کاوش در واژگان قرآن شکل گرفت، اما هر چه می گذشت، نگاه مسلمانان به قرآن به لحاظ کمی و کیفی گسترش می یافت و فهم مسلمانان با نقادی بیشتر انجام می گرفت.

یکی از آیاتی که در دوره های مختلف مورد توجه مسلمانان بوده و دگرگونی و حتی نزاع هایِ تفسیریِ فراوانی درباره آن انجام گرفته و با نگاه های متفاوت اجتماعی همراه بوده، تفسیر آیه 34 نساء مخصوصاً قسمت قوّامیت این آیه است.

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا

مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنكه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنكه از اموالشان خرج مى ‏كنند. پس، زنانِ درستكار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‏] حفظ كرده، اسرار [شوهرانِ خود] را حفظ مى ‏كنند. و زنانى را كه از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست‏] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاه‏ ها از ایشان دورى كنید و [اگر تأثیر نكرد] آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت كردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش‏] مجویید، كه خدا والاى بزرگ است.

در این آیة سه فراز مستقل دارد، به گونه ای با هم مرتبط هستند و ما در این مقاله به بررسی فراز اول این آیه می پردازیم:

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ

فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ

وَ اللاَّتِی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیًّا كَبِیراً


نكات فراز نخست آیه:

1- کلمه قَوَّامُونَ، از ماده قَوَمَ، و قیام گرفته شده و قواّم، در لغت به كسی گفته می‌ شود که به پا ایستاده و کارها را به خوبی و مصلحت انجام می دهد. [1]

قیّم، و قَیّام و قوّام، برای صیغه مبالغه و از باب تکثیر آمده، و به کسی گفته می شود که بسیار تدبیر می کند.

در مفردات راغب به دو شیوه معنا شده، یا قیام با تسخیر، یا قیام با اختیار.

منظور از قیام با تسخیر، احاطه، و بکارگیری است. اما قیام با اختیار، بهره گیری با پذیرش مسئولیت نگهداری و رعایت مصالح است. (المراعاة للشئ و الحفظ له) و نمونه های اختیاری قیام در قرآن فراوان است.

یکی از نمونه های آن همین آیه است و نمونه دیگر، قیام به لیل (زمر/9)، شب زنده داری، ذکر برخاسته و نشسته «قیامی و قعودی» (آل عمران/191) است. [2]

لذا گفته شده، به معنای، نظارت و پیگیری و مراقبت زیاد است. برخی به معنای اعمال قدرت گرفته اند. بعضی ‌ها گفته‌اند: مجموع اینها یعنی مدیریت – بعضی دیگر به معنای نگهبانی و مواظبت گرفته‌ اند و بعضی هم به معنای مجری و اجرا كننده قانون، مانند قوامون به قسط. (مائده/8)

2- نکته دیگر جمله: بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ، است که به معنای تصویر برتری عده ای از افراد جامعه بر افراد دیگر آمده و نه الزاماً زنان. و شاهد بر مسئله این است که نگفته است، بما فَضَّلَ اللَّهُ الرجال علی النسا، و نیز پاسخ قرآن به عده ای است که خواهان مساوات بودند.

از سوی دیگر، عده ای این آیه را دلیل بر فضلیت ذاتی مردان بر زنان گرفته اند. در حالی که این آیه، مسئله فضیلت برخی بر برخی دیگر را مطرح می کند، نه فضیلت مردان بر زنان.

آیه دلالت دارد که به دلایلی مردها در خانه حق اعمال مدیریت  دارند. زیرا هر گروه و جامعه و جمعیت و نهاد و كانونی باید مدیری داشته باشد كه كارها را نظم دهد و هماهنگ كند و در صورت بروز اختلاف نظر تصمیم بگیرد.

خانواده از همین نهادهای اجتماعی است كه اصل آن با صفا و صمیمیت و توافق كارها را اداره می‌كند. اما اگر در جایی اختلاف نظر و سلیقه پدید آمد، که نمی توان برای هر مسئله ای به دادگاه و محام مراجعه کرد.

اگر خانواده، هماهنگ ‌كننده‌ای نداشته باشد، یا زن و مرد در ادارة امور آن برابر باشند، ناچار باید برای حل اختلاف خود در هر موقع به دیگری و یا دادگاه رجوع كنند و این برخلاف اصل سهولت، آرامش، تحفظ و رازداری است.

قرآن فصل خصومت كرده و برای تثبیت خانواده و رعایت مصلحت این نهاد، مسئولیت را به مرد داده است و این مسئولیت، امتیاز و حق فردی برای شوهر محسوب نمی ‌شود.

3- مفهوم واگذاری مدیریت به مردان به این معنا نیست كه زنان از شرایط انجام مدیریت برخوردار نیستند، چون در قرآن با تعبیر‌«بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ» آمده است، در میان زنان گاه، زنانی با توانایی های بیشتر از مردان یافت می‌شود، لذا با واژه بعض آمده است. [3]

نتیجه گیری از این فراز از آیه:

1- قوامون به معنای حق مدیریت است و این حق به دلیل برتری های نوعی افرادی بر افراد دیگر و از آن جمله توانایی های انجام کارهای سنگین در مردان و پذیرش معیشت خانواده است. و به معنای تدبیر و مدیریت  و پا خواستن و ایستادگی كردن و تلاش و كوشش داشتن مرد است، چون لازمة قیام اهتمام است.

2- قوامیت رجال، یعنی نوع رجال، نه همه مردان (یعنی همسر آن زن) و از این رو می تواند در مواردی برعکس باشد، و زنی برمردی قوامیت داشته باشد، به گونه ای که او اداره خانه را به عهده می گیرد، مرد بیمار است، کار نمی کند، معیشت به عهده زن یا طرفین است.

3- این آیه در پاسخ به خواسته‌ای از زنان نازل شده كه می‌گفته‌اند: «لَقینا إستوینا مَعَ الرجال فِی المِیراثِ و شَرَكناهُم فِی الغَزوَة» [4] ما را با مردان همسان از مسئولیت و مدیریت و ارث بگیرید و ما هم بتوانیم در جنگ ها مانند مردان شرکت کنیم.

قرآن پاسخ می ‌دهد: مردان مسئولیت در کارهای سنگین و خانواده را دارند، و اگر در ارث دو برابر زنان ارث می برند، چون مهریه و مخارج زندگی به عهده آنان است؛ و لذا نمی ‌خواهد بگوید همه مردان برتری بر همه زنان داده شده، گویی می‌خواهد حكم اغلبیت را بیان كند. این برتری هم جنبه عقلی و علمی و مرتبه كمالات ندارد، بلكه به لحاظ ساختار بدنی و موقعیت اجتماعی است.

4- واژه «بِما أَنْفَقُوا» به صیغة ماضی آمده تا اشاره به یکی از علل قوامیت یعنی لزوم تأمین نفقه زن كند؛ چون از پیش چنین روشی بوده كه مردها اداره زندگی و نفقه خانه و همسر را به عهده می‌گرفتند و لذا تعبیر «بِما أَنْفَقُواِ من اموالهم» با لفظ ماضی آمده و استفاده می‌شود كه قوامیت و انفاق، ناظر به واقعیت اجتماعی و اغلبیت روشی جامعه و از باب حجت خطابی، یعنی ناظر به ذهنیت غالب بشر بیان شده است.

پی نوشت ها:

[1]- ابن عاشور، ج 5/38.

[2]. مفردات الفاظ القرآن، ص690، تحقیق داودی .

[3]- مغنیه، تفسیر الكاشف، ج 2/315الی 316.

[4]. فی الدر المنثور 2: 153- همچنین: ابن عاشور، التحریر و التنویر، ج 5/38.





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، احکام زناشویی، احکام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حکم یک ازدواج

اگر مردی با زنی زنا کند، آیا می تواند با دختر آن زن ازدواج کند؟

به گزارش جام نیوز، یکی سوالات مطرح در مسئله ازدواج اینکه اگر مردی با زنی زنا کند، آیا می تواند با دختر آن زن ازدواج کند؟

امام خمینی(ره):

احتیاط واجب آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(تحریرالوسیله، 1408هـ ق،ج2، ص 278، م5)

(توضیح المسائل،1383، ص 331، م2396)

 
آیة الله اراکی(ره):

احتیاط مستحب آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(توضیح المسائل،1372، ص 444، م2410)

(المسائل الواضحه،1373، ج2، ص 85، م 2410)

 
آیة الله بهجت(ره):

احتیاط مستحب آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(جامع المسائل، ج3، ص 558، پاراگرف آخر)

(توضیح المسائل، 1384، ص 382، م 1915)

(احکام ازدواج، 1385، ص 56)

 
آیة الله تبریزی(ره):

اولی آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(توضیح المسائل، 1383، ص 367، م 2405)

(منهاج الصالحین، ج2، 1426هـ ق، ص 336، م 1251)

 
آیة الله خوئی(ره):

احوط و اولی است که با دختر او ازدواج نکند. (احتیاط مستحب)

(توضیح المسائل، ص 429 ، م 2405)

(منهاج الصالحین، 1410هـ. ق، ص 263، م 1251)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

احتیاط مستحب آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(توضیح المسائل، 1423، هـ ق، ص 479، م 2356)

(منهاج الصالحین، 1427، هـ ق، ج3، ص 59 م 168)

 
آیة الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):

نمی تواند با دختر او ازدواج کند.

(المسائل الشرعیه، 1428هـ ق، ص 545 م2403)

(توضیح المسائل، 1383، ج2، ص 196، م 2403 و 2404)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

احتیاط واجب آن است، با دختر او ازدواج نکند.

(هدایة العباد، 1420 هـ ق، ج2، ص 432، م 5)

(توضیح المسائل، ص 286، م 2405)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

احتیاط واجب این است که با آن دختر ازدواج نکند.

(توضیح المسائل، 1383، ص 430، م 2519)

(الاحکام الواضحه، 1424 هـ ق، ص 377، م 1663)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

نمی تواند با دختر او ازدواج کند.

(هدایة العباد، ج2، ص 339، م 1167)

(عروة الوثقی، ج2، م28، ص 664)

آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

احتیاط واجب آن است که با او ازدواج نکند.

(توضیح المسائل، ص 476، م 2392، متخب المسائل، 1420 هـ ق، ص 311، م 983)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند.

(منهاج الصالحین، 1386، ج3، ص 297، م 1251)

(توضیح المسائل، ص 465، م 1388، 2460)





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، کنترل جمعیت، علما، احکام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از پیغمبر اکرم(ص) مرویست که جایز نیست برای بشری که بشر دیگری را سجده نماید و اگر جایز بود هر آینه زن را امر می کردم که شوهر خود را سجده نماید.

اطاعت از شوهر در راستای اطاعت از خدا و رسول!

 افکارنیوز- از جمله کسانی که اطاعت امرشان، اطاعت خدا و رسول است چون مورد امر ایشان می باشد اطاعت زن از شوهر است، همان گونه که در قرآن مجید می فرماید:

« مردان قیام کنندگان و کارگزاران بر امور زنانند و این به سبب زیادتی است که خدا به مردان نسبت به زنان داده است : (که آن عبارت است از زیادتی عقل و حسن تدبیر و زیادتی قوه و فهم و غیر اینها) و به واسطه آن چیزی که نفقه می نمایند بر زنها، ( از مهر و خوراک و مسکن و لباس) پس زنهای صالحه اطاعت کنندگان خدایند در قیام نمودن به حقوق شوهران خود، در غیاب شوهر نگاه دارنده اند،( عفت و عصمت و حفظ خود از مرد اجنبی و در ضبط و حفظ مال شوهر).۱

و از پیغمبر اکرم(ص) مرویست که جایز نیست برای بشری که بشر دیگری را سجده نماید و اگر جایز بود هر آینه زن را امر می کردم که شوهر خود را سجده نماید.۲

پی نوشت:۱- سوره ۴، آیه ۳۸.
۲- وسائل شیعه، کتاب نکاح باب۱۸۱.
۳- گناهان کبیره،ج۱،ص۷۳و۷۴.




نوع مطلب : حدیث، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، پیامبر اکرم(ص)، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، احکام زناشویی، احکام، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شصت روش بـرای اینکه شوهرتان را قدرتمند سازید


به گزارش سرویس کشکول جام نیوز، نیازهای مردان و زنان در بعضی جهات مشابهند ولی از آنجا که مردان، مریخی و زنان، ونوسی هستند در یکسری موارد نیز با یکدیگر تفاوت دارند. همه ما انسانها ذاتا دوست داریم مورد توجه و احترام قرار بگیریم. اگر ما با نیازهای دو طرف آشنا باشیم مسلما روابطمان با همسرمان رو به بهبود می رود. وقتی مردی از جانب همسرش مورد احترام قرار می گیرد، به تدریج سعی می کند تبدیل به شخص برتری شود. احترام یکی از فاکتورهایی است که اغلب مردان به آن توجه بسیاری نشان می دهند. عشق و احترام برای یک مرد تقریبا هم معنی است. بدون شک با انجام روش های زیر شگفت زده شده و شاهد نتایج باورنکردنی آن خواهید بود:

۱. اجازه دهید متوجه شود چقدر وجودش برای شما اهمیت دارد.

۲. حتی اگر با شما مخالفت می کند، باز هم به صحبت های او گوش دهید.

۳. از او تقاضای کمک کنید.

۴. به او بگویید که او را دوست دارید و به وجودش افتخار می کنید.

۵. بگذارید برای خود سرگرمی داشته باشد.

۶. به او اعتماد داشته باشید.

۷. وقتی با هم بیرون می روید، درباره مشکلات صحبت نکنید.

۸. بر روی اعمال خوب او متمرکز شوید.

۹. به علایق او احترام بگذارید.

۱۰. وقتی به منزل برمی گردد، خوشحال باشید.

۱۱. اجازه دهید نیم ساعت بعد از کار استراحت کند.

۱۲. به هیچ یک از اعضای خانواده اجازه ندهید به او بی احترامی کند.

۱۳. در مقابل کسی که به او بی احترامی می کند بایستید.

۱۴. از تلاشی که برای زندگی تان می کند قدردانی کنید.

۱۵. در کارهای تان با او مشورت کنید.

۱۶. برای رسیدن به اهدافتان با هم برنامه ریزی کنید.

۱۷. بیش از اندازه کار نکنید، برای او نیز وقت بگذارید.

۱۸. اگر مرتکب اشتباهی شد، او را ببخشید.

۱۹. طوری رفتار کنید که به او نیاز دارید.

۲۰. تمام اوقات فراغت او را با کارهای منزل پر نکنید.

۲۱. مغرور نباشید و اشتباهات تان را بپذیرید.

۲۲. وقتی دچار استرس است او را آرام کنید.

۲۳. اگر مشغول صحبت با شماست، گوش کنید و با طرح چند سوال به او نشان دهید که کاملا به او توجه دارید.

۲۴. به خاطر زحمتی که می کشد از او سپاسگزاری کنید.

۲۵. به دلیل هر آنچه که هست به او افتخار کنید.

۲۶. حرف های تان را با عشق بیان کنید.

۲۷. وقتی با او هستید پرانرژی باشید.

۲۸. از او انتظار نداشته باشید تمام وقتش را برای انجام کارهای شما صرف کند.

۲۹. از اینکه فرد خوبی است ابراز خشنودی کنید.

۳۰. حتی در غیاب او، جلوی دیگران از او به خوبی یاد کنید.

۳۱. احساسات تان را با او در میان بگذارید ولی آن را به طور خلاصه بیان کنید.

۳۲. حداقل سه مورد از کارهای خوبش را به او گوشزد کنید.

۳۳. در مقابل دیگران به او افتخار کنید.

۳۴. صبح ها با او بیدار شوید حتی اگر مجبور نباشید زود بیدار شوید.

۳۵. در مواقع سختی پشتیبان او باشید.

۳۶. او را در هر شرایطی بپذیرید و هرگز از خود نرانید.

۳۷. وقتی عصبانی است به او گیر ندهید.

۳۸. به او کمک کنید به اهدافش برسد.

۳۹. به او کمک کنید عادات بدش را ترک کند.

۴۰. دیگران را با او مقایسه نکنید.

۴۱. از کارهایی که در منزل انجام می دهد، تشکر کنید.

۴۲. پیش از تصمیم گیری های مهم با او مشورت کنید.

۴۳. توانایی های او را دست کم نگیرید.

۴۴. حرفتان را مستقیم بزنید و از حاشیه رفتن بپرهیزید.

۴۵. حتی اگر از هم فاصله دارید، توجه تان را به او نشان دهید.

۴۶. با او دعوا و مشاجره نکنید.

۴۷. با او مودب و مهربان رفتار کنید.

۴۸. برای هر موضوعی او را سرزنش نکنید.

۴۹. وقتی کار اشتباهی می کند، به او نگویید: به تو گفتم اینطوری می شود!

۵۰. بر سر پول با او دعوا نکنید، او خود نسبت به این موضوع احساس مسئولیت می کند.

۵۱. با او به پیاده روی بروید.

۵۲. خوبی های او را بزرگ و بدی هایش را کوچک جلوه دهید.

۵۳. از او انتظار نداشته باشید بتواند فکر شما را بخواند، او این توانایی را ندارد.

۵۴. اگر می خواهید وسایل یا کاغذهایش را دور بیندازید، ابتدا از او بپرسید.

۵۵. به تناسب اندامتان اهمیت دهید.

۵۶. ظاهرتان را برای او بیارایید.

۵۷. اگر از دست او عصبانی هستید، با او قهر نکنید.

۵۸. بهترین دوست او باشید.

۵۹. تنها به خاطر وجود خودش به او عشق بورزید.

۶۰. با احترام با او رفتار کنید.


حکم خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر

  خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر جایز نیست.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز،یکی از سوالات مربوط به خانواده در خصوص حکم خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر است که به بخشی ازاینگونه سوالات می پردازیم

سوال: زنی که بدون اجازه شوهر به همراه فرزندانش خانه را ترک کرده و او را از دیدار آنان محروم ساخته حکمش چیست؟

خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر جایز نیست. همچنین مادر حق ندارد پدر بچه‌ها را از دیدن فرزندانش محروم کند و شوهر می تواند از دادگاه، اجبار همسرش به رعایت قانون را خواهان شود و در ضمن، در صورت عدم تمکین، زن دیگر حقی برای دریافت نفقه نخواهد داشت.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):

در هر صورت خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر جایز نیست.


حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

از نظر شرعی چنانچه زن از تمکین خودداری نماید، ناشزه بوده و نفقه به او تعلق نمی‌گیرد.


حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی(مد ظله العالی):

از قضیه شخصیه اطلاعی ندارم به طور کلی چنانچه زن بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود ناشزه بوده و مستحق نفقه نیست و همچنین مادر حق ندارد پدر بچه‌ها را از دیدن فرزندانش محروم کند.

 

تبیان





نوع مطلب : احکام زناشویی، احکام، کنترل جمعیت، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 آذر 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
احکام زناشویی (1)

مكروهات آمیزش چیست؟


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

یکی از آن احکام مربوط است به مکروهات زمان آمیزش که عبارت است:


1. اول ظهر
2. مقابل قبله
3. پشت به قبله
4. در زیر آسمان
5. در حال ایستاده
6. در هنگام غروب آفتاب
7. در شب عید فطر و قربان
8. بعد از غذا و با شكم پر
9. در شبی كه ماه گرفته باشد
10. در روزی كه خورشید گرفته باشد
11. در حالی كه بچه ناظر آنها باشد
12. در حال احتلام پیش از غسل یا وضو، البته اگر بدون فاصله چند بار آمیزش انجام گیرد مكروه نیست.
13. بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشید
14. در حالی كه هر دو كاملاً عریان باشند.

 

منبع: العروة الوثقی، النكاح، م 11.

 

احکام زناشویی(2)


یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

سوال:
آیا انسان می‏تواند در یك شب، چند بار با همسرش مجامعت كند؟


همه مراجع: آری، جایز است؛ مگر آنكه افراط در این امر، برای سلامتی زن ضرر داشته باشد.

 

العروة الوثقی، فی ما یكره علی الجنب، السابع.


احکام زناشویی(3)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز،به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است

سوال :

حكم نزدیكی از پشت در زمانی كه زن حائض است، چیست؟

پاسخ:
آیات عظام امام، خامنه ‏ای، صافی، مكارم و نوری: كراهت شدید دارد.

نوری، توضیح ‏المسائل، م 452 ؛ امام و صافی، توضیح ‏المسائل مراجع، م 450 ؛ مكارم، تعلیقات علی العروة، احكام الحیض، السابع و خامنه‏ ای، استفتاء، س 425.


آیات عظام بهجت، تبریزی و وحید: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست. وحید، منهاج‏ الصالحین، ج 2، م 228 ؛ بهجت، وسیلة النجاه، ج 1، م 268 ؛ تبریزی، منهاج‏ الصالحین، ج 1، م 228.


آیات عظام سیستانی و فاضل: اگر زن راضی باشد، كراهت شدید دارد و اگر راضی نباشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

فاضل، تعلیقات علی‏ العروة، احكام الحیض، السابع ؛ سیستانی، توضیح‏ المسائل مراجع، م 450.

احکام زناشویی(4)
یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


سوال:
نزدیكی و آمیزش با همسر در شب یا روز شهادت معصومین علیهم السلام چه حكمی دارد؟

پاسخ:

حرام نیست ولی در صورتی كه ضرورت ندارد، بهتراست احترام كنید و این کار را به زمان دیگری بیندازید.

 

پرسمان دانشجویی


احکام زناشویی 5

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

سوال : آیا مرد می‏تواند همسرش را با شی‏ء خارجی و وسایل مصنوعی از لحاظ جنسی اشباع كند؟


همه مراجع: خیر، استفاده از این روش جایز نیست؛ ولی می‏تواند با هر نقطه از بدن خود او را ارضا كند.

فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1656 ؛ صافی، جامع الاحكام، ج 2، س 1327 ؛ دفتر: همه مراجع.


احکام زناشویی(6)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


 به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

سوال :

1) آیا شوهر می‏تواند هنگام آمیزش بدون رضایت همسرش به طور طبیعی عزل كند؟

 

همه ‏مراجع (به جز تبریزی): آری، اشكال‏ ندارد؛ ولی بدون‏ رضایت زن كراهت دارد.

امام، فاضل، نوری و مكارم: تعلیقات علی العروة، ج 2، كتاب النكاح، الفصل الاول، م 6 ؛ بهجت، احكام پزشكی، ص 41 ؛ سیستانی، منهاج‏ الصالحین، ج 3، م 10 ؛ صافی، هدایةالعباد، ج 2، كتاب النكاح، م 10 ؛ خامنه ‏ای، استفتاءات، س 764 و 398 و دفتر: وحید.


آیةاللَّه تبریزی:بنا بر احتیاط واجب، باید با رضایت زن عزل كند.

تبریزی، صراط النجاة، ج 1، م 796.


2)آیا زن می‏تواند هنگام آمیزش به طور طبیعی عزل كند؟


همه مراجع: اگر شوهر راضی باشد، اشكال ندارد و در غیر این صورت عزل زن حرام است.

امام، فاضل، نوری و مكارم: تعلیقات علی العروه، ج 2، كتاب النكاح، الفصل الاول، م 6 ؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، م 11 ؛ سیستانی، منهاج‏ الصالحین، ج 3، م 10 ؛ صافی، هدایةالعباد، ج 2، كتاب النكاح، م 10 ؛ خامنه ‏ای، استفتاءات، س 1353 ؛ تبریزی، صراط النجاة، ج 1، م 796 و دفتر: وحید.


تبصره.

عزل زن به این است كه هنگام آمیزش خود را كنار بكشد؛ به طوری كه آب شوهر در رحم او ریخته نشود و عزل مرد به این است كه هنگام آمیزش آب خود را بیرون از رحم زن بریزد.


احکام زناشویی(7)

آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر به وسیله دارو از بارداری جلوگیری نماید؟

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از سوالاتی که در خصوص مسائل زنا شویی مطرح است اینکه آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر به وسیله دارو از بارداری جلوگیری نماید؟

 

پاسخ :


امام خمینی(ره):

بدون رضایت شوهر جایز نیست.

(استفتائات 1382، ج3، ص 283، س 7)


آیة الله بهجت(ره):

اگر نکاح مشروط به استیلاد (بچه دار شدن) بوده است، نمی تواند.

(استفتائات، 1386، ج4، ص 77، س 4842)


آیة الله تبریزی(ره):

در صورتی که جلوگیری موقت باشد و ضرر زیادی نداشته باشد، اجازه شوهر لازم نیست.

(صراط النجاة، ج 9، ص 275، س 930)

(منهاج الصالحین، ج2، ص 356، م 1378)


آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

محل اشکال است. (بنابر احتیاط بدون رضایت شوهر اقدام نکند).

(اجویة الاستفتائات، ص 300، س 1259 و سوال از دفتر)


آیة الله خوئی(ره):

در صورتی که جلوگیری موقت باشد و ضرر زیادی نداشته باشد، اجازه شوهر لازم نیست.

(صراط النجاة، ج2، ص 319، س 1005)

(منهاج الصالحین، ج2، ص 284، م 1378)


آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

اجازه شوهر لازم نیست.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 116، م 385)

(ملحقات کتاب منهاج الصالحین، ص 217، س 169)


آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

رضایت شوهر لازم نیست.

(جامع المسائل، ج1، ص 459، س 1751 و ج 2، ص 480، س 1337)


آیة الله گلپایگانی(ره):

ظاهراً اذن شوهر شرط نیست.

(مجمع المسائل، ج2، ص 173، س 486 و ج 3، ص 244، س 70)


آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

باید با رضایت شوهر باشد.

(استفتائات جدید، ج2، ص 609، با استفاده از س 1765)


آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

جلوگیری برای مدت طولانی جایز نیست و در صورت موقت با تذکر شوهر به عدم رضایت، جایز نیست.

(هزار و یک مساله فقهی، ج1، ص 280، س 960)


آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

رضایت شوهر لازم نیست.

(منهاج الصالحین، ج 3، ص 318، م 1378)


احکام زناشویی(8)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.



به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه، حكم مردی كه با همسرش در زمان حیض نزدیكی كند، چیست؟


آیات عظام امام، خامنه ‏ای و فاضل: نزدیكی، در این حال بر هر دو حرام است و بنابر احتیاط واجب باید شوهر كفاره بدهد.

توضیح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452 و دفتر: خامنه‏ ای.


آیةاللَّه بهجت: نزدیكی در این حال بر هر دو حرام است و باید شوهر كفاره بدهد.

بهجت، توضیح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452.


آیات عظام تبریزی، سیستانی و نوری: نزدیكی در این حال بر هر دو حرام است و باید شوهر استغفار كند و بنابر احتیاط مستحب كفاره هم بدهد.

سیستانی و تبریزی، توضیح ‏المسائل مراجع، م 450 و 452 ؛ نوری، توضیح‏ المسائل، م 452 و 454.


آیات عظام صافی، مكارم و وحید: نزدیكی در این حال بر هر دو حرام است و بهتر (احتیاط مستحب) است، شوهر كفاره بدهد.

مكارم و صافی، توضیح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452 ؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م 456 و 458.


تبصره: مقدار كفّاره یاد شده بدین قرار است: اگر نزدیكی در ثلث اول روزهای حیض باشد، «یك مثقال» (18 نخود) طلا و در ثلث دوم «نیم مثقال» (9 نخود) طلا و در ثلث سوم، «یك چهارم مثقال» (5/4 نخود) طلا است.

 


احکام زناشویی(9)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.
 
به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه، اوقات مكروه  برای  آمیزش چیست؟
 
پاسخ:

در اوقات مواردی آمیزش مكروه است؛ از جمله
1. اول ظهر
2. مقابل قبله
3. پشت به قبله
4. در زیر آسمان
5. در حال ایستاده
6. در هنگام غروب آفتاب
7. در شب عید فطر و قربان
8. بعد از غذا و با شكم پر
9. در شبی كه ماه گرفته باشد
10. در روزی كه خورشید گرفته باشد
11. در حالی كه بچه ناظر آنها باشد
12. در حال احتلام پیش از غسل یا وضو، البته اگر بدون فاصله چند بار آمیزش انجام گیرد مكروه نیست.
13. بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشید
14. در حالی كه هر دو كاملاً عریان باشند.

 

العروة الوثقی، النكاح، م 11.


احکام زناشویی(10)

در جایی كه روابط زناشویی (و افراط در آن) برای سلامتی زن ضرر داشته باشد، آیا زن می‏تواند تمكین نكند؟


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه در جایی كه روابط زناشویی (و افراط در آن) برای سلامتی زن ضرر داشته باشد، آیا زن می‏تواند تمكین نكند؟


همه مراجع: اگر برای سلامتی زن ضرر داشته باشد، می‏تواند تمكین نكند.

فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1658 ؛ توضیح ‏المسائل مراجع، م 2412 ؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م 2476 ؛ نوری، توضیح‏ المسائل، م 2408 ؛ دفتر: خامنه‏ ای.


تبصره. هرگاه زن برای عدم تمكین و نزدیكی، عذر شرعی (مانند حیض، خطر سلامتی بدن و...) داشته باشد، می‏تواند از نزدیكی ممانعت كند.


احکام زناشوئی(11)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه آیا زن و شوهر، می‏توانند در زمان حیض به جز نزدیكی، سایر استمتاعات را از یكدیگر داشته باشند؟


نظرهمه مراجع:

آری، جایز است؛ ولی كامیابی از ناف تا زانوی او كراهت دارد، مگر آنكه از روی لباس باشد.

العروة الوثقی، احكام الحیض، السابع.


(احكام زن و شوهر، سیدمجتبی حسینی)





نوع مطلب : احکام زناشویی، پاسخ به شبهات، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، کنترل جمعیت، احکام، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

احکام عزاداری از زبان حجت‌الاسلام فلاح‌زاده؛

مطابق فتوای رهبری قمه‌زنی مخفیانه هم حرام است/ حضرت آقا با برهنه‌شدن در عزاداری‌ها مخالفند

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR طی فراخوانی به پرسش‌های شرعی مخاطبان درباره احکام عزاداری پاسخ داده است. به عنوان نمونه درباره قمه‌زنی حتی به صورت مخفیانه آمده که حضرت آقا منع کردند و فرمودند این عزاداری نیست، بلکه تخریب عزاداری است.

به گزارش جهان به نقل از KHAMENEI.IR، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین فلاح‌زاده، کارشناس مسائل فقهی به پرتکرارترین سوالات، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌ است که در ادامه متن پاسخ‌ به این سوالات ارائه می‌شود.

*یک عزاداری مورد رضایت اهل بیت (ع) چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟
در جواب باید عرض کنیم عزاداری دو حیث دارد: یک حیث محتوایی است و مطالبی که گفته می‌شود، یک حیث قالب و شیوه عزاداری است. از نظر محتوا آنچه که گفته می‌شود نباید مطالب حرام و خلاف شرعی باشد، یعنی دروغ نباشد، غلو نباشد، موجب وهن به مذهب نباشد، موجب تنقیص مقام اباعبدالله (ع) و معصومین (ع) نباشد و همچنین موجب پایین آمدن مقام خود مومنین و عزاداران هم نباشد؛ یعنی از نظر محتوا یعنی مطالب مستند باشد، خلاف عقاید مکتب اهل بیت نباشد، خلاف مرام اهل بیت نباشد الی آخر که توضیح داده شد. نسبت به شیوه عزادارای اولا همراه با کار حرام نباشد مثل موسیقی حرام و امثال اینها، و موجب وهن مذهب هم نباشد، یعنی کاری نکنند که سوژه به دست دشمنان بیافتد و با این شیوه عزاداری که داریم، آنها علیه مکتب اهل بیت و پیروان مکتب اهل بیت تبلیغ سو داشته باشند. اجمالا این را می‌توانیم ویژگی‌های عزاداری مناسب مورد رضایت اهل بیت برشماریم.

*توجه به اطعام‌هایی که در ایام محرم داده می‌شود و انسان به حلال بودن آنها یقین ندارد، آیا خوردن آنها اشکال دارد؟ لطفا هم از نظر فقهی و هم از نظر اخلاقی پاسخ فرمایید. اگر نذری کسی که خمس نمی‌دهد را بخوریم چطور؟

در مواردی که انسان غذایی را یقین ندارد به حرام بودنش، اطعام می‌کنند عزاداران را، غذایی پختند در این ایام برای شما می‌آورند یا فردی مثلا نذری می‌دهد و شما یقین دارید که خمس نمی‌دهد، به نظر حضرت آقا خوردن آن غذا، چون یقین به حرام بودن یا مخلوط به حرام بودن ندارید، یعنی یقین ندارید این غذا حرام است، یقین ندارید که متعلق خمس است، یعنی خمس در این غذا است، خوردنش اشکال ندارد. اما از نظر اخلاقی - چون پرسیدند - بعضی‌ها می‌گویند اگر باشد ممکن است اثر وضعی داشته باشد. خب اگر بتوانید احتیاط کنید خوب است؛ به این معنا که اگر تبعات سویی ندارد نخورید، قبول نکنید، یا اینکه اگر مثلا متعلق خمس هست - نه به این معنا که حتما متعلق به خمس است یعنی شبه دارید - خودتان خمسش را بپردازید یا اگر موردی هست که ممکن است از باب شبهه حرام، یعنی مال مردم مثلا باشد، به عنوان رد مظالم بپردازید؛ گرچه واجب نیست. حکم اولی که گفتیم شما یقین ندارید غذا از حرام است یا مخلوط به حرام است، خوردنش اشکالی ندارد. بنابراین در مجالس عزا که شرکت می‌کنید و اطعام می‌کنند غذا می‌دهند طعام برای شما می‌آورند و امثال اینها، خوردنش اشکال ندارد، از نظر فقهی حرام نیست. اما اگر کسی بخواهد - خلاصه به قول معروف جز اولیای الهی باشد - پرهیز بیشتری داشته باشد احتیاط خوب است.

*پرسیدند نظر آقا در مورد برهنه شدن در عزاداری چیست؟ اگر فیلمبرداری نشود و زنان نیز نبینند چطور؟ آیا از نظر فقهی، ایشان حرام میدانند این کار را؟
در پاسخ به این سوال باید عرض کنیم حضرت آقا توصیه فرمودند به برخی از مداحان که در عزاداری‌ها برهنه نشوند. اما این به عنوان یک فتوای فقهی نیست که ما بگوییم حرام است. خب اگر نامحرمانی نیستند، اگر مسئله سویی بر آن مترتب نیست، دشمنان سواستفاده نمی‌کند خب ممکن است بگوییم حرام هم نباشد؛ مثلا یک جمع محدودی هستند فیلمبرداری هم نمی‌کنند، فقط مردان هستند حالا پیراهن را از تن درآوردند و سینه می‌زنند؛ اما به طور کلی توصیه ایشان این هست - به عنوان یک توصیه - که در عزاداری‌های مردها برهنه نشوند. چرا؟ چون ممکن است هم در معرض دید نامحرمان باشند و هم دشمنان باز از این مسئله سوءاستفاده کنند برای تبلیغ علیه مکتب اهل بیت.

*اگر شخصی در روضه‌ها به صورتش دست بزند تا جایی که صورتش زخم شود، حتی کبود شود، آیا این عمل مشکلی دارد؟
در پاسخ باید عرض کنیم در حد کبود شدن که حالا ممکن است با زنجیر زدن با سینه زدن بدن کبود شود، اگر ضرر معتنابهی برای بدن نداشته باشد به نظر حضرت آقا اشکالی ندارد. اما کارهایی فراتر از اینها که ممکن است دشمنان سواستفاده کنند، مثل مجروح کردن خود، مثلا بدن را زخم کردن مثل قمه زدن، مثل عبور از روی آتش و امثال اینها که در بعضی جاها برخی از افراد انجام می‌دهند، چون به هر حال اینها اعمال مستندی نیست، در عزاداری‌ها نه وارد شده است، نه سیره بر این بوده است و امروزه هم دشمنان از اینگونه اعمال علیه مکتب اهل بیت و پیروان اهل بیت سواستفاده می‌کنند، اگر در آن حد باشد بله اشکال دارد. اما اگر در همین حد که متعارف است سینه میزنند زنجیر می‌زنند بدنشان ممکن است سرخ شود کبود شود، در حد متعارفش که ضرر معتنابهی برای بدن نداشته باشد، اشکالی ندارد.

*آیا هروله کردن در عزاداری اشکال دارد؟
اگر موجب وهن مذهب نباشد، یعنی دیگران سواستفاده نکنند علیه مکتب اهل بیت، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی توصیه این هست که از اینگونه اعمال در عزاداری ها پرهیز کنند.

در پاسخ سوال‌هایی که معمولا در مورد شیوه ی عزاداری و برخی از کارهایی که در عزاداری صورت میگیرد و اشکال شرعی هم ندارد مثل تعزیه‌خوانی و امثال اینها، وقتی سوال شده است، ضمن تایید آن عزاداری‌های متعارف و متعادلی که از دیرباز بین مومنین مرسوم بوده اضافه فرمودند: "بهتر آن است که مجلس ذکر مصیبت برپا کنند". پس معلوم است که اینگونه کارهای متعارف مثل هیئت‌های عزاداری مثل سینه‌زنی و زنجیرزنی به طور متعارف اینها اشکالی ندارد و جز شعائر دینی ما الان محسوب می‌شود. اما یک کارهایی که موجب وهن مذهب است در شان مومن نیست این کارها را انجام دهد، دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند علیه مکتب تشیع، آن کارها جایز نیست.

*در برخی هیئت‌ها به علت استقبال پرشور جوانان و تراکم جمعیت و کمبود جا در حسینیه‌ها، خیابان‌های اطراف بسته شده یا تردد در آنها با مشکل مواجه می‌شود. آیا این کار اشکال دارد؟ یا اینکه صدای عزاداری خیلی بلند باشد، اگر موجب آزار و اذیت نشود چطور؟ و اگر اشکال دارد، آیا شرکت در این مجالس با علم به اینکه داخل حسینیه نمیتوان حضور پیدا کرد اشکال دارد؟
اولا بدانیم که عزاداری حضرت اباعبدالله حسین از افضل قربات است. تاثیر بسیار زیادی و آثار و برکات بسیار زیادی دارد و همچنان باید این مراسم عزاداری اباعبدالله حسین (ع) زنده بماند و تاکید بر آن هست. خود سیره مقام معظم رهبری هم بر این است که در برخی از ایام سال مجلس عزا برپا می‌کنند، ذکر مصیبت و نوحه‌خوانی می‌شود در محضر ایشان. اما در برخی از ایام، بیرون آمدن هیئت‌های عزاداری و دسته‌ها اینها جز شعائر دینی است مثل تاسوعا و عاشورا. خب به طور طبیعی برخی از خیابان‌ها بسته می‌شود برخی از راه‌ها بسته می‌شود گرچه همان جاها هم اگر بشود مراعات کنند که به طور بسته نشود بهتر است. اما مثل راهپیمایی روز قدس راهپیمایی ۲۲ بهمن مثل تاسوعا عاشورا امثال اینها طبیعی است که اکثر مردم هم در این مراسم حضور دارند. اما در غیر این مواقع که شخصی در حسینیه‌ای یا در منزل خودش مجلس عزایی برپا کرده است ولو عزاداری سید و سالار شهیدان باشد، خلاف مقررات نظام باشد یعنی بستن راه‌ها، یا راه را بر مردم ببندند به خاطر مجلس عزاداری شخصی - گرچه عرض کردم حساب تاسوعا عاشورا جداست و اصلا خروج این هیئت‌ها و دسته‌ها جز شعائر دینی محسوب می‌شود و به طور طبیعی خیلی راه‌ها بسته می‌شود مردم هم مطلع هستند و قالب مردم هم در این مراسم شرکت دارند - اما در غیر این مواقع مومنین باید مراعات کنند، راه بر مردم بسته نشود و صدای بلندگوها آزاردهنده نباشد و مردم را اذیت نکند، همچنین صدای طبل و امثال اینها و کارهای دیگری که جانبی است - مثل ایستگاه‌های صلواتی که برپا می‌کنند - خوب است؛ ولی یک جایی باشد که هم راه مردم بسته نشود، ایجاد مزاحمت نشود و نظافت خیابان ها حفظ بماند. اما پرسیدند آیا شرکت در چنین مجلسی اشکال دارد؟ نه، شرکت در آن مجلس ولو جا هم نباشد اشکالی ندارد، ولی شما مزاحمت ایجاد نکنید و راه را نبندید.

*آیا گفتن ذکر حسین (ع) در سینه‌زنی و به اصطلاح شور تند و پشت سر هم، بی احترامی است و اشکال شرعی دارد؟ آیا این مصداق غنای روضه‌خوانی است؟
ظاهرا مصداق غنا نباشد، اما باز یک توصیه‌ای رهبر انقلاب داشتند به برخی از مداحان که این تکرار این الفاظ ثمره چندانی ندارد و عین عبارت این بود که فرمودند: «این مداحی شما، نوحه‌خوانی شما باید حکم یک منبر آموزنده را داشته باشد». یعنی قصیده‌هایی را بخوانید مطالبی را داشته باشد که مردم بر معرفت‌شان نسبت به ائمه اطهار و تاریخی که گذشته است، وقایعی که در عاشورا اتفاق افتاده است اطلاع بیشتری پیدا کنند؛ باید یک منبر آموزنده باشد. و می‌فرمودند که تکرار این الفاظ ثمره‌ای ندارد. البته نمی‌توانیم به طور کلی بگوییم حرام است؛ نه حرام نیست و به عنوان یک فتوا نیست. به عنوان یک توصیه که به جای تکرار این الفاظ مطالبی گفته شود که برای مخاطبین ضمن اینکه عزاداری هست مفید هم باشد و بر معرفت آنها بیافزاید و چیز یاد بگیرند

*به تازگی یک مغازه‌ای باز کردم و از آنجایی که در ماه محرم تعداد مشتری‌ها در منطقه ما بیشتر می‌شود و با این شرایط من مقداری هم به بازار بدهکارم، می‌خواستم بدانم اگر تاسوعا و عاشورا مغازه را باز کنم و خرید و فروشی داشته باشم اشکال شرعی دارد؟
مومنین در ایام عزای معصومین (ع) از یکسری کارها پرهیز می‌کنند: مثلا مجلس شادی ندارند اما اگر عقد خوانده شود اشکالی ندارد. معمولا کارها را تعطیل می‌کنند که در این مراسمی که جز شعائر مذهبی شناخته می‌شود، شرکت کنند. اگر مغازه باز کردن شما در آن ایام توهینی باشد به عزاداران یا به عزاداری یا به ایاعبدالله حسین، بله این اشکال دارد. اما اگر یک مغازه‌ای است که چند ساعتی باز می‌کند که برخی از حوائج مومنین برآورده شود و بعد هم مغازه را می‌بیندید و هیچ از آن برداشت نشود که بی‌‌احترامی و توهین به عزاداری و عزاداران یا خدای ناکرده به اباعبدالله حسین (ع) است، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی عرض کردیم معمولا مومنین در یکسری ایام خاص مثل عاشورا، دست از یکسری کارهای دیگر می‌کشند و همگی در مراسم عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین (ع) شرکت میکنند.

*راجع به قمه‌زنی نظر حضرت آقا را پرسیدند که به نظر ایشان چه حکمی دارد؟ آیا مقلدین سایر مراجع هم باید از این دستور تبعیت کنند؟ و نکته دوم اینکه آیا مخفیانه بودن یا مخفیانه نبودن آن با هم فرقی دارد؟
خب نظر آقا را در مورد قمه‌زنی، شاید همه شنیده باشید که ایشان این کار را در وضعیت فعلی حرام می‌دانند. تعبیر ایشان این بود که نه سابقه‌ای دارد - این کار حالا ممکن است یک سابقه‌ای داشته باشد اما در گذشته‌های دور یک چنین کارهایی مثل قمه‌زنی سابقه‌ای بین مومنین نداشته است - افزون بر اینکه امروزه از این عمل دارد علیه مکتب اهل بیت و علیه شیعیان سواستفاده می‌شود. شما اگر مراجعه کنید به برخی از سایت‌ها و کلمه شیعه را بزنید، همین تصویر قمه‌زنی دیده می‌شود. فلذا بله این کار به نظر حضرت آقا حرام است و باید از این کار پرهیز شود و فراتر از فتوا، ایشان تعبیرشان این بوده که قمه نزنند و حتی تعبیری داشتند که این عزاداری نیست، بلکه تخریب عزاداری است. بنابراین همه مومنین و مقلدین سایر مراجع با کمال احترام به مراجع معظم تقلید، از این دستور باید تبعیت کنند و از اینگونه کارها در عزاداری که اینها عزاداری نیست، بلکه به ضرر مکتب اهل بیت هست پرهیز کنند. و فرقی هم بین قمه‌زنی مخفیانه یا علنی نگذاشتند؛ بنابراین حتی جداگانه هم سوال شده است در مورد اینکه مخفیانه بروند قمه بزنند، فرمودند نه این کار را هم نباید بکنند و منع کردند.

*لعن برخی از دشمنان اهل بیت در مکان‌های عمومی یا خصوصی چه حکمی دارد؟
این هم از جمله سوال‌هایی است که بارها پاسخش را شاید همه شما از خود حضرت آقا شنیده باشید و همین اواخر بیشتر تاکید داشتند. به خاطر این فتنه‌هایی که در جهان اسلام پیش آمده است و برادرکشی و مسلمان کشی بین برخی از مسلمانان و ضرری برای جهان اسلام دارد و سودش را استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل می‌برد. بارها شنیدید که ایشان فرموده‌اند به مقدسات سایر مذاهب توهین نکنید و توهین به مقدسات سایر مذاهب را حرام دانستند. به علاوه هر عملی که موجب تفرقه بین مسلمانان شود، ایشان آن را منع کردند و حرام دانستند. بنابراین مومنین از کارهایی که به هر حال سودی ندارد، بلکه ضرر دارد و موجب اختلاف بین مسلمان‌ها می‌شود و موجب برادرکشی بین مسلمانان می‌شود یا موجب وهن مذهب هست یا به نحوی توهین به مقدسات سایر مذاهب اسلامی است انشالله بپرهیزند که این عمل جایز نیست.

سوالی دومی که در اینجا مطرح شده این است که در این مجالس می‌شود شرکت کرد یا نه یک وقت هست شما شرکت می‌کنید آن منبری را یا آن مداح را از این کار خودش باز می‌دارید حالا با تذکر محترمانه که از این گفته‌های تفرقه‌انگیز بپرهیزد این گاهی وقت‌ها لازم و واجب است اما اگر نه شرکت شما این اثر را ندارد بلکه تقویت می‌شود او مجلس چنین افرادی که تفرقه می‌اندازند تقویت می‌شود بله گاهی وقت ها شرکت در چنین مجالسی جایز نیست و باید پرهیز شود.

*نظر حضرت آقا در مورد الفاظی که در عزاداری‌ها و نوحه‌ها استفاده میشود و در شأن یک مسلمان و حتی انسان نیست و نسبت دادن یکسری الفاظ رکیک به خود چه حکمی دارد؟
کلا در عزاداری آن نزاکت و سنگینی و وزانت عزاداری باید حفظ شود. در پاسخ یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم که هم باید از مطالبی که حرام است - مثل کذب مثل غلو نسبت به ائمه اطهار - پرهیز شود و هم باید از مطالبی که دون شان یک مسلمان است، پرهیز شود. اصلا اسلام پیروان خودش را وزین سنگین و باوقار و مستقل می‌پسندد. شما نگاه کنید از جمله لباس‌های حرام، لباس شهرت است و لباس شهرت یعنی لباس سبک، لباسی که در شان یک مسلمان نیست، لباسی که از نظر رنگ دوخت یا کیفیت پوشیدن یا حتی اندراس به گونه‌ای است که اگر طرف بپوشد در جامعه انگشت‌نما می‌شود، این در شان یک مسلمان نیست. لذا در تعابیری که خوانده می‌شود در نوحه‌ها ولو حالا در مقام اظهار ارادت به معصومین یا به اباعبدالله باشد، اما در شان یک مومن نیست چنین الفاظی به کار ببرد، آنها هم شایسته نیست در عزاداری و از آن پرهیز شود.

*در مواقعی ایام عزاداری با مناسبت‌های دیگر همچون شب یلدا و عید نوروز همزمان می‌شود. پذیرایی از مهمان‌ها با شیرینی و آجیل چه حکمی دارد؟
همه می‌دانیم که مومنان و ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت مخصوصا اباعبدالله حسین (ع) در ایام عزای آن حضرت، یکسری کارهای شاد و شادی‌آفرین را کنار می‌گذارند. حتی لباس شاد نمی‌پوشند و مجلس شادی برگزار نمی‌کنند - حالا ممکن است عقدی خوانده شود به عنوان سنت پیغمبر و ازدواجی صورت بگیرد - اما مجلس شادی برپا نمی‌کنند چرا؟ به خاطر مراعات احترام حضرت اباعبدالله و همچنین ایام عزای ایشان. و لذا شایسته نیست که در مناسبت‌هایی مانند مناسبت ملی که با ایام عزای اباعبدالله حسین یا پیامبر اعظم یا ائمه دیگر تلاقی دارد و همزمان شده است، شایسته یک مومن نیست که به شادی بپردازد. من یک توضیح مختصری خدمت شما عرض کنم: اگر ما خودمان را واقعا عزادار اباعبدالله حسین می‌دانیم و عزادار پیامبر می‌دانیم یا در عزای سایر ائمه خودمان را عزادار می‌دانیم، آیا شخص عزادار که عزیزی را از دست داده، پدری را از دست داده، فرزندی را از دست داده، مجلس شادی برگزار می‌کند؟ گاهی وقت‌ها اقوام بستگان آشنایان به خاطر مرگ یک نفر از خاندان، مدت‌ها دیگر مجلس شادی برپا نمی‌کنند. برای چی؟ برای اینکه خودشان را عزادار میدانند و لذا از نظر حکم فقهی نمی‌توانیم بگوییم حرام است، اما شایسته نیست. مگر اینکه بله در آن ایام اگر کسی مجلس شادی برپا کند یا در آن شب‌ها، به نحوی اهانت و توهین به صاحب آن ایام باشد، به پیامبر اعظم سایر ائمه به اباعبدالله؛ اگر توهین تلقی شود یا قصد خدای ناکرده توهین و جسارت داشته باشد این حرام است و باید پرهیز شود.

*پرسیدند آیا انسان می‌تواند در هنگام سخن گفتن و توسل کردن به ائمه دستان خود را مانند دعا به سمت آسمان بگیرد؟
همه می‌دانند که ما دعا را از خدا می‌خواهیم؛ یعنی درخواست حاجت از خداوند است و ائمه اطهار را واسطه فیض الهی می‌دانیم و به آنها توسل می‌جوییم به عنوان حجج خداوند، به عنوان اولیای الهی که در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی دارند آنها را واسطه قرار می‌دهیم. وابتغوا الیه الوسیله؛ این دستور قرآن است. بنابراین توسل به آنها به عنوان وسیله و شفیع و کسی که در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی دارد و اصل حاجت را از خداوند می‌خواهیم. بنابراین اگر دست به دعا برداشتند و خدا را قسم دادند - مثلا به امام حسین، به پیامبر اعظم و سایر اولیای الهی - دعایی داشتند و حاجتی خواستند، این اشکالی ندارد. همه می‌دانند که ما اعتقادمان بر این هست که شخص پیامبر و ائمه اطهار، عباد الهی هستند، بندگان واقعی خدا هستند. ما در تشهد می‌خوانیم اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له، اول شهادت به وحدانیت خداوند، بعد از آن می‌خوانیم و اشهد ان محمد عبده و رسوله؛ یعنی حتی پیامبر را به عنوان عبد و بنده خدا و فرستاده خدا می-دانیم. همه مراجع معظم تقلید و حضرت آقا فتوای‌شان بر این است که اگر کسی به حرم مشرف شد و برای صاحب حرم، حتی امام، سجده کند آن سجده حرام است؛ سجده فقط برای خدا. سجده شکر به عنوان شکر الهی جهت زیارتی که نصیبش شده این اشکالی ندارد، اما سجده برای امام نیست اگر ضریح بوسیده می‌شود اگر در و دیوار بوسیده می‌شود به خاطر شدت ارادت به صاحب آن خانه است، نه اینکه اینها علاقمند به آهن و فولاد و سنگ و آجر باشند، مثل بوسیدن پیراهن حضرت یوسف است که پیامبر خدا حضرت یعقوب بوسید و بر چشم خود گذاشت.

*منظور مقام معظم رهبری در خصوص عدم شرکت زنان در دسته‌جات عزاداری چیست؟ لطف نظر مبارک ایشان را تبیین فرمایید. چرا که در ایام شهادت ائمه بسیاری از هیئات مذهبی اقدام به راه‌اندازی دسته‌جات مذهبی می‌نمایند و زنان نیز پشت سر مردان حضور دارند. آیا این حضور زنان در پشت سر مردان در دسته‌جات اشکال دارد؟
اولا اگر مصداق اختلاط محرم و نامحرم باشد که حرام است که دیگر حدودی برای این مسئله مشخص شده است و همین جا توصیه میکنیم در هیئت‌ها و در مجالس عزا، همه جا باید این رعایت شود و خانم‌ها حجاب‌شان را مراعات کنند و همه نگاه‌شان را نگه دارند؛ نگاه به نامحرم. اما در خصوص اینکه خانم‌ها هم دنبال دسته عزا راه بیافتند و دسته عزاداری راه بیاندازند گفتند این شایسته نیست که خانم‌ها هیئت عزاداری و دسته عزاداری داشته باشند؛ حتی دنبال دسته‌های عزاداری راه بیافتند. شیوه عزاداری از قدیم‌الایام مرسوم بوده و خانم‌ها هم در مجلس عزا شرکت می‌کردند با مراعات حدود و ثغور شرعی و حجاب و عفاف.

*اکثر هیئت‌های محلی که به مدت ده روز برگزار می‌شود، جهت چراغانی جلوی تکیه یا هیئت از برق اصلی شهر انشعاب گرفته و استفاده می‌کنند. حکم شرعی چیست؟
اگر با مجوز شرعی باشد اشکالی ندارد؛ اگر تازه با مجوز قانونی باشد ولی آن وجه برق را باید پرداخته شود، باید بپردازند. اما اگر بدون مجوز باشد، اصل کار خلاف است و موجب ضمان هم هست یعنی هزینه برق مصرفی را باید بپردازند. عزادار سید و سالار شهیدان به هر حال قانون نظام اسلامی را رعایت می‌کند و نسبت به این حقوق عمومی و بیت‌المال هم مواظبت دارد.

*آیا پوشیدن لباس مشکی در ایام عزای سید و سالار شهیدان اباعبدالله حسین کراهت ندارد؟ با توجه به حکم کلی که پوشیدن لباس سیاه کراهت دارد و در نماز نیز مکروه است. و اگر کسی نذر کرده باشد آیا نذر او صحیح است؟
ما یک حکم کلی داریم در خصوص پوشیدن لباس تیره مشکی که کراهت دارد و نماز خواندن با آن هم ثواب نماز را کم می‌کند؛ این فتوای حضرت آقا هم هست. اما تبصره هم دارد نسبت به عبا عمامه و کفش استثنا شده و اگر مشکی باشد کراهت ندارد. و همچنین یک حکم کلی نسبت به عزادار داریم که صاحب عزا خوب است به گونه‌ای باشد که معلوم باشد عزادار هست و این لباس مشکی پوشیدن عزادار هنگام سوگواری امام حسین و ائمه بزرگوار، امروزه نشانه این هست که طرف می‌خواهد نشان دهد من عزادار هستم. بنابراین حکم کراهت را ندارد. بنابراین اگر کسی نذر کرده باشد با شرایط نذر شرعی، طبق نذرش هم اگر بتواند باید عمل کند.

اما توجه داشته باشید به هر حال عزادار بودن شیوه‌های مختلفی دارد. حالا ممکن است با پوشیدن لباس مشکی باشد یا با پرهیز از افعال و کارهای شاد یا با گریه کردن و گریستن و شیوه‌های مختلف دیگر. به هر حال ما امیدوار هستیم بتوانیم این حالت عزاداری را در این ایام سوگواری مراعات کنیم.

پدرم مبلغی را به عنوان رد مظالم وصیت نموده. نظر مقام معظم رهبری در مورد اینکه این مبلغ صرف امور فرهنگی هیئت‌ها و عزاداری امام حسین (ع) و اطعام قرار گیرد چیست؟
مظالم عباد که اصطلاحا می‌گویند رد مظالم مصرفش فقرا هستند و بنابر احتیاط باید با اجازه باشد، یعنی با دفتر حضرت آقا تماس بگیرند بعد به مصرف فقرا برسانند. نگاه گنید بودجه‌ها در بیت‌المال مصارفش مشخص است. مثلا زکات مصارف خاص خودش را دارد خمس مصارف خاص خودش را دارد کفارات مصارفش فقرا هستند و مظلم عباد همچنین. اینها مشخص شده باید نظام‌مند و هدفمند باشد و در جای خودش مصرف شود. مصرف مظالم عباد، فقرا هستند باید هم با اجازه باشد؛ بنابراین نه در عزاداری می‌شود خرج کرد نه در امور فرهنگی عزاداری مظالم عباد را می‌شود خرج کرد. در امور اطعام، اگر اجازه گرفته باشید اولا که موافق احتیاط است، ثانیا کسانی که اطعام می‌کنید فقیر باشند اشکالی ندارند. اما اگر عموم عزاداران فقیر نباشند، نمی‌توانید به عنوان مظالم عباد بپردازید؛ حالا طرف وصیت کرده باشد یا خودتان می‌خواهید بپردازید یا در اختیار شما قرار دادند مظالم عباد را به اینگونه مصارف نمی‌شود رساند و خرج کرد. بلکه باید اجازه گرفته شود و به فقرا داده شود.

*آیا می‌شود اضافه خرج ایام فاطمیه را در محرم خرج کرد؟
اگر مردم آنچه را که به دست اندرکاران هیئت داده‌اند برای ایام فاطمیه، در محرم نمی‌توان خرج کرد. ولی اگر داده باشند برای عزاداری به طور مطلق، یعنی معلوم باشد برای عزاداری دادند چه ایام فاطمیه چه ایام محرم اشکالی ندارد. یا اینکه افرادی که دریافت کردند این مبالغ را اجازه گرفتند یا وکالت تام گرفتند برای مخارج عمومی عمومی عزاداری در ایام مختلف، آن هم اشکالی ندارد. اما اگر مشخص نباشد یعنی اجازه نگرفته باشند یا مردم دادند برای عزاداری ایام فاطمیه، نمی‌شود در ایام محرم خرج کرد و عکس مطلب هم همین است.

*با سلام ضمن تشکر از این اقدام خوب و به موقع. سوال من این است چهل روز روضه نذر کرده‌ام اما شرایط خانه‌ام طوری نیست که همه چهل روز را روضه‌خوانی داشته باشم. چکار کنم؟
در احکام نذر آمده است که اگر نذر با شرایط شرعی باشد که عمل به آن الزام آور است و واجب است، در صورتی که شخص دیگر توانایی عمل به نذر را نداشته باشد و نتواند عمل کند، وجوبش ساقط است. بنابراین اگر توانایی عمل به نذر را ندارید و نذرتان هم مقید بوده که در خانه باشد و الان هم در خانه نمی‌توانید به آن عمل کنید دیگر واجب نیست. اما اگر نذر مطلق بوده و در خانه این مراسم را برگزار می-کردید و الان جای دیگر بتوانید مراسم را برپا کنید عمل به نذر واجب است. بنابراین خلاصه پاسخ سوال این شد که اگر کسی نذری کرده که با شرایط صحیح بوده و بر او واجب شده و الان دیگر توانایی عمل به آن نذر را ندارد یا از نظر مالی یا از نظر توانایی بدنی یا از جهات دیگر، الان عمل به نذر ساقط است و دیگر واجب نیست.

* آیا تغییر نذر از محلی به محل دیگر یا از نوعی به نوع دیگر به ضرورت آیا جایز است؟ مثلا نذر داشته به عزاداران شربت بدهد و حالا چون هوا سرد شده حالا شیر گرم بدهد.
اگر نذر با شرایط شرعی باشد که از جمله آنها خواندن صیغه نذر است که در نذر حتما باید صیغه خوانده شود، این جمله باید گفته شود یا به صورت عربی که لله علی که چنین کاری انجام دهم، یا به زبان فارسی مثلا گفته شود برای خداست به عهده من که چنین کاری را انجام دهم - حالا ممکن است شرطی هم داشته باشد که اگر بیمارم خوب شد صاحب خانه شدم اگر مثلا در فلان آزمون موفق شدن و امثال اینها – که اگر شرط محقق شده عمل به نذر واجب می‌شود. اگر نذر واجب شد دیگر تغییر در آن ممکن نیست. اگر عمل به آن نذر موضوع دیگر ندارد، یعنی مثلا نذر کرده بوده شربت بدهد دیگر هوا سرد است و عمل به آن نذر واجب نیست. اما اگر به جایش شیر گرم داد به مردم و عزاداران اشکال دارد؟ نه اشکال ندارد. ثواب آن را هم میبرد اما از نظر حکم شرعی که آیا واجب است یا نه؟ نظر حضرت آقا این است که اگر به هر حال موضوع منتفی شد و نمی‌شود به این نظر عمل کرد که در حقیقت در مورد خودش خرج نمی‌شود به آن عمل نمی‌شود، عمل به آن واجب نیست. حالا اگر دلش بخواهد ثوابی ببرد اشکالی ندارد، مثلا به جای شربت شیر گرم به عزاداران بدهد.

*یک مداح باید چگونه باشد و چگونه رفتار کند؟
خوب ظاهرا از اوصاف نفسانی او نمی‌پرسند و از سایر اعمال عبادی او هم سوال نشده است. از سوال فهمیده می‌شود در خصوص کار مداحی است. در خصوص یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم آنچه که در منبرها گفته می‌شود به عنوان موعظه مردم یا نقل تاریخ عاشورا و امثال اینها یا ذکر مصیبت. اولا باید دروغ نباشد، ثانیا غلو نسبت به معصومین نباشد، یعنی زیاده از حد. مقام آنها خیلی بالاست اما به هر حال در مقام عصمت و امامت، یا پیامبر در مقام نبوت هستند، دیگر بالاتر از آن نیست، دیگر خودشان نهی فرمودند که نسبت به ما غلو نداشته باشید زیاده‌روی نداشته باشید. همچنین مطالب خلاف و حرام که خدای ناکرده مثل غیبت دیگران، تنقیص مومن، تحقیر مومن، و مطالبی که در شان معصومین نیست، مطالبی که در شان مومنین نیست که چنین مطالبی را بگویند الفاظ زشت و رکیک اینها را نباید بگویند در مداحی‌ها در مطالبی که ارائه می‌شود. و همچنین از آن طرف مداحی‌ها مطالب بدی نیست، اما به گونه‌ای ارائه می‌شود که دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند علیه مکتب اهل بیت یا پیروان مکتب اهل بیت، آن هم باید مراعات شود. ضمن اینکه آن مداح باید کارش اولا خالصا لله باشد، یعنی برای خدا باشد به دور از ریا و خودنمایی. حالا ممکن است مزدی هم بدهند مزدی هم بگیرد، اما برای مزد نباشد به هر حال برای اینکه اجر و ثواب عزاداری را ببرند. همچنین آموزنده باشد. من یاد دارم و حضور داشتم که حضرت آقا به دو نفر از مداحان معروف کشور که در دو جلسه جداگانه بعد از مراسمی که داشتند در حضور آقا و مجلس عزایی که آقا برپا می‌کنند، بعد از اینکه خدمت آقا رسیدند من از نزدیک می‌شنیدم که حضرت آقا فرمودند این مداحی شما باید منبر آموزنده باشد. بعد توصیه کردند قصیده‌هایی را بگردید پیدا کنید و یادم هست از دیوان صائب هم نام بردند که فرمودند در دیوان صائب هست از این قصیده‌های پرمغز و پرمحتوا که می‌توانید استفاده کنید و مداحی شما باید یک منبر آموزنده باشد که مخاطبان شما مطلب یاد بگیرند و بر معرفت‌شان افزوده شود. مطالب تاریخی مربوط به ائمه اطهار، مصائبی که بر آنها وارد شده است، جنایاتی که دشمنان آنها مرتکب شده‌اند، اینها در مداحی باشد ان‌شاءالله.

*آیا گرفتن پول برای روضه‌خوانی اشکال دارد؟
هر چند تعیین نرخ برای این کارها مناسب نیست، شایسته نیست. اما گرفتن وجه، حالا بنده خدا منبری رفته مثلا مداحی داشته مزدی میدهند وجهی می‌دهند پاکتی می‌دهند گرفتن آنها اشکالی ندارد و پیشتر هم ما گفتیم که به هر حال مجالسی که برای عزای معصومین و اباعبدالله حسین (ع) برپا می‌شود چه سخنران و چه روضه‌خوان یا به اصطلاح مداح، غرض اصلی‌اش این چیزها نباید باشد تا آن اجر و ثواب عزاداری اباعبدالله - که به تعبیر حضرت آقا و امام راحل از افضل قربات است و آدم‌ساز است - انشالله محفوظ بماند و بهرمند باشند.

* پرسیدند اگر منبری خلاف وحدت شیعه و تسنن صحبت کند، ما در آن مجلس چه وظیفه‌ای داریم؟
بارها این توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی را و در گذشته امام راحل را شنیده‌اید و یاد دارید که چقدر تاکید داشتند بر وحدت مسلمین. چون امروزه ما دشمنان مشترکی داریم: استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌المللی؛ که آنها نه فکر شیعه هستند نه سنی؛ با دیانت شما مخالف هستند. بنابراین توصیه موکد شده است و از نظر حکم شرعی هم به نظر حضرت آقا چه در سخنرانی‌ها و چه در مداحی‌ها و چه در کارهای دیگر اعمالی که امروزه موجب تفرقه بین مسلمان‌ها شود و این وحدتی که مورد نیاز مسلمین است برهم زده شود و دشمن از آن سواستفاده کند، جایز نیست و حرام است و باید از آن پرهیز شود.

*پرسیدند حکم گِل مال کردن خود به عنوان عزادار جایز است؟
کیفیت گِل یا خاک به بدن مالیدن یا بعضی جاها کاه روی سر می‌ریزند فرق می‌کند. بعضی جاها روز عاشورا گلی بر سر می‌مالند یا کاه بر سر می‌ریزند که نشان دهند عزادار هستند. اما اگر به حدی برسد که سخیف باشد یا زشت باشد و طرف انگشت نما شود یا اینکه دشمنان از همین اعمال علیه مکتب اهل بیت پیروان مکتب اهل بیت سوءاستفاده کنند، موجب وهن باشد بله حرام است. بنابراین اگر در حد ساده‌ای باشد که به آن مراتب نرسد و طرف صرفا خود را عزادار نشان دهد این اشکالی ندارد. اما اگر در حدی باشد که طرف یا انگشت نما میشود و زشت و سبک است یا موجب وهن باشد، این جایز نیست.

*پرسیدند اگر نامحرم صدای نوحه‌خوانی یا گریه یا ناله‌زدن زنان را بشنود اشکال دارد؟
اگر موجب جلب توجه نامحرم باشد یا مفسده‌ای بر آن مترتب باشد اشکال دارد. اما اگر در ان حد نباشد، حرام نیست به نظر حضرت آقا، اما شایسته هم نیست که صدای گریه و ناله و ضجه و عزاداری خانم‌ها را مردان نامحرم بشنوند.

*توصیه کلی به عزاداران و نحوه‌ی عزاداری
یک مطلبی را می‌خواهم اضافه کنیم در همین برنامه‌هایی که عزاداران دارند ضمن احترام به همه آنها غالبا یکسری کارهایی که انجام میدهند از روی عزاداری است و از روی عشق به اباعبدالله است. گرچه کسانی هم جمله‌ای به کار می‌برند می‌گویند مجلس عزاداری اباعبدالله حسین از روی عشق است نه فقه؛ یعنی اینها فراتر می‌روند و می‌گویند این احکام فقهی، این باید و نبایدهای دینی، آنجا جاری نیست. گرچه ما قبول داریم که خیلی مقام عزادار بالا است و عزاداری هم به تعبیر حضرت آقا از افضل قربات است و این سنت دیرینه عزاداری با همان روش متداول و سنتی که وجود داشته و به دور از خرافات و کارهای ناشایست، باید محفوظ بماند. اما انسانی که می‌خواهد با عزاداری اجر و ثواب ببرد، اول باید بداند که احکام فقهی تعطیل‌بردار نیست. چگونه خود اباعبدالله ظهر عاشورا در محاصره دشمن زیر تیرباران دشمن، نماز را اول وقت خواندند و آن هم به جماعت خواندند. یعنی دارند به ما نشان می‌دهند که این باید و نبایدها و این تکالیف شرعی تعطیل‌بردار نیست حتی در سخت‌ترین وضعیت. تا آخرین لحظات توصیه‌های‌شان این بود که خانم‌ها از خیمه‌ها بیرون نیایند و حتی دشمن این را فهمیده بود که آن حمله به خیام است که اباعبدالله را از پا در می‌آورد. یعنی آنجا دیگر نمی‌تواند تحمل کند. یعنی مسائل محرم و نامحرم. بنابراین این حرفی که از روی عشق است و فقه جاری نیست، کاملا باطل است و احکام فقهی همه جا جاری است در همه وضعیت‌ها. باید توجه شود مراعات شود که خدای ناکرده عزاداری سبب انجام کارهای حرام مثل اختلاط محرم و نامحرم نباشد، حقوق مردم تضییع نشود و موجب اذیت و آزار عمومی نباشد. به علاوه ترک واجب نباشد، نماز ترک نشود، نماز صبح قضا نشود. نکته پایانی این است معمولا عزاداران در مجلس عزا شرکت می‌کنند و نوحه می‌خوانند، سینه می‌زنند زنجیر می‌زنند برای چه؟ برای اینکه ثواب ببرند. اگر یک عملی را ما شبهه داشتیم یعنی معلوم نبود ثواب دارد یا ندارد آدم عاقل چکار می‌کند؟ آن موردی را که شبه دارد کنار می‌گذارد می‌رود سراغ کاری که قطعا ثواب دارد. بنابراین در عزاداری‌های‌تان به طور کلی توصیه مراجع معظم تقلید، توصیه حضرت آقا مقام معظم رهبری را بشنوید و از کارهای سخیف سبک و مبتذل و از کارهایی که موجب وهن مذهب است، کارهایی که دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند اعمالی که موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمانان می‌شود پرهیز کنید و عزاداری وزین و سنگینی که در شان خودتان و در شان آن بزرگواران اباعبدالله و ائمه اطهار بپردازید و مطمئن باشید که اجر و ثواب می‌برید. و از کارهایی که قطعا حرام است و کارهایی که شبهه دارد یعنی یا شبهه حرمت دارد یا شبهه اینکه اصلا ثواب دارد یا نه استصواب دارد یا نه انشالله در عزاداری‌ها بپرهیزید. از خدا می‌خواهیم به همه ما توفیق عزاداری بامعرفت را عنایت بفرماید.




نوع مطلب : آیت الله خامنه ای، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، ولایت و امامت، تربت کربلا و معجزات امام حسین، تولی و تبری، احکام، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 مرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

حکم شکستن قسم چیست؟


قسم‌هایی که معمولاً از روی عادت برای امور عادی و کم‌ارزش‌، بر زبان جاری می‌گردند، در عین حال که نامطلوب و شایستة پرهیز هستند لغو و بی‌اعتبار شمرده شده و اسلام هیچ گونه عقوبتی را چه دنیوی و چه اخروی بر آن مترتب نمی‌سازد.


به گزارش مشرق به نقل از جام، از دیدگاه اسلام‌، سوگند یاد کردن عملی ناپسند بوده و اجتناب از آن بسیار مطلوب و پسندیده می‌باشد، اما متفاوت بودن حالات انسان به هنگام سوگند یاد کردن از یک سو و انگیزه‌های مختلف جهت قسم خوردن از سوی دیگر، موجب برخورد متفاوت قرآن کریم با انواع سوگندها شده است به بیانی واضح‌تر، خداوند متعال در قرآن کریم آیه ۲۲۴ از سوره بقره مسلمین را از هر نوع سوگندی حتی به منظور نیکی و تقوی و اصلاح بین مردم برحذر داشته و سپس در آیه ۲۲۵ از همان سوره با تقسیم سوگندها به سوگند لغو و سوگند جدّی‌، سوگند لغو را فاقد اثر جزایی و فقهی و سوگند جدی را موضوع احکام فقهی و اثرات وضعی قرار داده است‌.

به عنوان مثال‌، قسم‌هایی که معمولاً از روی عادت برای امور عادی و کم‌ارزش‌، بر زبان جاری می‌گردند، در عین حال که نامطلوب و شایستة پرهیز هستند لغو و بی‌اعتبار شمرده شده و اسلام هیچ گونه عقوبتی را چه دنیوی و چه اخروی بر آن مترتب نمی‌سازد.

اما سوگندهایی که با عزم و اراده و تصمیم جدی و به منظور رسیدن به اهدافی خاص‌، از انسان صادر می‌شود، دارای اهمیت بوده و لذا شکستن قسم دارای اثرات گوناگون وضعی و فقهی است.

به همین علت نظر مراجع عظام در مورد شکستن قسم را برای مخاطبان عزیز جام نیوز منتشر می کنیم:

امام خمینی (ره)

آزاد کردن یک بنده یا اطعام ده مسکین یا پوشاندن آن ها اگر قدرت ندارد و نمی تواند سه روز روزه بگیرد.

تحریر الوسیله، نشر اسلامی ج۲، ص ۱۱۰، اول بحث کفارات و ص ۱۰۲ م ۱۶


آیت الله اراکی (ره)

کفاره عمل نکردن به قسم عمداً، یک بنده آزاد کند یا اطعام ۱۰ مسکین یا پوشاندن آن ها و اگر نتواند ۳ روزه بگیرد.

مسائل الواضحه، ج ۲ ص ۱۴۹، م ۲۶۸۴

آیت الله بهجت (ره)

اگر عمداً مخالف قسم عمل کند: باید یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر نتواند ۳ روز، روزه بگیرد.

توضیح المسائل، ۱۳۷۷ سیزدهم، ص ۴۲۵، م ۲۱۲۱

آیت الله خویی (ره)

اگر از روی اختیار به قسم خود عمل نکند باید یک بنده آزاد کند و یا ده فقیر را سیر کند و یا آنان را بپوشانند و اگر اینها را نتواند باید ۳ روز پی در پی روزه بگیرد

آیت الله تبریزی (ره)

اگر عمداً مخالفت قسم کند باید کفاره بدهد یعنی یک بنده آزاد کند و یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشانند و اگر نتوانست ۳ روز پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل، ستاره ۱۳۷۸ ششم، ص ۴۳۸، م ۲۶۷۹

آیت الله خامنه ای (دام ظلّه)

سیر کردن ده فقیر یا پوشانیدن آن هاست و اگر نتوانست باید سه روز روزه بگیرد و بنابر احتیاط واجب باید پی در پی باشد.

استفتائات جدید، ج ۱ ص ۷۳ س ۳۷۴ و ۳۷۶


آیت الله خویی (ره)

اگر از روی اختیار به قسم خود عمل نکند باید یک بنده آزاد کند و یا ده فقیر را سیر کند و یا آنان را بپوشانند و اگر اینها را نتواند باید ۳ روز پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل احیاء آثار امام خویی، ۱۴۲۲ هـ. ق ص ۴۸۴، م ۲۶۸۹

آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

کفاره مخالفت با قسم یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر اینها را نتواند باید ۳ روز پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل، ۱۴۲۲ هـ. ق بیستم. ص ۵۴۱، م ۲۶۲۸

آیت الله شبیری زنجانی (دام ظلّه)

اگر عمداً مخالفت کند گناه کرده و باید کفاره بدهد؛ یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر اینها را نتواند باید سه روز پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل، ج ۲، ص ۲۸۱ م ۲۶۷۹

آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

اگر انسان عمداً مخالف قسم عمل کند باید کفاره بدهد؛ یک بنده را آزاد کند یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر اینها را نتواند باید ۳ روز پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل، ص ۵۴۵ م ۲۶۷۹

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

چنانچه عمداً مخالفت قسم عمل کند باید کفاره بدهد؛ یک بنده را آزاد کند یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر اینها را نتواند باید ۳ روز پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل امیرالعلم ۱۳۸۳، ص ۴۸۷ م ۲۸۰۵

آیت الله گلپایگانی (ره)

اگر عمداً با قسم خود مخالفت کند باید کفاره بدهد یا ده فقیر را سیر کند و یا لباس بپوشاند یا یک بنده آزاد کند و اگر توانایی این ها را نداشته باشد باید ۳ روز، روزه بگیرد.

توضیح المسائل ص ۴۵۵ م ۲۶۷۹

آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

اگر عمداً با قسم خود مخالفت کند باید کفاره بدهد یا ده فقیر را سیر کند و یا لباس بپوشاند یا یک بنده آزاد کند و اگر توانایی اینها را نداشته باشد باید ۳ روز، پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل، مدرسه امام علی بن ابی طالب، ۱۳۸۳

آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

چنانچه عمداً با قسم مخالفت کند باید کفاره بدهد یعنی یک بنده آزاد کند و یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر اینها را نتواند باید ۳ روز پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص ۵۳۰ م ۲۶۶۸

آیت الله وحید خراسانی (دام ظلّه)

اگر انسان از عمد با قسم مخالفت کند باید کفاره بدهد؛ یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را سیر کند و یا بپوشاند و اگر اینها را نتواند ۳ روز پی در پی روزه بگیرد.

توضیح المسائل، مدرسه باقر العلوم، ۱۳۷۹، پنجم، ص ۷۱۹ م ۲۷۳۴

به نقل از :
ayehayeentezar.com





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احکام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir