اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
به مناسبت هشتم ذی الحجة ؛
یوم الترویة چیست ؟ / ماجرای خطبه پیش از خروج امام حسین(ع) از مکه به کوفه

این روز ها که در آستانه ی حج حاجیان و بهره مندی ایشان از  سرزمین های نورانی مکه و مدینه قرار داریم ، این ایام هرساله یادآور حجه الوداع ابی عبدالله (ع) و خروج ایشان از مکه به کوفه و نزدیک شدن به ایام عاشورای خونین آن حضرت می باشد . روز هشتم ذیحجه یا یوم الترویه یکی از روزهای نورانی است که هم در اعمال حج و حاجیان قابل توجه بوده ، و هم در تاریخ  کربلای  امام حسین (ع) قابل توجه و محل مطالعه  می باشد .  

ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، احسان به پدر و مادر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، قرآن کریم، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، سیاست و دین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت زینب سلام الله علیها، معارف اهل بیت، 
برچسب ها : یوم الترویة، ماه ذی حجه، 8 ذی حجه، حج، اعمال حج،
لینک های مرتبط :

شمشادی در گفت و گوی تفصیلی با دفاع پرس مطرح کرد؛

امان از تیپ فاطمیون/ داستان نجات ازکمین داعش  در حلب/ ماجرای دیالوگ با یک القاعده ای


امان از تیپ فاطمیون/ داستان نجات ازکمین داعش در حلب/ ماجرای دیالوگ با یک القاعده ای

امان از تیپ فاطمیون/ داستان نجات ازکمین داعش در حلب/ ماجرای دیالوگ با یک القاعده ای


حسن شمشادی خبرنگار واحد مرکزی خبر که به تازگی از ماموریت خود در سوریه بازگشته، خاطرات، دیده ها و شنیده هایش از سفر به عراق و سوریه را بازگو کرده است.




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، مستبصرین، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، دفاع مقدس و شهدا، امام علی(ع)، امام مهدی(ع)، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، نماز و ذکر و دعا و نیایش، دفاع مقدس، شیعیان دنیا، ولایت و امامت، فرقه های انحرافی، شهدا مدافعان حرم، تاریخ معاصر، شبه روشنفکری، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، حضرت رقیه(س)، سیاست و دین، تولی و تبری، خائنین، اخبار شبکه های شیعه و معاند اسلام و نظام، حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در گفت‌وگو با یک رزمنده مدافع حرم افغانستانی مطرح شد؛
زمانی که برای اولین بار به حرم حضرت زینب(س) رفتم شاهد بودم که تا دویست متری حرم حضرت آمده بودند ساختمان های بلند مثل الک سوراخ سوراخ بودند در روزهای اول ابوحامد با 13 نفر در برابر تروریست ها مقاومت کردند.
مشرق - تواضع، مظلومیت و غربت سه خصیصه مشترک رزمندگان مهاجری است که با عشق دفاع از حرم حضرت زینب(س) به مهاجرت دیگری دست زدند و چه زیبا مصداق واژه قرآنی مهاجران به سمت خدا را معنا کردند.
دانستنی‌هایی درباره افغان‌های مدافع حرم و لشکر فاطمیون
ابوعلی یکی از این مهاجران بی ادعاست که در حالی که چند روزی است از ناحیه پا و شکم در دفاع از حرم زینبی به شدت مجروح شده، با عصای دستی اش و به همراه همسر و تنها دخترش میهمان ما شد. در تمام طول مصاحبه لبخند رضایت از راهی که در آن حرکت می کند بر لب داشت حتی زمانی که از خاطرات تلخ و شیرین خود صحبت می کرد حلاوت زیارت حرم حضرت زینب(س) که بی بی صدایش می زند به خوبی در چهره او قابل مشاهده بود.

ابوعلی از عشق و علاقه رزمندگان تیپ فاطمیون برای دفاع از حرم حضرت زینب(س)، خاطرات ابوحامد فرمانده شهید فاطمیون، توطئه منافقان در میان رزمندگان مدافع، نحوه انجام عملیات ها با همکاری نیروهای مقاومت، دیدار با سردار سلیمانی، حقوق و مزایای مدافعان حرم و ترور مدافعان حرم در سوریه گفت، که مشروح ان در ذیل آمده است:




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، حضرت زهرا(س)، مستبصرین، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، کتاب، دفاع مقدس، شیعیان دنیا، ولایت و امامت، فرقه های انحرافی، شهدا مدافعان حرم، تاریخ معاصر، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، حضرت رقیه(س)، حزب الله لبنان، مجاهد بزرگ سید حسن نصرالله، امر به معروف نهی از منکر، علما، تولی و تبری، سیاست و دین، خائنین، سردار قاسم سلیمانی، تربت کربلا و معجزات امام حسین، معارف اهل بیت، حضرت زینب سلام الله علیها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 بهمن 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
چون به بر تربت پاک امام حسین علیه‏السلام رسیدند، جابر بن عبداللّه‏ را با گروهی از طایفه بنی‏هاشم و مردانی از آل پیغمبر صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله دیدند که به زیارت حضرت آمده‏اند.

به گزارش شیعه آنلاین، از امام صادق علیه‏السلام روایت شده که فرموده‏اند: «در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت می‏کنی و می‏گویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است. آن‏گاه امام صادق علیه‏السلام فرمودند: علیه آن حضرت هم دست شدند کسانی که دنیا فریبشان داده بود و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند و آخرت خویش را به قیمت ناچیز حراج کردند. در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پیامبرت را به خشم آورده و مطیع بندگان شقی گردیدند؛ امام حسین علیه‏السلام در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شکیبایی به جهاد پرداخت تا آن گاه که خونش را ریختند و اهل بیتش را به اسارت بردند.


کلیپ / «اربعین حسینی»


ادامه مطلب


نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، اربعین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بحثی در باب سیر و سلوک با زیارت عاشورا

حجت الاسلام محمد مهدی میرباقری در یادداشتی که در سایت سوره اندیشه منتشر شده است نوشت:​ عاشورا نقطه كانونی شفاعت نبی‌اكرم(ص) نسبت به مؤمنین و همه‌ امم و حتی اولیاء و انبیاست؛ یعنی مرتبه‌ای از شفاعت نبی اكرم(ص) برای تقرب موجودات، در عاشورا واقع شده است.

پایگاه خبری تحلیلی بصرنیوز/ در پرونده ای با عنوان سلوک با محرم در سایت سوره اندیشه یادداشتی از حجت الاسلام محمدمهدی میرباقری درج شده است که متن آن به این شرح است:

ما در مسیر حرکت به سوی خدای متعال بعد از همه‌ ریاضت‌ها و زحمت‌ها وارد وادی ابتلائات و وادی بلاء الهی می‌شویم. ورود به این وادی، نردبان رشد ماست و سیر و حرکت ما به سوی خدای متعال با این بلاء بیش از هر چیز دیگر اتفاق می‌افتد.

 بر این اساس ابتلائاتی که برای مؤمنین پیش می‌آید، نردبان سلوک آن‌هاست؛ ابتلائاتی که مؤمنین را سالک الی‌الله می‌کند، با ریاضت تفاوت دارد. یکی از تفاوت‌های اساسی‌ آن با ریاضت این است که ریاضت‌ها ممکن است منتهی به عجب انسان شوند و در انسان طلب‌کاری ایجاد کنند؛ ولی ابتلائات معمولاً در انسان حالت اخبات و انکسار ایجاد می‌کنند.

 تفاوت دوم این است که ریاضت‌های ما با برنامه‌ریزی خودمان است؛ ولی ابتلائات معمولاً با برنامه‌ریزی خداوند متعال است؛ اوست که می‌داند مؤمن چگونه باید رشد یابد و با چه ابتلائی سالک ‌شود. به هر حال این بلاء بهترین نردبان سلوک و ترقی مؤمن است. هر مؤمنی در مراحل سیر خود نیاز به ابتلاء دارد. این ابتلائات الهی مؤمن را سالک می‌کند و به سوی خدای متعال و مقصد پیش می‌برد.

یک وجه از بلایی که خدای متعال برای مؤمن رقم می‌زند، سختی‌ و دشواری‌ها و تحمل ناهمواری‌هاست؛ وجه دیگر آن جذبات الهی و محبّـت و رحمتی است که شامل مؤمن می‌شود؛ لذا باطن این بلاء نیز رحمت الهی و دست‏گیری‌های خدای متعال است.

تفاوت ابتلائات در ایجاد ظرفیت رشد و ظهور رحمت الهی

ابتلائات انسان‌ها متفاوت است. برخی ابتلائات به اندازه‌ی وجود خود آدم‌هاست و حداکثر می‌تواند خود او را رشد دهد؛ ظرفیت رشد چنین ابتلائاتی محدود است؛ ابتلائاتی هم‌چون بیماری‌، فقر، گرفتاری‌، ‌ابتلاء به خوف و ابتلاء به نقص در ثمرات و انفس. [i] این ابتلائات به اندازه‌ ظرفیتی که دارند، انسان را رشد می‌دهند و بیش از این نمی‌توانند در او تحرّک ایجاد کنند.

اما دسته‌ی دوم، ابتلائاتی هستند که ظرفیت رشد آن‏ها تنها محدود به شخص مؤمن نیست بلکه ظرفیت دستگیری و هدایت دیگران را نیز دارند. انسان‏هایی هستند که بلاءشان علاوه بر اینکه خود آنها را سالک و مقرب می‏کند، می ‏تواند دیگران را هم به مقصد برساند؛ اولیاء خدا معمولاً این‏گونه هستند.

در اصول کافی آمده است که امام صادق(ع) فرمودند: «گاهی صبر یک مؤمن عامل نجات یک امت است» ایشان در آن روایت یوسف صدیق(ع) را مثال زدند و فرمودند: «بلاء برای یوسف پیش آمد؛ او بود که به چاه رفت؛ از پدرش جدا شد و به این هجران مبتلا شد؛ او بود که متهم و زندانی شد؛ او پای این ابتلائات الهی ایستاد؛ او بود که به زنان مصری مبتلا شد و تحمل کرد. ولی نتایج این ابتلائات فقط برای خودش نبود، بلکه مردم مصر هم با این امتحان و ابتلاء از کفر و قحطی و مرگ نجات پیدا کردند.

بلاء نبی اکرم، اعظم ابتلائات و مصائب عالم

بلاء گاهی رحمتی را در پی دارد که آن رحمت، دیگران را هم در برمی‌گیرد. معمولاً بلاء مؤمن مسیر نزول رحمت‌های رحمانی است؛ یعنی ایمان، یقین، معرفت، محبت، صفات حمیده و درجات قرب و توحید در متن این بلاء پنهان و پوشیده هستند. با این وصف اعظم ابتلائاتی که در عالم پیش آمده و رقم خورده است، از آن وجود مقدّس حضرت نبی خاتماست. «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ»؛ این فراز از عاشورا فهم نمی‌شود، مگر این‌که انسان توجه کند که حامل این مصیبت، شخص نبی اکرم(ص)  هستند؛ مصدر این مصیبت جلال الهی است؛ لذا امر ساده‌ای نیست! این اعظم ابتلائاتی است که برای نبی اکرم(ص)  رقم خورده است.

براساس بعضی روایات، این اعظم ابتلائات چند چهره دارد؛ یک روی آن تقرب خود نبی اکرم و اهل‌بیت(ع)  است؛ به‌واسطه‌ این ابتلاء برای آن‌ها قربی حاصل می‌شود که برای احدی قابل تصور نیست؛ «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیهً مَرْضِیهً»؛ نبی اکرم(ص)  صاحب اصلی بلای عاشورا هستند؛ کما این‌که در ماجرای ذبح اسماعیل صاحب اصلی این ابتلاء حضرت ابراهیم(ع)  است.

با این توصیف همه‌ بلای ائمه ابتلائات نبی اکرم(ص)  است که از طریق آن‌ها واقع می‌شود. حضرت برای این‌که باب شیطان را ببندند و در جامعه‌ی بشری ارتقاء وجدان ایجاد کنند و مردم و همه‌ی عالم را به حق و به قرب برسانند، حاضر شدند که همه‌ی این مصائب را تحمل کنند و این امتحان واقع شود.

در باب سیدالشهداء در زیارت اربعین آمده است: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلالَهِ»[ii]؛ ایشان خون دل دادند تا عبادالله را از جهالت و حیرت بیرون آورند. یعنی گویا اگر عاشورا نبود، عبادالله در جهالت و حیرت و ضلالت بودند! آن‌جا هم معلوم نیست که منظور از عباد‌الله بنده‌های عادی باشند. لذا حضرت که اباعبدالله است، برای عبادالله ابوّت کرده‏‌اند؛ یعنی مانند پدر با دامن محبّت خود این بلاء را تحمل کردند تا عبادالله سالک شوند و به مقامات برسند.

این بلاء هم دارای چنان ظرفیتی است که همه‌ موجودات و کائنات می‏‌توانند با آن سالک باشند. اگر فرموده‏‌اند: «أَشْهَدُ أَنَّ دَمَکَ سَکَنَ فِی الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّهُ الْعَرْشِ وَ بَکَى لَهُ جَمِیعُ الْخَلَائِقِ وَ بَکَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ»[iii]و اگر همه‌ خلایق در این حادثه درگیرند، به این دلیل است که حضرت بلایی را تحمل کرده­‌اند که همه کائنات، اعم از جماد و نبات و حیوان و… را با آن رشد می‌دهند. در روایات آمده است که جمادات، جن، حیوانات و ماهی‌های دریا تا ملائکه و عوالم بالا همه گریه می‌کنند. این بلاء ظرفیت رشد همه‌ عالم را دارد. «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ». یک جلوه‌ از این بلاء عظیم، شفاعت و دست‌گیری ارباب سلوک است. همه‌ ارباب سلوک، حتی اولیاء و انبیاء با این بلاء سالک و متقرب می‌شوند. اگر خدای متعال در مراحلی از سلوک انبیاء الهی، روضه‌ سیدالشهداء(ع)  را به نحوی برایشان می‌خوانده ـ برای زکریا، موسی، نوح و حضرت آدم خواندند! – به این دلیل است که منزلتی از قرب آن‌ها تنها با عبور از وادی کربلا حاصل می‌شود؛ بخش مهمی از تجلیاتی که بر قلوب آن‌ها واقع می‌شود، از وادی کربلا ناشی می‌شود و از آن‌جا به آن رحمت خاص الهی می‌رسند.

روایتی از امام رضا(ع) در عیون اخبارالرضا آمده که مرحوم صدوق هم در خصال آن را نقل کرده‏‌اند. حضرت آیه‌ «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» را این‌گونه معنا می‌کنند و توضیح می‏‌دهند که این ذبح عظیم چه بوده است. حضرت در توضیح این آیه مقدمات بسیار عجیبی م‌ی‏فرمایند: «ابراهیم خلیل بعد از این‌که اسماعیل(ع) را برای قربانی کردن برد و کارد به حلقومش کشید، خدای متعال فرمود: «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا»[iv]. ابراهیم به خدای متعال عرضه داشت: «من دوست می‌داشتم این فرزند را در راه تو قربانی کنم و به ثواب اعظم مصائب برسم. یعنی حضرت می‌خواست صاحب ابتلاء اعظم باشد و ثواب ابتلاء اعظم و آن رحمت رحمانیه‌ای که در آن ابتلاء هست، به ایشان برسد. خدای متعال مسیری را برای حضرت ابراهیم(ع)  هموار کردند و ایشان را به وادی کربلا بردند. سپس از حضرت پرسیدند: خودتان را بیش‌تر دوست دارید یا نبی خاتم را؟ عرض کرد: نبی خاتم را از خودم بیش‌تر دوست دارم. پرسید: سیدالشهداء(ع)  را بیش‌تر دوست دارید یا اسماعیل را؟ عرض کرد: سیدالشهداء را ـ پیداست خلیل الرحمن است؛ چون وقتی خدا سیدالشهداء را بیش‌تر دوست دارد، ایشان هم او را بیش‌تر دوست دارد. کسی که به مقام خُلّت رسید و در محبت خالص شد، گداخته در محبّت شد، همه محبت‌هایش شعاع محبّـت الهی است؛ جایی که محبّت الهی بیش‌تر ظهور دارد، او هم همان جا سیر می‌کند ـ بعد از این‌که این اقرارها گرفته شد، خدای متعال مقایسه کرد. [v] خدای متعال صحنه کربلا را نشان داد! ببینید ذبح عظیم اسماعیل را! ابتلاء عظیم این‌جاست یا آن‌جا!؟ شاید حافظ به همین حقیقت اشاره دارد. آنجا که می‌گوید:

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ      چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

 بعضی گفته‌اند مُرید پیر مغان، یعنی مریدِ نبی اکرم(ص). وقتی روضه سید­الشهداء(ع)  برای ابراهیم خلیل خوانده شد ـ به آن نکته و مصیبت بزرگ که امام رضا(ع) در حدیث ریان بن شبیب می‌فرمایند و ناظر به صحنه‌ای است که شرح آن معلوم نیست درست باشد! ـ حضرت چنان غصه‌دار شد که اگر اسماعیل را ذبح می‌کرد، این حالت برایش پیدا نمی‌شد! وقتی می‌گوید: من سید‏الشهداء را بیش‌تر دوست دارم، اگر صحنه کنار برود و قصه را نشان بدهند، پیداست که این اتفاق می‌افتد؛ بعد خدای متعال فرمود: «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ».[vi] امام رضا(ع) در این‏باره فرمود: یعنی آن ثوابی که تو در قربانی کردن اسماعیل دنبال می‌کردی، حالا به آن رسیدی.

عاشورا آن ابتلاء اعظمی است که برای نبی اکرم و اهل‌بیت(ع)  پیش آمد. یک چهره‌ی این ابتلاء، تقرب خودشان به خدای متعال است که اثر این تقرب، قرب همه‌ی عالم است؛ «بِنَا عُبِدَ اللّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللّهُ». وقتی او تقرب پیدا می‌کند، همه‌ی کائنات هم تقرب پیدا می‌کنند. چون «لَولاکَ لَما خَلَقتُ الأََََفلاک»، همه‌ی عالم متعلق به وجود او خلق شده‏‌اند؛ لذا وقتی هم که ایشان مبتلا می‌شوند، همه‌ی عالم مبتلا می‌شوند و قرب پیدا می‌کنند. در این بلاء به اندازه‌ای رحمت الهی نزول و تجلی کرده و به قدری حقیقت در آن ظهور یافته که می‌تواند باب حقیقت را به روی همه عالم باز کند؛ لذا همه‌ی عالم در هر مرتبه‌ای از مراتب که باشند، می‌توانند به‌واسطه آن متنعم و متقرب شوند. حتی ابراهیم خلیل(ع)  هم بعد از این‌که به مقام خلّت رسیده و مأمور به ذبح اسماعیل(ع)  شده است، باید وارد این وادی شود تا به آن جذبه‌های عاشورایی و آن وجود مقدس برسد. ابراهیم خلیل به آن‌چه از محبت و عنایت الهی طلب کرده، نخواهد رسید مگر این‌که این مصیبت را درک کند. اگر موسی هم باشد، همین‏طور است. لذا فرموده‏‌اند که حضرت خضر(ع)  در آن فرصت کوتاه، روضه‌ی سیدالشهداء را هم برای حضرت موسی(ع)  خوانده است و همین‏طور سایر کسانی که در روایات آمده است.

مناسک سلوک با ابتلاء عظیم عاشورا

این ابتلاء عظیم طریق تقرب همه‌ عوالم است و همه عوالم در مرحله‌ای از سیر خود از مسیر آن رحمت عبور می‌کنند. این ابتلاء مناسکی برای سلوک دارد که اگر آن مناسک رعایت شود، انسان با آن سالک می‌شود. جامعه‌ شیعه نیز با همان مناسک سیر می‌کند. آن‌هایی که می‌خواهند فقط با نماز و روزه خود سالک شوند، بروند سالک شوند! ما همه‌ی این نماز و روزه‌ها را انجام می‌دهیم تا شاید در این وادی به ما اجازه ورود بدهند و انشاءالله این باب برای ما باز شود و سیر ما از وادی کربلا اتفاق بیفتد. می‌شود در سیر با عاشورا به جایی رسید که «وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذی لَکُمْعِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنی بِمُصابی بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطیمُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَهً مااَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الاِْسْلامِ وَ فی جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْض» و می‌شود با این بلاء به جایی رسید که «اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامی هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَهٌوَ مَغْفِرَهٌ». این مزد صابرین است که حضرت فرمود یکی از آن‌ها را اگر به ملائکه بدهند، راضی می‌شوند. می‌شود به جایی رسید که «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

 بلاء عاشورا بستر رشد تولّی و تبرّی

اگر کسی به این بلاء عظیم گره بخورد، دو بال پرواز به او می‌دهند: «اَللّهُمَّ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فی هذَ الْیَوْمِ وَ فی مَوْقِفیهذا وَ اَیّامِ حَیاتیبِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَهِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَوَ آلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ». این دو بال، وسیله‌ی تقرب همه‌ی کائنات و روح تهذیب است. باطن تهذیب اخلاقی، تولّی و تبرّی است. باطن و سرّ همه‌ی اخلاق کریمه، سجده بر خدای متعال و نفی استکبار و خشوع است ـ همان امری که حضرت در خطبه‌ی قاصعه فرمودند امتحان ملائکه بود ـ باطن آن تولی و تبری است و ظاهرش تخلیه از صفات رذیله و تعبیه‌ی صفات حمیده است. باطن همه‏‌ی اخلاق کریمه، تولی و تبری است و عالم با تولی و تبری به اخلاق و بعد به توحید می‌رسد. همه‏‌ی این اخلاق نیز مقدمه‌ی خشوع و سجده‌ی تام است؛ مقدمه‌ی پرستش کامل است و این‌ها از طریق تولی و تبری واقع می‌شود.

مرزبندی صف و قتال در آینه زیارت عاشورا

 وقتی عقل رشد کرد، تبدیل به بصیرت و موضع‌گیری و صف‌بندی می‌شود و صفوف شکل می‌گیرد. مدخل ما و شروع این باب با مصیبت است؛ «یا اَباعَبْدِاللَّهِلَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ بِکَ عَلَیْنا وَعَلی جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِو َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْمُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ». اگر کسی به عظمت و جلالت مصیبت رسید و سطح ابتلاء را متوجه شد و درک کرد که این بلای فراگیری است که بر نبی اکرم(ص) وارد شده است، به بصیرت می‌رسد.

انسان در آینه‌ این بصیرت یک صف‏‌بندی عظیم تاریخی را مشاهده می­‌کند که یک طرف آن نبی اکرم(ص)  است که می‌خواهد کائنات را به قرب برساند و برای تحقق این هدف این بلاء عظیم را تحمل می‌کند؛ یک طرف دیگر هم جبهه‌ی مقابل است که برای بستن مسیر نبی اکرم(ص)، این حادثه را طراحی و پی‌گیری و یارگیری کرده و این هدف را در تاریخ ادامه می‌دهد. یعنی در آینه عاشوراست که رسول اکرم(ص)  حاضر شد این بلاء را امتحان و تحمل کند و آن‌ها هم در دشمنی با حضرت تا این‌جا پیش رفتند. وقتی انسان به بصیرت می‌رسد این جبهه را لعن می‌کند و شناخت جبهه‌ی تاریخی دشمن و آن جبهه‌ی تباهی، محصول درک این بلاست که به لعن هم می‌رسد. «فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْاَهْلَ الْبَیْتِوَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً قَتَلَتْکُمْ». جمعی را که امام دارند، امّت می‌گویند. «وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ» «بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِوَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم». بعد از این بصیرت، صف‌بندی‌ و مرز‌بندی‌ شکل می ­گیرد تا به صف و قتال می‌رسد؛ «اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِالْقِیامَهِ» سپس به خون‌خواهی و وجاهت و قرب و معیت و ثبات قدم می‌رسد.

تشکیل جامعه مؤمنین و امت واحد در سیر و سلوک با زیارت عاشورا

مرحله‌ی دوم سیر از فراز پایانی زیارت عاشورا شروع می‌شود؛ «اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُواُمَیَّهَ»؛ آن لعن‌ها و سلام‌های مکرر و آن سجده‌ی قرب که حاصل آن شفاعت است، سیر و سلوکی است که با عاشورا حاصل می‌شود. آن سیر، مؤمنین را از جزایر مستقل بیرون می‌آورد و حول بلاء ولی‌شان آن‌ها را به یک امّت تبدیل می‌کند. لذا جامعه و صف، حول امام شکل می‌گیرد. در واقع انسان­ها دیگر نمی‌خواهند راه را مستقل از سیدالشهداء(ع)  بروند و به صورت جزایر مستقل هم نمی‌خواهند به امام گره بخورند؛ چون بریده از هم نیستند و نمی‌خواهند خودشان این راه را با ریاضات بروند. بنابراین وارد این وادی شده و دور هم جمع می‌شوند؛ «سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ». در محور عاشورا و بلاء، امّت درست می‌شود و این امّت با ابتلاء به عاشورا، مراتب سیر و سلوک را طی می‌کند تا به صف و قتال می‌رسد؛ بعد هم به معیت و ثبات قدم در همه‌ی ادوار و احوال خود می‌رسد تا مسئله‌ی شفاعت و قربِ سجود.

این سیری است که در عاشورا باید داشته باشیم. همه‌ی توحید و ولایت هم در همین سیر اقامه می‌شود. اقامه‌ی ولایت و توحید در عالم و ارواح و پیکره‌ی عالم با همین حادثه سید الشهداست که«أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاهَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاهَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ».

پی نوشتها:

[i]ـ «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ». (سوره بقره، آیه ۱۵۵)

[ii]. زیارت امام حسین علیه­السلام در روز اربعین.

[iii]. ابن‌ قولویه، «کامل‌ الزیارات‌» باب‌ ۷۹، ص‌ ۱۹۷ إلی ۲۰۰.

[iv]. صافات، آیه  ۱۰۵.

[v]. «ر. ک: عیون أخبار الرضا، ج‏۱، ص۲۰۹، باب۱۷ (فی تفسیر قول الله عزّوجلّ: و فدیناه بذبح عظیم).

[vi]. صافات، آیه ۱۰۷.





نوع مطلب : تربت کربلا و معجزات امام حسین، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


* عظمت و ادای رسالت حضرت زینب(س)

در این هنگام زینب (س) سخن آغاز می‌کند. باید متوجه باشیم که سخنان زینب سخنان کسی است که اسیر و خسته است، زیرا از کربلا تا شام، این راه دراز، در حرکت بوده است و این سفر طولانی نیازمند توان و شکیبایی فراوان است. وسایل سفر در گذشته مثل امروز راحت فراهم نبوده است. باید بدانیم که زینب روز‌ها و ماه‌های جانکاهی داشته است و خواب درست نداشته است و استراحت مناسب نکرده است. همچنین، مصیبت های فراوان دیده و عهده دار مسئولیت های فراوان بوده است و اکنون نیز مسئول سلامت و حیات علی بن حسین و دیگر فرزندان حسین است. افزون بر همۀ این‌ها، پادشاهی مغرور و پیروز در برابرش است. زینب با همۀ این‌ها سخن آغاز می‌کند. اکنون بخش هایی از خطبۀ حضرت زینب را برایتان می‌خوانم تا اولاً، عظمت زینب، ثانیاً، ادای رسالت، و ثالثاً، وظیفۀ خود را در برابر این فداکاری بزرگ دریابیم.

در ابتدا می‌گوید: «الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی رسوله و آله أجمعین صدق الله کذلک یقول: ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون» این آیه دربارۀ کسانی است که مرتکب معاصی می‌شوند و می‌گویند که بر ما واجب است که فقط در قلب ایمان به خدا داشته باشیم و معصیت اثری در ایمان ندارد. امروز، متأسفانه، این منطق در میان ما رایج است. می‌گویند که ایمان قلبی کافی است و انسان در اعمالش آزاد است؛ هرگونه بخواهد سخن می‌گوید، عمل می‌کند، لباس می‌پوشد. آدمی در اعمالش آزاد است و ایمان در قلبش است. این منطق نادرست است، زیرا قرآن تأکید می‌کند که ارتکاب معاصی به انکار خدا و کفر خدا و استهزای خدا می‌انجامد: «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون» آنکه مرتکب معصیت می‌شود و اعمال ناشایست انجام می‌دهد، در پایان به انکار آیات خدا می‌رسد. خواهران، فساد و انحراف مرزی ندارد. گمان مبرید که آدمی امروز اندکی منحرف می‌شود و فردا برمیگردد. هر اندازه که انسان راه انحراف را ادامه می‌دهد، اهمیت مسئله فزونی می‌یابد و توقف دشوار‌تر می‌شود. انسان در مسیر معصیت به تمامی مانند خودرویی است که در سرازیری است. خودرویی که به حرکت درمیآید، هرچه پیش‌تر می‌رود، متوقف کردن آن دشوار‌تر می‌شود. اگر امروز از گناه دست شستیم و متوجه خدا شدیم، آسان‌تر از فرداست. اگر جوانی بازگشت آسان‌تر از پیری است. بازگشت، به خدا در جوانی سهل‌تر است.


http://www.allegaleria.pl/images/mfenistnjo1r7v1sv7oe.jpg

زینب (س) به یزید توضیح می‌دهد تو که بدینجا رسیده ای که می‌گویی:

لعبت هاشم بالملک فلا

خبـر جاء و لا وحـی نزل

(هاشمیان با حکومت بازی کردند، نه خبری (از آسمان غیب) آمده و نه وحی نازل شده است.)

این مسئله نتیجۀ طبیعی فسق و فجور است، زیرا که یزید در اعمال خود به شرع ملتزم نبود: شرب خمر می‌کرد، بازی می‌کرد، آبروی مردم را محترم نمی‌داشت. بنابراین، یزید فاسق بود و فسقش به این نتایج انجامید. هرکه منحرف شود و به مسیر منحرف خود ادامه دهد، ناگزیر روزی به اینجا می‌رسد. هرکدام از ما - هیچکداممان خالی از نقص و به دور از معصیت و خطا نیستیم- بهتر است که خطاهای خود را هرچه زود‌تر جبران کنیم.

زینب در ادامه می‌گوید: «أظننت یا یزید حیث أخذت علینا أقطار الأرض و آفاق السماء.» یعنی راه هر جانبی را بر ما بستی و ما نتوانستیم به جایی برویم. «أخذت علینا أقطار الأرض و آفاق السماء فأصبحنا نساق کما تساق الأساری.» (گمان بری چون گسترۀ زمین و آفاق آسمان را بر ما بستی، چون اسیران به هرسو می‌رویم.) زینب به یزید می‌گوید که‌ای یزید، گمان می‌بری که تو بر ما پیروز شدی و ما را بدین شکل گرفتار کردهای و ما اسیر تو شد‌ه ایم. گمان می‌بری: «أن بنا هواناً علی الله وبک علیه کرامة.» (ما نزد پروردگار خواریم و تو صاحب کرامت.) گمان می‌بری اینکه ما اسیر شد‌ه ایم، فضیلتی است برای تو. اسارت ما خواری و نقصی نیست و پیروزی تو کرامتی از جانب خدا برای تو نیست.

«و أن ذلک لعظیم خطرک عنده، فشمخت بأنفک و نظرت فی عطفک جذلان مسروراً.» (پس خود را بزرگ پنداشتی و کبر ورزیدی و شادمان و مسرور گشتی.) زینب یزید را وصف می‌کند که پیروز متکبر است. انسان متکبر با حالتی خاص گردن خود را می‌گیرد و به اطراف نگاه می‌کند. خود و سینه را بالا می‌گیرد و گردنش را حرکت می‌دهد. خلاصه، حرکات خاصی دارد. زینب انسان متکبر را اینگونه وصف می‌کند که شادمانی از اینکه بر ما پیروز شده‌ای، به گونه ای که: «رأیت الدنیا لک مستوسقة و الأمور متسقة و حین صفا لک ملکنا و سلطاننا.» (دیدی که دنیا در دستان توست، کار‌ها بر وفق مرادت است و حکومتی که حق ما بود، در اختیار تو قرار گرفته است.) در این هنگام تو احساس قوت و فخر و غلبه داری. «مهلاً مهلاً أنسیت قول الله تعالی: «وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِینٌ» زینب می‌گوید که اندکی درنگ کن، آنچه می‌بینی امتحانی از جانب خداوند است؛ زیرا خداوند پیروزی را مختص نیکوکاران نکرده است. هرکس که تلاش کند و هرکس که بجنگد، اگر از راه درست اسباب و مسبب قدم بردارد، به نتیجه خواهد رسید.

* خداوند انسانی را که در راه خیر قدم برمی‌دارد، بلافاصله پیروز نمی‌کند

باید به این نکته التفات داشته باشیم که خداوند الزاماً انسانی را که در راه خیر قدم برمیدارد، بلافاصله پیروز نمی‌کند. خواهرم، گمان مبر که به مجرد اینکه نمازت را خواندی، مشکلاتت حل می‌شود؛ یا به محض اینکه انسان خوبی بودی و روزهات را گرفتی، فوراً خداوند کمکت می‌کند و مشکلاتت حل می‌شود؛ یا اینکه اگر مقداری به دین توجه کردی، بدهی‌هایت پرداخت می‌شود و مالی به دست می‌آوری. نه، این مسائل مردود است.

خیرِ حقیقی در مال نیست، در دنیا نیست. چه بسا آدمی در این دنیا متمکن و راحت نباشد. ممکن است زنی در این دنیا راحت نباشد، اما اجر عظیمی در آخرت داشته باشد.

اگر بگوییم که انسان اگر در راه خیر قدمی برداشت، بلافاصله، در عوضش مالی کسب می‌کند، در این صورت، دین ارزشی ندارد. آیا این گونه نیست؟ اگر فرض بگیریم که خداوند به هر نمازگزاری پولی عطا می‌کند و تارک نماز از دریافت این پول محروم می‌شود، همۀ مردم نمازگزار می‌شوند. اما نمی‌توان برای نماز قیمتی گذاشت. اگر خداوند هر دروغگو و منافقی را فوراً تنبیه کند، مردم دیگر جرأت عمل شر نخواهند داشت. در این صورت، همه خوب می‌شوند. اما: «لِّیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَةٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَةٍ» انسان نیکوکار نباید لزوماً در انتظار مال و احترام و جاه باشد.‌ گاه انسان در راه خیر متحمل سختی‌ها و مشکلات می‌شود. دنیا چه ارزشی دارد، اگر همۀ دنیا را به ما دهند و اجر اخروی را از ما گیرند و کمال نفس را از ما گیرند و آرامش روان را از ما گیرند، چه ارزشی دارد؟

* چرا اهل بیت به مشکلات جانکاه دچار شدند؟

زینب چه مقام و جایگاهی نزد خدا دارد، و حسین مقامی ارجمند نزد خدا دارد، در عین حال، آنان به مشکلات جان کاهی دچار شدند. چرا؟ زیرا بنیان جهان این گونه نیست که اگر انسانی کار خیری صورت داد، خداوند بی درنگ اجرش را به او بدهد. انسانی که کار خیر می‌کند، احساس آرامش درون دارد، در آینده آرامش به دست می‌آورد و‌ گاه این آینده بسیار دور است. این انسان به راحتی می‌رسد و جزای بر‌تر او نزد خداست. معقول نیست که تو بدهکار و خسته و گرفتار مشکلات باشی و بگویی نماز می‌خوانم و فوراً دیونت پرداخت و مشکلاتت حل بشود. بله، بیشک ادعیه در حالات مشخص و با شروط معین و در وضعیت معینی مستجاب خواهد شد. زینب این قاعده را به یزید تذکر می‌دهد و به او و همۀ جهانیان و آنان که در آن مجلس بودند و آنان که بعد‌ها، حتی تا آخر زمان، پا به این جهان می‌گذارند، با صدایی بلند می‌گوید: «وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ» اگر ما اموال و مقام و پیروزی دادیم به آنان که کفر می‌ورزند، این عطا خیری برای آنان نیست: «أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِینٌ» این‌ها آزمایش و امتحانی برای آنان است.

* اشاره حضرت زینب (س) به فرزند طلیق

در ادامه زینب می‌گوید: «أمِنَ العدلِ یابنَ الطلقاء». «ابن الطلقاء» یعنی فرزند طلیق یا کسی که آزاد شده است. طلیق شخصی است که دیگری او را آزاد ساخته است. همان گونه که می‌دانید، در گذشته عبد و اماء داشتیم. هر کس که عبدی را می‌خرید و آزادش می‌کرد، فضلی بر او داشت. زینب به یزید می‌گوید که‌ ای خلیفه،‌ ای پادشاه پیروز،‌ ای چیره بر ما،‌ ای کسی که دنیا در کمند قدرت توست، اگر ما بخواهیم پرده از حقیقت برکشیم، تو فرزند آزادشدگانی. آنگاه که پیامبر ظفرمندانه وارد مکه شد، بر اساس نظام عربی قدیم، این حق را داشت که مکیان را به بندگی و کنیزی بگیرد. اما وارد مکه شد و در مجمعی همگانی گفت: فکر می‌کنید چگونه با شما رفتار بکنم؟ گفتند: تو برادری کریم و فرزند برادری کریم هستی. پیامبر به آنان گفت: بروید، شما آزادشده اید.

زینب به این ماجرا اشاره می‌کند که اگر جد من اراده کرده بود، جد تو و پدرت را به بندگی می‌گرفت و تو اکنون بندهای خرد بودی. من با این چشم به تو می‌نگرم، هرچند اکنون بر مسند خلافت و حکومت باشی.

 

«أمِنَ العدل یا ابن الطلقاء تخدیرک حرائرک و إمائک» (ای فرزند آزادشدگان، آیا عادلانه است که زنان و کنیزکان خود را در پس پرده داری.) آیا عدالت است که زنان و خواهران و حتی بندگان و کنیزان خود را در پس پرده بنشانی و «سوقک بنات رسول الله سبایا قد هتکت ستورهن و أبدیت وجوههن تحدو بهن الأعداء من بلد إلی بلد و یستشرفهن أهل المناهل و المناقل و یتصفح وجوههن القریب و البعید و الدنی و الشریف لیس معهن من رجالهن و لی و لا من حماتهن حمی» (دختران رسول خدا را در اسارت به این سو و آن سو بکشانی و رو از آنان آشکار کنی و دشمنان آنان را از سرزمینی به سرزمینی بکشانند و بیگانه و آشنا و شریف و پست چشم به آنان خیره کنند. از مردانشان کسی با آنان نیست و پرستاری در کنارشان نیست.) سپس، زینب بر کوبندگی این موضع می‌افزاید: «کیف ترتجی؟» من از تو این عدل را انتظار نمی‌برم و تو در جایگاهی نیستی که امید به تو برد، زیرا «و کیف ترتجی مراقبة من لفظ فوه أکباد الأزکیاء و نبت لحمه من دماء الشهداء» زینب به واقعۀ احد اشاره می‌کند. هنگامی که هند جگرخوار حمزه را کشت و جگر او را درآورد و در دهانش گذاشت. هند‌‌ همان مادر معاویه، پدر توست. زینب می‌گوید تو فرزند‌‌ همان هستی که: «لفظ فوه أکباد الأزکیاء و نبت لحمه من دماء الشهداء و کیف یستبطأ فی بغضنا أهل البیت من نظر إلینا بالشنف و الشنآن و الإحن و الأضغان ثم یقول غیر متأثم و لا مستعظم:

لأهـلوا و اسـتـهلوا فرحاً

ثم قالوا یا یزید لا تشل.»

(چه امیدی به فرزند کسی بریم که جگر پاکان را به دندان گرفت و گوشتش با خون شهدا رویید. و چگونه از دشمنی بر ما بکاهد، کسی که با کینه و دشمنی به ما می‌نگرد و بیآنکه خود را گنهکار بداند و گناهش را بزرگ بدارد، می‌گوید: کاش نیاکانم بودند و شادی می‌کردند و به من دست مریزاد می‌گفتند.)

زینب ادامه می‌دهد تا می‌گوید: «فوالله ما فریت ألا جلدک و لا جزرت إلا لحمک.» تو با این کار قبر خود و بنیامیه را به دست خودت می‌کَنی، زیرا کشتن حسین برای تو و جماعتت گران تمام خواهد شد و اینگونه هم شد.

«فوالله ما فریت إلا جلدک و ما جزرت إلا لحمک و لتردن علی رسول الله بما تحملت من سفک الدماء ذریته و انتهکت من حرمته فی عترته و لحمته حیث یجمع الله شملهم و یلم شعثهم و یأخذ بحقهم: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» و حسبک بالله حاکماً و بمحمد خصیماً و بجبریل ظهیراً و سیعلم من سول لک و مکنک رقاب المسلمین: «بئس للظالمین بدلاً» و «أیکم شر مکاناً و أضعف جنداً.» (به خدا سوگند، جز پوست خود را پاره پاره نکردی و جز گوشت خود را نشکافتی و بر رسول خدا وارد می‌شوی در حالی که ریختن خون خاندانش و هتک حرمتشان بر ذمۀ توست، در هنگامی که خداوند جمع می‌کند پراکندگی ایشان را، و می‌گیرد حق ایشان را: «کسانى را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده ‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.» تو را بس که حاکم خداوند است و محمد دشمن توست و جبرئیل یاریگر ماست. کسی که تو را فریفت و بر گردۀ مردم سوار کرد، به زودی خواهد فهمید که: «برای ظالمان بد عوضی است» و «کدام یک از شما جایگاهی بد‌تر و لشکریانی ضعیف‌تر دارد.»

* چرا دختر علی(ع) با یزید هم سخن شد؟


http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/93-06/09/farhangnews_89630-264246-1409513263.jpg

در ادامه، زینب این کلمات شگفت را می‌گوید: «و لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک» (مصیبتهاست که مرا واداشته با تو سخن گویم.) «دواهی» به معنای مصیبت است. این مصائبِ جانکاه است که مرا به همسخنی با تو واداشته است. «إنی لأستصغر قدرک» (تو را ناچیز می‌شمارم.) من زینب اسیر به پادشاه پیروز می‌گویم که تو را ناچیز می‌دانم. «و أستعظم تقریعک و أستکثر توبیخک» (ملامتت را فزونی می‌دهم و بر توبیخت می‌افزایم.) اگر بخواهم تو را سرزنش کنم، یعنی تو را بزرگ دانسته‌ام و سرزنش و ملامت تو در شأن من نیست. «لکن العیون عبری و الصدور حری و ألا فالعجب کل العجب لقتل حزب الله النجباء بحزب الشیطان الطلقاء و فهذه الأیدی تنطف من دمائنا و الأفواه تتحلب من لحومنا و تلک الجثث الطواهر الزواکی تنتاب‌ها العواسل و تعفر‌ها أمهات الفراعل» (اما چشم‌ها پر اشک و سینه‌ها داغدیده است. و شگفتا که نجیبان حزب خدا را آزادشدگان حزب شیطان کشته اند. خون ما از سرپنجه‌ها می‌ریزد و گوشت های ما از دهان‌ها می‌افتد و پیکرهای پاک خوراک گرگ هاست و چنگال کفتر‌ها آن‌ها را به خاک افکندهاست.)‌ای یزید، تو خود دانی اجساد پاکی که در کربلا و در صحرا‌‌ رها کردی، اجساد آل رسولاند. توفان‌ها و باد‌ها هر روز بر آنان می‌وزرند. «و لئن اتخذتنا مغنماً لتجد بنا وشیکاً مغرماً» (اگر ما را به غنیمت گرفتهای، درخواهی یافت که سبب زیان تو بود‌ه ایم.) تو گمان بری که ما را به غنیمت گرفته ای. این کار بر تو دشوار است و از سر تو زیاد است. همۀ این کار‌ها خسرانی است برای تو، «حین لاتجد الا ما قدمت: «و ما ربک بظلام للعبید» فإلی الله المشتکی و علیه المعول فکد کیدک واسع سعیک و ناصب جهدک فوالله لا تمحو ذکرنا و لا تمیت وحینا و لا تدرک أمدنا و لا یرحض عنک عار‌ها و هل شأنک إلا فند و أیامک إلا عدد و جمعک إلا مدد یوم ینادی المنادی ألا لعنة الله علی الظالمین.» (آن هنگام که نمی‌بینی جز آنچه پیش فرستادهای: «و خداوند به بندگانش ستم نمی‌کند.» شکایت نزد خدا می‌برم و بر او توکل می‌کنم. هر نیرنگی می‌خواهی بزن و تلاشت را بکن و هر کاری می‌خواهی بکن، به خدا سوگند نتوانی یاد ما را محو کنی و وحی ما را بمیرانی و به ‌‌نهایت ما برسی، و هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود. رأی تو سست و روز‌هایت اندک و جمعت پراکنده است، آن روز که منادی ندا دهد: زنهار که لعنت خدا بر ستمکاران است.»

سپس خطبه را به پایان می‌برد: «والحمد لله رب العالمین الذی ختم لأولنا بالسعادة و المغفرة و لآخرنا بالشهادة و الرحة و نسأل الله أن یکمل لهم الثواب و یوجب لهم المزید و یحکم علینا الخلافة إنه رحیم ودود و حسبنا الله و نعم الوکیل.»

زینب در این موضع اینگونه خطبه‌اش را به پایان می‌رساند. او تأکید می‌کند و از خدا می‌خواهد که خلافتش را استوار سازد. یعنی او خود را خلیفه و استمرار حسین قلمداد می‌کند. آنچه دربارۀ زینب گفتیم، برخی از ابعاد زینب بود و نه همۀ زینب. تا آن هنگام که زینب در مدینه بود، اهل مدینه می‌شوریدند تا اینکه بنی امیه مجبور شدند که وی را به مصر یا شام تبعید کنند تا در مدینه نباشد، زیرا وجود او سبب انقلاب دائمی و جنبش‌های مستمر بر ضد بنیامیه بود. این زن مسئولیت خود را ادا کرد و به جهانیان رساند آنچه را بر حسین رفت و در عمل و پس از شهادت حسین، رسالت حسین را تمام کرد.

نخستین کسی که حرکت کرد، زنی از بنی بکر بن وائل در لشکریان عمر سعد بود. این زن به پاخاست و بدینگونه انقلاب‌ها از مکانی به مکان دیگر منتقل شد تا اینکه حکومت بنی امیه به سرانجام رسید. رفتند... قبورشان کجاست؟ آثارشان کجاست؟ اما حسین و اهل بیتش هر روز در حال شناخته شدن و فزونی یافتن‌‌اند.

* آیا ما فقط مکلف به تماشا و مرور واقعه هستیم؟

ما در این ساعات پایانی روز عاشورا حوادث این واقعه را مرور می‌کنیم... چه شد؟ چگونه انتقال یافت؟ و خود را در برابر این صحنه می‌یابیم. موضع ما چگونه باید باشد؟ چه باید بکنیم؟ آیا ما فقط مکلف به تماشا و مرور واقعه هستیم؟ خواهش می‌کنم فکر کنید و پاسخ مرا دهید که امروز وظیفۀ ما چیست؟ آیا وظیفۀ ما بیش از تماشای واقعه نیست؟ حسین به عبیدالله بن حر جعفی می‌گوید: «به خدا سوگند آنکه [...] خداوند او را در آتش جهنم می‌اندازد.» یعنی فریاد و ندای حسین آن هنگام که می‌گوید: «آیا یاریگری هست مرا، آیا...» حسین می‌گوید آنکه «هل من ناصر ینصرنی» را بشنود و یاری نرساند، در آتش جهنم است. خب، ما صدای حسین را شنید‌ه ایم. نگویید که حسین کشته شد و همه چیز تمام شد. حسین برای چه چیزی کشته شد؟ برای دین کشته شد، برای حق، و برای اهداف حق. بنابراین، اهداف حسین پابرجاست. حسین ابداً به طور عموم از این موضع ما در منطقه و کشور راضی نیست. آیا حسین می‌پذیرد که موضع ما در برابر یهود خواری و سستی باشد؟ آیا حسین می‌پذیرد که سرزمین فلسطین و قدس جولانگاه توطئه و فساد یهود باشد؟ طبیعتاً، خیر. حسین برای اهدافش بر ما فریاد می‌کشد و یاری می‌طلبد. موضع ما چیست؟

* وظیفه بانوان در مقابل اسلام

ای بانوان، بدانید که وظیفۀ ما در حال و آینده فقط بر عهدۀ مردان نیست. زینب در گرفتاری‌ها و دشواری‌ها با حسین بود. شما نیز باید در گرفتاری‌ها و دشواری‌ها کنار مردان باشید. ببینید در برابر جراحت‌ها و خطر‌ها و مشکلات چگونه اید؟ ببنید در برابر هجوم دشمن و ویرانی چه حالی دارید؟ آیا ترس و فرار و جزع و فزع دارید و فراری هستید یا پایدار و قهرمانید. حسین (ع) به زینب می‌گوید که نمی‌خواهم هنگام نبرد با دشمن صدای ناله و فغان بانوان را بشنوم، زیرا که ناله و فغان نقص و ضعف است. چگونه حسین از ما می‌پذیرد که به گریه بسنده کنیم و هیچ فداکاری و جهادی تقدیم نکنیم؟

* باید آماده باشیم

ای خواهران، باید آماده باشیم. چه بسا، حوادث متأثرکننده و آیندهای سخت پیش رو باشد. شاید دشمن متعرض سرزمین ما شود و در معرض خطر قرار بگیریم. باید آماده باشید، باید احساس قدرت بکنید، باید بدانید که زندگی در ذلت مطلقاً ارزشی ندارد. مرگ بهتر از زندگی ذلیلانه است. اگر انسان به مرگ بی توجه باشد، قدرتمند‌ترین می‌شود و در قدرت نظیری نخواهد داشت. همۀ ناتوانی ما ناشی از ترسمان از مرگ است. هرگاه که از مرگ می‌هراسیم، تسلیم می‌شویم و به خواری تن می‌دهیم. اگر از مرگ هراسی نداشته باشیم، چه کسی می‌تواند کاری با ما داشته باشد. حرفت را بزن، داستانت را بگو، حقت را بخواه، بدون ترس بر جایت بایست و موضع خود را روشن بیان کن. چرا بدون ترس؟ زیرا چه می‌خواهند با تو بکنند؟ چه می‌توانند از تو بگیرند؟ هیچ.

* ممکن نیست که زنان وظیفه ای نداشته باشند

ما باید آماده باشیم، چه در گذشته و چه اکنون و چه در آینده ممکن نیست که زنان وظیفه ای نداشته باشند و اگر زنان در ادای وظایفشان مشارکت نکنند، نمی‌توانیم این وظایف را ادا کنیم.‌ ای خواهران، افزون بر مواضع عمومی و تأیید، بر شماست که خود آماده باشید. اکنون و در این اوضاع بر ماست که از جنبۀ شخصی و معنوی آماده شویم و به آنچه برای ما گفته می‌شود، گوش فرا دهیم. ما باید مواضعی استوار و نیرومند داشته باشیم و امروز نباید غیر از این باشد. نمی‌شود به محض بلند شدن صدای تفنگ و شلیک گلوله و فرود آمدن بمب، همۀ مردم ناله و فریاد کنند و پا به فرار بگذارند. این شایسته نیست.

شما زنان باید دائماً زینب را در پیش چشم داشته باشید. او سرور و رهبر و اسوۀ زندگی شماست و اوست که حق را به شما می‌آموزد. آنکه به شما می‌گوید اسلام گوشه گیری و فرار است، حرف نادرست می‌زند. اسلام راستین در زینب مجسم می‌شود: زینب را در دارالاماره ببینید، در برابر یزید ببینید، در جنگ ببینید. این است زن مؤمن، این است زن مسلمان [...] باب ایمان در برابر شما مفتوح است. هر کدام از شما می‌تواند زنی مؤمن و صالح باشد. اما چگونه می‌توانیم مؤمن شویم؟ آن هنگام که گناهان کوچک را ترک می‌کنیم و آن هنگام که وقتمان را عملاً در راه تقویت ایمان به کار می‌گیریم.

* باید زینب و حسین را در راه تحقق اهدافشان یاری کنیم

اکنون ما در 24 ساعت چه می‌کنیم؟ آیا برنامۀ روزانۀ خود را ملاحظه کرده اید؟ چگونه آن را سپری می‌کنیم؟ چند ساعت را صرف شکممان و خودمان می‌کنیم؟ چند ساعت را در راه تقویت ایمانمان صرف می‌کنیم؟ مشکل اینجاست. ما باید آماده شویم. زینب پیش روی ماست. حسین پیش روی ماست. ما باید یاری‌گر آنان باشیم. ما باید زینب و حسین را در راه تحقق اهدافشان یاری کنیم. در ساعات پایانی امروز و در لحظات آخر هستیم و به زودی این اجتماع را ترک می‌کنیم. ما چه کرد‌ه ایم خواهران؟ ده روز مجلس گرفتیم. این فرصت به ما عطا شد و چه بسا سال آینده آن را نداشته باشیم. آیا اندیشده اید که چگونه به حسین یاری برسانید؟ غیر از گریه چه کردهاید؟ بسیاری بر حسین گریه می‌کنند اما او را یاری نمی‌رسانند. ابن سعد اول کسی بود که بر حسین گریه کرد و حسین را یاری نکرد. زنهار که گریه کافی نیست، باید حسین را یاری کنید. چه مهیا کردهاید برای یاری حسین؟

* برای تکریم حسین (ع) کارهای نیک کنید

پیشنهادی به شما می‌کنم. اگر حسین برای دین کشته شد و دین و آموزه‌های دینی اکنون در پیش ماست، هر کدام از ما، چه بزرگ و چه کوچک، می‌تواند در تحقق هدف دینی حسین و زینب را یاری کند. اگر کسی نماز نمی‌گزارد، برای اکرام حسین و زینب نماز بخواند. من قول می‌دهم که نام او در فهرست یاری کنندگان و همراهان حسین و زینب درج می‌شود. اگر کسی غیبت می‌کند و برای تکریم حسین این کار را ترک کند، حسین او را در شمار یاران و سپاهش می‌گذارد. اگر کسی وجدان مریضی دارد و آن را پاک می‌گرداند، اگر کسی با بستگانش اختلافی دارد و آن را رفع می‌کند، اگر کسی به همسایه اش کمکی کند، اگر کسی مشکلی دارد و آن را حل کند، اگر کسی فرزندش را نیکو تربیت کند، اگر کسی در لباس و زندگی و زبان و نماز و خانه اش نقصی دارد و آن را برطرف کند، این شخص از جملۀ یاران حسین و یاران زینب است. و از خداوند می‌خواهیم که اینگونه باشیم.

* آیه‌ای که امید فراوان ما به خداوند سبحان را روشن می‌کند

ای دختران زینب، شما زینب را محبوب می‌دارید. شما با قلب و رگ و خون خود با زینب پیوند دارید. و هرکدام از شما مدعی است که با هرچه در توان دارد آمادۀ دفاع از زینب است؛ بر این اساس یاری زینب، امروز، یاری او برای تحقق اهدافش و یاری او در استمرار اعمالش و یاری او در حقایق دینی و اموری است که او و حسین برای آن‌ها به پاخاستند.

از خداوند می‌خواهیم که در این لحظات پایانی روز به ما توفیق عطا کن. این آیۀ مبارک را چند بار با من بخوانید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ» این آیه امید فراوان ما به خداوند سبحان را روشن می‌کند: خداوندا ما در مشکلات و بدی‌ها و محنت‌ها به سر می‌بریم، از تو می‌خواهیم که به برکت حسین در این ساعات پایانی روز جمعه، ساعات استجابت دعا، و به ارزش خون حسین، به ما فرج عطا کنی.

 

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور، اللهم اغن کل فقیر، اللهم اشبع کل جائع، اللهم اکس کل عریان، اللهم اقض دین کل مدین، اللهم فرج ان کل مکروب، اللهم رد کل غریب، اللهم فک کل اسیر، اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین، اللهم اشف کل مریض، اللهم سد فقرنا بغناک، اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک، اللهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر.





نوع مطلب : حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، علما، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سخنرانی منتشر نشده امام موسی‌صدر درباره قیام عاشورا:

ما فقط مکلف به مرور واقعه کربلا نیستیم / زندگی در ذلت مطلقاً ارزشی ندارد / چرا اهل بیت به مشکلات جانکاه دچار شدند؟

نگویید با کشته شدن حسین همه چیز تمام شد. حسین برای چه چیزی کشته شد؟ حسین ابداً به طور عموم از این موضع ما در منطقه و کشور راضی نیست. آیا حسین می‌پذیرد که موضع ما در برابر یهود، خواری و سستی باشد؟

به گزارش رجانیوز ، امام سید موسی صدر پیرامون وقایع عاشورای حسینی، نقش حضرت زینب سلام الله علیه در تحقق مقصود امام حسین علیه‌السلام، وظایف زنان و مردان امروز در پیروی از راه سرور و سالار شهیدان سخنرانی داشته که این سخنرانی برای نخستین بار توسط «مهدی فرخیان» ترجمه شده و در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.

بسم الله الرحمن الرحیم 

السلام علیک یا أبا عبدالله و علی الأرواح التی حلت بفنائک

علیک منی سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لاجعله الله آخر العهد منی لزیارتک.

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین

و علی أولاد الحسین و علی أصحاب الحسین.

اکنون در عصر عاشورا و در لحظات پایانی این بزرگداشت مبارک به سر می‌بریم. بزرگداشتی که آمال‌هایی بزرگ را به آن گره زد‌ه ایم. امید که با سودی سرشار این روز‌ها را پشت سر بگذاریم. برآنیم تا حسینی و یاور زینب این ایام را پشت سر بگذاریم و این آخرین فرصت ماست. آنچه بر امید ما برای نیل به این مقصود می‌افزاید، این است که امروز جمعه است... عصر جمعه... ساعات استجابت دعا. فاطمۀ زهرا (س) همۀ این ساعات را صرف دعا می‌کرد و منتظر می‌ماند تا ساعات پایانی روز جمعه، پیش از غروب، را درک کند. پس این ساعات اولاً، ساعات استجابت دعا در روز جمعه است. ثانیاً، ساعات پایانی خاطرات حسین و زینب با یکدیگر است. نیازی نیست که عنایت خاصی به ما شود، لختی اندیشه به این ساعاتِ حسین و زینب، ما را به خدا نزدیک می‌کند و احساساتمان را برمی‌انگیزاند و ما را وا می‌دارد که برای اصلاح اموراتمان بکوشیم و در راه یاری حسین (ع) و زینب (س) تلاش کنیم.

می‌دانیم که حسین (ع) عصر عاشورا کشته شد و می‌توانیم چگونگی مواجهۀ دشمنان را با خانواده او دریابیم. پیش از کشتن امام، عده‌ای از سپاهیان یزید به حرم امام حمله ور شدند. امام افتاده بر زمین خطابشان داد:‌ ای پیروان ابی سفیان، من با شما نبرد می‌کنم و شما با من. زنان را با این نبرد کاری نیست. امام بر آنان تأکید کرد که تا وقتی زنده است، اهل بیتش را‌‌ رها کنند. آنان بازگشتند و در قتل حسین (ع) شتاب کردند.

* آنچه که نصیب قاتلان حسین (ع) شد

پس از قتل حسین و نیل به اهدافشان، ده‌ها هزار نفر، از گرگ های بیابان، از آنان که نه عهدی داشتند و نه نجابت و بزرگ منشی، به طمع مال به حرم امام و خیمه‌ها حمله ور شدند. اینان گمان می‌بردند که در این خیام به طلا و زیرانداز و لباسی دست می‌یابند. اینان برای کشتن حسین آمده بودند و کف دستی خرما (ضرب المثل عربی) عایدشان شده بود. به خیمه‌ها حمله کردند. بیشک، هجوم آنان به فرار فرزندان حسین (ع) و زنان اهل بیت و یارانش انجامید. در صحرا و در هر مکانی پراکنده شدند. به کجا‌ها متفرق شدند؟ سال گذشته ماجرایی را نقل کردم و امسال هم بی نیاز از نقل آن نیستیم تا ببینیم، آن کودکان کجا رفتند.

* روضه‌ای برای دختر امام حسین(ع)

یکی از مقتل نویسان نقل می‌کند که عصر روز عاشورا دختربچه ای از اهل بیت را دیدم که می‌دود و جامه اش می‌سوزد و آتش دارد. (خواهش می‌کنم با صدای بلند گریه نکنید. کسی که می‌خواهد گریه کند، با صدای آهسته هم می‌تواند گریه کند.) به او نزدیک شدم تا آتش را خاموش کنم. از من گریخت. گمان می‌برد که من هم از کسانی ام که برای به غارت بردن لباس و چیزی از این دست او را می‌خواهم. دوید تا اینکه او را گرفتم. بلافاصله گفت:‌ای فلانی، قرآن خوانده ای؟

گفتم: بله.

- این آیه را خوانده ای: «فَأَمّا الیَتیمَ فَلَا تَقهَر»؟

- بله.

- به خدا سوگند من یتیم حسینم.

سکوت کردم و به او گفتم: دخترم من قصد سوئی به تو ندارم. می‌خواهم این آتش را فرونشانم تا بدنت را نسوزاند.

پس از آنکه از آتش رهایی یافت، گفت:‌ا ی فلانی، تو با مایی یا از دشمنان مایی؟

- نه با شمایم و نه با دشمنانتان... من ناظرم...

- سؤالی دارم.

- بپرس...

- نجف کجاست؟ کوفه کجاست؟

- از نجف و کوفه چه می‌خواهی؟

- عمه ام زینب گفته که ما در نجف بارگاهی داریم که آوارگان و بی پناهان بدان پناه برند. می‌خواهم بدانجا پناه برم و از مصیبتمان و ستم اینان بر ما شِکوه کنم.

- دخترکم، نجف و کوفه از اینجا فاصله بسیار دارند و رفتن به آنجا برایت آسان نیست.

این ماجرا را نقل کردم تا ذهنیت کودک را دریابید. ذهنیت کودک این است که اگر دشمن بر آنان هجوم برد، می‌تواند به نجف پناه ببرد. یک کیلومتر... بیشتر... کمتر... به مقدار نفَسش. مهاجمان بسیار بودند. ده‌ها هزار نفر به خیمه‌ها حمله ور شدند و کودکان فرار می‌کردند.

این نکته را گفتم تا برسیم به مسئولیت زینب (س). شب که فرا رسید، او مسئول تنهاست که باید فرزندان و کودکان را گرد آورد و به آنان آب و نان دهد و آنان را لباس بپوشاند. از این رو، پس از آنکه سپاهیان متفرق شدند و اوضاع آرام شد، زینب ده‌ها کودک و زن را جمع کرد تا وظیفۀ خود را در برابر آنان ادا کند.

* چرا سر شهدای کربلا مقابل چشم اهل بیت بود؟

صبح هنگام، سپاه عمر سعد مشغول دفن کشته شدگانشان شدند. بالطبع، کشته های آنان بسیار بود، یاران حسین ارزان کشته نشدند، زیرا هریک از آنان بیش از یک نفر را می‌کشتند. سپاهیان عمر بر کشته شدگان خود نماز خواندند و آنان را دفن کردند و هنگامی که به اجساد حسین و اهل بیت و یارانش رسیدند، آنان را در صحرا‌‌ رها کردند و عزم کوفه کردند. سرهای پاک در این هنگام، یعنی عصر عاشورا، فرستاده شدند و اهل بیت را هم اسیر گرفتند تا تقدیم ابن زیاد کنند.

آنان تصمیم گرفتند که اهل بیت و زنان و کودکان را از مسیری ببرند که اجساد کشته شدگان و پدران خود را ببینند. من هر بار که تلاش می‌کنم که سبب این کار و گذراندن اسیران و زنان و کودکان را از کنار اجساد کشته شدگان دریابم، چیزی دستگیرم نمی‌شود، جز اینکه این اقدام برای تسلی خاطر و فرونشاندن کینۀ عمر سعد و جماعتش بوده باشد. آنان چه کسانی را به اسارت گرفتند؟ کودکان خردسال و زنان را از کنار اجساد فرزندان و پدران و برادران و نزدیکانشان گذراندند. اجساد صورت عادی ندارند؛ در جنگ قطعه قطعه شده اند، بسیاری بی‌سر هستند، بسیاری بی‌دست هستند، بسیاری پاره پاره اند. با این حال، آنان را وا داشتند که جسدهای عزیزانشان را ببینند. چه شد؟

* نقش زینب (س) در تحقق مقصود امام حسین(ع)

من تنها یک صحنه را ذکر می‌کنم تا دریابید که مقصود از شهادت حسین (ع) چه بود و زینب چه نقشی در موفقیت و تحقق این مقصود داشت. اگر زینب زنی عادی بود، به مانند دیگر زنان مویه می‌کرد و ناله سر می‌داد. اما زینب نمی‌خواهد بگرید، او درصدد تکمیل رسالت حسین (ع) است.

رسالت حسین (ع) چگونه ادا می‌شود؟ با عزت و کرامت. حسین نمی‌پذیرد که خواهرش و زنانش ناله و جزع و فزع کنند، بلکه می‌خواهد آنان استوار باشند و سبب شماتت دشمنانشان نباشند. زینب آمد و دیگر زنان نیز همراهش بودند و بالطبع، کودکان نیز در پی او روان بودند. آمدند تا رسیدند به اجساد پاک... به مقتل.

زینب به پیکر پاک حسین نزدیک شد. می‌دانیم که ده‌ها بلکه صد‌ها نفر در قتل حسین مشارکت داشتند. بی شک، پیکر حسین پاره پاره بود، پوشیده از تیر و نیزه و سنگ بود. زینب، خواهر حسین، بر سر پیکر پاک رسید و در برابر دیدگان شماتت کنندگان و دشمنان و همه، پیکر را به آسمان برد و گفت: «پروردگارا، این قربانی را از ما بپذیر.»

خواهش می‌کنم توجه کنید به معنی این کلمه: «پروردگارا، این قربانی را از ما بپذیر.» این «ما» که از خدا می‌خواهد قربانیاش را بپذیرد، کیست؟ مقصود آل البیت است. مقصود زینب این است که ما حسین را در محراب آزادی قربانی کردیم تا از دین پاسداری کنیم، از کرامت انسان پاسداری کنیم. قتل حسین و شهادت حسین بر ما تحمیل نشده است. شهادت امری اجتناب ناپذیر بود و ما آن را تقدیم کردیم. از این روست که زینب در این موضع و اتفاق از رسالت حسین پاسداری کرد. همۀ مردم و همۀ دشمنان دریافتند که زینب (س) با همۀ توان و با ‌‌نهایت عزت ادامه دهندۀ رسالت است و نمی‌خواهد ضعف و ناتوانی نشان دهد و تسلیم شود. او هم در موضع حسینی ثابت قدم است که می‌گوید: «دست خواری به شما نمی‌دهم و چون بیمایگان نمی‌گریزم.»

اهل بیت رسول خدا بدین سان راهی کوفه شدند. این اولین موضع زینب بود و بیشک، در راه مواضع مشابه دیگری هم داشت.

به دومین موضع او در برابر ابن زیاد در کوفه می‌رسیم. مردم کوفه جشن گرفتند و با شادی و سرور از کاروان اسیران استقبال کردند. اما به سرعت اسیران را شناختند. زینب دختر علی است و علی امیرالمؤمنین بود و مرکز خلافتش کوفه. پنج سال در کوفه حاکم بود و از این شهر جهان وسیع اسلام را اداره می‌کرد. در آن دوره، همسر امیرالمؤمنین (ع)، فاطمۀ زهرا (س)، فوت شده بود. بنابراین، می‌توانیم بگوییم که زینب نقش خانم خانه را داشت. زنان کوفه و همۀ اهل کوفه غیر زینب را نمی‌شناختند. پس در واقع زینب در اسارت وارد مرکز خود، حکومت خود، محل خلافت پدر خود شد. مردم زینب را می‌شناسند. زینب با چه وضعیتی وارد کوفه می‌شود؟ اسیر وارد می‌شود. جماعت دشمن کوچک‌تر از آن بودند که بخواهند زینب را خوار کنند. درست است، زینب اسیرِ نشسته بر پشت شتر است و برادرانش به قتل رسیده، اما نیروی ایمانِ زینب، او را از این مسائل دور می‌کند و او را در اسارت پیروز حس می‌کنی. گویا در حالت غلبه و قدرت است.

زینب به کوفیان که می‌رسد، سخن آغاز می‌کند. اهل کوفه صدای زینب را می‌شنوند و می‌شناسند، یا به تعبیر برخی مورخان صدای علی بن ابیطالب را می‌شنوند. گویا زینب با دهان علی (ع) سخن می‌گوید. صدای او به صدای امیرالمؤمنین می‌مانست، صدایی که همچنان در گوش کوفیان بود. در این هنگام اهل کوفه گریه آغاز کردند و غم به دامان گرفتند. زینب آنان را نکوهید و گفت: باید بسیار بگریید و خنده کم کنید. چرا گریه می‌کنید؟ از گریه‌تان چه سود؟ آیا می‌دانید چه خونی از رسول خدا ریختید؟ آیا می‌دانید کدامین جگرگوشۀ رسول خدا را دریدید؟ شما فرزند دخت پیامبر را کشتید و اینگونه آسان گریه می‌کنید؟ گریه درمان این مصیبت نیست، زیراکه شما در قتل حسین مشارکت کردید. آنان که به قتل حسین آمدند، مردان شما بودند. شما آنان را به این کار تشویق کردید. با گریه مسئله تمام نمی‌شود. زینب با این کار برای انقلاب زمینهسازی می‌کند، برای حرکت، برای تغییر وضع موجود. او وجدان‌های خواب و بی توجه را نکوهش می‌کند و می‌کوشد تا آنان را بیدار کند. هدف او فرونشاندن کینۀ خود نبود. او بر آن است که مسئولیتشان را به آنان گوشزد کند.

 

اهل بیت را به کاخ ابن زیاد بردند. زینب وارد کاخ شد و طبعاً، سلام نکرد. بنابر عادت، بر قاتلان برادرش و فرزندانش سلام نکرد و در گوش های از کاخ نشست. ابن زیاد پرسید: این متکبر کیست؟

- (پاسخ دادند:) زینب دخت علی.

-‌ای زینب، چگونه یافتی آنچه را خدا با برادرت کرد؟ (می‌خواست زینب را شماتت کند.)

- جز زیبایی ندیدم. آنان مردانی بودند که خدا کشته شدن را برایشان مقدر کرده بود و به سوی آرامگاه‌شان رفتند.

- ستایش خدای را که شما را رسوا کرد و سخناننتان را تکذیب کرد.

- همانا که فاجر رسوا می‌شود و منافق تکذیب، و ما از اینان نیستیم. کشته شدن عادت ماست و شهادت کرامت ماست نزد خداوند.

پس از این، میان زینب و ابن زیاد سخنان بسیاری رد و بدل شد. ابن زیاد خشمگین شد و خواست علی بن حسین را بکشد که زینب (س) مانع او شد. خواست زینب را بکشد که افکار عمومی اجازه نداد. بنابراین، زینب نقش خود را در کوفه هم ایفا کرد، به گونه ای که هنگام خروج اهل بیت و اسرا از کوفه، جو این شهر سنگین بود. کوفه ای که مرکز قتل حسین (ع) بود، به شهری دیگر بدل شد. *نتیجه مواضع حضرت زینب (س)

پس از مدتی کوتاه، از این شهر کوفه جماعتی به نام توابین با چهار هزار نفر خروج می‌کنند. اینان در راه خون حسین طلب مرگ می‌کردند و همه‌شان کشته شدند. مختار ثقفی نیز پس از اندک زمانی از این کوفه خروج می‌کند و بیشتر افرادی را که حسین را به قتل رساندند، می‌کشد. این همه نتیجۀ مواضع و اقدامات حضرت زینب است. این مواضع از کوفه به شام منتقل شد.

* در منطق یزید، اسلام هیچ جایگاهی ندارد

آنگونه که پیش از این گفتم، کاروان از کوفه به موصل و از آنجا به نسیبین و سپس، به حمص و حماه و حلب و بعلبک رفت و در آخر به شام رسید. این مسیر را انتخاب کردند، زیرا در گذشته نمی‌توانستند از صحرا عبور کنند. همانگونه که می‌دانید، میان عراق و شام بیابان وسیعی قرار دارد و امکانات گذشته اجازۀ عبور از بیابان را نمی‌داد، زیرا وسایل معیشت در آنجا نبود. پس باید بیابان را دور می‌زدند: موصل در شمال عراق، نسیبین در ترکیۀ امروزی، حماه و حمص در شمال سوریه، تا به شام برسند.

از سوی دیگر، یزید و دستگاه او بر آن بودند که اهل بیت را به گوشه گوشۀ جهان اسلام ببرند تا در مردم رعب و وحشت ایجاد کنند و به آنان نشان دهند که خلیفه می‌کشد و نابود می‌کند تا تسلیم شوند و قیام نکنند. اما نتیجه کاملاً برعکس شد، زیرا کاروان به هر شهری که می‌رسید با شادی و سرور و نمادهای زینت استقبال می‌شد. اما پس از آنکه از چرایی ماجرا و نَسَب و اوضاع می‌پرسیدند و از موضوع آگاه می‌شدند، گریه می‌کردند و ناله سر می‌دادند و توبه می‌کردند. در بسیاری از این شهر‌ها مسجد یا مقامی به نام «رأس الحسین» در محل قرار گرفتن سر حسین در این اماکن است. وگرنه سر امام حسین در این مقام‌ها نیست. در حلب و حماه و نسیبین و موصل مساجدی به نام رأس الحسین مشاهده می‌کنید.

در این اماکن سر امام حسین نهاده شده است. در شام و در شرق مسجد اموی هم مکانی به نام رأس الحسین هست که محل دفن سر امام حسین نیست. سر حسین در این مکان مدتی قرار گرفت، زیرا نزدیک دارالخلافه بود.

به‌‌ همان شکل به شام رسیدند و به‌‌ همان شیوه در بازار سخن گفتند و مردم شروع به حرکت کردند [...] پس از مدتی زینب بر یزید وارد شد. طبیعتاً، یزید استقبال عمومی اعلام کرده بود و می‌خواست آن روز را جشن بگیرد. آن روز را روز پیروزی بزرگ و آشکار می‌دانست. مردم به استقبال آمده بودند... نمایندگانی از بلاد بیگانه... نمایندگانی از مناطق مختلف. یزید نشست و سر حسین در برابر او. اهل بیت و زینب و علی بن حسین وارد شدند. زنان با این منظره مواجهه شدند. طبعاً، گمان می‌بریم کار بی اندازه دشوار شده است. سلام بر حسین و فرزندانش و اهل بیتش که همانند حسین بودند در استواری و عزم و تلاش. به گرفتاری‌ها و سختی‌ها اعتنایی ندارند. نگاه زینب متوجه برخی دختران حسین است. یزید با چوبی از خیزران به دندان های سر امام حسین می‌زند و برخی اشعار شعرای ملحد را شاهد می‌گیرد. یزید ذات نژادپرست خود را هنگام پیروزی نمایان می‌کند و این اشعار را می‌خواند:

لیـت أشـیاخـی ببـدر شهدوا

جزع الخزرج من وقع الأسل

لأهـلـوا و اسـتهــلـوا فـرحـاً

و لقـالـوا یـا یـزیــد لاتـشــل

(ای کاش پدران من در جنگ بدر می‌دیدند که ایل خزرج از زخم نیزه‌های ما به آه و فغان آمده است.

تا شادی از سر و رویشان می‌ریخت، آن وقت می‌گفتند: یزید دیگر بس است.)

تا اینکه در بیت آخر می‌گوید:

لعبت هاشم بالملک فلا

خبـر جـاء و لا وحی نزل

(هاشمیان با حکومت بازی کردند، نه خبری از آسمان آمد و نه وحی نازل شد.)

یزید می‌گوید که هر آنچه در گذشته، از زمان رسول خدا، رخ داد، همه بازی بود. مقصود از بازی این است که آنان به حکومت برسند و بر مردم مسلط شوند و اکنون ما آمد‌ه ایم و بازی می‌کنیم و حکومت را از آنان می‌ستانیم و انتقام‌مان را هم می‌گیریم. آنان که کُشتیم، خون ما را در بدر ریخته بودند. جد یزید و عموی یزید و پسرعمویش در جنگ بدر کشته شده بودند. این واقعه نتیجۀ خونخواهی است. در منطق یزید اسلام هیچ جایگاهی ندارد. اگر اسلام در منطق یزید کمترین جایگاهی داشت، او مرتکب این کار‌ها نمی‌شد.

این منظره بر زینب و دیگران بی‌‌نهایت سنگین است. جو آماده است و گروه‌های بسیاری منتظرند و از کاخ نشینان قصر یزید می‌خواهند که حقیقت امر را دریابند. افراد حاضر در خیابان از زینب و علی بن حسین چیزهایی شنیده اند. اما آنان که در کاخ خلیفه اند - خلیفهای که در آن هنگام بر نیمی از زمین حکم می‌راند - مانند سفرا و نمایندگان اقشار مختلف، همگی، منتظرند که حقیقت را بدانند.






نوع مطلب : حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، علما، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، ولایت و امامت، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در درس کلام در مشهد مقدس مطرح شد؛
استدلال‌های قرآنی آیت الله سبحانی درباره توسل
آیت‌الله سبحانی گفت: با تأکید بر این‌که باید عقیده را از حدیث بگیریم نه این‌که حدیث را بر عقیده تطبیق دهیم، عنوان کرد: ما باید شاگردان قرآن و شاگردان حدیث صحیح باشیم؛ آنان به‌جای این‌که شاگردی کنند، استادی بر قرآن و استادی بر حدیث می‌کنند؛ همه ما سنی هستیم به این معنا که از سنت پیغمبر پیروی می‌کنیم.
مرجعیت شیعه به نقل از رسا _ آیت‌الله جعفر سبحانی در آخرین جلسه از درس کلام و اندیشه اسلامی که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد برگزار شد پیرامون مؤلفه‌هایی که تکفیری‌ها به‌واسطه آن شیعه و سنی را تکفیر می‌کنند به بیان دلایل آنان و استدلالات قرآنی در رد آن پرداخت.

وی با یادآوری این نکته که آنان در تکفیر تفاوتی میان شیعه و سنی قائل نیستند، بیان داشت: از موارد دیگری که سبب شده است افراد را مشرک بشمارند، مسئله توسل به انبیا و اولیاء است؛ آنان توسل را منکر نیستند اما برای توسل اقسامی قائل‌اند که برخی را قبول دارند و برخی دیگر را علامت شرک می‌دانند.

اقسام توسل

این استاد کلام و اندیشه اسلامی به بیان اقسام توسلی که وهابی‌ها نیز به آن معتقد هستند پرداخت و گفت: از توسل‌هایی که آن قبول دارند، توسل به اسماء الله است که ما نیز این توسل را جایز می‌دانیم؛ آنجایی که می‌خوانیم: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاَعْظَمِ».

وی ادامه داد: دومین نوع توسل، توسل انسان به اعمال نیک خویش است؛ این‌که اگر انسان اعمال نیکی انجام داده باشد برای استجابت دعا اعمال خود را واسطه آن قرار دهد؛ به‌طور مثال، فردی است که در دوران جوانی با یک منظره‌ای که یوسف‌ها در آن منظره‌ها خود را حفظ می‌کنند، مواجه می‌شود و خود را از آن عمل نجات داده و پاک نگه می‌دارد، ممکن است روزی فرزند او دچار بیماری شود و از خدا بخواهد که به‌واسطه آن عمل نیکی که در آن زمان انجام داده است فرزندش را شفا دهد.

آیت‌الله سبحانی، سومین توسل مورد قبول وهابی‌ها را توسل به دعای مؤمن در حال حیات عنوان کرد . اظهار داشت: به‌طور مثال فردی از مؤمن زنده بخواهد در دعایش فرد را یاد کند و به فکر او باشد، مصداق این نوع توسل است اما مواردی آن‌ها انکار می‌کنند و مهم است، توسل به دعای انبیایی که از دنیا رفته‌اند، است.

وی بابیان این‌که با این اعتقاد شما نمی‌توانید بگویید «یا رَسُولَ اللَّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ» زیرا از این جهان رفته است و توسل به دعای پیغمبر بعد از وفات شرک محسوب می شود، عنوان داشت: دومین توسلی که آنان شرک می‌دانند، توسل به جاه و منزلت پیغمبر (ص) است؛ از دید ما، پیغمبر اکرم (ص) در مقام ربوبی منزلت دارد اما در اعتقاد وهابی‌ها این‌که بگوییم خدایا به جاه محمد و آل محمد فرزند ما را شفا بده؛ شرک است.

این مرجع عالی‌قدر تشیع اضافه کرد: توسل به ذات و نفس پیغمبر اکرم (ص)، سومین توسلی است که آنان یا تحریم کرده و یا شرک می‌دانند و وسیله تکفیر شیعه و سنی قرار داده‌اند.

پیامبر جزء شهدای اعمال است

وی به آیه 64 سوره نساء «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» اشاره کرد و گفت: خداوند در این آیه می‌فرماید: «اگر این افراد منافق و فاسق آنگاه‌که گناه کرده‌اند، بیایند خدمت پیغمبر و خودشان استغفار کنند و پس‌ازآن پیغمبر نیز در حق آن‌ها استغفار کند ...»؛ باید توجه کرد که این آیه تنها حال حیات پیامبر (ص) را نمی‌گوید بلکه حال ممات را نیز دربر می‌گیرد.

استاد عالی حوزه علمیه ادامه داد: پیغمبر حی است به‌خصوص این‌که همه نقل کرده‌اند که پیغمبر گرامی اسلام فرموده‌اند: «سَلِّمو عَلَیَّ وَ إن سَلامِکُم یُصَدُو عَلَیک»، بر من سلام بفرستید، سلام شما به من می‌رسد؛ پیامبر جزء شهدای اعمال است یعنی شهدای اعمال امت است.

وی خاطرنشان کرد: پیغمبری که جزء شهدای اعمال است و روز قیامت اعمال امت را شهادت خواهد داد حی است و حاضر، چه زمانی که در دوره حیات مادی بود و چه زمانی که در زندگی برزخی به سر می‌برد. آیا می‌شود کسی شهادت بدهد اما آگاه از اعمال امت نباشد؟ «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» بنابراین حیات و ممات پیغمبر یکسان است.

اثبات قرآنی شرک نبودن توسل به ذات پیامبر (ص)

آیت‌الله سبحانی با قرائت دومین آیه سوره حجرات که خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ»، به ذاکران می‌گوید در کنار قبر پیامبر فریاد نزنید، ابراز داشت: با توجه به این آیه می‌توان فهمید که حیات پیامبر (ص) هنوز هم ادامه دارد؛ حتی پس از وفات پیامبر (ص)، صحابه ایشان در کنار قبر پیامبر (ص) می‌آمدند، تقاضای دعا می‌کردند و از ایشان توسل می‌جستند.

وی به بیان دلیلی در تأیید توسل به ذات رسول خدا پرداخت و گفت: در حدیثی، توسل به ذات مقدس پیامبر که در عالم خلقت، افضل الخلائق است اثبات‌شده؛ این حدیثی است که رفاعی، ابن ماجد و مسند احمد نیز آن را تصدیق کرده‌اند: مرد نابینایی به محضر رسول‌الله (ص) رفت و گفت دعا کن که من بینایی خود را به دست بیاورم؛ پیامبر اکرم (ص) به او فرمود وضو بگیر و این دعا را بخوان: «ألّلهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیکَ بِنَبِیکَ مُحَمَّد نَبِی الرَّحمَةِ یَا مُحَمَّد اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلی رَبِّی فِی حَاجَتِی».



وی ادامه داد: آقایان از پیش عقیده را مشخص کرده‌اند که توسل به ذات نبی شرک است و حال که به این حدیث که می‌رسند تفسیر به رأی می‌کنند. اگر این‌چنین نیز باشد باید در بقیه موارد نیز که به ذات پیامبر اشاره‌شده کلمه دعا تیز مقدر شود که این کار باعث خروج حدیث از اعتبار می‌شود.



اعتقاد باید از حدیث گرفته شود

آیت‌الله سبحانی با تأکید بر این‌که باید عقیده را از حدیث بگیریم نه این‌که حدیث را بر عقیده تطبیق دهیم، عنوان کرد: ما باید شاگردان قرآن و شاگردان حدیث صحیح باشیم؛ آنان به‌جای این‌که شاگردی کنند، استادی بر قرآن و استادی بر حدیث می‌کنند؛ همه ما سنی هستیم به این معنا که از سنت پیغمبر پیروی می‌کنیم.

وی به آیه 248 بقره «وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» اشاره کرد و عنوان داشت: خداوند طالوت را برای بنی‌اسرائیل ملک قرارداد ، بنی‌اسرائیل گفتند ما برای پس گرفتن شهرهای خود باید فردی را داشته باشیم که زیر پرچم او جهاد کنیم اما وقتی خداوند، طالوت را قرار داد گفتند این فقیر است و به درد نمی‌خورد؛ از این بخش آیه می‌توان فهمید که بنی‌اسرائیل همیشه معترض بوده‌اند و تا کوبیده نشوند زیر بار نمی‌روند.

بیان قرآن در تأیید توسل به انبیا

این مرجع عالی‌قدر تشیع ادامه داد: به آنان گفتند اگر زیر پرچم این فرد بروید تابوت موسی که صندوقچه‌ای از وسایل حضرت موسی همچون کفش‌ها، پیراهن و عصای او در آن قرار داشت و برای بنی‌اسرائیل مقدس بود، بازمی‌گردد؛ بنی‌اسرائیل در جنگ‌ها برای غلبه بر دشمنان به تابوت موسی توسل می‌کردند؛ وای بر من اگر هرکس بگوید پیامبر اکرم (ص) به‌اندازه پیراهن، عصا و تابوت موسی نباشد؛ شما می‌گویید توسل به پیغمبر (ص) شرک است اما خداوند به خاطر تابوت و آنچه در آن است آن قوم را پیروز می‌کردند.

تغییر سرنوشت به دست انسان است

وی بابیان این‌که وجوهی هست که تنها شیعه را تکفیر می‌کنند، اظهار داشت: یکی از آن مسئله‌ها، مسئله بلا است؛ همه ما می‌گوییم «بلا لِله»؛ ابتدا باید حقیقت بلا را بفهمیم و بعد بدانیم که کفر هست یا نه؛ معنی بلا در آیه 39 سوره رعد «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ» بیان‌شده است.

این استاد کلام و اندیشه اسلامی به بیان معنی این آیه پرداخت و گفت: خدا وحی می‌کند آنچه را که نوشته، ثابت می‌دارد آنچه را که نوشته، آنچه را بخواهد پاک می‌کند و آنچه را بخواهد ثابت می‌کند؛ این همان شب قدر است که ممکن است من جزء گنه‌کاران باشم اما در شب قدر اعمال خود را پاک‌کنم و یا در شرایطی برعکس آن اتفاق بیفتد، کسانی بوده‌اند که یک‌عمر خدا را پرستش کردند اما فردی همچون «بلعم باعورا» در یک‌شب مشرک شد و شیطان را ستایش کرد.

آیت‌الله جعفر سبحانی در پایان درس در پاسخ به پرسشی مبنی بر اعتقاد وهابیت برای رد توسل به استناد بر حدیث «إن قُتِعَ العَمَل»، بیان داشت: این حدیث درست است اما انسان که بمیرد رابطه‌اش با این دنیا قطع می‌شود، جز در مواردی؛ اول این‌که بچه‌ای داشته باشد، دوم صدقه و سنت جاریه‌ای داشته باشد که مردم به آن عمل کنند و ثوابش به او برسد، این امر در مورد اعمال شخصی‌اش صادق است اما این‌که در حق دیگران نمی‌تواند دعا کند رابطه‌ای ندارد؛ این صحیح نیست.

گفتنی است، درس کلام و اندیشه اسلامی آیت‌الله سبحانی در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد با عنوان «تقریب یا تکفیر» از شنبه 25 مردادماه آغاز شد که در طی برگزاری 9 جلسه درس به بررسی اعتقادات وهابی‌ها، تکفیری‌ها و دلایل آنان در تکفیر مسلمانان و همچنین بیان استدلال‌های قرآنی در رد ادعای آنان پرداخته شد؛ این سلسله مباحث، سوم شهریورماه به پایان رسید./9315/



وی با تأکید به راین که این حدیث را هیچ‌کس انکار نکرده است، عنوان داشت: رفاعی که فردی وهابی است و می‌گوید «لا شک ان هذه الحدیث، صحیح و مشهور...» ، ابن ماجد نیز می‌گوید «هذه حدیث الصحیح»، مسند احمد و مستدرک حاکم نیز این موضوع را نقل کرده‌اند اما متأسفانه در صحیح بخاری این امر نقل نشده است.

این استاد عالی حوزه علمیه بابیان این‌که وای بر کسانی که به خاطر عقیده‌شان در حدیث تصرف کنند، تصریح کرد: رفاعی به پیروی از برخی وهابی‌ها می‌گوید در اینجا (دعا) مقدر است، «ألّلهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیکَ (بدعاء) نَبِیکَ»، کلمه دعا را اضافه می‌کند که بگوید این حدیث در دسته سوم توسلات قرار می‌گیرد؛ تحریف حدیث همین است و درواقع یک نوع تفسیر به رأی انجام‌شده است.




نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، اربعین، حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت معصومه(س)، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، آیت الله جعفر سبحانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بررسی جایگاه پیاده روی اربعین در گفتگو با آیت الله العظمی شبیری زنجانی ؛ پیاده روی اربعین حسینی نشانه عظمت تشیع است

محدث جلیل القدر مرحوم حاجی نوری (قدس سره) با پیاده روی مستمر خود در ایام اربعین، به همراه بزرگان علماء از نجف به کربلا، به این مراسم شکوهی ویژه بخشیده، و سر انجام در مسیر بازگشت پیاده روی، به دیار باقی شتافت.


عاشقان حسینی با پای پیاده از راههای دور و نزدیک خود را به حرم امام حسین علیه السلام می رسانند تا در روز اربعین سرور و سالار شهیدان در کنار حرم این امام بزرگوار با حضرتش بیعتی دوباره داشته باشند.

تصاویر شور و شعور زائران دل هر عاشقی را می لرزانده و چشم هر بیننده ای را به گوهر اشک جلا می دهد. آیت الله العظمی شبیری زنجانی، مرجع عالی قدر تشیع هم با دیدن تصاویر عاشقان حسینی آرزو می کنند که از زائران حرم باشند. ایشان پیاده روی اربعین را تجلی عظمت شیعه می دانند و می فرمایند: " من آرزو داشتم توان جسمی ام به قدری بود که می توانستم در پیاده روی شرکت کنم".

در حالی که هر لحظه بر عظمت حماسه پیاده روی اربعین حسینی در سرزمین کربلای معلی افزوده می شود گروهی با تمسک به برخی از روایات می گویند: نیاز نیست که برای زیارت ائمه به حرم آنها سفر کنیم بلکه قلب دوستاران آنان حرم آنهاست. سایت خبری مرجعیت شیعه در آستانه اربعین  با حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) درباره اعتقاد این گروه و اثرات پیاده روی اربعین حسینی به گفتگو نشسته است.


این گفتگو را بخوانید:

-         در بعضی از زیارات امام حسین علیه السلام این تعبیر آمده است: " فی قلوب من والاه قبره". گروهی با استناد به این

عبارت می گویند نیاز نیست که افراد به حرم حضرات مشرف شوند. نظر حضرت عالی در اینباره چیست؟

این چه حرفی است که اینها می زنند؟! چگونه می توان این همه روایتی که در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام وجود دارد را با استناد این روایت نادیده گرفت؟! ما روایتهایی داریم که در آن بسیار نسبت به زیارت ائمه به خصوص امام حسین علیه السلام سفارش شده است. در روایات بسیاری، زیارت امام حسین علیه السلام به منزله یک عمره مقبوله دانسته شده و در برخی روایات، ثواب بیشتری برای زیارت امام حسین علیه السلام ذکر شده است.

-          تعبیر مورد استناد این گروه  را چگونه با این روایات می توان جمع کرد ؟

عبارت را بد معنا می کنند. این عبارت در صدد ابطال اصل زیارت امام حسین علیه السلام نیست بلکه مرتبه ای از مراتب زیارت را بیان می کند. در این زیارت می گوید فی قلوب من والاه قبره، این یک مرتبه از زیارت است، زیارت از راه دور هم یک مرتبه از زیارت است و به کربلا مشرف شدن هم یک مرتبه است. نباید این همه روایاتی که وجود دارد را نادیده گرفت و به آن چیزی که مورد مذاق خودمان است استناد کنیم. این کار تبعیت از هوای نفس است. نمی توان فقط به یک روایت اکتفا کرد.

-          گفته می شود که روح حضرت همه جا حاضر و ناظر است و لذا نیازی به رفتن به زیارت نیست. پاسخ حضرت عالی به این استدلال چیست؟

یک بنده خدایی هم این حرف را زده بود که ما سی سال است سر قبر پدرمان نرفته ایم و او همه جا حاضر است. اگر اینطور است که خداوند هم در همه حال حاضر و  ناظر است پس به این همه آداب خاص در این همه عبادات که در شریعت مطهر وارد شده نیاز نداریم.

در مسائلی که برهان عقلی بر خلاف آن نیست ما باید تابع روایات شریفه باشیم و یکی از موارد مورد تاکید شریعت، زیارت اهل قبور است و این تاکید حتی در مورد زیارت افراد عادی است که ممکن است زیارت قبر آنها ثمرات زیادی هم نداشته باشد چه برسد به زیارت حرم حضرات معصومین علیهم السلام به ویژه امام حسین علیه السلام که آثار و برکات زیادی برای خود انسان و جامعه دارد. بنابر روایت صحیح حضرت صادق علیه السلام در حال سجده پس از نماز خود، برای زائران آن حضرت، که در این راه، مال خود را صرف کرده و بدنهای خویش را به زحمت می اندازند و  رنگ صورت هایشان در اثر تابش خورشید برمی گردد، دعا کرده و سلامت ایشان و خانواده هایشان را از درگاه خداوند طلب کرده اند.

-          پیاده روی زائران به سوی حرم حسینی در روز اربعین چه ثمراتی می تواند داشته باشد؟

پیاده روی اربعین تبلیغ شریعت و تبلیغ ولایت حضرات معصومین علیهم السلام است. دشمنان و ظالمان و این گروه های تکفیری در مقابل این قدرت وحشت می کنند. این پیاده روی نشانه عظمت تشیع است و من آرزو داشتم توان جسمی ام به قدری بود که می توانستم در پیاده روی شرکت کنم.

-          آیا دلیل شرعی پیاده روی اربعین وجود دارد؟

دلایل کلی برای رفتن به زیارت اباعبدالله علیه السلام وجود دارد. در روایات بسیاری بر زیارت آن حضرت تاکید شده، حتی در پاره ای از این روایات، از وجوب و فرض بودن این زیارت یاد شده، تا بدانجا که برخی علماء همچون مرحوم علامه مجلسی و پدر بزرگوارشان به این نظر متمایل شده اند که بر کسی که توانایی انجام زیارت آن حضرت را دارد این زیارت در عمر یک بار  واجب است. اما امروز این پیاده روی تبدیل به یکی از شعائر اسلامی و وسیله ترویج مذهب است و از این باب  مصداق روایات مربوط به تعظیم شعائرالله است.

-          آیا پیاده روی اربعین  در تاریخ شیعه سابقه داشته است؟

محدث جلیل القدر مرحوم حاجی نوری (قدس سره) با پیاده روی مستمر خود در ایام اربعین، به همراه بزرگان علماء از نجف به کربلا، به این مراسم شکوهی ویژه بخشیده، و سر انجام در مسیر بازگشت پیاده روی، به دیار باقی شتافت.

-          گروهی معتقدند روایتهای مربوط به استجابت دعا در زیر گنبد امام حسین علیه السلام عمومیت داشته و شامل مکانهای برگزاری عزاداری آن حضرت

هم می شود. نظر شما در اینباره چیست؟

این برداشت خلاف ظاهر است و به نظر می رسد که این روایتها منحصر به حرم آن حضرت است.

منبع

zanjani.net





نوع مطلب : اربعین، حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، تاریخ اسلام، ولایت و امامت، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اربعینی که انسانیت را بیدار می‌کند

اندیشمند مسیحی، آنتوان بارا  برای شرکت در مراسم اربعین وارد عراق شد. آنتوان بارا با بیان اینکه اربعین سحر و جادوی ویژه الهی است، اظهار کرد: عقل از هضم این ایده که میلیون ها نفر خانه هایشان را ترک می کنند، و هزاران کیلومتر را به قصد زیارت امام حسین(ع) طی می کنند، عاجز است.

با این بودجه رسانه‌ی ملی، آنتن‌فروشی اجتناب ناپذیر است

نکته :  شک نباید کرد که اربعین حسینی یکی از وجوه عینی تأثیرگذاری اسلامی است. اسلامی که برای بیداری فطرت‌ها آمده و با حذف تقسیم‌بندی‌های این دنیایی، همه کس را به یک چیز فرامی‌خواند. و حالا اربعین حسینی، همه بشریت را به سمت حرم کشتی نجات دنیا فرا می‌خواند. چقدر باید ناسپاس باشیم اگر نخواهیم قدر این نعمت را بدانیم.

  آنتوان بارا : حسین(ع) گوهر جاودانه ادیان

اشاره

رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد. در این مسیر از نخستین مسیحی حق جویی كه رویاروی یزید در كاخ سبز بر او شورید تا در عصر ما، كم نیستند مسیحیانی چون «جرجی زیدان»، «جرج جرداق» و دهها مسیحی حق جوی دیگر كه حقیقت ناب همه ادیان راستین را در «اهل بیت پاك پیامبر(ص)»، در «محراب شهادت علی(ع)» و در «صحرای خونین كربلا» یافته اند و در این باره آثاری پدید آورده اند.
«آنتوان بارا»، آن مسیحی عاشقی است كه سال های بسیار از دوران جوانی خود را صرف تحقیق و بررسی پیرامون زندگی و قیام امام حسین(ع) كرده است تا حقایق مربوط به این شخصیت عظیم تاریخ را از زاویه نگاه خود و از زبان انجیل و پیامبر الهی، عیسی(ع) بیان كند. او پس از سالیان بسیار پژوهش و مطالعه در منابع مختلف تاریخ اسلام، دست به نگارش كتابی زده است كه در نوع خود و از زبان یك مسیحی بی نظیر است. وی در این پژوهش تطبیقی- به نام «حسین در اندیشه مسیحیت» - كه رویكردی تحقیقی، ادبی و عاطفی دارد، با استفاده از نظریات اسلام و مسیحیت و بامهارتی ستودنی، زندگی و شهادت حضرت عیسی از دیدگاه مسیحیت و زندگی و شهادت امام حسین(ع) از دیدگاه اسلام را مقایسه كرده است. در این تحلیل ها نكات جالب و بدیعی به چشم می خورد كه برای هر مسلمان منصفی شگفت انگیز و خواندنی است.


آنتون بارا کیست؟

كتاب «حسین در اندیشه مسیحیت» اولین بار در سال 1978 به رشته تحریر درآمد اما نویسنده از آن تاریخ به بعد و در اثر مطالعات بیشتر، اضافات و ملحقات زیادی به آن افزود و چاپ چهارم آن را در ماه های اخیر منتشر كرد، این كتاب تاكنون به 17 زبان ترجمه شده و در 5 دانشگاه نیز برای دوره های تكمیلی كارشناسی ارشد و دكتری مورد تأیید قرار گرفته است و قرار است چاپ چهارم آن بزودی به فارسی ترجمه و منتشر شود.
آنتوان بارا كه سوری الاصل و ساكن كویت است خود نویسنده ای توانا وادیبی باذوق است و علاوه بر كتاب فوق 15جلد كتاب دیگر نیز به رشته تحریر درآورده كه بیشتر آنها در حوزه ادبیات و رمان و داستان می باشد. وی همچنین روزنامه نگاری است حرفه ای كه اخیراً چهل و یكمین سال فعالیت مطبوعاتی اش را آغاز كرده ، او در مجلات و روزنامه های معروف و مختلف فعالیت داشته و در حال حاضر سردبیر هفته نامه شبكه الحوادث كویت است.
«آنتوان بارا» تشیع را بالاترین درجات عشق الهی معرفی می كند و امام حسین(ع) را فقط متعلق به شیعه یا مسلمانان نمی داند بلكه متعلق به همه جهانیان می داند و او را با عبارت «حسین گوهر ادیان» معرفی می كند و در پایان، سخنش را با این عبارت به انتها می رساند كه «حسین علیه السلام در قلب من است».
وی تاكنون 25بار نهج البلاغه را به طور كامل خوانده و هربار نكات جدیدی از آن كشف كرده است و من با خود می اندیشم كه علی(ع) چقدر در میان ما شیعیان مظلوم است كه اكثر ما حتی یك بار هم نهج البلاغه را به طور كامل مرور نكرده ایم!!
آنچه در پی می آید بخشی از گفت وگوی روزنامه کیهان با «آنتوان بارا» است :

 

ویژگیهای کتاب " حسین (ع) در اندیشه مسیحیت" :
ویژگی این كتاب در این خلاصه می شود كه شیوه و طرز نگاه آن متفاوت از آن چیزی است كه تاكنون توسط مسلمانان و مستشرقان نوشته و پرداخته شده است. بسیاری اذعان داشتند كه این كتاب بی طرفانه نوشته شده است.
از ویژگی های مهم كتاب این است كه من در آن به مقایسه شخصیت حسین و عیسی بن مریم علیهماالسلام و نظرات، مواضع، اقدامات، سخنان و كیفیت شهادت آن دو بزرگوار و نحوه استقبال بی محابا از مرگ در راه عقیده پرداخته ام ]بر طبق عقیده مسیحیان، حضرت عیسی مصلوب و شهید شده است كه البته این نظر با دیدگاه قرآنی ما انطباق ندارد[ من شباهت فراوانی میان شخصیت حسین(ع) و شخصیت عیسی به عنوان یك شهید و نه یك پیامبر، یافتم. من در انجیل و كتابهای دیگر مربوط به زندگی و مقتل حسین(ع) تحقیق زیاد كردم و دریافتم تشابه بسیار زیاد و باورنكردنی در رفتارها و اقدامات و سخنان و نحوه ابراز عقیده و كیفیت حفظ عقیده میان عیسی و حسین(ع) وجود دارد كه چیز جدیدی بشمار می رفت من این موضوع را به تفصیل تحلیل كردم كه آن دو عزیز چرا با میل و خواست خود مرگ را پذیرا شدند و بخصوص حسین شهید(ع) در شرایطی كه زمینه رسیدن به مال و منال و پست و مقام دنیوی فراهم بود و او اگر اندكی از خود انعطاف نشان می داد و خواسته معاویه و یزید را اجابت می كرد، می توانست جان خود را از كشته شدن نجات دهد. اما او براساس آیه: «انفروا خفافا و ثقالا وجاهدوا باموالكم و انفسكم فی سبیل الله (همگی به سوی میدان جهاد) حركت كنید، سبكبار باشید یا سنگین بار و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد كنید» (توبه/41)، به حركت شگفتی دست یازید. او به هیچ یك از امتیازات و تطمیع ها توجه نكرد حال آنكه دنیاپرستی و حب مال و جاه و مقام همه جا بیداد می كرد. او همه اینها را ترك كرد و رو به شهادت گذارد و خاندان و عترت را به سوی شهادت برد در حالی كه می دانست همه اینها در راه عقیده است.


تعریف و ذهنیت آنتوان بارا از امام حسین (ع)
تعریف من از حسین همان عبارات كوتاه و مشخصی است كه درباره حسین«ع» در كتاب آورده ام. من او را به عنوان گوهر جاودانه و همیشگی ادیان توصیف كرده ام. او را به عنوان شهیدی معرفی نموده ام كه دارای جاه و جبروت فرعون و كسری نبود اما متواضع بود و برای حفظ دین و حركت در مسیر جدش حركت خود را آغاز كرد. او ابتدا از گفت وگو با معاویه و یزید شروع كرد اما روش گفت وگو برای هدایت دشمنان مؤثر واقع نشد. او با اینكه می دانست كشته می شود اما خویشتن را در راه عقیده به خطر انداخت و با سپاهی 70 نفری در برابر سپاه 70 هزار نفری عبیدالله- به تصریح منابع تاریخی- به سمت كوفه خارج شد تا حركت و جنبشی در بدنه جامعه ایجاد كند.
حماسه حسین«ع» تنها مختص سنی و شیعه و مسلمان نیست بلكه متعلق به هر مومنی است چنانكه در حدیث آمده «ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لاتبرد ابدا» در این حدیث نگفته فی قلب المسلم. بلكه هر انسان آزاده ای كه به راه و رسم حسین ایمان دارد را شامل می شود و لذا جهانیان و اندیشمندان وقتی از سیره حسین آگاه می شوند شیفته آن می گردند. همانطور كه شیفته راه و مسلك علی ابن ابیطالب«ع» شده اند.

 

دلایل آنتوان بارا در خصوص حضرت مسیح«ع» از آمدن حسین«ع» به كربلا

استنادات و دلایل من همه برگرفته از انجیل است. برطبق آنچه در تاریخ آمده مسیح از كربلا دیدار كرد و به بنی اسرائیل فرمود هركس كه حسین«ع» را دریابد به یاری اش برخیزد عده ای در این روایت تاریخی تشكیك دارند اما ما هیچ شكی در آن نمی بینیم زیرا حضرت عیسی«ع» دارای معجزاتی بود و مرده را زنده می كرد و بیماران صعب العلاج را شفا می داد و لذا آیا برایش دشوار بود كه درباره آینده پیشگوئی كند و بگوید شهید پس از خودش كیست؟


 ارزشمند تربن بُعد شخصیت امام حسین(ع) از دیدگاه آنتوان بارا

من در مورد زندگی و حركت حسین(ع) بیشتر به بعد انقلابی شخصیت ایشان شیفته شده ام. آن حضرت در مرامنامه قیام خود اعلام می كند "انی لم اخرج اشراً ولا بطراً و لامفسداً و لا ظالماً انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی" ؛ من از روی هوسرانی و خوشگذرانی و برای افساد و ستمگری قیام نكرده ام بلكه قیام من برای اصلاح در امت جدم و برای امر به معروف و نهی از منكر و حركت براساس سیره جد و پدرم است. این روح انقلابی می تواند كار معجزه آسا بكند اگر هر انسانی در هر زمان و مكان از آن برخوردار باشد و ما در سالهای پیروزی انقلاب و عزت و افتخارات اخیر در ایران شاهد بودیم مردم و رهبران این كشور براساس این فلسفه حركت خود را آغاز و با ظلم و استكبار مخالفت كردند و با تمام قدرت در برابر آن قیام نمودند.
بعد دیگر شخصیت امام حسین«ع» كه مرا شیفته خود كرده، تواضع ایشان در كنار روح انقلابی است این دو خصیصه نمی تواند در یك شخص جمع شود. تواضع از صفات و ویژگی های برگزیدگان خداست او در عین احساس عزت و آزادگی و سرافرازی در برابر دشمنان، تواضع خاص خود را دارد. این بعد عظیمی است كه از ویژگی امام بشمار می رود.

 

برگرفته از روزنامه کیهان ـ 4 بهمن 1385

تبیان

آنتوان بارا نویسنده مسیحی كتاب «حسین در اندیشه مسیحیت» در جلسه بررسی كتابش:

از اینكه شما به شخصیت امام حسین (ع) كم‌توجه‌اید، متعجبم

نویسنده كتاب «حسین در اندیشه مسیحیت» گفت: من عرب مسیحی خواستم به نویسندگان مسلمان تذكری بدهم كه شما با داشتن شخصیت این چنینی كه دارای ویژگی‌های «نبوت» است، به آن كم توجه اید و از این قضیه در تعجبم.
به گزارش فارس، نقد و بررسی كتاب حسین (ع) در اندیشه مسیحیت چن
دی پیش در سازمان تبلیغات اسلامی و با حضور مؤلف آن برگزار شد. در این جلسه، حجت‌الاسلام محمد جواد ادبی مدرس رشته مطالعات ادیان نكاتی را درباره این كتاب بیان كرد و گفت: من بنا دارم تا از منظر بین‌الادیانی به نقد این كتاب بپردازم و نقطه‌هایی از این كتاب كه قابلیت توجه بیشتر دارد را بررسی كنم.
ادبی سپس ادامه داد: بارا علت انتخاب «حسین بن علی (ع)» برای این كتاب را آن حدیث پیامبر مكرم اسلام می‌داند كه فرموده‌اند: «ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المومنین لن تبرد ابدا»؛ حرارت حماسه حسینی و تاثیر شگرف او در فضای زیست و زندگی بشر آتشی در جان انسان‌های آزاده به وجود آورده است كه این آتش هیچگاه از بین نخواهد رفت و به خاموشی سردی و فسردگی نخواهد گرائید.
وی در ارائه تفسیر بارا از این حدیث پیامبر اسلام (ص) افزود: او می‌گوید، با توجه به اینكه پیامبر اسلام فرموده‌اند مومنین و نه مسلمانان، من نیز یكی از آن مومنین هستم و در این میانه اهل ایمان گستره وسیع‌تری را در بر می‌گیرند. «قل تعالوا الاكلمه سواء بیننا........»، توحید مبنای اولیه ای است كه در ادیان ابراهیمی، مشخصاً به آن اشاره شده و من یكی از كسانی هستم كه ذیل این حدیث قرار می‌گیرم.
ادبی در این باره افزود: او یك وجه عاطفی هم به این دلیل خود افزوده و می‌گوید: من می‌خواهم در طول ساعات شبانه روز خود هر روز دو ساعت با حسین بن علی (ع) همنشین باشم.
ادبی در ادامه و در تحلیل دیدگاه‌های بارا درباره انگیزه‌اش از نگارش كتاب خود درباره امام حسین (ع) گفت: یكی از مسائل مطرح در الهیات جدید همگامی با عالم ملكوت و خداوند است؛ اینجا هم نویسنده می‌گوید: همنشینی من با حسین ابن علی(ع) سبب نگاه عاشقانه و معرفت‌آمیز من به او شده است.
وی در این باره افزود: گویی شما در كنار اقیانوس واقع شدید و ترنم آن شما را تحت تاثیر قرار داده است؛ مولوی از قول شمس تبریزی می‌گفت: «من ماهی‌ام، نهنگم، امانم آرزوست»، اگر ما جست‌وجوگر واقعی و شناگر باشیم، بهترین اقیانوس، اقیانوس معارف اهل بیت (ع) و در این میانه كشتی امام حسین (ع) سریع‌تر است.
در ادامه ادبی به نكات دیگری از این كتاب اشاره كرد و گفت: نكته خیلی خوبی كه آنتوان بارا در كتاب به آن اشاره می‌كند، این است كه بسیاری از نویسندگان مسلمان به چارچوب‌های شخصیتی و مجاهدت بی‌بدیل و معرفت بی‌نظیر حسین بن علی (ع) بی‌توجه بوده‌اند؛ اما من عرب مسیحی خواستم به نویسندگان مسلمان تذكاری بدهم كه شما با داشتن شخصیت این چنینی كه دارای ویژگی‌های «نبوت» است به آن كم توجهید و این نیز جزو انگیزه‌های نویسنده برای پرداختن به این شخصیت شده است. وی در ادامه با ایجاد مقایسه‌ای بین «بارا» و «هانری» كربن افزود: علامه طباطبایی در مورد ‌هانری كربن می‌گفت: خدمتی كه وی در مورد ملاصدرا، محی‌الدین ابن عربی و ابن سینا داشت؛ به گونه‌ای بود كه توانست از منظر دیگری به موقعیت متفكران فیلسوف ما بپردازد. خوش‌تر آن باشد كه سر دلبران/گفته آید در حدیث دیگران.
ادبی در این باره افزود: مصداق این بیت را در كتاب «بارا» می‌توان دید یعنی نگاه یك مسیحی عرب در بافت جامه اسلامی.
وی در برشماری دیگر نكات موجود در كتاب بارا درباره شخصیت امام حسین (ع) افزود: اشكالی كه خود او می‌گیرد، این است كه وقتی مستشرقین خواستند به تاریخ اسلام، زندگی پیامبر (ص) و ائمه بپردازند، منظر اسلامی ندارند و نمونه‌های آن را در «دائرةالمعارف اسلام و قرآن» منتشر شده در «لیدن» هلند و «بریل» می‌توان دید كه یك مستشرق با نگاه غربی به سراغ آموزه‌های دینی ما آمده است.
ادبی در این باره افزود: او می‌گوید كه من از نگاه ملاطفت‌آمیز اسلامی و از دید یك متفكر شرقی و مسیحی كه در محیط جهان اسلام پرورش یافته و حتی در مدارس آنها درس خوانده به این موضوع پرداخته‌ام.
وی این بیان بارا را اینگونه تحلیل كرد كه او در نوع نگاه به مسأله «تقدس» بین خود به عنوان یك مسیحی عرب، با یك مسیحی غربی تفاوت قائل است و می‌گوید: مسیحیان غربی، این مسأله را اینگونه كه ما در نظر می‌گیریم، در نظر نمی‌گیرند، اما من به عنوان یك مسیحی عرب مفاهیم «مقدس»، «معصوم» و در «‌هاله‌ای» از عظمت بودن پیامبر و اهل بیت (ع) او را می‌فهمم، این در حالی است كه مستشرقین عینك همراهی با پیامبر و اهل بیت و آموزه‌های دینی ما را به همراه خود ندارند.
ادبی در ادامه بررسی و تحلیل این كتاب به بررسی اناجیل اربعه توسط بارا در فصل اول كتابش اشاره كرد و گفت: در فصل اول او به مسأله الهیات مسیحی و اناجیل اربعه و جایگاه حضرت عیسی (ع) در آنها نظر می‌كند.
وی افزود: چهار انجیل وجود دارد كه سه تای آنها به نام‌های «متی»، «مرقوس» و «لوقا» با یكدیگر همنوا هستند؛ به این معنا كه شما در آنها عیسی (ع) را خدا نمی‌بینید، بلكه در جایگاه یك انسان با مرتبه‌ای بالاتر قرار دارد؛ تنها در انجیل «یوحنا» است كه عیسی (ع) تبدیل به فرزند خداوند می‌شود.
ادبی در تحلیل این مسأله گفت: این اشكال‌یابی خیلی خوب، اما غیرعمیق مطرح شده است؛ یعنی یك اشكال متدولوژیك وجود دارد و آن اینكه این مشكل خداوند یا فرزند بودن عیسی (ع) از كجای تاریخ نوشتن اناجیل نشأت گرفته است؛ در واقع او می‌توانست به حجیت و وثاقت اناجیل نوشته شده در دهه‌های «70 تا 100» میلادی بیشتر بپردازد و بنده فكر می‌كنم بارا به علت اینكه خود نیز یك مسیحی است، برای جلوگیری از قرار گرفتن در معرض نقدهای جدی، از چكش كاری این مسأله خودداری كرده است.
ادبی در ادامه با اشاره به موضوع دیگری گفت: این نویسنده، تفسیر جدیدی دارد از لفظ «تسلی دهنده» در انجیل «یوحنا» در باب شانزدهم آیه پنجم. باور بسیاری از دین‌شناسان این است كه این تسلی دهنده «پیامبر اسلام (ص)» است؛ اما بارا به نحو دیگری می‌گوید: هیچ پیامبری نمی‌تواند پیامبر پس از خود را بفرستد، زیرا این در چارچوب قدرت خداوند است و در این آیه رگه‌هایی از اخبار حضرت عیسی (ع) به شخصیت حسین بن علی (ع)را می‌توان دید؛ به این معنا كه مسیح از او به عنوان شهید و نه پیامبر سخن می‌گوید و این تفسیر كاملاً نو و بی‌سابقه در الهیات مسیحی و اسلامی است. البته او اطلاق این تسلی دهنده به پیامبر اسلام (ص) را رد نمی‌كند، بلكه تفسیری جدید را به آن افزوده است.
در ادامه آنتوان بارا نیز در سخنانی گفت: موضوع اسانید انجیل‌ها هدف اولیه و حتی ثانویه از كتاب من نیست، بلكه من هدف بالاتری را در نظر دارم، من سعی داشتم مروری بر آنها داشته باشم.
وی افزود: هریك از اناجیل توسط نویسندگانش برای ملت‌های مختلف و مردم متفاوت نوشته شده است؛ مرقوس چون یونانی بود، انجیل را به زبان فلسفه نوشت و متی چون رومی بود و آنها به قدرت و عظمت فكر می‌كردند، او هم انجیل را با این منظر نوشته است؛ هرچند رویدادهای آنها یكی است، اما در زمان‌ها و با زبان‌های متفاوتی نوشته شده‌اند.
بارا در ادامه گفت: حضرت عیسی (ع) فرمودند: خداوند نطق خود را بر زبان انبیا جاری كرد و بر انگیختن پیامبران به این معنا بود كه پیام خداوندی را به مردم برسانند؛ حضرت عیسی خود را پایان دهنده انبیا معرفی نكرد، بلكه گفت: بعد از من تكمیل كننده‌ای خواهد آمد.
وی در این باره افزود: در خود قرآن هم واژه ادیان نیامده، بلكه واژه «دین» آمده كه در سه دین الهی تجلی پیدا می‌كند.
بارا افزود: من آن مبحث اناجیل را در ابتدای كتاب آوردم تا ذهنیتی را برای خوانندگان ایجاد كنم و زمینه ورود آنها به فصل‌های بعدی را فراهم سازم. عیسی گفت كه من می‌خواهم به نسل آینده، آیه‌ای معرفی كنم كه همان پیامبر اسلام است، در عهد قدیم نیز آمده كه پیامبری را از «ساعیر» می‌بینم كه از «واران» ظهور خواهد كرد كه واران همان «مكه» است؛ مردم هم وقتی «یوحنا» را پیامبر خطاب كردند و او قبول نكرد، نشان از انتظار مردم برای ظهور پیامبری جدید است.

آنتوان بارا:  کتاب «زینب فریاد فرمند» را بیش از 100 بار بازنویسی کردم

آنتوان بارا


آنتوان بارا نویسنده کتاب «زینب فریاد فرمند» در مراسم رونمایی از این اثر گفت: از من پرسیده‌اند که چرا نگارش این کتاب 25 سال طول کشیده است. من بیش از 100 بار این کتاب را نوشتم. هر بار که با پایان می‌رسید، اسناد معانی تازه‌ای پیش رویم می‌گذاشت و مجبورم می‌کرد تا برگردم و کتاب را کامل کنم.

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم رونمایی از کتاب «زینب فریاد فرمند» نوشته آنتوان بارا نویسنده مسیحی ساکن کویت که به تازگی با ترجمه غلامحسن انصاری از سوی شرکت چاپ و نشر بین‌الملل منتشر شده است دوشنبه 10 شهریور با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در تالار مهر حوزه هنری برگزار شد.

در این مراسم آنتوان بارا در سخنانی اظهار داشت: برایم سخت است تا از شخصیی مانند زینب (س) بگویم. او اقیانوس بیکرانی است که مملو از گوهرهای نبوی و انسانی است و نظیری در جهان انسانیت ندارد. او شریک برادرش در حادثه عاشورا است؛ حادثه‌ای که در تاریخ انسانیت نظیر ندارد و آن برای من یک قضیه نیست بلکه یک شور بزرگ است که در تاریخ بی‌نمونه است.

بارا ادامه داد: از من پرسیده‌اند که چرا نگارش این کتاب 25 سال طول کشیده است. من بیش از 100 بار این کتاب را نوشتم. هر بار که به پایان می‌رسید، اسناد معانی تازه‌ای پیش رویم می‌گذاشت و مجبورم می‌کرد تا برگردم و کتاب را کامل کنم.

این نویسنده مسیحی افزود: شخصیت زینب (س) برای من همانند برادرش است که حامل خصلت‌های والای مادرشان است. آیا تاریخ خواهری مانند وی را دوباره به خود خواهد دید؟ خواهری که نهضتی مانند عاشورا را با آگاهی از همه مشکلاتش ادامه دهد کسی که با شناخت، قدم به وادی شهادت بگذارد؟

وی ادامه داد: زینب (س) به تنهایی به یاری برادرش نشتافت. دو فرزند خود را نیز به همراه برد و هیچ اشکی نیز در شهادت آنها نریخت. او به مسیری رفت که بسیاری سعی داشتند امام حسین (ع) را از رفتن در آن بازدارند در حالی که این حرکت در نزد خداوند نهاده شده بود و خود امام نیز در موردش گفته است که خداوند خواست که من و یارانم را شهید ببیند و خانواده‌هایمان را اسیر. او گفت که نه از روی سیری بلکه برای اصلاح امت جدش قدم به این وادی نهاده است و اینجاست که می‌فهمیم اگر زینب (س) همراه با او نبود این حادثه در چهارچوب جنگی محصور می‌ماند و آنطور که یزید می‌خواست در تاریخ روایت می‌شد. این زینب (س) بود که حقیقت قیام عاشورا را فاش کرد.

بارا ادامه داد: عوان کتاب من بیانگر همان نقشی است که زینب (س) در کربلا داشت و فریادی که اگر بلند نمی‌کرد، نهضت از میان می‌رفت. او به واقع مکمل راه برادرش بود. اگر گفته شود که اسلام با محمد (ص) آغاز شده و استمرار علوی داشته است، حادثه عاشورا نیز با حسین (ع) شروع شده و امتدادش با زینب (س) بوده است. شاید برخی مانند ابن تیمیه حادثه عاشورا را فتنه‌ای در اسلام بدانند اما امروز که به واقعه‌ای مانند راهپیمایی اربعین نگاه می‌کنیم، می‌توانیم بفهمیم که حرف زینب (س) وقتی به خانواده‌اش در عصر عاشورا گفت که امروز این مصیبت زمینه ساز جاودانه شدن ماست، چگونه تفسیر شده است؟

وی همچنین افزود: سعی کردم در این کتاب به روی موضع‌گیری‌هایم تمرکز زیادی داشته باشم و به همین خاطر این عبارت از زینب (س) را که گفت در کربلا جز زیبایی ندیده است، در قالب فصلی مجزا به نگارش درآوردم تا بگویم چگونه چنین دیدنی ممکن می‌شود.





نوع مطلب : اربعین، حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



گزارش المانیتور از راهپیمایی اربعین:
المانیتور نوشته که هر ساله صدها هزار شیعه از نقاط مختلف عراق به طور پیاده به سمت کربلا حرکت می‌کنند و ده‌ها کیلومتر پیاده می‌روند تا در مراسم معنوی اربعین شرکت کنند.
به گزارش مشرق- سایت المانیتور گزارشی از راهپیمایی میلیونی شیعیان به مناسبت اربعین حسینی (ع) منتشر کرده است.

المانیتور از فعالیت‌های خودجوش گسترده جوانان عراقی برای ارائه خدمات به زائران کربلا در روزهای منتهی به اربعین گزارش داده است. طبق این گزارش، هر روز هزاران جوان عراقی با فراهم کردن امکانات و تمهیدات، به زائرانی که پیاده به سمت کربلا حرکت می‌کنند، خدماتی همچون غذا و مکان استراحت ارائه می‌کنند و تمام این امکانات و خدمات به طور رایگان عرضه می‌شود.

المانیتور نوشته است: هر ساله صدها هزار شیعه از نقاط مختلف عراق به طور پیاده به سمت کربلا حرکت می‌کنند و ده‌ها کیلومتر پیاده می‌روند تا در مراسم معنوی اربعین شرکت کنند.

گزارش المانیتور از راهپیمایی اربعین

در حالی که جمعیت کشور عراق در آخرین سرشماری، حدود 30 میلیون نفر اعلام شده، المانیتور نوشته است: این واقعه مذهبی را باید بزرگترین گردهمایی در جهان دانست زیرا بیش از 15 میلیون نفر در آن شرکت می‌کنند که معادل یک سوم جمعیت عراق است.

علی مومن از اساتید دانشگاه و مدیر سابق شبکه تلویزیون ماهواره‌ای النجف در این باره به المانیتور گفته است: یکی از ویژگی‌های جالب توجه مراسم اربعین این است که در آن از همه گروه‌های مسلمانان بدون توجه به اختلافاتی که دارند شرکت می‌کنند و حتی اقشار غیرمسلمان نیز در این مراسم حضور می‌یابند. در این مراسم، از همه طبقات اقشار مردم از مسئولان ارشد تا اساتید دانشگاهی و نخبگان تا عامه مردم کنار یکدیگر حضور پیدا می‌کنند.

حسن سلمان رئیس هیئت امنای شبکه رسانه‌ای عراق Iraqi Media Network (IMN) هم به المانیتور گفته است: اربعین هم نشانگر عمق نفوذ تاریخی و مذهبی این واقعه خصوصا در شیعیان است و هم دارای ابعاد آشکار سیاسی است. بسیاری از افراد بیمار به امید معجزه امام حسین (ع) در اربعین شرکت می کنند و همه ساله تعداد زیادی نیز بر اثر معجزه امام حسین(ع) شفا می‌گیرند.

المانیتور در ادامه به نمونه‌هایی از بیمارانی که با عنایت امام حسین (ع) شفا گرفته‌اند و ماجرای خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند، اشاره کرده و گزارش خود را با این نتیجه به پایان برده است که مراسم اربعین بزرگترین گردهمایی مردمی است، مردمی که در این گردهمایی مخلصانه و عاشقانه با یکدیگر رفتار می‌کنند و احساسات عمیق برادری میان آنها حاکم است.

"""

تجمع بیش از 20 میلیون نفر در یک روز، در تاریخ بشریت بی‌بدیل و بی‌سابقه است؛ اما این مراسم عظیم، به‌رغم برخورداری از ارزش‌های متعدد خبری، با تیغ سانسور شبکه‌های خبری جهان مواجه شد.

به گزارش مشرق- هر ساله در جهان کارناوالهای رقص و شادی زیادی برگزار می شود. اما مردم مغرب زمین، با شنیدن نام کارناوال، بیش از همه کارناوال مشهور برزیل را در ذهن خود می آورند. (کارناوال جشن یا رژه ای همگانی در خیابان است که همراه با آن عناصری از سیرک‌بازی و رقص‌های  خیابانی آمیخته شده‌است.)

مشهورترین کارناوالهای جهان در شهرهای ریودوژانیرو و سائوپائولو برزیل، سیدنی استرالیا، سان‌دیه‌گو کوبا، نیس فرانسه، کلن و دوسلدورف و ماینز آلمان، ونیز ایتالیا لندن و گلاسگو انگلیس و پاتراس یونان برگزار می گردد.

اما بدون شک، مشهورترین آنها کارناوال برزیل است، که در آن، تنها باقی مانده سنت بومی برزیل که رقصی به نام "سامبا" است، نمایش داده می شود و باقی فرهنگ و رسوم سنتی برزیل همه ریشه در فرهنگ مهاجمان و اشغالگران پرتقالی دارد.

کارناوال برزیل عاملی است که هر ساله صدها هزار توریست را به شهر ریودوژنیرو می کشاند. بنابر آمار رسمی اعلام شده، در سالهای گذشته، عموما نزدیک به یک میلیون تماشاگر حاضر در ریودوژنیرو، کارناوال را تماشا می کنند و نزدیک به 50 هزار نفر نیز در اجرای مراسم و رقص و سیرک، نقش ایفا می کنند.

مجریان این کارناوال برای پوشش بهتر مراسم و جذب توریست، برنامه تاریخ برگزاری کارناوال را تا سال 2030 اعلام کرده اند (جشن کارناوال برزیل که همه ساله در ایام نخستین سال جدید میلادی برگزار می شود و در سال 2014 از 28 فوریه تا 4 مارس می باشد.) و تبلیغات زیادی برای آن در جهان به راه می اندازند. آنها حتی موزه ای تحت عنوان "موزه ی کارناوال" را در ریو دایر نموده اند.

مراد از این مطلب، بیان مشخصات کارناوال برزیل نیست، بلکه پوشش رسانه ای این کارناوال به عنوان یک تجمع بزرگ بشری (در حد بیش از یک میلیون نفر) در شبکه های خبری مد نظر است. عمده شبکه های خبری جهان به پوشش مراسم می پردازند و برخی نیز صحنه هایی از آن را به طور زنده پخش می کنند. حتی شبکه های غیر خبری نیز که به موضوعات اجتماعی و عمومی می پردازند؛ هر ساله پخش آن را در دستور کار قرار می دهند.

بی شک مقایسه ی پیاده روی مقدس حسینیان عالم در تجمع میلیونی اربعین حسینی (ع) در کربلا؛ با پدیده ای سخیف چون کارناوال (که با رقص  همراه است)، امری دور از شان و منزلت می باشد. اما قصد ما صرفا مقایسه ی پوشش رسانه ای این دو تجمع است.

در مراسم پیاده روی اربعین حسینی امسال، به اعتبار خبر وزارت گردشگری عراق، 20 میلیون و 700 هزار نفر از شیعیان و اهل تسنن شرکت داشته اند. این آمار که به صورت رسمی است و آمار غیر رسمی حاکی از جمعیت بیشتری است؛ علی رغم تهدیدات تروریستی است که تکفیری ها برای کاهش جمعیت در مراسم امسال داشته اند؛ صورت گرفته است.

اگر چه در سالهای گذشته جمعیت این راهپیمایی بزرگ به بیش از 16 میلیون نفر رسید؛ اما تهدیدات تروریستی امسال نه تنها از این خیل عظیم نکاست، بلکه به 20 میلیون و 700 هزار نفر افزایش یافت. این در حالی است که به گفته ویکی پدیا بر اساس آمار غیر رسمی، (احتمالا بر اساس برآورد ماهواره ای) جمعیت حاضر در این اجتماع بزرگ 25 تا 30 میلیون نفر تخمین زده شده است.

ویکی پدیا از آن به عنوان "عظیم ترین تجمع صلح آمیز جهان" نام برد. اگر چه با فشار صهیونیست ها بلافاصله صفحه پیاده روی اربعین را از صفحات خود حذف نمود.

تجمع بیش از بیست میلیون نفر در یک روز، در تاریخ بشریت بی بدیل و بی سابقه است! در حالیکه در بزرگترین تجمعات بشری، آن هم در طـول کل سـال و نه در یک روز، مکه مکرمه و مدینه منوره سالانه 7 تا 10 میلیون نفر، مشهد مقدس سالانه بین 25 تا 45 میلیون نفر، زیارتگاه ساباریمالا (که متعلق به هندوهاست) سالانه بین 50 تا 70 میلیون نفر، معبد سن سوجی در مرکز ناریتا در ژاپن سالانه 20 تا 30 میلیون نفر و در واتیکان نیز سالانه 18 میلیون نفر می باشد. اما زائران کربلا؛ سالانه 45 تا 55 میلیون نفر هستند و در یک روز اربعین 20 میلیون و 700هزار نفر! این موضوع عظمت این اجتماع بزرگ معنوی را به اثبات می رساند.

با این وجود تنها شبکه های خبری شیعیان به پوشش آن پرداختند و این مراسم عظیم با تیغ سانسور شبکه های خبری جهان مواجه شد. علیرغم بی‌نظیر بودن این راهپیمایی، رسانه ‌های آمریکایی و صهیونیستی این راهپیمایی را به طور کامل سانسور کرده و اشاره‌‌ای به آن نکردند. حتی شبکه های منطقه ای نظیر الجزیره و رسانه ‌های دولتی وابسته به رژیم سعودی و رژیم بحرین، از زیرنویس آن هم دریغ کردند.

بی بی سی فارسی نیز، دو خبر از پیاده روی زائران در کربلا پخش کرد که در هر دوی آن ها با القای عدم وجود امنیت، به شکلی حرفه ای در راهپیمایی و زیارت، شک و تردید به وجود آورند. سرویس جهانی بی بی سی نیز، هیچ اشاره ای به آن نکرد! و این بخشی از صداقت رسانه ای غربی است!


"""
مردم با همه فشاری که تحمل می‌کنند، هم‌چنان وقتی پای هزینه کردن برای پرچم حسین (ع) به میان می‌آید دیگر دارایی را از نداری تشخیص نمی‌‌دهند و با تمام توان به میدان می‌آیند.
گروه جنگ نرم مشرق-  فریده فرحی، استاد ایرانی دانشگاه هاوایی و عضو شورای روابط ایران - آمریکا که تاکنون از اتاق فکرهایی همچون موسسه صلح ایالات متحده و بنیاد راکفلر جوایزی دریافت کرده است در یادداشتی درباره سفر سه‌ماهه اخیرش به ایران به موضوعات قابل تاملی پرداخته است.
این خبرنگار خارج نشین در بخشی از گزارش خود آورده: سیاست‌های حکومت به افزایش مصرف تشویق می‌کند. کشور ایران با تمام الحاقاتش، کما بیش یک کشور مرفه است؛ کشوری که انواع لوازم تامینی برای مردمش را فراهم آورده. بنزین هم‌چنان ارزان، حمل و نقل عمومی شایسته و یارانه خوبی هم به مردم پرداخت می‌شود و هنوز هم می‌توان در بازار با حمایت مالی شهرداری‌ها غذای نسبتا ارزانی را یافت و گوشی‌های سامسونگ همه جا هستند. در طول 10 روز نخست محرم به چندین شهر سفر کردم. محرم زمانی است که مراسم شهادت امام حسین(ع) برگزار می‌شود. در این مراسم چیزی شبیه کارناوال، توسط افراد پدید آمده و با حالتی عزادارانه، گروه گروه حرکت می‌کنند و عده بیشتری به تماشای آنان می‌پردازند. در این مراسم میزان بسیار زیادی غذا به صورت رایگان در ظرف‌های یک‌بار مصرف میان فقیر و غنی توزیع می‌شود. اقتصاد سیاسی برآمده از این حجم زیاد غذای با کیفیتی که به صورت رایگان توزیع می‌شد مرا در شگفتی فرو برد.



آری این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است؛ جمله‌ای که امام خمینی (ره) فرمودند. اگر این جمله را در نسبت با تحریم‌های موجود و نگرش امروز مردم ایران به رابطه با آمریکا و حب قلبی این مردم به حضرت امام حسین (ع) بنگریم و مقایسه کنیم خواهیم دید که چگونه معنایی ژرف در خود دارد.

35 سال است مردم ایران، به تمام دنیا اعلام کرده‌اند که راه‌شان راه حسین (ع) و مسیرشان جز مسیر حق و حقیقت نیست؛ بگذریم از 1400 سالی که حرکت زیرزمینی شیعه در این سرزمین ادامه حیات داده بود تا خود را به ایستگاه بهمن 57 برساند. ایران مردمانی دارد که 8 سال مردانه جنگیدند و در مقابل ناجوانمردانه‌ترین تحریم‌ها، ده‌ها سال مقاومت کردند.

از سویی، این شیطان بزرگ است که 35 سال پشت به پشت خوی استکباری خود داده و از هر طرف عرصه را بر انسان شیعه ایرانی تنگ‌تر کرده است. از هر چه در توان داشت کوتاهی نکرده و دست آخر جز تحریم‌های رنگانگ دست‌آویزی نداشته است. راه شیعه ایرانی راه حسین (ع) و راه عزت و افتخار حسینی است. راه سر خم نکردن در مقابل زیاده‌‌خواهی و خواسته‌های لایقف شیطان بزرگ آمریکاست. شیعه ایرانی، آرزوی تعظیم و تسلیم شدن به استکبار را بر دل آمریکا خواهد گذاشت.

 عده‌ای در داخل و عده‌ای نیز در خارج، ساز سازش زدند و صلابت نرمش قهرمانانه را به مرعوب بودن و سازش ذلیلانه تعبیر کردند. گفتند که شیعه ایرانی، تحت فشار تحریم به فلان شخص رای داد و به دنبال ارتباط با شیطان بزرگ و فرار از تحریم بود.

اما کجا بودند تا در ایام محرم و صفر ببینند، همین مردم در میان فشار اقتصادی و میزان خرج‌های سنگینی که روزگار به ایشان تحمیل می‌کند، چشم به روی حقیقت فشار روزگار می‌بندند و تنها چیزی که می‌بینند لبخند مهربان ارباب‌شان حسین بن علی (ع) است. این‌ها همان مردمانی هستند که حتی در نداری و فشار اقتصادی و تحریم نیز دست از یاری ارباب‌شان (به هر حالتی که باشد) برنمی‌دارند و آنچه که دارند در بوته اخلاص می‌نهند؛ این که جان می‌گذارند یا مال مهم نیست. مهم آن است که هر چه دارند بی‌کم و کاست می‌گذارند.

آنان که خیال سازش در سر دارند خوب ببینند که این مردم در ایامی که گذشت، تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی (ع)، نه تنها از میزان احسان‌هایشان کم نشد، بلکه بر آن افزوده هم شد. نه تنها از نذری‌ها و قربانی کردن‌هایشان کاسته نشد، که افزوده نیز گشت. خوب ببینند که این مردم با همه فشاری که تحمل می‌کنند، هم‌چنان وقتی پای هزینه کردن برای پرچم حسین (ع) به میان می‌آید دیگر دارایی را از نداری تشخیص نمی‌‌دهند و با تمام توان به میدان می‌آیند.

بیعت این مردم با نهضت حسین (ع) را پایانی نیست و هر چه از زمان می‌گذرد این پیوند محکم‌تر شده و تار و پودش بیشتر به هم جوش می‌خورد. حال چگونه آن عده اندک توقع دارند تا شیعه ایرانی که فدا کردن جان را حداقل وظیفه برای نهضت حسین (ع) و روشن نگاه داشتن شمع خیمه عزای او را بر خود فرض می‌داند، دست از همه این‌ها برداشته و به قول آنان سر تسلیم به سوی دشمن‌ترین دشمنان و شیطان بزرگ فرود آورد و مشکل مالی و نداشتن توان مادی را بهانه دوری از چراغ هدایت حسین (ع) کند.

مگر آنکه شیعه ایرانی، دیگر شیعه نباشد.
به نقل از :
khamenei5.mihanblog.com




نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ورزش و هنر و فرهنگ و سینما و تلیوزیون و رسانه، اربعین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گزارش «هافینگتن پست» از مراسم اربعین حسینی در کربلا:

این چه جاذبه‌ای است که میلیون‌ها نفر را با وجود خطر داعش به عراق می‌کشد؟

یک روزنامه آلمانی نوشت: چگونه امکان دارد پس از گذشت 1396 سال فردی که کشته شده است چنان جاذبه‌ای داشته باشد که میلیون‌ها انسان را با وجود تمام خطرات به سوی خود بکشد؟!


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5783/5782932-f5b23975b86b86e0cc7622b9f3086838-l.jpg

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ روزنامه هافینگتن پست آلمان (Huffington Post) در گزارشی نوشت: بسیاری فکر می‌کنند که بزرگترین تجمعات مذهبی در جهان مربوط به ایام حج در عربستان سعودی و یا مراسم کومابه متعلق به هندوهای جهان است، در حالی که هر سال شیعیان جهان مراسمی را که 5 برابر حج جمعیت دارد را برگزار می‌کنند.

این روزنامه آلمانی می‌افزاید: جمعیت مراسم پیاده روی شیعیان برابر است با 60 درصد کل جمعیت عراق، و عجیب‌تر اینکه این جمعیت هرساله افزایش می‌یابد.

هافینگتن پست ادامه می‌دهد: این مراسم علاوه بر جمعیت بسیار بالای حاضر در آن، از جهت امینتی نیز حیرت‌آور است. یعنی در حالی که داعش در عراق حضور دارد و یکی از اصلی‌ترین اهداف و اقدامات این گروه تروریستی کشتار شیعیان است؛ اما همچنان مردم از حضور در این مراسم باشکوه خودداری نکرده و در آن حاضر می‌شوند.

در این گزارش آمده است: یکی دیگر از ویژگی‌های این مراسم بزرگ، ادای احترام مقلدان مذاهب و ادیان دیگر به ائمه شیعیان است. علاوه بر شعیان که با حضور میلیونی خود اصلی‌ترین برگزار کنندگان این مراسم هستند؛ اهل سنت، مسیحیان، ایزدیان، زرتشتیان و صابئیان نیز در آن حاضر شده و به امام حسین ادای احترام می‌نمایند.

این روزنامه آلمانی ادامه می‌دهد: مراسم باشکوه شیعیان، این حقیقت را نشان می‌دهد که بدون این وابستگی‌ای به رنگ پوست، قومیت و حتی مذهب وجود داشته باشد، امام حسین تبدیل به ارزشی جهانی و سمبل آزادی و مهربانی در جهان شده است.

این روزنامه با اشاره به جنبه‌های ناشناخته اندیشه و تاریخ اسلامی برای جهانیان که در این امر وحشی‌گری‌ گروه‌هایی مانند داعش و تبلیغات منفی رسانه‌های غربی مهم‌ترین نقش را در بروز آن ایفا می‌کند، می‌نویسد: اگر می‌خواهید دینی زنده که نفس می‌کشد و همچنان زندگی می‌کند را ببینید به کربلا بنگرید.

هافینگتن پست آورده است: چگونه امکان دارد پس از گذشت 1396 سال فردی که کشته شده است چنان جاذبه‌ای داشته باشد که میلیون‌ها انسان را با وجود تمام خطرات به سوی خود بکشد؟! مساله قابل توجه در این مراسم عدم وجود هیچ سود شخصی مالی برای هیچ فردی است.

این روزنامه آلمانی با اشاره به اینکه هرکس آنچه توان دارد را برای شکوه هرچه بیش‌تر این مراسم انجام می‌دهد نوشت: مردم عراق صبحانه، نهار و شام تمام این زائران را با هزینه‌های شخصی فراهم می‌کنند.

  • منبع : اختصاصی ابنا

به نقل از

khamenei5.mihanblog.com





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ورزش و هنر و فرهنگ و سینما و تلیوزیون و رسانه، تزکیه نفس، اربعین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت زینب سلام الله علیها، حضرت رقیه(س)، حضرت ابوالفضل(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
استادسیدمحمد مهدی میرباقری
بلاء الهی نردبان سلوک مؤمنین

عاشورا نقطه كانونی شفاعت نبی‌اكرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)نسبت به مؤمنین و همه‌ی امم و حتی اولیاء و انبیاست؛ یعنی مرتبه‌ای از شفاعت نبی اكرم(ص) برای تقرب موجودات، در عاشورا واقع شده است. ما در مسیر حرکت به سوی خدای متعال بعد از همه‌ی ریاضت‌ها و زحمت‌ها وارد وادی ابتلائات و وادی بلاء الهی می‌شویم. ورود به این وادی، نردبان رشد ماست و سیر و حركت ما به سوی خدای متعال با این بلاء بیش از هر چیز دیگر اتفاق می‌افتد.

بر این اساس ابتلائاتی كه برای مؤمنین پیش می‌آید، نردبان سلوك آن‌هاست؛ ابتلائاتی كه مؤمنین را سالك الی‌الله می‌كند، با ریاضت تفاوت دارد. یكی از تفاوت‌های اساسی‌ آن با ریاضت این است که ریاضت‌ها ممكن است منتهی به عجب انسان شوندو در انسان طلب‌كاری ایجاد كنند؛ ولی ابتلائات معمولاً در انسان حالت اخبات و انكسار ایجاد می‌كنند.

تفاوت دوم این است كه ریاضت‌های ما با برنامه‌ریزی خودمان است؛ ولی ابتلائات معمولاً با برنامه‌ریزی خداوند متعال است؛ اوست كه می‌داند مؤمن چگونه باید رشد یابد و با چه ابتلائی سالك ‌شود. به هر حال این بلاء بهترین نردبان سلوك و ترقی مؤمن است. هر مؤمنی در مراحل سیر خود نیاز به ابتلاء دارد. این ابتلائات الهی مؤمن را سالك می‌كند و به سوی خدای متعال و مقصد پیش می‌برد.

یک وجه از بلایی كه خدای متعال برای مؤمن رقم می‌زند، سختی‌ و دشواری‌ها و تحمل ناهمواری‌هاست؛ وجه دیگر آن جذبات الهی و محبّـت و رحمتی است كه شامل مؤمن می‌شود؛ لذا باطن این بلاء نیز رحمت الهی و دست‏گیری‌های خدای متعال است.



تفاوت ابتلائات در ایجاد ظرفیت رشد و ظهور رحمت الهی

ابتلائات انسان‌ها متفاوت است. برخی ابتلائات به اندازه‌ی وجود خود آدم‌هاست و حداكثر می‌تواند خود او را رشد دهد؛ ظرفیت رشد چنین ابتلائاتی محدود است؛ ابتلائاتی هم‌چون بیماری‌، فقر، گرفتاری‌، ‌ابتلاء به خوف و ابتلاء به نقص در ثمرات و انفس.[i] این ابتلائات به اندازه‌ی ظرفیتی كه دارند، انسان را رشد می‌دهند و بیش از این نمی‌توانند در او تحرّك ایجاد كنند.

اما دسته‌ی دوم، ابتلائاتی هستند که ظرفیت رشد آن‏ها تنها محدود به شخص مؤمن نیست بلکه ظرفیت دستگیری و هدایت دیگران را نیز دارند. انسان‏هایی هستند كه بلاءشان علاوه بر اینكه خود آنها را سالك و مقرب می‏كند، می‏تواند دیگران را هم به مقصد برساند؛ اولیاء خدا معمولاً این‏گونه هستند.

در اصول كافی آمده است که امام صادق(علیه‌اسلام) فرمودند: «گاهی صبر یك مؤمن عامل نجات یك امت است» ایشان در آن روایت یوسف صدیق(سلام الله علیه) را مثال زدند و فرمودند: «بلاء برای یوسف پیش آمد؛ او بود كه به چاه رفت؛ از پدرش جدا شد و به این هجران مبتلا شد؛ او بود كه متهم و زندانی شد؛ او پای این ابتلائات الهی ایستاد؛ او بود كه به زنان مصری مبتلا شد و تحمل كرد. ولی نتایج این ابتلائات فقط برای خودش نبود، بلکه مردم مصر هم با این امتحان و ابتلاء از كفر و قحطی و مرگ نجات پیدا كردند.



بلاء نبی اکرم، اعظم ابتلائات و مصائب عالم

بلاء گاهی رحمتی را در پی دارد كه آن رحمت، دیگران را هم در برمی‌گیرد. معمولاً بلاء مؤمن مسیر نزول رحمت‌های رحمانی است؛ یعنی ایمان، یقین، معرفت، محبت، صفات حمیده و درجات قرب و توحید در متن این بلاء پنهان و پوشیده هستند. با این وصف اعظم ابتلائاتی كه در عالم پیش آمده و رقم خورده است، از آن وجود مقدّس حضرت نبی خاتماست. «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ»؛ این فراز از عاشورا فهم نمی‌شود، مگر این‌که انسان توجه كند كه حامل این مصیبت، شخص نبی اكرم(ص) هستند؛ مصدر این مصیبت جلال الهی است؛ لذا امر ساده‌ای نیست! این اعظم ابتلائاتی است كه برای نبی اكرم(ص) رقم خورده است.

براساس بعضی روایات، این اعظم ابتلائات چند چهره دارد؛ یك روی آن تقرب خود نبی اكرم و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است؛ به‌واسطه‌ی این ابتلاء برای آن‌ها قربی حاصل می‌شود كه برای احدی قابل تصور نیست؛ «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى رَبِّكِ راضِیهً مَرْضِیهً»؛ نبی اكرم(ص) صاحب اصلی بلای عاشورا هستند؛ كما این‌كه در ماجرای ذبح اسماعیل صاحب اصلی این ابتلاء حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) است.

با این توصیف همه‌ی بلای ائمه ابتلائات نبی اكرم(ص) است كه از طریق آن‌ها واقع می‌شود. حضرت برای این‌كه باب شیطان را ببندند و در جامعه‌ی بشری ارتقاء وجدان ایجاد کنند و مردم و همه‌ی عالم را به حق و به قرب برسانند، حاضر شدند كه همه‌ی این مصائب را تحمل کنند و این امتحان واقع شود.

در باب سیدالشهداء در زیارت اربعین آمده است: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلالَهِ»[ii]؛ ایشان خون دل دادند تا عبادالله را از جهالت و حیرت بیرون آورند. یعنی گویا اگر عاشورا نبود، عبادالله در جهالت و حیرت و ضلالت بودند! آن‌جا هم معلوم نیست كه منظور از عباد‌الله بنده‌های عادی باشند. لذا حضرت که اباعبدالله است، برای عبادالله ابوّت كرده‏‌اند؛ یعنی مانند پدر با دامن محبّت خود این بلاء را تحمل كردند تا عبادالله سالک شوند و به مقامات برسند.

این بلاء هم دارای چنان ظرفیتی است كه همه‌ی موجودات و كائنات می‏‌توانند با آن سالك باشند. اگر فرموده‏‌اند: «أَشْهَدُ أَنَّ دَمَکَ سَکَنَ فِی الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ وَ بَکَى لَهُ جَمِیعُ الْخَلَائِقِ وَ بَکَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ»[iii]و اگر همه‌ی خلایق در این حادثه درگیرند، به این دلیل است كه حضرت بلایی را تحمل كرده­‌اند كه همه كائنات، اعم از جماد و نبات و حیوان و... را با آن رشد می‌دهند. در روایات آمده است که جمادات، جن، حیوانات و ماهی‌های دریا تا ملائكه و عوالم بالا همه گریه می‌کنند. این بلاء ظرفیت رشد همه‌ی عالم را دارد. «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ». یك جلوه‌ از این بلاء عظیم، شفاعت و دست‌گیری ارباب سلوك است. همه‌ی ارباب سلوك، حتی اولیاء و انبیاء با این بلاء سالك و متقرب می‌شوند. اگر خدای متعال در مراحلی از سلوك انبیاء الهی، روضه‌ی سیدالشهداء(ع) را به نحوی برایشان می‌خوانده ـ برای زكریا، موسی، نوح و حضرت آدم خواندند!- به این دلیل است كه منزلتی از قرب آن‌ها تنها با عبور از وادی كربلا حاصل می‌شود؛ بخش مهمی از تجلیاتی كه بر قلوب آن‌ها واقع می‌شود، از وادی كربلا ناشی می‌شود و از آن‌جا به آن رحمت خاص الهی می‌رسند.

روایتی از امام رضا(علیه‌السلام)در عیون اخبارالرضا آمده که مرحوم صدوق هم در خصال آن را نقل كرده‏‌اند. حضرت آیه‌ی «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» را این‌گونه معنا می‌كنند و توضیح می‏‌دهند كه این ذبح عظیم چه بوده است. حضرت در توضیح این آیه مقدمات بسیار عجیبی م‌ی‏فرمایند: «ابراهیم خلیل بعد از این‌كه اسماعیل(علیه‌السلام) را برای قربانی كردن برد و كارد به حلقومش كشید، خدای متعال فرمود: «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا»[iv]. ابراهیم به خدای متعال عرضه داشت: «من دوست می‌داشتم این فرزند را در راه تو قربانی كنم و به ثواب اعظم مصائب برسم. یعنی حضرت می‌خواست صاحب ابتلاء اعظم باشد و ثواب ابتلاء اعظم و آن رحمت رحمانیه‌ای كه در آن ابتلاء هست، به ایشان برسد. خدای متعال مسیری را برای حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) هموار كردند و ایشان را به وادی كربلا بردند. سپس از حضرت پرسیدند: خودتان را بیش‌تر دوست دارید یا نبی خاتم را؟ عرض كرد: نبی خاتم را از خودم بیش‌تر دوست دارم. پرسید: سیدالشهداء(علیه‌السلام) را بیش‌تر دوست دارید یا اسماعیل را؟ عرض كرد: سیدالشهداء را ـ پیداست خلیل الرحمن است؛ چون وقتی خدا سیدالشهداء را بیش‌تر دوست دارد، ایشان هم او را بیش‌تر دوست دارد. كسی كه به مقام خُلّت رسید و در محبت خالص شد، گداخته در محبّت شد، همه محبت‌هایش شعاع محبّـت الهی است؛ جایی كه محبّت الهی بیش‌تر ظهور دارد، او هم همان جا سیر می‌كند ـ بعد از این‌كه این اقرارها گرفته شد، خدای متعال مقایسه كرد.[v] خدای متعال صحنه كربلا را نشان داد! ببینید ذبح عظیم اسماعیل را! ابتلاء عظیم این‌جاست یا آن‌جا!؟ شاید حافظ به همین حقیقت اشاره دارد. آنجا که می‌گوید:

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ/ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

بعضی گفته‌اند مُرید پیر مغان، یعنی مریدِ نبی اكرم(ص). وقتی روضه سید­الشهداء(علیه‌السلام) برای ابراهیم خلیل خوانده شد ـ به آن نكته و مصیبت بزرگ كه امام رضا(علیه‌السلام)در حدیث ریان بن شبیب می‌فرمایند و ناظر به صحنه‌ای است كه شرح آن معلوم نیست درست باشد! ـ حضرت چنان غصه‌دار شد كه اگر اسماعیل را ذبح می‌كرد، این حالت برایش پیدا نمی‌شد! وقتی می‌گوید: من سید‏الشهداء را بیش‌تر دوست دارم، اگر صحنه كنار برود و قصه را نشان بدهند، پیداست كه این اتفاق می‌افتد؛ بعد خدای متعال فرمود: «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ».[vi] امام رضا(علیه‌السلام)در این‏باره فرمود: یعنی آن ثوابی كه تو در قربانی كردن اسماعیل دنبال می‌كردی، حالا به آن رسیدی.

عاشورا آن ابتلاء اعظمی است كه برای نبی اكرم و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پیش آمد. یك چهره‌ی این ابتلاء، تقرب خودشان به خدای متعال است كه اثر این تقرب، قرب همه‌ی عالم است؛ «بِنَا عُبِدَ اللّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللّهُ». وقتی او تقرب پیدا می‌كند، همه‌ی كائنات هم تقرب پیدا می‌كنند. چون «لَولاكَ لَما خَلَقتُ الأََََفلاك»، همه‌ی عالم متعلق به وجود او خلق شده‏‌اند؛ لذا وقتی هم كه ایشان مبتلا می‌شوند، همه‌ی عالم مبتلا می‌شوند و قرب پیدا می‌كنند. در این بلاء به اندازه‌ای رحمت الهی نزول و تجلی كرده و به قدری حقیقت در آن ظهور یافته كه می‌تواند باب حقیقت را به روی همه عالم باز كند؛ لذا همه‌ی عالم در هر مرتبه‌ای از مراتب که باشند، می‌توانند به‌واسطه آن متنعم و متقرب شوند. حتی ابراهیم خلیل(علیه‌السلام) هم بعد از این‌كه به مقام خلّت رسیده و مأمور به ذبح اسماعیل(علیه‌السلام) شده است، باید وارد این وادی شود تا به آن جذبه‌های عاشورایی و آن وجود مقدس برسد. ابراهیم خلیل به آن‌چه از محبت و عنایت الهی طلب كرده، نخواهد رسید مگر این‌كه این مصیبت را درك كند. اگر موسی هم باشد، همین‏طور است. لذا فرموده‏‌اند كه حضرت خضر(علیه‌السلام) در آن فرصت كوتاه، روضه‌ی سیدالشهداء را هم برای حضرت موسی(علیه‌السلام) خوانده است و همین‏طور سایر كسانی كه در روایات آمده است.



مناسک سلوک با ابتلاء عظیم عاشورا

این ابتلاء عظیم طریق تقرب همه‌ی عوالم است و همه عوالم در مرحله‌ای از سیر خود از مسیر آن رحمت عبور می‌كنند. این ابتلاء مناسكی برای سلوك دارد كه اگر آن مناسك رعایت شود، انسان با آن سالك می‌شود. جامعه‌ی شیعه نیز با همان مناسك سیر می‌كند. آن‌هایی كه می‌خواهند فقط با نماز و روزه خود سالك شوند، بروند سالك شوند! ما همه‌ی این نماز و روزه‌ها را انجام می‌دهیم تا شاید در این وادی به ما اجازه ورود بدهند و انشاءالله این باب برای ما باز شود و سیر ما از وادی كربلا اتفاق بیفتد. می‌شود در سیر با عاشورا به جایی رسید كه «وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذی لَکُمْعِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنی بِمُصابی بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطیمُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَهً مااَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الاِْسْلامِ وَ فی جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْض» و می‌شود با این بلاء به جایی رسید كه «اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامی هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَهٌوَ مَغْفِرَهٌ». این مزد صابرین است كه حضرت فرمود یكی از آن‌ها را اگر به ملائكه بدهند، راضی می‌شوند. می‌شود به جایی رسید كه «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».



بلاء عاشورا بستر رشد تولّی و تبرّی

اگر كسی به این بلاء عظیم گره بخورد، دو بال پرواز به او می‌دهند: «اَللّهُمَّ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فی هذَ الْیَوْمِ وَ فی مَوْقِفیهذا وَ اَیّامِ حَیاتیبِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَهِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَوَ آلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ». این دو بال، وسیله‌ی تقرب همه‌ی كائنات و روح تهذیب است. باطن تهذیب اخلاقی، تولّی و تبرّی است. باطن و سرّ همه‌ی اخلاق كریمه، سجده بر خدای متعال و نفی استكبار و خشوع است ـ همان امری كه حضرت در خطبه‌ی قاصعه فرمودند امتحان ملائکه بود ـ باطن آن تولی و تبری است و ظاهرش تخلیه از صفات رذیله و تعبیه‌ی صفات حمیده است. باطن همه‏‌ی اخلاق كریمه، تولی و تبری است و عالم با تولی و تبری به اخلاق و بعد به توحید می‌رسد. همه‏‌ی این اخلاق نیز مقدمه‌ی خشوع و سجده‌ی تام است؛ مقدمه‌ی پرستش كامل است و این‌ها از طریق تولی و تبری واقع می‌شود.



مرزبندی صف و قتال در آینه زیارت عاشورا

وقتی عقل رشد كرد، تبدیل به بصیرت و موضع‌گیری و صف‌بندی می‌شود و صفوف شكل می‌گیرد. مدخل ما و شروع این باب با مصیبت است؛ «یا اَباعَبْدِاللَّهِلَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ بِکَ عَلَیْنا وَعَلی جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِو َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْمُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ». اگر كسی به عظمت و جلالت مصیبت رسید و سطح ابتلاء را متوجه شد و درك كرد كه این بلای فراگیری است كه بر نبی اكرم(ص)وارد شده است، به بصیرت می‌رسد.

انسان در آینه‌ی این بصیرت یک صف‏‌بندی عظیم تاریخی را مشاهده می­‌کند که یك طرف آن نبی اكرم(ص) است كه می‌خواهد كائنات را به قرب برساند و برای تحقق این هدف این بلاء عظیم را تحمل می‌كند؛ یك طرف دیگر هم جبهه‌ی مقابل است كه برای بستن مسیر نبی اكرم(ص)، این حادثه را طراحی و پی‌گیری و یارگیری کرده و این هدف را در تاریخ ادامه می‌دهد. یعنی در آینه عاشوراست که رسول اكرم(ص) حاضر شد این بلاء را امتحان و تحمل كند و آن‌ها هم در دشمنی با حضرت تا این‌جا پیش رفتند. وقتی انسان به بصیرت می‌رسد این جبهه را لعن می‌كند و شناخت جبهه‌ی تاریخی دشمن و آن جبهه‌ی تباهی، محصول درك این بلاست كه به لعن هم می‌رسد.«فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْاَهْلَ الْبَیْتِوَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً قَتَلَتْکُمْ». جمعی را كه امام دارند، امّت می‌گویند. «وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ» «بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِوَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم». بعد از این بصیرت، صف‌بندی‌ و مرز‌بندی‌ شکل می­گیرد تا به صف و قتال می‌رسد؛«اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِالْقِیامَهِ» سپس به خون‌خواهی و وجاهت و قرب و معیت و ثبات قدم می‌رسد.



تشکیل جامعه مؤمنین و امت واحد در سیر و سلوک با زیارت عاشورا

مرحله‌ی دوم سیر از فراز پایانی زیارت عاشورا شروع می‌شود؛ «اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُواُمَیَّهَ»؛ آن لعن‌ها و سلام‌های مكرر و آن سجده‌ی قرب که حاصل آن شفاعت است، سیر و سلوكی است كه با عاشورا حاصل می‌شود. آن سیر، مؤمنین را از جزایر مستقل بیرون می‌آورد و حول بلاء ولی‌شان آن‌ها را به یك امّت تبدیل می‌كند. لذا جامعه و صف، حول امام شكل می‌گیرد. در واقع انسان­ها دیگر نمی‌خواهند راه را مستقل از سیدالشهداء(علیه‌السلام) بروند و به صورت جزایر مستقل هم نمی‌خواهند به امام گره بخورند؛ چون بریده از هم نیستند و نمی‌خواهند خودشان این راه را با ریاضات بروند. بنابراین وارد این وادی شده و دور هم جمع می‌شوند؛ «سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ». در محور عاشورا و بلاء، امّت درست می‌شود و این امّت با ابتلاء به عاشورا، مراتب سیر و سلوك را طی می‌كند تا به صف و قتال می‌رسد؛ بعد هم به معیت و ثبات قدم در همه‌ی ادوار و احوال خود می‌رسد تا مسئله‌ی شفاعت و قربِ سجود.

این سیری است كه در عاشورا باید داشته باشیم. همه‌ی توحید و ولایت هم در همین سیر اقامه می‌شود. اقامه‌ی ولایت و توحید در عالم و ارواح و پیكره‌ی عالم با همین حادثه سید الشهداست كه«أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ».



----------------------------------------------------------

[i]ـ «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ». (سوره بقره، آیه ۱۵۵)
[ii]. زیارت امام حسین علیه­السلام در روز اربعین.
[iii]. ابن‌ قولویه، «كامل‌ الزیارات‌» باب‌ ۷۹، ص‌ ۱۹۷ إلی ۲۰۰.
[iv]. صافات، آیه ۱۰۵.
[v]. «ر.ک: عیون أخبار الرضا، ج‏۱، ص۲۰۹، باب۱۷ (فی تفسیر قول الله عزّوجلّ: و فدیناه بذبح عظیم).
[vi]. صافات، آیه ۱۰۷.




نوع مطلب : حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام حسین(ع)، ماه محرم، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، تزکیه نفس، تولی و تبری، تربت کربلا و معجزات امام حسین، اربعین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گفتاری از حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان:
اریعین حسین یکی از مهمترین شعائر دینی و همچنین بزرگترین اجتماع شیعیان دنیا در کربلا می باشد / شما ببینید این میعادگاه که با اشاره اهل بیت عصمت و طهارت شکل گرفته در چهره شیعیان اثری از غم و اندوه غربت و تنهایی نیست، هم احساس عزت می کنند هم احساس فرهمندی می کنند.
به گزارش پایگاه 598، اریعین حسین یکی از مهمترین شعائر دینی و همچنین بزرگترین اجتماع شیعیان دنیا در کربلا می باشد. هر ساله میلیون ها زائر از سراسر جهان به نجف و کربلا عزیمت می کنند تا در چهلمین روز از عزای حسینی همدرد با زینب کبری (س) باشند. یکی از اتفاقات مبارکی که بعد از سقوط صدام رقم خورد، به وجود آمدن مراسم پیاده روی از نجف به کربلا است.

هر ساله زائرین مسیر 80 کیلومتری نجف تا کربلا را با پای پیاده طی کرده و در روز اربعین خود را به بین الحرمین می رسانند. حجت الاسلام پناهیان از وعاظ معروف کشور اربعین را هویت شیعه می داند و می گوید "هیچ کجا مثل زیارت اربعین هویت شیعه بودن و حسینی بودن به انسان به دست نمی دهد. همانطور که شما تا حج نروید هویت مسلمانی خودتان را دقیق نمی توانید تجربه و لمس کنید. در این میعاد گاه بزرگ وقتی انسان قرار می گیرد در یک هویت شیعی و حسینی برای انسان سهل می شود".



این استاد حوزه و دانشگاه روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام را درباره ترک نکردن زیارت امام حسین (ع) نقل می کند"در کتاب ثواب الاعمال شیخ صدوق روایتی از امام حسن عسکری (ع) آمده که ایشان به «معاویۀ بن وهب» فرمود: زیارت کربلا را از خوف احدی ترک نکن، هر کس از روی ترس، زیارت قبر امام حسین(ع) را ترک کند، بعدها آن‌قدر حسرت خواهد خورد که آرزوی مرگ خواهد کرد. آیا دوست نداری که خداوند تو را در میان گروهی ببینید که رسول خدا(ص) برای آنها دعا می‌کند؟ آیا دوست نداری جزء کسانی باشی که فردا (قیامت) هیچ گناهی نداشته باشی که از او حساب کشیده شود؟ آیا دوست نداری از کسانی باشی که پیغمبر اکرم(ص) با او مصافحه می‌کند؟"

استاد پناهیان همچنین برای ثواب پیاده رفتن به کربلا روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل میکند و ادامه می دهد "در کامل‌الزیارات که کتاب وزین و قابل احترامی است روایتی داریم که امام صادق(ع) به یکی از شاگردانش به نام علی فرمودند «اباعبدالله الحسین(ع) را زیارت کن و آن را رها نکن» عرض کرد ثواب آن چقدر است؟ امام صادق(ع) فرمودند «کسی که با پای پیاده به زیارت ایشان برود، خداوند به‌خاطر هر قدمی که برمی‌دارد به او حسنه داده، یک گناه از گناهانش را پاک می‌کند و یک درجه از درجاتش را افزایش می‌دهد".

در سیره بزرگان می بینیم که ایشان بارها با پای پیاده از نجف به کربلا مشرف می شدند و همچنین حجت الاسلام ابوترابی که سنت پیاده روی را در کشور تروج داده اند در زمان رژیم بعثی عراق که مرزها بسته بود، تا قصر شیرین و به نیت زیارت امام حسین (ع) پیاده طی مسیر می کردند.

حجت الاسلام پناهیان نیز که از مروجین این سنت حسنه بوده و تا به حال چندین بار به این مراسم باشکوه پیوسته اند در این باره معتقد است که ائمه اطهار (س) با تدبیر خود چنین روزی را که 16 میلیون نفر در این مراسم باشکوه شزکت می کنند می دیدند " ائمه هدی(ع) به کرات در روایات خود پیاده روی را توصیه کردند و از مسیر های چه بسا دور برای هر قدمش اجر و مغفرت ویژه ای در نظر گرفته اند. در روایات آماده است کسی که به حرم ابا عبد الله الحسین (ع) برود به هنگام بازگشت ملائکه الهی با او مصاحفه می کنند و به او می گویند آنچه در گذشته زندگی تو بوده بخشیده شد ، و روز تازه ای در زندگی ات آغاز شده است؛ تاکید بر پیاده روی به صورت یک یا دو مورد یا با تاکید اندک نبوده است. معلوم می شود ائمه هدی(ع) تدبیری داشته‌اند برای زمانی که نفوس شیعیان زیاد می شوند قدرت و امکانات پیدا می‌کنند بیابان های اطراف کربلا معلی مملو از خانه هایی می شود که زائران ابا عبد الله الحسین (ع) هستند چون ائمه الهدی به چشم انداز ها نگاه می کردند بعد توصیه می‌فرمودند. این گونه نبود که توصیه ای داشته باشند بعد در نظر نگیرید آن جمعیت های فراوان را و اجری هم برای کسانی که پیاده می روند به حساب بیاورند".

این واعظ معروف پیاده روی و شرکت در اربعین حسینی (ع) یک فرصت بسیار عالی برای تبلیغ و بالا بردن ارزش ها می داند و بر این باور است که اربعین میتواند ارزش های اسلام را در عمق جامعه بنشاند "ما در اربعین حسینی(ع) شعار حسینی(ع) خودمان را جهانی می‌کنیم. ما در این بزرگ ترین تجمع شیعیان حول حماسه ابا عبد الله حسین (ع) می توانیم به تعمیق ارزش های حسینی جامعه شیعی بپردازیم. وقتی که ارزش های حماسی ابا عبدالله الحسین (ع) در جامعۀ شیعی تعمیق پیدا کند و بیش از پیش تثبیت بشود آثار گرانبهای آن در ابعاد مختلف کاملا مشهود خواهد بود. یکی از آثار آن استکبار ستیزی است. یکی از آثار آن ظلم ستیزی است. یکی از آن آثار اهتمام بیش از پیش دین داری است".

حجت اسلام پناهیان در ادامه می افزاید "شما وسط این اربعین یک سرمایه بزرگ اجتماعی برای جهان تشیع می توانید در شکستن حیطه استکبار ببینید در احساس هویت و عزت مندی پیدا کردن شیعیان و همه آنها ببینید؛ اساسا شما ببینید این میعادگاه که با اشاره اهل بیت عصمت و طهارت شکل گرفته در چهره شیعیان اثری از غم و اندوه غربت و تنهایی نیست، هم احساس عزت می کنند هم احساس فرهمندی می کنند. می توانند مفتخر بشوند به ابا عبد الله الحسین(ع). یک بخشی است برای درک هویت شیعی و دینی ، اگر کسی این هویت را لمس بکند واقعاً شیعه‌تر خواهد شد".

آثاری که عاشورا تاکنون در جامعه اسلامی ایران بر جای گذاشته است بر هیچ کس پوشیده نیست و به همین خاطر امام خمینی (ره) فرمود که زنده بودن اسلام وابسته به محرم و صفر است. سنت حسنه پیاده روی و تجمع میلیونی در کربلا که در چند ساله اخیر شکل گرفته و سال باشکوه تر از سال پیش می شود نیز میتواند تحول دیگری را در جهان و به خصوص در جوامع اسلامی به وجود بیاورد. اهتمام بیش از پیش مردم ایران به این سنت میتواند این آثار را سریع تر به منصه ظهور برساند.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، تربت کربلا و معجزات امام حسین، اربعین، حجة الاسلام استاد علیرضا پناهیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در این گزارش تصاویری دیدنی از پیاده رویی سه تن از مراجع عظام تقلید یعنی حضرت آیت الله سید «أبوالقاسم خوئی»، حضرت آیت الله «میرزا جواد تبریزی» و حضرت آیت الله سید «محمدسعید حکیم» دیده می شوند ...
به گزارش شیعه آنلاین، زیارت کربلا با پای پیاده در زمان شیخ انصاری رسم بوده ولی در زمان شیخ میرزا حسین نوری به فراموشی سپرده شده بود که توسط ایشان احیا شد.

از آن پس بسیاری از عاشقان اهل بیت و أباعبدالله الحسین علیهم السلام و نیز برخی از علما و حتی مراجع تقلید با پای پیاده به کربلا سفر کرده اند.

در این گزارش تصاویری دیدنی از پیاده رویی چهار تن از مراجع عظام تقلید یعنی حضرت آیت الله سید «أبوالقاسم خوئی»، حضرت آیت الله «میرزا جواد تبریزی»، حضرت آیت الله مرحوم سید «محمود شاهرودی» و حضرت آیت الله سید «محمدسعید حکیم» دیده می شوند که در حال پیاده روی به سمت شهر کربلا هستند.

شنیده شده که حضرت آیت الله شیخ «ناصر مکارم شیرازی» نیز از دیگر مراجع تقلید بوده که با پای برهنه از نجف تا کربلا راه رفته است.

وی در مدت یک سال اقامت خود در نجف اشرف (1369-1370 ق) دو مرتبه توفیق پیاده روی از نجف تا کربلا را داشته اند که با "پای برهنه" از مسیر شط (رودخانه) که حدود 20 کیلومتر طولانی تر از مسیر کنونی نجف کربلا بوده است و حدود 3 روز به طول می انجامیده است، به زیارت اباعبدالله الحسین (ع) رفته اند.

به گفته این مرجع عالیقدر، در آن زمان ساکنین حاشیه رودخانه، مهمان خانه هایی مشهور به «مُضیف» داشته اند که با اصرار و علاقه بسیار از زوار امام حسین(ع) پذیرایی می کرده اند. و به صورت عجیبی به مهمانی کردن زوار امام حسین(ع) علاقه داشتند. به طوری که اگر مدتی می گذشت و کسی مهمان آنها نمی شد، بسیار ناراحت می شدند.

در یکی از پیاده روی های حضرت آیت الله مکارم شیرازی در زمان طلبگی: وقتی به یکی از این مُضیف ها رسیدیم، صاحب مضیف دعوت و اصرار کرد که مهمان او بشویم و آنجا استراحت کنیم. به او توضیح دادیم که چون امروز کم راه رفته ایم و باید مسافت بیشتری را طی کنیم، فرصت ماندن نداریم.
 
پس از کمی اصرار او و امتناع ما، ناگهان صاحب مضیف که معلوم بود چند وقتی است که مهمان برایش نرسیده و از این بابت خیلی ناراحت است، ناگهان چاقویش را درآورد و تهدید کرد که من مدتی است مهمان برایم نیامده است و شما حتما باید مهمان ما بشوید. اینقدر مهمانی کردن زائر امام حسین(ع) در نزد اینها اهمیت و ارزش داشت.

البته بالاخره بعد از اینکه توضیح بیشتری برایش دادیم و قول دادیم که از طرف او زیارت کنیم، اجازه داد که ما برویم.»


نفر وسط در ردیف پایین حضرت آیت الله مرحوم سید محمود شاهرودی است
 

آیت الله حکیم





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، ولایت و امامت، علما، اربعین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
استاد انصاریان پاسخ می‌گوید؛
یكی از زیارت‌‌های سخت همین زیارت اربعین امام حسین است كه مرسوم شده است مردم پیاده از نقاط مختلف و از كشورهای دیگر در اربعین به زیارت امام حسین مشرف می‌‌شوند. به طور یقین با استناد به روایات معتبر این عمل جدای از ثواب روز اربعین امام حسین مشمول پاداش است.
 به گزارش مشرق، همزمان با آغاز پیاده روی عظیم اربعین حسینی در گوشه و كنار برخی به صورت كنایه‌ سئوالاتی را در این زمینه مطرح می‌كنند كه ممكن است خواسته یا ناخواسته به این حركت بزرگ ضربه بزنند، اما استاد حسین انصاریان به صورت مفصل به تمامی این سئوالات پاسخ گفته است كه سئوالات و پاسخ در این زمینه را با هم می‌خوانیم:

با تشكر از فرصتی كه در اختیار ما گذاشتید، محبت فرموده اجمالی از ارزش و پاداش زیارت امام حسین را بیان فرمایید:


یكی از مسائل مهمی كه قریب پانزده قرن در جهان تشیع مطرح است، مسأله زیارت حضرت ابا عبدالله الحسین می‌‌باشد و زمینۀ این زیارت مبارك، توسط رسول خدا بنا شده و پس از پیامبر به طور متواتر ائمه طاهرین بدان تأكید كرده‌‌اند؛ بنابراین مسأله زیارت امام حسین از زمان تولد مبارك ایشان، توسط پیامبر خدا توصیه شده و مباحث مربوط به پاداش زیارت به قبل از حادثه عظیم عاشورا مربوط است تا اینكه پس از واقعه عاشورا و شهادت حضرت و یاران با وفایشان این مسأله [زیارت] به طور عمیق‌‌تر و گسترده‌‌تر شكل گرفت.

مردم مؤمن نیز با توجه به روایات مربوط به زیارت حضرت، همواره حاضرند هر سختی و مشقت را با جان و دل پذیرا باشند؛ چراكه زیارت حضرت به عنوان بهترین راه تقرب به پروردگار معرفی شد؛ امام صادق می‌‌فرماید: مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ عَارِفاً بِحَقِّهِ‏ كَتَبَهُ‏ اللَّهُ‏ فِی أَعْلَى عِلِّیِّین؛ ‏ هر كس به زیارت حسین برود در حالى كه مقام و منزلت وى را بشناسد، خداوند او را در اعلى علیین بهشت جای می دهد
البته سبك، كلمات و تركیب برخی از روایات بیانگر ضرورت و شبهه وجوب در زیارت حضرت سید الشهداء دارند؛ بدین معنا كه انجام عمل زیارت حضرت از مستحب بودن گذشته است، كثرت و بیان این‌گونه روایات نشان دهنده این مطلب است كه زیارت ابا عبدالله در مرز لزوم و وجوب است.

جایگاه زیارت سید الشهداء در نزد ائمه به اندازه‌‌ای مقام دارد كه فرموده‌‌اند: اگر احتمال ضرر، در سفر حج بدهید به طوری كه آن سفر شما را به مشقت و رنج بیاندازد، حج از شما ساقط است؛ اما در مسیر زیارت امام حسین تمام سختی‌‌ها اعم از گرسنگی، تشنگی، پیاده‌روی، و طی جاده‌های طولانی همگی از پاداش برخوردار است؛ و حتی در برخی از روایات آنانی كه توانایی زیارت دارند و نمی‌روند مورد سرزنش ائمه طاهرین قرار گرفته‌اند؛ حنان از قول امام صادق می‌‌فرماید: «حنان می‌گوید: به امام صادق عرض كردم، چه می‌فرمایید درباره زیارت قبر مطهر حضرت حسین بن علی، زیرا از بعضی راویان احادیث شما به ما خبر رسیده كه زیارت قبر آن حضرت با ثواب یك حج و عمره برابر است؟ امام فرمود: تعجب نكن كسی كه می‌گوید به همه این ثواب می‌رسد؛ ولی تو قبر آن حضرت را زیارت كن و به آن حضرت جفا نكن، زیرا كه آن حضرت سید جوانان شهید و سرور آقای جوانان اهل بهشت و همچون یحیی بن زكریا است و آسمان و زمین بر این دو نفر گریست.

این همه سرمایه‌گذاری برای زیارت ابا عبدالله، از سوی پیغمبر و ائمه طاهرین برای چه بوده است؟

اقدام ابا عبدالله در روز عاشورا، ضامن حفظ زحمات همه انبیاء و ائمه طاهرین بوده است، یعنی اگر حادثه كربلا اتفاق نیفتاده بود، تمام زحمات انبیا فراموش می‌شد، چراغ دین خاموش می‌شد؛ اما این زیارت از طرف زائران حتماً باید با معرفت به حضرت انجام بگیرد. «هارون بن خارجه نقل كرده است كه به امام صادق عرض كردم: «روایت مى كنند كه هر كس قبر امام حسین را زیارت كند، [ثواب] یك حج و یك عمره براى او محسوب مى‌شود، حضرت فرمود: به خدا سوگند هر كس كه از روى معرفت او را زیارت كند، خداوند گناهان وى را از اول تا به آخر مى بخشد.»

زیارت با معرفت یعنی این‌كه مقام و منزلت حضرت را نزد خدا بشناسد كه امام واجب الاطاعه است و اهداف والای او را در نظر داشته باشد؛ چون كربلا تمام ارزشهای عالم را در خود جمع كرده است. همه پندها، موعظه‌ها، نصیحت‌ها، راهنمایی‌ها را دارد و به همین دلیل تاكید به زیارت شده است، و این جایگاه زیارت را نشان می‌دهد؛ یعنی زائر باید به این باور برسد كه می‌رود تا در یك كلاس بسیار مهمی كه نمونه‌اش نیست شركت كند و در این كلاس باید درس وفاداری، شجاعت، تقوا، دینداری، خدمت به مردم و خدمت به دین و عبادت كردن را فرابگیرد.

چرا زیارت اربعین برای امام حسین تأكید شده است؟

علت تأكید، همان مسائل كلی است كه برای پاداش و ثواب زیارت بیان شد؛ یعنی همان جایگاه، عامل شده كه یك روزی را هم جدا قرار دهند، به نام اربعین، با توجه به روایات و آنچه كه مورخان نگاشته‌‌اند، اربعین روزی بوده كه اهل بیت به كربلا برگشتند؛ شخصیت بزرگی همچون جابر بن عبدالله انصاری در اربعین به زیارت ابا عبدالله آمد؛ البته مبنا و ریشه زیارت اربعین را اهل بیت مطرح نموده‌‌اند، و جالب است كه یكی از علائم اهل ایمان را زیارت اربعین ابا عبدالله برشمردند؛ از حضرت امام حسن عسكرى منقول است كه فرمودند: علامت‌‌هاى مؤمن پنج چیز است نماز پنجاه ركعت و زیارت‏ اربعین‏ و انگشتر به دست راست كردن و طرف پیشانى را بر خاك نهادن و بلند خواندن بسم اللَّه الرحمن الرحیم.

آنچه از لسان این روایت پیداست، حضرت امام حسن عسكرى زیارات اربعین را به عنوان یكی از علائم ایمان برشمردند، و این نشان از مقام والا و جایگاه بلندی است كه خداوند به زائر امام حسین در این روز [اربعین] بر اهل ایمان عطا می‌‌كند و شاید دلیل طرح این موضوع از جانب ائمه برای این باشد كه آنان اهداف بلند این قیام را برای همه دوران و زمان‌ها نگریسته‌‌اند و می‌دانستند كه این اربعین به تدریج گسترش می‌‌یابد؛ و همچون روزگار ما به یك راهپیمایی میلیونی كه دل‌های عالم را تكان می‌دهد، و همه قدرت‌‌ها را شگفت‌زده می‌كند، مبدّل خواهد شد.

ما در اربعین ابا عبدالله بزرگترین راهپیمایی دوره تاریخ خلقت را داریم و این نام پرجاذبه ابا عبدالله است كه زیارت اربعین را به این‌جا رسانده كه شیعه‌ها و غیر شیعه‌ها از همه جای دنیا عاشقانه، مرارت‌‌های این سفر را با جان و دل می‌‌پذیرند كه خود را در این روز به كربلا برسانند؛ و چه بسا كه این حركت عظیم موجب گردد كه دل‌ها به سوی خدا جلب شود و به همین واسطه بسیاری از غیر شیعیان نیز به تشیع مشرف شوند؛ و این اربعین به نوعی خود یك معجزه است كه میلیون‌ها انسان را مثل یك دریای خروشان در مسیر كربلا به راه می‌اندازد و دنیایی از نور امید را در دل شیعیان عالم فروزان می‌‌كند و این خود ضامن بقای تشیع و فرهنگ اسلام است؛ اربعین به همان میزان كه موجب نور امید در دل دوستداران اسلام است، باعث رعب و وحشت دشمنان نیز می‌‌گردد؛ یعنی دشمن را در هر قدرت و جایگاهی هم كه باشد می‌ترساند. یكی از عوامل امید به نابودی دشمنان دین تا قبل از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، همین حركت عظیم و دریای خروشان اربعین است.

آیا زیارت اربعین یا مراسم اربعین برای غیر سیدالشهدا وجود دارد؟

این چهلمی كه در بین مسلمانها مرسوم است كه برای امواتشان شب چهل می‌گیرند یا روز چهل می‌گیرند هیچ مدرك شرعی و دینی ندارد، و برگزاری مراسم چهلم برای اموات، متكی به هیچ دلیل دینی نیست؛ بنابراین اگر مردم برای امواتشان اربعین نگیرند هیچ مشكل شرعی و دینی ایجاد نمی‌‌شود و هیچ عیبی ندارد.

اربعین فقط خاص حضرت ابا عبدالله الحسین است، ائمه طاهرین نیز در خصوص اربعین امام حسین سفارش و توصیه نموده‌‌اند، و نسبت به غیر امام حسین توصیه‌‌ای ندارند؛ از این‌‌رو این سكه فقط به نام وجود مبارك حضرت سید الشهداء ضرب خورده و فقط اختصاص به ایشان دارد؛ و اكنون هم تبدیل به یك معجزه و جریان فرهنگی و اجتماعی شده است. در این اربعین ارزش‌های وجودی مردم به منصه ظهور می‌رسد، آتش بُخل در وجودشان خاموش می‌گردد، و عاشقانه هزینه می‌كنند و برای ابراز ارادت به آستان حضرت ابا عبدالله، برای زوار غذا آماده می‌‌كنند و برای محل اقامت و پذیرایی از آنان با جان و دل كار می‌‌كنند. اربعین علاوه بر آثار اجتماعی كه دارد، روز درمان بُخل و تكبر است؛ و روز شعله‌‌ور شدن كَرم و جود و سخا است. در حقیقت فضای اربعین یك فرصتی است برای پاكسازی درون از آلودگی‌‌های اخلاقی و زمینه سازی برای ترسیم افق ظهور ارزشهای انسانی است.

مردم اگر بخواهند برای امواتشان كاری بكنند، باید مسائل حق الله و حق الناس از جمله بدهی و نماز قضای آن میت را در اولویت امور قرار بدهند؛ بنابراین چهلم گرفتن در خانه‌ها و مساجد و هتل‌ها، واجب نیست. در حدیث آمده است كه در سنت شریفه، عزاداری سه روز بود نه بیشتر؛ از این‌‌رو مردم اگر می‌خواهند به امواتشان خدمت كنند، باید به فكر آخرت آن میت باشند و پرونده‌اش را اصلاح كنند.

آیا به مشقت انداختنن خود برای زیارت سیدالشهدا جایز است؟

مطلبی كه شاید در ذهن مردم باشد، طرح این مسأله است كه آیا كسی كه خود را به مشقت و زحمت برای زیارت امام حسین می‌‌اندازد، مشمول پاداش می‌‌شود؟ آیا در روایات برای زیارتی كه با سختی و مذیقه و مشقت‌‌هایی همچون تحمل گرسنگی، تشنگی، خستگی و پیاده‌روی برای زیارت ابا عبدالله پاداش و ثوابی در نظر گرفته شده؟

در پاسخ به این پرسش، ابتدا چند نكته را متذكر می‌‌شوم؛ قرآن مجید و روایات به طور كلی پاسخ این پرسش را داده‌‌اند، شما آیات جهاد قرآن مجید را بنگرید كه پروردگار عالم می‌فرماید: در مسیر جهاد با دشمن گرسنگی و تشنگی و سختی است، ولی پروردگار عالم می‌فرماید: من در مقابل تحمل این همه مشكلات، پاداش عظیم می‌دهم. در روایتی پیامبر اكرم می‌‌فرماید: قَوْلِ النَّبِیِّ: أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا؛ برترین عمل‌ها سخت‌‌ترین آنها است.

از خصائص امیرمؤمنان این بوده است كه اگر عبادتی می‌خواستند انجام بدهند و آن عبادت مراتبی داشت، حضرت سخت‌ترین مرتبه را انتخاب می‌‌كرد، بنابراین اگر ما خود را پیرو آن امام می‌‌دانیم، باید روش و منش آن حضرت را الگوی رفتاری خود قرار دهیم تا با شكیبایی و تحمل بر مشكلات و سختی‌‌ها فائق شویم؛ از این‌‌رو می‌‌توان به این نكته مهم رسید كه آن پاداشی كه در سختی‌ها، در مشقت‌ها هست در عبادت همراه با رفاه و زیارت با آسایش نیست.

آیا مشقت انداختن برای زیارت سیدالشهدا(ع) جایز است؟

یكی از زیارت‌‌های سخت همین زیارت اربعین امام حسین است كه مرسوم شده است مردم پیاده از نقاط مختلف و از كشورهای دیگر در اربعین به زیارت امام حسین مشرف می‌‌شوند؛ و این خیلی كار پرمشقتی است كه همراه با خستگی و درد بدن و بی‌خوابی و اضطراب و ناامنی جاده‌ها است، در عین حال چند میلیون نفر پیاده حركت می‌كنند. به طور یقین با استناد به روایات معتبر این عمل جدای از ثواب روز اربعین امام حسین مشمول پاداش است. «على بن میمون صائغ، از حضرت امام صادق نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: اى على! قبر حسین را زیارت كن و ترك نكن. عرض كردم: ثواب كسى كه آن حضرت را زیارت كند چیست؟ حضرت فرمودند: كسى كه پیاده زیارت كند آن حضرت را، خداوند به هر قدمى كه برمى‏ دارد، یك حسنه برایش نوشته، و یك گناه از او محو مى‌‌كنند، و یك درجه مرتبه‏اش را بالا مى‌‌‏برد. و وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موكّل او مى‏‌‌كند كه آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شر و بد مى‏ باشد را ننویسند. و وقتى برگشت با او وداع كرده و به وى مى‏ گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد. و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش مى‌باشی، به خدا سوگند! هرگر تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود.

وقتی كه پیاده‌روی زیارت ابا عبدالله اینقدر اجر دارد، و زائر برای هر قدمی كه برمی‌دارد، یك حسنه برایش نوشته، و یك گناه از او محو مى‌‌كنند، و یك درجه مرتبه‏اش را بالا مى ‏برد، این خود مجوز پیاده‌روی است.

چه توصیه‌ای برای زائران اربعین حضرت سیدالشهدا دارید؟

اول این‌كه لازم است این نكته را متذكر شوم كه مردم ایران، و مردم مؤمنی كه در هر كجای عالم زمین زندگی می‌كنند، باید این پیاده‌روی و زیارت ابا عبدالله به ویژه در اربعین را بر خودشان لازم بدانند، و آن را فرهنگ كنند. آن دسته از مردم كه بنا بر مشكلاتی كه دارند، قادر به پیاده رفتن به كربلا نیستند، سواره بروند و اگر هم توفیق زیارت نداشتید كمك بدهید، خدمت بكنید و هر كس به اندازه توان و وسعی كه دارد به این كار خیر و عمل نیك كمك كند تا در نهایت به یك فرهنگ عمومی مبدّل گردد، لازم نیست بروید عراق چادر و خیمه بزنید، در همین شهرهای ایران چادر بزنید، و برای زائران حرم امام حسین صبحانه و نهار و شام آماده كنید. محل استراحت و اقامت فراهم نمایید و این زوار را تا مرز بدرقه كنید. هر نوع هزینه برای ابا عبدالله بشود، پاداش آن نزد خدا محفوظ است. اگر بخواهیم قرآنی محاسبه كنیم قرآن می‌گوید: مَن جَاءَ بِالحَْسَنَةِ فَلَهُ عَشرُْ أَمْثَالِهَا؛ هر كس كار نیك بیاورد، پاداشش ده برابر آن است. ‏

در آیه ۲۶۱ سوره مباركه بقره نیز خداوند در خصوص پاداش كسانی كه انفاق می‌‌كنند، می‌‌فرماید: مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فىِ كلُ‏ِّ سُنبُلَةٍ مِّاْئَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم؛ مَثَل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند، مانند دانه‏اى است كه هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خدا براى هر كه بخواهد چند برابر مى‏كند و خدا بسیار عطا كننده و داناست‏. طبق روایات هزینه برای زیارت امام حسین ده هزار برابر پاداش دارد. خداوند برای هر درهم بخشش زائر حسین در راه خدا، ده هزار درهم پاداش می‌دهد، و فراتر از همه این پاداش‌های مادی، خشنودی خدا و دعای خیر پیامبر، علی و امامان معصوم است كه بدرقه راه اوست.

بر ما لازم است در این دنیای پر غوغا و هیاهو كه همه قلدران عالم، مثل بنی امیه، تیرهایشان را به طرف شیعه نشانه رفته‌‌اند، حضرت ابا عبدالله الحسین را با هزینه كردن مال‌‌مان، بدن‌‌مان، زیارت رفتن و كمك به اهداف اربعین، همراهی كنیم و جواب «هل من ناصر ینصرنی؟  حضرت را با این كارهایمان بدهیم. این قبیل كارهای شما عظیم و چشم‌گیر و ضامن بقای تشیع است. و بیانگر استقامت شما در برابر تمام زورگویان عالم است و به یقین كسانی كه با پای پیاده این راه را می‌‌پیمایند نیز اگر در حادثه عاشورا صدای هل من ناصر حضرت را می‌شنیدند، از یاران صدیق حضرت بودند.

مطلب مهم دیگر اینكه: الان كه رسانه‌های عمومی در جهان فراوان شده و همه از ابزار ارتباطی و ماهواراه‌‌ای بهره‌‌مندند و از طرفی رسانه‌های بیگانه این حركت عظیم را پوشش نمی‌دهند، به نظر می‌رسد كه باید به زائران حضرت ابا عبدالله الحسین و مخصوصا زائران ایام اربعین و آنهایی كه پیاده به زیارت وجود مقدس او و یاران باكرامت و اهل‌بیت با عظمتش مشرف می‌شوند، گفته شود كه زائران بزرگوار و ای كسانی كه پیاده به زیارت اباعبدالله مشرف می‌شوید! شما در این زیارتتان و پیاده‌روی‌تان باید یك كار زینب‌گونه انجام دهید، همان‌‌گونه كه زینب كبری بعد از حادثه كربلا، از كربلا تا كوفه، و از كوفه تا شام، و از شام تا مسیر برگشت به كربلا و نیز در اربعین و برگشت به مدینه، وقایع كربلا را برای مردم و اهل شام و مدینه بیان كرد، و دیگر اهل بیت هم به تأسی از زینب كبری این كار را انجام دادند، و همین باعث شد كه واقعه كربلا بیشتر جلوه كند، شما نیز به تأسی از حضرت زینب كه با گفتار خود، مردم آن زمان را از خوابِ غفلت بیدار كرد، مردم جهان را با ابزارهای امروزی كه در اختیار دارید، بیدار كنید، و وقایع را به صورت فیلم تصویر ثبت كنید، كرامات را بنویسید و معجزاتی كه اتفاق می‌افتد، بیمارانی كه شفا می‌گیرند فیلمبرداری كنید، با پیرمردها و پیرزن‌‌هایی كه با قد خمیده می‌‌آیند مصاحبه كنید و علت آمدنشان را در این سن كهنسالی و تحمل مشقت بپرسید، خدماتی كه به زوار داده می‌شود ثبت كنید و به سایت‌ها داخلی و خارجی منتقل كنید، تا با این كار فرهنگی جلوی تبلیغات دروغین و پوشالی دشمن گرفته شود و وسوسه‌ها و سفسطه‌های آنها بر بعضی افكار، اثر نامطلوب نگذارد. این از بهترین خدمت‌‌ها به حادثه كربلا و به مردم جهان و به مردم مشتاق است؛ بنابراین زحمت این كار نیك را به دوش بكشید و این سختی را تحمل كنید و وقایع را عكسبرداری و فیلمبرداری نمایید و همچون ائمه كه برای احیای حادثه بزرگ عاشورا جلسه ذكر مصیبت در خانه‌هایشان برگزار می‌‌كردند، شما نیز ادامه دهنده همان روش و منش باشید تا از عنایات آنان بهره‌‌مند گردید، چرا كه این كار موجب احیای زحمات انبیاء و ائمه در طول تاریخ است.

و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حج




نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، اربعین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هر كس زیارت حسین (علیه السلام) را ترك مى كند، در حالى كه قادر به این كار باشد، از پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) نافرمانى كرده است.
 به گزارش مشرق، این روز ها که تب زیارت امام حسین داغ است برخی به شبهه افکنی در این زمینه می پردازند لذا بر آن شدیم با روایات اهل بیت جواب این شبهات را پاسخ دهیم. ابتدا در مطلبی به بررسی اینکه "آیا زیارت کربلا در حال خوف و ترس جایز است؟"پرداختیم و در این مطلب به آثار ترک زیارت امام حسین می پردازیم.روایات بسیاری درباره آثار و نتایج حاصل از ترك زیارت امام حسین علیه السلام آمده است که در مطلب پیش رو به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد.

الف: در روایت حلبى از امام صادق علیه السلام آمده است كه هر كس زیارت حسین علیه السلام را ترك مى كند، در حالى كه قادر به این كار باشد، از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نافرمانى كرده است.

ب: عبدالرحمن بن كثیر نقل كرده است كه امام صادق فرمود: اگر كسى تمام عمر خود را حج به جا آورد، اما حسین علیه السلام را زیارت نكند، حقى از حقوق پیامبر صلى الله علیه و آله را ترك نموده است. در روایت دیگرى آمده كه اگر یكى از شما هزار حج بگذارد، اما به زیارت قبر حسین علیه السلام نرود، حقى از حقوق رسول خدا صلى الله علیه و آله را ترك كرده است.

ج: در روایت محمد بن مسلم از ابو جعفر علیه السلام آمده است كه آن حضرت فرمود: كسى از شیعه ما كه به زیارت قبر حسین علیه السلام نیاید، ایمان و دینش فاسد شده است.

د: روایات دیگرى آمده است كه ترك زیارت حسین علیه السلام ، جفاى بر اوست. از جمله، از امیرالمؤ منین علیه السلام روایت شده كه فرمود: پدرم فداى حسین شود، او در پشت كوفه كشته مى شود. گویى مى بینم وحوش گردن هاى خود را بر پیكر او دراز كرده و تا صبح برایش مرثیه سرایى مى كنند؛ وقتى چنین است ، از جفاى بر حسین بپرهیزید.

ه: ابن میمون روایت كرده است كه امام صادق علیه السلام به من فرمود: به من خبر رسیده كه برخى از شیعیان ما، یك سال ، دو سال و بیش از این ، از عمرشان مى گذرد، اما به زیارت حسین بن على بن ابیطالب نمى روند. عرض كردم : جانم به فدایت ! من افراد زیادى را با این ویژگى نمى شناسم . فرمود: به خدا سوگند خطا كردند و ثواب خدا را ضایع كردند و از جوار محمد صلى الله علیه و آله دور شدند. پرسیدم: اگر كسى سالى یك بار به زیارت برود، كافى است ؟ فرمود: بله ، خروج او فى نفسه ، نزد پروردگارش اجرى عظیم دارد و براى او خیر است .وارد شده است كه این عنوان ها بر كسى كه قادر و دور است و سه سال زیارت آن حضرت را ترك كند، صادق مى باشد.

و: در روایت هاى فراوان آمده است كه این كار، عمر را كوتاه مى كند. در روایات دیگرى آمده كه از آثار ترك زیارت آن حضرت ، كم شدن یك سال از عمر است و در آن تخلفى نیست.

ح: بنابر روایتى، تارك زیارت آن حضرت، اگر وارد بهشت شود، مقامش پایین تر از هر مؤ من اهل بهشتى است و از جوار محمد صلى الله علیه و آله به دور مى باشد.

ط: تارك زیارت امام حسین علیه السلام از اهل آتش است و خوار و سبك مى شود. برخى به دلیل همین اخبار وارده، معتقدند كه زیارت امام حسین علیه السلام بر كسى كه قادر باشد، یك بار در طول عمر واجب است.

ى: تارك زیارت امام حسین علیه السلام، پیرو ائمه نیست، چنانچه در روایتى صریحا به این مطلب اشاره شده است.

برگرفته از کتاب شریف خصائص الحسینیه

منبع: وارث







نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، ماه محرم، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، اربعین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مهدی نصیری؛
خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین علیه السّلام نازل مى‏فرماید و خدمتکاران ایشان فرشتگانند. هیچ بنده اى از بندگان خداوند حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال در خواست نمى‏ کند مگر آنکه خدا به او عطاء...
به گزارش مشرق، متن یادداشت مهدی نصیری با عنوان «ثواب زائر امام حسین علیه السلام چیست؟» را در ذیل از نظر می گذرانید:
 

محدث جلیل القدر جعفر بن محمد قولویه در کتاب معتبر کامل الزیارات به تفصیل به نقل روایاتی از امام صادق علیه السلام در ثواب و فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام و مقام ویژه زائران آن حضرت پرداخته است که گزیده ای از آن را تقدیم خوانندگان گرامی بویژه کسانی که زائر اربعین هستند، می کنم:

دعای امام صادق برای زوار امام حسین چه بود؟
معاویة بن وهب می گوید: اجازه خواستم که بر امام صادق علیه السّلام وارد شوم، به من گفته شد  داخل شو، داخل شده آن جناب را در نمازخانه منزلشان یافتم. نشستم تا حضرت‏ نمازشان را تمام کردند. آن گاه  شنیدم که حضرت با پروردگارشان مناجات نموده و چنین می گویند:
بار خدایا، اى کسى که ما را اختصاص به کرامت داده و وعده شفاعت دادى و ما را وصىّ پیامبرت قرار دادى و علم به گذشته و آینده را به ما عطا فرمودى، و قلوب مردم را مایل به سوی ما نمودى، من و برادران و زائران قبر پدرم حسین علیه السّلام را بیامرز، آنان که به جهت میل و رغبت در احسان به ما و به امید آنچه در نزد توست و به خاطر صله و احسان به ما و به منظور ادخال سرور بر پیغمبرت و به جهت اجابت کردن فرمان ما  و به قصد وارد نمودن غیظ بر دشمنان ما اموالشان را انفاق کرده و ابدانشان را به تعب انداخته اند.
اینان اراده و نیّتشان از این ایثار، تحصیل رضا و خشنودى توست پس تو هم از طرف ما این ایثار را جبران کن و به واسطه رضوان، احسانشان را جواب گو باش و در شب و روز حافظ و نگاهدارشان بوده و اهل و اولادى را که از ایشان باقى مانده‏اند، بهترین جانشینان قرار بده و مراقب و حافظشان باش و شر و بدى هر ستمگر عنود و منحرفى را از ایشان و از هر مخلوق ضعیف و قوى خود کفایت نما و ایشان را از شر شیاطین انس و جنّ محفوظ فرما و به ایشان برترین چیزى را که در دور بودنشان از اوطان خویش از تو آرزو کرده‏اند و به واسطه‏اش ما را بر فرزندان و اهل و نزدیکانشان اختیار کردند، عطا فرما .
خدایا دشمنان ما آنان را به خاطر خروج {literal}{{/literal}برای زیارت{literal}}{/literal} مورد ملامت و سرزنش قرار دادند ولى این حرکت دشمنان، ایشان را از تمایل به ما باز نداشت و این ثبات آنان از باب مخالفتشان با مخالفین ماست، پس تو این صورت‏هایى که حرارت آفتاب آنها را در راه محبّت ما تغییر داده، مورد ترحّم خودت قرار بده و نیز صورت‏هایى را که روى قبر ابى عبد اللَّه الحسین علیه السّلام مى‏گذارند و بر مى‏دارند، مشمول لطف و رحمتت قرار بده و همچنین به چشم‏هایى که از باب ترحم بر ما اشک ریخته‏اند، نظر عنایت فرما و دل‏هایى را که‏ براى ما به جزع آمده و به خاطر ما سوخته‏اند، مورد رحمت خویش قرار بده، بار خدایا به فریادهائى که به خاطر ما بلند شده برس، خداوندا من این ابدان و این ارواح را نزد تو امانت قرار داده تا در روز عطش اکبر که بر حوض کوثر وارد مى‏شوند آنها را سیراب نمایى.
و پیوسته امام علیه السّلام در سجده این دعا را مى‏خواندند و هنگامى که از آن فارغ شدند عرض کردم: فدایت شوم این مضامین ادعیه‏اى که من از شما شنیدم اگر شامل کسى شود که خداوند عزّ و جلّ را نمى‏شناسد گمانم این است که آتش دوزخ هرگز بر او کارگر نخواهد افتاد. ....
سپس امام به من فرمودند: اى معاویه زیارت آن حضرت را ترک مکن.
عرض کردم: فدایت شوم نمى‏دانستم که اجر و ثواب آن این مقدار است.
حضرت فرمودند: اى معاویه کسانى که براى زائران امام حسین علیه السّلام در آسمان دعا مى‏کنند به مراتب بیشتر از آنانی هستند که در زمین براى ایشان دعا و ثنا مى‏نمایند. (کامل الزیارات ص 117)

استقبال فرشتگان از زائر امام حسین علیه السلام
امام صادق علیه السّلام فرمودند: چهار هزار فرشته در اطراف قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام بوده که جملگى ژولیده و گرفته و حزین مى‏باشند و تا روز قیامت بر آن جناب مى‏گریند، رئیس ایشان فرشته‏اى است که به او منصور گفته مى‏شود، هیچ زائرى به زیارت آن حضرت نمى‏رود مگر آنکه این فرشتگان به استقبالش مى‏روند و هیچ وداع‏کننده‏اى با قبر آن حضرت وداع نکرده مگر آنکه این فرشتگان مشایعتش مى‏کنند و مریض نمى‏شود مگر آنکه عیادتش کرده و نمى‏میرد مگر آنکه ایشان بر جنازه‏اش نماز خوانده و از خدا طلب آمرزش برایش مى‏کنند. (همان ص 119)

      ثواب زائر امام حسین علیه السلام چیست؟

امیرالمؤمنین در حوض کوثر با زائر امام حسین مصافحه می کند

امام صادق علیه السّلام فرمودند: از پدرم شنیدم به یکى از دوستانشان که از زیارت ( قبر امام حسین علیه السّلام)  سؤال کرده بود، ‏فرمودند: چه کسى را زیارت مى‏کنى و چه کسى را با این زیارت اراده مى‏نمایى؟ (یعنى با این زیارت قصد تقرّب به چه کسى را دارى؟) عرض کرد: مراد و مقصودم تقرب به خداوند تبارک و تعالى است.
حضرت فرمودند: کسى که به دنبال زیارت، یک نماز خوانده و با این نماز قصد تقرّب به خدا را داشته باشد، در روزى که خدا را ملاقات مى‏کند بر او نورى احاطه کرده است که تمام کسانی که او را مى‏بینند صرفا نور مشاهده می نمایند و خداوند متعال زوّار قبر مطهّر امام حسین علیه السّلام را مورد اکرام قرار داده و آتش جهنّم را از رسیدن به آنها باز مى‏دارد، و زائر در نزد حوض کوثر، مقامى بسیار رفیع و مرتبه‏اى لا یتناهى دارد و امیر المؤمنین علیه السّلام که در کنار حوض ایستاده‏است با او مصافحه کرده و وى را از آب سیراب مى‏فرماید و احدى در وارد شدن بر حوض بر وى سبقت نمى‏گیرد مگر پس از او و سیراب شدن او. پس از سیراب گشتن به جایگاهش در بهشت برگشته در حالى که فرشته‏اى از جانب امیر المؤمنین علیه السّلام با او بوده که به صراط امر مى‏کند براى وى پائین بیاید و با او مدارا کرده تا از روى آن بگذرد و به آتش جهنّم فرمان مى‏دهد که حرارت و سوزشش را به او نرساند تا وى از آن گذر کند. (همان ص 123)

تارک زیارت امام حسین عاق پیامبر و ائمه می شود

راوی می گوید: محضر مبارک امام صادق علیه السّلام عرضه داشتم: فدایت شوم چه مى‏فرمائید در باره کسى که با داشتن قدرت زیارت حسین (علیه السلام)  را ترک مى‏کند؟
حضرت فرمودند: این شخص عاق رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله)  و عاق ما اهل بیت مى‏باشد و امرى که به نفع او است را سبک شمرده است.  کسى که آن حضرت را زیارت کند: خداوند متعال حوائجش را برآورده نماید و آنچه از دنیا مقصود او است را کفایت فرماید و نیز زیارت آن حضرت موجب جلب رزق براى زائر مى‏باشد.... (همان ص 128)

فرشتگان با دستهایشان صورت زائر امام حسین را مسح می کنند
مفضّل بن عمر روایت می کند که امام صادق علیه السّلام فرمودند: گویا مى‏بینم که فرشتگان با مؤمنین بر سر قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام ازدحام کرده‏اند.
راوى مى‏گوید: عرضه داشتم: آیا مؤمنین فرشته را مى‏بینند؟
حضرت فرمودند: هرگز، هرگز، آنها به خدا قسم ملازم و همراه مؤمنین هستند و حتّى با دست‏هایشان صورت‏هاى آنها را مسح مى‏کنند.
سپس امام علیه السّلام فرمودند: خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین علیه السّلام نازل مى‏فرماید و خدمتکاران ایشان فرشتگانند. هیچ بنده‏اى از بندگان خداوند حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال در خواست نمى‏کند مگر آنکه خدا به او عطاء مى‏فرماید.
راوى مى‏گوید: عرض کردم: به خدا قسم این کرامت مى‏باشد.
امام علیه السّلام به من فرمودند: اى مفضّل: برایت بیشتر بگویم؟
عرضه کردم: بلى سرور من.
حضرت فرمودند: گویا مى‏بینم تختى از نور را گذارده‏اند و بر روى آن قبّه‏اى از یاقوت سرخ زده شده که با جواهرات آن را زینت نموده‏اند و حضرت امام حسین علیه السّلام بر روى آن تخت نشسته‏اند و اطراف آن حضرت نود هزار قبه سبز زده‏اند و مؤمنین آن حضرت را زیارت کرده و بر آن جناب سلام مى‏دهند، پس خداوند متعال به ایشان مى‏فرماید: اى دوستانم از من سؤال کنید و بخواهید، پس زیاد اذیّت شدید و خوار و مقهور گردیدید. امروز، روزى است که حاجتى از حاجات دنیا و آخرتتان را از من در خواست نکرده مگر آن را روا مى‏نمایم، پس خوردن و آشامیدنشان در بهشت مى‏باشد، پس به خدا قسم کرامت و احسانى که زوال نداشته و انتهاء آن را نمى‏توان درک کرد همین است. (همان ص 135)

زائران امام حسین همدرجه اهل بیت در قیامت هستند
امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامى که روز قیامت شود منادى نداء مى‏کند: کجا هستند زوّار حسین بن على علیهما السّلام؟
گردن‏هاى تعدادى از مردم کشیده مى‏شود که عدد آنها را غیر از خداوند متعال کس دیگرى نمى‏داند. پس به ایشان گفته مى‏شود قصد شما از زیارت قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام چه بود؟
مى‏گویند: پروردگارا! آن حضرت را زیارت کردیم به جهت محبّتى که به رسول خدا و حضرت على و فاطمه داشته و به منظور طلب رحمت براى صاحب قبر به ازای آنچه از آن حضرت صادر گردید.
پس به آنها گفته مى‏شود: ایشان محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین (سلام اللَّه علیهم) بوده، به آنها ملحق شوید. شما با ایشان و در درجه و مرتبه آنها هستید، به لواء و پرچم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ملحق گردید. پس به طرف لواء آن حضرت رهسپار شده و در سایه آن قرار مى‏گیرند در حالى که لواء به دست امیر المؤمنین على علیه السّلام مى‏باشد و بدین ترتیب به بهشت وارد مى‏شوند. ایشان جلو پرچم و سمت راست و جانب چپ و پشت آن بوده و چهار طرف لواء را گرفته‏اند. (همان ص 141)

ثواب کسى که از روى شوق به زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام برود
ذریح محاربى، مى‏گوید: محضر مبارک حضرت ابى عبد اللَّه (امام صادق علیه السّلام) عرض کردم: از خویشاوندان و فرزندانم کسى را ملاقات نکردم مگر وقتى به آنها از اجر و ثوابى که در زیارت قبر حضرت امام حسین علیه السّلام هست، گفتم، من را تکذیب نموده و گفتند: تو بر حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام دروغ بسته و این خبر را از پیش خودت مى‏گوئى! حضرت فرمودند:
اى ذریح! مردم را رها کن هر کجا که مى‏خواهند بروند، به خدا قسم حق تعالى به زائرین امام حسین مباهات کرده و افتخار مى‏نماید و مسافر و زائر را فرشتگان مقرّب خدا و حاملین عرش رهبرى مى‏کنند. حتى حق تعالى به فرشتگان مى‏فرماید: آیا زوّار حسین بن على را مى‏بینید که از روى شوق و محبّت به آن حضرت و علاقه به حضرت فاطمه دخت رسول اللَّه به زیارت آمده‏اند؟ به عزّت و جلال و عظمت خود قسم کرامت خویش را بر ایشان واجب کرده‏ام و ایشان را حتما به بهشتى که براى دوستانم و براى انبیاء و رسل و فرستادگانم آماده کرده‏ام داخل مى‏کنم.
اى فرشتگان من! ایشان زوّار قبر حسین حبیب محمّد رسول من بوده و محمّد حبیب من است و کسى که من را دوست داشته باشد حبیب من را نیز دوست مى‏دارد و کسى که حبیب من را دوست داشته باشد دوست‏دار حبیبم را نیز دوست دارد و کسى که نسبت به حبیب من بغض دارد به من نیز بغض مى‏ورزد و کسى که به من بغض مى‏ورزد بر من واجب است که به اشد عذاب، عذابش نموده و به آتش دوزخ او را بسوزانم و جهنم را مسکن و مکانش قرار داده و وى را چنان عذابى کنم که احدى از اهل عالم را آن طور عذاب نکرده باشم. (همان ص 143)

زوّار حضرت امام حسین علیه السّلام شفاعت مى‏ کنند
امام صادق علیه السّلام ‏فرمودند: روز قیامت منادى ندا مى‏کند: شیعیان آل محمّد کجا هستند؟! پس از میان مردم گردنهائى کشیده شده و افرادى بپا مى‏خیزند که عدد آنها را غیر از حقتعالى کس دیگر نمى‏داند. ایشان در قسمتى از مردم بپا خاسته‏اند، سپس منادى ندا مى‏کند: زوّار قبر حضرت امام حسین علیه السّلام در کجا هستند؟! خلق بسیارى به پا مى‏خیزند.
پس به ایشان گفته مى‏شود: دست هر کسى را که دوست دارید بگیرید و آنها را به بهشت ببرید، پس شخصى که جزء زائرین است هر کسى را که بخواهد گرفته و به بهشت مى‏برد حتى بعضى از مردم به برخى دیگر مى‏گویند: اى فلانى من را مى‏شناسى؟ من کسى هستم که در فلان روز در فلان مجلس براى تو ایستاده و احترام از تو نمودم پس من را نیز دریاب، زائر او را نیز گرفته و به بهشت داخل نموده بدون اینکه دافع و مانعى در بین باشد.  (همان ص 165)
منبع: تسنیم




نوع مطلب : اربعین، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
معجره راهپیمایی اربعین را با چشمان خودتان ببینید؛
فیلم: عظمت راهپیمایی اربعین شهادت سیدالشهدا(ع)، قلب جوانان روسی را در «مسکو» به آتش کشید

مهدی خانعلی‌زاده رجانیوز: ماجرای کربلا و آتشی که قرن‌هاست قلب همه انسان‌ها با هر مرام و مسلکی را در بر گرفته، به همین سادگی‌ها قابل تحلیل نیست. قرن‌هاست که دهه اول محرم و دهه دوم و سوم و اربعین و به هر مناسبت دیگری، مجلس روضه ارباب مظلوم برگزار می‌شود ولی هنوز این آتش، نه تنها اندکی از حرارت و سوزانندگی خود را از دست نداده بلکه روز به روز بر لهیب شعله‌های آن افزوده شده و شراشره‌های آن، چهره‌های بیشتری را برافروخته کرده و اشک‌های بیشتری را جاری کرده است. 

اقدام حماسی امام حسین (ع) فرا‌تر از یک مقوله و حتی مفهوم دینی است؛ چرا که یک اقدام دینی که تنها در چارچوب ارزش‌های مذهبی بگنجد، برای تبدیل شدن به یک منطق عمومی نیاز دارد تا از فیلترهای کلامی بگذرد و بتواند برای کسانی که اطلاعی از این ارزش‌ها ندارند، قابل درک و فهم باشد اما قیام عاشورا و حماسه کربلا، به قدری با بافت انسانی جهان ارتباط نزدیک دارد و برگرفته از جوشش آزادگی و بندگی یاران سیدالشهدا (ع) است که نیازی به هیچگونه تفسیر و تعبیری برای نشر در میان مردم ندارد. 

عظمت قیام کربلا و داغ تاریخی این حادثه که هنوز و پس از گذشت قرن‌ها، دریای مواج چشمان مخاطبین را به موج‌های سهمگین اشک می‌آراید، تا اندازه‌ای بالاست که هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و اصلا هم در بند زبان و ملیت و قومیت باقی نمی‌ماند. 

اگر برای زنده نگه داشتن حماسه‌های دست ساز بشر نظیر «شاهنامه» و «ایلیاد و اودیسه» باید هزینه‌های فراوانی متحمل شد و تعابیر دشوار این طیف از ادبیات را با زحمت فراوان به زبان‌های دیگر ترجمه کرد و سپس درباره هر کدام از مفاهیم آن، ساعت‌ها کنفرانس داد و سخنرانی کرد تا بلکه مخاطب غیر بومی بتواند اندکی از مفهوم حقیقی آن سر در بیاورد، حماسه الهیِ ثارالله (ع) و یارانِ تاریخ سازش به هیچ کدام از این مقدمات احتیاجی ندارد. 

کربلا، کلیدواژه اصلی ارتباط بی‌کلام میان بشر است. قرار نیست سخنرانی‌های طولانی مدت و روضه‌های سنگین را دستمایهٔ تبلیغ قیام امام حسین (ع) قرار داد؛ چرا که کار این خاندان اساسا با قلب است و خلاص. 

یک نگاه به تصاویر بزرگ‌ترین راهپیمایی جهان در اربعین حسینی می‌تواند قلب مردهٔ یک انسان در دور‌ترین نقطه این کره خاکی را به چنان حرارتی دچار کند که «هروله کنان» خود را از شهر و دیار خویش به بین‌الحرمین برساند و در غم «یا لیتنا کنا معک» بر سر و سینه بکوبد. 

گرمای محبت فرزند امیرالمومنین (ع) آنچنان عمق نفوذ دارد که می‌تواند یخ‌های قطب و برف دائمی سیبری را هم در چشم بهم زدنی آب کند و آب را از چشمان غیرمسلمانان روسی جاری سازد. البته برای ما که حدود اندیشه و ادراکمان را به دریافت‌های عینی و عقلی محدود کرده‌ایم، باور کردنی نیست که جوانانی از یک کشور با سابقه تاریخی کفر مطلق، دور هم جمع شوند و فیلمی از حضور ۲۰ میلیونی مردم جهان در راهپیمایی اربعین در عراق به نمایش بگذارند و با ذکر مصیبت سالار شهیدان، اشک بریزند. 

فیلم زیر، بخشی از مستند «در قلب برف» ساخته خانم شیما عالی است که با موضوع گسترش باور به حجاب در کشورهای غیراسلامی تولید شده و در زمان اکران نیز با استقبال خوب مخاطبین روبرو شد. داستان مستند، جستجوی راوی در پی یک مدل سابق روسی در مسکو است که اکنون محجبه شده و در صدد جبران گذشته آلوده خود است. 

در این بخش از مستند، راوی به سراغ یک جوان روسی می‌رود که سابقه حضور در راهپیمایی اربعین را داشته و اکنون جلسه‌ای را برای ارائه تجربیات و مشاهدات خود از این سفر رویایی تشکیل داده است؛ جلسه‌ای که حاضرین آن را دختران و پسران جوان روس که اتفاقا‌شناختی هم از اسلام ندارند، تشکیل می‌دهند؛ جوانانی که فقط جذب نام سیدالشهدا (ع) و پرچم سرخ حرم آن حضرت شده‌اند. 

تماشای این تکه فیلم، با شنیدن یک روضه سوزناک از زبان مخلص‌ترین مداح اهل بیت (ع) برابری می‌کند؛ روضه‌ای که این بار نه در رثای مظلومیت و اندوه عظیم امام حسین (ع) بلکه درباره عظمت حرارت عشق به سالار شهیدان و درنوردیده شدن مرزهای دست‌ساز بشر توسط قیام تاریخی عاشورا سر داده شده است؛ زیرا آنگاه که سناریوی حماسی و پر حادثه‌ای همچون داستان بلند عاشورا با هنر درمی‌آمیزد و با ذوق شاعرانه‌ای همراه می‌شود و در میان سکانس‌های موزون فیلمبرداری بر صفحه نمایش تلویزیون می‌نشیند، یعنی خون سرخ حسین (ع) دوباره در رگ‌های حیات آدمی جاری شده و فریاد حق طلبی سر می‌دهد.

دریافت مستقیم فیلم





نوع مطلب : در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، مستبصرین، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، حضرت رقیه(س)، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت زینب سلام الله علیها، اربعین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکی از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت سه سال است که دهه اول محرم را به حرم مطهر حضرت رقیه(س) می‌‌آید و می‌‌خواند تا چراغ حرم خاموش نشود.
به گزارش مشرق، «حسن شمشادی» خبرنگار واحد مرکزی خبر که در دهه اول محرم در دمشق و حرم مطهر حضرت رقیه(س) حضور داشت با انتشار عکسی در صفحه اجتماعی خود از مداح حرم مطهر سه ساله حسینی گفت.

حسن شمشادی در توضیح این عکس نوشته است: سه سال است که دهه اول محرم را با این شرایط خاص دمشق و سوریه به شام می‌‌آید تا چراغ حرم مطهر خانم رقیه(س)، خاموش نشود.

از خطرناک‌ترین سال (محرم ٩١) تا سالی کم خطر‌تر و البته امسال، می‌‌آید و می‌خواند و می‌رود.

می‌گفت: مغازه‌ای دارم و کاسبی که به لطف خدای بزرگ، مرا کفایت می‌کند.

می‌گفت: مداحی عشق من است و رسیدن در این به حرم نازدانه حسین(ع)، حس و حالی است، عجیب!

می‌گفت: برای دلم می‌خوانم، نه برای پول!

می‌گفت: علاوه بر مجالسی در تهران و دیگر استان‌ها، چند پیشنهاد خوب و عالی برای رفتن به چند کشور و مداحی در جمع ایرانیان مقیم ان کشور‌ها، در این دهه، داشتم، اما عشق به دردانه حسین را با هیچ چیز دیگر عوض نمی‌کنم. 

آمد و خواند و حالمان را خوش کرد و رفت، که خدایمان یارش باد و من ماندم و سوال‌هایم و مقایسه‌هایم میان این‌ها و برخی آن‌ها...

منبع: ابنا

«حامد عسگری» در دهمین سوگوارۀ هنروحماسه اشعاری جانسوز از زبان حضرت رقیه(س) و در ذکر مصیبت حضرت علی‌اصغر(ع) خواند.

به گزارش مشرق، «حامد عسگری» در دهمین سوگوارۀ هنروحماسه اشعاری جانسوز از زبان حضرت رقیه(س) و در ذکر مصیبت حضرت علی‌اصغر(ع) خواند. فیلم این شعرخوانی را ببینید:



http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/8/11/779360_506.jpg


دانلود

و اگر مایل به دیدن آنلاین باشید لطفا به لینک زیر بروید

شعرخوانی جانسوز «حامد عسگری» در هیئت دانشگاه هنر + فیلم






نوع مطلب : حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، اخبار شبکه های شیعه و معاند اسلام و نظام، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زیارت امام حسین ( ع ) در روایات

براى زیارت‏ هیچ امامى، به اندازه زیارت حسین بن على(ع) در ( كربلا ) تاءكید نشده است.

حتى براى زیارت رسول خدا(ص) هم آن همه سفارش و دستور نیست.

گاهى در روایات،زیارت ( كربلا )، از زیارت ( كعبه ) هم برتر و بالاتر به حساب آمده است و براى زیارت سیدالشهدا، پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بیان شده است، باید راز قضیه را فهمید.

لحن و بیانى‏كه در احادیث مربوط به زیارت سیدالشهدا(ع) به كار رفته است، بسیار جدى و آمیخته با تاءكیدات فراوان است.

ضرورت‏زیارت را در هر حال و همواره مطرح مى‏كند، آن را براى یك شیعه و پیرو امام، در حد یك ( فریضه ) مى‏شمارد، ترك آن را بسیار ناپسند مى‏داند و هیچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمى‏آورد و به رسمیت نمى‏شناسد.

ازانبوه روایات گوناگون، به چند نمونه اشاره مى‏كنیم:

امام صادق(ع)در دیدار با یكى از اصحاب برجسته اش به نام ( ابان بن تغلب ) ، از وى مى‏پرسد:اى ابان:

كى به زیارت قبر حسین رفته‏اى ؟

ابان - مدتى است طولانى كه به زیارتش نرفته‏ام.

امام - سبحان‏الله...تو از بزرگان و روساى شیعه‏هستى‏ودر عین حال، حسین(ع) را رها كرده و به زیارتش نمى‏روى؟...(1) امام باقر(ع) از یكى از شیعیان پرسید:فاصله میان شما و حسین (ع) چه قدر است؟

- بیست‏و شش فرسخ (یا:شانزده فرسخ) - آیا به زیارت قبرش مى‏روید؟

- نه!- چه‏قدر جفا كردید!...(2) زیارت حسین رفتن، یك تكلیف مكتبى براى شیعه او و پیرو مكتب عاشورا است.

بدون پیوند باآن مرقد و مزار، ( شیعه بودن ) داراى خلل است.این مطلبى است كه خود ائمه دین فرموده‏اند.امام صادق(ع؟فرمود:

هر كس به زیارت‏حسین(ع) نرود تا بمیرد، در حالیكه خود را هم شیعه ما بداند، هرگز او شیعه ما نیست.و اگر از اهل بهشت هم باشد، او مهمان بهشتیان است:

( من لم یاءت قبرالحسین(ع) و هم یزعم انه لنا شیعه حتى یموت، فلیس هولنا بشیعه و ا ن كان من اهل الجنه فهو ضیفان اهل الجنه )(3) امام صادق(ع) در جاى دیگر فرمود:

كسى كه‏توانایى زیارت حسین را داشته باشد ولى زیارت نكند، نسبت به پیامبر اسلام و ائمه ( عاق ) شده است.(4) و نیز، آن حضرت فرموده است:

زیارت‏حسین بن على(ع)، بر هر كسى كه ( حسین ) را از سوى خداوند، (امام) مى‏داند لازم و واجب است:

( زیاره الحسین‏بن على واجبه على كل من یقر للحسین بالاءمامه من ا لله‏عزوجل.)(5) و اینكه:هر كه تا هنگام مرگ، به زیارت حسین(ع) نرود، دین‏و ایمانش نقصان دارد.(6) امام باقر(ع) فرموده است شیعیان ما را به زیارت قبر حسین بن على دستور بدهید.چرا كه زیارت او، بر هر مومنى كه به ( امامت الهى ) حسین(ع)، اقرار دارد، فریضه است.(7) و در سخنى دیگر فرموده است:شیعیان ما را دستور دهید تا حسین(ع) را زیارت كنند.همانا زیارت او عمر را زیاد، رزق را افزون، و بدیها را دفع مى‏كند و زیارت او، بر هر مومین كه به امامت او از سوى خداوند اعتقاد دارد واجب است.(8) گویا بین اعتقاد به امامت و رهبرى، با رفتن به زیارت، ملازمه‏است و زیارت عمل به تعهد و وفاى كامل به پیمانى است كه بین هر امام و پیروان او برقرار است.

پاورقى :

1 - كامل‏الزیارات، ص 331، سفینه البحار، ج !ص 565، بحار الانوار، ج (بیروتى) ص‏7.

2 - كم بینكم‏و بین الحسین؟قلت:ست و عشرون فرسخا.قال له:او ما تاءتونه؟قلت:لا قال:ما اجفا كم!...(وسائل الشیعه، ج 10 ص 337 و 338، حدیث 16 و 20، بحار الانوار، ج 98 ص 5).

3 -وسائل الشیعه، ج 10 ص 336، حدیث 11 بحار الاءنوار، ج 98 ص 4.

4 - وسائل الشیعه، ج 10 ص 333، حدیث 2.

5 - وسائل الشیعه، ج 10 ص 346 حدیث 5.

6 - ...كان منتقص‏الدین، منتقص الایمان.(بحار الانوار ، ج 98 (بیروتى) ص 4).

7 - مروا شیعتنابزیاره قبر الحسین بن ع لى، فان اتیانه مفترض على كل مومن یقر للحسین بالامامه من الله.(كامل الزیارت، ص 121، بحار الانوار، ج 98 ص 1،3 و 4).

8 - وسائل الشیعه، ج 10 ص 321، حدیث 8 و ص 345 حدیث 1 و 5.

 

پاداشهاى عظیم

آنچه درزیارت حسین بن على(ع) بسیار چشمگیر است، ثوابهاى كلان و پاداشهاى عظیم و محیر العقولى است كه در روایات ائمه، براى آن بیان شده است.امام صادق(ع) در روایتى، براى زیارت حسین بن على، ثوابى همچون پاداش نبرد در ركاب پیامبر و امام عادل بیان مى‏كند.(1) در جاى دیگر، پاداشى همچون اجر شهیدان ( بدر ) را نوید مى‏دهد.(2) و در احادیث بسیارى، ثواب حج و عمره مكرر رابراى آن بر مى‏شمارد.و در سخنى، امام صادق(ع) براى كسى كه به زیارت حسین برود، با این خصوصیت كه نسبت به حق آن حضرت، معرفت و شناخت داشته باشد ( عارفا بحقه ) پاداش آزاد كردن هزار برده، و آماده كردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا را بشارت داده است.(3) و با تعبیرات دیگر، پاداشهایى كمتر و بیشتر نقل شده است.راز آن چیست؟

مى‏دانیم كه هر عمل،با توجه به اینكه در چه زمانى، در چه مكانى، و در چه شرایطى و از سوى چه كسى و با چه انگیزه و هدفى و با چه میزان رشد و آگاهى و بصیرت، انجام بگیرد، ارزشهاى متفاوت و تاءثیراتى مختلف پیدا مى‏كند.

مرحوم علامه مجلسى،در بیان رمز این اختلاف پاداشها و گوناگونى تعبیرها در ثواب آن، مى‏گوید:

( ...شایداختلاف این اخبار، در اندازه ارزش و فضیلت و ثواب زیارت را توان بر اختلاف اشخاص و عملها، و نیز، كم و زیادى ترس در راه زیارت، یا دورى و نزدیكى مسافت و ...حمل كرد.زیرا هر عمل نیكى، نسبت به اختلاف مراتب اخلاص و شناخت و تقوا و دیگر شرایطى كه موجب كمال یك عمل است، داراى ثواب و ارزشهاى متفاوت مى‏شود.علاوه بر اینكه در بسیارى از احادیث، امامان، طبق درك و شعور و اندازه ایمان و ظرفیت و گنجایش فكرى طرف، سخن مى‏گفتند...)(4) آنچه مسلم است، ارت‏كربلا، همیشه آزاده نبوده، بلكه همراه با گرفتاریها و محدودیتهایى بوده است كه موجب دشوارى زیارت مى‏گشته است (بعدا به این بحث خواهیم‏رسید) ولى ائمه، براى همین شرایط هم، تكلیف را ساقط ندانسته و به زیارت حسین(ع) دستور مى‏دادند.

به این قطعه از تاریخ، دقت كنید:

یكى از شیعیان، به‏نام حسین، نوه ( ابو حمزه ثمالى )، نقل كرده است كه:در اواخر دوره بنى امیه به قصد زیارت حسین بن على، بیرون آمدم‏ولى مخفیانه حركت مى‏كردم تا اهل شام، نفهمند، تا اینكه شب فرا رسید و مردم به خواب رفتند.شب، از نیمه گذشته بود كه غسل زیارت كردم و به سوى قبر سیدالشهدا عزیمت كردم.

نزدیكیهاى‏قبر كه رسیدم، با مردى رو به رو شدم، زیبا روى و خوشبو و سفید چهره، كه به من گفت:

برگرد، الان‏نمى‏توانى زیارت كنى.برگشتم.اواخر شب باز رفتم، باز هم آن مرد را دیدم كه گفت:دسترسى پیدا نمى‏كنى.

گفتم:چرا نتوانتم‏به زیارت فرزند پیامبر و سالار جوانان بهشت برسم؟من پیاده از كوفه در این شب جمعه به اینجا آمده‏ام.مى‏ترسم كه صبح شود و هوا روشن گردد و نیروهاى مسلح بنى‏امیه مرا بكشد.گفت:برگرد، فعلا نمى‏شود...چون حضرت موسى و فرشتگان، هم اكنون به زیارت مشغولند.برگشتم و صبر كردم تا اینكه سحر د.غسل كردم و نزدیك قبر رفتم و آن مرقد را زیارت نمودم و نماز صبح را در آنجا خواندم و از ترس شامیان، بسرعت از آنجا برگشتم ).(5) آیا كسى كه‏در چنین وضعیت مخفیانه، به زیارت قبر مولایش حسین برود و همراه با دلهره و هراس از نگهبانانى كه ماءمور كنترل و ممانعت از زئران تربت كربلا هستند، زیارت كند، مستحق ثوابى بیشتر نیست؟! ( معاویه بن وهب ) مى‏گوید وارد منزل حضرت صادق(ع) شدم.در نماز خانه منزلش، به نماز ایستاده بود، صبر كردم تا نمازش تمام شد.دیدم پس از نماز، دست به دعابرداشت و براى زائران قبر حسین بن على دعا كرد، آنانكه با انفاق مال و تلاش بدنى به زیارت مى‏روند، براى پیوند با ائمه و شاد كردن رسول خدا و پاسخگویى به فرمان امامان و خشمگین ساختن دشمنان و راضى كردن خداوند.و چنین دعا كرد:

خدایا، از آنان‏راضى باش، و خود و خانواده‏شان را، شب و روز، نگهدار، و همراهى‏شان كن و از شر هر جبار سركشى و ستمگر، و از گزند شیاطین نهان‏و آشكار در امانشان بدار و نیازهایشان را برآور...خدایا به آنان، بخاطر اینكه از وطن، دور ماندند و ما را بر فرزندان و بستگان خود برگزیدند، بهترین پاداشها را عطا كن.خدایا!دشمنان ما، این زائران را به خاطر سفر، ملامت كردند ولى این سرزنشها، هرگز پیروان ما را از این زیارت، مانع نگشت.آمدند تا با مخالفان ما مخالفت كرده باشند!خدایا!آن چهره‏ها را كه آفتاب در این راه تغییر داد، رحمت كن، آن صورتهائى را كه بر تربت حسین، قرار گرفت، مورد لطف قرار بده، آن چشمهایى را كه در راه ما اشك ریخت، آن دلهایى‏كه براى ما و تشنگى ما سوخت، آن ناله‏هایى كه براى ما سر داده شد، رحمت كن.

خدایا!من آن بدنهاو جانها را تا قیامت، تا هنگام ورود به كوثر در آن روز تشنگى بزرگ، به تو امانت مى‏سپارم...

امام، همچنان دعا مى‏خواند و سجده مى‏كرد.

پس از فراغت‏از نماز، گفتم:این دعاهایى را كه از شما شنیدم، اگر در حق كسى بود كه خدا را نمى‏شناخت، مى‏پنداشتم كه هرگز به آتش دوزخ نخواهد سوخت به خدا قسم، (با این دعاهاى شما؟آرزو كردم كه اى كاش به حج نرفته بودم و حسین را زیارت مى‏كردم.

امام فرمود:توبه او بسیار نزدیكى.پس چه چیز مانع از آن مى‏شود كه به زیارتش بروى؟اى معاویه بن وهب!مبادا كه این كار را ترك كنى؟

گفتم:نمى‏پنداشتم‏كه كار، به این ارزش و عظمت مى‏رسد.(6) همین معاویه بن وهب، نقل مى‏كند كه:

امام صادق(ع)به من فرمود، هرگز زیارت حسین(ع) را به خاطر ترس، رها مكن.هر كس زیارت آن حضرت را واگذارد و به سبب ترس، زیارت نكند، حسرت فراوان خواهد دید.اى معاویه!آیا دوست ندارى كه خداوند تو را در میان كسانى ببیند كه پیامبر دعایشان كرده است؟آیا دوست ندارى كه با فرشتگان همدوش باشى و در قیامت، بى گناه به محشر آیى و جزء كسانى باشى كه با پیامبر دست مى‏دهند؟!...(7) رسول خدا ، در ضمن گفتار مفصلى‏به امیرالمومنین، كه فضیلت زیارت قبر على و فرزندش حسین و تشویق به زیارت آنان را بیان مى‏كند و ثواب اخروى آنرا مى‏گوید، مى‏فرماید:

لیكن عده‏اى پست‏و فرومایه، زائران قبر شما را سرزنش و ملامت مى‏كنند، آنچنانكه زن بدكاره را ملامت مى‏كنند، آنان، بدترین افراد امت من مى‏باشند كه هرگز به شفاعتم نرسند و بر حوض كوثر وارد نشوند...)(8) در سخنى دیگر، پیامبر اسلام، خطاب به حسین، هنگامى كه جاى شمشیر را بر پیكر او مى‏بوسید، فرمود:

تو و پدرت و برادرت، شهید خواهید شد.

حسین، مى‏پرسد:از امت تو، چه كسانى ما را زیارت خواهند كرد؟

پیامبر فرمود:مرا،و پدر و برادرت و خودت را، جز كسانى از امت راستین من، زیارت نمى‏كند.)(9) در حدیث هم، زیارت ائمه، در ردیف جهاد با دشمنان به حساب آمده است.(10) زیارت حسین، براى تهیدستان، به جاى زیارت حج محسوب مى‏شود و خداوند، پاداش حج را به آنان مى‏دهد.(11) یكى از زنان‏شیعه، به نام ( ام سعید احمسیه ) كه اهل عراق بود و براى زیارت قبور شهداى احد، به مدینه مشرف شده بود، در مدینه، به خدمتكار خود گفت:مركبى براى رفتن به مزار شهدا كرایه كن.

آنگاه،تصمیم گرفت تا آماده شدن مركب، به دیدار فرزند پیامبر، حضرت صادق(ع) برود.

در حالى كه دیداروى با امام در منزل آن حضرت، طول كشیده و كرایه‏چى، معطل گشته بود، خدمتكارش آمد و به ( ام احمسیه ) گفت:مركب، آماده است.

امام صادق(ع) پرسید:چه مركب؟كجا مى‏خواهى بروى؟

آن زن،مى‏گوید:گفتم:سر خاك شهدا، حضرت صادق(ع) فرمود:تعجب از شما مردم عراق است، براى زیارت شهدا، راهى طولانى و سفرى دراز را طى‏مى‏كنید ولى ( سیدالشهدا ) را وا مى‏گذارید و به زیارتش نمى‏روید! گفتم:سید الشهدا كیست؟

فرمود:حسین بن على.

گفتم:من زنى بیش نیستم.

امام:باشد!... براى‏كسى مثل تو، مانعى ندارد كه به زیارتش بروى، آنگاه از ثواب عظیم این زیارت، برایم بیان فرمود.)(12) در مورد زیارت شائقانه‏و عاشقانه كه از یور محبت و شیفتگى انجام گیرد، نیز، احادیثى نقل شده است كه به ذكر دو نمونه اكتفا مى‏شود:

امام صادق(ع) فرمود:

روز قیامت،یك منادى ندا مى‏دهد:( زائران حسین كجایند؟) جمعى بر مى‏خیزند.به آنان گفته مى‏شود:در زیارت حسین، چه مى‏خواستید و چه اراده كردید؟

مى‏گویند:زیارت‏ما، بخاطر محبت به پیامبر و على و فاطمه بود.

به آنان گفته مى‏شود:اینك،این محمد و على و فاطمه و حسین و حسین! پس به آنان بپیوندید.شما در درجات آنان هستید.به پرچم پیامبر ملحق شوید.

آنگاه،آنان، در سایه سار لواى خاصى كه در دست على بن ابى طالب است قرار مى‏گیرند تا وارد بهشت گردند.(13) محبت، انسان را در دنیا به این دودمان، پیوند میدهد.زیارت محبت آمیز هم، در نهایت انسان را در آخرت به خاندان رسالت پیوند میدهد.آشنایى انسانها را در این دنیا با دستگاه‏ولایت و خاندان پیامبر عامل جذب به این ( عروه الوثقى ) است كه در آن دنیا هم ( حبل المتین ) نجات و سعادت خواهد شد.

از امام صادق(ع) روایت شده است كه:

خواستار سكونت در بهشت باید زیارت ( مظلوم ) را رها نكند.

مى‏پرسند:مظلوم كیست؟

مى‏فرماید:حسین است.هر كس با شوق به او و محبت به رسول الله‏و فاطمه و على، او را زیارت كند بر سفره‏هاى بهشتى مهمان اهل بیت خواهد بود.(14) تاءكیدى كه امام، روى عنصر ( مظلومیت ) در زیارت سید الشهدادارد، جاى دقت و تامل است و انگیزه حمایت از مظلوم و احیاء یاد او و سپاس از فداكارى انسانى والا در برابر ظالمان را بیان مى‏كند.

ائمه، در صدد تشویق‏مردم به زیارتند.یعنى ایجاد شوق و رغبت و انگیزه و علاقه،و این اشتیاق، در صورتى فراهم مى‏آید كه آثار یك عمل و نتایج یك اقدام، براى شخص، روشن باشد.

در زیارت كربلا، چه پاداشى مى‏تواند بزرگتر از ( بهشت ) باشد؟

و چه انگیزه‏اى‏قوى‏تر از ( مرضى حق ) بودن، و خشنودى رسول خدا را جذب كردن؟و چه نتیجه اى بالاتر از پیوند با اهل بیت، در دنیا و آخرت؟

پاورقى :

1 - ثواب الاعمال، ص 81.

2 - كامل الزیارت ، ص 183.

3 - همان، ص 164.

4 - بحار الانوار، ج 98 ص 44.

5- بحار الانوار، ج 98 ص 57 و 59 (دو حدیث است، با اندكى اختلاف در تعبیرات).

6 - كامل‏الزیارات، ص 116، بحار الانوار، ج ص 8 و 52.و سائل الشعیه، ج 10 ص 320.

7 - كامل الزیارات، ص 117.

8 - بحار الانوار، ج 97 ص 121.

9 - بحار الانوار، ج 97 ص 119، كامل الزیارات، ص 70.

10 - بحار الانوار، ج 97 ص 124 .

11 - وسائل الشیعه، ج 10 ص 360.

12- همان ص 339، بحار الانوار، ج 98 ص 36 و 71 (با اندكى اختلا و تغیییر در عبارتها).

13 - وسایل الشیعه ج 10 ص 387.

14 - همان.

 

این همه تاكید، چرا؟

علاوه بر پاداش‏زیادتر و تاءكید بیشتر نسبت به زیارت قبر حسین بن على (ع)، از نظر مناسبتهاى زمانى هم آن فوق العادگى، كاملا محسوس است.

همانگونه‏كه شیعیان آن حضرت، در هر مناسبت و مجلس و محفلى - حتى مراسم شادى و جشن هم - از حسین یاد مى‏كنند و یاد او رانمك هر مجلس مى‏دانند، ائمه‏هم نسبت به زیارت او - از دور یا نزدیك - اینگونه اصرار و تاءكید داشته‏اند.

درروایات مربوط به زیارت هم، در هر فرصت و مناسبتى، در تمام ایام‏و فصول سال، در همه حالات سفر و حضر، غم و شادى ، اعیاد و وفیات، شبهاى قدر، مبعث، فطر،نیمه شعبان، غدیر، عاشورا، و ...دستور یه زیارت حسین بن على(ع) داده‏اند.و بیش از همه ائمه و حتى رسول خدا، به زیارت سیدالشهدا تاكید شده است.

اینهابراى چیست؟مى‏توان گفت براى این است كه، عاشوراى حسین و حادثه كربلا، ( سمبل ) است.

همچنانكه مخالفت‏و دشمنى دشمنان هم، بیش او همه، با نام و یاد و مزار مظلوم كربلا بوده است چرا كه كربلا در نظرشان سمبل مقاومت بوده است.

البته بایدبه تاریخ نگاه كرد، تا هم عمق تاءثیر عاشورا را در سرنوشت اسلام‏و مسلمین دریافت، و هم میزان خصومت دشمنان را با این (مزار) و ( تربت )، شناخت.تبلور درخشان خط ائمه، در حركت عاشورا بود و كینه توزى شدید دشمنان حق و اهل بیت هم، در مخالفت با آن حضرت، و اثرات شهادتش انجام مى‏گرفت.حتى سالها بعد از نابودى امویان هم، بخش عظیمى از جامعه، همچنان دچار ضایعات و عوارض و آثار سوء تبلیغات‏و تعلیمات مسمومى بود كه در آن دوره خفقان و در آن ( هزار ماه سیاه ) ایجاد شده بود.

تشویق موكدبه زیارت كربلا، در جهت خنثى كردن و محو نمودن هر چه بیشتر آن ضایعات و سموم بود.

كربلا، از یك سو،سمبل مظلومیت آن پیشوایان عدل بود، و از سویى، مظهر دفاع بزرگ آل على و عترت پیامبر، از اسلام و قرآن، حتى به قیمت جانهاى عزیز و گرانقدرو قتل عامهاى شگفت و هولناك.

توجه و روى‏آوردن به مزار سید الشهدا، در واقع تكرار و یادآورى همه روزه‏و همواره حق و مظلومیت و تكلیف و تعهد بود، تا دلها به آن جهت و آن سو، تمایل پیدا كند و امت اسلام، ( كربلایى ) شود و فكر و ذكر و نشست و برخاست و آغاز و انجام شیعه، همواره ( حسینى ) گردد.

خداونداگر براى زیارت كربلاى حسین، پاداش هزار حج و عمره مى‏دهد، چون حج هم به بركت عاشورا باقى مانده است.حج را هم حسین زنده كرد.حیات اسلام در سایه خون پاك شهیدان كربلا بود.اگر نامى و سخنى از پیامبر و كعبه و قبله و وى و دین و قرآن مانده است، به بركت وجود حسین و خون و شهادت اوست.

اسلام، مدیون‏سید الشهداء است.از اینجاست كه مى‏گوییم:كربلا، همه چیز ماست، چون اساس دین را حفظ كرد.

مگر نه اینكه‏امویان، كمر به هدم اسلام بسته بودند؟! مگر نه اینكه برنامه‏هاى ضد اسلام رجعت طلبان، در راستاى ارزشهاى جاهلى، یكى پس از دیگرى احیا مى‏شد؟مگر نه اینكه آل امیه، اسلام را به بازیچه گرفته بودند و خلافت اسلام را همچون توپى میان خود دست به دست مى‏گرداند؟! مگر نه اینكه حسین بن على فرمود:

در شرایطى كه‏امت اسلامى به والى و زمامدار ناپاك و نالایقى همچون ( یزید ) گرفتار شده است، ( فعلى الاسلام السلام ) باید با اسلام خداحافظى كرد و با دین، بدرود گفت؟! بنابر این، حركت عاشورا، پیش از آنكه یك نهضت شیعى و در جهت احیاى حق آل محمد باشد، یك حركت اسلامى و براى نجات دین خدا بود، كه در آستانه زوال و نیستى قرار داشت.

پس كربلا، تنها مربوط‏به شیعیان نیست، بلكه قبله گاه همه مسلمین است، چرا كه فسق علنى یزید و بدعتها و تحریفها و ستمها و اسلام زدایى‏هاى بنى‏امیه،ازنظر اهل سنت هم مطرود و محكوم است و ایستادن در مقابل آن رجعت فاحش یك عمل ارزشمند!... سخن خود حسین، این بود كه اگر استوارى و استقامت دین جدم با مرگ من است، پس:اى تیغها بیاییدفر فرق من فرود...ان كان دین محمد لا یستقم الا بقتلى یا سیوف خذینى.

آن همه تاءكید،براى آن است كه حسین، اسلام را زنده كرد و خون او، بقاء دین را بیمه نمود.و .... پیامبر، در وجود حسین، تداوم یافت.

حدیث معروف:

( حسین‏منى و انا من حسین ) شاید یكى از معانى‏اش این باشد كه همچنانكه حسین از من است، من هم از حسینم، یعنى اگر نام من و دینم و كتاب آسمانى‏ام، حیات وابدیت یافته است.به بركت حسین است و من نیز از حسینم.

پس، چون‏كربلاى حسین، مظهر و سمبل و اسوه است، مزار او نیز چنین است و زیارت قبرش هم، بیش از همه مورد سفارش پیشوایان دین است.

 

با استفاده از كتاب :كربلا كعبه دلها - اثر:جواد محدثى.

aviny.com





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، ماه محرم، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، حضرت رقیه(س)، حضرت ابوالفضل(ع)، تولی و تبری، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت زینب سلام الله علیها، اربعین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1 آذر 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

زیارت امام حسین (ع )

مرحوم سید بن طاووس رضوان اللّه تعالى علیه نقل نموده از محمد بن داود كه گفت : همسایه اى داشتم معروف به على بن محمد بود كه ایشان برایم گفت من از ایام جوانى هرماه بزیارت حضرت امام حسین (ع ) میرفتم تا اینكه سن من بالا رفت و نیروى جسمیم ضعیف شد و یك چند وقتى زیارت را ترك كردم ، پس از مدتى بقصد زیارت پیاده حركت كردم پس از چند روز بكربلا رسیدم و بزیارت آقا امام حسین (ع ) نائل شدم و دو ركعت نماز بجا آوردم و بعد از زیارت و نماز از فرط خستگى راه كنار حرم خوابم برد. در عالم خواب دیدم مشرف شدم خدمت آقاى خودم ابى عبداللّه الحسین (ع ) حضرت رویشان را به بنده كرد و فرمود: اى على چرا به من جفا كردى با اینكه نسبت بمن خوبى و نیكى مى كردى ؟ عرضكردم : اى سیدى اى آقاى من بدنم ضعیف شده و توانایى خود را ازدست دادم و توان آمدن ندارم و چون فهمیده ام آخر عمرم است و با آن حالى كه داشتم این چند روز راه را به عشق شما بزیارت آمدم و روایتى از شما شنیدم دوست داشتم آن را از خود شما بشنوم . حضرت فرمود آن روایت رابگو: گفتم چنین نقل شده كه (قال من زارنى فى حیوتى زرته بعد وفاته ) هر كه مرا در حال حیاتش ‍ زیارت كند و بزیارت من نائل گردد من هم بعد از وفاتش او را زیارت میكنم و بزیارت او مى آیم حضرت فرمود بله من گفته ام ، حتى اگر او را (زیارت كننده ام را) در آتش ببینم نجاتش خواهم داد. (1)
مقصود ما از كعبه و بتخانه كوى تست
رجارویم روى دل ما بسوى تست
این بس بود شگفت كه جاى تودردلست
وین دل هنوز درطلب جستجوى تست
خوانند دیگران بزبان ،مرا
گرتوراكام وزبان ودل
همه درگفتگوى تست
گفتى بوقت مرگ نهم پاى برسرت
جانم بلب رسیده و درآرزوى تست


1- زندگانى عشق ، 185، نقل داراالسلام نورى ، 2، ص 138





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، تاریخ اسلام، تولی و تبری، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بزرگ‌ترین همایش جهان؛
بزرگ‌ترین همایش و پیاده‌روی جهان که هر ساله در آستانه روز اربعین شهادت امام حسین (ع) در مسیر نجف اشرف تا کربلای معلی انجام می‌شود، چنان مردم عراق از سنی و شیعه و مسیحی را گرد هم می‌آورد که گویی اعتقادشان این است که همه در برابر عظمت حضرت حسین علیه‌السلام با هم برابرند.

مشرق- در جهان آشفته امروز، زمانی که سیاستمداران به دنبال تسلط بر جهان و اشاعه دشمنی در سراسر دنیا هستند، مردم در عراق از گروه های مختلف قومی و مذهبی، سرود وحدت سر می‌دهند و در کنار هم به خوبی زندگی می‌کنند. هر سال در روز اربعین، میلیون ها نفر از مردم عراق برای زیارت به حرم مطهر امام حسین (ع) در کربلا می‌آیند و به برگزاری عزاداری می‌پردازند. در حالی که آنها برای این سفر طولانی خود را آماده می‌کنند، بسیاری از مردم دیگر هم در کنار جاده‌ها آماده استقبال از زائرین امام حسین (ع) با مواد غذایی و نوشیدنی هستند. همه عراقی‌ها، صرف‌نظر از قومیت و یا مذهب خود، این را افتخار بزرگی برای خود می‌دانند که بتوانند به زائرین حرم امام حسین (ع) خدمات بدهند. این گزارش نشان خواهد داد که چگونه امام سوم شیعیان، وحدت و دوستی را برای سرزمینی به ارمغان آورده است که به دست آمریکایی‌ها در سال 2003 به یک کشور چند تکه تبدیل شد.

اربعین
بزرگترین راه‌پیمایی جهان در روز اربعین امام حسین (ع) انجام می‌شود

بزرگترین راهپیمایی جهان، در روز اربعین به مناسبت چهلمین روز وفات امام سوم شیعیان صورت می‌گیرد. مردم با هدف رسیدن به مقبره امام حسین (ع) در کربلا وارد این راهپیمایی می‌شوند. هیچ نهادی سازماندهی این راهپیمایی را به عهده ندارد. فقط از خود گذشتگی و اعتقادات قوی مردم شیعه در جنوب عراق است که به چنین نمایش بزرگی از قدرت فرهنگی و سیاسی تبدیل می‌شود، قدرتی که هیچ قدرت دیگری در جهان نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. هیچ سازمان و یا دولتی نمی تواند محل اقامت و امکانات برای بیش از 17 میلیون زائری فراهم کند که در انتهای سفری صدها کیلومتری و 20 روزه از میان بیابان ها به مرقد امام حسین (ع) می‌رسند. با این حال، سازماندهی چنین کار پیچیده‌ای به بهترین نحو ممکن و به سادگی توسط مردم عادی در عراق صورت می‌گیرد: واحدهای سازماندهی‌نشده‌ای که بزرگ‌ترین گردهمایی دنیا را سازمان‌دهی می‌کنند. چنین فرهنگی از سخاوت و سعه صدر در هر مذهب و ملتی، استثنایی و دلیلی برای غرور و افتخار است. خوشبختانه، این افتخار مختص شیعیان و پیروان امام حسین (ع) است.

بصره یکی از بزرگترین شهرهای جنوب عراق است. در شب، پخش صدای اذان از مسجد، نشان‌دهنده اکثریت مسلمان در این شهر است. اگر هم یکشنبه شب وارد این شهر بشوید، صدای ناقوس کلیسای "سنت ماری" شما را از وجود اقلیت مسیحی مطلع می‌کند. صدای دوست‌داشتنی دعای مسیحیان و اذان مسلمانان، نشانه ای از وحدت بین گروه های مختلف قومی و مذهبی در بصره است. اما این ملودی عشق و اتحاد، هرگز به گوش تکفیری‌های متعصب نرسید. دکتر "سعد پطرس" یک شهروند مسیحی است که معتقد است بحران تکفیری‌ها توسط کشورهای استعمارگر وارد عراق شده است، کسانی که مایل به دیدن یک عراق مستقل و قوی نیستند. برادران شیعه "سعد" بارها از او به دلیل تلاش‌هایش جهت خاموش کردن این دشمنی کورکورانه، تقدیر کرده‌اند.

اربعین
"دکتر سعد متی پطرس"

پطرس هدیه‌ای را نشان می‌دهد که از مؤسسه "نبأ العظیم" دریافت کرده است و می‌گوید: "این هدیه را به من داده‌اند، چون علی‌رغم مسیحی بودنم، در عزاداری امام حسین (ع) شرکت کرده‌ام. ما سه سال است که تولد حضرت مسیح را جشن نگرفته‌ایم، چون مصادف شده است با ماه محرم. به خاطر تلاش‌هایم برای ایجاد وحدت میان مسلمانان و مسیحیان این هدیه را دریافت کرده‌ام."

کارکنان سنی و مسیحی و صابئی نیز همراه با کارگران شیعه در تأسیسات اصلی تصفیه آب در بصره در کنار یکدیگر کار می‌کنند. درست است که گاه بحث‌های مذهبی جدی با یک‌دیگر هم دارند، اما همه آنها درباره خدمت رساندن به زائران امام حسین (ع) عقیده یکسانی دارند. "موکب عیسی بن مریم" به گروهی از مسلمانان یا مسیحیان و یا صابئی‌ها یا سنی تعلق ندارد. کار در این موکب به هیچ به گروه‌های مذهبی محدود نمی‌شود. مسیحیان، مسلمانان و صابئی‌ها با هم تصمیم گرفتند تا موکب را برای خدمت به زائران امام حسین (ع) بسازند. البته بیشتر اعضای این موکب، مسیحی هستند.

پطرس درباره ارتباط خود با امام حسین (ع) می‌گوید: "شما شیعیان چه رابطه‌ای با امام حسین (ع) دارید؟ دوستی و برادری بین یک مسیحی و امام حسین (ع) را چگونه می‌‌توان تعریف کرد؟ چگونه می‌‌توان شهادت امام حسین (ع) را با درد و رنج های حضرت مسیح مقایسه کرد؟ شباهت‌های بسیاری با هم دارند. هنگامی که یکی از راهبان مسیحی سر بریده امام حسین (ع) را دید، به شیعیان اعتراض کرد و گفت: چگونه می‌تواند با امام خود این‌گونه برخورد کنید؟" وی ادامه می‌دهد: "شباهت‌های بسیاری بین اعتقادات ما و نهضت امام حسین (ع) وجود دارد. به همین دلیل یک مسیحی مانند "وهاب النصرانی" به کمک امام حسین (ع) رفت. این یک افتخار بزرگ برای من است که بسیاری از مسیحیان در عراق همراه امام حسین بوده‌اند. کار امروز ما هم در ادامه دوستی بین ما در گذشته است."

اربعین
موکب عیسی بن مریم: "خدمت به حسین برای ما شرافت است"

شیخ "علا ساحر" یک شهروند شیعه و مهندس الکترونیک در تأسیسات تصفیه آب بصره است. وی معتقد است: "ارتباط میان شیعیان و مسیحیان ریشه در تاریخ اتفاقاتی دارد که در کربلا افتاد. اولین شاهد این ارتباط وهاب النصرانی است که یکی از مشهورترین شهدای کربلاست. شاهد دوم هم راهبی است که سر بریده امام حسین (ع) را در یک صومعه در نزدیکی شهر حلب شسته است." شیخ علا می‌گوید: "من اعتقاد دارم که هر فردی صرف‌نظر از مذهب خود می‌تواند به امام حسین (ع) خدمت کند. امام حسین (ع) فقط متعلق به شیعیان، یا ایرانی‌ها و یا عراقی‌ها نیست. امام حسین (ع) متعلق به همه مردم جهان است. حتی اگر یک یهودی تصمیم بگیرد به امام حسین (ع) خدمت کند، ما او را با آغوش باز می‌پذیریم. می‌تواند به این‌جا بیاید و به زائرین امام حسین (ع) خدمت کند. افرادی که در خدمت امام حسین (ع) هستند، حتماً او را به خوبی می‌شناسند. می‌دانند که امام حسین (ع) کیست و از کجا آمده است. امام حسین (ع) فقط متعلق به من یا شما نیست، او به تمام جهان تعلق دارد."

پطرس درباره ابراز علاقه و عشق شیعیان به امام حسین (ع) می‌گوید: "این عشق به امام حسین (ع) واقعاً شگفت انگیز است. من به عنوان یک مسیحی این حرف را می‌زنم و مطمئن هستم که سنی‌ها و صابئی‌ها هم با من هم‌عقیده هستند. من واقعا نمی‌توانم این عشق را در قالب کلمات بیان کنم. به عنوان یک مسیحی، به آن‌چه شما انجام می‌دهید افتخار می‌کنم. فکر نمی‌کنم چنین فرهنگی را بتوانید در هیچ کشور دیگری جز عراق پیدا کنید." این شهروند مسیحی در ادامه می‌گوید: "اینجا حتی مردم فقیر هم چیزی برای تقدیم کردن دارند. این نشانه‌ای از عشق مردم به امام حسین (ع) است. من کشورهای دیگر را هم مورد بررسی قرار داده‌ام و به بسیاری از این کشورها سفر کرده‌ام. اما این فرهنگ عراقی‌ها در خدمت به زائرین امام حسین (ع) را در هیچ نقطه دیگری ندیده‌ام. این همان چیزی است که ما به آن افتخار می‌کنیم. به عنوان یک مسیحی، من به برادران شیعه‌ام افتخار می‌کنم. وقتی می‌بینم چگونه به زائرین خدمت می‌کنند، احساس غرور می‌کنم. وقتی که می‌بینم چگونه به زائران التماس می‌کنند تا از غذای آن‌ها بخورند، و آب از آن‌ها بگیرند، احساس غرور می‌کنم."

اربعین
شمع‌های عزای امام حسین (ع) مقابل مجسمه حضرت مریم (س) در عبادتگاه مسیحیان

این کلمات را نه یک مسلمان و نه یک شیعه، بلکه یک مسیحی می‌گوید. اما این افراد هم آن‌قدر امام حسین (ع) را دوست دارند و به زائران او احترام می‌گذارند که هر روز هدیه‌ای برای این زائرین آماده می‌کنند. در طول این 20 روز پیاده‌روی، خود را متعهد به خدمت به زائران در یکی از موکب‌های سر راه می‌کنند. در بازار میوه بصره یک سنت جالب در معاملات وجود دارد. اگر برای خدمت به زائران امام حسین (ع) چیزی بخرید به شما تخفیف‌های ویژه می‌دهند تا در خدمت به زائران مشارکت داشته باشند.

ساخت طلا و جواهر یکی از ظریف‌ترین هنرهای جهان است. صابئی‌ها در این زمینه بسیار ماهر هستند به طوری که صابئی‌های ایران، عراق و سوریه همواره از بهترین کارشناسان در تجارت طلا بوده‌اند. فروشگاه "ابو نصار" که یک صابئی ساکن عراق است، در این روزها کسب و کار خوبی ندارد، چرا که زمان عزاداری امام حسین (ع) شده است و هیچ‌کس مهمانی و عروسی و مراسم شادی ندارد. ابو نصار هر روز در حدود ساعت 10 صبح، دستیار خود را مسئول فروشگاه می‌کند و خودش به موکب حضرت رقیه می‌رود، جایی که همسر و دختر او وقت خود را صرف کمک به دیگر زنان شیعه برای پخت غذای زائران امام حسین (ع) می‌کنند. هزاران نفر از مردم که خود را صابئی یا مندائی می‌نامند، در عراق و در مجاورت رودخانه‌های دجله و فرات و همچنین در استان خوزستان ایران، در مجاورت رودخانه‌های اروند و کارون زندگی می‌کنند. آن‌ها زبان و الفبای خود را دارند که شاخه‌ای از زبان سریانی است. همچنین اعتقادات و کتاب مقدس خود را هم دارند و خود را پیرو حضرت یحی بن زکریا می‌دانند.

"ابو کمیل" یکی دیگر از شهروندان عراقی است که در نزدیکی خانه "مؤید صالح سعید" یکی از سران قبیله صابئی‌ها، زندگی می‌کند. سعید معروف به ابو علی شده است، چون نام پسرش را علی گذاشته است. وی وقتی مقایسه‌ای بین دین خود با تشیع انجام می‌دهد، می‌گوید: "همان سختی‌هایی که برای زکریا رخ داده، برای امام حسین (ع) اتفاق افتاد. به همین دلیل ما امام حسین (ع) را برادر خودمان می‌دانیم." از طرفی، ابو علی درباره ابوکمیل می‌گوید که او تمام ثروت خود را برای خدمت به زائرین حسینی صرف کرده است.

اربعین
زنی عراقی به زائرین امام حسین (ع) لیوان آب تعارف می‌کند

خود ابو کمیل درباره داستان زندگی‌اش می‌گوید: "من سال گذشته برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد رفتم. می‌خواستم بدانم که چگونه می‌توانم چنین افتخار بزرگی را که نصیبم شده بود، شکر کنم. همان‌جا نذر کردم سال آینده هر غذایی را که زائران پیاده اربعین حسینی می‌خواستند، برایشان آماده کنم، هرچه که می‌خواستند. تصمیم گرفتم انواع غذاها را آماده کنم و سپس به زائران بگویم: "چه غذایی میل دارید؟ گوشت گوسفند؟ ماهی؟ مرغ؟ خورش بامیه؟ خورش قیمه؟ انواع غذاها هست. این ماهی تازه است. جوجه کباب هم برای شما آماده کرده‌ام. لطفاً با من بیایید. گوشت مرغ برایتان کباب کرده‌ام. جوجه کباب و گوشت و ماهی هم هست. ما در خدمت شما هستیم. بنشینید و یک دقیقه استراحت کنید. اجازه دهید ما در خدمت شما باشیم. من خودم در خدمت شما هستم. خوش آمدید. بفرمایید."

ابو کمیل به بخشی از رؤیای خود رسید و موفق شد چندین غذا برای زائران فراهم کند. مشکل او این است که مردم بی‌شماری مانند او هستند که می‌خواهند به زائران خدمت کنند. اگر چه راه طولانی است و تعداد زائران چندین میلیون نفر، اما سخاوت امام حسین (ع) آن‌قدر بزرگ است که این خادمین هستند که به زائران التماس می‌کنند تا از غذایی که آن‌ها آماده کرده‌اند، بخورند. چنین فرهنگی از سخاوت و سعه صدر در هیچ مذهب و ملتی مشابه ندارد و مایه غرور و افتخار مردم عراق است. ابو کمیل درباره انگیزه‌اش از خدمت به زائرین امام حسین (ع) می‌گوید: "این کار به طرز شگفت‌انگیزی شیرین است. من معتقدم هر کسی که طعم و مزه آن را بچشد، هرگز نمی تواند آن را رها کند. این کار بخشی از زندگی او می‌شود. حتی اگر هیچ چیزی هم نداشته باشد پول قرض می‌کند و این کار را انجام می‌دهد. اگر شده طلاهای خود را هم می‌فروشد. فقط من نیستم. اینجا همه مانند من هستند. تمام طول جاده 500 کیلومتری از بصره تا کربلا، پر از موکب‌هایی است که مملو از جمعیت هستند."

بسیاری از مردم هستند که همه دارایی خود را در این راه می‌گذارند، اما ابو کمیل معتقد است هرچه هم که خرج کنید، باز هم کم گذاشته‌اید. خانه ابو کمیل سه سال است که "در حال تکمیل" است، اما هر بار که می‌خواهد تکمیل شود، اتفاقی می‌افتد. سال اول، زمانی که حفاری انجام شد، ابو کمیل تمام میلگردها و کیسه‌های سیمانی را که خریده بود، فروخت و درآمد آن را برای زائران امام حسین (ع) خرج کرد. امسال، ماشینش و تمام تیرآهن‌های خانه را فروخت و خرج مهمان‌هایش کرد.

اربعین
هرکس می‌خواهد سهمی در خدمت به زائرین داشته باشد، حتی به اندازه تعارف یک دستمال

ابو کمیل اتاقک کوچکی را نشان می‌دهد و می‌گوید: "این حسینیه ماست که مساحتش 12 متر مربع است. حسینیه را رو به حرم امام رضا (ع) ساخته‌ایم. یک آشپزخانه ویژه برای آن خواهیم ساخت. یک باغچه هم کنارش ساخته‌ایم تا در ایام محرم، یک چادر رویش بکشیم و جای بیش‌تری برای حسینیه داشته باشیم." وی ادامه می‌دهد: "ما در حال حاضر هیچ پولی نداریم. من تمام پولم را خرج زائرین کرده‌ام. همه به من می‌گویند کار خانه‌ام هرگز به پایان نخواهد رسید، به دلیل این که مراسم‌های مذهبی هیچ وقت تمام نمی‌شوند. اما مشکلی نیست. بالأخره خانه را می‌سازم. برای من مهم نیست که در چه خانه‌ای زندگی می‌کنم، اما آرزو می‌کنم بتوانم یک خانه بزرگ بسازم. می‌دانید چرا به دنبال ساختن یک خانه لوکس هستم؟ دلیلش این نیست که شخص مهمی هستم و یا می‌خواهم یک خانه بزرگ برای خودم داشته باشم. دلیش این است که می‌خواهم بتوانم خانه‌ام را در خدمت زائرین امام حسین (ع) بگذارم. می‌خواهم مهمانان امام حسین (ع) را در خانه‌ام جا بدهم. باید بهترین مکان را برای زائرین فراهم کنم." ابو کمیل اگرچه ریش‌سفید قبیله خود است، اما وقتی موضوع زائرین امام حسین (ع) پیش می‌آید، جایگاه خود را به کلی کنار می‌گذارد. کسی که بزرگ‌ترین اختلافات افراد قبیله‌اش تنها با چند کلمه حرف زدن او و به احترام او به راحتی حل می‌شود، وقتی به زائرین اربعین خدمات می‌دهد از بقیه مردم قابل تمایز نیست.

این شیخ قبیله عراقی می‌گوید: "من هنگام خدمت‌رسانی به زائرین، چفیه و عقال (لباس‌های معمول شیخ قبیله) نمی‌‌پوشم. درست نیست این کار را بکنم. من این‌جا یک خدمتکار هستم، نه یک شیخ قبیله. در طول محرم و صفر فقط لباس‌های کارم را می‌پوشم. برادرم احمد را که اعتماد زیادی به او دارم، مسئول حل مشکلات مردم کرده‌ام."

اربعین
مردان عراقی مشغول تهیه غذا برای زائرین اربعین هستند

ابو علی می‌گوید: "ستون ایمان، عشق به خداست. هنگامی که شما این عشق را داشته باشید، به هیچ چیز دیگری نیاز ندارید. چه کسی می‌تواند به چنین سطحس از عشق برسد؟ یک نفر در هر هزار نفر. کسانی که در اعتقادات خود استثنایی باشند. کسی مثل امام حسین (ع)، آن مرد خالصی که برای احیای امر به معروف و نهی از منکر و برای مبارزه علیه استبداد و سرکوب قیام کرد. اگر ما در آن زمان در کربلا بودیم، ما هم به او کمک می‌کردیم و در کنار او می‌جنگیدیم. از آنجا که او برای آرمان‌های بزرگی مثل عشق و صلح مبارزه می‌کرد. کشتن نوزاد امام حسین (ع) نهایت ظلم و بی‌احترامی به تمام ارزش‌های زمینی و آسمانی بود. کشتن آن نوزاد در اسلام به مثابه ارتداد بود. نه تنها در اسلام بلکه در هر دین دیگری!"

صرف‌نظر از این‌که چند نفر هر سال به کربلا می‌آیند، برای تک‌تک این افراد جای خواب فراهم است. حتی اگر تمام هتل‌ها پر شود و هیچ مسافرخانه‌ای تخت خالی نداشته باشد، باز هم بسیاری از مردم در خانه‌های خود را به روی زائران بازمی‌کنند و افتخارشان این است که بتوانند به آن‌ها خدمت کنند.

یکی از این خدمت‌گذاران می‌گوید: "کاری که ما می‌کنیم هیچ است. بسیار اندک است. اگر امام حسین (ع) نبود، ما هرگز عاشق خدا و پیامبر و دینمان نمی‌شدیم. خدمت به امام حسین (ع) افتخار بزرگی است و هر کسی نمی‌تواند بگوید که خدمتگذار امام حسین (ع) است. ابوالفضل العباس خدمتگذار امام حسین (ع) بود. حبیب ابن مظاهر خدمتگذار امام حسین (ع) بود. افرادی مثل من خدمتگذاران خدمتگذاران امام حسین (ع) هستند. شاید خداوند به برکت آن‌ها به زندگی ما هم برکت عطا کند. "

1400 سال پیش زمانی که دشمنان امام حسین (ع)، در این سرزمین به نوه پیامبر (ص) اهانت کردند، تصور می‌کردند که پیروز شده‌اند، اما خداوند امام حسین (ع) را در طول قرن‌های بعد آن‌قدر عزیز کرد که آن‌چه در روز اربعین اتفاق می‌افتد، تنها نقطه‌ای از عزت امام حسین (ع) است.

اربعین
زائرین امام حسین (ع)، پیاده رهسپار کربلا شده‌اند

"سید هشام" یک شهروند دیگر عراقی است که درباره آن‌چه از پدرش آموخته است این‌گونه توضیح می‌دهد: "مهم‌ترین چیزی که من از پدرم آموخته‌ام، خدمت به امام حسین (ع) بود. پدر من در زمانی زندگی می‌کرد که صدام زبان مردم را می‌برید. با این حال، پدر من همیشه در مورد مسائل سیاسی پشت تریبون‌های مختلف صحبت می‌کرد. جای تعجب دارد که هنوز هم زنده است، چون بارها جانش در معرض خطر قرار گرفته بود. در قالب اقدامات سیاسی خطرناک و فعالیت‌های جهادی، به طور مستقیم علیه صدام کار می‌کرد." وی ادامه می‌دهد: "خدا را شکر می‌کنم که پس از این همه سال فعالیت سیاسی، هنوز هم پدرم با دشمنان اهل بیت می‌جنگد. جنگ امروز علیه تروریست‌ها و وهابی‌هاست. سلاح‌های امروز، همین کفگیرها و دیگ‌هایی هستند که در آن‌ها برای زائرین امام حسین (ع) غذا می‌پزیم. ما داریم با این وسایل ساده با دشمنان امام حسین (ع) می‌جنگیم. به عقیده من که این کار، وظیفه‌ای پرافتخار است. جنگ، جنگی بسیار جدی است."

"سید کاظم" پدر "سید هاشم" می‌گوید: "من بالا و پایین زندگی را دیده‌ام. با بسیاری از مقامات سیاسی دنیا دیدار کرده‌ام و حتی دولت‌های مختلف رسماً در کشورهایشان از من استقبال کرده‌اند. اما خدا و امام حسین (ع) شاهد هستند که من اعتقاد دارم هیچ چیز در این دنیا لذت‌بخش‌تر از خدمت به زائران حرم امام حسین (ع) نیست. این خدمت آن‌قدر شیرین است که از هر آن‌چه تا کنون انجام داده‌ام و این لذت در آن نبوده است، پشیمان هستم." "سید هاشم" چیز دیگری را هم که از پدرش آموخته به پسر خودش "سید هشام" یاد داده است. می‌گوید: "شعری را به او یاد داده‌ام که بیت اولش این است: اگر اشک دارید، آن را برای خاک کربلا بریزید که تشنه است؛ بیایید داغ کسانی را آرام کنیم و هنوز هم تشنه‌اند."

1400 سال پیش زمانی که دشمنان امام حسین (ع)، در این سرزمین به سبط پیامبر (ص) اهانت کردند، تصور می‌کردند که پیروز شده‌اند، اما خداوند امام حسین (ع) را در طول قرن‌های بعد آن‌قدر عزیز کرد که آن‌چه در روز اربعین اتفاق می‌افتد، تنها نقطه‌ای از عزت امام حسین (ع) است.

دانلود

دانلود

دانلود


وجود چنین وب‌سایت یا اپلیکیشنی نه تنها در مورد راه‌پیمایی چند ده میلیونی اربعین می‌تواند بسیار مفید است بلکه می‌تواند در طول سال، تشرف مسلمانان به شهرهای زیارتی در کشورهای مختلف از جمله ایران را روی نقشه جانمایی کرده و نشان دهد که زائران کدام شهرهای زیارتی، از کدام شهر و کشور و با چه فراوانی‌ای سفر می‌کنند.
اپلیکیشنی برای راهپیمایی میلیونی اربعین // در حال ویرایش
مشرق- در مراسم پیاده روی اربعین حسینی سال گذشته، به اعتبار خبر وزارت گردشگری عراق، 20 میلیون و 700 هزار نفر از شیعیان و اهل تسنن و مسیحیان شرکت داشته‌اند. این آمار که به صورت رسمی است و غیر رسمی منتشر شده، علی رغم تهدیدات تروریستی است که تکفیری‌ها برای کاهش جمعیت در این مراسم داشته‌اند منتشر شده است.

اگر چه در دو سال گذشته جمعیت این راهپیمایی بزرگ به بیش از 16 میلیون نفر رسید؛ اما تهدیدات تروریستی سال 92 نه تنها از این خیل عظیم نکاست، بلکه به 20 میلیون و 700 هزار نفر افزایش یافت. این در حالی است که به گفته ویکی‌پدیا بر اساس آمار غیر رسمی، (احتمالا بر اساس برآورد ماهواره‌ای) جمعیت حاضر در این اجتماع بزرگ 25 تا 30 میلیون نفر تخمین زده شده است.

ویکی پدیا از آن به عنوان "عظیم ترین تجمع صلح آمیز جهان" نام برد. اگر چه با فشار صهیونیست ها بلافاصله صفحه پیاده روی اربعین را از صفحات خود حذف نمود.

با این وجود تنها شبکه‌های خبری شیعیان به پوشش آن می‌پردازند و این مراسم عظیم با تیغ سانسور شبکه‌های خبری جهان مواجه می‌شود. علیرغم بی‌نظیر بودن این راهپیمایی، رسانه‌‌های آمریکایی و صهیونیستی این راهپیمایی را به طور کامل سانسور کرده و اشاره‌‌ای به آن نمی‌کنند. حتی شبکه‌های منطقه‌ای نظیر الجزیره و رسانه‌‌های دولتی وابسته به رژیم سعودی و رژیم بحرین، از زیرنویس آن هم دریغ کردند.

اپلیکیشنی برای راهپیمایی میلیونی اربعین // در حال ویرایش

از سوی دیگر اما مردم چین در آغاز سال نو چینی سفرهای خود را آغاز می‌کنند و به شهرهای اجدادی‌شان بازمی‌گردند. تعداد سفرهایی که در طول این مدت انجام می‌شود آنقدر زیاد است که این مدت سفرهای چینی، عنوان بزرگ‌ترین سفرهای سالیانه جهان را به خود اختصاص داده‌اند.

موتور جستجوی قدرتمند چینی، بَیدو، نقشه‌ای را منتشر کرده است که هر هشت ساعت به‌روز شده و تراکم سفرهای مردم چین در مسیرهای مختلف را همراه با جزئیات اطلاعات آن نشان می‌دهد.

سخن‌گوی موتور جستجوی چینی بیدو در این باره می‌گوید این اطلاعات روزانه از میان 5 میلیارد جانمایی جستجوهای انجام شده توسط افراد مختلف در سراسر چین به دست آمده است.

اربعین

حال با توجه به نزدیک بودن برگزاری مجدد این راهپیمایی چند ده‌میلیونی که احتمالا امسال پرشورتر و شلوغ‌تر از سال‌های گذشته خواهد بود، به علاقمندان پیشنهاد می‌شود وب‌سایت یا اپلیکیشنی شبیه به آنچه که چین اکنون راه‌اندازی کرده است، راه‌اندازی کنند تا به صورت آنلاین، میزان سفرهای شیعیان، اهل تسنن و مسیحیانی که در ایام اربعین حسینی به عراق سفر می‌کنند مشخص شود.

ضمن آنکه وجود چنین وب‌سایت یا اپلیکیشنی نه تنها در مورد راه‌پیمایی چند ده میلیونی اربعین می‌تواند بسیار مفید است بلکه می‌تواند در طول سال، تشرف مسلمانان به شهرهای زیارتی در کشورهای مختلف از جمله ایران را روی نقشه جانمایی کرده و نشان دهد که زائران کدام شهرهای زیارتی، از کدام شهر و کشور و با چه فراوانی‌ای هستند.

اطلاعاتی که از این وب‌سایت به دست خواهد آمد، غیر از جنبه تبلیغاتی، می‌تواند برای سازمان گردش‌گری، هتل‌ها، پلیس، شهرداری‌ها، مترجمین، اهالی فرهنگ و بسیاری اقشار مسئول دیگر که هر نوع رابطه‌ای با مسئله توریسم و مسائل اجتماعی و فرهنگی دارند تا حد بسیار زیادی مفید فایده و درنتیجه ذی‌قیمت باشد؛ که همین ذی‌قیمت بودن نیز دلیلی است بر انجام هرچه سریعتر این کار.




نوع مطلب : تربت کربلا و معجزات امام حسین، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، اربعین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شیخ رجبعلی خیاط به همراه شیخ حسن تزودی در امامزاده صالح تهران نشسته بودند که جناب شیخ می گوید :
【« یالَیتَنی كُنتُ مَعَكَ فَاَفوُزُ مَعَكَ فَوزاً عَظیما» ؛】
حسین جان،
ای كاش روز عاشورا در كربلا بودم
و در ركاب شما به شهادت می رسیدم.

وقتی اینگونه آرزو می كند، می بینند هوا ابری شد
ویك تكه ابر بالای سر آنهاقرارگرفت
و شروع كرد به باریدن تگرگ.

شیخ رجبعلی خیاط فرار می كند و به امامزاده پناه می برد.
وقتی بارش تگرگ تمام می شود، شیخ از امامزاده بیرون می آید و برایش مكاشفه زیبایی رخ می دهد.
او امام حسین ع را زیارت می كند و حضرت به او می فرمایند:
شیخ رجبعلی !
روز عاشورا مثل این تگرگ تیر به جانب من و یارانم می بارید؛ ولی هیچ كدام جا خالی نكردند ...
و در برابر تیرها مقاوم و راست قامت ایستادند،
دیدی كه چگونه از دست این تگرگ ها فرار كردی.
مگر می شود هركسی ادعای عشق والا را داشته باشد؟

┘◄ کتاب طوبای کربلا ... صفحه 141.


هنرى لیونر (فقیه دینى اسرائیل) : ما با طراحى پیامهاى فارسى و آوردن نام پیامبر و ائمه درپیامها مینویسیم آنرا براى ١٠ نفر بفرست تا معجزه ببینى !
با گذشت زمان مسلمانان میبینند خبرى از معجزه نیست پس آنرا خرافات تلقى كرده و اینگونه ایمانشان را كم كم ازدست میدهند!

منبع : سایت تبیان

البته این کار توسط وهابیت نیز انجام می شو
د



نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، ظهور و آخرالزمان، ولایت و امامت، فرقه های انحرافی، تاریخ اسلام، تولی و تبری، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وقتی مرده ای با امام حسین(ع) صحبت می کند

امام (ع) فرمود بلند شوید تا بسراغ او برویم. همگی برخاستیم و به همراه امام (ع) به منزلی رسیدیم كه مادر او در آن فوت كرده بود. امام (ع) مشرف بر منزل گردید و دعا كرد تا خداوند او را زنده كند تا آنچه می خواهد وصیت كند.

وقتی مرده ای با امام حسین(ع) صحبت می کند

به گزارش افکارنیوز، راوی گوید نزد امام حسین (ع) نشسته بودیم كه جوانی با حال گریه وارد شد. امام (ع) به او فرمود چرا گریه می كنی؟ او در پاسخ گفت مادرم در همین ساعت فوت كرد و وصیتی هم نكرده است. او دارای اموالی است و به من فرموده است كمترین اقدامی درباره اموالش نداشته باشم تا اینكه خبر فوتش را به شما برسانم.

امام (ع) فرمود بلند شوید تا بسراغ او برویم. همگی برخاستیم و به همراه امام (ع) به منزلی رسیدیم كه مادر او در آن فوت كرده بود. امام (ع) مشرف بر منزل گردید و دعا كرد تا خداوند او را زنده كند تا آنچه می خواهد وصیت كند. خداوند او را به دعای حضرت زنده كرد و در حالی كه می نشست شهادتین می گفت آنگاه به امام حسین نگاه كرد و عرض كرد داخل شو ای مولای من و مرا به امر خود فرمان ده.

حضرت وارد شد و با بالش نشست و به آن زن گفت وصیت كن! خدا تو را رحمت كند.

گفت یابن رسول الله من فلان اموال و فلان اموال را در این مكانها دارم. یك سوم آن را برای شما قرار دادم تابه هرگونه كه مصلحت می دانی برای دوستدارانت صرف كنی و دو ثلث آن را برای این فرزندم قرار دادم. اگر می دانی كه او از دوستداران توست و اگراز مخالفین تو می باشد حقی در این اموال ندارد. سپس از امام خواست تا بر او نماز گذارد و متولی امورش گردد و دوباره به حال قبل كه مرده بود ، در آمد.

مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان


رأس مبارک امام حسین(ع) بالای نی چه آیه‌ای تلاوت کرد

رأس مبارک امام حسین(ع) هنگامی که بالای نیزه بود آیاتی از قرآن کریم را تلاوت کرد و پس از آن فرمود: امر من از قصه اصحاب کهف عجیب‌تر است!
به گزارش فرهنگ نیوز ، یکی از سؤالاتی که درباره وقایع پس از عاشورا مطرح می‌شود این است که سر مبارک امام حسین(ع) وقتی بالای نیزه بود، چه آیاتی از قرآن کریم را تلاوت فرمودند؟

در کتاب‌های تاریخی آمده است که سر بریده و مقدس حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) هنگامی که در شهر دمشق عبور داده می شد، آیه نهم سوره کهف را تلاوت می‌فرمود: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا؛ آیا پنداشته‌ای که خفتگان آن غار و آن سنگ‌نبشته از نشانه‌های شگفت ما بوده‌اند؟»

در روایت دیگری نیز آمده است هنگامی که سر امام حسین(ع) را از درختی آویزان کرده‌اند، از لب‌های ایشان آیه «سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ» شنیده شد.

علامه مجلسی نیز در صفحه 304 جلد 45 کتاب بحارالانوار نقل می‌کند که در دمشق، صدای خواندن «لا قوة الا بالله» و «أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً» شنیده شد. زید بن ارقم وقتی این صداها را شنید، گفت: ای فرزند پیامبر خدا! کار تو بسیار شگفت است.

همچنین شیخ عباس قمی در صفحه 783 جلد نخست کتاب منتهی الآمال، قرائت قرآن توسط رأس مبارک امام حسین(ع) را به این صورت آورده است: قطب راوندی از منهال بن عمرو روایت کرده است که گفت: به خدا سوگند که در دمشق بودم، سر مبارک امام حسین(ع) را بر سر نیزه کرده بودند و در پیش روی آن جناب، کسی سوره کهف می خواند. چون به این آیه رسید: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً» به قدرت خدا سر مقدس سید الشهداء(ع) به سخن درآمد و به زبان فصیح گویا، گفت: امر من از قصه اصحاب کهف عجیب‌تر است.



چگونه ثواب شهیدان کربلا را بدست آوریم؟

یکی از اعمالی که در ماه محرم برای آن ثواب فراوانی ذکر شده است، یاد نمودن از سیدالشهدا (ع) و برپایی عزا، به یاد ایشان و یاران با وفایشان می باشد چنانچه ریان بن شبیب می گوید:
روز اول محرم خدمت حضرت رضا (ع) رسیده و ایشان به من فرمودند: ای پسر شبیب آیا روزه ای؟
پاسخ دادم: خیر.
حضرت فرمودند: پس بدان که امروز روزی است که زکریا به درگاه پروردگارش دعا نمود و خداوند یحیی (ع) را برایش مقدر فرمود و هر کس که این روز را روزه بگیرد و سپس به درگاه خداوند متعال دعا نماید، دعایش مستجاب می گردد، چنانکه برای زکریا مستجاب گردید.
سپس فرمودند: ای پسر شبیب؛ به راستی محرم همان ماهی است که اهل جاهلیت در زمان گذشته قتل و کشتار را در آن حرام می دانستند، اما این امت نه حرمت این ماه را نگه داشتند و نه حرمت پیغمبرش را، چرا که ذریه ی او را کشتند و زنانشان را اسیر نمودند و خیمه هایشان را غارت نمودند. خداوند هرگز این گناه آنان را نمی بخشد.
ای پسر شبیب؛ اگر برای چیزی می خواهی گریه نمایی، برای حسین (ع) گریه نما که با بی رحمی سر از بدن او جدا نمودند و به همراه او هجده تن از خاندانش را به شهادت رسانیدند که روی زمین همانند نداشتند و آسمان ها و زمین بر این مصیبت گریستند و چهار هزار فرشته که به یاریشان آمده بودند، پس از شهادت آنان همواره بر سر قبور آن ها ژولیده و خاک آلوده حضور دارند تا حضرت قائم (عج) ظهور نماید و در آن وقت از یاران او گردند و شعار آنان «یا لثارات الحسین» می باشد.
ای پسر شبیب؛ همانا چون جدم حسین (ع) به شهادت رسید، از آسمان خون و خاک سرخ بارید و بدان چون بر حسین (ع) گریه نمایی به صورتی که از گونه هایت اشک جاری گردد، خداوند هر گناهی را که مرتکب شده باشی می آمرزد و اگر خواهی خداوند را دیدار کنی در حالی که گناهی نداشته باشی قبر حسین (ع) را زیارت نما و اگر خواهی غرفه های آماده شده در بهشت با پیغمبر (ص) ساکن شوی، بر قاتلان حسین (ع) لعن نما و اگر خواهی ثواب شهیدانی را که در راه حسین (ع) به شهادت رسیدند کسب نمایی، هر وقت به یاد آنان افتادی بگو «یا لَیتُنی کُنتُ مَعَهُم فأفوزُ فَوزاً عَظیماً»
ای پسر شبیب؛ اگر خواهی با ما در درجات رفیع بهشت باشی، در اندوه ما اندوهگین باش و در شادی ما شاد و پیوسته ملازم ولایت ما باش و بدان که در دنیا هر کس را دوست بداری، در قیامت با آن محشور می گردی.
منابع:
1- علامه مجلسی. بحارالانوار، ج 44: 285.
2- رسولی محلاتی. راهنمای بهشت: 90- 92.



داری از قصد میزنی یک ریز
با سر انگشت خود به شیشه ی من
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشه ی من
تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟
روز آخر که جنگ راه افتاد
سایه ی تشنگی به ماه افتاد
هر طرف یک سراب پیدا شد
چشمهامان به اشتباه افتاد
مهر زهرا مگر نبودی تو؟
تو که با مادر آشنا بودی
باتوام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟
مادری در کنار گهواره
لب گشود و نگفت هیچ از شیر
تو نباریدی و به جات آن روز
از کمانها گرفت بارش تیر
تو که حال رباب را دیدی
تو به درد دلش دوا بودی
باتوام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟
وقتی آن روز رفت سمت فرات
در دلش غصه های دنیا بود
تو اگر در میانمان بودی
شاید الان عمویم اینجا بود
رحمت و عشق از تو می بارید
قبل ترها چه باوفا بودی
باتوام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟!...





نوع مطلب : تربت کربلا و معجزات امام حسین، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

برخیز روی نیزه ببین صف کشیده اند
پشت ســـرت تمامـــی ذرات کاینات

در موزه لوور پاریس پرده سیاه قلمی موجود است که بر کرباس ترسیم شده و طبق بررسیهای باستان شناسی بیش از هزار و سیصد سال از ترسیم آن می گذرد و نام راهب نصرانی به خطّ لاتین قدیم در سمت راست پایین تصویر حک شده است. بر اساس مستندات تاریخی این تابلو را یک راهب مسیحی ...

تصویر نقاشی شده سر امام حسین (ع)

در موزه لوور پاریس پرده سیاه قلمی موجود است که بر کرباس ترسیم شده و طبق بررسیهای باستان شناسی بیش از هزار و سیصد سال از ترسیم آن می گذرد و نام راهب نصرانی به خطّ لاتین قدیم در سمت راست پایین تصویر حک شده است.

بر اساس مستندات تاریخی این تابلو را یک راهب نصرانی در محلّ رأس الحسین حلب پس از مشاهده سر مطهر حضرت سیّدالشّهدا(ع) بر سر نیزه یزیدیان ترسیم کرده است.لازم به ذکر است پس از مشاهده ی این تصویر توسط امام خمینی (ره) مورد تائید واقع شده است

این پرده پس از دست به دست شدنهای متوالی، توسّط فرانسویها از آلمانیها خریداری و اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می شود.

تصویر فوق عکسی از این سیاه قلم است.

منبع : کتاب امام حسین و پاکبازان راه عشق  نوشته دکتر مصطفی اولیائی

وبلاک imohand.vcp.ir





نوع مطلب : امام حسین(ع)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، ماه محرم، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، شیعیان دنیا، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، حضرت رقیه(س)، حضرت ابوالفضل(ع)، امر به معروف نهی از منکر، سیاست و دین، تولی و تبری، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت زینب سلام الله علیها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چه کسانی از"باب الحسین"واردبهشت میشوند؟

او گفت: راهی به نظرم نمی رسد جز اینکه من می نشینم و تو مصیبت حسین(ع) را بخوان تا از ذاکران او محسوب شوی.

چه کسانی از"باب الحسین"واردبهشت میشوند؟

به گزارش افکارنیوز، پدر و مادرش نامش را رمضانعلی نهاده بودند و چون به راه و رسم روحانیت و حوزه ها درآمده بود به حاج شیخ رمضانعلی قوچانی شناخته شد . او یکی از علمای نیکو کردار و یک از فقهای پارسا و پروا پیشه بود. همه از او به نیکی و شایستگی یاد می کردند و انبوهی در مسجد گوهرشاد به امامت او به نماز می ایستادند .

پس از یک بیماری در حالت احتضار بو . بستگانش بناگزیر در کنار بسترش زانوی غم بغل کرده بودند که دیدند بناگاه برخاست و نشست و شروع به گریستن کرد و به خواندن مصیبت امام حسین(ع) پرداخت. از او جریان را پرسیدند، گفت:

هم اکنون که در حالت احتضار بودم صحرای سوزان و هولناک محشر را دیدم. مرا در آنجا پای حساب بردند و گفتند که رستگارم و کارهایم مورد رضایت خداست. ندا رسید که به سوی بهشت بروم، اما وقتی حرکت کردم دیدم صفی بسیار طولانی در آنجاست. وقتی خوب نگاه کردم دیدم صف علماست.

در صف ایستادم و از طولانی بودن و کندی حرکت در آن بسیار ناراحت شدم. در جستجوی راه نجات به سمت دیگر نگریستم و آنجا نیز دری را به سوی بهشت دیدم که هیچ مانعی نیست. به آنجا رفتم تا وارد بهشت شوم که فرشتگان راه را بر روی من بستند و گفتند اینجا باب الحسین(ع) است و مخصوص کسانی است که منبر بروند و ذکر مصیبت حسین(ع) بنمایند.

برای یافتن آشنا به هر سو نگاه میکردم، ناگاه حاج شیخ حسن ناظم اهل منبر را دیدم که از آن در رفت و آمد می کن . به او گفتم: حاج شیخ، برایم کاری بکن.

گفت: شما اهل منبر نبودی.

او گفت: راهی به نظرم نمی رسد جز اینکه من می نشینم و تو مصیبت حسین(ع) را بخوان تا از ذاکران او محسوب شوی.

او نشست و من به ذکر مصیبت پرداختم و او گریست و من برخاستم.

آری ، مرحوم شیخ رمضانعلی قوچانی پس از لحظاتی ذکر مصیبت خواندن برای خاندانش ، بار دیگر در بستر احتضار خفت و از دنیا رفت. امید که در صف خدمتگزاران و ذاکران آن حضرت وارد بهشت گردد.


پی نوشت:
کرامات صالحین

مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان

«به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد»
هرچه کردیم که در خیمه شود بند نشد
پدرش کوهی پر از صبر و شکیبایی بود
به پدر این گل معصوم همانند نشد
از همان لحظه ی پرواز کبوترهایت
آشنا صورت او با گل لبخند نشد
ظاهرا پیش من اما دل او در گودال
زیر شمشیر غمت بود که پابند نشد
خواهرت نیست مقصر تو خودت می دانی
سعی کردم که نیاید به خداوند نشد
سهمش ای کاش سه شعبه نشود آه ولی
در تمامی ِ مقاتل ننوشتند ، نشد
آنچنان دوخت سه شعبه بدنش را به حسین
اندکی فاصله مابین دو دلبند نشد
(یاسر مسافر)





نوع مطلب : حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، تولی و تبری، امر به معروف نهی از منکر، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 آبان 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود.

اشکی که گناهان را می آمرزد

به گزارش افکارنیوز، قال الرضا علیه السلام فرمودند: یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.



پی نوشت:

امالی صدوق، ص .۱۱۲.

مرجع : سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان




نوع مطلب : حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، تولی و تبری، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام رضا(ع)، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
برگ‌هایی از عاشورا «6»؛
اگر عقل بخواهد به جسمانیت بیاید در انبیاء(ع) و اولیا(ع) پیاده می‌شود و پیاده شده است. این حرف را با دو حدیث تأیید می‌کنم که هر دو در اصول کافی آمده است؛ یکی اینکه «اول ما خلق الله العقل» نخستین مخلوق عقل است. حدیث دیگر می‌گوید: «اول ما خلق الله نوری» اولین مخلوق نور من است...


دوستی و دشمنی عقل و عشق حکایت جدیدی نیست؛ اما مصادیق آن گوناگون و هر چقدر هم تکراری باشد، برای انسان شنیدنی است و به یاد ماندنی؛ به‌ویژه آنکه نزاع این دو در معرکه کربلا باشد و حماسه‌گردانش حسین(ع).

عقل و عشق در کربلا و سهم هریک در عاشورا موضوعی بود که مدتی پیش «خیمه» دربارة آن با مؤلف کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» گفت‌وگو کرده است تا این‌بار داستان عقل و عشق در کربلا را از زبان غلامحسین ابراهیمی دینانی بشنویم. او نیز تأکید داشت که در این داستان، عقل و عشق نه دشمن، که دوستان قدیم‌اند و در کسانی چون حسین(ع)یکی هستند و عاشورا نیز روز پرشکوه تلاقی عقل و عشق است.

غلامحسین ابراهیمی دینانی در دانشگاه‌ها و مؤسسات مختلفی به تدریس فلسفه اشتغال دارد؛ ضمن آن که او پیش از فوت آیت‌الله بروجردی که حوزه را رها کند، تحصیلات حوزوی را دنبال می‌کرد و در سال‌های حضورش در حوزه، به جز شرکت در درس‌های خارج فقه و اصول در درس‌های فلسفه علامه طباطبایی در قم شرکت می‌کرد و این آشنایی ادامه یافت تا اینکه وی در جلسات مشترک علامه و پرفسور هانری کربن در تهران نیز حضوری چشمگیر داشت.

دینانی در سال‌های اخیر با تمرکز بر آثار و نوشته‌های شیخ شهاب‌الدین سهروردی تاکنون چندین کتاب مهم در مورد فلسفه و افکار این فیلسوف ایرانی نگاشته است؛ از این رو بسیاری او را احیاگر حکمت اشراق در سال‌های اخیر می‌دانند.

از جمله آثار دینانی عبارت‌اند از: «نیایش فیلسوف»، «وجود رابط و مستقل در فلسفة اسلامی»، «شعاع اندیشه و شهود در فلسفة سهروردی» و «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام». «تابناک» این گفت و گو را به دلیل حساسیت مباحث مطرح شده و همچنین پیوستگی گفتارها و البته اهمیت فلسفی موضوع که قطعاً برای عموم نیز جذابیت دارد، به صورت کامل منتشر می‌کند:


اولین سؤالم مربوط به آخرین مرحلة عرفان است. در کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» از شیخ نجم‌الدین رازی آورده‌اید که در طریق فنا جز با قدم عشق نمی‌‌توان وارد شد و عقل به فنا دستور نمی‌دهد. قبول چنین قولی، جمع عقل و عشق را منتفی نمی‌سازد؟ در این صورت می‌توان نتیجه گرفت که کار حسین(ع)در کربلا نیز توجیه عقلانی ندارد.

سؤال بنیادینی را طرح کردید. مسئلة عقل و عشق مسئلة بسیار درازمدتی است که تا الآن که با هم صحبت می‌کنیم، مناقشات فراوانی آفریده است؛ نمونة بارز آن، همین سؤال است. از سویی بعضی شعرا و عرفا به انتقاد از عقل پرداخته‌ و گفته‌اند، عقل در همه‌جا کارآیی ندارد و در مراحلی همچون فنا، کمیت لنگی دارد؛ بنابراین باید با عشق پیش رفت. همان‌طور که شیخ نجم‌الدین رازی هم گفته است، چون عقل عین بقاست، در مرحلة فنا، آخرین وادی عشق، ناتوان است.

از سوی دیگر هم بعضی فلاسفه جانب عقل را گرفته‌اند و برخی به عشاق حمله و بعضی هم از عشق انتقاد کرده‌اند و گفته‌اند همه چیز عقل است؛ اما هیچ فیلسوفی نگفته که عشق بی‌خود و بی‌فایده است. در هر صورت به نظرم این نزاع، نزاعی سطحی و ظاهری و از روی نبود بصیرت است. اگر بصیرت باشد هیچ‌گاه این نزاع به وجود نمی‌آید؛ چون انسان بیشتر از یک هویت ندارد. انسان یک واحد است و مثل جعبة عطاری نیست که دارویی را بکشید عشق باشد و جعبة دیگری را بکشید عقل باشد. این حرف‌ها بی‌ربط است.

درست است که انسان صاحب عقل، عشق، عاطفه، احساس و نفرت است؛ ولی اینها کثرات ظاهری و بیرونی است و در واقع انسان یک هویت بیشتر ندارد و آن هویت وحدانی است. می‌گویند: «النفس فی وحدتها كل القوی.» حتی تفکیک نفس و بدن و روح هم اشتباه است. فقط بدن مرتبة نازل روح است و روح مرتبة عالی بدن است. روح و بدن دو تا نیستند که آنها را به هم چسبانده باشند، یک چیز هستند؛ منتها نازل و عالی و پایین و بالا دارند؛ از این رو حکما می‌گویند ترکیبشان اتحادی است نه انضمامی؛ بنابراین نفس ناطقة انسان که هم عاقل، هم عاشق، هم حساس و هم متخیل است، هم دشمنی دارد و هم محبت که همه یک چیز است.


آیا می‌توان از اصل و فرع‌بودن اینها سؤال کرد؟

بله؛ اتفاقاً صحبت بر سر این است که در انسان کدام اصلی است؟ چه نیرو و سیطره‌ای از همه بالاتر است؟ اگر به آیات قرآن مراجعه کنید، مرتب تشویق به تعقل و تفکر می‌کند و اصلاً کلمة عشق در قرآن و در روایات وجود ندارد؛ هرچند کلمة محبت هست و کلمة محبت یعنی عشق. محبت شدید همان عشق است. به قول شاعر می‌گوید:

نیست فرقی در میان حب و عشق
شام نبود در حقیقت جز دمشق

چه بگوید من می‌خواهم بروم شام یا بگوید می‌خواهم بروم دمشق، هر دو یک شهرند با دو اسم متفاوت. حال اگر محبت را در نظر بگیریم، محبت نیز در قرآن آمده است. آیه‌ای همچون «یحبّهم و یحبّونه» که خدا انسان‌ها را دوست دارد و انسان‌ها هم او را در پرتو محبت خدا دوست دارند.


البته کلمة عقل هم در قرآن نیامده؟

بله؛ کلمة عقل نیامده است. عاقل هم از صفات خدا نیست؛ ولی خدا به تعقل و تفکر فراوان دعوت کرده است.

دینانی: حسین(ع) تلاقی عشق و عقل است
 
آن نوع فکر و آن نوع محبت که در قرآن آمده‌اند، چه نسبتی با هم دارند؟ آیا از هم جدا هستند یا همراه یکدیگرند؟

قطعاً همراه یکدیگرند؛ زیرا در قرآن حد اعلای این دو را منظور نظر داشته است. اینها در مراحل پایین از هم جدا هستند. عشق ظاهری را در نظر بگیرید. در هر جا که باشد، چه در کشورمان، چه در غرب و آفریقا، هر جا بشر هست عشق هم هست. سابق می‌گفتند که ماه یا سالی نیست که یک یا دو نفر عاشق در رودخانة سن در فرانسه خودشان را غرق نکنند.

همین ضرب‌المثل که ذکر شد، نمونة خوبی است برای توضیح رابطة عقل و عشق؛ حتی در پایین‌ترین سطح خودش. عاشق در حالتی ممکن است که عقل را زیر پا بگذارد و خود را در آب غرق ‌کند؛ چراکه جز معشوق ظاهری‌اش چیزی نمی‌فهمد؛ اما همة اینها به معنای بی‌عقلی نیست، بلکه معنایش این است، عاشق عقل حسابگر خود را کنار ‌گذاشته است؛ پس بخشی از علت این دعوا این است که خود عقل را درست درک نکرده‌ایم.

 
همان تفکیک عقل جزئی از عقل کلی که مولوی هم به آن پایبند است؟

بله؛ عاشق، عقل جزئی حسابگر را زیر پا می‌گذارد. راسیونالیسم هم زاییدة همین عقل حسابگر است.

Rationalism یا عقل‌گرایی ریشه در راسیو دارد. راسیو هم از مادة Ratio است و Ratio یعنی تکه‌پاره‌کردن؛ یعنی عقلی که تکه‌تکه می‌کند، حساب می‌کند، دیجیتالی است. این نوع عقل، اقتصادی است، طبیعی است در این مرحله عشق به اقتصادش لطمه وارد می‌کند.

این عقل درگیر سیاست است. خب ممکن است عشق به مقام سیاسی‌اش را مخدوش کند؛ بنابراین این عقل محاسبه‌گر ترک عشق می‌کند؛ اما آن عاشق می‌گوید که این عقل را بگذار کنار؛ چون عقل حسابگر عشق را دفع می‌کند؛ عقلی که می‌خواهد به سیاست و اقتصاد و حساب‌های بانکی بپردازد.

با همة این اوصاف عقل حسابگر عقل است. عقل ریاضی عقل است. عقل سیاسی عقل است. همة اینها عقل است؛ اما محدود نیست. عقل می‌تواند از سیاست و اقتصاد و ریاضیات و حتی منطق هم بالاتر برود، وقتی بالاتر رفت، دیگر نمی‌گوید فنا معنا ندارد، بلکه خود عقل به فنا دستور می‌دهد؛ آنچه شما در سؤال اول به آن تناقض عقل و عشق گفتید.


چگونه عقل از منطق هم فراتر می‌رود؟ اساساً عقلی که فراتر از منطق باشد و رابطه‌اش از منطق گسسته باشد، چگونه عقلانیتی است؟

خب شما به من بگو منطق عقل را می‌سازد یا عقل منطق را؟


عقل، منطق را می‌سازد.

پس اگر می‌پذیری که عقل منطق را ساخته و کشف کرده، بگو چگونه عقل که منطق را ساخته، در ساختة خود محبوس می‌شود؟ اگر شما یک چیزی را بسازید در درون ساختمان خود حبس می‌شوید؟ عقل ریاضیات، سیاست، اقتصاد و منطق را می‌سازد و می‌فهمد؛ ولی می‌تواند از اینها بالاتر برود و چیزهای دیگری را هم بسازد. تا کجا می‌رود؟ پایان آن را نمی‌شود پیدا کرد.


آیا تا مقام فنا هم می‌رود؟

بله؛ تا مقام فنا هم می‌رود. وقتی از این عقل‌ها گذشت، آن عقل می‌شود عشق؛ عشقی که به فنا هم دستور می‌دهد؛ ضمن آنکه شیخ نجم‌الدین رازی که در سؤال اول از آن یاد کردی، این را هم به‌صراحت می‌گوید که قلب، در حقیقت محل ظهور عقل است. او در رسالة عشق و عقل یا معیار الصدق فی مصداق العشق می‌گوید، همان‌گونه که چشم، محل بینایی است و گوش نیز محل شنوایی، قلب نیز محل ظهور عقل شناخته می‌شود؛ اما در همة این نوع اظهاراتِ عرفا و علما این سؤال وجود دارد که کدام قلب و کدام عقل؟

عقل منطقی‌ای که هم ریاضیات، سیاست و اقتصاد می‌فهمد و هم صغری و کبری می‌چیند، در نظر اینان از مرحله‌ای به بعد عاشقانه می‌رود. من در جایی از همین کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» گفته‌ام در این مرحله، عقل مست می‌شود. عقل که مست شد، سه ساحت انسان بر هم منطبق می‌شود؛ 1. ساحت اراده، 2. ساحت محبت یا عشق، 3. ساحت معرفت یا شناسایی. عقل مست، هیچگاه درگیر این جدایی‌ها نمی‌شود.


به عبارتی عقل مست می‌تواند طریقت داشته باشد؟

دقیقاً؛ همان‌طور که در کتاب گفته‌ام، همین هماهنگی عقل و عشق که مستقیم‌ترین راه وصول به حق تبارک و تعالی است، طریقت گفته می‌شود. طریقت بی‌واسطه‌ترین راه تقرب به خداوند است. در طریقت عشق و عقل از هم جدا نیستند. عشق و عقل دو روی از یک سکه هستند. عشق بدون فهم و عقل بی‌معنی است و عقل بدون عشق متوقف است؛ مثل آبی که در یک‌جا راکد است و می‌گندد. در طریقت، عقل به عشق می‌رسد.

 
یعنی شما می‌گویید غایت عقل همان عشق است؟

یا عشق همان عقل است. می‌دانید چرا؟ برای اینکه وقتی شما از عشق می‌گویید، عشق را تحلیل نمی‌کنید. اگر من از شما بپرسم عشق چیست، چه می‌گویید؟ می‌گویید که به مقام فنا رسیدن. عشقی که رفت و به مقام فنا رسید، فهم در آن بود یا نادانی بود؟ شما چه می‌گویید؟ فهم برای خداست. عقل فهمیدن است، در هر مرتبه‌ای که باشد. آن عشقی که در مسیر حق فانی می‌شود، ریشه در فهم دارد؛ آن‌هم اوج فهم؛ از این رو می‌گویم اوج عقلانیت، عشق است.

مردم نمی‌توانند این را بفهمند. من که الآن می‌گویم سخت است؛ ولی واقعیت است. عشق منهای فهم، چه ارزشی دارد؟ از همان عاشقی که فانی شده است، اگر زبان داشت -که دارد- بپرسید که آقای عشق تو فانی شدی در حق؟ می‌گوید: بله؛ می‌گوییم که در حق یعنی چه؟ در چه فانی شدی؟ آیا می‌گوید: «نمی‌دانم»؟

من مثالی می‌زنم؛ گاهی می‌گویم این مثال، مثال خوبی است برای روشن‌شدن موضوع، گاهی هم می‌گویم که مردم بخندند. کسی عاشق شده بود و سینه‌چاک می‌کرد و می‌گفت: «به دادم برسید. مردم عشق مرا کشت.» مردم دیدند، این جوان خیلی بی‌قراری می‌کند.

گفتند: «آخر چه دردی داری؟» گفت: «من عاشقم، می‌سوزم از عشق.» گفتند: «حالا عاشق چه کسی هستی؟» گفت: «هر کسی بشود.» آن عاشق بود یا نه؟ اینکه نمی‌شود. عاشق، معشوق می‌خواهد؛ یعنی باید معشوق را بفهمد. عشقی که فانی در حق می‌شود، باید حق را بفهمد.


اما عقل حسابگر تا چه حد حق قضاوت دارد؟ متقابلاً عرفا و بزرگان دینی ما آیا می‌توانند به‌گونه‌ای عمل کنند که بی‌تفاوت به داوری‌های عقول حسابگر باشند. اگر بخواهم مصداقی‌تر بپرسم، ماجرای کربلا منظورم هست. آیا حسین(ع)از آغاز حرکت خود تا روز عاشورا به گونه‌ای عمل کرد که مردم عادی با عقل حسابگرشان او را بفهمند یا ایشان اساساً چنین دغدغه‌ای نداشت؟

وظیفه و رسالت اجتماعی و سیاسی یک چیز است و رابطة عارف و سالک با خدا و طریقت آنان بحث دیگری است. هرچه باشد هر کسی به اندازة عقل خود صحبت می‌کند و داوری. اندازة فهم هرکس متفاوت است و متناسب با آن‌کس بر او اشکال می‌کنند یا او را دارای حق می‌دانند؛ ولی اگر مردم با عقل حسابگر هم می‌فهمیدند که از عقل آنها عقل بالاتری هم هست یا حتی خودشان هم می‌توانند بالاتر از این بروند و بالاتر از این عقل حسابگر فکر کنند، دیگر داوری‌های نامربوط دربارة حماسه‌هایی همچون کربلا نداشتند.

کسی که در سطح عقل حسابگر است و نمی‌داند عقل بالاتر از او هم وجود دارد، هر اشکالی که کند، خریت کرده است؛ اما اگر گوشش باز بود که خودش هم می‌تواند بالاتر فکر کند یا کسی که بالاتر فکر می‌کند به حرف او گوش کند، چه بسا اشکالش برطرف شود.

همة بدبختی‌ها هم از همین است که انسان‌ها یا گوش نمی‌کنند یا تنبل هستند و به یک مرحله که رسیدند -چه حق چه باطل- در همان‌جا می‌مانند و تعالی ندارند. کسی که تعالی ندارد، باطل هم نباشد، به گمراهی دچار می‌شود.

آنهایی که در کربلا در کنار حسین(ع)نماندند و او را همراهی نکردند یا روبه‌روی حسین(ع)بودند، به همین مشکل دچار بودند؛ یا اساساً در باطل غوطه‌ور بودند یا اگر در صف باطل نبودند، به فکر تعالی هم نبودند و درگیر عقل حسابگر خود بودند؛ بنابراین همه باید بدانیم اگر توجهی به بالاتر رفتن نداشته باشیم، گاه به اشتباهات بزرگی دچار می‌شویم.

حق باز هم بالاتر و بالاتر است، حق وسیع و وسیع‌تر می‌شود. انسان باطل هم که بدبخت است، در یک باطلی مانده است و فکر می‌کند که این حق است و دیگر نمی‌خواهد بالاتر برود. اگر انسان، تعالی داشته باشد که در یک مرحله نماند و به بالاتر هم فکر کند، از شبهات رد می‌شود؛ ولی آنها که باطل‌اند و فکر تعالی ندارند، جدل می‌کنند و می‌دانید با جدل هم نمی‌شود رفع شبهه کرد.

عرفا و امامان(ع)هم دیگر نمی‌توانند و وظیفه‌ای ندارند که با این عده جدل کنند. شما تا قیامت هم با ابلیس بحث و جدل کنید، نمی‌توانید او را قانع کنید. ساعت‌ها با بن‌لادن بحث کن، بعید می‌دانم نظر و راهش تغییر کند. جدل چیزی را حل نمی‌کند.

عرفا حرفشان را زده‌اند. انبیاء(ع)و امامان(ع)حرف‌هایشان را در قرآن کریم و روایات گفته‌اند. هر انسان باانصافی باید بداند و بفهمد که همه چیز را نمی‌داند و فکر خودش آخر فکر نیست. اینکه من به همه چیز رسیده‌ام و همه چیز را فهمیده‌ام، این خود آغاز حماقت است؛ اما اگر گوشش باز باشد و حرف بالاتر را بشنود، آن‌وقت دعواها برطرف می‌شود و خود انسان‌ها هم بالاتر می‌روند. متأسفانه انسان‌ها نمی‌خواهند بالاتر بروند. باید تمرین کنند و بالا و بالاتر را بخواهند، تعالی را بخواهند. تعالی یعنی بالا رفتن، به علو رفتن.

مولوی هم چنین تأکیدی دارد که می‌گوید:

قل تعالوا قل تعالوا گفت رب
ای ستوران رمیده از ادب

...

گوش بعضی زین تعالواها کرست
هر ستوری را صطبلی دیگرست

مولوی هم به‌خوبی اشاره دارد که گوش بعضی‌ها به این دعوت قرآنی که انبیا(ع)گفته‌اند، کر است و همین‌ها هستند که چنان که گفتی، داوری‌هایی غلط و در حد فهم خود از کارهای انبیا(ع)و اولیا(ع)دارند. اینها پیامبران(ع)را مسخره می‌کنند، عرفا را تکفیر می‌کنند و حسین(ع)را هم نکوهش می‌کردند و می‌کنند.

 
در جلد سوم کتاب مذکور از دو نوع معرفت شناخته‌شده یاد کردید؛ معرفت عقلی و معرفت دینی. بر اساس این تفکیک می‌خواستم بدانم که آیا حماسة کربلا ارزشی برای کسانی که پیرو معرفت عقلی هستند، دارد؟

من کلمة معرفت دینی که شما می‌گویید و برای شما و خیلی‌ها جا افتاده است، جدای از معرفت عقلانی نمی‌دانم. اصلاً معرفت دینی غیرعقلانی را نمی‌شناسم. معرفت کار عقل است؛ بنابراین معرفت دینی هم کار عقل است.

معرفت یعنی شناختن. شناختن برای کیست؟ برای عقل. عقل، دین را می‌شناسد یا دین، عقل را می‌شناسد؟ طبیعی است، عقل، دین را می‌شناسد. پس معرفت دینی همان معرفت عقلی است؛ منتها عقلی که گرفتار اوهام و نفسانیات نباشد. می‌دانید که کلمة عقل در عربی با «عقال» هم ریشه است. عقال نیز به معنی بستن زانوی شتر است.

با عقال‌کردن شتر، این حیوان را از فعالیت و کوشش باز می‌دارند. عقل واقعی نیز همچون عقال می‌تواند نفس سرکش انسان را مهار کند. چنین عقلی همان‌طور که گفتم، نمی‌تواند غیردینی باشد؛ پس معرفت دینی و معرفت عقلی در واقع یک معرفت‌اند.

 
اما خیلی‌ها معتقدند که ایمان از جایی آغاز می‌شود که دیگر عقلانیت خیلی پاسخگو نیست.

خیلی از مسیحی‌ها این‌گونه فکر می‌کنند و اشتباه مسیحی‌ها از اینجا شروع می‌شود. می‌گویند اگر قرار باشد همة گزاره‌های دینی منطقی باشد، دیگر ایمان‌آوردن معنی ندارد.


ولی اگر قرار باشد همة گزاره‌های دینی از جنس دودوتا، چهارتا باشد که «ایمان» اساساً موضوعیت نمی‌یابد. خب هرکسی «باید» بپذیرد دودوتا می‌شود چهارتا؛ در حالی که ایمان‌آوردن به گزاره‌های دینی مثل پذیرفتن دودوتا، چهارتا نیست.

ایمانی که در آن شعور و آگاهی نباشد، جز حماقت از نظر من چیز دیگری نیست. بله؛ در مسیحیت این وجود دارد. در مسیحیت قدیسی به نام ترتولیان هست که می‌گوید: «من ایمان دارم؛ چون ایمان‌داشتن بی‌معنی و محال است.» او خیلی شجاعانه و باصراحت صحبت می‌کند؛ اما من می‌گویم او اشتباه می کند؛ چون من به بی‌معنایی، مؤمن نیستم. شما به بی‌معنایی مؤمنی؟ این بحث مهمی است. اسلام این را نمی‌گوید.

بعضی‌ها عملاً این کار را می‌کنند؛ ولی شما به آیات قرآن نگاه کنید؛ مرتب به بصیرت و تعقل و تفکر دعوت می‌کند: «افلا یعقلون»؟ «افلا یتفکرون»؟ پس این دعوت‌ها چیست که انجام می‌دهد؛ وگرنه می‌گفت، بروید ایمان بیاورید و حرف نزنید. قرآن چنین گفته است یا نه؟

 
اما این «تفکر»ی که قرآن می‌گوید، با «خودت بیندیش»ی که شعار دنیای جدید است، تفاوت دارد.

خیر؛ خودت بیندیش، یعنی چه؟ پس چه کسی بیندیشد؟ می‌خواهی یکی دیگر برایت بیندیشد؟  ولی خودت بیندیش، نه با نفسانیات نه با حب جاه نه با پدرسوختگی و رذالت. خالص بیندیش.


عقلی که شما از آن تعبیر به «عقل خالص» کرده‌اید؟

بله؛ در قرآن هم آمده است: «إِنَّ فِی ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِی الْأَلْبَابِ» (الزمر، آیة 21) یا «وَمَا یَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ» (آل عمران، آیة 7). کلمة «لب» که در این آیات اشاره شده، به معنی عقل خالص است.


نسبت این عقل خالص با عقل خودبنیاد چیست؟

همان عقل خودبنیاد است. عقل غیرخودبنیاد که فایده‌ای ندارد؛ عقلی که تکیه بر این و آن داشته باشد. عقل نیازی به کسی ندارد. اگر عقل ببیند جامعه چه می‌گوید و غرب چه می‌گوید و آن کتاب چه گفته است، عقل نیست. عقل باید به خود مراجعه کند؛ ولی با خلوص و صدق که متأسفانه این را کم داریم. عقل خالص و صادق کم داریم.

 
حتی خالص از وحی؟

بله؛ حتی خالص از وحی. اگر خالص باشد وحی را می‌فهمد. شما از وحی عقل را می‌فهمید یا با عقل وحی را می‌فهمید؟

 
با عقل، وحی را می‌فهمم.

عقل باید خالص باشد یا نباشد؟

 
باید خالص باشد.

آنها که عقلشان خالص بود، وحی را فهمیدند. سلمان فهمید، ابوذر فهمید، ابوجهل نفهمید؛ چون عقل خالص نداشت.


آیا راسل عقل خالص نداشت؟

او انصاف داشت؛ ولی خالص نبود. لرد انگلیسی بود و می‌خواست لردی خود را حفظ کند و نمی‌خواست لردی را کنار بگذارد. اگر این لردی را کنار می‌گذاشت، عقلش خالص می‌بود. انصاف داشت؛ ولی عقلش خالص نبود. اگر خالص بود، خدا را می‌فهمید؛ البته او خدا را منکر نیست، وحی را هم می‌فهمید.

عقل خالص است که عقل را می‌فهمد. شما می‌دانید که خواسته‌های انسان چقدر رنگارنگ است؟ هریک از این خواسته‌ها یک لطمه به عقل است. حالا شما می‌گویید که این حرف که من می‌زنم مصداق کم دارد. بله؛ مصداق کم دارد؛ چون قرآن هم می‌گوید: «أَكْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ» اگر من می‌گفتم شما می‌گفتید که مخالف اکثریتم؛ ولی قرآن می‌گوید. من ارزش را برای اکثریت قائل نیستم.

 
مصداق عقل خالص چیست یا کیست؟

عقل خالص معصوم است. من ائمه(ع)را تجسم عقل می‌دانم. پیامبر(ص)و حضرت امیر(ع)و امام حسین(ع)، تجسم عقل هستند. عقل، عقل است؛ ولی اگر بخواهد جسم شود [در این لحظه دینانی از جا بلند می‌شود و ادامه می‌دهد] می‌آید در قالب حضرت محمد(ص)و علی(ع)و در قالب حسین(ع). اینها عقل مجسم هستند.


جمع‌بندی بحث اول در ماجرای کربلا؛ شما سهم عقل و سهم عشق را مساوی می‌دانید؟

اصلاً امام حسین(ع) را تجسم عقل می‌دانم. اولیا(ع) و انبیاء(ع) تجسم عقل هستند. اگر عقل بخواهد به جسمانیت بیاید در انبیاء(ع) و اولیا(ع) پیاده می‌شود و پیاده شده است. این حرف را با دو حدیث تأیید می‌کنم که هر دو در اصول کافی آمده است؛ یکی اینکه «اول ما خلق الله العقل» نخستین مخلوق عقل است. حدیث دیگر می‌گوید: «اول ما خلق الله نوری» اولین مخلوق نور من است. این دو حدیث با هم تفاوت دارند؟


به نظر می‌رسد، باید با هم منطبق باشند.

بله؛ هستند؛ یعنی نور محمد(ص)همان عقل است. امام حسین(ع)تجسم عقل است؛ منتها عقلی است که به صورت عشق درآمد. این عشق عقلانی است. عشق امام حسین(ع)عقلانی بود یا نفسانی؟


عقلانی.

پس چرا اشکال دارد؟ پس چه می‌پرسید؟ این تعارض را بی‌خود طرح کردید از اول. اصلاً تعارض نیست. عقل امام حسین(ع) عشقش است و عشق امام حسین(ع) عقلش است و خود هم عقل کل است.


حماسة ‌عاشورا برای فیلسوفی چون غلامحسین ابراهیمی دینانی، چه نکته‌ای دارد؟

عاشورا از نگاه من سالروز حادثة بزرگ تلاقی عشق و عقل است که عقل، عشق می‌شود و عشق، عقل. اگر انسان به اینجا برسد به کمال کافی رسیده است. کمال انسان اینجاست که عقلش به عشق و عشقش هم عقل تبدیل شود. اگر عقل انسان در صغری و کبری ماند و به عشق نرسید، صاحب عقل متوقف است.




نوع مطلب : حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، فلسفه و عرفان اسلامی، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic