اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

انا اعطیناک الکوثر یعنی چه؟

آیت‌الله جوادی آملی،گفت: آن مشکلی که وجود مبارک فاطمه (س) به پاس او به مبارزه برخاست، هم در خطبه مسجد، هم در خطبه منزل گلایه کرد، اعتراض کرد، از ولایت دفاع کرد، این بود که جامعه به آن گرفتاری ناکثین و مارقین و قاسطین مبتلا نشود.

 پایگاه «پارس»- آیت‌آلله جوادی آملی در ایام سالروز شهادت بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره(س) سخنرانی داشت که به نکات جالب توجهی در آن سخنرانی پرداخته است و می‌گوید: آن مشکلی که وجود مبارک فاطمه (س) به پاس او به مبارزه برخاست، هم در خطبه مسجد، هم در خطبه منزل، در این دو خطبه گلایه کرد، اعتراض کرد، از ولایت دفاع کرد، این بود که جامعه به آن گرفتاری ناکثین و مارقین و قاسطین مبتلا نشود، الآن هم همان خطری که علی بن أبیطالب را تهدید می‌کرد، انقلاب ما را تهدید می‌کند.

در ادامه مشروح بیانات  آیت‌الله جوادی آملی را به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مرور می‌کنیم:

اینکه گاهی گفته می‌شود این بانو حجت بر ائمه علیهم السّلام است، برای این است که در حجیّت، نبوت یا رسالت یا امامت لازم نیست؛ آنچه که محور حجیت است، عصمت است. اگر یک انسانی معصوم بود، یقین داریم حرف او، فعل او، تقریر او، سکوت او و قیام و قعود او حجت خداست.



ادامه مطلب


نوع مطلب : علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، کتاب، شعر، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، پیامبر اکرم(ص)، حضرت خدیجه(س)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، حضرت زهرا(س)، حدیث، در باب شب های قدر، علامه جوادی آملی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
برای آمدنش کاری باید کرد

وظایف منتظران مهدی موعود از منظر آیت الله جوادی آملی

هیچ تردیدی در ظهور موفور السرور امام عصر(عج) نیست و عالم همه در انتظار ظهور ایشان به سر می‏‌برند.


به گزارش جام نیوز، این یادداشت نیم نگاهی است به وظایف شخصی منتظران در قبال امام زمان(ع) در بیان حکیم متأله آیت الله جوادی آملی از کتاب گرانسنگ "امام مهدی موجود موعود”.

مفسر بزرگ قرآن مرقوم داشتند: هیچ تردیدی در ظهور موفور السرور امام عصر(عج) نیست و عالم همه در انتظار ظهور ایشان به سر می‏‌برند؛ امّا یکی از معانی ظهور یا لازمِ معنای آن، پیروزی است چنان‏که یکی از بارزترین مصادیق «امر الله» همان دین الهی است. انگیزه نهایی بعثت پیامبران، پیروزی دین خدا بر تمام مکتب‏های باطل یا منسوخ است: ﴿لِیظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ ولَو کَرِهَ المُشرِکون﴾ و مهم‏ترین عامل تحقق چنین هدفی، رهبری انسان‏های کامل معصوم به ویژه وجود مبارک حضرت مهدی(عج) است، زیرا آن حضرت با تأیید خاص خدا و در ظلّ زمینه‌‏سازی معصومان پیشین که همه آنان المستقرین فی أمر الله هستند و شکوفایی خردورزی و عقلگرایی مردم از یکسو و بالندگی عدالت‏‌پروری جامعه از دیگر سو موفق می‏ شود امر خدا و دین او را اظهار و بر سایر آراء و مکاتب برتری بخشد و در پرتو غلبه فکری و فرهنگی سایر پیروزی‏ها را به دست آورد و همان‏طور که در مقطعی محدود و در سایه عنایت ویژه خدای سبحان، پیروان راستین حضرت مسیح(ع) بر کافران، پیروز شدند: ﴿… فَاَیدنَا الَّذینَ ءامَنوا عَلی عَدُوِّهِم فَاَصبَحوا ظهِرین﴾برای تمام جهان نیز صلح و عدل مبسوط الهی پیش‏بینی شده است که وجود مبارک حضرت بقیة الله(عج) که خاتم اوصیا و عصاره همه ذوات مقدس قبلی است، عهده‏‌دار تأمین و اظهار آن است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، تاریخ معاصر، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، کتاب، شعر، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، ماه شعبان، امام مهدی(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، اصحاب اهل بیت، حدیث، علامه جوادی آملی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چه زمانی زائر حضرت معصومه(س) مستحق بهشت است؟/ عظمت مقام کریمهٴ اهل‌بیت

منزلت حضرت معصومه(س) از منظر آیت‌الله جوادی‌آملی؛

چه زمانی زائر حضرت معصومه(س) مستحق بهشت است؟/ عظمت مقام کریمهٴ اهل‌بیت

وجود مبارک حضرت معصومه(س) از ولایت الهی برخوردار است و با قرآن همراه است و از قرآن جدا نمی‌شود، چنین مقامی را اگر کسی بشناسد و آن حضرت را با این معرفت زیارت کند استحقاق بهشت را خواهد داشت








ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت معصومه(س)، تاریخ اسلام، ولایت و امامت، شعر، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، علامه جوادی آملی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
معارف؛

معامله خداوند با انسان در مورد گناهان و اعمال حسنه چگونه است؟

خداوند در بیان بخشش گناه کافران می‌فرماید بدترین گناه آن‌ها را می‌بخشم و وقتی بدترین گناه را بخشید قطعاً از گناهان میانی نیز می‌گذرد .



به گزارش سرویس دینی جام نیوز،  حضرت آیت‌الله جوادی آملی در سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 30 تا 38 سوره «زمر» روز سه‌شنبه، 4 آذر ماه، بیان کرد: بیان شد که برهان‌های الهی برای تعلیم است و تمثیل‌هایی که خداوند در قرآن برای عامه مردم می‌زند برای تعلیم نیست بلکه برای تذکار و یادآوری فطرتی است که خداوند در درون همه انسان‌ها قرار داده است. هم چنین بیان شد که اگر چه دو پیامبر(ص) و یا حتی چندین پیامبر در یک زمان و یک مکان می‌توانند وجود داشته باشند اما خداوند نمی‌تواند دو تا باشد چرا که صفات خدا عین ذات اوست بنابراین علم و اراده خدا عین ذات است و وقتی ما دو علم و اراده داشته باشیم قهرا اختلاف پدید خواهد آمد یعنی خلقت هر کدام با دیگری متفاوت خواهد بود.


وی ادامه داد: در جریان موسی و خضر نبی هر دو معصوم و پیامبر‌اند اگر چه شریعت در اختیار حضرت موسی کلیم بود اما در جریان هم نشینی و مسافرت این دو پیامبر (ص) حضرت موسی اشکال واردی به جریان سوراخ کردن کشتی به حضرت خضر کرد که پاسخ حضرت خضر هیچ ارتباطی به سؤال ندارد ولی هر دو قانع شدند. اگر کتاب‌های تفسیری از طبری تا المیزان را نگاه کنید نمی‌توانید مطلبی پیدا کنید که راز کار حضرت خضر را بیان کرده باشد. اگر چه حضرت خضر در اشکال به موسی بیان کرد که چون کشتی‌های سالم را می‌گیرند من این کشتی را سوراخ کردم تا برای صاحبش بماند اما این جواب هیچ ربطی ندارد و قانع کننده نیست.

 

پس معلوم می‌شود که رمزی در این پاسخ نهفته است که حضرت موسی ساکت شد. این در حالی است که حضرت موسی می‌توانست بگوید با سوراخ کردن کشتی ما اصلاً به ساحل نمی‌رسیم که بخواهند کشتی را بگیرند. اما وقتی حضرت خضر این پاسخ را داد با گوشه چشمی به او گفت تو چرا این حرف را می‌زنی تو که خودت تجربه‌ کرده‌ای، مگر آب می‌تواند بدون اجازه ما وارد کشتی شود. طوری خضر به موسی گفت که موسی فهمید چه خبر است. در موارد دیگر هم همینطور است. این همان رازی است که در هیچ کدام از تفاسیر به آن اشاره نشده است.

آیت‌الله جوادی اظهار کرد: بعد فرمود شما می‌میرید و محکمه‌ای است. جریان موت در سوره صافات آیه 59 به طور مفصل بیان شد که ما یک موتی از دنیا به برزخ داریم یک موتی از برزخ به قیامت و یک موتی از قیامت به بهشت داریم که آن موت‌ها موت بدنی نیست بلکه این موت‌ها نظیر «موتوا قبل از تموتوا» است که این موت ارادی است و بدنی نیست یعنی موت برای انتقال از مرحله‌ای به مرحله بعد است.

وی اضافه کرد: مطلب بعدی این است که عقل فقط حکم را کشف می‌کند و مهندسی و ایجاد حکم برای ذات اقدس اله است چرا که او اشیاء را  آفرید، احکام و لوازم اشیاء را می‌داند لذا احکام را نیز باید خدا تنظیم کند و عقل چون این‌ها را می‌فهمد حکم خدا را می‌تواند کشف کند در قبال عقل، نقل نیز کاشف حکم خداست نه مهندس و مقنن. اگر چه ممکن است عقل انسان دچار انحراف شود حکم خدا را اشتباه کشف کند یا اصلاً به حکم خدا توجه نکند و مصداق این شود که چه آن‌ها را انذار کنی و چه آن‌ها را انذار نکنی به حالشان سودی ندارد اما این انسان همیشه امیداور است چرا که تا زمانی که سلاحش را به همراه خود دارد مسلح است. سلاح انسان همانطور که در دعای کمیل آمده است بکاء و گریه است «و سلاحهه البکاء» اگر این سلاح را از دست داد دیگر سوء عاقبت در انتظار اوست اما اگر از دست نداد می‌تواند امیدوار باشد.

 

این ناله و گریه بهترین سرمایه انسان در برابر خداوند است. با دعا خیلی از مسائل حل می‌شود، همانطور که بسیاری از امراض جسمی و فلج جسمی حل می‌شود امراض مربوط به عقل و عقل عملی و فلج عقل عملی نیز حل می‌شود بسیار از فضیل‌های دزد بودند که با دعا و سلاح گریه مرض‌های عقل عملی‌شان حل شد. بسیاری از بت پرستان مگر نبودند که در صدر اسلام به اباذر و مقداد تبدیل شدند به هر حال این‌ها سابقه بت پرستی داشتند دیگر. پس می‌شود به واسطه راهنمایی انبیاء انسان‌های بت پرست به بالاترین درجات برسند. گریه، ناله، دعا سهم اساسی در این تغییر و شفای عقل عملی دارد.


این مفسر قرآن کریم عنوان کرد: سپس خداوند به دو گروه در قیامت اشاره می‌کند که جزای‌شان مشخص است « فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءَهُ أَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْكَافِرِینَ؛ پس کیست ستمکارتر از آن کس که با قرار دادن شریک براى خدا، بر خدا دروغ بست و آن سخن راست ( دین الهى ) را وقتى براى او آمد، دروغ شمرد؟ آیا براى کافران در دوزخ جایگاهى نیست؟» معصیت محل ابتلای مردم مکه شرک و کفر بود و از انهایی که در زمان پیامبر شرک و کفر ورزیدند ظالم تر نیست از همین روی جایگاه این‌ها جهنم است. در مقابل آن‌ها گروه دوم است که جایگاهشان بهشت است « وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ؛ کسانى که آن سخن راست را آوردند و آن را با ایمان و عملِ خود تصدیق کردند آنانند تقواپیشگان»


وی ادامه داد: سپس خداوند به یک اصل در مورد بهشتیان اشاره می‌کند اصل بهشتیان این است که آنچه فراتر از آرزو و تصورشان در بهشت است به آن‌ها عطا خواهد شد « لَهُمْ مَا یَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِینَ؛ آنان در حالى که نزد پروردگار خویش‌اند هرچه بخواهند از جانب او در اختیارشان قرار خواهد گرفت این است سزاى نیکوکاران». سپس می‌فرماید آن‌ها که توبه کردند و پیامبر الهی را تصدیق کردند خداوند از بدترین گناه آن‌ها که شرک و بت پرستی است می‌گذرد وقتی که از بدترین گناه انسان که شرک باشد بگذرد یقیناً از گناهان کوچک هم می‌گذرد. « لِیُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِی كَانُوا یَعْمَلُونَ؛ آرى، آنان آن سخن راست را باور کردند تا خدا گناهان بزرگشان را که بدترین کردارهاست از آنان بزداید و پاداش اعمالشان را بر پایه نیکوترین عملى که مى‌کردند، به آنان بدهید.» نکته ظریفی که در این آیه وجود دارد این است که نگاه خداوند در بخشش و احسان دادن متفاوت است. یعنی اینکه وقتی می‌خواهد ببخشد می‌فرماید که از بدترین گناه انسان که شرک باشد می‌بخشم که قطعاً گناهان میانی را هم می‌بخشد اما در مقابل وقتی سخن از احسان می‌کند نمی‌گوید به خوبی‌های انسان یا همه خوبی‌های انسان پاداش می‌دهد بلکه کریمانه رفتار می‌کند و می‌گوید همه اعمال آن‌ها را به قیمت بهترین آن‌ها خریدارم مانند کسی که به میوه فروش می‌رود و می‌خواهد کریمانه با میوه فروش رفتار کند و همه میوهای خراب و سالم را به قیمت بهترین میوه و گران‌ترین میوه می‌خرد.

 

شفقنا





نوع مطلب : علامه جوادی آملی، حدیث، قرآن کریم، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پاداشی که خدا برای تعلیم قرآن به فرزندان می دهد چیست؟

درباره اهمیت تعلیم قرآن و احکام دین به فرزندان روایت های بسیاری از پیامبر و اهل بیت (که درود خدا بر ایشان باد) داریم.

در تمام این روایات بر اهمیت این تعلیم و پاداش و تشویق خداوند برای آن تاکید شده است.

گلچین خبرآنلاین از سخنان پیامبر گرامی(ص) در این باره را از کتاب مفاتیح الحیاة آیت الله جوادی آملی در ادامه می خوانید.

*در روایتی از پیامبر اکرم(ص) از کتاب الامالی آمده است:

«هر کس به فرزندش قرآن بیاموزد، روز قیامت پدر و مادر او را فرا می خوانند و دو جامه بر آن دو می پوشانند که از نور آن چهره های بهشتیان روشن می شود.»

* در روایتی از اصول کافی جلد ششم از رسول خدا (ص) می خوانیم:

«قرآن روز قیامت مردی رنگ پریده را می آورد و به پروردگارش می گوید: “این شخص، کسی است که من روزش را با تشنگی و شبش را به بیداری گرفته بودم و طمع او را به رحمت تو قوی تر کرده بودم و آرزوهایش را به مغرفت تو گسترده بودم، پس بر اساس گمان من درباره اش عمل کن.”

خدا می فرماید: “مُلک را به دست راستش و جاودانگی را به دست چپش دهید … پدر و مادرش را زیوری دهید که تمام دنیا با آنچه در آن است به ارزش آن نباشد”، پس همه مردم روز قیامت به آن پدر و مادر می نگرند و آن دو را عظیم می شمارند و خودشان نیز از این مقامشان به شگفتی فرو می روند و می پرسند: پروردگارا! این عظمت از کجاست؟ خدا می فرماید: “این عظمت به سبب آموختن قرآن به فرزندتان و تربیت او بر اساس دین اسلام و محبت پیامبر و علی است.”»

*در روایتی دیگر از کتاب جامع الاخبار از پیامبر(ص) می خوانیم:

«پیامبر (ص) به برخی کودکان نگریست و فرمود: “وای بر فرزندان آخرالزمان از ناحیه پدرانشان!” پرسیده شد: ای رسول خدا آیا از آن رو که پدرانشان مشرک اند؟ فرمود: “نه، بلکه از پدرانی که مومن اند و به فرزندانشان چیزی از واجبات دینی نمی آموزند، بلکه آنان را از آموختن منع می کنند و به سود اندکی از دنیا که از فرزندانشان به ایشان می رسد، رضایت می دهند و من از آن ها بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»

منبع : ofoghnews.ir



نوع مطلب : حدیث، علامه جوادی آملی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، پیامبر اکرم(ص)، قرآن کریم، تزکیه نفس، کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اوصاف اهل ذکر در بیان آیت الله جوادی آملی



وعده صادق به نقل از عقیق: متن زیر برگرفته از جلسات سلوک الهی آیت الله جوادی آملی درباره اوصاف اهل ذکر از نگاه امیرمومنان (ع) مرور می شود:

 
اگر به ما فرمودند: ﴿فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ﴾[1] یک طایفه از روایات مشخص فرمود که اهل ذکر واقعی اهل بیت (علیهم­السّلام) هستند که ما به اینها مراجعه کنیم و احکام و حِکَم دین را از اینها یاد بگیریم. شاگردان اینها هم باز اهل ذکر هستند که نمونه‌های آنها را وجود مبارک حضرت امیر (ع) ذکر می‌کند. «یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ وَ یَأْتَمِرُونَ بِهِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یَتَنَاهَوْنَ عَنْهُ»؛ اول خودشان از زشتی دور می‌شوند بعد مردم را می‌گویند از زشتی دور شوید؛ امر به معروف آنها نهی از منکر آنها از همین قبیل است.
بعد فرمودند اهل ذکر کسانی هستند که با موت اختیاری، این راهی را که دیگران باید بعدها طی کنند، گویا رفتند و طی کردند و در مقطع دیگر هستند و دارند سخنرانی می‌کنند. یک وقت است کسی در حضور ماست سخنرانی می‌کند حواسش هم به دنیاست و در دنیا واقعاً در دنیا دارد زندگی می‌کند، این حرفش کم اثر دارد؛ اما یک وقت است کسی عبور کرده براساس «موتوا قبلَ ان تموتوا»[2] و گویا از دنیا رفته گویا برزخ را پشت سر گذاشته یا در برزخ وقوف کامل دارد و آن صحنه بعد از مرگ را دارد می‌بیند و دارد گزارش می‌دهد؛
 
فرمود اهل ذکر این‌طور هستند: «فَکَأَنَّما قَطَعُوا الدُّنْیَا إِلَی الْآخِرَةِ» (یک)؛ این راه دنیا را طی کردند و بر‌اساس«موتوا قبلَ ان تموتوا» با موت اختیاری رخت بربستند. وقتی هم که به آخرت رسیدند، بعضی‌ها عبوری [و] با سرعت، سفری معنوی دارند؛ ولی فوراً بر می‌گردند به دنیا؛ ولی اهل ذکر این‌چنین نیستند اینها این راه را طی کردند، گویا رفتند به آخرت و آن‌جا ماندند دیگر اطلاع کامل دارند: «فَکَأَنَّما قَطَعُوا الدُّنْیَا إِلَی الْآخِرَةِ وَ هُمْ فِیهَا»؛ همان‌جا ماندند. وقتی آن‌جا باشند و اهل آن‌جا باشند، اطلاع کامل دارند که در برزخ چه می‌گذرد: «فَشَاهَدُوا مَا وَرَاءَ ذلِکَ»، چون آن‌جا ماندند تمام صحنه برزخ را مشاهده کردند. «فَکَأَنَّما اطَّلَعُوا غُیُوبَ أَهْلِ الْبَرْزَخِ فِی طُولِ الْإِقَامَةِ فِیهِ وَ حَقَّقَتِ الْقِیَامَةُ عَلَیْهِمْ عِدَاتِهَا»؛ گویا اینها تک‌تک اهل برزخ و قیامت را بررسی کردند، چه بر آنها گذشت را دارند می‌بینند، چه عده‌ای از فیض خدا طَرفی می‌بندند آنها دارند می‌بینند همه را دارند از نزدیک مشاهده می‌کنند؛ این‌چنین نیست که کتاب بخوانند و مطالعه کنند و بیایند سخنرانی کنند، بلکه احوال اموات را بعد از موت می‌بینند و دارند گزارش می‌دهند. اینها اهل ذکر می‌شوند.
«فَکَشَفُوا غِطَاءَ ذلِکَ لِأَهْلِ الدُّنْیَا»؛ آنچه اهل دنیا بعد از مرگ باید ببینند اینها الآن برایشان پرده‌برداری کردند رونمایی کردند که در برزخ چنین چیزی هست اهل گناه وضعشان چنین است اهل صواب وضعشان چنین است برای اینها کشف غطاء کردند. «حَتَّی کَأَنَّهُمْ یَرَوْنَ مَا لاَ یَرَی النَّاسُ وَ یَسْمَعُونَ مَا لاَ یَسْمَعُونَ»؛ گویا می‌بینند چیزی را که مردم نمی‌بینند گویا می‌شنوند چیزی را که مردم نمی‌شنوند.
«فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ لِعَقْلِکَ» که جوابش «لَرَأَیْتَ أَعْلاَمَ هُدًی» است که بعد از چند خط می‌آید؛ «فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ لِعَقْلِکَ فِی مَقَاوِمِهِمْ الَْمحْمودَةِ وَ مَجَالِسِهِمْ الْمَشْهُودَةِ وَ قَدْ نَشَرُوا دَوَاوِینَ أَعْمَالِهِمْ وَ فَرَغُوا لِمُحَاسَبَةِ أَنْفُسِهِمْ علی کُلِّ صَغِیرَةٍ وَ کَبِیرَةٍ أُمِرُوا بِهَا فَقَصَّرُوا عَنْهَا أَوْ نُهُوا عَنْهَا فَفَرَّطُوا فِیهَا وَ حَمَّلُوا ثِقَلَ أَوْزَارِهِمْ ظُهُورَهُمْ فَضَعُفُوا عَنِ الْاِسْتِقْلاَلِ بِهَا فَنَشَجُوا نَشِیجاً وَ تَجَاوَبُوا نَحِیباً یَعِجُّونَ إِلَی رَبِّهِمْ مِنْ مَقَامِ نَدَمٍ وَ اعْتِرَافٍ لَرَأَیْتَ أَعْلاَمَ هُدًی»؛ اگر وضع اینها را ببینی حال اینها را ببینی می‌بینی اینها پرچم هدایت هستند و حرف اینها شنیدنی است، برای اینکه اینها ظاهرشان و باطنشان همین‌طور است؛ گویا این نامه اعمالشان را گذاشتند دستورهای الهی را دیدند کمبود خودشان را می‌بینند گریه‌شان شروع شده، ناله‌شان شروع شده، توبه و انابه‌شان شروع شده، درخواست کمک از ذات اقدس الهی شروع شده، با یکدیگر هم که سخن می‌گویند با گلوی گرفته سخن می‌گویند از بس ناله کردند و ضجه زدند. اگر کسی باور کند که بعد از مرگ چه خبر است همین‌طور می‌شود.
«لَرَأَیْتَ أَعْلاَمَ هُدًی وَ مَصَابِیحَ دُجًی» ـ«دجی»؛ یعنی تاریکی ـ اینها مصباح تاریکی هستند، آن وقت فرشتگان اطراف اینها را گرفتند «وتَنَزَّلَتْ عَلَیْهِمُ السَّکِینَةُ». اگر ﴿أَنزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ﴾[3]، با آن سکینت و آرامش طمأنینه حاصل می‌شود. «وَ فُتِحَتْ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ»؛ درهای آسمان به روی اینها باز است.
وَ أُعِدَّتْ لَهُمْ مَقَاعِدُ الْکَرَامَاتِ فِی مَقْعَدٍ اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فِیهِ فَرَضِیَ سَعْیَهُمْ وَ حَمِدَ مَقَامَهُمْ یَتَنَسَّمُونَ بِدُعَائِهِ رَوْحَ التَّجَاوُزِ رَهَائِنُ فَاقَةٍ إِلَی فَضْلِهِ»؛ اینها در گرو فقر الهی هستند و فقرشان را فقط به ذات اقدس الهی ارجاع می‌دهند می‌گویند بالأخره ما نیازمندیم (یک)، خزائن سماوات و ارض هم به دست اوست (دو)، او هم فرمود کلیدش دعاست (سه)، این کلید هم به دست شماست (چهار)، با این کلید آن در را باز کنید.
وَ أُسَارَی ذِلَّةٍ لِعَظَمَتِهِ»؛ اسیر ذلت عظمت پروردگار هستند. «جَرَحَ طُولُ الْأَسَی قُلُوبَهُمْ وَ طُولُ الْبُکَاءِ عُیُونَهُمْ»؛ آن تأسف و اندوه قلب‌های اینها را مجروح کرده و چشم‌های اینها را گریانده است.
«لِکُلِّ بَابِ رَغْبَةٍ إِلَی اللَّهِ مِنْهُمْ یَدٌ قَارِعَةٌ»؛ هر دربی اگر در توبه باشد در رحمت باشد در استجابت باشد در استغاثه باشد در استعانت باشد، اینها دستشان به آن گیره درب است دارند دق‌الباب می‌کنند. هر جایی که خدا فرمود فلان کار، کار خیر است اینها دارند دق‌الباب می‌کنند هر جایی که در رحمت است اینها دارند می‌کوبند.
یَسْأَلُونَ مَنْ لاَ تَضِیقُ لَدَیْهِ الْمَنَادِحُ»؛ اینکه در کتاب‌های اصول می‌فرماید «مندوحه» دارد؛ یعنی جای جبرانی دارد جای وسیعی دارد؛ «وَ لاَ یَخِیبُ عَلَیْهِ الرَّاغِبُونَ»؛ درِ رحمت الهی طوری است که هیچ‌کسی ناامید و محروم برنمی‌گردد. در پایان این خطبه 222 این جمله نورانی را فرمود: «فَحَاسِبْ نَفْسَکَ لِنَفْسِکَ فَإِنَّ غَیْرَهَا مِنَ الْأَنْفُسِ لَها حَسِیبٌ غَیْرُکَ»؛ فرمود شما محاسبه خودتان را به عهده بگیرید کار به دیگری نداشته باشید، چون برای دیگری یک حسابگر دیگر هست.
 
پی نوشت ها:
[1] . سوره مطففین، آیه14.
[2] . سوره نحل، آیه43 ؛ سوره انبیاء، آیه7.
[3] . تفسیر ابن عربی، ج1، ص60؛ تفسیر المحیط الاعظم و البحر الخضم، ج 1، ص 59.
منبع:شبستان




نوع مطلب : علامه جوادی آملی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
توصیف آیت الله جوادی آملی در باب عظمت امیر المومنین(ع)
روشنی روز از قبال افراد روشن ضمیر است، طبیعت را آفتاب روشن می‌نماید، ولی جامعه بشری را اولیای الهی روشن می‌كنند، آنان روز را نور می‌دهند و شب را آباد و زنده می‌گردانند و زمان را فروغ می‌بخشند و زمین را بركت می‌دهند.
ویژه نامه ضیافت مشرق - برای كسانی كه خود را "شیعه" حضرت امام علی (ع) می‌دانند، ‌كسب شناخت و معرفت نسبت به شخصیت آن امام معصوم (ع) یك فریضه است و نباید در انجام آن غفلت روا دارند، كه هر نوع قصور و مسامحه در این امر، ‌زیان‌هایی چون از دست دادن فیض شناخت و آگاهی نسبت به كسی را به همراه دارد كه حتی بیگانگان در مقام والای او به شگفتی افتادند و سر به خضوع فرود آوردند.

مگر نه این است كه "شیعه" یعنی تابع و پیرو؟ و آیا جز این است كه تبعیت و پیروی از حضرت مولی الموحدین (ع) در گرو معرفت نسبت به شخصیت اوست و تا این شناخت و بینش به دست نیاید، "پیروی" تحقق عینی نمی‌یابد؟ بنابراین شخصیت شناسی امیرمومنان (ع) برای هر مدعی پیروی از آن پیشوای الهی، ضروری و حیاتی می‌باشد.

راستی چگونه می‌توان در برگرفتن جرعه‌هایی از اقیانوس بی‌كران شخصیت كسی كه جامع صفات متضاد و خصال گوناگون است، تسامح ورزید و در عین حال نامش را بر زبان جاری كرد و خود را محب او نامید؟ برای انجام وظیفه امام شناسی، مستحكمترین و راهبردی‌ترین شیوه، گوش جان سپردن به معارف و رهنمودهایی است كه آن پیشوای بزرگ درباره خود بر زبان جاری ساخته است،‌ اگر چه معتقدیم آنچه حضرت علی (ع) درباره خود فرموده، بسیار اندك است.
 
بدیهی است عالمان و اندیشمندان اسلامی كه خود در مكتب حضرت امام علی (ع) سال های مدید درس و حكمت آموخته‌اند،‌ در تبیین سخنان آن امام معصوم، دارای احاطه و نگرش‌های ژرف و همه جانبه می‌باشند،‌ و فقیه و اندیشمند معاصر حضرت آیت الله جوادی آملی از كسانی است كه كه دارای این مهارت خاص می‌باشد و ما را در این امر بینش و آگاهی می‌دهد.
شناخت مقام والای حضرت علی (ع) و شناساندن آن، جز برای امامان معصوم مقدور نیست. از این رو مناسب است برای شناخت آن حضرت به برخی از سخنان خود ایشان تمسك كنیم كه نشان دهنده اعتلای مقام حكیمانه وی است.

1. در خطبه 192 از نهج‌البلاغه هنگامی كه ظهور اسلام را تشریح می‌كند و رسول اكرم (ص) را می ستاید، می‌فرماید:  رسول اكرم (ص) مرا در همان اوایل زندگی در دامن خویش می‌پروراند و هر روز بابی از علم و اخلاق به روی من می‌گشود و مرا به اقتدای آن فرا می‌خواند، "یرفع لی فی كل یوم من اخلاقه علما و یامرنی بالاقتداء به"،‌ و هر سال كه مجاور كوه حرا می‌شد و در جوار آن به عبادات می‌پرداخت، من او را می‌دیدم و جز من كسی وی را نمی‌دید، "و لقد كان یجاور فی كل سنه بحراء ‌فاراه و لایراه غیری".
 
در خانه‌ای كه اسلام در آن ظهور كرده بود غیر از رسول اكرم (ص) و خدیجه (ع) كسی نبود و من سومین نفر آن دو بودم. نور وحی و رسالت را می‌دیدم و نسیم نبوت را استشمام می‌كردم، "ولم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول الله (ص) و خدیجه و انا ثالثهما. اری نور الوحی و الرساله و اشم ریح النبوه".

آن شامه غیبی كه نسیم غیبی را استشمام می‌كند و در انبیا (ع) وجود داشت، در علی (ع) ‌نیز بود. وقتی برادران یوسف از مصر حركت كردند و پیراهن وی را به همراه خود آوردند،‌ حضرت یعقوب در فاصله چندین فرسنگی (ع) با قاطعیت و تاكید فرمود: من نسیم و بوی یوسف را استشمام می‌كنم،‌ "انی لاجد ریح یوسف لولا ان تفندون" (1)

شامه‌ای كه از غیب می‌بوید، شامه‌ای ملكی و مادی نیست،‌ چنان كه نبوت نیز مربوط به عالم طبیعت و ملك نیست و تنها با حس بویایی ملكوتی می‌توان نبوت را كه امری غیبی است، تشخیص داد.

علی (ع) نیز می فرماید: من هنگام نزول وحی بر پیامبر، صدای ناله شیطان را می‌شنیدم. به رسول اكرم (ص) عرض كردم: این ناله و فریاد چیست؟ فرمود: این افسوس شیطان است كه فهمید دیگر پرستش نمی‌شود، چون جایی كه وحدت و نبوت و رسالت حكومت كند، آنجا شیطان عبادت نمی‌شود، "ولقد سمعت رنه الشیطان حین نزل الوحی علیه (ص) فقلت: یا رسول‌الله ما هذه الرنه؟ فقال: هذا الشیطان قد ایس من عبادته". آنگاه فرمود: ای علی هر چه را من می‌بینم تو نیز می‌بینی و هر چه را من می‌شنوم، تو نیز می‌شنوی، جز آن كه تو پیامبر نیستی،‌ لیكن وزیر من هستی و تو بر پایه خیر استواری: "انك تسمع ما اسمع و تری ما اری الا انك لست بنبی و لكنك لوزیر و انك علی خیر" (2)

2. حضرت علی (ع) در خطبه سوم كه به خطبه "شقشقیه" معروف است، می‌فرماید: "ینحدر عنی السیل ولایرقی الی الطیر"، من آن كوه بلندم كه سیل علوم از من سرازیر می‌گردد! چون هر كوهی سیل‌خیز نیست و سیل فقط از كوه بلند و مرتفع برمی‌خیزد و هیچ پروازكننده‌ای به مقام اوج گرفته من پر نمی‌كشد.
فكر اندیشمند عادی به مقام والای علی بن ابی‌طالب راه نمی‌یابد و تحمل هضم و فراگیری علوم سیل گونه این حكیم الهی مقدور افراد عادی نیست، زیرا در برابر سیل نمی‌توان ایستاد، بلكه باید از كناره‌های آن به قدر توان بهره برد.
3. آن حضرت در خطبه 189 در بیان مقام علمی خود می‌فرماید: "ایهاالناس! سلونی قبل ان تفقدونی فلانا بطرف السماء اعلم منی بطرق الارض".

در این كلام آن حضرت برای خود دو نشئه قایل است،‌ چنان كه جهان نیز دو نشئه دارد، عالم ظاهر و عالم باطن، عالم غیب و عالم شهادت. ایشان می‌فرماید: جنبه غیبی من قوی‌تر از جنبه شهادت من است! آگاهی من به علوم آسمانی بیش از آگاهی من به علوم زمینی است! زیرا غیب قوی‌تر از شهادت است و با خبران از غیب عالم قوی‌تر از مرتبطان به عالم شهادت هستند.

4. در خطبه 175 می‌فرماید: والله لو شئت ان اخبر كل رجل منكم بمخرجه و مولجه و جمیع شانه لفعلت!‌ و لكن اخاف ان تكفروا فی برسول الله (ص) الا و انی مفضیه الی الخاصه ممن یومن ذلك منه.
سوگند به خدا، اگر بخواهم جریان زندگی شما، آغاز و انجام آن، و ورود و خروج شما را در كارها تشریح كنم، می‌توانم،‌ چون از گذشته و آینده شما - به اذن خدا - آگاهم،‌ ولی خوف دارم كه تاب نیاورید و بگویید: چگونه رسول خدا چنین نفرمود و علی (ع) می‌گوید،‌ پس علی (ع) از رسول خدا (ص) بالاتر است و این مساله زمینه انحراف فكری شما را فراهم سازد. آگاه باشید كه با موالیان مورد اطمینان بعضی از اسرار عالم را در میان می‌گذارم. این نمونه‌ای از احاطه علمی علی (ع) به جهان غیب است و جهان غیب بر جهان شهادت احاطه دارد.

5. در خطبه 158 خود را سخنگوی وحی معرفی می‌كند و می‌فرماید: ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ینطق و لكن اخبركم عنه الا ان فیه علم ما یاتی و الحدیث عن الماضی و دواء دائكم و نظم ما بینكم.
 
قرآن سخن می‌گوید،‌ شما از قرآن بپرسید،‌ ولی هرگز حرف نمی‌زند، لیكن من سخنگوی قرآنم و شما را از محتوای آن آگاه می‌سازم. آگاه باشید كه علم آینده، سخن از گذشته، داروی دردها و نظم امور زندگی شما در قرآن است.

6. در خطبه 109 می‌فرماید: ما درخت نبوتیم،‌ درخت نبوت در خاندان ما ریشه دارد و فیض رسالت در این خانواده فرود می‌آید و فرشته‌های خدای متعال با خاندان ما رفت و آمد دارند و قرارگاه علم ما هستیم و چشمه‌سار حكمت‌ها ماییم، "نحن شجره النبوه و محط الرساله و مختلف الملائكه و معادن العلم و ینابیع الحكم".

كانون و كان علم و حكمت علی و اولاد علی (ع) هستند و همان‌گونه كه قرآن كریم در تشریح حكمت گویا و رسا است، امیرمومنان (ع) نیز كه شاگرد بارز این كتاب و قرآن ناطق است، بهترین بیانگر حكمت خواهد بود.

وصفی كه خدا برای قرآن بیان فرمود، علی (ع) نمونه آن صفت را برای خود تشریح می‌كند، خدا در عظمت قرآن می‌فرماید: "لو انزلنا هذا القران علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیة الله"، آن قدر این قرآن وزین است كه اگر آن را بر كوه نازل كنیم، كوه متلاشی می‌شود.

همان گونه كه هضم مسایل سنگین برای همه میسر نیست و بسا افرادی را به صداع و سردرد مبتلا می‌كند،‌ معارف بلند قرآن كوه را به صداع،‌ تفرق و تلاشی مبتلا می‌كند، و این مثلی است كه ممثل را روشن می‌سازد: "و تلك الامثال نضربها للناس" (3)

امرمومنان (ع) نیز پس از درگذشت سهل بن حنیف انصاری كه از اصحاب دیرینه و شاگردان مكتب مولی‌الموحدین بود، فرمود: اگر كوه بخواهد محبتم را هضم كند، متلاشی می‌شود: "لو احبنی جبل لتهافت" (4) یعنی تحمل محبت، هضم ولایت و معرفت علی (ع) مقدور كوه نیست، همان گونه كه هضم معانی بلند قرآن مقدورش نیست.
7. در كلمه قصار 184 می‌فرماید: "ما شككت فی الحق مذ اریته"، از آن لحظه‌ای كه حق را به من نمایاندند و حق مشهود من شد، در آن شك نكردم.

آری! علی (ع) كه بر فطرت توحید زاده شده است، "فانی ولدت علی الفطره" از لحظه‌ای كه حق را به آن حضرت نشان دادند، در آن شك نكرد و تا آخر نیز بر آن استوار ماند.
8. امیرمومنان حضرت علی (ع) در یكی از نامه‌هایی كه برای معاویه مرقوم فرمودند، مقداری از فضایل اهل بیت را تشریح كرده، می‌فرماید: اگر خداوند در قرآن از خودستایی و بر شمردن فضایل خود نهی نفرموده بود، (فلا تزكوا انفسكم) (6) من گوشه‌ای از فضایل خانوادگی خود را برمی‌شمردم، "و لولا مانهی الله عنه من تزكیة المرء نفسه، لذكر ذاكر فضائل جمه". این كار شمارش نعمت‌های خدا در كمال خضوع و بندگی است. سپس می‌فرماید: "فانا صنائع ربنا ولناس بعد صنائع لنا" (7) ما ساخته شده و دست پرورده خدای خویش هستیم، ما ساخته ربوبیت حقیم و دیگران دست پرورده ما هستند. ما علوم الهی را از مكتب "الله" آموختیم و دیگران از ما فرا گرفتند. ما در كنار سفره وحی نشسته‌ایم و سایرین در كنار سفره ارشاد ما. ما در آموختن علوم و معارف نیازی به غیر خدا نداریم، ولی دیگران نیازمند ما هستند كه مجرای فیض خداوندیم.
این جمله بلند در یكی از توقیعات حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) نیز آمده است: "نحن صنائع ربنا و الناس بعد صنائعنا". (8)

شاگرد مستقیم خدای عزیز حكیم خود نیز حكیم است. رسول اكرم (ع) كه قرآن حكیم را از نزد خدای حكیم آموخت، حكیم است و علی ابن ابی طالب (ع) نیز كه طبق آیه مباهله (آل عمران، 61) به منزله جان رسول اكرم (ص) و مانند نفس مطهر او محسوب شده، از همین مكتب و علم لدنی برخوردار است، و چشمه‌های حكمت از جان او می‌جوشد.
 
اگر كسی چهل روز "خالصا لوجه الله" زندگی كند و تمام برنامه چهل روزش برای رضای خدا باشد. مضمون (قل ان صلاتی و نسكی و محیای و مماتی لله رب العالمین" (9) در جانش تجلی كند، چشمه‌های حكمت از جانش می‌جوشد و بر زبانش جاری می‌شود، قال رسول الله (ص): "من اخلص لله اربعین یوما فجر ‌الله ینابیع الحكمه من قلبه علی لسانه" (10)
علی (ع) كه تمام عمر را "خالصا لوجه الله" زندگی كرد، در حكمت نظری به جایی رسید كه فرمود: آن چه از هم اكنون تا قیامت رخ می‌دهد، از من نمی‌پرسید، جز آن كه شما را آگاه می‌كنم، "لتسألوننی عن شیء فیما بینكم و بین الساعه... الا انباتكم". (11)
این تحدی غیر از جمله‌ای است كه فرمود: "ایها الناس سلونی قبل ان تفقدونی فلانا بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض" (12) پیش از آن كه مرا در بین خود نیابید، آن چه می‌خواهید بپرسید كه من به راه‌های آسمان از راه‌های زمین آشنا‌ترم.
چنین انسانی كه بر بام طبیعت مشرف است و به جهانی راه یافته كه بر طبیعت مسلط است، در حكمت نظری و عملی حكیمی كامل، نامور و متاله خواهد بود.

9. در خطبه 192 نهج البلاغه می‌فرماید: من جزو گروهی هستم كه در راه خدا از سرزنش ملامت كنندگان باز نمی‌ایستند، سیمای آنان سیمای صدیقان است، یعنی كسانی كه هم در مقام اعتقاد صادقند و هم در مقام اخلاق و عمل. صدق در این سه قسم برایشان ملكه و راسخ شده است، "و انی لمن قوم لا تأخذهم فی الله لومه لائم سیما هم سیما الصدیقین"، و گفتارشان گفتار افراد نیك است، "و كلامهم كلام الابرار". شب را زنده و آباد نگه می‌دارند، "عمار اللیل". شب آنان معمور است، نه بایر و مخروب، شب را به خواب نمی‌گذرانند تا مخروب و ویران باشد، آن كس كه در خواب است، شب زنده و آباد ندارد:

گریه شام و سحر شكر كه ضایع نگشت           قطره باران ما گوهر یكدانه شد
زنده بودن شب و آباد كردن آن موجب روشن شدن روز و آبادی آن می‌شود، "و منار النهار".
روشنی روز از قبال افراد روشن ضمیر است، طبیعت را آفتاب روشن می‌نماید، ولی جامعه بشری را اولیای الهی روشن می‌كنند، آنان روز را نور می‌دهند و شب را آباد و زنده می‌گردانند و زمان را فروغ می‌بخشند و زمین را بركت می‌دهند.

به ریسمان قرآن چنگ می‌زنند، "متمسكون بحبل القرآن"، سنت‌های خداوند و رسول را احیا می‌كنند و مقررات الهی را زنده نگه می‌دارند، "یحیون سنن الله و سنن رسوله"، اهل تكبر و برتری طلبی و تجاوزگری و فساد نیستند، "لا یستكبرون و لا یعلون و لا یفسدون".

آنگاه در پایان خطبه می‌فرماید: دل‌های آنان در بهشت است و بدن‌هایشان در كار و كوشش، "قلوبهم فی الجنان و اجساد هم فی العمل" (13) جانشان در آن عالم است و جسمشان در این عالم، یعنی هم زمان با این كه جسم آنها مشغول عمل است، جان آنان در بهشت متنعم است.
10. در خطبه 197 درباره این كه پیرو راستین وحی بود و لحظه‌ای از مسیر وحی فاصله نگرفت، می‌فرماید: "انی لم ارد علی الله ولا علی رسوله ساعه قط"، من لحظه‌ای در برابر فرمان خداوند و رهبری‌های رسول اكرم (ص) نایستاده و آن را رد نكردم، بلكه مطیع محض بودم.

در پایان همین خطبه می‌فرماید: "فوالذی لا اله الا هو انی لعلی جاده الحق و انهم لعلی مزله الباطل"، سوگند به خدا من در مسیر حق و در جاده حقیقت هستم و آنها كه مخالفند در لغزشگاه باطل قرار دارند.

آن چه گذشت، نمونه‌هایی كوتاه از معرفی حضرت علی بن ابی طالب (ع) از زبان خود آن حضرت (ع) بود، "آفتاب آمد دلیل آفتاب"، چون شخصیتی مانند ایشان را باید رسول اكرم (ص) و یا خود او معرفی كند، چنان كه رسول اكرم (ص) خطاب به امیرمومنان (ع) می‌فرمایند: غیر از خدا و من، كسی تو را آن گونه كه شایسته‌ است، نشناخت، "ما عرفك حق معرفتك غیر‌ الله و غیری" (14)
 
پاورقی
1. سوره یوسف، آیه 94
2. نهج البلاغه، خطبه 192
3. سوره حشر، آیه 11
4. نهج البلاغه، حكمت 111
5. همان مدرك، خطبه 57
6. سوره نجم، آیه 32، خودتان را پاك نشمارید.
7. نهج‌البلاغه، نامه 28
8. بحارالانوار، ج 53، ص 178
9. سوره انعام، آیه 162
10. بحارالانوار، ج 67، ص 249
11. نهج البلاغه، خطبه 93
12. همان، خطبه 189
13. نهج البلاغه، خطبه 192
14. بحارالانوار، ج 39، ص 84

منبع: فردا




نوع مطلب : امام علی(ع)، علامه جوادی آملی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گفتاری از آیت الله علامه جوادی آملی:

نیایش و دعا در شب قدر، مناجات با خدائی كه مُبدّلُ السّیئاتِ بِالحَسَنات(1) است؛ سهم مؤثری در تغییر برنامه‌های گذشته دارد.

پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- آیت‌الله علامه جوادی آملی- در كنار سفره مهمانی خدای سبحان كه با نزول قرآن از بندگانش پذیرائی می‌كند و در كنار مائده عترت طاهرین كه با حدیث قُدسی و سنّت معصومانه آنان از بندگان خاص خود ضیافت به عمل می‌آورد؛‌ شما برادران و خواهران بزرگوار، مخصوصاً جوانها روز را به ضیافت روزه باریتعالی گذرانده‌اید، شب را به عبادت و تهجّد و عرض ولایت سپری كرده‌اید. به سحر شب رسیده‌اید، كه فیضش از دیگر مقاطع شب برتر و بالاتر است.

 ولی عصر (عج)؛ مهماندار ملائكه
لیلة قدر رائحه‌ای دارد كه اگر كسی بوی شب قدر را استشمام كرد، بوی بهشت به مشامش رسیده است. دشمنان دین برای اینكه با قرآن ناطق مبارزه كنند، اصل عظمت لیله قدر را به دست فراموشی سپرده‌اند. عدّه‌ای منكرند و بر این پندار باطلند كه با رحلت رسول اكرم (ص)، شب قدر هم رخت بر بسته است و دیگر قدری نیست! زیرا با انكار لیله قدر، ولایت را و عظمت ولیّ هر عصری و امام آن زمان را در هم شكسته‌اند و ائمه (علیهم السَّلام) به ما تأكید كرده‌اند، اصرار كرده‌اند كه شب قدر را با ولایت اهل بیت زنده نگه بدارید و با دیگران به عنوان شب قدر احتجاج كنید، بگویید: چون شب قدر همیشه هست، در تمام ماه مبارك رمضان شب قدر هست و در تمام شب‌های قدر فرشتگان نازل می‌شوند و فرشتگان مقدّرات و معارف را از آسمان به زمین می‌آورند ؛ مهماندار این همه فرشته‌ها كیست؟ آنكه همه معارف و مقدّرات را از ملائكه تحویل می‌گیرد، كیست؟ آیا در زمین ولیّ زمین و زمانی هست كه مهماندار ملائكه باشد یا نه؟! حتماً در هر عصر و در هر زمینی وجود مبارك ولی‌عصر حضور و ظهور دارد، تا مهمانی همه فرشتگان را كه مقدّرات آسمانی را به همراه دارند، تحویل بگیرد. 

سهم مهم دعا در تنظیم مقدّرات شب قدر
مقدّرات با دعا و نیایش و صله رحم و صدقه و احسان قابل تغییر است. آنچه در شب قدر می‌گذرد، این است كه اگر فلان كس این راه را طی كند، با این امور خیر مأنوس باشد؛ فلان خیر هم به او می‌رسد. لذا نیایش و دعا در شب قدر، مناجات با خدائی كه مُبدّلُ السّیئاتِ بِالحَسَنات(1) است؛ سهم مؤثری در تغییر برنامه‌های گذشته دارد. آینده را با همین نیایش‌ها و دعا و تصمیم و عزم نشأت گرفته از این نیایش و دعا می‌توان ساخت و باید هم ساخت. 

گفتند: لیله قدر هم فضایش و لطافت هوایش، لطافت بهشت است و هم رائحه دل‌انگیز بهشت دارد. اگر در شما حالتی پدید آمد كه احساس نشاط ملكوتی كردید ولو یك لحظه؛ همان یك لحظه را مغتنم بشمرید، زیرا معلوم می‌شود پرده كنار رفت؛ و پشت پرده را كه اسرار غیبی است، نشان داده‌اند. برای برخی‌ها از اوّل شب تا آخر شب این حالت پدید می‌آید، برای بعضی‌ها در پاسی از شب، برای برخی‌ها مثل برق خاطف زود می‌گذرد؛ ولی بالأخره شب قدر هوای او هوای بهشت و بوی او بوی بهشت است. زیرا مجموعه قرآن و عترت در شب قدر ظهور خاص دارند. 

اجابت همه انسانها، حتّی افراد خدانشناس در (شب قدر) 
در این شب خدا هیچ مهمانی را بدون اجابت از در خانه ضیافت خود محروم نمی‌كند. زیرا خدای سبحان نخوانده را می‌پذیرد، چه رسد به خوانده‌ها را! آنها را كه ذات أقدس إله به رسمیّت نمی‌شناسد، به آنها پاسخ مثبت می‌دهد، چه رسد به كسانی كه در پیشگاه خدا و قرآن و عترت معروفند. در دعاهای ماه رجب خوانده‌ایم كه ذات أقدس إله به كسانی كه خدانشناسند، محبت دارد؛ چه رسد به خداشناسان! در دعاهای ماه پربركت رمضان هم می‌خوانیم: خدایا! تو دعوت كرده‌ای، تو ناخوانده‌ها را می‌پذیری، چه رسد به دعوت شده‌ها!! تو دعوت كردی، گفتی: بخوان. ما هم آمدیم، تو را می‌خوانیم؛ ممكن نیست تو به وعده‌ات اجابت نكنی. اینكه در دعاها می‌گوئیم: خدایا! به وعده‌ات عمل كن؛ این نه برای آن است كه ذات أقدس إله (معاذالله) خُلف وعده می‌كند! خُلف وعده حكیم، محال است، گرچه خُلف وعیدش ممتنع نیست. او ممكن است تهدید بكند و بترساند، ولی به تهدیدش عمل نكند. اِرعاب بكند، ولی كسی را مرعوب نكند و بگذرد؛ ولی ممكن نیست وعده بدهد، به وعده عمل نكند! 

عدم خُلف وعده الهی نسبت به بندگان
اینكه ما در دعاها به حضرتش عرض می‌كنیم: خدایا! آنچه را وعده دادی عمل بكن؛ نه برای آن است كه او به وعده عمل نمی‌كند، بلكه برای یكی از این دو نكته است؛ یا ما خود را واجد شرائط وعده او نمی‌بینیم، می‌گوییم‌: خدایا! تو درباره نیكان و بندگان روزگار وعده دادی؛ معلوم نیست كه ما واجد شرائط باشیم، روزه ما مقبول باشد‌! ولی آن وعده‌ای كه به بندگان روزه‌دار دادی، به ما هم بده. یا برای آن است كه گفت‌وگو با محبوب لذیذ است، خود مناجات لذیذ است، خود راز و نیاز لذّت‌بخش است؛ نه برای آن است كه او خُلف وعده می‌كند (معاذ الله)! نه برای آن است كه ما واجد شرائط وعده نیستیم! إن شآءَ الله همگان واجد شرائط وعده‌اند، او هم كه خُلف وعده نمی‌كند؛ لكن راز گفتن و زمزمه كردن با محبوب دلپذیر است. در چنین فضائی كه همگان گفته‌اند: یاالله، در چنین فضائی كه سالمندان و میانسالان و نوسالان گفتند: یاالله؛ قرآن خواندند، اشك توسل ریختند و اشك ندامت جاری كردند و ذات أقدس إله هم كه به این اشك بها می‌دهد؛ زمینه برای رازگوئی با خدا فراهم است. 

استشمام هوای دلپذیر بهشتی به وسیله شامه قلب انسان در شب قدر
اینكه عرض شد: گاهی ممكن است در تمام شب قدر انسان هوای بهشت را استنشاق كند یا در مقطعی از شب رایحه بهشت را استشمام كند؛ برای آن است كه برخی در صدر و ساقه شب، قلب شفافی دارند، برخی‌ها در مقطعی از شب دل بهشتی دارند. اوّلین شرط آن است كه قلب ما بهشتی شود، زیرا اگر استنشاق است، با شامّه قلب است كه انسان آن رایحه را، یا آن فضا و هوای لطیف را استنشاق و استشمام می‌كند. قلب بهشتی‌ها از خیانت و كینه و عداوت منزّه است، قلبی است سلیم كه با توحید ناب وارد بهشت شده‌اند؛ نه غیر خدا در آن قلب حضور دارد، نه كینه كسی در آن قلب رخنه كرده است! 

طهارت قلب از غبار كینه، وسیله انعكاس «محبوب» در آینه دل 
با چنین دلی إن شآءَ الله با محبوبمان مناجات كنیم. حقّی اگر از كسی بر عهده ماست، تصمیم قطعی بگیریم كه آن حق را اداء كنیم. حقّی اگر از ما بر عهده كسی است، هم اكنون مصمّم بشویم كه او را حلال كنیم؛ تا كینه كسی در قلب ما نباشد، بد كسی را نخواهیم. اگر این قلب شفاف شد، آنگاه آن را به سمت نورُ السَّمواتِ وَالأرض(2) نگه بداریم تا در این آینه شفاف فیض آن نورُ السَّموات بتابد. آنكه آینه‌اش را غبار‌آلود كرد، چیزی در آینه دلش منعكس نمی‌شود؛ یا آینه شفاف را به سمت غیر خورشید نگه داشت، عكسی از آفتاب در آینه‌اش جلوه نمی‌كند. این دو كار وظیفه ما بندگان است كه قلب را شفاف و آینه‌گونه كنیم، اوّلاً؛ و به سمت محبوبمان نگه بداریم، ثانیاً. اگر این قلب مثل آینه شد و اگر به سمت (بِكَ یا اَلله) متوجه شد، آنگاه فیض و فوز خاصّ الهی در این دل می‌تابد. 

پس اوّلین شرط آن است كه غیرخدا را از صحنه دل بزداییم و كینه احدی را به دل راه ندهیم. آنگاه از گذشته‌های زشتمان نادم باشیم، تصمیم قطعی بر تدارك و جبران در آینده بگیریم و بگوئیم : خدایا! در كنار سفره مهمانی تو با دست نیاز آمدم. هیچ چیزی به همراه نیاوردم، مگر احساس مذلّت و بردگی و بندگی و فقر در پیشگاه ملكوتی تو : أنتَ الخالِقُ وَ أنَا المَخلُوق، أنتَ الغَنِیُّ وَ أنَا الفَقیر، أنتَ الحَیُّ وَ أنَا المَیِّت(3)؛ این زمزمه‌ها را كه در طول سحرها در طی این یك ماه گفتید و می‌گویید إن‌شآءَ الله، اینها وسیله‌ای است كه یك انسان سالك را به پیشگاه ذات أقدس إله آشنا می‌كند. با این امید كه هرگز او بنده‌ای را ناامید نمی‌كند، با شفیع قرار دادن انبیاء و اولیاء در كنار صحف آسمانی، با شفیع قرار دادن عترت طاهرین (علیهم‌السَّلام) در كنار قرآن كریم، با ذات أقدس إله گفت‌وگو می‌كنیم. 

چگونگی درخواست ادعیه از خدای سبحان در شب قدر
حاجت‌های عمومی ‌مسلمانهای مشرق و مغرب عالم را در درجه اوّل در نظر می‌گیریم، محرومان و مستضعفان جهان اسلامی، مخصوصاً فلسطینی‌های مظلوم را در نظر می‌گیریم، محرومان افغانستان و كشورهای زیر سلطه بیگانگان را در نظر می‌گیریم، استقلال و امنیّت و تمامیّت أرضی كشور صاحب‌الزّمان و اهل‌بیت، ایران اسلامی ‌را در نظر می‌گیریم؛ بعد از این حوائج عمومی، سلامتی نظام و مقام معظّم رهبری، صیانت دولت و ملّت و مملكت و تمامیّت أرضی، همه اینها را كه در نظر گرفتیم، حوائج خاصّه را از نظر دور ندارید، درمان بیماری بیماران، مخصوصاً جانبازان عزیز، حلّ مشكلات و معضلات دولت و ملّت، رفع نیازهای فردی و اجتماعی،‌ شفای بیماری بیماران داخل و خارج و توسعه اقتصادی و ادای دیون و دهها مشكلاتی كه هر كسی با آن روبه‌رو است؛ اینها را در پیشگاه ذات أقدس إله مطرح كنیم، مطمئن باشیم در برابر قدرت بیكران ذات أقدس إله، حلّ همه این معضلات در طَرَفهُ العِین میسور و مقدور هست. 

(1)- ر.ك: صحیفه سجادیه/ دعای 2
(2)- اشاره به:  نور/ 35
(3)- مستدرك الوسائل/ 7/ 446.





نوع مطلب : علامه جوادی آملی، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گفتاری از آیت‌الله‌ علامه جوادی آملی

اگر این دو عنصر فراهم شد، یعنی جامعه از تقلید به در آمد، محقق شد نه در قبول، نه در نكول بیراهه نرفته است، این پیرو راستین امام حسن مجتبی(ع) است.

پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- آیت‌الله علامه عبدالله جوادی آملی- شخصیت ملكوتی امام حسن مجتبی كه كریم اهل بیت(علیهم الصلاه و علیهم السلام) در سیره و سنت و سریرت آن بزرگوار نهفته است. بیانات نورانی آن بزرگوار همانند قرآن در دو محور اصیل و اصلی دور می‌زند: یكی تعلیم و دیگری تزكیه.

چون جامعه انسانی را اندیشه و انگیزه اداره می‌كند، انسان موجودی است كه متفكر و مختار است با برخی از شئونش می‌اندیشد و با برخی از آن اندیشه‌ها را پیاده می‌كند. اگر این دو شأن انسانی اصلاح بشود، تمدن راستین اسلام كه در تدین او نهفته است، عملی خواهد بود.

اصرار قرآن كریم بر تعلیم و تزكیه بر همین مبناست. انسان نه بیش از این دو شأن شأنی دارد و نه شئون او كمتر از این دو شأن است؛ یعنی می‌اندیشد و برابر آن اندیشه‌اش اراده، نیت، اخلاص و عمل دارد. این تعلیم و تزكیه از همین مجراست. تعلیم مقدمه تزكیه است و تزكیه مقدم بر تعلیم.

آنچه در قرآن كریم به صورت تعلیم و تزكیه یاد شده است، در سخنان نورانی امام حسن مجتبی(ع) طبق نقل ثقه‌الاسلام كلینی(ره) چنین آمده است آن حضرت فرمود: «كونوا أوعیه العلم و مصابیح الهدی».(1)

یعنی شما ـ امت اسلامی ـ نه تنها به طرف علم و به سراغ علم بروید، نه تنها عالم و دانشمند باشید، بلكه ظرفیت وجودی شما ظرف علم باشد؛ وعای دانش باشید، در هویت شما غیر دانش چیزی جا نگیرد، فسون و فسانه را به جانتان راه ندهید، اسطوره و قصه‌های غیر كارآمد را در حریم جانتان جا ندهید. وقتی عالم شدید، جانتان ظرف دانش شد، بكوشید با این دانش و با عمل كردن این دانش، مصباح هدایت باشید و چراغ فروزان هدایت و راهنمایی دیگران، تا نه بیراهه بروید، نه راه كسی را ببندید.

بخشی از دین دعوتی به فراگیری علم می‌كند كه: «اُطلبوا العلم»(2) یا «طلب العلم فریضه»(3) از نظر زمان و زمین تمام عنصرها را محفوف به علم كرده است؛ چه فرمود؟ از نظر زمین تا به چین بروید، عالم بشوید؛ از نظر زمان هم فرمود اگر برای فراگیری علم احقابی از عمر را بگذرانید، بجاست؛ این اصل اول كه «طلب العلم فریضه».

سه علم اصلی
اصل دوم آن است كه چه علمی را فرا بگیریم؟ حوزه‌ها و دانشگاهها در محور چه علومی دور بزنند؟ سه علم را به عنوان علوم اصلی ذكر فرمود كه هر كدام از اینها زیر مجموعه فراوانی دارند. فرمودند: « انما العلم ثلاثه آیهٌ محكمه، أو فریضهٌ عادله، أو سنهٌ قائمه».(4) این سه علم زیر مجموعه فراوانی دارد كه بنا بر این حوزه‌ها و علما و دانشوران دانشگاهها باید این سه علم را محور اصلی قرار بدهند كه مربوط به هویت انسان است.

بعد از اینكه این علوم فرا گرفته شد و نیروی اندیشه تأمین شد و ظرفیت اندیشه به كمال و تمام رسید، انسان موظف است اینها را پیاده كند. مسئله اراده، نیت، تصمیم، عزم كاملاً جدا از مسئله تصور و تصدیق و جزم است. جزم برای عقل نظری عزم برای عقل عملی؛ عقلی كه «عُبد به الرحمن و اكتسب به الجنان».(5)

«عقل عملی» مسئول اراده و نیت و اخلاص و تصمیم و قصد است؛ «عقل نظری» مسئول تصور و تصدیق و قیاس و استقرا و تجربه و مانند آن از مسائل محوری اندیشه است. اگر اندیشه به نصاب رسید، انسان منزه از تقلید این و آن بود، محققانه دانشمند شد و انگیزه هم و عزم هم به نصاب رسید، آنچه را فهمید، عمل كرد، عالم عادل شد، چنین انسانی مشمول بیان نورانی امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) است كه طبق نقل كلینی حضرت چنین فرمود: «كونوا أوعیه العلم و مصابیح الهدی»؛ یعنی ظرف دانش و وعای معرفت باشید در بخش اندیشه، و چراغ هدایت باشید در بخش انگیزه. نه تنها راه خود را ببینید، نه تنها راه دیگران را نبندید، بلكه به دیگران راه بدهید، راهنمایی كنید، مصباح هدایت باشید.

اگر از ذوات قدسی اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان مصابیح هدا یاد می‌شود و اگر درباره شخص سید شهدا حسین بن علی(علیهما آلاف التحیه و الثناء) به عنوان مصباح هدایت یاد شد، این مربوط به آن قله هدایت و مصباح بودن است، وگرنه پیروان آن ذوات قدسی سهمی از چراغ هدایت را خواهند داشت.

وجود مبارك كریم اهل بیت فرمود چراغ هدایت باشید «كونوا أوعیه العلم و مصابیح الهدی». اگر جامعه از این محورها بهره حسن و زیبا ببرد و خود را به كمال برساند، تمدنی پیدا خواهد كرد كه در متن تدین او نهفته است و كریم بودن آن ذات مقدس هم بر اثر سخا و جود و بخشش بود كه وجود مباركش بسیاری از نیازمندیهای نیازمندان را برطرف می‌كرد.

اگر این دو عنصر فراهم شد، یعنی جامعه از تقلید به در آمد، محقق شد نه در قبول، نه در نكول بیراهه نرفته است، این پیرو راستین امام حسن مجتبی(ع) است.

محوریت علم

قرآن كریم نه تنها ما را به علم دعوت كرد، فرمود فقط در محور علم سخن بگویید، در محور علم چیزی بنگارید، در محور علم تدریس، تصنیف، تألیف داشته باشید. انسان یا چیزی را قبول دارد یا چیزی را نكول، یعنی یا چیزی را تصدیق می‌كند یا چیزی را تكذیب؛ قرآن كریم محور تصدیق را علم قرار داد و مدار تكذیب را نیز علم قرار داد، فرمود: اگر چیزی را قبول كردی و تصدیق می‌كنی، باید محققانه باشد: «ولا تقفُ ما لیس لك به علمٌ إن السمع والبصر والفُؤاد كُل أُولئك كان عنهُ مسئُولا»(6) و اگر چیزی را تكذیب كردی و نفی كردی، باید محققانه باشد، وگرنه گرفتار آیه‌ای می‌شوی كه تكذیب بدون تحقیق را سرزنش می‌كند: «بل كذبُوا بما لم یحیطُوا بعلمه».(7)

این بیان نورانی را مرحوم كلینی در جلد اول كافی از وجود مبارك امام صادق(سلام الله علیه) نقل كرد كه: «إن الله خص عبادهُ بآیتین من كتابه» یكی اینكه چیزی كه نمی‌دانند، نگویند تا تحقیق نكرده‌اند، نگویند؛ و یكی اینكه چیزی را تا تحقیق نكرده‌اند، نپذیرند.(8)

اگر این مضمون در همان جلد اول كافی به خوبی ارزیابی شود، به عصاره فرمایش امام مجتبی(صلوات الله و سلامه علیه) برمی‌گردد كه ما امیدواریم خدای سبحان امت اسلامی را آن توفیق عطا كند كه در معارف اندیشه‌ای وعای دانش باشند و در معارف انگیزه‌ای مصباح هدایت.

پی‌نوشتها:

1 . الكافی، ج1، ص301. 2 .همان، ص36.
3 . همان، ص30؛ كنزالفوائد، ج2، ص107.
4 . همان، ص32. 5 . همان، ص11.
6 . سوره اسراء، آیه 36.
7. یونس، 39.
8 . الكافی، ج1، ص43.





نوع مطلب : امام حسن(ع)، علامه جوادی آملی، در باب اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 تیر 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی

پوستر/ حجابت را بردار

آیت الله جوادی آملی : دعای ابوحمزه ثمالی، دعائی است که وجود مبارک امام سجاد، زین العابدین سلام الله علیه در تمام سحرهای ماه مبارک رمضان آن را می‌خواندند. شایسته است پیروان عترت طاهرین تأسّی کنند و در سحرها بیدار باشند و این دعای نورانی را قرائت کنند.

به گزارش گروه فرهنگی فرهنگ نیوز، ماه مبارک رمضان، فرصتی برای آشتی با ادعیه است که حقیقتاً ابزاری ویژه برای آشتی با خداست. نجوا با خالق از زبان معصوم برکات ویژه ای دارد که جایگزینی برای آن وجود ندارد. 

به گفته آیت الله جوادی آملی این دعائی است که وجود مبارک امام سجاد، زین العابدین سلام الله علیه در تمام سحرهای ماه مبارک رمضان آن را می‌خواندند. شایسته است پیروان عترت طاهرین تأسّی کنند و در سحرها بیدار باشند و این دعای نورانی را قرائت کنند.

در این فراز از دعای ابوحمزه ثمالی، بنده  به پروردگار عرضه می دارد:

انَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَن تَحْجُبَهُمُ الاْعمالُ دوُنَكَ

و مسلماً تو از خلق خود در حجاب نشوی مگر آنكه كردارشان میان آنها و تو حجاب شود


مرجع : فرهنگ نیوز





نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، حدیث، علامه جوادی آملی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام سجاد(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو