تبلیغات
اسرار حق - مطالب ماه رمضان و روزه داری
 
اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

آیت الله العظمی سبحانی تبیین کردند:
نفرین پیامبر(ص) بر جفاگران به حق حضرت علی(ع)/ تقدیر، خارج از اختیار انسان نیست
این مرجع تقلید با اشاره به سخنان پیامبر اکرم(ص) در آخرین لحظات عمر شریف ایشان به حضرت علی(ع)، گفتند: رسول الله(ص) انگشت امیرالمومنین(ع) را می گیرند و می فرمایند «اى اباالحسن! من و تو پدران این اُمّت هستیم، هر كه به ما جفا كند، لعنت خدا بر او باد».

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله سبحانی در ویژه برنامه «چشمه معرفت» که از شبکه دوم سیما پخش شد، به تبیین مفهوم شب قدر پرداختند و اظهار داشتند: شب قدر بدین معناست که جهان برای خودش در هرسال، یک برنامه ریزی دارد.

ایشان تصریح کردند: همان گونه که دولت ها و موسسات درهر سال برای خود برنامه ریزی دارند، عالم آفرینش نیز در طول یک سال برنامه ریزی دارد که این امر در شب قدر صورت می گیرد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله جعفر سبحانی، حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام علی(ع)، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، علما، معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حضرت علی علیه السلام در حدیثی ارکان توبه نصوح را تشریح کردند.
متن حدیث از کتاب تحف العقول می باشد.

وَ قِیلَ لَهُ علیه السلام مَا التَّوْبَةُ النَّصُوحُ فَقَالَ علیه السلام نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفَارٌ بِاللِّسَانِ وَ الْقَصْدُ عَلَى أَنْ لَا یَعُودَ.

از امیر المؤمنین علی علیه السلام پرسیدند: توبه نصوح چیست؟ حضرت فرمود: پشیمانى در دل و طلب آمرزش به زبان و تصمیم بر اینكه (به گناه) باز نگردد.

تحف العقول، ص: 210


سه رکن توبه نصوح از منظر امیرالمؤمنین(ع)

سه رکن توبه نصوح از منظر امیرالمؤمنین(ع)

منبع: حوزه نیوز
شیعه نیوز




نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام علی(ع)، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شیخ حسین انصاریان:

گناه کنار زدن علی (ع) از همه گناهان بشر سنگین تر است


السوال حرامٌ، بحث کردن حرام است، کی گفته حرام است؟ بحث حرام است که چهره ی علی روشن نشود؟ حرام وجود خودتان است نه بحث، چه بحثی حرام است؟


به گزارش شیعه آنلاین، استاد شیخ «حسین انصاریان» در روز 21 ماه رمضان سال ۱۴۳۰ هـ.ق مطابق با جمعه ۲۰ شهریور سال ۱۳۸۸ شمسی، سخنرانی بسیار زیبا و آتشینی ایراد نمود.

اکنون و بعد از گذشت چند سال از آن زمان، به نظر می رسد بازنشر مطالب مهم و اصلی بیان شده در آن سخنرانی که حاوی نکات بسیار ارزشمندی بوده، خالی از لطف نیست. برای استفاده بیشتر مخاطبان محترم، لینکی در پایان مطلب گذاشته ایم که با دانلود آن، می توانند فایل صوتی این سخنرانی را نیز بشنوند.

... علاقه دارم روایات اهل سنت را بگویم، که حجت خدا صد در صد ـ بعد از پخش این سخنرانی ـ بر همه تمام شود، که با بودن علی و پس زدن علی ،قیامت هر که را بخواهد ببرد جهنم، کسی ایراد بر خدا نداشته باشد، نگوید چرا من را می بری جهنم. راحت جواب بدهد بی علی یک نفر را به بهشت نمی برم، تو که کسی نیستی.

دل خالی از علی، قلب خر و گاو است نه انسان. زندگی خالی از فرهنگ علی زندگی کالأنعام است، مردن بدون علی، مردن اصحاب شِمال است. بودن بدون علی، بودن خرس و خوک و گاو شتر است؛ علی میزان خداست، علی معیار خداست، علی صفحه ی همه ی ارزش های خداست.

جلال الدین چقدر عالی می گوید، می گوید: ما که نتوانستیم با آیات و روایات تو را بفهمیم، اقلاً خودت دهان باز کن و بگو کی هستی. ما که حالیمان نمی شود. تو خودت از خودت حرف بزن. وقتی یکی آمد کنار بسترش، گفت از خودت حرف بزن، فرمود تعریف کردن از خود قبیح است. چه بگویم من...




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، علما، سیاست و دین، تولی و تبری، مباهله ، غدیر ، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکی از بزرگ ترین نگرانی های زندگی، دغدغه نان وآب است .حال این سوال به میان می آید که چگونه می توان این دغدغه را به آرامش تبدیل کرد؟

پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- محمدعلی ندائی-...نقل شده است؛ روزی امام حسن (ع) و برادرشان امام حسین(ع)، پیرمردی را دیدند که داشت وضومی گرفت .متوجه شدند وضویش صحیح نیست، اما به احترام سن و سال وی نخواستند به صراحت اشتباهش را به او تذکردهند ،پس به ظاهر با یکدیگربه مجادله پرداختند .امام حسن(ع) به برادر فرمود :من ازتو بهتروضو می گیرم .امام حسین(ع) درپاسخ فرمود : وضوی من بهتراست .سرانجام برای داوری نزد پیرمرد رفتند وگفتند :شما قضاوت کن و ببین کدام یک بهتروضو می گیریم.پیرمرد با دقت به وضوی آنان نگاه کرد ومتوجه شد وضوی خودش نادرست بوده است .آن گاه رو به آن ها کرد و گفت :وضوی این پیرمرد نادان درست نبوده است ، هم اکنون ازشما آموخت وبه برکت شفقت ومهربانی شما برامت جدتان ، راه درست را فراگرفت.این ماجرا نشان می دهد که امام حسن (ع) تاچه اندازه درراستای هدایت وراهنمایی خلق کوشا بودند ودراین راه با بهترین تدبیرعمل می کردند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، فلسفه و عرفان اسلامی، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، خمس، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم بر پا می‌دارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی ‌كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است.

به گزارش جام نیوز، خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر می‌فرماید: تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هر كاری) فرود آیند. (1)

 

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز: فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم(2) ؛ در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر می‌شود.




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، امام سجاد(ع)، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کفتگو با عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت؛
در ماه مبارک رمضان چگونه نظر امام زمان (عج) را جلب کنیم
باید با استفاده از فضای مهیای ماه مبارک رمضان خود را به ایشان نزدیک کرده و توسل بجوییم تا با این نزدیکیِ روحی عاطفی نظر مساعد ایشان را جلب کرده و زمینه دستورات ملاطفت آمیز و با رافت بیشتر ایشان برای خود را فراهم کنیم.

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، ماه مبارک رمضان به عنوان ظرف زمانی مهیا، فرصتی است مغتنم برای ارتباط عاطفی و روحی با امام عصر (عج) و رقم خوردن سرنوشت مطلوب یک ساله در پرتوی این ارتباط؛ از این رو با حجت الاسلام والمسلمین جواد جعفری، عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت و مولف کتبی همچون «دیدار در عصر غیبت، از نفی تا اثبات»، «مشترکات شیعه و اهل سنت در مهدویت» و «شرح حال بانوان رجعت کننده» درباره چگونگی این ارتباط و استفاده از دعا برای تسهیل و تعمیق آن به گفتگو پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد:



ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام مهدی(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 تیر 1394 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
رمز مخفى بودن شب قدر
شایسته است هر بنده خدا در شب‏هایى كه احتمال شب قدر مى‏ رود، در طلب مغفرت و رحمت و عافیت و معرفت اهل بیت علیهم السلام به ویژه مقام عصمت فاطمه زهرا علیها السلام، شب زنده دارى و احیا بدارد و شكر منعم و توفیق پرفیض آن شب‏هاى عظیم الشأن را به دست آورد.

به گزارش جام نیوز، عبدالواحد انصارى مى‏ گوید: از امام باقر علیه السلام از شب قدر پرسیدم كه: از شب قدر برایم خبر بده؟حضرت فرمود:

در یكى از دو شب بیست و یكم یا بیست و سوم بخواه.عرض كردم: یكى از آنها را به تنهایى یاد بفرما، فرمود: چه مى ‏شود كه در هر دو شب، عمل نیك انجام داده و كوشش نمایى. 1




ادامه مطلب


نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، قرآن کریم، امام باقر(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در محضر علامه طباطبائی؛
شب قدر در کلام علامه طباطبایی (ره)
منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

به گزارش جام نیوز، مهم ترین مناسبت ماه مبارک رمضان، شب قدر است که هماره مورد توجه مؤمنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روی دارید بحثی پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره «قدر» و «دخان» مطرح گردیده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : علامه طباطبایی، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، علما، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در محضر بزرگان؛
شب قدر از نظر مقام معظم رهبری
ما معتقدیم (و این جزء بدیهیات اسلام، بلکه بدیهیات همه ادیان است) که انسان، فقط در سایه ارتباط و اتصال با حق تعالی است که می‌تواند به تکامل و تعالی دست پیدا کند.

  جام نیوز؛



ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله خامنه ای، حدیث، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، علما، تاریخ معاصر، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گناهی که کرم خدا نتواند آن را در بر بگیرد!؟
خداوندا! ای پروردگار من! کدام جهلی و کار زشتی از ما سر می‌زند که جود و کرم تو نمی‌تواند آنها را از بین ببرد، آن را به ما نشان بده، درست است ما گناهکاریم ولی کرم و جود تو، سعه دارد، گشایش دارد.

به گزارش  جام نیوز، علامه آیت الله سید محمد حسین حسینى طهرانى در رمضان المبارک سال ۱۳۹۸ هجری قمری (۳۸ سال پیش) فقراتی از دعای شریف ابوحمزه ثمالی را شرح کرده که متن پیاده شده آن سخنرانی در پی می آید.

کدام گناه است که کرم خدا نتواند آن را در بر بگیرد!؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام سجاد(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هستی تحت تربیت خداوند است و موجودات در مدار مدیریت و تربیت الهی قرار دارند. این تربیت یا تربیت تکوینی است یا تربیت تشریعی. ولی به هر حال تمام موجودات زیرمجموعه ربوبیت الهی هستند.

خبرگزاری شبستان: دعای افتتاح دعایی است که محمد بن عثمان عمری از نایبان خاص امام زمان(ع) آن را نقل کرده است. شیعیان این دعا را در شب‌های ماه رمضان می‌خوانند. مشتمل بر مضامین عالی خداشناسی است و عده‌ای از علما بر این دعا شرح نوشته‌اند. فراز آخر این دعا به چند امر اشاره دارد: اظهار علاقه به دولت اسلامی در پرتو ظهور امام مهدی(عج)، بیان هدف حکومت اسلامی و وظیفه ما در قبال آن.

دعای افتتاح با حمد و ستایش الهی آغاز می‌شود و سپس به؛ انتخاب راه صحیح و تأیید الهی، رحمت و غضب حکیمانه الهی، لزوم خوف و رجاء، توفیق عبادت منتّی الهی بر بنده، گناه بنده و دوام فیض الهی، یادآوری نعمت‌های خدا، بقای نعمت‌ها به دست خدا و لزوم تفکر در نعمت‌های خدا می‌پردازد. فقرات پایانی دعای افتتاح که بر آن بسیار تأکید شده، درباره اظهار علاقه نسبت به دولت اسلامی است که در پرتو ظهور حضرت ولی عصر(عج) برقرار می شود.

شرحی از فرازهای سی گانه دعای شریف افتتاح را از کتاب "شرح دعای شریف افتتاح" نوشته حجت الاسلام محسن قرائتی برای آگاهی از فیوضات این ماه مرور می کنیم.




ادامه مطلب


نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، مسجد و نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دعای افتتاح. . .
خبرگزاری شبستان: اقتضای جود و بزرگواری خداوند این است که در مقابل روی گردانی انسان، مهربانی و احسان داشته باشد. خداوند هم انسان را مورد تفضل خود قرار داده و هم به او احسان می کند. ما نیز از خدا می خواهیم آنچه به ما می دهد احسانی باشد توأم با فضل.

خبرگزاری شبستان: دعای افتتاح دعایی است که محمد بن عثمان عمری از نایبان خاص امام زمان(ع) آن را نقل کرده است. شیعیان این دعا را در شب‌های ماه رمضان می‌خوانند. مشتمل بر مضامین عالی خداشناسی است و عده‌ای از علما بر این دعا شرح نوشته‌اند. فراز آخر این دعا به چند امر اشاره دارد: اظهار علاقه به دولت اسلامی در پرتو ظهور امام مهدی(عج)، بیان هدف حکومت اسلامی و وظیفه ما در قبال آن.

دعای افتتاح با حمد و ستایش الهی آغاز می‌شود و سپس به؛ انتخاب راه صحیح و تأیید الهی، رحمت و غضب حکیمانه الهی، لزوم خوف و رجاء، توفیق عبادت منتّی الهی بر بنده، گناه بنده و دوام فیض الهی، یادآوری نعمت‌های خدا، بقای نعمت‌ها به دست خدا و لزوم تفکر در نعمت‌های خدا می‌پردازد. فقرات پایانی دعای افتتاح که بر آن بسیار تأکید شده، درباره اظهار علاقه نسبت به دولت اسلامی است که در پرتو ظهور حضرت ولی عصر(عج) برقرار می شود.

شرحی از فرازهای سی گانه دعای شریف افتتاح را از کتاب "شرح دعای شریف افتتاح" نوشته حجت الاسلام محسن قرائتی برای آگاهی از فیوضات این ماه مرور می کنیم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
محمد علی جاودان

نتایج «روزه مقبول» در کلام آیت الله جاودان

خبرگزاری تسنیم: آیت‌الله جاودان با اشاره به مطلبی درباره روزه ماه رمضان که در حدیث معراج آمده است، مهمترین نتایج و دستاوردهای روزه را تشریح کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آیت‌الله محمدعلی جاودان استاد اخلاق و از شاگردان آیت الله حق‌شناس در آستانه ماه مبارک رمضان بیانات و توصیه‌های ارزشمندی برای روزه داران جهت بهره مندی از فیوضات این ماه عزیز مطرح کرد.

در ادامه مشروح بیانات آیت‌الله جادوان با عنوان نتایج روزه مقبول را که توسط پایگاه اطلاع رسانی ایشان منتشر شده می‌خوانید: 

اگر اینها را مراقبت کنیم مزه ماه رمضان را می‌چشیم

در مورد روزه یک مطالبی گفته اند که عجیب و غریب است. در حدیث معراج آمده است. ظاهرا این حدیث در میان احادیث شیعه بی نظیر است. یعنی در عالم بی نظیر است. آنجا پیامبر در سفر معراج با خدای تبارک و تعالی صحبت کردند. یکی از فرازهایش این است:فرمود:یا أحْمَد هَلْ تـَعْـلـَمُ ما میراثُ الصَّوم؟ آیا می دانی نتیجه روزه چیست؟ قالَ: لا.در تمام این مدت که دارند صحبت می کنند یا در بسیاری از موارد خدای متعال از ایشان سوال می کند و ایشان می فرمایند نه. آن وقت خدا متعال توضیح می دهد.

1. کمتر خوردن و حرف زدن

فرمود ثـُمَّ قالَ: میراثُ الصَّوم قِلـَّة ُ الأکـْل وَ قِلـَّة ُ الکـَلام ثمره روزه این است که انسان کمتر می خورد و حرف می زند.

نتیجه اینکه من تلافی یک روز هفده ساعته را در افطار در نیاورم. شما که جوان هستید معده تان قوی است و خیلی احساس سنگینی نمی کند. اگر هم احساس سنگینی کرد، یک کمی دراز می کشید و حل می شود. پس می شود تلافی اش را در آورد. اما نه. اینگونه نباشد. کمی کمتر. میراث روزه کمتر خوردن و کمتر حرف زدن است. اگر آدم گرسنه باشد خیلی حال حرف زدن ندارد. باز اگر جوان باشد دارد.

2. دستیابی به حکمت

ثـُمَّ قالَ وَ ما میراثُ الصُّمت؟ آقا شما فرمودید کمتر حرف زدن. این کمتر حرف زدن نتیجه دارد؟ فرمود: أنـَّها تورثُ الحِکمَة حکمت به بار می آورد.

آقا وقتی حکمت به بار آمد، اگر آدم کم حرف زد و در نتیجه اش حکمت به بار آمد خودش می فهمد که کم حرف زدن چقدر خوب است. می فهمد کم حرف زدن چقدر خوب است. خب یک مطلب دیگر که بهتر از آن است که من عرض کردم. می فرماید خب نتیجه حکمت به بار آمدن چیست؟

3. کسب معرفت

وَ هِیَ تورثُ المَعْرفـَة آدم به معرفت می رسد. نتیجه به معرفت رسیدن چیست؟

4. به یقین رسیدن

وَ تورثُ المَعْرفـَة الیَقینَ یقین به بار می آورد.

حالا می خوانیم تا ببینیم چه می گوید و این یقین انسان را تا کجا می برد. آقا آن کسی که از دنیا رفت، وقتی به آن دنیا رفت متوجه می شود که سرمایه اش چقدر است. حسرت می خورد که اگر من آن روز این کار را نکرده بودم، اگر آن کار را کرده بودم، اگر آن حرف را نزده بودم. اگر آن چیز را نخورده بودم، اگر آنجا را نرفته بودم، اگر رفته بودم، حسرت، حسرت، حسرت. معرفت یقین به بار می آورد. خب یقین چه نتیجه ای دارد؟

5. از گذران روزگارش نمی ترسد

فـَإذا اسْتـَیْقـَنَ العَبْدُ لا یُبالی کـَیْفَ أصْبَحَ بـِعُسْرٍ أمْ بـِیُسْرٍ حرف خیلی بزرگی است. وقتی بنده یقین کرد دیگر باکی ندارد صبح فردا که از خواب برخواست، نان دارد بخورد یا ندارد.

عثمان دویست دینار برای ابوذر فرستاد. ابوذر پرسید این پول چیست؟ برای چه این پول را آوردی؟ از بیت المال حقوق داشت و حقوقش را قطع کرده بودند. پرسید حقوق بیت المالم است که یکی دو سال است قطع کرده اید؟ اگر اینطور است می گیرم. مامور گفت نه این یک هدیه و بخشش است. حضرت خلیفه از مال پاک و حلال خودش برای شما فرستاده. مثلا گفت برو آن سبد را بردار و آن سفره ای که درونش هست را باز کن ببین درونش چیست. دوتا نان است. یکی برای امروزم است و یکی برای فردا. من به این پول احتیاجی ندارم. بی باک ها. آن زمان دویست دینار خیلی بود. یک سال زندگی اش را اداره می کرد.

وَ تورثُ المَعْرفـَة الیَقینَ فـَإذا اسْتـَیْقـَنَ العَبْدُ وقتی بنده به یقین رسید، لا یُبالی دیگر باکی ندارد. آدم لا ابالی خوب است اما این لا ابالی. در روایت لغت لا ابالی را دارد که منظور این است. در زندان است. هیچ باکی ندارد. در سخت ترین شرایط است. باکی ندارد. ببینید باکی ندارد. نه اینکه این را بگویم که شما روزه بگیرید که کم بخورید، که کم حرف بزنید و در نتیجه حکمت پیدا کنید و در نتیجه معرفت پیدا کنید و در نتیجه یقین پیدا کنید و بعد هم تمام عمرتان را در بلا باشید. نه اینگونه نیست. اینکه باکی ندارد مهم است. قیمت انسان به این است. تمام عالم متعلق به من باشد یا هیچ چیز نداشته باشم، مهم نیست. اینکه به اینجا برسد مهم است. این آدم انقدر بزرگ شده که از همه عالم بزرگ تر است. بنابراین فرقی ندارد که تمام عالم متعلق به او باشد یا نباشد. راحت.

ببینید اگر خدایی نکرده وضع ما انقدر سخت شده بود که امشب اصلا هیچ افطاری ای نداشتیم، وقتی می خواهیم نماز بخوانیم اصلا در نماز نیستیم. همه اش در افطار. دارم فکر می کنم خدایا من چکار کنم؟ اگر زن بچه داشته باشد که دیگر بدتر. آن بی باکی مهم است. بزرگی آن آدم به قدری است که برایش هیچ فرقی نمی کند که بـِعُسْرٍ أمْ بـِیُسْرٍ سختی است یا راحتی است. بر تخت سلطنت نشسته است یا مثل ابوذر فقط دو تا نان دارد و می خواهد هر کدام را در یک روز بخورد.

نمی دانم داستان مرحوم آقا سید مرتضی کشمیری را برایتان عرض کرده ام یا نه. ایشان در یکی از حجرات صحن امیرالمومنین زندگی می کرد. خدا هزار بار نصیب همه مان بکند. یک آقایی هم هر روز می آمد در حجره ایشان و یک نان به او می داد. تمام زندگی بیست و چهار ساعتش با این نان می گذشت. این آقا یک هفته مریض شد. اصلا نمی توانست حرکت کند و در خانه افتاده بود. حالا آقای آقا سید مرتضی چه شد؟ کسی بود به دادش برسد؟ بعد از یک هفته در حجره رفت و در زد و گفت آقا من واقعا در این یک هفته مریض بودم و افتاده بودم. واقعا نتوانستم خدمت شما بیایم. نمی دانم به شما چه گذشت. گفت نه طوری نبود. یک مقدار نان خشکه مانده بود. یک هفته به نان خشکه های مانده در طول یکی دو ماه اکتفا کرد. آنها را نگه داشته بودی چکار کنی؟ نگاه داشته بودم برای روز مبادا. با همین نان خشک ها یک هفته را سر کردم.

این بزرگی مهم است. نه آن گرسنگی مهم است و نه آن سیری مهم است. شاید در ماه سیر یا گرسنه باشی. مهم نیست. آن بزرگی مهم است که نه در بند سیری است و نه در بند گرسنگی. سختی روزگار او را فلج نمی کند. کمرش را خم نمی کند.

6. این مقام رضایت است

بعد فرمود: فـَهذا مَقامُ الرّاضینَ در اثر این مقدمات و این حکمت و یقین به مقام کسانی رسیده اند که از خدای خودشان راضی هستند. حوادث اوقات آنها را تلخ نمی کند. حوادث تلخ است. اما تلخی حوادث اوقات آنها را تلخ نمی کند. فـَهذا مَقامُ الرّاضینَ

بعد فرمود: فـَمَن عَمِلَ بـِرضایَ ألزَمُهُ ثَلاثَ خِصال هرکس که به رضای من عمل کند، هر کس که بند رضای من باشد، من سه خصلت را از او جدا نمی کنم. او به سه تا چیز می رسد. حالا ببینید به چه چیزهایی می رسد.

دستیابی به سه خصلت، نتیجه روزه مقبول

شُکـْراً تمام عمرش شادمان است. شکر چیست؟ من از یک چیزی شادمانم. از یک چیزی خوشم. این به یک شکر می رسد. یعنی به یک خوشی می رسد. لا یُخالِطـُهُ الجَهلُ یک ذره به هیچ چیزی مخلوط نمی شود. همیشه شادمان است. همیشه. از چه چیزی شادمان است؟ از خدای خودش شادمان است. اگر در تمام عمر یک ذره از این شادمانی را می چشیدیم، می دانستیم که چیست.وَ ذِکـْراً لا یُخالِطـُهُ النـِّسْیانُ آن یقین یک یادی در خاطرش می آورد. یادی که هیچ وقت دست نمی خورد. آن چیست؟ آن هم یک لذت بی حساب است. آن شکر چیست؟ یک خوشی بی حساب. ذکر چیست؟ یک لذت بی حساب.

وَ مَحَبَّة ً لا یُوْثِرُ عَلى مَحَبَّتى مَحَبَّة َ المَخْـلوقینَ. من در نتیجه این، یک محبتی به او می دهم که محبت هیچ بنده ای از بندگان من و هیچ مخلوقی از مخلوقات مرا بر آن ترجیح نمی دهد. آن محبت نزدش بر همه چیز مقدم است. خب. وقتی که او به محبت من رسید، در اثر چه بود؟ حرف نزدن. حرف نزدن حکمت به بار می آورد. یکی از بزرگان علما گفت خدمت آقای طباطبایی رسیدیم. ایشان فرمود که من سرم را ضمانت می دهم. کسی که دهانش را ببندد به حکمت می رسد. خب به حکمت برسد، به چه چیزی می رسد؟ تا اینجا می رسد. به محبت خدا می رسد. مگر ما اصلا می توانیم تصور کنیم؟ به یک ذره اش، به یک سر سوزنش از دنیا و آخرت می گذری. اگر در بهشت را باز کنند و بگویند برو درون بهشت اصلا آن را نگاه هم نمی کنی. اصلا نگاه هم نمی کنی.

فـَإذا أحَبَّنى أحْبَبْتـُهُ اگر او مرا دوست بدارد، من او را دوست خواهم داشت. وَ حَبَّبتـُهُ إلی خـَلقی. مخلوقاتم را وادار می کنم که او را دوست بدارند. باز بالاتر از این هم دارد.وَ أفـْتـَحُ عَیْنَ قـَلـْبـِهِ إلى جَلالى وَ عَظـَمَتی. چشم دلش را به عظمت و جلال خودم باز می کنم. جلال و عظمت خدا در عالم پر است ها. پر است. من در و دیوار می بینم. چوب و سیمان می بینم. درونش چیزی نمی بینم.فـَلا اُخـْفى عَنهُ عِلمَ خاصَّة َ خَلـْقى بندگان مخصوصم را می شناسانم. با همدیگر آشنا هستند. هر کدام اینها یک چیزی است ها. نمی توانم عرض کنم.

فـَاُناجیه فى ظـُلـَم اللـَّیْل وَ نور النـَّهار من با او مناجات می کنم. مناجات می کنم یعنی چه؟ نجوا می کنم. نجوا یعنی سخن گفتن پنهانی. شما اینجا نشسته ای و داری مرا نگاه می کنی. داری با آنجا صحبت می کنی. می گویی و می شنوی. فـَاُناجیه فى ظـُلـَم اللـَّیْل وَ نور النـَّهار این آدم می خوابد؟ اصلا دیگر می تواند بخوابد؟ البته چون بدنش به خواب احتیاج دارد، بدنش می خوابد اما او در حال مناجات است. ببینید یک مناجاتی که از آن روزی که شروع شد هست تا ابد. انقدر حسرت بخوریم که اینها را شنیدیم و دیگر هیچ. آن وقت این آدم مثلا در بیابان تنهایی که هیچ کس نیست می ترسد؟ می ترسد یعنی چه؟ فـَاُناجیه فى ظـُلـَم اللـَّیْل وَ نور النـَّهار در روشنایی روز دارد کار می کند. با مردم زندگی می کند. پیامبر خود ما فرمانده لشکر بود. دارد لشکرش را برای یک جنگ تنظیم می کند. بعد خودش هم در جنگ شرکت می کند. دارد شمشیر می زند. دارد شمشیر می خورد. دارد تیر باران می شود. دارد تیر اندازی می کند. دارد کار جنگی می کند. مناجاتش برقرار است در نور روز.

حَتـّى یَنـْقـَطِعَ حَدیثـُهُ مِنَ المَخْـلوقینَ دیگر با مخلوقات من حرف نمی زند. اینکه دارد بیشتر است. در ذکر دائم تو یادی. آنجا می گویی من با او مناجات می کنم. مناجات لحظه ای قطع نمی شود. با مردم حرف می زند ها اما حرف نمی زند. با مردم مجالست می کند اما نمی کند. پیش شما نشسته است اما جای دیگری است.

آیت الله حق شناس هم بود، هم نبود!

داستانش را برایتان عرض کردم. خدمت حاج آقای حق شناس بودیم. این مربوط به چهل سال پیش بود. حالا این اواخر چه بود نمی دانم. ما مشهد مشرف بودیم و یک روز ایشان را دعوت کردیم. بعد ایشان مثلا از من پرسید این ناهار را چگونه درست کردی؟ من هم شروع کردم به گفتن. یک کمی که گذشت دیدم نیست. داشتند مرا نگاه می کردند ها. الان شما هم دارید من را نگاه می کنید. من که به شما نگاه می کنم می بینم کاملا مرا می بینید و حرف های مرا می شنوید. لذا وقتی درجه توجه شما کم می شود من متوجه می شوم که خیلی اینجا نیستید. یا اصلا نیستید. دیدم اصلا نیست. چشمان ایشان هم آبی بود. کاملا داشت به من نگاه می کرد. اما هیچ آنجا نبود. من صحبتم را قطع کردم. بعد هم که ایشان برگشت نپرسید چه بود و خربزه را از کجا خریدی و... این ها یک چیزهایی است. لذت هایی که ما می بریم اصلا هیچ است.

یک کسی به یک بزرگی خدمت کرده بود. یک بزرگی که سه چهار ماه مریض بود و آن شخص طبیب بود و بالای سرش آمده بود و مثلا آمپول زده بود و فرض کن نبض گرفته بود و دوا گرفته بود و کاملا پرستاری کرده بود. بعد از سه چهار ماه که حال ایشان بهتر شد، ایشان فرموده بود که خب چه چیزی به تو بدهم؟ چقدر پول بدهم. گفته بود من از این چیزها نمی خواهم. یک چیز دیگر می خواهم. گفته بود عیب ندارد برو فردا بیا. فردا که طبیب آمد دید ایشان در جانماز نشسته است. نام آن بزرگ را نبرده اند. او هم کنار ایشان نشست. همین طور که نشسته بود ایشان روی زانوی او زد. روی زانویش که زد روحش از بدنش بیرون آمد. بیرون آمد و رفتند و رفتند و ... یک عوالمی بود. خیلی زیبا بود. این یک ذره اش است. طبقه اول هم نیست. قبل از طبقه اول است. انواری بود. مکان های زیبایی بود. خیلی خوب بود. یک صدای خوشی آنجا بود. بهترین صداهای این عالم پیش آن صدا مثل صدای گوش دراز بود. بهترین صداها. در مقایسه. اصلا باور کنید آنجا که او رفته طبقه اول هم نبوده. صدای خوشی که آنجا می آمد. اصلا مقایسه اش در حیطه تصور ما نمی گنجد. عرض می کنم به یک سر سوزن از آن محبت، شما از هر دو دنیا می گذرید. به راحتی می گذرید.

در ادامه می گوید: وَ أسمَعُهُ کلامی وَ کلام مَلائِکـَتی سخن خودم را به گوش او می گویم. با او حرف می زنم. فرشتگان من به نزدش می آیند. با او حرف می زنند.

وَ اُعَرِّفـُهُ السِّرَّی سر خودم را با او در میان می گذارم. سر خودم را برای او آشکار می کنم. سر. یعنی چه؟ الـَّذی سَتـَرْتـُهُ عَنْ خَلـْقی سری که از همه مخلوقات خودم پنهان کرده ام بر او فاش می کنم. در بعضی روایات دارد که سر قَدَر را می داند. چرایی همه چیز را می فهمد. خیلی عظیم است. هیچ سوالی برایش نمی ماند. همه سوالات حل شده است و جواب گرفته است. اینها نتیجه سکوت بود. سکوت یعنی اینکه آدم فقط حرف لازم را می زند. حرف لازم. اگر یک وقت لازم شد یک حرف مزاح هم بزند، می زند. نه اینکه نزند. هر حرفی لازم باشد می زند. حرف غیر لازم نمی زند. شما را نمی گویم. شما حرف هایت را بزن. فقط حرف های خوب را بزن. ما اینها را گفتیم. اما نه بنده اهلش هستم و نه... حالا نمی دانم بدبختانه با خوشبختانه ما چنین افرادی را دیده ایم. کسانی که اهل این بوده اند را دیده ایم. بابا طاهر یک شعری دارد. می گوید خوشا آنان که همیشه در نمازند. این همان است. همیشه دارد نماز می خواند.

چشیدن مزه ماه رمضان

خب. اول یک چیزی عرض کردم. خطر اول برای جوان ها و نوجوان ها چشم است. گفتم که اگر آدم از چشمش مراقبت کند، اگر از زبانش مراقبت کند، یعنی غیبت نکند، دروغ نگوید، از گناه مراقبت کند، گناه چشم و گوش و زبان را مراقبت کند و در جمعی ننشیند که دوستانش نشسته اند دارند غیبت می کنند و هر حرفی دلشان می خواهد می زنند. اگر اینها را مراقبت کند، روزه اش قبول می شود و مزه ماه رمضان را می چشد.

مزه ماه رمضان خیلی است. خیلی است. اما اگر آدم یک ذره اش را هم بچشد، خوب است. یک ذره اش هم خیلی است چه برسد به بیشترش. بنابراین توصیه این است. معمول دوستان ما مراقبت می کنند دیگر. آنهایی که مراقبت می کنند، یک ذره بیشتر مراقبت کنند. مثلا یک خانم دارد عبور می کند، به چادرش هم نگاه نکنم. به صورتش نگاه نمی کنم. گاهی چادر یک مقداری بدن را نشان می دهد. آن را هم نگاه نکنم. آدم هرچه بیشتر مراقبت کند، بهره ماه رمضانش بیشتر می شود.

بخشیده شدن یکی از مزه های ماه رمضان

یکی از بهره های ماه رمضان که حداقل بهره های ماه رمضان است این است که همه گناهان شما در ماه رمضان بخشیده شود. می شود. می گویند در هر افطار ماه رمضان خدای متعال هزار هزار نفر را می بخشد. هزار هزار نفر چقدر است آقا؟ یک میلیون نفر. ما در یک میلیون نفر جا می گیریم؟ ممکن است. اما عدد خیلی زیاد است. بعد به شب جمعه که می رسد چه می شود و به نیمه ماه که می رسد، به اندازه کل تمام ماه می بخشند و مثلا در شب جمعه هر ساعت هزار هزار نفر را می بخشند و شب احیاء چقدر را می بخشند. عددش خیلی بزرگ می شود و به سیصد میلیون می رسد و می شود که ما هم داخل شویم. انشاء الله. اگر آدم بخشیده شود، مزه نمازش را می چشد. گناهان است که نمی گذارد مزه نمازش را بچشد. اگر بخشیده شود، مزه نمازش را می فهمد. مزه روزه اش را می فهمد. اگر آدم بتواند یک کار بسیار بسیار خوب انجام دهد، خیلی خوب است.

چگونه به خدا قول بدهیم؟

سال قبل در شب های احیاء عرض کردیم که بابا امشب فقط قول یک گناه را بدهید که یک گناه را کنار بگذارید. می گویند به خدا قول ندهید. هیچ وقت به خدا قول ندهید. چرا؟ چون اگر قول بدهید شما را به خودتان وامی گذارد که به قولت عمل کنی. وقتی هم شما را به خودت واگذار کرد، نمی توانی به قولت عمل کنی. پس چکار کنیم؟ هم قول دهیم و هم قول ندهیم؟ قول می دهیم به کمک و مدد تو ترک کنیم. خدایا به مدد و کمک تو من این گناه را نمی کنم. به کمک تو دیگر نمی خواهم این گناه را بکنم. آن وقت اگر آدم چنین کاری کند، یک ماه رمضان را برده است. این ماه رمضان را بردی. نباختی. یک وقت آدم یک عملی را انجام می دهد و قبول می شود و می گویند بردی. آن وقت انشاء الله قبول می شود. به برکت همان توبه ممکن است همه گذشته ها را ببخشند. حالا یک کسی مردتر است و همت بیشتری دارد و همه اشتباهات و گناهانش را قرار می گذارد. وقتی بشمارند مشخص می شود. وقتی بشمارند. خب. یک کم العفو بگوییم. شاید خدا این یکی را بپذیرد. ما نمی دانیم کدام را قبول می کند. شاید این یکی را قبول کند. شاید این العفوی که گفتی را قبول کرد. از طرف شما که نیست. شما فقط کلمه اش را می گویی. او باید ببخشد. می گوید با این یکی من قبولت کردم. لذا می گویند هیچ وقت کم نگذار. شاید آن یک دانه که کم گذاشته ای قبول شده باشد. انشاء الله که می شود.





نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، آیت الله جاودان، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
علامه طهرانی

فلسفه روزه در کتاب «مطلع الانوار»

فواید ناسوتی و ملکوتی روزه از زبان علامه طهرانی

خبرگزاری تسنیم: مجلس اول از جلد دوازدهم کتاب «مطلع انوار» شامل مواعظ علامه آیةالله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی (ره)، به فلسفه روزه اختصاص دارد که شرح آن در زیر آمده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، جلد دوازدهم کتاب مطلع انوار مواعظ علامه آیةالله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی (ره) در رمضان المبارک سال 1369 قمری (حدود 65 سال گذشته) را در بر می گیرد. این مواعظ  در سی و سه مجلس تدوین یافته است.

مجلس اول این کتاب به بیان فلسفه روزه اختصاص دارد بدین شرح:

بسم الله الرّحمن الرّحیم و الصّلاة علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام الدّین. «یا ایّها الذینَ امنوا کُتبَ عَلیکُم الصّیامُ کَما کُتِبَ عَلی الّذینَ مِن قَبلکُم لَعلّکم تَتّقونَ.»(1)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر شما روزه داشتن واجب شد هم‌چنان‌که بر امم سالفه که قبل از شما بوده‌اند نیز واجب شده است؛ و این وجوب روزه به علّت آن است که در مقام تقوا برآیید و خود را در مصونیّت الَهی بیاورید.»

انسان نمونه عوالم ثلاثه: ناسوت، ملکوت، جبروت

عوالمی را که خداوند ایجاد فرموده سه عالم است:

1. عالم طبیعت و ماده که او را عالم «ناسوت» گویند و موجودات این عالم دارای مادّه و مدّت هستند، و به‌ واسطه حرکت در این عالم ترقّی و کمال پیدا می‌شود.

2. عالم برزخ و مثال که او را عالم «ملکوت» گویند و این عالم بر عالم ناسوت محیط است، و موجودات این عالم دارای ماده و مدّت نیستند ولیکن آثار ماده را دارند؛ مانند کمّ و کیف.

3. عالم عقول و قیامت که او را عالم «جبروت» گویند و این عالم بر عالم ملکوت محیط است، و موجودات این عالم نه دارای مادّه و مدّت، و نه دارای آثار مادّه هستند و فقط مجرّد من جمیع الجهات هستند.

خداوند از هر یک از این سه عالم در انسان نمونه‌ای گذارده است؛ بدن انسان نمونۀ عالم ناسوت، ذهن انسان نمونۀ عالم ملکوت، و عقل انسان نمونۀ عالم جبروت است. انسان از عالم جبروت قوس نزولی طی نموده تا بدین عالم ناسوت رسیده است که «أنت فی أظلم العوالم» و باید دوباره از همان راه که آمده برگردد منتهی با سعادت و کمال؛ یعنی قوس صعود را طی کند.

اشعار مولانا درباره جایگاه و منزل اصلی انسان

روزها حرف‌ من‌ این است‌ و همه‌ شب‌ سخنم / که‌ چرا غافل‌ از احوال‌ دل‌ خویشتنم‌
از کجا آمده‌ام‌، آمدنم‌ بهر چه‌ بود / به‌ کجا می‌روم‌ آخر ننمایی‌ وطنم‌
مرغ‌ باغ‌ ملکوتم‌ نیم‌ از عالم‌ خاک / دو سه‌ روزی‌ قفسی‌ ساخته‌اند از بدنم‌
خنک‌ آن‌ روز که‌ پرواز کنم‌ تا بر دوست / به‌ هوای‌ سر کویش‌ پر و بالی‌ بزنم‌
من‌ به‌ خود نآمدم‌ اینجا که‌ به‌ خود باز روم / آنکه‌ آورده‌ مرا باز برد در وطنم(2)

«انّا لله وانّا الیه راجعون»(3)
«تحقیقاً ما همگی مِلک طلق خدا هستیم، و تحقیقاً ما همگی به سوی وی رجعت می ‏نماییم.»

زاد و راحله برای سفر آخرت، منحصر در کمالات روحانی

[انسان] برای آنکه بتواند با کمال قدرت قوس صعود را طی کند و در عوالم دیگر سعید باشد، در این عالم احتیاج به زاد و راحله دارد؛ چون سفر، سفر روحانی است لذا زاد و راحله روحانی لازم دارد. و در این‌صورت زاد و راحله منحصر می‌شود به کمالات روحانی و ملکات نفسانی، و این حاصل نمی‌شود مگر به [واسطه] عمل به دستورات آسمانی و عبادات که مقدّمۀ معرفت است. لذا عبادات و احکام خدا نه تنها فایده‌اش تکامل عالم طبیعیّه و حفظ اجتماع و سیاست مُدن است، بلکه کمال روحی است برای سیر بقیّه عوالم؛ و به غیر آنها حاصل نمی‌شود.

لذا هیچ‌وقت نباید از فلسفه احکام سؤال کرد؛ زیرا بشر هر چه ترقّی کند منتهای علمش رسیدن به فلسفۀ مادّی احکام است، ولی به فلسفه معنوی و ربط احکام و عبادات به عوالم دیگر راهی ندارد. لذا مثلاً نگویید که اگر نماز فائده‌اش حفظ الصّحة و عدم تعدّی به جان و مال مردم است، ما قانونی جعل می‌کنیم که بدون اتیان نماز آن فائده بر او مترتّب شود؛ زیرا فرضاً اگر بتواند فوائد اجتماعی نماز را از نقطه نظر حفظ الصّحّة و علم الاجتماع تأمین کند، فائده دیگر آن را از قبیل معراجیّت مؤمن مسلّماً تأمین نخواهد نمود.

لذا در اخبار ملاحظه می‌شود که گاهی علّت احکام را فائدۀ مادّی و طبیعی می‌گیرند و گاهی معنوی، و این دو باهم تناقض ندارند؛ مثلاً گاهی می‌فرماید: «الصَّومُ جُنَّةٌ مِنَ النّارِ»(4) «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: ”روزه سپر از آتش است.“» این فائده جبروتی روزه است. و گاهی می‌فرماید: «صُومُوا تَصِحُّوا» (5) «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: ”روزه بدارید تا سالم و تندرست شوید.“»و این فائده ناسوتی روزه است.

فائده ناسوتی و فائده ملکوتی روزه

لذا در خبر [وارد است که]: جماعتی از یهود که خدمت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم آمدند و از فلسفه روزه و علّت تشریع آن سؤال کردند، حضرت هم فائده ناسوتی و هم فائده ملکوتی، برای روزه [بیان] می‌فرماید.

«رُوِیَ عن الحَسَنِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبِی‌طالِبٍ علیه السّلام أنَّهُ قالَ: جاء نَفَرٌ مِنَ ‏الیهودِ إلی رسولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله فَسَألَهُ أعلَمُهُم عن مَسائِلَ، فکان فیما سَألَهُ أنَّهُ قال له: لِأیِّ شَی‏ءٍ فَرَضَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ الصَّومَ علی أُمَّتِکَ بالنَّهارِ ثَلاثِینَ یَومًا و فَرَضَ اللهُ عَلَی الأُمَمِ أکثَرَ مِن ذَلِکَ؟

فَقالَ النَّبِیُّ صلّی الله علیه و آله: ”إنَّ آدَمَ علیه السّلام لَمّا أکَلَ مِنَ الشَّجرةِ بَقِیَ فی بَطنِهِ ثَلاثِینَ یَومًا فَفَرَضَ اللهُ علی ذُرِّیَّتِهِ ثَلاثِینَ یَومًا الجُوعَ و العَطَشَ، و الّذی یَأکُلُونه بِاللَّیلِ تَفَضُّلٌ مِنَ اللهِ عَزَّوجَلَّ عَلَیهِم. و کَذَلِکَ کانَ عَلَی آدَمَ علیه السّلام فَفَرَضَ اللهُ ذَلِکَ عَلَی أُمَّتِی.“ ثُمَّ تَلا هَذِهِ الآیَةَ: «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون * ایاما معدودات.»(6)

قالَ الیَهُودِیُّ: صَدَقتَ یا محمَّد! فما جَزاءُ مَن صامَها؟

فَقالَ النَّبِیُّ صلّی الله علیه و آله: ”ما مِن مُؤمِنٍ یَصُومُ شَهرَ رَمَضانَ احتِسابًا إلّا أوجَبَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالَی لَهُ سَبعَ خِصالٍ: أوَّلُها یذوب الحَرامُ فی جَسَدِهِ، و الثّانِیَةُ یَقرُبُ من رحمةِ اللهِ عَزَّوجَلَّ، و الثّالِثَةُ یَکُونُ قد کَفَّرَ خَطِیئَةَ آدَمَ أبِیهِ علیه السّلام، و الرّابِعَةُ یُهَوِّنُ اللهُ عَلَیهِ سَکَراتِ المَوتِ، و الخامِسَةُ أمانٌ مِنَ الجُوعِ و العَطَشِ یَومَ القیامةِ، و السّادِسَةُ یُعطِیهِ اللهُ بَراءَةً مِنَ النّارِ، و السّابِعَةُ یُطعِمُهُ اللهُ عَزَّوجَلَّ مِن طَیِّباتِ الجَنَّةِ.“ قالَ: صَدَقتَ یا مُحَمَّد!»

«از حضرت امام حسن بن علی بن أبی‌طالب علیهما السّلام روایت شده است که فرمود: جماعتی از یهود به نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آمدند؛ پس عالم‌ترین ایشان درباره مسائلی از آن حضرت سؤالاتی کرد، و از جمله سؤال‌هایش این بود که گفت: به چه علّت خدای عزّوجلّ روزه گرفتن در ساعات روز را بر امّت تو، سی روز واجب نموده و بر امّت‌های دیگر بیش از این فرض فرموده است؟

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ”وقتی آدم علیه السّلام از میوۀ آن درخت خورد، سی روز در شکم او باقی ماند؛ بدین جهت خداوند سی روز گرسنگی و تشنگی را بر ذرّیه و نسل او فرض فرمود، و آنچه در شب می‌خورند تفضّلی از جانب خدای عزّ‌و‌جلّ بر آنها است. مسأله نسبت به آدم علیه السّلام این‌گونه بوده است، و از این رو خداوند آن را بر امّت من نیز واجب ساخته است.“ سپس این آیه را تلاوت فرمود: «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون * ایاما معدودات.»

”ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر شما روزه داشتن واجب شد هم‌چنان که بر امم سالفه که قبل از شما بوده‌اند نیز واجب شده است؛ و این وجوب روزه به علّت آن است که در مقام تقوا برآیید و خود را در مصونیّت الَهی بیاورید.* روزه‌ای که بر شما مؤمنین واجب شده است، در روزهای قلیلی است که به شمارش در‌می‌آید.“

مرد یهودی گفت: درست گفتی ای محمّد! پس جزاء و مزد کسی که این ایّام را روزه بدارد چیست؟

فرمود: ”هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را به قصد قربت روزه بگیرد مگر آنکه خدای تبارک و تعالی هفت خصلت را بر او واجب می‌کند: اوّل آنکه حرام در بدنش ذوب می‌شود، و دوّم آنکه به رحمت خدای تبارک و تعالی نزدیک می‌گردد، و سوّم آنکه با این عمل کفّارۀخطای پدرش آدم علیه السّلام را داده است، و چهارم آنکه خداوند سکرات مرگ را بر او آسان ‏می‌سازد، و پنجم آنکه سبب امان از گرسنگی و تشنگی روز قیامت است، و ششم آنکه خداوند نامۀ برائت و بیزاری از آتش جهنّم را به او عطا می‌کند، و هفتم آنکه خدای عزّ‌و‌جلّ او را از غذاهای طیّب و پاکیزه بهشت اطعام می‌نماید.“

مرد یهودی گفت: درست گفتی، ای محمّد!»(7)

****************
1. سوره بقره آیه 183.
2. مثنوی معنوی (به خط میرخانی)، پایان‌‌ دفتر چهارم
3. ‌سوره بقره آیه 156.
4. الکافی، ج 2، ص 19.
5. بحار الأنوار، ج 93، ص 255.
6. سوره بقره آیات 183 و 184.
7. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 73.





نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، کتاب، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دعاهای دهه آخر ماه مبارک رمضان

post thumbnail

امام صادق علیه السّلام فرمود: در دهه آخر ماه رمضان در هر شب بخوان:
أَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَرِیمِ أَنْ یَنْقَضِیَ عَنِّی شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ وَ لَكَ قِبَلِی ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ.
پناه مى‏آورم به عظمت ذات كریمت،از اینكه ماه رمضان‏ از من سپرى شود،یا سپیده این شب طلوع كند،و از سوى من نزد تو گناهى یا نتیجه كارى مانده باشد،كه مرا بر آن عذاب نمایى
همچنین فرمود: در هر شب از دهه آخر این ماه پس از نمازهاى واجب‏ و مستحب بخوان:
اللَّهُمَّ أَدِّ عَنَّا حَقَّ مَا مَضَى مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ اغْفِرْ لَنَا تَقْصِیرَنَا فِیهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا مَقْبُولا وَ لا تُؤَاخِذْنَا بِإِسْرَافِنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَ اجْعَلْنَا مِنَ الْمَرْحُومِینَ وَ لا تَجْعَلْنَا مِنَ الْمَحْرُومِینَ
خدایا از ما حق آنچه را كه از ماه رمضان گذشته ادا فرما،و كوتاهى ما را از عبادت در این ماه بیامرز و ماه رمضان را از ما پذیرفته‏ تحویل گیر،و ما را از زیاده‏رویهاى بر علیه خویشتن مؤاخذه مكن،و از رحمت‏شدگان قرار ده،نه از محرومان.


منبع : tazohoor.ir



نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عالمان بزرگی که در شب قدر به کتابت مشغول بودند

خبر آنلاین به نقل از خبرگزاری مهر نوشت:

صرف نظر از اعمال وارده در این شب های با عظمت و نورانی جالب است بدانیم برخی از عالمان برجسته دین ما در شب قدر مشغول علم بودند و کتاب می نوشتند. اشتباه نکنید هیچ منافاتی میان علم و عبادت نیست. چه بسا همان عالمانی که در شب قدر به تالیف اشتغال داشتند و کتابت می کردند بخشی از شب را نیز به عبادت و دعا اختصاص می دادند.

1- «قدر» معانی متعددی همچون قدرت، تقدیر و اندازه گیرى، تنگ گرفتن، مساوی بودن یک چیز با چیز دیگر بدون کم و زیاد دارد اما در اینکه چه شبی از شب‌های ماه رمضان، شب قدر است اختلاف دیدگاه وجود دارد. آنچه موافق با سنت پیامبر گرامی اسلام(ص) و روایات امامان معصوم(ع) است، اینکه شب قدر در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد و طبق نقل، یکی از شب‌های نوزدهم، بیست و یکم، و بیست و سوم است و در بین این سه شب نیز شب بیست و سوم احتمالش بیشتر است. چنانکه امام صادق(ع) فرمود: شب نوزدهم شب تقدیر است و شب بیست و یکم شب بستن و تعین و اِحکام است و شب بیست و سوم شب حتمی شدن و امضای آن است.

در مورد فضایل شب قدر باید گفت که شب نازل شدن دفعی و یکجای قرآن در بیت المعمور است که به طور تدریجی طی 23 سال بر قلب نازنین پیامبر گرامی اسلام(ص)نازل شده است. همچنین عبادت و کارهای نیک، در شب قدر، بهتر است از عبادت و کاهای نیک در هزار ماه که دارای شب قدر نباشد. از فضائل دیگر شب قدر آنکه این شب، شب نزول و پایین آمدن فرشتگان خداوند خصوصاً بزرگ‌ترین فرشته خداوند، به زمین است و این شب، شب تقدیر و سرنوشت یک سال انسان است.

خداى تعالى در آن شب حوادث یک سال یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر می کند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدر می ‏سازد که فرشتگان به امر پروردگار، آن را انجام می دهند. در این شب، درهای جهنم بسته می‌شود و درهای بهشت، گشوده می‌شود و شیطان در این شب بیرون نمی‌آید تا صبح آن طلوع کند و درهای آسمان و رحمت الهی بر روی بندگانش گشوده می‌شود و شب قبولی اعمال است.

2-اسلام عزیز تنها دینی است که معجزه اش (کتاب) بزرگی به نام قرآن کریم است. شکی نیست نزول کتاب قرآن حکیم تاکید براهمیت دین مبین اسلام بر کتاب و خواندن است چرا که در نخستین آیه ای که نازل گردید به پیامبر فرمان خواندن می دهد.( اقرا باسم ربک الذی خلق) و در ادامه خداوند از میان نعمت های بی شمارش فقط به دو نعمت اشاره کرده است: آفرینش و آموزش

*-خلق الانسان(آفرینش انسان)

*-علم بالقلم(انسان را با قلم آموخت)

3-شاید دغدغه مهم همه ما این باشد این شب های عزیز که سرنوشت یک ساله انسان در آن مقدر می شود چگونه بگذرانیم؟ مخصوصا که احیا و شب زنده داری در این شب ها از مستحبات است. تا به صبح چه کنیم و چه بگوییم؟ بزرگان ما چه می کردند؟ سیره عالمان دین ما در این شب ها چه بوده؟ آیا باید فقط دعا خواند و نماز و قرآن؟کار دیگری هم می شود کرد؟

صرف نظر از اعمال وارده در این شب های با عظمت و نورانی جالب است بدانیم برخی از عالمان برجسته دین ما در شب قدر مشغول علم بودند و کتاب می نوشتند. اشتباه نکنید هیچ منافاتی میان علم و عبادت نیست. چه بسا همان عالمانی که در شب قدر به تالیف اشتغال داشتند و کتابت می کردند بخشی از شب را نیز به عبادت و دعا اختصاص می دادند.

سخن کوتاه اینکه عالمان دین ما در بهترین و برترین شب سال که مقدرات یکسال آینده عمر انسان رقم می خورد،علاوه بر عبادت و قرائت قرآن و تفکر،دستی به کتابت هم داشتند. از آسمان نور معرفت گرفته و زمینیان را با کتاب ها و نوشته جاتشان نورانی می کردند.

هرچند عالمان بسیاری در تاریخ بودند که در شب قدر کتاب نوشتند و تاریخ آن ها را ثبت نکرد اما در خاتمه به کتاب هایی اشاره می کنیم که نویسندگان آن ها در پایان کتاب هایشان تاکید کردند که در شب 19 یا 21 یا 23 ماه مبارک رمضان به اتمام رسانده اند:

1-کشف الغمه فی معرفه الصحابه از بهاءالدین اربلی شب 21رمضان687

2-جام جم ازرکن الدین اوحدی مراغی شب قدر 732

3-تفسیر القطب الشاهی از محمد شاه قاضی یزدی شب قدر1021

4-بحارالانوار ج22از علامه محمد باقر مجلسی شب 21رمان 1084

5-جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام از شیخ محمد حسن نجفی شب 23رمضان 1254

6-عیون الوصول الی علم الاصولاز محمد مهدی کلباسی اصفهانی شب قدر 1256

7-نفس الرحمان فی فائل سلمان از میرزا حسین نوری شب 23رمضان 1283

8-تحفه الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب از شیخ عباس قمی شب19رمضان1331

9-الاحکام الشرعیه فی مواریث الجعفریه از محمد حسن بیک شب 23رمضان1349

10-منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل از شیخ عباس قمی شب 23رمضان1350

11-تصحیح کشف الاسرار و عده الابرار از علی اصغر حکمت شب 23رمضان1380

12-معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواه از آیت الله سید ابولقاسم خویی شب19رمضان1389

13-تصحیح مانمقه عبدالوهاب فی شرح کلمات امیر المومنین از میر جلال الدین حسینی ارموی شب23رمضان1389

14-المیزان فی تفسیر القرآن از علامه طباطبایی شب 23رمان1392

15-حدیث الافک آیت الله جعفر مرتضی عاملی شب 21رمضان99 13

16-اصول الحدیث و احکامه فی علم الدرایه از آیت الله شیخ جعفر سبحانی شب 21رمان1411

17-تفسیر القرآن المجید المستخرج من تذاث الشیخ المفیداز حجه الاسلام سید محمد علی ایازی شب قدر 1413

18-ترجمه قرآن از استاد بهاءالدین خرمشاهی شب 23رمضان1415

و حکایت کتابت عالمان و بزرگان در شب های قدر همچنان باقی است.......





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 مرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

خاطرات مردان خدا در ماه خدا

در میان آنها رزمنده‌ای بود که هر دو دست و پاهایش شکسته بود به همین دلیل باید من به او غذا می‌خوراندم با هر قاشقی که به دهان او می‌گذاشتم اشک می‌ریخت تا اینکه به قاشق ششم رسید. از او پرسیدم: «چرا اشک می‌ریزی؟»


 خاطرات مردان خدا در ماه خدا

به گزارش دیدبان به نقل از فرهنگ ، ماه رمضان با تمام خیر و برکتش فرا رسیده است، اما شاید گرمی هوا و روزهای طولانی آن، کمی ماه رمضان امسال را سخت‌تر از سال‌های قبل کرده باشد. اما سالها پیش در این سرزمین جوانانی بودند که بسیار سخت تر از ما برای اجرای امر خدا قیام کردند و نه تنها بی هیچ شکایتی بلکه در اوج لذت در نمایش مباهات معشوق درخشیدند. مردانی که گرمی هوا و آتش گلوله دشمن و کمی غذا و روزهای سخت اسارت و... آنها را از اجرای فرمان الهی باز نمی داشت. با خاطراتشان همراه می شویم بدان امید که در لذت و خلوصشان شریکمان کنند:

در روزهای سخت نبرد، زنان مسلمان ایرانی با الهام از تعالیم اسلامی با شجاعت و شهامت غیرقابل وصف در صحنه‌های مختلف حتی در میدان‌های رزم حضور یافتند و به خلق حماسه‌های ماندگار پرداختند.

من در آن روزهایی که کومله به کردستان حمله کرده بود، امدادگر بودم . برعکس خیلی از بانوانی که داوطلبانه و با شجاعت راهی جبهه می شدند اصلا شجاع نبودم. با آغاز تحرکات ضدانقلاب در کردستان دکتر فیاض بخش از من خواست که به سنندج بروم اما من قبول نمی‌کردم و دکتر تصمیم گرفت که این مساله را با مرحوم مادرم در میان بگذارد.

مادرم به من اصرار کرد که به استان کردستان بروم اما من باز هم سازناسازگاری زدم چرا که اصلا دوست نداشتم به آنجا بروم و حتی به او گفتم: تو می‌خواهی من را به کشتن بدهی. با تمام این ناخرسندی‌ها من به کردستان رفتم. وقتی در سنندج وارد پادگان سپاه شدیم،‌ شهید بروجردی به ما خوش‌آمد گفت و پرسید: خواهران، پاوه می‌روید یا مریوان؟ من از قبل می‌دانستم اوضاع شهر پاوه بسیار خطرناک است و حتی از اسم پاوه هم می‌ترسیدم، چه رسد به این که به آنجا بروم. بلافاصله گفتم: مریوان.

اما دیدن صحنه‌هایی از شجاعت‌، ایثار و مظلومیت رزمندگان باعث شد تا آخرین روز جنگ در جبهه بمانم و در آخر هم بعد از عملیات «مرصاد» با اشک جبهه را ترک کردم. پس از ختم قائله کردستان و با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان «ماما» به جبهه جنوب رفتم و در بیمارستان شهید «کلانتری» اندیمشک حضور یافتم.

در ماه رمضان سال 1362 به دنبال عملیات «والفجر» دشمن چند پاتک به ما زد که در آن تعداد بسیاری از رزمندگان مجروح شدند از جمله رزمندگانی که در این پاتک‌ها به شدت مجروح شده بودند می‌توان به رزمندگان گردان تخریب استان فارس اشاره کرد چرا که آنها بر اثر انفجار «مین»، از ناحیه دست و پا دچار آسیب دیدگی شده بودند.

در آن سال من مسئول بخش «ریکاوری» بودم و با پایان یافتن کارم در این بخش به اتاق‌های دیگر سر می‌زدم. با ورود به بخش «ارتوپدی» به همراه دوستانم مجروحان را پانسمان می‌کردیم. بعد از پایان کارهای این بخش نیز باید غذای مجروحان را آماده می‌کردیم و به آنها می‌دادیم.

وقتی به آشپزخانه بیمارستان رفتم تا برای مجروحان غذا بیاورم متوجه شدم که ناهار آنها قورمه سبزی است و از آنجایی که روزه بودم و بسیار قورمه سبزی را دوست داشتم گفتم: «وای خدا چند ساعت دیگر باید تا افطار صبر کنم؟» پرستاران مسئول غذا دادن به مجروحان بودند. در میان آنها رزمنده‌ای بود که هر دو دست و پاهایش شکسته بود به همین دلیل باید من به او غذا می‌خوراندم با هر قاشقی که به دهان او می‌گذاشتم اشک می‌ریخت تا اینکه به قاشق ششم رسید. از او پرسیدم: «چرا اشک می‌ریزی؟» چیزی نگفت دوباره پرسیدم تا اینکه گفت: خدا من را بکشد‌، شما باید در حالی که روزه هستید به من غذا بدهید از قورت دادن آب دهانتان معلوم است که با هر قاشق که من می‌خورم شما نیز دلتان می‌خواهد از این قورمه سبزی بخورید.

در ماه رمضان سال 1360 برق اندیمشک بر اثر موشک‌باران عراق قطع شد. در آن زمان آب بیمارستان‌ها از طریق پمپ‌هایی که با برق کار می‌کردند تامین می‌شد. هوا به شدت گرم بود و هیچ وسیله خنک کننده‌ای نداشتیم. برای آنکه بتوانیم گرما را تحمل کنیم بر روی کاشی‌های بیمارستان می‌خوابیدیم تا کمی از حرارت بدنمان کاسته شود و چون احساس می‌کردیم که شاید کاشی‌ها براثر ریختن خون مجروحان نجس شده باشد خدا خدا می‌کردیم که برق تا زمان افطار وصل شود.

ماه رمضان سال‌های 59،60،62 به دلیل شرایط سخت از جمله ماه‌هایی بود که به سختی روزه گرفتیم اما این روزه‌داری عاملی بود تا دامنه صبر و استقامتمان را در برابر مشکلات افزایش دهیم.

براساس خاطرات «مریم کاتبی» از امدادگران دفاع‌مقدس





نوع مطلب : تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، دفاع مقدس و شهدا، ماه رمضان و روزه داری، در مورد حجاب و زن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ثواب سیر نمودن و پوشاندن نیازمند مومن

كسى كه به مؤمن گرسنه‏ اى غذا بدهد، خداوند از میوه‏ هاى بهشتى به او عطا مى‏ نماید. و كسى كه به مؤمن تشنه ‏اى آب دهد، خداوند از نوشابه‏ هاى سربسته بهشتى به او عطا مى‏ نماید.

ثواب سیر نمودن و پوشاندن نیازمند مومن

سرویس مذهبی افکارنیوز-  امام صادق علیه السّلام فرمودند: 

هر مؤمنى كه در شب ماه رمضان به برادر مؤمنش غذا بدهد، خداوند به خاطر این عمل براى او مانند پاداش كسى مى‏ نویسد كه سى برده مؤمن را آزاد كرده است؛ و به خاطر این عمل نزد خداوند یك دعاى مستجاب خواهد داشت.
 
امام زین العابدین علیه السّلام فرمودند: 
كسى كه به مؤمن گرسنه ‏اى غذا بدهد، خداوند از میوه ‏هاى بهشتى به او عطا مى‏ نماید. و كسى كه به مؤمن تشنه ‏اى آب دهد، خداوند از نوشابه‏ هاى سربسته بهشتى به او عطا مى‏ نماید. و كسى كه مؤمنى را بپوشاند، خداوند با لباسهاى سبز بهشتى او را مى‏ پوشاند.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: 
كسى كه به برادر مؤمنش در راه خدا غذا بدهد، پاداش او همچون پاداش كسى است كه فئامى از مردم را غذا بدهد. پرسیدم: فئام چیست؟ فرمودند: صد هزار نفر.

امام صادق علیه السّلام فرمودند:
 كسى كه به سه نفر از مؤمنین غذا بدهد، خداوند از سه بهشت به او غذا خواهد داد: فردوس، جنت عدن و طوبى و طوبى درختى از جنت عدن است كه خداوند با دست خود آن را كاشته است.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: 
هیچ كدام از مخلوقات خداوند پاداش غذا دادن به مسلمان و سیر نمودن او را در سراى آخرت نمى‏ دانند، نه فرشته مقرّب و نه پیامبر مرسلى؛ جز خداوند، پروردگار جهانیان. و یكى از عوامل آمرزش، غذا دادن به مسلمان گرسنه است. راوى مى‏ گوید آنگاه امام علیه السّلام این آیه را تلاوت نمود: «یا غذا دادن در روز قحطى و گرسنگى به خویشاوند یتیم یا فقیر خاك‏نشین».

امام باقر علیه السّلام فرمودند: 
سیر نمودن چهار مسلمان برابر با آزاد كردن یكى از فرزندان اسماعیل علیه السّلام از بندگى است.
امام صادق علیه السّلام فرمودند: 
كسى كه مؤمن گرسنه‏ اى را سیر نماید، خداوند در بهشت سفره ‏اى مى‏ گستراند كه همه جنّ و انس از آن سفره سیر برمى ‏خیزند.

منبع:ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه بندرریگى، ص293و294.




نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نزول تقدیر یک سال بر وجود مبارک امام (ع)

حكم داد كه در هر سال شبى باشد كه در آن تفسیر و بیان همه امور تا سال آینده چنان شبى فرود آید، هر كه منكر آن گردد بر خداى عز و جل علم او را رد كرده است، ...

نزول تقدیر یک سال بر وجود مبارک امام (ع)

سرویس مذهبی افکارنیوز- امام باقر (ع) در مورد شب قدر می فرمایند:

هر آینه به تحقیق خدا جل ذكره در آغاز آفرینش دنیا شب قدر را آفرید ،و محققاً در آن نخست پیغمبرى كه باید باشد و نخست وصى پیغمبرى كه باید باشد آفرید و حكم داد كه در هر سال شبى باشد كه در آن تفسیر و بیان همه امور تا سال آینده چنان شبى فرود آید، هر كه منكر آن گردد بر خداى عز و جل علم او را رد كرده است، زیرا پیغمبران و رسولان و امامان معصوم قیام نتوانند جز به وسیله اینكه حجتى بر آنها باشد به واسطه آنچه در این شب براى آنها بیاید به همراه حجتى كه جبرئیل براى آنها بیاورد.

 راوى گوید: من گفتم: براى محدثون (امامان معصوم) هم جبرئیل یا فرشته دیگرى حجت مى‏ آورد؟ فرمود: این موضوع نسبت به انبیاء و رسل كه مورد تردید نیست و براى دیگران هم شك نیست كه از اول آفرینش دنیا تا پایان آن باید بر اهل زمین حجتى باشد كه در این شب به محبوب‏ترین بندگان حق نازل شود، به حق خدا قسم كه روح و ملائكه در شب قدر امور را براى آدم فرود آورند و به حق خدا آدم نمرد تا آنكه براى او یك وصى فراهم شد و براى همه پیغمبران بعد از آدم همان امر آمد و براى وصى بعد از او هم مقرر شد، و به حق خدا كه هر پیغمبرى از آدم تا محمد (ص) مأمور بود كه نسبت بدان امرى كه در این شب بر او نازل مى‏ شود وصیت كند به فلان كس و هر آینه به تحقیق خداى عز و جل در كتاب خود نسبت به امامان بعد از محمد (ص) بالخصوص فرموده (۵۴ سوره نور): «وعده داده خدا به آن كسانى كه گرویدند و كارهاى شایسته كردند كه آنها را در زمین جانشین كند چنانچه كسانى كه پیش از آنها بودند جانشین كرد» تا آنجا كه فرماید: (و توانا كند آنها را بر دینى كه برایشان پسندیده و به جاى ترس به آنها آسودگى‏ دهد تا مرا بپرستند و هیچ چیز را شریك من ندانند و هر كه بعد از آن كافر شود) «آنان همان فاسقانند» مى‏ فرماید: شما را جانشین كرده‏ ام براى علم خود و دین خود و عبادت خودم پس از پیغمبر خودم چنانچه جانشین نمودم اوصیاء آدم (ع) را بعد از او تا مبعوث شد آن پیغمبر بزرگى كه دنبال او بود «مرا بپرستند و هیچ چیز را شریك من نیاورند» مى‏ فرماید: مرا پرستند با عقیده به اینكه بعد از محمد (ص) پیغمبرى نیست و هر كه جز آن گوید «پس آنان همان فاسقانند» محققاً امامان بعد از محمد (ص) را توانائى علمى داده، ما آنهائیم از ما بپرسید اگر راست گفتیم به شما پس اقرار كنید به امامت ما و شما این كار را نكنید، اما دانش ما كه ظاهر شود تا اختلافى میان مردم نباشد او را مدتى است كه با گذشت شبها و روزها بسر آید و چون وقت آید ظاهر شود و امر یكى باشد. و به حق خدا كه مقرر شده است میان مؤمنان اختلافى نباشد و از این رو آنها را گواهان مردم مقرر داشته تا محمد (ص) بر ما گواه شوند، خدا نخواسته در حكمش اختلاف باشد و نخواسته میان اهل علم او تناقض و دوئیت باشد.

منبع: أصول الكافی / ترجمه كمره‏اى، ج‏۲، ص273تا275.




نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام باقر(ع)، امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
روزه فواید جسمی و روحی فراوانی برای روزه دار دارد و فارغ از تشنگی که ممکن است برای بدن مضر باشد (که البته راه حل هایی برای آن هم در نظر گرفته شده)، می تواند یک ماه تمام سیستم های گوارشی بدن را تنظیم کند.
به گزارش مشرق، در این چند سال اخیر همزمانی ماه مبارک رمضان با تابستان باعث شده تا خیلی ها به دلیل روزهای بلند و گرمی هوا اذعان کنند که روزه گرفتن برای سلامتی مضر است و به این بهانه از روزه گرفتن سر باز بزنند.

اما آنچه که بارها درباره فواید روزه داری گفته شده مسئله ای نیست که به راحتی بتوان از آن چشم پوشی کرد و ساعات طولانی روز را بهانه ای برای روزه نگرفتن قرار داد.

روزه فواید جسمی و روحی فراوانی برای روزه دار دارد و فارغ از تشنگی که ممکن است برای بدن مضر باشد (که البته راه حل هایی برای آن هم در نظر گرفته شده)، می تواند یک ماه تمام سیستم های گوارشی بدن را تنظیم کند.

دکتر مسعود کیمیاگر متخصص تغذیه و رژیم درمانی در گفتگویی فواید روزه داری را شرح داده است.

چربی بالا فرصت مناسبی برای روزه داری

حتی اگر تمام وعده های سحر و افطار را مفصل برگزار کنید و چیزی برای خوردن کم نگذارید باز هم در ماه مبارک رمضان 20 تا 30 درصد مصرف غذا کاهش پیدا می کند. دکتر کیمیاگر معتقد است این کم شدن مواد غذایی، به کم شدن چربی‌های ذخیره، کم شدن میزان چربی خون و کلسترول و نیز فعال شدن سیستم ایمنی بدن کمک می کند.

از طرفی در مدت روزه داری، دستگاه گوارش برای چندین ساعت خالی می‌ماند و در واقع این دستگاه و سایر دستگاه‌هایی که به گونه‌ای در هضم و جذب مواد غذایی دخالت دارند، استراحت کرده و پس از روزه داری به شیوه بهتری اعمال خود را انجام خواهند داد.

باید این واقعیت را پذیرفت که روزه گرفتن باعث استراحت معده می شود چرا که در حالت روزه اسید معده به جای غذا به وسیله صفرا، خنثی می‌شود و زخم معده ایجاد نمی‌شود. البته این نکته نیز باید حتما مورد توجه قرار گیرد که در زمان افطار افراد از پرخوری زیاد خودداری کنند، چرا که همین پرخوری باعث زیان های زیادی برای دستگاه هاضمه می شود.

یک روزه‌داری و این همه فایده!/ روزه داری، یگانه مبارزه با سرطان

دکتر کیمیاگر در مورد فواید روزه به خصوص روی بیماران با چربی بالا تاکید می کند و می گوید: چندین ماه غذا خوردن مدام باعث می شود تا چربی های مضری در بدن وجود داشته باشد و این یک ماه روزه داری کمک زیادی به تنظیم کردن چربی های نامطلوب بدن می کند. در واقع روزه داری برای اغلب کسانی که گرفتار یک عادت غذایی نامناسب هستند، یک فرصت است برای اینکه این عادت ها را کنار بگذارند.

روزه یعنی کم خوردن و کم آشامیدن در مدت معینی از سال و این بهترین راه معالجه و حفظ تندرستی است که طب قدیم و جدید را از این حیث متوجه خود ساخته، مخصوصاً امراضی را که به آلات هاضمه به خصوص کلیه و کبد عارض می شود و توسط دارو نمی توان آنها را علاج کرد، روزه بخوبی معالجه می کند، چنانچه بهترین داروها برای برطرف کردن سوء هاضمه روزه گرفتن است، مرض مخصوص کبد نیز که موجب یرقان می گردد، بهترین طریقه معالجه اش همانا روزه گرفتن است، چه آنکه ایجاد این مرض اغلب اوقات بواسطه خستگی کبد است، که در مواقع زیادی عمل و فعالیت نمی تواند صفرا را از خون بگیرد. پس بهتر است که این بیماران این یک ماه را از دست ندهند.

همه چیز به سلامت جسم ختم نمی شود

شما شاید در مورد فوایدی که روزه بر سلامت جسم می گذارد تا به حال زیاد شنیده باشید، اما تأثرات روانی روزه داری بحثی است که کمتر به آن پرداخت شده که دکتر کیمیاگر آن را تشریح می کند: روزه داری اسلامی موجب کاهش استرس و اضطراب در بین افراد می‌شود. روزه داری اسلامی همان روزه داری صحیح و اصولی است و با روزه داری برای ترس از عسر و حرج و روزه داری برای رژیم لاغری متفاوت است.

یک روزه‌داری و این همه فایده!/ روزه داری، یگانه مبارزه با سرطان

البته این روزه داری آدابی دارد که باید آن را رعایت کرد تا به سلامت روح کمک شود. مثلا اینکه غذاهای سحر روزه داران باید کم حجم و خواب آن‌ها نیز متناسب باشد و روزه داران از خوابیدن پس از خوردن سحری اجتناب کنند. روزه داری موجب امتناع افراد حتی از خوردن مواد حلال مانند آب می‌شود و این امتناع از حلال‌ها نیز اراده انسان را قوی می‌کند. عصبانیت‌های برخی از افراد به هنگام روزه داری به علت پرخوری آن‌ها به هنگام سحر است؛ که بدن را در طول روز برای جذب آب فعال می‌کند.

افراط نکنید

دکتر کیمیاگر اما توصیه هایی به روزه داران دارد تا این ماه را بدون سختی بگذرانند. چند توصیه که می تواند روزهای بلند تابستان و عطش و تشنگی گرمای این ماه را برای شما کمتر کند. مصرف نشاسته و پروتئین در ماه مبارک رمضان، انرژی و غذاهای گوشتی می‌تواند پروتئین مورد نیاز بدن را در ماه رمضان تامین کند.

روزه داران از خوردن غذاهای شور در این ماه پرهیز کنند و حتی الامکان در این ماه، نمک را با احتیاط مصرف کنند. مصرف نمک و غذاهای شور فقط عطش روزه دار را بیشتر خواهد کرد. روزه داران در این ماه از افراط در مصرف مواد غذایی پرهیز کنند.

فایده بزرگ کم خوردن و پرهیز نمودن از غذاها در یک مدت کوتاه، آن است که چون معده در طول مدت یازده ماه مرتب پر از غذا بوده و در مدت یک ماه روزه داری، مواد غذایی خود را دفع می کند و همین طور کبد، که برای حل و هضم غذا مجبور است دائماً صفرای خود را مصرف کند در مدت سی روز ترشحات صفراوی را صرف حل کردن باقیمانده غذای جمع آوری شده خواهد کرد.

یک روزه‌داری و این همه فایده!/ روزه داری، یگانه مبارزه با سرطان

دستگاه هاضمه در نتیجه کم خوردن غذا اندکی فراغت حاصل نموده و رفع خستگی می کند. افراد روزه دار باید بدانند که استفاده از انواع میوه و سبزیجات، می‌تواند جایگزین مناسبی برای مواد غذایی پرنمک باشد. همچنین مصرف شیر فراوان نیز سبب رفع تشنگی می‌شود. استفاده از غذاهایی که آسان هضم می‌شود و باعث جذب انرژی لازم در بدن می‌شود، به روزه داران توصیه می‌گردد.

پزشکان خارجی درباره فواید روزه چه می گویند؟

ایرانی ها شاید تنها کسانی باشند که با بهانه های مختلف سعی می کنند از روزه گرفتن سر باز بزنند. این در حالی است که خیلی از پزشکان دیگر کشورها بر مفید بودن روزه تاکید کرده اند.

دکتر کارلوی آمریکایی در مورد فواید روزه می گوید: تنها طریق قطع ریشه سرطان روزه است و بس. درمان از طریق روزه فایده ویژه ای در بیماری های کم خونی، ضعف روده ها، التهاب بسیط و مزمن، دمل های خارجی و داخلی، سل، نِقرس، بیماری های چشم، مرض قند، بیماری های جلدی، بیماری های کلیه، کبد، و اسکلیرور، روماتیسم، استسقا، نوراستنی، عرق النساء، خراز (ریختگی پوست) و بیماری های دیگر دارد.

یا دکتر اتوبو خنگر در کنگره پزشکی بغداد گفته که شخص روزه دار با سوزاندن رسوبات بیمارگونه و چربی های زائد بدن، کوره متابولیسم خود را می افروزد. در مدت 50 سال که از تأسیس کلینیک اتوبوخنگر می گذرد، بیش از 50 هزار بیمار در این کلینیک، توسط روزه درمان شده اند. دانستن فلسفه احکام، سبب معرفت و شناخت بیشتر نسبت به دین می گردد و همین شناخت، باعث تقویت اعتقاد و ایمان انسان خواهد شد.

دکتر کارل (فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی) نیز معتقد است: لزوم روزه داری در تمام ادیان تأکید شده است. در روزه ابتدا گرسنگی و گاهی نوعی تحریک عصبی و بعد ضعف احساس می شود، ولی در عین حال کیفیات پوشیده ای که اهمیت زیادی دارند، به فعالیت می افتند و بالاخره تمام اعضا مواد خاص خود را برای نگهداری و تعادل محیط داخلی و قلب قربانی می کنند.


منبع : آراز و امانات





نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به طور قطع کسی که علم و تقوا را ضمیمه یکدیگر کند، نور ایمان به قلب او خواهد تابید و او نیز با انعکاس این نور جهان را روشن خواهد ساخت و راه را نمایان خواهد کرد.
سایت مشرق : تبلیغ دین خدا نیازمند شناخت کامل و جامعی از آن دارد.این شناخت یا فهم اگرچه لطفی از سوی خداست، اما در سایه علم و علومی که برای فهم برداشت و استنباط و اجتهاد در دین لازم است، به وجود می آید که گاهی این کارها برای علمای دینی، بسیار سخت و طاقت فرسا و حساس است.

از بحث علم علمای دینی که بگذریم به موضوع تقوای ایشان می رسیم.انتخاب یک فرد متقی برای تبعیت در مسائل دینی توصیه معصومین علیهم السلام بوده است.

به طور قطع کسی که این دو شاخصه مهم، یعنی علم و تقوا را ضمیمه ی یکدیگر کند، نور ایمان به قلب او خواهد تابید و او نیز با انعکاس این نور جهان را روشن خواهد ساخت و راه را نمایان خواهد کرد.

از سوی دیگر، پیروی از سیره ی عالمان متقی هر زمانه، مزیت دیگری هم دارد و آن مهم این است که با گذشت زمانه و تغییر در نوع زندگی بشر مسائل جدیدی اتفاق می افتد که واکنش علمایی که سالک و عارف الی الله هستند برای بندگانی که قصد پیمودن مسیر قرب الهی را دارند، راهگشا است.

حال پس از این توضیحات به سیره ی چند تن از علما و سالکان و عارفان الی الله در ماه مبارک رمضان می پردازیم تا هرچه بیشتر ما را در بندگی کردن بهتر در شهرالله یاری دهد:

امام خمینی «رحمه الله علیه»

از جمله برنامه های ویژه حضرت امام در رمضان عبادت و تهجد بود. امام عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهی می دانستند و به صراحت بیان می کردند که در وادی عشق نباید به عبادت به چشم وسیله ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد.

امام توجه خاصی به نوافل داشت و هرگز نوافلش را ترک نمی فرمود. نقل شده که امام در نجف اشرف با آن گرمای شدید هوا، ماه رمضان را روزه می گرفت و با این که در سنین پیری بودند و ضعف بسیار داشتند تا نماز مغرب و عشاء را به همراه نوافل بجای نمی آوردند، افطار نمی کردند و شبها تا صبح نماز و دعا می خواندند و بعد از نماز صبح مقداری استراحت می کردند و صبح زود برای کارهایشان آماده می شدند.

سیره علما در ماه مبارک رمضان چگونه بود؟

یکی از برادران پاسدار که محافظ امام بود می گفت: امام شبها معمولا دو ساعت به اذان صبح بیدار بودند. یک شب متوجه شدم که امام با صدای بلند گریه می کنند من هم متاثر شدم که امام با صدای بلند گریه می کنند و شروع کردم به گریه کردن.

یکی از اساتید قم نقل می کرد: شبی مهمان حاج آقا مصطفی بودم، ایشان خانه جداگانه ای نداشتند و در منزل امام زندگی می کردند. نصف شب از خواب بیدار شدم و صدای آه و ناله ای شنیدم .نگران شدم که در خانه چه اتفاقی افتاده است. حاج آقا مصطفی را بیدار کردم و گفتم ببین در خانه چه خبر است. ایشان نشست و گوش داد و گفت: صدای امام خمینی است که مشغول تهجد و عبادت است.

و البته در ماه رمضان این شب زنده داری و تهجد وضعیت دیگری داشت یکی از محافظین بیت می گوید: در یکی از شبهای ماه رمضان، نیمه شب برای انجام کاری مجبور شدم از جلوی اتاق امام گذر کنم. حین عبور متوجه شدم که امام زار زار گریه می کردند، هق هق گریه امام که در فضا پیچیده بود واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد که چگونه امام در آن موقع از شب با خدای خویش راز و نیاز می کند.

آخرین رمضان دوران حیات امام به گفته ساکنان بیت با رمضان های دیگر متفاوت بود، به این صورت که امام همیشه برای خشک کردن اشک چشمشان دستمالی را همراه داشتند، ولی در آن ماه رمضان حوله ای را نیز همراه بر می داشتند تا به هنگام نمازهای نیمه شبشان از آن استفاده کنند.

یکی از محافظین بیت می گوید: در رمضان سال قبل از رحلتشان، بعضی وقتها که به نزد ایشان می رفتم، می دیدم که قیافه شان کاملا بر افروخته است و چنان اشک ریخته اند که علاوه بر دستمال اشکشان را با حوله پاک می کردند.

توجه ویژه امام به قرآن

امام خمینی توجه خاصی به قرآن داشت؛ به طوری که روزی هفت بار قرآن را می خواندند.

هر فرصتی که به دست می آوردند - ولو اندک - قرآن می خواندند. بارها دیده شد که امام حتی در دقایقی قبل از آماده شدن سفره که معمولا به بطالت می گذرد، قرآن تلاوت می نمود.

امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح قرآن می خواند. یکی از اطرافیان امام می گوید: امام در نجف چشمشان درد می کرد و به دکتر مراجعه کردند. دکتر بعد از معاینه چشم امام گفت: شما باید چند روزی قرآن نخوانید و به چشمتان استراحت بدهید!

امام خندید و فرمود: دکتر من چشمم را برای قرآن خواندن می خواهم، چه فایده ای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم. شما یک کاری کنید من بتوانم قرآن بخوانم.

یکی از همراهان امام در نجف اظهار می کرد که امام خمینی (ره) در ماه رمضان هر روز ده جزء قرآن می خواندند؛ یعنی در هر سه روز یک دوره قرآن می خواندند. برادران خوشحال بودند که توانسته اند دو دوره قرآن را در ماه رمضان بخوانند، ولی بعد فهمیدند که امام ده دوره قرآن را ختم کرده اند.

علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه رمضان دستور می دادند که چند ختم قرآن برای افرادی که مد نظر مبارکشان بود قرائت شود.

گزیده هایی از توصیه های امام به مناسبت ماه رمضان

شما در این چند روزی که به ماه رمضان مانده به فکر باشید. خود را اصلاح کرده توجه به حق تعالی پیدا نمائید، از کردار و رفتار ناشایسته خود استغفار کنید، اگر خدای نخواسته گناهی مرتکب شده اید قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه کنید، زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید، مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمان سرای باری تعالی آلوده به معاصی باشید.

سیره علما در ماه مبارک رمضان چگونه بود؟

شما اقلا به آداب اولیه روزه عمل نمایید و همانطور که شکم خود را از خوردن و آشامیدن نگه می دارید، چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید . از هم اکنون بنا بگذارید که زبان را از غیبت، تهمت، بدگویی و دروغ نگهداشته، کینه، حسد و دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون کنید.

اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان در اعمال و کردار شما هیچگونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد معلوم می شود، روزه ای که از شما خواسته اند محقق نشده است.

اگر دیدید کسی می خواهد غیبت کند، جلوگیری کنید و به او بگویید: ما متعهد شده ایم که در این سی روز ماه مبارک رمضان از امور محرمه خودداری ورزیم و اگر نمی توانید او را از غیبت باز دارید از آن مجلس خارج شوید، ننشینید و گوش کنید، باز تکرار می کنم، تصمیم بگیرید در این سی روز ماه مبارک رمضان مراقب زبان، چشم، گوش و همه اعضا و جوارح خود باشید. توجه بکنید که ماه مبارک را به آدابی عمل بکنید ... فقط دعا نباشد، دعا به معنای واقعی اش باشد.

میرزا محمد جعفر انصاری

از مراجع نامدار خوزستان و از بستگان مرحوم شیخ مرتضی انصاری است. در باره وی نوشته اند:

او با آن همه مشغله درسی، عبادات موظفه خود را که از سن بلوغ مشغول به آنها بود، ترک ننمود. او گذشته از نوافل شبانه، روزی قرائت یک جزء کلام الله و نماز حضرت جعفر طیار، زیارت جامعه و عاشورا را در یک جلسه، ایستاده به جا می آورد و هنگام عبادت توجه خاصی داشت. حافظه اش بسیار عجیب بود؛ قرآن مجید و تعقیبات نمازها و دعاهای هر ماه و هر روز و شب ماه مبارک رمضان و.. را از حفظ داشت.

علامه طباطبایی

علامه، مراتبی از عرفان و سیر و سلوک معنوی را پیموده بود. او اهل ذکر و دعا و مناجات بود. در بین راه که او را می دیدم، غالباً ذکر خدا را بر لب داشت. در جلساتی که در محضرشان بودیم، وقتی جلسه به سکوت می کشید، دیده می شد که لب های استاد، به ذکر خدا حرکت می کرد. به نوافل مقید بود و حتی گاهی دیده می شد که در بین راه مشغول خواندن نمازهای نافله است. شب های ماه رمضان تا صبح بیدا بود، مقداری مطالعه می کرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و اذکار مشغول بود.

ادراک شب قدرو حاج ابراهیم کلباسی

آورده اند که حاج محمد ابراهیم کلباسی، از شاگردان بحرالعلوم، شب قدر را با عبادت درک کرد؛ زیرا مدت یک سال، شب تا صبح عبادت کرد و معلوم است که شب قدر از شب های سال، بیرون نیست.

حاج میرزا حسین خلیلی (از رهبران جنبش مشروطه)

سیره علما در ماه مبارک رمضان چگونه بود؟

وی مردی با متانت و وقار، و در عین حال متواضع بود و در به جا آوردن وظایف عبادی خود کوتاهی نمی ورزید. ایشان در همه سال ها، دهه آخر ماه رمضان را در مسجد کوفه معتکف بود و در بین الطلوعین زیارت عاشورا، از او ترک نمی شد.

آیت الله گلپایگانی

سید محمد باقر گلپایگانی، فرزند آیت الله گلپایگانی، از مراجع تقلید می فرمود:

قرآن هایی که به پدر هدیه می شد، [پدر] مقید بودند آنها را بخوانند. پس از یک دور تلاوت، قرآن ها را به دارالقرآن هدیه می کردند و می فرمودند: زکات قرآن به این است که خوانده شود؛ زیرا در قیامت، قرآن از ما باز خواست می کند. ایشان در ماه رمضان هفت الی هشت دور، قرآن را ختم می کردند.

سید صدر الدین عاملی اصفهانی

مرحوم شیخ عباس قمی در شرح حال آقا سید صدرالدین عاملی اصفهانی می نویسد:

و این سید جلیل، کثیر البکاء و کثیر المناجات بود. نقل شده که شبی از شب های ماه رمضان، داخل حرم امیرالمؤمنین شد. بعد از زیارت، نشست کنار ضریح و شروع کرد به خواندن دعای ابوحمزه، همین که شروع کرد و به جمله «الهی لا تودبنی بعقوبتک» رسید، گریه او را گرفت و پیوسته این جمله را تکرار کرد و گریه کرد تا بیهوش شد و او را از حرم مطهر بیرون آوردند.

منبع: ندای عاشورا




نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رئیس انستیتو روانپزشکی ایران با تأکید بر لزوم آموزش همگانی افراد برای مدیریت درد، احیا در شب‌های قدر و مراسم مذهبی را موجب کاهش درد و تقویت سیستم ایمنی بدن عنوان کرد و از افراد خواست برای کاهش درد، با خانواده خود درد دل کنند.
سایت مشرق : جعفر بوالهری رئیس انستیتو روانپزشکی ایران، درد را احساس ذهنی افراد از تحریکی دانست که از درون و بیرون وارد سیستم عصبی می‌شود.

وی افزود: درد نعمتی است که به وسیله احساس آن از مشکل در درون بدن مطلع می‌شویم.

این روانپزشک اظهار داشت: درد انتقال پیام است مثلاً وقتی آتشی به پوست نزدیک می‌شود گرمای آن به مغز منتقل می‌شود و ما واکنش مناسب نشان می‌دهیم تا دچار آسیب جدی نشویم البته ادراک درد همیشه به شدت محرک آن بستگی ندارد بلکه عوامل زیادی در احساس درد موثر است که موجب مراجعه بی‌رویه افراد به پزشکان و متخصصان می‌شود.

وی اذعان داشت: متأسفانه هزینه‌های سرسام‌آوری بابت ویزیت پزشکان، بستری شدن، جراحی و داروهای خارجی صرفی می‌شود غافل از اینکه اگر درد به خوبی مدیریت شود بیش از 50 درصد هزینه‌های درمان در کشور کاهش پیدا می‌کند.

رئیس انستیتو روانپزشکی ایران گفت: یکی از دردهای جسمی شده درد‌های روانشناختی است که در قالب درد‌های جسمانی خود را نشان می‌دهد. در واقع نگرانی می‌تواند موجب درد معده شود یا در افراد مبتلا به افسردگی کوفتگی و سستی در نواحی مختلف بدن دیده می‌شود. در واقع کشمکش میان افراد می‌تواند خود را به صورت درد در نواحی مختلف بدن نشان دهد.

این متخصص حوزه بهداشت روان 70 درصد موارد تشخیص میگرن توسط پزشکان عمومی را به دردهای روانشناختی نسبت داد و افزود: در خود‌بیمار‌انگاری فرد دنبال اثبات این است که به بیماری خطرناکی مانند سرطان یا ام اس مبتلا است و این موضوع از نگرانی‌های او نشأت می‌گیرد.

وی ژنتیک را در احساس درد موثر دانست و اظهار داشت: در برخی خانواده‌ها درد بیشتر احساس می‌شود آنها باید یاد بگیرند که درد را مدیریت کنند و به پزشکان معدودی مراجعه کرده تا هزینه‌های کمتری را داشته باشند.

این روانپزشک گفت: باید با پزشکان ارتباط خوبی برقرار کنیم و پزشکان نیز باید به بیماران اطمینان دهند و از مشکلات خانوادگی و محیطی آنها سوال بپرسند زیرا قدم اول مداخلات روانشناختی جست‌وجو از مداخلات عاطفی افراد است.

وی افزود: توصیه به کار، فعالیت، ورزش، آرام‌سازی عضلانی و ارتباطات خانوادگی موثر می‌تواند در کاهش درد موثر باشد. هرچه افراد به درد و دل خانوادگی بپردازند و در دوره‌همی‌های خانوادگی شرکت کنند درد‌های آنها کاهش پیدا می‌کند.

این متخصص حوزه بهداشت روان ماه رمضان و شب‌های احیا را فرصت مناسبی برای پرداختن به مناسبات مذهبی و کاهش درد دانست و ادامه داد: عبادت و آرامش قلبی و روی آوردن به مجالس عرفانی درد را کاهش می‌دهد. وقتی ایمان و آرامش پیدا می‌کنیم سیستم هورمونی‌مان تغییر می‌کند و موادی ترشح می‌شود که درد را کاهش می‌دهد. این موضوع می‌تواند موجب تقویت سیستم ایمنی بدن شود. بنابراین با هر تنشی دچار درد نمی‌شویم.

وی خاطرنشان کرد: اگر مدیریت درد در مراکز علمی و درمانی کشور وجود داشته باشد و کارگروهی در وزارت بهداشت و درمان تشکیل شود تا نحوه آرامش و امنیت فکری را به افراد جامعه آموزش دهد آنها می‌توانند اکثر دردهای خود را مدیریت کنند و با این رفتار به صرفه‌جویی ارزی و خدمات درمانگاهی خواهیم پرداخت تا به جای پناه بردن به دارو به مشاوره و مداخلات عاطفی بپردازیم.

منبع : فارس





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یک روانپزشک گفت: روزه، علاوه بر بالا بردن قدرت مهار خواسته‌های نفسانی، همبستگی را افزایش و موجب احساس هویت گروهی می‌شود. این فریضه پسندیده را می‌توان با رفتاری توأم با مهر و محبت و احترام به کودکان و نوجوانان آموخت.
مشرق : فربد فدایی روانپزشک، با تأکید بر ابعاد روانی روزه‌داری اظهار داشت: گاهی بر مسائل جسمی مرتبط با روزه‌داری صحبت می‌شود بدون آنکه به ابعاد روانی آن توجه شود، در واقع بعد مثبت روانشناختی روزه فراتر از مسائل جسمی مرتبط با آن است زیرا به وسیله روزه، فرد روزه‌دار قدرت مهار خواسته‌های نفسانی خود را به دست می‌آورد. روزه‌دار می‌تواند بیاموزد که چگونه صبر کند و رضایت خاطر ناشی از یک کار دشوار را احساس کند.

وی ادامه داد: در روزه‌داری فرد باید وعده غذایی را که نمی‌خورد به دیگران وقف کند و غرض این نیست که در ساعاتی نخورد و در ساعاتی بیشتر بخورد.

این روانپزشک یکی از اهداف روزه‌داری را درک رنج محرومان برشمرد و افزود: فرد روزه‌دار با گرسنگی و تشنگی محرومان و حتی جانوران آشنا می‌شود و‌ آن را در می‌یابد.

وی احساس همدلی را یکی از آثار روزه‌داری عنوان کرد و اظهار داشت: در آموزه‌های دینی شاهد انفاق معصومین (ع) به دیگران هستیم، آنها حتی جانوران را نیز از غذا و آب بی‌نصیب نمی‌گذاشتند.

این متخصص حوزه بهداشت روان گفت: بعد روانشناختی دیگر روزه‌داری احساس همبستگی بین روزه‌داران است. وقتی مسلمانان کاری یکسان را انجام می‌دهند و با دیدگاه مشابه، مراسمی را به انجام می‌رسانند احساس هویت گروهی بین آنها شکل می‌گیرد و سبب احساس امنیت و قدرت در آنها می‌شود.

وی افزود: بعد روانشناختی دیگر روزه‌داری این است که فرد روزه‌دار از دروغگویی، غیبت و رفتارهای ناپسند دیگر خودداری می‌کند و به همین دلیل است که میزان آسیب‌های اجتماعی در ماه مبارک رمضان کاهش چشمگیری پیدا می‌کند، در واقع ماه رمضان نمونه‌ای است برای سایر ماه‌های سال و فردی که بتواند آن چرا که در این ماه مقدر شده است در اوقات دیگر سال نیز انجام دهد فرد بهتری خواهد شد.

فدایی گفت: یکی دیگر از آثار ماه مبارک رمضان این است که چون در این ماه سخنرانی‌ها و مجالس متعددی با هدف آگاهی بیشتر از دین مبین اسلام برگزار می‌شود روزه‌داران فرصت پیدا می‌کنند تا با معصومین (ع) آشنایی بیشتری پیدا کنند و مطابق دیدگاه یادگیری اجتماعی که معتقد است فرد هر آنچه را ببیند می‌آموزد، این امر موجب می‌شود تا اندیشه و رفتار شایسته اسوه‌های صالح را بشناسند و این موضوع به ویژه در کودکان و نوجوانان که یادگیری در آنها سریعتر است تأثیرات مثبتی را به وجود می‌آورد که بعدها به صورت یک جامعه دیندار و متعالی شاهد آن خواهیم بود.

وی افزود: در واقع در ماه مبارک رمضان امکان همانند‌سازی با نمونه‌های عالی رفتار که همان معصومین (ع) هستند برای مردم فراهم می‌شود.

این متخصص حوزه بهداشت روان خاطر نشان کرد: وقتی رفتار پدر و مادر از روی مهر و محبت و احترام نسبت به فرزندان باشد آنان نیز گفتار و رفتار والدین را می‌پذیرند. در واقع وقتی والدین نشان دهند که در ایام ماه مبارک رمضان فضای مهربانی، آرامش و احترام در محیط خانواده گسترش می‌یابد فرزندان نیز به تکالیف این ماه علاقه‌مند می‌شوند و با توجه به تمایل آنان در تقلید از بزرگسالان بدون آنکه اجباری در کار باشد تمایل پیدا خواهند کرد که در حد توان خود آداب این ماه را انجام دهند.


منبع : فارس




نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یک کارشناس طب سنتی توصیه‌های غذایی را به صاحبان مزاج گرم و تر در رمضان تشریح کرد.
مشرق : سید جواد علوی کارشناس طب سنتی، درباره روزه و مزاج‌های گرم و تر اظهار داشت: اکثراً صاحبان مزاج گرم و تر گرایش به چاقی دارند، گوشت بدنشان زیادتر از صاحبان مزاج‌های دیگر است؛ استعداد چاقی آنها بیشتر بر تولید گوشت تکیه دارد، اما اگر بیش از حد سردی بخورند ذخیره چربی در اطراف شکم و ران‌ها و سایر اندام‌ها خواهند داشت.

وی گفت: آوندها و عروق بدنشان گشادتر و غلبه خون در آنان بسیار اتفاق می‌افتد. بافت‌های بدنشان نرم و مرطوب و خون سازی در آنان زیاد است. خواب خوبی خواهند داشت، خوابی که عمیق می‌شود و زود به خواب می‌روند، خرو پُف در این مزاج بیشتر از مزاج‌های دیگر است. نرم خُو و مهربان تر از سایر مزاج‌ها هستند و نبض آنها محکم، پُر و بسیط می‌زند و بدنشان گرم است.

 این کارشناس طب سنتی افزود: به روزه دارانی که دارای مزاج گرم و تر هستند توصیه می‌شود از خواب زیاد بپرهیزند، اگر زیاد بخوابند کم ذهن و کم حافظه می‌شوند. سعی کنند نیمه‌های شب برای انجام یک کار عبادتی یا یک ساعت مطالعه قرآنی یا علمی دیگر از خواب برخیزند.

علوی اضافه کرد: بعد از سحری سعی کنند نخوابند و اگر خوابیدند بین سحری و خواب حداقل 1،5 ساعت فاصله دهند و خواب طولانی بعد از سحری برایشان مفید نیست. خواب روز برای آنان بد است مگر خواب قیلوله هنگام ظهر یا قبل از آن به مدت حداکثر نیم ساعت.

وی عنوان کرد: حجم غذا را کاهش دهند و کمترین مصرف غذایی را داشته باشند. از غذاهای خشک و کم حجم بیشتر استفاده کنند؛ غذاهایی مانند خروس جوان خانگی، جوجه مرغ خانگی، کباب بره گوسفند با پودر سماق، ماهی سفید کپور و سایر ماهی‌های دیگر که در پودر زنجفیل یا دارچین و زیره و انیسون شیرین و آب لیموترش قبل از پختن خوابانده شده باشد و امثال آن به صورت کباب یا بخار پز یا قلبه ماهی صرف شود. کباب یا خورشت گوشت کبک، بوقلمون، شتر مرغ و امثال آن مفید است.

این کارشناس طب سنتی ادامه داد: مصرف غذاهایی مانند برنج و نان را به حداقل ممکن رسانده، از گوشت گاو پرهیز کنند، از میوه‌ها و سبزیجات دارای طبیعت سرد و به خصوص سرد و خشک بیشتر استفاده کنند. سبزی‌های سرد و خشک مانند  لوبیا سبز، کاهو، گشنیز، خرفه، ترب و برگ ترب سیاه، سفید و قرمز، برگ لطیف انگور، ریواس، کاسنی و میوه‌هایی مانند خربزه، ازگیل، زالزالک، آلبالو، گیلاس، غوره، انار، کنار، انگور میخوش، لیموترش، پرتقال، گریپ فوروت، سیب، به، سایر میوه‌های سرد و مرطوب به مقدار کمتر استفاده کنند و چنانچه زیاد استفاده کردند برای دفع تری آن بهتر است با مصلحات مربوطه ضررهای آن را کم می‌کند مصرف کنند.

علوی خاطرنشان کرد: مصرف میوه و سبزیجات نسبت به غذاهای پختنی و گوشتی ترجیح دارد؛ کمترین میزان مصرف به مواد غذایی پختنی را داشته باشند. از سویق عدس (پودر عدس خشک با شکر به صورت قاووت) و آب انار و رب انار و رب ریواس و رب آلبالو برای رفع عطش می توانند بهره ببرند.


منبع : تسنیم




نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یک متخصص طب سنتی گفت: بهترین شربت‌ها برای رفع تشنگی در ماه رمضان، ماء الشعیر، شربت لیمو، نارنج یا بالنگ، سکنجبین و آب میوه‌هایی مانند انار، سیب، به و گلابی است که علاوه بر تقویت معده در رفع تشنگی در این ماه بسیار کارآمد هستند.
به گزارش گروه اجتماعی مشرق، مریم مقیمی متخصص طب سنتی، با اشاره به توصیه های طب سنتی در ایام روزه داری برای کاهش تشنگی گفت: شروع افطار بهتر است با خرما، آب ولرم یا شیر ولرم باشد و به عنوان غذای ابتدای افطار، مصرف انواع سوپ توصیه می‌‌شود.

وی ادامه داد: افرادی که معده گرم و خشک دارند می‌توانند از فرنی‌هایی که از آرد جو و روغن بادام و شکر تهیه شده است استفاده کنند و از مصرف غذاهایی که در آنها باقلا یا نخود با آب پخته شده باشد پرهیز کنند چون هر دو عطش‌آورند و به جای آن از مخلوط سرکه و روغن زیتون به عنوان چاشنی غذا استفاده کنند.

این متخصص طب سنتی گفت: بهترین شربتها برای رفع تشنگی در ماه رمضان ماء الشعیر، شربت لیمو، شربت نارنج یا بالنگ، شربت سکنجبین، آب انواع میوه‌ها مانند انار، سیب، به و گلابی است که علاوه بر تقویت معده در رفع تشنگی در این ماه بسیار کارآمد هستند.

مقیمی تصریح کرد: مصرف میوه‌هایی مانند خیار، هندوانه، خربزه، انگور، گلابی و زردآلوی تازه یا برگه زردآلو خیسانده در آب و آلبالو در ماه رمضان برای جلوگیری از تشنگی در طول روز مفید است. البته مصرف میوه‌ها باید حداقل یک تا یک و نیم ساعت با زمان غذا خوردن فاصله داشته باشد.

وی افزود: بهتر است از سبزیجاتی مانند کاهو و برگ خرفه به صورت خام و پخته در این ماه بیشتر استفاده شود. یکی از بهترین ترکیباتی که مصرف آن برای جلوگیری از تشنگی در وعده سحر توصیه می‌شود، تخم خرفه خیسانده در دوغ است.



منبع : فارس




نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
معاون پژوهشکده علوم و معارف حدیث گفت: از محورهای دعای افتتاح، اعتقاد به گره گشایی حضرت حق در کارهای ناشدنی است این به طور طبیعی اتفاق نمی‌افتد، ما معتقدیم خداوند می‌تواند در اوج وحشت به ما امنیت ببخشد و در اوج ذلت ما را عزیز کند.
گروه فرهنگی مشرق - دعا و نیایش یکی از موارد بسیار مهمی است که در همه ادیان به ویژه اسلام وجود داشته و سرلوحه برنامه‌های عبادی شیعیان بوده است. دعا و نیایش، زیباترین شیوه‌ای است که پیوند انسان را با ذات پاک خداوند متعال برقرار می‌کند و موجب پرواز روح به سوی ملکوت می‌شود.

حضرت رسول(ص) در این خصوص می‌فرمایند:

أفْضَلُ العبادهِ الدُّعاءُ: فَإِذا أذِنَ اللهُ لِلْعَبْدِ فِی الدُّعاءِ فَتَحَ لَهُ بابَ الرَّحْمَةِ، اِنَّهُ لَنْ یَهْلِکَ مَعَ الدُّعاءِ أَحَدٌ؛ دعا، برترین عبادت است. هرگاه خداوند به بنده اذن (و توفیق) دعا دهد، درِ رحمت را به روی او گشوده است. بی گمان هیچ کس با دعا کردن هلاک نمی‌شود.

دعا در لغت به معنای طلب، درخواست و تقاضاست و در اصطلاح به اظهار نیاز و خواهش بندگان به درگاه خدای قادر متعال گفته می‌شود. برای پی بردن به ارزش و اهمیت دعا در دین مبین اسلام می‌توان به سیره و توصیه‌های ائمه اطهار(ع) توجه کرد لذا این تأکید بسیار زیاد، نشانگر جایگاه ویژه دعا در اسلام است تا جایی که از امام باقر(ع) روایت شده است: «ما مِنْ شَیْءٍ أَفْضَلُ عِنْدَاللهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ مِمّا عِنْدَهُ»؛ نزد خدا هیچ چیز بهتر از این نیست که از او سؤال شود و از آنچه نزد اوست درخواست شود. همچنین پیامبر اکرم(ص) دعا را مغز عبادت معرفی کرده‌اند.

یکی از دعاهایی که در اعمال مشترک هر شب از ماه مبارک رضان وارد شده است قرائت دعای «افتتاح» است به دلیل برخورداری این دعا از مضامین والا و فرازهایی ناب در خصوص دعا برای ظهور حضزت مهدی(عج) بر آن شدیم تا گفت‌وگویی را با حجت‌الاسلام احمد غلامعلی عضو هیأت علمی دانشگاه قرآن و حدیث داشته باشیم تا در لیالی باقی مانده از این ماه بزرگ، با آگاهی و توجه بیشتری دعای افتتاح را زمزمه کنیم.

* دعایی که نایب امام زمان(عج) آن را زمزمه می‌کرد

حجت‌الاسلام غلامعلی با اشاره به محورهای «دعای افتتاح» گفت: دعای افتتاح به لحاظ متنی، کوتاه وبلندی از دعاهایی نسبتاً متوسط است که نه خیلی بلند است و نه آنچنان کوتاه امامضامین والایی دارد. دعای افتتاح در چندین کتاب کهن ما آمده است از جمله کتاب تهذیب الاحکام شیخ طوسی، مصباح المتهجد شیخ طوسی و در کتاب اقبال الأعمال سید بن طاوس.

وی عنوان کرد: ماجرا به این صورت است که «ابن نصر» یکی از بستگان محمد بن عثمان نائب دوم امام زمان(عج) از ایشان می‌خواهد دعاهایی را که می‌خواند و اهتمام زیادی به آنها دارد به ویژه ادعیه ماه مبارک رمضان و از آن جمله دعای افتتاح را در اختیار او هم قرار دهد محمدبن عثمان نیز دفترچه‌ای را که ادعیه‌های بسیاری در آن وجود داشت را به وی داد. از این رو دعای افتتاح از شخص معصوم(ع) صادر نشده است و اینطور نیست که ما یقیناً بگوییم دعای افتتاح را به طور مثال امام علی(ع)، امام صادق یا امام زمان خوانده باشند بنابراین از این جهت که از ناحیه یکی از نواب حضرت آمده است و مورد تأیید حضرت هم باشد چندان بعید نیست اما نمی‌توان گفت که صددرصد هم مورد اعتماد هست.

وی با بیان اینکه دعای افتتاح علاوه بر تعلیم شیوه دعا کردن مهمترین درخواست‌های ما را از خداوند طلب می‌کند، اظهار داشت: نکته مهمی که در این دعا وجود دارد درخواست‌هایی است که اگر آنها اجابت شود سایر نیازهای ما نیز برطرف خواهد شد به عبارت دیگر دعای افتتاح، شاه کلید تمام مشکلات ماست و به صراحت در آن می‌خوانیم که اگر ولی معصوم در جامعه حضور داشته باشد مشکلات روحی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ما به محوریت امام معصوم برطرف می‌شود و این روح کلی دعای افتتاح است.

* سپاس‌های فراوان متناسب با درخواست ما در دعای افتتاح رقم می‌خورد

این استاد دانشگاه تصریح کرد: به طور کلی می‌توان 12 محور برای مضامین دعای افتتاح برشمرد، یک محور آن حمد و ثنای الهی است که این حمد و ثنا همراه با یقین، کارساز است یقین دارم که خداوند مهربان‌ترین است و یقین دارم که در مقام مجازات، سخت‌ترین است این یقین که دائماً حال بیم و امید را به انسان تزریق می‌کند نکته مهمی است که در دعای افتتاح می‌توان آن را مشاهده کرد.

وی ادامه داد: محور دوم اینکه ما درخواست‌هایی داریم و می‌گوییم چون خداوند اجازه داده است ما این درخواست‌ها را مطرح می‌کنیم با اجازه خداوند این درخواست‌ها را عنوان می‌کنیم «أَذِنْتَ لِی فِی دُعَائِکَ وَ مَسْأَلَتِکَ». این فراز اشاره دارد به آن آیه قرآن که می فرماید: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. محور دیگری که در اینجا بسیار زیبا بیان شده، شمردن نعمت‌ها است آنجا که می‌گوید: «فَکَمْ یَا إِلَهِی مِنْ کُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَهَا وَ هُمُومٍ قَدْ کَشَفْتَهَا» به ما می‌آموزد هر زمانی که می‌خواهیم دعا کنیم حتماً ابتدا نعمت‌های الهی را بشماریم بنابراین درخواست اجابت و گذشت و .. را از خداوند می‌خواهیم چرا چون می‌دانیم که خداوند بسیاری از گرفتاری‌های ما را بر طرف کرده است.

غلامعلی گفت: مطلب دیگری که در سراسر دعای افتتاح به چشم می‌خورد سپاس‌های فراوان متناسب با درخواست ما است یعنی وقتی ما می‌خواهیم مقابل دشمن باشیم در آنجا حمدی را عنوان می‌کند که ما بتوانیم علیه دشمن استفاده کنیم. اصرار بر مغفرت، پنجمین محور این دعا است در فقرات مختلف دعای افتتاح ما از خداوند می‌خواهیم که ما را ببخشد این اصرارها چه در غالب حمدها و چه در غالب بخشش گناهان و یا اجابت یک خواسته، این است که ما بتوانیم در ماه مبارک رمضان کاملاً پاک شده و اگر برای انسان مغفرت حاصل شود یقین بدانید که دعاهایتان به اجابت نزدیک است.

وی ابراز داشت: همچنین در دعای افتتاح نوعی ناز کردن نهفته است کأنه در این دعا به ما یاد داده‌اند که انسان می‌تواند آنقدر لطیف با خداوند صحبت کند و به اینجا برسد که «مُدِلا عَلَیْکَ فِیمَا قَصَدْتُ فِیهِ» خدایا من اصلاً برای تو یک حالت ناز دارم، که بر حالت نزدیک بنده به خداوند دلالت دارد. درک حکمت‌های الهی از جمله دیگر محورهای این دعای شریف است آن محورهایی که به ما یاد می‌دهد و عبارت « فَإنْ أبْطَأ عَنّی» دارد که اگر خدا بعضی چیزها را به من ندادی من قبول دارم و می دانم که به دلیل کمبود من است و این موضوع نیز یکی از محورهای مهم دعای افتتاح به شمار می‌رود که اگر انسان دعا می‌کند اما بعضی چیزها به او نمی‌رسد اگر حکمتش را بداند تحمل آن برایش آسان‌تر خواهد بود.

* اعتقاد به گره‌گشایی حضرت حق در کارهای ناشدنی با دعای افتتاح

این استاد دانشگاه عنوان کرد: اعتقاد به گره گشایی حضرت حق در کارهای ناشدنی از دیگر محورهای این دعای شریف است، «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُؤْمِنُ الْخَائِفِینَ وَ یُنَجِّی [یُنْجِی‏] الصَّالِحِینَ [الصَّادِقِینَ‏] وَ یَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ»؛ اینها به طور طبیعی اتفاق نمی‌افتد کسانی که در عراق، سوریه وحشت کرده و می‌ترسند و از خداوند نعمت امنیت را می‌خواهند ما در اینجا معتقدیم که خداوند می‌تواند در اوج وحشت به ما امنیت ببخشد و در اوج ذلت ما را عزیز کند.

وی محور نهم دعای افتتاح را نام بردن از ائمه برشمرد و یادآور شد: در این دعا ما با همه ائمه اطهار علیهم‌السلام به پیشگاه خداوند می رویم و در واقع ما شفیعانی را با خود می‌آوریم که همگی در درگاه الهی آبرو دارند و می‌توانند مشکل ما را حل کنند. محور دهم که از جمله مهورهای مهم این دعای شریف محسوب می‌شود محوریت حضرت حجت(ع) در همه امور است و از آنجایی آغاز می شود که ما اسم حضرت را بر زبان جاری می‌کنیم، می‌گوییم: «اللّـهُمَّ اَعِزَّهُ وَاَعْزِزْ بِهِ، وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ، وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزیزاً، وَاْفتَحْ لَهُ فَتْحاً یسیراً» بنابراین محوریت حضرت حجت(عج) یعنی خداوند متعال عزت الهی را به حضرت بدهد و عزت ما به محوریت عزت امام زمانمان باشد،‌ ما در این فراز از دعای افتتاح می‌خوانیم: نصرت الهی را به امام زمانمان بده و ما را به واسطه حضرت مهدی(عج) یاری کن، فتح را به او بده و ما را به واسطه ایشان پیروز گردان.

غلامعلی گفت: محور یازدهم به نوع درخواست ما برای حضور و کمک به حضرت ولی عصر(عج) است که در اینجا می‌گوییم: «اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ : تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ» واژه نرغب، حالت اشتیاق ما رانشان می‌دهد و با قرائت آن شوق و اشتیاق خویش را برای حضور در دولت کریمه حضرت مهدی(عج) بیان می کنیم که با عبارات زیبایی بیان می‌شود.

* شکایت از خدا خوب نیست اما شکایت بردن نزد خدا نیکوست

وی خاطرنشان کرد: آخرین محور مبنی براینکه اصل همه امور در زمان حضرت مهدی(عج) به وقوع خواهد پیوست بیانگر چند نکته است: نخست آنکه در دوران حکومت جهانی حضرت، علم و عمل توأم با هم است بدین معنا که یک فرد نمی‌تواند فقط عالم باشد و یا اینکه فقط اهل علم باشد «الْلّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِن الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ، وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ» خدایا ما گاهی اوقات، شناخت داریم اما حال کار کردن نداریم تو ما را به آنها وادار کن و هر جا که ما کوتاهی کردیم و نتوانستیم به آن شناخت دست بیابیم تو آن را به ما برسان.

در این محور است که فراهم آمدن واقعی پس از پراکندگی بامحوریت امام زمان(عج) است؛ «الْلّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنا، وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا، وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا، وَکثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا». پیوستن بعد از گسستن است به طور طبیعی مذهب‌ها، فرقه ها، شهرها، علایق و ... ما را از یکدیگر گسسته است ظهور امام زمان(عج) ما را به هم می‌پیوندد، همه ما در غفلت هستیم حضرت مهدی همه جمع‌های کوچک ما را کاملاً در کنار یکدیگر قرار می‌دهد، لذا اسارت‌های ما به واسطه حضرت بر طرف می‌شود؛ سود رسانی و حتی آرزوهای دنیا و آخرتی ما همگی به محوریت حضرت است بنابراین در دعای افتتاح به ما یاد داده‌اند که علاوه بر حمد و ثنای الهی، از خدا طلب بخشش کنیم و خودتان را پاک و آماده کنید برای دورانی که در آن وحدت واقعی و عزت واقعی را درک خواهیم کرد.

عضو هیأت علمی دانشگاه قرآن و حدیث در پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس دعای افتتاح ما تا قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) باید بیکار بنشینیم، تصریح کرد: دعای پایانی افتتاح برای این است که ما تمرین کنیم تا این عزت را به دست آوریم، تمرین کنیم که با محوریت امام زمان(عج) و بدون اینکه ایشان ظاهر باشند با محوریت سخنان اهل بیت علیهم‌السلام سعی کنیم به وحدت و عزت برسیم و کینه‌ها را از بین ببریم.

وی گفت: جملات آخر این دعای شریف مبنی بر اینکه «اَللَّهُمَّ إِنّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا وَغَیْبَةَ وَلِیِّنا» درست است که این فرازهای دعا از جانب امام معصوم نرسیده اما ما مشابه همین دعا را از امیرمؤمنان علی علیه‌السلام در آخرین شب جنگ صفین مبنی بر «لیله الهریر» که بسیار سخت هم بوده ما عین همین کلمات را داریم که نشان می‌دهد در حقیقت باید شکایت اصلی را به سوی خدا ببریم؛ شکایت از خدا خوب نیست اما شکایت بردن نزد خدا نیکوست.





نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

و یا اینکه حضرت محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام مصداق آیه ولایت، مباهله، ذی‏القربی و تطهیر هستند و کلمة‏اللّه، صراط‏اللّه، حبل‏اللّه، اسماءاللّه و وجه‏اللّه نیز خوانده شده‏اند.

حال آیا شناخت فاطمه علیهاالسلام با محمّدشناسی و علی‏شناسی گِره نخورده است؟ و یا امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پرسید: «أیُّنا أحبُّ الیکَ؟ أنا اَو هی؟ قال: هی أحَبُّ الیّ و اَنتَ اَعَزُّ عَلَیَّ»؛(65) کدام‏یک از ما نزد شما محبوب‏تریم: من یا فاطمه؟ حضرت فرمود: فاطمه محبوب‏تر است و تو عزیزتری. به تعبیر استاد جوادی آملی، چون هر کدام به نوبه خود مصداق کوثرند که خدای سبحان به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عطا فرمود و کوثر، که عطای ویژه الهی است، هم محبوب است و هم عزیز.(66)

و یا رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «فاطمةُ بضعةٌ مِنّی، یَسرُّنی ما یَسرُّها و یَغضِبنی ما یَغضِبُها.»(67)

از سوی دیگر، فاطمه زهرا علیهاالسلام صاحب مقام ولایت است که مقام معرفت تام و یقینی به ذات قدسی خداوند سبحان و فنای عالم و آدم در حضرت حق و شهود هستی به عنوان تجلّی خدا و ملک طلق حضرت حق می‏باشد و صاحب ولایت به مقام نبوّت تعریفیه یا انبائیه رسیده که نبوّت یاد شده غیر از نبوّت تشریعیّه است؛ چنان‏که استاد حسن‏زاده آملی نیز مرقوم داشته‏اند: «یَجبُ الفرقُ والتمییزُ بینَ النبوّتینِ التشریعیّةِ والانبأئیّة. فاِنّ النبوّةَ التشریعیّةِ قد خُتمتِ بِالرسولِ الخاتِمِ محمّدٍ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، فحلالُه حلالٌ الی یومِ القیامةِ، و حرامُه حرامٌ الی یومِ القیامةِ، و اَمّا النبوّةَ الانبائیّةِ المُسمّاةُ بالنبوّةِ العامّةِ، والنبوةُ التعریفیّةِ والنبوّةُ المقامیّةِ اَیضا فهی مستمرّةٌ اِلیَ الابدِ یَنتفعُ مِن تلکَ المأدُبةِ الأبدیّةِ کلُّ نفسٍ مستعدةٍ لاَِن تَسمعَ الوحیَ الانبائیَ، فافهم!»(68)

ایشان در تفسیر «کهف قرآن کریم» نیز با استناد به آیه «فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا» (کهف: 65)، مقوله انبیای تشریع و انبیای علم و سلوک را طرح و تبیین کرده‏اند(69) و اگرچه حضرت علی علیه‏السلام هنگام غسل دادن بدن مطهّر رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خطاب به آن حضرت فرمود: «بأبی انتَ و أمّی، یا رسول اللّه! لقد انقطعَ بموتِکَ ما لم یَنقطع بموتِ غیرِکَ مِن النبوّةِ و الانباءِ و أخبارِ السماءِ»(70) که ناظر به ختم نبوّت و خاتمیت و اکمال دین و نبوّت تشریعی است و پایان نزول وحی مخصوص رسالت اعلام شده، اما اصل نزول جبرئیل و القای وحی به انسان کامل از حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان علیهم‏السلام نفی نشده است؛ چنان‏که در بحث فاطمه علیهاالسلام و لیلة‏القدر اشارتی بدان شد(71) و سیر ضرورت نزول وحی و فرشتگان بر انسان کامل از القای معارف و حقایق غیبی تا تحت ولایت و فرمان بودن فرشتگان برای انسان کامل، بلکه فرشته، شأنی از شئون وجودی انسان کامل است و عرضه اعمال امّت به انسان کامل دانسته شده است.(72)

از این‏روست که نبوّت، امامت و ولایت به هم گره خورده‏اند و وجود یکی علت وجود دیگری خواهد بود. با عنایت به جهات و حیثیات بحث و از مقوله نبوّت موهوب، عصمت غیراکتسابی، وحی غیرارادی، تداوم ولایت به وجود فاطمه علیهاالسلام و صیانت از ولایت تا مرز شهادت از سوی حضرت فاطمه علیهاالسلام ، خود تفسیری بر پیوند وجودی محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام خواهد بود که مقامات باطنی، صفات وجودی و امتیاز ویژه ذوات مقدّس را روشن می‏نماید که در حدیث آل عبا نیز مندرج است و این بخش نوشتار به گوشه‏ای از این پیوند وجودی اشاره داشت، ولی بحث تفصیلی آن مقام و موقعیتی دیگر می‏طلبد تا مبانی عقلی، نقلی و عرفانی ابحاث طرح شده نیز روشن گردند.

 

کوثر آفرینش (فاطمه علیهاالسلام و فضایل الهی ـ انسانی)

چنان‏که از مباحث مطرح شده فضایل، سجایا و مکارم اخلاقی و مقامات علمی و عملی صدیقه طاهره علیهاالسلام به نحو اجمال تبیین شد و روش بحث نیز بهره‏وری از آیات و احادیث بود، در این فصل نیز دست‏کم به دو نکته مهم پرداخته می‏شود:

الف. خطبه‏ها، ادعیه، نیایش‏ها و روایات حضرت زهرا علیهاالسلام حکایت از عمق اندیشه، بصیرت دینی و معرفت اسلامی، جامعیت دین‏شناختی، روحیه عرفانی، انس و ارتباط با خدا و معنویت‏گرایی اصیل، ژرف‏اندیشی در عرصه‏های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن حضرت دارند و کافی است نیم‏نگاهی به مجموعه معارف فاطمی داشته باشیم تا صلاحیت علمی و عملی حضرتش را در اسوه قرار گرفتن برای همه انسان‏ها در همه عصرها و نسل‏ها متوجه شویم ـ که این خود بحث مستقلی می‏طلبد.

ب. توجه به برخی آیات و احادیث نبوی و مجموعه سخنانی ارزشمند از امامان معصوم علیهم‏السلام در تبیین اوصاف و فضایل فاطمی که در این فصل مورد توجه واقع خواهند شد تا گوشه‏هایی از شخصیت نورانی حضرتش و رقیقه‏ای از حقیقت وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام روشن گردد:

1. فاطمه علیهاالسلام کوثر اعطا شده از سوی خدای سبحان به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امّت ختمیّه است که سوره کوثر در شأن و شخصیت آن حضرت نازل شده: «اِءنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ.»(کوثر: 1)(73)

2. فاطمه علیهاالسلام کلمة‏اللّه است: «فَتَلَقّی آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ.» (بقره: 37)(74)

3. فاطمه علیهاالسلام مایه شادی دل و سرور نفس رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، قرّه عین و اشک چشم در مقام شوق در پرتو نگاه رحمانی و عامل آرامش و آسایش جان رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که فرمود: «تَسُرُّ بها(75) تَقَرُّ بها عینی»(76) و «یَطمئنُّ بها قلبی.»(77)

4. فاطمه علیهاالسلام از مقرّبان و السّابقون(78) و اصحاب یمین(79) و ابرار(80) است. ویژگی‏های علمی و عملی، ایمانی و رفتاری اصحاب یمین و ابرار از زیرمجموعه‏های مقرّبان خواهد بود و فاطمه زهرا علیهاالسلام چون از مصادیق مقرّبان الهی است، همه آن‏ها را به نحو اتم و اکمل دارا می‏باشد.(81)

5. فاطمه علیهاالسلام شخصیتی است که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در وصفش فرمود: «اُمّ ابیها و فداها ابوها»(82) و بر دست او بوسه می‏زد و هماره هنگامی که فاطمه علیهاالسلام بر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وارد می‏شد، برای او بلند می‏شد و به سوی او می‏رفت؛ «قام الیها»(83) و در هنگام هجرت، مسافرت و جهاد، آخرین منزلی که ترک می‏کرد منزل فاطمه علیهاالسلام بود و اولین منزلی که بدان وارد می‏شد منزل فاطمه زهرا علیهاالسلام بود(84) که این غیر از ارتباط پدر و فرزندی و انس عاطفی، حکایت از امتیاز وجودی و برتری سیده نساء عالمین می‏نماید که به تعبیری:

این محبت از محبت‏ها جداست

حبّ محبوبِ خدا حبّ خداست.

6. فاطمه علیهاالسلام از حیث مرتبه وجودی و نسبت حقیقی با خدا و رسولش، به مقام و منزلتی رسید که فانی فی الله شد و مظهری از اسماء جمال و جلال الهی گشت، به‏گونه‏ای که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: خشنودی فاطمه، خشنودی من و غضب او، غضب من است.(85)

7. فاطمه علیهاالسلام شخصیتی است که پیامبر عظیم‏الشأن صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در اوصاف و فضایل او تعابیری به کار برده‏اند که هر کدام از آن تعابیر آیتی بر مرتبه‏ای از مراتب شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام است. در اینجا، تنها به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

ـ اولین شخصی که در بهشت بر من وارد می‏شود فاطمه است.(86)

ـ همانا خداوند از رضایت تو راضی، و از خشم تو خشمگین می‏شود.(87)

ـ دخترم فاطمه حوریه‏ای است که صفات جسمی زنانه ندارد.(88)

ـ فاطمه سرور زنان در روز قیامت است.(89)

ـ او سیده زنان اهل بهشت است.(90)

ـ فاطمه بخشی از وجود من است.(91)

ـ ای فاطمه! آیا خشنود نیستی که سرور زنان جهانیان و سرور زنان این امّت و سرور زنان اهل ایمان هستی؟(92)

از سوی دیگر، اوصاف و اسماء فاطمه زهرا علیهاالسلام هر کدام ناظر بر مرتبه‏ای از هستی و شأنی از شئون وجودی اوست که نیاز به تدبّر و تفسیر دارد؛ مثل: فاطمه، صدّیقه، طاهره، زهراء، بتول، محدّثه و حوراء.

آنچه نیز در باب ایمان، جهاد فی سبیل‏اللّه، شجاعت و شهامت ایمانی و سیاسی و اجتماعی، عبادت و عرفان، خلوص، ایثارگری، وفای به عهد، توفیق در همسرداری، تربیت فرزند، حضور در صحنه‏های فرهنگی، اجتماعی و غیر آن‏ها از حضرت نقل شده است، خود بر جامعیت شخصیتی حضرت فاطمه علیهاالسلام و رشد متعادل و تربیت همه‏جانبه‏اش در مجاورت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خانه وحی و رسالت دلالت دارد و او را برترین و والاترین اسوه و الگویی برای اهل بصیرت، سعادت و کمال قرار داده است.(93)

 

فاطمه علیهاالسلام و انسان امروز (الگوی جاودانه)

یکی از دغدغه‏ها و پرسش‏های نسل جدید و جوان جامعه نوین این است که چه رابطه و نسبتی بین شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام و شرایط، مقتضیات زمانی و مکانی و تحوّلات دنیای کنونی و دوران نوین وجود دارد؟ آیا در عصر جدید، می‏توان امثال حضرت زهرا علیهاالسلام را الگویی تمام عیار برای خویش قرار داد یا نه؟ و البته چه بسا شبهاتی نیز در این زمینه مطرح باشند. در ذیل، به اجمال و با پیوند محتوایی بحث با مباحث پیشین توجه به چند مسئله را به عنوان مسائل محوری مطرح می‏نماییم:

 

الف. موانع فرهنگی

1. عدم معرفی جامع، منطقی، عقلانی و زمان آگاهانه حضرت زهرا علیهاالسلام به نسل جدید؛

2. عدم توجه به ادبیات و زبان نو در طرح و تحلیل ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه علیهاالسلام ؛

3. عدم تنوّع در روش و ارائه محصولات فرهنگی ـ هنری در معرفی ابعاد شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام ؛

4. عدم سنجش شرایط سنّی، استعدادی، تحصیلی و طبقات اجتماعی در الگوسازی از اندیشه، منش و روش فاطمه زهرا علیهاالسلام ؛

5. عدم تهذیب و پیرایش نقل‏های تاریخی و احادیث متنوّع و گاهی متضاد درباره ابعاد وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام .

 

ب. عوامل فرهنگی ـ علمی

1. تبیین همه‏جانبه شخصیت صدیقه طاهره علیهاالسلام با زبان نوین و ادبیات نوشتاری، گفتاری و سمعی ـ بصری و ارائه آن به نسل جوان و تشنه الگوهای فراگیر و جاودانه؛

2. پاسخ‏گویی عالمانه همراه با شرح صدر به پرسش‏ها و شبهاتی که در اذهان نسل جدید وجود دارند.

3. اجتناب از افراط و تفریط در تبیین شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام و دوری از التقاط‏اندیشی، زمان‏زدگی و غرب‏زدگی از یک‏سو، و گریز از سطحی‏نگری، قشری‏گرایی، جمود و تحجّر و زمان‏ستیزی از سوی دیگر؛ انسان کاملی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام را باید از چند منظر مورد سنجش و شناخت و آن‏گاه معرفی قرار داد:

الف. تبیین ابعاد و اوصاف چنین انسان کاملی برای اهل تخصص، حکمت و عرفان به وسیله محققان و پژوهشگران به صورت عمیق و اجتهادی و با تکیه بر قرآن و سنّت؛

ب. تحلیل ابعاد وجودی حضرتش برای نسل میانه و طبقات متوسط از مؤمنان جامعه؛

ج. ارائه تصویر و تفسیری عقلانی، کاربردی و تأثیرگذار از تمام وجوه شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام برای نسل جوان و طبقه نوجوان و روشن‏فکران جامعه بر حسب مرتبه علمی و جایگاه اجتماعی آن‏ها به زبان روزآمد و کارآمد و در عین حال، جالب و جذّاب.

4. تبیین سیره علمی و عملی فاطمه زهرا علیهاالسلام ، هوشمندی، عناصر جهادی و حماسیِ اندیشه و بینش فاطمی، حضور و ظهور منطقی، متعادل و زمان‏آگاهانه، مسئله‏شناسانه و دین‏مدارانه حضرت فاطمه علیهاالسلام در ساحت‏ها و عرصه‏های گوناگون اجتماعی.

ناگفته نماند از گذشته تاکنون تلاش‏های فراوانی در معرفی الگوی کامل فاطمی شده و کارهای متعددی صورت پذیرفته‏اند، اما کافی و ناظر به شرایط روز نبوده‏اند. واقعا اگر انسان کامل و تمام‏عیاری همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام را دیگران داشتند، با او چسان معامله می‏کردند؟ به راستی، اگر شعاع شخصیت علمی و عینی صدیقه طاهره علیهاالسلام آنچنان که بایسته و شایسته اوست معرفی گردد و الگوشناسی و الگوسازی هویّت و شخصیتش صورت پذیرد، جهانیان، بخصوص جوانان تشنه معرفت، معنویت، عدالت، موفقیت و پیشرفت، سعادت و کمال، پیرو او نخواهند شد؟ انسان‏ها دارای دو عقل نظری و عملی، قوای ادراکی و تحریکی، اندیشه و انگیزه، اراده و فعالیت‏های تدبیری و التذاذی، ابعاد عقلانی و نفسانی و جسمانی، یا عقل و قلب و قالب هستند که معارف و معالم الهی و بشری نیز معطوف به آن‏هاست و هر انسان طالب کمالی در صدد آن است که در چنین عرصه‏ها و جبهه‏هایی تکامل یابد و توسعه وجودی پیدا نماید. حال اگر مقامات عقلانی، عرفانی و حکمتی ـ حکومتی یا سیره فراگیر علمی و عملی فاطمه زهرا علیهاالسلام آنچنان که باید و شاید معرفی گردند در پذیرش عمومی و جلب توجه برای جامعه جوان و جهان جدید با همه رویکردها و رهیافت‏های گوناگون جذبه نخواهند داشت؟

بلکه با توجه به آنکه در جهان غربِ پیش از قرون وسطا، و غربِ عصر نوزایی (رنسانس) و غربِ معاصر، که الگوهای مختلف را دیده و تجربه کرده است و حتی زنان و دختران غربی در پی گم‏شده خویش، آن هم در عصر نهضت‏های فمنیستی و ضد فمنیستی قرار دارند و روزگار وصل خویش را دنبال می‏کنند و از الگوهای محدود، متغیّر، زوال‏پذیر، افراطی یا تفریطی خسته و وامانده‏اند، ضرورت الگوشناسی و الگوسازی بیش از پیش احساس می‏گردد، و اگر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آن هم در بخش‏های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، مدیریتی، تربیت فرزند و صیانت جامع از کانون خانواده و حرکت بر اصل عقلانیت و عدالت، خردورزی و عاطفه‏محوری و مهروزی و در عین حال، داشتن فردیت کامل و مستقل و تعادل و توازن در رشد و شکوفایی قوای وجودی حضرت فاطمه علیهاالسلام تبیین، تحلیل و ابلاغ گردد تحوّلی شگرف و انقلابی فرهنگی و درونی ایجاد خواهد شد و فاطمه‏شناسی و فاطمه‏گروی در میان نسل امروز یک حقیقت تابنده و پاینده می‏گردد. پس در صورت ارائه تصویری روشن، درست، زمان‏شناسانه، نیازسنجانه، عالمانه و حساب‏شده از تمام هویّت و ماهیت و شاکله و شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام و نگاهی تاریخی، جامعه‏شناختی، تربیتی و روان‏شناختی، معرفت‏شناسانه و در دسترس به حضرتش، شکاف و انقطاع نسل امروز با آن کوثر هستی و گوهر وجود و الگوی جاودانه برداشته خواهد شد و آن فصل و انقطاع به وصل و اتصال وجودی با او تبدیل خواهد گشت.

 

نتیجه‏ گیری

فاطمه زهرا علیهاالسلام همچون لیلة‏القدر، حضوری مستمر، کارآمد و تأثیرگذار در همه عرصه‏های هستی دارد و ظرف وجودش ظرف تحقق اراده و مشیّت الهی و افاضه فیض ربوبی است. او اگرچه به مثابه «قدر»، قدرش ناشناخته مانده است و باید تأویل حقیقت و کنه وجودش را در قیامت مشاهده کرد، اما به مقدار ممکن و میسور، باید به سراغ این انسان کامل مکمّل و هادی و اسوه ابدی رفت و به او قرب وجودی یافت. فاطمه علیهاالسلام خود قرآن مجسّم و وحی معیّن و از مفسّران و تأویل‏شناسان و راسخان در علم است که مصداق «اولواالعلم»، «اولواالالباب»، «اوتواالعلم»، «اولواالایدی والابصار»، «اهل تفکر و تذکّر»، برهان و عرفان یا عقل و عشق است و این‏همه حقایق معرفتی ـ سلوکی در دریای هستی او متموّج‏اند و صلاحیت تام و کامل برای الگوبودن و اسوه انسان‏ها قرار گرفتن، تا خود معیاری برای صحّت و قبولی و ارزش و اعتبار عقاید، اخلاق و اعمال یا نظام منسجم و به هم پیوسته و معرفت‏دینی قرار گیرد.(94) او، که در حکمت و سلوک، ولایت و امامت، جهاد و حماسه‏سازی، حضور بالقوّه و بالفعل در متن جامعه، تفسیر دین، دین‏شناسی و دین‏داری، حکمت نظری و عملی، بینش و گرایش و دانش و منش، سرآمد روزگار برای تمام اعصار و امصار است و بقیة‏النبوّة و صراط مستقیم هدایت و کمال و آیت سعادت و علامت خوش‏بختی راستین و گنجینه علم، عقل و معنویت و نعمت فزاینده و تمام‏ناشدنی حضرت حق یا کوثر است، برای همه انسان‏های مشتاق کمال و کرامت و شائق فضیلت و شرافت، منبعی زلال از معرفت، محبت، عبودیت و ولایت به شمار می‏آید.

 

پی نوشت :

 

1 دکترای عرفان اسلامی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج.

2. نهج‏البلاغه، خطبه 1، ص 22.

3. همان، خطبه 49.

4. حسن حسن‏زاده آملی، گشتی در حرکت، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، ص 44ـ108 و ص 304ـ336.

5. همو، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، (با ترجمه فارسی) قم، قیام، 1378، ص 22ـ24.

6. شیخ علی نمازی، مستدرک صفینة البحار، تحقیق شیخ حسن نمازی، قم، جامعه مدرسین، 1419 ق، ج 8، ص 243 و ج 3، ص 169.

7. زینب فواز العاملی، معجم، اعلام النساء، ج 3، ص 1216.

8. مریم: 31.

9. ابراهیم: 22.

10. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، قم، اسراء، 1382، ج 2، ص 68ـ70.

11. نهج‏البلاغه، حکمت 147.

12. ر. ک: عبدالله جوادی آملی، پیشین، ج 2، ص 108ـ110 / همو، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 1، ص 214ـ223 / حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقربان، ج 1، ص 150ـ151 / همو، انسان و قرآن، تهران، الزهراء، 1364، ص 138ـ139.

13. حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 136 / داود صمدی آملی، شرح دفتر دل، قم، نبوغ، 1379، ج 2، ص 497ـ499.

14. هر کس فاطمه را آن‏گونه که سزاست بشناسد، لیلة‏القدر را درک کرده است و علت نام‏گذاری وی به فاطمه آن است که خلایق از کُنْه معرفت فاطمه محروم و بریده شده‏اند. (حسن حسن‏زاده آملی، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، (با ترجمه فارسی) قم، قیام، 1378، ص 22ـ24.)

15. حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 213 / همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّةٍ، چ سوم، قم، طوبی، 1382، ص 260ـ261 / داود صمدی آملی، پیشین، ج 2، ص 492ـ493.

16. همان، ص 212 و 261 / حسن حسن‏زاده آملی، هزار و یک کلمه، ج 3، ص 44 / داود صمدی آملی، پیشین، ج 1، ص 660ـ662.

17. نزد امام صادق علیه‏السلام درباره «ِانّا اَنزلناه فی لیلةِ القدرِ» سخن به میان آمد، حضرت فرمود: چقدر فضیلت آن بر سایر سوره‏ها آشکار است! راوی می‏گوید: گفتم: چه فضیلتی دارد؟ فرمود: ولایت امیرالمؤمنین علیه‏السلام در آن نازل شده است. گفتم: در شب قدری که امید داریم در ماه رمضان باشد؟ فرمود: بله، آن شب قدری است که آسمان‏ها و زمین و ولایت امیرالمؤمنین علیه‏السلام در آن مقدّر شده‏اند. (حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 242.)

18. همان، ص 244ـ245.

19. همان، ص 242 / محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج 1، ص 249، ح 6 و نیز ر. ک: حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 142.

20. همان، ص 249.

21. عبدالعلی بن جمعه عروسی حویزی، نورالثقلین، ج 5، ص 639، ح 105.

22. حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقربان، ج 1، ص 153.

23. سیدمحمّدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 20، ص 470.

24. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ سی و یکم، 1383، ج 27، ص 187ـ189.

25. سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 20، ص 139.

26. ر. ک. به: حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 120ـ153.

27. ابوعیسی بن سوره، سنن ترمذی، ج 5، ص 434، ج 2813.

28. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 110.

29. نساء: 174.

30. نور: 35.

31. طارق: 13.

32. بقره: 185 و 2.

33. جن: 2.

34. فصّلت: 42.

35. واقعه: 77.

36. یونس: 57 / اسراء: 82.

37. اسراء: 82 / فصّلت: 2.

38. نساء: 174.

39. فصّلت: 41.

40. فصّلت: 42 / یس: 2.

41. بیّنه: 2.

42. زمر: 28.

43. حجر: 9.

44. آل عمران: 3.

45. حجر: 87.

46. آل عمران: 138.

47. کهف: 1 و 2.

48. آل عمران: 7.

49. همان.

50. احزاب: 33.

51. حسن حسن‏زاده آملی، فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 65 / همو، شرح فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 294.

52. همو، هزار و یک نکته، ج 2، نکته 932 / همو، شرح فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 295.

53. احزاب: 33.

54. همو، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 75ـ77.

55. همان، ص 71ـ74.

56. حسن حسن‏زاده آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 74 / فصٍ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّه، ص 76ـ77.

57. عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 84.

58. همو، شرح فصِ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّه، ص 193 و 203.

59. لیلة القدر بنیه محمّدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با انسان کامل است که به واسطه آن به مقام «قلب» احتجاج شده است، پس از شهود ذاتی؛ چرا که انزال قرآن صورت نمی‏گیرد، مگر بر چنین قلب و سینه منشرح و به قدر بزرگی منزلت و جایگاه و شرف آن حضرت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏باشد و چنین سینه‏ای شایستگی آن را دارد که بر آن قرآن نازل شود و به سوی آن نزول قرآن صورت گیرد. (مقام قلب، مقام شهود حقایق اشیا به نحو تمییز و تفصیل است که پس از مقام روح می‏باشد که مقام روح مقام لفّ و جمع است و در آن امتیاز منتفی است.)

60. به نقل از: حسن حسن‏زاده آملی، انسان و قرآن، ص 216ـ217 / همو، فصّ حکمةٍ عصمتیّة فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 24.

61. اکنون که فهمیدی بقیه نبوت و عقلیه رسالت و ودیعه مصطفی و زوجه ولی الله و کلمه تامّه الهی، فاطمه علیهاالسلام ، حایز مقام عصمت است ... . (حسن حسن‏زاده آملی، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّة فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 152.)

62. آنان (اهل بیت پیامبر علیهم‏السلام ) مرکز اسرار خدا، پناهگاه دستور و خزینه علم پروردگارند؛ آنان سرچشمه دستور خدا، نگهبان کتاب‏های الهی و پشتوانه دین خدایند. به وجود خاندان رسالت انحراف‏های دین برطرف می‏گردد و تزلزل آن فرو می‏نشیند. این خانواده اساس دین و تکیه‏گاه یقین‏اند. پیشگامان به آنان بازمی‏گردند و عقب‏ماندگان به ایشان می‏رسند. این خانواده از امتیازات حکومت برخوردارند و سفارش‏های جانشین برای آن حضرت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و دریافت علوم و مال مخصوص ایشان می‏باشد. (نهج‏البلاغه، خطبه 2.)

63. امام صادق علیه‏السلام فرمود: اگر خداوند متعال امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام را برای فاطمه علیهاالسلام نمی‏آفرید برای فاطمه علیهاالسلام همتایی از آدم و غیر آن روی کره زمین نبود. (محمّد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج 1، کتاب «الحجه»، باب «مولد الزهراء»، ص 461.)

64. ای محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اگر تو نبودی عالم را نمی‏آفریدم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‏کردم و اگر فاطمه نبود تو و علی را نیز نمی‏آفریدم. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 15، ص 28 و 29؛ ج 57، ص 19، 201؛ ج 60، ص 303 / عبدالحسین امینی، پیشین، ج 2، ص 300، ج 5، ص، 435، میرزا حسین نوری طبرسی، پیشین، ج 2، ص 615. و نیز برای شرح و بسط و تفسیر حدیث مطرح شده، ر. ک: محمدعلی گرامی، لولا فاطمةُ.)

65. امیرالمؤمنین علیه‏السلام از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سؤال کرد: کدام‏یک از ما پیش تو دوست داشتنی‏تریم: من یا فاطمه علیهاالسلام ؟ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: فاطمه را بیشتر دوست می‏دارم، ولی تو نزد من عزیزتری. (محسن الامین، اعیان الشیعه، ج 1، ص ص 307 / احمد بن شعیب نسائی، خصائص، ص 37.)

66. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 84ـ85.

67. محسن‏الامین، پیشین، ج 1، ص 307 به نقل از: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی.

68. باید بین دو نبوّت تشریعی و انبائی تفاوت قایل شد؛ زیرا نبوّت تشریعی به رسول خاتم محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خاتمه یافت. پس حلال آن حضرت تا روز قیامت حلال است و حرام وی تا روز قیامت حرام. اما نبوّت انبائی، که به «نبوّت عامّه» و «نبوّت تعریفی» و نبوّت مقامی نیز موسوم است، همیشه تا ابد مستمر است و از این سفره ابدی همه نفوس مستعد بهره‏مند می‏شوند تا از وحی انبائی بشنوند. فافهم. (حسن حسن‏زاده آملی، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 26 / همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 324ـ336.)

69. همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 324ـ336 / سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 13، ص 341ـ385 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 12، ص 520ـ538 و ص 549ـ552.

70. نهج‏البلاغه، خطبه 235.

71. عبداللّه جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 3، ص 400ـ413 / همو، زن در آینه جلال و جمال، ص 142ـ181 / همو، ولایت در قرآن، ص 275ـ320 / حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 147.

72. حسن حسن‏زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 150ـ158.

73. ر. ک. به: المیزان / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 27، ص 376ـ375 / فضل بن حسن طبرسی، مجمع‏البیان، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیه، ج 5، ص 550 / حسن حسن‏زاده آملی، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 134 و 142ـ143 / عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 99ـ107.

74. ر. ک. به: عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص 143ـ144 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، چ چهل و ششم، ج 1، ص 199 / فضل بن حسن طبرسی، پیشین، ج 1، ص 88ـ89.

75. محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 83، ص 67.

76. همان.

77. همان.

78. واقعه: 7ـ96.

79. منافقین: 19ـ28.

80. انسان: 5ـ21.

81. سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ص 353ـ357 و 213ـ229 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 26، ص 270ـ281، ج 25، ص 342ـ359 / مرتضی مطهّری، آشنایی با قرآن، ج 6، ص 87ـ94 و 219 تا 225.

82. شیخ صدوق، الامالی، مجلس 41، ح 7، ص 141.

83. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج 2، ص 751.

84. همان، ج 3، ص 750.

85. ابن قتیبه، الامامة والسیّاسة، ج 1، ص 14 / زینب فواز العاملی، پیشین، ج 4، ص 1214.

86. ابن صباغ، الفصول المهمه، ص 129.

87. محمد بن ابی بکر الشلی، المشروع الروی، ص 86.

88. محب الدین طبری، ذخائر العقبی، ص 26.

89. ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج 2، ص 42.

90. محمّد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج 5، ص 20.

91. محمّد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 96 / ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج 4، ص 336.

92. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 156.

93. در این زمینه، ر. ک. به: عذرا انصاری، جلوه‏های رفتاری حضرت زهراء / سیدجعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام / محمّد دشتی، نهج الحیاة فرهنگ سخنان فاطمه علیهاالسلام .

94. عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 106ـ107 / همو، زن در آینه جلال و جمال، ص 142ـ144 / همو، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 1، ص 37ـ60.

منبع:http://www.hawzah.net /س

نویسنده: محمّدجواد رودگر(1)

راسخون

و

montazer.ir



نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حضرت زهرا(س)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فاطمه زهرا سرّ لیلة‏القدر

در این نوشتار، سعی بر آن است نسبت و تعامل باطن و حقیقت وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام با حقیقت وجود و باطن «لیلة القدر» مقایسه شود و در محورهای «تعیّن و تعیین اصل وجود» و «هندسه خلقت و شریعت»، ... بر ویژگی‏های اشتراکی و مشابهت‏های این دو آفریده عظیم تأکید گردد. در این مقاله، منزلت سه عالم «سرشت»، «سرنوشت» و «شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام » با رویکردی تطبیقی بررسی می‏شود.

مقدّمه

معرفت به همه مؤلّفه‏های شخصیتِ برجسته و هستیِ شاخص و ممتازِ یگانه زنان در همه اعصار و امصار و در دو عالم پیدا و پنهان بسیار مشکل و معسور می‏نماید؛ چه اینکه از حیث «هویّت وجودی» ـ نه «ماهیت مفهومی» ـ و حقایق درون ذاتی، از باب «وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ» (صافات: 164) تکرارناپذیر و همتانابردار و ادراک‏ناشدنی است؛ و هرچه از حیث وجودی، قوی‏تر، شدیدتر و کامل‏تر بوده و تجرّد بیشتری داشته باشد و به هستی محض قرب یابد مصداق «لایُدرِکُه بُعدُ الهِمَم و لایَنالُه غَوصُ الفِطَن»(2) خواهد شد که نه حکیم با ادراک حصولی و نه عارف با ادراک حضوری خویش، توان درک و معرفت به قلّه‏های بلند و منیع ذات و شخصیت وجودی او را ندارد و عرفانِ به آن انسان کامل هر آینه اعتراف به «جهل» و «عجز» از معرفت به حقیقت ذاتی اوست. اما راه ورود به بهشت ذات و جنّت وجود و هستی او نیز مسدود و بسته نیست، بلکه معرفت به مراتب و درجاتی از هستی و کمالات وجودی او ممکن و میسور است؛ یعنی اکتناه به ذات انسان کامل، که مظهری از «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَی‏ءٌ»(شوری: 11) و «وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوا أَحَد» (توحید: 4) شده و جامع اسماء جمال و جلال الهی است و کون جامع، تا غیب و شهادت وجود مطلق و مضاف هستی را در خانه خویشتن به هم گِره زده، راه ورود به حقیقت ذاتش را بر روی نامحرمان و محرومان از تماشاگه راز مسدود می‏نماید و تنها محرمان دل در حرم وجود و حریم هستیِ تشبّه یافته به هستی مطلق و مطلق هستی او راه دارند تا «لم یَحجبُها عن واجبِ معرفتهِ»(3) نیز صورت پذیرد و الگوشناسی و الگوپذیری در مقام استکمال وجودی با حرکت جوهری، تجدّد امثالی و حرکت حبّی(4) تعیّن یابد.

شخصیت جامع‏الابعاد و بلکه جامع‏الاضداد انسان کاملی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام و وجود نورانی و الهی آن انسان معصوم و حجت بالغه و خلیفه خدای سبحان به دلیل قرب وجودی به وجود مطلق، قابل ادراک به تمام معنا و معرفت‏پذیر به صورت کامل و جامع و تمام عیار نیست و از جمله، تشابه و تقارب وجودی لیلة القدر و فاطمه زهرا علیهاالسلام در همین نکته بلیغ، عمیق و انیق نهفته است که چنان‏که «لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْر»(قدر:1ـ2)، و «اِنّما سُمّیت فاطمةُ لاَنّ الخَلْقَ فُطِموا عَن معرفتِها»(5) و لیلة القدر مراتب‏پذیر و مشکّک و فاطمه علیهاالسلام نیز از حیث وجودی مرتبه‏پذیر و دارای درجات وجودی است که باید برای ادراک به قدر میسور و ممکنِ آن یادگار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رقای وجودی و توسعه در هستی و بسط ذاتی یافت و به مقام لیلة‏القدر تقرّب پیدا کرد. خدای سبحان عقل و دل انسان را مستعد و شایسته معرفت به اسوه‏های جمال و جلالی‏اش قرار داد که انسان متکامل در پرتو هدایت، حمایت، ارشاد و اشارت انسان کامل، که انسان مکمّل است، باید به عقل‏پروری و مهرورزی و محبتِ وجودی سیر صعودی یابد و قوس صعود را در عوالم وجود طی نماید تا به شبستان شهود و بزم وجود همچون فاطمه‏ای معصوم و ثمره شجره وجود بار یابد.

آری، انسان‏های تشنه کمال و شائق وصال و مشتاق دیدار حضرت حق سبحانه راهی جز ورود به دارالشهود شخصیت بی‏همتای انسان کاملی چون صدیقه طاهره علیهاالسلام ندارند ... و نسل جدید و جوان جامعه جهانی امروز و مدینه فاضله اسلامی برای خروج از بحران هویّت و فقرشناسنامه حقیقی و رهایی از خطر و آفت فطرت‏سوز و ویرانگر جوهره وجود ـ یعنی از خود بیگانگی ـ بایسته است که از «فصل» و «غربت» با شخصیتی همچون فاطمه علیهاالسلام ، که در حکمت علمی و عینی، عرفان نظری و عملی، اخلاق قولی و فعلی، درک و درد دینی، عدالت فکری، اخلاقی و عملی، قسط فردی و اجتماعی، حکمت و حکومت فراگیر و جهان‏شمول، عقل تعالی یافته در دو ساحت علاّمه و عمّاله و عشق و محبت راستین و جاودانه و خیر جامع دنیا و آخرت و سعادت مادی و معنوی و ... سرآمد و الگوی جاودانه و تمام‏نانشدنی و به تعبیر شیرین و دلنشین قرآن کریم، «کوثر» یا خیر و نعمت فزاینده و متزاید و زوال‏ناپذیر و ابدی است، انس ذهنی، ذاتی و عملی و حشر متافیزیکی و وجودی یافته، آن انسان برتر و نمونه را سرمشق حیات معقول و سرلوحه زندگی پاک خویش قرار دهد تا با فاطمه‏شناسی و فاطمه‏گرایی، حیات طیّبه یابد و به فطرت خویش بازگردد و به اصل خود واصل شود و بر روزگار فصل و فراق از خودِ حقیقی و منِ علوی خویش خط بطلان بکشد و به «از کجا آغاز کنیم» که پرسشی عقلانی و تکامل‏گرایانه است، با «از فاطمه» پاسخ دهد تا بازگشت به خویشتن را تجربه کند و دو سَرِ حلقه هستی و آغاز و انجام نظام وجود را دریابد، که حدیث «لولا فاطمةُ لما خَلقتُکما»(6) از آغاز هستی با نام و یاد و حقیقت نوری فاطمه علیهاالسلام و حضور باهرالنور او در صحنه حشر اکبر و نغمه ملکوتی و غریو رحمانی «اَین الفاطمیون»(7) به فرجام حیات ابدی و جاودانه انسان به هم سرشته گردد و انسان متکامل رهین فیض وجودی و نعمت پایدار کوثر آفرینش و گوهر خلقت و پاره تن سیّد کائنات و کُفو علی علیه‏السلام قرار گیرد و در ظلّ توجهات آن انسان هادی، این انسان هابط به مقام صعود در هبوط بپردازد و مصداق «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُه»(فاطر: 10) قرار گیرد تا در سایه‏سار شجره پاک و پرثمر ایمان و عمل صالح، به کمال امکانی خویش نایل گردد و آیه «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَة» (نحل: 97) را در فکر، فعل و انگیزه خویش متجلّی سازد و چنین انسانی هویّت‏مدار و شناسنامه‏دار و حقیقی شده در دار وجود، مفقودالاثر و بی‏هویّت و بی‏برکت نباشد، بلکه در هر مکان(8) و هر زمان،(9) مبارک گردد و کوثرشناسِ کوثرمنش، کوثر روش و کوثر گرایش و خود کوثری شود که از هرچه تکاثر و کثرت است رهایی یابد و به مقام کوثر و وحدت دست یازد.

غرض این است که انسانِ وامانده در طبیعت و سرگشته کوی مادیت و طوفان‏زده در صحرای حیرت و فارغ از هویّت و هستی خویش، ولی تشنه آب حیات و شیفته کمال، طمأنینه، سکونت و یقین و سعادت حقیقی و خوش‏بختی واقعی در پرتو بصیرت و تفقّه به شخصیت جامع الاطراف فاطمه علیهاالسلام و تأسّی به بینش، منش و روش زندگی او، در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی، راه نجات، رشد، فلاح، صلاح و رستگاری در پیش گیرد و با قراردادن آیینه فاطمی پیش روی خویش و تابلوی زیبا و نورانی و ماندگار آن یادگار پیامبر خدا محمّد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، به خویشتن‏شناسی، خویشتن‏یابی، بازشناسی و بازسازی وجود خود پرداخته، به خودیابی و بازیابی خویش و نقد و تأویل هستی و حیاتش بپردازد؛ چه اینکه فاطمه علیهاالسلام در همه ساحت‏های عقلانی، نفسانی و جسمانی و ابعاد برهانی و عرفانی، بینش اسلامی و بصیرت دینی و معرفت اجتماعی و عدالت‏خواهانه و ولایت‏شناسی و ولایت‏یابی الگویی کامل است و علم و عمل، ایمان و خردورزی، و عقل و عشق را در حیات نورانی خود به ظهور رسانده است. پس معیار کمال هر چیزی همانا هستی اوّلی و ذاتی شی‏ء است، نه هستی مادی ثانوی و عرضی آن؛ زیرا حقیقت هر چیزی را صورت نوعیّه آن ترسیم می‏کند که حاکی از نحوه هستی اوست، نه اوصاف بیرونی‏اش که ترجمان نحوه ارتباط او به خارج از حقیقتش می‏باشند؛ و کمال ذاتی انسان، که همان هستی آگاه و فعّال اوست، به نحوه اندیشه‏های صحیح است که از مبادی عالی دریافت می‏کند و به نحوه نیّت و اراده تدبیر بدن و جهان طبیعت است که همان عقل نظری و عقل عملی او را تشکیل می‏دهد. و اگر حضرت فاطمه علیهاالسلام سیده زنان جهانیان است و غیر از حضرت علی علیه‏السلام احدی همتای او نمی‏باشد تنها به لحاظ کمال وجودی آن بانوست، نه به لحاظ پیوندهای اعتباری او.(10)

در این نوشتار، برآنیم که چنین انسان کاملی را از زبان انسان کامل، و قرآن ناطق را از زبان و طریق قرآن صامت شناسایی کنیم و فضایل و کرایم وجودی و اوصاف جمالی و جلالی فاطمی را از محضر پیامبر عظیم‏الشأن صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان معصوم علیهم‏السلام جست‏وجو نماییم. موضوع فاطمه علیهاالسلام و لیلة‏القدر از یک سو، معسور و مشکل بودن معرفت به شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام ؛ و از سوی دیگر، میسور و ممکن بودن ادراک نسبی و همسان با مرتبه وجودی خودمان را نشان می‏دهد تا بر محور «اِنّ هذهِ القلوبَ اوعیةٌ فخیرُها اَوعاهَا»(11) و مدار «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا» (رعد: 17)، به حضور وجودی کوثری و کوثر وجودی‏اش باریابیم، تا به قدر سعه وجودی خویش، معارفی، حقایقی و انواری فراچنگ آوریم و فراروی ارباب فضل و فیض و اصحاب کمال و کرامت و مشتاقان کوی ولایت قرار دهیم.

 

سِرّ قَدْر و قَدَر (فاطمه علیهاالسلام و لیلة‏القدر)

گرچه قدرشناسی و فاطمه‏شناسی به آسانی فراچنگ نمی‏آید، اما اندکی تلاش و خلوص در کاوش‏های قرآنی و کاوش در پژوهش‏های وحیانی، چه وحی وجودی و تکوینی و چه وحی تدوینی و تشریعی، به تدریج ما را به سوی ادراک فاطمه علیهاالسلام و قدر به پیش می‏برد. آن‏گاه که به برخی ویژگی‏های مشترک و وحدت وجودی و تساوی، بلکه تساوق فاطمه علیهاالسلام و قدر بیندیشیم، به راز و رمزها پی خواهیم برد؛ از جمله:

الف. فاطمه علیهاالسلام انسان کامل تکوینی است، و قرآن کریم کلام تدوینی جامع، که فاطمه علیهاالسلام صورت عینیّه و تکوینیه قرآن کریم و قرآن صورت تدوینیه و علمیه فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ چه اینکه اهل بیت وحی علیهم‏السلام جامع کلام تکوین و تدوین و واجد کتاب حقیقت و شریعت و شامل نشئه حقیقی و اعتباری‏اند؛ یعنی انسان کامل جامعِ عوالم کلیِ عقل، مثال و ماده و باید و نباید در نظام تشریع است که مرحله اعلا و برین آن به «کتاب مبین» و «امّ الکتاب» منتهی می‏گردد و موجود عینی است، نه اعتباری، و تکوینی است، نه تدوینی؛ که انسان کامل کون جامع و صاحب همه نشئات وجودی است که حتی فرشتگان شأنی از شئون وجودی اویند، تا چه رسد به مراتب دیگر هستی.(12) از این‏رو، فاطمه زهرا علیهاالسلام واجد همه مراتب نظام خلقت و شریعت است. فاطمه زهرا علیهاالسلام از باب اینکه قرآن در حقیقت وجود و کُنه و وعاء هستی‏اش تجلّی یافت، ظهور قرآن و در نتیجه، ظهور علم الهی است(13) تا همه مقامات وجودی را در قوس نزول و صعود دارا باشد. فاطمه علیهاالسلام و قدر عین هم و مفسِّر حقیقت وجودی هم هستند، که رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَنْ عَرفَها حَقَّ مَعرفتِها أدرکَ لیلةَ‏القدرِ، و اِنّما سُمّیت فاطمةُ لِاَنَّ الخَلْقَ فُطِموا عَن کُنهِ مَعرِفتها.»(14)

استاد علاّمه حسن‏زاده آملی می‏نویسند: «مبانی عقلی و نقلی داریم که منازل سیر حبّی وجود، در قوس نزول، معبّر به لیل و لیالی است؛ چنان‏که در معارج ظهور صعودی، به یوم و ایّام؛ بعضی از لیالی لیالی قدرند و بعضی از ایام ایام اللّه. از این اشارت در «اِنّا اَنزلناهُ فی لیلةِ القدرِ»(قدر: 11) و در حدیث مذکور و نظایر آن‏ها تدبّر بفرما، اقرأ و ارقَ. این فاطمه علیهاالسلام ، که لیلة القدر یازده کلام اللّه ناطق است، که امام صادق علیه‏السلام فرمود: کسی که حق معرفت به آن حضرت پیدا کند، یعنی به درستی او را بشناسد، لیلة القدر را ادراک کرده است...»(15)

در تفسیر فرات کوفی آمده است: محمّد بن قسم بن عبید به اسناد مُعَنْعن از أبی عبداللّه (حضرت امام صادق علیه‏السلام )، ما را حدیث کرده که آن جناب در تفسیر سوره مبارکه «قدر» فرموده است: «اِنّا اَنزلناهُ فی لیلَةِ القدرِ» لیله «فاطمه» است و قدر «اللّه» است؛ کسی که فاطمه را آن‏سان که حق معرفت اوست شناخت، همانا که لیلة‏القدر را ادراک کرده است.(16)

حال چنان‏که قرآن ظاهر و باطن، و محکم و متشابه دارد، فاطمه علیهاالسلام نیز دارای چنین مراتب و ظهور و بطونی است که نه قدرِ «قدر» را می‏توان به حقیقت شناخت و نه قدرِ فاطمه علیهاالسلام را می‏توان فهمید و فهماند و قدرشناسی کرد، که الفاطمةُ، ماالفاطمةُ و ما ادریکَ ماالفاطمةُ؟!

ب. لیلة القدر ظرف تقدیر الهی در تکوین و تشریع و برای عالم و آدم است و ولایت علی علیه‏السلام در چنین شبی تقدیر شد که امّ و روح لیالی قدر زمانی است و پیش از آسمان‏ها و زمین است و فوق آن‏ها.

در کتاب معانی الاخبار با اسناد خود به مفضّل بن عمر آورده است: «ذکرَ عند ابوعبداللّه علیه‏السلام «ِانّا اَنزلناه فی لیلةِ القدرِ» قال: ما اَبْیَنَ فضلُها علیَ السوَر. قال: قلتُ: و ایُّ شی‏ءٍ فضلُها؟ قال: نُزلت ولایةُ امیرِالمؤمنین علیه‏السلام فیها. قلتُ: فی لیلةِ القدرِ الّتی نَرتجیها فی شهرِ رمضان؟ قال: نعم، هی لیلةُ قُدِرت فیها السمواتُ والارضُ و قُدِرت ولایةُ امیرِالمؤمنینَ فیها.»(17) انسان کامل، هم ظرف حقایق قرآنی است و هم صاحب ولایت کلّیه و مطلقه تا قوام وجود به آن روح کلی قرار گیرد که لیلة القدر در همه ازمنه و اعصار وجود دارد، «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیم»(دخان: 4) تا بر تجدّد، استقبال و استمرار دلالت نماید و ملائکه با روح‏القدس به اذن پروردگارشان سال به سال در زمان حیات رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بر آن جناب نازل شوند و پس از رحلت آن حضرت بر کسانی که از حیث صفات وجودی با پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وحدت شخصیتی و وجودی دارند و خلیفه الهی و خلیفه رسول خدایند نازل گردند که چنین بود، هست و خواهد بود و سِرّ نزول فرشتگان بر فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دانسته خواهد شد؛(18) چنان‏که فرمودند: با سوره قدر بر امامت ما احتجاج کنید و بدانید که در بحث و استدلال پیروز می‏شوید؛ چون پس از رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حجت خدا بر خلق او همین سوره است. این سوره سَروَر دین و بزرگ‏ترین دلیل مذهب شما و نهایت دانش ماست. امام باقر علیه‏السلام فرمود: «یا معشرَ الشیعةِ! خاصِموا سورة «اِنّا اَنزلناهُ» تُفلِحوا. فَوَاللهِ اِنّها لَحجةُ اللّهِ ـ تبارک و تعالی ـ عَلیَ الخلقِ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و اِنّها لَسیِّدةُ دینِکم و اِنّها لغایةُ عِلمنا...»(19)

پس فاطمه زهرا علیهاالسلام انسان کاملی است که قرآن بر او نازل گردیده و فرشتگان بر او نازل شده‏اند و در هر عصر، انسان کامل آن عصر محل نزول ملائکه و میزبان آن‏ها خواهد بود.(20) تمام فرشتگان طواف‏کننده فاطمه علیهاالسلام در شب قدرند و شب قدر تکرار شونده خواهد بود(21) و اساسا فرشتگان با اراده انسان کاملی همچون فاطمه علیهاالسلام نیز نزول و عروج دارند و در خدمت اویند.(22) پس در لیلة‏القدر، تقدیر و سرنوشت نظام وجود رقم می‏خورد و فاطمه زهرا علیهاالسلام ظرف تحقق و تعیّن این تقدیر الهی است و واسطه فیض و فضل الهی به عالم و آدم و جهان غیب و غیب جهان، و همه چیزِ هستی از مدار وجودی او و مجرای هستی‏اش تشخّص می‏یابد و هزاران نقش بر لوح عدم از قاف قدرت الهی و قلم خداوندی از رهگذر و نسیم قدسی وجود آن عزیز الوجود رقم خورده است.

مرحوم علاّمه طباطبائی رحمه‏الله نیز مراد از «قدر» در «لیلة‏القدر» را تقدیر الهی در همه هستی و استمرار و تداوم آن دانسته‏اند.(23) تفسیر نمونه نیز تقدیر همه چیز و رابطه تقدیر در شب قدر با اراده و اختیار انسان و نزول قرآن و نسبت و ترابط و تعامل تقدیر در شب نوزدهم، تحکیم در شب بیست و یکم و امضا و تثبیت در شب بیست و سوم را شرح می‏دهد.(24) از این‏ها می‏توان نسبت انسان کامل با لیلة‏القدر و نسبت آن دو با سرنوشت انسان و جهان را به خوبی شناخت و نقش حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را در هندسه هستی و لیلة القدر بازیافت.

ج. شگفت‏آور است که بدانیم، هم شب قدر از حیث هویّت وجودی و ماهیت مجهول است و به آسانی فهم حقایق آن روزی هر کسی نخواهد شد ـ مگر صلاحیت علمی و عملی برای سالک کوی قدر ـ و هم حقیقت ذات و وجود فاطمه علیهاالسلام مجهول است، مگر برای اوحدی از انسان‏ها که در درجه اول، انسان‏های کامل هستند و آن‏گاه با حفظ مراتب وجودی، اولیای الهی و بندگان صالح و صاحب مقام ولایت در درجه دوم.

اما شب قدر مخفی است، به دو دلیل: 1. اهمیت‏بخشی و مراقبت از شب قدر تا بهترین و بیشترین بهره‏وری برای اهلش حاصل آید. 2. عظمت و فخامت شب‏قدر و میزان تأثیرگذاری آن در جهان خلقت و شریعت و بدین‏سان، اولیاءالله در میان خلق و مؤمنان پنهان هستند و اینکه فاطمه زهرا علیهاالسلام ناشناخته ماند و در زمان حیات ظاهری‏اش، مجهول و مظلوم واقع شد و پس از ارتحال از جهان فانی به سوی جهان باقی نیز قبر مطهّرش مجهول و ناشناخته است، خود حکایتی از عظمت و اهمیت این شخصیت ممتاز اسلامی در سرنوشت فرهنگی ـ سیاسی جهان اسلام و آیتی بر حقّانیت اسلام امامت، ولایت و اندیشه، و انگیزه و عمل شیعه خواهد بود تا هماره عقول و قلوب را به سمت خویش معطوف دارد و تاریخ بشریت را از گذشته تاکنون و آینده، متوجه خویش سازد و این خود سِرّی از اسرار آفرینش و راز سر به مهر کتاب خلقت و شریعت و جهان تکوین و تشریع است.

قرآن‏شناس راستین یا شارح شریعت (فاطمه علیهاالسلام و قرآن)

انسان کاملی چون صدیقه طاهره علیهاالسلام عالم به قرآن، عامل به قرآن و حامل قرآن کریم است و درجات قرآن با معارج انسان کامل تطابق دارد و نسبتی تام و تمام در میانشان برقرار است و تمامی حقایق و معارف قرآنی به نحو اتم و اکمل، در انسان کامل و از جمله فاطمه زهرا علیهاالسلام مجتمعند؛ چه آنکه او «قول ثقیل» را در ثقل علمی و عملی‏اش تحمّل کرد: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا.» (مزّمّل: 5)

علاّمه طباطبائی رحمه‏الله قول ثقیل را «قرآن عظیم» دانسته که از حیث تلقّی و دریافت معنای آن (ثقل علمی) و از حیث تحقّق به حقیقت توحیدی (ثقل عملی) «ثقیل» خوانده شد(25) و تنها انسان کامل حامل و وارث ثقل علمی و عملی آن و انسانی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام ، که «بتول» خوانده شد و در فرازی از سوره مزّمّل پس از آیه یاد شده نیز سخن از «وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا» (مزّمّل: 8) آمده، مشعر به این معناست که انسان بتول توان تلقّی و تحمّل و تحقّق قول ثقیل را داراست و البته راه اعتلای انسان به فهم خطاب محمّدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز مسدود نخواهد بود؛ باید استکمال عقلی و باطنی داشت و مقامات معنوی و فتوحات غیبی نمود و حجاب‏زدایی از ملک تا ملکوت کرد و در پرتو نور آفتاب ولایت و عنایت انسان کامل، به خزاین اسرار و علوم الهی راه یافت.(26)

به هر تقدیر، فاطمه علیهاالسلام و قرآن به هم سرشته و درهم تنیده‏اند و «لَنْ یفترقا»(27) هستند و او همه کمالات را از جهات چهارگانه دارا بود؛ یعنی نزاهت از نقص در وجدان کمال و رها شده، مصون از عیب در مقام دارایی کمال، و در دو مقام حدوث و بقا نیز واجد کمال امکانی و وجودی بود که به تعبیر استاد جوادی آملی، «زیرا نه فاقد کمال هستند تا در حوزه تکامل آنان نقص راه یابد و نه آنچه دارند آفت‏زده است تا در قلمرو تعالی آن‏ها عیب رخنه نماید و نه در مرحله حدوث، فاقد فضل و فیض ویژه بوده‏اند که مسبوق به نقص باشد و نه در نشئه بقا فاقد فوز و فیض می‏شوند تا ترقّی آنان ملحوق به نقص یا عیب گردد. این مقام جمع الجمعی مربّع را می‏توان از عدیل بودن آنان با کتاب بی‏بدیل الهی ـ یعنی قرآن ـ استنباط کرد.»(28)

حال، نسبت فاطمه علیهاالسلام و قرآن کریم رادر چند نکته توضیح می‏دهیم:

 

نکته اول:

چنان‏که قرآن کریم یا قرآن صامت و وحی مُنْزَل الهی دارای صفات ثبوتیه و سلبیه یا جمالیه و جلالیه است، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دارای صفات مشترک با قرآن در دو بعد ایجابی و سلبی و جمالی و جلالی است. چنان‏که قرآن نور است(29) فاطمه علیهاالسلام نیز نور است، خداوند نیز نور است.(30) این وحدت نوری بین آفریننده فاطمه علیهاالسلام و قرآن و متکلّم با کلام تکوینی (فاطمه علیهاالسلام ) و کلام تدوینی (قرآن) نکته‏ای است بس مهم. قرآن قول فصل(31) است و فاطمه علیهاالسلام نیز فصل الخطاب؛ قرآن هدی(32) است، فاطمه علیهاالسلام نیز هدایت‏کننده انسان؛ قرآن رشد،(33) حق،(34) کریم،(35) شفاء،(36) رحمت،(37) برهان،(38) عزیز،(39) حکیم،(40) مطهَّر،(41) غیر ذی عوج،(42) ذکر،(43) مصدِّق،(44) عظیم،(45) بیان،(46) و قیّم(47) است، فاطمه علیهاالسلام نیز بر اساس نصوص حدیث و مجامع روایی و بخصوص متن دعای «زیارت جامعه کبیره» رشد، حق، کریم، شفاء، رحمت، برهان، عزیز، حکیم، مطهّر، غیر ذی‏عوج، ذکر، مصدّق، عظیم، بیان و قیّم، که دعاها و خطبه‏های حضرتش نیز از حیث علمی و فعل و تقریر، و سیره عملی ایشان از حیث عملی، دلالتی تام بر این صفات وجودی می‏نمایند.

 

نکته دوم:

فاطمه علیهاالسلام از راسخان در علم(48) و تأویل‏شناسان و تأویلگران(49) قرآن کریم و قرآن‏شناسان و مفسِّران قرآن کریم(50) می‏باشد که سیر معرفتی ـ سلوکی حضرتش از ظاهر قرآن و الفاظ کتاب وحی الهی تا اُمّ الکتاب و کتاب مکنون و لوح محفوظ کشیده شده است. فاطمه علیهاالسلام تمامی مراتب لیلة‏القدر را داراست و در باب علم و عرفان فاطمه علیهاالسلام به قرآن، توجه به حدیث ذیل یک ضرورت و خود گویای مقام قرآن‏شناسی و معرفت به همه مدارج و معارج وحی الهی و مقامات قرآنی است. خودِ زجاجه وحی و میوه نبوّت، امّ الائمّة المعصومین، سیدة نساء العالمین، فاطمه بنت رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، فرمود: «ستایش خدای را که مرا منکر امری از کتابش قرار نداده و در هیچ حقیقتی از امرکتاب مرا سرگردان ننموده است.»(51) و یاد آورده‏اند: «زنی خدمت حضرت صدیقه علیهاالسلام رسید و سؤالی کرد و جواب شنید تا ده سؤال؛ خجلت کشید، عرض کرد: بر شما مشقّت نباشد. فرمود: اگر کسی اجیر شود که باری را به سطحی ببرد به صدهزار دینار، آیا بر او سنگین است؟ عرض کرد: نه. فرمود: من اجیر شده‏ام برای هر مسئله به بیشتر از مابین زمین و عرش که از لؤلؤ پر شود.»(52)

حال چگونه او مفسِّر و مبیِّن قرآن نباشد که قرآن فرمود: «اِلاّ المطهَّرونَ»(واقعه: 76) و قرآن نیز مصداق «مطهّرون» را معرفی نموده(53) که حضرت فاطمه علیهاالسلام از جمله مطهّرون است و با ظاهر و باطن قرآن مساس دارد و معارف بیکران قرآن بر او مکشوف و معلوم است.(54) پس درس دین‏شناسی و درد دین‏داری و مکتب قرآن‏شناسی و قرآن‏مداری هر آینه در مکتب فاطمه علیهاالسلام قرار دارند.

 

نکته سوم:

قرآن کریم در ترسیم و تصویر سیمای ملکوتی فاطمه علیهاالسلام و چهره نورانی و رحمانی‏اش، مشحون از آیات است که به حسب تفسیر، تأویل، تطبیق و با تکیه بر مجامع روایی و حدیثی، بر مقامات معرفتی و معنوی آن حضرت دلالت تام و کامل دارند، و از جمله آیات الهی، آیه تطهیر «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا»(احزاب: 33) است که اراده در «اِنّما یریدُ اللّه» اراده تکوینی است؛(55) خدای سبحان با اراده تکوینی تخلّف‏ناپذیر خود، موهبت طهارتِ از هرگونه رجس را، خواه در اندیشه‏های عقل نظری و خواه در نیّت و اراده‏های عقل عملی، به اهل بیت عصمت علیهم‏السلام اعطا نمود و «انَّما» نیز اقتضای حصر دارد و تطهیر تکوینی را تنها به آن ذوات طاهره اختصاص داده است، و «یُرید» دلالت بر دفع هرگونه رجس است، نه رفع آن و با دوام و استمرار فیض، اذهاب رجس سازگار است.(56)

و در آیه مباهله «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِین»(آل عمران: 61)، که دلالت بر مظهر جمال و جلال الهی بودن اهل بیت علیهم‏السلام و از جمله، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارد، جلال و جمال فاطمه علیهاالسلام همتای جلال و جمال علی علیه‏السلام قلمداد شده است(57) و به تعبیر استاد حسن‏زاده آملی، آیه مباهله دلالت بر تفضیل فاطمه معصومه علیهاالسلام بر همه زنان عالم دارد.(58)

البته آیاتی همانند 92 آل عمران، 6 و 23 انسان، سوره کوثر، فرازهایی از سوره الرحمن و مطفّفین، که بر بحر نور و وحدت و مقام مقرّبین و ابرار و اصحاب یمین دلالت دارند و به صورت کامل و اظهر بر شخصیت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام دلالت می‏نمایند، هر کدام نشانه‏هایی از آن بی‏نشان‏اند تا ما را به عمق و ژرفای وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام دلالت نمایند. پس قرآن کریم معرِّف و مفسِّر شخصیت فاطمه علیهاالسلام و فاطمه علیهاالسلام نیز مفسِّر و مبیِّن قرآن کریم است که دو قرآن ناطق و صامت همدیگر را تفسیر می‏نمایند و این بیانگر وحدتِ وجودی و جوهری آیات بیّنات و وحی الهی با بقیة النبوّه و پاره تن رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏باشد که او تفسیر قرآن و قرآن تفسیر اوست؛ یعنی قرآن فاطمه مجسّم و معیّن و مدوّن و فاطمه علیهاالسلام قرآن مجسّم و معیّن و مکوّن است، که القرآنُ معَ الفاطمة و الفاطمةُ معَ القرآن.

فاطمه و محمّد و علی علیهم‏السلام ؛ روح واحد ـ نور واحد

عرفان به فاطمه علیهاالسلام قرین و رهین عرفان به محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و علی علیه‏السلام نیز می‏باشد؛ چه اینکه در انسان کامل بودن، در لیلة القدر و یوم‏الله بودن، در معصوم و حجت‏الهی بودن، در خلیفة‏اللّه بودن و در نور واحد بودن، مشترک و دارای صفات وجودی واحدی‏اند و فاطمه علیهاالسلام غیر از اینکه پاره تن رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، میوه دل و نور چشم پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است، از باب اینکه کفو علی علیه‏السلام می‏باشد و کفو او نفس پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است، او نیز نفس پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است. علاوه بر این، در تفسیر انفسی «لیلة‏القدر» آمده که لیلة‏القدر همانا بنیه محمّدی است که از آن به «صدر محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » تعبیر شده؛ چنان‏که در تفسیر عرائس‏البیان آورده‏اند: «لیلةُ القدرِ هی البنیةُ المحمّدیةُ حال احتجابِه علیه‏السلام فی مقامِ القلبِ بعدَ الشهودِ الذّاتیِ لاَنَّ الانزالَ لایُمکنُ الاّ فی هذه البُنیةِ فی هذهِ الحالةِ. و القدرُ هو خطرُه علیه‏السلام و شرفُه اذ لا یَظهرُ قدرُه و لایَعرفُه هو اِلاّ فیها.»(59)

و در بیان السعادة، از «بنیه محمّدیه» به «صدر محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » تعبیر نموده و گفته است: «فی لیلةِ القدرِ الّتی هی صدرُ محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »(60) و یا استاد علاّمه حسن‏زاده آملی مرقوم داشته‏اند: «و اِذا دریتَ اَنّ بقیةَ النبوّةِ و عقلیةَ الرسالةِ و ودیعةَ المصطفی و زوجةَ ولیِّ اللّهِ و کلمةَ اللهِ التامّةِ فاطمةُ علیهاالسلام ذات عصمة ...»(61)

علی علیه‏السلام نیز در توصیف آل النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «هُم موضعُ سِرّهِ و لجأُ اَمرِه و عَیبةُ علمِه و مُؤمّل حُکمه و کَهوفُ کُتبه و جِبالُ دِینه. بِهِم اَقام انحناءَ ظَهرِه و اَذهبَ ارتعادَ فرائِصه. لایُقاس بِه آلُ محمّدٍ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مِن هذهِ الاُمّة اَحدٌ و لا یُسوّی بِهم مَن جَرت نِعمتُهم علیه ابدا. هُم اَساسُ الدینِ و عِمادُ الیقینِ، اِلیهم یَفی‏ءُ العالی و بِهم یَلحقُ التالی و لَهم خَصاصُ حَقِّ الولایةِ و فیهم الوصیّةُ والوارثةُ ...»(62)

در توصیف‏های امام علی علیه‏السلام ، چند مطلب مهم وجود دارد:

الف. اهل بیت علیهم‏السلام جایگاه سرِّ، صندوق دانش، ملجأ حکم و کهف‏های کتاب خدا و کوه‏های دین‏اند که پشت خم‏شده دین به ایشان راست گردیده و لرزش پشت آن بدان‏ها آرام گشته است.

ب. احدی از این امّت قابل قیاس با آنان نیست؛ که ایشان اساس دین و استوانه‏های یقین هستند؛ که آنان واجد حق ولایت‏اند و در آن‏ها وصیت و وراثت موجود است.

پس هرگونه کمال علمی و عملی از همتایی آنان با قرآن کریم، همانندی آن‏ها با کشتی نوح، آمد و شد ملائکه و معدن علم و حکمت و جز آن برای حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز وجود دارد و نیز از طریق شناخت شخصیت ممتاز و برجسته حضرت علی علیه‏السلام نیز توان ورود به خانه وجود و شخصیت حقیقی فاطمه علیهاالسلام حاصل خواهد شد؛ چه اینکه در حدیث آمده است: قال مولینا جعفر بنُ محمّدٍ الصادقِ: «لولا أنّ اللّهَ ـ تبارک و تعالی ـ خلَقَ الامیرَالمؤمنینَ علیه‏السلام لِفاطمةَ علیهاالسلام ما کان لَها کفوٌ علی ظَهرِ الارضِ مِن آدمَ و مَنْ دونِه.»(63)

و یا در حدیث آمده است که «لولاکَ لَما خلقتُ الافلاکَ و لولا علیٌّ لَما خلقتُکَ و لولا فاطمةُ لما خلقتُکما.»(64)






نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شب قدر فرشته‌ها در محضر امام عصر(عج)


حقیقت شب قدر و حادثه مهمی که در بطن آن اتفاق میافتد اینست که ارتباطی معنوی میان عوالم اعلی با زمین و به واسطه فرشتگان مقرب الهی حاصل می شود. نزول فرشتگان الهی بر قلب مطهر امام زمان... «عجل الله تعالی فرجه الشرف» از سر شب تا طلوع فجر ادامه دارد.

در فرهنگ اسلامی شب قدر به یکی از شبهای پر فضیلت سال که بیشتر دانشمندان آن را یکی از شبهای ماه مبارک رمضان می‌دانند مربوط می شود. اصل این مفهوم از سوره مبارکه قدر گرفته شده است. در این نوشته کوتاه اندکی در باره حقیقت این شب و جنبه باطنی آن سخن می گوییم.

 

برای شب قدر در خود قرآن کریم چند مطلب بیان شده است: اول اینکه شب نزول قرآن بوده است «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» دوم اینکه عمل صالح در آن ارزشش بیش از عمل صالح در هزار ماه است «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ » سوم اینکه فرشته‌ها و روح القدس در این شب نازل می شوند «نَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا» چهارم اینکه این شب دارای سلام است «سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» پنجم اینکه شبی است با برکت «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ» [1] ششم اینکه سرنوشت هر چیز در آن معین می شود «فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ»[2] و هفتم اینکه شبی با عظمت است( و ما ادراک ما لیلة القدر) این تعبیری است که برای بیان عظمت و بزرگی یک چیز در زبان عربی بیان می شود.

 

اینها مطالبی است که ظواهر قرآن در باره این شب عزیز بیان می کند و اگر موشکافی کنیم ممکن است چند نکته دیگر هم به دست آید.

 

در روایات اسلامی هم مطالب قرآن مورد تاکید قرار گرفته و علاوه بر آن درباره تعیین این شب مطالب زیادی بیان شده است. روایاتی که شب بیست و سوم را به عنوان شب قدر معرفی می کند بیشتر و قوی تر است و برای محققین تقریبا جای تردید وجود ندارد. شواهد این مدعی به بحث ما مربوط نمی شود و از آن می گذریم.

 

مقدرات کلی هر فرد که به صورت کلی در عالم علم الهی رقم خورده است، برای اینکه در بستر زمان بیاید، به بخشهای زمانی یک ساله تقسیم می شود و سهم هر سال در این شب مسیرسرنوشت و تقدیر ما از عوالم بالاتر تنزل پیدا کرده و به جریان میفتد. اینکه چه کسی بیمار شود یا از بیماری شفا یابد، اینکه چه کسی ازدواج کند یا از همسرش جدا شود، اینکه چه کسی در کار و تجارت خود سود یا ضرر کند، اینکه چه کسی فرزند دار شود یا عزیزی را از دست بدهد و این قبیل مسائل که به عنوان تقدیر مطرح است در این شب تنزل پیدا می کند.

 

جریان نزول قرآن کریم حادثه مهمی است که به هر حال در یکی از شبهای قدر گذشته اتفاق افتاده و دیگر تکرار نمی شود. آنچه از شب قدر هر ساله تکرار می شود و لازم است ما به آن توجه ویژه داشته باشیم، دو مطلب است: یکی بیشتر شدن ارزش و ثواب اعمال صالح که باید از این فرصت استفاده کامل کنیم و با نماز و ذکر و دعا و صدقه و امثال آن شب را به صبح رسانیم. مطلب دوم هم مسئله مشخص شدن مقدرات هر فرد در طول سال است. که به آن می پردازم.

 

در علوم و معارف عقلی بیان شده که علاوه بر این دنیا که عالمی مادی است، عوالم دیگری همچون عالم مثال و عالم عقل وجود دارد که غیر مادی است. شرح و توضیح این بحث در جای خود بیان شده است و فقط اشاره ای کردم. مطلب دیگری که حکما بیان می کنند اینست که:

 

تجلی حقایق هستی در عوالم مختلف به صورتهای گوناگون و متناسب با هر نشئه و عالمی تحقق می‌پذیرد و از همین رو مقید و محدود به قیود همان عالم می شود، که (و ان من شیئ الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم[3]: و هیچ چیز نیست مگر آنكه گنجینه‏هاى آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه‏اى معین فرو نمى‏فرستیم.

 

مثلا اگر انسانی در این دنیا در تاریخ معین متولد و در تاریخ مشخصی فوت می کند، این محدودیت زمانی مربوط به نحوه وجود او در این عالم است و ممکن است در عوالم دیگر وجود او به گونه ای دیگر باشد.

ولادت امام زمان (عج)

 

سرنوشت این دنیا و ما انسانها نیز از این قاعده مستثنی نیست و چون این عالم زمانی است، به ناچار هر چیزی که در آن تحقق میابد به ناچار برایش زمانی معین می‌گردد و آغاز و انجامی دارد. اگر در عالم علم الهی تقدیر انسانها قبل از خلقت آنها برایشان رقم خورده- تقدیری که هر کس با اراده خویش آن را انتخاب می‌کند، نه اینکه جبری در کار باشد- این تقدیر متناسب با همان عالم است و فرا زمانی و فرا مکانی می‌باشد. اما همین تقدیر و سرنوشت برای اینکه در مسیر جریان خود بیفتد باید به این عالم زمانی وارد شده و مقید به آغاز و انجامی شود. شب قدر زمانی است که به این منظور انتخاب شده است.

 

مقدرات کلی هر فرد که به صورت کلی در عالم علم الهی رقم خورده است، برای اینکه در بستر زمان بیاید، به بخشهای زمانی یک ساله تقسیم می شود و سهم هر سال در این شب مسیرسرنوشت و تقدیر ما از عوالم بالاتر تنزل پیدا کرده و به جریان می افتد. اینکه چه کسی بیمار شود یا از بیماری شفا یابد، اینکه چه کسی ازدواج کند یا از همسرش جدا شود، اینکه چه کسی در کار و تجارت خود سود یا ضرر کند، اینکه چه کسی فرزند دار شود یا عزیزی را از دست بدهد و این قبیل مسائل که به عنوان تقدیر مطرح است در این شب تنزل پیدا می کند.[4]

 

اگر در عالم علم الهی تقدیر انسانها قبل از خلقت آنها برایشان رقم خورده- تقدیری که هرکس با ارادة خویش آن را انتخاب می‌کند، نه اینکه جبری در کار باشد- این تقدیر متناسب با همان عالم است و فرا زمانی و فرا مکانی می‌باشد. اما همین تقدیر و سرنوشت برای اینکه در مسیر جریان خود بیفتد باید به این عالم زمانی وارد شده و مقید به آغاز و انجامی شود. شب قدر زمانی است که به این منظور انتخاب شده است.

 

گویا ملائکه که کاردانهای دستگاه الهی هستند، مامور به جریان انداختن این تقدیرات در این شب هستند. تمام شب فرشته‌ها در رفت و آمدند. چگونه این کار را انجام می دهند، در منابع توضیح داده نشده و روشن نیست اما نکته مهمی که در روایات آمده و جای تامل فراوان دارد اینست که آنها در محضر امام معصوم در هر دوره مشرف می شوند. هنگامی که قرآن می فرماید: «تنزل الملائکه و الروح» این سوال مطرح می شود که محل نزول این فرشته‌ها کجاست. روایات اهل بیت علیهم السلام می گوید: محضر امام.

 

توجه کنید:

 

1- در حدیثى آمده است كه از امام باقر سۆال شد: " آیا شما مى‏دانید شب قدر كدام شب است؟ فرمود:كیف لا نعرف و الملائكة تطوف بنا فیها ؛‌ چگونه نمى‏دانیم، در حالى فرشتگان در آن شب در گرد ما دور مى‏زنند[5]

 

2- در کافی از امام باقر علیه السلام روایت شده که: «انه لینزل فی لیله القدر الی ولی الامر تفسیر الامورسنه سنة سنة»

 

در شب قدر به ولی امر(امام عصر) تفسیر حوادث هر سال نازل می شود.[6]

 

از مسئله فزونی یافتن ثواب اعمال خیر که بگذریم، حقیقت شب قدر و حادثه مهمی که در بطن آن اتفاق می‌افتد اینست که ارتباطی معنوی میان عوالم اعلی با زمین و به واسطه فرشتگان مقرب الهی حاصل می شود. نزول فرشتگان الهی بر قلب مطهر امام زمام «عجل الله تعالی فرجه الشرف» از سر شب تا طلوع فجر ادامه دارد.

 

قدر شبی است که یک سمت آن توحید است و سر دیگرش ولایت. قدر شبی است که آسمانیان به زمین می آیند و مهمان بهترین خلق خدا می شوند. شب قدر در واقع شب امام زمان علیه السلام است و حقیقت این شب را او میداند و بس.

 

آری، چه مناسب است که در این شب عزیز در کنار ادعیه و اذکار وارد شده، توسل و توجهی به آن وجود نازنین داشته باشیم، باشد که عنایتی کند و دستگیری فرماید.

 

از همه دوستان التماس دعا داریم

 

پی نوشت ها :

 

1- دخان3

 

2- دخان 4

 

3- حجر21 ترجمه فولادوند

 

4- در روایات ذیل آیه 4 سوره دخان این مطلب به روشنی بیان شده است. از جمله بنگرید به: تفسیر نورالثقلین4/624 ح 15.

 

تعبیر به تنزل از آن رو ست که رتبه عالم ماده که ما در آن هستیم از همه عوالم پایین تر است.

 

5- تفسیر البرهان4/488

 

6- نورالثقلین5/635.





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر(عج)

خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر می‌فرماید:

تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمر.

فرشتگان و روح، در آن شب به دستور ...

پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز:

فیها یفرَق کلّ أمر حکیم.1

در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.

این امر که در زمان رسول خدا(ص) به آن حضرت نازل می‌شده‌است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.

قبول اصل وصایت رسول اکرم(ص) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.

هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یک متولی و ولی می‌خواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:

در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود٭ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بوده‌ایم.

دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می‌شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.

به همین سبب، هرکس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می‌شوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش(ع) نمی‌توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.

آیة مورد بحث، یکی از مستدل‌ترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم(ع) است.

و هرکس نزول پیوستة فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.

چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سورة نساء می‌فرماید:

إنّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلک سبیلاً٭ أولئک هم الکافرون حقّاً و أعتدنا للکافرین عذاباً مهینا .

کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شده‌اند و می‌خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به بعضی کافر می‌شویم و می‌خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکننده‌ای مهیا کرده‌ایم.

و می‌بینید که خداوند، کسانی را که پاره‌ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی می‌داند.

بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت می‌کند و امین بر آن در جهت پاسداری، به‌کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم(ص) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کرده‌اند، فرمودند:

من أنکر المهدی فقد کفر.2

کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است.

و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(علیه السّلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرموده‌اند:

القائم من ولدی اسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنکره فی غیبته فقد أنکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشکو المکذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبف ینقلبون.1

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و کنیة او، کنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا می‌دارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی ‌کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا دربارة او تکذیب کرده و گفتار مرا در شأن او انکار می‌کنند و امت مرا از راه او گمراه می‌سازند، به خدا شکایت می‌برم. به‌زودی آنها که ستم کردند و می‌دانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی‌ها مجازات ستمگری‌های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).

در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همة پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیری دربارة نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می‌گوید:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(علیه السّلام) نازل می‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانة بشر، نوشته‌اند، به او تقدیم می‌دارند.

و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(علیه السّلام) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می‌دانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانیم، و حال آن‌که در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف می‌کنند.3

حضرت امام سجاد(علیه السّلام)، در این باره، می‌فرمایند:

همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان(علیه السّلام)) فرود می‌آید.

و نیز آن حضرت(ع) فرموده‌اند:

ای گروه شیعه، با سورة « انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین(علیهم السّلام) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم(ص) حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة اناکنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعداز پیامبر اکرم(ص) است.

همچنین از رسول اکرم (ص) نقل شده است، که به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب(علیه السّلام) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه که نگارش یافت، استفاده می‌شود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة‌ بن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آن‌که بهتر بدانیم که لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت(علیهم السّلام) و امامت آنان تا روز رستاخیز می‌باشد. حدیثی را هم که در بخش فضیلت‌های حضرت فاطمة زهرا(علیها السّلام) است، ملاحظه می‌کنیم که در آن به طور کنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(علیه السّلام) نقل شده که فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(علیها السّلام) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (علیها السّلام) نیز دارد.

و از طرفی، همان‌گونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می‌آید، نزول‌گاه نور پاک امامان معصوم(علیهم السّلام) نیز وجود مقدس فاطمة زهرا(علیها السّلام) است؛ که حقیقتاً هرکس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی‌برد، شب قدر را درک کرده است.

نویسنده:علی اکبر رضوانی

پی‌نوشت‌ها:

 

٭برگرفته از: تحقیقی دربارة لیلةالقدر و رابطة آن با امام عصر، ارواحنافداه، صص 149 ـ 132 ، با تلخیص.

1. سورة دخان (44)، آیة 4.

2. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 51، ص 51؛ منتخب الاثر فصل 10، ب 1، جز 1 ، ص 492.

3. علامه مجلسی، همان، ج 51، ص 73؛ منتخب الاثر فصل2، ب 3، ح4 ، ص 183.

4. امراء هستی، ص 190؛ تفسیر القمی، ص 731؛ علامه مجلسی، همان، ج 97، ص 14، جز 23.


منبع :

montazer.ir





نوع مطلب : در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، تزکیه نفس، امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir