اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/24
سرگرم عیوبِ نفس خودمان باشیم، زیرا این کار ما را از پرداختن به عیوب دیگران مشغول می‌کند.

شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود

حدیث:

فى الكافیِ، عن الباقر... قاِل رسول الله (صلی‌الله علیه و آله): طوبیِ لمِن شَغله خوفُ الِله عن خوف الناس، طوبی لمَن مَنعه عیبهُ عن عیوب المؤمنینَ مِن اخوانه ،طوبی لمَن تواضَع لله تعالی.[1]

شرح:

حدیثاین، همان حدیثی است که صدر آن را در جلسۀ قبل خواندیم که جابر از رسول مکرّم (صلی‌الله علیه و آله) نقل می‌کند که می‌فرماید: ما نشسته بودیم، حضرت سوار بر ناقۀ خود عبور کردند و بیاناتی را فرمودند، از جمله این که خوشا به حال کسی که ترس خدا او را از ترس از مردم مشغول کند؛ یعنی آنچنان قلبِ او از خشیت الهی لبریز بشود که جایی برای ترس از این و آن باقی نماند و مظهر تامّ و تمامش آنجایی است که در یک عملی که امرش دائر بین ملاحظۀ خوف الهی یا ملاحظۀ خوف مردم است، انسان طبق تکلیفش عمل می‌کند.

اصل دیگر این است که سرگرم عیوبِ نفس خودمان باشیم، زیرا این کار ما را از پرداختن به عیوب دیگران مشغول می‌کند. ما عیوبی داریم که نه فقط آن را نمی‌شناسیم، بلکه حتی گاهی آن را حُسن تصوّر می‌کنیم! می‌پنداریم که این، حُسنِ ماست در حالی که عیبِ ماست. بنابراین، باید دقتّ بکنیم تا عیب را پیدا بکنیم. بعد از پیدا کردنِ عیب، به رفعِ آن بپردازیم. همۀ اینها مراحلِ دشواری است که اگر انسان این اشتغال را پیدا کند، این وظیفه را برای خود قائل باشد که به عیب خود بپردازد، دیگر مجالی برای او باقی نمی‌ماند که به عیب این و آن بپردازد. این «طوبی»ها که فرموده است، به این معناست که خوشا به حال آن کسی که این خصوصیات را دارد.[2]



[1] - الشافی، صفحه 821

[2] - 1/8/1391






نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، حدیث، پیامبر اکرم(ص)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/23
این زهدی که در دنیا نسبت به امر حلال می‌ورزد، به گونه‌ای نباشد که از سیرۀ پیغمبر خارج بشود؛ سیرۀ پیغمبر یعنی آنچه خود آن بزرگوار عمل می‌کردند و به یاران و اصحابشان هم آن را بیان می‌کردند و امر می‌کردند.

شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود

حدیث:

فى الكافی، عن الباقر... قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): طوبی لمِن توَاضع لله تِعالی ،و زَهٍد فی ما أحَلَّ اللهُ تعالی، و زَهد فی ما أحلَّ اللهُ تعالی له من غیر رَغبة عن سیرَتی، و رَفضَ زَهرَة الدنیا من غیر تحَوّلٍ عن سنتّی.[1]

شرح:

این حدیث، دنبالۀ همان مواعظ پیامبر مکرّم (صلی الله علیه و آله) است. گویا یکی از نشانه‌های تواضع لله این است که انسان در دنیا زهد بورزد، بی رغبتی نشان بدهد. نه فقط نسبت به آنچه بر او حرام شده، حتی نسبت به آن چیزهایی که برای او حلال است، در مورد اینها هم انسان بی رغبتی نشان بدهد. سپس در ادامه می‌فرمایند: لکن این زهدی که در دنیا نسبت به امر حلال می‌ورزد، به گونه‌ای نباشد که از سیرۀ پیغمبر خارج بشود؛ سیرۀ پیغمبر یعنی آنچه خود آن بزرگوار عمل می‌کردند و به یاران و اصحابشان هم آن را بیان می‌کردند و امر می‌کردند؛ یعنی ترک دنیا مطلوب نیست، حِرص نزدن به آنچه حلال است، مطلوب است. یک وقت انسان همۀ آنچه را که بر او حلال است، ترک می کند! حیوانی نمی‌خورد، گوشت نمی‌خورد، خواب نمی‌کند، ازدواج نمی‌کند و ،... اینها بر خلاف سنتّ پیغمبر است، سنتّ پیغمبر این نیست.

حرص نزدن نسبت به حلال الهی مطلوب استاز این مرتبه، نباید فورا به نقطۀ مقابلش منتقل شد که: بنابراین، حال که ما بایستی ترک دنیاً نکنیم، معنایش این است که همۀ آن چیزهایی که در دنیا مایۀ بهجت و سرور و جالبِ توجّه ماست، به همۀ آنها اقبال کنیم، رو بیاوریم. نه، هر چه انسان هوس می‌کند بخورد، حلال هم هست، هر چه انسان هوس می‌کند بپوشد، هر نوع تجمّلی که انسان در زندگی دوست میدارد آن را انجام بدهد، نه، اینها همه اش ممکن است حلال هم باشد ،حرام هم نباشد، اسراف هم نباشد، اماّ زهدِ در اینها مطلوب است، در آنچه حلال است هم بی رغبتی مطلوب است. سیرۀ پیغمبر این است که دنیا را ترک نکند اماّ چسبیدن به مشتهیات نفس در دنیا ولو آن مشتهیات حلال هم باشد، این هم مطلوب نیست.

در ادامه می‌فرماید: چشم بپوشد از زیبایی‌های دنیا! زَهرَة الدنیا یعنی زیبایی‌ها و طراوت‌ها و جاذبه‌های دنیا. در اینجا نیز این قید وجود دارد که از سنتّ پیغمبر نبایستی روی برگرداند. ترک دنیا مطلوب نیست، اماّ چسبیدن به دنیا و همۀ مشتهیات را بجا آوردن و اشباع نفس از مشتهیات، این هم نامطلوب است.[2]



[1] - الشافی، صفحه 821

[2] -2/8/1391





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، حدیث، پیامبر اکرم(ص)، امام باقر(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/22
در اینجا هزار کار می توانیم برای نجات خودمان انجام بدهیم؛ توسّل کنیم، خدمت کنیم، تلاش کنیم، مجاهدت کنیم، همه کار می‌توانیم بکنیم اماّ آنجا که رفتیم، دست‌ها بسته است، برای نجات خودمان از مشکلاتی که آنجا ممکن است پیش بیاید، راهی وجود ندارد، این را باید از عُمق جان باور کرد.

شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود

حدیث:

فى الكافی، عن الباقر (علیه السلام): سَمعتُ جابرَ بنَ عبدالله یقوِل: انّ رسولَ الله (صلی‌الله علیه و آله) مرّ بِنا ذِاتَ یوم و نحن فی نادینا و هو علی ناقَته و ذلک حینَ رجَع مِن حَجّة الوداع فَوَقَف علینا فسَلٍّم فرَدَدنا علیه سلامَه ثمّ قال: ما لی أری حُبَّ الدنیا قد غَلب علی کثیر من الناس حتیّ کأنّ الموتَ فی هذه الدنیا علی غیرهِم کُتبِ و کأنّ الحقَّ فی هذه الدنیا علی غیرهِم وَجب و حتیّ کأن لمیسَمَعوا و یرَوا منِ خَبرِ الامواتِ قبلَهم سبیلُهم سبیلُ قوم سَفرٍ عَمّا قلیلٍ إلیهم راجعون یبُوَّئونهَم اجداثهَم و یأکُلون ترُاثهَم فیظُنوّن أنهّم مَخلَّدون بعدَهم هیهاتَ هیهات أ ما یتَعَّظُ آخِرُهم بأوّلهٍم! لقد جَهلِوا و نسُوا کلَّ واعظٍ فِیِ کتاب الله و أمنِوا شَرَّ کلِّ عاقبةِ سَوء و لمیخَافوا نزُولَ فادحةٍ و بوَائق حادثةَ.[1]

ترجمه:

امام باقر علیه السلام فرمودند: از جابر بن عبد اللَّه شنیدم كه می‌گفت: روزى رسول خدا (ص) هم چنان كه سوار شتر بود از كنار انجمن ما گذر كرد و این جریان وقتى بود كه از سفر حجة الوداع باز میگشت پس در نزد ما كه رسید توقف كرده بر ما سلام كرد آنگاه فرمود: چه شده كه مى‏بینم دوستى دنیا بر بیشتر مردم چیره شده بحدى كه گویا مرگ در این دنیا بنام دیگران ثبت شده؟ و گویا حق و حقیقت در این جهان بر جز اینها واجب گشته، و تا اینكه گویا سرگذشت مردگان پیش از خود را نشنیده و ندیده‏اند، (با اینكه) راه ایشان همان راه مردم مسافر است و بزودى‏ بسوى آنان (یعنى مردگان) بازگردند، خانه‏‌هاى آن مردگان گورشان باشد و اینان میراث آنان را خورند، اینها پندارند پس از آن مردگان همیشه خواهند ماند! هیهات هیهات! [آیا] دنبالان از جلو رفتگان پند نگیرند؟ براستى كه از یاد برده و فراموش كردند هر پند دهنده‏اى را در كتاب خدا و از شر هر سرانجام بدى ایمن و آسوده خاطر گشته و از نزول بلاهاى سخت و پیش آمدهاى ناگوار ترس ندارند.

شرح:

حِضرت باقر (علیه السلام) روایت می کنند از جابر بن عبدالله، سند روایت سند معتبری است. می گوید جمع شده بودیم، مشغول گفتگو بودیم، حضرت رسول (صلی‌الله علیه و آله) سوار شترشان بودند، از کنار ما عبور کردند ـ فرمایش پیغمبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) ، خطاب به ماهاست، دربارۀ ما این حرف گفته شده ـ می‌فرمایند: چگونه است که می‌بینم محبتّ دنیا بر بسیاری از مردم غالب شده! گویا مرگ برای آنها نیست و فقط برای دیگران مرگ مقدّر و معینّ شده است، اینها بنا نیست بمیرند! اینطور مکِبّ بر دنیا و محبتّ دنیایند، کأنهّ بنا نیست از دنیا جدا بشوند. این حقوقی که مردم دارند، مسلمان‌ها دارند، گویا این حقوق بر اینها واجب نشده است و بر دیگران این حقوق واجب شده است! گویا اصلاً اطلاعی ندارند از مردمی که قبل از اینها وارد عالمَ اموات شدند و مرُدند. کلمۀ سَفر جمع سافرِ است.

حدیثگویا اینها خیال می کنند که این مرُده هایی که رفتند، این مرُده ها مسافرانی هستند که به زودی به طرف اینها برمی گردند. کأنهّ اصلاً مرگ به معنای واقعی اش برای اینها جا نیفتاده! مرُده‌ها را در قبرها جا می دهند، میراث آنها را می خورند، خیال می کنند که خودشان بعد از این مرُده ها تا ابد بناست در دنیا بمانند! کأنهّ باورشان این است.

ممکن است ما بگوییم: ما که مرگ را قبول داریم. بله، در ذهنمان قبول داریم ،اماّ در باطنِ دلمان کأنهّ قبول نداریم که روزی باید از این عالم به عالمَ برزخ برویم و وارد در یک عالمَ عجیب ناشناخته ای شویم که انسان قادر بر کوچکترین عملی برای نجات خودش نیست.

در اینجا هزار کار می توانیم برای نجات خودمان انجام بدهیم؛ توسّل کنیم، خدمت کنیم، تلاش کنیم، مجاهدت کنیم، همه کار می‌توانیم بکنیم اماّ آنجا که رفتیم، دستها بسته است، برای نجات خودمان از مشکلاتی که آنجا ممکن است پیش بیاید، راهی وجود ندارد. این را باید از عُمق جان باور کرد، صِرف باورِ عقلی و ذهنی کافی نیست (فادِحَة به معنای حوادث سخت و دشوار است).[2]



[1] - 17/7/1391

[2] - الشافی، صفحه 821.



نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، حدیث، آیت الله خامنه ای، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/20
این ادّعای گزافه‌ای که غربی‌ها در مورد حقوق حیوانات می‌کنند، اگر مقایسه بشود با آنچه در اسلام هست، معلوم خواهد شد که چقدر تفاوت وجود دارد و این از آن زوایایی است که ما کمتر هم به آن پرداختیم.
شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود

حدیث:

فى الكافی، عن الصِادق (علیه السلام) : للدّابة علی صاحبهِا ستةُّ حقوِق لایحَمِّلَها فوقَ طاقَتهَا و لایتَخَّذُ ظَهرَها مجلساً یتَحدَّثُ علیها و یبَدَاُ بعَلَفِها اذا نزَل و لایسَمُها و لایضَربِهُا فی وجههِا و یعَرضَ علیها الماء إذا مَرَّ به.[1]

شرح:

حقوقی که حیوان بر انسان دارداین ادّعای گزافه‌ای که غربی‌ها در مورد حقوق حیوانات می‌کنند، اگر مقایسه بشود با آنچه در اسلام هست، معلوم خواهد شد که چقدر تفاوت وجود دارد. و این از آن زوایایی است که ما کمتر هم به آن پرداختیم ،کمتر گفتیم، کمتر فهمیدند، کمتر در دنیا منتشر شده است. خوب است که این حقایقِ معرفتیِ اسِلام و دستورات اسلام در همۀ این زمینه‌ها روشن بشود. می‌فرمایند: مرکب سواری شش حق بر صاحبش دارد:

1. بیش از طاقت و تحمّل بر او بار نکنی!

2. وقتی سوار اسبت شدی، شما را از یک جایی به یک جایی رساند ،مبادا زینِ اسب را محل نشیمن قرار دهی در حالی که این حیوان زیر بار باشد و شما هم بنا کنی به صحبت کردن با دیگران از همان بالا! حیوان را بیخودی خسته نکنید! می خواهی حرف بزنی، بنشین روی زمین حرف بزن، چرا پشتِ این حیوان نشستی؟ تا این حدّ، با این ظرافت.

3. وقتی که از این اسب یا الاغ یا شتر پیاده شدید، اوّل خوراک او را بدهید بعد بروید سراغ حوائج خودتان.

4. او را داغ نزنید! ظاهراً مراد همین است که داغش نکند. الوَسم ،داغ کردن است.

5. وقتی می خواهد حیوان را بزند، به صورت حیوان نزند. در یک روایت دیگر هم به خصوص روی این تأکید شده: فإنهّا تسُبحِّ، او ذکر خدا می کند، تسبیح می کند .

6. وقتی از کنار آبی عبور می کند، آب را بر او عرضه کند. ممکن است تشنه باشد، اگر آب می خواهد، آب بنوشد.

این حقوقی است که حیوانی که شما سوارش می شوید بر گردن شما دارد. شکار حیوانات بدون نیاز، جزو ممنوعات است. که سفرِ صید، صیدی که برای حاجت نباشد، جزو سفرهای محرّم است که نماز در آن تمام است. این آقایان (طرفداران حمایت از حقوق حیوانات) می روند در بیابان‌ها حیوانات را بیخودی برای گردش و تفریح و لذّت خودشان شکار می کنند، آنوقت ادّعای حمایت از حیوانات می کنند!

آن گاوبازی‌های وحشیانه ای که در بعضی از کشورهای اروپایی معمول است، انجام می دهند آنوقت ادّعای حمایت از حیوانات می کنند! اگر کسی جرأت کند در کشورهای اروپایی یک مرغ را برای طبخ ذبح کند، غوغایی می شود که: اینها حیوانات را کشتند! خودش دارد هزار هزار در آن مسلخ می کشد، ضابطه دستشان نیست. اینجا ضابطه ها چقدر روشن و مشخص است.[2]



[1] - الشافی، 792

[2] - 11/7/1391





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/19
جلوی بچه ها قرآن بخوانید! جلوی بچه‌ها دعا بخوانید! در مقابل چشم بچه ها از خدای متعال بخواهید! دعا کردن و حرف زدنِ با خدا را عملاً یاد بدهید! جلوی بچه ها دروغ نگویید! غیبت نکنید! اظهار ذلتّ در پیش غیر خدا نکنید! طمع به مال را نشان ندهید! اگر اینطور شد ،فرزند ما هم اینطوری بار می آید.
شرح یکی از احادیث اخلاقی توسط مقام معظم رهبری در ابتدای درس خارج معظم‌له

حدیث:

فی الکافی، عن مِسعدة بن صدقة قال: و قال ابوعبدالله (علیه السلام): إنَّ خیرَ ما وَرَّثَ الآباءُ لأبنائهم الأدب لا المال، قال مسعدة: یعنی بالأدب، العلم.[1]

شرح:

دنبالۀ روایتِ مسعدة بن صدقه است، حضرت می فرماید: بهترین ارثی که پدران برای فرزندان می گذارند، ادب است نه ملک، خانه، زمین و سایر مملوکات. مسعدة بن صدقه در ذیل روایت، می گوید: مراد حضرت از ادب، علم است. شاید مقصود، همین انتقال فرهنگ است که در عرفِ ادبیاتِ امروز، می گوییم انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر.

فرض بفرمایید پدری صدق را به فرزندش تعلیم می دهد ،شجاعت را، همّتِ را، کارکردن را، شرف را، اینها ادب است. تعبیر علم بر اینها تعبیر مجازی نیست، ِتعبیر حقیقی است. اینها علم است، علم فقط نوشتن فرمول ریاضی و فیزیک و غیره نیست، علم حقیقی همین ارزش‌هاست که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. بنابراین، مراد از ادب، یک چنین چیزی خواهد بود.

تربیت فرزندان در خانواده چگونه شکل می‌گیرد؟نکتۀ اساسی در این روایت این است که فرهنگ پذیری انسان در درجۀ اوّل از ناحیۀ خانواده است که اشباع می‌شود، حضرت واقعیتی را بیان می کنند که بدانیم هر حرکت و هر رفتار و مشی ما با فرزندانمان در شخصیت و شکل دهیِ ذهنیتِ آنها تأثیر می‌گذارد؛ در واقع، نظام ارزشیِ اسلام را، اهمیت این تعلیم و آموزش را، این انتقال فرهنگ صحیح را به فرزندان نشان می دهد که این، وظیفۀ پدران است. البته به فرزندان هم این نکته را می گوید که: بدانید! آنچه از این ناحیه گیرتان می آید، قیمتی تر است از مال و مَنال دنیوی که از پدران بدست می آورید. تقوا را، پرهیزگاری را، دوری از گناه را، انس با خدا را، انس با قرآن را، تسلیم در مقابل اوامر الهی را، توجّه دادن به معنویت را، اینها را ما باید به بچه هایمان یاد بدهیم.

اولین جایی که فرزند این چیزها را می چشد، داخل خانواده است، اینها را بایست به بچه ها یاد داد؛ جلوی بچه ها قرآن بخوانید! جلوی بچه‌ها دعا بخوانید! در مقابل چشم بچه ها از خدای متعال بخواهید! دعا کردن و حرف زدنِ با خدا را عملاً یاد بدهید! جلوی بچه ها دروغ نگویید! غیبت نکنید! اظهار ذلتّ در پیش غیر خدا نکنید! طمع به مال را نشان ندهید! اگر اینطور شد ،فرزند ما هم اینطوری بار می آید. چنانچه ما غیبت کنیم، بداخلاقی کنیم ،اهانت به این و آن کنیم، جلوی بچه هایمان خودمان را در مقابل مقامات دنیوی کوچک کنیم، با خدای متعال اصلاً انسی پیدا نکنیم، این بچه هم در این محیط پرِورش پیدا می کند، از این حقائقی که باید فرابگیرد غافل می ماند و ذهن او و روح او با همین کارهایی که ما می کنیم آشنا می‌شود. سپس می‌فرمایند. فإنّ المالَ یذَهب و الأدبَ یبَقی، مال از بین می رود، اماّ این ادبی که به این بچه یاد دادید، تا آخر عمر با او هست، چون شخصیتِ او را شکل می‌دهد، به این بایستی اهمیت داد.[2]



[1] - الشافی، 851

[2] - 6/3/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/18
هیچ زندگی‌ای گواراتر از آن زندگی‌ای که با حسن خلق همراه باشد، نیست؛ وجهش هم علی الظاهر این است که انسانی که دارای خوش اخلاقی با مردم، تواضع با مردم، رفتارگرم و خوش آیند با مردم است، زندگی برای او آسان و شیرین است.

حدیث:

فیِ الکافیِ، عن الصادق (علیه السلام) قال لحُمران بن أعینِ: ... و لا عَیشَ أهنأَ من حُسن الخُلق، و لامالَ أنفع من القنوعِ بالیسیر المُجزی، و لاجَهل أضَرّ منِ العُجب.[1]

شرح:

هیچ زندگی‌ای گواراتر از آن زندگی‌ای که با حسن خلق همراه باشد، نیست؛ وجهش هم علی الظاهر این است که انسانی که دارای خوش اخلاقی با مردم، تواضع با مردم، رفتارگرم و خوش آیند با مردم است، زندگی برای او آسان و شیرین است؛ چون در محیط اجتماعی، ارتباطات و برخوردها متقابل و متبادل است.

حدیثشما اگر در مقابل دیگرانِ تواضع کنید، دیگران با این چشم به شما نگاه می کنند که: انسانِ متواضعی است. اگر تکبر بورزید، با این چشم نگاه می کنند که: انسان متکبرّی است. معلوم است که همۀ آدمهای عالم از انسان متواضع بیشتر خوششان می آید تا انسان متکبرّ. اگر خُلق را به معنای وسیعِ آن بدانیم ،یعنی اخلاق حسنۀ انسانی مثلاً: آدمِ صبوری باشد، آدم شکوری باشد ،آدم کریم و بخشنده ای باشد و هلمّ جرّا، اگر به این معنا هم بگیریم نیز همین‌طور است.

کسی که از او خیر میترًاود، از او متانت و وقار، صبر و سکینۀ در امور، در تلاطم‌ها به چشم می‌آید و از این قبیل، طبعا در چشم مردم، انسانِ محترم و مبارکی است، در نتیجه زندگی برای چنًین انسانی، زندگیِ گوارایی خواهد شد.

پول در همۀ امور گره گشاست، انسان پولدار، هم در راه‌های حلال، هم خدای نکرده ـ اگر اهلش باشد ـ در راه‌های حرام، دستش باز است، خیلی کارها می‌تواند بکند.

پس پول، به حسب نگاه سطحی‌ای که انسان دارد یک چیز نافعی است، اما می‌فرماید: هیچ مالی نافعتر از قناعت نیست، انسان قانع باشد بالیسیر المُجزی، همان قدری که در زندگیِ او کفایت کند. کفایت یعنی: محتاج این و آن نباشد، بتواند زندگیِ متعارف خودش را پیش ببرد ولو کم باشد. این، از همۀ اموال انفع است؛ چون آن نفع واقعی‌ای که انسان از این مال می‌برَد، همان بهره‌ای است که از مال می‌برد؛ و بیشترین بهره را آن کسی می‌برد که دارای قناعت است؛ چون آن دغدغه و ناراحتی و نگرانی؛ به کی بدهم؟ چطوری نگهدارم؟ اینها را ندارد. لذا در روایات دارد که از خدا بخواهید به قدر کفایت به شما بدهد. لذا می‌بینید کسانی را که مقامات بالاتری دارند و مراحلی طی کرده‌اند، به استقبال برخی از سختی‌ها می‌روند. این، برای افراد معمولی امثال ماست که اگر قناعت داشته باشند، زندگی راحت خواهد بود؛ همۀ جهل‌ها زیانبار است، اما آن جهلی که انسان خودش را بزرگ ببیند و بزرگ بداند، این از همۀ جهل‌ها ضررش بیشتر است.

بله، جهل به یک واقعیتی، ممکن است برای انسان ضرر داشته باشد، هر چه انسان علمش بیشتر باشد، برایش بهتر است، ضررش کمتر است. اما از همۀ جهل‌ها زیانبارتر، جهلی است که در عجب وجود دارد. عُجب یعنی خودشگفتی، از وضع خودش، از فضائل خودش به شگفت بیاید ،خودش را بزرگ ببیند، هیچ جهلی از این مضُرتر نیست. این آدم، طبعاً توقعاتش هم از مردم زیاد است. به مجردی که یک نفری گفت بالای چشمت ابروست، به او برمیخورد! می گوید: این، درست نمی فهمد ،مقامِ من را درک نمی کند. امام سجاد (علیه‌السلام) در آن دعای مکارم الاخلاق می‌فرمایند: «و لاترَفعنی فی الناس درجة الاّ حطتتنی عند نفسی مثلهَا یا بقِدرِها»، اگر انسان در بین مردم، در چشم مردم عزّتی پیدا می کند ،شأنی پیدا می‌کند، در دل خودش دچار این اشتباه نشود که این شأنی که من در بین مردم دارم، حقّم هست.

این، اشتباه است، توجه کند به درون خودش که چه ضعفهایی دارد، ضعفهای خودش را نگاه کند؛ «بل الانسان علی نفسه بصیرة». انسان ممکن است صدها ضعف داشته باشد ،که مردم نمی‌دانند و نمی‌بینند، اماّ خود ما می‌بینیم، انسان اگر به نواقص و عیوب خودش توجّه بکند، هیچگاه دچار عجب نمی‌شود.[2]



[1] - الشافی، صفحه 851

[2] - 31/2/1392





نوع مطلب : آیت الله خامنه ای، شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/17
پرهیز از همین لذّات و تمتعّات دنیوی در حدّ اعتدال، اگر به حدّ افراط نرسد ،فی نفسه بسیار خوب است. لکن یک ورع هست که از همۀ اینها بالاتر است و آن، ورع از محارم الله است.
حدیث:

فی الکِافی، عن الصادق (علیه السلام) قال لحِمران بن أعین: ... و اعلم! أنهّ لاوَرع أنفَع من تجنبّ محارمِ الله و الکَفِّ عن أذی المؤمنین و اغتیابهم.[1]

ترجمه:

امام جعفر صادق (علیه السلام) به حمران بن أعین فرمود: ... و بدان كه هیچ ورعی سودمندتر از اجتناب كردن از محرمات خداوند و خوددارى كردن از آزار مومنان و غیبت كردن آنان نیست.

شرح:

ورع به معنای پرهیز است، اجتناب کردن از هر چیزی را ورع می گویند. فرض کنید کسی از لذّات دنیوی پرهیز می کند، لذّات مباح، لذّات حلال، از غذای خوب، از لباس خوب، از منظرۀ خوب، از اموال مشتبهِ پرهیز می کند، این، ورع است.

ورع از محارم‌الله برای انسان سود داردهمۀ اینها خوب است، یعنی پرهیز از همین لذّات و تمتعّات دنیوی در حدّ اعتدال، اگر به حدّ افراط نرسد ،فی نفسه بسیار خوب است. لکن یک ورع هست که از همۀ اینها بالاتر است و آن، ورع از محارم الله است، ورع از گناه. بعضیها مستحبات را بجا می آورند، واجبات را بجا نمی‌آورند! از بعضی از مکروهات صرف نظر می کنند، اما از برخی از محرمات اجتناب نمی‌کنند. این چه فایده ای دارد؟ پس از همۀ ورع‌ها مفیدتر، از همۀ اجتناب‌هایی که انسان می تواند بکند و فضیلت هم دارد ـ بسیاری از این اجتناب ها دارای فضیلت است، برگزیدگان، اولیاء و اصفیاء از اینها اجتناب‌ها می‌کردند ـ آنچه از همۀ اینها نافع تر و سودمندتر است، اجتناب از گناه است، و الا اگر ورع های دیگر را انجام دادی اما از محارم الله تورّع نکردی، آنها به دردت نمی خورد، یا اصلاً نافع نیست، یا بسیار کم نفع و کم فایده است.

فقرۀ بعدی، یعنی بازداشتن خویش از آزار مؤمنان، این، ذکر خاص بعد از عام است بخاطر بیان اهمیتِ آن، این را بالخصوص در کنار محارم الله ذکر می کند. کفّ از آزار مؤمنان. و اغتیابهم، آزار مؤمنان بطور عام بود، یک خاصی بدنبالش می‌آورد و آن، اغتیاب است، غیبت کردن، کأنهّ از انواع مختلفِ آزار مؤمنین، غیبت کردن از همۀ اینها بالاتر است.[2]



[1] - الشافی، صفحه 851

[2] - 31/2/1392





نوع مطلب : آیت الله خامنه ای، شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/16
نوع دیگری از ورع هم وجود دارد که حضرت می فرمایند از همۀ ورع ها انفع است، و آن این که: انسان خودداری کند از آزار مؤمنین، غیبت مؤمنین را نکند. غیبت هم یک نوع آزاردادن است.

شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود.

حدیث:

فی الکافی، عن الصادق (علیه السلام) قال لحِمران بن أِعین... وِ اعلَم أنّ العملَ الدائمَ القلیل علی الیقین أفضلُ عند الله تعالی من العمل الکثیر علی غیر یقین، و اعلَم أنهّ لاوَرعَ أنفعَ منِ تجنبِّ محارم الله، و الکفّ عن أذی المؤمنین و اغتیابهِم.[1]

شرح:

دِنبالۀ روایت حمران از امام صادق (علیه السلام) است، حضرتِ می‌فرماید: عمل کم ولی مستمرّ و همراه با یقین، بهتر است از عمل انبوهی که انسان آن را بدون یقین انجام بدهد. یقین یعنی یقینِ به حقیقتِ توحید ،یقینِ به حضور در مقابل پروردگار عالم، یقین به این که خدای متعال عمل ما را می بیند، سخن ما را می‌شنود و به ما جزا می دهد آنچنان که خودش وعده فرموده است. البته یقین مراتبی دارد، هم از لحاظ سعۀ دایرۀ متیقَن، هم از جهت عمق یقین و روشن و نورانیِ بودن آن. به هر حال، آن مقداری که واضح است، یقین به خدای متعال، یقین به وعدۀ او، یقین به سمع و بصر او است.

استمرار در عمل را هم در روایاتِ زیادی تأکید کردند. اینطور نباشد که انسان یک احساس و هیجانی پیدا کند و عمل نیکی را انجام بدهد ،بعد فراموش بکند! می‌فرمایند: عمل ولو کم ولی باید مستمرّ باشد.

از آزار مؤمن که همانا غیبت است پرهیز کنیدورع یعنی: حالت خویشتنداری و پرهیز، خویشتنداری و پرهیز فی نفسه حالتِ خوبی برای انسان است، که انسان رفتار و عملِ عادیِ زندگی اش تابع هوی و هوس نباشد، بتواند در مقابل خواهش ها و هوس ها خویشتن داری کند؛ در مقابلِ خشمِ خودش خویشتنداری کند، در مقابل محبتّ زیاد خویشتن داری کند.

نفس این خویشتن داری یک صفت محموده ای است، لکن یک خویشتن داری ای وجود دارد که از همۀ خویشتن داریها بالاتر است و در این حدیث شریف دو مصداق برای آن ذکر می فرمایند، یکی: تجنبّ از محارمِ الله، انسان در مقابل محرّمات الهی خویشتن داری بکند. این، از همۀ خویشتن داریها انفع است. علت هم این است که اگر تجنبّ از محارم الله در ما نباشد، بسیاری از کارهای نیک ما هم آن اثر مطلوب را نخواهد بخشید. علاوه بر این که کار بد و محارم الله، انسان را ساقط می کند و انحطاط درجه بوجود می‌آورد، از علوّ درجه و ارتقاء مقام معنوی بوسیلۀ خیرات هم مانع می‌شود.

مکرّر مثال زدیم، مثل این است که در یک استخری، چندین لولۀ قطورِ باز می کنید و آب وارد استخر می‌شود، اماّ می بینید استخر پر نمی شود! این همه آب وارد استخر می شود اماّ همچنان اسِتخر خالی است! بعد که دقت می کنید، می بینید استخر ترَک دارد! آب آن هرز می رود! هر چه آب می ریزید، فایده ای نخواهد داشت، پر نخواهد شد. گاهی ما اینطور می شویم، به خاطر وارد شدن در حیطۀ گناه وضعیت ما طوری میشود که نافله می خوانیم، قرآن می خوانیم، خیرات و احسان میکنیم ،لکن میبینیم هیچ علوّی در روان ما، در دل ما بوجود نمی‌آید، هیچ حالتِ نورانیتی در خودمان احساس نمی‌کنیم! بنابراین، نفعِ ورع، هم از این جهت است که ورع موجب می شود انسان دچار ظلمات ناشی از گناه نشود، و هم دچار محرومیت و محجوب شدن از برکات و خیراتِ عبادات نشود.

نوع دیگری از ورع هم وجود دارد که حضرت می فرمایند از همۀ ورع ها انفع است، و آن این که: انسان خودداری کند از آزار مؤمنین، غیبت مؤمنین را نکند. غیبت هم یک نوع آزاردادن است اماّ تخصیصِ به ذکر آن، بخاطر اهمیت آن است و بخاطر این که رائج و دمِ دست است! ما خیلی اوقات دستمان نمی رسد کسی را اذیت کنیم، لکن دستمان می رسد که از او بدگویی کنیم، بنشینیم پشت سر او حرف بزنیم، غیبت کنیم، علاوه که گناه بزرگی است، لذا آن را بطور خاص ذکر فرمودند.[2]



[1] - الشافی، صفحه 851

[2] - 24/2/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/15
ببینید اهل دنیا دربارۀ دنیایشًان چطورند، شما هم دربارۀ دینتان اینطور باشید! می‌فرمایند: ما دنیا را یک شاهدی، نمونه ای، آئینه ای از آخرت قرار دادیم.

شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود .

حدیث:

عن الصادق (علیه السلام) أنهّ قالِ لرجلٍ: أحکِم أمرَ دینکِ کما أحکَم أهِلُ الدّنیا أمرَ دنیاهم فإنمّا جُعلَت الدنیا شاهداً یعُرَف بها ما غاب عنها من الآخرة فاعرفِ الآخرةَ بها و لاتنَظر الی الدنیا الاّ باعتبِار.[1]

شرح:

آنطور که مردم دنیا در کار دنیا محکم کاری می کنند، انواع و اقسام حیله ها و شگردها و زبانبازی‌ها را بکار می‌برند برای اینکه کار دنیایشان رو به راه بشود! اگر یک مَنفذی و راهی وجود داشته باشد که آنها را به آن منافع مطلوبِ خودشان نزدیک کند و به ذهن آنها برسد، حتما آن راه را خواهند پیمود، یعنی رها نمی کنند.

برای دینتان، به اهل دنیا نگاه کنیدببینید اهل دنیا دربارۀ دنیایشًان چطورند، شما هم دربارۀ دینتان اینطور باشید! می‌فرمایند: ما دنیا را یک شاهدی، نمونه ای، آئینه ای از آخرت قرار دادیم. یک اموری را در دنیا مشاهده می کنید، اینها را اماره قرار بدهید برای شناخت آنچه در مورد آخرت باید انجام داد.

مراد این است اهداف و اغراضی که در دنیا دارید، جز از طریق وسائلش، این اغراض بدست نمیآید. مثلاً اگر بخواهید سلامت جسمانی پیدا کنید، یک ابزارهایی دارد، نمی‌شود انسان بدون ورزش، بدون خوردن غذای مقوّی، بدون زندگی کردن در هوای خوب، متوقع باشد که مزاج سالم و بدنِ نیرومندی داشته باشد! همۀ اهداف و غایات متوقفّ بر مقدّمات است.

در مورد آخرت هم همینطور است، این که انسان بخواهد به اهداف اخروی، به رضوان الهی دست بیابد در حالی که مقدمات آن را انجام ندهد، این، شدنی نیست، عملی نیست. نه تضرّع، نه استغفار، نه اعمالِ واجب، نه اجتناب از محرّمات ،اگر هیچکدام نباشد در عین حال انسان توقع داشته باشد آن اغراض و اهداف و خواسته های اخروی برای او فراهم بشود، این، امکان ندارد ،همچنان که در دنیا امکان ندارد. به دنیا جز با چشم اعتبار نگاه نکن! نگاه کنید در امور دنیا و از آن، عبرت بگیرید که به درد آخرتتان بخورد.[2]



[1] - الشافی، صفحه 850

[2] - 22/2/1392



نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/14
یک تکلیف، تکلیفِ دنیایی است، مأموریم به اینکه در دنیا کارها را محکم، ماندگار انجام بدهیم، لکن مراقب هم باشید که برای محاسباتی که آن طرف با آن سر و کار داریم ،باید همیشه آماده بود. مؤمنان ایمن نیستند از این که وارد آخرت بشوند.

ویژه نامه ضیافت- مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن جابرٍ قال: دخلتُ علیِ ابی جعفرٍ (علیه السلام) فقال (علیه السلام): یا جابر! إنّ المؤمنین لمیطَمَئنوّا الٍی الدنیا بِبقَائهم فٍیها و لمیأمنوا قُدومَهُمُ الآخرة . یا جاٍبر! الآخرةُ دارُ قرار و الدنیا دارُ فناء و زَوالٍ ولکٍنَّ أهلَ الدنیا أهلُ غَفلة و کأنّ المؤمنین هُم الفقهاءو الایمان أهلُ فکرة و عبِرةٍ لمیصُمُّهم عن ذکِر الله تعالی ما سَمِعوا بآذانهِم و لمیعُمِهم عن ذکر الله ما رَأوا منِ الزینة بأعینُهِم فَفازوا بثِوَاب الآخرة کما فازوا بذلک العلم.[1]

ترجمه:

جابر می‌گوید: خدمت امام باقر علیه السلام، رسیدم، حضرت فرمود: اى جابر! همانا مؤمنین بماندن در دنیا اطمینان نكردند، و از رسیدن بآخرت ایمن نگشتند.

اى جابر! آخرت خانه ثباتست و دنیا خانه نابودى و زوال، ولى أهل دنیا غافلند و گویا مؤمنانند كه فقیه و اهل تفكر و عبرتند: آنچه با گوشهاى خود شنوند، ایشان را از یاد خداى- جل اسمه- كر نكند و هر زینتى كه چشمشان بیند از یاد خدا كورشان ندارد، پس بثواب آخرت رسیدند، چنان كه باین دانش رسیدند.


شرح:

در این دیداری که جابر با آن بزرگوار داشته است، حضرت بیاناتِ مفصّلی دارند، یک فقره این است: مؤمنان به بقاء خودشان در دنیا اطمینان ندارند. این، منافاتی ندارد با آن روایتی که می فرماید: إعمَل لدنیاک کأنکّ تعیشُ أبدا؟ً معنایش این است که انسان باید همیشه خود را آمادۀ عبور از این مرز بکند، مرز موت و حیات، خاطر جمع نباشیم که تا بیست سال دیگر مثلاً، یا ده سال دیگر زنده ایم. نه، فرض بکند که یکساعت بعد یا زودتر، از این دنیا خواهد رفت، به پیری و جوانی هم نیست که بگویید: پیرها حواسشان باشد که مطمئن به دنیا نشوند، اماّ ما جوان‌ها هنوز وقت داریم! نخیر، ما تدَری نفسٌ ماذا تکَسِب غدا و ما تدَری نفسٌ بأیِّ أرضٍ تمَوت، هیچکس نمی‌داند؛ بعضی‌ها جوانندً، سرِحالند، با مزاج‌های سالم، بدن‌های قوی، می‌افتند می‌میرند! پیرمرد هفتاد ساله یا بیشتر، مثل ماها، نمُردیم، زنده ماندیم. بنابراین، اینطور نیست که عدمِ اطمینانِ به بقاء در دنیا مخصوص پیرمردها باشد. اگر بنا شد که اطمینانِ به بقاء در دنیا نداشته باشیم، این باید اثرش را در انجام تکلیف نشان بدهد.

یک تکلیف، تکلیفِ دنیایی است، مأموریم به اینکه در دنیا کارها را محکم، ماندگار انجام بدهیم؛ إعمَل لدِنیاک کأنکّ تعَیش أبدا. اگر انسان فرض را بر این بگذارد که کار دنیا را باید متوقف کرد، پس دًرس هم نباید خواند، ازدواج هم نباید کرد، خانه هم نباید ساخت. مقصود، این نیست، در کار دنیا گویا که همیشه زنده خواهید بود، اقدام کنید! آنچه مربوط به معایشِ عِباد و تعمیر بلاد است، اینها را انجام بدهید! لکن مراقب هم باشید که برای محاسباتی که آن طرف با آن سر و کار داریم ،باید همیشه آماده بود. مؤمنان ایمن نیستند از این که وارد آخرت بشوند.

ضمنا توجّه کنید تعبیراتِ معارف اسلامی را در مورد مرگ؛ آًنکه مردن پیش چشمش تهَلکُ استنهیِ لاتلُقوا بگیرد او به دست!

کسانی هستندِ که مرُدن برایشان فناست، نابودشدن و از بین رفتن است. در معارف اسلامی چنین نیست، معارف اسلامی، مرگ را انتقال از یک عالمَ به یک عالمِ دیگر می داند، چقدر فرق می کند این معرفت، در کیفیتِ مواجهۀ با مرگ، مرگ رفتنِ به یک نشئۀ دیگری است، ورود در یک مرحلۀ دیگری از مراحل حیات است که حیات واقعی هم آنجاست؛ إنّ الآخرةَ لهی الحیوان. زندگی واقعی آنجاست، این حیات مقدمۀ آن است.

از وارد شدن به عالم آخرت، ایمن نباشند، هر لحظه ای ممکن است من و شما ـ چه پیر، چه جوان ـ در معرض قدُوم به آخرت باشیم. اهل دنیا از همین حقیقتِ روشن غافلند، با این که می بینند کسانی از جلوی چشمشان حذف می شوند، می میرند و می‌روند، کاروان پیوسته در حال حرکت به آن سمت است و یکی یکی و گروه گروه در حال رفتن‌اند، اماّ در عین حال همۀ ما دچار غفلتیم. مؤمنین، فقیه اند، نه این که فقهاء فقط مؤمن‌اند، می‌فرماید: هر مؤمنی فقیه است، یعنی مؤمن با نگرشِ عمیق به این مسأله نگاه می کند، تأملّ می کند، از آنچه در مقابل چشم خود می بیند، عبرت می گیرد. با شنیدنِ صداهای مختلف و دیدنِ مناظر مختلف کور و کر نمی شوند. وقتی چشممان به مناظر مختلف زینت‌های دنیا می‌افتد، یعنی آن حقیقت را که جلوی چشم همۀ ماست و بایِد از آن عبرت بگیریم، آن حقیقت را نمی بینیم، دل می دهیم ،همین نگاه ظاهری هم همینطور است، کسانی که اهل معنا و اهل سلوک بودند، حتی به همین ظواهر هم کمتر نگاه می‌کردند. مرحوم آقای راشد (رضوان الله علیه) در این کتابی که در شرح حال پدرش نوشته، می‌گوید: پدرم تهران آمد، در خیابان در راه که می‌رفتیم، دیدم ایشان همینطور سرش پایین است. گفتم: بابا! این خیابان‌ها را نگاه کنید! اینجا مثلاً مجلس شوراست، اینجا میدان بهارستان است.

گفت: نه، من نمی خواهم نگاه کنم، نمی خواهم خودم را مشغول کنم. یعنیِ به همین انداِزه هم کسانی که اهل معنا و اهل سلوکند، به نگاه کردن به این ظواهر خوش آب و رنگ هم دل نمی دهند، اقبال نمی کنند؛ برای اینکه غافل نشوند. البته کسانی که کُمَّلین‌اند، بالاتر از اینهایند، اینها نگاه هم می کنند، لکن غافل نمی‌شوند. در همین عوالم، عوالمِ ظاهری هم می‌چرخند، اماّ دلشان دائم متذکّر است. کسانی که اهل عبرتند، هم ثواب آخرت را پیدا می‌کنند، هم به علم دسترسی پیدا می کنند. مفهوم علم هم در این روایت، مهم و جالب است.[2]



[1] - الشافی، صفحه 848

[2] - 17/2/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/13
به همۀ افرادی که در عرصۀ فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی حضور دارند و فعالند، همیشه به اینها توصیه می‌کردیم، این بوده: همه نوع فعالیت بکنید، همه نوع تلاش بکنید، همه جا سر بزنید، ولی مرزبندی را فراموش نکنید! غفلت از مرزها نکنید
ویژه نامه ضیافت- مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... و ایاّکم و صُحبةَ العاصین و معونةَ الظالمین و مُجاورةَ الفاسقین إحذَروا فتنتَهم و تبَاعَدوا عن ساحَتهِم و اعلَمِوا أنهّ مَن خالفَ اولٍیاءَ الله و دانَ بغیر دینِ الله و استبَدَّ بأمرهِ دونَ أمر ولیِّ الله کان فی نار تلَتهَبِ تأَکُل أبداناً قد غابتَ عنها أرواحُها و غَلبتَ علیها شَقوَتهُا فهم موتی لایجَدون حَرَّ الناّر.[1]

ترجمه:

مبادا با گناهكاران همنشینى كنید و بستمكاران كمك دهید و با بزهكاران نزدیك شوید، از فتنه ایشان حذر كنید و از حدود و ناحیه آنان دورى كنید، و بدانید كه هر كس با دوستان خدا مخالفت كند و بجز دین خدا بدین دیگرى دیندار شود و بدستور خود جز دستور ولى خدا از روى خودسرى رفتار كند در آتش سوزانى درافتد كه میخورد بدنهائى را كه ارواحشان از آنها دور گشته و بدبختى بر آنها چیره شده، اینان (گرچه در دنیا بصورت زنده‏اند ولى) مردگانى هستند كه حرارت آتش را درك نكنند و اگر (براستى) زنده بودند درد حرارت آتش را درك میكردند

شرح:

ادامۀ مکتوبِ شریف حضرت سجاد (علیه السلام) خطاب به شیعیان است. با تدبرّ و تأملّ در این گونه روایات، نقش ائمه: در یک ِرهبری کامل و دقیق بیشتر روشن می‌شود. مانند: یک دیده بان مسلطّی، تمام صحنه را ملاحظه می کنند و این جریان باریکی که در لابلای طوفان‌هِا و جریان‌های گوناگون، ِخوف اضمحلالش وجود دارد، جریان معرفت اهل بیت و اسلام اهل بیت، این را حفظ و تقویت می کنند، تمهید می کنند و پیش می برَند. آنچه تا امروز این فکر و مکتب را زنده نگهداشته و روز به روز توسعه داده است.

می‌فرماید: با گناهکاران همنشینی نکنید! به ستمگران کمک نکنید! با فسّاق همراهی نکنید! این دستور، در آن فضای اختناقی که در زمان امام سجاد7 وجود داشته است، معنای خاصی می دهد.

بعضی از فسّاق خدمت حضرت می آمدند، سؤال می‌کردند، حضرت هم جواب مسألۀ آنها را می‌دادند. در این تردیدی نیست. مراد این است که در آن جامعۀ اختناق، در آن فضِای فشار و محاصرۀ همه جانبۀ شیعه و پیروان اهل بیت:، شیعه باید راه خود را بشناسد، مرزبندیِ خودش را گم نکند، مسألۀ مرزبندی همیشه هست.

در یک جامعۀ اختناقی، مرزبندی به نحوی است، در یک جامعۀ یدِ عُلیا و سلطۀ گفتمان دین مثل جامعۀ ما، مرزبندی به نحو دیگری است. می خواهد بفرماید: مرزبندی را فراموش نکنید! راه را گم نکنید! اگر مرزِ خودتان را با مخالفانتان، با دشمنانتان نشناختید، این مرز کم رنگ شد، دو اشکال بوجود می آید: یکی اینکه آنها وارد منطقۀ شما می شوند، یعنی نفوذ. دوّم اینکه شما وارد منطقۀ آنها می شوید، یعنی انحلال.

این توصیه ای که ما همیشه در این سال‌های بعد از انقلاب، بخصوص بعد از رحلت امام (رضوان الله علیه) به همۀ افرادی که در عرصۀ فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی حضور دارند و فعالند، همیشه به اینها توصیه می‌کردیم، این بوده: همه نوع فعالیت بکنید، همه نوع تلاش بکنید، همه جا سر بزنید، ولی مرزبندی را فراموش نکنید! غفلت از مرزها نکنید! مثل مرزهای جغرافیایی، در مرزهای جغرافیایی یک دیوار بتونی که نکشیدند که کسی از این طرف نتواند آن طرف برود ،از آن طرف نتواند بیاید. گاهی کسانی هم آنطرف می روند، کسانی هم از آنطرف اینجا می آیند، لکن با حساب و کتاب. اگر علائم مرزی از بین رفت، نابود شد، شما غفلتا خود را در سرزمین دشمن یا بیگانه مشاهده می کنید، حضور در آنجاً پیدا می کنید بدون این که خودتان بخواهید! یا بیگانه یا دشمن داخل سرزمین شما می شود، بدون این که اجازه گرفته باشد. مرزهای عقیدتی، مرزهای نظری، مرزهای سیاسی ،از این قبیل است. فقرۀ بعدی حدیث، اشارۀ به کسانی است که تسلطّ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و همه جانبه بر جامعه داشتند. می فرماید: آن کسی که از فرمان امام و ولیّ خدا سر باز می زند، قبل از اینکه به آتش دوزخ گرفتار بشود، در همین جا در یک آتشی است؛ فی نارٍ تلَتهِب ،آتش دارد او را می سوزاند، لکن حس نمی کند! جسمهای بی جان را ،

جسم‌های بی تعقّل را، انسان‌های مرُده را این آتش می سوزاند. مرُده اند، سوزندگیِ آتش را حس نمی‌کنند! در حالی که به ظاهر زنده‌اند، راه می‌روند. این، همان آتشی است که تجسّمش در آن نشئۀ دیگر، به آن شکلِ معروفی که قرآن کریم و روایات، ناطق هستند، درمی‌آید.[2]



[1] - الشافی – صفحه 847

[2] - 16/2/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، حدیث، امام سجاد(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/12
ِشعار ظاهری هر کسی را به هیجان می‌آورد .این خوب است، اماّ مانند یک شعله‌ای است که برخاسته از خَس و خاشاک است، بلند می شود، بعد فورا فرو می نشیند. آنچه آتشش بیشتر می ماند، آن کُندۀ محکم است.

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... و اعلَموا أنکّم عبیدُ الله و نحن معکم یحَکم علینا و علیکم سیدٌّ حاکمٌ غداً و هو موقفِکم و مُسائلِکم فأعدِّوا الجوابَ قبلَ الوقوفِ و المُسائلَة و العَرضَ علی ربِّ العالمین یؤمئذٍ لاتکَلَّمٍ نفسٌ الاّ بإذنهِ و اعلَموا أنهّ لایردّ عذرَ مسِتحقٍ و لایعُذِر غیرَ معذور و له الحجّةُ علی خلقهِ باِلرُسل و للأوصیاء بعدَ الرسل ألا و إنّ الشَجرَة البرَیِةَّ أصلَب عُوداً و أبقیٰ وَقوداً. [1]

ترجمه:

بدانید كه شما همگى بندگان خدائید و ما هم با شما (و بهمراه شمائیم) كه حكومت كند بر ما و شما در فرداى قیامت آقا و بزرگى حاكم، و او است بازدارنده و پرسش‏ كننده از شما، پس آماده كنید پاسخ (خود) را پیش از بازداشت و پرسش و ورود بر پروردگار جهانیان كه در آن روز هیچ كس سخن نكند جز به اذن او، و بدانید كه خدا در آن روز تصدیق نكند دروغگوئى را و تكذیب نكند راستگوئى را و عذر بجائى را رد نكند و كسى كه (واقعا) عذرى ندارد معذورش نسازد، او بر آفریدگان خود بوسیله پیامبران و اوصیاء پس از پیمبران حجت دارد، پس اى بندگان خدا، از خدا بترسید و باصلاح خود و به فرمانبردارى كسى كه خدا را در اطاعت او دوست دارید روآرید، شاید شخص پشیمانى در آخرت پیدا شود كه از كوتاهیهائى كه از كارهاى خدا در دنیا كرده است و حقوقى كه از خدا ضایع كرده پشیمان گردد، و از خدا آمرزش بخواهید و بدرگاهش توبه كنید كه او توبه را میپذیرد و از گناهان درگذرد و هر آنچه میكنید میداند. بدانید که درختان بیابانى چوبشان سخت‏ تر، آتششان قوى ‏تر و خاموشى آنها دیرتر است.

شرح:

دنبالۀ همان بیانِ نورانیِ امام سجاد (علیه السلام) است که جناب ابی حمزۀ ثمالی از ایشان نقل می کند، روایت صحیحه است و فقرات متعدّدی دارد، می فرماید: بدانید! توجّه داشته باشید ما و شما، همه بندگان خدا هستیم. حضرت خودشان را هم در کنار مخاطبان خودشان قرار می دهند، در اینکه: همه، بندۀ خدا هستیم، همۀ ما فرمانبرداران خدای متعال هستیم. فردای قیامت بر ما و شما سرورِ حاکمی که ذات اقدس الهی (جلّ جلاله و عزّاسمُه) است، حکمرانی می کند. او در قیامت شما را متوقف می کند، جلویتان را می گیرد، از شما سؤال خواهد کرد. آماده کنید جواب را قبل از آن که شما را نگه دارند، جلوی شما را بگیرند ،از شما بپرسند. قبل از آن که در معرضِ سؤال و مؤاخذۀ ربُّ العالمین قرار بگیرید، جواب را آماده کنید! ، اینطور نیست که مثل دنیا، هر چه خواستیم راست و دروغ، واقع و خلاف واقع بر زبان جاری کنیم. نه ،آنجا لاتکلمّ نفسٌ الاّ بإذنه، آنجا انسان بایستی در مقابل پروردگار حرفِ حدیثمنطقی بزند، برای یکایک کارهای خودش حجّت داشته باشد.

در دعای شریف ابوحمزه می خوانیم: و ارحَمنی اذا انقَطَعت حجّتی و کَلَّ عن جوابکِ لسانی و طاشَ عندَ سؤالکِ ایاّیَ لبُیّ، به من رحم کن! آنوقتی که از پاسخ درمی مانم، عذری ندارم برای آنچه انجام داده ام. و اعلمَوا أنّ اللهَ لایصُدِّقُ یومئذٍ کاذبا و لایکَُذِّبُ صادقا، آنجا ملاک و معیار، صدق و کذب است، بیانِ حقیقًت یا عدمِ تواناییً بر بیان حقیقت است. خدای متعال هیچ دروغگویی را تصدیق نمی کند، حرف را از او قبول نمی کند .مثل محاکمِ دنیا نیست که کسی بتواند با دروغ و با زیر و رو کردن، و جفت و جور کردنِ ادله، یک چیزی را ثابت بکند. آنجا حقیقت آشکار میشود. آن کسی که استحقاق دارد که خدای متعال از او بگذرد، عذر او را رد نمی کند. گاهی انسان عذری دارد، به ضعف خود واقف است ،خدای متعال عذر او را قبول می کند. اما کسی را که در واقع معذور نیست، معذور نمی دارد. اینجا یک ِنصیحت فوق العاده حساس و مهم و اثرگذاری برای ما و همۀ انسانها در همۀ زمانها بیان میشود؛ می فرماید:

زندگی در گذر است، همینطور ساعت به ساعت و روز به روز و سال به سال، کودکی تبدیل به جوانی، جوانی تبدیل به پیری، پیری هم منتهی به مرگ می شود ـ به حسب روال عادی، و الاّ گاهی مرگ در دوران کودکی و جوانی هم به سراغ افرادی می آید ـ در این حرکتی که ما به سمت یک مقصدِ قطعی و مسلمّ می‌کنیم و لامَحیص عنه، آنچه برای انسان اهمیت دارد، این است که: خودش را آماده کند، یک جوابی برای آنجا فراهم کند، آنچه از او خواستند، انجام بدهد ـ و لایکُلفّ الله نفسا الاّ وُسعَها ـ سعی و تلاشت را بکن! تا آنچه را از تو خواستند، بتوانی آن را انجام بدهی و خیالت راحت باشد.

این، نصیحتی است برای همۀ ما در همۀ زمانها. آن نکته ای که باید عرض کنیم، این است که: بعد از واقعۀ کربلا، در مرکز اسلام یعنی مدینه و مکّه، فضلاً از نقاط دیگر مثل مناطق شام، عراق، ایران و سایر مناطق، یک رُعبی بر همۀ مردم حاکم شد به طوری که حتی کسانی که پیروان اهل بیت بودند و اهل بیت (علیهم السلام) را قبول داشتند، اکثرشان، یا نزدیک به همه شان، از مسیری که باید حرکت می کردند، و برگشتند! وقتی کسی جرأت دارد پسر پیغمبر را، حسین بن علی را، آن هم با این وضع فجیع از بین ببرد، ضعافُ الناس می ترسند .لذا یک روایتی را آنروز از امام صادق (علیه السلام) عرض کردم که فرمود: إرتدَّ الناس بعدَ الحسین الاّ ثلاثة. در یک روایت: الاّ خمسة، در روایت دیگر: الاّ سبعة ذکر شده است، فقط چند نفر اطراف امام سجاد (علیه السلام) باقی ماندند که اینها استوار و محکم در راه خودشان بودند، یکی از آنها همین ابی حمزۀ ثمالی است، بقیه همه مرعوب شدند و متوقف ماندند. آن حرکتی که ائمه (علیهم السلام) شروع کرده بودنِد برای بیان معارفِ اصیل اسلام و تفسیر صحیح قرآن و حرکت دادن جامعه به آن سمتی که پیغمبر اراده کرده بود، این حرکت متوقف ماند.

امام سجاد (علیه السلام) در ظرف سی سال دوباره این موتور را روشن کرد و راه انداخت، که در همین روایت دارد: ثمّ انّ الناس لحِقوا و کثروا. راه انداختنِ این موتور و احیای دلهای مرُده و برگردانِ امید به دلهای افسرده یکی از بزرگترینِ معجزاتِ امام سجاد (علیه السلام) است، با همین تعبیرات و با همین کلمات، سبک تبلیغِ امام سجاد را اینجا ملاحظه می کنید، در این روایت و روایاتِ دیگری که از آن حضرت نقل شده است و آنچه در صحیفۀ سجادیه است، کاملاً نشان می دهد که آنچه به نظر امام سجاد (علیه السلام) اهرمِ حرکت مجدّد شیعه است، عبارت است از توجه به خدا، التفات به معنویات، رسوخ خوف از خدای متعال در دل و اعتقاد به نعیم و بهشت و دوزخ و قیامت، اینهاست که مردم را به صورت عمیق حرکت می‌دهد.

از سال 94 که وفات امام سجاد (علیه السلام) است تا 148 که وفات امام صادق (علیه السلام) است، در ظرف این پنجاه سال ،آنچنان اوضاع توسط ائمه (علیهم السلام) عوض می‌شود و ِاطراف امام صادق (علیه السلام) آنطور شلوغ می شود که گفتند چهار هزار نفر یا بیشتر از آن بزرگوار حدیث نقل کردند.

این، یک درس بزرگی به من و شما است. اگر می خواهید در راه درست، مخاطبان خودتان را به راه بیندازید تا ثابت قدم باشند، چشمه‌های اعتقاد و ایمان را در دل‌های اینها جاری کنید! این امر فقط با شعار مقدور نیست. وقتی فقط شعار بود، احساسات بود ،تبلیغ سطحی بود، می‌شود حالِ همان کسانی که در دهۀ اول انقلاب از همه داغ تر بودند، از همه سخت تر بودند، بعد إنقلب الی ضدِّه! یک عده شان رفتند نوکر صدّام شدند، یک عدّه نوکر آمریکا شدند، یک عدّه نوکر انگلیس شدند! این، بخاطر این است که عمق ندارد، ترس از خدا نیست، آن ریشه و پایۀ اصلی، یعنی بهشت و جهنم نیست، همین شعارهای ظاهری است، ِشعار ظاهری هر کسی را به هیجان می‌آورد .این خوب است، اماّ مانند یک شعله‌ای است که برخاسته از خَس و خاشاک است، بلند میشود، بعد فورا فرو می نشیند. آنچه آتشش بیشتر می ماند، آن کُندۀ محکم است، آن را اگر توانستید داغ کنید، تبدیل به آتشش کنید، روشنش کنید، آن ماندنی است، یعنی با همین عمق بخشیدن مخاطبان خودتان، با معرفت الهی، با ترس از خدا، با ترس از قیامت، با ایجاد شوق به ثواب الهی، ایمان را در دلشان عمق ببخشید ،آنوقت این، می ماند. در تقلبِّ احوال، حالِ جامعه، حال سیاست، حالِ این انسانها عوض نمی‌شود.[2]



[1] - الشافی، صفحه 846

[2] - 15/2/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، حدیث، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/11
بزرگی به ما نوشته بود: مراقب باشید کار حرام انجام ندهید، کار واجب انجام بدهید. مراقبت یعنی همین، آنچه از ما خواستند، این است.

ویژه نامه ضیافت- مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... انهّا لتَرفعُ الخَمیل و تضَع الشریفِ و توُردِ اقواماً الی النار غداً فَفی هذا مُعتبَرٌ و مُختبَر و زَواجِرُ لمِنتبَهِ.[1]

ترجمه:

[دنیا] انسان پست را بلندمرتبه کرده و انسان شریف را خوار می‌گرداند و اقوامی را در آینده به جهنم وارد می‌سازد. در این مطلب، عبرتی و آزمونی و بازدارنده‌ای برای اهل بصیرت و خرد است.

شرح:

دنبالۀ فرمایش مکتوب امام سجاد (ع) است که ابی حمزۀ ثمالی نقل می کند. ضمیر انهّا به دنیا برمی‌گردد، خمیل یعنی آدمِ غیرمعروف منزوی، خاملُ الذکر یعنی: کسی که شناخته نمی‌شود، او را نمی‌شناسند، ناگهان می‌بینید یک انسان گمنام را حوادث دنیا و صُروف دهر بالا می‌آورد! گاهی به عکس، یک انسان شریف را که در جامعه شرافتی دارد، احترامی دارد، او را پایین می‌آورد! همۀ اینها خلاف قواعد متعارفی است که انسان در ذهن خود برای امور جاری فرض می‌کند، اما دنیا این کار را می‌کند، طبیعت دنیا این است. از اینها بالاتر این است که یک مردمی را، گروه‌هایی را فردا به سمت آتش می‌کشاند!

جاذبه‌های چرب و شیرینِ دنیا، افرادی را چنان گرفتار می کند که سرنوشتشان آتش است. نتیجه این است که ما اگر موقعیتی داریم، مقام و جایگاهی داریم، اسمی و اعتباری داریم، تصور نکنیم این یک امر دائمی و تضمین شده است. وقتی که این تصور را نکردیم، چکار می‌کنیم؟ آنجا هر قدمی که می‌خواهیم برداریم، مراقبت می‌کنیم که درست برداریم. وقتی انسان خاطرش جمع بود، همین طور چشمش را روی هم می‌گذارد، فرض کنید یک جادۀ آسفالتۀ اتوبانِ عریضی است، شما هم پشت فرمان نشسته اید، اصلاً احتیاج به نگاه‌کردن نیست. چون جاده صاف است، اما اگر احتمال دادید که نه، جاده هموار نیست، بی مانع نیست، طبعا چشم را باز می‌کنید، مراقبت می‌کنید.

این، یعنی تقوا، تقوا یعنی بازکردنً چشم، جمع کردن حواس، مراقب بودن پیش پا که ناگهان لغزشی پیدا نکنید، ناگهان ضربه‌ای نخورید! نکتۀ مهم اینجاست. حال که می‌خواهیم مراقب باشیم، از چه حیث مراقبت بکنیم؟ گاهی انسان مراقب کارهایش است که مبادا خلاف نظر زید باشد، مبادا امر زید زمین بماند. گاهی تقوای انسان یا آن مراقبتی که انسان می‌کند، به ملاحظۀ هوس‌ها و شهوات نفسیِ خودش است؛ مبادا طوری عمل بکنم که درآمدم کم بشود! یا دوستی که به من اطمینان کرده، پولش را در اختیار من گذاشته، نسبت به من بدبین بشود! این تقواها به درد نمی خورد، اینها همه‌اش مظاهر دنیاست.

آنچه لازم است، تقوَی الله است، تقوَی الله یعنی: در همۀ امور انسان مراقبت کند در هر قدمی که می‌خواهد بردارد. ببیند واقعا این کار مورد رضای خدا هست یا نیست؟ البته به ما دستور ندادند وسواس به خرج بدهیم، شبهه‌های کوچک را قوی بگیریم، جای جریان اصول و عمل به امارات عقلائی و این حرفهاست، یعنی شرع مقدس زندگی را بر انسان سخت نکرده است. عرض کردیم بزرگی به ما نوشته بود: مراقب باشید کار حرام انجام ندهید، کار واجب انجام بدهید. مراقبت یعنی همین، آنچه از ما خواستند، این است. این چیزهایی که گفتیم، از صروف دهر و حوادث دنیا و ثابت نبودنِ جریان زندگی در این عالم و این تغییر و تبدیل‌ها، در اینها اعتباری است برای انسان که انسان عبرت بگیرد، جای آزمایش است و هشدارهایی هست، نه برای غافل، بلکه برای کسی که بیدار باشد، حواسش جمع باشد، یک اشارۀ کوچک، او را متوجه می‌کند.[2]



[1] . الشافی، صفحه 845.

[2] . 10/2/92





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/9
عرض کردیم مثل چکشی که فیل‌بان دست گرفته، مرتب بر سرِ فیل می‌کوبد تا او را از تعرّض و تجاوز حفظ کند، این فیلِ مستی که در درون ماست، احتیاجِ به این چکشِ دائمی دارد.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... و اللهِ انّ لکم ممّا فیها علیهِا لدَلیلاً و تنبیهاً و مَثلاتهِا و تلاعبهِا بأهلهِا من تصریفِ أیاّمها و تغیرّ انقلابهِا[1]

ترجمه:

بخدا سوگند كه در خود این دنیا چیزهائى است كه شما را به بى ‏اعتبارى آن راهنمائى كرده و آگاه می‌سازد، از گردش روزهاى آن و دگرگونى انقلاب‌ها

شرح:

دنبالۀ بیان شریف امام سجاد (علیه‌السلام) و آن مکتوبی که ابی حِمزۀ ثمالی از ایشان نقل می کند. حضرت سوگند می‌خورند که از خود حوادث دنیا می‌توانید بر ضدّ دنیا ادّعانامه صادر کنید!

حدیثآنچه در حوادث دنیا مشاهده می‌کنید، از میان آنها می‌توانید دلائلی را علیه دنیا پیدا کنید، و تنبیهی پیدا کند. دگرگونیِ روزها؛ یومٌ لک و یومٌ علیک. دگرگونی‌هایی در دنیا مشاهدِه می کنید، از بیماری و صحّت، ذلتّ و عزّت، فقر و غنی، اینها تغیرّات دنیاست، پس نمیِ‌شود به آن اطمینان کرد.

از جملۀ آن چیزهایی که در دنیا هست، مثلات دنیاست. مثلات جمع مثله است، به معنای حوادث تلخ و بلایا و مشکلاتی که اتفاق افتاده است و از آنها مطلع می شوید [و قد خَلت منِ قبلهِم المثلات][2]حوادثی که اتفاق افتاده، مایۀ عبرت و تجربه است.

امیرالمؤمنین در خطبۀ نهج البلاغه می‌فرماید: انَّ مَن صَرّحت له ِالعبرَ عمّا بین یدَیه من المَثلُات حَجَزته التقّوی عن تقحّم الشبهات، هر که عبرت بگیرد، ببیند مثلات و حوادث گوناگونی را که اتفاق افتاده، تقوا و خودنگهداری و هوشیاری موجب می‌شود که در جاهای شبهه‌ناک پا نگذارد، تا دچار آن حوادث نشود. اینها همه‌اش درس است.

بی‌اعتمادیِ به حوادث دنیا، به پیشامدهای دنیا به دلیل خود آنچه در دنیا اتفاق افتاده است. حضرت می‌خواهد غرور را در ما، از بین ببرد، می خواهد رکونِ الی الدنیا را در ما، از بین ببرد. عرض کردیم مثل چکشی که فیل‌بان دست گرفته، مرتب بر سرِ فیل می‌کوبد تا او را از تعرّض و تجاوز حفظ کند. این فیلِ مستی که در درون ماست، احتیاجِ به این چکشِ دائمی دارد.[3]



[1] - الشافی، صفحه 845

[2] - سوره مبارکه رعد

[3] - 8/2/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/8
مثل کودکی که یک شیء رنگینی، مثلاً توپی را می‌خواهد بردارد، وسط راه را نگاه نمی‌کند! این استکان شکست، این ظرفِ آب مثلاً ریخت، متوجه نیست، همینطور به دنبال آن چیزی که عاشق اوست، مایلِ به اوست، راه می‌افتد. ما هم همان طوریم، لکن رغبت آن بچه به آن توپِ رنگین است، رغبتِ ما به چیزهای رنگینِ بزرگتر است.

شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... و احذَروا ما حَذَّرکُم اللهُ منها و ازهَدوا فی ما زَهَّدکم الٍله فیه منها و لاترکنوا الی ما فی هذه الدنیا رکون من اتخّذها دار قرار و منزلَ استیطان.[1]

ترجمه:

در کتاب کافی از ابوحمزه ثمالی نقل شده است که امام سجاد (ع) فرمودند: از آنچه خدا از آن بر حذر داشته است، بر حذار باشید و از آنچه خداوند نسبت به آن بی‌رغبت است، بی‌اعتنا باشید و میل و گرایش شما به دنیا مانند کسی نباشد که این دنیا را محل قرار و آسایش و موطن ابدی پنداشته است

شرح:

از آنچه خدای متعال شما را از آن بر حذر داشته است، بر حذر باشید! اگر یک دوستِ مشفِقِ عاقلِ مطلعّی شما را از یک چیزی بر حذر بدارد، مثلاً بگوید: از فلان راه نرو! به فلان جا نرو! با فلان کس رفاقت نکن! شما اطمینان می کنید، عمل می‌کنید. حال، خدای متعال به ما می‌فرماید: این کارِ را نکن! از این راه نرو! این حرکت را انجام نده! تکلیفِ عقلی و عقلائی ما چیست؟

از آنچه خدای متعال ما را از آن برحذر می‌دارد، باید بر حذر باشیم. یک وقتی در اوائل ریاست جمهوری، از یکی از بزرگان ـ خداوند رحمت کند ایشان را ـ خواستم، پیغام دادم که یک چیزی برای ما بنویسید که ما حالا گرفتاریم، گرفتار ریاست جمهوری، به ما کمک کند.

هشدار خداوند را به مانند هشدار دوست عاقل، جدی بگیریمیک نامۀ مفصّلی ایشان نوشتند، برای ما فرستادند. محصّل آنچه ایشان در این نامه نوشته بودند، این بود که: ملاحظه کنید، ببینید شارع مقدس بر شما چه چیز را حرام کرده، آن را انجام ندهید! چه چیز را واجب کرده، آن را انجام بدهید! این، دستور یک عالمِ عارفِ سالکِ حکیمی است در اجابت به یک درخواستی، دستور این است. گاهی اوقات به شخصی از اهل معنی برخورد می کنید، دستوری می خواهید ،دستور که نباید حتماً یک ذکری باشد، دستور صحیح، دستور واقعی همین است.

خدای متعال امور را معینّ کرده است، حرامٌ بینّ، حلالٌ بینّ و شبهاتٌ بین ذلک. از حرام اجتناب کنید! حلال را بر خودتان حلال بدانید! آن چیزهایی هم که شبهه است، احتیاط کنید! آن چیزهایی که خدای متعال از شما خواسته است که به آنها کم رغبت باشید ـ زهد به معنای کم رغبتی است ـ یعنی حرص و ولع نداشته باشید که به آنها دست پیدا کنید، از آنها زهد بورزید، نسبت به آنها بی رغبتی نشان بدهید.

وقتی انسان عاشق یک چیزی شد، رغبت به یک چیزی داشت، موانع سر راهش را نگاه نمی‌کند. مثل کودکی که یک شیء رنگینی، مثلاً توپی را می‌خواهد بردارد، وسط راه را نگاه نمی‌کند! این استکان شکست، این ظرفِ آب مثلاً ریخت، متوجه نیست، همینطور به دنبال آن چیزی که عاشق اوست، مایلِ به اوست، راه می‌افتد. ما هم همان طوریم، لکن رغبت آن بچه به آن توپِ رنگین است، رغبتِ ما به چیزهای رنگینِ بزرگتر است. بین راه نگاه نمی‌کنیم حال که می‌رویم، به اینِ مقِام یا به این پول دست پیدا کنیم، بر این خصم غلبه پیدا بکنیم، سر راه ما چه چیزهایی وجود دارد، حواسمان نیست! عاقلی که اسلام و شرع خواسته است که ما آنطور باشیم، کسی است که تبعاتِ کار خود را، آثار و حوادثی که مترتب بر کار اوست، اینها را ملاحظه کند.

یک وقت انسان وارد خانه می‌شود، هوای گرم، آفتاب سوزان و یک حوض آبی مثلاً آنجاست ،آبِ زلالی، انسان لباسش را می‌کَند، یا با لباس، خودش را درون این آب می اندازد برای این که خنک بشود. این کاری است که به حسب ظاهر ایرادی هم ندارد. اما گاهی لبِ پاشویۀ این حوض مثلاً یک ظرف قیمتی، چینی قیمتی گذاشتند، وقتی شما خودت را درون حوض انداختی و آب موج برداشت، به این ظرف برخورد می کند، ظرف می‌شکند! این را توجه کن که از افتادنِ در این آب گوارا و زلال و مطلوب و خنک شدنِ تو چه اثری پدید می‌آید، بر آن چه اثری مترتب می‌شود. با این ملاحظه برو و حرکت کن! مثل کسی عمل نکنید که اینجا را دارِ قرار خودش دانسته، گویا قرار است تا ابد زندگی کند.

این، هیچ منافاتی ندارد با آن: إعمَل لدنیاک کأنکّ تعَیش أبدا. در امور اداره دنیا باید طوری عمل کنید مثل اینکه تا ابد انسان زنده اًست، اگر فکر کنید که فردا از این دنیا خواهید رفت، هیچ کدام از کارهای زندگی را استوار انجام نمی دهید. کارتان را استوار انجام بدهید، مطالعه ای که باید برای فردا بکنید، بکنید، کاغذی که باید امضا بکنید، بکنید! اقدامی که باید برای خانواده، برای جامعه، برای بشریت انجام بدهید، انجام بدهید، مثل این که تا ابد خواهید بود. این دنیایی که اینجا گفته میشود، مراد لذّاتِ ماست. خاطر جمع نشویم به این که همیشه در این دنیا خواهیم بود. در روایتی است که می فرماید: ای بسا کسی در اوّل شب حالش به گونه ای بود که مردم به او غبطه می خوردند که چقدر سالم است، چقدر موفقّ است، صبح مردم به حال او گریه می‌کردند! حوادث دنیا اینطوری است .خدا کند در درجۀ اوّل خود بنده به این مواعظ متُعَّظ بشوم، بعد هم شما دوستان.[2]



[1]- الشافی، صفحۀ 548

[2] - 3/2/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، حدیث، آیت الله خامنه ای، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/7
با غفلت وضو نگیرید، در حال وضو هم از خدای متعال سؤال بکنید، یعنی دعا بخوانید، با خدای متعال حرف بزنید، تلاوت قرآن بکنید.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

و کان فی وصیتّه (صلی‌الله علیه و آله) لعلیٍّ (علیه‌السلام): و علیکَ برَفعِ یدَیک فی صلاتکِ و تقلّبهُما، و علیک بالسؤال عند کلّ وضوء.[1]

ترجمه:

در وصیت پیامبر به امیرالمؤمنین (ع) آمده است: بر تو باد که در نماز دستهایت را بلند کنی و بعد پایین بیاوری و بر تو باد که در تمام مدت وضو نیز دعا کنی و از خدا مسئلت بجویی.

شرح:

از جمله وصایای نبیّ مکرّم (صلی‌الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) این است که: در نماز، دستت را بلند نموده و دعا کن! یعنی این قنوتی که در نماز جزو مستحباّت است، این را حضرت توصیه می کنند که انجام بگیرد؛ به سبب این که این کار، توجه انسان را در نماز تضمین می کند. از حالت یک عملِ عادیِ معمولی ای که انسان به حسب عادت انجام می دهد، قنوت نماز را از این حالت می تواند خارج کند. که در وسط نماز، انسان توجه می‌کند به خدای متعال، در قنوت یا تحمید و تسبیح و تهلیل است، یا دعا و طلب حاجت است. عبارت «تقلبّهما»، ظاهرا ناظر به این است که در حال قنوت، انسان وقتی دستش را تکان می دهًد، بالا می برد، پایین میآورد، این، دعا را در نماز تقویت و تأکید می کند. این جمله اهمیت دعا را نشان می‌دهد.حدیث

وضو هم مقدمۀ نماز است، نماز ذکرِ خالص است، ذکر بدون شائبۀ هیچ چیز دیگری، اوّل تا آخر نماز ذکر است. وضو را هم داخل در همین گسترۀ ذکر الهی قرار بدهید! با غفلت وضو نگیرید! در حال وضو هم از خدای متعال سؤال بکنید! یعنی دعا بخوانید! با خدای متعال حرف بزنید! تلاوت قرآن بکنید! بدیهی است مهمترین و کارآمدترینِ توصیه‌ها، در این کلام شریف و نورانی وجود دارد. همۀ اینها انسان را به خدا متوجه می‌کند؛ اللهم ارزُقنی ذِکرَک و شُکرَک و اةنابةَ و الرغبةَ إلیک، این حالتِ انابه و رغبت و توجه به خدا، روحِ عمل در زندگی انسان است، که انسان، قلبش با خدای متعال مرتبط باشد، متذکر خدای متعال باشد، از خدای متعال بخواهد، به خدای متعال پناه ببرد، از خدای متعال کمک بخواهد.

این تعبیرات گوناگونی که در دعاهای مختلف هست، این دعاها هم واقعاً جزو نعِم بزرگ الهی در حق ما است، گمان نمی کنم در هیچ مذهبی، در هیچ نحِله ای از نحلههای الهی این همه دعا وجود داشته باشد که در شیعه وجود دارد، دعاهای مأثوری که از ائمه:رسیده، این صحیفۀ سجادیه، دعاهای گوناگون دیگر از ائمه:

به مناسبت‌های مختلف، بدون مناسبت، اینها نعمت‌های بزرگی است، که خالص ذکر الهی را به انسان تعلیم می دهد.[2]



[1] - الشافی، صفحه 829

[2] - 20/1/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/6
بنده یک وقتی مثل می‌زدم اینها را به کسانی که باکِ ماشینشان را پر از بنزین می‌کنند، بعد راه می‌افتند به طرف آن جایگاه دیگر بنزین، تا آنجا یک مقدار بنزین کم شده، آنجا بنزین می‌زنند، باز راه می‌افتند به طرف جایگاه سوّمی و همینطور پی در پی و بدون مقصدی. می‌خورند تا زنده بمانند، زنده می‌مانند تا بخورند! اهل دنیا اینطوریاند، همّ و غمّشان همین دنیاست.
شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالیِ، قال: ... قال (علیه‌السلام):أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَا یَفْتِنَنَّكُمُ الطَّوَاغِیتُ وَ أَتْبَاعُهُمْ مِنْ أَهْلِ الرَّغْبَةِ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا الْمَائِلُونَ إِلَیْهَا الْمُفْتَتِنُونَ بِهَا الْمُقْبِلُونَ عَلَیْهَا وَ عَلَى حُطَامِهَا الْهَامِدِ وَ هَشِیمِهَا الْبَائِدِ غَداً[1]

ترجمه:

اى مؤمنان، شما را سركشان و پیروانشان كه متمایل به این دنیا گشته و دل بدان بسته‌اند و فریفته آن شده‌اند، فریب ندهند، آنانكه بدنیا و كالاى پوسیده و گیاه خشك كه بزودى از انسان جدا گردد، روى كرده‌اند

شرح:

طاغوت‌ها و پیروان آنها شما را فریب ندهند! پیروانشان در درجۀ اوّل، اطرافیان، بعد هم آن توده‌ای از مردم که دل به طاغوت می‌سپارند، بدون تحقیق، بدون احساس مسئولیت و تعهّد دنبال او راه می‌افتند. برای این که به هوس‌ها و حُطام دنیوی دست پیدا کنند. مراد از پیروان، اینها هستند. سپس خصوصیاتی را برای طواغیت و پیروان آنها ذکر می‌فرمایند، به نظر می‌رسد ذکر این خصوصیات برای این است که وقتی گفته می‌شود پیروی از طواغیت نکنید، یعنی از این خصوصیات، خلقیات، رفتارها که در عملِ طواغیت و پیروان آنها دیده می‌شود، اجتناب کنید! اولین خصوصیت و شاید مهم‌ترینش این است که اهل دنیایند، رغبت به دنیا دارند. اینها اهل عاجله‌اند، اهل دنیایند. همۀ تلاش و سعیشان برای این است که از این دنیا یک چیزی دست بیاورند، زندگی می‌کنند برای این که بخورند و می‌خورند برای این که ادامۀ زندگی بدهند.

بنده یک وقتی مثل می‌زدم اینها را به کسانی که باکِ ماشینشان را پر از بنزین می‌کنند، بعد راه می‌افتند به طرف آن جایگاه دیگر بنزین، تا آنجا یک مقدار بنزین کم شده، آنجا بنزین می‌زنند، باز راه می‌افتند به طرف جایگاه سوّمی و همینطور پی در پی و بدون مقصدی. می‌خورند تا زنده بمانند، زنده می‌مانند تا بخورند! اهل دنیا اینطوریاند، همّ و غمّشان همین دنیاست.

خوردن را به عنوان یک شاخصۀ مهم زندگی مثال زدیم، بقیۀ کارهایی که مثل خوردن است؛ پوشیدن، پزُدادن، تفاخرکردن، شهوترانی کردن، زندگی برای اینهاست و اینها هم برای این است که ادامۀ زندگی بدهند، گرایش به دنیا دارند. اعتنای به دنیا دارند. معنایش این است آن کسی که نقطۀ مقابل اینهاست، حتی اعتنای به دنیا هم نباید داشته باشد.

می‌دانید مراد از دنیا در اینجا سازندگیِ کرۀ خاکی و محیط زندگی نیست، مراد همین هوس و التذاذ و حظّی است که انسان از دنیا می‌برد. می‌فرمایند اعتنا به اینها نباید کرد. حُطام، تکه پاره‌های خشک شدۀ چوب را می‌گویند؛ لو نشَاءُ لجَعلناه حُطاما. همۀ آنچه در این دنیا می‌بینید، ثروتش، شرف ظاهریاش، اعتبار اجتماعیًاش، همه مانند تکه پاره‌های چوبی است که روی زمین ریخته است. هامد یعنی خاموش شده. آتشی که خاموش بشود، میگویند هَمَد، یعنی شعله‌اش فرِوِ نشست، تمام شدِ. این حطامی که در حال از بین رفتن است، خصوصیت از بین رفتن، ذاتی اوست. و هَشیمَها البائد، هشیم هم به معنای چیزهای خشکشده و ریزشده و پراکنده است، هَشیما تذَروه الریاح که در قرآن است، همین خورده ریزهایی که روی زمین می‌ًریزد، یک باد، یک نسیم همۀ اینها را جمع می‌کند، می‌برَد، همه این چیزهایی که اهل دنیا خودشان را برایش می‌کُشند، جنگ‌ها برای آن درست می‌کنند،جابجاییِ ثروت مهمترین هدف و آرزوی اینهاست، ثروت یک نمونه‌اش، مقام و جاه و رسیدن به قدرت هم نمونه‌های دیگرش، همۀ اینها از نگاه حکمت آمیز قرآن و اهل بیت، عبارت از هشیم است، آن هشیمی که فردا از بین رفته است. بائد یعنی نابود شده، از بین رفته. خصوصیت طواغیت این است، طواغیت برای دنیا تلاش می‌کنند، برای این پدیده‌های به نظر آنها بزرگ و در واقع بی‌ارزش، اینها شما را فریب ندهد.[2]



[1] - الشافی، صفحه 845

[2] - 2/2/1392



نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/5
قرآن را باید با خشوع خواند، اگر انسان قرآن را بدون خشوع، با غفلت بخواند، چیز زیادی گیرش نمی‌آید، گاهی هیچ چیز گیرش نمی‌آید! گاهی هم خدای نکرده اثرات عکس می‌بخشد.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

کان فی وصیة النبی (صلی‌الله علیه و آله) لعلی (علیه السلام): و علیک بتلاوة القرآن على کلّ حال[1]

ترجمه:

در وصیت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین (علیه السلام): علی بر تو باد قرائت قرآن در هر حال

شرح:

حضرت به تلاوت قرآن توصیه می‌فرمایند. با قرآن باید مأنوس شد. اگر در جامعۀ اسلامی، در کشور ما، یک جمع قابل توجّهی از مردم با قرآن انس پیدا بکنند به طوری که مفاهیمِ قرآنی در ذهن اینها زنده باشد، به نظر بنده حرکت اسلامی جامعه تضمین شده است.

نمی‌‌گوییم همۀ مردم، اگرچه این مطلوب‌تر است، لکن یک جمع قابل توجّهی، چند میلیون از جمعیت کشور طوری باشند که با قرآن مأنوس باشند، این هم نمی‌شود مگر با تلاوت دائمیِ قرآن، نه فقط ایاّم ماه مبارک رمضان، بطور دائم انسان با قرٍآن مأنوس باشد. لذا می‌فرماید: و علیک بتلاوة القرآن علی کلّ حال، در همه حال، تلاوت قرآن بکن! در سفر، در حضر، در خانه، در بیرون از خانه، هر وقتی که می توانی، قرآن حدیثرا تلاوت کن!

البته کسی که حافظ قرآن است، برای او آسان تر است، برای امثال ماها که حافظ قرآن نیستیم، راهش این است که بر خودمان وظیفه قرار بدهیم که هر روزی یک مقداری از قرآن را بخوانیم.

به گمان من خوب است که انسان از اوّل قرآن شروع کند، همانطور که معمول بین مردم است، که قرآن را ختم می کنند، علاوۀ بر این، بخشی از آیات یا سُوَر قرآنی را به طور مرتبّ تکرار بکند، این، موجب می شود که انسان با بخش‌هایی از قرآن انس بیشتری پیدا کند، یکی، از آیات سورۀ یونس خوشش می آید، سورۀ یونس را مرتباً بخواند تا حفظ کند. یکی از سورۀ احزاب خوشش می آید، یکی سُوَر مسبحّات را که مضامین عالی و مهمی دارد،

اهل معنا و اهل سلوک هم به تلاوت مسبحّات توصیه می‌کنند ،سوری که با «سبحّ لله»، «یسبحّ لله» شروع می‌شود، یا سور حَوامیم، که آنها هم مطالب مهم دارد، البته همه جای قرآن مهم است، هیچ نقطه ای از قرآن نیست که حامل مطالب اساسی و معارف مهم نباشد، اماّ افراد مختلف اند، همان چیزی را که بیشتر خوشتان می آید، هر روز بخوانید! تکرار کنید!

قرآن را باید با خشوع خواند، اگر انسان قرآن را بدون خشوع، با غفلت بخواند، چیز زیادی گیرش نمی‌آید، گاهی هیچ چیز گیرش نمی‌آید! گاهی هم خدای نکرده اثرات عکس می‌بخشد.

قرآن را با توجه، با خشوع، با اعتماد به بیان الهی، با این احساس که خدای متعال با انسان حرف می زند، بخواند تا لذّت قرآن بر جان شما بنشیند. اگر ما لذّت تلاوت قرآن را بچشیم، هیچ زمان از آن دست برنمی داریم. مهم این است که آن لذّاتی که در خواندن قرآن و تدبرّ در آیات و کلمات قرآن وجود دارد، این لذّت را انسان در جان خودش احساس کند. اگر بخواهیم این، حاصل بشود، باید قرآن را با خشوع خواند.[2]



[1] - الشافی، صفحه 829

[2] - 19/1/1392



نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، حدیث، آیت الله خامنه ای، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، پیامبر اکرم(ص)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/4
این، یک قاعدۀ کلی است که به اندک بهانه‌ای افرادی را طرد کردن و رد کردن و آنها را از مرز دوستی خود خارج کردن، مخالف با رفتار پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و اولیای خداست.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) یَقُولُ لِأَصْحَابِهِ یَوْماً لَا تَطْعُنُوا فِی عُیُوبِ مَنْ أَقْبَلَ إِلَیْكُمْ بِمَوَدَّتِهِ وَ لَا تُوَقِّفُوهُ عَلَى سَیِّئَةٍ یَخْضَعُ لَهَا فَإِنَّهَا لَیْسَتْ مِنْ أَخْلَاقِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله علیه و آله) وَ لَا مِنْ أَخْلَاقِ أَوْلِیَائه[1]

ترجمه:

مسعدة گوید: شنیدم كه امام صادق علیه السّلام روزى بأصحاب خود می‌فرمود: كسى‏ كه از راه دوستى بشما روى آورد با نقل عیب‌هاى او رنجیده خاطرش مكنید و كار بدى (اگر از او سراغ دارید) كه ذكرش او را سر افكنده می‌كند بیادش نیاورید كه این كار (زشت و این عمل ناهنجار) از رفتار رسول خدا (ص) نیست و نه از رفتار اولیاء خدا است.

شرح:

یک کسی است که با اظهار دوستی به سمت شما می آید و اظهار علاقه‌ای به شما می‌کند، دست رد به سینۀ او نزنید با ذکر عیوبی که در او مشاهده می‌کنید، خیلی دستور مهم، بزرگ و عمومی‌ای است؛ یک کسی می‌آید اظهار علاقۀ به ما می‌کند، ما فوراً سراغ آن اشکالاتی که در او وجود دارد، برویم و روی آنها تکیه کنیم و طعن بر آنها بزنیم!

محبت کسی را که به شما اظهار محبت می‌کند، قبول کنید، ولو یک عیبی هم در او سراغ دارید، لزومی ندارد که طعن در آن عیب بکنید و این را موجب این قرار بدهید که دستِ ردّ به سینۀ او بزنید.

و لاتوقِفوه علی سیئةٍ یَخضَعُ لها، اگر کارِ خلافی دارد، گناهی دارد، عیبی دارد، لازم نیست او را بخاطر این عیب طرد کنید، متوقف کنید یعنی جلوی او را بگیرید ؛منافاتی ندارد با نهی از منکر، منافاتی ندارد با أحبّ أصحابی مَن أهدی الیَّ عیوبی، لکن رشتۀ پیوند محبت را حفظ کنید!

بعد البته انسان برای نهی از منکر یا برای اهدای عیوبِ دوستش و مرآت بودن برای مؤمن، فرصت‌هایی دارد، می تواند از این فرصت‌ها استفاده کند و این کار را انجام بدهد. اما اینطور نباشد که به مجرّد این که یک ایرادی، یک عیبی را در او سراغ دارید، محبتِ او را و خود او را طرد کنید و قبول نکنید؛ این یکی از آن شاه‌بیت‌های برخوردهای خوب در روابط اجتماعی است.

بعد فرمود: این، جزو اخلاق و رفتار پیغمیر و اولیائش نیست، یعنی آنها کسانی را که سراغشان می‌آمدند، هر چند عیوبی، اشکالاتی داشتند، دستِ ردّ به سینۀ آنها نمی‌زدند، جذبشان می‌کردند، نگه شان می‌داشتند، البته در اصلاحِ آنها هم می‌کوشیدند، امر به معروف، نهی از منکر هم می‌کردند.

این، یک قاعدۀ کلی است که به اندک بهانه‌ای افرادی را طرد کردن و رد کردن و آنها را از مرز دوستی خود خارج کردن، مخالف با آن چیزی است که در این حدیث به ما دستور داده شده است.[2]



[1] - الشافی، صفحه 851

[2] - 5/3/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، امام صادق(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/3
ببینید کسانی را که از شما ناتوان‌ترند، مریض‌ترند، شما نسبت به آنها خوبید؛ به آن کسی که کمتر از تو دارد، به او نگاه کن.

شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له توسط خود ایشان مطرح می‌شود

حدیث:

فی الکافی، عن الصادق (علیه‌السلام)  قال لحُِمران بن أعین، (برادر بزرگ جناب زراره)، یَا حُمْرَانُ! انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ دُونَكَ فِی الْمَقْدُرَةِ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ فِی الْمَقْدُرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَقْنَعُ لَكَ بِمَا قُسِمَ لَكَ وَ أَحْرَى أَنْ تَسْتَوْجِبَ الزِّیَادَةَ مِنْ رَبِّكَ عَزَّ وَ جَلَّ[1]

ترجمه:

امام صادق (علیه‌السلام)، اى حمران به كسانى كه پائیین‏‌تر از تو هستند و توانائى آنها از شما كمتر می‌باشد توجه كنید و به بالاتر از خود هرگز توجه نداشته باشید، اگر چنان كنى به آنچه در دست دارى قناعت خواهى كرد. در این صورت شایستگى زیادت از سوی خداوند، پیدا خواهى كرد.

شرح:

این روایت معروفی است، در آن، کم تدبّر می‌شود! بهتر است بگوییم به آن، کم عمل می‌شود! فرمود: ای حمران !به کسی که در امکانات دنیوی پایین تراز توست، نگاه کن !اگر نگاه ما به کسانی باشد که از ما برتر، بالاتر، راحت‌تر، مرفّه‌تر و برخوردارتر و سالم‌ترند، اوّلاً :زندگی تلخ خواهد شد؛ ثانیاً :انسان تشویق خواهد شد به اینکه بر زخارف دنیاییِ خودش بیفزاید.

این یک دستور حکیمانه‌ای است که تودۀ مردم به آن توجه نمی‌کنند! فرد نگاه می‌کند، می‌بیند فلان کس اینطور خانه‌ای، اینطور امکاناتی، اینطور خودروئی دارد، دل او هم به دنبال چنین وضعی است، قناعت به وضعِ خودش از او گرفته می‌شود.

این، آفتِ بزرگی است، علاجش همین است که نگاه کنید به کسی که پایین‌تر از شماست. اگر می‌ینید کسانی درآمدشان چند برابرِ شماست، شما نگاه کنید به آن کسی که درآمد او بسیار کمتر از شماست؛ شما خانه دارید، خودرو دارید، وسائل زندگی دارید، به راحتی از مهمان پذیرائی می کنید، او چنین امکاناتی ندارد، حتّی توانائی پذیرائی از مهمان نیز برایش نیست.

عین همین دیدگاه، در مورد مسائل جسمی، سلامت و بیماری وجود دارد، تا انسان بیماری جزئی‌ای پیدا می‌کند، اعتراض می‌کند، گاهی ناشکری می‌کند!

ببینید کسانی را که از شما ناتوان‌ترند، مریض‌ترند، شما نسبت به آنها خوبید؛ به آن کسی که کمتر از تو دارد، به او نگاه کن! اگر جملۀ دوم را حضرت نمی‌فرمود، شاید از مفاد جملۀ اوّل این معنا فهمیده می‌شد، لکن تأکیداً ذکر فرمود برای اینکه در ذهن من و شما جا بگیرد؛ به پایینِ دست خودت نگاه کن، و به بالادستِ خودت نگاه نکن! نظر به بالادست، هوس تو را، حرص تو را بیشتر می‌کند، قناعت تو را کم می‌کند، تو را وادار به ناشکری و ناسپاسی خدای متعال می‌کند. اگر نگاه تو به مادون بود نه به مافوق، این، نافع‌تر است برای اینکه به آنچه قسمت تو شده است، قانع باشی.

قناعت که کَنزٌ لایَفنَی، واقعاً چیز خوبی است، وقتی قناعت کردی، به آنچه داری شکر کردی، خود این موجب می‌شود که مستوجب لطف و زیادۀ از جانب پروردگار باشید، لإن شکرتم لأزیدنّکم، خود شکر موجب افزایش نعمت الهی است.[2]



[1] - الشافی، صفحه 850

[2] - 23/2/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، حدیث، آیت الله خامنه ای، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام صادق(ع)، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/2
رفتار با نماز شب باید مثل نماز فریضه باشد، مادامی که قادرید و می‌توانید و محذور ندارید، اضطراری ندارید، حتما مقید باشید که نماز شب را بجا بیاورید. این را بایستی همه رعایت کنند.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

کان فی وصیة النبی (صلی‌الله علیه و آله وسلم) لعلی (علیه‌السلام)َ: و عَلَیْكَ بِصَلوَةِ اللَّیْلِ وَ عَلَیْكَ بِصَلوَةِ اللَّیْلِ وَ عَلَیْكَ بِصَلوَةِ اللَّیْلِ و عَلَیْكَ بِصَلوَةِ الزَّوَالِ، و عَلَیْكَ بِصَلوَةِ الزَّوَالِ و عَلَیْكَ بِصَلوَةِ الزَّوَالِ[1]


ترچمه حدیث:

در وصیت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) بر امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) آمده است: بر تو باد كه به نماز شب قیام نمایی و بر تو باد كه به نماز شب قیام نمایی و بر تو باد كه به نماز شب قیام نمایی، و سه مرتبه دیگر گفتند كه بر تو باد كه به نماز زوال مبادرت نمایی و بر تو باد كه به نماز زوال مبادرت نمایی و بر تو باد كه به نماز زوال مبادرت نمایی.

شرح:

فقراتی از وصیت نبی مکرم به امیرالمؤمنینّ (علیه‌السلام) را قبلا خواندیم، در ادامه حضرت سه مرتبه این جمله را تکرار می‌فرمایند: نافلۀ شب را بجا بیاور! معلوم می‌شود خصوصیاتی در بلندشدن در نیمه شب، سحرخیزی و عبادن کردن وجود دارد که در هیچ‌یک از نمازهای بیست و چهار ساعت دیگر، این خصوصیات وجود ندارد؛ لذاست که بر آن تأکید شد است.

دنیا و آخرت می‌خواهید نماز شب بخوانیدنقل قولی را از مرحوم آقای حاج میرزا علی آقا قاضی (رضوان‌الله علیه) نقل کردند: اوائلی که مرحوم آقای طباطبایی به نجف رفته و با ایشان آشنا شده‌ بودند، ایشان می‌گفتند: در بین راه، به آقای قاضی برخورد کرد، ایشان به آقای طباطبایی اینطور توصیه می‌کنند: پسرم! اگر دنیا می‌خواهی، نماز شب بخوان! اگر آخرت می‌خواهی، نماز شب بخوان! یعنی اولین توصیه مرحوم میرزا علی آقای قاضی به این شاگردِ برگزیده برجسته همین نماز شب بود، دوستان بخصوص افرادی که بنیه جوانی دارند، این سفارش بسیار مهم را رعایت کنند، نگذارند نماز شب ترک بشود.

یعنی رفتار با نماز شب باید مثل نماز فریضه باشد، مادامی که قادرید و می‌توانید و محذور ندارید، اضطراری ندارید، حتما مقید باشید که نماز شب را بجا بیاورید. این را بایستی همه رعایت کنند. سپس فرمودند: علیک بِصَلوَةِ‌ الزوال، این را هم سه مرتبه فرمودند؛ به نظر می‌رسد، قرینه بِصَلوَةِ‌ اللیل که قبل فرمودند، نافله ظهر است نه نماز ظهر.

نماز ظهر، فریضه است، این تأکید مربوط به نافله ظهر است. اینجاهم مرحوم آقای قاضی (رضوان‌الله علیه) در یکی از مکتوباتی که به بعضی از تلامذه خودشان دارند، بر نافله ظهر خیلی تکیه می‌کنند، می‌فرمایند: این صَلوَةِ الأوابین است. تعبیر مرحوم آقای قاضی است که نافله ظهر، صَلوَةِ الأوابین است. این هم جزو نوافل بسیار مهم است.[2]



[1] - الشافی، صفحه 829

[2] - 18/1/1392





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، آیت الله خامنه ای، حدیث، تزکیه نفس، پیامبر اکرم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/1
مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.
ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

فی الکافی و التهذیب عن الصادق (ع) کان فی وصیه ­النبی (ص) لعلیّ (ع): و السادسه: الاخذ بسنتی فی صلاتی و صومی و صدقتی. أما الصلاه فالخمسون رکعه و أما الصیام فثلاثه ایام فی الشهر، اول و وسط و آخر. الخمیس فی اوله و الاربعاء فی وسطه و الخمیس فی آخره و أما الصدقه فجهدک حتی تقول قد أسرفت و لم‌تسرف.[1]

ترجمه:

در کتاب کافی و تهذیب از امام صادق (ع) نقل شده است که پیامبر در وصیت خود به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «ششم، گرفتن طریقه من است در نماز و روزه و صدقه‏ ام: اما نماز پنجاه رکعت، اما روزه پس سه روز در ماه: پنجشنبه در اول، و چهارشنبه در وسط، و پنجشنبه در آخر آن، و اما صدقه به قدر طاقت خود تا آنکه گویى اسراف کردم و حال آنکه اسراف نکردی.»

شرح:

یکی از مؤثرترین علاج‌های قلبیِ انسان در وصیت پیامبر به امیرالمؤمنین(ع)ششمین وصیت از وصایای نبیّ مکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) این است که: طبق سنت من در این سه چیز عمل کنید! احدی و خمسون، نمازهای نوافل و فرائض پنجاه و یک رکعت است در شبانه روز، به حضرت امیرالمؤمنین (ع) توصیه می‌کنند که حتما نوافل بخوانی! نوافل، حفاظ‌های فرائضند، آنچه برای انسان در فریضه لازم است که همان حضور قلب و توجه به خدای متعال و تقرّب الی الله است، اگر کمبودی در آنها پیدا شد، نوافل آنرا جبران می‌کنند. روزه هم در ماه سه روزِ پنجشنبه اول، پنجشنبه آخر و چهارشنبه وسط است.

صدقه را هم به هر اندازه می‌توانی، تا آنجایی که انسان به حسب میل و رغبتی که به اموال خود دارد، می‌گوید: زیادی دادم! در حالی که نه، زیادی نداده است. نمی‌فرماید: باید اسراف کنید! چون در صدقه، حتما زیاده‌روی، ممدوح و مطلوب نیست؛ «لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لاتبسطها کل البسط.» اینطور نیست که انسان هر چه دارد، در راه خدا باید بدهد، خودش را، خانواده‌اش را، دچار احتیاج بکند. این، مراد نیست، بلکه مراد این است که بالاخره به قدر وُسِعت، به قدر جُهِدت صدقه را بده، هرچه می‌توانی! یکی از مؤثرترین علاج‌های شحّ قلبیِ انسان، دادنِ صدقه است. انسان به مال علاقه دارد، وقتی توانست بر این علاقه خود فائق بیاید، بخشی از این پول را در راه خدا بدهد، این مبارزۀ عملی است با این حالت شحّی که فرمود: «و من یوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون.» ترکیبی از حالت حرص و بخل، شحّ است، همۀ ما کم و بیش ابتلا داریم! همینطور انسان دلش می‌خواهد بدست بیاورد، بدست بیاورد، بگیرد. این بیماری خطرناک را صدقه‌دادن، انفاق در راه خدا علاج می‌کند.[2]



[1] - الشافی، ص 829.

[2] - 15/12/1391





نوع مطلب : شرح احادیث اخلاقی آیت الله خامنه ای، حدیث، آیت الله خامنه ای، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو