تبلیغات
اسرار حق - مطالب امام حسن(ع)
 
اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
سه شنبه 6 مرداد 1394 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
ویژه‌نامه اینترنتی «حضرت مادر»

 
 
ویژه‌نامه اینترنتی «حضرت مادر» که به مناسبت ایام فاطمیه در فضای مجازی منتشر شده است، پنج داستان از پنج مقطع زندگی بانوی دو عالم را به شیوه‌ای نو همراه با تصویرسازی‌های جذاب روایت می‌کند.
به گزارش ندای انقلاب، ویژه‌نامه اینترنتی «حضرت مادر» که به مناسبت ایام فاطمیه در فضای مجازی منتشر شده است، پنج داستان از پنج مقطع زندگی بانوی دو عالم را به شیوه‌ای نو همراه با تصویرسازی‌های جذاب روایت می‌کند.

در این ویژه‌نامه همچنین تاریخچه‌ای اجمالی از زندگی حضرت ارائه شده که رویدادهای مهم زندگی کوتاه دختر پیامبر را از میلاد تا شهادت، مرور می‌کند. در بخش پرونده ویژه نیز سیره حضرت و ابعاد مختلف سبک زندگی ایشان بررسی شده است.

از دیگر بخش‌های این محصول فرهنگی می‌توان به مرور بیانات رهبر انقلاب درباره شخصیت و جایگاه والای ام‌الائمه و نیز زیارت‌نامه حضرت اشاره کرد. زیارت‌نامه حضرت فاطمه (س) در این ویژه‌نامه با ترجمه فارسی و نوای گرم محمدرضا طاهری ارائه شده که صوت آن قابل بارگذاری است.
علاقه مندان جهت استفاده از این ویژه نامه می توانند از طریق این آدرس اقدام نمایند.




نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، علما، تولی و تبری، سیاست و دین، داستان، مباهله ، غدیر ، حضرت زینب سلام الله علیها، حضرت محسن بن علی، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 3 مرداد 1394 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

آدمها در مقابله کردن با مورچه هایی که به خانه شان هجوم آورده اند، دو دسته می شوند: آنهایی که دلشان به حال زار آنها می سوزد و با چشم پوشی کردن از لکّه های سیاه بزرگ تجمّع آنها، فقط زباله هایی که باعث جمع شدن آنها شده است را برمی دارند و صبر می کنند تا مورچه ها بروند و دسته ی دوم آنهایی هستند که وقتی دو مورچه را با همدیگر پیدا می کنند، از ترس آنکه آن دو تا، باقی کلونی را خبر کنند، همانجا در نطفه خفه شان می سازند!!


امّا غالب آدمها در برابر کسی که به وطنشان حمله ور شده است، نظر ثابتی دارند: دفاع کنند و نگذارند یک وجب از خاک سرزمینشان ظالمانه تسخیر شود. همین موضوع سبب ساز جنگها در طول تاریخ بوده و هست. ماجرای جنگی که بین امام حسن(علیه السلام) و معاویه واقع شد نیز  از همین دست بود. با این تفاوت که آنچه مورد حمله واقع شده بود، نه سرزمین، که حقّی بود که خداوند تنها به اهل بیت(علیهم السلام) بخشیده بود: خلافت!
امّا ماجرای جنگ امام حسن(ع) با معاویه از کجا شروع شد؟ با ما همراه شوید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکی از بزرگ ترین نگرانی های زندگی، دغدغه نان وآب است .حال این سوال به میان می آید که چگونه می توان این دغدغه را به آرامش تبدیل کرد؟

پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- محمدعلی ندائی-...نقل شده است؛ روزی امام حسن (ع) و برادرشان امام حسین(ع)، پیرمردی را دیدند که داشت وضومی گرفت .متوجه شدند وضویش صحیح نیست، اما به احترام سن و سال وی نخواستند به صراحت اشتباهش را به او تذکردهند ،پس به ظاهر با یکدیگربه مجادله پرداختند .امام حسن(ع) به برادر فرمود :من ازتو بهتروضو می گیرم .امام حسین(ع) درپاسخ فرمود : وضوی من بهتراست .سرانجام برای داوری نزد پیرمرد رفتند وگفتند :شما قضاوت کن و ببین کدام یک بهتروضو می گیریم.پیرمرد با دقت به وضوی آنان نگاه کرد ومتوجه شد وضوی خودش نادرست بوده است .آن گاه رو به آن ها کرد و گفت :وضوی این پیرمرد نادان درست نبوده است ، هم اکنون ازشما آموخت وبه برکت شفقت ومهربانی شما برامت جدتان ، راه درست را فراگرفت.این ماجرا نشان می دهد که امام حسن (ع) تاچه اندازه درراستای هدایت وراهنمایی خلق کوشا بودند ودراین راه با بهترین تدبیرعمل می کردند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، فلسفه و عرفان اسلامی، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، خمس، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اگر در طلب روزی عفت به خرج دادیم نترسیم که مبادا رزقمان کم شود زیرا عفت‌ مانع‌ روزى‌ نیست‌. اگر هم حرص بزنیم بر روزی مان افزوده نخواهد شد!

به گزارش پارس به نقل از افکار، اغلب مردم برای کسب روزی و مال تنها به اسباب و علل مادی و طبیعی چشم دوخته اند. عده ای هم از آن ور بام افتاده اند و دست از کار و تلاش کشیده و تنها چشم به عطایا و الطاف الهی دارند. اسلام با هر دوی این گروه ها مخالف است. دین مبین اسلام به طلب رزق و روزی حلال تاکید ویژه و فراوانی کرده اما از طرفی هم توصیه می کند که گمان نکنید روزی بدست شماست. روزی رسان خداست و بندگان تنها وسیله هستند. یعنی نه از این طرف بام بیفت نه از آن طرف!
در همین رابطه روایت زیبایی از امام حسن مجتبی (ع) نقل شده که می توان به هفت بخش زیر تقسیم نمود:
۱- "در طلب‌ مانند شخص‌ پیروز مكوش‌."
۲- "و مانند كسى‌ كه‌ تسلیم‌ شده‌ به‌ قَدَر اعتماد نكن‌."
۳- "زیرا به‌ دنبال‌ كسب‌ و روزى‌ رفتن‌ سنت‌ است."
۴- "میانه‌روى‌ در طلب‌ روزى‌ از عفت‌ است‌."
۵- "عفت‌ مانع‌ روزى‌ نیست‌."
۶- "حرص‌ موجب‌ زیادى‌ رزق‌ نیست."
۷- "به‌ درستى‌ كه‌ روزى‌ قسمت‌ شده‌ و حرص‌ زدن، موجب‌ گناه‌ مى شود." (تحف‌ العقول‌، ص‌ ۲۳۶)




ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام حسن(ع)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امام-حسن-مجتبی
عاقبت سینه زنت پای تو جان خواهد داد

شیعه بر نبض بقیعت ضربان خواهد داد

گنبد مرقد تو دیدنی است آن دم که

پرچم_سبز تو را باد تکان خواهد داد…

السلام علیک یا حسن ابن علی

امام حسن (علیه السلام) چندین بار از مدینه پیاده به مکه برای انجام حج رفت در یکی از این سفرها که از مدینه به سوی مکه راه افتاد، پاهایش بر اثر پیاده روی روی ریگهای خشک و سوزان ، ورم کرد. شخصی به آن حضرت عرض کرد: آقا اگر کمی سوار می شدید، پاهایتان بهتر می شد. امام فرمود: خیر وقتی به منزلگاه بعدی رسیدیم ، مرد سیاه چهره روغن فروشی پیدا می شود که فلان روغن را دارد آن را برایم بخر، به پاهایم می مالم خوب می شود. عده ای عرض کردند: پدران و مادرانمان بفدایت در پیش منزلی سراغ نداریم که در آنجا روغن بفروشند. امام به راه خود ادامه داد، چند ساعتی نگذشته بود که همان مرد روغن فروش پیدا شد، امام فرمود: نزد او بروید و روغن را خریداری کنید نزد او رفتند و روغن خواستند، او گفت : برای چه کسی می خواهید؟ گفتند برای امام حسن (علیه السلام). روغن فروش گفت : مرا نزد آن حضرت ببرید وقتی که او را به حضور امام حسن (علیه السلام) بردند به امام عرض کرد: من نمی دانستم روغن را برای شما می خواهند و من حاجتی به تو دارم و آن اینکه دعا کن خداوند فرزند نیکوکار و پرهیزکاری به من بدهد، من وقتی از وطن بیرون آمدم همسرم نزدیک زایمانش بود. امام حسن (علیه السلام) فرمود: خداوند پسر سالمی که پیرو ما است به تو خواهد داد. وقتی روغن فروش به منزلش رفت ، دید خداوند پسر سالمی به او داده است . همان پسر وقتی بزرگ شد به سید حمیری معروف گردیده و از شیعیان راستین و شاعران آزاده بود که در هر فرصتی از امامان اهلبیت (علیهم السلام دفاع و حمایت می نمود، و فضائل علی (علیه السلام) را به قصیده در آورده بود و می خواند و هنگام مرگ علی (علیه السلام) ببالینش آمد. نام او اسماعیل بن محمد بود امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: مادرت تو را سید نامید و این نام زیبنده تو است زیرا تو سید شاعران هستی . روزی اشعاری درباره مصائب امام حسین (علیه السلام) در حضور امام صادق (علیه السلام) خواند، قطرات اشک از دیدگان امام سرازیر شد و صدای گریه از منزل آن حضرت برخاست ، سرانجام امام (علیه السلام) امر به خودداری کرد.
ان هذا ریحانتی و ان ابنی هذا سید
این کودک گل من است، و این پسرم آقا است.

منبع :
14khorshid.ir




نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گفتگو با حجت الاسلام محمدجواد مروجی طبسی؛

صلحی که به امام حسن (ع) تحمیل شد

صلح امام حسن(ع) تعبیر درستی نیست. امام هیچ وقت صلح نکرد، بلکه تنها صلحی را که معاویه پیشنهاد کرده بود با شرایطی پذیرفت. باید نام آن را صلح تحمیلی گذاشت نه صلح امام حسن(ع).

به گزارش جام نیوز، دامنه شخصیت بی مانند سبط اکبر پیامبر(ص) امام حسن مجتبی(ع) آنقدر وسیع و گسترده است که آثارو نشانه‌های آن در تمام کتابهای حدیث، تراجم، سیره، تاریخ و مناقب فراوان به چشم می‌خورد. تواضع، فروتنی، خداترسی، روابط حسنه، احترام متقابل و کمک به بینوایان از ابعاد برجسته زندگی آن سرور جوانان بهشتی است. آن بزرگوار بازویی علمی، قضایی و نیرویی بسیار کارآمد برای حکومت علوی و شخص امیرمؤمنان(ع) بوده است.

 

امام از جمله کسانی بود که از آغاز تا پایان به دفاع از حریم رهبری پرداخته و در جنگ های جمل، صفّین و نهروان فعالانه شرکت جسته، بلکه در بسیج نیروها از کوفه برای مقابله با فتنه طلحه و زبیر، گام های بسیار مثبت و مؤثری برداشته است. زندگی پر رنج و محنت امام، پر از این مسائل است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تولی و تبری، سیاست و دین، علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، تزکیه نفس، امام حسن(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چرا امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در برابر معاویه قیام نکردند؟

همانطور كه امام حسن علیه السلام نزدیك به ده سال در برابر معاویه قیام نكرد، امام حسین علیه السلام نیز تقریبا به همین مقدار زمان از دوران امامتش با دوران معاویه همراه بود و قیام نكرد.

به گزارش جام نیوز، یكی از سوالاتی در ارتباط با حیات سیاسی و اجتماعی امام حسن علیه السلام پرسیده می‌شود، مربوط به صلح آن امام بزرگوار با معاویه است و این سوال مطرح می‌شود كه چرا امام حسن (ع) با معاویه صلح كرد، ولی امام حسین (ع) با یزید جنگید؟

برای پاسخ به این سوال باید شرایط زندگانی هر كدام این دو امام همام را بررسی نماییم زیرا همانطور كه بزرگان دینی و مورخان زبردست تاكید كرده اند: روح حاكم بر زندگی هر كدام از معصومین علیهم السلام، هیچ تفاوتی با یكدیگر ندارد و تنها، شرایط موجود به رفتارهای ظاهرا متفاوتی منجر شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، کلیپ، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، سیاست و دین، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
توصیه پیامبر اکرم(ص) درباره امام حسن مجتبی(ع)
امام على علیه‌السلام به پیامبر صلی الله علیه و اله عرض كرد: شریكان من چه كسانى هستند یا رسول اللّه؟ فرمود: آنها فرزندان تو هستند كه امامند.
به گزارش جام نیوز، امام حسن مجتبی علیه‌السلام: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به على علیه‌السلام فرمود: آن چه را بر تو املا مى‌كنم، بنویس. على عرض كرد: یا رسول اللّه! بیم دارى چیزى را فراموش كنم؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: از فراموشى تو نمى‌ترسم، من به درگاه خداوند دعا كرده‌ام كه حافظه تو را قوى گرداند و از فراموشى بر كنارت دارد، لیكن براى شریك‌هاى خود بنویس.
على علیه‌السلام عرض كرد: شریكان من چه كسانى هستند یا رسول اللّه؟ فرمود: آن فرزندان تو كه امامند، به بركت وجود آنهاست كه بر امّت من باران مى‌بارد و در پرتو وجود آنها دعایشان مستجاب مى‌گردد.
و خداوند به سبب آنها بلا از امّت مى‌گرداند و به بركت وجود آنها از آسمان رحمت مى‌بارد. و این نخستین ایشان است و با دست به حسن‌بن‌على علیه‌السلام اشاره كرد، سپس به حسین اشاره كرد و فرمود: فرزندان او كه امامند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مسلمانان از کدام افراد صادق باید پیروی کنند؟

ما معتقدیم كه منظور از «صادقین» در این آیه شریفه هر انسان راستگویى نیست، بلكه افراد خاصّى منظور مى ‏باشد.

مسلمانان از کدام افراد صادق باید پیروی کنند؟

افکارنیوز-

آیا منظور از «صادقین» در این آیه شریفه«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» ، كه مسلمانان موظّف
 به پیروى از آنها شده‏ اند،
افراد خاصّى هستند و یا منظور معناى لغوى آن و همراهى كردن با هر انسان راستگویى است؟

ما معتقدیم كه منظور از «صادقین» در این آیه شریفه هر انسان راستگویى نیست، بلكه افراد خاصّى منظور مى ‏باشد. دو قرینه و شاهد و دلیل بر این ادّعا وجود دارد:

۱- نخست این كه اگر «صادقین» به معناى عام باشد و افراد خاصّى مدّ نظر نباشد، باید مى‏ فرمود: «كونوا من الصّادقین» نه «مَعَ الصَّادِقِینَ» چون همه باید از راستگویان باشند، نه این كه صرفاً همراه آنان باشند؛ بنابراین، از آنجا كه‏ «مَعَ الصَّادِقِینَ» گفته شده و پیروى از آنها لازم گشته، معلوم مى‏ شود، منظور افراد خاصّ و برجسته‏ اى هستند كه پیروى از آنها لازم گردیده است.

۲- شاهد دوم این كه، ظاهر آیه نشان مى‏ دهد این همراهى و پیروى بى‏ قید و شرط است و چون همراهى و پیروى از صادقین بى‏ قید و شرط است پس لا بد صادقین مورد بحث، ضمانت الهى دارند و مصون از خطا و اشتباه هستند، چون اگر معصوم نباشند مسلمانان نمى‏ توانند همیشه از آنها پیروى كنند، بلكه به هنگام اشتباه و خطا و گناه، باید از آنها جدا گردند.

بنابراین، چون همراهى و پیروى از «صادقین» به صورت مطلق ذكر شده، باید آنان افراد خاصّ و معصوم از خطا و گناه باشند تا پیروى بى‏ قید و شرط از آنها امكان‏پذیر باشد.
نتیجه این كه، یا باید همراهى و اطاعت از صادقین مطلق باشد، ولى «صادقین» مقیّد به افراد خاصّى باشد و یا این كه «صادقین» مطلق باشد و شامل تمام راستگویان شود و همراهى و پیروى از آنان مقیّد گردد. و طبق دو قرینه‏ اى كه گذشت، همان احتمال اوّل صحیح است؛ بنابراین «صادقین» مقیّد است و منظور از آن افراد خاصّى است، ولى همراهى و پیروى از آن افراد خاص مطلق است.که با توجه به دیگر آیات قران  کریم صادقین ائمه عصمت(ع) می باشند.

پی نوشت:آیات ولایت در قرآن، ص138تا140.




نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع)، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجت الاسلام طبسی: / اولین کتابی که درباره حضرت زهرا(س) نوشته شد؛ دعای فاطمی امام حسین(ع)

استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم گفت: نخستین کسی که تاریخچه‌ای از زندگانی حضرت صدیقه کبری(س) را به قلم آورده و به صورت کتاب تدوین کرده است، ابوصادق سلیم بن قیس هلالی کوفی متوفای سال ۷۶ هجری است.

اولین کتابی که درباره حضرت زهرا(س) نوشته شد؛ دعای فاطمی امام حسین(ع)

ریاحین ـ حجت الاسلام نجم‌الدین طبسی استاد خارج مهدویت، فقه و اصول حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس با اشاره به اینکه طول تاریخ اسلام کتاب‌های زیادی درباره زندگانی زهرای اطهر(س) به رشته تحریر در آمده است، ابراز داشت: این کتاب‌هایی که در تاریخ برای این بزرگوار نوشته‌اند، حکایت از جایگاه رفیع حضرت فاطمه(س) دارد و توجه روز افزون دنیا به وجود نورانی این شخصیت را نشان می‌دهد.

*نخستین کتاب فاطمی را چه کسی نوشت

استاد خارج مهدویت تصریح کرد: نخستین کسی که تاریخچه‌ای از زندگانی حضرت صدیقه کبری(س) را به قلم آورده و به صورت کتاب تدوین کرده است، ابوصادق سلیم بن قیس هلالی کوفی متوفای سال ۷۶ هجری است که وی مطالب مربوط به حضرت زهرا(س) را به فاصله‌‏ای کمتر از سه سال از شهادت آن حضرت به نقل از امیرالمۆمنین(ع)، سلمان، ابوذر و مقداد که شاهدان عینی ماجراها بوده‌‏اند، نقل کرده است.

وی افزود: در این سال‌های اخیر بیشتر از تعداد کتاب‌هایی که در طول ۱۴۰۰ سال راجع به حضرت زهرا نوشته است، کتاب تدوین شده و به بازار عرضه شده است، به غیر از زبان فارسی و عربی، کتاب‌هایی که به زبان اردو، استانبولی، ‌ترکی‌، ‌تاجیک،‌ کردی،‌ مالایی، هندی، چینی، تایلندی، سومالی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی، ایتالیایی،‌ پرتغالی و ده‌ها زبان دیگر درباره زندگانی ایشان نوشته شده، شاید برای برخی تعجب‌آور باشد که در زبان اردو بیش از ۲۵۰ کتاب، ترکی آذری بیش از ۳۰ کتاب و استانبولی نیز ۲۷ کتاب راجع به فاطمه زهرا(س) نوشته شده است که نشان از توجه دنیا به این بانو و مکتب اهل بیت(س) دارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، حضرت خدیجه(س)، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، کتاب، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شب اول فاطمیه در دانشگاه امام صادق علیه السلام/ +صوت مراسم



حجت الاسلام میرباقری: ریشه‌ی اصلی اضطراب انسان به شرک در پرستش و تعلق خاطر به محبوب ها برمی گردد + صوت مداحی مطیعی

جوانی رفته است ولی خدای جوانی که نرفته است. فرصت‌ها هم که رفته‌اند مگر فرصت‌ها کاره‌ای بوده‌اند، بلکه خداوند هر چه را که فوت شده است را جایگزین می‌کند. وَ فِیما أَنْکَرْتَ تَغْیِیرٌ به هر یک از صفات خداوند که توجهی داشته باشیم یک انبساط خاطری در ما ایجاد می‌شود. معنا ندارد کسی که در کنار چنان خدای کریم و رحمان و رحیم و عظیم و ... است جایی برای اضطراب باقی نمی‌ماند. بیش‌ترین چیزی که خداوند به او اعطا می‌کند محبت است. اگر انسان هیچ‌چیزی هم نداشته باشد ولی مورد محبت حق تعالی باشد کافی است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تولی و تبری، سیاست و دین، علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، حدیث، حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، دانلود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زنی که صبر در مقابلش زانو می زند/ گوشه ای از ارزش ها ی وجودی زینب کبری (س)

 به گزارش فرهنگ نیوز ، به مناسبت ولادت با سعادت حضرت زینب کبری (س) گوشه ای از ارزش های وجودی آن بانوی آسمانی در مطلب زیر بیان شده است.

ارزش های اخلاقی برای كمال ایمان و شرافت انسان، راضی بودن به قضای الهی و تسلیم محض بودن در مقابل شداید، بلاها و گرفتاری های ناخواسته زندگی است. « أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ - وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ... (عنكبوت/ 2 و 3)»؛ آیا مردم می پندارند همین كه گفتند ما ایمان آورده ایم رهایشان كنند و امتحان نخواهند شد! (هرگز چنین نیست) و ما امت های پیشین را همه امتحان و آزمایش كردیم.»

تمام پیامبران مورد آزمایش و امتحان الهی قرار گرفتند اما امتحان همه یكسان نبود، برخی سخت تر و برخی ساده تر بود.

بسیاری از این آزمایش ها موفق بیرون نمی آیند و درجه ای هم نمی گیرند اما زینب سلام الله علیها از این آزمایش سربلند بیرون آمد. او نسبت به دین الهی سخن ناسزا بر زبان نراند و پس از مادرش بالاترین افتخار برای زنان مسلمان شد.

این پیام رضایت و تسلیم در مقابل حوادث از سوی امام حسین(علیه السلام) آن «نفس مطمئنه ای » كه ندای «ارجعی » را با مقام بلند «راضیة مرضیة » لبیك گفته است در روز عاشورا به زینب واگذار شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، حضرت زهرا(س)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، حضرت زینب سلام الله علیها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 اسفند 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
به مناسبت ولادت حضرت زینب علیها السلام؛

بانوی فضیلتها

حضرت زینب علیها السلام امانتدار الهی بود و به مقام «امینة الله» رسیده بود. آری او در سایه عبادت و بندگی به این مقام رسید.

به گزارش جام نیوز، حضرت زینب - سلام الله علیها - در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم و یا ششم هجرى یعنى دو یا سه سال پس از ولادت برادر بزرگوارش امام حسین علیه السلام - در شهر مدینه دیده به جهان گشود، او سومین ثمره‏ ى پیوند فرخنده ‏ى امام على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام بود.


فضایل و مناقب

زینب كبرى سلام الله علیها داراى فضایل و مناقب بسیارى بود، برخى از القاب آن حضرت خود گویاى فضیلت‏هاى بى‏ شمار آن بانوى بزرگوار است. تا آنجا كه یكى از بزرگان در این باره مى‏ گوید:  فضائل و برترى‏ هاى او و خصلت‏ هاى جلالت قدر و علم و عمل و عصمت و عفت و نورانیت و روشنایى و شرف و زیبایى‏ اش همچون مادرش زهرا علیها السلام است.





ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت زینب سلام الله علیها، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اقرار وهابیون به وجود حضرت محسن(ع)
وبلاگ ' آینده روشن ' نوشت :


به گزارش جام نیوز ، هنگامی که خواستند علی (علیه السلام) را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه (سلام الله علیها) روبرو شدند و فاطمه (سلام الله علیها) برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏اش صدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است ..

در یکی از نمایشگاه های موجود در شهر مکه مکرمه که زیر نظر وهابیون اداره می شود، بنری وجود دارد که در آن شجره نامه حضرت رسول اکرم (ص) به نمایش گذاشته شد. در حالی که وهابیون و بسیاری از اهل سنت به وجود حضرت محسن (علیه السلام) معترف نیستند، در این بنر اقرار شده که حضرت محسن (علیه السلام) از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بوده است.

از پرسش های اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(علیه السلام) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که ما شیعیان می‏گوییم) به ساحت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او و فرزندش گردید یا خیر؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، حضرت زینب سلام الله علیها، تولی و تبری، سیاست و دین، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، فلسفه و عرفان اسلامی، کتاب، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
http://mzahra.com/main/wp-content/uploads/eeee51.jpg

به گزارش شیعه آنلاین، چرا شیعه به سمتی حرکت کرده که 1 تا 7 ربیع الاوّل را فراموش کرده و با پایان صفر رخت عزا در می آورد و مجلس عزا بر می چیند؟ در صورتی که اوج مصیبت اهل بیت(علیهم السلام) و عامل تمام مصیبتهای آنان در همین ایّام است؟

حضرت زینب(سلام الله علیها)درعصر عاشورا فرمودند: پدرم فدای آن کسی باد که در روز دوشنبه خیمه هایش را غارت کردند(لهوف سیدابن طاووس).

سؤال اینجاست: مراد از دوشنبه چه روزی است، با آنکه عاشورا در روز جمعه واقع شده ؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، حضرت زینب سلام الله علیها، خائنین، تولی و تبری، سیاست و دین، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، کتاب، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به گزارش شیعه آنلاین، حجت الاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی از نویسندگان و محققین جوان در کتاب نفیس «خون نگاشته های فاطمی» ، در تشریح ظلم به حضرت زهرا علیهاالسلام و غصب خلافت امیرمؤمنان علی علیه السلام در قرآن کریم می نویسد :

خدای متعال در قرآن می فرماید : (فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَیرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِمَا کَانُوا یفْسُقُونَ)[1]

«اما افراد ستمگر، این سخن را که به آنها گفته شده بود، تغییر دادند (و به جای آن، جمله استهزاآمیزی گفتند) لذا بر ستمگران، در برابر این نافرمانی، عذابی ازآسمان فرستادیم.»

حضرت امام محمّد باقر علیه السلام در این باره فرمودند:

«منظور از آن قولی که ظالمین آنرا تغییر دادند، حقّ آل محمّد علیهم السلام است و آن نافرمانی هم اشاره به همین غصب حق آل محمّد علیهم السلام دارد».[2] که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام اوّلین شهیده این ظلم و جنایت بزرگ تاریخ بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، خائنین، تولی و تبری، سیاست و دین، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، فرقه های انحرافی، ولایت و امامت، کتاب، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، پیامبران، حضرت خدیجه(س)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
۵ عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ

بنا بر روایات رسیده از ائمه اطهار (ع)، لحظه ی جان دادن هر انسانی، یکی از سخت ترین لحظات زندگی وی می باشد، اما جالب است بدانید که با انجام چند عمل می توان تا حدودی از سختی و رنج آن کاست.

۵ عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ!

به گزازش افکارنیوز، ۵ عمل که موجب کاهش سختی لحظات مرگ می شود به شرح زیر است:

۱- تلقین کلمه ی توحید

رسول گرامی اسلام (ص) در این باره فرموده اند: به کسانی که در معرض مرگ قرار می گیرند و لحظات آخر زندگی را می گذرانند، کلمه ی توحید «لا اله الاّ الله» را تلقین نمایید؛ زیرا هر کس آخرین سخنش «لا اله الاّ الله» باشد وارد بهشت می شود.

۲- تلقین شهادت به رسالت رسول گرامی اسلام (ص) و اقرار به دوازده امام معصوم (ع)

در این باره امام صادق (ع) می فرمایند:
هنگامی که انسان در حال احتضار است، قبل از مردن به او تلقین کن:
«اشهد ان لا اله الاّ الله وَحده لا شَریک لَه؛ وَ اَنَّ مُحَمَّدَاً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه».
در روایتی ابوبکرِ حضرمی نقل می کند: مردی از بستگان من بیمار شد، به عیادتش رفتم و به او گفتم: ای برادرزاده! اگر نصیحتی بکنم می پذیری؟ گفت: آری.
گفتم: بگو؛ «اَشهُدَ اَن لا اِلهَ الاّ الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَه».
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این مقدار کافی نیست و سودی به حال تو ندارد، مگر این که گواهی تو از روی یقین باشد.
گفت: گواهی من از روی یقین است.
گفتم: بگو: «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدَاً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه ».
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این مقدار کافی نیست، باید گواهی تو از سر یقین باشد.
گفت: گواهی من از روی یقین است.
گفتم: بگو: گواهی می دهم که حضرت علی (ع) وصیّ و جانشین رسول الله (ص) و خلیفه ی بعد از او و امامی است که اطاعتش واجب است.
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این شهادت به حال تو سودی ندارد، مگر این که از روی یقین باشد.
گفت: از روی یقین شهادت می دهم.

سپس امامان معصوم (ع) را یکی پس از دیگری نام برد و او به امامت همه ی آن ها اقرار کرد و گفت: گواهیم از روی یقین است و پس از چند لحظه از دنیا رفت.
همسر و خانواده اش از مرگ او بسیار بی قراری می کردند، چند روزی از آن ها دور بودم، سپس نزد آن ها رفتم و گفتم: حال شما چطور است؟ و به همسرش گفتم: حال شما در فراق و دوری شوهرت چگونه است؟
گفت: به خدا قسم که با مرگ او به مصیبتی بزرگ مبتلا شدیم، ولی خوابی که دیشب دیدم موجب آرامش خاطرم شده و مرگ او را برایم آسان نموده است!
گفتم آن خواب چه بود؟
جواب داد: شوهرم را در عالم خواب زنده و سالم دیدم، به او گفتم: فلانی هستی؟ گفت: آری. گفتم مگر تو نمردی؟ گفت: چرا، ولی با کلماتی که ابوبکرِ حضرمی به من تلقین کرد نجات یافتم؛ اگر تلقین آن کلمات نبود، نزدیک بود که دستخوش هلاکت گردم!



۳- خواندن این ادعیه

امام باقر (ع) می فرماید: هر وقت انسانی را در حال جان دادن دیدی، کلمات فرج را به او تلقین کن؛ لا اِله اِلاّ اللهُ الحَلیمُ الکَریم لا اِله اِلاّ اللهُ العَلیُّ العَظیم، سُبحانَ اللهِ رَبِّ السَّموات السَّبع وَ رَبِّ الاَرَضینَ السَّبع، وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَینَهُنَّ وَ رَبِّ العَرشِ العَظیم، وَ الحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین.
همچنین آمده است در زمان پیامبر خدا مردی از اهل مدینه بر اثر بیماریی که منجر به وفات او شد، زبانش بند آمده بود، رسول خدا (ص) بر او وارد شده و فرمودند: بگو: لا اله الاّ الله. اما او نتواست بگوید.
بار دیگر فرمودند، باز هم نتوانست.
زنی بر بالای سر آن مرد ایستاده بود. به او فرمودند: آیا این مرد مادر دارد؟
عرض کرد: آری، ای رسول خدا! من مادر او هستم. حضرت فرمودند: آیا تو از او خشنودی؟ گفت: نه، بر او خشمگینم. حضرت فرمودند: من دوست می دارم از او راضی شوی. عرض کرد: به خاطر خشنودی شما از او خشنود و راضی گردیدم.
سپس رسول خدا (ص) به آن مرد فرمود: بگو؛ لا اله الاّ الله.
گفت: لا اله الاّ الله.
فرمود: بگو؛ «یا مَن یَقبَلُ الیَسیر، وَ یَعفُوا عَنِ الکَثیرِ، اِقبَل مِنَّی الیَسیر، وَاعفُ عَنِّی الکَثیر؛ اِنَّکَ اَنتَ العَفوُّ الغَفُور».
آن مرد این دعا را خواند.
پس پیامبر (ص) به او فرمودند: چه می بینی؟ گفت: دو موجود سیاه می بینم که به سراغ من می آیند.
پیامبر (ص) فرمودند: دعا را تکرار کن! سپس به او فرمودند: چه می بینی؟
گفت: آن دو سیاه از من دور شدند و دو سپیدرو بر من درآمده و هم اکنون به من نزدیک شده اند تا جانم را بگیرن، و او در همان لحظه مرد.



۴- به محل نمازِ خود منتقل شود!

مستحب است کسی را که سخت جان می دهد، اگر ناراحت نمی شود به جایی که نماز می خوانده است، ببرند. چنان که امام صادق (ع) می فرماید: وقتی مرگ و جان دادن بر میّت سخت شد، او را به سوی مصلّایی که آن جا نماز می خوانده ببرید؛ و نیز امام زین العابدین (ع) فرموده است: ابو سعید خدری یکی از یاران رسول الله (ص) بود که سه روز جان دادنش طول کشید. خانواده اش او را غسل دادند، سپس به مصلایش بردند و در آن جا مرد.


۵- خواندن سوره ی «صافات» و «یس» و...

مستحب است برای راحت شدن محتضر بر بالین او سوره ی مبارکه ی یس و صافات و احزاب و آیةالکرسی و آیه پنجاه و چهارم سوره ی اعراف و سه آیه آخر سوره ی بقره، بلکه هر چه از قرآن ممکن است، بخوانند.
سلیمان جعفری گوید: امام کاظم (ع) را دیدم که به پسرش قاسم می فرمود: پسرم برخیز و بالای سر برادرت سوره ی صافات را بخوان تا آن را تمام کنی. پس او خواند و چون به این آیه رسید «اَهُم اَشَدَّ خَلقاً اَمَّن خَلَقنا»، جوان از دنیا رفت. پس روی او را با پارچه پوشانیدیم و خارج شدیم.
یعقوب بن جعفر خدمت حضرت رفت و عرض کرد: ما وقتی به بالین محتضر حاضر می شویم «یس و القرآن الحکیم» می خوانیم. در صورتی که شما فرمودید «صافات» بخوانیم. حضرت فرمودند: [خواندن کدامین سوره تفاوتی نمی کند] همانا در نزد مصیبت دیده قرآن تلاوت نمی کنی، مگر این که خداوند در راحت شدن او تعجیل می نماید.


پی نوشت ها:
۱- حرعاملی. وسائل الشیعه، ج ۲: ۶۶۲، ۶۶۴- ۶۷۰.
۲- کلینی، کافی، ج ۳: ۱۲۲.
۳- فیض کاشانی. کحجه البیضاء، ج ۸: ۲۴۶.
رجالی تهرانی. قبض روح: ۱۲۰.


مرجع : قدس انلاین



اظهار خوشحالی هنگام گناه


امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود: کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.

اظهار خوشحالی هنگام گناه

 افکارنیوز- لذت بردن از گناه و شادمانی هنگام انجام گناه، از اموری است که گناه را بزرگ می کند و موجب کیفر بیشتر می شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:

امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود:
«شر الاشرار من تبهّج بالشر؛ بدترین بدها کسی است که به انجام بدی خوشحال گردد.»۱

و نیز فرمود:
«مَن تَلذّذ بمعاصِی الله ذلّ؛ کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.»۲

امام سجاد علیه السّلام فرمود:
«إیّاک و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من رکوبه؛ از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادی بزرگتر از انجام خود گناه است.»۳

و نیز فرمود:
«حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة؛ عذاب دردناک گناه شیرینی آن را تباه می سازد.»۴

و از سخنان امام سجاد علیه السّلام است:
«لا خیر فی لذّة من بعدها النّار؛ در لذتی که بعد از آن آتش دوزخ است خیری نیست.»۵

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
«من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک؛ کسی که گناه کند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ می شود در حالی که گریان است.»۶

منبع:
۱. غررالحکم، ج۱، ص۴۴۶.
۲. فهرست غرر، ص۱۳۰.
۳. بحار، ج۷۸، ص۱۵۹.
۴. همان.
۵. همان.
۶. مشکاة الانوار، ص۳۹۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۶۸.
۷. گناه شناسی، ص۲۸-۲۹.





نوع مطلب : تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجنت الاسلام والمسلمین میرباقری مطرح کرد؛
خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که برخی سختی ها و ابتلا را حتی نسبت به رسول خدا(ص) نشانه غضب خداوند می دانستند، گفت: سختی و بلا همیشه نشانه غضب خداوند نیست بلکه گاهی خداوند در سختی ها برای انسان خیر بزرگی قرار داده است همانطور که سختی ها نسبت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) همین گونه بوده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری، استاد حوزه و دانشگاه، بعد از ظهر امروز در برنامه تلویزیونی سمت خدا از شبکه قرآن و معارف سیما با بیان این که عده ای زمانی که وحی نسبت به رسول خدا (ص) قطع شد آن را نشانه غضب خداوند به ایشان عنوان می کردند، گفت: سختی و ابتلا همیشه نشانه غضب خداوند نیست گاهی خداوند در سختی ها و ابتلا برای انسان خیر عظیمی قرار می دهد همانطور که نسبت به رسول خدا (ص) و اهل بیت (ع)همین گونه بود.

 

وی افزود: خداوند به وسیله حمایت از رسول خدا و یتیمی ایشان و ابتلا و سختی ایشان را به پناهگاهی برای عالمیان تبدیل کرد و رسول خدا (ص) زمانی توانستند برای جهانیان پناهگاه باشند که یتیم شدند، یتیم نوازی کردند و سختی ها و ابتلا را تحمل کردند.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که رسول خدا (ص) از فتنه هایی که قرار بود پس از ایشان اتفاق بیفتد آگاه بود و فرمود من نشانه های فتنه را می بینیم آیا شما هم آن را می بینید، ادامه داد: عده ای بعد از فتنه های جانشینی و مصایبی که بر سر اهل بیت (ع) آمد ناامید شدند و گفتند خداوند ما را تنها رها کرده و هدایت را تنها گذاشته که این نشانه غضب خداوند است در حالی که خداوند در قرآن کریم در سوره ضحی فرموده است این ها نشانه غضب نیست بلکه این سختی ها و ابتلاها نشانه آینده روشنی است و با ظهور امام زمان (عج الله ) و رجعت دوباره پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت (ع) تمامی این سختی ها به یک خیر بزرگ و آینده روشن تبدیل خواهد شد و به وسیله پیامبر (ص) امت اسلامی و انسان ها به قرب و رضوان الهی خواهند رسید.

 

حجت الاسلام والسملیمن میر باقری با اشاره به این که سختی نشانه ناحق بودن نیست، تاکید کرد: گاهی برحق بودن انسان در سختی ها به دست می آید که در خصوص پیامبر (ص) هم همین طور بود.

 

وی ادامه داد: خداوند در ادامه سوره ضحی می فرمایند ای پیامبر (ص) ما سه لطف بزرگ به تو کردیم این که تو یتیم بودی و تو را سرپرستی کردیم و در تاریکی و فقدان هدایت بودی و تو را هدایت کردیم و در فقر ظاهری بودی و تو را به اغنا رساندیم که این آیات نشان می دهند همراهی خداوند با پیامبر (ص) در سختی ها همیشه وجود دارد و نشان می دهد که در سختی ها و یتمی سرپرستی و کفالت انسان را خود خداوند به صورت مستقیم برعهده می گیرد.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که رسول خدا پناهگاه همه عالم هستی است، ادامه داد: کسانی که نسبت به احوال محرومان و یتیمان و امور اقتصادی و احترم کردن آنها و پذیرش مسؤولیت  آنها بی توجه هستند و یتیمان را تحقیر کرده و آن ها راه از خود می رانند و اجازه می دهند که هر روز فقیر فقیرتر و غنی سیر تر شود چنین افرادی هرگز نمی توانند پناهگاه و سرپرستی برای سایر مخلوقات عالم شوند و این افراد و کارشان طاغوتی و عمل شیطانی است.

 

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری با اشاره به این که خداوند دل های تمامی مومنان را به وسیله پیامبر (ص) هدایت کرده است، یادآور شد: آینده هم به خاطر تمامی سختی ها که رسول خدا و امت هدایت شده ایشان به وسیله اهل بیت (ع) تحمل کردند به آنها اختصاص دارد و آینده آنها خوب بوده و روشن ترین آینده مختص به این انسان ها و پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان است.



نوع مطلب : حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع)، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خبـیـثان، قـلب مـولا را شـکستـنـد                    حـریم عـرش اعـلی را شـکسـتـند 

ز راه کین به پیش چـشم حیـدر(ع)                     زدن پهلوی زهراء(س) را شکستند

 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5673/5672072-7ed7ab9f3919de5a5e16a917c13e6de5-l.jpg

ایام شوم سقیفه بنی ساعده

 

اولین هفته بعد از شهادت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) ــ ۲۸ صفر لغایت ۵ ربیع الاول ــ سالگرد ایام ضرب سینه و پهلوی حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها می باشد و به طبع آن شهادت حضرت محسن بن علی(صلوات الله علیهما) اولین شهید راه قرآن و عترت می باشد .  نهاده شدن بنیاد ظلم بر اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) را به ساحت مقدّس حضرت بقیّة الله الأعظم،حجّة بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت عرض می نمائیم.

 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5672/5671991-79530a6a20df6c33a2539ad1c89cae62-l.jpg

  • گناهان و جنایات خلق که منجر به غیبت امام زمان(صلوات الله علیه) گردیده است از آثار شوم سقیفه است.
  • سقیفه حکم خدا و دستور پیغمبر اسلام نبود،بلکه مخالفین غدیر و منافقینِ از اصحاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) آن را برپا نمودند.
  • خداوند تبارک و تعالی سفینه نجات و هدایت را در اطاعت عترت پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) قرار داده است.
  • شیطان و منافقین به جای سفینه هدایت ، سقیفه ضلالت و مضلّت را برپا کردند،و تمام مصیبات،بدعتها،گمراهی ها،بی دینی ها و ظلمتها از سقیفه آغاز شد.

تمام مصیبات و گرفتاریهای آل محمّد(صلوات الله علیهم) از آثار شوم سقیفه است


 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5740/5739028-bf408d12ccde74837f192094e5003421-l.jpg

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده ‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی را    که مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5749/5748054-45a08f274bf42cb8735b004a0fe70f92-l.jpg
البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کرده ‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:

«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2]

مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5980/5979613-5fa7ff9f4b93e8da5ecb717b2754a409-l.jpg
اما منابع اهل سنت:


1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]

همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]

2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود.»[6]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5853/5852794-4a987c6d4828cbfc2e1c47c96638b58e-l.jpg

3- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]

4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.

ابو العاص به پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید:

«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:

«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟

پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]

این قصه، به خوبی نشانمی‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[9]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5687/5686508-fd2fb5f9b757d27961f14d339b105f2c-l.jpg

5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه‏ السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏ السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه ‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏ اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏ السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏ شنید به یاد جده ‏اش (فاطمه) و مصیبت های او می‏ افتاد و همیشه تذکر می‏ داد و می‏ گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5740/5739218-4a3df323c27f9941ee4570ff58120118-l.jpg

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏ گری خویش را نشان داده و ذیل کلام امام صادق علیه ‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ و عمر بر آن حضرت وارد شد.

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه ‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]

ب. منابع شیعه:

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:

هنگامی که خواستند علی علیه‏ السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏ اش صدمه‏ های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است ؛ فقط به گوشه‏ ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏ کنیم؛ و گرنه در این موضوع، نقل های تاریخی فراوان است.

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد:

«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏ های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏ تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13]

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏ هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14]



1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.

2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.

3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24.

4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.

5- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.

6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.

7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.

8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص252.

9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.

10- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقلنموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.

11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).

12- بحار الانوار، ج43، ص170.

13- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج1، ص267.

[14]کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.

 

http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5980/5979686-99dfb2687d037dee17fc263ba91521a8-l.jpg

         ** محسن(ع)ای غنچه نشکفته من                    از ستم صید به خـون خفته من **

         ** تـو مـرا روح و روانـی پـسـرم                     پـرپـر از بــاد خــزانـی پـســرم **

         ** دیده نگـشـوده به عـالـم مُـردی                    هــمچنـان غـنـچـه گل افـسردی **

         ** چون که رفـتی تو به نزد پـدرم                     فاش بر گـو تو به آن تاج سرم **

         ** بـعـد تو آن دو بـهـم پـیـوسـتـنـد                     سـیـنـه فـاطمه(س) را بشکستند **

         ** سـیـنـه ای که چـو گـل بـوئیدی                     از ره مـهــر و وفـا بــوسـیـدی **

         ** گشته سـوراخ ز مـسـمـار پدر                     از فـــشـــار در و دیـــوار پــدر **

         ** ای پدر جان ز جهان سیر شدم                     در جـوانـی بـه خـدا پـیـر شـدم **

http://bayanbox.ir/id/7157936098573477205?view


وقایع دهشتناک دهه محسنیه

  • دوشنبه 28 صفر (11هـ.ق) روز شهادت خاتم الانبیاء و بلافاصله تشکیل شورای ملعونه ی سقیفه
  • چهارشنبه 30 صفر (11هـ.ق) هجوم اول به درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها
  • یکشنبه 4 ربیع الاول (11هـ.ق) هجوم دوم و سوم به درب خانه ی مولا و روز آتش زدن درب خانه و شهادت حضرت محسن علیه السلام و بردن امیرالمونین علیه السلام به مسجد
  • پنجشنبه 8 ربیع الاول (11هـ.ق) روز غصب فدک و واقعه ی کوچه

قد قتل المحسن ...

     آمدند به پشت درب خانه و فریاد می زدند و علی علیه السلام را برای بیعت می خواندند. او خودش امام و خلیفه بود و اکنون که روزی را مشغول غسل و کفن رسول خدا صل الله علیه وآله شده بود، دیگران خلیفه ای تراشیده بودند و اکنون از او می خواستند که بیاید با او بیعت کند. کار به همینجا ختم نشد...          «ادامه مطلب»


     مصیبت هایی که در روزهای نخستین بعد از شهادت رسول خدا صل الله علیه وآله بر اهلبیت علیهم السلام وارد شد؛ آنقدر سخت و دردآور است که بر شیعیان یادآوری و یادسپاری آن لازم است. تلاشی که امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهما السلام نمودند...          «ادامه مطلب»

     می پرسند چرا دهه محسنیه؟! چرا هفته نخستین بعد از ماه صفر را عزا اعلام می کنید و ...؟! سوال مهم و به جایی است و باید در آن قدری عمیق تر نگاه کرد و به بحث پرداخت. علت اصلی این گونه پرسش ها به شناخت ما بر می گردد. هر کدام از مناسبت های تقویمی و تاریخی شیعه قدر و قیمت خودش را دارد و برای آن باید اهلیّت داشت...          «ادامه مطلب»


     ::  پاسخ به یک پرسش درباره «محسنیه»


     ::  حضرت محسن در کلام پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله

     ::  حضرت محسن در کلام امیرالمؤمنین علیه ­السّلام

     ::  حضرت محسن در کلام فاطمه زهرا علیهاالسّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام حسن مجتبی علیه ­السّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام سجّاد و امام باقر علیهماالسّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام صادق علیه السلام 

     ::  روزی سخت تر از کربلا ...


     ::  اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  (مقاله)

     ::  نچیده میوۀ باغ امید، محسن بود  (شعر)


     ::  سرنوشت شیعه را جور دگر می زد رقم ...  (تصویــر)

     ::  زهرا ؛ کوچه ؛ سیلی ... واویلا  (تصویـر)


منبع
safdari.org


دلایل مظلومیت حضرت زهرا (س)
حضرت صادق علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل مى كنند كه آن حضرت فرمود: ملعون است، ملعون است كسى كه بعد از من به فاطمه ستم روا دارد، حقش را برباید و او را بكشد. [ كنز الفوائد، 1/ 150، ط قم.]

براستی که ظلم و ستم بر اهل بیت پیامبر از همان ماجرای جانسوز بزرگ بانوی مدینه یعنی همان پاره تن پیامبر شروع شد.یا رسول الله با اینکه فاطمه ات را سفارش کردی اما هیهات که او را اکرام نکردند. آیا با تمام این ستمها می شود بی تفاوت از آنها گذشت؟کجای دنیا همسری در پیش چشمان شوهر حجاب میگیرد؟!کجای دنیا مادری را غریبانه تشییع میکنند؟!وکجا دنیا....

واضح است که مظلومیت حضرت فاطمه زهرا(س)انکار نشدنی است.اما باید بگونه ای بازگو شود که علاوه بر اینکه پرده از حقایق برداشته می شود،بدعت را از سند مظلومیت آن حضرت دور کند.لذا در اینجا به بیان چند باب از اسناد مظلومیت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) می پردازیم.باشد که انشاءالله در شناخت این بانوی بزرگ قدمی برداریم تا در عصر ظهور منتقم خونش مهدی فاطمه آماده یاری مولایمان باشیم.


... برای مشاهده اینفوگرافی در سایز اصلی بر روی آن كلیك كنید ...

1_ علت و کیفت شهادت حضرت زهرا (س) چه بود؟
شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از شها
دت حضرت رسول(ص) در زمانى بود كه اندازه آن به اختلاف نقل شده است، آن كس كه خواسته آن مدت را خیلى زیاد بداند تا شش ماه گفته و كمتر از چهل روز گفته نشده است. لذا شیخ كلینى رحمه الله گوید: فاطمه (س)  در سال پنجم بعثت حصرت رسول (ص) متولد شد و در هنگام فوت هیجده سال و هفتاد و پنج روز داشت و بعد از شهادت رسول خدا هفتاد و پنج روز زندگى كرد. و با حذف اسناد از حضرت صادق (ع) روایت كرده و مى گوید: همانا فاطمه (س) بعد از رسول خدا هفتاد و پنج روز زنده بود و در این مدت از درگذشت و فقدان پدرش بسیار اندوهگین بود، جبرئیل نزد آن حضرت آمده و او را تسلیت و دلدارى مى داد و جایگاه پدرش را به او مى گفت، و از حال آن حضرت و رویدادهاى آینده اى كه بر فرزندان آن حضرت وارد مى شود به او خبر مى داد و حضرت على (ع) آنها را مى نوشت. [ كافى، 1/ 498.]

در بیان علت اصلی و کیفیت شهادت حضرت زهرا(س) ابوبصیر، از حضرت صادق (ع) در ضمن حدیثى آمده است: سبب و علت درگذشت حضرت آن بود كه «قنفذ» غلام آن مرد به دستور وى با غلاف شمشیر بر آن حضرت نواخت، ایشان بر اثر ضربات محسن را سقط كرده و بدین جهت به سختى بیمار شد و به هیچ كس از آزار كنندگانش اجازه عیادت نداد. [ طبرى، «دلائل الامامه» / 45.]

شدت جراحات وارده بر حضرت بسیار سنگین بود و ایشان متحمل رنج بسیاری می شدند و به شوق وصال حق و دیدار پدر بزرگوارشان رسول گرامی اسلام حضرت محمد(ص) در خانه خود چشم از این جهان فرو بست.در روایتی حضرت به اسماء فرمود: آبى برایم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمود: جامه هاى جدیدم را به من بده، آنها را پوشیده و فرمود: بقیه حنوط پدرم را از فلان جا برایم بیاور و زیر سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اینجا بیرون برو، مى خواهم با پروردگارم مناجات كنم. و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسیار خوب و اگر جوابى ندادم بدان كه من به سوى پدر خود، (یا پروردگارم) رفتم.اسماء لحظه اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى،اى دختر بهترین كسى كه بر روى ریگ هاى زمین پاى گذارده... اما جوابى نیامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنیا رخت بر بسته است. [ بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» 78.]

2_ نخستین تابوتی که در اسلام ساخته شد برای حضرت زهرا بود.
از آنجایی که حضرت زهرا(س)سیده زنان عالم شناخته شده اند،می توان به از زوایای مختلف به شخصیت ایشان پرداخت.در مورد حجاب حضرت که زبانزد عام و خاص جهانیان است و در روایات متعدد از توجه ایشان به این امر ذکر شده است،این مطلب قابل ذکر است که ایشان به این امر در واپسین لحظات عمرشان هم توجه داشته اند.

ابن عباس گوید: فاطمه (س) به سختى بیمار شد، به اسماء بنت عمیس فرمود: نمى بینى وضع من به كجا رسیده، مرا بر روى تخت به صورت آشكارا حمل نكنى، اسماء گفت: به جان خودم سوگند كه چنین كارى نخواهم كرد لكن تابوتى مى سازم به همان صورت كه در حبشه دیده ام، فرمود: چگونه بود، وى چند قطعه چوب تر آورده و آنها را از ساقه برید و بعد بر روى تختخواب تابوتى ساخت، و آن نخستین تابوتى بود كه ساخته مى شد، حضرت فاطمه تبسمى نمود، كه تا آن روز به حال تبسم دیده نشده بود، بعد او را با آن تابوت برداشته و دفن كردیم.

3_ غریبانه ترین خاک سپاری
بعد از
شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام، على علیه السلام تمام سفارشات وصایاى او را انجام داد، او را در پیراهنش غسل داد و اسماء بنت عمیس در غسل به آن حضرت كمك مى كرد، و دستور داد حسنین آب بیاورند و غیر از آنها و زینب و ام كلثوم و كنیزش فضه كسى دیگر آن جا نبود، او را در هفت پارچه كفن كرد و بر آن حضرت نماز خواند و پنج تكبیر در نمازش گفت و در دل شب او را دفن كرد و قبرش را با خاك یكسان كرد و جز على و حسنین و گروهى از بنى هاشم و دوستان خاص و ویژه حضرت كسى دیگر در آن مراسم شركت نداشت. [ در تذكره الخواص / 319 آمده است كه على غسل مى داد و اسماء بر آن آب مى ریخت.]

روایت شده: هنگامى كه بدن حضرت زهرا سرازیر قبر شد دستى بیرون آمد و او را گرفته و برگشت. [ بحار 43/ 184، 204، 213.]

 

به منظور دانلود روضه نامه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای موبایل، کلیک نمایید. 

 

و تاکنون قبر مادر مظلومه سادات مخفی مانده است.تنها قبری که از اهل بیت پیامبر یعنی همان سبب وجود خلقت ...

در بیان محل دفن آن حضرت از احمد بن محمد بن ابى نصر، از حضرت رضا (ع) روایت شده است كه گوید: از آن حضرت درباره محل دفن حضرت فاطمه (س) پرسیدم؟ فرمود: مردى از امام جعفر صادق (ع) این مساله را پرسید در حالى كه عیسى بن موسى حاضر بود عیسى به او گفت: در بقیع دفن شد، آن مرد از حضرت پرسید؟ حضرت فرمود: عیسى به تو پاسخ داد، آن مرد گفت: من با عیسى بن موسى چه كار دارم؟ تو از پدرانت به من خبر بده كه آنان چه چیز فرموده اند، حضرت فرمود: در خانه اش دفن است. [ قرب الاسناد/ 161، چاپ سنگى.] و البته به برخی روایات دیگر می توان اشاره کرد  که مرحوم مجلسی در بحارالانوار آورده است:از وصیت امام مجتبی(ع) به برادرش حضرت سیدالشهداء(ع)است که فرمود:برادرم،هنگامی که فوت کردم،غسلم بده،حنوطم کن،کفن نما و مرا به کنار جدم ببر تا آن جا دفن کنی.اگر نگذاشتند که این کار انجام شود فورا جنازه ام را به بقیع ببر تا با مادرم مرا دفن کنی ...


روضه حاج منصور ارضی در محضر مفام معظم رهبری | دانلود فیلم

منبع : فرهنگ نیوز




نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این ایام، ایام هتک جمیع حرمت ها و زحمات انبیاء و اوصیاء می باشد، انّا لله و انا الیه راجعون ..
به گزارش «شیعه نیوز»، همزمان با سالروز هتک حرمت بیت نبوی توسط غاصبیت خلافت و معاندین با ولایت و که منجر به شهادت حضرت محسن بن علی (علیه السلام) گردید، آیت الله سید محمد صادق روحانی از مراجع تقلید بیانیه ای را صادر نمودند که به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

قال مولانا الصادق علیه الصلوة و السلام؛ رحم الله شیعتنا، شیعتنا والله هم المؤمنون، فقد شاركونا فی المصیبة بطول الحزن والحسرة...

پرواضح است بعد از شهادت خاتم النبیین و رحمة للعالمین (صلی الله علیه و آله و سلم) دشمنان خاندان مطهّر وحی صلوات الله علیهم اجمعین کمر در محو و اضمحلال آن مکتب نبوی و علوی بستند و کودتاگران سقیفه خلافت را از محور عصمت و رسالت دور کردند و بزرگترین و هولناکترین جنایت را در تاریخ بشریت رقم زده و به جمیع ماسوی الله ظلم و تعدّی نمودند. به فرموده امام ششم صلوات الله علیه: روز سقیفه و آتش زدن باب وحی الهی باب امیرمؤمنان (علیه السلام) و حسن و حسین و فاطمه و زینب و ام کلثوم و فضه: و شهادت محسن (اولین شهید مکتب علوی علیه السلام) با لگد و ضرب و شتم یگانه یادگار احمدی  (صلی الله علیه و آله) بزرگترین و دردناکترین و تلخترین مصیبت بشریّت و اصل یوم العذاب است. (1)

آری این ایام، ایام هتک جمیع حرمت ها و زحمات انبیاء و اوصیاء می باشد، انّا لله و انا الیه راجعون، و از بدیهیات است در این برهۀ از زمان که دشمنان تشیع در جمیع انحاء عالم علیه فرهنگ علوی و اهل بیت متحد هستند، موالیان و دوستداران علوی و فاطمی (علیهما السلام) به فرموده امام ششم (علیه السلام) و بر طبق سیرۀ مستمرّۀ علماء ربانی ایدیهم الله تعالی و توصیه اکید حضرت آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی (دام ظله) و سلف ماضیۀ رحمهم الله باید به اقامة عزاء و ماتم اعم از برگزاری مجالس و  ادامه پوشیدن لباس مشکی و بر افراشتن بیرق عزاء بعد از  ماه محرم و صفر تا منتصف شب نهم ربیع المولود که آغاز امامت مولانا صاحب الزمان ارواح العالمین له الفداه و عیدالله الاکبر و فرحة الشیعة، می باشد اقدام نمایند. بدون تردید اتفاقات هفته اول بعد از ماه صفر، ریشه و اصل همه مصائب است و کسانی که سعی دارند عالماً و عامداً و چه بسا جاهلاً این ایام را تضعیف و بی اهمیّت جلوه دهند مرتکب گناهی بس عظیم  هستند و الی الله المشتکی. اللهم عجّل فرجه و انصر الشیعه بفرجه آمین رب العالمین.


دفتر حضرت آیت الله العظمی روحانی (مدظله العالی)

پی نوشت:
1. قال الصادق (علیه السلام): ... و ان کان یوم السقیفه و احراق النار علی باب أمیرالمومنین و الحسن و الحسین و فاطمة و زینب و ام کلثوم و فضة و قتل محسن بالرفسة اعظم و أدهی امر لانه أصل یوم العذاب / نوائب الدهور، جلد 3، ص 194.




نوع مطلب : حدیث، حضرت زهرا(س)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، پاسخ به شبهات، حضرت محسن بن علی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب درباره امام حسن علیه السلام:

علت شکست امام حسن علیه السلام نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود/ دوران دشوار هر انقلابى، زمانی است که حق و باطل ممزوج شود

ازخوانی بیانات مقام معظم رهبری درباره شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام حاوی نکات قابل توجهی است که تامل در آن برای تحلیل مسایل روز و آینده بسیار راهگشاست.

 

علت شکست امام حسن علیه السلام، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود

به گزارش رجانیوز،  ایشان در سخنرانی مهم خود در 12 آبان 1372 در جمع تعدادی از دانشجویان، علت صلح تحمیلی امام حسن علیه السلام با دشمن را نداشتم تحلیل و فهم سیاسی در مردم آن زمان بیان کرده و می فرمایند:

 

 

«خدا را شکر میکنیم که شما دانشجویان بیدارید. اما دانشجویان! بیدار بمانید. این وضعِ دانشگاهی که امروز هست، من به شما صریح بگویم من این وضعیت را نمیپسندم. دانشجویی که اصلاً نفهمد در دنیا چه میگذرد، این دانشجو، دانشجوی زمان خودش نیست؛ مرد زمان خودش نیست. دانشجو باید احساس سیاسی داشته باشد، درک سیاسی داشته باشد، تحلیل سیاسی داشته باشد. بنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکرّراً گفته ام که، چیزی که امام حسن مجتبی علیه السّلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه خوارج را به وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه السّلام را آن طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود واِلّا همه مردم که بی دین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند.

 

یک شایعه دشمن میانداخت؛ فوراً این شایعه همه جا پخش میشد و همه آن را قبول میکردند!...ما احتیاجی به کسی نداریم. از کسی هم نمیترسیم. ما را نخواهند بیخود مجبور کنند و در رودربایستی و فشار و مانند اینها قرار دهند که «نمیشود! بالاخره امریکاست. چه کار میشود کرد؟» این حرفها یعنی چه!؟ بگذار آنها با خودشان فکر کنند و بگویند: «این ایران است. کاریش نمیشود کرد. باید طوری، با او کنار آمد.»
 

گاهى شهید شدن آسان‌تر از زنده ماندن است

ایشان طی سخنانی دیگر در 20 خرداد 1375 در جمع فرماندهان لشگر 27 محمد رسول الله می فرمایند:

«امام حسن مجتبى علیه السلام مى‌دانست که اگر با همان عده معدود اصحاب و یاران خود با معاویه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاط اخلاقى زیادى که بر خواص جامعه اسلامى حاکم بود، نخواهد گذاشت که دنبال خون او را بگیرند! تبلیغات، پول و زرنگی‌هاى معاویه، همه را تصرف خواهد کرد و بعد از گذشت یکى دو سال، مردم خواهند گفت: "امام حسن علیه السلام بیهوده در مقابل معاویه قد علم کرد." لذا، با همه سختی‌ها ساخت و خود را به میدان شهادت نینداخت؛ زیرا مى‌دانست خونش هدر خواهد شد.

گاهى شهید شدن آسان‌تر از زنده ماندن است! حقاً که چنین است! این نکته را اهل معنا و حکمت و دقت، خوب درک مى‌کنند. گاهى زنده ماندن و زیستن و تلاش کردن در یک محیط، به‌مراتب مشکلتر از کشته شدن و شهید شدن و به لقاى خدا پیوستن است، امام حسن علیه السلام این مشکل را انتخاب کرد.

وضع آن زمان چنین بوده است. خواص تسلیم بودند و حاضر نمى‌شدند حرکتى کنند. یزید که بر سر کار آمد، جنگیدن با او امکان‌پذیر شد، به‌تعبیرى دیگر: کسى که در جنگ با یزید کشته مى‌شد، خونش، به‌دلیل وضعیت خرابى که یزید داشت، پامال نمى‌شد. امام حسین علیه السلام به همین دلیل قیام کرد.

وضع دوران یزید به‌گونه‌اى بود که قیام، تنها انتخاب ممکن به نظر مى‌رسید. این، به‌خلاف دوران امام حسن علیه السلام بود که دو انتخاب "شهید شدن" و "زنده ماندن" وجود داشت و زنده ماندن، ثواب و اثر و زحمتش بیش از کشته شدن بود. لذا، انتخاب سخت‌تر را امام حسن علیه السلام کرد. اما در زمان امام حسین علیه السلام، وضع بدان‌گونه نبود، یک انتخاب بیشتر وجود نداشت، زنده ماندن معنى نداشت؛ قیام نکردن معنى نداشت و لذا بایستى قیام مى‌کرد. حال اگر در اثر آن قیام به حکومت مى‌رسید، رسیده بود. کشته هم مى‌شد، شده بود. بایستى راه را نشان مى‌داد و پرچم را بر سر راه مى‌کوبید تا معلوم باشد وقتى که وضعیت چنان است، حرکت باید چنین باشد.»

 

دوران دشوار هر انقلابى، زمانی است که حق و باطل ممزوج شود

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنانی دیگر در 27 شهریور 1370 نیز پیرامون امام حسن علیه السلام می فرمایند:

«دوران دشوار هر انقلابى، آن دورانى است که حق و باطل در آن ممزوج بشود. ببینید امیرالمؤمنین از این مى‌نالد: "ولکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنا لک یستولى الشّیطان على اولیائه". در دوران پیامبر این‌طورى نبود. در دوران پیامبر، صفوف، صفوف صریح و روشنى بود. آن طرف، کفار و مشرکان و اهل مکه بودند؛ کسانى بودند که یکى‌یکى مهاجرین از اینها خاطره داشتند: او من را در فلان تاریخ زد، او من را زندانى کرد، او اموال من را غارت کرد؛ بنابراین شبهه‌اى نبود. یهود بودند؛ توطئه‌گرانى که همه اهل مدینه ــ از مهاجر و انصار ــ با توطئه‌هاى آنها آشنا بودند. جنگ بنى‌قریظه اتفاق افتاد، پیامبر دستور داد عده‌ کثیرى آدم را سر بریدند؛ خم به ابروى کسى نیامد و هیچ‌کس نگفت چرا؛ چون صحنه، صحنه‌ روشنى بود؛ غبارى در صحنه نبود. این‌طور جایى، جنگ آسان است؛ حفظ ایمان هم آسان است. اما در دوران امیرالمؤمنین، چه‌کسانى در مقابل على(ع) قرار گرفتند؟ خیال مى‌کنید شوخى است؟ خیال مى‌کنید آسان بود که "عبداللّه‌بن مسعود "، صحابى به این بزرگى ــ بنا به نقل عده‌اى ــ جزو پایبندهاى به ولایت امیرالمؤمنین نماند و جزو منحرفان به حساب آمد؟ همین "ربیع‌بن خثیم" و آنهایى که در جنگ صفین آمدند گفتند: ما از این قتال ناراحتیم، اجازه بده به مرزها برویم و در جنگ وارد نشویم، در روایت دارد که "من اصحاب عبداللّه‌بن مسعود "! این‌جاست که قضیه سخت است.

وقتى غبار غلیظ‌تر مى‌گردد، مى‌شود دوران امام حسن؛ و شما مى‌بینید که چه اتفاقى افتاد. باز در دوران امیرالمؤمنین، قدرى غبار رقیقتر بود؛ کسانى مثل عمار یاسر ــ آن افشاگر بزرگ دستگاه امیرالمؤمنین ــ بودند. هرجا حادثه‌‌اى اتفاق مى‌افتاد، عمار یاسر و بزرگانى از صحابه‌ پیامبر بودند که مى‌رفتند حرف مى‌زدند، توجیه مى‌کردند و لااقل براى عده‌اى غبارها زدوده مى‌شد؛ اما در دوران امام حسن، همان هم نبود. در دوران شبهه و در دوران جنگ با کافر غیرصریح، جنگ با کسانى که مى‌توانند شعارها را بر هدفهاى خودشان منطبق کنند، بسیار بسیار دشوار است؛ باید هوشیار بود.»






نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 مشهور میان مورخان و علمای مسلمان این است که امام مجتبی(ع) بر اثر زهری که از سوی معاویة بن ابی سفیان توسط جعده به آن حضرت خورانیده شد، در روز پنج شنبه 28 صفر سال پنجاهم هجرت در سن 48 سالگی به شهادت رسید. همان طوری که شیخ مفید(ره) متوفای قرن پنجم، سال 413 هجری، و مفسر ادیب و توانمند شیخ طبرسی(ره) در قرن ششم سال 548 هجری در دو کتاب خود و علامه بزرگوار حلی در قرن هشتم سال 726 هجری بر آن تصریح کرده اند.

مرحوم شیخ طبرسی - روایتی را از طبرانی نقل می کند و می گوید: «ایشان در کتاب «معجمه » نوشته است: امام مجتبی(ع) در ماه ربیع الاول سال 49 هجری به وسیله زهر به شهادت رسیده است.

و در این جا قول سومی وجود دارد و آن این که: «امام حسن(ع) در روز پنجشنبه، هفتم ماه صفر سال پنجاه هجری رحلت نموده است.

مرحوم علامه مجلسی این قول را به شیخ ابراهیم کفعمی صاحب مصباح و بلد الامین نسبت داده است.

ابن قتیبه دینوری می گوید: چیزی از رحلت امام مجتبی(ع) نگذشت که معاویه اقدام به گرفتن بیعت از مردم شام برای پسرش یزید کرد و این را طی بخشنامه ای به همه جهان اسلام اعلام نمود.

مراسم کفن و دفن

آن گاه که امام حسن(ع) دار فانی را وداع گفت، عباس بن علی(ع)، عبدالرحمن بن جعفر و محمد بن عبدالله بن عباس به کمک امام حسین(ع) شتافتند و آن حضرت با کمک آنان جنازه برادر را غسل داد، حنوط کرد و کفن نمود، آن گاه به مصلا (جایگاه خاص، جهت نماز گزاردن بر مردگان) که در نزدیکی مسجد النبی بود منتقل نمودند، که آن مصلا را «بلاطه » می نامیدند. در آن جا بر جنازه آن حضرت نماز گزاردند، سپس جنازه را جهت تجدید عهد و دفن، نزدیک مزار رسول خدا(ص) بردند.

ممانعت از دفن در حرم پیامبر

فرماندار مدینه، مروان بن حکم به همراه آشوبگران جلو آمدند و فریاد برآوردند: شما می خواهید حسن بن علی را در کنار پیامبر دفن کنید؟ از طرف دیگر عایشه سوار بر استر به جمعشان پیوست و فریاد زد: چگونه می شود کسی را که من هرگز او را دوست ندارم، به میان خانه من داخل کنید.

مروان گفت: آیا سزاوار است عثمان در دورترین نقطه مدینه در قبرستان دفن شود و حسن بن علی در جوار پیامبر خدا(ص) هرگز نمی شود، من شمشیر به دست می گیرم و حمله می کنم و ممانعت خواهم نمود.

عده ای از امویان و آشوبگران به دنبال بهانه بودند و می خواستند فتنه ای به پا کنند که امام حسین(ع) با بردباری جنازه برادرش را به سوی بقیع برگرداند و بنی هاشم را آرام نمود و در جوار جده اش فاطمه بنت اسد در بقیع دفن نمود و از خون ریزی و فتنه به همان وضعی که امام مجتبی(ع) وصیت نموده بود جلوگیری کرد.

امام حسین(ع) رو به مروان کرد و فرمود: اگر برادرم وصیت کرده بود که در کنار جدش پیامبر(ص) دفن شود، می فهمیدی که تو کوچک تر از آنی که بتوانی ما را برگردانی و جلو دفن جنازه او را در میان حرم پیامبر(ص) بگیری.

ابن شهر آشوب می افزاید: به هنگام بردن جنازه امام مجتبی(ع) به سوی بقیع غرقد، افراد شرور و پست به پشتیبانی امویان به جنازه آن بزرگوار تیراندازی کردند، به طوری که هنگام دفن هفتاد تیر از بدن آن حضرت جدا نمودند.

ابن عباس(ره) خطاب به عایشه (در حالی که چهل سوار در اطرافش بودند) گفت: «واسو اتاه فیوما علی بغل و یوما علی جمل، تریدین ان تطفئی نورالله و تقاتلی اولیاءالله ارجعی فقد کفیت الذی تخافین و بلغت ما تحبین و الله منتصر لاهل البیت و لو بعد حین; چه بیچارگی و بدبختی! امروز سوار بر استر شدی و یک روز سوار بر شتر گشتی (اشاره به جنگ جمل). تو می خواهی نور خدا را خاموش کنی و با اولیای خدا بجنگی. برگرد، آنچه دیگران می خواستند انجام دادی و ماموریت خویش را به پایان رساندی، خداوند اهل بیت(علیهم السلام) را یاری خواهد کرد، گرچه زمانی بگذرد.

و بعضی سخن ابن عباس را چنین نقل کرده اند: «جملت و بغلت و لو عشت لفیلت!» آن روز سوار بر شتر گشتی و امروز بر استر سواری، و اگر زنده بمانی [برای مبارزه با نور خدا و اهل بیت] بر فیل نیز سوار خواهی گشت.

و در قسمت هایی از زیارات جامعه، خطاب به امامان معصوم(علیهم السلام) ماجرای شهادت آن بزرگوار را از زبان امام صادق(ع) چنین نقل می کند:

یا موالی... انتم بین صریع فی المحراب قد فلق السیف هامته و شهید فوق الجنازة قد شکت بالسهام اکفانه [اکفانه بالسهام]...; ای سروران من...! شما کسانی هستید که بعضی جسدتان در میان محراب عبادت در حالی که فرقتان شکافته بود، به شهادت رسیدید و بعضی از شما شهیدی هستید که دشمنان اسلام بر جنازه شما تیراندازی کردند، به طوری که کفنتان سوراخ سوراخ گردید....

در روایت فوق، ابتدا اشاره به نحوه شهادت علی بن ابی طالب(ع) شده است و سپس ماجرای تیرباران شدن جنازه امام مجتبی(ع) را بیان می کند و در ادامه آن، ماجرای شهادت امام حسین(ع) و دیگر ائمه را بیان می دارد.

انعکاس شهادت امام مجتبی علیه السلام

شهادت مظلومانه سبط اکبر رسول خدا(ص) پرده نفاق را از چهره کریه معاویه کنار زد; پرده نفاقی که ذوالفقار امیرمؤمنان(ع) در صحرای صفین قادر بر دریدن آن نگردید. شهادت امام مجتبی(ع) کاری کرد که عمرو بن نعجة گفت: رحلت حسن بن علی[ع] اولین خاک ذلت و خواری بود که بر سر عرب پاشید و سیاه بختش گردانید.

الف) واکنش مردم

امام باقر(ع) نسبت به انعکاس شهادت آن بزرگوار فرمود: «مکث الناس یبکون علی الحسن بن علی و عطلت الاسواق; به هنگام شهادت امام مجتبی(ع) مردم گریه و زاری داشتند، حزن آنان را فرا گرفت و عزاداری نمودند و بازارها را تعطیل کردند.

ب) حضور همگانی

جهم بن ابی جهم می گوید: چون امام حسن مجتبی(ع) رحلت نمود، بنی هاشم همگی بسیج گردیدند و به تمام شهرها و روستاهای اطراف مدینه که در آن ها، انصار زندگی می کردند رفتند و خبر شهادت آن حضرت را با حزن و اندوه اعلان داشتند، به مجرد شنیدن خبر رحلت آن بزرگوار، زن و مرد، کوچک و بزرگ همگی در تشییع جنازه شرکت نمودند، به طوری که بر اثر کثرت جمعیت در میان بقیع اگر سوزن به روی زمین می افتاد به زمین نمی رسید.

پ) مردم مکه و مدینه

ابن ابی نجیح می گوید: «در مکه معظمه و مدینه منوره یک هفته عزای عمومی بود و همه مردم اعم از زنان، مردان و فرزندان خردسال، در فقدان آن حضرت اشک می ریختند.

ت) مردم بصره

ابوالحسن مدائنی می نویسد: عبدالله بن سلمه جهت رساندن خبر رحلت جانگداز امام مجتبی(ع) برای زیاد بن ابیه وارد بصره شد، که به محض پخش خبر شهادت آن حضرت، آه و ناله مردم بلند شد. ابوبکره برادر زیاد مریض بود، چون صدای گریه مردم را شنید از همسرش میسه بنت شحام پرسید: چه خبر شده؟ با بی پروایی گفت: «حسن بن علی درگذشت و مردم از دست او آسوده شدند!»ابوبکره با خشم و ناراحتی گفت: «ساکت باش! وای بر تو! خدای سبحان او را از شر بسیاری آسوده کرد، و لیکن مردم با فقدان او خیر بسیاری را از دست دادند، خداوند حسن بن علی را رحمت کند.

ث) همسر معاویه

ابن قتیبه نیز می نویسد: «خبر رحلت امام مجتبی(ع) چون به معاویه رسید، او و بعضی از همراهانش سجده شکر به جا آوردند و تکبیر گفتند، و لیکن فاخته همسر معاویه سخت ناراحت گردید و معاویه را بر شادمانی اش نکوهش نمود و فریادش به «انا لله و انا الیه راجعون » بلند شد.

ج) معاویه و یارانش

در آن زمان عبدالله بن عباس در شام به سر می برد، چون خبر خوشحالی معاویه را در رحلت امام مجتبی(ع) شنید بر او داخل شد و چون بر زمین نشست، معاویه گفت:

حسن بن علی مرد و هلاک گردید! عبدالله گفت: بلی، آن گاه چند مرتبه تکرار کرد: «انا لله و انا الیه راجعون » سپس گفت: معاویه! شنیدم اظهار خوشحالی و شادمانی کرده ای! آگاه باش! قسم به خدا با مرگ حسن بن علی هرگز قبر تو پر نمی گردد و کوتاهی عمر با برکت او بر عمر تو نمی افزاید. او رحلت نمود و حال آنکه وجودش بهتر از تو بود. اگر امروز ما گرفتار فقدان آن وجود مبارک شده ایم، قبلا به چنین مصیبتی در رحلت رسول خدا(ص) مبتلا گشته بودیم، و لیکن خداوند سبحان با تعیین جانشین نیکو، آن را جبران نمود. در این هنگام عبدالله فریادی برآورد و گریه زیادی کرد به طوری که هر کس در آن جا بود تحت تاثیر قرار گرفت و اشکش جاری گشت، حتی معاویه خبیث هم گریان شد.

راوی گفت: «هرگز مانند آن روز، مجلسی را چنان متاثر و گریان ندیدم»

چ) بنی هاشم در مدینه منوره

حاکم در مستدرک می نویسد:

«چون امام حسن مجتبی (ع) در گذشت، زنان بنی هاشم یک ماه در سوگ آن حضرت عزاداری و نوحه سرایی نمودند»

عبیده بنت نائل از عایشه بنت سعد نقل می کند: «زنان بنی هاشم به مدت یک سال برای حسن بن علی عزاداری کردند.

 

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه به نقل از مجله فرهنگ کوثر،تیرماه 1376،ش 4 ص 82 نویسنده مقاله :احمد زمانی

رجانیوز



نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
«جعده» گمان می‌کرد همین که امام حسن(ع) را از میان بر دارد، عروس خلیفه می‌شود و دیگر همه چیز تمام است اما نمی‌دانست سرنوشت جوری رقم می‌خورد که دنیا به فرزندانش روی خوش نشان نخواهد داد.

فرهنگ نیوز :«جعده» دختر اشعث بن قیس(1) که به همسری امام حسن(ع) در آمد، همان کسی است که فرزند بزرگ حضرت فاطمه(س) را با زهر قوی به شهادت رساند.

جعده که نفاق را از پدرش به ارث برده بود، در آرزوی همسری یزید دست به عمل شومی زد که ریشه‌دار بودن نفاق در این خاندان را پیش‌ از پیش نمایان ساخت، باید گفت که از تاریخ‌ ولادت‌ و وفات‌ او اطلاعی‌ در منابع‌ نیامده‌ است.

اما در جریان ازدواج امام حسن(ع) با جعده در روایات آمده است که امام علی(ع) ابتدا دختر برادر اشعث (سعید بن قیس) را برای امام حسن(ع) خواستگاری کرد، اما وقتی اشعث از این جریان با خبر شد، نزد برادرش رفت و او را از این کار منصرف کرد تا دختر سعید را به عقد پسر خود درآورد!

بعد از آن نزد امام علی(ع) آمد و اعلام کرد که دختری را که برای حسن خواستگاری کرده‌اید، زن پسر من است و در آن جا بود که با اصرار دختر خود را به عقد امام حسن(ع) درآورد (2) که از این ازدواج فرزندی حاصل نشد.

با این حال بعد از مدتی معاویه‌ با وعده مال بسیار و ازدواج‌ با یزید، جعده‌ را تطمیع‌ کرد تا شوهرش‌، امام‌ حسن مجتبی(ع) را که در آن زمان خانه‌نشین شده بود، زهر دهد و او نیز به طمع ثروت زیاد و عروس خلیفه وقت شدن چنین‌ کرد.(3)

تا اینکه روزی امام حسن(ع) روزه بود، جعده زهر را در شیر ریخت و در هنگام افطار به امام(ع) داد، امام مقداری از آن نوشید و بلافاصله زهر را احساس کرد و فرمود: «انا لله وانا الیه راجعون»، جعده‌ پس‌ از زهر دادن‌ به‌ امام‌ حسن(ع)، مورد نفرین حضرت‌ قرار گرفت.(4)‌

از آن پس، پیوسته لخته‌های خون بالا می‌آورد و این وضع 40 روز ادامه داشت تا سرانجام در روز 28 صفر سال 50 هجری پس از وصیت به برادرش، امام حسین(ع)، دار فانی را وداع گفت.

پس‌ از کارگر شدن زهر، معاویه‌ به‌ وعده مالی‌ که‌ به‌ جعده‌ داده‌ بود وفا کرد، ولی‌ به‌ ازدواج‌ او با یزید رضایت‌ نداد(5) و به‌ او گفت:‌ می‌ترسد فرزندش‌ را نیز مانند حسن ‌بن‌ علی‌ به‌ قتل‌ برساند.(6)

با نگاهی کوتاه به شرایط و اوضاع سیاسی اجتماعی آن روز در متوجه می‌شویم که جعده فریب وعده‌های معاویه را خوردند، نه اینکه جعده عاشق یزید باشد، بلکه چون خلیفه آن وقت معاویه بود و می‌خواست زن پسر خلیفه آن روز و خلیفه آینده شود، دست به چنین کاری زد و امام در این قضیه فدای توطئه معاویه و یزید شد.

در مورد سرنوشت جعده و زندگی او پس از امام حسن(ع) هم در تاریخ این طور آمده است:

جعده‌ پس‌ از امام‌ حسن‌ مجتبی(ع)، دو بار ازدواج‌ کرد، نخست‌ با «یعقوب ‌بن‌ طلحه بن‌ عبیدالله» (7) که‌ برای‌ او سه‌ پسر به‌ نام‌های‌ اسماعیل‌، اسحاق‌ و ابوبکر به ‌دنیا آورد؛ اسماعیل‌ و اسحاق‌ به‌ هنگام‌ حیات‌ پدر از دنیا رفتند.(8) دومین‌ بار پس‌ از کشته‌ شدن‌ یعقوب ‌بن‌ طلحه‌ (متوفی‌ 63) در واقعه حره‌ (9) با عباس ‌بن‌ عبدالله ‌بن‌ عباس‌ (فرزند ارشد ابن‌عباس‌) ازدواج‌ کرد و برای‌ او پسری‌ به‌ نام‌ محمد و دختری‌ به‌ نام‌ قریبه به‌ دنیا آورد که‌ از این‌ دو نیز نسلی‌ باقی‌ نماند.(10)

در گزارش‌ها آمده‌ که‌ قریشیان‌ به‌ هنگام‌ مشاجره‌ با فرزندان‌ جعده‌ آنان‌ را «بنی‌ مسمة الازْواج‌» -فرزندان‌ زنی‌ که‌ همسرانش‌ را مسموم‌ می‌کند- خطاب‌ می‌کردند.(11)

 

*پی‌نوشت‌ها:

1- «اَشْعَث‌ِ بْن‌ِ قَیس‌ِ کِنْدی»‌، از مردان‌ مشهور در تاریخ‌ نیمه نخست‌ سده اول هجری است، وی‌ بزرگ‌ قبیله پر نفوذ کنده‌، از آغاز مسلمانى‌ تا هنگام‌ مرگ‌ در بسیاری‌ حوادث‌ نقش‌ عمده‌ داشت‌ و مى‌توان‌ گفت‌ که‌ حضور او در پاره‌ای‌ مواقع‌ خود حادثه‌ ساز بود. ملک‌داری‌ و فرمانروایى‌ در خاندان‌ او سابقه‌ای‌ دراز داشت‌ و به‌ همین‌ سبب‌ توجه‌ به‌ وضع‌ و موقعیت‌ قبیله کنده‌ در شبه‌ جزیره عربستان‌، برای‌ شناخت‌ بسیاری‌ از رفتارها و مواضع‌ سیاسى‌ اشعث‌ مهم‌ است.

اشعث‌ به‌ عنوان‌ مهم‌ترین‌ بازمانده ملوک‌ کنده‌، در هر حادثه‌ای‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست‌ آوردن‌ موقعیت‌ پیشین‌ نیاکان‌ خویش‌ بود، نکته‌ای‌ مهم است که باید از آغاز مطالعه زندگى‌ سیاسى‌ او تا به‌ هنگام‌ مرگش‌ همواره‌ به آن‌ توجه‌ کرد،

وی‌ هنگام‌ هجرت‌ پیامبر(ص‌) حدود 25 سال‌ داشته‌ است‌، از اخبار اشعث‌ تا پیش‌ از مسلمانى‌ او، این‌ اندازه‌ مى‌دانیم‌ که‌ وی‌ به‌ خونخواهى‌ پدرش‌، قیس‌ اشج‌، با بنى‌ مراد به‌ جنگ‌ برخاست‌، اما شکست‌ خورد و به‌ اسارت‌ درآمد و فدیه هنگفتى‌ که‌ آن‌ را 3 هزار شتر گفته‌اند، داد و آزاد شد.

اشعث‌ بن‌ قیس‌ نیز همراه‌ تنى‌ چند از بزرگان‌ کنده‌ به‌ مدینه‌ درآمد و اسلام‌ آورد،  به‌ هر حال «اسلام‌» اشعث‌ و کندیان‌ دیری‌ نپایید و تیره‌هایى‌ از کنده‌ که‌ از پیش‌ از وفات‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) سرکشى‌ را آغاز کرده‌ بودند، در زمره مرتدان‌ در آمدند، اشعث‌ نیز خود در پاسخ‌ زید بن‌ لبید که‌ خبر وفات‌ حضرت‌ رسول‌ (ص‌) و خلیفه شدن ابوبکر را به‌ او داد و خواستار بیعت‌ او بود، روی‌ خوشى‌ نشان‌ نداد امتناع‌ اشعث‌ از پاسخ‌ صریح‌ و روشن‌، نشان‌ از زیرکى‌ او دارد، گویا اشعث‌ منتظر سرکوب‌ این‌ تیره‌ها بود تا ریاست‌ خود را تثبیت‌ کند.

به‌ همین‌ سبب‌ وقتى‌ بازماندگان‌ دیگر تیره‌ها پس‌ از نبرد با زیاد به‌ سوی‌ اشعث‌ آمدند، او همراهى‌ و یاری‌ ایشان‌ را مشروط به‌ این‌ دانست‌ که‌ وی‌ را «ملک‌» خویش‌ گردانند و آنان‌ نیز او را «ملک‌» خواندند و تاج» بر سرش‌ نهادند.

نخستین‌ درگیری‌ کندیان‌ به‌ سرکردگى‌ اشعث‌ با سپاهیان‌ زیاد به‌ شکست ‌زیاد انجامید، اما سپس‌ اشعث‌ و کندیان ‌شکست‌ خوردند و به‌ قلعه‌ای‌ پناه‌ بردند، اشعث‌ که‌ به‌ دشواری‌ افتاده‌ بود، در برابر تسلیم‌ قلعه‌، برای‌ خود و خانواده‌اش‌ از زیاد امان‌ خواست‌ و زیاد پذیرفت‌، همچنین آمده است اشعث‌ در گرفتن امان‌ برای‌ خود و خانواده‌اش‌، با نیرنگى‌ کندیان‌ را استثنا کرد و به‌ همین‌ سبب‌ مورد لعن‌ و نفرین‌ ایشان‌ قرار گرفت‌ و حتى‌ به‌ او لقب‌ «عرف‌ النار» به‌ معنى‌ پیمان‌ شکن‌ داده‌ شد، اشعث‌ را با دیگر اسیران‌ به‌ مدینه‌ آوردند، اما ابوبکر آزادش ‌کرد و خواهر خود را به ‌ازدواج او ‌درآورد

اشعث‌ در دوره خلافت‌ عثمان‌ عامل‌ آذربایجان‌ شد و از کسانى‌ بود که‌ خلیفه‌ بر هر یک‌ از ایشان‌ ناحیه‌ای‌ را به‌ اقطاع‌ داد، چون‌ امیرالمؤمنین‌ على‌(ع‌) خلافت‌ یافت‌، اشعث‌ بر ولایت‌ آذربایجان‌ و ارمنیه‌ باقى‌ ماند، پس‌ از واقعه جمل‌، امام‌ على‌(ع‌) به او امر کرد تا اموال‌ آذربایجان‌ را تسلیم‌ کند، پس روایتى‌ که‌ در آن‌ از حضور او در جمل‌ یاد شده‌، صحیح‌ به‌ نظر نمى‌رسد، اما در جنگ‌ صفین‌ به‌ دستور امام‌ على(ع‌) حضور یافت.

درست‌ است‌ که‌ اشعث‌ در نبرد با سرکشان‌ شام‌ و عراق‌، به‌ امام‌ على(ع‌) پیوست‌، اما چنانکه‌ روایات‌ موجود نشان‌ مى‌دهد، امام‌ على‌(ع‌) و پیروان‌ صادق‌ آن‌ حضرت‌، به‌ وی‌ اعتمادی‌ نداشتند.

همچنین در گرماگرم‌ نبرد صفین که‌ معاویه‌ شکست‌ را نزدیک‌ مى‌دید، برادر خود عتبة بن‌ ابوسفیان‌ را با پیشنهاد ترک‌ جنگ‌ نزد اشعث‌ فرستاد، با آنکه‌ اشعث‌ در این‌ مذاکرات‌ امام‌ على‌(ع‌) را ستود و در باره ترک‌ مخاصمه‌ پاسخ‌ مثبت‌ نداد، اما در شب‌ لیلة الهریر که‌ نزدیک‌ بود سپاهیان‌ امام(ع‌) کار جنگ‌ را یکسره‌ کنند، اشعث‌ در جمع‌ کندیان‌ به‌ پا خاست‌ و ضمن‌ خطبه‌ای‌، با لحنى‌ مصلحت‌ جویانه‌ خواستار ترک‌ خونریزی‌ بیشتر شد، بنابر این‌ روایات‌ تا خبر خطبه اشعث‌ به‌ معاویه‌ رسید، دستور داد تا قرآن‌ هارا فراز نیزه‌ها کنن.

پس‌ از این‌ ماجرا اشعث‌ از امیرالمؤمنین‌ على‌(ع‌) به‌ تأکید مى‌خواست‌ که‌ پیشنهاد «دعوت‌ به‌ کتاب‌ الله» را بپذیرد و گفته‌اند که‌ او و گروهى‌ از کندیان‌ بیش‌ از هر کس‌ دیگری‌ خواستار ترک‌ مخاصمه‌ بودند، اشعث‌ همچنین‌ نظر معاویه‌ را در باب‌ قرار دادن‌ یک‌ حَکَم‌ از شام‌ و دیگری‌ از عراق‌ پسندید و همراه‌ کندیان‌ ابوموسى‌ اشعری‌ را برگزید و با حکمیت‌ ابن‌ عباس‌ یا مالک‌ اشتر به‌ عنوان‌ نماینده‌ از سوی‌ امام‌ على(ع‌) و عراقیان‌ مخالفت‌ کرد .

به‌ روایت‌ یعقوبى‌، وقتى‌ بر سر لقب‌ «امیرالمؤمنین‌» برای‌ امام‌ على‌(ع‌) هنگام‌ نوشتن‌ صلح‌ نامه‌ میان‌ نمایندگان‌ دو سپاه‌ اختلاف‌ افتاد، اشعث‌ از کسانى‌ بود که‌ خواستار محو این‌ لقب‌ در آن‌ نامه‌ شد و مالک‌ اشتر سخت‌ به‌ او اعتراض‌ کرد، به‌ هر حال‌ با ظهور گرایش‌ خوارج‌ که‌ امام‌ على‌(ع‌) تا سر حد ممکن‌ کوشید با ایشان‌ مدارا کند، اشعث‌ از کسانى‌ بود که‌ اعتقاد داشتند باید پیش‌ از آغاز دوباره جنگ‌ با معاویه‌، نخست‌ با خوارج‌ نهروان‌ جنگید، پس‌ از نبرد نهروان‌، امام(ع‌) یاران‌ را به‌ جنگ‌ با معاویه‌ خواند، اما اشعث‌ خستگى‌ از جنگ‌ را بهانه‌ کرد و سخنان‌ او نیز در سپاهیان‌ تأثیری‌ بسزا کرد و به‌ همین‌ سبب‌ امام(ع‌) راهى‌ کوفه‌ شد.

آخرین نکته‌ در زندگى‌ اشعث‌، مسأله ارتباط او با ابن‌ ملجم‌ و نقش‌ او در توطئه شهادت‌ امیرالمؤمنین‌ على(ع‌) است‌ که‌ از لابه‌لای‌ گزارش‌های‌ مغشوش‌ منابع‌ نمى‌توان‌ به‌ نتیجه قانع‌ کننده‌ای‌ دست‌ یافت‌، البته‌ امیرالمؤمنین(ع) به‌ اشعث‌ اعتمادی‌ نداشت‌؛ حتى‌ یک‌ بار امام‌ على(ع‌) بر منبر کوفه‌، با اشعث‌ به‌ تندی‌ سخن‌ گفت.(نهج‌البلاغه، خطبه 19)، همچنین‌ گفته‌اند یک‌ بار اشعث‌، امام(ع‌) را تهدید به‌ مرگ‌ کرد.

فرزند بزرگش‌ محمد، از ام‌فروه‌ خواهر ابوبکر، در دستگیری‌ حجر بن‌ عدی‌، صحابى‌ امیرالمؤمنین(ع‌) شرکت‌ فعال‌ داشت، او از امیران‌ مورد اعتماد زیاد بن‌ ابوسفیان‌ و ابن‌ زیاد بود و در دستگیری‌ و قتل‌ هانى‌ بن‌ عروه‌ و مسلم‌ بن‌ عقیل‌ در آستانه واقعة کربلا، شرکت‌ جست، فرزند دیگر او، قیس‌، از کسانى‌ بود که‌ امام‌ حسین‌(ع‌) را به‌ کوفه‌ دعوت‌ کرد، با این همه‌، به‌ لشکر شام‌ پیوست‌ و مکاتبه‌ با آن‌ حضرت‌ را انکار کرد، او همان کسی بود که‌ پس‌ از شهادت‌ امام‌(ع‌) جامه‌ از پیکر آن‌ حضرت‌ ربود، جعده‌ دختر اشعث‌ که‌ با نیرنگ‌ پدر به‌ همسری‌ امام‌ حسن‌ مجتبى‌(ع‌) درآمد، به‌ فریب‌ معاویه‌، آن‌ حضرت‌ را مسموم‌ کرد.

خانواده اشعث‌ حتى‌ تا قرن سوم هجری نیز در کوفه‌، در حوادث‌ سیاسى‌ غالباً به‌ نفع‌ حاکمان‌ نقش‌ داشتند و همواره‌ به‌ نیرنگ‌ بازی‌ شهره‌ بودند و چون‌ یکى‌ از ایشان‌ خواست‌ به‌ خدمت‌ امام صادق(ع‌) برسد، آن‌ حضرت‌ نپذیرفت.(تخلیص از دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی)

2-ابی‌الفرج عبدالرحمن بن جوزی،صفحه 27

3-برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به مفید، جلد‌ 2، صفحه‌ 16؛ ابن‌شهر آشوب‌، جلد‌ 3، صفحه‌ 202؛ اربلی‌، جلد‌ 2، صفحه 138ـ139

4-قطب‌ راوندی‌، جلد‌ 1، صفحه‌ 242

5- ابوالفرج‌ اصفهانی‌، صفحه‌ 48

6- مسعودی‌، جلد‌ 3، صفحه 182

7--بلاذری، جلد‌2، صفحه369

8-ابن‌سعد، جلد ‌5، صفحه‌123

9- همان‌، جلد ‌3، قسم‌1، صفحه‌ 152

10- همان‌، جلد‌5، صفحه‌231


11-رجوع کنید به ابوالفرج ‌اصفهانی، صفحه 31 به بعد



نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، کنترل جمعیت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

با فرار عبیدالله ابن عباس و دیگر فرماندهان سپاه امام حسن(علیه السلام) شرایط بسیار نامطلوبى پدید آمد. امام مجبور شد صلح را بپذیرد اما معاویه فقط به شهادت امام راضی شد.

یاران خائن امام حسن (ع) چه کسانی بودند؟

به گزارش فرهنگ نیوز، امام حسن(ع) امام دوم شیعیان در سال چهلم هجرى پس از شهادت امام على(ع) به خلافت رسید.[1] دوره کوتاه مدت خلافت آن حضرت، همچون دوره خلافت امام على (علیه السلام) آکنده از فعالیت ستون پنجم دشمن است، که با فعالیتشان مانع از پیروزى قاطع امام على(علیه السلام) در برابر معاویه ستمگر شدند.

دوره خلافت امام حسن(علیه السلام)، دوره‌اى بود که فعالیت منافقان، خیانت کاران و جاسوسان در آن به حد اعلاى خود رسیده بود.

از طرفی معاویه به مقابله با امام حسن(علیه السلام) برخواسته بود و از سوى دیگر، در پى جنگ هاى سه گانه امام على(علیه السلام) و به شهادت رساندن بیشترین یاران با وفاى اهل البیت(علیه السلام) در غارات مانند مالک اشتر و محمد بن ابى بکر و افراد دیگر اوضاع براى سپاه اسلام بسیار دشوار شده بود.

با وجود تمام این شرائط، امام حسن(علیه السلام) تصمیم نهایى برای جنگ با معاویه را در سخنرانى خود در مسجد کوفه اعلام نمود. اما مردم کوفه آنقدر در رفتن به جنگ سستى نمودند، تا اینکه عدى بن حاتم که پیرمردى بود به پا خواست و جملاتى به کوفیان گفت و به تنهایى و به اطاعت از فراخوان امام عازم (پادگان) نخیله شد و به دنبال او عده اى به ناچار از قبیله طى و دیگر قبایل به راه افتادند.[2]

امام پس از فراخوان نبرد بر علیه شامیان، متوجه جاسوسانى از سوى معاویه در کوفه و بصره شد، که پس از شناسایی این دو نفر دستور قتل آنان را صادر کرد و به دنبال آن در نامه‌اى به معاویه این چنین نوشت: گویا خواهان جنگ هستى، بزودى آن را دیدار خواهى کرد پس چشم به راه باش...[3]

اما برنامه معاویه به طور دیگرى طراحى شده بود. گرچه در ظاهر او نیز سپاهى فراهم ساخته و به سوى کوفه حرکت کرده بود.

نقشه معاویه آن بود که حضرت را مخفیانه به قتل برساند و بدون دردسر به هدف شوم خود برسد، به همین منظور چهار نفر تروریست منافق به نام هاى، عمرو بن حریث و اشعث بن قیس و حجر بن الحارث و شبث ربعى را اغوا کرد و جداگانه به این کار مامور کرد. امام حسن(علیه السلام) خیلى زود از این توطئه آگاه شد و در زیر لباس هایش زره پوشید.

یکى از منافقین، امام را در موقع نماز هدف قرار داد نتوانست کارى از پیش ببرد چون زره از نفوذ تیر در بدن امام جلوگیرى نمود.[4] طرح دیگر معاویه استفاده از شگردى بود که در صفین او را به پیروزى رساند. به همین منظور سعى کامل کرد تا در میان یاران امام و سپاهیانش نفوذ کند.

یاران خائن

یاران امام در پیروزى بدون دردسر معاویه نقش اساسى را ایفاء کردند. در این میان عملکرد یکى از کسانى که امام حسن (علیه السلام) به او اطمینان کامل نموده و فرماندهی سپاهش را به او واگذار کرده بود از دیگران به مراتب پررنگتر است. او کسى جز عبیدالله بن عباس نبود.

عبیدالله بن عباس فرمانده لشگر امام حسن (علیه السلام) نتوانست در برابر پیشنهادهای معاویه مقاومت کند و به راحتى فریب خورد و با عده ای زیادى از زیردستان خود در حدود هشت هزار نفر شبانه به اردوگاه معاویه پیوست و سپاهیان امام را بدون فرمانده رها کرد.[5] این درحالى بود که در دوره امام على (علیه السلام) فرستاده معاویه به مکه دو فرزند خردسال عبیدالله بن عباس را سر بریده بود.[6] انتظار آن بود که عبیدالله نه به خاطر امام بلکه به خاطر دو فرزندى که معاویه از او کشته بود به معاویه نپیوندد، ولى دنیا طبى او تمام خاطرات تلخش را نیز به فراموشى سپرد.

صبحگاه وقتى سپاه امام براى نماز حاضر شدند، عبیدالله بن عباس غایب بود. ناچار شخص دومى که از سوى امام(علیه السلام) به عنوان جانشین عبیدالله منصوب شده بود و قیس بن سعد بن عباده انصارى نام داشت، فرماندهى سپاه را به عهده گرفت و نماز جماعت را به جا آورد. وسوسه هاى معاویه در خصوص قیس سازگار نشد. ولی معاویه که به مقصود نهایى خود نرسیده بود با شایعه سازى توسط جاسوسان خود در میان سپاه قیس باعث سردرگمى و کلافگى آنان شد.[7]

با فرار عبیدالله ابن عباس و دیگر فرماندهان سپاه امام حسن(علیه السلام) شرایط بسیار نامطلوبى پدید آمد، امام(علیه السلام) که براى جمع آوری سپاه به مدائن رفته بود نه تنها موفق به انجام این کار نشد، بلکه عده ای از سپاهیانش بر او شوریدند و به خیمه اش ریخته به غارت پرداختند، آنان حتى سجاده زیرپاى حضرت را ربودند و عبدالرحمن ازدى رداى آن حضرت را از دوشش کشید،‌ حضرت بدون اینکه ردایی بر تن داشته باشد، سوار اسب شده و در ساباط به راه افتاد.

همینکه به جاى تاریکى که مظلم ساباط خوانده ‌اند رسید نااگاه یکى از خوارج به نام جراح بن سنان پیش آمد،‌ لگام اسب حضرت را گرفت و گفت حسن تو نیز همانند پدرت کافر شدى و خنجرى مسموم به ران مبارک حضرت زد که تا استخوان شکافته شد. [8] این ضربت به طوری سهمگین بود که حضرت بسیار رنجور و بیمار گشت.[9]

بالاخره همان عواملى که امام على (علیه السلام) و سپاهش را در مقابل معاویه متوقف ساخت دوباره کارساز شد و صلح را بر امام حسن(علیه السلام) تحمیل ساخت. گرچه امام مقاومت زیادى کرد، ولى آن حضرت موقعى تن به صلح داد که یارانش از پیرامونش متفرق شدند و او را تنها گذارند.[10]

امام حسن(علیه السلام) پس انجام صلح با معاویه، حکومت کوفه را رها نموده و در مدینه پیامبر رحل اقامت افکند. با این حال معاویه آن حضرت را به حال خود رها نکرد و با تمام توان او را با جاسوسان و عمال خود زیر نظر گرفت و در نهایت با اغواى یکى از زنان آن حضرت بنام جعده، زهر به آن حضرت خورانید و دردانه زهراى اطهر را در بیست هشتم صفر به شهادت رساند.[11]

منابع:
[1] - محمد بن نعمان شیخ مفید، الارشاد فى معرفه حجج الله على العباد، سیدهاشم رسولى محلاتى، تهران، علمیه اسلامى، ج2، ص 5
[2] -ابى الفرج اصفهانى، مقاتل الطالبیین، کاظم المظفر،قم، دارالکتاب، چاپ دوم، ص 39
[3] - شیخ مفید، همان
[4] - مجلس، محمد باقر؛ بحارالانوار بیروت ، الوفا، چاپ دوم 1403 ،ج44 ،ص33
[5] - همان ،ص51 و یعقوبى، احمدبن ابى یعقوب؛ تاریخ یعقوبى، محمد ابراهیم آیتى، تهران، انتشارات علمى فرهنگى، چاپ هشتم، 1378، ج2، ص141
[6] - یعقوبى، همان، ج2، ص107
[7] - ابوالفداء اسماعیل بن عمره بن کثیردمشقى، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، 1407، ج8، ص15
[8] - شیخ مفید، همان، ص8 و ابوجعفر محمد بن جریر طبرى، تاریخ الامم و الملوک، محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالثراث1378، ج5 ص195
[9] - یعقوبى، همان، ص142
[10] - طبرى ، همان
[11] -شیخ مفید، همان، ص12


منبع: مجمع جهانی شیعه شناسی






نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به مناسبت 28 صفر
امام حسن اگرصلح نمی‌کرد یقیناً اسلام ضربه می‌دید. تبلیغات و پول آنچنان جو بدی به وجود آورده بود که امام حسن(ع) اگر آن روز جان خود و اصحاب نزدیک و معدود خود را از دست می داد چیزی از اسلام باقی نمی ماند.


صراط: آثار و برکات تدبیر خردمندانه امام حسن مجتبی(ع) را می توان از منظر بیانات حکیمانه رهبر انقلاب، که در زمینه آشنایی با جریانات تاریخ اسلام از دانش و بصیرت قابل توجهی برخوردارند دریافت. ایشان در تبیین علل و انگیزه های صلح امام حسن مجتبی(ع) و دستاوردهای ارزشمند آن می فرمایند:

جنگ نظامی را امام حسن با آن دشمنی که قبلاً باید افشا بشود و سپس با آن مبارزه بشود متوقف کرد تا جنگ سیاسی، جنگ فرهنگی، جنگ تبلیغاتی و جنگ اسلامی خود را با او شروع بکند. نتیجه این شد، که بعد از آنی که امام حسن (ع) از دنیا رفت و امام حسین(ع) هم ده سال دیگر همان راه امام حسن را ادامه داد، وضعیت دنیای اسلام به آن جایی رسید که دیگر می‌توانست فرزند پیغمبر - یعنی فرزندی از فرزندان پیغمبر - آنچنان شهادتی را بپذیرد که تا آخرتاریخ دنیا آن شهادت بماند همچنانی که ماند ومنشأ آثار مقاومت آمیز و بزرگ بشود همچنان که شد و اسلام را زنده نگه بدارد همچنان که زنده نگهداشت. این کار امام حسن.


در مورد کار امام حسن ما هیچ درصدد نمی‌آئیم از موضع دفاع حرف بزنیم که چرا صلح کرد و چه موجباتی داشت، امام حسن اگرصلح نمی‌کرد یقیناً اسلام ضربه می‌دید؛ برای خاطر اینکه آن چهره افشا نشده بود، مردم هنوز حقایق را نمیدانستند، آنقدر نمیدانستند که هزاران نفر یا صدها هزار نفر از سربازان امام حسن حاضر شدند با آن طرفی که با امیرالمؤمنین جنگیده بود دیگر نجنگند. تبلیغات و پول و کارهای گوناگون سیاسی آنچنان جو بدی به وجود آورده بود که امام حسن اگر آن روز خود را و جان خود را و جان اصحاب نزدیک و معدود خود را از دست می‌داد چیزی از اسلام باقی نمی‌ماند. بعد از چند سالی نام علی و نام حسن و نام حسین و نام افتخارات صدر اسلام و نام آن همه حوادث آموزنده اگر در لابلای کتابها می‌ماند هم برای مدت زیادی نمی‌ماند و به درستی و تحریف نشده نمی‌ماند. این کار امام حسن بود.


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/6078/6077496-0d9b281537d621563d012e9cdce8d064-l.jpg
وقتی شما جمع‌بندی می‌کنید، می‌بینید کار امام حسن با کار امیرالمؤمنین، با کار امام حسین، با کار همه ائمه دارای یک مضمون و یک معنا است. آگاهانه مقاومت کردن، تکلیف را فهمیدن و ایستادن، و من به شما بگویم برادران و خواهران من، امام حسن(ع) یکی از شجاعانه‌ترین اقدامها را برای انجام این تکلیف انجام داد. چرا؟ برای خاطر اینکه به دیگران، به پیغمبران، به پیغمبر اسلام، به امیرالمؤمنین، به همه ائمه فقط دشمنان بودند که طعن میزدند، اما پیچیدگی کار امام حسن و ظرافت آن موضع آن‌چنان بود که حتی دوستان او هم به‌ او طعن میزدند. حجربن‌عدی‌ها هم نمی‌دانستند و به او یا مذل المؤمنین می‌گفتند اما صبر کرد.

اگر امام مجتبی این صلح را انجام نمی داد، آن اسلام ارزشی نهضتی باقی نمی ماند و از بین می رفت؛ چون معاویه بالاخره غلبه پیدا می کرد . وضعیت، وضعیتی نبود که امکان داشته باشد امام حسن مجتبی(ع) غلبه پیدا کند. همه ی عوامل، در جهت عکس غلبه امام مجتبی(ع) بود. معاویه غلبه پیدا می کرد؛ چون دستگاه تبلیغات در اختیار او بود. اگر امام حسن(ع) صلح نمیکرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین میبردند و کسی را باقی نمی ذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز بکلی از بین می رفت و ذکر اسلام برمی افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی رسید .

اگر بنا بود امام مجتبی (علیه السلام)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته می شد، اصحاب برجسته هم باید کشته می شدند ، «حجر بن عدی» ها هم باید کشته می شدند، همه باید از بین می رفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصتها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشی خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی ماند . این، حق عظیمی است که امام مجتبی(ع) بر بقای اسلام دارد.

این هم یک بعد دیگر از زندگی امام مجتبی(ع) و صلح آن بزرگوار است که امیدواریم خداوند به همه ما بصیرتی عنایت کند، تا بتوانیم این بزرگوار را بشناسیم و نگذاریم پرده جهالت و غباری که تا مدتها بر چهره آن بزرگوار بوده، باقی بماند. یعنی حقیقت را باید همه بفهمند و بدانند که صلح امام مجتبی(ع)، همان قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، امام حسین(ع) ارزش داشت. همان قدر که آن شهادت به اسلام خدمت کرد، آن صلح هم همان قدر یا بیشتر به اسلام خدمت کرد. ( حدیث ولایت مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری، جلد چهارم، ص ۸۶-۸۵.)

منبع: مهر




نوع مطلب : پاسخ به شبهات، کتاب، تزکیه نفس، امام حسن(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، حدیث، آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
از آنجا که امام حسن(ع) فرزند امام علی(ع) بود، هر کسی دوست داشت به گونه‌ای خود را به خاندان پیامبر نزدیک کند، اهل بیت هم به جهت حُسن خلقی که داشتند و حتی نسبت به دشمنان مهربان بودند، با این گونه پیشنهادات مخالفت نمی‌کردند.
به گزارش مشرق، یکی از سؤالاتی که در زمینه زندگانی کریم اهل بیت(ع) امام حسن مجتبی(ع) مطرح می‌شود، این است که چرا حضرت با جعده که پدرش یکی از دشمنان ایشان بود، ازدواج کردند؟

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم این گونه پاسخ می‌دهد:

یکی از افراد و شخصیت‌های تاریخی که در دوران امیرالمؤمنین(ع) زندگی می‌کرد و در زیر سایه مهر او امنیت یافته بود، «اشعث بن قیس کندی» بود که برای شناخت او کافی است به خطبه‌ای از خطبه‌های امیرالمؤمنین علی(ع) توجه کنیم:

امام علی(ع) در مسجد کوفه سال 38 هجری سخنرانی می‌کرد، اشعث بن قیس به یکی از مطالب آن حضرت اعتراض کرد و گفت: این سخن به زیان تو است نه به سود تو، امام(ع) که او را به خوبی می‌شناخت نگاه خود را به او دوخت و فرمود: «چه کسی تو را آگاه کرد که چه چیزی به سود یا زیان من است؟ لعنت خدا و لعنتِ لعنت کنندگان بر تو باد ای متکبر، متکبرزاده منافقِ پسر کافر، سوگند به خدا تو یک بار در زمان کفر و بار دیگر در حکومت اسلام اسیر شدی و مال و خویشاوندی تو هر دو بار نتوانست به فریادت برسد، آن کس که خویشان خود را به دم شمشیر سپرد و مرگ و نابودی را به سوی آن‌ها کشاند سزاوار است که بستگان او بر او خشم گیرند و بیگانگان به او اطمینان نداشته باشند».(1)


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5691/5690875-b5e123d435940a8d4e42dfc24ccdbae3-l.jpg
از جملات صریح امام(ع) درباره اشعث استفاده می‌شود که او قطعاً یکی از دشمنان حضرت بوده است وگرنه حضرت با دوست خود این‌گونه صحبت نمی‌کند، اما با این حال، چرا فرزندِ حضرت (امام حسن مجتبی(ع)) با دختر چنین شخصی ازدواج کرد؟

در تاریخ داستانی درباره چگونگی ازدواج امام حسن(ع) با جعده دختر اشعث بن قیس نقل شده که در اینجا به نقل آن داستان می‌پردازیم:

درباره نام دختر اشعث مؤرخان اختلاف دارند و او را سکینه، شعثاء و عایشه هم دانسته‌اند، ولی صحیح‌ترین آن جعده است(2) و سبب ازدواج چنین بیان شده است که امیرالمؤمنین علی(ع) دختر سعید بن قیس همدانی به نام «ام عمران» را برای فرزندش حسن خواستگاری کرد، سعید گفت: به من مهلت دهید در این باره مشورت کنم و از حضور امام بیرون آمد در بین راه به اشعث بن قیس (برادرش) برخورد و جریان را به او گفت، آن مرد منافق از روی نیرنگ به سعید گفت: چگونه دخترت را به حسن می‌دهی که همیشه به او فخر بفروشد و درباره‌اش انصاف نورزد و با او بدرفتاری کند و بگوید: من فرزند پیامبر خدا و امیرالمؤمنینم و او در برابرش چنین فضیلتی نداشته باشد، پس بهتر نیست او را به پسرعمویش بدهی تا شایسته یکدیگر باشند، سعید گفت: کدام پسرعمویش؟ اشعث گفت: محمد پسر من!

آن بیچاره فریب خورد و گفت: دخترم را به پسرت دادم، اشعث شتابزده به نزد امیرالمؤمنین(ع) رفت و گفت: تو دختر سعید را برای حسن خواستگاری کرده‌ای؟! حضرت فرمود: بلی! اشعث گفت: آیا دختری را نمی‌خواهی که در شأن فرزندت باشد؟ حضرت فرمود: آن دختر کیست؟ اشعث گفت: جعده دختر من.

حضرت فرمود: ما با مرد دیگری در این باره گفت‌وگو کرده‌ایم، اشعث گفت: درباره آن گفت‌وگو راهی برای شما وجود ندارد، حضرت فرمود: او رفته است تا با مادر دختر مشورت کند، اشعث گفت: او دخترش را به محمد بن اشعث (پسر من) داد، حضرت فرمود: کی چنین کاری کرده؟ اشعث گفت: قبل از اینکه به اینجا بیایم و چنین بود که امیرالمؤمنین با این پیشنهاد موافقت کرد.

وقتی که سعید فهمید فریب اشعث را خورده پیش او شتافت و گفت: ای مرد یک چشم با من نیرنگ باختی؟ اشعث گفت: کور خبیث تو هستی که خواستی درباره فرزند پیامبر مشورت کنی، آیا تو احمق نیستی؟، اشعث شتابان به حضور امام حسن(ع) رفت و گفت: آیا نمی‌خواهی با همسرت دیدار کنی، چون او می‌ترسید فرصت از دست برود و بعد راه بین خانه امام و خانه خودش را فرش کرد و دخترش را به همسری امام بخشید، به این ترتیب جعده به خانه امام(ع) رفت».(3)

از آنجا که امام حسن مجتبی(ع) فرزند پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بود، هر کسی دوست داشت به گونه‌ای خود را به خاندان پیامبر نزدیک کند، اهل بیت پیامبر(ص) هم به جهت حُسن خلقی که داشتند و حتی نسبت به دشمنان مهربان بودند، با این گونه پیشنهادات مخالفت نمی‌کردند و تا خطایی از کسی نمی‌دیدند او را از در خانه خود نمی‌راندند، علاوه بر اینکه طبق داستان فوق امام مجتبی(ع) در برابر کار انجام شده واقع شدند و تن به این ازدواج دادند، ولی بعضی از تحلیلگران سبب ازدواج امام حسن(ع) با جعده را این گونه بیان کرده‌اند:‌

همان گونه که برخی ازدواج‌های رسول خدا(ص) رنگ سیاسی داشت، پاره‌ای ازدواج‌های امام حسن(ع) هم سیاسی بود، با توجه به نفوذ بسیار زیاد اشعث بن قیس در کوفه به نحوی که در جنگ صفین در به حکمیت کشاندن جنگ تلاش فراوانی داشت و مؤثر هم واقع شد، حضرت با دختر او جعده ازدواج کرد، این ازدواج صورت گرفت و البته بدون فرزند پایان یافت، جعده که نفاق را از پدر به ارث برده بود با توطئه معاویه به دشمن حضرت تبدیل شد و در یک اقدام ننگین امام حسن(ع) را زهر داد.

*پی‌نوشت‌ها:

1. نهج البلاغه، خطبه 19، ترجمه: محمد دشتی، ص 64، چاپ دوم.

2. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبین، ناشر: دارالمعرفه، ص 50.

3. قرشی، باقر شریف، زندگانی حسن بن علی، ج 2، ترجمه فخرالدین حجازی، ج2، ص567 به نقل از تاریخ ابن عساکر، ج 4، ص 216.

منبع: فارس




نوع مطلب : پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، در مورد حجاب و زن، فساد و انحطاط اخلاقی، امام حسن(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در درس کلام در مشهد مقدس مطرح شد؛
استدلال‌های قرآنی آیت الله سبحانی درباره توسل
آیت‌الله سبحانی گفت: با تأکید بر این‌که باید عقیده را از حدیث بگیریم نه این‌که حدیث را بر عقیده تطبیق دهیم، عنوان کرد: ما باید شاگردان قرآن و شاگردان حدیث صحیح باشیم؛ آنان به‌جای این‌که شاگردی کنند، استادی بر قرآن و استادی بر حدیث می‌کنند؛ همه ما سنی هستیم به این معنا که از سنت پیغمبر پیروی می‌کنیم.
مرجعیت شیعه به نقل از رسا _ آیت‌الله جعفر سبحانی در آخرین جلسه از درس کلام و اندیشه اسلامی که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد برگزار شد پیرامون مؤلفه‌هایی که تکفیری‌ها به‌واسطه آن شیعه و سنی را تکفیر می‌کنند به بیان دلایل آنان و استدلالات قرآنی در رد آن پرداخت.

وی با یادآوری این نکته که آنان در تکفیر تفاوتی میان شیعه و سنی قائل نیستند، بیان داشت: از موارد دیگری که سبب شده است افراد را مشرک بشمارند، مسئله توسل به انبیا و اولیاء است؛ آنان توسل را منکر نیستند اما برای توسل اقسامی قائل‌اند که برخی را قبول دارند و برخی دیگر را علامت شرک می‌دانند.

اقسام توسل

این استاد کلام و اندیشه اسلامی به بیان اقسام توسلی که وهابی‌ها نیز به آن معتقد هستند پرداخت و گفت: از توسل‌هایی که آن قبول دارند، توسل به اسماء الله است که ما نیز این توسل را جایز می‌دانیم؛ آنجایی که می‌خوانیم: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاَعْظَمِ».

وی ادامه داد: دومین نوع توسل، توسل انسان به اعمال نیک خویش است؛ این‌که اگر انسان اعمال نیکی انجام داده باشد برای استجابت دعا اعمال خود را واسطه آن قرار دهد؛ به‌طور مثال، فردی است که در دوران جوانی با یک منظره‌ای که یوسف‌ها در آن منظره‌ها خود را حفظ می‌کنند، مواجه می‌شود و خود را از آن عمل نجات داده و پاک نگه می‌دارد، ممکن است روزی فرزند او دچار بیماری شود و از خدا بخواهد که به‌واسطه آن عمل نیکی که در آن زمان انجام داده است فرزندش را شفا دهد.

آیت‌الله سبحانی، سومین توسل مورد قبول وهابی‌ها را توسل به دعای مؤمن در حال حیات عنوان کرد . اظهار داشت: به‌طور مثال فردی از مؤمن زنده بخواهد در دعایش فرد را یاد کند و به فکر او باشد، مصداق این نوع توسل است اما مواردی آن‌ها انکار می‌کنند و مهم است، توسل به دعای انبیایی که از دنیا رفته‌اند، است.

وی بابیان این‌که با این اعتقاد شما نمی‌توانید بگویید «یا رَسُولَ اللَّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ» زیرا از این جهان رفته است و توسل به دعای پیغمبر بعد از وفات شرک محسوب می شود، عنوان داشت: دومین توسلی که آنان شرک می‌دانند، توسل به جاه و منزلت پیغمبر (ص) است؛ از دید ما، پیغمبر اکرم (ص) در مقام ربوبی منزلت دارد اما در اعتقاد وهابی‌ها این‌که بگوییم خدایا به جاه محمد و آل محمد فرزند ما را شفا بده؛ شرک است.

این مرجع عالی‌قدر تشیع اضافه کرد: توسل به ذات و نفس پیغمبر اکرم (ص)، سومین توسلی است که آنان یا تحریم کرده و یا شرک می‌دانند و وسیله تکفیر شیعه و سنی قرار داده‌اند.

پیامبر جزء شهدای اعمال است

وی به آیه 64 سوره نساء «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» اشاره کرد و گفت: خداوند در این آیه می‌فرماید: «اگر این افراد منافق و فاسق آنگاه‌که گناه کرده‌اند، بیایند خدمت پیغمبر و خودشان استغفار کنند و پس‌ازآن پیغمبر نیز در حق آن‌ها استغفار کند ...»؛ باید توجه کرد که این آیه تنها حال حیات پیامبر (ص) را نمی‌گوید بلکه حال ممات را نیز دربر می‌گیرد.

استاد عالی حوزه علمیه ادامه داد: پیغمبر حی است به‌خصوص این‌که همه نقل کرده‌اند که پیغمبر گرامی اسلام فرموده‌اند: «سَلِّمو عَلَیَّ وَ إن سَلامِکُم یُصَدُو عَلَیک»، بر من سلام بفرستید، سلام شما به من می‌رسد؛ پیامبر جزء شهدای اعمال است یعنی شهدای اعمال امت است.

وی خاطرنشان کرد: پیغمبری که جزء شهدای اعمال است و روز قیامت اعمال امت را شهادت خواهد داد حی است و حاضر، چه زمانی که در دوره حیات مادی بود و چه زمانی که در زندگی برزخی به سر می‌برد. آیا می‌شود کسی شهادت بدهد اما آگاه از اعمال امت نباشد؟ «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» بنابراین حیات و ممات پیغمبر یکسان است.

اثبات قرآنی شرک نبودن توسل به ذات پیامبر (ص)

آیت‌الله سبحانی با قرائت دومین آیه سوره حجرات که خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ»، به ذاکران می‌گوید در کنار قبر پیامبر فریاد نزنید، ابراز داشت: با توجه به این آیه می‌توان فهمید که حیات پیامبر (ص) هنوز هم ادامه دارد؛ حتی پس از وفات پیامبر (ص)، صحابه ایشان در کنار قبر پیامبر (ص) می‌آمدند، تقاضای دعا می‌کردند و از ایشان توسل می‌جستند.

وی به بیان دلیلی در تأیید توسل به ذات رسول خدا پرداخت و گفت: در حدیثی، توسل به ذات مقدس پیامبر که در عالم خلقت، افضل الخلائق است اثبات‌شده؛ این حدیثی است که رفاعی، ابن ماجد و مسند احمد نیز آن را تصدیق کرده‌اند: مرد نابینایی به محضر رسول‌الله (ص) رفت و گفت دعا کن که من بینایی خود را به دست بیاورم؛ پیامبر اکرم (ص) به او فرمود وضو بگیر و این دعا را بخوان: «ألّلهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیکَ بِنَبِیکَ مُحَمَّد نَبِی الرَّحمَةِ یَا مُحَمَّد اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلی رَبِّی فِی حَاجَتِی».



وی ادامه داد: آقایان از پیش عقیده را مشخص کرده‌اند که توسل به ذات نبی شرک است و حال که به این حدیث که می‌رسند تفسیر به رأی می‌کنند. اگر این‌چنین نیز باشد باید در بقیه موارد نیز که به ذات پیامبر اشاره‌شده کلمه دعا تیز مقدر شود که این کار باعث خروج حدیث از اعتبار می‌شود.



اعتقاد باید از حدیث گرفته شود

آیت‌الله سبحانی با تأکید بر این‌که باید عقیده را از حدیث بگیریم نه این‌که حدیث را بر عقیده تطبیق دهیم، عنوان کرد: ما باید شاگردان قرآن و شاگردان حدیث صحیح باشیم؛ آنان به‌جای این‌که شاگردی کنند، استادی بر قرآن و استادی بر حدیث می‌کنند؛ همه ما سنی هستیم به این معنا که از سنت پیغمبر پیروی می‌کنیم.

وی به آیه 248 بقره «وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» اشاره کرد و عنوان داشت: خداوند طالوت را برای بنی‌اسرائیل ملک قرارداد ، بنی‌اسرائیل گفتند ما برای پس گرفتن شهرهای خود باید فردی را داشته باشیم که زیر پرچم او جهاد کنیم اما وقتی خداوند، طالوت را قرار داد گفتند این فقیر است و به درد نمی‌خورد؛ از این بخش آیه می‌توان فهمید که بنی‌اسرائیل همیشه معترض بوده‌اند و تا کوبیده نشوند زیر بار نمی‌روند.

بیان قرآن در تأیید توسل به انبیا

این مرجع عالی‌قدر تشیع ادامه داد: به آنان گفتند اگر زیر پرچم این فرد بروید تابوت موسی که صندوقچه‌ای از وسایل حضرت موسی همچون کفش‌ها، پیراهن و عصای او در آن قرار داشت و برای بنی‌اسرائیل مقدس بود، بازمی‌گردد؛ بنی‌اسرائیل در جنگ‌ها برای غلبه بر دشمنان به تابوت موسی توسل می‌کردند؛ وای بر من اگر هرکس بگوید پیامبر اکرم (ص) به‌اندازه پیراهن، عصا و تابوت موسی نباشد؛ شما می‌گویید توسل به پیغمبر (ص) شرک است اما خداوند به خاطر تابوت و آنچه در آن است آن قوم را پیروز می‌کردند.

تغییر سرنوشت به دست انسان است

وی بابیان این‌که وجوهی هست که تنها شیعه را تکفیر می‌کنند، اظهار داشت: یکی از آن مسئله‌ها، مسئله بلا است؛ همه ما می‌گوییم «بلا لِله»؛ ابتدا باید حقیقت بلا را بفهمیم و بعد بدانیم که کفر هست یا نه؛ معنی بلا در آیه 39 سوره رعد «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ» بیان‌شده است.

این استاد کلام و اندیشه اسلامی به بیان معنی این آیه پرداخت و گفت: خدا وحی می‌کند آنچه را که نوشته، ثابت می‌دارد آنچه را که نوشته، آنچه را بخواهد پاک می‌کند و آنچه را بخواهد ثابت می‌کند؛ این همان شب قدر است که ممکن است من جزء گنه‌کاران باشم اما در شب قدر اعمال خود را پاک‌کنم و یا در شرایطی برعکس آن اتفاق بیفتد، کسانی بوده‌اند که یک‌عمر خدا را پرستش کردند اما فردی همچون «بلعم باعورا» در یک‌شب مشرک شد و شیطان را ستایش کرد.

آیت‌الله جعفر سبحانی در پایان درس در پاسخ به پرسشی مبنی بر اعتقاد وهابیت برای رد توسل به استناد بر حدیث «إن قُتِعَ العَمَل»، بیان داشت: این حدیث درست است اما انسان که بمیرد رابطه‌اش با این دنیا قطع می‌شود، جز در مواردی؛ اول این‌که بچه‌ای داشته باشد، دوم صدقه و سنت جاریه‌ای داشته باشد که مردم به آن عمل کنند و ثوابش به او برسد، این امر در مورد اعمال شخصی‌اش صادق است اما این‌که در حق دیگران نمی‌تواند دعا کند رابطه‌ای ندارد؛ این صحیح نیست.

گفتنی است، درس کلام و اندیشه اسلامی آیت‌الله سبحانی در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد با عنوان «تقریب یا تکفیر» از شنبه 25 مردادماه آغاز شد که در طی برگزاری 9 جلسه درس به بررسی اعتقادات وهابی‌ها، تکفیری‌ها و دلایل آنان در تکفیر مسلمانان و همچنین بیان استدلال‌های قرآنی در رد ادعای آنان پرداخته شد؛ این سلسله مباحث، سوم شهریورماه به پایان رسید./9315/



وی با تأکید به راین که این حدیث را هیچ‌کس انکار نکرده است، عنوان داشت: رفاعی که فردی وهابی است و می‌گوید «لا شک ان هذه الحدیث، صحیح و مشهور...» ، ابن ماجد نیز می‌گوید «هذه حدیث الصحیح»، مسند احمد و مستدرک حاکم نیز این موضوع را نقل کرده‌اند اما متأسفانه در صحیح بخاری این امر نقل نشده است.

این استاد عالی حوزه علمیه بابیان این‌که وای بر کسانی که به خاطر عقیده‌شان در حدیث تصرف کنند، تصریح کرد: رفاعی به پیروی از برخی وهابی‌ها می‌گوید در اینجا (دعا) مقدر است، «ألّلهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیکَ (بدعاء) نَبِیکَ»، کلمه دعا را اضافه می‌کند که بگوید این حدیث در دسته سوم توسلات قرار می‌گیرد؛ تحریف حدیث همین است و درواقع یک نوع تفسیر به رأی انجام‌شده است.




نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، اربعین، حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت معصومه(س)، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، آیت الله جعفر سبحانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سروده جدید آیت الله زاده صافی گلپایگانی درباره شهید راه ولایت حضرت محسن بن علی (ع)
اگر چه خُرد خِرَد درک نور مهر نکرد ....
 
دریغ و درد که گلزار عشق بی بَر شد
هنوز غنچه تبسّم نکرده پرپر شد
دریغ و درد که نخل ولایت و توحید
هنوز قد نکشیده شکست و بی بَر شد
دریغ و درد که آفتاب صبح امید
هنوز رخ نگشوده ز کین مکدّر شد
لبی ز چهره ی خورشید بوسه ای نگرفت
چه شد که حضرت کوثر غمین و مضطرّ شد
بگو به کوردلان اسیر فکر سیاه
که هر که نور نبیند پلید باور شد
اگر چه خُرد خِرَد درک نور مهر نکرد
بگو بسوز که محسن، حسین دیگر شد
به دست کوچک خود، صد گره گشاید او
همان که دست لطیفش، چو دست اصغر شد
هنوز ناله ی زهرا رسد به گوش فلک
که محسنم به خدا بی گناه، پرپر شد
که طفل کوچک من از جنایت خصم
شهید راه ولایت فدای حیدر شد
فدای محسن مظلوم و حیدر و زهرا
که نوحه خوان عزاشان، نبی مکرّر شد
سلام ما به هواخواه حضرت محسن
به آن که عاشق نوباوه پیمبر شد
به دامنش زده است چنگ محسن صافی
که دستگیر گدایش، به لطف داور شد
محرم الحرام
1436




نوع مطلب : مباهله ، غدیر ، تولی و تبری، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، شعر، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، آیت الله صافی گلپایگانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عید غدیر در سیره اهل بیت(ع)

انبیای دیگر نیز این گونه به اوصیای خود سفارش می کردند که روزمعرفی وصی را روزه بدارند و عید بگیرند.


عید غدیر در سیره اهل بیت(ع)

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، «غدیر» و «عیدگرفتن » این روز مقدس، به زمان پیامبراکرم(ص)می رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینی ادامه داشته و امینان وحی الهی، همچون امام صادق(ع)و امام رضا(ع)آن را آشکار ساخته و یادش را گرامی و زنده نگه می داشتند.

پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.رمز عید بودن «غدیر» نیز، کمال دین و اتمام نعمت در سایه تداوم خط رسالت در شکل و قالب امامت بود.

 

به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت » را به صاحب ولایت تبریک گویند و با آن حضرت بیعت کنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهی شادمانی کرد و فرمود: «الحمدلله الذی فضلناعلی جمیع العالمین.»

 

آیه قرآن که به صراحت، این روز را روز اکمال دین و خشنودی پروردگار از این واقعه و این تعیین وصی دانسته، رمزدیگری ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگی این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نکته راحتی «طارق بن شهاب » مسیحی که در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود که گفت: اگر این آیه(الیوم اکملت لکم دینکم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه را عید می گرفتیم. هیچ یک از حاضران نیز حرف او را رد نکردند.

 

عید گرفتن غدیر

 

غدیر، تنها نه به عنوان «روزی تاریخی » ، بلکه به عنوان یک «عید اسلامی » مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهای خاصی را می طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلکه باید آن راعید گرفت و به شادمانی پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینی، آن را بزرگ داشت و برشکوه آن افزود، تا ارزشهای نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

 

همه این ویژگیها برای این روز بزرگ، موقعیتی والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان که رسول خدا(ص)و ائمه هدی و مومنانی که پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن » این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این نکته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتی که می فرماید:

 

«روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزی است که خدای متعال مرا فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمی هدایتگر برای امتم تعیین کنم که پس از من به وسیله اوراهنمایی شوند، و آن، روزی است که خداوند در آن روز، دین راکامل ساخت و نعمت را بر امتم به کمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

 

کلام دیگر پیامبر(ص)که فرموده بود: «به من تهنیت بگویید، به من تهنیت بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر درکلام حضرت رسول است.

 

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت و در سالی که روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه عید فرمود:

 

«خداوند متعال برای شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشکوهمند را مقارن قرار داده است که کمال هرکدام به دیگری است،تا نیکی واحسان خویش را در باره شما کامل سازد و شما را به راه رشد برساند و شما را دنباله رو کسانی قرار دهد که بانور هدایتش روشنایی گرفته اند و شما را به راه نیکوی خویش ببرد و به نحوکامل از شما پذیرایی کند. پس جمعه را محل گردهمایی شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاک سازد و آلودگیهای جمعه تا جمعه را بشوید، نیز برای یادآوری مومنان و بیان خشیت تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشی چند برابر پاداشهای مطیعان در روزهای دیگر قرار داده و کمال این عید، فرمانبرداری از امرالهی و پرهیز از نهی او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت به امر الهی قبول نمی شود و اسباب طاعت خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره های خدا و اهل ولایت، سامان نمی پذیرد.

 

 

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزی نازل کرد که بیانگراراده اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد که پیام را ابلاغ کند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

 

(تا آنجا که فرمود:)رحمت خدا برشماباد! پس از پایان این تجمع، به خانه ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیکی کنید و خداوند را بر نعمتی که ارزانی تان کرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به یکدیگر نیکی کنید، تا خداوند هم الفت شما را پایدار کند، ازنعمت الهی به یکدیگر هدیه دهید، آن گونه که خداوند برشما منت نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهای گذشته وآینده قرار داده است. نیکی دراین روز، ثروت را می افزاید و عمررا طولانی می کند. ابراز عاطفه و محبت به هم در این روز، موجب رحمت و لطف خدا می شود. تا می توانید، در این روز از وجودتان خرج خانواده و برادرانتان کنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانی و سرور کنید... »

 

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیکوکاری در آن را بیان کردند.

 

فرات بن احنف می گوید: به امام صادق(ع)عرض کردم: جانم فدایت!

 

آیا مسلمانان عیدی برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه دارند؟ فرمود: آری! با فضیلت ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزی است که خدا دین را در آن کامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا)گفتم: آن کدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یکی از پیامبران بنی اسرائیل می خواست جانشین خود را تعیین کند و انجام می داد، آن روز را عیدقرار می دادند. آن روز، روزی است که پیامبر اکرم(ص)علی(ع)را به عنوان هادی امت نصب کرد و این آیه نازل شد و دین کامل گشت ونعمت خدا بر مومنان، تمام شد. گفتم: آن روز، کدام روز از سال است؟ فرمود: روزها جلو و عقب می افتد، گاهی شنبه است، گاهی یک شنبه، گاهی دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه کاری سزاوار است که انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشکر و حمد خداوند و شادمانی است، به خاطر منتی که خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم که آن روز را روزه بگیرید.

 

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت می کند که: به آن حضرت عرض کردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدی است؟ فرمود: آری ای حسن! بزرگتر و شریف تر از آن دو. پرسیدم: چه روزی است؟ فرمود: روزی که امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه راهنما برای مردم منصوب شد. گفتم: فدای شما! در آن روز چه کاری سزاوار است که انجام دهیم؟ فرمود: روزه می گیری و برپیامبر ودودمانش درود می فرستی و از آنان که در حقشان ستم کردند، به درگاه خدا تبری می جویی. همانا پیامبران الهی به اوصیاء خویش دستور می دادند روزی را که جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند.

 

پرسیدم: پاداش کسی که آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

 

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت کرده که: از حضرت صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدی دارند؟ فرمود: آری، عیدی محترم تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزی که حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب کرد وفرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه » . عرض کردم: آن روز، چه روزی است؟ فرمود: به روزش چه کارداری؟ سال در گردش است، ولی آن روز، هیجدهم ذی حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه کاری انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادکردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد می کنید. همانا پیامبراکرم(ص) توصیه فرمود که مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین می کردند و به جانشینان خود وصیت می کردند که روز تعیین جانشین را عید بگیرند.

 

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند می دانست و آن را «عید بزرگ خدا» می شمرد.

 

در «خصال » صدوق از مفضل بن عمر روایت شده که: به حضرت صادق(ع)عرض کردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید.

 

گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را می دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذی حجه است. روزی که پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت امیر(ع)را بلند کرد و او را حجت بر مردم قرار داد. پرسیدم:

دراین روز، چه باید بکنیم؟ فرمود: با آنکه هرلحظه باید خدا راشکر کرد، ولی دراین روز، به شکرانه نعمت الهی باید روزه گرفت.

 

انبیای دیگر نیز این گونه به اوصیای خود سفارش می کردند که روزمعرفی وصی را روزه بدارند و عید بگیرند.

 

در حدیث دیگری در «مصباح » شیخ طوسی » امام صادق(ع)آن روزرا روزی عظیم و مورد احترام معرفی کرده است که خداوند حرمت آن را برمومنان گرامی داشته و دینشان را کامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش را تجدید کرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانی و سرورو روز روزه شکرانه دانسته که روزه اش معادل شصت ماه از ماههای حرام(محرم، رجب، ذی قعده و ذی حجه)است.

 

در حدیثی دیگر است که، حضرت صادق(ع)در حضور جمعی از هواداران و شیعیانش فرمود: آیا روزی را که خداوند، با آن روز، اسلام را استوار ساخت و فروغ دین را آشکار کرد و آن را برای ما و دوستان و شیعیانمان عید قرار داد، می شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند:

 

روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین » از اینها برتر است، یعنی روزهیجدهم ذی حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسی در سال 259(درحالی که خودش 90 سال داشت.)گفته است که حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات کردم، درحالی که در محضر او جمعی از یاران خاص وی بودند و امام(ع)آنان را برای افطار نگاه داشته بود و به خانه های آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتی کفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد می فرمود.

 

محمدبن علاء همدانی و یحیی بن جریح بغدادی می گویند:

ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمی(از اصحاب امام عسکری(ع »

درشهر قم به درخانه اش رفته، در زدیم. دخترکی آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه.

این نیز نشان دهنده سیره عملی بزرگان شیعه، نسبت به این روزفرخنده است.

امید است که جامعه شیعی، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبری، رشد خودشان را نشان دهند و با تکریم این حبل المتین استوار شیعه، دین خویش را نسبت به بنیادهای اعتقادی ادا کنند.

پدید آورنده : جواد محدثی - سایت عرفان


غدیر در کلام امام علی‌بن موسی‌‌الرضا(ع)؛

چرا عقیق، فیروزه و یاقوت ارزشمند شدند/ ماجرای منبر رفتن فرشته‌ها در کعبه +اعمال عید غدیر

امام رضا(ع) درباره عید غدیر می‌فرمایند: هر کس روزه‌دار مؤمنی را در این روز افطاری دهد، مانند کسی است که ۱۰ «فئام» را اطعام کرده است. آن حضرت سپس فئام را ۱۰۰هزار معنی کردند. یعنی هر کس روزه‌دار مؤمنی را در غدیر افطار دهد، مثل آن است که یک میلیون نفر را افطار داده است!

چرا عقیق، فیروزه و یاقوت ارزشمند شدند/ ماجرای منبر رفتن فرشته‌ها در کعبه +اعمال عید غدیر

گروه فرهنگی جهان نیوز: بار دیگر بزرگترین عید شیعیان جهان فرا می‌رسد و پیروان امام علی‌بن‌ ابی‌طالب غرق در شادی و سرور هستند. اما ویژگی‌های این عید بزرگ چیست؟ امام رضا(ع) قریب ۱۲۰۰ سال پیش به این پرسش پاسخ داده‌اند که محدث عالیقدر «سید بن طاووس» در فصل ششم کتاب «اقبال الاعمال» شرح آن را چنین نقل کرده است:

رواه عن الرضا علیه السلام قال: إذا کان یوم القیامة زفت اربعة ایام الى الله کما تزف العروس الى خدرها، قیل: ما هذه الایام؟ قال: یوم الاضحى ویوم الفطر ویوم الجمعة ویوم الغدیر، وان یوم الغدیر بین الأضحى والفطر والجمعة کالقمر بین الکواکب، وهو الیوم الذى نجا فیه ابراهیم الخلیل من النار، فصامه شکرا لله، وهو الیوم الذى اکمل الله به الدین فی اقامة النبی علیه السلام علیا أمیر المؤمنین علما وابان فضیلته ووصایته، فصام ذلک الیوم، وانه الیوم الکمال ویوم مرغمة الشیطان، ویوم تقبل اعمال الشیعة ومحبى آل محمد، وهو الیوم الذى یعمد الله فیه الى ما عمله المخالفون فیجعله هباء منثورا.

از حضرت رضا(ع) روایت شده است: هنگامی که قیامت فرا می‌رسد، چهار روز با فخر و مباهات بر خداوند وارد می‌شوند، همانند ورود عروس در شب زفاف بر شوهر. از ایشان سوال شد: آن چهار روز کدامند؟ حضرت فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر. و به درستی که روز غدیر در بین آنها مانند ماه است در بین ستارگان و آن روزی است که حضرت ابراهیم خلیل از آتش نجات یافت و به شکرانه‌اش آن روز را روزه گرفت. و آن روزی است که خداوند در آن روز، دین را کامل کرد و این کامل‌کردن به سبب نصب‌کردن امیرالمومنین به عنوان شاخص توسط پیامبر(ص) است و فضیلت و جلوه‌های نور آن حضرت را آشکار نمود و آن روز را روزه گرفت. و به درستی که آن روز، روز کمال است و روز به خاک مالیدن بینی شیطان و قبولی اعمال شیعیان و دوستان آل محمد صلوات الله علیهم. و روزی است که خداوند به اعمال مخالفین نظر می کند و آن را نابود می‌گرداند و این قول خداوند است. (فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا؛ آیه ۲۳ سوره فرقان)

وهو الیوم الذى یأمر جبرئیل علیه السلام ان ینصب کرسى کرامة الله بازاء بیتالمعمور ویصعده جبرئیل علیه السلام وتجتمع إلیه الملائکة من جمیع السماوات ویثنون على محمد ویستغفرون لشیعة أمیر المؤمنین والائمة علیه السلام ومحبیهم من ولد آدم علیه السلام، وهو الیوم الذى یأمر الله فیه الکرام الکاتبین أن یرفعوا القلم عن محبى أهل البیت وشیعتهم ثلاثة ایام من یوم الغدیر، ولا یکتبون علیهم شیئا من خطایاهم کرامة لمحمد وعلى والائمة.

روز غدیر روزی است که جبرائیل امر کند منبری از کرامت الهی در مقابل بیت المعمور (کعبه) نصب شود و در حالی که ملائکه آسمان‌ها اطراف او گرد آمده و پیامبر اکرم (ص) را ستایش می‌کنند، بر منبر رفته و برای شیعیان امیرالمومنین و ائمه و دوستان آنان از فرزندان آدم طلب آمرزش می‌کند. و غدیر روزی است که خداوند متعال به ملائکه خود امر می‌کند قلم نگارش اعمال از محبین اهل بیت (ع) و شیعیانش به مدت سه روز، از روز غدیر برداشته شود، و خداوند امر می‌کند که به برکت کرامت محمد و علی و ائمه معصومین (علیهم السلام) خطاهای محبین و شیعیان نوشته نشود.

وهو الیوم الذى جعله الله لمحمد وآله وذوى رحمه، وهو الیوم الذى یزید الله فی حال من عبد فیه ووسع على عیاله ونفسه واخوانه ویعتقه الله من النار، وهو الیوم الذى یجعل الله فیه سعى الشیعة مشکورا وذنبهم مغفورا وعملهم مقبولا.

و غدیر روزی است که خداوند مخصوص محمد و آل محمد و صاحبان رحمت (محبین و شیعیان) قرار داده است. و غدیر روزی است که خداوند متعال در حق بنده مؤمنش وسعت می بخشد در همه انواع رزق برای خانواده و خودش و برادرانش (دینی و نسبی)، و آن‌ها را از آتش آزاد می‌کند. و غدیر روزی است که خداوند در آن سعی شیعیان را مشکور و گناهشان را مغفور و عملشان را مقبول قرار داده است.

وهو یوم تنفیس الکرب ویوم تحطیط الوزر ویوم الحباء والعطیة ویوم نشر العلم ویوم البشارة والعید الأکبر، ویوم یستجاب فیه الدعاء، ویوم الموقف العظیم، ویوم لبس الثیاب ونزع السواد، ویوم الشرط المشروط ویوم نفى الهموم ویوم الصفح عن مذنبی شیعة أمیرا لمؤمنین.

غدیر روز آسایش و رهایی از غم، و روز از بین رفتن گناه، روز عطای بی‌عوض و بخشش، روز گسترش علم، روز مژده و عید اکبر و روز اجابت دعا و روز موقف بزرگ، روز پوشیدن لباس نو و در آوردن لباس سیاه، روز شرط مشروط، روز دورکردن غم‌ها و روز درگذشتن از گناهان شیعه امیرالمومنین(ع) است.

وهو یوم السبقة، ویوم اکثار الصلاة على محمد وآل محمد، ویوم الرضا، ویوم عید اهل بیت محمد، ویوم قبول الاعمال، ویوم طلب الزیادة ویوم استراحة المؤمنین ویوم المتاجرة، ویوم التودد، ویوم الوصول الى رحمة الله، ویوم التزکیة، ویوم ترک الکبائر والذنوب ویوم العبادة ویوم تفطیر الصائمین، فمن فطر فیه صائما مؤمنا کان کمن اطعم فئاما وفئاما - الى ان عد عشرا، ثم قال: أو تدرى ما الفیام؟ قال: لا، قال: مائة ألف.

غدیر روز پیشی‌گرفتن و روز افزودن صلوات بر محمد و آل محمد (ص) است، روز خرسندی، روز عید اهل بیت محمد(ص)، روز پذیرفتن اعمال، روز افزونی طلب، روز آسایش مؤمنین، روز سود بردن، روز اظهار دوستی، روز رسیدن به رحمت الهی، روز پاک‌شدن و ترک‌گناهان بزرگ، روز پرستش و روز افطاری‌دادن به روزه‌داران است. پس هر کس روزه‌دار مؤمنی را در این روز افطاری دهد، مانند کسی است که فئامی را اطعام کرده است. پس حضرت تا ۱۰ فئام شمردند، سپس فرمودند: آیا می‌دانی «فئام» چیست؟ راوی عرض کرد: خیر. حضرت فرمودند: صد هزار! (یعنی هر کس روزه‌دار مؤمنی را افطار دهد، مثل آن است که ۱۰ فئام، هر کدام ضربدر ۱۰۰ هزار یعنی یک میلیون نفر را افطار داده است)

وهو یوم التهنئة، یعنى بعضکم بعضا، فإذا لقى المؤمن أخاه یقول: «الحمدلله الذى جعلنا من المتمسکین بولایة أمیر المؤمنین والائمة علیهم السلام»، وهو یوم التبسم فی وجوه الناس من اهل الایمان، فمن تبسم فی وجه أخیه یوم الغدیر نظر الله إلیه یوم القیامة بالرحمة وقضى له الف حاجة، وبنى له قطرا فی الجنة من درة بیضاء، ونضر وجهه. {۱}

روز غدیر روزی است که بعضی از شما بعضی دیگر را شادباش می‌گویند. پس وقتی مؤمنی برادر مؤمن خود را دیدار می‌کند، می‌گوید: «ستایش خدای را که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (ع) قرار داد.» غدیر روز تبسم در صورت مؤمنین است پس هر کس روز غدیر در چهره برادر خود تبسم کند، خداوند رحمان روز قیامت به نظر رحمت به او می‌نگرد و هزار حاجت او را برآورده و برای او قصری از دُرّ ناب در بهشت بنا می‌کند و صورتش را شادابی می‌بخشد.

وهو یوم الزینة، فمن تزین لیوم الغدیر غفر الله له کل خطیئة عملها، صغیرة أو کبیرة، وبعث الله إلیه ملائکة یکتبون له الحسنات ویرجعون له الدرجات الى قابل مثل ذلک الیوم، فان مات مات شهیدا وان عاش عاش سعیدا، ومن اطعم مؤمنا کان کمن اطعم جمیع الأنبیاء والصدیقین، ومن زار فیه مؤمنا ادخل الله قبره سبعین نورا ووسع فی قبره ویزور قبره کل یوم سبعون ألف ملک ویبشرون بالجنة.

روز غدیر روز زینت‌کردن و زیور است. پس کسی که برای روز غدیر تزئین کند، خداوند غفار تمام گناهانش را می‌بخشد، کوچک باشد یا بزرگ! و فرشتگانی بر می‌انگیزد تا پیوسته برای او حسنه ثبت کنند و درجات او را بالا می‌برد تا شایسته مثل چنین روزی گردد. پس اگر بمیرد شهید از دنیا رفته و اگر زنده بماند سعادتمندانه خواهد زیست. کسی که در این روز مؤمنی را اطعام کند مانند آن است که تمام انبیاء و صدیقین را اطعام کرده باشد و کسی که در این روز مؤمنی را دیدار کند خداوند هفتاد نور داخل قبرش قرار می‌دهد و قبرش را وسیع می‌گرداند و هر روز ۷۰ هزار فرشته او را زیارت می‌کنند و به او مژده بهشت می‌دهند.

وفى یوم الغدیر عرض الله لولایة على اهل السماوات السبع فسبق إلیها اهل السماء السابغة فزین بها العرش، ثم سبق إلیها اهل السماء الرابعة فزینها بالبیت المعمور، ثم سبق إلیها أهل السماء الدنیا فزینها بالکواکب، ثم عرضها على الارضین فسبفت مکة فزینها بالکعبة، ثم سبقت إلیها المدینة فزینها بالمصطفى محمد صلى الله علیه وآله، ثم سبقت إلیها الکوفة فزینها بأمیر المؤمنین علیه السلام، وعرضها على الجبال فاول جبل اقر بذلک ثلاثة جبال: جبل العتیق وجبل الفیروزج وجبل الیاقوت، فصارت هذه الجبال جبالهن وافضل الجواهر، ثم سبقت إلیها جبال اخر، فصارت معادن الذهب والفضة، وما لم یقر بذلک ولم یقبل صارت لا تنبت شیئا.

در روز غدیر خداوند ولایت را بر اهل آسمان‌های هفتگانه عرضه کرد، پس اهل آسمان هفتم از دیگران به سوی ولایت پیشی گرفتند و به این جهت آن را به عرش زینت دادند. سپس اهل آسمان چهارم از دیگران پیشی گرفتند و خداوند آن را به بیت‌المعمور زیور بخشید. آنگاه اهل آسمان دنیا سبقت گرفتند و خداوند آن را به ستارگان آراسته کرد. سپس خداوند ولایت را بر زمین‌ها عرضه کرد و زمین مکه در قبولی پیشی گرفت آنگاه به کعبه زینت داده و بعد مدینه و آن را به پیامبر اکرم(ص) مزین گردانید. پس از آن کوفه و آن به امیرالمومنین (ع) آراسته شد. پس به کوه‌ها عرضه شد و سه کوه پیشی گرفتند عقیق، فیروزه و یاقوت و اینها به این سه کوه اختصاص یافت، و از بهترین جواهر شدند. پس کوه‌های دیگر قبول ولایت کردند و دارای معادن طلا و نقره. هرچه اقرار به ولایت نکرد چیزی از آن نروئید.

وعرضت فی ذلک الیوم على المیاه فما قبل منها صار ملحا اجاجا، وعرضها فی ذلک الیوم على النبات فما قبله صار حلوا طیبا، وما لم یقبل صار مرا، ثم عرضها فی ذلک الیوم على الطیر فما قبلها صار فصیحا مصوتا وما أنکرها صار أخرس مثل اللکن، ومثل المؤمنین فی قلوبهم ولاء امیر المؤمنین فی یوم غدیر خم کمثل الملائکة فی سجودهم لادم، ومثل من أبى ولایة أمیر المؤمنین فی یوم الغدیر مثل ابلیس، وفى هذا الیوم انزلت هذه الایة: «الیوم اکملت لکم دینکم» {۲}، وما بعث الله نبیا الا وکان یوم بعثه مثل یوم الغدیر عنده وعرف حرمته إذ نصب لامته وصیا وخلیفة من بعده فی ذلک الیوم.

و در این روز ولایت به آب‌ها عرضه شد و هر آبی که پذیرفت گوارا و شیرین شد و آبی که قبول نکرد شور و تلخ شد. و همچنین ولایت بر گیاهان عرضه شد، پس هر کدام پذیرفته شیرین و نیکو و آنچه قبول نکرد تلخ گردید. سپس ولایت در این روز بر پرندگان عرضه شد و آنها که قبول کردند خوش‌آواز و گویا و هر کدام انکار کردند، لال شدند. و مَثَل مؤمنین در پذیرش ولایت امیر المؤمنین (ع) در روز غدیر خُم مانند ملائکه است در سجودشان بر آدم و مَثَل کسی که قبول ولایت نکرد در غدیر خم مَثَل ابلیس است. و در این روز آیه «امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم» نازل شد و خداوند پیغمبری را مبعوث نکرد مگر آنکه روز مبعوث شدنش نزد او مانند روز غدیر بوده و حرمت آن را شناخته، زیرا در این روز برای امت خود جانشین و خلیفه بعد از خودش را قرار داده است.

مهمترین اعمال عید غدیر


پاداش روزه روز غدیرخم برابر پاداش روزه گرفتن عمر دنیا تا پایان آن است، و نیز پاداش آن برابر پاداش صدبار حج و صدبار عمره در هر سال است، حج و عمره ای که نیکو و مورد قبول خداوند باشد.

کلمه عید، کلمه خوشی است. عید که می شود شهرها جان دوباره می گیرند. چهره ها خندان می شوند و نگاه ها پر شورتر از روزهای قبل می گردند. عید نوروز، عید باستانی ما ایرانیان است. عید فطر، جشن بندگی روزه ‌داران. عید قربان، شکوه تسلیم و بندگی در برابر خدا و عید غدیر، بزرگ‌ترین عید شیعیان و بهترین روز در میان روزهای سال:

حسن بن راشد می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت گردم! آیا غیر از عید فطر و عید قربان عیدی وجود دارد؟ در پاسخ فرمود: آری بزرگتر و شریف تر از آن دو عید، عید دیگری هست. عرض کردم: آن روز کدام است؟ فرمود: آن روزی که امیرالمومنین علی علیه السلام به عنوان رهبر مردم نصب شد. عرض کردم: نصب علی به عنوان رهبر در کدام روز بود؟ فرمود: روز هیجدهم ماه ذیحجه.

امام صادق علیه السلام فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید اکبر است؛ خورشید به روزی نتابیده که آن روز در پیشگاه خدا برتر از این روز باشد ... همه پیامبران ـ بدون استثنا ـ وصی و جانشین خود را در چنین روزی به امت خود معرفی کرده و به عنوان رهبر بعد از خود برای امت خود نصب نموده اند.

اعمال روز عید غدیر

۱.صله رحم


صله رحم و دیدار از خویشان و آشنایان از جمله اموری است که در آیین مقدس اسلام مورد توجه قرار گرفته است. پیامبر گرامی اسلام و ائمه(علیهم السلام) همواره بر این اصل مهم تأکید داشته و با بیان آثار مادی و معنوی یاران خویش را به انجام این عمل ترغیب می نمودند.

از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند: صله رحم باعث پاکی اعمال و دفع بلیّات، فراوانی اموال، زیادی عمر، توسعه ی رزق و محبوبیت خانوادگی است. پس از خدا بترس و صله رحم کن.

در میان شیعیان رسم است روز هجدهم ماه ذی الحجه را جشن گرفته و به دید و بازدید می پردازند. دیدار سادات در این روز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شیعیان در این روز برای تحکیم دوباره پیوند خویش با آقا و مولایشان، علی بن ابی طالب(علیه السلام)، به دیدار فرزندانش شتافته و با امام خویش تجدید پیمان می نمایند.

چه نیکوست در این روز یادی کنیم از کسانی که مدت هاست چشم به راهمان هستند. والدینی که در خانه ها، آسایشگاه ها، بیمارستان ها و ... چشم به در دوخته اند تا شاید فرزندان و نوادگانشان به دیدارشان آیند. مریضانی که روز عید را بر تخت بیمارستان خوابیده و درد می کشند. کودکانی که والدینشان به بهانه های گوناگون رهایشان ساخته و در پرورشگاه ها روزگار سپری می کنند. دیدار از اقوامی که مدت هاست یادشان نکرده ایم. دلجویی از بستگانی که شاید دیدن ذره ای محبت، زندگی را به کامشان شیرین تر سازد و ...

بیایید قدر این روز را بدانیم و آن را بهانه ای برای با هم بودن و با هم خندیدن قرار دهیم که بی شک قلب مولا و مقتدایمان را با این عمل شاد خواهیم ساخت.

۲. روزه گرفتن

از جمله کارهایی که انجام آن در روز عید غدیر مورد تأکید قرار گرفته روزه است. روزه یعنی خودداری نمودن از خوردن و آشامیدن. یعنی به یاد خدا بودن و دوری کردن از گناه. روزه را می توان بهترین راه برای نزدیک شدن به خالق خوبی ها دانست و چه روزی از روز ولایت برای انجام این عمل می تواند بهتر باشد؟!!

امام صادق علیه السلام فرمود:

پاداش روزه روز غدیرخم برابر پاداش روزه گرفتن عمر دنیا تا پایان آن است، و نیز پاداش آن برابر پاداش صدبار حج و صدبار عمره در هر سال است، حج و عمره ای که نیکو و مورد قبول خداوند باشد.

پس بیایید قدر این فرصت طلایی را به خوبی دانسته و با روزه داری، نام خویش در زمره عاشقان مولا علی (علیه السلام) قرار دهیم.

مفضّل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) نقل كرده است كه فرمود: روزه روز غدیر خم كفّاره گناهان شصت سال خواهد بود.

۳. انفاق


توجه به حال مردم از اموری است که اسلام همواره بدان تأکید کرده است. انسان مسلمان وظیفه دارد علاوه بر توجه به حال خانواده خویش تا حدی که در توان دارد نیازهای سایر مردم را نیز برطرف سازد. به همین دلیل انفاق و صدقه دادن در قرآن و روایات بسیار مورد توجه قرار داده شده است. و چه روزی بهتر از روز غدیر برای انفاق کردن مال در راه خدا. روزی که متعلق است به پدر یتیمان و یار مسکینان و درماندگان. آقایی که شبانه برای بی بضاعتان طعام می برد و از حال یتیمان خبر می گرفت.

امام صادق علیه السلام در ضمن گفتاری فرمود: ... ثواب انفاق یک درهم در روز غدیر برابر با ثواب انفاق هزار درهم در روزهای دیگر است. گویی تو می پنداری خداوند متعال روزی را والاتر و محترم تر از این روز آفریده است؟ نه به خدا سوگند، نه خدا سوگند، نه به خدا سوگند! روزی ارجمندتر از این روز وجود ندارد.

آری شیعیان علی(علیه السلام) باید بر خود واجب کنند پیگیری از حال سایر مردمان را و به یاد آورند سیره و روش مولا و مقتدایشان را.

نتیجه

روز غدیر بزرگترین عید شیعیان است. شیعیان علی (علیه السلام) این روز بزرگ را با روزه داری، انفاق و دید و بازدید از آشنایان و بستگان گرامی داشته و شکر الهی را به جا می آورند. آنان در این روز بیعتی دوباره با امامشان بسته و فرمان رسولشان را دوباره می خوانند که فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه.
منبع: فارس و تبیان




نوع مطلب : مباهله ، غدیر ، تولی و تبری، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، تزکیه نفس، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، قرآن کریم، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به مناسبت سالروز نزول سوره "دهر" و روز خانواده؛

در مورد شأن نزول آیات سوره "دهر" آمده است: روزى امام حسن و امام حسین (ع) بیمار شدند و رسول خدا (ص) به عیادت آن‌ها رفتند.
حضرت وقتی بیمارى آنها را مشاهده كرد، خطاب به على (ع) فرمود: «نذرى كنید، تا خداوند بیمارانتان را شفا دهد».

سه روز گرسنگی اهل بیت پیامبر (ص) و نزول سوره دهر در شأن ایشان

به گزارش خبرنگار حوزه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، روز بیست و پنجم ماه ذی‌الحجه سالروز نزول سوره دهر است؛ سوره‌ای که در شأن اهل‌بیت رسول‌الله (ص) یعنی حضرت علی، حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) نازل شد.

 

در آیات 5 تا 10 این سوره آمده است:

 

اِن الاَْبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِنْ كَأْس كَانَ مِزَاجُهَا كَافُوراً * عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللهِ یُفَجِرُونَهَا تَفْجِیراً * یُوفُونَ بِالنذْرِ وَ یَخَافُونَ یَوْماً كَانَ شَرهُ مُسْتَطِیراً * وَ یُطْعِمُونَ الطعَامَ عَلَى حُبهِ مِسْكِیناً وَ یَتِیماً وَ اَسِیراً * اِنمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لاَ نُرِیدُ مِنْكُمْ جَزَآءً وَ لاَ شُكُوراً * اِنا نَخَافُ مِنْ رَبنَا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً؛ به یقین ابرار (و نیكان) از جامى مى‌نوشند كه با عطر خوشى آمیخته است، از چشمه‌اى كه بندگان خاص خدا از آن مى‌نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى‌سازند. آنها به نذر خود وفا مى‌كنند، و از روزى كه شر و عذابش گسترده است مى‌ترسند، و غذاى (خود) را با این كه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى‌دهند. (و مى‌گویند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى‌كنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى‌خواهیم. ما از پروردگارمان خائفیم، در آن روزى كه عبوس و سخت است.

 

در مورد شأن نزول این آیات آمده است: روزى امام حسن و امام حسین (ع) بیمار شدند و رسول خدا (ص) به عیادت آن‌ها رفتند. آن حضرت هنگامى كه بیمارى نوه‌هاى عزیزش را مشاهده كرد، خطاب به على (ع) فرمود: «نذرى كنید، تا خداوند بیمارانتان را شفا دهد». على (ع) بلافاصله عرض كرد: «خداوندا! اگر فرزندانم شفا یابند، سه روز روزه مى گیرم». فاطمه (س) نیز به همین شكل نذر كرد. حتى امام حسن و امام حسین (ع) نیز ـ على‌رغم این كه سن آنها كم بود ـ به تبعیت از پدر و مادر به همان شكل نذر نمودند. فضه خدمتکار حضرت زهرا نیز به جمع آنها پیوست و همین نذر را کرد.

 

پس از مدتی آن دو بزرگوار بهبود یافتند، اما در منزل، چیزى براى خوردن وجود نداشت. امیر مؤمنان على (ع) سه صاع (حدود سه من) جو قرض كردند. حضرت فاطمه (س) یك صاع از آن را آسیاب كرد و از آن به تعداد افراد خانواده، پنج قرص نان فراهم نمود. على (ع) نماز مغرب را خواند و به منزل آمد، هنگامى كه غذا را در برابر خود گذاشتند تا با آن افطار كنند، فقیری آمد و از آن‌ها كمك خواست. آنها همگى غذاى خود را به او دادند و آن روز و آن شب چیزى نخوردند.

 

آنها روز دوم را نیز روزه گرفتند. حضرت فاطمه (س) صاع دیگرى از آن آرد را نان پخت. هنگامى كه نان را آوردند تا با آن افطار كنند، یتیمى نزد آن‌ها آمد و غذا خواست، آنها هم مانند شب گذشته همه غذاى خود را به او دادند.

 

سومین روز هم به روزه گرفتن گذشت و هنگام افطار فرا رسید. این بار اسیری آمد و از آنها غذا خواست. آنها هم مطابق روزهای گذشته همه غذای خود را به او دادند.

 

آنها در این سه روز چیزى جز آب نخوردند. در روز چهارم پیامبر (ص) آن‌ها را دید كه از شدت گرسنگى مى‌لرزیدند و فاطمه (س) از شدت گرسنگى، چشمانش فرو رفته و شكمش به پشتش چسبیده بود. حضرت فرمودند: «واغوثاه یا الله، أهل بیت محمد یموتون جوعاً؛ خدایا! به فریادمان برس. خاندان محمد از شدت گرسنگى در حال مرگ هستند».

 

در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: بگیر آن چه را كه خداوند در مورد اهل بیت به تو داده است. پیامبر فرمود:‌اى جبرئیل! چه چیزى را بگیرم؟ در این هنگام، جبرئیل، براى ایشان سوره "هل أتى" را قرائت كرد.

 

برای سوره "هلی أتی" که نام‌های دیگر آن "انسان" و "دهر" است فضایل متعددی ذکر شده است. امام جعفر صادق (ع) در خصوص این سوره فرمودند: قرائت سوره انسان موجب تقویت و نیرومندی روح و قوی شدن اعصاب و آرامش یافتن اضطراب مفید است و اگر كسی كه در قرائت آن ضعیف است و نمی‌تواند آن را بخواند این سوره را بنویسد و پس از شستن آب آن را بنوشد از ضعف نفس جلوگیری می‌كند و نتیجه‌بخش است.

 

ایشان همچنین فرمودند: من ضامنم برای هر یك از شیعیانم كه در نماز صبح روز پنجشنبه سوره انسان را بخواند و اگر در آن شب یا روز بمیرد با امنیت و بدون حساب از گناهانی كه انجام داده وارد بهشت می‌شود و دیوان حسابرسی برای او باز نمی‌شود و در قبر از او پرسشی نخواهد شد و اگر زنده بود در حفظ و امان الهی است و آفات دنیا از او برداشته می‌شود و چیزی از جنبنده‌های زمینی تا پنجشنبه بعد به او آسیبی نمی‌رساند.

 

رسول خدا (ص) نیز در فضیلت این سوره فرمودند: هر كس سوره انسان را قرائت نماید پاداش او بهشت و حوریان بهشتی خواهد بود.

 

در سیره امام رضا (ع) نیز آمده است که ایشان در نماز صبح روز دوشنبه و پنجشنبه در ركعت اول سوره حمد و انسان و در ركعت دوم بعد از حمد سوره غاشیه را قرائت می‌نمود و می‌فرمود: هر كس در نماز صبح روز دوشنبه و پنجشنبه اینگونه نماز بخواند خداوند در این دو روز ایشان را از شرور در امان می‌دارد.





نوع مطلب : حدیث، حضرت زهرا(س)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir