اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
پنجشنبه 9 شهریور 1396 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
عرفه

روزعرفه از روزهای پرفضیلتی است که زمینه و بستر مناسب برای بهره‌مندی هرچه بهتر از برکات الهی آماده است.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، فلسفه و عرفان اسلامی، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، معارف اهل بیت، 
برچسب ها : عرفه، ماه ذی حجه، دهه ذی حجه، اعمال شب و روز عرفه،
لینک های مرتبط :
به مناسبت هشتم ذی الحجة ؛
یوم الترویة چیست ؟ / ماجرای خطبه پیش از خروج امام حسین(ع) از مکه به کوفه

این روز ها که در آستانه ی حج حاجیان و بهره مندی ایشان از  سرزمین های نورانی مکه و مدینه قرار داریم ، این ایام هرساله یادآور حجه الوداع ابی عبدالله (ع) و خروج ایشان از مکه به کوفه و نزدیک شدن به ایام عاشورای خونین آن حضرت می باشد . روز هشتم ذیحجه یا یوم الترویه یکی از روزهای نورانی است که هم در اعمال حج و حاجیان قابل توجه بوده ، و هم در تاریخ  کربلای  امام حسین (ع) قابل توجه و محل مطالعه  می باشد .  

ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، احسان به پدر و مادر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، قرآن کریم، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، سیاست و دین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت زینب سلام الله علیها، معارف اهل بیت، 
برچسب ها : یوم الترویة، ماه ذی حجه، 8 ذی حجه، حج، اعمال حج،
لینک های مرتبط :
  به مناسبت شهادت امام باقر (ع) :

ایام شهادت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بهانه ای است تا به سیره ی عملی و احادیث نورانی آن بزرگواران رجوع کرده و از دریای بی کران معارف الهی بهره مند گردیم . لذا به مناسبت ایام شهادت امام باقر (ع) به تورق برگ هایی از سیره و احادیث آن بزرگوار می پردازیم

 ایام شهادت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بهانه ای است تا به سیره ی عملی و احادیث نورانی آن بزرگواران رجوع کرده و از دریای بی کران معارف الهی بهره مند گردیم . لذا به مناسبت ایام شهادت امام باقر (ع) به تورق برگ هایی  از سیره و احادیث آن بزرگوار می پردازیم : 




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، احسان به پدر و مادر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، امام باقر(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، سیاست و دین، معارف اهل بیت، 
برچسب ها : شهادت، ذی حجه، امام باقر،
لینک های مرتبط :
شخصی كه نعمت ‌های الهی به او روی آورده بگوید: «الحمدلله رب العالمین» و كسی كه از فقر رنج می ‌برد پیوسته بگوید: «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم» زیرا آن گنجی از گنج های بهشت است و شفای هفتاد و دو بیماری است.

 به گزارش مشرق، واژة «حول» در لغت به معنای حركت و جنبش و كلمة «قوّة» به مفهوم استطاعت و توانایی است؛ بنابراین معنای عبارت فوق چنین است: هیچ حركت و استطاعتی جز به مشیت خداوند بزرگ نیست.(1)

در تفسیر مفهوم فوق باید گفت: تمام افعال انسان ها با قدرت الهی به وجود می آید اگرچه به لحاظ اینكه انسان ها در انجام آن برخوردار از اراده و اختیار هستند، به عنوان كارهای بشری به شمار می روند؛ اما حقیقت این است كه توانایی بشر در انجام كارهای خود، تنها از جانب خدای قادر متعال است. البته فراموش نكنیم كه حدیث مورد بحث، به هر نوع قدرت و توانایی و هر نوع جنبش و تحركی در همه جهان هستی نظر دارد، نه فقط قدرت استطاعت در انسان، لذا چنین برداشتی شكوه ویژه ای به معنای حدیث می دهد و تأثیر بسزایی در خداشناسی و خداباوری یك انسان با ایمان دارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 مرداد 1394 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
ویژه‌نامه اینترنتی «حضرت مادر»

 
 
ویژه‌نامه اینترنتی «حضرت مادر» که به مناسبت ایام فاطمیه در فضای مجازی منتشر شده است، پنج داستان از پنج مقطع زندگی بانوی دو عالم را به شیوه‌ای نو همراه با تصویرسازی‌های جذاب روایت می‌کند.
به گزارش ندای انقلاب، ویژه‌نامه اینترنتی «حضرت مادر» که به مناسبت ایام فاطمیه در فضای مجازی منتشر شده است، پنج داستان از پنج مقطع زندگی بانوی دو عالم را به شیوه‌ای نو همراه با تصویرسازی‌های جذاب روایت می‌کند.

در این ویژه‌نامه همچنین تاریخچه‌ای اجمالی از زندگی حضرت ارائه شده که رویدادهای مهم زندگی کوتاه دختر پیامبر را از میلاد تا شهادت، مرور می‌کند. در بخش پرونده ویژه نیز سیره حضرت و ابعاد مختلف سبک زندگی ایشان بررسی شده است.

از دیگر بخش‌های این محصول فرهنگی می‌توان به مرور بیانات رهبر انقلاب درباره شخصیت و جایگاه والای ام‌الائمه و نیز زیارت‌نامه حضرت اشاره کرد. زیارت‌نامه حضرت فاطمه (س) در این ویژه‌نامه با ترجمه فارسی و نوای گرم محمدرضا طاهری ارائه شده که صوت آن قابل بارگذاری است.
علاقه مندان جهت استفاده از این ویژه نامه می توانند از طریق این آدرس اقدام نمایند.




نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، علما، تولی و تبری، سیاست و دین، داستان، مباهله ، غدیر ، حضرت زینب سلام الله علیها، حضرت محسن بن علی، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چرا امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در برابر معاویه قیام نکردند؟

همانطور كه امام حسن علیه السلام نزدیك به ده سال در برابر معاویه قیام نكرد، امام حسین علیه السلام نیز تقریبا به همین مقدار زمان از دوران امامتش با دوران معاویه همراه بود و قیام نكرد.

به گزارش جام نیوز، یكی از سوالاتی در ارتباط با حیات سیاسی و اجتماعی امام حسن علیه السلام پرسیده می‌شود، مربوط به صلح آن امام بزرگوار با معاویه است و این سوال مطرح می‌شود كه چرا امام حسن (ع) با معاویه صلح كرد، ولی امام حسین (ع) با یزید جنگید؟

برای پاسخ به این سوال باید شرایط زندگانی هر كدام این دو امام همام را بررسی نماییم زیرا همانطور كه بزرگان دینی و مورخان زبردست تاكید كرده اند: روح حاكم بر زندگی هر كدام از معصومین علیهم السلام، هیچ تفاوتی با یكدیگر ندارد و تنها، شرایط موجود به رفتارهای ظاهرا متفاوتی منجر شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، کلیپ، در باب اهل بیت، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، سیاست و دین، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مسلمانان از کدام افراد صادق باید پیروی کنند؟

ما معتقدیم كه منظور از «صادقین» در این آیه شریفه هر انسان راستگویى نیست، بلكه افراد خاصّى منظور مى ‏باشد.

مسلمانان از کدام افراد صادق باید پیروی کنند؟

افکارنیوز-

آیا منظور از «صادقین» در این آیه شریفه«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» ، كه مسلمانان موظّف
 به پیروى از آنها شده‏ اند،
افراد خاصّى هستند و یا منظور معناى لغوى آن و همراهى كردن با هر انسان راستگویى است؟

ما معتقدیم كه منظور از «صادقین» در این آیه شریفه هر انسان راستگویى نیست، بلكه افراد خاصّى منظور مى ‏باشد. دو قرینه و شاهد و دلیل بر این ادّعا وجود دارد:

۱- نخست این كه اگر «صادقین» به معناى عام باشد و افراد خاصّى مدّ نظر نباشد، باید مى‏ فرمود: «كونوا من الصّادقین» نه «مَعَ الصَّادِقِینَ» چون همه باید از راستگویان باشند، نه این كه صرفاً همراه آنان باشند؛ بنابراین، از آنجا كه‏ «مَعَ الصَّادِقِینَ» گفته شده و پیروى از آنها لازم گشته، معلوم مى‏ شود، منظور افراد خاصّ و برجسته‏ اى هستند كه پیروى از آنها لازم گردیده است.

۲- شاهد دوم این كه، ظاهر آیه نشان مى‏ دهد این همراهى و پیروى بى‏ قید و شرط است و چون همراهى و پیروى از صادقین بى‏ قید و شرط است پس لا بد صادقین مورد بحث، ضمانت الهى دارند و مصون از خطا و اشتباه هستند، چون اگر معصوم نباشند مسلمانان نمى‏ توانند همیشه از آنها پیروى كنند، بلكه به هنگام اشتباه و خطا و گناه، باید از آنها جدا گردند.

بنابراین، چون همراهى و پیروى از «صادقین» به صورت مطلق ذكر شده، باید آنان افراد خاصّ و معصوم از خطا و گناه باشند تا پیروى بى‏ قید و شرط از آنها امكان‏پذیر باشد.
نتیجه این كه، یا باید همراهى و اطاعت از صادقین مطلق باشد، ولى «صادقین» مقیّد به افراد خاصّى باشد و یا این كه «صادقین» مطلق باشد و شامل تمام راستگویان شود و همراهى و پیروى از آنان مقیّد گردد. و طبق دو قرینه‏ اى كه گذشت، همان احتمال اوّل صحیح است؛ بنابراین «صادقین» مقیّد است و منظور از آن افراد خاصّى است، ولى همراهى و پیروى از آن افراد خاص مطلق است.که با توجه به دیگر آیات قران  کریم صادقین ائمه عصمت(ع) می باشند.

پی نوشت:آیات ولایت در قرآن، ص138تا140.




نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع)، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجت الاسلام طبسی: / اولین کتابی که درباره حضرت زهرا(س) نوشته شد؛ دعای فاطمی امام حسین(ع)

استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم گفت: نخستین کسی که تاریخچه‌ای از زندگانی حضرت صدیقه کبری(س) را به قلم آورده و به صورت کتاب تدوین کرده است، ابوصادق سلیم بن قیس هلالی کوفی متوفای سال ۷۶ هجری است.

اولین کتابی که درباره حضرت زهرا(س) نوشته شد؛ دعای فاطمی امام حسین(ع)

ریاحین ـ حجت الاسلام نجم‌الدین طبسی استاد خارج مهدویت، فقه و اصول حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس با اشاره به اینکه طول تاریخ اسلام کتاب‌های زیادی درباره زندگانی زهرای اطهر(س) به رشته تحریر در آمده است، ابراز داشت: این کتاب‌هایی که در تاریخ برای این بزرگوار نوشته‌اند، حکایت از جایگاه رفیع حضرت فاطمه(س) دارد و توجه روز افزون دنیا به وجود نورانی این شخصیت را نشان می‌دهد.

*نخستین کتاب فاطمی را چه کسی نوشت

استاد خارج مهدویت تصریح کرد: نخستین کسی که تاریخچه‌ای از زندگانی حضرت صدیقه کبری(س) را به قلم آورده و به صورت کتاب تدوین کرده است، ابوصادق سلیم بن قیس هلالی کوفی متوفای سال ۷۶ هجری است که وی مطالب مربوط به حضرت زهرا(س) را به فاصله‌‏ای کمتر از سه سال از شهادت آن حضرت به نقل از امیرالمۆمنین(ع)، سلمان، ابوذر و مقداد که شاهدان عینی ماجراها بوده‌‏اند، نقل کرده است.

وی افزود: در این سال‌های اخیر بیشتر از تعداد کتاب‌هایی که در طول ۱۴۰۰ سال راجع به حضرت زهرا نوشته است، کتاب تدوین شده و به بازار عرضه شده است، به غیر از زبان فارسی و عربی، کتاب‌هایی که به زبان اردو، استانبولی، ‌ترکی‌، ‌تاجیک،‌ کردی،‌ مالایی، هندی، چینی، تایلندی، سومالی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی، ایتالیایی،‌ پرتغالی و ده‌ها زبان دیگر درباره زندگانی ایشان نوشته شده، شاید برای برخی تعجب‌آور باشد که در زبان اردو بیش از ۲۵۰ کتاب، ترکی آذری بیش از ۳۰ کتاب و استانبولی نیز ۲۷ کتاب راجع به فاطمه زهرا(س) نوشته شده است که نشان از توجه دنیا به این بانو و مکتب اهل بیت(س) دارد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، حضرت خدیجه(س)، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، کتاب، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در محضر آیت الله بهجت؛
نظر آیت الله بهجت در مورد مختار ثقفی
نقل است که می گفت:« فلانی را کشتم، فلانی را کشتم.» تا این که وقتی آخرین نفر را کشت، گفت:« راحت شدم!»

نظر آیت الله بهجت در مورد مختار ثقفی

به گزارش خط نیوز، در کتاب ورق‌های آسمانی صفحه ۱۹۶ نقل است که از آیت الله بهجت ره در مورد شخصیت مختار ثقفی و تردیدی که برخی در مورد وی وارد کرده اند، سوال شد.


عین پرسش و پاسخ معظم له چنین است:


سوال: نظر حضرتعالی درباره شخصیت مختار ثقفی که مورد تردید واقع شده است چیست؟ علاقمندیم که دیدگاه شما را در این مورد بدانیم.

پاسخ: مختار اهل نماز بود، او از اولیای خدا بود. نماز با حال و عجیبی می خواند.

در شان مختار (رحمه الله) همین کفایت می کند که قاتل، دشمنان اهل بیت علیهم السلام وقتله‌ی سیدالشهداء علیه السلام بود.

نقل است که می گفت:« فلانی را کشتم، فلانی را کشتم.» تا این که وقتی آخرین نفر را کشت، گفت:« راحت شدم!»

دوره‌ی نهضت او شاید حدود ۹ ماه بود، نوشته اند:« هنگامی که آخرین نفر آن‌ها را که "محمد اشعث" یا "شمر" بود به قتل رساند، گفت:« الان اگر بمیرم، دیگر باکی نیست!» وقتی نهایت مقصودش رسید، گفت:«دیگر اگر بمیرم، غصه ای ندارم.»




نوع مطلب : آیت الله بهجت، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، ماه محرم، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، ولایت و امامت، علما، تولی و تبری، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شب اول فاطمیه در دانشگاه امام صادق علیه السلام/ +صوت مراسم



حجت الاسلام میرباقری: ریشه‌ی اصلی اضطراب انسان به شرک در پرستش و تعلق خاطر به محبوب ها برمی گردد + صوت مداحی مطیعی

جوانی رفته است ولی خدای جوانی که نرفته است. فرصت‌ها هم که رفته‌اند مگر فرصت‌ها کاره‌ای بوده‌اند، بلکه خداوند هر چه را که فوت شده است را جایگزین می‌کند. وَ فِیما أَنْکَرْتَ تَغْیِیرٌ به هر یک از صفات خداوند که توجهی داشته باشیم یک انبساط خاطری در ما ایجاد می‌شود. معنا ندارد کسی که در کنار چنان خدای کریم و رحمان و رحیم و عظیم و ... است جایی برای اضطراب باقی نمی‌ماند. بیش‌ترین چیزی که خداوند به او اعطا می‌کند محبت است. اگر انسان هیچ‌چیزی هم نداشته باشد ولی مورد محبت حق تعالی باشد کافی است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تولی و تبری، سیاست و دین، علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، حدیث، حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، دانلود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زنی که صبر در مقابلش زانو می زند/ گوشه ای از ارزش ها ی وجودی زینب کبری (س)

 به گزارش فرهنگ نیوز ، به مناسبت ولادت با سعادت حضرت زینب کبری (س) گوشه ای از ارزش های وجودی آن بانوی آسمانی در مطلب زیر بیان شده است.

ارزش های اخلاقی برای كمال ایمان و شرافت انسان، راضی بودن به قضای الهی و تسلیم محض بودن در مقابل شداید، بلاها و گرفتاری های ناخواسته زندگی است. « أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ - وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ... (عنكبوت/ 2 و 3)»؛ آیا مردم می پندارند همین كه گفتند ما ایمان آورده ایم رهایشان كنند و امتحان نخواهند شد! (هرگز چنین نیست) و ما امت های پیشین را همه امتحان و آزمایش كردیم.»

تمام پیامبران مورد آزمایش و امتحان الهی قرار گرفتند اما امتحان همه یكسان نبود، برخی سخت تر و برخی ساده تر بود.

بسیاری از این آزمایش ها موفق بیرون نمی آیند و درجه ای هم نمی گیرند اما زینب سلام الله علیها از این آزمایش سربلند بیرون آمد. او نسبت به دین الهی سخن ناسزا بر زبان نراند و پس از مادرش بالاترین افتخار برای زنان مسلمان شد.

این پیام رضایت و تسلیم در مقابل حوادث از سوی امام حسین(علیه السلام) آن «نفس مطمئنه ای » كه ندای «ارجعی » را با مقام بلند «راضیة مرضیة » لبیك گفته است در روز عاشورا به زینب واگذار شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، حضرت زهرا(س)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، حضرت زینب سلام الله علیها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 اسفند 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
به مناسبت ولادت حضرت زینب علیها السلام؛

بانوی فضیلتها

حضرت زینب علیها السلام امانتدار الهی بود و به مقام «امینة الله» رسیده بود. آری او در سایه عبادت و بندگی به این مقام رسید.

به گزارش جام نیوز، حضرت زینب - سلام الله علیها - در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم و یا ششم هجرى یعنى دو یا سه سال پس از ولادت برادر بزرگوارش امام حسین علیه السلام - در شهر مدینه دیده به جهان گشود، او سومین ثمره‏ ى پیوند فرخنده ‏ى امام على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام بود.


فضایل و مناقب

زینب كبرى سلام الله علیها داراى فضایل و مناقب بسیارى بود، برخى از القاب آن حضرت خود گویاى فضیلت‏هاى بى‏ شمار آن بانوى بزرگوار است. تا آنجا كه یكى از بزرگان در این باره مى‏ گوید:  فضائل و برترى‏ هاى او و خصلت‏ هاى جلالت قدر و علم و عمل و عصمت و عفت و نورانیت و روشنایى و شرف و زیبایى‏ اش همچون مادرش زهرا علیها السلام است.





ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت زینب سلام الله علیها، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چرا به حضرت زینب (سلام الله علیها)"عقیله العرب" می گویند؟

حضرت زینب (س) در عین اینكه دارای ابعاد شخصیتی متعدد و والایی بودند، از عقل و خردمندی بسیار بالایی نیز برخوردار بودند و به این خاطر است كه ایشان را عقیلة‌العرب و یا عقیله بنی هاشم می‌نامند.



  
به گزارش جام نیوز، یكی از القاب حضرت زینب (س) عقیلة‌العرب یا عقیله بنی هاشم است و بنابر قول بعضی از ادبای عرب، «ة» عقیلة‌العرب تای تأنیث است اما اگر به شكل دقیق‌تر بررسی شود، تای مبالغه است نه تای تأنیث؛ بنابراین عقیل یك فرد خردمند است و عقیلة‌العرب بانویی است كه منسوب به بنی هاشم و از طرفی بسیار خردمند است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، امام علی(ع)، در مورد حجاب و زن، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، حضرت زینب سلام الله علیها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اقرار وهابیون به وجود حضرت محسن(ع)
وبلاگ ' آینده روشن ' نوشت :


به گزارش جام نیوز ، هنگامی که خواستند علی (علیه السلام) را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه (سلام الله علیها) روبرو شدند و فاطمه (سلام الله علیها) برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏اش صدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است ..

در یکی از نمایشگاه های موجود در شهر مکه مکرمه که زیر نظر وهابیون اداره می شود، بنری وجود دارد که در آن شجره نامه حضرت رسول اکرم (ص) به نمایش گذاشته شد. در حالی که وهابیون و بسیاری از اهل سنت به وجود حضرت محسن (علیه السلام) معترف نیستند، در این بنر اقرار شده که حضرت محسن (علیه السلام) از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بوده است.

از پرسش های اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(علیه السلام) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که ما شیعیان می‏گوییم) به ساحت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او و فرزندش گردید یا خیر؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، حضرت زینب سلام الله علیها، تولی و تبری، سیاست و دین، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، فلسفه و عرفان اسلامی، کتاب، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
http://mzahra.com/main/wp-content/uploads/eeee51.jpg

به گزارش شیعه آنلاین، چرا شیعه به سمتی حرکت کرده که 1 تا 7 ربیع الاوّل را فراموش کرده و با پایان صفر رخت عزا در می آورد و مجلس عزا بر می چیند؟ در صورتی که اوج مصیبت اهل بیت(علیهم السلام) و عامل تمام مصیبتهای آنان در همین ایّام است؟

حضرت زینب(سلام الله علیها)درعصر عاشورا فرمودند: پدرم فدای آن کسی باد که در روز دوشنبه خیمه هایش را غارت کردند(لهوف سیدابن طاووس).

سؤال اینجاست: مراد از دوشنبه چه روزی است، با آنکه عاشورا در روز جمعه واقع شده ؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، حضرت زینب سلام الله علیها، خائنین، تولی و تبری، سیاست و دین، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، کتاب، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به گزارش شیعه آنلاین، حجت الاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی از نویسندگان و محققین جوان در کتاب نفیس «خون نگاشته های فاطمی» ، در تشریح ظلم به حضرت زهرا علیهاالسلام و غصب خلافت امیرمؤمنان علی علیه السلام در قرآن کریم می نویسد :

خدای متعال در قرآن می فرماید : (فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَیرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِمَا کَانُوا یفْسُقُونَ)[1]

«اما افراد ستمگر، این سخن را که به آنها گفته شده بود، تغییر دادند (و به جای آن، جمله استهزاآمیزی گفتند) لذا بر ستمگران، در برابر این نافرمانی، عذابی ازآسمان فرستادیم.»

حضرت امام محمّد باقر علیه السلام در این باره فرمودند:

«منظور از آن قولی که ظالمین آنرا تغییر دادند، حقّ آل محمّد علیهم السلام است و آن نافرمانی هم اشاره به همین غصب حق آل محمّد علیهم السلام دارد».[2] که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام اوّلین شهیده این ظلم و جنایت بزرگ تاریخ بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، خائنین، تولی و تبری، سیاست و دین، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، فرقه های انحرافی، ولایت و امامت، کتاب، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، پیامبران، حضرت خدیجه(س)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 بهمن 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
چون به بر تربت پاک امام حسین علیه‏السلام رسیدند، جابر بن عبداللّه‏ را با گروهی از طایفه بنی‏هاشم و مردانی از آل پیغمبر صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله دیدند که به زیارت حضرت آمده‏اند.

به گزارش شیعه آنلاین، از امام صادق علیه‏السلام روایت شده که فرموده‏اند: «در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت می‏کنی و می‏گویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است. آن‏گاه امام صادق علیه‏السلام فرمودند: علیه آن حضرت هم دست شدند کسانی که دنیا فریبشان داده بود و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند و آخرت خویش را به قیمت ناچیز حراج کردند. در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پیامبرت را به خشم آورده و مطیع بندگان شقی گردیدند؛ امام حسین علیه‏السلام در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شکیبایی به جهاد پرداخت تا آن گاه که خونش را ریختند و اهل بیتش را به اسارت بردند.


کلیپ / «اربعین حسینی»


ادامه مطلب


نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، اربعین، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شبهای سختی را گذراندیم.... در بصره گمان می‌کردیم که دیگر تقریبا از خطر جسته‌ایم. منزل یکی از علمای آنجا وارد شدیم. یکی دو روز آن جا ماندیم. بعد بلیت گرفتند...
  مشرق-  علی آقا چهار ساله بود که همراه برادر بزرگتر راهی مکتب خانه شد. سید علی می‌گوید: وقتی پدرم من و برادرم آقا سید محمد را با خود وارد مکتب خانه کرد، جناب میرزا احترام کرد. بلند شد و برپا داد. بچه‌ها بلند شدند. پدرم گفت: این بچه ها را درس بده. او هم از ما خیلی احترام کرد.

ماجرای اولین سفر آقای خامنه‌ای به کربلا



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ اسلام، تاریخ معاصر، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، آیت الله خامنه ای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بهترین بازدارنده گناه

یاد معاد و وقایعی که در انتظار آدمی است، انسان را از ارتکاب گناه باز می دارد.

بهترین بازدارنده گناه

به گزارش افکار نیوز- پیامبران و امامان (ع) و اولیاء خدا همواره به یاد معاد بودند آغاز دعوتشان از مبدا و معاد شروع می شد و لحظه ای از فکر معاد غافل نبودند. اگر غذای داغ و یا آفتاب گرم را می دیدند به یاد روز قیامت می افتادند، و در پرتگاه ها، یاد معاد آنها را از ارتکاب گناه باز می داشت.

هنگامی که عقیل برادر علی(ع) از آن حضرت تقاضای کمک اضافی از بیت المال کرد، حضرت (ع) آهن تفتیده و سوزانی را نزدیک دست برادرش عقیل برد، وقتی فریاد عقیل برخاست علی(ع) به او فرمود:

تو از شعله آتش کوچکی که بسان بازیچه در دست انسانی است فریاد می کشی و فرار می کنی، اما برادرت را به سوی آتشی می کشانی که شعله قهر و غضب پروردگار آن را افروخته است.

و در سخنی می فرماید:
بپرهیزید از آتشی که حرارتش شدید و ژرفای آن زیاد و زیور آن غل و زنجیر آهنین و نوشیدنی آن آب جوشان می باشد.

منبع: گناه شناسی،ص۲۱۸.

آثار تفکر در خلقت آسمان ها و زمین

نگاه به آسمان و زمین و تفکر در آفرینش آن ها هر گونه شک و تردید را درباره وجود خداوند از دل می زداید.

آثار تفکر در خلقت آسمان ها و زمین

به گزارش افکارنیوز- «اَفِی اللهِ شَکٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الاَرضِ؛ ... آیا در خدایی که آفریننده آسمان ها و زمین است شکی هست؟ ...»

فاطر در لغت به معنای خالقی است که بدون نمونه می آفریند و نیز به معنای شکافنده است؛ و چون به هنگام خلقت آسمان ها و زمین، اولا، آفرینش بدون نمونه قبلی بود و ثانیا، گویی پرده تاریکِ نیستی شکافته شد و نور هستی در آسمان ها و زمین آشکار گشت؛ این واژه درباره خلقت آن ها به کار رفته است؛ یا این که اشاره ای است به این یافته جدید ستاره شناسان که همه کرات و منظومه ها در روز اول به صورت توده ای بزرگ و به هم پیوسته بود که بر اثر حرکت به دور خود و نیروی گریز از مرکز، شکافته شد و قطعاتی از آن به خارج پرتاب شد و منظومه ها و کهکشان ها و ثوابت و سیارات به وجود آمد.

قرآن فرموده است که نگاه به آسمان و زمین و تفکر در آفرینش آن ها هر گونه شک و تردید را درباره وجود خداوند از دل می زداید.

امام حسین علیه السّلام درباره بدیهی بدون شناخت خدا در دعای «عرفه» چنین عرضه داشته اند: «چگونه چیزی که خود در هستی اش محتاج توست می تواند دلیل وجود تو باشد؟ آیا پدیدارتر و آشکارتر از تو چیزی هست که آن روشن کننده هستی تو باشد؟ ای خدا، تو کی نبودی تا به دلیلی بر بودنت محتاج باشی؟ کی دور بوده ای تا آثار و آفرینشت تو را به ما نزدیک و آشنا کند؟ کور باد آن چشمی که تو را مراقب خود نبیند ...»

منبع: آیه های زندگی، ص۲.





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، عجایب خلقت، قرآن کریم، امام علی(ع)، امام حسین(ع)، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به بهانه 4 ربیع الثانی سالروز ولادت حضرت عیدالعظیم الحسنی علیه السلام
 
یاس گلشن "حسن" و عاشق" حسین" علیهما السلام

خبرگزاری شبستان: برای شناخت کمالات یک فرد و اینکه بتوان بر اساس آن کمالات، میزان توانمندی های او را در نظام هستی به دست آورد، یکی از راه ها آن است که ببینیم معرف او چه کسی است؟وقتی امام معصوم کسی را معرفی می کند....

حجت الاسلام محسن ادیب بهروز، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران و محقق و پژوهشگر دینی در رابطه با شخصیت شناسی یکی از امامزادگان شاخص تهران، حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام به خبرنگار قران و معارف خبرگزاری شبستان گفت: پیرامون حضرت عبدالعظیم گفتنی های فراوانی وجود دارد اما در یک اشاره کلی و در عین حال کاربردی شاید با بسنده کردن به چند ویژگی، بتوان نسبت به مقام ایشان ادای دین کرد.

نخست اینکه ایشان از نوادگان وجود مقدس حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام است. هر گاه دو انسان از جهت کمالات در یک سطح باشند برخی ویژگی ها و شاخص ها می تواند موجب امتیازاتی برای هر یک از آنها باشد که یکی از آنها «نواده مستقیم معصوم بودن» است. همین که فردی توفیق داشته باشد که نواده مستقیم (با واسطه کم) معصوم باشد یک امتیاز برای اوست و حضرت عبدالعظیم علیه السلام از این امتیاز برخوردار است.

بنابراین در مقام ارزیابی کمالی در مقایسه با افراد مشابه ایشان از نظر توانمندی در نظام هستی، فردی که به معصوم انتساب دارد و این انتساب با کمترین واسطه حاصل شده، برای او امتیاز شناخته می شود و جناب عبدالعظیم حداکثر با 5 واسطه به حضرت علی علیه السلام منصوب هستند.

وی نکته دومی را که برای شخصیت های کمال یافته، امتیاز محسوب می شود محشور بودن با امام معصوم و ارتباط بسیار نزدیک با او داشتن عنوان کرد و افزود: این ارتباط نزدیک باعث می شود کمالات بیشتری در فرد بروز و ظهور کند. شخصیتی که توانسته است با امام معصوم ارتباطی نزدیک پیدا کند، کمالات و توانمندی هایی در وجود خود ایجاد کرده است که حضرت عبدالعظیم از این ویژگی نیز برخوردار می باشد. چرا که توانسته دو امام معصوم را درک کند.

البته دوران حساس زندگی این بزرگوار با امام هادی علیه السلام سپری شده و در کتب کهن رجالی ما ایشان به عنوان صحابه امام هادی علیه السلام معرفی می شوند اما گزارشاتی نیز داریم که ایشان مورد توجه امام عسگری علیه السلام نیز بوده اند. این دو شاخص می تواند جایگاه ایشان را برای ما معرفی کند.

استاد دانشگاه امام حسین علیه السلام در ادامه به برخی ملاک ها و معیارها در شناخت افراد اشاره و تصریح کرد: برای شناخت کمالات یک فرد و برای اینکه بتوان بر اساس آن کمالات، میزان توانمندی های او را در نظام هستی به دست آورد، یکی از راه ها آن است که ببینیم معرف او چه کسی است؟ زمانی که یک معصوم معرف انسان باشد این معرفی می تواند برای ما بسیار ارزشمند باشد.

چون انسانی او را معرفی می کند که شناخت کاملی از مخاطب خود دارد. لذا معرفی او از ضریب اطمینان صددرصدی برخوردار است و این با زمانی که غیر معصوم کسی را معرفی می کند، متفاوت است. در مواردی که اهل بیت علیهم السلام شخصی را معرفی می کنند اگر از نظر سندی برای ما اطمینان حاصل شود این معرفی برای ما بسیار ارزشمند است و تنها یک معرفی کوتاه می تواند دریایی از محتوا را در اختیار ما قرار دهد و ضریب اطمینان بسیاری نسبت به آن شخص در ما ایجاد می کند.

درباره حضرت عبدالعظیم علیه السلام غیر از دو شاخص مذکور، یک معرفی از امام هادی علیه السلام نیز وجود دارد. با این تعبیر که حضرت به فردی به نام حماد رازی که برای مطلبی خدمت امام رسیده بود می فرماید: «یا حماد! هر وقت مشکلی در امور دین شما در منطقه ای که در آن  زندگی می کنید به وجود آمد آن مشکل را با عبدالعظیم ابن عبدالله الحسن در میان بگذارید.»  این معرفی  معانی بسیاری دربردارد یعنی امام این شخص را در مسایل دین به قدری کامل می داند و می بیند که امثال حماد را که افراد ویژه ای هستند برای گرفتن پاسخ و حل مسایل به او ارجاع می دهند.

پس این معرفی نشان می دهد که مقام حضرت عبدالعظیم در دین از جهت دانشی، یک مقام فوق العاده بوده و از قدرتی برخوردار بوده است که می توانسته مانند زراره ها در زمان امام صادق علیه السلام، پاسخگوی ده ها سؤال و مسئله دینی باشد. در خاتمه این معرفی نیز حضرت می فرمایند: سلام ما را به او برسان!!

حجت الاسلام ادیب خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه ما معتقدیم که امام معصوم کاری غیر از اراده الهی انجام نمی دهد، این نکته که امام معصوم به جناب عبدالعظیم ابلاغ سلام می کند می تواند بیانگر این مهم باشد این ابلاغ سلام، ابلاغ سلام خداوند متعال است و می تواند پیامی الهی برای جناب عبدالعظیم باشد. به عبارت دیگر ایشان به قدری مقرب درگاه الهی قرار گرفته است که معصوم به او سلام الهی را ابلاغ می کند. اما آنچه می تواند برای ما کاربرد داشته باشد ماجرایی است که تقریبا 5 یا 6 نفر از دانشمندان بزرگ شیعه آن را نقل کرده اند که میان امام هادی علیه السلام و جناب عبدالعظیم رخ داده و از آنجا که چندنفر از دانشمندان بزرگ به نقل آن پرداخته اند هم می توان به اهمیت این ماجرا پی برد و هم به صحت و درستی آن اطمینان داشت.

 راوی این گزارش شخص جناب عبدالعظیم است که می فرماید: روزی خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم . حضرت به من فرمودند:«مرحبا بک یا ابوالقاسم و ... انت ولینا حقا». ما در زیارت عاشورا فرازی را بسیار تکرار می کنیم آنجا که آمده است:« انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و...» کسانی که ولی و دوست شما هستند برای ما نیز حکم ولی را دارند و ... بنابراین ما همواره به دنبال شخصیت هایی هستیم که برای معصوم ولی بوده باشند تا بتوانیم به وسیله آنها و از طریق نزدیکی به آنها ولایتمداری خود را نسبت به معصوم محقق کنیم. چرا که این واسطه ها برای ما بسیار مهم هستند.

 اگر آنها نباشند تحقق ارتباط کمالی بین ما و معصوم بسیار دشوار است حتی به قدری که گاهی بزرگان تعبیر به محال می کنند و یکی از این افراد حضرت عبدالعظیم علیه السلام است. تعبیر «انت ولینا حقا» یعنی شما به حق ولی ما هستید جناب عبدالعظیم ادامه می دهد که : «من عرض کردم یابن رسول الله صل الله علیه وآله من آمده ام تا دینم را به شما عرضه کنم.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران خاطرنشان کرد: این بسیار نادر اتفاق می افتد که فردی با چنان جایگاهی که پیش از این اشاره شد خدمت امام معصوم برسد و بخواهد تمام آموزه های دینی خود را با او در میان بگذارد در میان صحابه اگر هم چنین چیزی وجود داشته باشد بسیار نادر اتفاق افتاده است. سپس جناب عبدالعظیم خطاب به امام ادامه می دهد که: «من اگر بدانم آنچه از دین فرا گرفته ام مورد رضایت شماست خدا را شکر می کنم و در غیر این صورت می خواهم آن را تصحیح نمایید.» امام هادی علیه السلام به او فرمودند: آغاز کن ! 

نکته جالب در اینجا آن است که نخستین چیزی که مطرح می شود موضوع توحید است. توحید حضرت عبدالعظیم چکیده توحید اصلی قرآن است و از این جهت قابل اهمیت می باشد که دقیقا در مسیری صحیح قرار دارد. چرا که در میان کسانی که موحد بوده و عقیده توحیدی دارند گروهی به راست متمایل شده و گروهی به چپ تمایل پیدا کرده اند اما ایشان این مسیر مستقیم را چنین مطرح می کنند: «من معتقدم خداوند متعال هیچ مانند و نظیری ندارد، خارج من الحدین حدالابطال و حدالتشبیه» . ما در توحید بحثی داریم که گروهی در آن دچار انحراف شده و هر چه را که می خواهند در رابطه با خدا درک کنند برای آن شبیه سازی می کنند یعنی برای درک خالق یا رازق بودن خدا آن را به یک مخلوق تشبیه می کنند تا قابل درک باشد. این انحراف معمولا در میان برخی از فلاسفه اسلامی به صورت ناخودآگاه اتفاق افتاده است.

لذا حضرت عبدالعظیم می گوید در توحید من حد تشبیه وجود ندارد از آن سو نیز حد ابطال را هم نفی می کنند چون گروهی معتقدند که ما به هیچ وجه نمی توانیم خدا را درک کنیم مطلقا !! در حالی که این گروه نیز به انحراف می روند. جناب عبدالعظیم وقتی توحید خود را عرضه می کند می گوید توحیدی که من قبول دارم در رابطه با خالقی است که قابل درک می باشد اما من برای درک او از مخلوق استفاده نمی کنم. لذا در مقام درک، خالق من، نه جسم است، نه صورت، نه عرض و نه جوهر، بلکه خود به همه اینها وجود داده است. سپس در ادامه نبوت، معاد، امامت و عقاید خود نسبت به اهل بیت و قیامت و .... را مطرح می کند.  برای اینکه بداند آیا آنچه از دین فرا گرفته است (علیرغم آن جایگاه عظیم و بلند) درست است یا خیر امام در پاسخ ایشان فرمودند: «به خدا قسم این همان دینی است که خدا نسبت به آن برای بندگان راضی است»

وی افزود: به بیان دیگر جناب عبدالعظیم با تمام کمالاتی که دارند دست به اقدامی می زنند که در میان همه صحابه ائمه معصومین علیه السلام کم نظیر است و این نشان از عمق معارف ایشان دارد. ایشان از عمق خلوصی برخوردار بوده است که به آنچه دارد اکتفا نمی کند بلکه می خواهد از امام تأییدی صریح بگیرد. لذا این گزارش دو راهکار کاربردی برای ما به دنبال دارد.

نخست اینکه ما نیز آنچه از آموزه های دینی داریم با فردی که می تواند دین ما را ارزیابی کند در میان بگذاریم و دوم اینکه دینی که چکیده آن را جناب عبدالعظیم به امام معصوم عرضه می کند می تواند به عنوان یک شاخص برای ما باشد که با آن خود را ارزیابی کنیم اگر تنها به همان مسئله توحید دقت کنیم می بینیم که ایشان دقیقا یک تفکر بسیار انحرافی که برخی از فلاسفه در میان شیعه ایجاد کرده اند را حذف نموده و از سوی دیگر نیز نوعی از تفکر توحیدی را که برخی متکلمین به شیعه تزریق کرده اند نفی می کند و یک توحید اصیل را در قالب کوتاه ترین جمله مطرح می کند که این نشان از آن دارد که این شخص به کمالات فراوانی دست یافته است.

بنابراین چنین فردی در زمان حال نیز می تواند برای ما کارآمد باشد یعنی تفاوتی نمی کند که ما در صورت حضور ایشان به خدمت آن حضرت می رسیدیم و یا اکنون که ایشان در عالم برزخ است خدمت حضرت برسیم و در آموزه های دینی خود از ایشان کمک بگیریم.





نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام هادی(ع)، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آبروداری امام حسین (ع)؛

حاجت خود را فقط نزد این سه نفر بگو!

هنوز سخنی نگفته بود که امام حسین علیه‌السلام دریافت او برای حاجتی آمده است. برای اینکه آبروی او حفظ شود.


به گزارش جام نیوز، مردی از مسلمانان مدینه به شخصی بدهكار شد و نتوانست قرض خود را ادا کند، از طرفی طلبکار اصرار داشت که او قرضش را بپردازد، آن مرد برای چاره‌جویی به حضور امام حسین علیه‌السلام آمد.

 

هنوز سخنی نگفته بود که امام حسین علیه‌السلام دریافت او برای حاجتی آمده است. برای اینکه آبروی او حفظ شود، به او فرمود: «آبروی خود را از سوال و درخواست رویاروی و مستقیم نگهدار، نیاز خود را در نامه‌‌ای بنویس که به خواست خدا آنچه تو را شاد کند، به تو خواهم داد.»

 

او در نامه‌ای نوشت: «ای ابا عبدالله! فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دارد که طلبش را بگیرد، لطفا با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، به من مهلت دهد.»

 

امام حسین علیه‌السلام پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و کیسه‌ای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: «با پانصد دینار این پول، بدهکاری خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، به زندگی خود سرو سامان بده و جز به نزد سه نفر به هیچ کس حاجت خود را مگو:

 

1- مومن و دین دار؛ که دین نگهبان او است.

 

2- جوانمرد؛ که به خاطر جوانمردی حیا می‌کند.

 

3- صاحب اصالت خانوادگی؛ که می‌داند تو به خاطر نیازت، دوست نداری آبروی خود را از دست بدهی، او شخصیت تو را حفظ می‌کند و حاجتت را روا می‌سازد.

 

 

منبع: تحف ‌العقول ص 251.





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امام زمان در کلام سیدالشهدا؛

سنت هایی از پیامبران الهی که در امام زمان(عج) وجود دارد

در قائم ما علیه السلام سنت هابی از پیغمبران موجود است: سنتی از نوح علیه السلام وسنتی از ابراهیم علیه السلام وسنتی از موسى علیه السلام وسنتی از عیسى علیه السلام وسنتی از ایوب علیه السلام وسنتی از محمد علیه السلام.


به گزارش جام نیوز، در کتاب "کشف الغمّة ج 2 ص 522" در مورد نشانه هایی که از پیامبران الهی در وجود نازنین حضرت حجت بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است:
 

عن الحسین علیه السلام قال: « فی القائم منّا سنن من الأنبیاء، سُنّة من نوح علیه السلام، وسُنّة من إبراهیم، وسُنّة من موسى  علیه السلام، وسُنّة من عیسى علیه السلام، وسُنّة من أیّوب علیه السلام، وسُنّة من محمّد صلَّى الله علیه وآله وسلَّم، فأمَّا من نوح علیه السلام فطول العمر، وأمَّا من إبراهیم فخفاء الولادة واعتزال الناس، وأمَّا من موسى فالخوف والغیبة، وأمَّا من عیسى علیه السلام فاختلاف الناس فیه، وأمَّا من أیّوب فالفرج بعد البلوى، وأمَّا من محمّد صلَّى الله علیه وآله وسلَّم فالخروج بالسیف»
 

حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام فرمود: در قائم ما علیه السلام سنت هابی از پیغمبران موجود است: سنتی از نوح علیه السلام وسنتی از ابراهیم علیه السلام وسنتی از موسى علیه السلام وسنتی از عیسى علیه السلام وسنتی از ایوب علیه السلام وسنتی از محمد علیه السلام اما از نوح علیه السلام طول عمر واز ابراهیم علیه السلام پنهان بودن ولادت وعزلت گزینی از مردم واز موسى علیه السلام ترس وغائب بودن واز عیسى علیه السلام اختلاف مردم درباره ی او واز ایوب علیه السلام فرج بعد از گرفتاری واما از محمد صلَّى الله علیه وآله وسلَّم با شمشیر خروج کردن.

 

این مطلب در کتاب های "إثبات الهداة ج 3 ص 466 و کمال الدین وتمام النعمة ص 338 نیز آمده است.





در پاسخ به نامه جمعی از شیعیان

نصیحت امام زمان(علیه السلام) به شیعیان

پروای خدا را پیشه سازید و تسلیم ما شوید و کار دین و معنویت وتدبیر امور وتنظیم شئون جامعه را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه وحی و معنویت، سیراب بیرون آوریم.


به گزارش جام نیوز، امام مهدی علیه‌السلام در پاسخ به نامه جمعی از شیعیان چنین نوشتند:


...و آیا آنچه را که در روایات، در مورد رخدادهایی که در زندگی امامان گذشته و آینده شما می‌باشد، نمی‌دانید؟

 

آیا ندیدید که چگونه از عصر آدم تا زمان حضرت عسکری علیه السلام سنگرها و پناهگاه هایی برای شما قرار داده تا بدانها پناه برید.


و نشانه ها وپرچم هایی قرار داده است که بوسیله آنها راه حق را بیابید تا آنجایی که هر گاه نشانه و پرچمی ناپدید گشت، پرچم دیگری پدیدار می‌گردد و هنگامی که ستاره‌ای افول نماید، ستاره دیگری درخشیدن آغاز می‌کند؟

 

پس، هنگامی که خداوند، یازدهمین امام نور حضرت عسکری علیه السلام را از این جهان به جهان دیگر برد، شما پنداشتید که خدا دین خویش را باطل ساخت و وسیله ارتباط و پیوند میان خود و مخلوق خود را برداشت و قطع کرد.

 

نه! هرگز چنین نبوده و نخواهد شد تا روز رستاخیز فرا رسد و فرمان خدا نمایان گردد در حالی که دشمنان حق را خوش نیاید.

 

امام پیشین، حضرت عسکری علیه السلام که درگذشت، به نیکبختی و بر راه و رسم پدران گرانقدر خویش از دنیا رفت و دانش او نزد ماست و جانشین او و آنکه بجای او قرار می گیرد از اوست.

 

جز بیدادگر و گناهکار کسی در جانشینی او با ما به کشمکش و مخالفت برنمی‌خیزد و جز انکارگر حق و کافر، هیچ کس جز ما که پیشوای پس از او هستیم، کسی ادعای جانشینی او نمی‌نماید.

 

واگر نه این بود که امر خدا، مغلوب وراز الهی، آشکار می‌گردید که نباید چنین شود، به گونه ای که حق وحقیقت وموقعیت درست ما، بر شما روشن می شد که خردهایتان دچار بهت و حیرت گردد و تردیدتان از میان برود، اما آنچه را که خدا خواسته است، انجام می شود وبرای هر سرآمدی نوشته ای است.

 

بنابراین، پروای خدا را پیشه سازید و تسلیم ما شوید و کار دین و معنویت وتدبیر امور وتنظیم شئون جامعه را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه وحی و معنویت، سیراب بیرون آوریم، همانگونه که راهنمایی و وارد ساختن شما به سرچشمه نور و هدایت از سوی ما بود.

 

در پی کشف آنچه از شما پوشیده شده است نروید واز راه درست به راه چپ انحراف نجویید و با دوستی ما، حرکت درست و بی انحراف خویش را بر آیین روشنی، استوار سازید! من شما را نصیحت و خیرخواهی کردم وخداوند بر من وشما گواه است....

 

متن حدیث:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عافانا الله وایاکم من الضلالة و الفتن و وهب لنا ولکم روح الیقین و أجارنا و ایاکم من سوء المنقلب.

 

انه أنهی الی ارتیاب جماعة منکم فی الدین وما دخلهم من الشک والحیرة فی ولاة أمورهم، فغمنا ذلک لکم... لا لنا وساءنا فیکم... لا فینا، لأن الله معنا ولا فاقة بنا الی غیره والحق معنا، فلن یوحشنا من قعد عنا....

یا هؤلاء!... ما لکم فی الریب تترددون؟! وفی الحیرة تنعکسون؟!

 

أو ما سمعتم الله عزوجل یقول: (یا ایها الذین آمنوا أطیعوا الله وأطیعوا الرسول وأولی الامر منکم).؟!

 

أو ما علمتم ما جاءت به الآثار مما یکون ویحدث فی أئمتکم عن الماضین والباقین منهم علیهم السلام؟!

 

أو ما رأیتم کیف جعل الله معاقل تأوون الیها، وأعلاما تهتدون بها من لدن آدم علیه السلام الی آن ظهر الماضی علیه السلام، کلما غاب علم بدا علم، واذا افل نجم طلع نجم؟!

 

فلما قبضه الله الیه ظننتم أن الله تعالی أبطل دینه وقطع السبب بینه وبین خلقه؟!

 

کلا!... ما کان ذلک ولا یکون حتی تقوم الساعة ویظهر أمر الله سبحانه وهم کارهون، وان الماضی علیه السلام مضی سعیدا فقیدا علی منهاج آبائه علیهم السلام وفینا وصیته وعلمه ومن هو خلفه ومن هو یسد مسده، لا ینازعنا موضعه الا ظالم آثم، ولا یدعیه دوننا الا جاحد کافر.

 

ولو لا أن أمر الله تعالی لا یغلب وسره لا یظهر ولا یعلن، لظهر لکم من حقنا ما تبین منه عقولکم ویزیل شکوککم، لکنه ماشاءالله کان ولکل أجل کتاب.

 

فاتقوا الله وسلموا لنا وردوا الأمر الینا، فعلینا الاصدار، کما کان منا الایراد ولا تحاولوا کشف ما غطی عنکم، ولا تمیلوا عن الیمین وتعدلوا الی الشمال، واجعلوا قصدکم الینا بالمودة علی السنة الواضحة، فقد نصحت لکم، والله شاهد علی وعلیکم.

 

ولو لا ما عندنا من محبة صلاحکم ورحمتکم والشفاق علیکم، لکنا عن مخاطبتکم فی شغل فیما قد امتحنا به من منازعة الظالم العتل الضال المتتابع فی غیه المضاد لربه، الداعی ما لیس له، ییحق من افترض الله طاعته، الظالم الغاصب.

 

وفی ابنة رسول الله صلی الله علیه واله وسلم لی أسوة حسنة، وسیردی الجاهل رداءة عمله وسیعلم الکافر لمن عقبی الدار..

 

عصمنا الله وایاکم من المهالک والأسواء والآفات والعاهات کلها برحمته، فانه ولی ذلک والقادر علی ما یشاء وکان لنا ولکم ولیا وحافظا، والسلام علی جمیع الأوصیاء والأولیاء والمؤمنین ورحمة الله وبرکاته وصلی الله علی محمد وآله وسلم تسلیما.

 


«کمال الدین و اتمام النعمة،جلد 2، صفحه 787»





نوع مطلب : علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ظهور و آخرالزمان، تزکیه نفس، امام مهدی(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، امام حسین(ع)، پیامبر اکرم(ص)، پیامبران، قرآن کریم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
۵ عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ

بنا بر روایات رسیده از ائمه اطهار (ع)، لحظه ی جان دادن هر انسانی، یکی از سخت ترین لحظات زندگی وی می باشد، اما جالب است بدانید که با انجام چند عمل می توان تا حدودی از سختی و رنج آن کاست.

۵ عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ!

به گزازش افکارنیوز، ۵ عمل که موجب کاهش سختی لحظات مرگ می شود به شرح زیر است:

۱- تلقین کلمه ی توحید

رسول گرامی اسلام (ص) در این باره فرموده اند: به کسانی که در معرض مرگ قرار می گیرند و لحظات آخر زندگی را می گذرانند، کلمه ی توحید «لا اله الاّ الله» را تلقین نمایید؛ زیرا هر کس آخرین سخنش «لا اله الاّ الله» باشد وارد بهشت می شود.

۲- تلقین شهادت به رسالت رسول گرامی اسلام (ص) و اقرار به دوازده امام معصوم (ع)

در این باره امام صادق (ع) می فرمایند:
هنگامی که انسان در حال احتضار است، قبل از مردن به او تلقین کن:
«اشهد ان لا اله الاّ الله وَحده لا شَریک لَه؛ وَ اَنَّ مُحَمَّدَاً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه».
در روایتی ابوبکرِ حضرمی نقل می کند: مردی از بستگان من بیمار شد، به عیادتش رفتم و به او گفتم: ای برادرزاده! اگر نصیحتی بکنم می پذیری؟ گفت: آری.
گفتم: بگو؛ «اَشهُدَ اَن لا اِلهَ الاّ الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَه».
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این مقدار کافی نیست و سودی به حال تو ندارد، مگر این که گواهی تو از روی یقین باشد.
گفت: گواهی من از روی یقین است.
گفتم: بگو: «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدَاً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه ».
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این مقدار کافی نیست، باید گواهی تو از سر یقین باشد.
گفت: گواهی من از روی یقین است.
گفتم: بگو: گواهی می دهم که حضرت علی (ع) وصیّ و جانشین رسول الله (ص) و خلیفه ی بعد از او و امامی است که اطاعتش واجب است.
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این شهادت به حال تو سودی ندارد، مگر این که از روی یقین باشد.
گفت: از روی یقین شهادت می دهم.

سپس امامان معصوم (ع) را یکی پس از دیگری نام برد و او به امامت همه ی آن ها اقرار کرد و گفت: گواهیم از روی یقین است و پس از چند لحظه از دنیا رفت.
همسر و خانواده اش از مرگ او بسیار بی قراری می کردند، چند روزی از آن ها دور بودم، سپس نزد آن ها رفتم و گفتم: حال شما چطور است؟ و به همسرش گفتم: حال شما در فراق و دوری شوهرت چگونه است؟
گفت: به خدا قسم که با مرگ او به مصیبتی بزرگ مبتلا شدیم، ولی خوابی که دیشب دیدم موجب آرامش خاطرم شده و مرگ او را برایم آسان نموده است!
گفتم آن خواب چه بود؟
جواب داد: شوهرم را در عالم خواب زنده و سالم دیدم، به او گفتم: فلانی هستی؟ گفت: آری. گفتم مگر تو نمردی؟ گفت: چرا، ولی با کلماتی که ابوبکرِ حضرمی به من تلقین کرد نجات یافتم؛ اگر تلقین آن کلمات نبود، نزدیک بود که دستخوش هلاکت گردم!



۳- خواندن این ادعیه

امام باقر (ع) می فرماید: هر وقت انسانی را در حال جان دادن دیدی، کلمات فرج را به او تلقین کن؛ لا اِله اِلاّ اللهُ الحَلیمُ الکَریم لا اِله اِلاّ اللهُ العَلیُّ العَظیم، سُبحانَ اللهِ رَبِّ السَّموات السَّبع وَ رَبِّ الاَرَضینَ السَّبع، وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَینَهُنَّ وَ رَبِّ العَرشِ العَظیم، وَ الحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین.
همچنین آمده است در زمان پیامبر خدا مردی از اهل مدینه بر اثر بیماریی که منجر به وفات او شد، زبانش بند آمده بود، رسول خدا (ص) بر او وارد شده و فرمودند: بگو: لا اله الاّ الله. اما او نتواست بگوید.
بار دیگر فرمودند، باز هم نتوانست.
زنی بر بالای سر آن مرد ایستاده بود. به او فرمودند: آیا این مرد مادر دارد؟
عرض کرد: آری، ای رسول خدا! من مادر او هستم. حضرت فرمودند: آیا تو از او خشنودی؟ گفت: نه، بر او خشمگینم. حضرت فرمودند: من دوست می دارم از او راضی شوی. عرض کرد: به خاطر خشنودی شما از او خشنود و راضی گردیدم.
سپس رسول خدا (ص) به آن مرد فرمود: بگو؛ لا اله الاّ الله.
گفت: لا اله الاّ الله.
فرمود: بگو؛ «یا مَن یَقبَلُ الیَسیر، وَ یَعفُوا عَنِ الکَثیرِ، اِقبَل مِنَّی الیَسیر، وَاعفُ عَنِّی الکَثیر؛ اِنَّکَ اَنتَ العَفوُّ الغَفُور».
آن مرد این دعا را خواند.
پس پیامبر (ص) به او فرمودند: چه می بینی؟ گفت: دو موجود سیاه می بینم که به سراغ من می آیند.
پیامبر (ص) فرمودند: دعا را تکرار کن! سپس به او فرمودند: چه می بینی؟
گفت: آن دو سیاه از من دور شدند و دو سپیدرو بر من درآمده و هم اکنون به من نزدیک شده اند تا جانم را بگیرن، و او در همان لحظه مرد.



۴- به محل نمازِ خود منتقل شود!

مستحب است کسی را که سخت جان می دهد، اگر ناراحت نمی شود به جایی که نماز می خوانده است، ببرند. چنان که امام صادق (ع) می فرماید: وقتی مرگ و جان دادن بر میّت سخت شد، او را به سوی مصلّایی که آن جا نماز می خوانده ببرید؛ و نیز امام زین العابدین (ع) فرموده است: ابو سعید خدری یکی از یاران رسول الله (ص) بود که سه روز جان دادنش طول کشید. خانواده اش او را غسل دادند، سپس به مصلایش بردند و در آن جا مرد.


۵- خواندن سوره ی «صافات» و «یس» و...

مستحب است برای راحت شدن محتضر بر بالین او سوره ی مبارکه ی یس و صافات و احزاب و آیةالکرسی و آیه پنجاه و چهارم سوره ی اعراف و سه آیه آخر سوره ی بقره، بلکه هر چه از قرآن ممکن است، بخوانند.
سلیمان جعفری گوید: امام کاظم (ع) را دیدم که به پسرش قاسم می فرمود: پسرم برخیز و بالای سر برادرت سوره ی صافات را بخوان تا آن را تمام کنی. پس او خواند و چون به این آیه رسید «اَهُم اَشَدَّ خَلقاً اَمَّن خَلَقنا»، جوان از دنیا رفت. پس روی او را با پارچه پوشانیدیم و خارج شدیم.
یعقوب بن جعفر خدمت حضرت رفت و عرض کرد: ما وقتی به بالین محتضر حاضر می شویم «یس و القرآن الحکیم» می خوانیم. در صورتی که شما فرمودید «صافات» بخوانیم. حضرت فرمودند: [خواندن کدامین سوره تفاوتی نمی کند] همانا در نزد مصیبت دیده قرآن تلاوت نمی کنی، مگر این که خداوند در راحت شدن او تعجیل می نماید.


پی نوشت ها:
۱- حرعاملی. وسائل الشیعه، ج ۲: ۶۶۲، ۶۶۴- ۶۷۰.
۲- کلینی، کافی، ج ۳: ۱۲۲.
۳- فیض کاشانی. کحجه البیضاء، ج ۸: ۲۴۶.
رجالی تهرانی. قبض روح: ۱۲۰.


مرجع : قدس انلاین



اظهار خوشحالی هنگام گناه


امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود: کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.

اظهار خوشحالی هنگام گناه

 افکارنیوز- لذت بردن از گناه و شادمانی هنگام انجام گناه، از اموری است که گناه را بزرگ می کند و موجب کیفر بیشتر می شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:

امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود:
«شر الاشرار من تبهّج بالشر؛ بدترین بدها کسی است که به انجام بدی خوشحال گردد.»۱

و نیز فرمود:
«مَن تَلذّذ بمعاصِی الله ذلّ؛ کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.»۲

امام سجاد علیه السّلام فرمود:
«إیّاک و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من رکوبه؛ از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادی بزرگتر از انجام خود گناه است.»۳

و نیز فرمود:
«حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة؛ عذاب دردناک گناه شیرینی آن را تباه می سازد.»۴

و از سخنان امام سجاد علیه السّلام است:
«لا خیر فی لذّة من بعدها النّار؛ در لذتی که بعد از آن آتش دوزخ است خیری نیست.»۵

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
«من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک؛ کسی که گناه کند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ می شود در حالی که گریان است.»۶

منبع:
۱. غررالحکم، ج۱، ص۴۴۶.
۲. فهرست غرر، ص۱۳۰.
۳. بحار، ج۷۸، ص۱۵۹.
۴. همان.
۵. همان.
۶. مشکاة الانوار، ص۳۹۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۶۸.
۷. گناه شناسی، ص۲۸-۲۹.





نوع مطلب : تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجنت الاسلام والمسلمین میرباقری مطرح کرد؛
خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که برخی سختی ها و ابتلا را حتی نسبت به رسول خدا(ص) نشانه غضب خداوند می دانستند، گفت: سختی و بلا همیشه نشانه غضب خداوند نیست بلکه گاهی خداوند در سختی ها برای انسان خیر بزرگی قرار داده است همانطور که سختی ها نسبت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) همین گونه بوده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری، استاد حوزه و دانشگاه، بعد از ظهر امروز در برنامه تلویزیونی سمت خدا از شبکه قرآن و معارف سیما با بیان این که عده ای زمانی که وحی نسبت به رسول خدا (ص) قطع شد آن را نشانه غضب خداوند به ایشان عنوان می کردند، گفت: سختی و ابتلا همیشه نشانه غضب خداوند نیست گاهی خداوند در سختی ها و ابتلا برای انسان خیر عظیمی قرار می دهد همانطور که نسبت به رسول خدا (ص) و اهل بیت (ع)همین گونه بود.

 

وی افزود: خداوند به وسیله حمایت از رسول خدا و یتیمی ایشان و ابتلا و سختی ایشان را به پناهگاهی برای عالمیان تبدیل کرد و رسول خدا (ص) زمانی توانستند برای جهانیان پناهگاه باشند که یتیم شدند، یتیم نوازی کردند و سختی ها و ابتلا را تحمل کردند.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که رسول خدا (ص) از فتنه هایی که قرار بود پس از ایشان اتفاق بیفتد آگاه بود و فرمود من نشانه های فتنه را می بینیم آیا شما هم آن را می بینید، ادامه داد: عده ای بعد از فتنه های جانشینی و مصایبی که بر سر اهل بیت (ع) آمد ناامید شدند و گفتند خداوند ما را تنها رها کرده و هدایت را تنها گذاشته که این نشانه غضب خداوند است در حالی که خداوند در قرآن کریم در سوره ضحی فرموده است این ها نشانه غضب نیست بلکه این سختی ها و ابتلاها نشانه آینده روشنی است و با ظهور امام زمان (عج الله ) و رجعت دوباره پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت (ع) تمامی این سختی ها به یک خیر بزرگ و آینده روشن تبدیل خواهد شد و به وسیله پیامبر (ص) امت اسلامی و انسان ها به قرب و رضوان الهی خواهند رسید.

 

حجت الاسلام والسملیمن میر باقری با اشاره به این که سختی نشانه ناحق بودن نیست، تاکید کرد: گاهی برحق بودن انسان در سختی ها به دست می آید که در خصوص پیامبر (ص) هم همین طور بود.

 

وی ادامه داد: خداوند در ادامه سوره ضحی می فرمایند ای پیامبر (ص) ما سه لطف بزرگ به تو کردیم این که تو یتیم بودی و تو را سرپرستی کردیم و در تاریکی و فقدان هدایت بودی و تو را هدایت کردیم و در فقر ظاهری بودی و تو را به اغنا رساندیم که این آیات نشان می دهند همراهی خداوند با پیامبر (ص) در سختی ها همیشه وجود دارد و نشان می دهد که در سختی ها و یتمی سرپرستی و کفالت انسان را خود خداوند به صورت مستقیم برعهده می گیرد.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که رسول خدا پناهگاه همه عالم هستی است، ادامه داد: کسانی که نسبت به احوال محرومان و یتیمان و امور اقتصادی و احترم کردن آنها و پذیرش مسؤولیت  آنها بی توجه هستند و یتیمان را تحقیر کرده و آن ها راه از خود می رانند و اجازه می دهند که هر روز فقیر فقیرتر و غنی سیر تر شود چنین افرادی هرگز نمی توانند پناهگاه و سرپرستی برای سایر مخلوقات عالم شوند و این افراد و کارشان طاغوتی و عمل شیطانی است.

 

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری با اشاره به این که خداوند دل های تمامی مومنان را به وسیله پیامبر (ص) هدایت کرده است، یادآور شد: آینده هم به خاطر تمامی سختی ها که رسول خدا و امت هدایت شده ایشان به وسیله اهل بیت (ع) تحمل کردند به آنها اختصاص دارد و آینده آنها خوب بوده و روشن ترین آینده مختص به این انسان ها و پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان است.



نوع مطلب : حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع)، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خبـیـثان، قـلب مـولا را شـکستـنـد                    حـریم عـرش اعـلی را شـکسـتـند 

ز راه کین به پیش چـشم حیـدر(ع)                     زدن پهلوی زهراء(س) را شکستند

 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5673/5672072-7ed7ab9f3919de5a5e16a917c13e6de5-l.jpg

ایام شوم سقیفه بنی ساعده

 

اولین هفته بعد از شهادت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) ــ ۲۸ صفر لغایت ۵ ربیع الاول ــ سالگرد ایام ضرب سینه و پهلوی حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها می باشد و به طبع آن شهادت حضرت محسن بن علی(صلوات الله علیهما) اولین شهید راه قرآن و عترت می باشد .  نهاده شدن بنیاد ظلم بر اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) را به ساحت مقدّس حضرت بقیّة الله الأعظم،حجّة بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت عرض می نمائیم.

 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5672/5671991-79530a6a20df6c33a2539ad1c89cae62-l.jpg

  • گناهان و جنایات خلق که منجر به غیبت امام زمان(صلوات الله علیه) گردیده است از آثار شوم سقیفه است.
  • سقیفه حکم خدا و دستور پیغمبر اسلام نبود،بلکه مخالفین غدیر و منافقینِ از اصحاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) آن را برپا نمودند.
  • خداوند تبارک و تعالی سفینه نجات و هدایت را در اطاعت عترت پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) قرار داده است.
  • شیطان و منافقین به جای سفینه هدایت ، سقیفه ضلالت و مضلّت را برپا کردند،و تمام مصیبات،بدعتها،گمراهی ها،بی دینی ها و ظلمتها از سقیفه آغاز شد.

تمام مصیبات و گرفتاریهای آل محمّد(صلوات الله علیهم) از آثار شوم سقیفه است


 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5740/5739028-bf408d12ccde74837f192094e5003421-l.jpg

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده ‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی را    که مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5749/5748054-45a08f274bf42cb8735b004a0fe70f92-l.jpg
البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کرده ‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:

«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2]

مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5980/5979613-5fa7ff9f4b93e8da5ecb717b2754a409-l.jpg
اما منابع اهل سنت:


1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]

همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]

2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود.»[6]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5853/5852794-4a987c6d4828cbfc2e1c47c96638b58e-l.jpg

3- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]

4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.

ابو العاص به پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید:

«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:

«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟

پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]

این قصه، به خوبی نشانمی‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[9]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5687/5686508-fd2fb5f9b757d27961f14d339b105f2c-l.jpg

5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه‏ السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏ السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه ‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏ اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏ السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏ شنید به یاد جده ‏اش (فاطمه) و مصیبت های او می‏ افتاد و همیشه تذکر می‏ داد و می‏ گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5740/5739218-4a3df323c27f9941ee4570ff58120118-l.jpg

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏ گری خویش را نشان داده و ذیل کلام امام صادق علیه ‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ و عمر بر آن حضرت وارد شد.

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه ‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]

ب. منابع شیعه:

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:

هنگامی که خواستند علی علیه‏ السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏ اش صدمه‏ های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است ؛ فقط به گوشه‏ ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏ کنیم؛ و گرنه در این موضوع، نقل های تاریخی فراوان است.

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد:

«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏ های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏ تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13]

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏ هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14]



1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.

2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.

3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24.

4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.

5- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.

6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.

7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.

8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص252.

9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.

10- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقلنموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.

11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).

12- بحار الانوار، ج43، ص170.

13- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج1، ص267.

[14]کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.

 

http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5980/5979686-99dfb2687d037dee17fc263ba91521a8-l.jpg

         ** محسن(ع)ای غنچه نشکفته من                    از ستم صید به خـون خفته من **

         ** تـو مـرا روح و روانـی پـسـرم                     پـرپـر از بــاد خــزانـی پـســرم **

         ** دیده نگـشـوده به عـالـم مُـردی                    هــمچنـان غـنـچـه گل افـسردی **

         ** چون که رفـتی تو به نزد پـدرم                     فاش بر گـو تو به آن تاج سرم **

         ** بـعـد تو آن دو بـهـم پـیـوسـتـنـد                     سـیـنـه فـاطمه(س) را بشکستند **

         ** سـیـنـه ای که چـو گـل بـوئیدی                     از ره مـهــر و وفـا بــوسـیـدی **

         ** گشته سـوراخ ز مـسـمـار پدر                     از فـــشـــار در و دیـــوار پــدر **

         ** ای پدر جان ز جهان سیر شدم                     در جـوانـی بـه خـدا پـیـر شـدم **

http://bayanbox.ir/id/7157936098573477205?view


وقایع دهشتناک دهه محسنیه

  • دوشنبه 28 صفر (11هـ.ق) روز شهادت خاتم الانبیاء و بلافاصله تشکیل شورای ملعونه ی سقیفه
  • چهارشنبه 30 صفر (11هـ.ق) هجوم اول به درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها
  • یکشنبه 4 ربیع الاول (11هـ.ق) هجوم دوم و سوم به درب خانه ی مولا و روز آتش زدن درب خانه و شهادت حضرت محسن علیه السلام و بردن امیرالمونین علیه السلام به مسجد
  • پنجشنبه 8 ربیع الاول (11هـ.ق) روز غصب فدک و واقعه ی کوچه

قد قتل المحسن ...

     آمدند به پشت درب خانه و فریاد می زدند و علی علیه السلام را برای بیعت می خواندند. او خودش امام و خلیفه بود و اکنون که روزی را مشغول غسل و کفن رسول خدا صل الله علیه وآله شده بود، دیگران خلیفه ای تراشیده بودند و اکنون از او می خواستند که بیاید با او بیعت کند. کار به همینجا ختم نشد...          «ادامه مطلب»


     مصیبت هایی که در روزهای نخستین بعد از شهادت رسول خدا صل الله علیه وآله بر اهلبیت علیهم السلام وارد شد؛ آنقدر سخت و دردآور است که بر شیعیان یادآوری و یادسپاری آن لازم است. تلاشی که امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهما السلام نمودند...          «ادامه مطلب»

     می پرسند چرا دهه محسنیه؟! چرا هفته نخستین بعد از ماه صفر را عزا اعلام می کنید و ...؟! سوال مهم و به جایی است و باید در آن قدری عمیق تر نگاه کرد و به بحث پرداخت. علت اصلی این گونه پرسش ها به شناخت ما بر می گردد. هر کدام از مناسبت های تقویمی و تاریخی شیعه قدر و قیمت خودش را دارد و برای آن باید اهلیّت داشت...          «ادامه مطلب»


     ::  پاسخ به یک پرسش درباره «محسنیه»


     ::  حضرت محسن در کلام پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله

     ::  حضرت محسن در کلام امیرالمؤمنین علیه ­السّلام

     ::  حضرت محسن در کلام فاطمه زهرا علیهاالسّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام حسن مجتبی علیه ­السّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام سجّاد و امام باقر علیهماالسّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام صادق علیه السلام 

     ::  روزی سخت تر از کربلا ...


     ::  اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  (مقاله)

     ::  نچیده میوۀ باغ امید، محسن بود  (شعر)


     ::  سرنوشت شیعه را جور دگر می زد رقم ...  (تصویــر)

     ::  زهرا ؛ کوچه ؛ سیلی ... واویلا  (تصویـر)


منبع
safdari.org


دلایل مظلومیت حضرت زهرا (س)
حضرت صادق علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل مى كنند كه آن حضرت فرمود: ملعون است، ملعون است كسى كه بعد از من به فاطمه ستم روا دارد، حقش را برباید و او را بكشد. [ كنز الفوائد، 1/ 150، ط قم.]

براستی که ظلم و ستم بر اهل بیت پیامبر از همان ماجرای جانسوز بزرگ بانوی مدینه یعنی همان پاره تن پیامبر شروع شد.یا رسول الله با اینکه فاطمه ات را سفارش کردی اما هیهات که او را اکرام نکردند. آیا با تمام این ستمها می شود بی تفاوت از آنها گذشت؟کجای دنیا همسری در پیش چشمان شوهر حجاب میگیرد؟!کجای دنیا مادری را غریبانه تشییع میکنند؟!وکجا دنیا....

واضح است که مظلومیت حضرت فاطمه زهرا(س)انکار نشدنی است.اما باید بگونه ای بازگو شود که علاوه بر اینکه پرده از حقایق برداشته می شود،بدعت را از سند مظلومیت آن حضرت دور کند.لذا در اینجا به بیان چند باب از اسناد مظلومیت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) می پردازیم.باشد که انشاءالله در شناخت این بانوی بزرگ قدمی برداریم تا در عصر ظهور منتقم خونش مهدی فاطمه آماده یاری مولایمان باشیم.


... برای مشاهده اینفوگرافی در سایز اصلی بر روی آن كلیك كنید ...

1_ علت و کیفت شهادت حضرت زهرا (س) چه بود؟
شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از شها
دت حضرت رسول(ص) در زمانى بود كه اندازه آن به اختلاف نقل شده است، آن كس كه خواسته آن مدت را خیلى زیاد بداند تا شش ماه گفته و كمتر از چهل روز گفته نشده است. لذا شیخ كلینى رحمه الله گوید: فاطمه (س)  در سال پنجم بعثت حصرت رسول (ص) متولد شد و در هنگام فوت هیجده سال و هفتاد و پنج روز داشت و بعد از شهادت رسول خدا هفتاد و پنج روز زندگى كرد. و با حذف اسناد از حضرت صادق (ع) روایت كرده و مى گوید: همانا فاطمه (س) بعد از رسول خدا هفتاد و پنج روز زنده بود و در این مدت از درگذشت و فقدان پدرش بسیار اندوهگین بود، جبرئیل نزد آن حضرت آمده و او را تسلیت و دلدارى مى داد و جایگاه پدرش را به او مى گفت، و از حال آن حضرت و رویدادهاى آینده اى كه بر فرزندان آن حضرت وارد مى شود به او خبر مى داد و حضرت على (ع) آنها را مى نوشت. [ كافى، 1/ 498.]

در بیان علت اصلی و کیفیت شهادت حضرت زهرا(س) ابوبصیر، از حضرت صادق (ع) در ضمن حدیثى آمده است: سبب و علت درگذشت حضرت آن بود كه «قنفذ» غلام آن مرد به دستور وى با غلاف شمشیر بر آن حضرت نواخت، ایشان بر اثر ضربات محسن را سقط كرده و بدین جهت به سختى بیمار شد و به هیچ كس از آزار كنندگانش اجازه عیادت نداد. [ طبرى، «دلائل الامامه» / 45.]

شدت جراحات وارده بر حضرت بسیار سنگین بود و ایشان متحمل رنج بسیاری می شدند و به شوق وصال حق و دیدار پدر بزرگوارشان رسول گرامی اسلام حضرت محمد(ص) در خانه خود چشم از این جهان فرو بست.در روایتی حضرت به اسماء فرمود: آبى برایم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمود: جامه هاى جدیدم را به من بده، آنها را پوشیده و فرمود: بقیه حنوط پدرم را از فلان جا برایم بیاور و زیر سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اینجا بیرون برو، مى خواهم با پروردگارم مناجات كنم. و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسیار خوب و اگر جوابى ندادم بدان كه من به سوى پدر خود، (یا پروردگارم) رفتم.اسماء لحظه اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى،اى دختر بهترین كسى كه بر روى ریگ هاى زمین پاى گذارده... اما جوابى نیامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنیا رخت بر بسته است. [ بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» 78.]

2_ نخستین تابوتی که در اسلام ساخته شد برای حضرت زهرا بود.
از آنجایی که حضرت زهرا(س)سیده زنان عالم شناخته شده اند،می توان به از زوایای مختلف به شخصیت ایشان پرداخت.در مورد حجاب حضرت که زبانزد عام و خاص جهانیان است و در روایات متعدد از توجه ایشان به این امر ذکر شده است،این مطلب قابل ذکر است که ایشان به این امر در واپسین لحظات عمرشان هم توجه داشته اند.

ابن عباس گوید: فاطمه (س) به سختى بیمار شد، به اسماء بنت عمیس فرمود: نمى بینى وضع من به كجا رسیده، مرا بر روى تخت به صورت آشكارا حمل نكنى، اسماء گفت: به جان خودم سوگند كه چنین كارى نخواهم كرد لكن تابوتى مى سازم به همان صورت كه در حبشه دیده ام، فرمود: چگونه بود، وى چند قطعه چوب تر آورده و آنها را از ساقه برید و بعد بر روى تختخواب تابوتى ساخت، و آن نخستین تابوتى بود كه ساخته مى شد، حضرت فاطمه تبسمى نمود، كه تا آن روز به حال تبسم دیده نشده بود، بعد او را با آن تابوت برداشته و دفن كردیم.

3_ غریبانه ترین خاک سپاری
بعد از
شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام، على علیه السلام تمام سفارشات وصایاى او را انجام داد، او را در پیراهنش غسل داد و اسماء بنت عمیس در غسل به آن حضرت كمك مى كرد، و دستور داد حسنین آب بیاورند و غیر از آنها و زینب و ام كلثوم و كنیزش فضه كسى دیگر آن جا نبود، او را در هفت پارچه كفن كرد و بر آن حضرت نماز خواند و پنج تكبیر در نمازش گفت و در دل شب او را دفن كرد و قبرش را با خاك یكسان كرد و جز على و حسنین و گروهى از بنى هاشم و دوستان خاص و ویژه حضرت كسى دیگر در آن مراسم شركت نداشت. [ در تذكره الخواص / 319 آمده است كه على غسل مى داد و اسماء بر آن آب مى ریخت.]

روایت شده: هنگامى كه بدن حضرت زهرا سرازیر قبر شد دستى بیرون آمد و او را گرفته و برگشت. [ بحار 43/ 184، 204، 213.]

 

به منظور دانلود روضه نامه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای موبایل، کلیک نمایید. 

 

و تاکنون قبر مادر مظلومه سادات مخفی مانده است.تنها قبری که از اهل بیت پیامبر یعنی همان سبب وجود خلقت ...

در بیان محل دفن آن حضرت از احمد بن محمد بن ابى نصر، از حضرت رضا (ع) روایت شده است كه گوید: از آن حضرت درباره محل دفن حضرت فاطمه (س) پرسیدم؟ فرمود: مردى از امام جعفر صادق (ع) این مساله را پرسید در حالى كه عیسى بن موسى حاضر بود عیسى به او گفت: در بقیع دفن شد، آن مرد از حضرت پرسید؟ حضرت فرمود: عیسى به تو پاسخ داد، آن مرد گفت: من با عیسى بن موسى چه كار دارم؟ تو از پدرانت به من خبر بده كه آنان چه چیز فرموده اند، حضرت فرمود: در خانه اش دفن است. [ قرب الاسناد/ 161، چاپ سنگى.] و البته به برخی روایات دیگر می توان اشاره کرد  که مرحوم مجلسی در بحارالانوار آورده است:از وصیت امام مجتبی(ع) به برادرش حضرت سیدالشهداء(ع)است که فرمود:برادرم،هنگامی که فوت کردم،غسلم بده،حنوطم کن،کفن نما و مرا به کنار جدم ببر تا آن جا دفن کنی.اگر نگذاشتند که این کار انجام شود فورا جنازه ام را به بقیع ببر تا با مادرم مرا دفن کنی ...


روضه حاج منصور ارضی در محضر مفام معظم رهبری | دانلود فیلم

منبع : فرهنگ نیوز




نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بحثی در باب سیر و سلوک با زیارت عاشورا

حجت الاسلام محمد مهدی میرباقری در یادداشتی که در سایت سوره اندیشه منتشر شده است نوشت:​ عاشورا نقطه كانونی شفاعت نبی‌اكرم(ص) نسبت به مؤمنین و همه‌ امم و حتی اولیاء و انبیاست؛ یعنی مرتبه‌ای از شفاعت نبی اكرم(ص) برای تقرب موجودات، در عاشورا واقع شده است.

پایگاه خبری تحلیلی بصرنیوز/ در پرونده ای با عنوان سلوک با محرم در سایت سوره اندیشه یادداشتی از حجت الاسلام محمدمهدی میرباقری درج شده است که متن آن به این شرح است:

ما در مسیر حرکت به سوی خدای متعال بعد از همه‌ ریاضت‌ها و زحمت‌ها وارد وادی ابتلائات و وادی بلاء الهی می‌شویم. ورود به این وادی، نردبان رشد ماست و سیر و حرکت ما به سوی خدای متعال با این بلاء بیش از هر چیز دیگر اتفاق می‌افتد.

 بر این اساس ابتلائاتی که برای مؤمنین پیش می‌آید، نردبان سلوک آن‌هاست؛ ابتلائاتی که مؤمنین را سالک الی‌الله می‌کند، با ریاضت تفاوت دارد. یکی از تفاوت‌های اساسی‌ آن با ریاضت این است که ریاضت‌ها ممکن است منتهی به عجب انسان شوند و در انسان طلب‌کاری ایجاد کنند؛ ولی ابتلائات معمولاً در انسان حالت اخبات و انکسار ایجاد می‌کنند.

 تفاوت دوم این است که ریاضت‌های ما با برنامه‌ریزی خودمان است؛ ولی ابتلائات معمولاً با برنامه‌ریزی خداوند متعال است؛ اوست که می‌داند مؤمن چگونه باید رشد یابد و با چه ابتلائی سالک ‌شود. به هر حال این بلاء بهترین نردبان سلوک و ترقی مؤمن است. هر مؤمنی در مراحل سیر خود نیاز به ابتلاء دارد. این ابتلائات الهی مؤمن را سالک می‌کند و به سوی خدای متعال و مقصد پیش می‌برد.

یک وجه از بلایی که خدای متعال برای مؤمن رقم می‌زند، سختی‌ و دشواری‌ها و تحمل ناهمواری‌هاست؛ وجه دیگر آن جذبات الهی و محبّـت و رحمتی است که شامل مؤمن می‌شود؛ لذا باطن این بلاء نیز رحمت الهی و دست‏گیری‌های خدای متعال است.

تفاوت ابتلائات در ایجاد ظرفیت رشد و ظهور رحمت الهی

ابتلائات انسان‌ها متفاوت است. برخی ابتلائات به اندازه‌ی وجود خود آدم‌هاست و حداکثر می‌تواند خود او را رشد دهد؛ ظرفیت رشد چنین ابتلائاتی محدود است؛ ابتلائاتی هم‌چون بیماری‌، فقر، گرفتاری‌، ‌ابتلاء به خوف و ابتلاء به نقص در ثمرات و انفس. [i] این ابتلائات به اندازه‌ ظرفیتی که دارند، انسان را رشد می‌دهند و بیش از این نمی‌توانند در او تحرّک ایجاد کنند.

اما دسته‌ی دوم، ابتلائاتی هستند که ظرفیت رشد آن‏ها تنها محدود به شخص مؤمن نیست بلکه ظرفیت دستگیری و هدایت دیگران را نیز دارند. انسان‏هایی هستند که بلاءشان علاوه بر اینکه خود آنها را سالک و مقرب می‏کند، می ‏تواند دیگران را هم به مقصد برساند؛ اولیاء خدا معمولاً این‏گونه هستند.

در اصول کافی آمده است که امام صادق(ع) فرمودند: «گاهی صبر یک مؤمن عامل نجات یک امت است» ایشان در آن روایت یوسف صدیق(ع) را مثال زدند و فرمودند: «بلاء برای یوسف پیش آمد؛ او بود که به چاه رفت؛ از پدرش جدا شد و به این هجران مبتلا شد؛ او بود که متهم و زندانی شد؛ او پای این ابتلائات الهی ایستاد؛ او بود که به زنان مصری مبتلا شد و تحمل کرد. ولی نتایج این ابتلائات فقط برای خودش نبود، بلکه مردم مصر هم با این امتحان و ابتلاء از کفر و قحطی و مرگ نجات پیدا کردند.

بلاء نبی اکرم، اعظم ابتلائات و مصائب عالم

بلاء گاهی رحمتی را در پی دارد که آن رحمت، دیگران را هم در برمی‌گیرد. معمولاً بلاء مؤمن مسیر نزول رحمت‌های رحمانی است؛ یعنی ایمان، یقین، معرفت، محبت، صفات حمیده و درجات قرب و توحید در متن این بلاء پنهان و پوشیده هستند. با این وصف اعظم ابتلائاتی که در عالم پیش آمده و رقم خورده است، از آن وجود مقدّس حضرت نبی خاتماست. «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ»؛ این فراز از عاشورا فهم نمی‌شود، مگر این‌که انسان توجه کند که حامل این مصیبت، شخص نبی اکرم(ص)  هستند؛ مصدر این مصیبت جلال الهی است؛ لذا امر ساده‌ای نیست! این اعظم ابتلائاتی است که برای نبی اکرم(ص)  رقم خورده است.

براساس بعضی روایات، این اعظم ابتلائات چند چهره دارد؛ یک روی آن تقرب خود نبی اکرم و اهل‌بیت(ع)  است؛ به‌واسطه‌ این ابتلاء برای آن‌ها قربی حاصل می‌شود که برای احدی قابل تصور نیست؛ «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیهً مَرْضِیهً»؛ نبی اکرم(ص)  صاحب اصلی بلای عاشورا هستند؛ کما این‌که در ماجرای ذبح اسماعیل صاحب اصلی این ابتلاء حضرت ابراهیم(ع)  است.

با این توصیف همه‌ بلای ائمه ابتلائات نبی اکرم(ص)  است که از طریق آن‌ها واقع می‌شود. حضرت برای این‌که باب شیطان را ببندند و در جامعه‌ی بشری ارتقاء وجدان ایجاد کنند و مردم و همه‌ی عالم را به حق و به قرب برسانند، حاضر شدند که همه‌ی این مصائب را تحمل کنند و این امتحان واقع شود.

در باب سیدالشهداء در زیارت اربعین آمده است: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلالَهِ»[ii]؛ ایشان خون دل دادند تا عبادالله را از جهالت و حیرت بیرون آورند. یعنی گویا اگر عاشورا نبود، عبادالله در جهالت و حیرت و ضلالت بودند! آن‌جا هم معلوم نیست که منظور از عباد‌الله بنده‌های عادی باشند. لذا حضرت که اباعبدالله است، برای عبادالله ابوّت کرده‏‌اند؛ یعنی مانند پدر با دامن محبّت خود این بلاء را تحمل کردند تا عبادالله سالک شوند و به مقامات برسند.

این بلاء هم دارای چنان ظرفیتی است که همه‌ موجودات و کائنات می‏‌توانند با آن سالک باشند. اگر فرموده‏‌اند: «أَشْهَدُ أَنَّ دَمَکَ سَکَنَ فِی الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّهُ الْعَرْشِ وَ بَکَى لَهُ جَمِیعُ الْخَلَائِقِ وَ بَکَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ»[iii]و اگر همه‌ خلایق در این حادثه درگیرند، به این دلیل است که حضرت بلایی را تحمل کرده­‌اند که همه کائنات، اعم از جماد و نبات و حیوان و… را با آن رشد می‌دهند. در روایات آمده است که جمادات، جن، حیوانات و ماهی‌های دریا تا ملائکه و عوالم بالا همه گریه می‌کنند. این بلاء ظرفیت رشد همه‌ عالم را دارد. «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ». یک جلوه‌ از این بلاء عظیم، شفاعت و دست‌گیری ارباب سلوک است. همه‌ ارباب سلوک، حتی اولیاء و انبیاء با این بلاء سالک و متقرب می‌شوند. اگر خدای متعال در مراحلی از سلوک انبیاء الهی، روضه‌ سیدالشهداء(ع)  را به نحوی برایشان می‌خوانده ـ برای زکریا، موسی، نوح و حضرت آدم خواندند! – به این دلیل است که منزلتی از قرب آن‌ها تنها با عبور از وادی کربلا حاصل می‌شود؛ بخش مهمی از تجلیاتی که بر قلوب آن‌ها واقع می‌شود، از وادی کربلا ناشی می‌شود و از آن‌جا به آن رحمت خاص الهی می‌رسند.

روایتی از امام رضا(ع) در عیون اخبارالرضا آمده که مرحوم صدوق هم در خصال آن را نقل کرده‏‌اند. حضرت آیه‌ «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» را این‌گونه معنا می‌کنند و توضیح می‏‌دهند که این ذبح عظیم چه بوده است. حضرت در توضیح این آیه مقدمات بسیار عجیبی م‌ی‏فرمایند: «ابراهیم خلیل بعد از این‌که اسماعیل(ع) را برای قربانی کردن برد و کارد به حلقومش کشید، خدای متعال فرمود: «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا»[iv]. ابراهیم به خدای متعال عرضه داشت: «من دوست می‌داشتم این فرزند را در راه تو قربانی کنم و به ثواب اعظم مصائب برسم. یعنی حضرت می‌خواست صاحب ابتلاء اعظم باشد و ثواب ابتلاء اعظم و آن رحمت رحمانیه‌ای که در آن ابتلاء هست، به ایشان برسد. خدای متعال مسیری را برای حضرت ابراهیم(ع)  هموار کردند و ایشان را به وادی کربلا بردند. سپس از حضرت پرسیدند: خودتان را بیش‌تر دوست دارید یا نبی خاتم را؟ عرض کرد: نبی خاتم را از خودم بیش‌تر دوست دارم. پرسید: سیدالشهداء(ع)  را بیش‌تر دوست دارید یا اسماعیل را؟ عرض کرد: سیدالشهداء را ـ پیداست خلیل الرحمن است؛ چون وقتی خدا سیدالشهداء را بیش‌تر دوست دارد، ایشان هم او را بیش‌تر دوست دارد. کسی که به مقام خُلّت رسید و در محبت خالص شد، گداخته در محبّت شد، همه محبت‌هایش شعاع محبّـت الهی است؛ جایی که محبّت الهی بیش‌تر ظهور دارد، او هم همان جا سیر می‌کند ـ بعد از این‌که این اقرارها گرفته شد، خدای متعال مقایسه کرد. [v] خدای متعال صحنه کربلا را نشان داد! ببینید ذبح عظیم اسماعیل را! ابتلاء عظیم این‌جاست یا آن‌جا!؟ شاید حافظ به همین حقیقت اشاره دارد. آنجا که می‌گوید:

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ      چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

 بعضی گفته‌اند مُرید پیر مغان، یعنی مریدِ نبی اکرم(ص). وقتی روضه سید­الشهداء(ع)  برای ابراهیم خلیل خوانده شد ـ به آن نکته و مصیبت بزرگ که امام رضا(ع) در حدیث ریان بن شبیب می‌فرمایند و ناظر به صحنه‌ای است که شرح آن معلوم نیست درست باشد! ـ حضرت چنان غصه‌دار شد که اگر اسماعیل را ذبح می‌کرد، این حالت برایش پیدا نمی‌شد! وقتی می‌گوید: من سید‏الشهداء را بیش‌تر دوست دارم، اگر صحنه کنار برود و قصه را نشان بدهند، پیداست که این اتفاق می‌افتد؛ بعد خدای متعال فرمود: «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ».[vi] امام رضا(ع) در این‏باره فرمود: یعنی آن ثوابی که تو در قربانی کردن اسماعیل دنبال می‌کردی، حالا به آن رسیدی.

عاشورا آن ابتلاء اعظمی است که برای نبی اکرم و اهل‌بیت(ع)  پیش آمد. یک چهره‌ی این ابتلاء، تقرب خودشان به خدای متعال است که اثر این تقرب، قرب همه‌ی عالم است؛ «بِنَا عُبِدَ اللّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللّهُ». وقتی او تقرب پیدا می‌کند، همه‌ی کائنات هم تقرب پیدا می‌کنند. چون «لَولاکَ لَما خَلَقتُ الأََََفلاک»، همه‌ی عالم متعلق به وجود او خلق شده‏‌اند؛ لذا وقتی هم که ایشان مبتلا می‌شوند، همه‌ی عالم مبتلا می‌شوند و قرب پیدا می‌کنند. در این بلاء به اندازه‌ای رحمت الهی نزول و تجلی کرده و به قدری حقیقت در آن ظهور یافته که می‌تواند باب حقیقت را به روی همه عالم باز کند؛ لذا همه‌ی عالم در هر مرتبه‌ای از مراتب که باشند، می‌توانند به‌واسطه آن متنعم و متقرب شوند. حتی ابراهیم خلیل(ع)  هم بعد از این‌که به مقام خلّت رسیده و مأمور به ذبح اسماعیل(ع)  شده است، باید وارد این وادی شود تا به آن جذبه‌های عاشورایی و آن وجود مقدس برسد. ابراهیم خلیل به آن‌چه از محبت و عنایت الهی طلب کرده، نخواهد رسید مگر این‌که این مصیبت را درک کند. اگر موسی هم باشد، همین‏طور است. لذا فرموده‏‌اند که حضرت خضر(ع)  در آن فرصت کوتاه، روضه‌ی سیدالشهداء را هم برای حضرت موسی(ع)  خوانده است و همین‏طور سایر کسانی که در روایات آمده است.

مناسک سلوک با ابتلاء عظیم عاشورا

این ابتلاء عظیم طریق تقرب همه‌ عوالم است و همه عوالم در مرحله‌ای از سیر خود از مسیر آن رحمت عبور می‌کنند. این ابتلاء مناسکی برای سلوک دارد که اگر آن مناسک رعایت شود، انسان با آن سالک می‌شود. جامعه‌ شیعه نیز با همان مناسک سیر می‌کند. آن‌هایی که می‌خواهند فقط با نماز و روزه خود سالک شوند، بروند سالک شوند! ما همه‌ی این نماز و روزه‌ها را انجام می‌دهیم تا شاید در این وادی به ما اجازه ورود بدهند و انشاءالله این باب برای ما باز شود و سیر ما از وادی کربلا اتفاق بیفتد. می‌شود در سیر با عاشورا به جایی رسید که «وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذی لَکُمْعِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنی بِمُصابی بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطیمُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَهً مااَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الاِْسْلامِ وَ فی جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْض» و می‌شود با این بلاء به جایی رسید که «اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامی هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَهٌوَ مَغْفِرَهٌ». این مزد صابرین است که حضرت فرمود یکی از آن‌ها را اگر به ملائکه بدهند، راضی می‌شوند. می‌شود به جایی رسید که «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

 بلاء عاشورا بستر رشد تولّی و تبرّی

اگر کسی به این بلاء عظیم گره بخورد، دو بال پرواز به او می‌دهند: «اَللّهُمَّ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فی هذَ الْیَوْمِ وَ فی مَوْقِفیهذا وَ اَیّامِ حَیاتیبِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَهِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَوَ آلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ». این دو بال، وسیله‌ی تقرب همه‌ی کائنات و روح تهذیب است. باطن تهذیب اخلاقی، تولّی و تبرّی است. باطن و سرّ همه‌ی اخلاق کریمه، سجده بر خدای متعال و نفی استکبار و خشوع است ـ همان امری که حضرت در خطبه‌ی قاصعه فرمودند امتحان ملائکه بود ـ باطن آن تولی و تبری است و ظاهرش تخلیه از صفات رذیله و تعبیه‌ی صفات حمیده است. باطن همه‏‌ی اخلاق کریمه، تولی و تبری است و عالم با تولی و تبری به اخلاق و بعد به توحید می‌رسد. همه‏‌ی این اخلاق نیز مقدمه‌ی خشوع و سجده‌ی تام است؛ مقدمه‌ی پرستش کامل است و این‌ها از طریق تولی و تبری واقع می‌شود.

مرزبندی صف و قتال در آینه زیارت عاشورا

 وقتی عقل رشد کرد، تبدیل به بصیرت و موضع‌گیری و صف‌بندی می‌شود و صفوف شکل می‌گیرد. مدخل ما و شروع این باب با مصیبت است؛ «یا اَباعَبْدِاللَّهِلَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ بِکَ عَلَیْنا وَعَلی جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِو َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْمُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ». اگر کسی به عظمت و جلالت مصیبت رسید و سطح ابتلاء را متوجه شد و درک کرد که این بلای فراگیری است که بر نبی اکرم(ص) وارد شده است، به بصیرت می‌رسد.

انسان در آینه‌ این بصیرت یک صف‏‌بندی عظیم تاریخی را مشاهده می­‌کند که یک طرف آن نبی اکرم(ص)  است که می‌خواهد کائنات را به قرب برساند و برای تحقق این هدف این بلاء عظیم را تحمل می‌کند؛ یک طرف دیگر هم جبهه‌ی مقابل است که برای بستن مسیر نبی اکرم(ص)، این حادثه را طراحی و پی‌گیری و یارگیری کرده و این هدف را در تاریخ ادامه می‌دهد. یعنی در آینه عاشوراست که رسول اکرم(ص)  حاضر شد این بلاء را امتحان و تحمل کند و آن‌ها هم در دشمنی با حضرت تا این‌جا پیش رفتند. وقتی انسان به بصیرت می‌رسد این جبهه را لعن می‌کند و شناخت جبهه‌ی تاریخی دشمن و آن جبهه‌ی تباهی، محصول درک این بلاست که به لعن هم می‌رسد. «فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْاَهْلَ الْبَیْتِوَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً قَتَلَتْکُمْ». جمعی را که امام دارند، امّت می‌گویند. «وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ» «بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِوَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم». بعد از این بصیرت، صف‌بندی‌ و مرز‌بندی‌ شکل می ­گیرد تا به صف و قتال می‌رسد؛ «اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِالْقِیامَهِ» سپس به خون‌خواهی و وجاهت و قرب و معیت و ثبات قدم می‌رسد.

تشکیل جامعه مؤمنین و امت واحد در سیر و سلوک با زیارت عاشورا

مرحله‌ی دوم سیر از فراز پایانی زیارت عاشورا شروع می‌شود؛ «اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُواُمَیَّهَ»؛ آن لعن‌ها و سلام‌های مکرر و آن سجده‌ی قرب که حاصل آن شفاعت است، سیر و سلوکی است که با عاشورا حاصل می‌شود. آن سیر، مؤمنین را از جزایر مستقل بیرون می‌آورد و حول بلاء ولی‌شان آن‌ها را به یک امّت تبدیل می‌کند. لذا جامعه و صف، حول امام شکل می‌گیرد. در واقع انسان­ها دیگر نمی‌خواهند راه را مستقل از سیدالشهداء(ع)  بروند و به صورت جزایر مستقل هم نمی‌خواهند به امام گره بخورند؛ چون بریده از هم نیستند و نمی‌خواهند خودشان این راه را با ریاضات بروند. بنابراین وارد این وادی شده و دور هم جمع می‌شوند؛ «سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ». در محور عاشورا و بلاء، امّت درست می‌شود و این امّت با ابتلاء به عاشورا، مراتب سیر و سلوک را طی می‌کند تا به صف و قتال می‌رسد؛ بعد هم به معیت و ثبات قدم در همه‌ی ادوار و احوال خود می‌رسد تا مسئله‌ی شفاعت و قربِ سجود.

این سیری است که در عاشورا باید داشته باشیم. همه‌ی توحید و ولایت هم در همین سیر اقامه می‌شود. اقامه‌ی ولایت و توحید در عالم و ارواح و پیکره‌ی عالم با همین حادثه سید الشهداست که«أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاهَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاهَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ».

پی نوشتها:

[i]ـ «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ». (سوره بقره، آیه ۱۵۵)

[ii]. زیارت امام حسین علیه­السلام در روز اربعین.

[iii]. ابن‌ قولویه، «کامل‌ الزیارات‌» باب‌ ۷۹، ص‌ ۱۹۷ إلی ۲۰۰.

[iv]. صافات، آیه  ۱۰۵.

[v]. «ر. ک: عیون أخبار الرضا، ج‏۱، ص۲۰۹، باب۱۷ (فی تفسیر قول الله عزّوجلّ: و فدیناه بذبح عظیم).

[vi]. صافات، آیه ۱۰۷.





نوع مطلب : تربت کربلا و معجزات امام حسین، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این ایام، ایام هتک جمیع حرمت ها و زحمات انبیاء و اوصیاء می باشد، انّا لله و انا الیه راجعون ..
به گزارش «شیعه نیوز»، همزمان با سالروز هتک حرمت بیت نبوی توسط غاصبیت خلافت و معاندین با ولایت و که منجر به شهادت حضرت محسن بن علی (علیه السلام) گردید، آیت الله سید محمد صادق روحانی از مراجع تقلید بیانیه ای را صادر نمودند که به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

قال مولانا الصادق علیه الصلوة و السلام؛ رحم الله شیعتنا، شیعتنا والله هم المؤمنون، فقد شاركونا فی المصیبة بطول الحزن والحسرة...

پرواضح است بعد از شهادت خاتم النبیین و رحمة للعالمین (صلی الله علیه و آله و سلم) دشمنان خاندان مطهّر وحی صلوات الله علیهم اجمعین کمر در محو و اضمحلال آن مکتب نبوی و علوی بستند و کودتاگران سقیفه خلافت را از محور عصمت و رسالت دور کردند و بزرگترین و هولناکترین جنایت را در تاریخ بشریت رقم زده و به جمیع ماسوی الله ظلم و تعدّی نمودند. به فرموده امام ششم صلوات الله علیه: روز سقیفه و آتش زدن باب وحی الهی باب امیرمؤمنان (علیه السلام) و حسن و حسین و فاطمه و زینب و ام کلثوم و فضه: و شهادت محسن (اولین شهید مکتب علوی علیه السلام) با لگد و ضرب و شتم یگانه یادگار احمدی  (صلی الله علیه و آله) بزرگترین و دردناکترین و تلخترین مصیبت بشریّت و اصل یوم العذاب است. (1)

آری این ایام، ایام هتک جمیع حرمت ها و زحمات انبیاء و اوصیاء می باشد، انّا لله و انا الیه راجعون، و از بدیهیات است در این برهۀ از زمان که دشمنان تشیع در جمیع انحاء عالم علیه فرهنگ علوی و اهل بیت متحد هستند، موالیان و دوستداران علوی و فاطمی (علیهما السلام) به فرموده امام ششم (علیه السلام) و بر طبق سیرۀ مستمرّۀ علماء ربانی ایدیهم الله تعالی و توصیه اکید حضرت آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی (دام ظله) و سلف ماضیۀ رحمهم الله باید به اقامة عزاء و ماتم اعم از برگزاری مجالس و  ادامه پوشیدن لباس مشکی و بر افراشتن بیرق عزاء بعد از  ماه محرم و صفر تا منتصف شب نهم ربیع المولود که آغاز امامت مولانا صاحب الزمان ارواح العالمین له الفداه و عیدالله الاکبر و فرحة الشیعة، می باشد اقدام نمایند. بدون تردید اتفاقات هفته اول بعد از ماه صفر، ریشه و اصل همه مصائب است و کسانی که سعی دارند عالماً و عامداً و چه بسا جاهلاً این ایام را تضعیف و بی اهمیّت جلوه دهند مرتکب گناهی بس عظیم  هستند و الی الله المشتکی. اللهم عجّل فرجه و انصر الشیعه بفرجه آمین رب العالمین.


دفتر حضرت آیت الله العظمی روحانی (مدظله العالی)

پی نوشت:
1. قال الصادق (علیه السلام): ... و ان کان یوم السقیفه و احراق النار علی باب أمیرالمومنین و الحسن و الحسین و فاطمة و زینب و ام کلثوم و فضة و قتل محسن بالرفسة اعظم و أدهی امر لانه أصل یوم العذاب / نوائب الدهور، جلد 3، ص 194.




نوع مطلب : حدیث، حضرت زهرا(س)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، پاسخ به شبهات، حضرت محسن بن علی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

معمولاً در سفر معنوی عتبات اغلب مردم تنها به زیارت سیدالشهدا(ع) و حضرت عباس(ع) می‌روند اما در کنار این بزرگواران افراد و اماکنی هستند که مورد غفلت قرار می‌گیرند.

به گزارش مشرق، در آستانه فرارسیدن اربعین ابا عبدالله الحسین(ع) و خیل عظیم عاشقان و ارادتمندان این امام همام برای حضور در پیاده‌روی اربعین و عتبات عالیات، بر آن شدیم تا مناطقی که در محدوده حائر حسینی است را برای مخاطبان معرفی کنیم.

رواق‌های حرم

1. رواق ابراهیم مجاب


در رواق غربی حرم که در بخش بالاسر حضرت قرار دارد، سنگ مرمر دو سمت بازسازی شده و تغییر کرده است. این کار، آغاز پروژه تعویض سنگ و کتیبه‌های حرم مطهر است که به نام پروژه یا حسین(ع) توسط ستاد سازسازی عتبات در حال اجراست. پیش‌تر، روی تمام سنگ‌ها آثار گلوله‌های ماموران بعثی در ماجرای انتفاضه شعبان 1412 دیده می‌شد که تمامی تغییر کرده و فقط به فاصله هر ده متر، نمونه سنگ‌های سابق در اندازه‌های کوچک نصب شده است تا خاطره آن جنایت در اذهان بماند. روی این سنگ‌ها نوشته‌اند: آثار رصاص الاعتداء الصدامی المجرم علی جدران الحرم المقدس خلال الانتفاضه الشعبانیه 1412،1991

پیش از طرح تعویض سنگ‌های رواق، نام چند تن از شهدای کربلا به صورت کتیبه‌ها و سنگ‌نبشته‌های زیبا قرار داشت که گویا در طرح جدید، توسعه یافته است و نام تمامی شهدا درج خواهد شد. البته تنها مکانی که نام شهدا در آن قرار داشت، رواق پائین پا و بالای ضریح شهدا بود.

سختی زیارت برای زائران، طرح الحاق مسجد به حرم امام را سید مهدی شهرستانی مطرح کرد، اما با مخالفت ملاعثمان، مفتی عثمانی کربلا مواجه شد که در آن مسجد اقامه نماز می‌کرد. آقای شهرستانی با مشورت و موافقت عالم بزرگ کربلا، سید مهدی طباطبایی و همکاری کلید‌دار حرم، مخفیانه و شبانه دستور داد دیوار حائل میان مسجد و حرم را تخریب کنند. با برداشته شدن این دیوار، فضای مسجد به رواق شمالی حرم ملحق شد. مفتی شهر به مرادبیگ، حاکم کربلا شکایت برد و سلطان عثمانی نیز هیأتی را برای رسیدگی اعزام کرد. سرانجام، این ماجرا به مصالحه انجامید و سید مهدی شهرستانی، مسجدی را در بخش شرقی صحن به مفتی کربلا سپرد.

2. مقبره شهدا

در ضلع جنوب غربی ضریح، پنجره فولادی قرار دارد که نمایانگر محل دفن شهدای کربلا است. بر بالای این پنجره تابلویی سیاه رنگ قرار دارد که نام شهدا روی آن نوشته شده است.

دایره تعمیرات حرم شامل مقبره شهدا نیز شده است و پیش از این ضریح جنوبی و اطراف آن مسدود بود.

3. نخل مریم

در دیوار جنوبی بالاسر و به فاصله تقریبی دو متر تا ضریح مطهر، محرابی به نام نخل مریم قرار داشت. این محراب نشانی از محل نخل خرمایی بود که حضرت مریم در حین ولادت حضرت عیسی، در آنجا مستقر شد. همان مکان دورافتاده‌ای که قرآن کریم در آیات 22-25 سوره مبارکه مریم بدان اشاره کرده است: پس [مریم] به او [عیسی] آبستن شد و با او به مکان دورافتاده‌ای پناه جست. تا درد زایمان، او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید. گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم. پس، از زیر [پای] او [فرشته‌ای] وی را ندا داد که غم مدار؛ پروردگارت زیر [پای] تو چشمه‌ آبی پدید آورده است و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگیر] و بتکان تا بر تو خرمای تازه فرو ریزد.

در برخی از متون روایی ما به این نکته اشاره شده است که مریم از دمشق خارج شد و به کربلا آمد و در مکان شهادت حسین(ع) عیسی را به دنیا آورد. محراب نخل مریم به دستور سلطان اویس جلائری ساخته شد و به سال 1366 قمری (1946) به دست طاهر قیسی از میان رفت. آقای آل طعمه که خود، آن سنگ محراب را دیده است، مکانش را در محل بالاسر نشان داد. به گفته او، روی این سنگ نخلی ترسیم شده بود و بالای آن به صورت هلالی، این آیه مرقوم شده بود: «وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا»

4. مدفونان داخل حرم

سید مرتضی و برادرش سید رضی، از عالمان والامرتبه شیعه در قرن چهارم بودند که در بغداد از دنیا رفتند و گویا در کنار قبر پدر دفن شدند که در جوار مزار ابراهیم مجاب است. البته امروزه، در جوار حرم کاظمین(ع) مزار باشکوهی نیز به نام این دو برادر والامقام وجود دارد.

در سمت راست رواقی که به سمت مزار شهدا منتهی می‌شود، سیدعلی طباطبایی، وحید بهبانی و شیخ یوسف بحرانی مدفون‌اند. در سمت چپ رواق و در جوار مزار شهدا نیز سید مهدی مرعشی و خاندان او به خاک سپرده شده‌اند.

بخش شرقی صحن

صحن امام، مثل ضریح، شش ضلعی است. این مهندسی، زیبایی خاصی به صحن بخشیده است. در ضلع شمالی آن، مدرسه و مسجد حسن خان و در ضلع جنوبی نیز بنایی بود که بعدها در آن، میرزا محمدتقی شیرازی دفن شد که به بهانه همسان‌سازی بخش شرقی صحن با بخش غربی، بناهای دو ضلع شمالی و جنوبی بخش شرقی تخریب شد. این تخریب از ویرانی مناره عبد در سال 1354 آغاز شد و در سال 1365 به تخریب مدارس و مساجد داخل و خارج صحن انجامید.

همچنین بین باب قاضی‌الحاجات و شهدا، مسجد سید کاظم رشتی قرار داشت که مدتی در آن، سنی‌های حنفی اقامه جماعت می‌کردند و امروزه این مدرسه به نام مدرسه امام حسین(ع) معروف است.

بخش غربی صحن

در این بخش می‌توان از مدرسه زینبیه نام برد که به دلیل نزدیکی به تل زینبیه به این نام شهرت یافته بود و در طرح ایجاد خیابان اطراف صحن از بین رفت. مقبره رو به روی قتلگاه، مرقد عالم عارف، ملا حسین قلی همدانی است که اکنون در دیوار بیرونی بقعه، سنگ یادبودی برای ایشان نصب شده است.

حاشیه‌های حرم

با ساخت خیابان در اطراف صحن امام حسین(ع)، بسیاری از بناهای مهم تخریب شد. از جمله می‌توان به بخشی از صحن صغیر، مدرسه و مسجد حسن خان، مدرسه زینبیه، مدرسه صدر و جامع ناصری اشاره کرد.

1. مدرسه مسجدالرأس

وقتی از باب‌السدره خارج می‌شویم. در سمت راست، مسجد الرأس قرار داشته است و وسط مسجد، حوض کوچکی بوده است که می‌گویند وقتی سر امام را در روز عاشورا بریدند، سر مبارک را در اینجا گذاشتند. گفته‌اند که در وقت الحاق سر مطهر به بدن، این سر مقدس را یک شب در این مکان گذاشتند و سپس به بدن ملحق کردند.

2. مرقد سید محمد مجاهد

سید محمد مجاهد فرزند سید علی طباطبایی صاحب ریاض و نوه دختری مرحوم علامه بهبهانیف صاحب کتاب مفاتیح و متاهل است. او به سبب حضورش در میدان جهاد با روس‌ها، به سید محمد مجاهد معروف شد. قبرش در بین آستان امام حسین و حضرت ابوالفضل(ع) در بازار باب الحریص در دو طبقه بوده است و گنبد و ضریح فولادی داشته است؛ اما در توسعه کنونی، از میان رفته و اکنون یادبودی از بارگاهش در بین‌الحرمین بنا شده است.

3. مزار حر بن یزید ریاحی

پیکر جناب حر را قبیله‌اش در روستایی در پنج کیلومتری غرب کربلا به خاک سپردند. آنجا امروزه به سبب وجود قبر او به منطقه حر معروف است و امروزه این محله، جزء شهر کربلا شده است.

آستان مبارک آن شهید در 370 قمری، به دستور عضدالدوله دیلمی ساخته شد. در 914 قمری، شاه اسماعیل صفوی که به زیارت این استان مشرف شده بود، به تجدید بنای آن پرداخت. اکنون، بارگاه این شهید برای ساخت بارگاهی باشکوه، تخریب شده و مراحل ساخت بنای جدید بر اساس معماری زیبایی آغاز شده است.

4. مزار ابن فهد حلی

شیخ احمد بن محمد بن فهد فقیه بزرگ امامیه است. وی خانه خود را به عنوان منزلگاه زائران وقف کرده بود و پس از مرگش، او را در همان خانه به خاک سپردند. شاه عباس در 1033ق، باغ جنوب قبر ابن فهد را به صورت مسجدی در آورد و آن را کاشی کاری کرد و گنبدی روی قبر وی ساخت. قبر این عالم شیعی، در غرب خیابان باب‌القبله صحن حسینی قرار دارد. امروزه، در جوار مسجد و مدفن او حوزه علمیه فعالی دایر است.

5. کتابخانه حرم امام حسین(ع)

این مکان به نام مکتبه و دار مخطوطات الروضة الحسینیة المقدسة معروف است و در ورودی آن، در سمت چپ راهروی باب القبله قرار دارد. وجود قفسه باز کتاب و فضای مناسب برای مطالعه، از امتیازات این کتابخانه است. این محل در مقایسه با سال‌های قبل، تغییر خاصی نکرده است، جز آنکه در بازدید قبلی، اتاقی ویژه آثار مکتوب حسینی اختصاص داشت، اما در این سفر، دیگر وجود نداشت.

6. مرقد فضولی

ملامحمدبن سلیمان فضولی، شاعر و اندیشمند والامقام شیعه است. در کربلا و در خانواده‌ای آذربایجانی به دنیا آمد. او را بزرگترین شاعر ترکی آذری در سده دهم می‌دانند. مزار فضولی در سمت راست (بیرون) باب ‌القبله و کنار خیابان است. پیش‌تر، اتاقی در محل کشتی کنونی، رو به روی باب‌القبله قرار داشت که معروف به مزار فضولی بود و اکنون نیز در سمت راست ورودی کتابخانه، سنگ قبری از او گذاشته‌اند که جایگاه جدید، با حقایق تاریخی ناسازگار است. او به جز دیوان شعر، کتابی مستقل در مقتل امام حسین(ع) به نام «حدیقة‌السعدا» تألیف کرده است. از این شاعر شیعی، اشعار بسیاری در مدح و منقبت اهل بیت و امام حین(ع) به یادگار مانده است.




نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کلیددار حرم حضرت ابوالفضل(ع):
کشوان آل‌شیخ تاکید کرد: آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان علی‌الخصوص ایرانیان هستند که باید قدر این نعمت باارزش را بدانید.
به گزارش مشرق، حاج شیخ عباس محمد علی کشوان‌آل‌شیخ، خادم و کلیددار اقدم حرم مطهر قمر بنی‌هاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع) است که قریب به 12 نسل از خانواده‌اش کلیددار حرم حضرت عباس (ع) بوده‌اند.

اجداد حاج شیخ عباس محمدعلی کشوان آل‌شیخ نزدیک به 485 سال توفیق کلیدداری حرم مطهر قمر بنی‌هاشم حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) را داشته‌اند و اغلب آنها در روز عاشورا چشم از جهان فرو بسته‌اند.

شیخ عباس کشوان که قریب به 45 سال از عمرش خادم و کلیددار این حرم مطهر بوده گفت: اجدادم چند قرن پیش از ایران به عراق مهاجرت کرده‌اند.

*آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان هستند

وی با اشاره به اینکه همیشه برای مردم ایران دعای ویژه می‌کنم و علاقه خاصی به شیعیان ایران دارم، افزود: خداوند متعال رهبر فرزانه این کشور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را حفظ کند.

کشوان آل‌شیخ تاکید کرد: آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان علی‌الخصوص ایرانیان هستند که باید قدر این نعمت باارزش را بدانید.

*امام رضا(ع) همشهری ایرانیان هستند/ قدر این همشهری را بدانید

وی ادامه داد: حضرت امام رضا (ع) همشهری شما ایرانی‌ها هستند که باید قدر این همشهری را بدانید و سعی کنید همواره به زیارت این امام همام بروید.

کشوان آل‌شیخ با بیان اینکه امروزه ایرانیان علاقه خاصی به امام هشتم(ع) دارند، افزود: حضرت علی ابن‌موسی‌الرضا (ع) گوهر بسیار بزرگی در کشور ایران و موجب برکات فراوانی برای مردم این سرزمین هستند.

*نماز و زیارت عاشورا کلید حل مشکلات است

این پیرغلام اهل بیت(ع) گفت: در خانه‌ای که نماز خوانده شود، قطعا ملائکة‌الله در آن خانه حضور پیدا می‌کنند و خواندن زیارت عاشورا نیز برکات فراوانی داشته و کلید حل مشکلات است.

*اربعین نشان‌دهنده اقتدار مسلمانان است

وی با بیان اینکه امسال افراد مختلفی از سراسر جهان خود را با پای پیاده به کربلا رساندند، گفت: این حرکت عظیم نشان داد که مسلمانان هیچ‌گاه از پایبندی به مقدسات و اعتقادات خود کوتاه نمی‌آیند.

کلیددار حرم ابوالفضل(ع) ادامه داد: موضوع استراحت و خوراک جمعیت چندین میلیونی زوار اربعین حسینی معجزه‌ای است که به‌خوبی انجام شد.

آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان هستند/ ماجرای دختری که سه روز بود مرده بود

خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع) گفت: خوشبختانه علی‌رغم تبلیغات دشمنان، امسال چندین میلیون زائر در مراسم اربعین حضور یافته و حماسه‌ای بزرگ آفریدند و مشت محکمی بر دهان گروه‌های تروریستی زده و اقتدار خود را نشان دادند.

*ازدواج به زندگی انسان برکت می‌دهد

وی در بخش دیگری از سخنانش به نقش ازدواج در کامل شدن زندگی جوانان و برکات آن اشاره کرد و افزود: ازدواج موجب کامل شدن فرد و رونق زندگی می‌شود.

خادم حرم حضرت ابوالفضل (ع) گفت: من در طول زمانی‌ که کلیددار بوده‌ام، خاطرات و معجزات بسیار زیادی از ابوالفضل‌العباس (ع) دیده و شنیده‌ام، اما همیشه موضوعاتی‌که با چشمان خود دیده‌ام را بازگو خواهم کرد.

*ماجرای دختری که سه روز بود مرده بود

خادم حرم قمر بنی‌هاشم (ع) تصریح کرد: شبی قبل از نماز صبح در اطراف ضریح مطهر حضرت عباس(ع) بودم و دیدم زن عربی دختر خود را بر روی پشت خود بسته و با ورود به حرم، ضریح را دید و سجده کرد و به زیارت پرداخت.

حاج عباس بیان داشت: این خانم حدود چند ساعت ضریح مبارک را زیارت کرد و من حساب کردم حدود 55 مرتبه به دور ضریح چرخید و هر بار که یک دور تمام می‌شد، چیزی می‌گفت و دوباره حرکت می‌کرد، نماز صبح که تمام شد، دیدم که آن دختر بچه در کنار ضریح گریه می‌کند و هرچه گشتم مادرش را پیدا نکردم.

وی ادامه داد: سراسر حرم را گشتم و بالاخره آن زن را دیدم در گوشه‌ای خوابیده و به سختی از خواب بیدار شد.

کلیددار حرم ابوالفضل (ع) عنوان کرد: به او گفتم بچه‌ات گریه می‌کند که ناگهان سراسیمه از جا بلند شد و با بغض فریاد می‌زد زنده شد؟ زنده شد؟

وی تاکید کرد: آن زن گفت بچه‌ام سه روز است که مرده و او را آوردم تا اینجا زنده شود، زیرا اگر پدرش می‌دانست، قطعا مرا می‌کشت.

حاج عباس گفت: طبق رسم حرم بلافاصله آن کودک را به اتاقی که پنجره‌اش به سوی صحن مطهر قرار دارد بردم و این خبر را به استاندار و مرجع آن زمان اطلاع دادم.

این خادم حرم حضرت عباس (ع) در خاتمه برای تمام مردم ایران اسلامی آرزوی توفیق روزافزون کرد و گفت: قدر امنیت و کشور خود و مقام معظم رهبری را بدانید.


منبع: فارس




نوع مطلب : آیت الله خامنه ای، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، حضرت ابوالفضل(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو