اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

حدیث امام باقر(ع) درباره ثمرات مهم توکل به خدا

یکی از آموزه‌های اسلامی، توکل کردن بر خداوند متعال در انجام کارها و امورات است. در روایات اسلامی اثرات بسیار شگرفی برای توکل ذکر شده است.


یکی از آموزه‌های اسلامی، توکل کردن بر خداوند متعال در انجام کارها و امورات است. در روایات اسلامی اثرات بسیار شگرفی برای توکل ذکر شده است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام هادی(ع)، امام باقر(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، حدیث، 
برچسب ها : ایت الله جوادی آملی،
لینک های مرتبط :
مسلمانان از کدام افراد صادق باید پیروی کنند؟

ما معتقدیم كه منظور از «صادقین» در این آیه شریفه هر انسان راستگویى نیست، بلكه افراد خاصّى منظور مى ‏باشد.

مسلمانان از کدام افراد صادق باید پیروی کنند؟

افکارنیوز-

آیا منظور از «صادقین» در این آیه شریفه«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» ، كه مسلمانان موظّف
 به پیروى از آنها شده‏ اند،
افراد خاصّى هستند و یا منظور معناى لغوى آن و همراهى كردن با هر انسان راستگویى است؟

ما معتقدیم كه منظور از «صادقین» در این آیه شریفه هر انسان راستگویى نیست، بلكه افراد خاصّى منظور مى ‏باشد. دو قرینه و شاهد و دلیل بر این ادّعا وجود دارد:

۱- نخست این كه اگر «صادقین» به معناى عام باشد و افراد خاصّى مدّ نظر نباشد، باید مى‏ فرمود: «كونوا من الصّادقین» نه «مَعَ الصَّادِقِینَ» چون همه باید از راستگویان باشند، نه این كه صرفاً همراه آنان باشند؛ بنابراین، از آنجا كه‏ «مَعَ الصَّادِقِینَ» گفته شده و پیروى از آنها لازم گشته، معلوم مى‏ شود، منظور افراد خاصّ و برجسته‏ اى هستند كه پیروى از آنها لازم گردیده است.

۲- شاهد دوم این كه، ظاهر آیه نشان مى‏ دهد این همراهى و پیروى بى‏ قید و شرط است و چون همراهى و پیروى از صادقین بى‏ قید و شرط است پس لا بد صادقین مورد بحث، ضمانت الهى دارند و مصون از خطا و اشتباه هستند، چون اگر معصوم نباشند مسلمانان نمى‏ توانند همیشه از آنها پیروى كنند، بلكه به هنگام اشتباه و خطا و گناه، باید از آنها جدا گردند.

بنابراین، چون همراهى و پیروى از «صادقین» به صورت مطلق ذكر شده، باید آنان افراد خاصّ و معصوم از خطا و گناه باشند تا پیروى بى‏ قید و شرط از آنها امكان‏پذیر باشد.
نتیجه این كه، یا باید همراهى و اطاعت از صادقین مطلق باشد، ولى «صادقین» مقیّد به افراد خاصّى باشد و یا این كه «صادقین» مطلق باشد و شامل تمام راستگویان شود و همراهى و پیروى از آنان مقیّد گردد. و طبق دو قرینه‏ اى كه گذشت، همان احتمال اوّل صحیح است؛ بنابراین «صادقین» مقیّد است و منظور از آن افراد خاصّى است، ولى همراهى و پیروى از آن افراد خاص مطلق است.که با توجه به دیگر آیات قران  کریم صادقین ائمه عصمت(ع) می باشند.

پی نوشت:آیات ولایت در قرآن، ص138تا140.




نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع)، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به گزارش شیعه آنلاین، حجت الاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی از نویسندگان و محققین جوان در کتاب نفیس «خون نگاشته های فاطمی» ، در تشریح ظلم به حضرت زهرا علیهاالسلام و غصب خلافت امیرمؤمنان علی علیه السلام در قرآن کریم می نویسد :

خدای متعال در قرآن می فرماید : (فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَیرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِمَا کَانُوا یفْسُقُونَ)[1]

«اما افراد ستمگر، این سخن را که به آنها گفته شده بود، تغییر دادند (و به جای آن، جمله استهزاآمیزی گفتند) لذا بر ستمگران، در برابر این نافرمانی، عذابی ازآسمان فرستادیم.»

حضرت امام محمّد باقر علیه السلام در این باره فرمودند:

«منظور از آن قولی که ظالمین آنرا تغییر دادند، حقّ آل محمّد علیهم السلام است و آن نافرمانی هم اشاره به همین غصب حق آل محمّد علیهم السلام دارد».[2] که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام اوّلین شهیده این ظلم و جنایت بزرگ تاریخ بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، خائنین، تولی و تبری، سیاست و دین، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، فرقه های انحرافی، ولایت و امامت، کتاب، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، پیامبران، حضرت خدیجه(س)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آیت‌الله صافی‌گلپایگانی در نوشتاری با عنوان «درسی که از حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام باید آموخت» بر لزوم عرضه کالای عقیدتی به دین‌شناسان تاکید کرده است.

 به گزارش مشرق، نوشتار آیت‌الله صافی‌گلپایگانی به شرح زیر است:

ابوالقاسم عبدالعظیم‌بن عبدالله‌بن‌ علی‌بن الحسن‌بن زید‌بن السبط‌الاکبر الامام ابی محمدالحسن المجتبی علیه‌الصلوة و السلام یکی از اعاظم ذرّیه‌ رسول و فرزندان مرتضی و بتول صلوات‌الله علیهم‌ اجمعین و از شخصیت‎ها و معاریف علمای اهل‎بیت(ع) و بزرگان صحابه‌ حضرت جواد و حضرت هادی علیهماالسلام و محارم اسرار ائمه علیهم‌السلام است و علی‎الظاهر چون با حضرت رضا علیه‌السلام در سلسله‌ نسب به حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام در یک طبقه بوده، از اصحاب آن حضرت نیز بوده است و اگر چه برحسب روایتی، عصر امامت امام عسکری علیه‌السلام را درک نکرده است، ولی احتمال اینکه درک خدمت آن حضرت را کرده باشد قوی است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام هادی(ع)، پیامبران، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به بهانه 4 ربیع الثانی سالروز ولادت حضرت عیدالعظیم الحسنی علیه السلام
 
یاس گلشن "حسن" و عاشق" حسین" علیهما السلام

خبرگزاری شبستان: برای شناخت کمالات یک فرد و اینکه بتوان بر اساس آن کمالات، میزان توانمندی های او را در نظام هستی به دست آورد، یکی از راه ها آن است که ببینیم معرف او چه کسی است؟وقتی امام معصوم کسی را معرفی می کند....

حجت الاسلام محسن ادیب بهروز، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران و محقق و پژوهشگر دینی در رابطه با شخصیت شناسی یکی از امامزادگان شاخص تهران، حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام به خبرنگار قران و معارف خبرگزاری شبستان گفت: پیرامون حضرت عبدالعظیم گفتنی های فراوانی وجود دارد اما در یک اشاره کلی و در عین حال کاربردی شاید با بسنده کردن به چند ویژگی، بتوان نسبت به مقام ایشان ادای دین کرد.

نخست اینکه ایشان از نوادگان وجود مقدس حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام است. هر گاه دو انسان از جهت کمالات در یک سطح باشند برخی ویژگی ها و شاخص ها می تواند موجب امتیازاتی برای هر یک از آنها باشد که یکی از آنها «نواده مستقیم معصوم بودن» است. همین که فردی توفیق داشته باشد که نواده مستقیم (با واسطه کم) معصوم باشد یک امتیاز برای اوست و حضرت عبدالعظیم علیه السلام از این امتیاز برخوردار است.

بنابراین در مقام ارزیابی کمالی در مقایسه با افراد مشابه ایشان از نظر توانمندی در نظام هستی، فردی که به معصوم انتساب دارد و این انتساب با کمترین واسطه حاصل شده، برای او امتیاز شناخته می شود و جناب عبدالعظیم حداکثر با 5 واسطه به حضرت علی علیه السلام منصوب هستند.

وی نکته دومی را که برای شخصیت های کمال یافته، امتیاز محسوب می شود محشور بودن با امام معصوم و ارتباط بسیار نزدیک با او داشتن عنوان کرد و افزود: این ارتباط نزدیک باعث می شود کمالات بیشتری در فرد بروز و ظهور کند. شخصیتی که توانسته است با امام معصوم ارتباطی نزدیک پیدا کند، کمالات و توانمندی هایی در وجود خود ایجاد کرده است که حضرت عبدالعظیم از این ویژگی نیز برخوردار می باشد. چرا که توانسته دو امام معصوم را درک کند.

البته دوران حساس زندگی این بزرگوار با امام هادی علیه السلام سپری شده و در کتب کهن رجالی ما ایشان به عنوان صحابه امام هادی علیه السلام معرفی می شوند اما گزارشاتی نیز داریم که ایشان مورد توجه امام عسگری علیه السلام نیز بوده اند. این دو شاخص می تواند جایگاه ایشان را برای ما معرفی کند.

استاد دانشگاه امام حسین علیه السلام در ادامه به برخی ملاک ها و معیارها در شناخت افراد اشاره و تصریح کرد: برای شناخت کمالات یک فرد و برای اینکه بتوان بر اساس آن کمالات، میزان توانمندی های او را در نظام هستی به دست آورد، یکی از راه ها آن است که ببینیم معرف او چه کسی است؟ زمانی که یک معصوم معرف انسان باشد این معرفی می تواند برای ما بسیار ارزشمند باشد.

چون انسانی او را معرفی می کند که شناخت کاملی از مخاطب خود دارد. لذا معرفی او از ضریب اطمینان صددرصدی برخوردار است و این با زمانی که غیر معصوم کسی را معرفی می کند، متفاوت است. در مواردی که اهل بیت علیهم السلام شخصی را معرفی می کنند اگر از نظر سندی برای ما اطمینان حاصل شود این معرفی برای ما بسیار ارزشمند است و تنها یک معرفی کوتاه می تواند دریایی از محتوا را در اختیار ما قرار دهد و ضریب اطمینان بسیاری نسبت به آن شخص در ما ایجاد می کند.

درباره حضرت عبدالعظیم علیه السلام غیر از دو شاخص مذکور، یک معرفی از امام هادی علیه السلام نیز وجود دارد. با این تعبیر که حضرت به فردی به نام حماد رازی که برای مطلبی خدمت امام رسیده بود می فرماید: «یا حماد! هر وقت مشکلی در امور دین شما در منطقه ای که در آن  زندگی می کنید به وجود آمد آن مشکل را با عبدالعظیم ابن عبدالله الحسن در میان بگذارید.»  این معرفی  معانی بسیاری دربردارد یعنی امام این شخص را در مسایل دین به قدری کامل می داند و می بیند که امثال حماد را که افراد ویژه ای هستند برای گرفتن پاسخ و حل مسایل به او ارجاع می دهند.

پس این معرفی نشان می دهد که مقام حضرت عبدالعظیم در دین از جهت دانشی، یک مقام فوق العاده بوده و از قدرتی برخوردار بوده است که می توانسته مانند زراره ها در زمان امام صادق علیه السلام، پاسخگوی ده ها سؤال و مسئله دینی باشد. در خاتمه این معرفی نیز حضرت می فرمایند: سلام ما را به او برسان!!

حجت الاسلام ادیب خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه ما معتقدیم که امام معصوم کاری غیر از اراده الهی انجام نمی دهد، این نکته که امام معصوم به جناب عبدالعظیم ابلاغ سلام می کند می تواند بیانگر این مهم باشد این ابلاغ سلام، ابلاغ سلام خداوند متعال است و می تواند پیامی الهی برای جناب عبدالعظیم باشد. به عبارت دیگر ایشان به قدری مقرب درگاه الهی قرار گرفته است که معصوم به او سلام الهی را ابلاغ می کند. اما آنچه می تواند برای ما کاربرد داشته باشد ماجرایی است که تقریبا 5 یا 6 نفر از دانشمندان بزرگ شیعه آن را نقل کرده اند که میان امام هادی علیه السلام و جناب عبدالعظیم رخ داده و از آنجا که چندنفر از دانشمندان بزرگ به نقل آن پرداخته اند هم می توان به اهمیت این ماجرا پی برد و هم به صحت و درستی آن اطمینان داشت.

 راوی این گزارش شخص جناب عبدالعظیم است که می فرماید: روزی خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم . حضرت به من فرمودند:«مرحبا بک یا ابوالقاسم و ... انت ولینا حقا». ما در زیارت عاشورا فرازی را بسیار تکرار می کنیم آنجا که آمده است:« انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و...» کسانی که ولی و دوست شما هستند برای ما نیز حکم ولی را دارند و ... بنابراین ما همواره به دنبال شخصیت هایی هستیم که برای معصوم ولی بوده باشند تا بتوانیم به وسیله آنها و از طریق نزدیکی به آنها ولایتمداری خود را نسبت به معصوم محقق کنیم. چرا که این واسطه ها برای ما بسیار مهم هستند.

 اگر آنها نباشند تحقق ارتباط کمالی بین ما و معصوم بسیار دشوار است حتی به قدری که گاهی بزرگان تعبیر به محال می کنند و یکی از این افراد حضرت عبدالعظیم علیه السلام است. تعبیر «انت ولینا حقا» یعنی شما به حق ولی ما هستید جناب عبدالعظیم ادامه می دهد که : «من عرض کردم یابن رسول الله صل الله علیه وآله من آمده ام تا دینم را به شما عرضه کنم.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران خاطرنشان کرد: این بسیار نادر اتفاق می افتد که فردی با چنان جایگاهی که پیش از این اشاره شد خدمت امام معصوم برسد و بخواهد تمام آموزه های دینی خود را با او در میان بگذارد در میان صحابه اگر هم چنین چیزی وجود داشته باشد بسیار نادر اتفاق افتاده است. سپس جناب عبدالعظیم خطاب به امام ادامه می دهد که: «من اگر بدانم آنچه از دین فرا گرفته ام مورد رضایت شماست خدا را شکر می کنم و در غیر این صورت می خواهم آن را تصحیح نمایید.» امام هادی علیه السلام به او فرمودند: آغاز کن ! 

نکته جالب در اینجا آن است که نخستین چیزی که مطرح می شود موضوع توحید است. توحید حضرت عبدالعظیم چکیده توحید اصلی قرآن است و از این جهت قابل اهمیت می باشد که دقیقا در مسیری صحیح قرار دارد. چرا که در میان کسانی که موحد بوده و عقیده توحیدی دارند گروهی به راست متمایل شده و گروهی به چپ تمایل پیدا کرده اند اما ایشان این مسیر مستقیم را چنین مطرح می کنند: «من معتقدم خداوند متعال هیچ مانند و نظیری ندارد، خارج من الحدین حدالابطال و حدالتشبیه» . ما در توحید بحثی داریم که گروهی در آن دچار انحراف شده و هر چه را که می خواهند در رابطه با خدا درک کنند برای آن شبیه سازی می کنند یعنی برای درک خالق یا رازق بودن خدا آن را به یک مخلوق تشبیه می کنند تا قابل درک باشد. این انحراف معمولا در میان برخی از فلاسفه اسلامی به صورت ناخودآگاه اتفاق افتاده است.

لذا حضرت عبدالعظیم می گوید در توحید من حد تشبیه وجود ندارد از آن سو نیز حد ابطال را هم نفی می کنند چون گروهی معتقدند که ما به هیچ وجه نمی توانیم خدا را درک کنیم مطلقا !! در حالی که این گروه نیز به انحراف می روند. جناب عبدالعظیم وقتی توحید خود را عرضه می کند می گوید توحیدی که من قبول دارم در رابطه با خالقی است که قابل درک می باشد اما من برای درک او از مخلوق استفاده نمی کنم. لذا در مقام درک، خالق من، نه جسم است، نه صورت، نه عرض و نه جوهر، بلکه خود به همه اینها وجود داده است. سپس در ادامه نبوت، معاد، امامت و عقاید خود نسبت به اهل بیت و قیامت و .... را مطرح می کند.  برای اینکه بداند آیا آنچه از دین فرا گرفته است (علیرغم آن جایگاه عظیم و بلند) درست است یا خیر امام در پاسخ ایشان فرمودند: «به خدا قسم این همان دینی است که خدا نسبت به آن برای بندگان راضی است»

وی افزود: به بیان دیگر جناب عبدالعظیم با تمام کمالاتی که دارند دست به اقدامی می زنند که در میان همه صحابه ائمه معصومین علیه السلام کم نظیر است و این نشان از عمق معارف ایشان دارد. ایشان از عمق خلوصی برخوردار بوده است که به آنچه دارد اکتفا نمی کند بلکه می خواهد از امام تأییدی صریح بگیرد. لذا این گزارش دو راهکار کاربردی برای ما به دنبال دارد.

نخست اینکه ما نیز آنچه از آموزه های دینی داریم با فردی که می تواند دین ما را ارزیابی کند در میان بگذاریم و دوم اینکه دینی که چکیده آن را جناب عبدالعظیم به امام معصوم عرضه می کند می تواند به عنوان یک شاخص برای ما باشد که با آن خود را ارزیابی کنیم اگر تنها به همان مسئله توحید دقت کنیم می بینیم که ایشان دقیقا یک تفکر بسیار انحرافی که برخی از فلاسفه در میان شیعه ایجاد کرده اند را حذف نموده و از سوی دیگر نیز نوعی از تفکر توحیدی را که برخی متکلمین به شیعه تزریق کرده اند نفی می کند و یک توحید اصیل را در قالب کوتاه ترین جمله مطرح می کند که این نشان از آن دارد که این شخص به کمالات فراوانی دست یافته است.

بنابراین چنین فردی در زمان حال نیز می تواند برای ما کارآمد باشد یعنی تفاوتی نمی کند که ما در صورت حضور ایشان به خدمت آن حضرت می رسیدیم و یا اکنون که ایشان در عالم برزخ است خدمت حضرت برسیم و در آموزه های دینی خود از ایشان کمک بگیریم.





نوع مطلب : حدیث، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام هادی(ع)، امام حسین(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آثار و فایده های خواندن دعای فرج

   روایات مختلفی به بیان آثار، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، پرداخته است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم.

1- فرمایش حضرت ولی عصر (علیه السّلام) : بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.

2- این دعا سبب زیاد شدن نعمت می شود.

3- اظهار محبت قلبی است.

4- نشانه ی انتظار است.

5- زنده کردن امر ائمه اطهار (علیه السّلام) است.

6- مایه ی ناراحتی شیطان لعین است.

7- نجات یافتن از فتنه های آخر الزمان است.

8- اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است، که اداء حق هر صاحب حقی،واجب ترین امور است.

9- تعظیم خداوند و دین خداوند است.

10- حضرت صاحب الزمان (علیه السّلام) در حق او دعا می کند.

11- شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.

12- شفاعت پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ان شاءالله شامل حالش می شود.

13- این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت او است.

14- مایه ی استجابت دعا می شود.

15- اداء اجر رسالت است.

16- مایه ی دفع بلا است.

17- سبب وسعت روزی است ان شاءالله.

18- باعث آمرزش گناهان می شود.

19- سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود ؛ ان شاءالله.

20- سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود ؛ ان شاءالله.

21- از برادران پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) خواهد بود.

22- فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان (علیه السّلام) زودتر واقع می شود.

23- پیروی از پیغمبر و امامان (علیه السّلام) خواهد بود.

24- وفای به عهد و پیمان خداوندی است.

25- آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می شود.

26- فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود.

27- زیاد شدن اشراف نور امام (علیه السّلام) در دل او است.

28- سبب طولانی شدن عمر است، ان شاءالله.

29- تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی است.

30- رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است.

31- سبب هدایت به نور قرآن مجید است.

32- نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.

33- به ثواب طلب علم نائل می شود؛ ان شاءالله.

34- از عقوبت های اخروی ان شاءالله در امان می ماند.

35- هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.

36- این دعا اجابت دعوت خدا و رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است.

37- با امیرالمومنین (علیه السّلام) و در درجه آن حضرت خواهد بود.

38- محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود.

39- عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خداوند خواهد بود.

40- ان شاءالله از اهل بهشت خواهد شد.

41- دعای پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شامل حالش می شود.

42- کردارهای بد او به کردارهای نیک مبدل می شود.

43-خداوند متعال در عبادت ، او را تأیید می فرماید.

44- ان شاءالله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.

45- ثواب کمک به مظلوم را دارد.

46- ثواب احترام به بزرگ تر و تواضع نسبت به او را دارد.

47- پاداش خونخواهی حضرت ابی عبدالله الحسین (علیه السّلام) را دارد.

48- شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار (علیه السّلام) را می یابد.

49- نور او برای دیگران نیز- روز قیامت – درخشان می گردد.

50- هفتاد هزار نفر از گنهکاران را شفاعت می کند.

51- دعای امیرالمومنین (علیه السّلام) در روز قیامت ، شاملش می گردد.

52- بی حساب داخل بهشت شود.

53- از تشنگی روز قیامت در امان می ماند.

54- در بهشت جاودان است.

55- مایه ی خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل او است.

56- روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.

57- خداوند عزوجل از خدمتگزاران بهشت نصیبش می فرماید.

58- در سایه ی گسترده ی خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود – مادامی که مشغول آن دعا باشد.

59- پاداش نصیحت مومن را دارد.

60- مجلسی که در آن برای حضرت قائم – عجل الله فرجه – دعا شود، محل حضور فرشتگان می گردد.

61- دعا کننده مورد مباهات خداوند می شود.

62- فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

63- از نیکان مردم – پس از ائمه اطهار (علیه السّلام) – می شود.

64- این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است.

65- مایه ی خرسندی خداوند عزوجل می شود.

66- مایه ی خشنودی پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می گردد.

67- این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است.

68- از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت می دهد، ان شاءالله.

69- حساب او آسان می شود.

70- این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.

71-این عمل بهترین اعمال است.

72- باعث دوری غصه ها می شود.

73- دعای هنگام غیبت بهترازدعای هنگام ظهور امام  (علیه السّلام) است.

74- فرشتگان درباره اش دعا می کنند.

75- دعای حضرت سید الساجدین (علیه السّلام) – که نکات و فوائد متعددی دارد- شامل حالش می شود.

76- این دعا تمسک به ثقلین (کتاب و عترت) است.

77- چنگ زدن به ریسمان الهی است.

78- سبب کامل شدن ایمان است.

79- مانند ثواب همه ی بندگان به او می رسد.

80- تعظیم شعائر خداوند است.

81- این دعا ثواب کسی که با پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شهید شده را دارد.

82- ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم (علیه السّلام) شهید شده را دارد.

83- ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان – عجل الله فرجه – را دارد.

84- در این دعا ، ثواب گرامی داشتن عالم هست.

85- پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.

86- در میان گروه ائمه اطهار (علیه السّلام) محشور می شود.

87- درجات او در بهشت بالا می رود.

88- از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.

89- به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نائل می شود.

90- و رستگاری به سبب شفاعت فاطمه زهرا (علیه السّلام) را در پی دارد.



پی نوشت:
مکیال المکارم، ج 1 ، ص 351 ( ترجمه سیّد مهدی حائری قزوینی )
منبع:فرهنگ





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام هادی(ع)، تزکیه نفس، ظهور و آخرالزمان، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
۵ عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ

بنا بر روایات رسیده از ائمه اطهار (ع)، لحظه ی جان دادن هر انسانی، یکی از سخت ترین لحظات زندگی وی می باشد، اما جالب است بدانید که با انجام چند عمل می توان تا حدودی از سختی و رنج آن کاست.

۵ عمل برای کاهش سختی لحظات مرگ!

به گزازش افکارنیوز، ۵ عمل که موجب کاهش سختی لحظات مرگ می شود به شرح زیر است:

۱- تلقین کلمه ی توحید

رسول گرامی اسلام (ص) در این باره فرموده اند: به کسانی که در معرض مرگ قرار می گیرند و لحظات آخر زندگی را می گذرانند، کلمه ی توحید «لا اله الاّ الله» را تلقین نمایید؛ زیرا هر کس آخرین سخنش «لا اله الاّ الله» باشد وارد بهشت می شود.

۲- تلقین شهادت به رسالت رسول گرامی اسلام (ص) و اقرار به دوازده امام معصوم (ع)

در این باره امام صادق (ع) می فرمایند:
هنگامی که انسان در حال احتضار است، قبل از مردن به او تلقین کن:
«اشهد ان لا اله الاّ الله وَحده لا شَریک لَه؛ وَ اَنَّ مُحَمَّدَاً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه».
در روایتی ابوبکرِ حضرمی نقل می کند: مردی از بستگان من بیمار شد، به عیادتش رفتم و به او گفتم: ای برادرزاده! اگر نصیحتی بکنم می پذیری؟ گفت: آری.
گفتم: بگو؛ «اَشهُدَ اَن لا اِلهَ الاّ الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَه».
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این مقدار کافی نیست و سودی به حال تو ندارد، مگر این که گواهی تو از روی یقین باشد.
گفت: گواهی من از روی یقین است.
گفتم: بگو: «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدَاً عَبدُهُ وَ رَسوُلُه ».
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این مقدار کافی نیست، باید گواهی تو از سر یقین باشد.
گفت: گواهی من از روی یقین است.
گفتم: بگو: گواهی می دهم که حضرت علی (ع) وصیّ و جانشین رسول الله (ص) و خلیفه ی بعد از او و امامی است که اطاعتش واجب است.
گفت: گواهی می دهم.
گفتم: این شهادت به حال تو سودی ندارد، مگر این که از روی یقین باشد.
گفت: از روی یقین شهادت می دهم.

سپس امامان معصوم (ع) را یکی پس از دیگری نام برد و او به امامت همه ی آن ها اقرار کرد و گفت: گواهیم از روی یقین است و پس از چند لحظه از دنیا رفت.
همسر و خانواده اش از مرگ او بسیار بی قراری می کردند، چند روزی از آن ها دور بودم، سپس نزد آن ها رفتم و گفتم: حال شما چطور است؟ و به همسرش گفتم: حال شما در فراق و دوری شوهرت چگونه است؟
گفت: به خدا قسم که با مرگ او به مصیبتی بزرگ مبتلا شدیم، ولی خوابی که دیشب دیدم موجب آرامش خاطرم شده و مرگ او را برایم آسان نموده است!
گفتم آن خواب چه بود؟
جواب داد: شوهرم را در عالم خواب زنده و سالم دیدم، به او گفتم: فلانی هستی؟ گفت: آری. گفتم مگر تو نمردی؟ گفت: چرا، ولی با کلماتی که ابوبکرِ حضرمی به من تلقین کرد نجات یافتم؛ اگر تلقین آن کلمات نبود، نزدیک بود که دستخوش هلاکت گردم!



۳- خواندن این ادعیه

امام باقر (ع) می فرماید: هر وقت انسانی را در حال جان دادن دیدی، کلمات فرج را به او تلقین کن؛ لا اِله اِلاّ اللهُ الحَلیمُ الکَریم لا اِله اِلاّ اللهُ العَلیُّ العَظیم، سُبحانَ اللهِ رَبِّ السَّموات السَّبع وَ رَبِّ الاَرَضینَ السَّبع، وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَینَهُنَّ وَ رَبِّ العَرشِ العَظیم، وَ الحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین.
همچنین آمده است در زمان پیامبر خدا مردی از اهل مدینه بر اثر بیماریی که منجر به وفات او شد، زبانش بند آمده بود، رسول خدا (ص) بر او وارد شده و فرمودند: بگو: لا اله الاّ الله. اما او نتواست بگوید.
بار دیگر فرمودند، باز هم نتوانست.
زنی بر بالای سر آن مرد ایستاده بود. به او فرمودند: آیا این مرد مادر دارد؟
عرض کرد: آری، ای رسول خدا! من مادر او هستم. حضرت فرمودند: آیا تو از او خشنودی؟ گفت: نه، بر او خشمگینم. حضرت فرمودند: من دوست می دارم از او راضی شوی. عرض کرد: به خاطر خشنودی شما از او خشنود و راضی گردیدم.
سپس رسول خدا (ص) به آن مرد فرمود: بگو؛ لا اله الاّ الله.
گفت: لا اله الاّ الله.
فرمود: بگو؛ «یا مَن یَقبَلُ الیَسیر، وَ یَعفُوا عَنِ الکَثیرِ، اِقبَل مِنَّی الیَسیر، وَاعفُ عَنِّی الکَثیر؛ اِنَّکَ اَنتَ العَفوُّ الغَفُور».
آن مرد این دعا را خواند.
پس پیامبر (ص) به او فرمودند: چه می بینی؟ گفت: دو موجود سیاه می بینم که به سراغ من می آیند.
پیامبر (ص) فرمودند: دعا را تکرار کن! سپس به او فرمودند: چه می بینی؟
گفت: آن دو سیاه از من دور شدند و دو سپیدرو بر من درآمده و هم اکنون به من نزدیک شده اند تا جانم را بگیرن، و او در همان لحظه مرد.



۴- به محل نمازِ خود منتقل شود!

مستحب است کسی را که سخت جان می دهد، اگر ناراحت نمی شود به جایی که نماز می خوانده است، ببرند. چنان که امام صادق (ع) می فرماید: وقتی مرگ و جان دادن بر میّت سخت شد، او را به سوی مصلّایی که آن جا نماز می خوانده ببرید؛ و نیز امام زین العابدین (ع) فرموده است: ابو سعید خدری یکی از یاران رسول الله (ص) بود که سه روز جان دادنش طول کشید. خانواده اش او را غسل دادند، سپس به مصلایش بردند و در آن جا مرد.


۵- خواندن سوره ی «صافات» و «یس» و...

مستحب است برای راحت شدن محتضر بر بالین او سوره ی مبارکه ی یس و صافات و احزاب و آیةالکرسی و آیه پنجاه و چهارم سوره ی اعراف و سه آیه آخر سوره ی بقره، بلکه هر چه از قرآن ممکن است، بخوانند.
سلیمان جعفری گوید: امام کاظم (ع) را دیدم که به پسرش قاسم می فرمود: پسرم برخیز و بالای سر برادرت سوره ی صافات را بخوان تا آن را تمام کنی. پس او خواند و چون به این آیه رسید «اَهُم اَشَدَّ خَلقاً اَمَّن خَلَقنا»، جوان از دنیا رفت. پس روی او را با پارچه پوشانیدیم و خارج شدیم.
یعقوب بن جعفر خدمت حضرت رفت و عرض کرد: ما وقتی به بالین محتضر حاضر می شویم «یس و القرآن الحکیم» می خوانیم. در صورتی که شما فرمودید «صافات» بخوانیم. حضرت فرمودند: [خواندن کدامین سوره تفاوتی نمی کند] همانا در نزد مصیبت دیده قرآن تلاوت نمی کنی، مگر این که خداوند در راحت شدن او تعجیل می نماید.


پی نوشت ها:
۱- حرعاملی. وسائل الشیعه، ج ۲: ۶۶۲، ۶۶۴- ۶۷۰.
۲- کلینی، کافی، ج ۳: ۱۲۲.
۳- فیض کاشانی. کحجه البیضاء، ج ۸: ۲۴۶.
رجالی تهرانی. قبض روح: ۱۲۰.


مرجع : قدس انلاین



اظهار خوشحالی هنگام گناه


امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود: کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.

اظهار خوشحالی هنگام گناه

 افکارنیوز- لذت بردن از گناه و شادمانی هنگام انجام گناه، از اموری است که گناه را بزرگ می کند و موجب کیفر بیشتر می شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:

امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود:
«شر الاشرار من تبهّج بالشر؛ بدترین بدها کسی است که به انجام بدی خوشحال گردد.»۱

و نیز فرمود:
«مَن تَلذّذ بمعاصِی الله ذلّ؛ کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.»۲

امام سجاد علیه السّلام فرمود:
«إیّاک و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من رکوبه؛ از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادی بزرگتر از انجام خود گناه است.»۳

و نیز فرمود:
«حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة؛ عذاب دردناک گناه شیرینی آن را تباه می سازد.»۴

و از سخنان امام سجاد علیه السّلام است:
«لا خیر فی لذّة من بعدها النّار؛ در لذتی که بعد از آن آتش دوزخ است خیری نیست.»۵

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
«من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک؛ کسی که گناه کند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ می شود در حالی که گریان است.»۶

منبع:
۱. غررالحکم، ج۱، ص۴۴۶.
۲. فهرست غرر، ص۱۳۰.
۳. بحار، ج۷۸، ص۱۵۹.
۴. همان.
۵. همان.
۶. مشکاة الانوار، ص۳۹۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۶۸.
۷. گناه شناسی، ص۲۸-۲۹.





نوع مطلب : تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجنت الاسلام والمسلمین میرباقری مطرح کرد؛
خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که برخی سختی ها و ابتلا را حتی نسبت به رسول خدا(ص) نشانه غضب خداوند می دانستند، گفت: سختی و بلا همیشه نشانه غضب خداوند نیست بلکه گاهی خداوند در سختی ها برای انسان خیر بزرگی قرار داده است همانطور که سختی ها نسبت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) همین گونه بوده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری، استاد حوزه و دانشگاه، بعد از ظهر امروز در برنامه تلویزیونی سمت خدا از شبکه قرآن و معارف سیما با بیان این که عده ای زمانی که وحی نسبت به رسول خدا (ص) قطع شد آن را نشانه غضب خداوند به ایشان عنوان می کردند، گفت: سختی و ابتلا همیشه نشانه غضب خداوند نیست گاهی خداوند در سختی ها و ابتلا برای انسان خیر عظیمی قرار می دهد همانطور که نسبت به رسول خدا (ص) و اهل بیت (ع)همین گونه بود.

 

وی افزود: خداوند به وسیله حمایت از رسول خدا و یتیمی ایشان و ابتلا و سختی ایشان را به پناهگاهی برای عالمیان تبدیل کرد و رسول خدا (ص) زمانی توانستند برای جهانیان پناهگاه باشند که یتیم شدند، یتیم نوازی کردند و سختی ها و ابتلا را تحمل کردند.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که رسول خدا (ص) از فتنه هایی که قرار بود پس از ایشان اتفاق بیفتد آگاه بود و فرمود من نشانه های فتنه را می بینیم آیا شما هم آن را می بینید، ادامه داد: عده ای بعد از فتنه های جانشینی و مصایبی که بر سر اهل بیت (ع) آمد ناامید شدند و گفتند خداوند ما را تنها رها کرده و هدایت را تنها گذاشته که این نشانه غضب خداوند است در حالی که خداوند در قرآن کریم در سوره ضحی فرموده است این ها نشانه غضب نیست بلکه این سختی ها و ابتلاها نشانه آینده روشنی است و با ظهور امام زمان (عج الله ) و رجعت دوباره پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت (ع) تمامی این سختی ها به یک خیر بزرگ و آینده روشن تبدیل خواهد شد و به وسیله پیامبر (ص) امت اسلامی و انسان ها به قرب و رضوان الهی خواهند رسید.

 

حجت الاسلام والسملیمن میر باقری با اشاره به این که سختی نشانه ناحق بودن نیست، تاکید کرد: گاهی برحق بودن انسان در سختی ها به دست می آید که در خصوص پیامبر (ص) هم همین طور بود.

 

وی ادامه داد: خداوند در ادامه سوره ضحی می فرمایند ای پیامبر (ص) ما سه لطف بزرگ به تو کردیم این که تو یتیم بودی و تو را سرپرستی کردیم و در تاریکی و فقدان هدایت بودی و تو را هدایت کردیم و در فقر ظاهری بودی و تو را به اغنا رساندیم که این آیات نشان می دهند همراهی خداوند با پیامبر (ص) در سختی ها همیشه وجود دارد و نشان می دهد که در سختی ها و یتمی سرپرستی و کفالت انسان را خود خداوند به صورت مستقیم برعهده می گیرد.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که رسول خدا پناهگاه همه عالم هستی است، ادامه داد: کسانی که نسبت به احوال محرومان و یتیمان و امور اقتصادی و احترم کردن آنها و پذیرش مسؤولیت  آنها بی توجه هستند و یتیمان را تحقیر کرده و آن ها راه از خود می رانند و اجازه می دهند که هر روز فقیر فقیرتر و غنی سیر تر شود چنین افرادی هرگز نمی توانند پناهگاه و سرپرستی برای سایر مخلوقات عالم شوند و این افراد و کارشان طاغوتی و عمل شیطانی است.

 

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری با اشاره به این که خداوند دل های تمامی مومنان را به وسیله پیامبر (ص) هدایت کرده است، یادآور شد: آینده هم به خاطر تمامی سختی ها که رسول خدا و امت هدایت شده ایشان به وسیله اهل بیت (ع) تحمل کردند به آنها اختصاص دارد و آینده آنها خوب بوده و روشن ترین آینده مختص به این انسان ها و پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان است.



نوع مطلب : حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع)، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خبـیـثان، قـلب مـولا را شـکستـنـد                    حـریم عـرش اعـلی را شـکسـتـند 

ز راه کین به پیش چـشم حیـدر(ع)                     زدن پهلوی زهراء(س) را شکستند

 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5673/5672072-7ed7ab9f3919de5a5e16a917c13e6de5-l.jpg

ایام شوم سقیفه بنی ساعده

 

اولین هفته بعد از شهادت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) ــ ۲۸ صفر لغایت ۵ ربیع الاول ــ سالگرد ایام ضرب سینه و پهلوی حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها می باشد و به طبع آن شهادت حضرت محسن بن علی(صلوات الله علیهما) اولین شهید راه قرآن و عترت می باشد .  نهاده شدن بنیاد ظلم بر اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) را به ساحت مقدّس حضرت بقیّة الله الأعظم،حجّة بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت عرض می نمائیم.

 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5672/5671991-79530a6a20df6c33a2539ad1c89cae62-l.jpg

  • گناهان و جنایات خلق که منجر به غیبت امام زمان(صلوات الله علیه) گردیده است از آثار شوم سقیفه است.
  • سقیفه حکم خدا و دستور پیغمبر اسلام نبود،بلکه مخالفین غدیر و منافقینِ از اصحاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) آن را برپا نمودند.
  • خداوند تبارک و تعالی سفینه نجات و هدایت را در اطاعت عترت پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) قرار داده است.
  • شیطان و منافقین به جای سفینه هدایت ، سقیفه ضلالت و مضلّت را برپا کردند،و تمام مصیبات،بدعتها،گمراهی ها،بی دینی ها و ظلمتها از سقیفه آغاز شد.

تمام مصیبات و گرفتاریهای آل محمّد(صلوات الله علیهم) از آثار شوم سقیفه است


 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5740/5739028-bf408d12ccde74837f192094e5003421-l.jpg

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده ‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی را    که مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5749/5748054-45a08f274bf42cb8735b004a0fe70f92-l.jpg
البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کرده ‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:

«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2]

مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5980/5979613-5fa7ff9f4b93e8da5ecb717b2754a409-l.jpg
اما منابع اهل سنت:


1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]

همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]

2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود.»[6]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5853/5852794-4a987c6d4828cbfc2e1c47c96638b58e-l.jpg

3- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]

4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.

ابو العاص به پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید:

«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:

«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟

پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]

این قصه، به خوبی نشانمی‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[9]


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5687/5686508-fd2fb5f9b757d27961f14d339b105f2c-l.jpg

5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه‏ السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏ السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه ‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏ اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏ السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏ شنید به یاد جده ‏اش (فاطمه) و مصیبت های او می‏ افتاد و همیشه تذکر می‏ داد و می‏ گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.


http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5740/5739218-4a3df323c27f9941ee4570ff58120118-l.jpg

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏ گری خویش را نشان داده و ذیل کلام امام صادق علیه ‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ و عمر بر آن حضرت وارد شد.

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه ‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]

ب. منابع شیعه:

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:

هنگامی که خواستند علی علیه‏ السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏ اش صدمه‏ های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است ؛ فقط به گوشه‏ ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏ کنیم؛ و گرنه در این موضوع، نقل های تاریخی فراوان است.

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد:

«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏ های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏ تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13]

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏ هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14]



1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.

2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.

3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24.

4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.

5- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.

6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.

7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.

8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص252.

9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.

10- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقلنموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.

11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).

12- بحار الانوار، ج43، ص170.

13- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج1، ص267.

[14]کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.

 

http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/5980/5979686-99dfb2687d037dee17fc263ba91521a8-l.jpg

         ** محسن(ع)ای غنچه نشکفته من                    از ستم صید به خـون خفته من **

         ** تـو مـرا روح و روانـی پـسـرم                     پـرپـر از بــاد خــزانـی پـســرم **

         ** دیده نگـشـوده به عـالـم مُـردی                    هــمچنـان غـنـچـه گل افـسردی **

         ** چون که رفـتی تو به نزد پـدرم                     فاش بر گـو تو به آن تاج سرم **

         ** بـعـد تو آن دو بـهـم پـیـوسـتـنـد                     سـیـنـه فـاطمه(س) را بشکستند **

         ** سـیـنـه ای که چـو گـل بـوئیدی                     از ره مـهــر و وفـا بــوسـیـدی **

         ** گشته سـوراخ ز مـسـمـار پدر                     از فـــشـــار در و دیـــوار پــدر **

         ** ای پدر جان ز جهان سیر شدم                     در جـوانـی بـه خـدا پـیـر شـدم **

http://bayanbox.ir/id/7157936098573477205?view


وقایع دهشتناک دهه محسنیه

  • دوشنبه 28 صفر (11هـ.ق) روز شهادت خاتم الانبیاء و بلافاصله تشکیل شورای ملعونه ی سقیفه
  • چهارشنبه 30 صفر (11هـ.ق) هجوم اول به درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها
  • یکشنبه 4 ربیع الاول (11هـ.ق) هجوم دوم و سوم به درب خانه ی مولا و روز آتش زدن درب خانه و شهادت حضرت محسن علیه السلام و بردن امیرالمونین علیه السلام به مسجد
  • پنجشنبه 8 ربیع الاول (11هـ.ق) روز غصب فدک و واقعه ی کوچه

قد قتل المحسن ...

     آمدند به پشت درب خانه و فریاد می زدند و علی علیه السلام را برای بیعت می خواندند. او خودش امام و خلیفه بود و اکنون که روزی را مشغول غسل و کفن رسول خدا صل الله علیه وآله شده بود، دیگران خلیفه ای تراشیده بودند و اکنون از او می خواستند که بیاید با او بیعت کند. کار به همینجا ختم نشد...          «ادامه مطلب»


     مصیبت هایی که در روزهای نخستین بعد از شهادت رسول خدا صل الله علیه وآله بر اهلبیت علیهم السلام وارد شد؛ آنقدر سخت و دردآور است که بر شیعیان یادآوری و یادسپاری آن لازم است. تلاشی که امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهما السلام نمودند...          «ادامه مطلب»

     می پرسند چرا دهه محسنیه؟! چرا هفته نخستین بعد از ماه صفر را عزا اعلام می کنید و ...؟! سوال مهم و به جایی است و باید در آن قدری عمیق تر نگاه کرد و به بحث پرداخت. علت اصلی این گونه پرسش ها به شناخت ما بر می گردد. هر کدام از مناسبت های تقویمی و تاریخی شیعه قدر و قیمت خودش را دارد و برای آن باید اهلیّت داشت...          «ادامه مطلب»


     ::  پاسخ به یک پرسش درباره «محسنیه»


     ::  حضرت محسن در کلام پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله

     ::  حضرت محسن در کلام امیرالمؤمنین علیه ­السّلام

     ::  حضرت محسن در کلام فاطمه زهرا علیهاالسّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام حسن مجتبی علیه ­السّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام سجّاد و امام باقر علیهماالسّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام صادق علیه السلام 

     ::  روزی سخت تر از کربلا ...


     ::  اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  (مقاله)

     ::  نچیده میوۀ باغ امید، محسن بود  (شعر)


     ::  سرنوشت شیعه را جور دگر می زد رقم ...  (تصویــر)

     ::  زهرا ؛ کوچه ؛ سیلی ... واویلا  (تصویـر)


منبع
safdari.org


دلایل مظلومیت حضرت زهرا (س)
حضرت صادق علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل مى كنند كه آن حضرت فرمود: ملعون است، ملعون است كسى كه بعد از من به فاطمه ستم روا دارد، حقش را برباید و او را بكشد. [ كنز الفوائد، 1/ 150، ط قم.]

براستی که ظلم و ستم بر اهل بیت پیامبر از همان ماجرای جانسوز بزرگ بانوی مدینه یعنی همان پاره تن پیامبر شروع شد.یا رسول الله با اینکه فاطمه ات را سفارش کردی اما هیهات که او را اکرام نکردند. آیا با تمام این ستمها می شود بی تفاوت از آنها گذشت؟کجای دنیا همسری در پیش چشمان شوهر حجاب میگیرد؟!کجای دنیا مادری را غریبانه تشییع میکنند؟!وکجا دنیا....

واضح است که مظلومیت حضرت فاطمه زهرا(س)انکار نشدنی است.اما باید بگونه ای بازگو شود که علاوه بر اینکه پرده از حقایق برداشته می شود،بدعت را از سند مظلومیت آن حضرت دور کند.لذا در اینجا به بیان چند باب از اسناد مظلومیت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) می پردازیم.باشد که انشاءالله در شناخت این بانوی بزرگ قدمی برداریم تا در عصر ظهور منتقم خونش مهدی فاطمه آماده یاری مولایمان باشیم.


... برای مشاهده اینفوگرافی در سایز اصلی بر روی آن كلیك كنید ...

1_ علت و کیفت شهادت حضرت زهرا (س) چه بود؟
شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از شها
دت حضرت رسول(ص) در زمانى بود كه اندازه آن به اختلاف نقل شده است، آن كس كه خواسته آن مدت را خیلى زیاد بداند تا شش ماه گفته و كمتر از چهل روز گفته نشده است. لذا شیخ كلینى رحمه الله گوید: فاطمه (س)  در سال پنجم بعثت حصرت رسول (ص) متولد شد و در هنگام فوت هیجده سال و هفتاد و پنج روز داشت و بعد از شهادت رسول خدا هفتاد و پنج روز زندگى كرد. و با حذف اسناد از حضرت صادق (ع) روایت كرده و مى گوید: همانا فاطمه (س) بعد از رسول خدا هفتاد و پنج روز زنده بود و در این مدت از درگذشت و فقدان پدرش بسیار اندوهگین بود، جبرئیل نزد آن حضرت آمده و او را تسلیت و دلدارى مى داد و جایگاه پدرش را به او مى گفت، و از حال آن حضرت و رویدادهاى آینده اى كه بر فرزندان آن حضرت وارد مى شود به او خبر مى داد و حضرت على (ع) آنها را مى نوشت. [ كافى، 1/ 498.]

در بیان علت اصلی و کیفیت شهادت حضرت زهرا(س) ابوبصیر، از حضرت صادق (ع) در ضمن حدیثى آمده است: سبب و علت درگذشت حضرت آن بود كه «قنفذ» غلام آن مرد به دستور وى با غلاف شمشیر بر آن حضرت نواخت، ایشان بر اثر ضربات محسن را سقط كرده و بدین جهت به سختى بیمار شد و به هیچ كس از آزار كنندگانش اجازه عیادت نداد. [ طبرى، «دلائل الامامه» / 45.]

شدت جراحات وارده بر حضرت بسیار سنگین بود و ایشان متحمل رنج بسیاری می شدند و به شوق وصال حق و دیدار پدر بزرگوارشان رسول گرامی اسلام حضرت محمد(ص) در خانه خود چشم از این جهان فرو بست.در روایتی حضرت به اسماء فرمود: آبى برایم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمود: جامه هاى جدیدم را به من بده، آنها را پوشیده و فرمود: بقیه حنوط پدرم را از فلان جا برایم بیاور و زیر سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اینجا بیرون برو، مى خواهم با پروردگارم مناجات كنم. و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسیار خوب و اگر جوابى ندادم بدان كه من به سوى پدر خود، (یا پروردگارم) رفتم.اسماء لحظه اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى،اى دختر بهترین كسى كه بر روى ریگ هاى زمین پاى گذارده... اما جوابى نیامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنیا رخت بر بسته است. [ بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» 78.]

2_ نخستین تابوتی که در اسلام ساخته شد برای حضرت زهرا بود.
از آنجایی که حضرت زهرا(س)سیده زنان عالم شناخته شده اند،می توان به از زوایای مختلف به شخصیت ایشان پرداخت.در مورد حجاب حضرت که زبانزد عام و خاص جهانیان است و در روایات متعدد از توجه ایشان به این امر ذکر شده است،این مطلب قابل ذکر است که ایشان به این امر در واپسین لحظات عمرشان هم توجه داشته اند.

ابن عباس گوید: فاطمه (س) به سختى بیمار شد، به اسماء بنت عمیس فرمود: نمى بینى وضع من به كجا رسیده، مرا بر روى تخت به صورت آشكارا حمل نكنى، اسماء گفت: به جان خودم سوگند كه چنین كارى نخواهم كرد لكن تابوتى مى سازم به همان صورت كه در حبشه دیده ام، فرمود: چگونه بود، وى چند قطعه چوب تر آورده و آنها را از ساقه برید و بعد بر روى تختخواب تابوتى ساخت، و آن نخستین تابوتى بود كه ساخته مى شد، حضرت فاطمه تبسمى نمود، كه تا آن روز به حال تبسم دیده نشده بود، بعد او را با آن تابوت برداشته و دفن كردیم.

3_ غریبانه ترین خاک سپاری
بعد از
شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام، على علیه السلام تمام سفارشات وصایاى او را انجام داد، او را در پیراهنش غسل داد و اسماء بنت عمیس در غسل به آن حضرت كمك مى كرد، و دستور داد حسنین آب بیاورند و غیر از آنها و زینب و ام كلثوم و كنیزش فضه كسى دیگر آن جا نبود، او را در هفت پارچه كفن كرد و بر آن حضرت نماز خواند و پنج تكبیر در نمازش گفت و در دل شب او را دفن كرد و قبرش را با خاك یكسان كرد و جز على و حسنین و گروهى از بنى هاشم و دوستان خاص و ویژه حضرت كسى دیگر در آن مراسم شركت نداشت. [ در تذكره الخواص / 319 آمده است كه على غسل مى داد و اسماء بر آن آب مى ریخت.]

روایت شده: هنگامى كه بدن حضرت زهرا سرازیر قبر شد دستى بیرون آمد و او را گرفته و برگشت. [ بحار 43/ 184، 204، 213.]

 

به منظور دانلود روضه نامه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای موبایل، کلیک نمایید. 

 

و تاکنون قبر مادر مظلومه سادات مخفی مانده است.تنها قبری که از اهل بیت پیامبر یعنی همان سبب وجود خلقت ...

در بیان محل دفن آن حضرت از احمد بن محمد بن ابى نصر، از حضرت رضا (ع) روایت شده است كه گوید: از آن حضرت درباره محل دفن حضرت فاطمه (س) پرسیدم؟ فرمود: مردى از امام جعفر صادق (ع) این مساله را پرسید در حالى كه عیسى بن موسى حاضر بود عیسى به او گفت: در بقیع دفن شد، آن مرد از حضرت پرسید؟ حضرت فرمود: عیسى به تو پاسخ داد، آن مرد گفت: من با عیسى بن موسى چه كار دارم؟ تو از پدرانت به من خبر بده كه آنان چه چیز فرموده اند، حضرت فرمود: در خانه اش دفن است. [ قرب الاسناد/ 161، چاپ سنگى.] و البته به برخی روایات دیگر می توان اشاره کرد  که مرحوم مجلسی در بحارالانوار آورده است:از وصیت امام مجتبی(ع) به برادرش حضرت سیدالشهداء(ع)است که فرمود:برادرم،هنگامی که فوت کردم،غسلم بده،حنوطم کن،کفن نما و مرا به کنار جدم ببر تا آن جا دفن کنی.اگر نگذاشتند که این کار انجام شود فورا جنازه ام را به بقیع ببر تا با مادرم مرا دفن کنی ...


روضه حاج منصور ارضی در محضر مفام معظم رهبری | دانلود فیلم

منبع : فرهنگ نیوز




نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در درس کلام در مشهد مقدس مطرح شد؛
استدلال‌های قرآنی آیت الله سبحانی درباره توسل
آیت‌الله سبحانی گفت: با تأکید بر این‌که باید عقیده را از حدیث بگیریم نه این‌که حدیث را بر عقیده تطبیق دهیم، عنوان کرد: ما باید شاگردان قرآن و شاگردان حدیث صحیح باشیم؛ آنان به‌جای این‌که شاگردی کنند، استادی بر قرآن و استادی بر حدیث می‌کنند؛ همه ما سنی هستیم به این معنا که از سنت پیغمبر پیروی می‌کنیم.
مرجعیت شیعه به نقل از رسا _ آیت‌الله جعفر سبحانی در آخرین جلسه از درس کلام و اندیشه اسلامی که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد برگزار شد پیرامون مؤلفه‌هایی که تکفیری‌ها به‌واسطه آن شیعه و سنی را تکفیر می‌کنند به بیان دلایل آنان و استدلالات قرآنی در رد آن پرداخت.

وی با یادآوری این نکته که آنان در تکفیر تفاوتی میان شیعه و سنی قائل نیستند، بیان داشت: از موارد دیگری که سبب شده است افراد را مشرک بشمارند، مسئله توسل به انبیا و اولیاء است؛ آنان توسل را منکر نیستند اما برای توسل اقسامی قائل‌اند که برخی را قبول دارند و برخی دیگر را علامت شرک می‌دانند.

اقسام توسل

این استاد کلام و اندیشه اسلامی به بیان اقسام توسلی که وهابی‌ها نیز به آن معتقد هستند پرداخت و گفت: از توسل‌هایی که آن قبول دارند، توسل به اسماء الله است که ما نیز این توسل را جایز می‌دانیم؛ آنجایی که می‌خوانیم: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاَعْظَمِ».

وی ادامه داد: دومین نوع توسل، توسل انسان به اعمال نیک خویش است؛ این‌که اگر انسان اعمال نیکی انجام داده باشد برای استجابت دعا اعمال خود را واسطه آن قرار دهد؛ به‌طور مثال، فردی است که در دوران جوانی با یک منظره‌ای که یوسف‌ها در آن منظره‌ها خود را حفظ می‌کنند، مواجه می‌شود و خود را از آن عمل نجات داده و پاک نگه می‌دارد، ممکن است روزی فرزند او دچار بیماری شود و از خدا بخواهد که به‌واسطه آن عمل نیکی که در آن زمان انجام داده است فرزندش را شفا دهد.

آیت‌الله سبحانی، سومین توسل مورد قبول وهابی‌ها را توسل به دعای مؤمن در حال حیات عنوان کرد . اظهار داشت: به‌طور مثال فردی از مؤمن زنده بخواهد در دعایش فرد را یاد کند و به فکر او باشد، مصداق این نوع توسل است اما مواردی آن‌ها انکار می‌کنند و مهم است، توسل به دعای انبیایی که از دنیا رفته‌اند، است.

وی بابیان این‌که با این اعتقاد شما نمی‌توانید بگویید «یا رَسُولَ اللَّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ» زیرا از این جهان رفته است و توسل به دعای پیغمبر بعد از وفات شرک محسوب می شود، عنوان داشت: دومین توسلی که آنان شرک می‌دانند، توسل به جاه و منزلت پیغمبر (ص) است؛ از دید ما، پیغمبر اکرم (ص) در مقام ربوبی منزلت دارد اما در اعتقاد وهابی‌ها این‌که بگوییم خدایا به جاه محمد و آل محمد فرزند ما را شفا بده؛ شرک است.

این مرجع عالی‌قدر تشیع اضافه کرد: توسل به ذات و نفس پیغمبر اکرم (ص)، سومین توسلی است که آنان یا تحریم کرده و یا شرک می‌دانند و وسیله تکفیر شیعه و سنی قرار داده‌اند.

پیامبر جزء شهدای اعمال است

وی به آیه 64 سوره نساء «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» اشاره کرد و گفت: خداوند در این آیه می‌فرماید: «اگر این افراد منافق و فاسق آنگاه‌که گناه کرده‌اند، بیایند خدمت پیغمبر و خودشان استغفار کنند و پس‌ازآن پیغمبر نیز در حق آن‌ها استغفار کند ...»؛ باید توجه کرد که این آیه تنها حال حیات پیامبر (ص) را نمی‌گوید بلکه حال ممات را نیز دربر می‌گیرد.

استاد عالی حوزه علمیه ادامه داد: پیغمبر حی است به‌خصوص این‌که همه نقل کرده‌اند که پیغمبر گرامی اسلام فرموده‌اند: «سَلِّمو عَلَیَّ وَ إن سَلامِکُم یُصَدُو عَلَیک»، بر من سلام بفرستید، سلام شما به من می‌رسد؛ پیامبر جزء شهدای اعمال است یعنی شهدای اعمال امت است.

وی خاطرنشان کرد: پیغمبری که جزء شهدای اعمال است و روز قیامت اعمال امت را شهادت خواهد داد حی است و حاضر، چه زمانی که در دوره حیات مادی بود و چه زمانی که در زندگی برزخی به سر می‌برد. آیا می‌شود کسی شهادت بدهد اما آگاه از اعمال امت نباشد؟ «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» بنابراین حیات و ممات پیغمبر یکسان است.

اثبات قرآنی شرک نبودن توسل به ذات پیامبر (ص)

آیت‌الله سبحانی با قرائت دومین آیه سوره حجرات که خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ»، به ذاکران می‌گوید در کنار قبر پیامبر فریاد نزنید، ابراز داشت: با توجه به این آیه می‌توان فهمید که حیات پیامبر (ص) هنوز هم ادامه دارد؛ حتی پس از وفات پیامبر (ص)، صحابه ایشان در کنار قبر پیامبر (ص) می‌آمدند، تقاضای دعا می‌کردند و از ایشان توسل می‌جستند.

وی به بیان دلیلی در تأیید توسل به ذات رسول خدا پرداخت و گفت: در حدیثی، توسل به ذات مقدس پیامبر که در عالم خلقت، افضل الخلائق است اثبات‌شده؛ این حدیثی است که رفاعی، ابن ماجد و مسند احمد نیز آن را تصدیق کرده‌اند: مرد نابینایی به محضر رسول‌الله (ص) رفت و گفت دعا کن که من بینایی خود را به دست بیاورم؛ پیامبر اکرم (ص) به او فرمود وضو بگیر و این دعا را بخوان: «ألّلهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیکَ بِنَبِیکَ مُحَمَّد نَبِی الرَّحمَةِ یَا مُحَمَّد اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلی رَبِّی فِی حَاجَتِی».



وی ادامه داد: آقایان از پیش عقیده را مشخص کرده‌اند که توسل به ذات نبی شرک است و حال که به این حدیث که می‌رسند تفسیر به رأی می‌کنند. اگر این‌چنین نیز باشد باید در بقیه موارد نیز که به ذات پیامبر اشاره‌شده کلمه دعا تیز مقدر شود که این کار باعث خروج حدیث از اعتبار می‌شود.



اعتقاد باید از حدیث گرفته شود

آیت‌الله سبحانی با تأکید بر این‌که باید عقیده را از حدیث بگیریم نه این‌که حدیث را بر عقیده تطبیق دهیم، عنوان کرد: ما باید شاگردان قرآن و شاگردان حدیث صحیح باشیم؛ آنان به‌جای این‌که شاگردی کنند، استادی بر قرآن و استادی بر حدیث می‌کنند؛ همه ما سنی هستیم به این معنا که از سنت پیغمبر پیروی می‌کنیم.

وی به آیه 248 بقره «وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» اشاره کرد و عنوان داشت: خداوند طالوت را برای بنی‌اسرائیل ملک قرارداد ، بنی‌اسرائیل گفتند ما برای پس گرفتن شهرهای خود باید فردی را داشته باشیم که زیر پرچم او جهاد کنیم اما وقتی خداوند، طالوت را قرار داد گفتند این فقیر است و به درد نمی‌خورد؛ از این بخش آیه می‌توان فهمید که بنی‌اسرائیل همیشه معترض بوده‌اند و تا کوبیده نشوند زیر بار نمی‌روند.

بیان قرآن در تأیید توسل به انبیا

این مرجع عالی‌قدر تشیع ادامه داد: به آنان گفتند اگر زیر پرچم این فرد بروید تابوت موسی که صندوقچه‌ای از وسایل حضرت موسی همچون کفش‌ها، پیراهن و عصای او در آن قرار داشت و برای بنی‌اسرائیل مقدس بود، بازمی‌گردد؛ بنی‌اسرائیل در جنگ‌ها برای غلبه بر دشمنان به تابوت موسی توسل می‌کردند؛ وای بر من اگر هرکس بگوید پیامبر اکرم (ص) به‌اندازه پیراهن، عصا و تابوت موسی نباشد؛ شما می‌گویید توسل به پیغمبر (ص) شرک است اما خداوند به خاطر تابوت و آنچه در آن است آن قوم را پیروز می‌کردند.

تغییر سرنوشت به دست انسان است

وی بابیان این‌که وجوهی هست که تنها شیعه را تکفیر می‌کنند، اظهار داشت: یکی از آن مسئله‌ها، مسئله بلا است؛ همه ما می‌گوییم «بلا لِله»؛ ابتدا باید حقیقت بلا را بفهمیم و بعد بدانیم که کفر هست یا نه؛ معنی بلا در آیه 39 سوره رعد «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ» بیان‌شده است.

این استاد کلام و اندیشه اسلامی به بیان معنی این آیه پرداخت و گفت: خدا وحی می‌کند آنچه را که نوشته، ثابت می‌دارد آنچه را که نوشته، آنچه را بخواهد پاک می‌کند و آنچه را بخواهد ثابت می‌کند؛ این همان شب قدر است که ممکن است من جزء گنه‌کاران باشم اما در شب قدر اعمال خود را پاک‌کنم و یا در شرایطی برعکس آن اتفاق بیفتد، کسانی بوده‌اند که یک‌عمر خدا را پرستش کردند اما فردی همچون «بلعم باعورا» در یک‌شب مشرک شد و شیطان را ستایش کرد.

آیت‌الله جعفر سبحانی در پایان درس در پاسخ به پرسشی مبنی بر اعتقاد وهابیت برای رد توسل به استناد بر حدیث «إن قُتِعَ العَمَل»، بیان داشت: این حدیث درست است اما انسان که بمیرد رابطه‌اش با این دنیا قطع می‌شود، جز در مواردی؛ اول این‌که بچه‌ای داشته باشد، دوم صدقه و سنت جاریه‌ای داشته باشد که مردم به آن عمل کنند و ثوابش به او برسد، این امر در مورد اعمال شخصی‌اش صادق است اما این‌که در حق دیگران نمی‌تواند دعا کند رابطه‌ای ندارد؛ این صحیح نیست.

گفتنی است، درس کلام و اندیشه اسلامی آیت‌الله سبحانی در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد با عنوان «تقریب یا تکفیر» از شنبه 25 مردادماه آغاز شد که در طی برگزاری 9 جلسه درس به بررسی اعتقادات وهابی‌ها، تکفیری‌ها و دلایل آنان در تکفیر مسلمانان و همچنین بیان استدلال‌های قرآنی در رد ادعای آنان پرداخته شد؛ این سلسله مباحث، سوم شهریورماه به پایان رسید./9315/



وی با تأکید به راین که این حدیث را هیچ‌کس انکار نکرده است، عنوان داشت: رفاعی که فردی وهابی است و می‌گوید «لا شک ان هذه الحدیث، صحیح و مشهور...» ، ابن ماجد نیز می‌گوید «هذه حدیث الصحیح»، مسند احمد و مستدرک حاکم نیز این موضوع را نقل کرده‌اند اما متأسفانه در صحیح بخاری این امر نقل نشده است.

این استاد عالی حوزه علمیه بابیان این‌که وای بر کسانی که به خاطر عقیده‌شان در حدیث تصرف کنند، تصریح کرد: رفاعی به پیروی از برخی وهابی‌ها می‌گوید در اینجا (دعا) مقدر است، «ألّلهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیکَ (بدعاء) نَبِیکَ»، کلمه دعا را اضافه می‌کند که بگوید این حدیث در دسته سوم توسلات قرار می‌گیرد؛ تحریف حدیث همین است و درواقع یک نوع تفسیر به رأی انجام‌شده است.




نوع مطلب : حضرت محسن بن علی، اربعین، حضرت زینب سلام الله علیها، تربت کربلا و معجزات امام حسین، حضرت معصومه(س)، حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت رقیه(س)، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، در باب اهل بیت، اصحاب اهل بیت، حضرت زهرا(س)، آیت الله جعفر سبحانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عید غدیر در سیره اهل بیت(ع)

انبیای دیگر نیز این گونه به اوصیای خود سفارش می کردند که روزمعرفی وصی را روزه بدارند و عید بگیرند.


عید غدیر در سیره اهل بیت(ع)

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، «غدیر» و «عیدگرفتن » این روز مقدس، به زمان پیامبراکرم(ص)می رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینی ادامه داشته و امینان وحی الهی، همچون امام صادق(ع)و امام رضا(ع)آن را آشکار ساخته و یادش را گرامی و زنده نگه می داشتند.

پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.رمز عید بودن «غدیر» نیز، کمال دین و اتمام نعمت در سایه تداوم خط رسالت در شکل و قالب امامت بود.

 

به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت » را به صاحب ولایت تبریک گویند و با آن حضرت بیعت کنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهی شادمانی کرد و فرمود: «الحمدلله الذی فضلناعلی جمیع العالمین.»

 

آیه قرآن که به صراحت، این روز را روز اکمال دین و خشنودی پروردگار از این واقعه و این تعیین وصی دانسته، رمزدیگری ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگی این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نکته راحتی «طارق بن شهاب » مسیحی که در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود که گفت: اگر این آیه(الیوم اکملت لکم دینکم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه را عید می گرفتیم. هیچ یک از حاضران نیز حرف او را رد نکردند.

 

عید گرفتن غدیر

 

غدیر، تنها نه به عنوان «روزی تاریخی » ، بلکه به عنوان یک «عید اسلامی » مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهای خاصی را می طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلکه باید آن راعید گرفت و به شادمانی پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینی، آن را بزرگ داشت و برشکوه آن افزود، تا ارزشهای نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

 

همه این ویژگیها برای این روز بزرگ، موقعیتی والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان که رسول خدا(ص)و ائمه هدی و مومنانی که پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن » این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این نکته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتی که می فرماید:

 

«روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزی است که خدای متعال مرا فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمی هدایتگر برای امتم تعیین کنم که پس از من به وسیله اوراهنمایی شوند، و آن، روزی است که خداوند در آن روز، دین راکامل ساخت و نعمت را بر امتم به کمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

 

کلام دیگر پیامبر(ص)که فرموده بود: «به من تهنیت بگویید، به من تهنیت بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر درکلام حضرت رسول است.

 

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت و در سالی که روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه عید فرمود:

 

«خداوند متعال برای شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشکوهمند را مقارن قرار داده است که کمال هرکدام به دیگری است،تا نیکی واحسان خویش را در باره شما کامل سازد و شما را به راه رشد برساند و شما را دنباله رو کسانی قرار دهد که بانور هدایتش روشنایی گرفته اند و شما را به راه نیکوی خویش ببرد و به نحوکامل از شما پذیرایی کند. پس جمعه را محل گردهمایی شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاک سازد و آلودگیهای جمعه تا جمعه را بشوید، نیز برای یادآوری مومنان و بیان خشیت تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشی چند برابر پاداشهای مطیعان در روزهای دیگر قرار داده و کمال این عید، فرمانبرداری از امرالهی و پرهیز از نهی او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت به امر الهی قبول نمی شود و اسباب طاعت خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره های خدا و اهل ولایت، سامان نمی پذیرد.

 

 

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزی نازل کرد که بیانگراراده اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد که پیام را ابلاغ کند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

 

(تا آنجا که فرمود:)رحمت خدا برشماباد! پس از پایان این تجمع، به خانه ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیکی کنید و خداوند را بر نعمتی که ارزانی تان کرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به یکدیگر نیکی کنید، تا خداوند هم الفت شما را پایدار کند، ازنعمت الهی به یکدیگر هدیه دهید، آن گونه که خداوند برشما منت نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهای گذشته وآینده قرار داده است. نیکی دراین روز، ثروت را می افزاید و عمررا طولانی می کند. ابراز عاطفه و محبت به هم در این روز، موجب رحمت و لطف خدا می شود. تا می توانید، در این روز از وجودتان خرج خانواده و برادرانتان کنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانی و سرور کنید... »

 

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیکوکاری در آن را بیان کردند.

 

فرات بن احنف می گوید: به امام صادق(ع)عرض کردم: جانم فدایت!

 

آیا مسلمانان عیدی برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه دارند؟ فرمود: آری! با فضیلت ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزی است که خدا دین را در آن کامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا)گفتم: آن کدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یکی از پیامبران بنی اسرائیل می خواست جانشین خود را تعیین کند و انجام می داد، آن روز را عیدقرار می دادند. آن روز، روزی است که پیامبر اکرم(ص)علی(ع)را به عنوان هادی امت نصب کرد و این آیه نازل شد و دین کامل گشت ونعمت خدا بر مومنان، تمام شد. گفتم: آن روز، کدام روز از سال است؟ فرمود: روزها جلو و عقب می افتد، گاهی شنبه است، گاهی یک شنبه، گاهی دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه کاری سزاوار است که انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشکر و حمد خداوند و شادمانی است، به خاطر منتی که خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم که آن روز را روزه بگیرید.

 

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت می کند که: به آن حضرت عرض کردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدی است؟ فرمود: آری ای حسن! بزرگتر و شریف تر از آن دو. پرسیدم: چه روزی است؟ فرمود: روزی که امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه راهنما برای مردم منصوب شد. گفتم: فدای شما! در آن روز چه کاری سزاوار است که انجام دهیم؟ فرمود: روزه می گیری و برپیامبر ودودمانش درود می فرستی و از آنان که در حقشان ستم کردند، به درگاه خدا تبری می جویی. همانا پیامبران الهی به اوصیاء خویش دستور می دادند روزی را که جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند.

 

پرسیدم: پاداش کسی که آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

 

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت کرده که: از حضرت صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدی دارند؟ فرمود: آری، عیدی محترم تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزی که حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب کرد وفرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه » . عرض کردم: آن روز، چه روزی است؟ فرمود: به روزش چه کارداری؟ سال در گردش است، ولی آن روز، هیجدهم ذی حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه کاری انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادکردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد می کنید. همانا پیامبراکرم(ص) توصیه فرمود که مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین می کردند و به جانشینان خود وصیت می کردند که روز تعیین جانشین را عید بگیرند.

 

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند می دانست و آن را «عید بزرگ خدا» می شمرد.

 

در «خصال » صدوق از مفضل بن عمر روایت شده که: به حضرت صادق(ع)عرض کردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید.

 

گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را می دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذی حجه است. روزی که پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت امیر(ع)را بلند کرد و او را حجت بر مردم قرار داد. پرسیدم:

دراین روز، چه باید بکنیم؟ فرمود: با آنکه هرلحظه باید خدا راشکر کرد، ولی دراین روز، به شکرانه نعمت الهی باید روزه گرفت.

 

انبیای دیگر نیز این گونه به اوصیای خود سفارش می کردند که روزمعرفی وصی را روزه بدارند و عید بگیرند.

 

در حدیث دیگری در «مصباح » شیخ طوسی » امام صادق(ع)آن روزرا روزی عظیم و مورد احترام معرفی کرده است که خداوند حرمت آن را برمومنان گرامی داشته و دینشان را کامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش را تجدید کرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانی و سرورو روز روزه شکرانه دانسته که روزه اش معادل شصت ماه از ماههای حرام(محرم، رجب، ذی قعده و ذی حجه)است.

 

در حدیثی دیگر است که، حضرت صادق(ع)در حضور جمعی از هواداران و شیعیانش فرمود: آیا روزی را که خداوند، با آن روز، اسلام را استوار ساخت و فروغ دین را آشکار کرد و آن را برای ما و دوستان و شیعیانمان عید قرار داد، می شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند:

 

روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین » از اینها برتر است، یعنی روزهیجدهم ذی حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسی در سال 259(درحالی که خودش 90 سال داشت.)گفته است که حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات کردم، درحالی که در محضر او جمعی از یاران خاص وی بودند و امام(ع)آنان را برای افطار نگاه داشته بود و به خانه های آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتی کفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد می فرمود.

 

محمدبن علاء همدانی و یحیی بن جریح بغدادی می گویند:

ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمی(از اصحاب امام عسکری(ع »

درشهر قم به درخانه اش رفته، در زدیم. دخترکی آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه.

این نیز نشان دهنده سیره عملی بزرگان شیعه، نسبت به این روزفرخنده است.

امید است که جامعه شیعی، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبری، رشد خودشان را نشان دهند و با تکریم این حبل المتین استوار شیعه، دین خویش را نسبت به بنیادهای اعتقادی ادا کنند.

پدید آورنده : جواد محدثی - سایت عرفان


غدیر در کلام امام علی‌بن موسی‌‌الرضا(ع)؛

چرا عقیق، فیروزه و یاقوت ارزشمند شدند/ ماجرای منبر رفتن فرشته‌ها در کعبه +اعمال عید غدیر

امام رضا(ع) درباره عید غدیر می‌فرمایند: هر کس روزه‌دار مؤمنی را در این روز افطاری دهد، مانند کسی است که ۱۰ «فئام» را اطعام کرده است. آن حضرت سپس فئام را ۱۰۰هزار معنی کردند. یعنی هر کس روزه‌دار مؤمنی را در غدیر افطار دهد، مثل آن است که یک میلیون نفر را افطار داده است!

چرا عقیق، فیروزه و یاقوت ارزشمند شدند/ ماجرای منبر رفتن فرشته‌ها در کعبه +اعمال عید غدیر

گروه فرهنگی جهان نیوز: بار دیگر بزرگترین عید شیعیان جهان فرا می‌رسد و پیروان امام علی‌بن‌ ابی‌طالب غرق در شادی و سرور هستند. اما ویژگی‌های این عید بزرگ چیست؟ امام رضا(ع) قریب ۱۲۰۰ سال پیش به این پرسش پاسخ داده‌اند که محدث عالیقدر «سید بن طاووس» در فصل ششم کتاب «اقبال الاعمال» شرح آن را چنین نقل کرده است:

رواه عن الرضا علیه السلام قال: إذا کان یوم القیامة زفت اربعة ایام الى الله کما تزف العروس الى خدرها، قیل: ما هذه الایام؟ قال: یوم الاضحى ویوم الفطر ویوم الجمعة ویوم الغدیر، وان یوم الغدیر بین الأضحى والفطر والجمعة کالقمر بین الکواکب، وهو الیوم الذى نجا فیه ابراهیم الخلیل من النار، فصامه شکرا لله، وهو الیوم الذى اکمل الله به الدین فی اقامة النبی علیه السلام علیا أمیر المؤمنین علما وابان فضیلته ووصایته، فصام ذلک الیوم، وانه الیوم الکمال ویوم مرغمة الشیطان، ویوم تقبل اعمال الشیعة ومحبى آل محمد، وهو الیوم الذى یعمد الله فیه الى ما عمله المخالفون فیجعله هباء منثورا.

از حضرت رضا(ع) روایت شده است: هنگامی که قیامت فرا می‌رسد، چهار روز با فخر و مباهات بر خداوند وارد می‌شوند، همانند ورود عروس در شب زفاف بر شوهر. از ایشان سوال شد: آن چهار روز کدامند؟ حضرت فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر. و به درستی که روز غدیر در بین آنها مانند ماه است در بین ستارگان و آن روزی است که حضرت ابراهیم خلیل از آتش نجات یافت و به شکرانه‌اش آن روز را روزه گرفت. و آن روزی است که خداوند در آن روز، دین را کامل کرد و این کامل‌کردن به سبب نصب‌کردن امیرالمومنین به عنوان شاخص توسط پیامبر(ص) است و فضیلت و جلوه‌های نور آن حضرت را آشکار نمود و آن روز را روزه گرفت. و به درستی که آن روز، روز کمال است و روز به خاک مالیدن بینی شیطان و قبولی اعمال شیعیان و دوستان آل محمد صلوات الله علیهم. و روزی است که خداوند به اعمال مخالفین نظر می کند و آن را نابود می‌گرداند و این قول خداوند است. (فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا؛ آیه ۲۳ سوره فرقان)

وهو الیوم الذى یأمر جبرئیل علیه السلام ان ینصب کرسى کرامة الله بازاء بیتالمعمور ویصعده جبرئیل علیه السلام وتجتمع إلیه الملائکة من جمیع السماوات ویثنون على محمد ویستغفرون لشیعة أمیر المؤمنین والائمة علیه السلام ومحبیهم من ولد آدم علیه السلام، وهو الیوم الذى یأمر الله فیه الکرام الکاتبین أن یرفعوا القلم عن محبى أهل البیت وشیعتهم ثلاثة ایام من یوم الغدیر، ولا یکتبون علیهم شیئا من خطایاهم کرامة لمحمد وعلى والائمة.

روز غدیر روزی است که جبرائیل امر کند منبری از کرامت الهی در مقابل بیت المعمور (کعبه) نصب شود و در حالی که ملائکه آسمان‌ها اطراف او گرد آمده و پیامبر اکرم (ص) را ستایش می‌کنند، بر منبر رفته و برای شیعیان امیرالمومنین و ائمه و دوستان آنان از فرزندان آدم طلب آمرزش می‌کند. و غدیر روزی است که خداوند متعال به ملائکه خود امر می‌کند قلم نگارش اعمال از محبین اهل بیت (ع) و شیعیانش به مدت سه روز، از روز غدیر برداشته شود، و خداوند امر می‌کند که به برکت کرامت محمد و علی و ائمه معصومین (علیهم السلام) خطاهای محبین و شیعیان نوشته نشود.

وهو الیوم الذى جعله الله لمحمد وآله وذوى رحمه، وهو الیوم الذى یزید الله فی حال من عبد فیه ووسع على عیاله ونفسه واخوانه ویعتقه الله من النار، وهو الیوم الذى یجعل الله فیه سعى الشیعة مشکورا وذنبهم مغفورا وعملهم مقبولا.

و غدیر روزی است که خداوند مخصوص محمد و آل محمد و صاحبان رحمت (محبین و شیعیان) قرار داده است. و غدیر روزی است که خداوند متعال در حق بنده مؤمنش وسعت می بخشد در همه انواع رزق برای خانواده و خودش و برادرانش (دینی و نسبی)، و آن‌ها را از آتش آزاد می‌کند. و غدیر روزی است که خداوند در آن سعی شیعیان را مشکور و گناهشان را مغفور و عملشان را مقبول قرار داده است.

وهو یوم تنفیس الکرب ویوم تحطیط الوزر ویوم الحباء والعطیة ویوم نشر العلم ویوم البشارة والعید الأکبر، ویوم یستجاب فیه الدعاء، ویوم الموقف العظیم، ویوم لبس الثیاب ونزع السواد، ویوم الشرط المشروط ویوم نفى الهموم ویوم الصفح عن مذنبی شیعة أمیرا لمؤمنین.

غدیر روز آسایش و رهایی از غم، و روز از بین رفتن گناه، روز عطای بی‌عوض و بخشش، روز گسترش علم، روز مژده و عید اکبر و روز اجابت دعا و روز موقف بزرگ، روز پوشیدن لباس نو و در آوردن لباس سیاه، روز شرط مشروط، روز دورکردن غم‌ها و روز درگذشتن از گناهان شیعه امیرالمومنین(ع) است.

وهو یوم السبقة، ویوم اکثار الصلاة على محمد وآل محمد، ویوم الرضا، ویوم عید اهل بیت محمد، ویوم قبول الاعمال، ویوم طلب الزیادة ویوم استراحة المؤمنین ویوم المتاجرة، ویوم التودد، ویوم الوصول الى رحمة الله، ویوم التزکیة، ویوم ترک الکبائر والذنوب ویوم العبادة ویوم تفطیر الصائمین، فمن فطر فیه صائما مؤمنا کان کمن اطعم فئاما وفئاما - الى ان عد عشرا، ثم قال: أو تدرى ما الفیام؟ قال: لا، قال: مائة ألف.

غدیر روز پیشی‌گرفتن و روز افزودن صلوات بر محمد و آل محمد (ص) است، روز خرسندی، روز عید اهل بیت محمد(ص)، روز پذیرفتن اعمال، روز افزونی طلب، روز آسایش مؤمنین، روز سود بردن، روز اظهار دوستی، روز رسیدن به رحمت الهی، روز پاک‌شدن و ترک‌گناهان بزرگ، روز پرستش و روز افطاری‌دادن به روزه‌داران است. پس هر کس روزه‌دار مؤمنی را در این روز افطاری دهد، مانند کسی است که فئامی را اطعام کرده است. پس حضرت تا ۱۰ فئام شمردند، سپس فرمودند: آیا می‌دانی «فئام» چیست؟ راوی عرض کرد: خیر. حضرت فرمودند: صد هزار! (یعنی هر کس روزه‌دار مؤمنی را افطار دهد، مثل آن است که ۱۰ فئام، هر کدام ضربدر ۱۰۰ هزار یعنی یک میلیون نفر را افطار داده است)

وهو یوم التهنئة، یعنى بعضکم بعضا، فإذا لقى المؤمن أخاه یقول: «الحمدلله الذى جعلنا من المتمسکین بولایة أمیر المؤمنین والائمة علیهم السلام»، وهو یوم التبسم فی وجوه الناس من اهل الایمان، فمن تبسم فی وجه أخیه یوم الغدیر نظر الله إلیه یوم القیامة بالرحمة وقضى له الف حاجة، وبنى له قطرا فی الجنة من درة بیضاء، ونضر وجهه. {۱}

روز غدیر روزی است که بعضی از شما بعضی دیگر را شادباش می‌گویند. پس وقتی مؤمنی برادر مؤمن خود را دیدار می‌کند، می‌گوید: «ستایش خدای را که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (ع) قرار داد.» غدیر روز تبسم در صورت مؤمنین است پس هر کس روز غدیر در چهره برادر خود تبسم کند، خداوند رحمان روز قیامت به نظر رحمت به او می‌نگرد و هزار حاجت او را برآورده و برای او قصری از دُرّ ناب در بهشت بنا می‌کند و صورتش را شادابی می‌بخشد.

وهو یوم الزینة، فمن تزین لیوم الغدیر غفر الله له کل خطیئة عملها، صغیرة أو کبیرة، وبعث الله إلیه ملائکة یکتبون له الحسنات ویرجعون له الدرجات الى قابل مثل ذلک الیوم، فان مات مات شهیدا وان عاش عاش سعیدا، ومن اطعم مؤمنا کان کمن اطعم جمیع الأنبیاء والصدیقین، ومن زار فیه مؤمنا ادخل الله قبره سبعین نورا ووسع فی قبره ویزور قبره کل یوم سبعون ألف ملک ویبشرون بالجنة.

روز غدیر روز زینت‌کردن و زیور است. پس کسی که برای روز غدیر تزئین کند، خداوند غفار تمام گناهانش را می‌بخشد، کوچک باشد یا بزرگ! و فرشتگانی بر می‌انگیزد تا پیوسته برای او حسنه ثبت کنند و درجات او را بالا می‌برد تا شایسته مثل چنین روزی گردد. پس اگر بمیرد شهید از دنیا رفته و اگر زنده بماند سعادتمندانه خواهد زیست. کسی که در این روز مؤمنی را اطعام کند مانند آن است که تمام انبیاء و صدیقین را اطعام کرده باشد و کسی که در این روز مؤمنی را دیدار کند خداوند هفتاد نور داخل قبرش قرار می‌دهد و قبرش را وسیع می‌گرداند و هر روز ۷۰ هزار فرشته او را زیارت می‌کنند و به او مژده بهشت می‌دهند.

وفى یوم الغدیر عرض الله لولایة على اهل السماوات السبع فسبق إلیها اهل السماء السابغة فزین بها العرش، ثم سبق إلیها اهل السماء الرابعة فزینها بالبیت المعمور، ثم سبق إلیها أهل السماء الدنیا فزینها بالکواکب، ثم عرضها على الارضین فسبفت مکة فزینها بالکعبة، ثم سبقت إلیها المدینة فزینها بالمصطفى محمد صلى الله علیه وآله، ثم سبقت إلیها الکوفة فزینها بأمیر المؤمنین علیه السلام، وعرضها على الجبال فاول جبل اقر بذلک ثلاثة جبال: جبل العتیق وجبل الفیروزج وجبل الیاقوت، فصارت هذه الجبال جبالهن وافضل الجواهر، ثم سبقت إلیها جبال اخر، فصارت معادن الذهب والفضة، وما لم یقر بذلک ولم یقبل صارت لا تنبت شیئا.

در روز غدیر خداوند ولایت را بر اهل آسمان‌های هفتگانه عرضه کرد، پس اهل آسمان هفتم از دیگران به سوی ولایت پیشی گرفتند و به این جهت آن را به عرش زینت دادند. سپس اهل آسمان چهارم از دیگران پیشی گرفتند و خداوند آن را به بیت‌المعمور زیور بخشید. آنگاه اهل آسمان دنیا سبقت گرفتند و خداوند آن را به ستارگان آراسته کرد. سپس خداوند ولایت را بر زمین‌ها عرضه کرد و زمین مکه در قبولی پیشی گرفت آنگاه به کعبه زینت داده و بعد مدینه و آن را به پیامبر اکرم(ص) مزین گردانید. پس از آن کوفه و آن به امیرالمومنین (ع) آراسته شد. پس به کوه‌ها عرضه شد و سه کوه پیشی گرفتند عقیق، فیروزه و یاقوت و اینها به این سه کوه اختصاص یافت، و از بهترین جواهر شدند. پس کوه‌های دیگر قبول ولایت کردند و دارای معادن طلا و نقره. هرچه اقرار به ولایت نکرد چیزی از آن نروئید.

وعرضت فی ذلک الیوم على المیاه فما قبل منها صار ملحا اجاجا، وعرضها فی ذلک الیوم على النبات فما قبله صار حلوا طیبا، وما لم یقبل صار مرا، ثم عرضها فی ذلک الیوم على الطیر فما قبلها صار فصیحا مصوتا وما أنکرها صار أخرس مثل اللکن، ومثل المؤمنین فی قلوبهم ولاء امیر المؤمنین فی یوم غدیر خم کمثل الملائکة فی سجودهم لادم، ومثل من أبى ولایة أمیر المؤمنین فی یوم الغدیر مثل ابلیس، وفى هذا الیوم انزلت هذه الایة: «الیوم اکملت لکم دینکم» {۲}، وما بعث الله نبیا الا وکان یوم بعثه مثل یوم الغدیر عنده وعرف حرمته إذ نصب لامته وصیا وخلیفة من بعده فی ذلک الیوم.

و در این روز ولایت به آب‌ها عرضه شد و هر آبی که پذیرفت گوارا و شیرین شد و آبی که قبول نکرد شور و تلخ شد. و همچنین ولایت بر گیاهان عرضه شد، پس هر کدام پذیرفته شیرین و نیکو و آنچه قبول نکرد تلخ گردید. سپس ولایت در این روز بر پرندگان عرضه شد و آنها که قبول کردند خوش‌آواز و گویا و هر کدام انکار کردند، لال شدند. و مَثَل مؤمنین در پذیرش ولایت امیر المؤمنین (ع) در روز غدیر خُم مانند ملائکه است در سجودشان بر آدم و مَثَل کسی که قبول ولایت نکرد در غدیر خم مَثَل ابلیس است. و در این روز آیه «امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم» نازل شد و خداوند پیغمبری را مبعوث نکرد مگر آنکه روز مبعوث شدنش نزد او مانند روز غدیر بوده و حرمت آن را شناخته، زیرا در این روز برای امت خود جانشین و خلیفه بعد از خودش را قرار داده است.

مهمترین اعمال عید غدیر


پاداش روزه روز غدیرخم برابر پاداش روزه گرفتن عمر دنیا تا پایان آن است، و نیز پاداش آن برابر پاداش صدبار حج و صدبار عمره در هر سال است، حج و عمره ای که نیکو و مورد قبول خداوند باشد.

کلمه عید، کلمه خوشی است. عید که می شود شهرها جان دوباره می گیرند. چهره ها خندان می شوند و نگاه ها پر شورتر از روزهای قبل می گردند. عید نوروز، عید باستانی ما ایرانیان است. عید فطر، جشن بندگی روزه ‌داران. عید قربان، شکوه تسلیم و بندگی در برابر خدا و عید غدیر، بزرگ‌ترین عید شیعیان و بهترین روز در میان روزهای سال:

حسن بن راشد می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت گردم! آیا غیر از عید فطر و عید قربان عیدی وجود دارد؟ در پاسخ فرمود: آری بزرگتر و شریف تر از آن دو عید، عید دیگری هست. عرض کردم: آن روز کدام است؟ فرمود: آن روزی که امیرالمومنین علی علیه السلام به عنوان رهبر مردم نصب شد. عرض کردم: نصب علی به عنوان رهبر در کدام روز بود؟ فرمود: روز هیجدهم ماه ذیحجه.

امام صادق علیه السلام فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید اکبر است؛ خورشید به روزی نتابیده که آن روز در پیشگاه خدا برتر از این روز باشد ... همه پیامبران ـ بدون استثنا ـ وصی و جانشین خود را در چنین روزی به امت خود معرفی کرده و به عنوان رهبر بعد از خود برای امت خود نصب نموده اند.

اعمال روز عید غدیر

۱.صله رحم


صله رحم و دیدار از خویشان و آشنایان از جمله اموری است که در آیین مقدس اسلام مورد توجه قرار گرفته است. پیامبر گرامی اسلام و ائمه(علیهم السلام) همواره بر این اصل مهم تأکید داشته و با بیان آثار مادی و معنوی یاران خویش را به انجام این عمل ترغیب می نمودند.

از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند: صله رحم باعث پاکی اعمال و دفع بلیّات، فراوانی اموال، زیادی عمر، توسعه ی رزق و محبوبیت خانوادگی است. پس از خدا بترس و صله رحم کن.

در میان شیعیان رسم است روز هجدهم ماه ذی الحجه را جشن گرفته و به دید و بازدید می پردازند. دیدار سادات در این روز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شیعیان در این روز برای تحکیم دوباره پیوند خویش با آقا و مولایشان، علی بن ابی طالب(علیه السلام)، به دیدار فرزندانش شتافته و با امام خویش تجدید پیمان می نمایند.

چه نیکوست در این روز یادی کنیم از کسانی که مدت هاست چشم به راهمان هستند. والدینی که در خانه ها، آسایشگاه ها، بیمارستان ها و ... چشم به در دوخته اند تا شاید فرزندان و نوادگانشان به دیدارشان آیند. مریضانی که روز عید را بر تخت بیمارستان خوابیده و درد می کشند. کودکانی که والدینشان به بهانه های گوناگون رهایشان ساخته و در پرورشگاه ها روزگار سپری می کنند. دیدار از اقوامی که مدت هاست یادشان نکرده ایم. دلجویی از بستگانی که شاید دیدن ذره ای محبت، زندگی را به کامشان شیرین تر سازد و ...

بیایید قدر این روز را بدانیم و آن را بهانه ای برای با هم بودن و با هم خندیدن قرار دهیم که بی شک قلب مولا و مقتدایمان را با این عمل شاد خواهیم ساخت.

۲. روزه گرفتن

از جمله کارهایی که انجام آن در روز عید غدیر مورد تأکید قرار گرفته روزه است. روزه یعنی خودداری نمودن از خوردن و آشامیدن. یعنی به یاد خدا بودن و دوری کردن از گناه. روزه را می توان بهترین راه برای نزدیک شدن به خالق خوبی ها دانست و چه روزی از روز ولایت برای انجام این عمل می تواند بهتر باشد؟!!

امام صادق علیه السلام فرمود:

پاداش روزه روز غدیرخم برابر پاداش روزه گرفتن عمر دنیا تا پایان آن است، و نیز پاداش آن برابر پاداش صدبار حج و صدبار عمره در هر سال است، حج و عمره ای که نیکو و مورد قبول خداوند باشد.

پس بیایید قدر این فرصت طلایی را به خوبی دانسته و با روزه داری، نام خویش در زمره عاشقان مولا علی (علیه السلام) قرار دهیم.

مفضّل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) نقل كرده است كه فرمود: روزه روز غدیر خم كفّاره گناهان شصت سال خواهد بود.

۳. انفاق


توجه به حال مردم از اموری است که اسلام همواره بدان تأکید کرده است. انسان مسلمان وظیفه دارد علاوه بر توجه به حال خانواده خویش تا حدی که در توان دارد نیازهای سایر مردم را نیز برطرف سازد. به همین دلیل انفاق و صدقه دادن در قرآن و روایات بسیار مورد توجه قرار داده شده است. و چه روزی بهتر از روز غدیر برای انفاق کردن مال در راه خدا. روزی که متعلق است به پدر یتیمان و یار مسکینان و درماندگان. آقایی که شبانه برای بی بضاعتان طعام می برد و از حال یتیمان خبر می گرفت.

امام صادق علیه السلام در ضمن گفتاری فرمود: ... ثواب انفاق یک درهم در روز غدیر برابر با ثواب انفاق هزار درهم در روزهای دیگر است. گویی تو می پنداری خداوند متعال روزی را والاتر و محترم تر از این روز آفریده است؟ نه به خدا سوگند، نه خدا سوگند، نه به خدا سوگند! روزی ارجمندتر از این روز وجود ندارد.

آری شیعیان علی(علیه السلام) باید بر خود واجب کنند پیگیری از حال سایر مردمان را و به یاد آورند سیره و روش مولا و مقتدایشان را.

نتیجه

روز غدیر بزرگترین عید شیعیان است. شیعیان علی (علیه السلام) این روز بزرگ را با روزه داری، انفاق و دید و بازدید از آشنایان و بستگان گرامی داشته و شکر الهی را به جا می آورند. آنان در این روز بیعتی دوباره با امامشان بسته و فرمان رسولشان را دوباره می خوانند که فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه.
منبع: فارس و تبیان




نوع مطلب : مباهله ، غدیر ، تولی و تبری، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، ولایت و امامت، تزکیه نفس، امام مهدی(ع)، امام عسکری(ع)، امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع)، امام کاظم(ع)، امام صادق(ع)، امام باقر(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن(ع)، امام علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، قرآن کریم، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، اصحاب اهل بیت، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله است كه فرموده: «هر كه على را آزار دهد مرا آزار داده است و هر كه مرا آزار دهد، خدا را آزرده است و هر كه خدا را بیازارد، به زودى مورد انتقام خدا قرار گیرد».

ولایت حضرت علی(ع) از منظر امام هادی(ع)

سرویس مذهبی افکارنیوز- امام متقین حضرت علی بن محمد امام هادی (ع) می فرمایند:هر گاه قرآن خبرى را گواهى نماید و آن را درست شمارد و گروهى از امّت به انكار آن خبر پردازند بر آنها لازم است بدون هیچ چون و چرایى به صحّت آن خبر اعتراف نمایند؛ چون در اصل بر تصدیق قرآن اتفاق دارند و اگر آن گروه به انكار قرآن پردازند و تمرّد كنند از ملّت اسلام بیرونند.

نخستین خبرى كه درستى آن از قرآن شناخته مى‏ شود و قرآن آن را گواهى مى‏ كند خبرى است كه از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله كه رسیده و موافق قرآن و مورد تصدیق آن است به طورى كه هیچ اختلاف كلمه‏ اى در مورد آن نیست، آنجا كه فرمود:

 «من در میان شما دو چیز گرانقدر به جا مى‏ گذارم: كتاب خدا و عترت خودم- یعنى خاندانم- را تا هنگامى كه به این دو تمسّك جویید هرگز گمراه نگردید و به راستى، كه این دو از هم جدا نشوند تا كنار حوض كوثر بر من درآیند».

شواهد این حدیث را مى ‏توانیم از قرآن به دست آوریم آنجا كه خداى عزّ و جلّ فرموده: «همانا ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر او و كسانى كه ایمان آورده ‏اند؛ همان كسانى كه نماز برپا مى‏ دارند و در حال ركوع زكات مى‏ دهند. و هر كس خدا و پیامبر او و كسانى را كه ایمان آورده ‏اند ولىّ خود بداند [پیروز است، چرا كه‏] حزب خدا همان پیروزمندانند».1

 و اهل سنّت در این مورد اخبارى روایت كرده ‏اند كه أمیر المؤمنین علیه السّلام در حال ركوع انگشترش به عنوان صدقه به فقیر داد و خداوند از او تقدیر كرد و این آیه را در حقّ او نازل نمود. [اهل سنّت گفته‏ اند كه:] ما دیدیم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله چنین فرمود: «هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست». و به على علیه السّلام خطاب كرد و فرمود: «تو نسبت به من چون هارون نسبت به موسى‏ اى جز اینكه پس از من پیامبر نخواهد بود» و دیدیم كه فرمود: «على است كه قرض مرا مى‏ پردازد و به وعده ‏ام عمل كند و او پس از من، جانشین من بر شماست».

پس از آن خبر نخست كه این اخبار از آن به دست آمده، خبرى است درست و مورد اتفاق مسلمانان كه هیچ اختلافى در آن نیست و موافق قرآن نیز است؛ پس امّت اسلام همگى باید بر آن اعتراف كنند چون هم قرآن درستى آن خبر را گواهى مى‏ كند و هم شواهد دیگر بر درستى آن وجود دارد؛ زیرا اینها اخبارى هستند كه قرآن گویاى آنهاست و هم قرآن با آن اخبار هماهنگ است. سپس حقایق این اخبار از پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله به وسیله امامان راستگو علیهم السّلام به دست ما رسیده و افرادى مورد وثوق و معروف آنها را نقل كرده ‏اند كه پیروى از این اخبار بر هر مرد و زن با ایمانى، فرض واجب است و جز اهل عناد از آن سرپیچى ننمایند.

این براى آن است كه گفته‏ هاى آل رسول صلّى اللَّه علیه و آله با گفته خدا پیوسته است و این مطلب مانند این فرمایش خدا در محكمات قرآن است: «بى‏ گمان، كسانى كه خدا و پیامبر او را آزار مى ‏رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت كرده و برایشان عذابى خفّت ‏آور آماده ساخته است» 2و نظیر این آیه فرمایش رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله است كه فرموده: «هر كه على را آزار دهد مرا آزار داده است و هر كه مرا آزار دهد، خدا را آزرده است و هر كه خدا را بیازارد، به زودى مورد انتقام خدا قرار گیرد».

و همچنین پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرموده است: «هر كه على را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه مرا دوست بدارد به طور قطع خدا را دوست داشته است» و مانند این فرمایش پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در باره بنى ولیعه كه فرمود: «به طور حتم، به سوى آنها مردى فرستم كه مانند خود من است، خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند، برخیز اى على و به سوى آنان روانه شو». 
و نیز گفته پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در روز خیبر كه فرمود: «به طور حتم، [براى فتح خیبر] فردا مردى را به سوى آنان مى ‏فرستم كه خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند،

حمله ‏كننده‏ اى است كه هرگز فرار نمى‏ كند، تا خدا به دست او آنجا را فتح نكند برنمى‏ گردد»؛ پس پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله پیش از اعزام او فتح آنجا را اعلام نمود و اصحاب پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در انتظار به سر مى‏ برند تا ببینند فردا این افتخار نصیب چه كسى خواهد شد و چون فردا فرا رسید، پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام را فراخواند و اعزامش نمود و او را براى این منقبت و افتخار برگزید و او را «حمله آور بى‏ گریز» نامید و دوستار خدا و پیامبرش خواند و خبر داد كه خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند.

پی نوشت:
1-سوره مائده (۵)، آیه ۵۵ و ۵۶.
2-سوره احزاب (۳۳)، آیه ۵۷.
3-تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ص832تا835.




نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، امام هادی(ع)، تزکیه نفس، ولایت و امامت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تفاوت میان امامان شیعه با ائمه بقیه مذاهب

حاكم و بخارى و مسلم در صحیح روایت مى‏ كنند پیامبر فرمود: سه چیز درباره على به من وحى شد، سرور سید مسلمانان و امام متقین و رهبر رو سفیدان بسوى بهشت.

تفاوت میان امامان شیعه با ائمه بقیه مذاهب
سرویس مذهبی افکارنیوز-
پرسش: آیا تفاوتى بین امامان شیعه و ائمه بقیه مذاهب اسلامى وجود دارد؟
پاسخ: امام در لغت به معناى پیشواى مردم «الامام هو المتقدم بالناس» مى‏ باشد. به همین دلیل، امام جماعت یا امام جمعه به كسى اطلاق مى‏ شود كه پیشواى مردم در نماز باشد. بقیه مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز پیشوایان چهارگانه خود (امام ابوحنیفه، امام مالك، امام شافعى و امام احمد حنبل) را از آن جهت امام مى ‏نامند كه آن‏ها با اجتهاد و ابتكار خود، حلال و حرام را معین مى‏ كرده ‏اند.

در مذهب شیعه هم علما و فقهایى وجود دارند كه در دوران غیبت امام دوازدهم، حضرت‏ ولیعصر- عجل‏ اللَّه تعالى فرج الشریف- بر اساس موازین چهارگانه «كتاب، سنت، عقل و اجماع» فتوا مى‏ دهند و حلال و حرام را بر مردم معلوم مى‏ كنند. ولى شیعیان بدان جهت آن‏ها را امام نمى‏ دانند، زیرا امامت به معناى خلافت و ولایت و بصورت مطلق براى هر زمان و هر مكان توسط پیامبر و به امر الهى مختص به اوصیاى دوازده گانه عترت طاهره مى ‏باشد.

بعد از قرن پنجم و به دستور پادشاه وقت، علماى اهل سنت، باب اجتهاد را مسدود نمودند. آن‏ها آراى علما و فقها را جمع و منحصر به همان چهار فقیه فوق الذكر بنام امام كردند؛ یعنى فقط آن چهار نفر را به رسمیت شمردند. از آن زمان تاكنون مذاهب چهارگانه رایج شده است و مردم نیز مجبور به تبعیت یكى از آن‏ها شده ‏اند.

آیا این چهار نفر داراى ویژگى‏هاى بارز و منحصر به فردى هستند؟ برترى‏هاى هر كدام بر دیگرى چیست كه امت اسلام باید بعد از قرن‏ها به این چهار نفر رجوع كند؟ آیا این احتمال وجود ندارد كه در آینده مجتهدى تربیت شود و ظهور كند كه از نظر علم و تقوا، به مراتب بالاتر از آن چهار نفر باشد؟ در این صورت آیا هنوز مردم باید پیرو همان چهار نفر باشند؟ چهار نفرى كه نه خود از اصحاب پیغمبر صلى الله علیه و آله بوده‏ اند، نه او را ملاقات كرده‏ اند و بعد ازمدتى مذهبى را ارائه كرده ‏اند.

به همین دلیل است كه ما معتقد به جمود فكرى در بین جامعه مسلمین (اهل سنت) هستیم، زیرا راه تعالى و ترقى و بحث مسائل روز و جدید بسته شده است. در صورتى كه یكى از ویژگى‏هاى دین اسلام، حفظ اصول و ارزش‏هاى مذهبى و همراهى با قافله تمدن، در طول پیشرفت زمان است. این یكى از دلایلى است كه از نظر شیعه، تقلید ابتدائاً بر میت جایز نیست و همواره باید از یك مجتهد زنده تقلید نمود. لذا در فقه شیعه باب اجتهاد باز است و علماى شیعه بر اساس روایات پیامبر و اهل‏بیت پیامبر با در نظر گرفتن كلیه مقتضیات زمان و مكان اجتهاد مى‏ كنند و فتواى مناسب با آن مى‏ دهند.

جالب‏تر این‏كه، بسیارى از مذهب دیگر اسلامى كه خود همچنان پیرو مرده ده قرن پیش مى‏ باشند و پیروى مسلمانان را منحصر به یكى از مذاهب اربعه مى‏ دانند، شیعیان را مرده پرست، رافضى و مشرك مى‏ خوانند. در صورتى‏كه هیچ نص صریحى در باره این چهار نفر وجود ندارد، ولى امام و امامت شیعه، نص صریح پیغمبر بوده كه از بیان مجدد آن خوددارى مى‏ شود.

از طرف دیگر لفظ امام را بارها پیامبر براى امیرالمؤمنین بكار بردند:
انس بن مالك مى‏ گوید پیامبر فرمود: اولین كسى كه از این در وارد مى‏ شود او امام متقین است و سید و سرور مسلمانان و خاتم اوصیاء یعسوب مؤمنان و كشاننده روسفیدان به بهشت است.
حاكم و بخارى و مسلم در صحیح روایت مى‏ كنند پیامبر فرمود: سه چیز درباره على به من وحى شد، سرور سید مسلمانان و امام متقین و رهبر رو سفیدان بسوى بهشت.

پی نوشت:پاسخ به شبهات در شبهاى پیشاور، ص۷۱ .




نوع مطلب : در باب اهل بیت، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع)، امام مهدی(ع)، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امام هادی علیه‌السلام :

 
 براى خداوند بُقْعه ها و مكان هائى است كه دوست دارد در آن ها خوانده شود و دعاها را مستجاب گرداند؛ یكى از بُقْعه ها، حائر و حرم امام حسین علیه السلام خواهد بود.

.............................................

 

هدیه ماه رجب، حدیثی گهربار از حضرت امام صادق علیه السلام:

 امام صادق علیه السلام :

هركس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اكرام فرماید كه نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر قلب انسانى خطور كرده باشد.



منبع : e-h-s-a-n.blogfa.com





نوع مطلب : امام هادی(ع)، امام صادق(ع)، امام حسین(ع)، حدیث، ماه رجب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ماجرای مسلمان شدن قیصر روم بدست امام هادی علیه السلام

قیصر، پادشاه روم به یکی از خلفای بنی عباس نوشت، ما در انجیل دیده‌ایم، هر کس سوره‌ای را بخواند که خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش جهنّم حرام می‌کند و آن هفت حرف عبارتست از «ثاء»، «جیم»، «خاء»، «زاء»، «شین»، «ظاء» و «فاء». ما، در تورات و انجیل آن سوره را نیافته‎ایم، آیا در کتب خود چنین سوره‎ای را دارید؟

images

به گزارش رهیافتگان : قیصر، پادشاه روم به یکی از خلفای بنی عباس نوشت، ما در انجیل دیده‌ایم، هر کس سوره‌ای را بخواند که خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش جهنّم حرام می‌کند و آن هفت حرف عبارتست از «ثاء»، «جیم»، «خاء»، «زاء»، «شین»، «ظاء» و «فاء». ما، در تورات و انجیل آن سوره را نیافته‎ایم، آیا در کتب خود چنین سوره‎ای را دارید؟ و اگر جواب مثبت است مراد از این حروف هفتگانه چیست؟

خلیفه عباسی، علماء و دانشمندان را جمع کرد و سؤال را مطرح نمود. لکن هیچ یک نتوانستند جواب سؤال را بدهند؛ به ناچار سؤال را از حضرت علی بن محمد بن الرضا ـ علیهم‎السلام ـ پرسید.
حضرت هادی ـ علیه‎السلام ـ فرمود: «آن سوره‎ای که آنها در جستجوی آن هستند و در کتب آسمانی سابق نیافتند، در قرآن مجید موجود است و آن سوره، «سوره حمد» است که هیچ یک از این حروف هفتگانه در آن نمی‎توان یافت.»
پرسیدند: «حکمت آن چیست؟ و این حروف علامت چیست؟»
حضرت فرمودند: «ث» اشاره به «ثبور» دارد؛ مراد از «ج» «جحیم»است؟ مقصود از «خ» «خبیث» است و «ز» اشاره به «زقّوم» دارد و «ش» «شقاوت» است و مراد از «ظ» ظلمت است و «ف» اشاره به «فرقت» دارد.»
این پاسخ را برای قیصر روم فرستادند؛ چون جواب به پادشاه رسید بسیار مشعوف شد و دانست که دین حق همان اسلام است و لذا بلافاصله به اسلام گروید.

منتخب التواریخ ص ۵۳۰٫ به نقل تبیان





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام هادی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو