تبلیغات
اسرار حق - مطالب آیت الله بهجت
 
اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
آیت‌الله‌ ری‌شهری در درس تفسیر قرآن با اشاره به مهم‌ترین دلیل گمراهی اکثر مردم و لزوم تبعیت از حق، ذکری برای پیشگیری از کج‌روی توصیه کرد.

مشرق، جلسات تفسیر قرآن آیت‌الله «محمدی ری‌شهری» تولیت آستان مقدس عبدالعظیم حسنی(ع) در نیمه اول سال پنج‌شنبه شب‌ها برگزار می‌شد اما در نیمه دوم سال جاری جلسات این مفسر قرآن کریم چهارشنبه‌ها در حرم عبدالعظیم حسنی(ع) برگزار می‌شود.

آیت‌الله ری‌شهری در جلسه هفته گذشته (27 آبان ماه) به ادامه مباحث جلسات قبلی که درباره آیه شریفه «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ»(حمد/7) بود، پرداخت که در ادامه شرح آن را می‌خوانیم؛




ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله بهجت، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آیت الله محمدتقی بهجت (ره) آن عارف بالله در پاسخ به سؤال فردی که در امور مختلف از جمله اشتغال و ازدواج دچار گرفتاری شده بود، این چنین بیان کردند: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن ها پیش نیاید و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته اید.
 به گزارش مشرق، توبه و استغفار همان طلب آمرزش است؛ به هر ترتیب ما انسان هستیم و در معرض گناه، خطا و اشتباه هستیم و خداوند راه بازگشت را در هر لحظه ای برای ما باز کرده است و همواره امید به رحمت و بخشش خدا هست.

خدای تبارک و تعالی از استغفار به عنوان یک خصیصه مثبت یاد می کند و می فرماید: «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا وَ هُمْ یعْلَمُونَ»؛ «و آنان که چون کار زشتی کنند، یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد می آورند و برای گناهانشان آمرزش می خواهند و چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد؟ و بر آنچه مرتکب شده اند، با آن که می دانند [که گناه است ]، پافشاری نمی کنند.»


ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله سید علی قاضی، آیت الله بهجت، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس، حضرت آیت‌الله بهجت می‌فرمود: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید.

بخشش گناه و از میان بردن اثرات سوء آن از ناحیه پرودگار عالم همواره برای مؤمنان موجب ایجاد گشایش‌های معنوی و مادی بوده است.

اکثر گرفتاری‌هایی که انسان به آن مبتلا می‌شود، به واسطه گناه است، زیرا به کار نگرفتن نعمت‌هاى خداوند در مسیرى که او مى‌پسندد و صرف کردن آن‌ها در معصیت خداوند نشانه کفران نعمت‌ها است.

خداوند راه توبه و استغفار را برای همه باز گذاشته است و می‌فرماید: «وَ تُوبُوا اِلَى اللهِ جَمیعاً اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»، اى مؤمنان! همگى با هم به سوى خدا توبه کنید و باز گردید شاید رستگار شوید.(1)




ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، معارف اهل بیت، آیت الله بهجت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 خرداد 1394 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
آیا جزیره خضرا یک جای ثابتی است یا اینکه هر کجا حضرت باشد آنجا جزیره خضراست؟
سؤال: شخصی محل جزیره خضرا را که در آن با حضرت حجت (عج) ملاقات شده،[1] با جزیره مثلث برمودا تطبیق کرده و حدود آن را بیان نموده، آیا این ادعا درست است؟

جواب: آیا جزیره خضرا یک جای ثابتی است یا اینکه هر کجا حضرت باشد آنجا جزیره خضراست؟ مؤید نظر دوم اینکه حضرت خضر علیه‌السلام که از آب حیات نوشیده[2] هر کجا می‌رود در آنجا سبزه می‌روید،[3] آیا امکان دارد حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف که از او بالاتر است، چنین نباشد؟!

حضرت استاد در وقت دیگر فرمودند: دل اهل ایمان، سبز و خرم و جایگاه حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است.

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۸

***
امام عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در هرکجا باشد، آنجا خضراست. قلب مؤمن جزیره خضراست، هر جا باشد حضرت در آنجا پا می‌گذارد.

قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف آنجا هست.

در محضر بهجت، ج۲، ص۱۷۹

***
آری، تشنگان را جرعه وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می‌دهند. آیا ما تشنه معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب نمی‌دهد، با آنکه کارش دادرسی به همه است و به مضطرین عالَم رسیدگی می‌کند؟!

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۶۹




نوع مطلب : حدیث، آیت الله بهجت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، ظهور و آخرالزمان، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در محضر آیت الله بهجت؛
نظر آیت الله بهجت در مورد مختار ثقفی
نقل است که می گفت:« فلانی را کشتم، فلانی را کشتم.» تا این که وقتی آخرین نفر را کشت، گفت:« راحت شدم!»

نظر آیت الله بهجت در مورد مختار ثقفی

به گزارش خط نیوز، در کتاب ورق‌های آسمانی صفحه ۱۹۶ نقل است که از آیت الله بهجت ره در مورد شخصیت مختار ثقفی و تردیدی که برخی در مورد وی وارد کرده اند، سوال شد.


عین پرسش و پاسخ معظم له چنین است:


سوال: نظر حضرتعالی درباره شخصیت مختار ثقفی که مورد تردید واقع شده است چیست؟ علاقمندیم که دیدگاه شما را در این مورد بدانیم.

پاسخ: مختار اهل نماز بود، او از اولیای خدا بود. نماز با حال و عجیبی می خواند.

در شان مختار (رحمه الله) همین کفایت می کند که قاتل، دشمنان اهل بیت علیهم السلام وقتله‌ی سیدالشهداء علیه السلام بود.

نقل است که می گفت:« فلانی را کشتم، فلانی را کشتم.» تا این که وقتی آخرین نفر را کشت، گفت:« راحت شدم!»

دوره‌ی نهضت او شاید حدود ۹ ماه بود، نوشته اند:« هنگامی که آخرین نفر آن‌ها را که "محمد اشعث" یا "شمر" بود به قتل رساند، گفت:« الان اگر بمیرم، دیگر باکی نیست!» وقتی نهایت مقصودش رسید، گفت:«دیگر اگر بمیرم، غصه ای ندارم.»




نوع مطلب : آیت الله بهجت، اصحاب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، ماه محرم، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، ولایت و امامت، علما، تولی و تبری، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟؛
به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است.
به گزارش خبرنگاران جوان،حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت قدس‌سره در یکی از سفرهای خود به مشهد مقدس در بین جمعی از ارادتمندان، بیاناتی درباره زیارت حرم شریف امام رضا علیه‌السلام و کرامات آن حضرت ایراد فرمودند، خلاصه‌ای از این بیانات در ادامه آمده است:

زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید. اگر حال داشتید، به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید: «أ أدخُلُ یا حجةَ الله؛ ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»، به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت به شما اجازه داده است.

اذن دخول حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام گریه است؛ اگر اشک آمد، امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید، به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است؛
چراکه بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند، ولی فقط شیعیان اثنی‌عشری به زیارت حضرت امام ‌رضا علیه‌السلام می‌آیند.

بسیاری، از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند؛ در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس. کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد، چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی‌ماشاءالله به تحقق پیوسته! یکی از معاودین عراقی غدّه‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود. از آقا امام رضا علیه‌السلام خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیها‌السلام را در خواب دید که به وی فرمود: « غده خوب می‌شود؛ احتیاج به عمل ندارد». ارتباط خواهر و برادر را ببینید! از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت «جامعه کبیره» را بخوانید. زیارت «امین الله» مهم است. قلب شما بخواند. با زبان قلب خود بخوانید.

کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد. نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین سلام‌الله‌علیهم را یک‌یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار، خود مولایمان امام زمان سلام‌الله‌علیه و ارواحناله‌الفداء می‌باشد.

در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است! کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما‌السلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد، آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارتنامه می‌خواندند. همین زیارتنامه معمولی را می‌خواندند. پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید. حال، آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟!

منبع:برگی از دفتر آفتاب، ص۱۶۲.




نوع مطلب : آیت الله بهجت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام رضا(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امام زمان (عج) (عینُ النّاظره و اُذُنُه السّامِعَه ولِسانُهُ النّاطق و یَدُهُ الباسطَه: چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادۀ خداوند) است.(6)

در رؤیت امام (علیه السلام) مقابله و محاذات شرط نیست؛ بلکه هر جا نشسته، بر اَرَضین سُفلی و سماوات سبع و مافیهنَّ و ما بینهنَّ اِشراف دارد.(7)

سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم!


http://womenhc.com/media/blogs/sadat110/th_img_08.jpg

به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود. (8)

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.(9)

ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.(10)

دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.(11)


http://www.askdin.com/gallery/images/3364/1_1.jpg

در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد! (12)

هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم! (13)

انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست! (14)

چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!(15)

هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک! (16)


http://bashiran.ir/wp-content/uploads/2014/05/bahjat.bashiran.ir_.jpg

امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.]

قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست! (17)]

اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!(18)


اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعاً حضرت امام زمان (عج) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است.(19)
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه. (20)

ائمه (علیهم السلام)] فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید! (21)

http://www.3erat.com/wp-content/uploads/2013/10/th_img_0344.jpg

تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.(22)

از گناه ما و به خاطر اعمال ما است که آن حضرت [حضرت حجّت (علیه السلام)]، هزار سال در بیابان ها در به در و خائف است! (23)

اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!(24)

با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض [حضرت حجّت (علیه السلام)] رجوع کرد. (25)

حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید! (26)

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.(27)

سؤال: این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری (عج) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم!

جواب: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش. (28)

6-در محضر بهجت:1/22

7-در محضر بهجت:1/41

8-همان/102

9-همان/187

10-همان/311

11-همان/363

12-همان/247

13-همان/364

14 -در محضر بهجت:2/366

15-همان/366

16-همان/133

17-همان/179

18-همان/188

19-همان/250

20-همان/324

21-همان/400

22- فیضی از ورای سکوت:65

23-در محضر بهجت:2/44

24-همان/256

25-همان/271

26-همان/299

27-همان/347

28 -به سوی محبوب:59




نوع مطلب : آیت الله بهجت، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، ظهور و آخرالزمان، نماز و ذکر و دعا و نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

http://media.mehrnews.com/old/Original/1391/12/03/IMG11365644.jpg


رازی که آیت الله بهجت در قرآن خود نوشت

هرکس در بین الطلوعین یعنی بین فجر کاذب و فجر صادق این ذکر را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده میشود ولو اگر تشرف به خدمت امام زمان (عج) باشد.


 آیت الله العظمی شیخ محمد تقی بهجت در حاشیه قرآن شخصی خود دستور عمل زیبایی را نوشته بودند که در ادامه می خوانید:

هر کس در بین الطلوعین یعنی بین فجر کاذب و فجر صادق ( ۵ دقیقه قبل از اذان صبح تا ۵ دقیقه بعد از اذان) این ذکر را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده میشود ولو اگر تشرف به خدمت امام زمان (عج) باشد:

صلوات (۱۴ بار)

یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی (۴۰ بار)

صلوات (۱۴ بار)


منبع: عرش نیوز




نوع مطلب : آیت الله بهجت، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، امام مهدی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ذکری جهت لذت بردن از نماز

شخصی از حضرت آیت الله بهجت پرسید : نماز برایم مانند جریمه دادن است چه کنم ؟

سرویس دینی جام نیوز؛


شخصی از حضرت آیت الله بهجت پرسید :
نماز برایم مانند جریمه دادن است چه کنم ؟


ایشان فرمودند : زیاد بگویید :

 

« وَ رَبُکَ الغَنیُّ ذوالرّحمه – سورۀ انعام،آیۀ 133 » ،

یعنی : « و پروردگار تو بی نیاز و رحمتگر است ».

 

 

منبع : گوهرهای حکیمانه،ص17 و ذکرهای نجات بخش،ص45.



حاجی‌ها را برده بود طواف و خودش در دور سوم یا چهارم طواف خانه خدا بود که سکته کرد و تا او را به درمانگاه مسجدالحرام برسانند، در شب شهادت امام جواد(ع) با لباس احرام جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.
 به گزارش مشرق، محمد قنبری متولد سال ۱۳۰۱ کوچه قجرها یا همان آبشار فعلی در تهران بود که از ۲۵ سالگی زیر نظر مرشد قدیمی و راهنمای مداحان پیشکسوت، یعنی استاد باقر، مداحی را یاد گرفت. توجه فراوان به توسل به اهل بیت (ع)، حتی در مهمانی‌های خانوادگی و جمع‌های خودمانی از خصوصیات و علاقه‌های این مداح بااخلاص بود؛ به گونه‌ای که اگر در یک نشست خانوادگی ـ که معمولاً بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها گرم گپ و گفت و شوخی و خنده هستند ـ حضور داشت، بعد از بگو و بخندها، توسل مختصری پیدا می‌کرد تا آن مهمانی به عطر سیدالشهدا (ع) معطر شود.

او با اینکه دکانی در حوالی سه‌راه شکوفه داشت، اما روضه‌های خانگی و هیئت‌هایش را ترک نمی‌کرد و در جلسات مهم و معتبری مانند بنی‌فاطمه، حتی آن زمان که این هیئت تاریخی، حسینیه نداشت و سیار بود و در محله‌های خیابان ایران، سرچشمه و میرزا محمود وزیر، گردش می‌کرد، مداحی داشت. جلسات دیگر مداحی او در تکیه سادات اخوی (زمانی که در حوالی چهارراه سیروس در حیاطی خیمه و چادر می‌زدند)، هیئت زنجیرزنان سرچشمه، هیئت بنی‌الزهرا (س) و هیئت متوسلین به امام مجتبی (ع) (بیت‌الحسن فعلی) در خیابان ایران تشکیل می‌شد و مرحوم حاج سیدعلی سالک‌فر و مرحوم حاج محسن دربندی از همدوره‌ای‌های مرحوم حاج محمد قنبری بودند.

قنبری، معاونت هیئت مداحان در زمان مرحوم حاج سیدمصطفی هاشمی دانا در هیئت صبح‌های یکشنبه و معاونت استاد علی آهی و مرحوم حاج عزیزالله مبارکی در هیئت صبح سه‌شنبه را نیز به عهده داشت.

خیلی دوست داشت فرزندانش مداح بشوند، اما از میان آنها، این حاج علی قنبری بود که به راه پدر رفت و اکنون در بعضی هیئت‌های او انجام وظیفه می‌کند. البته او هم در زمان حیات پدرش ذاکر نشد و سه ـ چهار سال بعد، رخت مقدس مداحی به تن کرد.

اما آنچه او را بیش از پیش سعادتمند کرد، خدمتگزاری حجاج بیت‌الله الحرام بود که نهایتاً در همین راه، پر پروازش کارساز شد و از کنار بیت نورانی خداوند پر کشید. او سال‌ها در نقش خدمه و معاون کاروان و نهایتاً در جایگاه مدیر کاروان، حاجیان را به عمره و تمتع می‌برد. وقتی کارت مدیریت گرفت، برنامه زیارتی حرم حضرت زینب (س) و دردانه سیدالشهدا، حضرت رقیه (س) را هم به بعضی سفرها اضافه کرد. به این معنا که حاجیان را از جده به سوریه می‌برد تا پس از حج، به زیارت عمه سادات هم رفته باشند.

همیشه قبل از سفر، وصیت‌نامه‌اش را به‌روز می‌کرد و نکات جدیدش را می‌نوشت، اما در شب آخر واپسین سفرش در سال ۱۳۶۰، گویا سخت دلواپس بود. فرزندش علی را وصی خود قرار داده بود و وصیت‌نامه را به او نشان داد. حاجیانش را اول به مدینه برد و هنگامی که آنها را با لباس احرام، راهی مکه مکرمه کرد، خود با آنها به طواف بیت‌الله آمد و هنگامی که در دور سوم یا چهارم طواف بود، دچار حمله قلبی شد. تا او را به مستشفی (درمانگاه) مسجدالحرام برسانند، در شب شهادت امام نهم و در لباس احرام جان داد.

آنجا هم هیئتی‌هایی مانند علی آقابزرگ، او را غسل دادند و کفن کردند و در قبرستان شریف ابوطالب به خاک سپردند. حالا، ۳۳ سال است که فرزندان مرحوم حاج محمد قنبری، شب شهادت امام جواد (ع) به یاد پدر گرد هم جمع می‌شوند و عزاداری می‌کنند.

منبع: عقیق

علی‌اکبر محبی، بارها به دلیل بیماری مورد عمل جراحی قرار گرفت، یکبار که امکان بیهوش کردنش نبود او را در شرایط عادی مورد عمل قرار دادند. پزشکان گمان بردند که او حین عمل از دنیا رفته است، اما او مشغول خواندن دعای توسل بود.
به گزارش مشرق، پنجاه سال قبل، هر جوانی که می‌خواست لباس مداحی بپوشد، یکی از پیشکسوتانی که به او معرفی می‌شد، حاج علی‌اکبر محبی بود. او که زاده 1290 آشتیان بود، در 20 سالگی بعد از فوت پدرش به تهران آمد و اول مغازه‌ای در خیابان شهباز (17 شهریور فعلی) باز کرد، اما از آنجا که دل در گرو اهل بیت (ع) داشت، پشت دخل بقالی‌اش نایستاد و شاگردی آیت‌الله شهرستانی، سیدعلی آقای موسوی و آقا شیخ جواد خراسانی را برای پوشیدن لباس مداحی انتخاب کرد. به همین دلیل، محبی را از باب تشرع و تقوا، شیخ طایفه مداحان می‌شناختند. از او این جمله بارها شنیده شده است که می‌گفت: «مداح حتما باید با یک عالم خوب در ارتباط باشد».

او علاوه بر اینکه محضر چند تن از علما را درک کرده بود، بارها در قم و در حضور آیت‌الله العظمی بروجردی، در نجف و در حضور آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، آیت‌الله خویی، آیت‌الله حکیم و آیت‌الله شاهرودی و در مشهد منزل آقای میلانی خوانده بود و از این آیات عظام قبا هدیه گرفته بود.

سینه حاج اکبر محبی، گنجینه پندیات، قصاید و مراثی فراوانی از مرحوم جودی، خوشدل، کمپانی، صغیر اصفهانی، صابر همدانی، فؤاد کرمانی و ... بود، اما خودش هم گاهگاهی شعر می‌گفت که آن شعرها هنوز در سینه بعضی شاگردانش درخشش دارد. یکی از آن شعرها، رباعی معروفی است به این شرح:

جان‌ها به فدای نام نیکوی حسین

قربان حسین و تربت کوی حسین

از سوی حسین روی کن سوی خدا

زیرا که بود سوی خدا روی حسین

حاج اکبر محبی، صدا و سوزی شبیه مرحوم کوثری، مداح امام خمینی (ره) داشت و مردم نه فقط به خاطر سن و سال و تجربه‌های فراوانش در مداحی که به دلیل تشرع و تهجدش او را احترام می‌کردند؛ چرا که همان روضه‌خوانی که همیشه عادت داشت عبایش را جمع کند و همه روضه‌هایش را پیاده برود و به هرکس که می‌رسد، پیش‌سلام ‌شود، نماز شبش ترک نمی‌شد.

این بزرگمرد مداحی معاصر کشور و چهره تجلیل شده، بارها به دلیل بیماری مورد عمل جراحی قرار گرفت. حتی یک بار که امکان بیهوش کردنش قبل از جراحی نبود، او را در شرایط عادی مورد عمل قرار دادند. پزشکان گمان بردند که او حین عمل از دنیا رفته است، اما در کمال تعجب دیدند که زنده است و دارد دعای توسل می‌خواند.

علی‌اکبر محبی آشتیانی، سرانجام در پنجم دی‌ماه 1380، هنگامی که برای انجام فریضه صبح آماده می‌شد، دنیای فانی را وداع گفت و تشییع باشکوهی از او در ذهن مردم محله میدان کلانتری به ثبت رسید. سعید محبی، نماینده اسبق ایران در دیوان داوری لاهه، فرزند همان مداح خوشرویی است که هیئتی‌ها با فینه شکری و لبان خندانش می‌شناختند.

اینکه بدانید ذبیح‌الله ترابی، مداح روشندل و ذاکر موفق اهل بیت (ع) یکی از شاگردان حاج علی‌اکبر محبی بوده، شاید برایتان جالب باشد.

منبع: عقیق

جرعه‌نوش کوثر ولایت
حجت الاسلام كوثرى چنان عشق و ارادتى به امام حسین(ع) داشت كه هر سال به هر ترتیب به كربلاى معلا مشرّف مى شد و در محضر آن ارباب اهل بصیرت ماهها به كسب فیض مى پرداخت: با این وجود كه اگر تصویرى از گنبد یا ضریح سیدالشهدا(ع) مى دید، چشمه هاى اشك از دیدگان نجیبش مى جوشید.
گروه فرهنگی مشرق - از ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت، كمتر كسى است كه امام(ره) را بشناسد و مرحوم كوثرى - مدّاح بیت او - را نشناسد؛ مردى كه هر گاه لب به مدح آل رسول(ص) مى گشود، آن پیرمرد فرزانه چشمهایش بارانى مى شد. او صدایى نداشت؛ امّا سوز درونى اش به هر دل پاك و صادق آتش مى زد.  
 
سیّد محمّد كوثرى در سال 1307در خانواده اى روحانى و در شهر قم به دنیا آمد. پدر او - مرحوم حجت الاسلام حاج سیّد على كوثرى - از خطیبان بزرگ قم بود كه در محافل مذهبى، از جمله در بیت آیت اللّه بروجردى(ره) ضمن آشنا ساختن مردم با فضایل اهل بیت(ع) دل هاى آنان را با عشق به ائمه ى اطهار پیوند مى زد و جان تشنه شان را از كوثر ولایت سیراب مى كرد.  
 
سیّد محمّد پس از راه یافتن به محضر فیض استادان و دانشمندان بزرگ اسلامى، همچون امام موسى صدر، از آنجا كه عطش عشق به اهل بیت(ع) كام و جانش را شعله ور ساخته بود، به جرگه ى ذاكران و روضه خوانان اهل بیت(ع) پیوست و بیش از نیم قرن با این میمنت و افتخار همراه بود. او حتى پس از خود این عرض ارادت را به عنوان یك آیین به فرزندان خود نیز به ودیعت سپرد. قیام 15خرداد، نام او را در شمار انقلابیوین و ارادتمندان به حضرت امام(ره) ثبت كرد و او در كنار پدر و دایى اش در این قیام اثرى جاودان از خود بر جاى گذاشت.  
 
حجت الاسلام كوثرى چنان عشق و ارادتى به امام حسین(ع) داشت كه هر سال به هر ترتیب به كربلاى معلا مشرّف مى شد و در محضر آن ارباب اهل بصیرت ماهها به كسب فیض مى پرداخت: با این وجود كه اگر تصویرى از گنبد یا ضریح سیدالشهدا(ع) مى دید، چشمه هاى اشك از دیدگان نجیبش مى جوشید.  
 
حاج آقا كوثرى با اینكه ملبّس به رداى روحانیت بود؛ اما همه از او انتظار مرثیه خوانى اهل بیت(ع) را داشتند؛ ولى او  به وظیفه ى شرعى خود - كه همان وعظ و خطابه بود - نیز توجه داشت و در حرم شریف ائمه(ع) و بیوت معظم علما به معرفى سیره ى اهل بیت(ع) و ترویج فرهنگ ایشان مى پرداخت.  
 
«كوثرى» از كوثر بى نشان ولایت دم مى زد و از عطش آن جام سیراب شده بود؛ بى جهت نبود كه اولیا و بزرگان على الخصوص رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینى(ره) دل به طنین نغمه هاى كربلایى او بسته بودند و با زمزمه هاى او دل و جانشان به اهتزاز مى افتاد و همسفر با اشك به دیار اشتیاق عشق مى شتافتند.  
 
«كوثرى» رشته ى دل را به آستان عشق گره زده بود و هر بار در هنگام خواندن با طنین «یا الله» - از عمق جان -  مدد از هستى بخش مى گرفت تا زیباترین آینه داران هستى را توصیف كند. هماره زمزمه داشت كه: «در اینجا انتصابم به حسین است در آن جا هم حسابم با حسین است كجا ارباب من فردا گذارد غلام او در آتش پا گذارد؟» او هیچ گاه سایه هاى مادى را بر آفتاب حقیقت، ترجیح نداد. ظواهر دنیایى هیچ زمان او را نفریفت. اگر هم در این آستان از بركت اهل بیت(ع) هر بار توشه اى مى یافت آن را به راه خدا و در راه گره گشایى از مشكلات فقرا و مساكین صرف مى نمود. اعتبارى كه نوكرى بارگاه اهل بیت(ع) به او بخشیده بود، زمینه ى ارادت مردم و مسؤولان را نسبت به او فراهم كرده بود، اما هیچ گاه این اعتبار را خرج خود نكرد و هماره خداى را شاكر بود كه عبادت او را خدمت به اهل بیت(ع) و خدمت به شیعیان ایشان قرار داده است.  
 
مرحوم كوثرى با وجود گرفتارى ها و مشغله هاى گوناگون، لحظه اى از خانواده ى خود غافل نماند و سال ها كمر به خدمت پدر پیر و زمین گیرش بست و در این راه ذره اى درنگ و سستى نداشت تا آنجا كه حضرت آیت الله فاضل لنكرانى به ایشان فرموده بود كه: «آنچه دارى، همه عزت و آبروى تو، از بركت خدمت به پدرت مى باشد كه او عمرى خدمت به دستگاه امام حسین(ع) كرد و اكنون تو به او خدمت مى كنى». 

مردى كه با نغمه هاى عاشورایى اش، امام(ره) را مى گریاند
 
دلبستگى امام خمینى(ره) به برنامه ى روضه خوانى او خود داستانى دیگر است و فصلى دیگر مى طلبد. اما ذكر این نكات، خالى از لطف نیست:  
 
خود آن مرحوم نقل نموده است كه: در ایام رحلت حاج آقا مصطفى خمینى(ره) به خدمت امام(ره) رسیدیم، داماد بزرگ امام، مرحوم حاج آقا شهاب الدین اشراقى(ره) به محض دیدن من، سفارش نمودند كه «آقا» پس از مرگ فرزندشان، اشكى نریخته اند و ممكن است براى قلب ایشان ضررى داشته باشد، خوب است ذكر توسلى داشته باشید براى ایشان مفید است. من هم در محضر ایشان ابتدا عرض تسلیتى داشتم و سپس به روضه خوانى پرداختم. نكته جالب این كه، آن هنگام كه از مرگ فرزندشان سخن مى گفتیم هیچ عكس العملى نشان ندادند اما وقتى وارد روضه شدم آنچنان گریستند كه غیر قابل وصف است.  
 
توجه به عزاداى و اقامه ى عزاى امام حسین(ع) از مواردى بود كه امام بدان اصرار فراوانى مى فرمودند بخصوص در آن زمان كه شیوه عزادارى سنتى توسط عده اى مورد بى توجهى واقع شده بود، حضرت امام(ره) از مرحوم كوثرى دعوت مى كردند تا در محضر ایشان به روضه خوانى بپردازد، تا تأكیدى باشد بر نوع عزادارى سنتى كه مورد نظر حضرت امام بود و عده اى در صدد حذف از آن فرهنگ شیعه بودند...  
 
مرحوم كوثرى این توفیق را داشت كه پس از رحلت امام(ره) در محضر مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى نیز سنت اقامه ى عزاى اهل بیت(ع) را پاس بدارد. در یكى از ایام فاطمیه، آن هنگام كه آن مرحوم، قصد سفر به تهران و شركت در برنامه ى عزادارى شهادت حضرت صدیقه ى طاهره(س) در بیت رهبر انقلاب را داشت، در هنگام وضو گرفتن، دعوت حق را لبیك گفت و به خیل واصلان به آستان امام حسین(ع) پیوست. چند ساعتى پیش از رحلت، آن مرحوم به خانواده خود گفته بود كه خواب حضرت معصومه(س) را دیده است. پس از رحلت نیز، بارها به خواب خواص آمده و سفارش هایى از جمله توصیه به خواندن زیارت عاشورا، زیارت جامعه كبیره و... داشته است. یكبار در عالم خواب به فرزند گرامى شان گفته بود: «فرزندم! آن هنگام كه جان مى دادم آقا امام حسین به كنارم آمد و نظاره ام مى نمود! و مى گفت: «نترس! من كنارت هستم». اكنون هم هر كجا هستم با امام حسین(ع) هستم».  
 
همچنین سفارش نمود كه: «همه ى كارهایى كه در دنیا انجام مى دهید براى ما به تصویر مى كشند. ما مثل «شهاب» همه جا مى رویم و اعمال شما را مى بینیم. ما و دیگر شیعیان و محبان اهل بیت(ع) همه جا با هم هستیم».  
 
آرى، انتساب به حسین(ع) و دم زدن از عشق او، او را به مقام هم نشینى با امام حسین(ع) رساند و این زمزمه ى او تحقق یافت كه: 

«در اینجا انتسابم با حسین است  
 
در آنجا هم حسابم با حسین است  
 
كجا ارباب من فردا گذارد  
 
غلام او در آتش پا گذارد؟!» 



یادی از پیرغلامان حسینی/1
خاطره روضه‌های عصرانه حاج ولی‌الله در ذهن مردم محله‌های شرق تهران هست. او هر روز با موتور گازی‌اش راهی خانه‌های مردم می‌شد و تا اذان مغرب در منزل محبان اهل بیت (ع) به سیدالشهدا سلام می‌داد.
مشرق - هنوز چهره بشاش حاج ولی‌الله سلیمانی، این مداح سالخورده و خوشرو با لهجه نمکین آذری‌اش از یادها نرفته است. تند تند حرف می‌زد، اما شمرده روضه می‌خواند و بین مداح‌ها، او را به روضه‌خوان دوزبانه می‌شناختند؛ چرا که هیچ وقت از مستمعین آذری‌زبان خود غفلت نمی‌کرد و حتی اگر شده چند خط، روضه ترکی می‌خواند. طوری هم می‌خواند که اگر ترکی هم نمی‌دانستی، اشکت سرازیر می‌شد؛ بس که سوزناک می‌خواند این پدر شهید.

یادی از پیرغلام و  مداح دو زبانه+عکس

ولی‌الله سلیمانی در سال 1307 در روستای ماهین طارم در استان زنجان متولد شده بود. از کودکی در تعزیه‌ها، نقش بچه‌های امام حسین (ع) را بازی می‌کرد و هنگامی که بزرگ‌تر شد، نوحه‌های ترکی می‌خواند. کشاورز پرجنب و جوشی بود و دلبسته زمین بابرکتی که خدا روزی‌اش را در آن قرار می‌داد.

سال 1340، یعنی 33 سالگی او و همین سال، مصادف است با مهاجرتش به تهران و آغاز مداحی رسمی حاج ولی‌الله سلیمانی. استادان او، حاج علی آقای آهی و حاج علی آقای ترابی بودند و چه تأسف‌بار اینکه شاگرد در پیوستنش به ارباب بی‌کفن، گوی سبقت از استادانش ربود.

سلیمانی از سال 1342 خلعت مبارک مداحی به تن کرد و با شعرهای اصیل و جانمایه‌هایی از دیوان استاد آهی، مرحوم خوشدل تهرانی، استاد حبیب چایچیان (حسان) و بعدها استاد غلامرضا سازگار، روضه‌خوان شد. شعرهای ترکی او اغلب سینه به سینه دریافت شده بود و بعضی‌هایش را هم خودش می‌گفت و به حاجی آهی نشان می‌داد تا اشکال نداشته باشد.

خاطره روضه‌های عصرانه حاج ولی‌الله در ذهن مردم محله‌های شرق تهران هست. او هر روز با موتور گازی‌اش راهی خانه‌های مردم می‌شد و تا اذان مغرب در منزل محبان اهل بیت (ع) به سیدالشهدا سلام می‌داد. خودش هم بیست و پنجم هر ماه در حسینیه‌ای به نام شهیدش روضه دایر می‌کرد و سالی 10 روز در ایام صادقیه (منتهی به روز شهادت امام ششم) دهگی می‌خواند.

یادی از پیرغلام و  مداح دو زبانه+عکس

حاج ولی‌الله، پدر شهید مسعود سلیمانی بود. می‌گویند گوشه مفاتیحی نذرش را نوشته بود؛ اینکه خدا به او پسری عطا کند و شهادت را نصیب او سازد تا بداند جوان در راه خدا دادن یعنی چی. عملیات بدر در 1363 انجام شد و خبر مفقودی مسعود را به حاج ولی‌الله ـ که خود رزمنده‌ای در جبهه بود ـ دادند. تا سال 76 پیکر این شهید مفقود بود تا اینکه جنازه‌اش با شکوه عجیبی در محله همایونشهر تهران تشییع و به خاک سپرده شد.

حاج ولی‌الله اما نه روضه علی‌اکبر (ع)‌ که روضه غریبی امام موسی بن جعفر (ع)‌ را دوست داشت. در روضه‌هایی که به زبان ترکی می‌خواند، وداع سیدالشهدا (ع) با حضرت زینب (س) را بیش‌تر می‌خواند و خودش با آن گریه می‌کرد.

این پدر شهید، تا آخر عمر 85 ساله‌اش به روضه‌های خانگی می‌رفت و تقریباً طعم مریضی و خانه‌نشینی را نچشید. با روحیه‌ای که حاج ولی‌الله سلیمانی داشت، حتی داغ فرزندش او را از پا نینداخت و تا یازدهم رمضان سال 92 لبخند از لبانش رخت بر نبست. خبر درگذشت او، عجیب و بهت‌آور بود. چرا که شب قبل، همه او را در جلسه جامعه مداحان شرق تهران دیده بودند.


حمید محمدی محمدی





نوع مطلب : علما، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، آیت الله بهجت، امام خمینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هر كس زیارت عاشورا را قرائت كند حاجات او هرچه باشد برآورده شود و نا امید از درگاه خدا باز نگردد.

توصیه آیت‎الله‎بهجت درباره‎فواید زیارت‌عاشورا

 افکارنیوز، ازآیت الله بهجت پرسیدند: داستان ها و قضایایى از کسانى که پیوسته زیارت عاشورا مى خواندند و به این صورت، متوسل مى شدند، گردآورى و چاپ شده است. نظر حضرت عالى در این باره چیست؟

ایشان پاسخ داده اند که: متن زیارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است؛ خصوصا با ملاحظه آنچه در سند زیارت رسیده است که حضرت صادق (علیه السلام) به صفوان مى فرماید: این زیارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت کن. به درستى که من چند چیز را بر خواننده آن تضمین مى کنم: ۱. زیارتش قبول شود. ۲. سعى و کوشش وى مشکور باشد ۳. حاجات او هرچه باشد، برآورده شود و ناامید از درگاه خدا برنگردد.

اى صفوان! این زیارت را با این ضمان، از پدرم یافتم و پدرم از پدرش...تا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حضرت امیر نیز از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) و رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل و او هم از خداى متعال نقل می کند و هرکدام این زیارت را با این ضمان، تضمین کرده اند و خداوند به ذات اقدس خود قسم یاد نموده که: هرکس این زیارت و دعا را بخواند، دعا و زیارت وى را بپذیرم و خواسته اش هر چه باشد، برآورده سازم.

و از سند او استفاده مى شود که زیارت عاشورا از احادیث قدسى است و همین مطالب، سبب شده است که علماى بزرگ ما و استادان ما - با آن همه مشغولیت هاى علمى و مراجعاتى که داشتند - به خواندن آن مقید بودند تا جایى که استاد ما، مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى، از خداوند خواسته بودند که در آخر عمرشان، زیارت عاشورا را بخوانند و سپس قبض ‍ روح شوند و دعایشان هم مستجاب شد و پس از پایان این زیارت، درگذشتند./س.ب۲۱۵.

مرجع : پایگاه تحلیلی خبری۵۹۸




نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام حسین(ع)، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، تزکیه نفس، آیت الله بهجت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، تاریخ اسلام، ماه محرم، تولی و تبری، تربت کربلا و معجزات امام حسین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آیت‌الله بهجت: رساله را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید
همه می‌دانند که «رساله عملیّه»‌ را باید بنگرند و بخوانند و بفهمند و عمل کنند و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ پس نمی‌توانند بگویند: «ما نمی‌دانیم چه بکنیم و چه نکنیم».


 امروز عرفان‌های بدلی و نوظهور برخاسته از فرهنگ‌های بیمار و وارداتی آفتی شده است که روح و جان جوانان پاک کشور ما را تهدید می‌کند و پدیده‌ای است که می‌رود فراگیر شود، در این میان عدم ارائه مطلوب عرفان حقیقی شریعت اسلامی به جوانان که سرشار از سرچشمه ناب وحی و الهام معصومان است، راه را برای گرایش آنان به عرفان‌های کاذب هموار ساخته است.

 

به مناسبت ماه مبارک رمضان،‌ ماهی که دل‌های مؤمنان و جوانان به سوی سرچشمه حق و حقیقت گرایش دارد، بر آن شدیم به دستورالعمل‌های عارفانه اساتید اخلاق از لابلای نامه‌های عارفانه آن‌ها بپردازیم که در بخش‌های نخستین به دستورالعمل بهجت عرفا، آیت‌الله محمدتقی بهجت اشاره می‌شود: 

 

*نصیحتی برای جمعی از مؤمنان از قرائت روزانه قرآن تا زیارت کردن مشاهد مشرفه:

 

بسمه تعالی

الحمدلله وحده، والصلاه علی سید انبیائه و علی آله الطیبین و اللعن علی اعدائهم اجمعین.

جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصحیت هستند، بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:

 

1-نصیحت در جزئیات است و موعظه اعمّ از کلیات و جزئیات است، ناشناس‌ها همدیگر را نصیحت نمی‌کنند.

 

2-«مَنْ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ وَرَّثَهُ اللَهُ عِلْمَ مَا لَمْ یَعْلَمْ»، «(من عمل بما علم) کفی علم ما لم یعلم»، «وَالَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَناَ»

به آنچه می‌دانید عمل کنید و در آنچه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود و اگر روشن نشد، بدانید که بعضِ معلومات را زیر پا گذشته‌اید، طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است و قطعاً مواعظی را شنیده‌اید و می‌دانید، عمل نکردید وگرنه روشن بودید.

 

3- همه می‌دانند که «رساله عملیّه»‌ را باید بنگرند و بخوانند و بفهمند و تطبیع عمل بر آن نمایند و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ پس نمی‌توانند بگویند: «ما نمی‌دانیم چه بکنیم و چه نکنیم».

 

4-کسانی که به آن‌ها عقیده دارید، نظر به اعمال آن‌ها نمایید، آنچه می‌کنند از روی اختیار بکنید و آنچه نمی‌کنند از روی اختیار نکنید؛ و این از بهترین راه‌های وصول به مقاصد عالیه است «وَ کُونُوا دُعَاةً إِلَى أَنْفُسِکُمْ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»، مواعظ عملیه بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیّه است.

 

5-از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه در تعقیبات و غیر آن‌ها و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرّفه و زیارت علما و صلحا و همنشینی با آن‌ها از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.

و بر عکس کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است، از این جهت است که احوال حسنه حاصل از عبادات و زیارات و تلاوت‌ها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان مبدّل می‌شوند، پس مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آن‌ها - سبب می‌شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آن‌ها را یاد بگیرد: «جاالِسُوا مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللّه‏َ رُؤْیَتُهُ، وَ یَزِیدُ فِى عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ، وَ یُرَغِّبُکُمْ فِى الاْآخِرَةِ عَمَلُهُ»

 

6- از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل بی‌نیاز می‌کند از غیر آن، یعنی غیر محتاج است به آن و او محتاج غیر نیست، بلکه مولّد حسنات و دافع سیّئات است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»، یعنی عبودیتِ ترکِ معصیت در عقیده و عمل.

بعضی گمان می‌کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده‌ایم! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع برای تخویف. ایذاء مُحرّم است؛ و تبسم به عاصی برای تشویق، اعانت بر معصیت است.

 

محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه در کتب و رسائل عملیه متبین شده‌اند.

دوری از علماء و صلحا سبب می‌شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمن‌های بَخْس و غیر مبارک، همه اینها مجرّب و دیده شده است.

 

از خدا می‌خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان،‌ موفقیت به «عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت» قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است تا اینکه ترک معصیت ملکه بشود؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است یا میته خوردن برای گرسنه است.

 

البته اگر این راه تا آخر مشکل بود به سهولت و رغبت منتهی نمی‌شد، مورد تلکیف، ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی‌شد.

« وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ»

الحمدلله أولاً وآخراً، والصلاة علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین

 

محمدتقی بهجت

17 ربیع المولود 1419، مطابق با 21 تیر ماه 1377



در محضر آیت‌الله بهجت
سالک‌ الی‌الله به تکاپو می‌افتد و خود را به زحمت می‌اندازد و پا روی نفس می‌گذارد و خواسته‌های خدا را بر خواسته‌های خود ترجیح می‌دهد.



به گزارش سرویس دینی جام نیوز، بهترین فرصت خودسازی و تلاش برای رسیدن به سیرتی زیبا،استفاده از موسم ماه مبارک رمضان است؛ چرا که فرمود: عَمَلُكُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ

إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا

 

ازاین‌رو سالک‌ الی‌الله به تکاپو می‌افتد و خود را به زحمت می‌اندازد و پا روی نفس می‌گذارد و خواسته‌های خدا را بر خواسته‌های خود ترجیح می‌دهد.

 

هَل الدّینُ إِلاَّ التَّرجیحُ عِنْدَ الدَّوَرانِ؟!
آیا دین جز ترجیح [آخرت بر دنیا و یا رضاى خدا بر هواى نفس و شیطان] هنگام دوران امر است؟!

 

دین‌دارى انسان وقتى معلوم مى‌شود كه بر سر دوراهى دنیا و آخرت، و متابعت هواى نفس و شیطان و یا بندگى رحمان قرار گیرد.

 


در محضر آیت‌الله بهجت، ج۱، ص۴۲۴



یازده دستورالعمل آیت الله بهجت (بخش دوم)
كسانی‌كه به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می‌كنند از روی اختیار، بكنید، و آنچه نمی‌كنند از روی اختیار، نكنید.

 

دستورالعمل های چهارم و پنجم

 

دستور العمل چهارم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله وحده، و الصلاة علی سید انبیاء و علی آله الطیبین، و اللعن أعدائهم اجمعین.


جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشكالاتی وارد است، از آن جمله:


۱. نصیحت در جزییات است، و موعظه، اعمّ است از كلیات و جزییات؛ ناشناس‌ها و همدیگر را نصیحت نمی‌كنند.


۲. «من‌عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم»؛ «[من عمل بما علم] كفی ما لم یعلم»؛ (والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا).


۳. آنچه می‌دانید، عمل كنید؛ و در آنچه نمی‌دانید؛ احتیاط كنید تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانید كه بعض معلومات را زیر پا گذاشته‌اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده‌اید و می‌دانید، عمل نكردید، و گرنه روشن بودید.


۴. همه می‌دانند كه «رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارك شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی‌توانند بگویند:


۵. « ما نمی‌دانیم چه بكنیم و چه نكنیم. »


۶. كسانی‌كه به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می‌كنند از روی اختیار، بكنید، و آنچه نمی‌كنند از روی اختیار، نكنید؛ و این، از بهترین راه‌های وصول به مقاصد عالیه است؛ «كونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتكم؛ مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است.»



۷. از واضحات است كه خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امكنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و كثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.


۸. و بر عكس، كثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریكی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است كه احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می‌شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می‌شود كه ملكات حسنه خود را از دست بدهد، بلكه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:


۹. « جالسوا من یذكركم الله رؤیته، و یزید فی علمكم منطقه، و یرغبكم فی الاخرة عمله.»


۱۰. از واضحات است كه ترك معصیت در اعتقاد و عمل، بی‌نیاز می‌كند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلكه مولد حسنات و دافع سیئات است:


۱۱. (و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون.)


۱۲. عبودیت ترك معصیت در عقیده و عمل.


۱۳. بعضی گمان می‌كنند كه ما از ترك معصیت عبور كرده‌ایم!! غافلند از این‌كه معصیت، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم، كبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.


۱۴. محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در كتب و رسائل عملیه، متبین شده‌اند. دوری از علما و صلحا، سبب می‌شود كه سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمن‌های بَخس و غیر مبارك، همه اینها مجرب و دیده شده است.


۱۵. از خدا می‌خواهیم كه عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به «عزم راسخ ثابت دائم بر ترك معصیت» قرار بدهد كه مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا این‌كه ملكه بشود ترك معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملكه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است.


البته اگر این راه تا آخر، مشكل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی‌شد، مورد تكلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی‌شد.


۱۶. «و ما توفیقی إلا بالله، علیه توكلت، و إلیه انیب»


و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین»


ربیع المولود ۱۴۱۹

دستورالعمل پنجم
بسمه تعالی
كسی كه به خالق و مخلوق، متیقن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء صلوات‌الله علیهم، جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حركت و سكون نماید، و در عبادات، «قلب» را از غیر خدا، خالی نماید، و فارق‌القلب، نماز را كه همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشكوك‌ها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر كه را امام، مخالف خود می‌داند با او مخالف باشد، و هر كه را موافق می‌داند با او موافق، [و] لعن نماید ملعون او را، و ترحم نماید بر مرحوم او و لو علی سبیل الاجمالی؛ هیچ كمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وِزر و بالی را واجد نخواهد بود.


والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته


العبد محمد تقی البهجة






نوع مطلب : آیت الله بهجت، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

10توصیه زیبا "آیت‌الله بهجت" برای زیارت امام رضا(ع)

آیت‌الله العظمی بهجت می‌فرمود : لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید . حضرت می‌دانند ، مبالغه در دعاها نکنید ! زیارت قلبی باشد .
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛  همزمان با فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت ثامن‌الائمه علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل‌بیت (ع) به زیارت امام هشتم می‌روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر کنیم تا ان‌شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

۱- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.



۲- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

۳- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

۴- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

۵- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

۶- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

۷- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

۸- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ  رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

۹- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

۱۰- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.




نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام رضا(ع)، آیت الله بهجت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
ذکرهای شگفت انگیز

حل مشکلات پیچیده با توصیه‌های آیت الله بهجت.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمودند: اگر می خواهید روزی شما فراوان شود این دعا را زیاد بخوانید. مثلاً اگر می خواهید 110 مرتبه بخوانید. اول دعا و آخر آن هم صلوات بفرستید: «اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک».


حب و قرب الهی
حضرت آیت الله العظمی بهجت در خصوص ازدیاد حب الهی و بالا رفتن مرتبه فرموده اند: کار آسان و کوچک و مفید، بعد از ملاحظه واجبات و محرمات، صلوات فرستادن است؛ صلوات محبت آور است و محبت انسان را بالا می کشد.
 

راه دور شدن از ریا

از آیت الله العظمی بهجت سؤال شد که برای دوری از ریا چه باید کرد؟ فرمودند: با عقیده کامل اکثار حوقله: بسیار «لا حول و لا قوه الا بالله» بگویید.

حل مشکلات پیچیده با نماز جعفر طیار

از آیت الله العظمی بهجت سؤال شد که برای حل مشکلات پیچیده چه کنیم؟ فرمودند: مداومت بر نماز جعفر طیار داشته باشد؛ خداوند شما را موفق می کند.

 

 

رفع پستی های درون و بیرون
شخصی از آیت الله بهجت سؤال کرد: ما آلوده به پستی های درونی و بیرونی هستیم در رفع آنها ما را یاری کنید.
آقا فرمودند: زیاد بگویید «استغفرالله» و خسته نشوید و خاطر جمع باشد این علاج است. (دائکم الذنوب و دوائکم الاستغفار).

گشایش بخت دختران
از آیت الله بهجت سؤال شد: ازدواج دختری سر نمی گیرد و به اصطلاح بختش باز نمی شود  و از شما راهنمایی می خواهد.؟ا
فرمودند: نماز جعفر طیار بخواند و پس از آن دعائی که در کتاب زاد المعاد مجلسی آمده که در این هنگام خوانده شود، بخواند و در پی آن به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند، گر چه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد.


همچنین حضرت استاد  بار دیگر در پاسخ به چنین  سوالی فرمودند: ایه «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان» (سوره فرقان ایه 74) را فراوان بخوانید.

 

در محضر افلاکیان





نوع مطلب : علما، کتاب، نماز و ذکر و دعا و نیایش، آیت الله بهجت، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، در مورد حجاب و زن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ناگفته هایی از زندگی آیت الله بهجت از زبان پسرش/ پدر می گفت فحش هم می‌دهید بگویید گل اناری!

حجة الاسلام و المسلمین علی بهجت فرزند آیت الله بهجت گفت: «سیر زندگی آیت‌الله بهجت بسیار پیچیده بود چرا که هرگز حاضر نبود از خود چیزی را افشا کند، او واقعا عبد خدا بود و همیشه هم می‌گفت من هیچ چیز نیستم به همین خاطر ما نیز چیز زیادی از ایشان نمی‌فهمیدیم.»

به گزارش خبرآنلاین به نقل از مهر، حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت فرزند آیت ‌الله بهجت شب گذشته در برنامه ضیافت شبکه قرآن و معارف سیما خاطراتی از زندگی پدرش عنوان کرد. خلاصه سخنان وی را در ادامه می خوانید.

آقای قاضی، آیت‌الله بهجت را فاضل گیلانی خطاب می کرد

*وی از شاگردان آقای قاضی بود و نحوه آشنایی اش با آقای قاضی نیز بسیار جالب است، زیرا علامه طباطبایی خودشان می‌گفتند که ما بعد از 5، 6 سال ماندن در نجف یاد می‌گرفتیم به محضر آقای قاضی برسیم اما آیت‌الله بهجت از همان ابتدا به محضر آقای قاضی رسیدند.

خود آیت الله بهجت از نحوه آشنایی‌شان با مرحوم قاضی و اولین باری که نام ایشان را شنیده بودند این گونه می گویند که من در کربلا بودم که یک آقایی شب‌های پنجشنبه برای زیارت از نجف به کربلا می‌آمد و در مدرسه ما وضو می‌گرفت من تعارفش می‌کردم که به حجره ما بیاید و او نیز دعوت مرا می‌پذیرفت از طریق این فرد که برادر علامه طباطبایی بود نام آقای قاضی را شنیدم. در دوران نوجوانی در حوزه نجف، پس از حل مشکلی علمی مرحوم قاضی به وی گفت: «أشهد أنّک فاضل» و از آن پس او را «فاضل گیلانی» خطاب می‌کرد.

آقای قاضی، سؤال نپرسیده پدر را جواب می داد

* پدرم در رابطه با آقای قاضی و کلاس‌هایش می‌گفت، من در تمام مدت سؤالی از مرحوم قاضی نکردم ولی در تمام این مدت هم سوالی نبود که در ذهن من باشد الا این که استاد جواب مرا می‌داد پدر بعد از این که این موضوع را بیان کردند لبخندی زدند و گفتند 2، 3 بار حتی استاد نام مرا بردند و گفتند در پاسخ به سؤال ایشان. به طوری که یک بار کنار دستی من به من نگاه کرد و گفت تو که سؤالی نپرسیده‌ای چرا استاد می گویند در پاسخ به سؤال تو؟

در حقیقت ایشان در محضر استادان خوبی قرار می‎گرفت البته این در حالی بود که خودش به دنبال این نبود تا استاد پیدا کند زیرا اگر انسان در مسیر درست قدم بردارد این خود خداست که استاد را می‌فرستد در حقیقت این‌ها به دنبال کسانی بودند که جان مطلب را کف دستشان بگذارد.

وی در رابطه با مرحوم قاضی می‌گفت درس‌های ایشان قابل نوشتن نبود من یک جلسه درس استاد را قیمت کردم دیدم به اندازه قیمت یک کوچه ای بود به نام صدتومانی یعنی کلاس ایشان این قدر ارزش داشت که هر جلسه‌اش از آن کوچه صد تومانی هم باارزش‌تر بود.

با نماز جان می داد و با زیارت دوباره جان می گرفت

*وی با نماز جان می‌داد و با زیارت جان دوباره می‌گرفت، ایشان 40 سال دو ماه و نیم از سال را به زیارت امام رضا(ع) می‌رفت اما در طی این 40 سال یک چهل متری برای خودش آن‌جا تهیه نکرد همیشه 2 ساعت قبل سحر بیدار می‌شد و به عبادت می‌پرداخت و نزدیک طلوع آفتاب به حرم می‌رفت.

قبل از رفتن به حرم به خاطر عبادت‌ زیاد توانشان بسیار کم می‌شد اما در کمال حیرت وقتی از حرم بر‌می‌گشتند انرژی بسیار زیادی پیدا می‌کردند به طوری که می‌توان گفت از حرم که بازمی‌گشتند انگار مست بودند و دوپینگ کرده بودند بنابراین با من شوخی می‌کرد و سر به سر من می‌گذاشت و این انرژی وصف ناپذیر باعث حیرت ما می‎شد.

در زیارت حضرت معصومه(س) هم همین طور بودند به طوری که از سال 1324 شمسی روزی دو ساعت به حرم حضرت معصومه می‌رفتند و یک ساعت ایستاده و یک ساعت نشسته زیارت می‎کردند و دعای جامعه کبیره و چند بار نیز به نیابت، امین‌الله می‌خواندند.

شیوه های استراحت، گفت و گو با خانواده و تحصیل علم

* ایشان در درس جدی و در عبادت نیز بسیار کوشا بودند به طوری که انسان باورش نمی شد که فردی که این چنین عبادت می‌کند اهل آن چنان درس و علمی باشد و از طرفی جدی بودن در درس هم باعث نمی‌شد تا از سیر ملکوتی‌شان کم بگذارند.

اگر من تیتر روزنامه‌ها را می‌خواندم می‌گفتند وقت اضافه آورده‌ای که تیتر روزنامه‌ها را می‌خوانی و واقعا هم همین بود من در زندگی‌ام کسانی را دیده‌ام که بسیار روزنامه مطالعه می‌کنند اما یادشان نمی‌آید ماه قبل چه اتفاقی افتاده و کسانی را دیدم که روزنامه نخوانده و تلویزیون ندیده می‌دانستند ماه های آینده چه اتفاقاتی می‌افتد.

خواب ایشان بسیار کم بود به طوری که گاهی نشسته می‌خوابیدند از ایشان که می‌پرسیدیم چرا نشسته می‌خوابید می‌گفتند دراز نمی کشم که خواب بر من مسلط نشود.

در رابطه با خانواده نیز سعی می‌کردند با تمام مشغله‌هایشان سر سفره بیشتر غذا خوردن را طول بدهند صله رحمشان نیز در این زمان بود زیرا احوال همه را از من و دیگر اعضا خانواده می‌پرسیدند، حتی به نام می‌گفتند فلان فرد مشکل داشت آیا حل شد؟ دختر فلان فرد مشکلش برطرف شد؟ و می‌خواستند که پیگیر مشکلات همه باشیم و اگر زمانی هم ما یادمان می رقت خودشان آن کار را انجام می‌دادند، از برنج و محصولات میوه هم که جز وجوهات نبود یک سوم را کنار می‌گذاشتند به طوری که گاهی ما 3،4 ماه سال را بی برنج می‌ماندیم.

پدر هرگز در کودکی به ما اجازه نمی دادند فحش بدهیم من می‌گفتم نمی‌شود که عصبانی هستیم فحش ندهیم می گفتند بگویید گل اناری زیرا گل انار مانند انار است اما وقتی سراغش می‌روی می بینی انار نیست.

اگر از کرامات ایشان می‌گفتی به شدت عصبانی می‌شدند

*یک موضوعی که به شدت ایشان را عصبانی می‌کرد این بود که بگویید من فلان کرامت را از شما دیده‌ام این حرف باعث ناراحتی و عصبانیت ایشان می‌شد طوری که با ناراحتی می‌گفتند من چه کاره‌ام ؟ من کاره‌ای نیستم من گدا هستم. در صورتی که فرد می‌دانست این از کرامات آقا بوده است.

یک بار فردی به نزد آقا آمد و گفت به تازگی نورسیده‌ای دارم آقا گفتند نامش را زینب بگذار من گفتم آقا از کجا می‌دانید دختر است پس شما می‌دانید که فرزند ایشان دختر است آقا حرف را عوض می‌کردند و می‌گفتند من مگر گفتم دختر است. در حقیقت ایشان هرگز دوست نداشتند کسی ایشان را بشناسد.

سیر زندگی آیت‌الله بهجت بسیار پیچیده بود به طوری که سال‌ها طول می‌کشید تا یک سؤالمان در رابطه با ایشان پاسخ داده شود زیرا وی هرگز حاضر نبود از خود چیزی را افشا کند، او واقعا عبد خدا بود و همیشه هم می‌گفت من هیچ چیز نیستم به همین خاطر ما نیز چیز زیادی از ایشان نمی‌فهمیدیم.

سال 63 بود که علامه جعفری تلنگری به من زد که کارهایت را رها کن و پیش پدرت بیا که ایشان یک فرد خاص و تکی است اما بعد از آن نیز من چیز زیادی در رابطه با پدر متوجه نمی‌شدم البته گاهی بعضی مطالب را یادداشت می‌کردم اما این یافته‌ها تنها مانند پازلی از هم پاشیده بود.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، آیت الله بهجت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دستورالعمل آیت‌الله بهجت برای افراد گنه کار


آیت‌الله قرهی‏، استاد حوزه علمیه در کتاب شریف ”دو گوهر بهشتی”‏، راهکاری را برای ترک گناهی که تبدیل به عادت شده و نمی‌توانند آن را ترک کنند، به نقل از آیت‌الله بهجت بیان می‌فرمایند.
به گزارش افکارنیوز، آیت‌الله قرهی‏، استاد حوزه علمیه در کتاب شریف ”دو گوهر بهشتی”‏، راهکاری را برای ترک گناهی که تبدیل به عادت شده و نمی‌توانند آن را ترک کنند، به نقل از آیت‌الله بهجت بیان می‌کنند.

ایشان می‌فرمایند: «آیت‌الله‌العظمی بهجت (ره)، آن بهجت‌القلوب برای کسی که به گناهی مبتلا است و نمی‌تواند آن گناه را ترک کند‏ چند دستورالعمل دادند که یکی از آنها این است:

”حداقل چهل شب جمعه یا روز جمعه بر سر قبور اولیای الهی برود و برای آنها فاتحه بخواند.”

شاید سوال شود: آنها چه نیازی دارند؟ جواب این است که اتفاقا هرکس آنجا رفت، چه خوب و چه بد نیاز دارد. آن کسی که بد بود و رفت، گرفتار است. آن کسی که خوب بود، فهمید چه خبر است و رفت، می‌گوید: ای کاش بیشتر می‌آوردم!

لذا اگر بر سر قبورشان بروید و برای آنها فاتحه بخوانید، آنها برای شما دعا می‌کنند و دعای اولیای الهی برای انسان بسیار تاثیرگذار است. چون آنها معنای «الدنیا مزرعه الآخره»‎‎ را به خوبی فهمیده‌اند. آنها «الدنیا مزرعه الآخره»‎‎ را می‌بینند اما من و شما فقط می‌شنویم و درک نمی‌کنیم.»

مرجع : سراج۲۴






نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، آیت الله بهجت، آیت‌الله روح‌الله قرهی، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بازخوانی فرازهایی از سخنان بهجت العرفا درباره لزوم دعا برای حل مشکلات مسلمانان؛

آیا رواست نسبت به برادران و خواهرانمان که در زیر آتش هستند چنین بى‏ تفاوت و غیر مضطرب باشیم؟!/ آیا می شود قلب حضرت ولى عصر(عج) محزون باشد و ما خوشحال؟!

گروه معارف رجانیوز: در میان سکوت مجامع بین المللی و کشورهای مدعی حقوق بشر و همچنین کشورهای عربی کشتار هولناک مردم مظلوم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی هر روز رنگ تازه‏ ای به خود می گیرد.

رژیم اشغالگر قدس، درنده خویی را به نهایت درجه خود رسانده و با کشتار بیرحمانه مردم مظلوم غزه فلسطین، در حال انجام یک نسل کشی بزرگ است.

حضرت آیت الله العظمی بهجت آن موقع که در قید حیات بودند بارها و بارها از لزوم دعا و تضرع به پیشگاه حضرت باری تعالی برای حل مشکلات مسلمانان و مظلومان عالم علی الخصوص مردم مظلوم فلسطین گفتند و از بی تفاوتی نسبت به احوال آنان شکوه کردند.  

در ادامه فرازهایی از سخنان انذارگونه این عالم سفرکرده درباره لزوم دعا، تضرع و گریه جهت حل مشکلات مسلمانان و مظلومان دیگر بلاد می آید:

***

1) چه قدر رحمت خداوند شامل حال کسانی است که بی تفاوت نباشند و برای رفع این همه ابتلائات و بلاهایی که مسلمانان و بر اهل ایمان وارد می شود، گریه و تضرع و ابتهال کنند! (در محضر بهجت:1/187)

***

2) آیا درست است که ما راحت بنشینیم و نظاره‌گر باشیم و برادران و خواهران ایمانی ما در دست ظالمان گرفتار باشند؟! ... آیا مى‌شود رییس و مولاى ما حضرت ولى عصر عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟!» (در محضر بهجت، ج2،شماره267.)

 ***

3) وقتى بلایى ـ مانند وبا ـ در نجف پیدا مى‏شد، حتّى در بازارها هم گاهى مجالس روضه ‏خوانى و توسل برقرار مى شد، ولى ما مثل آدم‏هاى مأیوس و ناامید، گویا نمى‏ خواهیم از این درِ رحمت داخل شویم و براى رفع بلا و گرفتارى‏ها به حضرات معصومین ـ علیهم‏ السّلام ـ متوسّل شویم!  آیا امروز براى رفع بلاها غیر از تضرّعات و دعاى صادق همراه با توبه و توسل، راه دیگرى داریم؟! مسلمان‏ها و برادران و خواهران ما در زیر آتش دشمن در چه حالى هستند، و ما در چه حال؟! آیا روا است كه چنین بى‏ تفاوت و غیر مضطرب باشیم؟! (سایت آیت الله بهجت: اینجا)

***

4) آیا اوضاع این‌ها نشان نمی‌دهد که بهایم‌اند؟! وگرنه انسان چنین کاری می‌کند؟ بنابراین، ما نباید تابع آن‌ها باشیم و نباید بر اساس خواسته‌ی آن‌ها عمل کنیم، و نباید آن‌ها را دوست داشته باشیم و نباید با آن‌ها هم‌پیمان شویم. مگر همین آمریکا نبود که با داخله‌ی خود جنگید؟! ولی ما در مدح و ثنای این‌ها زیارت‌نامه درست می‌کنیم که به کره‌ی ماه رفته، فرشته‌اند و ....

امروز هر کس نماز بخواند و برای رفع ابتلائات مسلمان‌ها بعد از نماز دعا نکند، معلوم می‌شود برای رفاه حال دنیای خود هم قاصر بلکه مقصر است، در امر آخرت که هیچ!

«من أصبَحَ و لم‌یهتمَّ بأمورِ المسلمینَ فلَیسَ بمسلمٍ.» هر کس صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست.

از خدا بخواهیم که هر فرد مسلمان و هر کس که به حکم مسلمان است و یا از اعقاب او شخص مسلمان پیدا می‌شود، از بلاها و گرفتاری‌ها در امان باشد! [در محضر بهجت/ج2/کلام1668]

***

5) عاجزترین مردم كسى است كه از دعا كردن عاجز باشد! («أَعْجَزُ النّاسِ، مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ.») و مؤفّق كسى است كه دعایش با شرایط، یعنى به شرط توبه و صادقانه و حقیقى و مستمرّ باشد، و در صورت تأخیر در اجابت نا امید نشود و دست از دعا و تضرّع و التماس برندارد و مأیوس نشود، زیرا یأس از رحمت خدا و استجابت، از بلایى كه براى برطرف شدن دعا مى كند، بدتر است. از آیه ى شریفه: «فَلَوْلاَآ إِذْ جَآءَهُم بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ؛ پس اى كاش كه وقتى بلا و سختى ما به آنان مى رسید، تضرّع مى كردند؛ لیكن دل هاى آنان سخت گردیده است.» استفاده مى شود كه در مقابل تضرّع، قساوت قلب است!

البته تضرع و دعا، نه آن وقت كه خانه ى ما را خراب مى كنند، بلكه الآن هم كه خانه هاى برادران و خواهران دینى ما را خراب مى كنند، باید دعا كنیم؛ زیرا خانه ى برادران دینى مثل خانه ى خود ما است. خدا كند كه به دواى درد خود در این مواقع مُلْهَم شویم. (سایت آیت الله بهجت: اینجا)





نوع مطلب : تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، آیت الله بهجت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فحش هم می‌دهید بگویید گل اناری!


علی بهجت فرزند آیت الله بهجت گفت: از شدت ناراحتی برای اتفاقات دنیای اسلام توان پدر برای درس دادن تحلیل می‌رفت و می‌گفتند سفیانی از حتمیات است اینها به اسم می‌کشند. شما چه می‌دانید؟! با این درندگان چه کنیم؟ نمی دانیم، مرددیم دعا کنیم آیا بمانیم تا ظهور؟!
به گزارش افکارنیوز، حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت فرزند آیت ‌الله بهجت شب گذشته در برنامه ضیافت شبکه قرآن و معارف سیما بیان داشت: در طول تاریخ شیعه علمای زیادی بوده‌اند که زحمت زیادی کشیده اند اما از این میان تعدادی در کنار سیر عملی‌شان، سیر انفسی داشته‌اند و مسلما تنها این افراد توانسته‌اند که به سیر الی الله و یقین برسند و آیت‌الله بهجت نیز از این دست علما بودند.

آیت‌الله بهجت از سن ۱۲ سالگی باطن گناه را می‌دید

وی گفت: همه می‌گفتند که آیت‌الله بهجت می‌توانند ضمائر را ببینند ولی ایشان اصلا این چیزها برایشان مهم نبود و می‌گفتند غلط است که کسی دنبال این چیزها برود و بیان می‌داشتند اگر کسی دنبال گندم برود ممکن است در کنارش کاه هم به او بدهند.

علی بهجت اظهار داشت: وی از زمانی که کودکی ۱۲ ساله بود چشمش در عبادت باز شده بود و می‌توانست باطن گناهان را ببیند و در سن ۱۴ سالگی نیز که در نماز جماعت مرحوم نائینی شرکت می‌کرد می‌توانست سیر آفاقی مرحوم نائینی را درک کند. آیت‌الله بهجت توانسته بود در زندگی‌اش عصمت کودکی‌شان را حفظ نماید و در حقیقت به این دلیل آلوده نبوده و می‌توانست به راحتی پرواز کنند.

آیت‌الله بهجت از جانب آقای قاضی لقب فاضل گیلانی گرفت

وی عنوان کرد: وی از شاگردان آقای قاضی بود و نحوه آشنایی اش با آقای قاضی نیز بسیار جالب است، زیرا علامه طباطبایی خودشان می‌گفتند که ما بعد از ۵، ۶ سال ماندن در نجف یاد می‌گرفتیم به محضر آقای قاضی برسیم اما آیت‌الله بهجت از همان ابتدا به محضر آقای قاضی رسیدند.

فرزند آیت‌الله بهجت افزود: خود آیت الله بهجت از نحوه آشنایی‌شان با مرحوم قاضی و اولین باری که نام ایشان را شنیده بودند این گونه می گویند که من در کربلا بودم که یک آقایی شب‌های پنجشنبه برای زیارت از نجف به کربلا می‌آمد و در مدرسه ما وضو می‌گرفت من تعارفش می‌کردم که به حجره ما بیاید و او نیز دعوت مرا می‌پذیرفت از طریق این فرد که برادر علامه طباطبایی بود نام آقای قاضی را شنیدم. در دوران نوجوانی در حوزه نجف، پس از حلّ مشکلی علمی مرحوم قاضی به وی گفت: «أشهد أنّک فاضل» و از آن پس او را «فاضل گیلانی» خطاب می‌کرد.

هرگز در کلاس آقای قاضی سؤالی نپرسید و هرگز نیز سؤالی نداشت

وی بیان داشت: وی در رابطه با آقای قاضی و کلاس‌هایش می‌گوید: من در تمام مدت سؤالی از مرحوم قاضی نکردم ولی در تمام این مدت هم سوالی نبود که در ذهن من باشد الا این که استاد جواب مرا می‌داد پدر بعد از این که این موضوع را بیان کردند لبخندی زدند و گفتند ۲، ۳ بار حتی استاد نام مرا بردند و گفتند در پاسخ به سؤال ایشان. به طوری که یک بار کنار دستی من به من نگاه کرد و گفت تو که سؤالی نپرسیده‌ای چرا استاد می گویند در پاسخ به سؤال تو؟

فرزند این عالم ربانی تأکید کرد: در حقیقت ایشان در محضر استادان خوبی قرار می‎گرفت البته این در حالی بود که خودش به دنبال این نبود تا استاد پیدا کند زیرا اگر انسان در مسیر درست قدم بردارد این خود خداست که استاد را می‌فرستد در حقیقت این‌ها به دنبال کسانی بودند که جان مطلب را کف دستشان بگذارد.

علی بهجت اضافه کرد: وی در رابطه با مرحوم قاضی می‌گفت درس‌های ایشان قابل نوشتن نبود من یک جلسه درس استاد را قیمت کردم دیدم به اندازه قیمت یک کوچه ای بود به نام صدتومانی یعنی کلاس ایشان این قدر ارزش داشت که هر جلسه‌اش از آن کوچه صد تومانی هم باارزش‌تر بود.

وی در رابطه با نظر آقای قوچانی در رابطه با پدر بزرگوارش گفت: مرحوم قوچانی در رابطه با آیت‌الله بهجت می‌گوید ایشان ۲۲ سال سن داشت اما بیش از ۲۰ مقام داشت اما حیف که نمی ‌توانم بگویم.

پس از بازگشت از حرم امام رضا(ع) چنان نشاطی داشت که حس می‌کردی مست شده است

حجت الاسلام بهجت تأکید کرد: وی با نماز جان می‌داد و با زیارت جان دوباره می‌گرفت، ایشان ۴۰ سال دو ماه و نیم از سال را به زیارت امام رضا(ع) می‌رفت اما در طی این ۴۰ سال یک چهل متری برای خودش آن‌جا تهیه نکرد همیشه ۲ ساعت قبل سحر بیدار می‌شد و به عبادت می‌پرداخت و نزدیک طلوع آفتاب به حرم می‌رفت.

وی ادامه داد: قبل از رفتن به حرم به خاطر عبادت‌ زیاد توانشان بسیار کم می‌شد اما در کمال حیرت وقتی از حرم بر‌می‌گشتند انرژی بسیار زیادی پیدا می‌کردند به طوری که می‌توان گفت از حرم که بازمی‌گشتند انگار مست بودند و دوپینگ کرده بودند بنابراین با من شوخی می‌کرد و سر به سر من می‌گذاشت و این انرژی وصف ناپذیر باعث حیرت ما می‎شد.

وی بیان داشت: در زیارت حضرت معصومه(س) هم همین طور بودند به طوری که از سال ۱۳۲۴ شمسی روزی دو ساعت به حرم حضرت معصومه می‌رفتند و یک ساعت ایستاده و یک ساعت نشسته زیارت می‎کردند و دعای جامعه کبیره و چند بار نیز به نیابت، امین‌الله می‌خواندند.

نشسته می‌خوابید و می‌گفت نشسته بخوابید تا خواب بر شما مسلط نشود

وی تصریح کرد: ایشان در درس جدی و در عبادت نیز بسیار کوشا بودند به طوری که انسان باورش نمی شد که فردی که این چنین عبادت می‌کند اهل آن چنان درس و علمی باشد و از طرفی جدی بودن در درس هم باعث نمی‌شد تا از سیر ملکوتی‌شان کم بگذارند.

وی در رابطه با نظم آقای بهجت گفت: آیت الله بهجت بسیار در کارهایشان نظم داشتند و از تمامی وقتشان استفاده می‌کردند به یاد دارم زمانی که می‌خواستند از این میز به میز دیگر بروند تا کتابی را بردارند اگر در این فاصله کوتاه از ایشان سؤالی می کردی می گفتند الان وقت سؤال است؟ یعنی حتی در بین این راه کوتاه نیز بیکار نمی‌ماندند.

علی بهجت اضافه کرد: اگر من تیتر روزنامه‌ها را می‌خواندم می‌گفتند وقت اضافه آورده‌ای که تیتر روزنامه‌ها را می‌خوانی و واقعا هم همین بود من در زندگی‌ام کسانی را دیده‌ام که بسیار روزنامه مطالعه می‌کنند اما یادشان نمی‌آید ماه قبل چه اتفاقی افتاده و کسانی را دیدم که روزنامه نخوانده و تلویزیون ندیده می‌دانستند ماه های آینده چه اتفاقاتی می‌افتد.

وی همچنین در رابطه با زمان استراحت ایشان گفت: خواب ایشان بسیار کم بود به طوری که گاهی نشسته می‌خوابیدند از ایشان که می‌پرسیدیم چرا نشسته می‌خوابید می‌گفتند دراز نمی کشم که خواب بر من مسلط نشود.

مشکلات مردم برایشان مهم بود و اگر ما در پی حل مشکل برنمی‌آمدیم خودشان آن را انجام می‌دادند

فرزند آقای بهجت اظهارداشت: در رابطه با خانواده نیز سعی می‌کردند با تمام مشغله‌هایشان سر سفره بیشتر غذا خوردن را طول بدهند صله رحمشان نیز در این زمان بود زیرا احوال همه را از من و دیگر اعضا خانواده می‌پرسیدند، حتی به نام می‌گفتند فلان فرد مشکل داشت آیا حل شد؟ دختر فلان فرد مشکلش برطرف شد؟ و می‌خواستند که پیگیر مشکلات همه باشیم و اگر زمانی هم ما یادمان می رقت خودشان آن کار را انجام می‌دادند، از برنج و محصولات میوه هم که جز وجوهات نبود یک سوم را کنار می‌گذاشتند به طوری که گاهی ما ۳،۴ ماه سال را بی برنج می‌ماندیم.

فحش هم می‌دهید بگویید گل اناری

علی بهجت گفت: پدر هرگز در کودکی به ما اجازه نمی دادند فحش بدهیم من می‌گفتم نمی‌شود که عصبانی هستیم فحش ندهیم می گفتند بگویید گل اناری زیرا گل انار مانند انار است اما وقتی سراغش می‌روی می بینی انار نیست.

گاهی از شدت ناراحتی برای اتفاقات دنیای اسلام انرژی‌شان در درس دادن نیز تحلیل می‌رفت

حجت الاسلام بهجت تصریح کرد: ایشان نسبت به اتفاقاتی که در جاهایی مانند بغداد می‌افتاد از جمله انفجارها به شدت حالت ترحم داشتند به طوری که از شدت ناراحتی‌شان احساس ‌می کردید که در آن انفجار برای یکی از اقوامشان اتفاقی افتاده است. در جلسه استفتائات نیز گاهی بعد از جواب به چند سؤال یکدفعه بیان می‌داشتند هر روز یک انفجار انجام می‌دهند نمی‌گذارند راحت باشیم.

وی ادامه داد: حتی از شدت ناراحتی برای این‌گونه مسائل توانایی و انرژی‌شان برای درس دادن تحلیل می‌رفت گاهی یکدفعه به شدت ناراحت می‌شدند و می‌گفتند خدایا رحم کن ما از ایشان می‌پرسیدیم آقا چه شده؟ می گفتند سفیانی از حتمیات است این‌ها به اسم می‌کشند. شما چه می‌دانید؟ با این درندگان چه کنیم؟ نمی دانیم، مرددیم دعا کنیم آیا بمانیم تا ظهور؟

اگر از کرامات ایشان می‌گفتی به شدت عصبانی می‌شدند و می‌گفتند من گدا هستم

وی عنوان کرد: یک موضوعی که به شدت ایشان را عصبانی می‌کرد این بود که بگویید من فلان کرامت را از شما دیده‌ام این حرف باعث ناراحتی و عصبانیت ایشان می‌شد طوری که با ناراحتی می‌گفتند من چه کاره‌ام ؟ من کاره‌ای نیستم من گدا هستم. در صورتی که فرد می‌دانست این از کرامات آقا بوده است.

علی بهجت با بیان خاطره‌ای گفت: یک بار فردی به نزد آقا آمد و گفت به تازگی نورسیده‌ای دارم آقا گفتند نامش را زینب بگذار من گفتم آقا از کجا می‌دانید دختر است پس شما می‌دانید که فرزند ایشان دختر است آقا حرف را عوض می‌کردند و می‌گفتند من مگر گفتم دختر است. در حقیقت ایشان هرگز دوست نداشتند کسی ایشان را بشناسد.

او تمام نشانه‌ها را پاره می‌کرد

فرزند آیت‌الله بهجت گفت: سیر زندگی آیت‌الله بهجت بسیار پیچیده بود به طوری که سال‌ها طول می‌کشید تا یک سؤالمان در رابطه با ایشان پاسخ داده شود زیرا وی هرگز حاضر نبود از خود چیزی را افشا کند، او واقعا عبد خدا بود و همیشه هم می‌گفت من هیچ چیز نیستم به همین خاطر ما نیز چیز زیادی از ایشان نمی‌فهمیدیم.

وی در پایان سخنانش تصریح کرد: سال ۶۳ بود که علامه جعفری تلنگری به من زد که کارهایت را رها کن و پیش پدرت بیا که ایشان یک فرد خاص و تکی است اما بعد از آن نیز من چیز زیادی در رابطه با پدر متوجه نمی‌شدم البته گاهی بعضی مطالب را یادداشت می‌کردم اما این یافته‌ها تنها مانند پازلی از هم پاشیده بود تمام نشانه‌ها را پاره می‌کردند.

مرجع : خبرگزاری مهر




نوع مطلب : آیت الله بهجت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آیت‌الله بهجت می‌گوید: کوچک و بزرگ باید بدانیم یگانه راه سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است و بندگی در ترک معصیت است در اعتقادات و عملیات. آنچه را که دانستیم عمل کنیم و در آنچه که ندانستیم توقف و احتیاط کنیم تا معلوم شود.
راه سعادت از زبان آیت‌الله بهجت
به گزارش افکارنیوز، عامل مؤثر و خطرناکی که می‌تواند اتصال میان بنده و خدا را قطع کند، برکات وجودی و زندگی را بگیرد و زندگی زیبا و بهشتی انسان را به زندگی جهنمی و تاریک تبدیل کند «گناه» است. امام صادق(ع) می‌فرماید: پدرم می‌فرمود: چیزی بیشتر از گناه دل را تباه نمی‌کند، زیرا دل مرتکب گناهی می‌شود و بر آن اصرار می‌ورزد تا وقتی که گناه بر دل چیره شود وارونه‌اش می‌کند.

بنابراین همانگونه که عبادت و بندگی خدای متعال، سعادت دنیا و آخرت و همچنین آرامش دل و جان را به ارمغان می‌آورد، گناه و معصیت نیز شقاوت و خسران دنیا و آخرت و همچنین دلهره، ترس، اضطراب و صدها پیامدهای دیگر را در پی دارد به طوری که پیامدهای شوم آن فقط در آخرت دامنگیر فرد گناهکار نمی‌شود، بلکه آثار زیانبار آن در دنیا نیز مشاهده می‌شود.

از این رو مسئله «گناه» را از منظر چند تن از اساتید اخلاق مورد بررسی قرار دادیم که بخش نخست آن در ادامه می‌آید:

آیت‌الله انصاری همدانی

مکروهات، قرقگاه معصیت است و آدم را تا لب جهنم می‌برد و از کجا معلوم که انسان را هُل ندهد پس سعی کنید از مکروهات بپرهیزید.

آیت‌الله بهاءالدینی

انسان از یک طرف به جایی می‌رسد که جبرئیل هم نمی‌تواند همراه او برود و از یک طرف مسیری را طی می‌کند که گرگ‌ها هم از پشت سرش بر می‌گردند و می‌گویند ما تا این اندازه حاضر نیستیم؛ این هر دو اختیارش دست خود بشر است: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا».

خیال نکنید که انسان از روز اول، معصیت کار بوده است اشتباهات، تو را بیچاره کرده است همچنان که بشر از اول معتاد نیست. کج‌سلیقگی مبتلایش کرده و الان دیگر نمی‌تواند کاری بکند. کج سلیقگی در اسلام و در راه حق و باطل از همه بدتر است.

ما هنوز خدا را نمی‌شناسیم منشأ آن این است که آلوده هستیم اگر می‌خواهی خدای تعالی به تو کمک کند و از برکات خدا کمال استفاده را بکنی با حرف نمی‌شود. در خلوت و جلوت باید محرمات الهی را ترک کرد، باید توطئه‌ها، دروغگویی‌ها، تهمت‌ها، کم‌فروشی‌ها، کلاه گذاری‌ها و شیطنت‌ها را که اسمش را عقل گذاشته‌ایم کنار بگذاریم.

منشأ همه اشتباهات، خود انسان است ما به آن انسان کامل کاری نداریم چون به آن نمی‌رسیم. باید همت ما این باشد که کسی را آزرده نکنیم، مال کسی را نبریم، غیبت کسی را نکنیم و برای نجات از رذایل اخلاقی تلاش کنیم. «عمل صالح» انجام واجبات الهی و ترک محرمات است اینها ایمان را تقویت می‌کند، معصیت و نافرمانی خدا کار را به جایی می‌رساند که ایمان را از انسان سلب می‌کند اینگونه نیست که بگویید ما ایمان داشتیم و الان هم داریم.

اگر در مسیر شیطان قرار گرفتی و حرکت شما حرکت شیطانی بود این ایمان هم از شما گرفته می‌شود؛ «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون» عاقبت امر مردم معصیت کار این است که دیگر ایمان هم ندارند.

معصیت، انسان را به شیطان نزدیک می‌کند و بندگی خدا، انسان را به خدا.

آیت‌الله بهجت

اگر جلوی خود را در ارتکاب معاصی نگیریم حالمان به انکار و تکذیب و استهزاء به آیات الهی به جایی می‌رسد که از رحمت خدا ناامید می‌شویم. تمامی ابتلائات و مشکلات به اختیار خود ما پیش می‌آید یعنی چون ما اطاعت خدا را به اختیار خود ترک می‌کنیم و معصیت او را اختیار می‌کنیم به ناچار سزای کارهای ما گرفتاری و بلا برای ما است.

اگر کمی از راه منحرف شویم شیاطین جنی و انسی بر ما مسلط می‌شوند اگر کسی راه نجاح و فلاح را پیدا کرد آسوده خاطر باشد که غرض همان است؛ عملاً پیمان ببندیم که در راه خدا باشیم و عزم بر خلاف نداشته باشیم و به گناهان صغیره نیز نزدیک نشویم.

جماعتی از اینجانب طلب موعظه و نصیحت می‌کنند اگر مقصودشان این است که بگوییم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر بگوییم و بشنوند عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.

کوچک و بزرگ باید بدانیم که راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است و بندگی در ترک معصیت است در اعتقادات و عملیات. آنچه را که دانستیم عمل کنیم و در آنچه که ندانستیم توقف و احتیاط کنیم تا معلوم شود.

ترک معصیت در اعتقادات و عملیات و نماز اول وقت، کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگرچه هزار سال عمر کنی!

مرجع : خبرگزاری فارس





نوع مطلب : آیت الله بهاالدینی، آیت الله انصاری همدانی، آیت الله بهجت، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir