اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

مرحوم آیت الله سید اسماعیل هاشمی از علمای صاحب نفس شهر اصفهان و نماینده ی سابق مردم این شهر در مجلس خبرگان، در سخنانی به مناسبت دهه فجر و بازگشت تاریخی حضرت امام(ره) به ایران، با اشاره به شعار معروف مردم اصفهان در راهپیمایی ۱۲ بهمن ۵۷ به مکاشفه ای اشاره کرده است که مبنای این شعار قرار گرفته بود.

مکاشفه ای عجیب در شب ورود امام خمینی(ره) به میهن



ادامه مطلب


نوع مطلب : علما، تاریخ معاصر، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام خمینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ذکری جهت لذت بردن از نماز

شخصی از حضرت آیت الله بهجت پرسید : نماز برایم مانند جریمه دادن است چه کنم ؟

سرویس دینی جام نیوز؛


شخصی از حضرت آیت الله بهجت پرسید :
نماز برایم مانند جریمه دادن است چه کنم ؟


ایشان فرمودند : زیاد بگویید :

 

« وَ رَبُکَ الغَنیُّ ذوالرّحمه – سورۀ انعام،آیۀ 133 » ،

یعنی : « و پروردگار تو بی نیاز و رحمتگر است ».

 

 

منبع : گوهرهای حکیمانه،ص17 و ذکرهای نجات بخش،ص45.



حاجی‌ها را برده بود طواف و خودش در دور سوم یا چهارم طواف خانه خدا بود که سکته کرد و تا او را به درمانگاه مسجدالحرام برسانند، در شب شهادت امام جواد(ع) با لباس احرام جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.
 به گزارش مشرق، محمد قنبری متولد سال ۱۳۰۱ کوچه قجرها یا همان آبشار فعلی در تهران بود که از ۲۵ سالگی زیر نظر مرشد قدیمی و راهنمای مداحان پیشکسوت، یعنی استاد باقر، مداحی را یاد گرفت. توجه فراوان به توسل به اهل بیت (ع)، حتی در مهمانی‌های خانوادگی و جمع‌های خودمانی از خصوصیات و علاقه‌های این مداح بااخلاص بود؛ به گونه‌ای که اگر در یک نشست خانوادگی ـ که معمولاً بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها گرم گپ و گفت و شوخی و خنده هستند ـ حضور داشت، بعد از بگو و بخندها، توسل مختصری پیدا می‌کرد تا آن مهمانی به عطر سیدالشهدا (ع) معطر شود.

او با اینکه دکانی در حوالی سه‌راه شکوفه داشت، اما روضه‌های خانگی و هیئت‌هایش را ترک نمی‌کرد و در جلسات مهم و معتبری مانند بنی‌فاطمه، حتی آن زمان که این هیئت تاریخی، حسینیه نداشت و سیار بود و در محله‌های خیابان ایران، سرچشمه و میرزا محمود وزیر، گردش می‌کرد، مداحی داشت. جلسات دیگر مداحی او در تکیه سادات اخوی (زمانی که در حوالی چهارراه سیروس در حیاطی خیمه و چادر می‌زدند)، هیئت زنجیرزنان سرچشمه، هیئت بنی‌الزهرا (س) و هیئت متوسلین به امام مجتبی (ع) (بیت‌الحسن فعلی) در خیابان ایران تشکیل می‌شد و مرحوم حاج سیدعلی سالک‌فر و مرحوم حاج محسن دربندی از همدوره‌ای‌های مرحوم حاج محمد قنبری بودند.

قنبری، معاونت هیئت مداحان در زمان مرحوم حاج سیدمصطفی هاشمی دانا در هیئت صبح‌های یکشنبه و معاونت استاد علی آهی و مرحوم حاج عزیزالله مبارکی در هیئت صبح سه‌شنبه را نیز به عهده داشت.

خیلی دوست داشت فرزندانش مداح بشوند، اما از میان آنها، این حاج علی قنبری بود که به راه پدر رفت و اکنون در بعضی هیئت‌های او انجام وظیفه می‌کند. البته او هم در زمان حیات پدرش ذاکر نشد و سه ـ چهار سال بعد، رخت مقدس مداحی به تن کرد.

اما آنچه او را بیش از پیش سعادتمند کرد، خدمتگزاری حجاج بیت‌الله الحرام بود که نهایتاً در همین راه، پر پروازش کارساز شد و از کنار بیت نورانی خداوند پر کشید. او سال‌ها در نقش خدمه و معاون کاروان و نهایتاً در جایگاه مدیر کاروان، حاجیان را به عمره و تمتع می‌برد. وقتی کارت مدیریت گرفت، برنامه زیارتی حرم حضرت زینب (س) و دردانه سیدالشهدا، حضرت رقیه (س) را هم به بعضی سفرها اضافه کرد. به این معنا که حاجیان را از جده به سوریه می‌برد تا پس از حج، به زیارت عمه سادات هم رفته باشند.

همیشه قبل از سفر، وصیت‌نامه‌اش را به‌روز می‌کرد و نکات جدیدش را می‌نوشت، اما در شب آخر واپسین سفرش در سال ۱۳۶۰، گویا سخت دلواپس بود. فرزندش علی را وصی خود قرار داده بود و وصیت‌نامه را به او نشان داد. حاجیانش را اول به مدینه برد و هنگامی که آنها را با لباس احرام، راهی مکه مکرمه کرد، خود با آنها به طواف بیت‌الله آمد و هنگامی که در دور سوم یا چهارم طواف بود، دچار حمله قلبی شد. تا او را به مستشفی (درمانگاه) مسجدالحرام برسانند، در شب شهادت امام نهم و در لباس احرام جان داد.

آنجا هم هیئتی‌هایی مانند علی آقابزرگ، او را غسل دادند و کفن کردند و در قبرستان شریف ابوطالب به خاک سپردند. حالا، ۳۳ سال است که فرزندان مرحوم حاج محمد قنبری، شب شهادت امام جواد (ع) به یاد پدر گرد هم جمع می‌شوند و عزاداری می‌کنند.

منبع: عقیق

علی‌اکبر محبی، بارها به دلیل بیماری مورد عمل جراحی قرار گرفت، یکبار که امکان بیهوش کردنش نبود او را در شرایط عادی مورد عمل قرار دادند. پزشکان گمان بردند که او حین عمل از دنیا رفته است، اما او مشغول خواندن دعای توسل بود.
به گزارش مشرق، پنجاه سال قبل، هر جوانی که می‌خواست لباس مداحی بپوشد، یکی از پیشکسوتانی که به او معرفی می‌شد، حاج علی‌اکبر محبی بود. او که زاده 1290 آشتیان بود، در 20 سالگی بعد از فوت پدرش به تهران آمد و اول مغازه‌ای در خیابان شهباز (17 شهریور فعلی) باز کرد، اما از آنجا که دل در گرو اهل بیت (ع) داشت، پشت دخل بقالی‌اش نایستاد و شاگردی آیت‌الله شهرستانی، سیدعلی آقای موسوی و آقا شیخ جواد خراسانی را برای پوشیدن لباس مداحی انتخاب کرد. به همین دلیل، محبی را از باب تشرع و تقوا، شیخ طایفه مداحان می‌شناختند. از او این جمله بارها شنیده شده است که می‌گفت: «مداح حتما باید با یک عالم خوب در ارتباط باشد».

او علاوه بر اینکه محضر چند تن از علما را درک کرده بود، بارها در قم و در حضور آیت‌الله العظمی بروجردی، در نجف و در حضور آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، آیت‌الله خویی، آیت‌الله حکیم و آیت‌الله شاهرودی و در مشهد منزل آقای میلانی خوانده بود و از این آیات عظام قبا هدیه گرفته بود.

سینه حاج اکبر محبی، گنجینه پندیات، قصاید و مراثی فراوانی از مرحوم جودی، خوشدل، کمپانی، صغیر اصفهانی، صابر همدانی، فؤاد کرمانی و ... بود، اما خودش هم گاهگاهی شعر می‌گفت که آن شعرها هنوز در سینه بعضی شاگردانش درخشش دارد. یکی از آن شعرها، رباعی معروفی است به این شرح:

جان‌ها به فدای نام نیکوی حسین

قربان حسین و تربت کوی حسین

از سوی حسین روی کن سوی خدا

زیرا که بود سوی خدا روی حسین

حاج اکبر محبی، صدا و سوزی شبیه مرحوم کوثری، مداح امام خمینی (ره) داشت و مردم نه فقط به خاطر سن و سال و تجربه‌های فراوانش در مداحی که به دلیل تشرع و تهجدش او را احترام می‌کردند؛ چرا که همان روضه‌خوانی که همیشه عادت داشت عبایش را جمع کند و همه روضه‌هایش را پیاده برود و به هرکس که می‌رسد، پیش‌سلام ‌شود، نماز شبش ترک نمی‌شد.

این بزرگمرد مداحی معاصر کشور و چهره تجلیل شده، بارها به دلیل بیماری مورد عمل جراحی قرار گرفت. حتی یک بار که امکان بیهوش کردنش قبل از جراحی نبود، او را در شرایط عادی مورد عمل قرار دادند. پزشکان گمان بردند که او حین عمل از دنیا رفته است، اما در کمال تعجب دیدند که زنده است و دارد دعای توسل می‌خواند.

علی‌اکبر محبی آشتیانی، سرانجام در پنجم دی‌ماه 1380، هنگامی که برای انجام فریضه صبح آماده می‌شد، دنیای فانی را وداع گفت و تشییع باشکوهی از او در ذهن مردم محله میدان کلانتری به ثبت رسید. سعید محبی، نماینده اسبق ایران در دیوان داوری لاهه، فرزند همان مداح خوشرویی است که هیئتی‌ها با فینه شکری و لبان خندانش می‌شناختند.

اینکه بدانید ذبیح‌الله ترابی، مداح روشندل و ذاکر موفق اهل بیت (ع) یکی از شاگردان حاج علی‌اکبر محبی بوده، شاید برایتان جالب باشد.

منبع: عقیق

جرعه‌نوش کوثر ولایت
حجت الاسلام كوثرى چنان عشق و ارادتى به امام حسین(ع) داشت كه هر سال به هر ترتیب به كربلاى معلا مشرّف مى شد و در محضر آن ارباب اهل بصیرت ماهها به كسب فیض مى پرداخت: با این وجود كه اگر تصویرى از گنبد یا ضریح سیدالشهدا(ع) مى دید، چشمه هاى اشك از دیدگان نجیبش مى جوشید.
گروه فرهنگی مشرق - از ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت، كمتر كسى است كه امام(ره) را بشناسد و مرحوم كوثرى - مدّاح بیت او - را نشناسد؛ مردى كه هر گاه لب به مدح آل رسول(ص) مى گشود، آن پیرمرد فرزانه چشمهایش بارانى مى شد. او صدایى نداشت؛ امّا سوز درونى اش به هر دل پاك و صادق آتش مى زد.  
 
سیّد محمّد كوثرى در سال 1307در خانواده اى روحانى و در شهر قم به دنیا آمد. پدر او - مرحوم حجت الاسلام حاج سیّد على كوثرى - از خطیبان بزرگ قم بود كه در محافل مذهبى، از جمله در بیت آیت اللّه بروجردى(ره) ضمن آشنا ساختن مردم با فضایل اهل بیت(ع) دل هاى آنان را با عشق به ائمه ى اطهار پیوند مى زد و جان تشنه شان را از كوثر ولایت سیراب مى كرد.  
 
سیّد محمّد پس از راه یافتن به محضر فیض استادان و دانشمندان بزرگ اسلامى، همچون امام موسى صدر، از آنجا كه عطش عشق به اهل بیت(ع) كام و جانش را شعله ور ساخته بود، به جرگه ى ذاكران و روضه خوانان اهل بیت(ع) پیوست و بیش از نیم قرن با این میمنت و افتخار همراه بود. او حتى پس از خود این عرض ارادت را به عنوان یك آیین به فرزندان خود نیز به ودیعت سپرد. قیام 15خرداد، نام او را در شمار انقلابیوین و ارادتمندان به حضرت امام(ره) ثبت كرد و او در كنار پدر و دایى اش در این قیام اثرى جاودان از خود بر جاى گذاشت.  
 
حجت الاسلام كوثرى چنان عشق و ارادتى به امام حسین(ع) داشت كه هر سال به هر ترتیب به كربلاى معلا مشرّف مى شد و در محضر آن ارباب اهل بصیرت ماهها به كسب فیض مى پرداخت: با این وجود كه اگر تصویرى از گنبد یا ضریح سیدالشهدا(ع) مى دید، چشمه هاى اشك از دیدگان نجیبش مى جوشید.  
 
حاج آقا كوثرى با اینكه ملبّس به رداى روحانیت بود؛ اما همه از او انتظار مرثیه خوانى اهل بیت(ع) را داشتند؛ ولى او  به وظیفه ى شرعى خود - كه همان وعظ و خطابه بود - نیز توجه داشت و در حرم شریف ائمه(ع) و بیوت معظم علما به معرفى سیره ى اهل بیت(ع) و ترویج فرهنگ ایشان مى پرداخت.  
 
«كوثرى» از كوثر بى نشان ولایت دم مى زد و از عطش آن جام سیراب شده بود؛ بى جهت نبود كه اولیا و بزرگان على الخصوص رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینى(ره) دل به طنین نغمه هاى كربلایى او بسته بودند و با زمزمه هاى او دل و جانشان به اهتزاز مى افتاد و همسفر با اشك به دیار اشتیاق عشق مى شتافتند.  
 
«كوثرى» رشته ى دل را به آستان عشق گره زده بود و هر بار در هنگام خواندن با طنین «یا الله» - از عمق جان -  مدد از هستى بخش مى گرفت تا زیباترین آینه داران هستى را توصیف كند. هماره زمزمه داشت كه: «در اینجا انتصابم به حسین است در آن جا هم حسابم با حسین است كجا ارباب من فردا گذارد غلام او در آتش پا گذارد؟» او هیچ گاه سایه هاى مادى را بر آفتاب حقیقت، ترجیح نداد. ظواهر دنیایى هیچ زمان او را نفریفت. اگر هم در این آستان از بركت اهل بیت(ع) هر بار توشه اى مى یافت آن را به راه خدا و در راه گره گشایى از مشكلات فقرا و مساكین صرف مى نمود. اعتبارى كه نوكرى بارگاه اهل بیت(ع) به او بخشیده بود، زمینه ى ارادت مردم و مسؤولان را نسبت به او فراهم كرده بود، اما هیچ گاه این اعتبار را خرج خود نكرد و هماره خداى را شاكر بود كه عبادت او را خدمت به اهل بیت(ع) و خدمت به شیعیان ایشان قرار داده است.  
 
مرحوم كوثرى با وجود گرفتارى ها و مشغله هاى گوناگون، لحظه اى از خانواده ى خود غافل نماند و سال ها كمر به خدمت پدر پیر و زمین گیرش بست و در این راه ذره اى درنگ و سستى نداشت تا آنجا كه حضرت آیت الله فاضل لنكرانى به ایشان فرموده بود كه: «آنچه دارى، همه عزت و آبروى تو، از بركت خدمت به پدرت مى باشد كه او عمرى خدمت به دستگاه امام حسین(ع) كرد و اكنون تو به او خدمت مى كنى». 

مردى كه با نغمه هاى عاشورایى اش، امام(ره) را مى گریاند
 
دلبستگى امام خمینى(ره) به برنامه ى روضه خوانى او خود داستانى دیگر است و فصلى دیگر مى طلبد. اما ذكر این نكات، خالى از لطف نیست:  
 
خود آن مرحوم نقل نموده است كه: در ایام رحلت حاج آقا مصطفى خمینى(ره) به خدمت امام(ره) رسیدیم، داماد بزرگ امام، مرحوم حاج آقا شهاب الدین اشراقى(ره) به محض دیدن من، سفارش نمودند كه «آقا» پس از مرگ فرزندشان، اشكى نریخته اند و ممكن است براى قلب ایشان ضررى داشته باشد، خوب است ذكر توسلى داشته باشید براى ایشان مفید است. من هم در محضر ایشان ابتدا عرض تسلیتى داشتم و سپس به روضه خوانى پرداختم. نكته جالب این كه، آن هنگام كه از مرگ فرزندشان سخن مى گفتیم هیچ عكس العملى نشان ندادند اما وقتى وارد روضه شدم آنچنان گریستند كه غیر قابل وصف است.  
 
توجه به عزاداى و اقامه ى عزاى امام حسین(ع) از مواردى بود كه امام بدان اصرار فراوانى مى فرمودند بخصوص در آن زمان كه شیوه عزادارى سنتى توسط عده اى مورد بى توجهى واقع شده بود، حضرت امام(ره) از مرحوم كوثرى دعوت مى كردند تا در محضر ایشان به روضه خوانى بپردازد، تا تأكیدى باشد بر نوع عزادارى سنتى كه مورد نظر حضرت امام بود و عده اى در صدد حذف از آن فرهنگ شیعه بودند...  
 
مرحوم كوثرى این توفیق را داشت كه پس از رحلت امام(ره) در محضر مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى نیز سنت اقامه ى عزاى اهل بیت(ع) را پاس بدارد. در یكى از ایام فاطمیه، آن هنگام كه آن مرحوم، قصد سفر به تهران و شركت در برنامه ى عزادارى شهادت حضرت صدیقه ى طاهره(س) در بیت رهبر انقلاب را داشت، در هنگام وضو گرفتن، دعوت حق را لبیك گفت و به خیل واصلان به آستان امام حسین(ع) پیوست. چند ساعتى پیش از رحلت، آن مرحوم به خانواده خود گفته بود كه خواب حضرت معصومه(س) را دیده است. پس از رحلت نیز، بارها به خواب خواص آمده و سفارش هایى از جمله توصیه به خواندن زیارت عاشورا، زیارت جامعه كبیره و... داشته است. یكبار در عالم خواب به فرزند گرامى شان گفته بود: «فرزندم! آن هنگام كه جان مى دادم آقا امام حسین به كنارم آمد و نظاره ام مى نمود! و مى گفت: «نترس! من كنارت هستم». اكنون هم هر كجا هستم با امام حسین(ع) هستم».  
 
همچنین سفارش نمود كه: «همه ى كارهایى كه در دنیا انجام مى دهید براى ما به تصویر مى كشند. ما مثل «شهاب» همه جا مى رویم و اعمال شما را مى بینیم. ما و دیگر شیعیان و محبان اهل بیت(ع) همه جا با هم هستیم».  
 
آرى، انتساب به حسین(ع) و دم زدن از عشق او، او را به مقام هم نشینى با امام حسین(ع) رساند و این زمزمه ى او تحقق یافت كه: 

«در اینجا انتسابم با حسین است  
 
در آنجا هم حسابم با حسین است  
 
كجا ارباب من فردا گذارد  
 
غلام او در آتش پا گذارد؟!» 



یادی از پیرغلامان حسینی/1
خاطره روضه‌های عصرانه حاج ولی‌الله در ذهن مردم محله‌های شرق تهران هست. او هر روز با موتور گازی‌اش راهی خانه‌های مردم می‌شد و تا اذان مغرب در منزل محبان اهل بیت (ع) به سیدالشهدا سلام می‌داد.
مشرق - هنوز چهره بشاش حاج ولی‌الله سلیمانی، این مداح سالخورده و خوشرو با لهجه نمکین آذری‌اش از یادها نرفته است. تند تند حرف می‌زد، اما شمرده روضه می‌خواند و بین مداح‌ها، او را به روضه‌خوان دوزبانه می‌شناختند؛ چرا که هیچ وقت از مستمعین آذری‌زبان خود غفلت نمی‌کرد و حتی اگر شده چند خط، روضه ترکی می‌خواند. طوری هم می‌خواند که اگر ترکی هم نمی‌دانستی، اشکت سرازیر می‌شد؛ بس که سوزناک می‌خواند این پدر شهید.

یادی از پیرغلام و  مداح دو زبانه+عکس

ولی‌الله سلیمانی در سال 1307 در روستای ماهین طارم در استان زنجان متولد شده بود. از کودکی در تعزیه‌ها، نقش بچه‌های امام حسین (ع) را بازی می‌کرد و هنگامی که بزرگ‌تر شد، نوحه‌های ترکی می‌خواند. کشاورز پرجنب و جوشی بود و دلبسته زمین بابرکتی که خدا روزی‌اش را در آن قرار می‌داد.

سال 1340، یعنی 33 سالگی او و همین سال، مصادف است با مهاجرتش به تهران و آغاز مداحی رسمی حاج ولی‌الله سلیمانی. استادان او، حاج علی آقای آهی و حاج علی آقای ترابی بودند و چه تأسف‌بار اینکه شاگرد در پیوستنش به ارباب بی‌کفن، گوی سبقت از استادانش ربود.

سلیمانی از سال 1342 خلعت مبارک مداحی به تن کرد و با شعرهای اصیل و جانمایه‌هایی از دیوان استاد آهی، مرحوم خوشدل تهرانی، استاد حبیب چایچیان (حسان) و بعدها استاد غلامرضا سازگار، روضه‌خوان شد. شعرهای ترکی او اغلب سینه به سینه دریافت شده بود و بعضی‌هایش را هم خودش می‌گفت و به حاجی آهی نشان می‌داد تا اشکال نداشته باشد.

خاطره روضه‌های عصرانه حاج ولی‌الله در ذهن مردم محله‌های شرق تهران هست. او هر روز با موتور گازی‌اش راهی خانه‌های مردم می‌شد و تا اذان مغرب در منزل محبان اهل بیت (ع) به سیدالشهدا سلام می‌داد. خودش هم بیست و پنجم هر ماه در حسینیه‌ای به نام شهیدش روضه دایر می‌کرد و سالی 10 روز در ایام صادقیه (منتهی به روز شهادت امام ششم) دهگی می‌خواند.

یادی از پیرغلام و  مداح دو زبانه+عکس

حاج ولی‌الله، پدر شهید مسعود سلیمانی بود. می‌گویند گوشه مفاتیحی نذرش را نوشته بود؛ اینکه خدا به او پسری عطا کند و شهادت را نصیب او سازد تا بداند جوان در راه خدا دادن یعنی چی. عملیات بدر در 1363 انجام شد و خبر مفقودی مسعود را به حاج ولی‌الله ـ که خود رزمنده‌ای در جبهه بود ـ دادند. تا سال 76 پیکر این شهید مفقود بود تا اینکه جنازه‌اش با شکوه عجیبی در محله همایونشهر تهران تشییع و به خاک سپرده شد.

حاج ولی‌الله اما نه روضه علی‌اکبر (ع)‌ که روضه غریبی امام موسی بن جعفر (ع)‌ را دوست داشت. در روضه‌هایی که به زبان ترکی می‌خواند، وداع سیدالشهدا (ع) با حضرت زینب (س) را بیش‌تر می‌خواند و خودش با آن گریه می‌کرد.

این پدر شهید، تا آخر عمر 85 ساله‌اش به روضه‌های خانگی می‌رفت و تقریباً طعم مریضی و خانه‌نشینی را نچشید. با روحیه‌ای که حاج ولی‌الله سلیمانی داشت، حتی داغ فرزندش او را از پا نینداخت و تا یازدهم رمضان سال 92 لبخند از لبانش رخت بر نبست. خبر درگذشت او، عجیب و بهت‌آور بود. چرا که شب قبل، همه او را در جلسه جامعه مداحان شرق تهران دیده بودند.


حمید محمدی محمدی





نوع مطلب : علما، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، قیام حسینی(ع) و عاشورا و حوادث پیرامونی آن، ماه محرم، امام حسین(ع)، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، آیت الله بهجت، امام خمینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اوقات و کیفیت ذکر صلوات

صلوات از خدای عزوجل، رحمت و از فرشتگان، تزکیه و از مردم، دعا است.

اوقات و کیفیت ذکر صلوات

به گزارش افکارنیوز،یکی از عبادات مهم در اسلام که فوائد زیادی را در بردارد و بشر به و سیله آن به مقاصد خود می رسد،و وظیفه هر فرد مسلمان در هر شبانه روزاست موضوع صلوات بر پیمبر و آل اوست، که نوعی ارتباط میان انسان و آفریدگار جهان می باشد و در قرآن و روایات بسیاری درباره آن سفارش اکید شده که از باب نمونه،به بعضی از آن اشاره می شود.

خداوند در آیه ۵۶ سوره احزاب می فرماید: به راستی که خدا و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و تسلیم باشید.
ابوحمزه ثمالی از امام صادق(ع) معنی آیه را می پرسد که حضرت می فرماید: صلوات از خدای عزوجل، رحمت و از فرشتگان، تزکیه و از مردم، دعا است و اما گفتار خداوند عزوجل تسلیم باشد، یعنی تسلیم در برابرآنچه از پیغمبرصلی الله علیه وآله وارد شده است.۱

ازحضرت رضا(ع) روایت شده که فرمود: هر که بر چیزی که گناهان او را نابود سازد، توانایی نداشته باشد، پس باید که بر محمد و آل او صلوات فرستد، زیرا صلوات، گناهان او را خراب می سازد و فرمود صلوات بر محمد و آل او، در نزد خدا برابر تسبیح و تهلیل و تکبیر است.۲

از حضرت علی(ع) نقل گردیده که تاکید فرمود بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید، زیرا که خداوند عزوجل، در وقتی که محمد صلی الله علیه و آله را یاد کنید و او را دعا نمایید و در حفظ او بکوشید دعایتان را قبول خواهد فرمود.۳

از امام صادق(ع) روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: صلوات فرستادن شما بر من، اجابت دعای شما و پاکیزگی اعمالتان می باشد.۴ همچنین از حضرت رسول (ص) نیز وارد شده در حقیقت بخیل آن کسی است که من در نزد او یادآورشوم، پس بر من صلوات نفرستد.۵

همچنین از امام صادق(ع)و روایت شده که فرمورد: هرگاه نام پیمبربرده شد، بر او زیاد صلوات فرستید، زیرا هرکه برپیغمبر یک مرتبه صلوات فرستد،خداوند بر او در میان هزار صف از فرشتگان هزار صلوات فرستد و ازآنچه خداوند آفریده، چیزی باقی نمی ماند، جز آنکه بر این بنده به جهت درود خدا بر او و صلوات فرشتگان درود فرستد و از این کار روگردان نیست مگر نادان مغرور که در حقیقت خدا و رسول او از او تبری جسته اند.۶

کیفیت صلوات
از امام صادق(ع) روایت شده که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: صدای خود را به صلوات بر من کشید، زیرا آن، نفاق را بر طرف خواهد نمود.۷
ابن سنان از امام صادق(ع) نقل می کند: روزی پیغمبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمود آیا تو را مژده ندهم؟ عرضه داشت بفرمایید، پدر و مادرم فدایت باد! تو همیشه به هرخوبی مژده دهنده هستی. حضرت فرمود: جبرئیل برای من چیز شگفت آوری آورده. علی(ع)پرسید؛چه آورده یا رسول الله؟ فرمود؛به من خبر دادکه؛ هرگاه کسی از امت بر من صلوات فرستد و به دنبال آن بر اهل بیت من صلوات فرستد، برای او درهای آسمان باز خواهد شد و فرشتگان هفتاد بار بر او صلوات فرستد، گرچه گنهکار بسیار خطاکار باشد، سپس گناهان از اومی ریزد، چنان که برگ از درخت می ریزد، و پروردگار تبارک و تعالی فرماید؛ لبیک ای بنده من و سعدیک! و به فرشتگان خود می فرماید؛ ای فرشتگان من! شما بر او هفتاد بار درود فرستادید و من بر او هفتصد صلوات می فرستم و چون بر من صلوات فرستد و به دنبال صلوات بر من،اهل بیت مرا نیاورد و فقط بگوید؛ اللهم صل علی محمد. میان آن صلوات و آسمان، هفتاد پرده افتد و خداوند بزرگ فرماید؛ لا لبیک و لا سعدیک؛ای فرشتگان من او را بالا نبرید،مگرآنکه به نبی من،عترت او را ملحق سازد و بگوید؛اللهم صل علی محمد وآل محمد، پس پیوسته محجوب است تا آنکه به من،اهل بیتم را ملحق گرداند.۸

اوقات صلوات
چون حقیقت صلوات نوعی ارتباط است میان بنده و مولا و تجدید عهدی است از خلق نسبت به خالق، لذا نمی توان برای آن وقتی قرار داد، بلکه باید گفت؛ در تمام اوقات مستحب است، بلکه زمانی واجب خواهد شد مانند صلوات در تشهد نماز و در نذر و گاهی مستحب موکد، مانند جایی که نام حضرت برده می شود که اگر کسی صلوات نفرستد، طبق بعضی روایات خداوند او را از رحمت خود دور سازد.

رسول خدا(ص) فرمود؛ کسی که ماه رمضان را درک کند پس آمرزیده نشود، خداوند او را از رحمت خود دور سازد و هر که پدر و مادر خود را درک نماید، پس آمرزیده نشود خداوند او را از رحمت خود دور سازد و هر که نام من در نزد او برده شود و بر من صلوات نفرستد پس آمرزیده نشود خداوند او را از رحمت خود دور می فرماید. ۹


پی نوشت ها:
۱- بحار،ج ۹۴،ص ۵۵ ومعانی الاخبار، ص ۳۶۸
۲- بحار،ج ۹۴، ص ۴۷
۳- حار،ج ۹۴، ص ۵۰
۴- بحار،ج ۹۴، ص ۵۵
۵- بحار،ج ۹۴ ، ص ۵۵
۶- بحار،ج ۹۴،ص ۵۷
۷- بحار،ج ۹۴،ص ۵۹
۸-بحار،ج ۹۴،ص ۵۶
۹- بحار،ج ۹۴،ص ۴۷.

مرجع : جام نیوز

 """

دعا عامل بی نیازی از خلق

خدایا روزی ام را باز بدار و به خلق وامگذار

«بارالها، مرا طاقت مشقت و صبر بر بلا و قدرت بر فقر نیست. پس روزی ام را باز مدار و به خلق وامگذار ...

خدایا روزی ام را باز بدار و به خلق وامگذار

 افکارنیوز- یکی دیگر از ارزشها و فائده های روحی دعا این است که شخص را از خواهش خلق که مایه ذلت است به مسئلت خدا که وسیله عزت و عامل بی نیازی و استغناء است سوق می دهد.

امام سجاد در دعای بیست و دوی صحیفه سجادیه می فرماید:
«بارالها، مرا طاقت مشقت و صبر بر بلا و قدرت بر فقر نیست. پس روزی ام را باز مدار و به خلق وامگذار بلکه خود به تنهائی حاجتم را برآور و کار مرا بر عهده گیر و بر من نظارت کن و مرا در همه امورم به چشم لطف بنگر، زیرا اگر به خویشتنم واگذاری از اداره خود فرو مانم و صلاح کار خود را رعایت نکنم و اگر به خلقت واگذاری روی بر من ترش کنند و اگر به عهده خویشانم موکول کنی محرومم سازند و اگر ببخشند عطائی کم و بی برکت دهند و منتی فراوان نهند و سرزنش بسیار کنند، پس ای خدا به احسان خود بی نیازم کن و به دست عظمت بازویم را بگیر و به توانگریت دستم را گشاده ساز و به رحمتت کفایت فرمای».

سرور اولیاء امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه می فرماید:
«بار خدایا! آبروی مرا به توانگری نگهدار و مقامم را به فقر و تنگ دستی پست مساز که از روزی خواران تو روزی طلبم و از اشرار خلق تو استرحام کنم و با آنکه عطا و منع به دست تو است، به ستایش آنکه به من عطا کرده و نکوهش آنکه محرومم ساخته گرفتار شوم.»

پی نوشت: آثار گناهان، ص۱۲۳-۱۲۵.

"""

ریشه فساد های اخلاقی چیست؟


ایمان، بهره قلب است و علم، بهره عقل. همه مفاسد اخلاقی و عملی از این است که دل، از ایمان بی خبر است و ادراکات عقلی و برهانی به دل نمی رسد.

ریشه فساد های اخلاقی چیست؟

افکارنیوز- ایمان، بهره قلب است و علم، بهره عقل. همه مفاسد اخلاقی و عملی از این است که دل، از ایمان بی خبر است و ادراکات عقلی و برهانی به دل نمی رسد.

همه ادیان و حکیمان و متکلمان و عامه مردم قبول دارند که آنچه به قلم قدرت خدای حکیم جاری شده و به موجودات، وجود و کمال و قسمت و نعمت و اجل و رزق داده، بهترین نقشه و زیباترین نظام و مطابق با مصالح است و هر کس به زبان و اصطلاح خاص خود این نکته لطیف را بیان کرده است. حکیم به نحوی، متکلم به زبانی و اهل شرایع به بیانی و هر کس به اندازه وسعت علم و عقلش برای آن دلیل آورده است. ولی چون از حد قیل و قال تجاوز نکرده و به دل نرسیده، زبان اعتراض باز است و هر که بهره ایمانی ندارد به زبانی قول و برهان خود را تکذیب می کند.

فسادهای اخلاقی همچنین زمینه ای دارد. آن کس که حسد می روزد و آرزوی زوال نعمت از دیگری دارد و کینه صاحب نعمت را در دل می پروراند، ایمان ندارد که خداوند، از روی مصلحت، آن نعمت را به او عطا کرده و به عدل و قسمت عادلانه الهی ایمان ندارد. ایمان به عدل خدا با حسد منافات دارد.

اگر خدا را عادل می دانی، تقسیم او را هم عادلانه بدان. قلب در مقابل قسمت عادلانه خاضع است و از جور و بی عدالتی گریزان و بیزار. عدالت دوستی در سرشت انسان است، همچنین نفرت از ظلم، فطری بشر است. اگر کسی از نعمت و قسمت الهی ناراضی و ناراحت است، بداند که او را عادل نمی داند. ایمان به گفتن و شنیدن نیست، خلوص نیت می خواهد، خداجو خدایاب است.

پی نوشت: بر کرانه شرح چهل حدیث امام خمینی(ره)، ۶۲-۶۳.

"""

ماجرای دزد و امانت داری!

دزد گفت: « تو به امانت به من دادی. امانتدار نباید که امانت خوار باشد که امانت بردن جوانمردی نیست.

ماجرای دزد و امانت داری!

افکارنیوز- مردی به سحرگاه از خانه بیرون شد تا به گرمابه رود، به راه، دوستی دید، گفت: «موافقت کنی تا به گرمابه شویم؟» گفت: «تا درِ گرمابه با تو همراهی می کنم.»

اما به سر دو راهی بی آنکه این مرد را خبر دهد بازگشت و به راه دیگر رفت. اتفاق را دزدی از پسِ مرد می رفت. مرد بازنگریست، دزد را دید. هنوز تاریک بود، پنداشت که آن دوست وی است، صد دینار در آستین داشت. از آستین بیرون گرفت و به دست دزدی داد و گفت: «ای برادر، این امانت است به تو، که چون از گرمابه بیرون آیم به من بازدهی.»

 دزد از وی بگرفت و آنجا بماند تا وی از گرمابه بیرون آمد. روز روشن شده بود، جامه پوشید و راست همی رفت.
دزد وی را باز خواند و گفت:« این زر چیست و تو چه کسی؟» گفت: « من مردی طرارم» گفت: « اگر طراری چرا زر مرا نبردی؟»
دزد گفت: « تو به امانت به من دادی. امانتدار نباید که امانت خوار باشد که امانت بردن جوانمردی نیست.

گفت پیغمبر که دستت هر چه برد
بایدش در عاقبت واپس سپرد(مولوی)

پی نوشت:عالمی دیگر بباید ساخت و زنو آد می،ص۲۳.






نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، امام خمینی، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شهید حاج اسماعیل رضایی و شهید طیب حاج رضایی، از بارفروشان میدان بار تهران بودند که در برپایی قیام 15 خرداد 1342 نقش مؤثری داشتند. پس از این واقعه، طیب به عنوان یکی از محرکین اصلی تحت تعقیب قرار گرفت به طوری که فرمانداری نظامی تهران طی گزارشی ویژه، به شاه اعلام کرد شخص طیب حاج رضایی مسئوول اصلی این اقدامات است.




نوع مطلب : طیب، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، امام خمینی، تاریخ معاصر، شبه روشنفکری، پاسخ به شبهات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

داشتم کتاب چهل حدیث امام خمینی را میخواندم که این مطلب توجهم را جلب نمود:(شرح حدیث28ام)

افـسـوس ! کـه مـا بـیـچـاره هـاى گـرفـتـار حـجـاب ظـلمـانى طبیعت و بسته هاى زنجیرهاى آمـال و امـانـى جـز مـطـعـومـات و مـشـروبـات و مـنـکـوحـات و امثال آنها چیزى نمى فهمیم ، و اگر صاحب نظرى یا صاحبدلى بخواهد پرده از این حجب را بـردارد، جز حمل بر غلط و خطا نکنیم . و تا در چاه ظلمانى عالم ملک مسجونیم ، از معارف و مـشـاهـدات اصـحـاب آن چیزى ادراک ننماییم ،. ولى اى عزیز، اولیا را به خود قیاس مکن و قلوب انبیا و اهل معارف را گمان مکن مثل قلوب ماست . دلهاى ما غبار توجه به دنیا و مشتهیات آن را دارد، و آلودگـى انـغـمـار در شهوات نمى گذارد مرات تجلیات حق شود و مورد جلوه مـحـبـوب گـردد. البـته با این خودبینى و خودخواهى و خود پرستى باید از تجلیات حق تـعـالى و جـمـال جـلال او چـیـزى نـفـهـمـیـم ، بـلکـه کـلمـات اولیـا و اهل معرفت را تکذیب کنیم . و اگر در ظاهر نیز تکذیب نکنیم ، در قلوب تکذیب آنها نماییم . و اگـر راهـى بـراى تـکـذیـب نـداشـتـه بـاشـیـم . مـثـل آنـکـه قـائل بـه پـیـغـمـبـر یـا ائمـه مـعـصـومـیـن ، عـلیـهـم السـلام ، بـاشـیـم ، بـاب تـاءویـل و تـوجـیه را مفتوح مى کنیم ، و بالجلمه ، سد باب معرفت الله را مى کنیم . ما راءیـت شـیـئا الا و راءیـت الله مـعـه و قـلبـه و فـیـه  را حـمـل رؤ یـت آثـار مـى کـنـیـم . لم اءعـبـد ربا لم اره را به علم به مفاهیم کلیه مـثـل عـلوم خـود حـمـل مـى نـمـایـیـم ! آیـات لقـاء الله را بـه لقـاء روز جـزا مـحـمـول مـى داریـم . لى مـع الله حـالة را بـه حـالت رقـت قـلب مـثـلا حـمـل مـى کـنـیـم . و ارزقـنى النظر الى وجهک الکریم . و آن همه سوز و گـدازهـاى اولیـا را از درد فـراق ، بـه فـراق حـورالعـیـن و طـیـور بـهـشـتـى حمل مى کنیم ! و این نیست جز اینکه چون ما مرد این میدان نیستیم و جز حظ حیوانى و جسمانى چیز دیگر نمى فهمیم ، همه عارف را منکر مى شویم . و از همه بدبختیها بدتر این انکار اسـت کـه بـاب جـمـیـع مـعـارف را بـر مـا مسند مى کند و ما را از طلب باز مى دارد و به حد حیوانیت و بهیمیت قانع مى کند، از عوالم غیب و انوار الهیه ما را محروم مى کند. ما بیچاره ها کـه از مـشـاهدات و تجلیات بکلى محرومیم از ایمان به این معانى هم ، که خود یک درجه از کـمـال نفسانى است و ممکن است ما را به جایى برساند، دوریم . از مرتبه علم ، که شاید بـذر مـشـاهـدات شـود، نیز فرار مى کنیم ، و چشم و گوش خود را بکلى مى بندیم و پنبه غـفـلت در گـوشـها مى گذاریم که مبادا حرف حق در آن وارد شود. اگر یکى از حقایق را از لسـان عـارف شوریده یا سالک دلسوخته یا حکیم متاءلهى بشنویم ، چون سامعه ما تاب شـنـیـدن آن نـدارد و حـب نـفـس مـانـع شـود کـه بـه قـصـور خـود حـمـل کـنـیم ، فورا او را مورد همه طور لعن و طعن و تکفیر و تفسیقى قرار مى دهیم و از هیچ غیبت و تهمتى نسبت به او فروگذار نمى کنیم . کتاب وقف مى کنیم و شرط استفاده از آن را قـرار مى دهیم (که ) روزى صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فیض کنند! جناب صـدرالمـتـاءلهـین را، که سرآمد اهل توحید است ، زندیق مى خوانیم و از هیچ گونه توهینى درباره او دریغ نمى کنیم . از تمام کتابهاى آن بزرگوار مختصر میلى به تصوف ظاهر نشود ـ بلکه کتاب کسر اصنام الجاهلیة فى الرد على الصوفیه  نوشته ـ (با ایـنـحـال ) او را صـوفـى بـحـت مـى خـوانـیـم . کـسـانـى کـه مـعـلوم الحـال هـسـتـند و به لسان خدا و رسول ، صلى الله علیه و آله ، ملعون اند مى گذاریم ، کـسـى (را) کـه بـا صـداى رسـا داد ایـمـان بـه خـدا و رسـول و ائمـه هـدى ، عـلیـهم السلام ، مى زند لعن مى کنیم ! من خود مى دانم که این لعن و تـوهـیـنـهـا بـه مـقامات آنها ضررى نمى زند، بلکه شاید به حسنات آنها افزاید و موجب ارتـفاع درجات آنها گردد، ولى اینها براى خود ماها ضرر دارد و چه بسا باشد که باعث سلب توفیق و خذلان ما گردد. شیخ عارف ما، روحى فداه ، مى فرمود هیچوقت لعن شخصى نـکـنـیـد، گـرچـه بـه کـافـرى کـه نـدانـیـد از ایـن عـالم (چـگـونـه ) مـنـتـقـل شده مگر آنکه ولى معصومى از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زیرا که ممکن است در وقـت مـردن مـؤ من شده باشد.


برگرفته شده از tajaliazam.blog.ir



نوع مطلب : امام خمینی، فلسفه و عرفان اسلامی، صدر المتالهین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، قال إنّ فی كتاب علىّ، علیه السّلام: أنّ أشدّ النّاس بلاء النّبیّون، ثمّ الوصیّون، ثمّ الأمثل فالأمثل. و إنّما یبتلى المؤمن على قدر أعماله الحسنة، فمن صحّ دینه و حسن عمله، اشتدّ بلاؤه. و ذلك أنّ اللّه تعالى لم یجعل الدّنیا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لكافر. و من سخف دینه و ضعف عقله قلّ بلاؤه. و إنّ البلاء أسرع إلى المؤمن التّقىّ من المطر إلى قرار الأرض.

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

علامه عارف کبیر حسن حسن زاده آملی:

بسى روز و بسى ماه و بسى سال

گذشته از من برگشته اقبال

چه بگذشت و چه بگذشت و چه بگذشت

بیا مى پرس از كوه و در و دشت 

بیا مى پرس از كوه گل اندام

چه بر ما مى گذشت از بام تا شام 

بیا مى پرس از كوه دماوند

چه كرده با من الطاف خداوند 

بیا مى پرس هم از كوه مازش

بیا مى پرس از رود هَرازش 

بیا مى پرس هم از رود آلش

بگو با تو حسن چون بود حالش 

بیا مى پرس از دریا و بیشه

ز دیه اهلم و دیه تمیشه 

بیا مى پرس از شهر و دیارم

بیا مى پرس از اسك و زیارم 

بنالم از زیارم از زیارم

ز نیش مار با دست یسارم 

چه گویم از زیار و زهر مارش

كه در انگشت دستم برده كارش 

جوانى كمتر از سن مُراهِق

گزیده بنصرم را مار مارق 

ز زهرش آن چنان بى تاب گشتم

كه گویى ، گویى از سیماب گشتم 

چو مشكى از ها آكنده ، گشتم

بسى مردم دوباره زنده گشتم 

ز سوز زهر و از آماس اندام

نه در شب خواب و نه در روز آرام 

نه مامم بر سرم بود و نه بابم

پرستارم كه بوده ؟ پیچ و تابم 

زحیّه از حیاتم دست شستم

شگفتا كه حیات تازه جستم 

ز لطف حق دوباره زنده گشتم

چو خورشید فلك تابنده گشتم 

بیا مى پرس از لیل و نهارم

شتاء و صیف و پائیز و بهارم 

بیا مى پرس از ایران بى نون

ازین مولد این یونس ذوالنّون 

بیا از ماه و از استاره مى پرس

ز شبهاى من بیچاره مى پرس 

بیا مى پرس هم از صبح صادق

كه ما را بود یك یار موافق 

به تقدیر یگانه داور من

ز خردى مادرم رفت از سر من 

پس از چندى پدر هم شد روانه

سوى خلد برین جاودانه 

چه گویم ز آنچه آمد بر سر من

پس از فقدان آن دو گوهر من 

نمودم اندكى از خود حكایت

مپندارى كه مى باشد شكایت 

چه باشد مشربم یعقوبى اى دوست

كه نیش و نوش آن هر دو چه نیكوست 

مر آن مشرب مرا آورده در راه

كه أشكوا بثّى و حزنى الى الله 

ز مردم تا گران جانى بدیدم

به القاءات سبّوحى رسیدم 

هر آن زخمى كه دیدم از زمانه

براى فیض حق بودى بهانه 

ز ادبار و ز اقبال خلایق

ندیدم جز محبت هاى خالق 

هر آن چیزى تو را كز آن گزند است 

براى اهل دل آن دلپسند است 

بَدان را هست بر ما حق بسیار

چو حق مردم پاكیزه كردار 

بسى در جزر و مد روزگارم

بَدان را دیده ام آموزگارم 

مرا استاد كامل كرد آگاه

كه التوحید أن تنسى سوى الله

کلمه 227/ هزار و یک کلمه

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.

عارف کبیر امام روح الله خمینی کبیر در شرح حدیث پانزدهم از چهل حدیث، مهمترین فایده بلایا را قطع محبت از شجرۀ خبیثۀ دنیا و اهل دنیا، و خروج از بیت مظلم نفس و خودخواهی میدانند. و در شرح حدیث سی و هفتم، ضرورت خروج از بیت مظلم "حب نفس" (که حب دنیا نیز هست) را اینچنین عارفانه بیان میکنند:

« اوّل شرط تحقق سیر إلى اللّه، خروج از بیت مظلم نفس و خودى و خود خواهى است، چنانچه در سفر حسّى عینى تا انسان به منزل و جایگاه خویش است، هر چه گمان مسافرت كند بگوید من مسافرم، مسافرت تحقق پیدا نكند. مسافرت شرعى [تحقق پیدا نكند] مگر به خروج از منزل و اختفاى آثار بلد، همین طور این سفر عرفانى إلى اللّه و مهاجرت شهودى تحقق پیدا نكند مگر به خروج از بیت مظلم نفس و اختفاى آثار آن. تا جدران تعینات و دعوت اذان كثرت در كار است، انسان مسافر نیست، گمان مسافرت است و دعوى سیر و سلوك است! قال تعالى: وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إلَى اللَّه وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّه‏. »

(نکته تکمیلی: بهترین کتاب ها در اخلاق، شرح چهل حدیث و شرح جنود عقل و جهل از امام قدس سره است و قابل مقایسه با دیگر کتب اخلاقی نیست. تا جوانید حتما غنیمت بشمارید!)

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

کلیک کنید: مرحوم حداد در اثر تحمل ناسزاهای مادر زن به مقام تجرد روح رسید

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

و آخر دعویهم أن الحمد لله رب العالمین .....

به نقل از :

baerfan.blogfa.com





نوع مطلب : امام خمینی، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، علامه حسن زاده آملی، حدیث، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

روز تولد حضرت زهرا سلام الله علیها و تولد امام راحل یکی است. پس چه بهتر که وصف حضرت سیده ی نساء صلوات الله و سلامه علیها را از زبان فرزندشان امام خمینی کبیر رضوان الله تعالی علیه بشنویم:

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

« من راجع به حضرت صدیقه- سلام اللَّه علیها- خودم را قاصر میدانم که ذکرى بکنم، فقط اکتفا مى ‏کنم به یک روایت که در کافى شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق- سلام اللَّه علیه- مى‏ فرماید: فاطمه- سلام اللَّه علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین مى‏ آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض مى‏ کرد و مسائلى از آینده نقل مى ‏کرد.

ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده‏ اى بوده است؛ یعنى، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاى عظام‏ درباره کسى این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه‏اى که واقع می‏شده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذریه او می‏رسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحى بوده است حضرت امیر، همان طورى که کاتب وحى رسول خدا بوده است- و البته آن وحى به معناى آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم- کاتب وحى حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است.

مسئله آمدن جبرئیل براى کسى یک مسئله ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل براى هر کسى مى ‏آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسى که جبرئیل مى‏ خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به اینکه قضیه تنزیل، تنزل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولى است یا پیغمبر است. او تنزیل مى‏ دهد او را و وارد مى‏ کند تا مرتبه پایین یا بگوییم که خیر، حق تعالى او را مأمور مى‏ کند که برو و این مسائل را بگو. چه آن قسم بگوییم که بعض اهل نظر مى‏ گویند و چه این قسم بگوییم که بعض اهل ظاهر مى‏ گویند، تا تناسب ما بین روح این کسى که جبرئیل مى‏ آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاى درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسى و عیسى و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسى دیگر نشده است.

حتى درباره ائمه هم من ندیده ‏ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که براى حضرت زهرا- سلام اللَّه علیها- ست که آنکه من دیده ‏ام که جبرئیل به طور مکرر در این 75 روز وارد مى‏ شده و مسائل آتیه ‏اى که بر ذریه او مى‏ گذشته است، آن مسائل را مى ‏گفته است و حضرت امیر هم ثبت مى‏ کرده است.

و شاید یکى از مسائلى که گفته است، راجع به مسائلى است که در عهد ذریه بلندپایه او حضرت صاحب- سلام اللَّه علیه- است، براى او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمى‏ دانیم، ممکن است.

در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلى که براى حضرت زهرا ذکر کرده ‏اند- با اینکه آنها هم فضایل بزرگى است- این فضیلت را من بالاتر از همه مى‏ دانم که براى غیر انبیا- علیهم السلام- آن هم نه همه انبیا، براى طبقه بالاى انبیا- علیهم السلام- و بعض از اولیایى که در رتبه آنها هست، براى کس دیگر حاصل نشده. و با این تعبیرى که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، براى هیچ کس تا کنون واقع نشده و این از فضایلى است که از مختصات حضرت صدیقه- سلام اللَّه علیها- است. »

صحیفه امام، ج 20، ص4-6

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

برای مشاهده فیلم این سخنان از امام خمینی (ره) اینجا را کلیک کنید.

یا حق

به نقل از :

baerfan.blogfa.com





نوع مطلب : امام خمینی، حضرت زهرا(س)، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خاطره اول:

آقای منتظری در خاطراتش می­گوید: « ­یک­ زمانی در تهران به همراه مرحوم شهید ­مطهری رفته بودیم پای منبر آقای حاج شیخ محمود حلبی. ایشان روی منبر به مرحوم صدرالمتألّهین توهین کرد. پس از منبر، ما با ایشان درگیر شدیم که این چه تعبیرهایی است که می­کنید؟ من یک ­بار خدمت آقای خمینی بودم، به ­مناسبت گفتم: ملاصدرا، ایشان ناراحت شدند که چرا می­گویید ملاصدرا؟ گفتند: آیا شما به آیت­ الله آخوند خراسانی (صاحب کفایه) می­گویید ملّا کاظم؟! ما باید اسم بزرگان را با احترام ببریم«."

منبع: خاطرات منتظری و نقد آن، اسدالله بادامچیان، ص 213

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

خاطره دوم:

به نوشتۀ یكى از مجله‌هاى معروف، یكى از اطرافیان امام خمینى دربارۀ اوضاع سال  ۴٢  و قبل از آن، چنین گفته است: طلاّب قدرى از روز و شب را در بیرونى امام به بحث اختصاص داده بودند و گاهى از بعضى روحانیون انتقاد مى‌شد و از این هم ناراحت بودند كه چرا امام؛ قدمى براى مرجعیت برنمى‌دارند؟ بلكه كناره‌گیرى هم مى‌كنند. یك روز مرحوم حاج آقا مصطفى، فرزند امام پیام آوردند كه آقا فرمودند: «شنیده‌ام در اینجا برخى غیبت و اهانت به علما مى‌كنند، بنده راضى نیستم كسى در این خانه غیبت، یا به كسى اهانت كند.»

امام در مسجد سلماسى قم، عصرها درس اصول مى‌فرمودند، به ایشان اطّلاع داده بودند كه در مجلس درس بعضى از محقّقین، نسبت به ملا صدرا اهانت شده؛ ایشان با حال عصبانیت و در مقام موعظه و نهى از جسارت كردن به بزرگان دین فرمودند: « و ما ادراك ما ملا صدرا؟ مسائلى كه بو على از آنها عاجز مانده، ملا صدرا حل كرده چرا مواظب زبانمان نیستیم؟!»

منبع: سیمای فرزانگان، رضا مختاری، ص 252

و

baerfan.blogfa.com

یا حق





نوع مطلب : صدر المتالهین، فلسفه و عرفان اسلامی، امام خمینی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو