تبلیغات
اسرار حق - مطالب علامه طباطبایی
 
اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
در محضر علامه طباطبائی؛
شب قدر در کلام علامه طباطبایی (ره)
منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

به گزارش جام نیوز، مهم ترین مناسبت ماه مبارک رمضان، شب قدر است که هماره مورد توجه مؤمنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روی دارید بحثی پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره «قدر» و «دخان» مطرح گردیده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : علامه طباطبایی، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، علما، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مهم‏ترین اثر علامه، تفسیرالمیزان نام دارد، این كتاب شریف كه اصل آن به زبان عربی و در بیست جلد تالیف گردیده بارها از سوی ناشران داخلی و خارجی به زبان‏های عربی و فارسی چاپ و منتشر شده است.

نویسنده بهترین تفسیر قرآن کریم+ عکس

به گزارش افکارنیوز ، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در سال ۱۲۸۱ ش برابر با ۱۳۲۱ قمری در تبریز متولد گردید و در ۵ سالگی مادر و در ۹ سالگی پدرش را از دست داد. در همان زمان علاوه بر فراگیری قرآن مجید و كتاب‏های متداول روز و خوش‏نویسی، به تحصیل مقدمات عربی روی آورد و در ۲۳ سالگی عازم نجف اشرف گردید. علامه، طی یازده سال اقامت در نجف از محضر عالمان نامداری همچون میرزای نایینی، سیدابوالحسن اصفهانی، محمدحسین غروی‏اصفهانی و میرزاعلی آقا قاضی‏طباطبایی استفاده‏های فراوان برد و مدارج علمی و كمالات اخلاقی را پیمود.

وی پس از آن به مدت ده سال در تبریز اقامت گزید و سپس در سال ۱۳۲۵ ش راهی شهر قم شد. علامه از آن پس با درك نیاز حوزه به تفسیر وفلسفه، به تدریس این دو پرداخت و در این دو رشته مقام شامخی به دست آورد. علامه طباطبایی همزمان با تدریس، از تالیف آثار گرانبها و سودمند غفلت نورزید و كتب متعددی را به رشته تحریر درآورد كه اصول فلسفه و روش رئالیسم در ۵ جلد، بدایةُ الحكمه، نهایةُ الحكمه، وحی یا شعور مرموز، علی(ع) و فلسفه الهی و حاشیه بر اسفار صدرالدین شیرازی و.... از آن جمله‏اند. اما مهم‏ترین اثر علامه، تفسیرالمیزان نام دارد، این كتاب شریف كه اصل آن به زبان عربی و در بیست جلد تالیف گردیده بارها از سوی ناشران داخلی و خارجی به زبان‏های عربی و فارسی چاپ و منتشر شده است.

استاد شهیدمرتضی مطهری در مورد این تفسیر می‏گوید: "كتاب تفسیر المیزان، یكی از بهترین تفاسیری است كه برای قرآن مجید نوشته شده است و می‏توان ادعا كرد بهترین تفسیری است كه در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است."


شاگردان فاضل علامه طباطبایی

علاوه بر تالیفات متعددی كه از علامه طباطبایی به یادگار مانده است، شاگردان فاضلی در حلقه درس ایشان مراتب كمال علمی را پیموده و منشاء خدمات فراوانی شده‏اند. حضرات آیات و دانشمندان فرهیخته‏ای از قبیل شهید مرتضی مطهری، شهید سید محمدحسینی بهشتی، امام موسی صدر، ناصر مكارم شیرازی، شهید دكترمحمد مفتح، شهید علی قدوسی، یحیی انصاری شیرازی، شهید سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی، سیدعبدالكریم موسوی اردبیلی، محمدتقی مصباح یزدی، ابراهیم امینی، حسین نوری همدانی، حسن حسن‏ زاده آملی و عبداللَّه جوادی آملی ده‏ها عالم فرزانه در طی سال‏ها حضور در محضر پرفیض استاد، خوشه‏ چین خرمن معرفت علامه بوده ‏اند.

نظر علامه طباطبایی درباره همسرش

همسر علامه که از دنیا رفت، علامه بیش از حد و عجیب گریه و بی‌تابی می‌کرد. گفتند شما ما را به صبر در مصائب نصیحت می‌کردید، چرا این قدر گریه می‌کنید؟

گفت: "مرگ حق است. همه باید بمیریم. من برای مرگ همسرم گریه نمی‌کنم. گریه من برای کدبانوگری و محبت‌های خانم است. ما زندگی پر فراز و نشیبی داشتیم. "

"در نجف اشرف با سختی‌هایی مواجه می‌شدیم و من از حوائج زندگی و چگونگی اداره آن بی‌اطلاع بودم. اداره زندگی به عهده خانم بود. در طول مدت زندگی ما هیچ‌گاه نشد خانم کاری بکند که من حداقل در دلم بگویم کاش این کار را نمی‌کرد. یا کاری را ترک کند که بگویم کاش این عمل را انجام داده بود. در تمام دوران زندگیم هیچ‌گاه به من نگفت چرا فلان عمل را انجام دادی یا چرا ترک کردی؟"

شعری که علامه برای دخترش سرود

بدرالسادات طباطبایی یکی از دختران علامه طباطبایی با بیان خاطراتی از پدر گفت: خاطرم می‌آید که یک بار زمانی که در سن مدرسه بودم، از من خواستند که درباره بهار و گل بنفشه شعری بخوانم مادرم بسیار اهل ذوق بود ایشان از من خواستند که نزد پدر بروم تا وی به من کمک کند پدر نیز شعری به این مضمون که البته آن را کامل در خاطر ندارم برایم سرودند: «من بنفشه بهارم/ زینت جویبارم/ نازنینم نگارم/ من نگارین بنفشم/ در چمن می‌درخشم/هر نگاری که بیند/ در کنارم نشیند/ زودم از شاخه چینم/ چینه از شاخسارم».

وی با اشاره به اینکه جز لبخند از علامه چیزی ندیده بودند، افزود: اصولاً جزو منزل ما جوری بود که احتیاجی به تنبیه نبود هیچ وقت برای ما چنین مسأله‌ای پیش نیامده بود که ایشان ما را تنبیه کنند، همیشه با ما بازی می‌کردند حتی خیلی وقت‌ها کسی باور نمی‌کرد علامه اینطور باشند، همه تعجب می‌کردند که وی همبازی ما بود، ما هیچ‌گاه صدای بلند، اخم و دعا از ایشان نشنیدیم.

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/93-08/24/farhangnews_101065-289702-1416041506.jpg

واکنش علامه به شهادت شهید مطهری

یکی از شاگرادان مطرح علامه شهید مطهری بودند که ایشان بعد از شهادت آیت الله مطهری اینگونه پیام دادند:

به یاد یك شخصیّت علمى و فلسفى كه با درگذشت خود دنیایى را غرق اسف و جهان فضل و دانش را با از میان رفتن خود عزادار نمود.

مرحوم مغفور مطهّرى كه دانشمندى بود متفكّر و محقّق، داراى هوشى سرشار و فكرى روشن و ذهنى واقع‏بین، تألیفاتى كه از خود به یادگار گذاشته و تحقیقاتى كه در اطراف مقاصد علمى و برهانى نگاشته و در لابلاى كتابهایش به چشم مى‏خورد، اعجاب‏آور است.

مرحوم مطهّرى با تاریخ زندگى پر ارزش و سعادتمند خود كه پر از تلاش علمى و تفكّر فلسفى بود به شیفتگان علم و فلسفه پیغامى رسا و پرارزش مى‏فرستد كه از كوشش و تلاش كمالى هرگز آرام ننشسته و مجاهده علمى و كمالى را هرگز فراموش نكنند و حیات خود را كه بهترین متاع انسانى است در بازار حقایق به حیات معنوى- كه حیات عالى انسانى است و تا دنیا دنیاست بقاى ابدى دارد- تبدیل كنند و در این چند روز زندگى شیفته و فریفته شخصیّتهاى ساختگى و خیالى نباشند.

آرى، یك راه باریكى كه یك مرد دانشمند به حقایق باز كند، براى وى حیات ابدى مى‏بخشد و از دنیا و مافیها ارزنده‏تر است.

محمّد حسین طباطبایى‏

واکنش علامه به شهادت شهید مطهری | دانلود فیلم

علامه سیدمحمدحسین طباطبایی سرانجام در صبح یكشنبه ۲۴ آبان ۱۳۶۰ ش برابر با هجدهم محرم ۱۴۰۲ ق پس از یك هفته بیماری، دارفانی را در هشتاد سالگی وداع نموده و به دیار باقی شتافت. مزارش در كنار حرم حضرت معصومه(س) زیارتگاه عاشقان و شیفتگانش می‏باشد. همزمان با یكصدمین سال تولد ایشان، همایش ملی میزان حكمت در دی ماه ۱۳۸۱ در محل سالن همایش‏های بین‏المللی صدا و سیما برگزار شد و شخصیت علمی این مفسر فرزانه، گرامی داشته شد.

مرجع : فرهنگ نیوز




نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، علامه طباطبایی، نماز و ذکر و دعا و نیایش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 آبان 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
در این حالت، مؤمن محتضر، پیامبر اکرم و امیرمؤمنان و امام مجتبی و ابی عبدالله: را می‌بیند. در اینجا بلافاصله به ملک الموت می‌گوید: چرا معطل هستید؟ مرا قبض روح کنید.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، مرحوم علامه طباطبایی قبل از این که به بیمارستان برود سه روز تمام در خانه درد شدید می‌کشید و از شدت درد بی‌حال می‌شد ولی ناله نمی‌کرد. گاهی که به حال می‌آمد گوشه اتاق را نگاه می‌کرد و می‌پرسید آن دو نفر هنوز نیامده‌اند؟ منظور ملک الموت بوده و دیگری هم ملک مامور پذیرایی او در بهشت.

 

او را که به بیمارستان می‌برند نیم ساعت مانده به مرگش بیهوش می‌شود و وقتی به هوش می‌آید تمایل نشان می‌دهد که روی تخت بنشیند، می‌دوند زیر بغل او را می‌گیرند و می‌نشانند. عکس او را هم گرفته‌اند. چشمش حالت عجیبی داشت، آخرین حرفش هم همین بوده که سلام می‌کند به آن گوشه‌ای که متوجه بوده و می‌گوید آن دو محبوبم آمدند و بعد می‌خوابد و می‌رود.

 

این مطالب در ما نیز هست، ولی به صورت استعداد باقی مانده و برای این که به فعلیت برسد، باید روی خودمان کار کنیم. طول زمانی هم نمی‌خواهد و مثلا لازم نیست صد سال بمانیم تا آن‌گونه شویم. شهید حسین فهمیده مگر چند سالش بود که آنگونه شد؟

 

گاه مؤمن به ملک الموت می‌گوید اجازه قبض روح نمی‌دهم، البته نه از روی تکبر، بلکه همراه با تواضع. امام صادق(ع) می‌فرماید: ملک الموت می‌پرسد چرا نمی‌خواهی بیایی؟ می‌گوید: می‌خواهم بمانم تا عبادت کنم، زحمت بکشم و کار و خدمت کنم. خطاب می‌رسد جای او را نشانش بده. پس بهشت را نشانش می‌دهند:

إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمـَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِـرُوا بِالْجـَنَّةِ الَّتی‏ كُنْتُمْ تُوعَدُون‏

به او می‌گویند ببین کجا می‌خواهیم تو را ببریم، اما باز هم می‌گوید نمی‌آیم. در اینجا خطاب می‌رسد اکنون دوستانش را نشانش بدهید، چون کشش رفیق زیاد است. در این حالت، مؤمن محتضر، پیامبر اکرم و امیرمؤمنان و امام مجتبی و ابی عبدالله: را می‌بیند. در اینجا بلافاصله به ملک الموت می‌گوید: چرا معطل هستید؟ مرا قبض روح کنید.

 


پایگاه عرفان






نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، علامه طباطبایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

علامه طباطبایی در کلاس درس هم سطح شاگردانش می نشست / همیشه قدردان زحمات همسرش بود

سیدرضا طباطبایی نوه علامه طباطبایی گفت: روش تدریس علامه طباطبایی بسیار آرام و آهسته بود، ایشان هرگز در کلاس درس تکیه نمی‌دادند و هم سطح با شاگردانشان می‌نشستند.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از مهر، دختر علامه طباطبایی با حضور در برنامه ضیافت شبکه قرآن و معارف سیما از زندگی و سلوک پدرش گفت. خلاصه سخنان وی را در ادامه می خوانید.

* پدر 5 ساله بودند که مادرشان را از دست می‌دهند و در سن 9 سالگی نیز پدرشان از دنیا می‌رود و بعد از آن یک نفر از اقوام وصی می‌شود و برای پدرم و برادر کوچکترش مستخدمی می‌گیرند و آن دو طبق روال گذشته در خانه زندگی می‌کردند تا این که به سن جوانی می‌رسند و در سن تقریبا 21 سالگی بوده که ازدواج می‌کنند.

* پدر و مادرم علاقه زیادی به هم داشتند و در تمامی لحظات زندگی در کنار یکدیگر بودند، پدر نیز علاقه و ارادت زیادی به مادر داشتند به‌طوری که هیچ وقت حتی یک‌بار نیز ایشان را با اسم کوچک خطاب نکردند و می‌گفتند من اگر به جایی رسیده‌ام از زحمات و همراهی همسرم بوده‌ است.

* علامه رفتارشان در خانه یک الگوست، من به یاد ندارم که ایشان حتی یک بار نیز در خانه با خشم و غضب و عصبانیتی برخورد کرده باشد، علامه همیشه ساعت‌های خاصی را برای خانواده می‌گذاشتند و حتی در ساخت کاردستی‌های‌هایمان نیز به ما کمک می‌کردند.

* سفارش و تأکید همیشگی پدر بر این بود که همیشه به یاد خدا باشید و او را در همه حال ناظر ببینید به یاد دارم زمانی که سن کمی داشتم یک بار از پدر پرسیدم اگر من کفشم را به امید خدا وسط حرم بگذارم و بروم کفشم همان‌جا می‌ماند، پدر گفتند اگر مطمئن باشی که خداوند مراقب آن‌هاست حتما کفش‌هایت سرجایش خواهد بود، پدر این چنین توکل و ایمان به خداوند را به من که کودکی کم سن بودم یاد می‌داد.

سیدرضا طباطبایی نوه علامه طباطبایی در ادامه برنامه به سخنان زیر اشاره کرد:

* یتیم بودن در سن کودکی اثر عمیق و بسیار بدی بر روی علامه طباطبایی می‌گذارد به طوری که در سال های اول تحصیلشان، هیچ جذابیتی در دروس احساس نمی‌کنند و این باعث ناراحتی ایشان می‌شود زیرا خانواده علامه همگی اهل علم و پدر ایشان نیز صاحب تألیفات بوده‌اند.

* این کم‌علاقه بودن به درس تا چند سال اول ادامه دارد تا اینکه به گفته خودشان عنایتی از جانب خدا نصیب ایشان می‌شود و اشتیاق به علوم در دل ایشان زنده می‌شود و علامه دراین رابطه نوشتند که بعد از این عنایت یک نوع احساس شیفتگی و بی‌تابی نسبت به تحصیل کمال حس کردم.

* ایشان نزد استادان بزرگی درس خوانده‌‌اند اما در میان نام این استادان اسمی از سیدعلی قاضی نیاورده‌اند زیرا ایشان را بسیار بیشتر از یک استاد می‌دانستند و در رابطه با سیدقاضی می‌گفتند ما هرچه داریم از ایشان داریم.

* روش تدریس علامه طباطبایی بسیار آرام و آهسته بود، ایشان هرگز در کلاس درس تکیه نمی‌دادند و هم سطح با شاگردانشان می‌نشستند، آیت‌الله مصباح می‌گوید در طول 12 سالی که من شاگرد علامه طباطبایی بودم حتی یک بار و در شرایطی مانند برف و باران نیز کلاسشان را تعطیل نکردند.

* ولایت اهل بیت(ع) چراغ راه ایشان بود و حتی در جای جای المیزان نیز اشاره داشته‌اند هرکسی که کلید ولایت اهل بیت(ع) را در دست نداشته باشد به جایی نخواهد رسید، رمز ارتباط نزدیک برخی افراد به ایشان از جمله شهید مطهری نیز در گرو همین کلید بود.

* آقای طباطبایی معتقد بودند که اگر محبت به خدا و ایمان زیاد شود همه حرکات انسان بر مبنای رضایت خداوند تنظیم می‌شود و خود به خود همه اعمال درست خواهد شد.





نوع مطلب : علامه طباطبایی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir