تبلیغات
اسرار حق - مطالب آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی
 
اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

گناهی که کرم خدا نتواند آن را در بر بگیرد!؟
خداوندا! ای پروردگار من! کدام جهلی و کار زشتی از ما سر می‌زند که جود و کرم تو نمی‌تواند آنها را از بین ببرد، آن را به ما نشان بده، درست است ما گناهکاریم ولی کرم و جود تو، سعه دارد، گشایش دارد.

به گزارش  جام نیوز، علامه آیت الله سید محمد حسین حسینى طهرانى در رمضان المبارک سال ۱۳۹۸ هجری قمری (۳۸ سال پیش) فقراتی از دعای شریف ابوحمزه ثمالی را شرح کرده که متن پیاده شده آن سخنرانی در پی می آید.

کدام گناه است که کرم خدا نتواند آن را در بر بگیرد!؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، در باب شب های قدر، ماه رمضان و روزه داری، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام سجاد(ع)، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
علامه طهرانی

علامه طهرانی در رساله «مودّت» نوشت

توجه و محبّت به اهل معاصى و دشمنان خدا؛ شدیدترینِ گناهان و آفت ایمان

خبرگزاری تسنیم: عشق و محبّت به معصومین انسان را به افق فکرى و وجودى آنها نزدیک می‌کند و بالملازمه، صفات و روحیّات و اخلاق و بالأخره ملکات و عقائد پاک آنان در انسان ظهور خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم،علامه آیةالله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی (ره) در کتاب «رساله مودت: تفسیر آیه قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی» در ذیل عنوان «حرکت در راه خدا بدون تحصیل محبت خدا محال است» مطالبی را در خصوص لزوم محبت اهل بیت پیغمبر خاطر نشان می‌کند و می‌نویسد: جان و حقیقت انسان همان قوّه جاذبه و کشش روحى اوست و گرنه با دیوار ساکن و قبر خراب چه تفاوتى دارد. عمل صالح که از جان زنده و روح صفا و محبّت بر نخیزد چون گوشوار و دست بَرَنجَنى [دست‏بند، النگو] است که در دست مرده و در گوش او آویزند ولى اگر با محبّت توأم شد مانند زینتى که به انسان زنده آرایش دهند، موجب کمال و مزیّت او خواهد بود.

محبّ خدا بواسطه أعمال نیک، دائما محبّت خدا را در دل خود شدید می‌کند و با مخالفت هواى نفس و موافقت رضاى محبوب عشق خدا را در دل زیاده می گرداند، تا به حدّى که مورد رضاى او واقع شده، از هواى خود بیرون آمده، به هواى دوست زنده است. در این حال خدا در وجود او حکومت می کند، تمام أعمال و رفتارش خود به خود به اراده خدا خواهد شد؛ کأنّه از خود خالى گردیده و از خدا سرشار است. از حرکت به خود دست کشیده و به حرکت خدا متحرّک است.

موعظه ای از خداوند به حضرت عیسی بن مریم علیهم السلام

علامه طهرانی حدیثی را از « روضه کافى » مرحوم کلینى در ضمن پندها و مواعظ حضرت بارى جلّ و علا به حضرت عیسى بن مریم علیهما السّلام روایت می کند که: «یا عیسى أُوصِیکَ وصیَّةَ المُتَحَنِّنِ علَیکَ بِالرَّحمَةِ حَتَّى حَقَّتْ لکَ مِنِّى الوِلایَةُ بتحریک مِنِّى المَسَرَّة؛ اى عیسى مانند شخصى که از روى محبّت و ترحّم و شفقت در مقام اندرز و پند و نصیحت تو در آید، تو را وصیّت می کنم تا آنکه قوّه طلب در تو زیاد گردد و در جستجوى رضا و محبّت من درآئى؛ و در این حال ولایت من در وجود تو حکمفرما خواهد شد و به تمام صفات و اسماء من متّصف خواهى گشت.»

دین اسلام میزان صحت اعمال را بر معیار محبت اندازه گیری کرده است

وی خاطر نشان می‌کند: دین مقدّس اسلام که خاتم ادیان است و از نقطه نظر روابط روحى و طبیعى کاملترین نظامات و دستورات را متکفّل است نیز میزان صحّت و سلامت أعمال را بر معیار محبّت اندازه‏گیرى کرده است و سریع‏ترین راه را براى وصول به مقام انسانیّت و توحید در جلوى راه بشر قرار داده است؛ و آن محبّت به رسول خدا و أقارب آن حضرت است.

مقصود از أقارب أفرادى هستند که به مقام طهارت مطلق در آمده و طهارت در جان و روح و خیال و نفس و عقل و در سرّ و سویداى آنان رسوخ نموده، از تمام شوائب شرک بر آمده و در هیچ موطنى از مواطن نفس آنان غیر از خدا و آثار و صفات او چیزى را نتوان یافت؛ افرادى هستند که در هر حال چشم از عوالم کوتاه و ظلمانى طبیعت برداشته و به جمال أبدیّت دوخته‏اند؛ افرادى هستند که حکومت شهوت و غضب و خیال در وجود آنها مفهومى ندارد، پیوسته به حیات عقل زنده و به نور خدا منوّر و به مقام بلوغ و کمال انسانى رسیده‏اند؛ أفرادى هستند که به علّت عبور از مراحل کوتاه و تاریک هوى، دیگر در افق آنان شوائب نفس أمّاره و میل حیوانى و حیات حسّ و توابع آنها نیست. آنان در حرم امن و امان الهى سکنى گزیده‏اند و به نور حقّ، منوّر شده‏اند و گناه که لازمه آن غفلت است در آنها مصداقى ندارد. آنان به طهارت حضرت حقّ ، مطهّر و به عصمت ذات مقدّس او معصوم گردیده‏اند.

عشق به معصومین انسان را به افق فکری آنها نزدیک می کند

این استاد حوزه با ذکر این نکته که «بدیهى است که عشق و محبّت بدین افراد، انسان را به افق فکرى و وجودى آنها نزدیک می کند» تاکید می کند: و هر چه این محبّت شدیدتر گردد، انسان بدان افق نزدیکتر می گردد و بالملازمه، صفات و روحیّات و اخلاق و بالأخره ملکات و عقائد پاک آنان در انسان ظهور خواهد نمود. محبّ خاندان عصمت، اهل عبادت و تقوى و ایثار و گذشت و انفاق و بذل جان و مال در راه خدا خواهد شد. محبّت مانند برقى که بر خرمن بگذرد و ناگهان آن را تبدیل به کومه خاکستر کند، صفات رذیله از قبیل حسد، بخل، قساوت قلب، شره، جبن و غیره را مى‏سوزاند و در وجود محبّ بر باد فنا مى‏دهد؛ و معلوم است که این است راه خدا و بس یعنى سریع‏ترین راه و بهترین و کامل‏ترین و آسانترین راه وصول به مقصد است.

برخلاف آنکه انسان بدون عشق و محبّت آنان بخواهد این راه دور و دراز را به پاى خود و به اتّکاءِ عمل خود طى کند؛ هیهات که به مقصد برسد. هر روز که گامى جلو گذارد شوائب نفس امّاره و خواطر شیطانى، او را چند گام به عقب مى‏برد، و دائما مانند حمار طاحونه به دور خود مى‏چرخد؛ «و کُلَّما ازْدادَ سَیرُهُ لا یَزِیدُ مِنَ اللَهِ إلّا بُعدًا» عاقبة الأمر با تلاش بسیار و زحمت فراوان با دست تهى، غارت زده، سرمایه از دست رفته، با هزاران حسرت و ندامت، دنیا را ترک گفته و جان ن‏سپارد.

شدیدترین درجات گناه توجه و محبت به اهل معاصی است

علامه طهرانی با بیان اینکه «اُسّ و مُخّ دین و طىّ راه خدا، محبّت به خدا و منسوبین به اوست و لذا بهترین و سریع‏ترین راه براى این مقصود تحصیل محبّت است»، خاطر نشان می کند: به عکس شدیدترین درجات گناه، توجّه و محبّت به اهل معاصى و دشمنان خداست؛ چون محبّت به افراد منحرف و ستمگر در دل اثر قساوت و شقاوت می گذارد و دل را به نقش دل آنان منقّش می گرداند و بدین وسیله صفات و روحیّات آنان در دل ظهور و به تبع آن، کردار و أعمال آنان در انسان پیدا می شود. لذا نفسِ محبّت به دنیا و زخارف زودگذر آن گناه شمرده شده است؛ کَلاَّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ.[سوره قیامه، آیه 20]و محبّت به جمع ‏آورى مال و ذخیره کردن آن گناه شمرده شده است؛ وَ تُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا.[سوره فجر، آیه 20]و گذشته از آنکه مُنکرات یکایک گناه شمرده شده است، محبّت به کارهاى قبیح و انتشار آن در بین جامعه اسلامى و مؤمنین نیز گناه شمرده شده، بلکه چون این محبّت خود مولّد گناه و سرچشمه پیدایش معاصى است داراى کیفرى بسیار سخت خواهد بود؛ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَـحِشَةُ فِى الَّذِینَ ءَامَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِى الدُّنْیَا وَ الاْءَخِرَةِ وَ اللَهُ یَعْلَمُ وَ أَنتُم لاَ تَعْلَمُون.[سوره نور، آیه 19]

محبت به دشمنان خدا و رسول، انسان را از ایمان خالی می‌کند

در ادامه این مقاله وی می نویسد: معلوم می‌‏شود محبّت به دشمنان خدا و رسول چنان اثر قوى در نفس انسان می گذارد که به کلّى زمینه نفس را از ایمان خالى مى‏کند و رائحه‏اى از آن باقى نمى‏گذارد و در این صورت أعمال صالحه انسان چون خس و خاشاکى خواهد بود که در سرزمین خشک و بى‏آب و علف روئیده، هیچ بو و طراوتى و جمال و زیبندگى نخواهد داشت. مثال عمل صالح به انضمام محبّت به دشمنان دین، مثال گل و گیاهى است که در مزابل روئیده باشد؛ اگر فرضاً ظاهرى فریبا داشته باشد ولى باطن و اصل آن متعفّن و زشت است؛ «لاَ تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَهِ وَ الْیَوْمِ الاْءَخِرِ یُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَهَ وَ رَسُولَهُم وَ لَوْ کَانُوا ءَابَآءَهُمْ أَوْ أَبْنَآءَهُمْ أَوْ إخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولَئکَ کَتَبَ فِى قُلُوبِهِمُ الایمانَ وَ أَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الانْهارُ خَالدِینَ فِیهَا رَضِىَ اللَهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولَـئکَ حِزْبُ اللَهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَهِ هُمُ الْمُفْلِحُون.»[سوره مجادله، آیه 22]

در این آیه مبارکه ملاحظه مى‏شود که علاوه بر آنکه محبّین به دشمنان خدا را از صفّ مؤمنین بطور قاطع جدا مى‏کند، بهترین صفت مؤمنین و روشن‏ترین أثر روحى آنان را عدم محبّت به دشمنان خدا قرار داده که بدین مناسبت دائما از روح خدا بدانها افاضه می گردد و در بهشت هاى جاودان زیست خواهند نمود، آنان مورد رضاى خداى خود بوده و خود نیز از خداى خود راضى خواهند بود و از همه بالاتر آنکه فقط و فقط این دسته از مؤمنین را که روحشان با صفت حبّ به خدا و رسول و عدم حبّ به دشمنان خدا و رسول آمیخته شده است، حزب خدا معرّفى نموده و علنا سعادت و نجاح مطلق را منحصرا بدین افراد سپرده است.





نوع مطلب : علما، پاسخ به شبهات، آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تولی و تبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
علامه طهرانی

فلسفه روزه در کتاب «مطلع الانوار»

فواید ناسوتی و ملکوتی روزه از زبان علامه طهرانی

خبرگزاری تسنیم: مجلس اول از جلد دوازدهم کتاب «مطلع انوار» شامل مواعظ علامه آیةالله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی (ره)، به فلسفه روزه اختصاص دارد که شرح آن در زیر آمده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، جلد دوازدهم کتاب مطلع انوار مواعظ علامه آیةالله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی (ره) در رمضان المبارک سال 1369 قمری (حدود 65 سال گذشته) را در بر می گیرد. این مواعظ  در سی و سه مجلس تدوین یافته است.

مجلس اول این کتاب به بیان فلسفه روزه اختصاص دارد بدین شرح:

بسم الله الرّحمن الرّحیم و الصّلاة علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام الدّین. «یا ایّها الذینَ امنوا کُتبَ عَلیکُم الصّیامُ کَما کُتِبَ عَلی الّذینَ مِن قَبلکُم لَعلّکم تَتّقونَ.»(1)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر شما روزه داشتن واجب شد هم‌چنان‌که بر امم سالفه که قبل از شما بوده‌اند نیز واجب شده است؛ و این وجوب روزه به علّت آن است که در مقام تقوا برآیید و خود را در مصونیّت الَهی بیاورید.»

انسان نمونه عوالم ثلاثه: ناسوت، ملکوت، جبروت

عوالمی را که خداوند ایجاد فرموده سه عالم است:

1. عالم طبیعت و ماده که او را عالم «ناسوت» گویند و موجودات این عالم دارای مادّه و مدّت هستند، و به‌ واسطه حرکت در این عالم ترقّی و کمال پیدا می‌شود.

2. عالم برزخ و مثال که او را عالم «ملکوت» گویند و این عالم بر عالم ناسوت محیط است، و موجودات این عالم دارای ماده و مدّت نیستند ولیکن آثار ماده را دارند؛ مانند کمّ و کیف.

3. عالم عقول و قیامت که او را عالم «جبروت» گویند و این عالم بر عالم ملکوت محیط است، و موجودات این عالم نه دارای مادّه و مدّت، و نه دارای آثار مادّه هستند و فقط مجرّد من جمیع الجهات هستند.

خداوند از هر یک از این سه عالم در انسان نمونه‌ای گذارده است؛ بدن انسان نمونۀ عالم ناسوت، ذهن انسان نمونۀ عالم ملکوت، و عقل انسان نمونۀ عالم جبروت است. انسان از عالم جبروت قوس نزولی طی نموده تا بدین عالم ناسوت رسیده است که «أنت فی أظلم العوالم» و باید دوباره از همان راه که آمده برگردد منتهی با سعادت و کمال؛ یعنی قوس صعود را طی کند.

اشعار مولانا درباره جایگاه و منزل اصلی انسان

روزها حرف‌ من‌ این است‌ و همه‌ شب‌ سخنم / که‌ چرا غافل‌ از احوال‌ دل‌ خویشتنم‌
از کجا آمده‌ام‌، آمدنم‌ بهر چه‌ بود / به‌ کجا می‌روم‌ آخر ننمایی‌ وطنم‌
مرغ‌ باغ‌ ملکوتم‌ نیم‌ از عالم‌ خاک / دو سه‌ روزی‌ قفسی‌ ساخته‌اند از بدنم‌
خنک‌ آن‌ روز که‌ پرواز کنم‌ تا بر دوست / به‌ هوای‌ سر کویش‌ پر و بالی‌ بزنم‌
من‌ به‌ خود نآمدم‌ اینجا که‌ به‌ خود باز روم / آنکه‌ آورده‌ مرا باز برد در وطنم(2)

«انّا لله وانّا الیه راجعون»(3)
«تحقیقاً ما همگی مِلک طلق خدا هستیم، و تحقیقاً ما همگی به سوی وی رجعت می ‏نماییم.»

زاد و راحله برای سفر آخرت، منحصر در کمالات روحانی

[انسان] برای آنکه بتواند با کمال قدرت قوس صعود را طی کند و در عوالم دیگر سعید باشد، در این عالم احتیاج به زاد و راحله دارد؛ چون سفر، سفر روحانی است لذا زاد و راحله روحانی لازم دارد. و در این‌صورت زاد و راحله منحصر می‌شود به کمالات روحانی و ملکات نفسانی، و این حاصل نمی‌شود مگر به [واسطه] عمل به دستورات آسمانی و عبادات که مقدّمۀ معرفت است. لذا عبادات و احکام خدا نه تنها فایده‌اش تکامل عالم طبیعیّه و حفظ اجتماع و سیاست مُدن است، بلکه کمال روحی است برای سیر بقیّه عوالم؛ و به غیر آنها حاصل نمی‌شود.

لذا هیچ‌وقت نباید از فلسفه احکام سؤال کرد؛ زیرا بشر هر چه ترقّی کند منتهای علمش رسیدن به فلسفۀ مادّی احکام است، ولی به فلسفه معنوی و ربط احکام و عبادات به عوالم دیگر راهی ندارد. لذا مثلاً نگویید که اگر نماز فائده‌اش حفظ الصّحة و عدم تعدّی به جان و مال مردم است، ما قانونی جعل می‌کنیم که بدون اتیان نماز آن فائده بر او مترتّب شود؛ زیرا فرضاً اگر بتواند فوائد اجتماعی نماز را از نقطه نظر حفظ الصّحّة و علم الاجتماع تأمین کند، فائده دیگر آن را از قبیل معراجیّت مؤمن مسلّماً تأمین نخواهد نمود.

لذا در اخبار ملاحظه می‌شود که گاهی علّت احکام را فائدۀ مادّی و طبیعی می‌گیرند و گاهی معنوی، و این دو باهم تناقض ندارند؛ مثلاً گاهی می‌فرماید: «الصَّومُ جُنَّةٌ مِنَ النّارِ»(4) «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: ”روزه سپر از آتش است.“» این فائده جبروتی روزه است. و گاهی می‌فرماید: «صُومُوا تَصِحُّوا» (5) «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: ”روزه بدارید تا سالم و تندرست شوید.“»و این فائده ناسوتی روزه است.

فائده ناسوتی و فائده ملکوتی روزه

لذا در خبر [وارد است که]: جماعتی از یهود که خدمت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم آمدند و از فلسفه روزه و علّت تشریع آن سؤال کردند، حضرت هم فائده ناسوتی و هم فائده ملکوتی، برای روزه [بیان] می‌فرماید.

«رُوِیَ عن الحَسَنِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبِی‌طالِبٍ علیه السّلام أنَّهُ قالَ: جاء نَفَرٌ مِنَ ‏الیهودِ إلی رسولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله فَسَألَهُ أعلَمُهُم عن مَسائِلَ، فکان فیما سَألَهُ أنَّهُ قال له: لِأیِّ شَی‏ءٍ فَرَضَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ الصَّومَ علی أُمَّتِکَ بالنَّهارِ ثَلاثِینَ یَومًا و فَرَضَ اللهُ عَلَی الأُمَمِ أکثَرَ مِن ذَلِکَ؟

فَقالَ النَّبِیُّ صلّی الله علیه و آله: ”إنَّ آدَمَ علیه السّلام لَمّا أکَلَ مِنَ الشَّجرةِ بَقِیَ فی بَطنِهِ ثَلاثِینَ یَومًا فَفَرَضَ اللهُ علی ذُرِّیَّتِهِ ثَلاثِینَ یَومًا الجُوعَ و العَطَشَ، و الّذی یَأکُلُونه بِاللَّیلِ تَفَضُّلٌ مِنَ اللهِ عَزَّوجَلَّ عَلَیهِم. و کَذَلِکَ کانَ عَلَی آدَمَ علیه السّلام فَفَرَضَ اللهُ ذَلِکَ عَلَی أُمَّتِی.“ ثُمَّ تَلا هَذِهِ الآیَةَ: «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون * ایاما معدودات.»(6)

قالَ الیَهُودِیُّ: صَدَقتَ یا محمَّد! فما جَزاءُ مَن صامَها؟

فَقالَ النَّبِیُّ صلّی الله علیه و آله: ”ما مِن مُؤمِنٍ یَصُومُ شَهرَ رَمَضانَ احتِسابًا إلّا أوجَبَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالَی لَهُ سَبعَ خِصالٍ: أوَّلُها یذوب الحَرامُ فی جَسَدِهِ، و الثّانِیَةُ یَقرُبُ من رحمةِ اللهِ عَزَّوجَلَّ، و الثّالِثَةُ یَکُونُ قد کَفَّرَ خَطِیئَةَ آدَمَ أبِیهِ علیه السّلام، و الرّابِعَةُ یُهَوِّنُ اللهُ عَلَیهِ سَکَراتِ المَوتِ، و الخامِسَةُ أمانٌ مِنَ الجُوعِ و العَطَشِ یَومَ القیامةِ، و السّادِسَةُ یُعطِیهِ اللهُ بَراءَةً مِنَ النّارِ، و السّابِعَةُ یُطعِمُهُ اللهُ عَزَّوجَلَّ مِن طَیِّباتِ الجَنَّةِ.“ قالَ: صَدَقتَ یا مُحَمَّد!»

«از حضرت امام حسن بن علی بن أبی‌طالب علیهما السّلام روایت شده است که فرمود: جماعتی از یهود به نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آمدند؛ پس عالم‌ترین ایشان درباره مسائلی از آن حضرت سؤالاتی کرد، و از جمله سؤال‌هایش این بود که گفت: به چه علّت خدای عزّوجلّ روزه گرفتن در ساعات روز را بر امّت تو، سی روز واجب نموده و بر امّت‌های دیگر بیش از این فرض فرموده است؟

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ”وقتی آدم علیه السّلام از میوۀ آن درخت خورد، سی روز در شکم او باقی ماند؛ بدین جهت خداوند سی روز گرسنگی و تشنگی را بر ذرّیه و نسل او فرض فرمود، و آنچه در شب می‌خورند تفضّلی از جانب خدای عزّ‌و‌جلّ بر آنها است. مسأله نسبت به آدم علیه السّلام این‌گونه بوده است، و از این رو خداوند آن را بر امّت من نیز واجب ساخته است.“ سپس این آیه را تلاوت فرمود: «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون * ایاما معدودات.»

”ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر شما روزه داشتن واجب شد هم‌چنان که بر امم سالفه که قبل از شما بوده‌اند نیز واجب شده است؛ و این وجوب روزه به علّت آن است که در مقام تقوا برآیید و خود را در مصونیّت الَهی بیاورید.* روزه‌ای که بر شما مؤمنین واجب شده است، در روزهای قلیلی است که به شمارش در‌می‌آید.“

مرد یهودی گفت: درست گفتی ای محمّد! پس جزاء و مزد کسی که این ایّام را روزه بدارد چیست؟

فرمود: ”هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را به قصد قربت روزه بگیرد مگر آنکه خدای تبارک و تعالی هفت خصلت را بر او واجب می‌کند: اوّل آنکه حرام در بدنش ذوب می‌شود، و دوّم آنکه به رحمت خدای تبارک و تعالی نزدیک می‌گردد، و سوّم آنکه با این عمل کفّارۀخطای پدرش آدم علیه السّلام را داده است، و چهارم آنکه خداوند سکرات مرگ را بر او آسان ‏می‌سازد، و پنجم آنکه سبب امان از گرسنگی و تشنگی روز قیامت است، و ششم آنکه خداوند نامۀ برائت و بیزاری از آتش جهنّم را به او عطا می‌کند، و هفتم آنکه خدای عزّ‌و‌جلّ او را از غذاهای طیّب و پاکیزه بهشت اطعام می‌نماید.“

مرد یهودی گفت: درست گفتی، ای محمّد!»(7)

****************
1. سوره بقره آیه 183.
2. مثنوی معنوی (به خط میرخانی)، پایان‌‌ دفتر چهارم
3. ‌سوره بقره آیه 156.
4. الکافی، ج 2، ص 19.
5. بحار الأنوار، ج 93، ص 255.
6. سوره بقره آیات 183 و 184.
7. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 73.





نوع مطلب : ماه رمضان و روزه داری، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، کتاب، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
علامه طهرانی
نگاهی به اهمیت نماز در کتاب «مطلع‌الانوار»

روایاتی درباره آثار محافظت از نمازهای پنجگانه از زبان علامه طهرانی

خبرگزاری تسنیم: فکر کن در هنگام نماز که روی به خدا می‌‌ایستی و فریاد الله اکبر بلند می‌‌کنی، تمام دنیا را پشت خود قرار داده و خداوند را به اسمِ بزرگی او می‌خوانی و از عالم طبیعت و انغمار در شهوات، سفری به سوی آخرت می‌نمایی و معراج می‌کنی ...

به گزارش خبرگزاری تسنیم، حقیقت دین، از زیر بار اطاعت، ولایت، عهد و عبودیّتِ مردم خارج شدن و در تحت ولایت، عبادت، عهد و اطاعت خدا در آمدن است. خداوند تبارک و تعالی مى‌فرماید: هیچ کس نمی‌تواند از دیگرى اطاعت کند مگر آنجایى که من گفته‌‏ام و آن اطاعت من است.

بنابراین حقیقت دین و روح دین، پاره کردن زنجیرهاى عبودیّتى است که مردم هر یک به گردن دیگرى انداخته‏‌اند و افرادى را به عنوان ولی خود پذیرفته‌‏اند؛ این زنجیرها باید گسیخته شود. تا هنگامى که‌‏انسان در تحت ولایت و عبودیّت مطلقه پروردگار در نیامده، او از معنى توحید و معرفت بوئى نبرده و حقیقتِ روحِ عبودیّت پروردگار در او تجلّى نکرده است؛ او عبد دیگرى است؛ عبدِ بنده دیگرى است مانند خود فقیر و محتاج. لذا بهترین و عالی‏ترین شعار دینى نماز است که بند و علاقه انسان را از همه چیز می‌بُرد و به خدا می‌‏پیوندد.

علامه حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی (ره) در مجلد دوازدهم کتاب مطلع انوار (که توسط انتشارات مکتب وحی منتشر شده) روایاتی را در باب آثار محافظت و یا سبک شمردن نماز آورده است که در ادامه می‌آید:

در روایت است که: «الصَّلاةُ عَمُودُ الدِّین؛ إن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها و إن رُدَّت رُدَّ ما سِواها؛ نماز ستون و پایه دین است‏؛ اگر نماز مقبول شد بقیّۀ اعمال مقبول می‌شود و اگر پذیرفته نشد اعمال دیگر نیز پذیرفته نمی‌گردد.» (1)

اولین سوال در قیامت

و نیز در روایت است که: «... فَأوَّلُ شَی‏ءٍ یُسألُ عَنهُ الصَّلاةُ فَإذا جاءَ بِها تامَّةً و إلّا زُجَّ فِی النّار؛ از موسی بن جعفر علیم السّلام روایت است که فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: در روز قیامت بنده را می‌خوانند، اوّل چیزى که از او سؤال مى‌شود راجع به نماز او است؛ اگر نمازهایش صحیح و تمام بود اهل نجات خواهد شد و اگر در نماز سستی کرده باشد در آتش خواهد افتاد.» (2)

ای انسان! فکر کن در هنگام نماز که روی به خدا می‌‌ایستی و فریاد الله اکبر بلند می‌‌کنی، تمام دنیا را پشت خود قرار داده و خداوند را به اسم بزرگی او می‌خوانی و از عالم طبیعت و انغمار در شهوات، در این‌حال سفری به سوی آخرت می ‌نمایی و معراج می ‌کنی: «الصلاةُ مِعراج المؤمن»؛ «الصَّلاةُ قُربانُ کُلِّ تَقِیٍّ؛ نماز حالت قرب و نزدیکى انسان با پروردگار است»(3)

فاصل بین کفر و ایمان

و آن‌وقت به اسم رحمانیّت و رحیمیّت، خدای خود را می‌ خوانی و در امور، تمام چیزها را فراموش کرده، عبادت خدا می‌ کنی و از او استعانت می‌ جویی و در این امر و صراط مستقیم، استقامت را از او طلب می ‌کنی و برای اظهار خضوع، خم می‌ شوی و «سبحان ربّی العظیم و بحمده» می‌ گویی، سر به خاک گذارده «سبحان ربّی الأعلی» می ‌گویی؛ چندین مرتبه این عمل را تکرار می‌ کنی که ای خدا! وجود من از تو است و خواهش من جز از تو برآورده نیست. ولی بیچاره تارک الصّلاة، این منعمِ مشفق حقیقی را فراموش کرده و در شهوات غوطه‌ ور است.

قال الله تعالی: «وما امروا الاّ لیَعبُدوا الله مخلِصینَ له الدین حنفاء و یقیموا الصلوة و یؤتوا الزکوة و ذلک دین القَیّمَة.» (4) «و این مردم امر نشده ‏اند مگر آنکه عبادت کنند خدا را، و دین و مَرام را فقط براى او قرار داده و از هر رویّه‏ اى اعراض کنند و فقط اعمال و رفتار خود را در منهج و راه او قرار دهند، و اقامۀ نماز کنند و ایتاء زکات نمایند؛ و این دین دین استوار و محکمى خواهد بود.»

علامه طهرانی سپس دو روایت را در این باب به عنوان شاهد مثال طرح می‌کند:

عن أبی‌جعفر علیه السّلام قال: «قالَ رَسُولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”ما بَینَ المُسلِمِ و بَینَ أن یَکفُرَ إلّا تَرکُ الصَّلاةِ الفَرِیضَةِ مُتَعَمِّدًا أو یَتَهاوَنَ بِها فَلا یُصَلِّیَها.“» (5) «[امام باقر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت می کند:] بین مسلمان و بین اینکه کافر شود، هیچ فاصله‌ اى نیست کوتاه ‌تر و نزدیک‌ تر از اینکه نماز واجب خود را عمداً ترک نماید و یا درباره آن سستى و تکاهل ورزد و بجاى نیاورد.»

آثار محافظت از نماز، در روایات نبوی(ص)

«قال النّبیّ صلّی الله علیه و آله: ”مَن حَفِظَ خَمسَ صَلواتٍ فى أوقاتِها و أتَمَّ رُکوعها و سُجُودَها، أکرَمَهُ اللهُ تَعالى بِخَمسَ عَشَرَ خِصلَةً: ثَلاثَة فى الدُّنیا و ثلاثَة عِندَ المَوتِ و ثلاثَة فى القَبرِ و ثلاثَة فى الحَشرِ و ثلاثَة عِندَ الصِّراطِ. أمّا الثلاثَة الّتى فى الدُّنیا: فَزادَ عُمرُهُ و مالُهُ و أهلُهُ. «پیامبر فرمودند: کسى که پنج نوبت نماز را در اوّل وقت خود بجاى آورد و رکوع و سجودش را نیکو انجام دهد، خداوند او را به پانزده موهبت گرامى مى‏ دارد که سه تاى آن در دنیا و سه عدد آن هنگام مرگ و سه تاى دیگر در قبر و سه مورد در صحراى محشر و سه عدد باقیمانده در هنگام عبور از صراط مى ‏باشد. امّا آن سه مورد در دنیا: زیادى عمر و مال و فرزندانش مى ‏باشد.»

و أمّا الثلاثَة الّتى عِندَ المَوتِ: فَبَرائَة [بالأمن] مِن الخَوفِ و الفَزَعِ و دُخولُ الجَنَّة؛ کَما قالَ اللهُ تَعالَى: «انّ الذینَ قالوا ربّنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الاّ تخافوا و لا تحزنوا و ابشِرُوا بالجنّة التی کُنتُم تُوعَدونَ.»(6) و آن سه مورد هنگام مرگ: آسودگى او از ترس و وحشت قبر و وارد شدن به بهشت است؛ خداوند مى‏فرماید: «کسانی که می‌ گویند: پروردگارمان الله است و سپس بر این امر پایدارى مى‏ کنند، فرشتگان بر ایشان فرود مى‏ آیند که هراسى و غصّه ‏اى نداشته باشید، و ما شما را بشارت می ‌دهیم به بهشتى که در دنیا به شما وعده داده شده بود.»

و أمّا الثّلاثَة الّتى فى القَبرِ: فَیُسَهَّلُ عَلَیه سُؤالُ مُنکَرٍ و نَکیرٍ، و یُوسَّعُ عَلَیه قَبرُهُ، و یُفتَحُ لَه بابٌ مِن الجَنّة. و أمّا الثلاثة الّتى فى الحَشرِ: فَیُخرَجُ من قَبرِهِ [القبر] و [هو] یَتَلألأ وَجهُهُ کالقَمَرِ لَیلَة البَدرِ کَما قالَ اللهُ تَعالَى: «یَسعَی نُورهُم بینَ أیدِیهم و بِأیمانِهِم.»(7) و یُعطَى کِتابُهُ بِیَمینِهِ، و یُحاسَبُ حِسابًا یَسیرًا. و أمّا الثلاثَة الّتى عِندَ لِقاءِ اللهِ: فَرِضَى اللهُ تَعالَى عَنهُ، و السَّلامُ عَلَیهِ، و النَّظَرُ إلَیهِ؛ کَما قالَ تَعالَى: «سَلام قولاً مِن رَب الرّحیمِ»(8) و «وُجوهٌ یَومئذٍ ناضرةٌ * إلی ربّها ناظِرةٌ»(9) 

«و امّا آن سه چیزى که در قبر خداوند براى او مقرّر فرموده است اینکه: سؤال نکیر و منکر را آسان مى ‏کند، و قبر را براى او توسعه مى ‏دهد، و درى از بهشت به روى او مى‏ گشاید.» و امّا آن سه موردى که در روز محشر است: از قبر خارج مى‏ شود در حالی‌که صورتش چون قرص ماه مى ‏درخشد چنانچه خدا مى ‏فرماید: «نور آنها در روبه‌رو و اطراف در تلألؤ است»، و کتاب اعمال را به دست راست او مى‏ دهند، و حساب او را آسان رسیدگى مى ‏نمایند. و امّا آن سه چیزى که هنگام ملاقات پروردگار و عبور از صراط به او عطاء مى‏ شود: خدا از او راضى و خشنود است، و درود خدا شامل حال او خواهد شد، و خداى متعال به دیده لطف و مرحمت بر او نظر مى ‏اندازد؛ چنانچه مى ‏فرماید: «درود پروردگار بخشنده بر او نازل خواهد شد» و «در آن روز چهره ‏هائى بشّاش و با طراوت است که به سوى‏ پروردگارشان نظر مى ‏کنند.»

قالَ صلّی الله علیه و آله و سلّم: مَن یُهاوِنُ الصَّلَواتَ الخَمسِ عاقَبَهُ اللهُ تَعالَى عَلى خَمسَة عَشَرَ خَصلَةً: ثلاثَة فى الدُّنیا: فَیُرفَعُ البَرَکَة مِن رِزقِهِ و مِن عُمرِهِ و سِیماءُ الصّالِحینَ مِن وَجهِهِ. «سپس پیامبر فرمودند: و امّا کسى که نمازهاى پنج‌ گانه را سست بشمارد خداوند او را به پانزده مسأله گرفتار خواهد نمود: سه مورد آن در دنیا است: برکت را از رزق او و عمر او بر مى ‏دارد و سوّم آنکه نور صلاح از چهره او برداشته مى ‏شود.»

و أمّا الثلاثَة الّتى عِندَ المَوتِ: فَیَموتُ جائِعًا و عاطِشًا و ذَلیلًا. و أمّا الثلاثة الّتى فى القَبرِ: فَیَضیقُ قَبرُهُ حَتّى یَدخُلَ أضلاعُهُ بَعضُها فى بَعضٍ، و یُسَلَّطُ عَلَیهِ الحَیّاتُ و العَقارِبُ، و یُفتَحُ لَه بابٌ مِن النّارِ. و أمّا الثلاثَة الّتى فى الحَشرِ: فَیُخرَجُ مِن قَبرِهِ مُسوَدَّ الوَجهِ، [و] مَکتُوبٌ فى جَبهَتِهِ هَذا آیِسٌ مِن رَحمَة اللهِ [تَعالَى]، و یُعطَى الکِتابَ مِن وَراءِ ظَهرِهِ.

«و امّا سه موردى که هنگام مرگ براى او حاصل مى ‏شود: مى ‏میرد در حالی‌که گرسنه و تشنه و ذلیل است. و امّا سه موردى که در قبر براى او خواهد بود: چنان قبر را بر او تنگ مى‏‌گرداند که دنده‏ هاى او در هم فرو خواهند رفت، و مارها و عقرب‌ ها بر او مسلّط خواهند شد، و درى از جهنّم بروى او گشوده می‌گردد. و امّا سه موردى که در محشر براى او خواهد بود: با صورت سیاه از قبر خارج مى‏‌شود، و بر پیشانى او نوشته شده است: این شخص از رحمت خداوند بهره ‏اى ندارد، و نامه اعمالش از پشت به او داده خواهد شد.»

و أمّا الثلاثَة الّتى عِندَ لِقاءِ اللهِ تَعالَى: فَلا یُکَلِّمُهُ اللهُ، و لا یَنظُرُ إلَیهِ یَومَ القِیامَة، و لا یُزَکّیهِ و لَه عَذابٌ ألیمٌ؛ کَما قالَ اللهُ تَعالَى: «فخلفَ مِن بَعدهِم خَلفٌ أضاعُوا الصَلوة و اتّبَعُوا الشّهواتِ فَسَوفَ یَلقَونَ غَیّاً»(10) «و امّا سه موردى که هنگام ملاقات خدا براى او پیش خواهد آمد: خداوند با او سخن نخواهد گفت، و به او توجّهى نخواهد کرد، و او را پاک و بدون آلودگى نخواهد نمود و عذابى دردناک براى او خواهد بود؛ چنانچه فرمود: «سپس بعضى از افراد از پى آنان آمدند در حالی‌که نماز را ضایع کردند و به دنبال شهوات حرکت نمودند؛ زود است به مقصدى که براى آنان در نظر گرفته شده است برسند.»(11)

*************
1. اعیان الشّیعة، ج 4، ص 440
2. بحار الأنوار، ج 79، ص207
3. الکافی، ج 3، ص 265
4. سوره البیّنة آیه 5
5. المحاسن، ج 1، ص 80
6. سوره فصّلت آیه 30
7. سوره حدید آیه 12
8.  سوره یس آیه 58
9.  سوره قیامة آیه 22 و 23
10  سوره مریم آیه 59
11  لئالی الأخبار، ج 4، ص 47.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مطلب اول: استاد رضایی طهرانی:

« شخصیتی که در پیام مقام معظم رهبری 12 فضیلت برای ایشان ذکر شده است ...مقام معظم رهبری فرموده بودند آقا سید محمد حسین به عنوان یک تحفه، روح مجرد را برای ما باقی گذاشتند. آقای لولاچیان هم فرمودند من کتاب روح مجرد را دست مقام معظم رهبری چندبار مکرر دیدم، پرسیدم آقا شما این کتاب را چندبار می خوانید؟ فرمودند هفت بار تاحالا خوانده ام! »

مطلب دوم: استاد سید محمد محسن حسینی طهرانی:

« روزى پس از ارتحال مرحوم والد- قدّس سره- به اتّفاق سایر اخوان در محضر آیت الله خامنه‏ اى- مدّظله- بودیم. ایشان در ضمن صحبت مطلبى را از مرحوم والد بیان کردند و فرمودند: براى من به قطع اثبات شده است که پدر شما از عنایت الهى براشراف به نفوس برخوردار بوده است، زیرا دربعضى از اوقات که من با ایشان ملاقات داشتم ایشان از مسایلى صحبت به میان می ‏آوردند که من آن مطالب را با احدى در میان نگذاشته بودم و فقط خودم از آنها خبر داشتم.

و پس از آن رو کردند به ما و فرمودند: همانطور که والد شما کتابى در احوالات استاد عرفانى خود حضرت حدّاد به رشته تحریر درآورد، بر شما لازم است که مانند آن کتاب (روح مجرد) براى پدر خود تألیف نمائید و این وظیفه شماست. و نیز فرمودند: من وقتى این کتاب (روح مجرد) به دستم رسید، همیشه آن را با خود داشتم، حتّى در سفرها، تا اینکه آنرا تمام کردم. »

یا حق

به نقل از :

baerfan.blogfa.com





نوع مطلب : آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، آیت الله خامنه ای، کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir