اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان
عصر شیعه ـ اثر حاضر كه پنجمین جلد از مجموعه هشت جلدی تفاسیر ملاصدراست، آیة‌الكرسی و آیة‌النور را شرح و تفسیر می‌كند.
صدرالمتالهین درباره تفسیر قرآن، نظری خاص دارد كه سوره و آیات قرآنی را بر این روش تفسیر كرده است.

ملاصدرا همچنین در تفسیرآیة‌الكرسی می‌نویسد: «طرف سخن ما در معانی قرآن مطلقا محققان از اهل‌الله و یا محبان و یا متشبهان به آنان و صافی‌دلان مومن به حالات آنانند، و اصولا در دست گرفتن این تفسیر من، برای كسانی كه متصف به ضد این صفاتند، حرام و ممنوع است.»

وی در تفسیر سوره بقره نیز آورده است: «تو اگر می‌خواهی كه عالمی ربانی و مفسر كلام الهی باشی، ولی خویش را برای رسیدن به مقام قرب‌الهی، به ریاضات نفسانی ‌از قبیل خضوع و خشوع و صبر و نماز و بازداشتن خاطر از امور ذهنی و بستن ابواب مشاعر و استدامه نظر در الهیات‌ـ نیندازی، خویشتن را به چیزی غیر ممكن و یا شبیه به محال گول‌زده‌ای.»

تحلیل آیة‌الكرسی
این مفسر در تفسیر آیة‌الكرسی، بنای آن را بر یك مقدمه و 20 مقاله و یك خاتمه نهاده، و در مقدمه ـ‌در فضل و برتری آیة‌الكرسی بر دیگر آیات‌ بحث می‌کند.

در مقاله اول كه شامل هشت مساله است، در اسم «الله» و اسم اعظم سخن گفته و این كه این اسم، عین ذات اوست یا غیر آن؟ و نیز در این كه؛ صفات او عین ذات اوست و مسمای لفظ «الله» معبود كاملا از عرفا می‌باشد نه غیر آنان.

مقاله دوم، در تفسیر فقره «لا اله الا هو» بوده و شامل پنج بخش است.

مقاله سوم، شامل سه فصل است و سخن در دو اسم: «حی‌ و قیوم»، می‌باشد؛ و می‌گوید: حق‌تعالی حی و قیوم بوده و تمام معارف توحیدی از این دو اسم سرچشمه گرفته، و واجب‌الوجود بسیط‌الحقیقه بوده و عالم به ذات خود و به غیر خود می‌باشد و فاعلیتش نسبت به اشیاء بگونه عنایت است، و چون حق‌تعالی «حی» است، باید كه «سمیع و بصیر» باشد، و چون «قیوم» است، ایجاب می‌كند كه «حكیم، جواد و غنی و مالك» باشد.

مقاله چهارم، در تفسیر فقره (لا تاخذه سنة و لا نوم) بوده و شامل چهار مقصد است، كه متضمن نشآت سه‌گانه انسان (دنیا و برزخ و آخرت)، و اصناف انسان‌ها بحسب میلشان به هریك از آنها، و بیان شمول علم حق‌تعالی به موجودات، و محال بودن چرت و خواب بر او ـ‌تعالی‌ـ‌ است.

مقاله پنجم، در تفسیر فقره (له ما فی‌السموات و ما فی‌الارض) بوده و شامل پنج مطلب است در اطراف وجود مجرد، و دلالت آیه بر توحید افعالی و مطالب ادبی و ...

مقاله ششم، در تفسیر فقره (من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه) بوده و شامل سه بخش است كه در آنجا مفهوم شفاعت و مراتب وسایط، و تعیین شافعان، و معنی «اذن»، بیان شده است.

مقاله هفتم، در تفسیر فقره (یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم) بوده و شامل سه مساله علم الهی و بیان مراتب آن و قبلیت و بعدیت می‌باشد.

مقاله هشتم، در تفسیر فقره (و لا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء)، می‌باشد.

مقاله نهم، در تفسیر فقره (وسع كرسیه السموات و الارض) است كه شامل چهار بخش است، و در آنجا از معنی كرسی و كیفیت فهم متشابهات قرآنی سخن به میان آمده است.

مقاله دهم، در تفسیر فقره (و لا یوده حفظهما) است كه در سه بخش پیرامون اقسام فاعل آمده است.

مقاله یازدهم، در تفسیر فقره (و هو العلی العظیم) می‌باشد.

مقاله دوازدهم، در تفسیر فقره (لا اكراه فی‌الدین) است و مقاله سیزدهم، در تفسیر فقره (قد تبین الرشد من الغی) می‌باشد.

مقاله چهاردهم، در تفسیر فقره (فمن یكفر بالطاغوت...) است كه شامل سه تحقیق می‌شود، در معنی طاغوت و معنی ایمان به خدا و اعتقاد به وجود خداوند، و اعتقاد به صفات وی، و بیان صفات سلبی، و سخنی با منكران عالم ملكوت، و بیان صفات ثبوتی و اعتقاد به افعال باری‌تعالی، و سخنی در توحید افعال می‌باشد.

مقاله پانزدهم، در تفسیر فقره (والله سمیع علیم) و مقاله شانزدهم، در تفسیر فقره (الله ولی‌الذین آمنوا) است و آن را در چهار لایحه بیان داشته، یعنی علت اختصاص مومنان را به ولایت الهی متذكر شده و سپس در جرح و تعدیل حسن و قبح عقلی ‌ـ‌كه اشعریان وارد كرده‌اند‌ـ بحث كرده و در لایحه چهارم به روش حكما و صوفیه اشاره کرده و مطالب سعادت و شقاوت و ریشه آن دو، و فایده گسیل رسولان و فرو فرستادن كتاب‌ها را بیان می‌دارد.

مقاله هفدهم، در تفسیر فقره (یخرجهم من الظلمات الی النور) است.

مقاله هجدهم، در تفسیر فقره (والذین كفروا اولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات) بوده و شامل شش مطلع است. در یكی از مطالع این مقاله استدلال معتزلیان را در این كه كفر، به قضای الهی نیست، رد می‌كند. و ولایت الهی را بر بندگان اثبات می‌كند.

مقاله نوزدهم، در تفسیر فقره (اولئك اصحاب النار) بوده و آن را در هشت بصیرت بیان می‌دارد. در این مقاله از چگونگی شیاطین شدن ارواح كافران، و شناخت بهشت و دوزخ و اصحاب آنها، و مراتب موجودات در قرب به خداوند، و چگونگی منقسم شدن ارواح به اصحاب بهشت و دوزخ سخن به میان می‌آورد.

تحلیل آیه مباركه نور
در تفسیر آیه نور، نخست در تحقیق معنی نور، و این كه نور، كمال برای موجود می‌باشد، و ... نگاشته شده است.

سپس، در طی تفسیر آیه، سخن از این است كه هركس نسبتش با پیغمبر(ص) درست باشد، نور الهی از آن حضرت بر او می‌تابد و این همان معنی شفاعت است و این كه امانت، همان رنگ كمال نوری را گرفتن است، پس از آن بحثی در معنی صدر و قلب و روح، به صورت‌های گوناگون ارائه می شود و در پی این مطلب، مراتب انسان و سفر و سلوك او، در درجات ابدان و نفوس و عقول را تا آخرین مراتب انسانی بیان می‌دارد.

چاپ نخست كتاب «جلد پنجم تفسیر القرآن الكریم در تفسیر آیة‌الكرسی و آیة‌‌النور» در شمارگان 2000 نسخه، 568 صفحه از سوی انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا راهی بازار نشر شده است.

منبع» مرکز خبر حوزه




نوع مطلب : قرآن کریم، تزکیه نفس، صدر المتالهین، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به مناسبت روز بزرگداشت ملاصدرا

خبرگزاری فارس: «ملاصدرا» فیلسوفی که ۷ بار پیاده به حج رفت+ماجرای مکاشفه در قم

ماجرای مکاشفه صدر المتألهین در حرم حضرت معصومه(س)

ملاصدرا، هنگامی که در کهک زندگی می‌کرد، برای عرض ادب و توسل به بارگاه کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (س) مشرف می‌شد. وی درباره یکی از این تشرفات می‌گوید: دری از رحمت حق بر من گشوده شد و در این مورد معرفت جدیدی برایم حاصل شد.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، در بیستمین شماره از معرفی مفاخر و بزرگان شیعه، به معرفی «صدرالمتالهین شیرازی» پرداختیم که با توجه به اول خرداد روز بزرگداشت این فیلسوف و حکیم گرانقدر، بار دیگر باز نشر می‌شود.

ولادت

صدر الدین محمد شیرازی، معروف به «صدرالمتالهین» و «ملاصدرا»، حکیم، عارف، محدث و مفسر بزرگ شیعه و اسلام در سال 979 یا 980 (نهم جمادی الاولی) هجری قمری در شیراز به دنیا آمد.

پدر ملاصدرا ـ خواجه ابراهیم قوامی ـ سیاستمداری دانشمند و مؤمن بود و با وجود داشتن ثروت و عزت و مقام، هیچ فرزندی نداشت ولی سرانجام بر اثر دعا و تضرع فراوان به درگاه الهی، خداوند پسری به او داد که نامش را محمد گذاشتند.

سفرهای ملاصدرا/ سفر به قزوین

ظاهرا ملاصدرا در سن شش سالگی به همراه پدر به قزوین رفته و در کنار اساتید فراوانی که در همه رشته‌های علمی در آن شهر بودند به آموزش مقدماتی و متوسطه پرداخته و زودتر از دیگران به دوره عالی رسیده است.

دو استاد بزرگ ملاصدرا

ملاصدرا در قزوین با دو دانشمند و نابغه بزرگ، یعنی شیخ بهاءالدین عاملی (شیخ بهایی) و میرداماد ـ که نه فقط در زمان خود، که حتی طی چهار قرنی که از آنها گذشته، بی‌نظیر و سرآمد بوده‌اند ـ آشنا شد و به دروس آنان رفت. در ظرف مدتی کوتاه او نیز با نبوغ خود سرآمد شاگردان آنها شد.

شیخ بهاء نه فقط در فقه، حدیث، تفسیر، کلام و عرفان متخصص بود بلکه در نجوم و ریاضیات نظری و مهندسی و معماری و پزشکی و برخی از علوم غریبه هم استاد بود.

میرداماد، نابغه بزرگ دیگر، از همه دانشهای روزگار خود باخبر بود ولی حوزه درس او به فقه و حدیث و بیشتر به فلسفه اختصاص داشت. وی در دو شاخه مشائی و اشراقی فلسفه اسلامی ممتاز و سرآمد بود.

ملاصدرا بیشترین بهره خود را در فلسفه و عرفان از میرداماد گرفت و همواره او را مرشد و استاد حقیقی خود معرفی می‌کرد.

سفر ملاصدرا به اصفهان

با انتقال پایتخت صفویه از قزوین به شهر اصفهان (سال 1006 هـ ./ 1598 م) شیخ بهایی و میرداماد نیز به همراه شاگردان خود به این شهر آمدند و بساط تدریس خود را در آنجا گستردند. ملاصدرا که در آن زمان 26 تا 27 سال داشت، از تحصیل بی‌نیاز شده بود.

بازگشت ملاصدرا به شیراز

ملاصدرا به احتمال قوی در حدود سال (1010 هـ / 1602 م) به شهر خود شیراز بازگشت.

رقبای او که از طرفی موقعیت اجتماعی خود را نزد دیگران در خطر می‌‌دیدند یا به انگیزه دفاع از عقاید خود و برخی شاید از روی حسادت، بنای بد رفتاری را با وی گذاشتند و آراء نو او را به مسخره گرفتند و به او توهین کردند.

هجرت ملاصدرا به قم

این رفتارها و فشارها با روح لطیف ملاصدرا نمی‌ساخت و از طرفی ایمان و دین و تقوای او به او اجازه عمل مقابله به مثل را نمی‌داد، از اینرو از شیراز به صورت قهر بیرون آمد و به شهر قم رفت که در آن هنگام هنوز مرکز مهم علمی و فلسفی نشده بود.

ملاصدرا در خود شهر قم هم نماند و به سبب گرما و شاید دلایل اجتماعی مشابه شیراز به روستایی بنام کَهَکْ در نزدیک شهر قم منزل گزید و آثار خانه او در آن روستا هنوز باقی است.

عبادت و ریاضت ملا صدرا

ملاصدرا مدتی درس و بحث را رها کرد و همانگونه که خود در مقدمه کتاب بزرگ خود ـ اسفار ـ گفته است، عمر خود را به عبادت و روزه و ریاضت گذراند و از این فرصت که برایش فراهم شده بود استفاده کرد و مراحل و مقامات معنوی عرفانی را با شتاب بیشتری طی کرد و به بالاترین درجه معنویت رسید.

وی در این دوران ـ که از نظر معنوی دوران طلائی زندگانی اوست توانست به مرحله کشف و شهود غیب برسد و حقایق فلسفی را نه در ذهن که با دیده دل ببیند و همین سبب شد که مکتب فلسفی خود را کامل سازد.

وی تا حدود سال (1040 هـ / 1632 م) به شیراز باز نگشت و در روستای کهک قم ماند و شاگردان بزرگی را پرورش داد و در تمام این مدت به نوشتن کتب معروف خود مشغول بود یا رساله‌هایی در پاسخ فلاسفه همزمان خود می‌نوشت. دو تن از شاگردان معروف او به نام «فیاض لاهیجی» و «علامه فیض کاشانی» هستند که هر دو داماد ملاصدرا شدند و مکتب او را ترویج کردند.

بازگشت ملاصدرا به شیراز

در حدود سال (1039 ـ 1040 هـ / 1632 م) ملاصدرا به شیراز بازگشت. عقیده برخی بر آنستکه این بازگشت بسبب دعوت حاکم استان فارس یعنی اللهوردیخان از وی بوده، زیرا مدرسه‌ای را که پدرش امام قلیخان بنا کرده بود به پایان برده و آنرا آماده برای تدریس فلسفه ساخته بود و با سابقه ارادتی که به ملاصدرا داشته وی را برای اداره علمی آن به شیراز دعوت کرده است.

ملاصدرا در شیراز نیز به تدریس فلسفه و تفسیر و حدیث اشتغال یافت و شاگردانی را پرورش داد. از کتاب سه اصل ـ که گویا در همان زمان در شیراز و به فارسی نوشته شده، و به علمای زمان خود اعم از فیلسوف و متکلم و فقیه و طبیعیدان حمله های سخت نموده ـ چنین بر می‌آید که در آن دوره نیز مانند دوره اول اقامت در شیراز زیر فشار بدگوئی‌ها و بدخوئی‌های دانشمندان همشهری خود بوده است ولی این‌بار مقاوم شده و تصمیم داشته در برابر فشار آنها پایداری کند و مکتب خود را بر پا و معرفی و نشر نماید.

سفرهای زیارتی ملاصدرا به مکه

در زندگی ملاصدرا نوشته‌اند که وی هفت سفر ـ پیاده ـ به سفر مکه رفته است. در چهارصد سال پیش این سفر را با اسب یا شتر و از راه صحرای خشک مرکزی عربستان طی می‌نمودند. بنابرین، سفر حج نوعی ریاضت هم شمرده می‌شد.

در این سفر که به صورت کاروان‌های بزرگ حاجیان انجام می‌شد عده‌ای از گرما و تشنگی و خستگی در راه می‌مردند. با این وصف طی این سفر که چند هزار کیلومتر راه دشوار بود با پای پیاده، مسلماً دشواریهای بیشتری داشته و قوت اراده و ایمان را می‌طلبیده است.

ملاصدرا هفت بار قدم در این راه گذاشت و سرانجام در سفر هفتم بر سر راه خود به مکّه و زیارت کعبه در شهر بصره (در خاک عراق) بیمار شد و چشم از جهان فرو بست.

نظر بزرگان درباره ملاصدرا

امام خمینی(ره)

امام خمینی (ره) در یکی از مصاحبه‌های خود درباره علل شکل گیری انقلاب در پاسخ به این سوال خبرنگار «یک سؤالِ شاید کمى شخصى دارم که مطرح کنم؛ چه شخصیت یا شخصیت‌هایى- در تاریخ اسلامى یا غیر اسلامى- غیر از رسول اکرم (ص) و امام على (ع) شما را تحت تأثیر قرار داده است و روى شما مؤثر بوده است؟ و چه کتابهایى- بجز قرآن- در شما اثر گذاشته است؟» می‌‌فرماید: من نمى‏‌توانم به این سؤال الآن جواب بدهم. احتیاج به تأمل دارد. کتابهاى زیادى ما داریم؛ شاید بتوان گفت در فلسفه: ملا صدرا، از کتب اخبار: کافى، از فقه: جواهر. علوم اسلامى ما خیلى غنى هستند؛ خیلى کتب داریم. نمى‌‏توانم براى شما احصا کنم. (صحیفه امام، ج‏5، 271 - مصاحبه با محمد حسنین هیکل درباره علل شکل‏گیرى انقلاب)

حضرت امام در شرح چهل حدیث، ملاصدرا را فخر شیعه معرفی می‌کند و او را چنین لقب می‌دهد: «و جناب محقق فلاسفه و فخر طایفه حقه، صدر المتألهین، رضوان اللّه علیه»

آیت الله سید احمد فهری در مقدمه ترجمه شرح دعای سحر امام خمینی (ره) درباره حساسیت امام نسبت به ملاصدرا می‌نویسد: «(امام خمینی) از میان حکما و عرفاى گذشته علاقه خاصى به صدر المتألهین دارد و او را فردى محقق و متخصص که بسیارى از معارف را فهمیده و چشیده و مشکلات و مسائل را حل کرده است مى‏داند. شنیده‌‏ام که روزى در درس به عنوان تجلیل از مقام این فیلسوف عارف و در رابطه با تقدیر از علم و توبیخ کوته فکران که پیوسته درباره او سخنان ناشایست مى‌گویند چنین فرموده است: «ملا صدرا و ما ادریک ما ملا صدرا؟! او مشکلاتى را که بو على به حل آن‏ در بحث معاد موفق نشده بود حل کرده است!»

امام در پیام مهم و تاریخی خود میخائیل گورباچف می‌نویسد: «از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدر المتألّهین - رضوان اللَّه تعالى علیه و حشره اللَّه مع النبیین و الصالحین- مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودى است مجرد از ماده، و هر گونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد.»

امام خمینی در کتاب کشف الاسرار عبارت عجیبی درباره ملاصدرا دارد. ایشان می‌نویسد: «محمد بن ابراهیم شیرازی از بزرگترین فلاسفه الهی و موسس قواعد الهیه و مجدد حکمت ما بعدالطبیعه، او اول کسی است که مبدا و معاد را بر یک اصل بزرگ خلل ناپذیر بنا نهاد و اثبات معاد جسمانی با برهان عقلی کرد و خللهای شیخ الرئیس را در علم الهی روشن کرد و شریعت مطهره و حکمت الهیه را با هم ائتلاف داد، ما با بررسی کامل دیدیم هر کس درباره او چیزی گفته از قصور خود و نرسیدن به مطالب بلندپایه اوست»

علامه سید محمدحسین طباطبایی

علامه طهرانی در کتاب مهر تابان درباره نظر علامه طباطبایی نسبت به ملاصدرا می‌نویسد: علّامه طباطبائى فلسفه صدر‌المتألّهین را به واقع نزدیکتر مى‏‌یافتند. و خدمت او را به عالم علم و فلسفه به علّت تکثیر مسائل فلسفه (که در این فلسفه، از دویست مسأله به هفتصد مسأله ارتقاء یافت) فوق العاده تقدیر مى‌‏کردند.

و از اینکه صدر المتألّهین تنها بدنبال مکتب مشّائین نرفته؛ و فلسفه فکرى و ذهنى را با اشراق باطنى و شهود قلبى جمع کرده، و هر دوى آنها را با شرع انور تطبیق نموده است بسیار تحسین مى‏‌کردند... .

مرحوم استاد معتقد بودند که صدر المتألّهین فلسفه را از اندراس و کهنگى بیرون آورد، و روح نوینى در آن بخشید، و جان تازه‌‏اى در او دمید؛ پس مى‌‏توان او را زنده کننده فلسفه اسلامیّه دانست.

و از اینها گذشته استاد ما نسبت به مقام زهد و بى اعتنائى بدنیا، و به روش ارتباط با خدا، و تصفیه باطن، و ریاضات شرعیّه، و انزوائى که صدر المتألّهین داشت و در کهَک قم به تصفیه سرّ مشغول شد و طهارت نفس را اهمّ از هر چیز شمرد، بسیار ارزش قائل بوده و تحسین مى‏‌نمودند.

و معتقد بودند: غالب اشکالاتى که بر صدر المتألّهین و فلسفه او مى‌‏شود، ناشى از عدم فهم و عدم وصول ادراک بحاقّ مسائل اوست. گرچه خود ایشان نیز به بعضى از استدلالات او نظرهائى داشتند؛ ولى من حیث المجموع او را زنده کننده فلسفه اسلامیّه، و از طراز فلاسفه درجه اوّل اسلام چون بو علىّ و فارابى مى‏‌شمردند.

آیت‌الله حسن رمضانی از استاد علامه حسن زاده آملی نقل کرده که وقتى در محضر استاد علامه طباطبائى صاحب المیزان سخن از اقامه برهان بر اصول معارف قرآنى و عقائد انسانى عنوان شده است فرمود: اینها را ملاصدرا به ما یاد داده است. و وقتى به تنهائى در محضر مبارکش مشرف بودم که سخن از خدمت علمى این اکابر الهى به میان آمد فرمود: آقا آنهمه ناملایمات روزگار را چشیده‌‏اند، و آنهمه سنگ حوادث را خورده‏‌اند، و طعن‌‏ها و دشنام‌ها از این و آن شنیده‏‌اند، و محرومیت‌ها و آوارگی‌ها را تحمل کرده‏‌اند، ولى دست از گوهر گرانبهاى عقیدت ایقانى، و حقیقت ایمانى خود برنداشته‌‏اند و با همه آن رنج و سختی‌ها معارفى را که با خون جگر تحصیل کرده‌‏اند نوشتند و گذاشتند و گفتند حق و حقیقت این است که نوشته‌‏ایم.

همچنین آیت الله حسن رمضانی نقل کرده علامه حسن زاده آملی می‌‌فرمود: جناب علامه طباطبایی رحمت الله علیه، کلید را از جیبشان در آورده بودند و می‌‌خواستند در منزل را باز کنند و بروند داخل. نگاهی کردند به من و فرمودند: آقا ما هر چه داریم از آخوند (یعنی ملاصدرا) داریم.

(گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس: در اصطلاح فلاسفه و حکمای معاصر، مراد از آخوند، صدرالمتالهین شیرازی است و اگر حکما و فلاسفه، کلمه آخوند را به تنهایی و به صورت مطلق بگویند منظورشان ملاصدرا است)

علامه محمدرضا مظفر

علامه محمدرضا مظفر در مقدمه خود بر اسفار می‌نویسد: سخن گفتن از صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازى قوامى، نویسنده کتاب اسفار، که در بین مردم به ملا صدرا و در میان شاگردان مکتبش به صدر المتالهین مشهور است، برایم بسى لذت‌‏بخش است. من از عقل و خرد، روح بلند، نیروى مقاومت، آزاد اندیشى، بیان نیکو، کمال و پختگى اندیشه‏‌ها و صراحت در ابراز عقاید و افکار این مرد بزرگ، با وجود تکفیر و آن همه آزار که در حق وى رفته است، شگفت‏ زده‏ام. ویژگى‏هایى که برشمردم پیش از آنکه از تاریخ زندگى او درک کنم از نوشته‌‏ها و کتاب‏هایش احساس نموده‏ام.

علامه سید محمد حسین طهرانی

علامه طهرانی در کتاب‌الله شناسی عبارت جالبی درباره صدرالمتالهین دارد. می‌نویسد: این برهان که متّخذ است از مجموع کتب صدر المتألّهین شیرازى؛ افتخار ما و افتخار اسلام و مسلمین و افتخار بشریّت تا روز قیامت، ملاحظه مى‏‌کنید که چقدر انسان داراى ترقّى و کمال بوده است! و کسانیکه از فلسفه و حکمت وى دور هستند و در تکاپوى فهم آن عمر عزیزشان را سپرى نمى‏‌کنند چقدر در ظلمت و جهالت غوطه ورند.

در کتاب امام شناسی می‌نویسد: کتاب‌‏هاى صدر المتألّهین شیرازى رضوان الله علیه حقّاً موجب فخر عالم تشیّع و بلکه عالم اسلام است؛ تحقیقات و تدقیقات این راد مرد بزرگ در زوایاى آیات و روایات، مشکل گشاى اساسى راه معرفت و پیشرفت است.

شهید استاد مطهری

شهید مطهری ارادت خاصی به ملاصدرا داشته و اسم انتشارت خود را صدرا نامگذاری کرده است و در سفرش به شیراز عنوان کرده بود که چقدر لذت‌بخش است در جایی نفس می‌کشم که ملاصدرا 400 سال پیش در این شهر نفس کشیده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

رهبر معظم انقلاب در پیام خود به همایش جهانى بزرگداشت صدرالمتالهین (ره) فرمود: «از تشکیل این مجمع بزرگ علمى و فکرى که برگرد اندیشه و شخصیت فیلسوف نامدار ایرانى، حکیم صدرالمتالهین شیرازى فراهم آمده، احساس افتخار و مسرت مى‌کنم و خداى سبحان را سپاس مى‌گویم.

اگر چه دانسته‌هاى دنیاى غرب و حتى بخشهایى از دنیاى اسلام از این شخصیت کم نظیر چندان وسیع نیست، ولى حوزه‌هاى فلسفى ایران لااقل در سه قرن اخیر - یعنى تقریبا از صد سال پس از تألیف کتاب اسفار تا کنون - یکسره از آراء فلسفى صدرالمتالهین تغذیه شده و کتابها و آراء مهم او - که بسیارى از آنها حداقل در قالب استدلالى و عقلانى اش از ابتکارات اوست - محور درس و تحقیق و شرح و تنقیح بوده است.»

مکاشفه صدر المتألهین در حرم فاطمه معصومه(س)

ملاصدرا، هنگامی که در کهک زندگی می‌کرد، برای عرض ادب و توسل به بارگاه کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (س) مشرف می‌شد.

از وی نقل شده: هرگاه در زمینه مسائل علمی، مشکلی برایم پیش می‌آمد که از حلّ آن عاجز می‌ماندم، با پای پیاده از کهک به قم می‌رفتم و به کنار قبر حضرت فاطمه معصومه - سلام الله علیها - رفته، از آن حضرت استمداد می‌نمودم. با این کار، مسأله و مشکل من حل می‌شد و سپس به روستای کهک باز می‌گشتم.

در یکی از این سفرها در جوار قبر فاطمه معصومه یک مساله مهم و پیچیده فلسفی یعنی اتحاد عاقل و معقول در یک مکاشفه عرفانی، برایش حل شد. او خود در این زمینه می‌گوید: مساله اتحاد عاقل و معقول از مشکلترین مسایل فلسفی است که تاکنون هیچ فیلسوف مسلمانی توفیق حل آن را پیدا نکرده است. من با توجه کامل به سوی خدای سبحان از او خواستم که مشکل برایم حل شود.

دری از رحمت حق بر من گشوده شد و در این مورد معرفت جدیدی برایم حاصل شد. «کنت حین تسوید هذا المقام بکهک من قری قم، فجئت الی قم زائرا لبنت موسی ابن جعفر مستمدا منها و کان یوم الجمعه فانکشف لی هذا الامر» (14) هنگام نوشتن این بحث من درقریه کهک قم بودم. از آنجا رهسپار قم شدم، به زیارت دختر موسی بن جعفر(س) مشرف گردیدم و از آن حضرت در حل این مساله یاری جستم. به برکت او در روز جمعه این مطلب بر من کشف گردید. (اتحاد عاقل و معقول، علامه حسن زاده آملی، ص 108)

فرزندان ملاصدرا

ملاصدرا پنج فرزند داشته، سه دختر و دو پسر؛

1. ام کلثوم متولد سال 1019 هـ (1609م)،

بزرگترین فرزند ملاصدرا دختر او بنام ام کلثوم است که دانشمند و شاعر و زنی اهل عبادت و زهد بوده و به همسری ملا عبدالرزاق لاهیجی (شاگرد معروف ملاصدرا) درآمده است.

2. ابراهیم متولد سال 1021 (1611م)،

وی یکی از دانشمندان زمان خود بوده و فیلسوف و فقیه و متکلم و مفسر شمرده می‌شد و از علوم دیگر مانند ریاضیات نیز بهره داشته است.

وی کتابی به نام عروة الوثقی در تفسیر قرآن و شرحی بر کتاب روضه فقیه مشهور لبنانی «شهید» نوشته و چند کتاب دیگر در فلسفه نیز به وی نسبت داده‌‌اند.

3. زبیده متولد سال 1024 (1614م)،

وی همسر علامه فیض کاشانی (شاگرد دیگر ملاصدرا) شده است.

4. نظام الدین احمد متولد سال 1031 (1621م)،

احمد در سال 1031 هـ (1621م) در کاشان متولد و در سال 1074 (1664م) در شیراز دار فانی را وداع کرده است. وی نیز فیلسوف و ادیب و شاعر بوده است.

5. معصومه متولد سال  1033 (1623م)

این دختر ملاصدرا نیز نصیب یکی دیگر از شاگردان ملاصدرا بنام قوام الدین محمد نیریزی شد. و همسر فیض کاشانی (شاگرد دیگر ملاصدرا) شده و فرزندان برومندی را بدنیا آورده است و او نیز معروف به دانش و شعر و ادبیات است.

شاگردان ملاصدرا

برای ملاصدرا تا 10 نفر شاگرد معروف شناخته و ذکر شده است که مشهورترین آنها دو نفر هستند؛

1. علامه فیض کاشانی، که از بزرگان علمای اسلام است.

2. فیّاض لاهیجی

3. ملاحسین تنکابنی

4. حکیم آقاجانی


تالیفات ملاصدرا

کتاب‌های معروف صدرالمتالهین شیرازی که چاپ شده عبارتند از؛

1. الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة العقلیة در 9 جلد

این کتاب در واقع دائرة المعارفی فلسفی است و مجموعه‌ای از مسائل مهم فلسفه اسلامی همراه با آراء فلاسفه گذشته، از زمان فیثاغورس تا زمان ملاصدرا و پاسخ به آنها با استدلال‌های جدید و قوی است. به همین سبب در دوره عالی فلسفه حوزه‌های علمی دینی تدریس می‌شود.

تألیف این کتاب به تدریج از حدود سال  1015 (1605م) آغاز و تا سالهای بعد از 1040 (1630م) ادامه داشته و تقریباً بیست و پنج سال طول کشیده است.

2. تفسیر قرآن

ملاصدرا در طول عمر خود گهگاه و به مناسبت‌هایی به تفسیر یکی از سوره های قرآن پرداخته و در دهه آخر عمر خود از اول قرآن آغاز کرده تا همه آنها را به صورت یک تفسیر کامل در آورد ولی وفات کرد و این امکان برایش فراهم نشد.

نام سوره‌ها و ترتیب زمانی و تقریبی تألیف آنها بدین‌گونه است:

1ـ سوره حدید، 2ـ آیة الکرسی، 3ـ سوره سجده، 4ـ سوره زلزال، 5 ـ آیه نور، سوره یس، سوره طارق 6ـ سوره اعلی، 7ـ سوره واقعه، 8ـ سوره فاتحه، 9ـ سوره جمعه، 10ـ سوره بقره.

در کتاب‌شناسی کتب ملاصدرا هر یک از این کتب، اثری مستقل به حساب آمده ولی ما آن ‌را تحت عنوان واحد تفسیر قرآن ذکر کردیم. وی دو کتاب دیگر درباره قرآن به نام «مفاتیح الغیب» و «اسرار الآیات» نوشته که در حکم مقدمه تفسیر و فلسفه تفسیر قرآن محسوب می‌‌شود.

3. شرح الهدایة

4. المبدأ و المعاد

نام دیگر آن نیز الحکمة المتعالیه بوده است و آنرا می‌توان خلاصه نیمه دوم اسفار دانست.

5. المظاهر الإلهیة

6. حدوث العالم

مسئله حدوث عالم از نظر فلسفی مسئله‌‌ای دشوار و مورد بحث بسیاری از فلاسفه بوده و ملاصدرا در آن علاوه بر نقل آراء حکمای پیش از سقراط و پس از او و برخی فلاسفه مسلمان، نظریه قاطع خود را از راه تئوری حرکت جوهری اثبات کرده است.

7. اکسیر العارفین

8. الحشر

موضوع این کتاب نحوه حشر موجودات در روز قیامت است و در آن، برای اولین بار نظریه حشر حیوانات و اشیاء را در روز قیامت بیان کرده است.

9. المشاعر

کتاب کوچکی است درباره وجود و موضوعات پیرامونی آن، که کتابی عمیق و پرمایه است.

10. الواردات القلبیة

11. ایقاظ النائمین

در عرفان نظری و عملی و علم توحید نوشته شده و جنبه ارشادی و تربیتی دارد و خفتگان را بیدار می‌کند.

12. المسائل القدسیة

13. عرشیة

یا الحکمة العرشیة، کتاب غیراستدلالی دیگری درباره مکتب ملاصدرا است که در آن مانند کتاب المظاهر فهرست‌‌وار به اثبات مبدأ و معاد پرداخته است.

14. الشواهد الربوبیة

15. شرح شفا

16. حاشیه بر شرح حکمة الاشراق

17. اتحاد عاقل و معقول

18. اجوبه المسائل

19. اتصاف الماهیة بالوجود

20. التشخص

21. سریان نور الوجود

در این رساله نحوه نزول یا سریان وجود از منبع حقیقی و اصلی بر موجودات (ماهیات) بیان شده است.

22. لمّیة اختصاص المنطقة

23. خلق الاعمال

در مسئله جبر و اختیار انسان است.

24. قضا و قدر

25. زاد المسافر

26. شواهد الربوبیه

این رساله ربطی به کتاب الشواهد الربوبیة ندارد و فهرستی از تئوری‌ها و آراء مخصوص اوست که توانسته به آنها شکل فلسفی بدهد.

27. مزاج

درباره حقیقت مزاج در انسان و رابطه آن با بدن و روح است.

28. متشابهات القرآن

این رساله درباره آیاتی از قرآن است که دارای معانی پنهانی و پیچیده است. این رساله فصلی از کتاب مفاتیح الغیب شمرده می‌شود.

29. اصالت جعل وجود

30. الحشریة

در شرح پس از مرگ و حضور مردم در روز قیامت و پاداش در بهشت و کیفر در جهنم است.

31. الالفاظ المفردة

فرهنگ کوچکی برای شرح کلمات قرآن است.

32. ردّ شبهات ابلیس

هفت شبهه شیطان را بیان و پاسخ داده است.

33. سه اصل

این کتاب تنها کتاب ملاصدرا به زبان فارسی است که در آن به بهانه سه اصل اصلی اخلاقی، به موضوعات اخلاقی و تربیتی دانشمندان پرداخته و به فلاسفه همزمان خود پند داده است.

34. کسر اصنام الجاهلیة

مقصود ملاصدرا از این کتاب، محکوم کردن جهله صوفیه است.

35. التنقیح

36. التصور و التصدیق

37. دیوان شعر

38. مجموعه یادداشت‌های علمی ـ ادبی

39. نامه و مکاتبات

وفات ملاصدرا در سفر حج

چنانکه گفته شد ملاصدرا هفت بار برای زیارت خانه خدا پیاده سفر کرد و سرانجام در سفر هفتم بر سر راه خود به مکّه و زیارت کعبه در شهر بصره (در خاک عراق) بیمار شد و چشم از جهان فرو بست.

سال درگذشت ملاصدرا بنا به مشهور سال (1050 هـ / 1640 م) است، و برخی درگذشت وی را سال (1045 هـ / 1635 م) دانسته‌‌اند.  (نوه او به نام محمد علم الهدی ـ که یکی از ستارگان دانش در زمان خود و فرزند علامه فیض کاشانی است ـ آنرا در یادداشتهای خود ضبط کرده است، و قطع ناگهانی و ناقص ماندن برخی تألیفات وی مانند تفسیر قرآن و شرح اصول کافی از در حدود سال (1044 هـ / 1634 م) مؤید این ادعاست.)

وفات ملاصدرا در بصره بود ولی او را به شهر نجف که آرامگاه امام علی علیه‌السلام در آن قرار دارد بردند و بنابر گفته نوه او ـ علامه علم الهدی ـ او را در طرف چپ صحن حرم امام علی علیه‌السلام دفن کردند.

+++

حجت‌الاسلام احمدی در همایش بزرگداشت ملاصدرا:

فیلسوف جایگاه صحیحی در کشور ندارد/ متأسفانه عده‌ای ملاصدرا را تکفیر کردند

رییس سازمان انتشارات «سمت» در همایش بزرگداشت ملاصدرا، ضمن ابراز تأسف از نبود جایگاه مشخصی برای فلسفه و فیلسوف در کشورمان گفت: صدرا در یک جایگاهی در حد کفر بالا رفته است، در حالی که او راه زندگی‌اش را از شریعت اقتباس کرد.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام احمد احمدی در هفدهمین همایش بزرگداشت ملاصدرا تحت عنوان «فلسفه و راه زندگی» که به همت بنیاد حکمت اسلامی صدرا در مجتمع آدینه تهران در حال برگزاری است، با اشاره به جایگاه والای صدرا در اندیشه اسلامی گفت: متاسفانه در کشور ما فلسفه و فیلسوف جایگاه صحیحی ندارند، صدرا در یک جایگاهی در حد کفر بالا رفته است با وجود اینکه وی یک فیلسوف الهی و مفسر برجسته، متکلم، فقیه و شارح بود و تمام فلسفه‌های پیش از خود را خوانده بود.

وی ادامه داد: جالب اینکه هانری کربن از علامه طباطبایی پرسیده بود که آیا فلان تفسیر صدرا از قرآن کریم را خوانده‌ای؟ ایشان اظهار بی‌اطلاعی کرده بود. کربن تمام تفسیرهای صدرا از قرآن کریم را مطالعه کرده بود.

احمدی با اشاره به بعد ادبی صدرالمتألهین یادآور شد: کسانی که اسفار را مطالعه کرده‌اند، می‌دانند که چه عبارات ادیبانه‌ای در آن وجود دارد. از آثار برجسته وی می‌توان به مفاتیح الغیب، اصول کافی، الشواهد الربوبیه و اسفار اشاره کرد.

وی با تاکید بر به‌جا بودن مراسم‌های بزرگداشت این‌چنینی برای ملاصدرا گفت: در تلاش بودم تا درباره رسوبات ماهیت در فلسفه صدرا کار کنم، البته وقت زیادی ندارم و می‌خواهم آن را به دانشجویان منتقل کنم.

* حکمت عملی در شرق کم‌تر مورد توجه قرار دارد

این استاد دانشگاه تأکید کرد: نکته مهم این است که بپردازیم آیا ملاصدرا حکمت عملی داشته یا خیر؟ تقریبا تمام مباحث ملاصدرا هستی‌شناسی است، وی تلاش کرده تا نشان دهد هستی یک واقعیت واحد است که از هیولا آغاز و سپس به جسم و صورت جسمی می‌پردازد و در نهایت به ذات الهی می رسد. بنابراین همه چیز به ذات الهی قیام دارد و تمام موجودات به ذات پاک حق قیام دارند، این اساس تفکر صدرا است، مرحوم سبزواری اشاره می کند که مغز اصلی فلسفه صدرا همین توجه به ذات پاک حق است.

وی در ادامه افزود: با این دیدگاه، موجودی که از خاک برآمده و به تعبیر او حرکت جوهری دارد، در همین مکان نیز حرکت کرده و بالا می‌رود و در واقع با عمل صحیح خود را بالا می‌برد. با توجه به اینکه فیلسوفان غربی هر یک حکمت نظری و عملی مشخصی دارند برای نمونه ارسطو و افلاطون هر یک کتاب اخلاق دارند، متاسفانه این امر در شرق دیده نمی‌شود و حکمت عملی کمتر مورد توجه قرار گرفته است به طور مثال میرداماد کتاب حکمت عملی ندارد و علت این امر نیز این است که فلاسفه اسلامی آنچه را می‌خواهند بگویند در دین دیده‌اند و از همان بهره‌گرفته اند.

* از نگاه صدرا، ریاضت یک نوع مجاهدت است

رییس سازمان انتشارات سمت افزود: ملاصدرا اواخر کتاب مبدأ و معاد یک بحثی را درباره ریاضت و تفاوت آن بین حیوانات و انسان‌ها دنبال می‌کند. بر این اساس انسان با ریاضت خود را می‌سازد و این ریاضت یک نوع مجاهدت است که در قالب امر و نهی در دین آمده است، شرایط  امر و نهی در همه ادیان وجود دارد که گاهی جهاد با دشمن و گاهی جهاد نفس است. صدرا معتقد است که این ریاضت ها را دین برای ما تعیین کرده است، وی در بخشی از مقدمه کتاب اسفار می‌گوید که من از این ابناء زمان خیلی رنج دیدم، افراد را به حساب عرفان از شهرها بیرون کردند، وقتی مشکلات را دیدم و افراد تنک مایه دنیا پرست که از حکمت سر در نمی‌آورند، مدتی منزوی شدم، ریاضت کشیدم، واجبات را به جا آوردم تا خداوند بر من عنایت کرد.

احمدی در پایان با اشاره به اینکه در اندیشه علامه طباطبایی شریعت، طریقت و حقیقت در طول هم هستند و از هم جدا نمی‌شوند، گفت: اگر کسی این مراحل را آنچنان که باید انجام دهد به حکمت عملی صدرا دست یافته است و این حکمت به تدریج دل را نورانی می‌کند. بنابراین دراین چارچوب دین و شریعت انسان زندگی می‌کند تا باطن این اعمال بروز و ظهور یابد و بر این اساس، کیفر و پاداش او با این اعمال مشخص می‌شود.

+++

قاسم پورحسن در همایش بزرگداشت ملاصدرا:

«حکمت متعالیه» کمک می‌کند زندگی را زیباتر کنیم

استاد دانشگاه علامه گفت: در رهیافتی که درباره زندگی داریم دو مسئله مطرح است؛ اینکه زندگی زیبا داشته باشیم یا زندگی را زیباتر کنیم که این موضوع با توجه به حکمت متعالیه امکان‌پذیر است.

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس، قاسم پورحسن استادیار فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در هفدهمین همایش بزرگداشت ملاصدرا تحت عنوان «فلسفه و راه زندگی» که به همت بنیاد حکمت اسلامی صدرا در مجتمع آدینه تهران در حال برگزاری است، ضمن ارائه مقاله خود تحت عنوان «فلسفه ملاصدرا، زندگی و معنای آن» گفت: معنای زندگی نسبت مهمی با بحث زندگی دارد. از این رو مطرح می‌شود که آیا می‌توان بر اساس مابعدالطبیعه ملاصدرا سخنی درباره زندگی و معنای زندگی گفت و آیا پرسش زندگی پرسش جدیدی نیست که به خود جرأت می‌دهیم با مطالعه آثار فیلسوفان، موضوع راه زندگی و سبک زندگی را از آن استخراج کنیم.

وی عنوان کرد: عده‌ای معتقدند بر اساس متافیزیک نمی‌توان درباره زندگی سخن گفت و آن را پرسش جدیدی می‌پندارند اما تا زمانی که به معنای دو گانه «معنا» توجه نکنیم، بعید است که بتوان حق را به آنها داد و این 3 معنا عبارت است از: ارزش، فایده و غایت زندگی.  

پورحسن ادامه داد: در رهیافتی که درباره زندگی داریم دو مسئله مطرح است؛ اینکه زندگی زیبا داشته باشیم یا زندگی را زیباتر کنیم و فرض اصلی این است که ابتدا باید بتوانیم نظریه امکان را درباره زندگی و معنای آن جستجو کنیم. بنابراین استدلال کسانی که ادعا می کنند باید بیرون از ما بعدالطبیعه معنای زندگی را جستجو کرد این است که زندگی بر اساس اقتضائات جدید شکل گرفته است.

عضو پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی یادآور شد: ممکن است بر اساس نگاه حکمی، غایت‌مندی اصل مهمتر زندگی بشر باشد، از این رو گاهی اوقات وقتی از زندگی حرف می‌زنیم یعنی اینکه دنیا را زیبا ببینیم و نگرش دیگر این است که چگونه می توان زندگی را زیباتر دید.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به نگاه‌های طبیعت‌گرایانه و فرا طبیعت‌گرایانه عنوان کرد: در نگاه فرا طبیعت‌گرایانه از خودمحورانه یا روح‌محورانه حرف می‌زنیم و این تقسیم‌بندی در غرب رایج است اما لزوما به این معنا نیست که ما نیز آن را بپذیریم.

حسن‌پور در ادامه بیان داشت: در دیدگاه‌های خدامحورانه 6 رویکرد مطرح است، از جمله ربط به خداوند، عشق به خداوند، نظام آفرینش، عدالت خداوند و ... که هر کدام از این موارد دارای زیرشاخه‌هایی بوده و تلقی ما اشتباه است که به راحتی می‌توان درباره معنای زندگی سخن گفت.

پورحسن در پایان با اشاره به اهمیت انسان در حکمت متعالیه و فلسفه مشائی خاطرنشان کرد: «هانری کربن» معتقد است که ابن سینا نخستین فیلسوفی است که تمام بحث‌های آن منطبق بر انسان‌شناسی است همچنین دغدغه مهم ابن سینا انسان بوده و می‌گوید ما با ابن سینا می‌توان انسان امروز را دعوت به مشرق کنیم.





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، تزکیه نفس، فلسفه و عرفان اسلامی، صدر المتالهین، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نگاهی کوتاه به زیستنامه صدر المتالهین و تفسیر قرآن کریم ایشان

محمد بن ابراهیم قوامى شیرازى که بعدها به صدرالدین، صدر شیرازى ، صدرا ، مولى صدرا ، ملاصدرا، صدرالمتالهین و به تعبیر مریدانش آخوند شهرت یافت، در سده دهم در شهر شیراز از میان خانواده اى مشهور و سیاست پیشه چشم به جهان گشود. سال دقیق ولادت او به اذعان شمارى از شرح حال نگاران مشخص نیست. اما عموم صاحب نظران با تکیه به تاریخ وفات او یعنى سال ۱۰۵۰ هجرى قمرى و نیز اشاراتى از او در لابلاى برخى از آثارش به تاریخ ولادت او راه یافته اند. پدر او ابراهیم قوامى در خطّه فارس سمت وزارت محمدمیرزا خدابنده را برعهده داشت . و بدین جهت از شهرت، ثروت و جایگاه اجتماعى مهمى برخوردار بود. او فرزند نداشت و نذر کرد در صورت برخوردارى از پسر مال فراوان به مستمندان انفاق کند. خداوند دعاى او را مستجاب کرد و محمد ]=ملاصدرا[ را به او ارزانى داشت.
صدرالدین محمد در آغاز کودکى و نوجوانى در سایه حمایت مالى و معنوى پدر به تحصیل بخشى از علوم اسلامى و مقدمات آن در شیراز پرداخت. او در سال ۱۰۰۰ هجرى قمرى در حالى که ۲۱ سال داشت براى ادامه تحصیل به قزوین رهسپار شد. در سال ۱۰۰۶ همزمان با اعلام اصفهان به عنوان پایتخت جدید از سوى شاه عباس صفوى به همراه اساتید خود راهى اصفهان شد. و افزون بر دوران تحصیل در قزوین، شش سال دیگر نزد اندیش وران نام آورى همچون شیخ بهاءالدین محمد عاملى معروف به شیخ بهایى ۹۵۳ ـ ۱۰۳۱ و سید محمدباقر حسینى استرآبادى معروف به میرداماد ۹۶۱ ـ ۱۰۴۱ علوم عقلى و نقلى را در عالى ترین سطح آن روزگار فراگرفت. به استناد برخى از شواهد تاریخى حاکم وقت شیراز «الله وردى خان» مدرسه خان را به افتخار او در شیراز ساخت و از او براى تدریس در این مدرسه دعوت به عمل آورد. صدرالمتالهین از سال ورود به شیراز یعنى سال ۱۰۱۲ تا سال ۱۰۲۲ ده سال به تدریس پرداخت او در دوران بازگشت خود به شیراز از محضر محدث شهیر سید ماجد بحرانى نیز در زمینه دانش حدیث بهره جست.
زندگى صدرالمتالهین دارای سه دوره بوده است که عبارتند از: ۱. دوره اشتغال به تحصیل علوم عقلى و نقلى نزد اساتید بزرگ ؛ ۲. دوران انزوا و عبادت و پرهیز از اشتغالات مختلف ؛۳. دوران تألیف و ارائه اندیشه ها . این دوران یعنی سال هاى ۹۷۹ تا ۱۰۵۰ با حکومت پنج تن از شاهان صفویه و بویژه شاه عباس اول ـ به عنوان مقتدرترین پادشاه صفوى ـ همزمان بوده است.
دوران صفویه را مى توان عصر نوزایى فکرى شیعى دانست . ظهور برجسته ترین عالمان شیعه در این عصر و نیز پدیدار شدن آثار مهم علمى و فکرى شیعه در این روزگار از نشانه هاى این نوزایى فکرى است . از سویی دیگر ، با رویکرد روز افزون شاهان صفوی به فقیهان و بی رونق شدن جایگاه تصوف و عرفان و نیز با پدیدآمدن نهضت جدید اخبارى گرى که در پى ظهور بنیان گذرا آن یعنى محمد امین استرآبادى م ۱۰۲۳ اعلان وجود کرد، جبهه جدید و کوبنده ای ، در برابر تصوف ، عرفان و فلسفه گشوده شد و سرانجام به کوچ صدر المتالهین از شیراز به کهک قم انجامید .
ملا صدرا شاگردان زیادى را پروراند و در میان آنان محمد بن مرتضى بن محمود معروف به فیض کاشانی۱۰۰۷ ـ ۱۰۹۱ از اندیش وران جامع میان معقول و منقول شیعه و دارای آثار علمی فراوان و ملا عبدالرزاق لاهیجى م ۱۰۵۱ از متکلمان چیره دست سده یازدهم دارای درخشش بیشتری هستند .
برای صدر المتالهین از چهل تا یکصد کتاب و رساله در زمینه های علوم عقلى نظیر اسفاراربعه و علوم نقلى همچون : تفسیر قرآن و شرح اصول کافى بر شمرده شده است .
گذشته از برخى تنگ نظرى ها درباره شخصیت و اندیشه هاى صدرالمتالهین، از او در تمام آثار و نگاشته هاى شرح حال نگارى و سایر آثر مرتبط در طول چهار سده گذشته تمجید شده است.
شیخ حر عاملى ، میرزا محمدباقر موسوى خوانسارى ، میرزا عبداللّه افندى ، میرزا محمد على مدرسى ، سید محسن امین ، شیخ عباس قمى ، محقق اصفهانى ، ابوالحسن رفیعى قزوینى ، علامه شعرانى ابوعبداللّه زنجانى با نگاشتن کتاب «الفیلسوف الالهى الکبیر صدرالدین شیرازى» ، شیخ محمد رضا مظفر ، میان محمد شریف ، على اصغر حلبى از جمله کسانی اند از ملا صدرا تجلیل کرده اند .
در میان معاصران استاد على دوانى، ، سید حسین نصر، سید جلال الدین آشتیانى و استاد سید محمد خامنه اى و در میان خاورشناسان هانرى کربن هر یک با نگارش کتاب یا مقاله ای مستقل به شرح زندگى و اندیشه هاى صدرالمتالهین پرداختند.
معرفی اجمالی تفسیر ملاصدرا
بررسى و معرفى تفسیر صدرالمتالهین حداقل از دو جهت داراى اهمیت است :
۱. به اذعان بسیارى از صاحب نظران صدرالمتالهین بسان فارابى، ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسى از برجسته ترین و در عین حال تأثیرگذارترین چهره هاى علمى جهان اسلام در چهار سده اخیر است . او با بنیان گذارى حکمت متعالیه ضمن سامان بخشیدن و تنسیق اندیشه هاى فلسفى، کلامى، عرفانى و وحیانى پیش از خود که غالباً در ستیز با یکدیگر قلمداد مى شدند، با برجاى گذاردن آثارى ارزشمند همچون «اسفار اربعه» مسیر عقلانیت دینى را پس از خود براى آیندگان هموار ساخت.
۲. تفسیر صدرالمتالهین متأثر از اندیشه هاى فلسفى و عرفانى پدیدآورنده آن، از شناخته شده ترین تفاسیر شیعه با برخوردارى از گرایش فلسفى و عرفانى به شمار مى آید. از این رو با معرفى عمیق آن به پرسش هاى مهمى در زمینه راهیافت گرایش فلسفى و عرفانى در تفاسیر شیعه مى توان پاسخ گفت. نظیر آن که آیا گرایش عرفانى در تفسیر صدرالمتالهین ـ به عنوان نماد این گرایش در میان تفاسیر شیعه ـ از اصول و مبانى پذیرفته شده اى پیروى مى کند یا آن که بسان برخى دیگر از تفاسیر عرفانى با آمیزه اى از تفسیر به رأى و غیر همسو با اهداف قرآن همراه است؟ آیا صدرالمتالهین فلسفه را به خدمت تفسیر مى گیرد یا به عکس، قرآن و تفسیر آن در خدمت مبانى فلسفى قرار گرفته است؟
تفسیر صدرالمتالهین با عنوان «تفسیر القرآن الکریم» در هفت جلد انتشار یافته و سوره هایى که در آنها تفسیر شده بدین شرح است : جلد اول: تفسیر سوره فاتحه و سوره بقره تا آیه ۱۶؛ جلد دوم: تفسیر سوره بقره از آیه ۱۷ تا آیه ۳۳ ؛ جلد سوم: تفسیر سوره بقره از آیه ۱۸ تا آیه ۶۵ ؛ جلد چهارم: تفسیر آیه الکرسى بقره/آیه ۲۵۵ و آیه نور نور/آیه ۳۵ ؛ جلد پنجم: تفسیر سوره یس ؛ جلد ششم: تفسیر سوره هاى سجده و حدید ؛ جلد هفتم: تفسیر سوره هاى واقعه، جمعه، طارق، اعلى و زلزال .
براساس فهرست پیشگفته ملاصدرا نه سوره را به طور کامل، سوره بقره را به طور ناقص و دو آیه را ]آیه الکرسى و آیه نور[ را به تفصیل تفسیر کرده است.
چاپ های تفسیر ملاصدرا
تفسیر صدرالمتالهین نخستین بار به صورت سنگى و در قطع رحلى به خط حسین نسابه در
سال ۱۳۳۲ هجرى قمرى منتشر شد در این چاپ تفسیر سوره هاى فاتحه و بقره و آیه الکرسى منعکس شد. در سال ۱۳۱۳ تفسیر آیه نور به تصحیح احمد شیرازى توسط دارالطباعه سید مرتضى منتشر شد و در مرحله اى دیگر تفسیر سوره هاى سجده، یس و واقعه همراه با تفسیر آیه نور انتشار یافت. در دهه هاى اخیر انتشارات محراب نیز تفسیر صدرالمتالهین را منتشر ساخت. افزون بر آنها تفسیر صدرالمتالهین به صورت شایسته اى توسط انتشارات بیدار منتشر شده است. این چاپ با تصحیح محقق پرکار محمد خواجوى که تصحیح و تحقیق آثار صدرالمتالهین را انجام مى دهد و نیز با مقدمه مبسوط و استخراج برخى مصادر کتاب توسط محسن بیدارفر و حاشیه هاى علمى ملاعلى نورى انجام یافته است. آقاى بیدارفر در مقدمه خود ضمن بررسى کوتاه زندگى ملاصدرا، مباحث مهم در حکمت متعالیه، چگونگى برخورد صدرالمتالهین با فرق مختلف، اساتید، تألیفات و شیوه تفسیرى او را مورد بررسى قرار داده است . برخى از بخش هاى تفسیر نظیر سوره هاى طارق، اعلى، زلزال توسط محمد خواجوى ترجمه و به طور جداگانه توسط انتشارات مولى منتشر شده و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.
انگیزه تالیف
به اذعان صاحب نظران و نیز بنابه تصریح خود صدرالمتالهین در مقدمه برخى از آثار، او در دهه آخر حیات خود پس از سالیان متمادى غوطه ورشدن در کتاب ها و گفتار فلاسفه مسلمان و غیرمسلمان پیش از خود و نیز پس از گذراندن دوران عزلت و ریاضت هاى شاق، به این حقیقت دست یافت که فلسفه و تفکر عقلانى اگر علم و آگاهى به همراه مى آورد هرگز قادر نیست عشق و شور و شیدایى پدید آورد . از سوى دیگر تفکر عقلانى در باز کردن بسیارى از گره هاى فکرى درباره شناخت حقیقت عالم ملکوت و بویژه حیات پس از مرگ عاجز است. و این گذشته از خطاهایى است که در فلسفه بخاطر عدم تکیه به وحى راه یافته است. صدرالمتالهین بسان مسافر راه گم کرده اى در بیابانِ حقیقت جویى، سرانجام با عنایت الهى ناگهان خود را برکرانه وحى یافت و پس از سالیانى عطش جانفرسا زلال سیراب کننده وحى را فرا چنگ آورد. و درست در این دوران است که در کنار نقد از فلسفه به تفسیر قرآن و شرح روایات اصول کافى پرداخت. در تحلیل این رویکرد عاشقانه به قرآن نباید از جذبه و دلکشى ظاهرى و باطنى قرآن چشم پوشید. دلکش و جذبه ظاهرى که بسیارى از خاورشناسان را یکسره در دامن قرآن انداخت و به قول بلاشر حتى اروپاییان ناآشناى به عربى را تحت تأثیر قرار مى دهد .
صدر المتألهین در آغاز تفسیر سوره سجده و نیز در آغاز تفسیر سوره مبارکه واقعه از این واقعیت پرده برداشته است .
منابع تفسیر ملاصدرا
منابعى که صدرالمتالهین در تفسیر خود از آنها استفاده کرده; به پنج دسته تقسیم مى شوند که براساس اولویت میزان استفاده به شرح ذیل اند :
۱. منابع تفسیرى فریقین; از میان تفاسیر شیعه بیشترین مطالب تفسیر صدرالمتالهین از تفسیر مجمع البیان نقل شده است. افزون بر آن تفاسیر شیعه شامل: تفسیر عیاشى، تفسیر قمى، تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى علیه السلام نیز مورد استناد او قرار گرفته است. در میان تفاسیر اهل سنت که در این تفسیر از آنها یاد شده و گاه مطالب آنها مورد استفاده یا نقد قرار گرفته است، عبارتند از: تفسیر کشاف، مفاتیح الغیب، تفسیر بیضاوى، جامع البیان، الدر المنثور و نیز تفاسیر عرفانى همچون تفسیر نیشابورى و میبدى. مباحث نحوى و بلاغى تفسیر ملاصدرا بیشتر متأثّر و برگرفته از تفسیر کشاف و در مرحله بعد بیضاوى است و در مباحث کلامى و معارفى بیشتر به تفسیر فخر رازى نظر دارد.
۲. منابع حدیثى; منابع حدیثی شیعه که در تفسیر ملا صدرا از آنها استفاده شده عبارتند از: کافى، من لا یحضره الفقیه، توحید و امالى صدوق، ارشاد القلوب دیلمی و بحار الانوار . افزون بر آن از منابع حدیثی اهل سنت همچون صحاح سته و نیز مسند ابن حنبل در تفسیر استفاده شده است .
۳. منابع عرفانى; صدرالمتالهین به صورت شایع سخنان عارفانى همچون: ابن عربى و سهروردى را به نقل از آثارشان آورده و غالباً نام این دست از منابع را نیز برده است. نظیر: فتوحات مکیه، فصوص الحکم و شرح آن، رسائل اخوان الصفا، مصباح الشریعه، نفحات الانس، منطق الطیر عطار و ... .
۴. منابع فلسفى و کلامی; مباحث فلسفى تفسیر صدرالمتالهین از منابع فلسفى و کلامى همچون: اشارات و شفا، بوعلى سینا، شرح تجرید، علامه على; شرح مقاصد، تهافت الفلاسفه، اثولوجیا، المجسطى، در منطق و ... نقل شده است.
۵. آثار دیگر صدرالمتالهین; ملاصدرا در موارد قابل توجهى محتوا یا حتى عین الفاظ سایر آثار خود را در تفسیر خود منعکس ساخته و گاه نام آن اثر را نیز برده است. نظیر: اسفار، الشواهد الربوبیه، شرح اصول کافى، کسراصنام الجاهلیه، المبدأ و المعاد و ...
افزون بر این منابع کتاب هاى الصحاح، جوهرى; لسان العرب، ابن منظور، مجمع الامثال، و ... براى استنادات لغوى و نحوى و نیز برخى دیگر از آثار پراکنده همچون دواوین اشعار شاعرانى نظیر: مولوى، حافظ، سنایى، و نیز آثار پراکنده دیگر مورد استفاده و استناد صدرالمتالهین قرار گرفته است.
روش تفسیرى ملا صدرا
روش تفسیرى صدرالمتالهین در محورهاى ذیل قابل ترسیم است:
۱. تفسیر آیه اى یا پیکره اى آیات ؛ مقصود از تفسیر آیه اى تفسیر یکان یکان آیات قرآن است و مقصود از تفسیر پیکره اى، تفسیر یکجاى شمارى از آیات است که با یکدیگر تناسب داشته و با هم مرتبط باشند. در نگریستن در تفسیر صدرالمتالهین نشان مى دهد که در بیشتر موارد از روش نخست یعنى تفسیر آیه اى استفاده شده است و درموارد محدودى نظیر برخى از آیات سوره حدید و قیامت از روش تفسیر پیکره اى آیات بهره جسته است. یکى از دلایل این امر مباحث طولانى است که او معمولا در ذیل آیات ارائه کرده و از نظر او هر آیه اى از چنان معارفى برخوردار است که به راحتى و با سرعت نمى توان از کنار آن گذشت.
۲. توجه به مباحث ادبى ؛ صدرالمتالهین از جمله افرادى است که غالباً مفسرانى را که به مباحث ادبى قرآن اهتمام زیادى داشته اند، مورد انتقاد قرار داده و از آنان به عنوان ظاهرفکران، قشرى اندیشان، اهل حجاب و ... یاد کرده است. با این حال او در سراسر تفسیر خود به مباحث لغوی ، اهتمام نموده است . او هم چنین در تفسیر خود اهتمام ویژه اى نسبت به مباحث نحوی از خود نشان داده است.
۳. اهتمام به اسباب النزول ؛ در تفسیر صدرالمتالهین اهتمام به اسباب النزول به صورت محدودی به چشم مى خورد. شاید یکى از دلایل آن ضعف روایات آن است. با این حال درمواردى از این تفسیر اسباب النزول ذکر شده است . به عنوان مثال در ذیل آیه ۴۷ سوره یس در فصلى تحت عنوان «تتمّه» دیدگاه مفسران را در باره سبب نزول آن ذکر کرده است
۴. استناد به تفسیر صحابه و تابعان ؛ صحابه نخستین طبقه از مفسران قرآن اند که دیدگاه تفسیرى شان بخاطر همزمانى آنان با نزول آیات و نیز امکان بهره مندى در تفسیر از حضور پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله از اهمیت فراوانى برخوردار است و تابعانِ مفسّر با فراگرفتن آموزه هاى تفسیرى از صحابه و با واسطه صحابه از پیامبر صلى الله علیه وآله، این میراث را به نسل هاى بعدى منتقل ساختند و بیشترین سهم را در شکل گیرى عصر تدوین تفسیر بر عهده گرفتند.
بر اساس چنین تطورى در تاریخ تفسیر به نام مفسران بزرگى از صحابه همچون: امام على بن ابى طالب علیه السلام، عبداللّه بن مسعود; عبداللّه بن عبّاس، ابىّ بن کعب و ... و مفسران مشهور از تابعان همچون: سعید بن جبیر، مجاهدبن جبر، طاووس بن کیسان و ... برمى خوریم.
استشهاد به تفاسیر صحابه و تابعان متأثر از شیوه سایر تفاسیر در سرتاسر تفسیر صدرالمتالهین مشهود است. صدرالمتالهین به منظور انعکاس اسباب نزول آیات، قرائات قرآن، دیدگاه هاى تفسیرى آراء مفسرانى همچون عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود، ابىّ بن کعب، مجاهد بن جبر، ابوالعالیه و ... را منعکس ساخته است.
مبانی فهم و تفسیر قرآن در تفسیر ملاصدرا
صدرالمتالهین در لابلاى تفسیر آیات به برخى از مبانى و ضوابط فهم و تفسیر آیات اشاره کرده است که هرکدام در جاى خود بسیار مفید و راهگشاست. نقش روایات، نقش ذوق و مکاشفه و ضرورت استناد به ظواهر در فهم و تفسیر قرآن از جمله این مبانى است که به بررسى آنها مى پردازیم.
۱. نقش روایات در تفسیر قرآن ؛ از مجموعه نظرگاه هایى که صدرالمتالهین به صورت پراکنده در بررسى روایات در تفسیر خود آورده، مى توان به دست آورد که وی معتقد است خبر واحد در اعتقادات فاقد حجیت است. ملا صدرا معتقد است که روایات در زمینه معارف و اعتقادات مشروط به برخوردارى روایت از شرایط ذیل است : ۱. از اهل عصمت و طهارتع نقل شده باشد. یعنى منشأ مستقیم یا غیرمستقیم وحیانى داشته باشد ؛ ۲. داراى صحت سند باشد ؛ ۳. روایت افزون بر صحت، قطعى الصدور باشد. یعنى به صورت خبر واحد نقل نشده باشد. زیرا در اعتقادات یا برهان عقلى حجت است یا روایت متواتر که قطع آور است ؛ ۴. روایت مورد استشهاد با روایات صحیح دیگر تعارض نداشته باشد .
او همچنین بر این باور است که روایات پیامبر و اهل بیتعلیهم السلام از آن جهت که از یک منبع آسمانى عارى از خطا صادر شده است، هرگز نمى توانند داراى تناقض ذاتى باشند .
با چنین پیش فرضى است که محدثان و اصولیان در موارد تعارض روایات یا معتقدند که این تعارضات بدوى است و امکان جمع عرفى وجود دارد، یا آن که یکى از روایات به خاطر مصلحت تقیه صادر شده و در غیر این صورت روایت مخالف قرآن، سنت، عقل قطعى و... کنار گذاشته مى شود.
۲. نقش ذوق و مکاشفه در فهم و تفسیر قرآن ؛ درعرفان نظرى از سه اصطلاح به صورت شایع نام برده مى شود که عبارتند از: شهود، مکاشفه و ذوق . به نظر مى رسد که هر سه اصطلاح به یک حقیقت ناظر باشند. اما این که حقیقت کشف یا شهود یا ذوق چیست از دشوارى هاى عرفان نظرى است .
ذوق و مکاشفه در تفسیر صدرالمتالهین از جایگاه ویژه اى برخوردار است. این امر از عناوین خاصى که او براى طرح برخى از این دست مباحث برگزیده، قابل استفاده است. صدرالمتالهین شهود را جزء روزى هاى آسمانى مورد نظر در آیه فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ مى داند. چنان که بالاترین علم را علوم مکاشفه ارزیابى مى کند. او معتقد است بدون استفاده از علوم یا نور مکاشفه گاه فهم آیه غیرقابل امکان یا دشوار است. به عنوان مثال مى گوید به دست آوردن معناى حقیقى آیه غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ نیازمند استمداد از دریاى عظیم از دریاهاى علوم مکاشفه است. آنگاه گفتار ابن عربى را که به نظر ایشان داراى نور بصیرت و هدایت است، نقل مى کند. هم چنین در مبحث مقایسه میان فرشته و انسان مى گوید شناخت حقیقت این مسأله بدون نور مکاشفه غیرقابل امکان است و بیشتر آنچه در این باب گفته شده گفتار اهل حجاب است.
۳. ضرورت استناد به ظواهر آیات در تفسیر قرآن ؛ آیات قرآن بسان هر گفتارى از واژه ها شکل گرفته اند و بنا به نوع چنیش و ترکیب واژه ها و جملات و نیز مفهومى که هر واژه به دست مى دهد، از آیات معانى و مفاهیم مختلف قابل فهم است .یکى از ضوابط کارآمد که کار فهم و تفسیر آیات را تسهیل مى کند اصل استناد به ظواهر است که اصطلاحاً با آن «اصاله الظهور» مى گویند. براساس این اصل اوّلا : هر واژه و نیز ترکیب واژه ها در قالب جمله معناى ظاهرى را به دست مى دهند و چنان نیست که واژه ها و ترکیب آیات هیچ معناى ظاهرى را در اختیار مخاطب قرار ندهند. روح این مسأله بر معنادارى گزاره هاى دینى و به طور اخصّ گزاره هاى قرآنى برمى گردد. ثانیاً : معناى ظاهرى به دست آمده از آیه، مادامى که قرینه اى برخلاف آن قائم نشود حجّت است.
صدرالمتالهین در موارد فراوانی از تفسیر خود بر ضرورت استناد به ظواهر آیات تاکید کرده است .
به عنوان نمونه در میان مفسران در تفسیر مسخ در آیه سبت اختلاف است که آیا مسخ حقیقى میان این گروه تحقق یافته و آنان حقیقتاً تبدیل به میمون شدند یا آن که آیه در مقام بیان تمثیل و حالت روحى اصحاب سبت است که از نظر روح و روان و شخصیت بسان بوزینه شدند . عموم مفسران آیه را به همان معناى حقیقى حمل کرده اند. اما از میان قدما مجاهد از مفسران تابعین و از میان معاصران مفسرانى همچون رشید رضا آیه را به معناى مجازى حمل کرده اند.
صدرالمتالهین در تفسیر خود پس از ذکر معناى ظاهرى آیه این پرسش را مطرح کرده که آیا
آیه قول به بطلان تناسخ را نفى مى کند یا نه؟ او مى گوید تناسخ با براهین قطعى محال است. در این جا اگر نفس اصحاب سبت باقى و صورت آنان تغییر کرده باشد این عین تناسخ است و اگر شخص انسانى معدوم شده و فردى دیگر به عنوان میمون موجود شده به معناى هلاک ساختن گروهى از انسانها و ایجاد شمارى میمون است. آنگاه اشاره مى کند که برخى بنا به دیدگاه تفسیرى مجاهد از این اشکال پاسخ گفته اند. چه، او معتقد است که خداوند دلهاى اصحاب سبت را مسخ کرده، یعنى بر آن دلها مهر زده است نه این که صورتشان را مسخ کرده باشد. سپس دو دلیل مبنى بر امتناع مسخ ظاهرى را از زبان مدافعان این نظریه نقل مى کند و هر دو اشکال را در نهایت سستى مى داند و از آنها پاسخ مى دهد، و بر تحقق مسخ تاکید می ورزد .
تفسیر ملاصدرا و گرایش عرفانی
مقصود از گرایش تفسیرى لوْن و صیغه حاکم بر یک تفسیر است که براساس جهان شناخت مفسر و پیش فرض هاى او شکل مى گیرد. . گرایش یا تفسیر عرفانى که از آن با عنوان تفسیر اشارى، رمزى، صوفى، فیضى، باطنى و شهودى نیز یاد مى شود یکى از گرایش هاى تفسیرى است که در پى رویکرد عارفان به تفسیر قرآن رخ نموده است .
در تفسیر ملاصدرا شماری از آیات قرآن بر اساس مبانی و پیش فرض های عرفانی تفسیر شده که راهیافت گرایش عرفانی در این تفسیر را تایید می کند . نمونه هایی از تفسیر عرفانی او از آیات عبارتند از : ۱ . مفهوم مشابهت روزى بهشتیان با روزى دنیوى آنان در ذیل آیه ۲۵ سوره بقره ؛ ۲. تفسیر آسمان هاى هفتگانه به مراتب هفتگانه نفس در ذیل آیه ۲۹ سوره بقره ؛ ۳. ازدواج میان عقل و نفس در ذیل آیه ۵۶ سوره یس ؛ ۴. تفسیر باطنى ورود به قریه و حطّه گفتن ذیل آیه ۵۶ سوره بقره . ۵. تفسیر عرفانى تجافى شب زنده داران ذیل آیه ۶ سوره سجده
از بررسى گرایش عرفانى در تفسیر صدرالمتالهین می توان به نتایج ذیل دست یافت :
۱. صدرالمتالهین در بسیارى از موارد با ذکر عنوان تفسیر اهل اشاره; اهل کشف; و ... تصریح مى کند که تفاسیر باطنى ارائه شده برگرفته از زبان و مکتب عارفان است و از آنجا که خود را عارف دلسوخته مى داند و معتقد است برترین علم و معرفت عرفان است، این تفاسیر را مدافعانه ذکر مى کند.
۲. صدرالمتالهین به صورت مکرر با تأکید بر عنوان «تفسیر باطنى» پس از تفسیر ظاهرى بر دو نکته اساسى درباره تفسیر باطنى یا اشارى تأکید کرده است:
نخست: آن که تفسیر باطنى یا عرفانى از لایه درونى معانى قرآن یا به تعبیر روایات از باطن آیات بهره دارد که اصطلاحاً به چنین تعاملى با آیات قرآن «تأویل» گفته مى شود. در برابر، تفسیر ظاهرى از لایه برونى و بستر ظاهرى آیات بهره مى گیرد که اصطلاحاً به آن «تفسیر» اطلاق مى گردد. عدم استفاده تأویل یا تفسیر باطنى از قواعد محاوره و زبان شناسى از اصول و بنیادهاى تفسیر باطنى است. دوّم: به عکس باطنیه که با رویکرد به تفسیر باطن دست از ظاهر آیات شسته و مدالیل ظاهرى را کنار مى گذارند، صدرالمتالهین با ذکر تفسیر ظاهرى در آغاز تفسیر هر آیه و سپس ارائه تفسیر باطنى، درصدد اثبات این نکته است که تفسیر باطنى به معناى ملغا کردن مدالیل ظاهرى آیات نیست. بلکه مى بایست به دلالت هر یک در بستر مناسب خود اذعان داشت.
۳. ملاصدرا با کمک گرفتن از سیاق آیات و نیز پاره اى از روایات در برخى از موارد تفسیر باطنى مى کوشد، شواهد قرآنى یا روایى براى این دست از تفاسیر بدست دهد. او با این کار تلویحاً و نه تصریحاً اذعان مى کند که ارائه تفسیر باطنى و تأویل کار حساس و پیچیده اى است و نیازمند به دلایل و شواهدى است .
۴. تفسیرهاى عرفانى که در تفسیر صدرالمتالهین انعکاس یافته از نظر میزان اعتبار به سه دسته قابل تقسیم اند : نخست: تفاسیرى که بخاطر همسویى با ظاهر آیات و نیز وجود شواهد روایى قابل دفاع است. مانند تفسیر او از باب حطّه ; دومّ: تفسیرهایى که در مقام ثبوت داراى صحت اند اما در مقام اثبات قابل دفاع نیستند. به عبارت روشن تر تفسیر ذاتاً فاقد اشکال است، اما نمى توان به راحتى آن را مراد الهى در مرحله باطن دانست. در حقیقت در چنین مواردى مى بایست سکوت کرد نظیر تفسیر او در باره چگونگی خارج شدن مردگان از قبور; سوم: تفسیرهایى که صرفاً ذوقى بوده و مبتنى بر مبانى و قواعد تأویل نمى باشد. بیشتر تفاسیر عرفانی ملاصدرا از این نوع است .
تفسیر ملاصدرا و گرایش فلسفی
پس از گرایش عرفانى که به صورت محسوس در تفسیر صدرالمتالهین خودنمایى مى کند، گرایش فلسفى دومین گرایش است که دراین تفسیر به چشم مى خورد. مقصود از گرایش فلسفى ـ که البته در کنار آن گرایش کلامى نیز مطمح نظر است ـ این است که صدرالمتالهین به صورت کاملا شایع و گسترده از مبانى و اندیشه هاى فلسفى براى بدست دادن مدالیل آیات یا تقویت یا تضعیف برخى از آراء تفسیرى بهره جسته است. به تعبیر دکتر سید حسین صدر: «مقصود از تفاسیر فلسفى قرآن... تفاسیرى است که انسانهایى که به معناى واقعى کلمه فیلسوف یا حکیم خوانده مى شوند، نوشته اند.» و ظاهراً دراین تردید نیست که ملاصدرا از مصادیق بارز فلاسفه و حکماء واقعى است.
البته چنان که اشاره کردیم تفسیر صدرالمتالهین برغم برخوردارى از گرایش فلسفى از نوع تطبیق و همسان سازى میان عقل و نقل است نه از نوع تحمیل مبانى فلسفى بر قرآن .
تطبیق آیه ۵۳ سوره فصلت بر برهان صدیقین از نمونه های راهیافت گرایش فلسفی در تفسیر ملاصدرا است .او در این باره معتقد است که : « مسلک الصدیقین الذین یستشهدون بوجود الحق على وجود الحق أسدّ، اوثق و أشرف و أحکم کما أشار الیه بقوله: أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَىْء شَهِیدٌ» او آنگاه به روایاتى براى اثبات برهان صدیقین و این که ائمه علیهم السلام از این برهان استفاده کرده اند، استشهاد مى کند. نظیر روایت کافى به نقل از حضرت امیر علیه السلامکه فرمود: «اعرفوا اللّه باللّه و الرسول بالرساله و اولى الامر بالامر بالمعروف و العدل و الاحسان. خدا را با خدا و رسول را با رسالت و اولى الامر را با امر به معروف و نهى از منکر بشناسید.»
صدرالمتالهین در زمینه اسماء و صفات الاهی معتقد است که مقصود از شمارش اسماء نود و نه گانه خداوند که باعث ورود انسان به بهشت است، علم به اسماء و تحقق و عینیت این اسماء در وجود اوست .او هم چنین معتقد است تفاوت میان اسم و صفت بسان تفاوت میان مرکب و بسیط است زیرا ذات در مفهوم اسم به عکس مفهوم صفت اعتبار مى شود; زیرا صفت مجرد عارض است، البته گاه به صفت اسم نیز گفته مى شود زیرا ذات در تمام اسماء مشترک است و تکثر در اسماء بخاطر تکثر صفات است. و در تبیین عینیّت ذات با صفات الهى که در گفتار حضرت امیر علیه السلام «کمال التوحید نفى الصفات» آمده، از مبانی فلسفی بهره گرفته است .
چنان که در باب چگونگى اتصاف خداوند به صفات بویژه صفات بشرى همچون خشم، رحمت، سرور و ... همگام با بسیارى از فلاسفه و متکلمان از قانون «خذوا الغایات و اترکوا المبادى» کمک مى گیرد. براساس این قانون وقتى صفتى همچون شنیدن را به خداوند نسبت مى دهیم مى بایست تمام مبادى یعنى مقدمات مادى شنیدن را اعم از وجود صوت، هوا، عضو شنیدارى و ... را از خداوند استثناء کنیم و تنها غایت و نتیجه آن یعنى علم به شنیده ها را به خداوند نسبت دهیم. در غیر این صورت یا بسان معطّله مرتکب تعطیل خواهیم شد. یعنى بسان معطّله مى بایست درباره چگونگى اتصاف خداوند به صفات سکوت کنیم یا مى بایست بسان مشبّهه همان صفات بشرى و مادى را به خداوند نسبت دهیم و هر دو راه طبق مسلک اهل بیت علیهم السلام محکوم است.
تفسیر ملاصدرا ، تحمیل یا تطبیق پیش فرض ها بر قرآن
یکى از پرسش های اساسی درباره تفسیر ملا صدرا این پرسش است که آیا صدر المتالهین پیش فرض های فلسفی و عرفانی را بر قرآن تحمیل کرده یا آن که میان مبانى فلسفى و عرفانى و مبانى قرآن تطبیق، همسانى و همصدایى برقرار کرده است ؟
تفاوت تطبیق با تحمیل در این است که در تحمیل مفسر مى کوشد مبانى و پیش فرض هاى خود را بر متن تحمیل کند .شاخصه هاى تحمیل عبارتند از: ۱. باور به یک مبنا و پافشارى بر آن; ۲. مسلح کردن ذهن به آن هنگام مراجعه به متن; ۳. تلاش براى همسو کردن متن با آن; ۴. فقدان تقوا و داشتن انگیزه سوء. در تحمیل احیاناً شخص درمى یابد که مفاد متن با او همسو نیست اما با این حال بخاطر فقدان تقوا و انگیزه هاى الهى و صرفاً بخاطر دفاع از مذهب و مبناى خود، متن را با مبناى خود کاذبانه همسو مى کند. بنابراین انگیزه سوء در تحمیل کاملا دخالت دارد. امّا در تطبیق مفسر با داشتن یک مبنا تنها درصدد همسو ساختن و همسان گرایى میان مبنا با مفاد متن است; امّا اوّلا: برمبناى پیشین خود پافشارى مضاعف ندارد. زیرا احتمال مى دهد که پس از مراجعه به متن آن مبنا تغییر یافته یا بازسازى شود. ثانیاً: در مراجعه به متنِ وحى کوشش کورکورانه را براى همسان سازى دنبال نمى کند و وقتى دریابد که متن با او همخوان نیست از مبناى خود عقب نشینى مى کند. ثالثاً: انگیزه سوء در تطبیق حضور ندارد و اگر تلاش براى همسوسازى صورت مى گیرد به منظور خدمت به دین و قرآن انجام مى گیرد.
از سویی دیگر پاسخ به این پرسش از سه جهت اهمیت دارد :
۱. بدون تردید صدرالمتالهین به عنوان آخرین و برجسته ترین سنگربان فلسفه و عرفان میان عصر قدما و متاخران ایستاده و نوع اقدام و نگرش او ضمن آن که مى تواند به تندروى هاى عارفانى همچون ابن عربى در تفسیر سامان ببخشد، مى تواند ره توشه و رهنمون کارگشا و قابل اعتمادى ـ با توجه به جایگاه صدرالمتالهین ـ براى متاخران به حساب آید.
۲. مفسرانى همچون علامه طباطبایى ـ که خود از فلاسفه و عارفان عصر خویش برشمرده مى شود ـ از نوع تفاسیر فلاسفه و عرفا و تحمیل آراء خود بر قرآن گله کرده اند . پاسخ به این پرسش نشان خواهد داد که در تفسیر صدرالمتالهین به عنوان یکى از تفاسیر عرفانى و فلسفى، این تحمیل و تأویل تا چه اندازه راه یافته است.
۳. مدافعان مکتب تفکیک در کنار تأکید بر جداساختن عرفان و فلسفه از قرآن و ضرورت رویکرد ناب و خالص به متون وحیانى، هماره بر این نکته پاى مى فشارند که مدافعان عرفان و فلسفه به جاى چنین رویکردى، مبانى عرفانى و فلسفى خود را بر قرآن تحمیل کرده اند و یا در آنجا که وحى سخنى دارد و در برابر آن عرفان و فلسفه سخنى ناسازِ دیگر دارد، بیشتر در برابر عرفان و فلسفه کرنش مى کنند تا قرآن و سنت. از سوى دیگر از آنجا که صدرالمتالهین به عنوان پرچمدار حکمت متعالیه، در کنار مباحث فلسفى و عرفانى به تفسیر قرآن و سنت پرداخته و شخصیت او در میان فلاسفه و عارفان پس از خود به عنوان چهره اى تأثیرگذار و نافذ شناخته شده است ، معمولا نوک پیکان حمله مدافعان مکتب تفکیک متوجه ایشان است .
برخی از صاحب نظران معتقداند که در تفسیر ملاصدرا تحمیل پیش فرض های فلسفی و عرفانی بر آیات قرآن راه یافته است . در برابر عموم صاحب نظران معتقدند که تفسیر ملاصدرا باید از نوع تطبیق دانست . به عنوان نمونه شیخ محمدرضا مظفر در بخشى از مقدمه اسفار یکى از ابتکارات صدرالمتالهین را جمع میان عقل و وحى مى داند. مى گوید: «صدرالمتالهین معتقد است که شرع و عقل در تمام مسائل حکمى ]= فلسفه[ با هم انطباق دارند و چنین تصریح مى کند: بسیار بعید است که احکام شریعت حقه الاهى با معارف یقینى و ضرورى در تضاد باشد و دور باد فلسفه اى که قوانین آن با کتاب و سنت منطبق نباشد.و این مکتب دیگر او در باب معرفت است. یعنى تطبیق و همسان سازى میان شرع اسلامى و فلسفه یقینى. بدین خاطر است که او پیوسته براى هر مسأله فلسفى دشوار به آیات قرآن و روایات اسلامى استشهاد مى کند.»
کاستیهاى تفسیر صدرالمتالهین
تفسیر صدرالمتالهین برغم برخوردارى از مباحث عمیق تفسیرى و معارفى بیشتر از جهت ساختار و شیوه تدوین با کاستیها و نقایصى روبرو است که به اهمّ آنها عبارتند از :
۱. ناهمگونى؛ به عنوان نمونه در سه جلد از این تفسیرتنها سوره فاتحه و ۶۸ آیه از سوره بقره تفسیر شده در حالى که براى سوره یس با ۸۳ آیه تنها یک جلد اختصاص یافته است.
۲. اطناب ؛ صدرالمتالهین گاه در بررسى تفسیرى یک آیه یا پیکره اى از آیات مباحث مفصل مبسوطى را منعکس ساخته که ضمن ایجاد ملال در خواننده ، مخاطب را از هدف تفسیرى آن آیه دور مى سازد و بیشتر به مباحث پیرامونى آن مشغول مى سازد. مثلا در تفسیر خود این پرسش را مطرح مى کند که پیامبران برترند یا فرشتگان؟! آنگاه با آوردن دلایل مفصل موافقان و مخالفان، صفحاتى از تفسیر خود را به آن اختصاص داده است.
۳. تکرار؛ برخى از مباحث به صورت تکرارى در برخى از مجلدات این تفسیر آمده است. احتمالا فقدان همزمانى در نگارش و عدم توجه مؤلف به مباحث پیشین یا پسین باعث این پدیده شده است. مبحث جبر و تفویض ، اراده ، مبحث خلود از این دست اند.
۴. استناد به شواهد غیرمتقن ؛ صدرالمتالهین عموماً براى اثبات یکى آموزه قرآنى و تفسیرى پس از نقل آیات و روایات مرتبط، براى اتقان مدعاى خود به گفتار فلاسفه، عرفا، اشعار شاعران، لطایف و سخنان حکمت آمیز بزرگان حتى به برخى از حکایات و مکاشفات غیر علمى استناد مى کند که تا حدودى کتاب را از سبک تفسیرنگارى فاصله انداخته و به جُنْگ تفسیرى نزدیک تر مى سازد.
۵. ضعف شماری از روایات مورد استناد ؛ استفاده از انواع روایات ضعیف و نیز عبارتهایى که به اشتباه حدیث تلقى شده، مهمترین کاستى و آسیب کارکرد روایات در تفسیر ملاصدرا به شمار مى رود .
البته باید توجه داشت با توجه به بررسى هاى سندى و رجالى که از صدرالمتالهین در شرح روایات کافى سراغ داریم و نیز آگاهى و احاطه او به دانش حدیث، نمى توان او را به عدم شناختِ ضرورت دستیابى به صحت سند روایات و اجتناب از استناد به روایات ضعیف یا مجعول متهم ساخت . عبارت حدیث نمای «کنت کنزاً مخفیاً» ؛ و روایت مرسل آفرینش زن از استخوان چپ مرد از جمله این دست از روایات است که در تفسیر ملا صدرا راه یافته است .

علی نصیری


منبع : maref.ir





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، قرآن کریم، تزکیه نفس، کتاب، فلسفه و عرفان اسلامی، صدر المتالهین، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

داشتم کتاب چهل حدیث امام خمینی را میخواندم که این مطلب توجهم را جلب نمود:(شرح حدیث28ام)

افـسـوس ! کـه مـا بـیـچـاره هـاى گـرفـتـار حـجـاب ظـلمـانى طبیعت و بسته هاى زنجیرهاى آمـال و امـانـى جـز مـطـعـومـات و مـشـروبـات و مـنـکـوحـات و امثال آنها چیزى نمى فهمیم ، و اگر صاحب نظرى یا صاحبدلى بخواهد پرده از این حجب را بـردارد، جز حمل بر غلط و خطا نکنیم . و تا در چاه ظلمانى عالم ملک مسجونیم ، از معارف و مـشـاهـدات اصـحـاب آن چیزى ادراک ننماییم ،. ولى اى عزیز، اولیا را به خود قیاس مکن و قلوب انبیا و اهل معارف را گمان مکن مثل قلوب ماست . دلهاى ما غبار توجه به دنیا و مشتهیات آن را دارد، و آلودگـى انـغـمـار در شهوات نمى گذارد مرات تجلیات حق شود و مورد جلوه مـحـبـوب گـردد. البـته با این خودبینى و خودخواهى و خود پرستى باید از تجلیات حق تـعـالى و جـمـال جـلال او چـیـزى نـفـهـمـیـم ، بـلکـه کـلمـات اولیـا و اهل معرفت را تکذیب کنیم . و اگر در ظاهر نیز تکذیب نکنیم ، در قلوب تکذیب آنها نماییم . و اگـر راهـى بـراى تـکـذیـب نـداشـتـه بـاشـیـم . مـثـل آنـکـه قـائل بـه پـیـغـمـبـر یـا ائمـه مـعـصـومـیـن ، عـلیـهـم السـلام ، بـاشـیـم ، بـاب تـاءویـل و تـوجـیه را مفتوح مى کنیم ، و بالجلمه ، سد باب معرفت الله را مى کنیم . ما راءیـت شـیـئا الا و راءیـت الله مـعـه و قـلبـه و فـیـه  را حـمـل رؤ یـت آثـار مـى کـنـیـم . لم اءعـبـد ربا لم اره را به علم به مفاهیم کلیه مـثـل عـلوم خـود حـمـل مـى نـمـایـیـم ! آیـات لقـاء الله را بـه لقـاء روز جـزا مـحـمـول مـى داریـم . لى مـع الله حـالة را بـه حـالت رقـت قـلب مـثـلا حـمـل مـى کـنـیـم . و ارزقـنى النظر الى وجهک الکریم . و آن همه سوز و گـدازهـاى اولیـا را از درد فـراق ، بـه فـراق حـورالعـیـن و طـیـور بـهـشـتـى حمل مى کنیم ! و این نیست جز اینکه چون ما مرد این میدان نیستیم و جز حظ حیوانى و جسمانى چیز دیگر نمى فهمیم ، همه عارف را منکر مى شویم . و از همه بدبختیها بدتر این انکار اسـت کـه بـاب جـمـیـع مـعـارف را بـر مـا مسند مى کند و ما را از طلب باز مى دارد و به حد حیوانیت و بهیمیت قانع مى کند، از عوالم غیب و انوار الهیه ما را محروم مى کند. ما بیچاره ها کـه از مـشـاهدات و تجلیات بکلى محرومیم از ایمان به این معانى هم ، که خود یک درجه از کـمـال نفسانى است و ممکن است ما را به جایى برساند، دوریم . از مرتبه علم ، که شاید بـذر مـشـاهـدات شـود، نیز فرار مى کنیم ، و چشم و گوش خود را بکلى مى بندیم و پنبه غـفـلت در گـوشـها مى گذاریم که مبادا حرف حق در آن وارد شود. اگر یکى از حقایق را از لسـان عـارف شوریده یا سالک دلسوخته یا حکیم متاءلهى بشنویم ، چون سامعه ما تاب شـنـیـدن آن نـدارد و حـب نـفـس مـانـع شـود کـه بـه قـصـور خـود حـمـل کـنـیم ، فورا او را مورد همه طور لعن و طعن و تکفیر و تفسیقى قرار مى دهیم و از هیچ غیبت و تهمتى نسبت به او فروگذار نمى کنیم . کتاب وقف مى کنیم و شرط استفاده از آن را قـرار مى دهیم (که ) روزى صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فیض کنند! جناب صـدرالمـتـاءلهـین را، که سرآمد اهل توحید است ، زندیق مى خوانیم و از هیچ گونه توهینى درباره او دریغ نمى کنیم . از تمام کتابهاى آن بزرگوار مختصر میلى به تصوف ظاهر نشود ـ بلکه کتاب کسر اصنام الجاهلیة فى الرد على الصوفیه  نوشته ـ (با ایـنـحـال ) او را صـوفـى بـحـت مـى خـوانـیـم . کـسـانـى کـه مـعـلوم الحـال هـسـتـند و به لسان خدا و رسول ، صلى الله علیه و آله ، ملعون اند مى گذاریم ، کـسـى (را) کـه بـا صـداى رسـا داد ایـمـان بـه خـدا و رسـول و ائمـه هـدى ، عـلیـهم السلام ، مى زند لعن مى کنیم ! من خود مى دانم که این لعن و تـوهـیـنـهـا بـه مـقامات آنها ضررى نمى زند، بلکه شاید به حسنات آنها افزاید و موجب ارتـفاع درجات آنها گردد، ولى اینها براى خود ماها ضرر دارد و چه بسا باشد که باعث سلب توفیق و خذلان ما گردد. شیخ عارف ما، روحى فداه ، مى فرمود هیچوقت لعن شخصى نـکـنـیـد، گـرچـه بـه کـافـرى کـه نـدانـیـد از ایـن عـالم (چـگـونـه ) مـنـتـقـل شده مگر آنکه ولى معصومى از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زیرا که ممکن است در وقـت مـردن مـؤ من شده باشد.


برگرفته شده از tajaliazam.blog.ir



نوع مطلب : امام خمینی، فلسفه و عرفان اسلامی، صدر المتالهین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خاطره اول:

آقای منتظری در خاطراتش می­گوید: « ­یک­ زمانی در تهران به همراه مرحوم شهید ­مطهری رفته بودیم پای منبر آقای حاج شیخ محمود حلبی. ایشان روی منبر به مرحوم صدرالمتألّهین توهین کرد. پس از منبر، ما با ایشان درگیر شدیم که این چه تعبیرهایی است که می­کنید؟ من یک ­بار خدمت آقای خمینی بودم، به ­مناسبت گفتم: ملاصدرا، ایشان ناراحت شدند که چرا می­گویید ملاصدرا؟ گفتند: آیا شما به آیت­ الله آخوند خراسانی (صاحب کفایه) می­گویید ملّا کاظم؟! ما باید اسم بزرگان را با احترام ببریم«."

منبع: خاطرات منتظری و نقد آن، اسدالله بادامچیان، ص 213

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

خاطره دوم:

به نوشتۀ یكى از مجله‌هاى معروف، یكى از اطرافیان امام خمینى دربارۀ اوضاع سال  ۴٢  و قبل از آن، چنین گفته است: طلاّب قدرى از روز و شب را در بیرونى امام به بحث اختصاص داده بودند و گاهى از بعضى روحانیون انتقاد مى‌شد و از این هم ناراحت بودند كه چرا امام؛ قدمى براى مرجعیت برنمى‌دارند؟ بلكه كناره‌گیرى هم مى‌كنند. یك روز مرحوم حاج آقا مصطفى، فرزند امام پیام آوردند كه آقا فرمودند: «شنیده‌ام در اینجا برخى غیبت و اهانت به علما مى‌كنند، بنده راضى نیستم كسى در این خانه غیبت، یا به كسى اهانت كند.»

امام در مسجد سلماسى قم، عصرها درس اصول مى‌فرمودند، به ایشان اطّلاع داده بودند كه در مجلس درس بعضى از محقّقین، نسبت به ملا صدرا اهانت شده؛ ایشان با حال عصبانیت و در مقام موعظه و نهى از جسارت كردن به بزرگان دین فرمودند: « و ما ادراك ما ملا صدرا؟ مسائلى كه بو على از آنها عاجز مانده، ملا صدرا حل كرده چرا مواظب زبانمان نیستیم؟!»

منبع: سیمای فرزانگان، رضا مختاری، ص 252

و

baerfan.blogfa.com

یا حق





نوع مطلب : صدر المتالهین، فلسفه و عرفان اسلامی، امام خمینی، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو