اسرار حق
درباره وبلاگ


پروفایل من
hasanbolboli.blogfa.com/Profile
استفاده از تمامی مطالب وبلاک آزاد می باشد
حتی بدون ذکر منبع
تلگرام ما
@asrarhag

مدیر وبلاگ : حسن فاطمی فرد
مطالب اخیر
نویسندگان

امام صادق(ع) فرمولی به زنان معرفی کرد که با انجام آن در قبال همسر، خداوند شهری در بهشت به آنان می‌بخشد.

  گاهی رفتارها و عطاهای خداوند در قبال اعمال مثبت بندگانش با عقل انسان‌ها سازگاری ندارد و این برگرفته از صفت متعالی خداوندی است و در آیات متعددی از قرآن این رفتار را به مردم معرفی کرده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام صادق(ع)، در مورد حجاب و زن، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ولایت و امامت، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، تاریخ اسلام، احکام زناشویی، معارف اهل بیت، 
برچسب ها : زنان، بهشت، خانواده، تعلیم و تربت،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

آیت‌الله حائری شیرازی:

اگر جلوی ازدواج موقت را بگیرید، فردا تمام زناها در نامه عمل شما نوشته می‌شود.

آیت الله حائری شیرازی

ما سر دو راهی هستیم، یا باید بگوییم مردم به راه حرام بروید؛ هر چه بادا باد و یا ازدواج موقت را توصیه کنیم.

بحث بین انتخاب ازدواج موقت یا دائم که نیست بلکه بحث بر سر انتخاب زنا و ازدواج موقت است. 

اگر کسی گفت ازدواج موقت نه، یعنی زنا بله. 




ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، احکام زناشویی، علما، احکام، امر به معروف نهی از منکر، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، شبه روشنفکری، تاریخ معاصر، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، فساد و انحطاط اخلاقی، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، 
برچسب ها : ازدواج، ازدواج موقت، آیت الله حائری شیرازی،
لینک های مرتبط : لینک اصلی،


اگر کسی بدون توجه به اهل بیت(علیهم السلام) و بدون توسل به آنان تنها دعا کند و از خدا هدایت و قرب او را بخواهد، خدا دعایش را مستجاب نمیکند بلکه باید ضمن توسل به اهل بیت و وارد شدن از راه آنان، دعا نیز بکند و هدایت خود را از خدا بخواهد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، کنترل جمعیت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، تولی و تبری، 
برچسب ها : توسل، اهل بیت،
لینک های مرتبط :

«درمان سبز» برای بیماری‌های سخت در شبکه «افق»

«درمان سبز» برای بیماری‌های سخت در شبکه «افق»

  مستند دو قسمتی «درمان سبز» با موضوع سبک زندگی اشتباه بشر و نیز روش های درمان بیماری های صعب العلاج

 

گسترش بی سابقه بیماری های خطرناک و کشنده ای همچون انواع مختلف سرطان، ارمغان سبک زندگی مصرف گرا و عادات غلط غذایی امروز مردم جهان است.در این بین گاهی صداهایی شنیده می شود که با تغییر در سبک زندگی و یا روش های درمانی، قصد کمک به جامعه جهانی را دارد، اما این صداها در لابلای هیاهوی تبلیغاتی صنایع غذایی و دارویی که از سودآورترین عرصه های بازار اقتصاد آزاد است، کمتر به گوش مردم می رسد.

 




ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، تاریخ معاصر، عجایب خلقت، دانلود، کلیپ، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اولین احتمال درباره مدفن حضرت فاطمه(س)، خانه خود آن حضرت است. خانه ایشان در همسایگی خانه پیامبر(ص) در کنار مسجد‌النبی(ص) قرار داشت که با توسعه مسجد، خانه حضرت در داخل آن قرار گرفت.
مشرق، به‌ علت دفن پنهانی حضرت فاطمه(س) درباره محل تدفین ایشان بین مورخان و راویان اختلاف‌نظر وجود دارد، آیت‌الله محمدعلی جاودان در مقاله‌ای در دانشنامه فاطمی به تبیین این مسأله می‌پردازد.

-خانه حضرت(س)

اولین احتمال درباره مدفن فاطمه(س)، خانه خود آن حضرت است. خانه حضرت در همسایگی خانه پیامبر(ص) در کنار مسجد پیامبر(ص) قرار داشت که با توسعه مسجدالنبی(ص) در زمان عمر بن‌ عبدالعزیز (خلیفه اموی)، در داخل مسجد قرار گرفت. مفید، طبری امامی و فتال نیشابوری نیز روایاتی قریب به همین مضمون نقل کرده‌اند. شیخ صدوق و ابن‌ طاووس نیز این قول را صحیح دانسته‌اند. اسناد دفن حضرت فاطمه(س) در خانه خود معتبر است و بزرگان به صحت و شهرت آن گواهی داده‌اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، ولایت و امامت، کنترل جمعیت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، تولی و تبری، معارف اهل بیت، احکام زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 مرداد 1394 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد


حجت الاسلام والمسلمین عبدالقائم شوشتری، امام جمعه محترم شاهین شهر، زمانی که در شهر درود بود نقل می‌کرد: حاج آقای بهلول چند سال قبل همراه یکی از دوستانش قرار بود به یکی از روستاهای دوردست برود. این روستا فقط یک ماشین شخصی داشته که هر روز سر ساعت مقرر کسانی را که قصد مسافرت به آن روستا را داشته اند می برد. فاصله این روستا تا شهر حدوداً ده ساعت بود، اما موقع حرکت ماشین برای جناب بهلول مشکلی پیش می آید ونمی تواند در آن ساعت همراه دوستش به آن روستا برود، لذا به رفیقش می فرماید شمابروید ومن فردا که روز عاشورا است خواهم آمد! دوست ایشان به سمت روستا حرکت می‌کند، بعد از ساعت‌ها به روستا می رسد می بیند تمام مردم به مسجد رفته اند. پس از حضور درمسجد در می یابد که شیخ بهلول بالای منبراست و مشغول خواندن مصیبت است! با کمال تعجب از مردم می پرسد که شیخ رسیده است ؟ مردم می گویند که الان چندین ساعت است که شیخ در روستاست و منبر ایشان یک ساعت است که شروع شده است. بعداً که می خواهد از خود ایشان سوال کند شیخ امتناع می ورزد و او را امر به سکوت می کند.(۲۰)
 



ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اهل بیت، تولی و تبری، سیاست و دین، علما، تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، شبه روشنفکری، تاریخ معاصر، ولایت و امامت، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حضرت زهرا(س)، حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حضرت علی علیه السلام در حدیثی ارکان توبه نصوح را تشریح کردند.
متن حدیث از کتاب تحف العقول می باشد.

وَ قِیلَ لَهُ علیه السلام مَا التَّوْبَةُ النَّصُوحُ فَقَالَ علیه السلام نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفَارٌ بِاللِّسَانِ وَ الْقَصْدُ عَلَى أَنْ لَا یَعُودَ.

از امیر المؤمنین علی علیه السلام پرسیدند: توبه نصوح چیست؟ حضرت فرمود: پشیمانى در دل و طلب آمرزش به زبان و تصمیم بر اینكه (به گناه) باز نگردد.

تحف العقول، ص: 210


سه رکن توبه نصوح از منظر امیرالمؤمنین(ع)

سه رکن توبه نصوح از منظر امیرالمؤمنین(ع)

منبع: حوزه نیوز
شیعه نیوز




نوع مطلب : حدیث، ماه رمضان و روزه داری، در باب شب های قدر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام علی(ع)، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، ظهور و آخرالزمان، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، معارف اهل بیت، مباهله ، غدیر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ezdevaj-01

خانواده به عنوان اوّلین کانونی که فرد در آن قرار می‌‌گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اوّلین تأثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیط‌ها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین ، سلامت روانی و جسمانی آن‌ها ، شیوه‌های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده، شغل و تحصیلات والدین و وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده، محل سکونت خانواده، حجم و جمعیت خانواده، روابط اجتماعی خانواده و بی‌نهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند که شخصیت فرزند، سلامت روانی و جسمانی او، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
انحرافات خانواده، عدم سلامت روانی خانواده، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را نیزتحت تأثیر قرار می‌دهد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در باب اهل بیت، امام علی(ع)، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، نماز و ذکر و دعا و نیایش، تاریخ معاصر، کنترل جمعیت، پاسخ به شبهات، جوان، احکام زناشویی، معارف اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 بهمن 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد

پرسش:

کسی مدت هشت سال با زندگی و احساسات من بازی کرد و در آخر با بی شرمی تمام اسیر هوا و هوس نفسش شد و مرا رها کرد. آیا خدا او را در این دنیا قصاص می کند؟ خدا جواب این افراد را چگونه می دهد؟ در حالی که او از زندگی بهترین لذت را می برد. آیا این عدالت است؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : احسان به پدر و مادر، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، فساد و انحطاط اخلاقی، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، فرقه های انحرافی، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پیمان قدرتی هر سال برای ادای نذر مادرش به حرم امامزاده صالح(ع) می‌رود

ماجرای شفا گرفتن جوانی که قطع نخاع شده بود/ پزشك با دیدن عکس‌ها شگفت زده شد

پدرم مجبور شد برای پزشكان فیلیپینی ماجرا را توضیح دهد و بگوید برای شفای پسرمان به بزرگواری به نام امامزاده صالح(ع) متوسل شده‌ایم...
به گزارش
عقیق : معجزه‌های کوچک و بزرگ زیادی در مسیر زندگی هر یک از ما اتفاق می‌افتد اما بدون آنکه متوجه باشیم به‌راحتی از کنار بسیاری از آنها می‌گذریم؛ اتفاقاتی که ممکن است سبب نزدیکی بیشتر ما با خدا بشوند. در این بین شفای بیماران لاعلاج که خارج از یافته‌های علم پزشکی است، معجزه‌ای بیش نمی‌تواند باشد. یکی از این معجزات شفای کودکی است که به لطف و کرم آقا صالح بن موسی الکاظم(ع) شفا گرفته. داستان بهبودی «پیمان قدرتی» پر از نکته‌هایی است که می‌تواند برای بسیاری از ما آموزنده و جالب باشد. او اکنون سال‌هاست که نوزدهم ماه مبارک رمضان به آستان مقدس امامزاده صالح(ع) می‌آید تا نذر مادرش را ادا کند.



 تصادف مرگبار

همه چیز از یک تصادف مرگبار شروع شد؛ تصادفی که «پیمان قدرتی» را به کما برد. پیمان در آن زمان کودکی چندساله بود. به همین دلیل حادثه‌ای را که برایش اتفاق افتاده به یاد نمی‌آورد اما برادر بزرگ‌تر پیمان (پژمان) که شاهد آن روزهای سخت بود تعریف می‌کند: «در آن زمان در محله خوش، خیابان طوس تهران زندگی می‌کردیم. مادرم من و پیمان را برای خرید به سوپر مارکت آن طرف خیابان طوس فرستاد. در همان هنگام ماشینی با سرعت زیاد در خیابان باریک و یک‌طرفه طوس حرکت می‌کرد. من کمی جلوتر از پیمان در حرکت بودم که ناگهان صدای ترمز ماشین بلند شد. به عقب كه برگشتم، پیمان را دیدم كه بین آسمان و زمین بود و چند متر جلوتر پرتاب شد. این آخرین صحنه‌ای بود که از آن حادثه به‌یاد دارم. بعد از آن پدر و مادرم سراسیمه و آشفته پیمان را به بیمارستان لولاگر رساندند اما کادر پزشکی آنجا وضعیت او را حاد تشخیص داد و با آمبولانس او را به بیمارستان سینا فرستادند. پزشکان بیمارستان سینا نیز شرایط پیمان را بد تشخیص دادند و او را پذیرش نکردند. کم‌کم علائم حیاتی پیمان به حداقل می‌رسید، تا اینکه به کمک یکی از مسئولان بیمارستان سینا و نامه‌ای که به رئیس بیمارستان پارس نوشت، پیمان را به این بیمارستان واقع در بلوار کشاورز منتقل کردند. در آن زمان بیشتر پزشکان بیمارستان پارس خارجی و فیلیپینی بودند و بیماران اورژانسی را پذیرش می‌كردند. در نهایت درمان پیمان از همانجا شروع شد. کادر پزشکی قوی‌ای از پزشکان فیلیپینی تشکیل شد. آنها سعی کردند او را از شرایط اضطراری و حادی که داشت نجات دهند و به زندگی برگردانند».

 کاری از دست پزشکان خارجی هم برنمی‌آمد

پیمان قدرتی که کنار ضریح حرم امامزاده صالح(ع) نشسته، با چهره‌ای منقلب به حرف‌های برادر بزرگ‌ترش پژمان گوش می‌دهد. گویا برای نخستین بار است که این ماجرا را می‌شنود. پژمان قدرتی که خود را در تصادف برادرش مقصر می‌داند صحبت‌هایش را این‌گونه ادامه می‌دهد: «وضعیت حیاتی پیمان تا سه روز بسیار حاد بود و تمام علائم حیاتی‌اش به‌حداقل ممکن رسیده بود. از ناحیه نخاع به‌شدت آسیب دیده بود. مادرم برای بهبود پیمان هر نذر و نیازی که بلد بود انجام می‌داد. تا اینکه پس از سه یا چهار روز پزشکان موفق شدند با تجهیزات پزشکی و شوک‌ الکترونیکی تنفس پیمان را تا حدودی برگردانند. اما تا مدت‌ها ضربان قلب و سطح هوشیاری‌اش بسیار کم بود و سیستم عصبی‌اش از کار افتاده بود. پیمان با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کرد. بعد از چند روز که دیگر از طریق سرم هم امکان تغذیه به پیمان نبود و دستگاه تنفسی‌اش مشکل پیدا کرده بود، پزشكان در پایین گلویش سوراخی ایجاد کردند تا تنفس و تغذیه از طریق این سوراخ انجام شود. این وضعیت تا یک‌ماه ادامه داشت. بعد از آنکه پیمان از وضعیت حاد و اضطراری خارج شد، او را از بخش مراقبت‌های ویژه منتقل کردند. تا دو ماه یا بیشتر در حالت کما بود و هیچ تغییری در وضعیتش پیدا نشد. با گذشت سه ماه از این ماجرا، پزشکان قطع امید کردند و گفتند نگهداری او در این وضعیت امكان‌پذیر نیست. می‌توانید او را به بیمارستان دیگری منتقل کنید. پدرم که در آن زمان کارمند وزارت بهداشت بود توانست با صحبت با چند نفر، پیمان را در همان بیمارستان نگه‌دارد».

 چشمانی که بعد از توسل به امامزاده صالح(ع) باز شد

به گفته مادر پیمان، زمانی که او در کما بود و همه پزشکان از او قطع امید کرده بودند به پیشنهاد یکی از اقوام که خادم امامزاده صالح‌(ع) بود راهی آستان مقدس امامزاده صالح می‌شوند و او در آنجا به آقا متوسل می‌شود. رازونیازهای مادر پیمان با خدا در حرم امامزاده صالح جواب می‌دهد و بعد از آنکه مادر برای عیادت پیمان به بیمارستان می‌رود، می‌بینند كه پیمان بعد از چهار ماه چشمانش را برای اولین بار باز کرده. از آن روز «پیمان قدرتی» وضعیت عمومی‌اش رو به ‌بهبود رفت اما اعضای بدنش همچنان ‌درست کار نمی‌کردند. پژمان می‌گوید: «بعد از بهبود نسبی پیمان که پس از 10‌روز از کما خارج شده بود او را با تمام وسایلی که به بدنش وصل بود از بیمارستان مرخص کردند و به خانه آوردند. پیمان به‌دلیل آسیب‌دیدگی نخاع کاملا فلج شده بود و تنها عضوی که حرکت می‌داد چشمانش بود. تا آن زمان هنوز از طریق همان سوراخ زیر گلو و لوله‌ای که در مری‌اش ایجاد کرده بودند تغذیه می‌شد. یادم می‌آید زمانی که او را از بیمارستان مرخص می‌کردیم یکی از پزشکان به مادرم گفته بود کاری از دست ما برنمی‌آید. دعا کنید که خدا بچه دیگری به شما بدهد. وضعیت سختی بر فضای خانه ما حاکم بود. پدر و مادرم سختی‌های زیادی را متحمل شدند تا اختلالی در وضعیت خانه ایجاد نشود. مادرم به پیشنهاد اقوام‌ همچنان برای توسل و گرفتن شفای پیمان به امامزاده صالح می‌رفت. گویا مادرم نذر خاصی در حرم داشت. آن‌طور که خودش می‌گوید در حالی که بلند گریه می‌کرده به آقا گفته اگر پسرم را شفا دهی خودم او را می‌آورم و دور حرمت می‌چرخانم».

 پیمان شفا گرفت

پژمان قدرتی درحالی که سعی می‌کرد بغضش را پنهان کند، ادامه می‌دهد: «نزدیک یک‌سال از بیماری پیمان می‌گذشت. در وضعیت حرکتی او اثری از بهبودی پیدا نشده بود و مادرم با ناله‌ها و راز و نیازهای شبانه، شفای پیمان را از خدا می‌خواست. یک شب درحالی که مادرم خواب بود، پدرم بالای سرم آمد و از خواب بیدارم کرد. در چهره‌اش تعجب و شگفتی موج می‌زد. گویا هر کاری کرده نتوانسته بود مادرم را از خواب بیدار کند. پیمان از خواب بیدار شده و از پدرم آب ‌خواسته بود. هیچگاه آن شب را فراموش نمی‌کنم. پیمان با لیوان آن هم از طریق دهان آب نوشید و سپس خوابید. بعد از این ماجرا مادرم از خواب بیدار شد و وقتی پدرم این قضیه را برایش تعریف کرد باور نمی‌کرد. او فکر می‌کرد پدرم قصد دلداری‌اش را دارد و حتی شهادت من را هم قبول نداشت. صبح آن روز پدر و مادرم پیمان را خارج از دوره چک‌آپ هفتگی به بیمارستان پارس بردند. پزشکان تغییراتی را در آزمایشات و عکس‌های پیمان متوجه شدند. به همین دلیل با تعجب پرونده پزشکی او را بررسی کردند. حتی پزشك ارشد تیم پزشکی پیمان شخصا به دیدن او آمد و با دیدن عکس‌هایش گفت هیچ توضیحی برای این اتفاق ندارد. ضایعه نخاعی پیمان ترمیم یافته بود و علائم حیاتی‌اش نسبت به چند روز قبل متفاوت شده بود. حتی از مادرم پرسید شما چه کار کرده‌اید و چه چیز خاصی به فرزندتان داده‌اید؟ به‌عبارتی به‌دنبال آن بودند که ببینند از منظر علمی و پزشکی چه اتفاقی افتاده. در نهایت پدرم مجبور شد برای پزشكان فیلیپینی ماجرا را توضیح دهد و بگوید برای شفای پسرمان به بزرگواری به نام امامزاده صالح(ع) متوسل شده‌ایم. آنها گفتند مگر اینکه چنین اتفاقی افتاده باشد چراکه از لحاظ پزشکی هیچ توضیحی وجود ندارد».

نوزادی که دوباره متولد شد

«پژمان قدرتی» درحالی که از خدا و آقا تشكر می‌کند، می‌گوید: «بعد از بررسی وضعیت پیمان توسط پزشکان، آنها به پدر و مادرم گفتند باید فرض کنید نوزادی یک یا دو ماهه دارید و باید حرف زدن و راه رفتن را به او از نو یاد بدهید. علاوه بر این، او را هر هفته برای بازبینی وضعیتش به بیمارستان بیاورید. حتی پرستار به مادرم گفته بود خداوند همان بچه دیگری را که دکتر گفته بود به شما داده. بعد از آن پیمان به فیزیوتراپی می‌رفت. او آرام‌آرام نسبت به همه چیز عکس‌العمل نشان می‌داد، می‌نشست و با دهان غذا می‌خورد. گویا واقعا پیمان تازه متولد شده بود چراکه نحوه صحبت کردن، اخلاق و حرکاتش عوض شده بود. پیمان قبل از این ماجرا بچه با‌انرژی و پرتحرکی بود. تا اینکه به‌همراه خانواده در روز نوزدهم ماه مبارک رمضان برای ادای دین و نذورات به حرم امامزاده صالح(ع) رفتیم. صحنه عجیبی رخ داد که همه را شگفت‌زده و متاثر کرد».

برادر پیمان درحالی که اشکش را پاک می‌کند، ادامه می‌دهد: «پیمان که بغل پدر بود، وقتی به داخل حرم رسیدیم خود را به زمین می‌اندازد و چهار دست و پا دو دور، ضریح امامزاده صالح(ع) را طواف می‌کند. مردم داخل حرم همه منقلب شده بودند و غوغایی در حرم ایجاد شد. یادم می‌آید مادرم می‌گفت نذر کرده بودم اگر پسرم شفا یابد، با دست خودم او را به دور حرم امامزاده صالح بگردانم اما او با دست و پای خودش دین من را ادا کرد. از آن به بعد هر سال خانواده ما روز نوزدهم ماه مبارک رمضان در این آستان مقدس سفره نذری پهن كرده و شکرگزاری می‌کنند».

 ارتباطی که ماندگار شد

پیمان که شفایافته امامزاده صالح(ع) است بعد از صحبت‌های برادرش می‌گوید: «امامزاده صالح، امین، پزشک و بزرگ خانواده ماست ودر تمام زندگی‌مان ملجا و مأمن درد دل‌های ما بوده. زندگی مذهبی خود را مدیون آقا هستم». پژمان قدرتی نیز می‌گوید: «اتفاقی که برای پیمان افتاد به ما یاد داد که ناراحتی‌ها و اتفاقات تلخ همیشه در مسیر زندگی وجود دارند اما آنچه مهم است حکمت‌ها و نتایجی است که در آن نهفته است. توسل و ارتباط مستحکم ما با ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و به‌خصوص امامزاده صالح(ع) از حکمت‌های این اتفاق بود».

اکنون پیمان قدرتی یکی از معلمان نمونه دبستان پسرانه حمزه سیدالشهدا(ع) در منطقه 10 تهران است و شاگردان بسیاری زیر نظر او پرورش پیدا کرده‌اند. او حتی به‌طور خصوصی به بچه‌های توانبخشی درس می‌دهد




نوع مطلب : کنترل جمعیت، ولایت و امامت، شیعیان دنیا، فلسفه و عرفان اسلامی، نماز و ذکر و دعا و نیایش، مسجد و نماز، تزکیه نفس، امام علی(ع)، پیامبران، در باب اهل بیت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، احسان به پدر و مادر، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، اصحاب اهل بیت، مستبصرین، در باب شب های قدر، 
برچسب ها : امام زادگان، اهل بیت، امام زاده صالح، معجزه، شفا، درمان، تجریش،
لینک های مرتبط :
گل کلم جزو سبزیجاتی از خانواده کلم پیچ هاست که دارای قدرت فوق العاده ای برای مبارز ه با سرطان از جمله سرطان روده بزرگ، سرطان ریه، سرطان سینه، مثانه و تخمدانها است.
گل کلم جزو سبزیجاتی از خانواده کلم پیچ هاست که دارای قدرت فوق العاده ای برای مبارز ه با سرطان از جمله سرطان روده بزرگ، سرطان ریه، سرطان سینه، مثانه و تخمدانها است.

پژوهشگران در جدیدترین گزارش های خود اعلام کرده اند که گل کلم دارای ترکیبات گوگرد داری است که برای از بین بردن سموم بدن و هم چنین جلوگیری از سرطان تاثیر دارد و مواد تشکیل دهنده گل کلم موجب افزایش ترشح آنزیمهای موثر در از بین بردن سموم و مواد سرطان زاست.

سایت خبری "اورینت" به نقل از " مدیکال نیوز تودی"  نوشت: با توجه به اینکه گل کلم دارای ویتامین c است از خطر اکسیده شدن سلولها و هم چنین ابتلای بدن به سرطان جلوگیری می کند.

گل کلم با داشتن مقدار زیادی منیزیم که مساله بسیار مهمی در فرایند اکسید شدن بدن است، برای حفاظت بدن از اکسیده شدن و درنتیجه ممانعت از بروز سرطان موثر است.


میزان ناباروری در حال افزایش است؛

بهترین سن باروری زنان

رئیس مرکز فوق‌ تخصصی درمان ناباروری ابن‌ سینا، گفت: وضعیت باروری در سطح جهانی طی نیم قرن اخیر تقریبا نصف شده و میزان ناباروری بطور مرتب در حال افزایش است.


به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، دکتر محمدمهدی آخوندی افزود: با توجه به پیشرفت­ ها در حوزه درمان انواع سرطان و امکان تداخل این درمان‌ها با توان باروری بیماران، متخصصان و پژوهشگران حوزه باروری و علوم مرتبط با آن تلاش کرده‌اند امکان‌هایی برای حفظ باروری بیماران پدید آورند.

این جنین‌شناس با اشاره به تحقیقات جهانی پیرامون ناباروری که در دهه‌ های اخیر پر­ رنگ ­تر شده است، گفت: تحقیقات نشان می ­دهد که میزان باروری در سطح جهانی در 50 سال اخیر تقریبا به نصف کاهش یافته و لذا، میزان ناباروری بطور مرتب در حال افزایش است. نتایج حاصل از بررسی عوامل، نشان‌ دهنده آن است که از یک سو، عوامل محیطی و از سوی دیگر، عوامل اجتماعی، فرهنگی، روانی و همچنین، برخی از بیماری‌ها بر باروری تاثیرمنفی می­ گذارند.

آخوندی، ضمن اشاره به اینکه علل فیزیکی و شیمیایی مهم‌ترین عوامل محیطی به شمار می‌آیند، افزود: دما، فعالیت های بدنی زیاد، فعالیت در محیط گرم، امواج موبایل، رادیوتراپی و پارازیت، از جمله علل مهمی‌ هستند که می ­توانند به‌ شدت بر باروری اثر بگذارند، عملکرد طبیعی هورمون‌ها را دچار اختلال کنند و سبب پایین آمدن کیفیت اسپرم‌ها و تعداد، حرکت و شکل آن‌ها شوند.

وی تصریح کرد: نوع تغذیه، سبک زندگی، فشارهای روانی، اضطراب‌های شغلی و به‌خصوص، آلاینده‌های محیطی در کیفیت اسپرم مردان تأثیرگذار است و تمام این عوامل دانشمندان را دچار نگرانی کرده است. از این رو، باید برای کاهش عوامل خطر، که سبب افزایش نازایی و کاهش قدرت باروری می شوند، برنامه‌ریزی کرد.

رئیس مرکز درمان ناباروری ابن‌سینا گفت: عوامل اجتماعی و فرهنگی همچون اعتیاد به سیگار، تنش ­های روزمره زندگی، بالا رفتن سن ازدواج و نوع اشتغال می­ توانند بر باروری افراد تأثیرگذار باشند و سبب پایین آمدن کیفیت و کاهش اسپرم در مردان و تخمک در زنان شوند و اثری منفی بر قدرت باروری آن‌ها بر جای بگذارند.

آخوندی، ضمن تاکید بر مسئله سن باروری در زنان، گفت: بهترین سن باروری در خانم‌ها بین 25 تا 30 سال است. تا سن 35 سالگی، به علت ذخیره تخمک‌ها در تخمدان و آزاد شدن آنها به‌ مرور، نگرانی چندانی در مورد قدرت باروری زنان وجود ندارد اما پس از این سن، کم‌کم و به طور مداوم، از قدرت باروری زنان کاسته می­ شود، به گونه­ ای که به طور مثال، اگر امکان باروری با لقاح خارج رحمی برای یک زن 32 ساله چیزی در حدود 35 درصد باشد، این امکان در سن 42 سالگی، اگر اساساً آن زن دارای تخمک باشد، حدود 5 تا 10 درصد خواهد بود.

وی با اشاره به بیماری­ هایی که ممکن است باروری را به مخاطره اندازند، گفت: یائسگی‌های زودرس و بیماری‌هایی مانند اوریون، لوپوس، ام اس و اندومتریوز، که به دستگاه­های تولید مثل مربوط می­ شود، و می­ توانند دارای علل ویروسی باشند یا از سن کودکی فرد را درگیر خود کنند از جمله عللی‌اند که باروری را با مشکل مواجه می­کنند.

این متخصص جنین‌شناسی در ادامه افزود: آنچه در حفظ باروری افراد از اهمیت بیشتری برخوردار است، سرطان است که نیاز به توجهی بسیار دارد چراکه میزان ابتلا به سرطان بسیار بالا است. سرطان می‌تواند از کودکی بر افراد تأثیرگذار باشد و به‌تنهایی سبب کاهش قدرت باروری شود. از آنجا که داروهایی که برای درمان سرطان استفاده می­ شوند، داروهایی هدف‌دار نیستند که صرفاً سلول‌های سرطانی را از بین ببرند، بر روی سایر سلول‌های در حال تقسیم بدن، همچون سلول‌های جنسی، نیز تأثیر می­ گذارند.

رئیس مرکز درمان ناباروری ابن‌سینا، ضمن اشاره به اینکه زمان مناسب جهت اقدام افراد برای حفظ باروری چه زمانی است و چه افرادی باید مراقب باروری خودشان باشند، گفت: حفظ باروری هم برای کم کردن خطر باروری در سنین بالا و هم برای کسانی که توان تولید مثل خود را بر اثر بیماری یا درمان آن از دست داده‌اند مورد توجه قرار می‌گیرد.

مهر





نوع مطلب : عجایب خلقت، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، گیاه درمانی و نکته هایی پزشکی، در مورد حجاب و زن، کنترل جمعیت، احکام، احکام زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بازنشر/ روایتی متفاوت از مرگ سیاوش زمانه؛
شاه‌حسینی نه قتل و نه خودکشی را محتمل نمی‌داند و می‌گوید: «او انسان معتقدی بود؛ اما احتمال سکته مغزی بر اثر فشار روحی و روانی را می‌توان داد و شاید در هتل آتلانتیک سابق و هتل استقلال امروز سکته کرده بود ...»
«... من بیشتر وقت‌ها با کتاب‌های پلیسی و یادداشت‌های فاتحین و مغلوبین جنگ‌های گذشته، خود را سرگرم می‌کردم و خواندن آن‌ها همیشه اثر خوبی در روحیه من باقی می‌گذارد، به‌خصوص اینکه هیتلر را با تمام حماقتش، دوست داشتم؛ اینکه می‌گویم دوست داشتم، نه اینکه خیال کنید او را آدمی لایق می‌دانم نه. من به او احترام می‌گذارم به واسطه اینکه او بزرگترین درس زندگی را به من یاد داد که چگونه باید با دشمنان ستیز کرد و در هر راه مشکلی به هدف رسید.»
غلامرضا تختی، کیهان ورزشی، دی‌ماه 46
**ذکر این نکته ضروری است که در گزارش زیر از زوایای مختلفی به مرگ رازآلود جهان پهلوان تختی اشاره شده است و هیچگونه قضاوتی انجام نشده و جملات دوستان تختی و شاهدان ماجرا را عینا آورده ایم.

به گزارش مشرق،  تاریخ ایران زمین، تاریخی سراسر حماسی و مشحون از پهلوانی و سلحشوری است كه حكیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه خود مهر جاودانگی به آن زده است و شاید اگر فردوسی در دوران معاصر وجود داشت، نام "جهان پهلوان تختی" را هم در ردیف قهرمانان و پهلوانان اساطیری و افسانه‌ای كتاب خود قرار می‌داد.
در بین همه شخصیت‌ها و پهلوانان اساطیری شاهنامه فردوسی، نام‌هایی همچون رستم، سهراب، اسفندیار، زال، سام، نریمان، بهرام، بیژن، گیو، گودرز، توس، كیكاووس، گرشاسب، گشتاسب، كاوه آهنگر، آرش كمانگیر و سیاوش، بیش از دیگران می‌درخشد و این آخری كه به "خون سیاوش" و "مرگ سیاوش" نیز معروف است، به خاطر زندگی پاك و منزه و مرگ مظلومانه و ناجوانمردانه‌اش می‌تواند شخصیتی نزدیك و مثال زدنی برای جهان پهلوان تختی دوران معاصر ما باشد.

بچه جنوب شهر و شهرری که باشی هر سال روز 17 دی برایت یک روز خاص است. 47 سال است که 17 دی روز خاصی نه تنها برای بچه‌های جنوب شهر بلکه برای کل ایران است. 17 دی هر سال قبرستان پیر «ابن بابویه» میزبان مردمی است که برای دیدار با جهان پهلوانی بزرگ از همه جای ایران به جنوبی‌ترین نقطه پایتخت می‌آیند.
سال‌هاست تختی برای مردم این دیار خیلی بیشتر از یک قهرمان المپیک ارزش دارد. ورزش این کشور و به خصوص کشتی، قهرمان المپیک به خودش زیاد دیده اما «آقا تختی» یک نفر است برای ملت. سال‌هاست همه از قهرمانی‌های بچه خانی آبادی صحبت می‌کنند که اصالتاً همدانی ا‌ست.

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

سال‌هاست همه از بوئین زهرا، زلزله، گل‌ریزان جهان پهلوان و کشتی معروف تختی در مسابقات جهانی صحبت می‌کنند، سال‌هاست وقتی حرف از مردانگی می‌‌زنند تختی مثال تمام مثال‌هاست.
قهرمان، پهلوان، جوانمرد، جهان پهلوان، آقا تختی و ... این‌ها تمام القاب آقای اسطوره است،‌ اما برای مادر؛ غلامرضا، غلامرضا‌ست. کودکی که در عین نداری دارا شد از همه دارایی‌ها، قهرمانی که سر خم نکرد مقابل علی‌حضرتی که برای او یکی بود مثل همه!
جالب است که در این سال‌ها کمتر کسی از قهرمانی‌های آقای قهرمان صحبت می‌کند، (تختی از لحاظ تعداد مدال جهانی و المپیک (7 مدال) و استمرار مدال آوری ( 11 سال) در تاریخ ورزش ایران رکورددار است) انگار برای مردم تختی بیشتر پهلوان بود تا قهرمان. برای مردمی که قهرمانانشان از پرده‌های سینما می‌آمدند تختی واقعی‌تر از واقعیت بود و همین موضوع باعث شد تختی هیچ وقت مُرده نباشد.
شاید 47 سال زمان زیادی باشد برای اینکه از این نفر تعریف کرد، اما در مورد تختی این قضیه صدق نمی‌کند. انگار هرچقدر از فُوت تختی می‌گذرد مردم بیشتر او را نمی‌شناسند و هنوز برای همه این سوال وجود دارد که «چرا؟».

تختی فقط یک نام نیست بلکه کلید واژه ای است که شنونده را ارجاع می‌دهد به منش پهلوانی و خصلت های جوانمردانه. فردا چهل و شش سال از روزی خواهد گذشت که سرایدر هتل آتلانتیک پیکر بی‌جان قهرمان المپیک 1956 ملبورن را در اتاق شماره بیست و سه پیدا کرد و از آن زمان تاکنون مرگ این اسطوره هنوز در پرده ای از راز و ابهام باقی مانده است.

راز مرگ جهان پهلوان چه بود؟
تاریخ ایرانی در این باره می نویسد: 47 سال از مرگِ غلامرضا تختی قهرمان کشتی ایران می‌گذرد اما هنوز هم در سالمرگِ او پرسشی به قدمتِ 47 سال تکرار می‌شود. پرسش‌هایی که مرگِ رازآلودِ او در دی‌ماه 1346 را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد. روزنامه‌ها هنوز هم از «راز» مرگ او می‌نویسند، اما چیزی که مهم است مرام و مردانگی این قهرمان مردمی است و این که چرا از میان این همه قهرمان تنها تختی است که نامش ماندگار شده؟


علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

«قهرمانِ مردم» نامی برازندۀ او بود. هرچند از بسیاری از قهرمانان تاریخ ورزش ایران کمتر مدال گرفت و در سال‌های آخر در میادین ورزشی کمتر پیروز شد، اما وقتی شکست هم خورد روی دستِ مردم شهر به خانه رفت. ورزشکاری که از سالن‌ها و زورخانه‌های جنوب شهر [خانی‌آباد] به ورزش پا گذاشته بود و دل در گرو نهضت ملی داشت. قهرمانی که نه تنها در رقابت با خارجی‌ها برای ملتش افتخار آفرید که در سختی روزگار هم مردمانش را تنها نگذاشت و بسیاری او را با نهضتی بزرگ که برای یاری مردم زلزله‌زده بویین‌زهرا به راه انداخته بود به یاد می‌آورند.

غلامرضا تختی چنین جایگاهی داشت که وقتی خبر مرگ رازآلودش که برخی حتی گفتند خودکشی کرده در هتل آتلانتیک تهران دهان به دهان گشت و راهی به صفحاتِ نشریات گشود، کمتر کسی باورش کرد. کسانی که او را در قوارۀ قهرمانِ ملت دیده بودند، باور نمی‌کردند قهرمان خود دست به خودکشی بزند و آنچه نَقل رسانه‌ها و نُقل محافل بود خبر از «قتل» قهرمان به دستِ «بدخواهان» می‌داد، آنچنان که حبیب‌الله بلور، قهرمان کشتی ایران در اولین سخنانش پس از انتشار خبر مرگ تختی گفته بود: «به خدا قسم باور نمی‌کنم، این یک فاجعه بود. تختی سمبل ورزش ایران بود. اگر هم حقیقت داشته باشد که او خود را کشته است ولی بدانید او همیشه زنده است.»

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

ماجرای اختلافات خانوادگی و دوری از خانه

به گزارش مشرق، تختی از چهار روز پیش از مرگ به هتل آتلانتیک تهران رفته بود. دربارۀ دلایل این کار هیچ اطلاعات دقیقی وجود ندارد. برخی دلیل این کار و بعد از آن مرگ(یا خودکشی) تختی را اختلافات خانوادگی دانسته‌‌اند. این شایعه‌ای بود که هیچکس آن را رد یا تایید نکرد اما منتقدان در نشریاتِ‌ همان روز‌ها نوشتند که: «آخر اختلاف خانوادگی یک جور و دو جور نیست، هزار جور است... به علاوه کدام خانواده را سراغ داشته و دارید که در آن اختلاف وجود نداشته باشد؟ اگر قرار باشد همه و یا قسمتی از اختلافات خانواده منجر به خودکشی گردد، آن هم خودکشی سرپرست و بزرگ خانواده، دیگر خانواده‌ای نباید وجود داشته باشد... اگر قرار باشد همه از میدان دربرویم و جا خالی کنیم پس دیگر چه فرقی است بین افراد عادی و قهرمان جهانی؟»

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

زری امیری مستخدم هتل آتلانتیک اولین کسی بود که جسد تختی را پیدا کرد. او دربارۀ حضور تختی در هتل به روزنامه «آیندگان» گفته بود: «روز یکشنبه که به سر کار آمدم در تمام هتل صحبت از میهمان جدیدی بنام غلامرضا تختی بود. من او را خوب می‌شناختم و از مبارزات او در مسابقات جهانی مطلع بودم و به همین جهت تمام روز را منتظر بودم تا شاید زنگ اطاق آقای تختی صدا کند و من برای انجام کاری احضار شوم. سرانجام ساعت 6 بعدازظهر زنگ اطاق 23 به صدا درآمد و من مشتاقانه به اطاق «جهان پهلوان» رفتم.» تختی اما آن قهرمان مردم‌دوستی که مستخدم هتل انتظار داشت نبود. عصبی بود و مرتب در اتاق به این سو و آن سو می‌رفت: «بدون اینکه به سلام من جواب دهد، آب خوردن خواست و من هم برایش آب خوردن بردم.»


علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

این روایت می‌تواند نشان‌ دهندۀ فشارهای عصبی تختی در روزهای آخر باشد، اما روایت متناقض دیگری هم از آن روز‌ها وجود دارد. مجله «تهران مصور» همان روز‌ها به نقل از جوادزاده قهرمان کشتی خبر از آن داد که تختی دوشنبه شب شام مهمان او بوده است. روایتی که هرچند اختلافات خانوادگی او را عامل خروج از خانه می‌داند اما نشانه‌ای از عصبیت و تمایل او به خودکشی ندارد: «ظاهر او چیزی را که حاکی از فکر خودکشی بود، نشان نمی‌داد. و حتی ظاهراً بیشتر از همیشه شاد و خندان بود. جوادزاده که از جریان قهر او از خانه خبر داشته به او اصرار می‌کند که دوتایی با هم بروند منزل و او آشتی کند و تختی با خنده می‌گوید من خودم تنها می‌روم و حتماً هم به منزل می‌روم. چون دلم برای بابک و شهلا تنگ شده و باید آن‌ها را ببینم و بعد خیلی آرام از آن‌ها جدا می‌شود ولی برخلاف قولی که داده بود به هتل می‌رود و در اطاقش به استراحت می‌پردازد...»

زری امیری دربارۀ چگونگی کشف پیکر تختی به «آیندگان» گفته بود: «در ساعت 8 بعدازظهر روز یکشنبه تختی به دفتر هتل مراجعه کرد و قلم و کاغذ خواست و سپس بدون صرف شام به اطاقش رفت و ظاهرا خوابید، ولی ساعت 7 صبح که من طبق دستور خودش برایش صبحانه بردم با وضع غیرعادی مواجه شدم... صورت تختی باد کرده و کبود شده بود و از گوشه لبانش شیار باریکی از خون به روی متکا خشکیده بود، من بلافاصله وضع غیرعادی را به اطلاع مدیر هتل رسانیدم و چند دقیقه بعد آمبولانس و مامورین شهربانی و دادسرا به هتل آمدند و در حدود ساعت 8:30 جنازه مرحوم تختی از هتل خارج شد...»

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

روزنامه‌های دولتی درباره مرگ تختی نوشتند: «غلامرضا تختی به خاطر اختلافات خانوادگی با همسرش شهلا توکلی و بر اثر خودکشی جان باخته ‌است. از انگیزه‌های ممکن برای خودکشی، مواردی چون ناکامی‌هایش در مسابقات در پایان عمر ورزشی تختی نام‌ برده می‌شود.» بعد‌ها گفته شد که او یک روز پیش از مرگ، نزد وکیلی رفته و با تنظیم وصیت‌نامه‌ای وضعیت مختصر اموالش را مشخص و یکی از دوستانش [کاظم حسیبی] را به عنوان وصی خود تعیین کرده است.

لختۀ خون پشتِ سر تختی از چه بود؟
همان روزهای اول گفته می‌شد چند تن از دوستان تختی که هنگام شست‌وشوی او در غسالخانه حاضر بوده‌اند، متوجه لخته خونی پشت سرش شدند. برخی دیگر حتی از وجود حفره‌ای بزرگ در سر او حکایت می‌کردند. به نوشته «خراسان ورزشی»، چند سال بعد فرامرز خدادادیان خبرنگار روزنامه کیهان گفت: «موقع انتقال جسد از اتاق هتل آتلانتیک من آنجا بودم. ماموری که یک ‌طرف جنازه را گرفته بود دستش سر خورد. سر مرحوم به شدت به زمین خورد و آسیب دید. این علت‌ همان لکه‌های خونی بود که در غسالخانه روی سر تختی وجود داشت....»

سیدمحمد آل‌حسنی معروف به آق‌ممد که از دوستان بسیار نزدیک تختی به حساب می‌آید، در این باره می‌گوید: «اگر قضیه‌ای که خبرنگار کیهان گفته به فرض مثال درست هم باشد، پس چرا پشت سر مرحوم خونی بود و یک حفره عمیق وجود داشت؟ من خودم با انگشتانم آن را لمس کردم.»
حسین شاه‌حسینی به نکته دیگری اشاره می‌کند: «جنازه در محل تشریح بود و روی آن یک پارچه سفید کشیده بودند. وقتی یکی از کارکنان ملحفه را برداشت گفتم چرا پشت سرش خونی است؟ گفت برای تکه‌برداری این کار را کرده‌اند.»

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

به گزارش مشرق، روایت زیاد است. ناصر محمدی هم روایت می‌کند: «... جسد تختی را روی سنگ غسالخانه با سینه شکافته دیدم. مرده‌شوی به نام حاج عباس میرزا مراد مشغول شستنش بود. سر تختی را بلند کرد و من از پشت سرش خونابه را روی سنگ دیدم.» نبی سروری دوست نزدیک جهان‌ پهلوان در باشگاه پولاد هم به خوبی همه چیز را در خاطرش نگه داشته: «وقتی در غسالخانه او را می‌شستند من روی سرش آب می‌ریختم. دیدم از پشت سرش دارد خون می‌آید. سرش شکافته شده بود. مدام آب می‌ریختیم اما بند نمی‌آمد.»
نایب حسینی از دیگر دوستان تختی که در آن لحظات، نزدیک پیکر بی‌جان او بود، گفته: «وقتی رسیدم آنجا، دیدم پشت گردن و سرش سوراخ است. از دکتر طباطبایی رئیس وقت پزشکی قانونی پرسیدم این سوراخ چیست؟ او سکوت کرد. باز گفتم شما می‌دانید که او را کشته‌اند چرا دیگر شکمش را پاره کرده‌اید؟ دکتر طباطبایی جواب داد: من نمی‌دانم این حفره چیست. الان داریم به وظیفه خودمان عمل می‌کنیم...»

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

استدلال هواداران تئوری قتل؛ ناراضی‌ای که از میان رفت
با وجود فراگیر شدن خبر خودکشی تختی در رسانه‌های رسمی و نیمه‌رسمی، دیدگاه عمومی اما همچنان در حول و حوش قتل می‌گشت؛ قتلی که از سوی نهادهای امنیتی و در راس آن‌ها ساواک طراحی شده است. همین شایعات بود که مراسم شب هفتم درگذشت تختی را به میتینگی سیاسی تبدیل کرد. چهره‌های شاخص جبهه ملی و دیگر گروه‌های ملی‌گرای منتقد نظام شاهنشاهی در ابن‌بابویه شهر ری گردهم آمده بودند تا یاد همفکرشان را گرامی بدارند. گردهم آمدنی که به مذاق حکومت خوش نیامد و برهم خورد.

اما پرویز ثابتی از بلندپایه‌ترین مقامات امنیتی رژیم شاه که سال‌ها سمت معاونت امنیت داخلی ساواک را برعهده داشت، سال گذشته بعد از چهار دهه، با رد شرکت سازمان متبوعش در آنچه قتل تختی خوانده می‌شود، به صدای آمریکا گفت: «مثلا مرگ تختی که می‌گویند تختی را کشتند. تختی فردی بود که گرفتاری داشت و گرفتاری جنسی و ناتوانی جنسی و گرفتاری خانوادگی پیدا کرده بود و رفته بود سه روز در هتل آتلانتیک مانده بود و ظرف این سه روز رفته بود محضر و کاظم حسیبی از رهبران جبهه ملی را برای قیمومیت پسرش تعیین کرده بود. کسی که سه روز رفته در هتل مانده و برای بچه‌اش هم قیم تعیین می‌کند، یعنی چی؟ یعنی قصد دارد خودش را بکشد دیگر و خودش را هم کشت. بعد این‌ها می‌گفتند نخیر او را کشتند...»

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

این موضوع اما مورد پذیرش بسیاری از دوستداران تختی قرار نگرفت، چنان که بسیاری دیگر از ادعاهای ثابتی در کتاب «در دامگه حادثه» نیز از سوی افراد درگیر در ماجراهای مطرح شده به چالش کشیده شد. اما استدلال مخالفان رژیم شاه برای آنکه این ماجرا را به عنوان «قتلی حساب‌ شده» روایت کنند، چیست؟

«تختی از سال 1342 به بعد بار‌ها به ساواک احضار شد و و از نظر مالی در مضیقه قرار گرفت... اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشار‌ها را افزایش دادند. تختی حتی در مواردی از ورود به ورزشگاه‌ها منع می‌شد.» این را علی میرزایی سردبیر فصلنامه «نگاه نو» دو سال قبل در سالمرگ تختی نوشت.
اما دلیل احضار تختی به ساواک چه بود؟ گفته می‌شد او بعد از کودتای 28 مرداد، به یاری خانوادۀ زندانیان سیاسی شتافته و بسیاری از آنان را تحت حمایت خود قرار داده است. این دلسپردگی به مخالفان حکومت در مراسم هفتمین روز درگذشت دکتر محمد مصدق رهبر نهضت ملی آشکار شد، آنجا که تختی به رغم هشدارهای ساواک، به همراه یک گروه چهل نفری از ورزشکاران ایران به احمدآباد رفت و به رهبر نهضت ملی ایران ادای احترام کرد.
حسین شاه‌حسینی از بنیانگذاران نهضت مقاومت ملی و اولین رییس سازمان تربیت بدنی پس از انقلاب دربارۀ شرکت تختی در مراسم مصدق می‌گوید:
«با وجود محاصره کامل احمدآباد توسط ماموران حکومتی او به محل تدفین مرحوم مصدق می‌رود که البته این کار تختی هم باعث وحشت حکومت شده بود چرا که اگر مردم باخبر می‌شدند که تختی در مراسم حضور دارد از روستا‌ها و اطراف برای دیدن تختی سرازیر می‌شدند و فضا شلوغ‌تر می‌شد، از این رو او را به شدت و با واهمه از مراسم دور کردند.» تختی یک بار که از سوی رییس سازمان تربیت بدنی وقت از او خواسته شد برای بازدید از شاه اقدامی بکند، گفته بود «با کسی که با دکتر مصدق چنین می‌کند و منافع ملی را از بین می‌برد حتی نباید حرف زد...»

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر


خودکشی از «تختی مذهبی» بعید است
به گزارش مشرق، از این گذشته، بسیاری مساله خودکشی تختی را به دلیل اعتقادات مذهبی او رد می‌کنند. از آن جمله جلال آل‌احمد نویسنده مشهور ایرانی بود که سال‌ها قبل دربارۀ مرگ تختی نوشت: «... از آن همه جماعت هیچکس حتی برای یک لحظه به احتمال خودکشی فکر نمی‌کرد. آخر جهان پهلوان باشی و در بودن خودت جبران کرده باشی نبودن‌های فردی و اجتماعی دیگران را و آن وقت خودکشی کنی؟ این قهرمان که خاک «خانی‌آباد» را خورده بود هرگز به ناامیدی نمی‌اندیشید؛ آخر امید یک ملت بود، ملت ایران... او مبنا و معنی آزادگی و بزرگی است...»

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر
جهان پهلوان تختی درکنار مرحوم آیت الله طالقانی

بعد از پیروزی انقلاب 1357 که بسیاری از اسناد ساواک به دست نیروهای انقلابی افتاد، هیچ مدرکی دال بر دست ‌داشتن ساواک در مرگ وی و یا قتل او پیدا ‌نشد. با این حال نزدیکی محل هتل آتلانتیک به یکی از ساختمان‌های متعلق به نهادهای امنیتی نگذاشت این گمانه به کلی رد شود.

بابک تختی تنها فرزند این قهرمان ملی، که درباره مرگ پدرش تحقیقاتی کرده، می‌گوید در مورد درستی هیچ یک از دو احتمال (خودکشی یا قتل) به نتیجه‌ای قطعی نرسیده است و گفته بود «مساله مهم نه چگونگی مرگ تختی، که زندگی اوست.» با این حال بسیاری دیگر از جمله علی حاتمی کارگردان فقید ایرانی که آخرین پروژۀ سینمایی ناتمام خود «جهان پهلوان تختی» را به راز قتل این قهرمان ملی اختصاص داده بود هم تحقیقاتی را در این زمینه انجام دادند که به چیزی جز ابهامی که بابک تختی به بن‌بست آن خورده بود، نرسیدند.

حسین شاه‌حسینی از جمله افرادی است که نه قتل و نه خودکشی، هیچ‌یک را محتمل نمی‌داند. کسی چه می‌داند. شاید آنچه او می‌گوید، درست باشد: «او انسان معتقدی بود اما احتمال سکته مغزی بر اثر فشار روحی و روانی را می‌توان داد. او شاید در هتل آتلانتیک سابق و هتل استقلال امروز سکته کرده بود...»

*********
 تختی هنوز برای ما شناخته نشده؟

تختی هنوز برای ما شناخته نشده، آری، ما مردم عادت کردیم هر سال و سالی یکبار چند ساعتی فکرمان، ذهن مان را به او مشغول و تعدادی هم وقت شان را در حد چند ساعت برای او در سال گشت نبودنش گذرانده و به کنار مزار او به احساسات پاک خود پاسخ داده و دیگر ...

علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی چه بود؟ + تصاویر

سعی کنیم او را افسانه ای نکرده و بخشی از رفتارهای او را تدوین و گردآوری کرده و با تعمق بیشتر بر روی هر حکایت، تلاش نمائیم به عنوان مربی، مدیر و ورزشکار حداقل به آن رفتارها نزدیک شویم.

در ادامه چند خاطره و نقل قول در مورد جهان پهلوان تختی می‌آید که نشان می‌دهد او اول پهلوان زندگی بود و سپس قهرمان جهان و المپیک. بهتر است سعی کنیم از مسیر زندگی تختی درس‌هایی بگیریم و تلاش کنیم به آن نزدیک شویم.

روحش شاد



نوع مطلب : داستان، تولی و تبری، سیاست و دین، پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، تاریخ معاصر، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نعمت «دوست‏»؛

اگر دوستانی با این اوصاف دارید از دست ندهید

دوست، همدم تنهایی هاى انسان، شریك غمها و شادی ها، بازوى‏ یارى‏ رسان در نیازمندی ها، تكیه‏ گاه انسان در مشكلات و گرفتاری ها ومشاور خیرخواه در لحظات تردید و ابهام است.


به گزارش جام نیوز، از قدیم گفته‏ اند: هزار دوست كم است و یك دشمن بسیار. 

دوست، همدم تنهاییهاى انسان، شریك غمها و شادیها، بازوى‏ یارى‏ رسان در نیازمندی ها، تكیه‏ گاه انسان در مشكلات و گرفتاریها ومشاور خیرخواه در لحظات تردید و ابهام است.


بعضى از مردم، به خاطر خصلت هاى خودخواهانه یا توقعات بالا یاتنگ‏ نظرى یا سختگیرى یا دلایل دیگر، نمى ‏توانند براى خود، دوستى ‏برگزینند و از «تنهایى‏» درآیند. این به تعبیر حضرت امیر(ع) نوعى ‏ناتوانى و بى‏ دست و پایى است.
هم دوست‏ یافتن، «هنر» است، هم دوست نگه داشتن، هم ‏دوستی هاى تعطیل شده و به هم خورده را دوباره پیوندزدن و برقرارساختن. على(ع) مى‏ فرماید: 


«اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان، و اعجز منه من ضیع من ظفربه منهم‏»; (1) . نهج البلاغه – حكمت 12


ناتوانترین مردم كسى است كه از دوستیابى ناتوان باشد. ناتوانتر ازاو كسى است كه دوستان یافته را از دست‏ بدهد و قدرت حفظ آنها رانداشته باشد.


تامل در اینكه چه خصلتها و برخوردها و روحیه ‏هایى سبب‏ مى ‏شود انسان، دوستان خود را از دست‏ بدهد و تنها بماند، یا آنكه ازآغاز، نتواند دوستى براى خویش بگیرد، ضرورى است.

سعدى گفته ‏است: «دوستى را كه به عمرى فراچنگ آرند، نشاید كه به یك دم بیازارند.».


همرنگ و هماهنگ


دوستان هر كس، مبناى قضاوت دیگران نسبت ‏به اخلاق و شخصیت و افكار او است. بعلاوه، تاثیرپذیرى انسان از دوستان، درسنین مختلف، چه كودكى، چه جوانى و چه حتى میانسالى، بسیاراست. از این‏رو دقت در گزینش «دوست موافق‏»، به سلامت اخلاقى ورفتارى انسان كمك مى ‏كند. به فرموده حضرت على(ع):

«الصاحب كالرقعة فاتخذه مشاكلا»; (2)  شرح نهج ‏البلاغه، ج20- ص 309.
دوست، همچون وصله جامه است، پس آن را هم‏شكل و هم‏سان‏با خودت برگزین.


ارتباط قلبى و درونى میان انسانها، به پیوندهاى اجتماعى وبیرونى مى ‏انجامد. روابط اجتماعى هم، در روحیات و اخلاق افراد، اثرمى ‏گذارد. بنابراین، آنان كه به تعالى فكر و سلامت اخلاق و تهذیب‏ نفس و تكامل خصیت‏ خویش علاقه‏ مندند، ناگزیر باید در انتخاب‏ دوست، «معیارهاى مكتبى‏» را لحاظ كنند و به آنچه از دوست «مى‏ گیرند»،اهتمام ورزند. اینكه گفته‏ اند:


تو اول بگو با كیان زیستى.
پس آنگه بگویم كه تو كیستى.


نشان‏ دهنده معیار «دوستان‏» در ارزیابى شخصیت‏ یك فرد است كه‏ مردم نیز آن را در داوریها و ارزیابیهاى خویش به كار مى‏ گیرند.


این سخن زیباى حضرت رسول(ص)، خواندنى و شنیدنى است:


«مثل الجلیس الصالح مثل العطار، ان لم یعطك من عطره اصابك من ریحه ومثل الجلیس السوء مثل القین ان لم یحرق ثوبك اصابك من ریحه‏»; (3) میزان الحكمه، ج‏10، ص‏ 368
مثل همنشین شایسته و خوب، مثل عطار است، كه اگر از عطرخودش هم به تو ندهد، ولى از بوى خوش او به تو مى‏ رسد، و مثل‏ همنشین بد، همچون كوره‏ پز آهنگرى است كه اگر لباس تو را هم(جرقه‏ هاى آتش كوره) نسوزاند، ولى بوى كوره به تو مى ‏رسد!


این همان سروده حكمت‏ آمیز سعدى است، در مورد گل‏خوشبوى در حمام، كه در اثر همنشینى با گل، معطر مى‏ شود و از «كمال‏ همنشینى‏» بهره مى‏ برد، «و گرنه من همان خاكم كه هستم! ... .».


دوست شایسته


در منابع دینى، در اینكه «دوست‏ خوب‏» كیست؟ و با چه كسانى باید دوستى و مودت داشت و از معاشرت و همنشینى چه كسانى باید پرهیزكرد، و ... احادیث ‏بسیارى است، با رهنمودهاى كاربردى و جالب.


در صدد بررسى و نقل این گونه احادیث نیستیم، اما در قلمرو بحث از آداب معاشرت با دوست و آیین دوستى، توجه به نكاتى كه به‏ عنوان صفات دوست‏ خوب مطرح شده است، ضرورى است. همان ‏معیارها، حاوى دستورالعمل چگونگى معاشرت هم هست. به عنوان‏ نمونه به یكى از این روایات، اشاره مى‏كنیم.


امام حسن مجتبى(ع) در بستر بیمارى بود و پس از آن مسمومیت‏ كه به شهادتش منجر شد، در دیدارى كه جناده (از اصحاب وى) باحضرت داشت، امام چنین توصیه فرمود:
«اصحب من اذا صحبته زانك، واذا خدمته صانك و اذا اردت منه معونة‏اعانك و ...»; (4)  بحارالانوار، ج‏44، ص‏139.


با كسى همنشینى و مصاحبت و دوستى كن كه:


1- هرگاه با او همنشین شدى، مایه آراستگى تو باشد،


2- آنگاه كه خدمتش كنى، تو را نگهبان باشد،


3- هرگاه از او یارى خواستى، كمكت كند،


4- اگر سخنى گفتى، تو را تصدیق كند،


5- اگر (بر دشمن) حمله بردى، قدرت و صولت تو را بیفزاید،


6- اگر دستت را به فضل و نیكى دراز كردى، او هم دست، پیش‏آورد،


7- اگر در تو (و زندگیت) رخنه‏ اى پدید آمد، آن را برطرف سازد،


8- اگر از تو نیكى دید، آن را در شمار و حساب آورد،


9- اگر چیزى از او طلبیدى، عطا كند،


10- و اگر تو ساكت‏ بودى (و چیزى نخواستى) او آغاز كند (ونیازت را برطرف سازد).


اینها اوصاف كسى است كه شایسته رفاقت و دوستى از دیدگاه امام‏ مجتبى(ع) است. از اینها برمى ‏آید كه آیین دوستى عبارت است از:

آراستن دوست،

یارى رساندن،

قدرشناس بودن،

تقویت كردن،

همكارى داشتن

و در راه دوست، فداكارى و خدمت كردن.


از سوى دیگر، اگر در سخنان ائمه از دوستى با بعضى نهى شده،آنها نیز به عنوان صاحبان «رفتار ناپسند» محسوب مى‏ شوند كه در قلمروآیین دوستى نمى‏ گنجد، از قبیل:

عیبجویى، نابخردى، كینه ‏توزى،پرتوقعى، كم ‏ظرفیتى، بددهانى و بدزبانى، بى‏ تقوایى، لجاجت وستیزه‏ جویى، شوخی هاى بیجا و آزاردهنده، خودپسندى و بدرفتارى و از این دست‏ خصلتها و رفتارها. اینها، هم موجب كاهش دوستان وسستى دوستیها مى ‏گردد، و هم شیوه‏ هاى ناپسند در معاشرت با دوستان‏ است كه باید از آنها پرهیز كرد.


دوستى حد ومرزى دارد كه باید آن حریم حفظ و آن حق، ادا شود.امام صادق(ع) در سخن بلندى این حدود و حقوق را بیان فرموده ،مى‏ افزاید: مراعات این حدود، در هر كس بود (همه‏ اش یا مقدارى) اودوست است، و گرنه نسبت دوستى و صداقت‏ به او نده. این پنج نكته‏ عبارت است از:


اول: آنكه نهان و آشكار دوست، براى تو یكسان باشد.


دوم: آنكه زینت تو را زینت و آراستگى خودش ببیند و عیب ونقصان تو را عیب خویش بشمارد.


سوم: اگر به ریاست و ثروت و پست و مقامى رسید، این پست وپول، رفتار او را نسبت‏ به تو عوض نكند.


چهارم: اگر قدرت و توانگرى دارد، از آنچه دارد نسبت‏ به تو دریغ‏ و مضایقه نكند.


پنجم: (كه جامع همه آنهاست) اینكه تو را در گرفتاریها، رها نكند وتنها نگذارد. (5) میزان الحكمه، ج‏5، ص‏310.


آرى ... اینهاست آیین دوستى و برادرى دینى.
جلوه دوستى كامل و راستین، در مودت قلبى، حفظ حرمتها، مراعات حقوق، یارى در هنگام نیاز و مساعدت در وقت گرفتارى ‏است و بدون اینها ادعاى دوستى پذیرفته نیست.


امام على(ع) مى‏ فرماید: مردم، جز با امتحان و آزمایش شناخته‏  نم‏ی شوند. پس همسر و فرزندانت را در حال غیبت و نبودنت امتحان‏ كن، و دوستت را در مصیبت و گرفتارى، و خویشاوندان خود را هنگام ‏نیازمندى و تهیدستى ... «و صدیقك فى مصیبتك.» (6) همان، ص‏313.


دوست‏ بى ‏عیب؟!


واقعگرایى در همه مسایل، پسندیده است، از جمله در دوستیابى‏ و دوست‏گزینى.
بعضیها چنان آرمانى فكر مى‏ كنند كه از واقعیتهاى ملموس و عینى ‏فاصله مى ‏گیرند و در عالم خیال و ذهن، سیر مى ‏كنند. «دوست‏ بى‏ عیب‏» ازاین گونه آرمانهاى دست‏نیافتنى است.


البته باید كوشید تا حد امكان و توان، در دوستیها سراغ افرادى ‏رفت كه نقطه‏ ضعف كمترى داشته باشند و اگر بى ‏عیب باشند، چه‏ بهتر. ولى ... آیا انسان بى ‏عیب (غیر از معصومین) مى ‏توان یافت؟ هركس در موردى ممكن است نقصان و نقطه ‏ضعفى داشته باشد. همان‏طور كه طالبان همسر ایده‏ آل و صد در صد بى ‏عیب و نقص، مجرد وبى ‏همسر مى ‏مانند، آنان هم كه در پى دوست صد در صد بى ‏ضعف ‏باشند، تنها مى ‏مانند. این حقیقت، به عنوان توجه به یك واقعیت عینى‏ در كلام مولا على(ع) این گونه آمده است:


«من لم یواخ الا من لا عیب فیه قل صدیقه‏»; (7) . 7) همان، ج‏1، ص‏55.
كسى كه بخواهد جز با افراد بى‏عیب دوستى و برادرى نكند،دوستانش كم خواهند شد.


نكات دیگر ....
در باب دوستى، گوهرهاى فراوانى در گنجینه ‏هاى حدیثى ما نهفته‏ است كه در این مختصر، مجال بسط سخن نیست. براى اینكه از آن ‏محتواهاى سودمند و كاربردى بى ‏بهره نباشیم، در اینجا فهرستى ازنكات دیگر كه در آیین دوستى باید به كار بست، مى‏ آوریم كه برگرفته‏ از احادیث این موضوع است:


از هر چیز، تازه ‏اش را انتخاب كن و از دوست، قدیم ى‏اش را.


از نشانه‏ هاى بزرگوارى انسان، حفظ دوستان قدیمى است.


بهترین دوستان، آنانند كه در نصیحت و خیرخواهى،سازشكارى و مصانعه نمى ‏كنند، عیبهایتان را به شما مى‏ گویند، دركارهاى اخروى كمك‏ كار شمایند، شما را از گناهان باز مى ‏دارند، و ازلغزشهاى شما چشم مى‏ پوشند.


دوست‏ خود را خیلى عتاب و سرزنش نكنید كه «كینه‏» مى ‏آورد.


بدترین دوستان، آنانند كه دوستى آنان، شما را به تكلف و رنج وزحمت‏ بیندازد.


دوست واقعى كسى است كه عیب دوست‏ خود را در نهان به‏ خودش بگوید، نه در آشكارا و نزد دیگران.


هرگاه با كسى دوست ‏شدید، از نامش، نام پدرش، نام قبیله وشهر و دیارش بپرسید، كه این گونه كسب شناختها نشانه صدق دردوستى است.


هرگاه به دوستى علاقه و محبت داشتید، آن را ابراز كنید و به اوبگویید، كه موجب افزایش محبت و علاقه‏ مندى مى‏ شود.


آنچه از دوست مى ‏رسد تحمل كنید، تحمل و بردبارى، عیبها رامى ‏پوشاند.


برادران و دوستانتان را نسبت ‏به هر خطا مؤاخذه و محاسبه‏ نكنید، كه دوستانتان كاهش مى ‏یابند.


خداوند، تداوم دوستیها را دوست مى ‏دارد. پس بر دوستی هاى‏ خود، استمرار بخشید.


با كسانى كه صرفا از روى طمع یا ترس یا تمایلات یا براى‏ خوردن و نوشیدن با شما دوست مى‏ شوند، دوستى نكنید. در پى یافتن ‏دوستان باتقوا باشید!


محبت و دوستى خود را بیجا و بى ‏مورد صرف نكنید، كه این‏گونه دوستیها در معرض گسستن است.


پایان این بخش را حدیث جالبى از امیرالمؤمنین(ع) قرار مى ‏دهیم ‏كه ما را به مراعات حقوق دوستان و برادران دینى فرا مى‏ خواند و از زیرپا گذاشتن حقوق آنان به بهانه دوستى و خودمانى بودن، نهى مى ‏كند.

 

على(ع) مى‏ فرماید: «حق برادر دینى خود را با اتكاء به رابطه‏ اى كه میان تو و اواست، ضایع مكن، چرا كه هرگز، كسى كه حقش را ضایع و تباه كرده‏ اى، برادر تو نیست:
«لا تضیعن حق اخیك اتكالا على ما بینك و بینه، فانه لیس لك باخ من اضعت‏حقه.» (8)  نهج ‏البلاغه، نامه 31.


قدر دوستیها و پیوندهاى عاطفى و دوستانه را بدانیم،


از دوستان صادق و وفادار و پاك و پرهیزكار، دست‏ برنداریم،


چراغ محبت را در دلهاى خویش، روشن و شعله ‏ور نگاه داریم،


از زخم زبان و كلمات تحقیرآمیز و برخورد دشمنى ‏برانگیز بادوستان برحذر باشیم،


«آیین دوستى‏» را بشناسیم و به كار بندیم.

 

اخلاق معاشرت جواد محدثی اسفند 1378

 





نوع مطلب : حدیث، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، فساد و انحطاط اخلاقی، تزکیه نفس، نماز و ذکر و دعا و نیایش، کتاب، کنترل جمعیت، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
«جعده» گمان می‌کرد همین که امام حسن(ع) را از میان بر دارد، عروس خلیفه می‌شود و دیگر همه چیز تمام است اما نمی‌دانست سرنوشت جوری رقم می‌خورد که دنیا به فرزندانش روی خوش نشان نخواهد داد.

فرهنگ نیوز :«جعده» دختر اشعث بن قیس(1) که به همسری امام حسن(ع) در آمد، همان کسی است که فرزند بزرگ حضرت فاطمه(س) را با زهر قوی به شهادت رساند.

جعده که نفاق را از پدرش به ارث برده بود، در آرزوی همسری یزید دست به عمل شومی زد که ریشه‌دار بودن نفاق در این خاندان را پیش‌ از پیش نمایان ساخت، باید گفت که از تاریخ‌ ولادت‌ و وفات‌ او اطلاعی‌ در منابع‌ نیامده‌ است.

اما در جریان ازدواج امام حسن(ع) با جعده در روایات آمده است که امام علی(ع) ابتدا دختر برادر اشعث (سعید بن قیس) را برای امام حسن(ع) خواستگاری کرد، اما وقتی اشعث از این جریان با خبر شد، نزد برادرش رفت و او را از این کار منصرف کرد تا دختر سعید را به عقد پسر خود درآورد!

بعد از آن نزد امام علی(ع) آمد و اعلام کرد که دختری را که برای حسن خواستگاری کرده‌اید، زن پسر من است و در آن جا بود که با اصرار دختر خود را به عقد امام حسن(ع) درآورد (2) که از این ازدواج فرزندی حاصل نشد.

با این حال بعد از مدتی معاویه‌ با وعده مال بسیار و ازدواج‌ با یزید، جعده‌ را تطمیع‌ کرد تا شوهرش‌، امام‌ حسن مجتبی(ع) را که در آن زمان خانه‌نشین شده بود، زهر دهد و او نیز به طمع ثروت زیاد و عروس خلیفه وقت شدن چنین‌ کرد.(3)

تا اینکه روزی امام حسن(ع) روزه بود، جعده زهر را در شیر ریخت و در هنگام افطار به امام(ع) داد، امام مقداری از آن نوشید و بلافاصله زهر را احساس کرد و فرمود: «انا لله وانا الیه راجعون»، جعده‌ پس‌ از زهر دادن‌ به‌ امام‌ حسن(ع)، مورد نفرین حضرت‌ قرار گرفت.(4)‌

از آن پس، پیوسته لخته‌های خون بالا می‌آورد و این وضع 40 روز ادامه داشت تا سرانجام در روز 28 صفر سال 50 هجری پس از وصیت به برادرش، امام حسین(ع)، دار فانی را وداع گفت.

پس‌ از کارگر شدن زهر، معاویه‌ به‌ وعده مالی‌ که‌ به‌ جعده‌ داده‌ بود وفا کرد، ولی‌ به‌ ازدواج‌ او با یزید رضایت‌ نداد(5) و به‌ او گفت:‌ می‌ترسد فرزندش‌ را نیز مانند حسن ‌بن‌ علی‌ به‌ قتل‌ برساند.(6)

با نگاهی کوتاه به شرایط و اوضاع سیاسی اجتماعی آن روز در متوجه می‌شویم که جعده فریب وعده‌های معاویه را خوردند، نه اینکه جعده عاشق یزید باشد، بلکه چون خلیفه آن وقت معاویه بود و می‌خواست زن پسر خلیفه آن روز و خلیفه آینده شود، دست به چنین کاری زد و امام در این قضیه فدای توطئه معاویه و یزید شد.

در مورد سرنوشت جعده و زندگی او پس از امام حسن(ع) هم در تاریخ این طور آمده است:

جعده‌ پس‌ از امام‌ حسن‌ مجتبی(ع)، دو بار ازدواج‌ کرد، نخست‌ با «یعقوب ‌بن‌ طلحه بن‌ عبیدالله» (7) که‌ برای‌ او سه‌ پسر به‌ نام‌های‌ اسماعیل‌، اسحاق‌ و ابوبکر به ‌دنیا آورد؛ اسماعیل‌ و اسحاق‌ به‌ هنگام‌ حیات‌ پدر از دنیا رفتند.(8) دومین‌ بار پس‌ از کشته‌ شدن‌ یعقوب ‌بن‌ طلحه‌ (متوفی‌ 63) در واقعه حره‌ (9) با عباس ‌بن‌ عبدالله ‌بن‌ عباس‌ (فرزند ارشد ابن‌عباس‌) ازدواج‌ کرد و برای‌ او پسری‌ به‌ نام‌ محمد و دختری‌ به‌ نام‌ قریبه به‌ دنیا آورد که‌ از این‌ دو نیز نسلی‌ باقی‌ نماند.(10)

در گزارش‌ها آمده‌ که‌ قریشیان‌ به‌ هنگام‌ مشاجره‌ با فرزندان‌ جعده‌ آنان‌ را «بنی‌ مسمة الازْواج‌» -فرزندان‌ زنی‌ که‌ همسرانش‌ را مسموم‌ می‌کند- خطاب‌ می‌کردند.(11)

 

*پی‌نوشت‌ها:

1- «اَشْعَث‌ِ بْن‌ِ قَیس‌ِ کِنْدی»‌، از مردان‌ مشهور در تاریخ‌ نیمه نخست‌ سده اول هجری است، وی‌ بزرگ‌ قبیله پر نفوذ کنده‌، از آغاز مسلمانى‌ تا هنگام‌ مرگ‌ در بسیاری‌ حوادث‌ نقش‌ عمده‌ داشت‌ و مى‌توان‌ گفت‌ که‌ حضور او در پاره‌ای‌ مواقع‌ خود حادثه‌ ساز بود. ملک‌داری‌ و فرمانروایى‌ در خاندان‌ او سابقه‌ای‌ دراز داشت‌ و به‌ همین‌ سبب‌ توجه‌ به‌ وضع‌ و موقعیت‌ قبیله کنده‌ در شبه‌ جزیره عربستان‌، برای‌ شناخت‌ بسیاری‌ از رفتارها و مواضع‌ سیاسى‌ اشعث‌ مهم‌ است.

اشعث‌ به‌ عنوان‌ مهم‌ترین‌ بازمانده ملوک‌ کنده‌، در هر حادثه‌ای‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست‌ آوردن‌ موقعیت‌ پیشین‌ نیاکان‌ خویش‌ بود، نکته‌ای‌ مهم است که باید از آغاز مطالعه زندگى‌ سیاسى‌ او تا به‌ هنگام‌ مرگش‌ همواره‌ به آن‌ توجه‌ کرد،

وی‌ هنگام‌ هجرت‌ پیامبر(ص‌) حدود 25 سال‌ داشته‌ است‌، از اخبار اشعث‌ تا پیش‌ از مسلمانى‌ او، این‌ اندازه‌ مى‌دانیم‌ که‌ وی‌ به‌ خونخواهى‌ پدرش‌، قیس‌ اشج‌، با بنى‌ مراد به‌ جنگ‌ برخاست‌، اما شکست‌ خورد و به‌ اسارت‌ درآمد و فدیه هنگفتى‌ که‌ آن‌ را 3 هزار شتر گفته‌اند، داد و آزاد شد.

اشعث‌ بن‌ قیس‌ نیز همراه‌ تنى‌ چند از بزرگان‌ کنده‌ به‌ مدینه‌ درآمد و اسلام‌ آورد،  به‌ هر حال «اسلام‌» اشعث‌ و کندیان‌ دیری‌ نپایید و تیره‌هایى‌ از کنده‌ که‌ از پیش‌ از وفات‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) سرکشى‌ را آغاز کرده‌ بودند، در زمره مرتدان‌ در آمدند، اشعث‌ نیز خود در پاسخ‌ زید بن‌ لبید که‌ خبر وفات‌ حضرت‌ رسول‌ (ص‌) و خلیفه شدن ابوبکر را به‌ او داد و خواستار بیعت‌ او بود، روی‌ خوشى‌ نشان‌ نداد امتناع‌ اشعث‌ از پاسخ‌ صریح‌ و روشن‌، نشان‌ از زیرکى‌ او دارد، گویا اشعث‌ منتظر سرکوب‌ این‌ تیره‌ها بود تا ریاست‌ خود را تثبیت‌ کند.

به‌ همین‌ سبب‌ وقتى‌ بازماندگان‌ دیگر تیره‌ها پس‌ از نبرد با زیاد به‌ سوی‌ اشعث‌ آمدند، او همراهى‌ و یاری‌ ایشان‌ را مشروط به‌ این‌ دانست‌ که‌ وی‌ را «ملک‌» خویش‌ گردانند و آنان‌ نیز او را «ملک‌» خواندند و تاج» بر سرش‌ نهادند.

نخستین‌ درگیری‌ کندیان‌ به‌ سرکردگى‌ اشعث‌ با سپاهیان‌ زیاد به‌ شکست ‌زیاد انجامید، اما سپس‌ اشعث‌ و کندیان ‌شکست‌ خوردند و به‌ قلعه‌ای‌ پناه‌ بردند، اشعث‌ که‌ به‌ دشواری‌ افتاده‌ بود، در برابر تسلیم‌ قلعه‌، برای‌ خود و خانواده‌اش‌ از زیاد امان‌ خواست‌ و زیاد پذیرفت‌، همچنین آمده است اشعث‌ در گرفتن امان‌ برای‌ خود و خانواده‌اش‌، با نیرنگى‌ کندیان‌ را استثنا کرد و به‌ همین‌ سبب‌ مورد لعن‌ و نفرین‌ ایشان‌ قرار گرفت‌ و حتى‌ به‌ او لقب‌ «عرف‌ النار» به‌ معنى‌ پیمان‌ شکن‌ داده‌ شد، اشعث‌ را با دیگر اسیران‌ به‌ مدینه‌ آوردند، اما ابوبکر آزادش ‌کرد و خواهر خود را به ‌ازدواج او ‌درآورد

اشعث‌ در دوره خلافت‌ عثمان‌ عامل‌ آذربایجان‌ شد و از کسانى‌ بود که‌ خلیفه‌ بر هر یک‌ از ایشان‌ ناحیه‌ای‌ را به‌ اقطاع‌ داد، چون‌ امیرالمؤمنین‌ على‌(ع‌) خلافت‌ یافت‌، اشعث‌ بر ولایت‌ آذربایجان‌ و ارمنیه‌ باقى‌ ماند، پس‌ از واقعه جمل‌، امام‌ على‌(ع‌) به او امر کرد تا اموال‌ آذربایجان‌ را تسلیم‌ کند، پس روایتى‌ که‌ در آن‌ از حضور او در جمل‌ یاد شده‌، صحیح‌ به‌ نظر نمى‌رسد، اما در جنگ‌ صفین‌ به‌ دستور امام‌ على(ع‌) حضور یافت.

درست‌ است‌ که‌ اشعث‌ در نبرد با سرکشان‌ شام‌ و عراق‌، به‌ امام‌ على(ع‌) پیوست‌، اما چنانکه‌ روایات‌ موجود نشان‌ مى‌دهد، امام‌ على‌(ع‌) و پیروان‌ صادق‌ آن‌ حضرت‌، به‌ وی‌ اعتمادی‌ نداشتند.

همچنین در گرماگرم‌ نبرد صفین که‌ معاویه‌ شکست‌ را نزدیک‌ مى‌دید، برادر خود عتبة بن‌ ابوسفیان‌ را با پیشنهاد ترک‌ جنگ‌ نزد اشعث‌ فرستاد، با آنکه‌ اشعث‌ در این‌ مذاکرات‌ امام‌ على‌(ع‌) را ستود و در باره ترک‌ مخاصمه‌ پاسخ‌ مثبت‌ نداد، اما در شب‌ لیلة الهریر که‌ نزدیک‌ بود سپاهیان‌ امام(ع‌) کار جنگ‌ را یکسره‌ کنند، اشعث‌ در جمع‌ کندیان‌ به‌ پا خاست‌ و ضمن‌ خطبه‌ای‌، با لحنى‌ مصلحت‌ جویانه‌ خواستار ترک‌ خونریزی‌ بیشتر شد، بنابر این‌ روایات‌ تا خبر خطبه اشعث‌ به‌ معاویه‌ رسید، دستور داد تا قرآن‌ هارا فراز نیزه‌ها کنن.

پس‌ از این‌ ماجرا اشعث‌ از امیرالمؤمنین‌ على‌(ع‌) به‌ تأکید مى‌خواست‌ که‌ پیشنهاد «دعوت‌ به‌ کتاب‌ الله» را بپذیرد و گفته‌اند که‌ او و گروهى‌ از کندیان‌ بیش‌ از هر کس‌ دیگری‌ خواستار ترک‌ مخاصمه‌ بودند، اشعث‌ همچنین‌ نظر معاویه‌ را در باب‌ قرار دادن‌ یک‌ حَکَم‌ از شام‌ و دیگری‌ از عراق‌ پسندید و همراه‌ کندیان‌ ابوموسى‌ اشعری‌ را برگزید و با حکمیت‌ ابن‌ عباس‌ یا مالک‌ اشتر به‌ عنوان‌ نماینده‌ از سوی‌ امام‌ على(ع‌) و عراقیان‌ مخالفت‌ کرد .

به‌ روایت‌ یعقوبى‌، وقتى‌ بر سر لقب‌ «امیرالمؤمنین‌» برای‌ امام‌ على‌(ع‌) هنگام‌ نوشتن‌ صلح‌ نامه‌ میان‌ نمایندگان‌ دو سپاه‌ اختلاف‌ افتاد، اشعث‌ از کسانى‌ بود که‌ خواستار محو این‌ لقب‌ در آن‌ نامه‌ شد و مالک‌ اشتر سخت‌ به‌ او اعتراض‌ کرد، به‌ هر حال‌ با ظهور گرایش‌ خوارج‌ که‌ امام‌ على‌(ع‌) تا سر حد ممکن‌ کوشید با ایشان‌ مدارا کند، اشعث‌ از کسانى‌ بود که‌ اعتقاد داشتند باید پیش‌ از آغاز دوباره جنگ‌ با معاویه‌، نخست‌ با خوارج‌ نهروان‌ جنگید، پس‌ از نبرد نهروان‌، امام(ع‌) یاران‌ را به‌ جنگ‌ با معاویه‌ خواند، اما اشعث‌ خستگى‌ از جنگ‌ را بهانه‌ کرد و سخنان‌ او نیز در سپاهیان‌ تأثیری‌ بسزا کرد و به‌ همین‌ سبب‌ امام(ع‌) راهى‌ کوفه‌ شد.

آخرین نکته‌ در زندگى‌ اشعث‌، مسأله ارتباط او با ابن‌ ملجم‌ و نقش‌ او در توطئه شهادت‌ امیرالمؤمنین‌ على(ع‌) است‌ که‌ از لابه‌لای‌ گزارش‌های‌ مغشوش‌ منابع‌ نمى‌توان‌ به‌ نتیجه قانع‌ کننده‌ای‌ دست‌ یافت‌، البته‌ امیرالمؤمنین(ع) به‌ اشعث‌ اعتمادی‌ نداشت‌؛ حتى‌ یک‌ بار امام‌ على(ع‌) بر منبر کوفه‌، با اشعث‌ به‌ تندی‌ سخن‌ گفت.(نهج‌البلاغه، خطبه 19)، همچنین‌ گفته‌اند یک‌ بار اشعث‌، امام(ع‌) را تهدید به‌ مرگ‌ کرد.

فرزند بزرگش‌ محمد، از ام‌فروه‌ خواهر ابوبکر، در دستگیری‌ حجر بن‌ عدی‌، صحابى‌ امیرالمؤمنین(ع‌) شرکت‌ فعال‌ داشت، او از امیران‌ مورد اعتماد زیاد بن‌ ابوسفیان‌ و ابن‌ زیاد بود و در دستگیری‌ و قتل‌ هانى‌ بن‌ عروه‌ و مسلم‌ بن‌ عقیل‌ در آستانه واقعة کربلا، شرکت‌ جست، فرزند دیگر او، قیس‌، از کسانى‌ بود که‌ امام‌ حسین‌(ع‌) را به‌ کوفه‌ دعوت‌ کرد، با این همه‌، به‌ لشکر شام‌ پیوست‌ و مکاتبه‌ با آن‌ حضرت‌ را انکار کرد، او همان کسی بود که‌ پس‌ از شهادت‌ امام‌(ع‌) جامه‌ از پیکر آن‌ حضرت‌ ربود، جعده‌ دختر اشعث‌ که‌ با نیرنگ‌ پدر به‌ همسری‌ امام‌ حسن‌ مجتبى‌(ع‌) درآمد، به‌ فریب‌ معاویه‌، آن‌ حضرت‌ را مسموم‌ کرد.

خانواده اشعث‌ حتى‌ تا قرن سوم هجری نیز در کوفه‌، در حوادث‌ سیاسى‌ غالباً به‌ نفع‌ حاکمان‌ نقش‌ داشتند و همواره‌ به‌ نیرنگ‌ بازی‌ شهره‌ بودند و چون‌ یکى‌ از ایشان‌ خواست‌ به‌ خدمت‌ امام صادق(ع‌) برسد، آن‌ حضرت‌ نپذیرفت.(تخلیص از دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی)

2-ابی‌الفرج عبدالرحمن بن جوزی،صفحه 27

3-برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به مفید، جلد‌ 2، صفحه‌ 16؛ ابن‌شهر آشوب‌، جلد‌ 3، صفحه‌ 202؛ اربلی‌، جلد‌ 2، صفحه 138ـ139

4-قطب‌ راوندی‌، جلد‌ 1، صفحه‌ 242

5- ابوالفرج‌ اصفهانی‌، صفحه‌ 48

6- مسعودی‌، جلد‌ 3، صفحه 182

7--بلاذری، جلد‌2، صفحه369

8-ابن‌سعد، جلد ‌5، صفحه‌123

9- همان‌، جلد ‌3، قسم‌1، صفحه‌ 152

10- همان‌، جلد‌5، صفحه‌231


11-رجوع کنید به ابوالفرج ‌اصفهانی، صفحه 31 به بعد



نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، امام حسن(ع)، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، کنترل جمعیت، پاسخ به شبهات، تاریخ اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حکم یک ازدواج

اگر مردی با زنی زنا کند، آیا می تواند با دختر آن زن ازدواج کند؟

به گزارش جام نیوز، یکی سوالات مطرح در مسئله ازدواج اینکه اگر مردی با زنی زنا کند، آیا می تواند با دختر آن زن ازدواج کند؟

امام خمینی(ره):

احتیاط واجب آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(تحریرالوسیله، 1408هـ ق،ج2، ص 278، م5)

(توضیح المسائل،1383، ص 331، م2396)

 
آیة الله اراکی(ره):

احتیاط مستحب آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(توضیح المسائل،1372، ص 444، م2410)

(المسائل الواضحه،1373، ج2، ص 85، م 2410)

 
آیة الله بهجت(ره):

احتیاط مستحب آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(جامع المسائل، ج3، ص 558، پاراگرف آخر)

(توضیح المسائل، 1384، ص 382، م 1915)

(احکام ازدواج، 1385، ص 56)

 
آیة الله تبریزی(ره):

اولی آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(توضیح المسائل، 1383، ص 367، م 2405)

(منهاج الصالحین، ج2، 1426هـ ق، ص 336، م 1251)

 
آیة الله خوئی(ره):

احوط و اولی است که با دختر او ازدواج نکند. (احتیاط مستحب)

(توضیح المسائل، ص 429 ، م 2405)

(منهاج الصالحین، 1410هـ. ق، ص 263، م 1251)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

احتیاط مستحب آن است که با دختر او ازدواج نکند.

(توضیح المسائل، 1423، هـ ق، ص 479، م 2356)

(منهاج الصالحین، 1427، هـ ق، ج3، ص 59 م 168)

 
آیة الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):

نمی تواند با دختر او ازدواج کند.

(المسائل الشرعیه، 1428هـ ق، ص 545 م2403)

(توضیح المسائل، 1383، ج2، ص 196، م 2403 و 2404)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

احتیاط واجب آن است، با دختر او ازدواج نکند.

(هدایة العباد، 1420 هـ ق، ج2، ص 432، م 5)

(توضیح المسائل، ص 286، م 2405)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

احتیاط واجب این است که با آن دختر ازدواج نکند.

(توضیح المسائل، 1383، ص 430، م 2519)

(الاحکام الواضحه، 1424 هـ ق، ص 377، م 1663)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

نمی تواند با دختر او ازدواج کند.

(هدایة العباد، ج2، ص 339، م 1167)

(عروة الوثقی، ج2، م28، ص 664)

آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

احتیاط واجب آن است که با او ازدواج نکند.

(توضیح المسائل، ص 476، م 2392، متخب المسائل، 1420 هـ ق، ص 311، م 983)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند.

(منهاج الصالحین، 1386، ج3، ص 297، م 1251)

(توضیح المسائل، ص 465، م 1388، 2460)





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، فساد و انحطاط اخلاقی، کنترل جمعیت، علما، احکام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مطلب مهم؛

15توصیه‌  مهم از مرحوم دولابی برای سبک‌ زندگی

استاد اخلاق میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل راذکر می‌کند که به ترتیب درذیل آورده شده است.



 به کزارش جام نیوز، استاد اخلاق میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل راذکر می‌کند که به ترتیب درذیل آورده شده است.

 

1.هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

 

2.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

 

3.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

 

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

 

5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

 

 

6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

 

7.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند. ( یکی از دلائل دفع بلا وجود فرد مومن در یک شهر است)

 

8.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

 

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

 

10.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

 

11.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

 

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

 

13.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از رب خودت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله

 

14.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

 

15.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.

 

مشرق





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، فساد و انحطاط اخلاقی، در مورد حجاب و زن، تزکیه نفس، مسجد و نماز، نماز و ذکر و دعا و نیایش، کنترل جمعیت، پاسخ به شبهات، حاج اسماعیل دولابی، احکام زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شصت روش بـرای اینکه شوهرتان را قدرتمند سازید


به گزارش سرویس کشکول جام نیوز، نیازهای مردان و زنان در بعضی جهات مشابهند ولی از آنجا که مردان، مریخی و زنان، ونوسی هستند در یکسری موارد نیز با یکدیگر تفاوت دارند. همه ما انسانها ذاتا دوست داریم مورد توجه و احترام قرار بگیریم. اگر ما با نیازهای دو طرف آشنا باشیم مسلما روابطمان با همسرمان رو به بهبود می رود. وقتی مردی از جانب همسرش مورد احترام قرار می گیرد، به تدریج سعی می کند تبدیل به شخص برتری شود. احترام یکی از فاکتورهایی است که اغلب مردان به آن توجه بسیاری نشان می دهند. عشق و احترام برای یک مرد تقریبا هم معنی است. بدون شک با انجام روش های زیر شگفت زده شده و شاهد نتایج باورنکردنی آن خواهید بود:

۱. اجازه دهید متوجه شود چقدر وجودش برای شما اهمیت دارد.

۲. حتی اگر با شما مخالفت می کند، باز هم به صحبت های او گوش دهید.

۳. از او تقاضای کمک کنید.

۴. به او بگویید که او را دوست دارید و به وجودش افتخار می کنید.

۵. بگذارید برای خود سرگرمی داشته باشد.

۶. به او اعتماد داشته باشید.

۷. وقتی با هم بیرون می روید، درباره مشکلات صحبت نکنید.

۸. بر روی اعمال خوب او متمرکز شوید.

۹. به علایق او احترام بگذارید.

۱۰. وقتی به منزل برمی گردد، خوشحال باشید.

۱۱. اجازه دهید نیم ساعت بعد از کار استراحت کند.

۱۲. به هیچ یک از اعضای خانواده اجازه ندهید به او بی احترامی کند.

۱۳. در مقابل کسی که به او بی احترامی می کند بایستید.

۱۴. از تلاشی که برای زندگی تان می کند قدردانی کنید.

۱۵. در کارهای تان با او مشورت کنید.

۱۶. برای رسیدن به اهدافتان با هم برنامه ریزی کنید.

۱۷. بیش از اندازه کار نکنید، برای او نیز وقت بگذارید.

۱۸. اگر مرتکب اشتباهی شد، او را ببخشید.

۱۹. طوری رفتار کنید که به او نیاز دارید.

۲۰. تمام اوقات فراغت او را با کارهای منزل پر نکنید.

۲۱. مغرور نباشید و اشتباهات تان را بپذیرید.

۲۲. وقتی دچار استرس است او را آرام کنید.

۲۳. اگر مشغول صحبت با شماست، گوش کنید و با طرح چند سوال به او نشان دهید که کاملا به او توجه دارید.

۲۴. به خاطر زحمتی که می کشد از او سپاسگزاری کنید.

۲۵. به دلیل هر آنچه که هست به او افتخار کنید.

۲۶. حرف های تان را با عشق بیان کنید.

۲۷. وقتی با او هستید پرانرژی باشید.

۲۸. از او انتظار نداشته باشید تمام وقتش را برای انجام کارهای شما صرف کند.

۲۹. از اینکه فرد خوبی است ابراز خشنودی کنید.

۳۰. حتی در غیاب او، جلوی دیگران از او به خوبی یاد کنید.

۳۱. احساسات تان را با او در میان بگذارید ولی آن را به طور خلاصه بیان کنید.

۳۲. حداقل سه مورد از کارهای خوبش را به او گوشزد کنید.

۳۳. در مقابل دیگران به او افتخار کنید.

۳۴. صبح ها با او بیدار شوید حتی اگر مجبور نباشید زود بیدار شوید.

۳۵. در مواقع سختی پشتیبان او باشید.

۳۶. او را در هر شرایطی بپذیرید و هرگز از خود نرانید.

۳۷. وقتی عصبانی است به او گیر ندهید.

۳۸. به او کمک کنید به اهدافش برسد.

۳۹. به او کمک کنید عادات بدش را ترک کند.

۴۰. دیگران را با او مقایسه نکنید.

۴۱. از کارهایی که در منزل انجام می دهد، تشکر کنید.

۴۲. پیش از تصمیم گیری های مهم با او مشورت کنید.

۴۳. توانایی های او را دست کم نگیرید.

۴۴. حرفتان را مستقیم بزنید و از حاشیه رفتن بپرهیزید.

۴۵. حتی اگر از هم فاصله دارید، توجه تان را به او نشان دهید.

۴۶. با او دعوا و مشاجره نکنید.

۴۷. با او مودب و مهربان رفتار کنید.

۴۸. برای هر موضوعی او را سرزنش نکنید.

۴۹. وقتی کار اشتباهی می کند، به او نگویید: به تو گفتم اینطوری می شود!

۵۰. بر سر پول با او دعوا نکنید، او خود نسبت به این موضوع احساس مسئولیت می کند.

۵۱. با او به پیاده روی بروید.

۵۲. خوبی های او را بزرگ و بدی هایش را کوچک جلوه دهید.

۵۳. از او انتظار نداشته باشید بتواند فکر شما را بخواند، او این توانایی را ندارد.

۵۴. اگر می خواهید وسایل یا کاغذهایش را دور بیندازید، ابتدا از او بپرسید.

۵۵. به تناسب اندامتان اهمیت دهید.

۵۶. ظاهرتان را برای او بیارایید.

۵۷. اگر از دست او عصبانی هستید، با او قهر نکنید.

۵۸. بهترین دوست او باشید.

۵۹. تنها به خاطر وجود خودش به او عشق بورزید.

۶۰. با احترام با او رفتار کنید.


حکم خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر

  خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر جایز نیست.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز،یکی از سوالات مربوط به خانواده در خصوص حکم خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر است که به بخشی ازاینگونه سوالات می پردازیم

سوال: زنی که بدون اجازه شوهر به همراه فرزندانش خانه را ترک کرده و او را از دیدار آنان محروم ساخته حکمش چیست؟

خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر جایز نیست. همچنین مادر حق ندارد پدر بچه‌ها را از دیدن فرزندانش محروم کند و شوهر می تواند از دادگاه، اجبار همسرش به رعایت قانون را خواهان شود و در ضمن، در صورت عدم تمکین، زن دیگر حقی برای دریافت نفقه نخواهد داشت.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):

در هر صورت خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر جایز نیست.


حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

از نظر شرعی چنانچه زن از تمکین خودداری نماید، ناشزه بوده و نفقه به او تعلق نمی‌گیرد.


حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی(مد ظله العالی):

از قضیه شخصیه اطلاعی ندارم به طور کلی چنانچه زن بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود ناشزه بوده و مستحق نفقه نیست و همچنین مادر حق ندارد پدر بچه‌ها را از دیدن فرزندانش محروم کند.

 

تبیان





نوع مطلب : احکام زناشویی، احکام، کنترل جمعیت، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 آذر 1393 :: نویسنده : حسن فاطمی فرد
احکام زناشویی (1)

مكروهات آمیزش چیست؟


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

یکی از آن احکام مربوط است به مکروهات زمان آمیزش که عبارت است:


1. اول ظهر
2. مقابل قبله
3. پشت به قبله
4. در زیر آسمان
5. در حال ایستاده
6. در هنگام غروب آفتاب
7. در شب عید فطر و قربان
8. بعد از غذا و با شكم پر
9. در شبی كه ماه گرفته باشد
10. در روزی كه خورشید گرفته باشد
11. در حالی كه بچه ناظر آنها باشد
12. در حال احتلام پیش از غسل یا وضو، البته اگر بدون فاصله چند بار آمیزش انجام گیرد مكروه نیست.
13. بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشید
14. در حالی كه هر دو كاملاً عریان باشند.

 

منبع: العروة الوثقی، النكاح، م 11.

 

احکام زناشویی(2)


یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

سوال:
آیا انسان می‏تواند در یك شب، چند بار با همسرش مجامعت كند؟


همه مراجع: آری، جایز است؛ مگر آنكه افراط در این امر، برای سلامتی زن ضرر داشته باشد.

 

العروة الوثقی، فی ما یكره علی الجنب، السابع.


احکام زناشویی(3)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز،به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است

سوال :

حكم نزدیكی از پشت در زمانی كه زن حائض است، چیست؟

پاسخ:
آیات عظام امام، خامنه ‏ای، صافی، مكارم و نوری: كراهت شدید دارد.

نوری، توضیح ‏المسائل، م 452 ؛ امام و صافی، توضیح ‏المسائل مراجع، م 450 ؛ مكارم، تعلیقات علی العروة، احكام الحیض، السابع و خامنه‏ ای، استفتاء، س 425.


آیات عظام بهجت، تبریزی و وحید: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست. وحید، منهاج‏ الصالحین، ج 2، م 228 ؛ بهجت، وسیلة النجاه، ج 1، م 268 ؛ تبریزی، منهاج‏ الصالحین، ج 1، م 228.


آیات عظام سیستانی و فاضل: اگر زن راضی باشد، كراهت شدید دارد و اگر راضی نباشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

فاضل، تعلیقات علی‏ العروة، احكام الحیض، السابع ؛ سیستانی، توضیح‏ المسائل مراجع، م 450.

احکام زناشویی(4)
یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


سوال:
نزدیكی و آمیزش با همسر در شب یا روز شهادت معصومین علیهم السلام چه حكمی دارد؟

پاسخ:

حرام نیست ولی در صورتی كه ضرورت ندارد، بهتراست احترام كنید و این کار را به زمان دیگری بیندازید.

 

پرسمان دانشجویی


احکام زناشویی 5

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

سوال : آیا مرد می‏تواند همسرش را با شی‏ء خارجی و وسایل مصنوعی از لحاظ جنسی اشباع كند؟


همه مراجع: خیر، استفاده از این روش جایز نیست؛ ولی می‏تواند با هر نقطه از بدن خود او را ارضا كند.

فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1656 ؛ صافی، جامع الاحكام، ج 2، س 1327 ؛ دفتر: همه مراجع.


احکام زناشویی(6)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


 به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.

سوال :

1) آیا شوهر می‏تواند هنگام آمیزش بدون رضایت همسرش به طور طبیعی عزل كند؟

 

همه ‏مراجع (به جز تبریزی): آری، اشكال‏ ندارد؛ ولی بدون‏ رضایت زن كراهت دارد.

امام، فاضل، نوری و مكارم: تعلیقات علی العروة، ج 2، كتاب النكاح، الفصل الاول، م 6 ؛ بهجت، احكام پزشكی، ص 41 ؛ سیستانی، منهاج‏ الصالحین، ج 3، م 10 ؛ صافی، هدایةالعباد، ج 2، كتاب النكاح، م 10 ؛ خامنه ‏ای، استفتاءات، س 764 و 398 و دفتر: وحید.


آیةاللَّه تبریزی:بنا بر احتیاط واجب، باید با رضایت زن عزل كند.

تبریزی، صراط النجاة، ج 1، م 796.


2)آیا زن می‏تواند هنگام آمیزش به طور طبیعی عزل كند؟


همه مراجع: اگر شوهر راضی باشد، اشكال ندارد و در غیر این صورت عزل زن حرام است.

امام، فاضل، نوری و مكارم: تعلیقات علی العروه، ج 2، كتاب النكاح، الفصل الاول، م 6 ؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، م 11 ؛ سیستانی، منهاج‏ الصالحین، ج 3، م 10 ؛ صافی، هدایةالعباد، ج 2، كتاب النكاح، م 10 ؛ خامنه ‏ای، استفتاءات، س 1353 ؛ تبریزی، صراط النجاة، ج 1، م 796 و دفتر: وحید.


تبصره.

عزل زن به این است كه هنگام آمیزش خود را كنار بكشد؛ به طوری كه آب شوهر در رحم او ریخته نشود و عزل مرد به این است كه هنگام آمیزش آب خود را بیرون از رحم زن بریزد.


احکام زناشویی(7)

آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر به وسیله دارو از بارداری جلوگیری نماید؟

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از سوالاتی که در خصوص مسائل زنا شویی مطرح است اینکه آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر به وسیله دارو از بارداری جلوگیری نماید؟

 

پاسخ :


امام خمینی(ره):

بدون رضایت شوهر جایز نیست.

(استفتائات 1382، ج3، ص 283، س 7)


آیة الله بهجت(ره):

اگر نکاح مشروط به استیلاد (بچه دار شدن) بوده است، نمی تواند.

(استفتائات، 1386، ج4، ص 77، س 4842)


آیة الله تبریزی(ره):

در صورتی که جلوگیری موقت باشد و ضرر زیادی نداشته باشد، اجازه شوهر لازم نیست.

(صراط النجاة، ج 9، ص 275، س 930)

(منهاج الصالحین، ج2، ص 356، م 1378)


آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

محل اشکال است. (بنابر احتیاط بدون رضایت شوهر اقدام نکند).

(اجویة الاستفتائات، ص 300، س 1259 و سوال از دفتر)


آیة الله خوئی(ره):

در صورتی که جلوگیری موقت باشد و ضرر زیادی نداشته باشد، اجازه شوهر لازم نیست.

(صراط النجاة، ج2، ص 319، س 1005)

(منهاج الصالحین، ج2، ص 284، م 1378)


آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

اجازه شوهر لازم نیست.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 116، م 385)

(ملحقات کتاب منهاج الصالحین، ص 217، س 169)


آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

رضایت شوهر لازم نیست.

(جامع المسائل، ج1، ص 459، س 1751 و ج 2، ص 480، س 1337)


آیة الله گلپایگانی(ره):

ظاهراً اذن شوهر شرط نیست.

(مجمع المسائل، ج2، ص 173، س 486 و ج 3، ص 244، س 70)


آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

باید با رضایت شوهر باشد.

(استفتائات جدید، ج2، ص 609، با استفاده از س 1765)


آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

جلوگیری برای مدت طولانی جایز نیست و در صورت موقت با تذکر شوهر به عدم رضایت، جایز نیست.

(هزار و یک مساله فقهی، ج1، ص 280، س 960)


آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

رضایت شوهر لازم نیست.

(منهاج الصالحین، ج 3، ص 318، م 1378)


احکام زناشویی(8)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.



به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه، حكم مردی كه با همسرش در زمان حیض نزدیكی كند، چیست؟


آیات عظام امام، خامنه ‏ای و فاضل: نزدیكی، در این حال بر هر دو حرام است و بنابر احتیاط واجب باید شوهر كفاره بدهد.

توضیح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452 و دفتر: خامنه‏ ای.


آیةاللَّه بهجت: نزدیكی در این حال بر هر دو حرام است و باید شوهر كفاره بدهد.

بهجت، توضیح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452.


آیات عظام تبریزی، سیستانی و نوری: نزدیكی در این حال بر هر دو حرام است و باید شوهر استغفار كند و بنابر احتیاط مستحب كفاره هم بدهد.

سیستانی و تبریزی، توضیح ‏المسائل مراجع، م 450 و 452 ؛ نوری، توضیح‏ المسائل، م 452 و 454.


آیات عظام صافی، مكارم و وحید: نزدیكی در این حال بر هر دو حرام است و بهتر (احتیاط مستحب) است، شوهر كفاره بدهد.

مكارم و صافی، توضیح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452 ؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م 456 و 458.


تبصره: مقدار كفّاره یاد شده بدین قرار است: اگر نزدیكی در ثلث اول روزهای حیض باشد، «یك مثقال» (18 نخود) طلا و در ثلث دوم «نیم مثقال» (9 نخود) طلا و در ثلث سوم، «یك چهارم مثقال» (5/4 نخود) طلا است.

 


احکام زناشویی(9)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.
 
به گزارش سرویس دینی جام نیوز ،یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه، اوقات مكروه  برای  آمیزش چیست؟
 
پاسخ:

در اوقات مواردی آمیزش مكروه است؛ از جمله
1. اول ظهر
2. مقابل قبله
3. پشت به قبله
4. در زیر آسمان
5. در حال ایستاده
6. در هنگام غروب آفتاب
7. در شب عید فطر و قربان
8. بعد از غذا و با شكم پر
9. در شبی كه ماه گرفته باشد
10. در روزی كه خورشید گرفته باشد
11. در حالی كه بچه ناظر آنها باشد
12. در حال احتلام پیش از غسل یا وضو، البته اگر بدون فاصله چند بار آمیزش انجام گیرد مكروه نیست.
13. بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشید
14. در حالی كه هر دو كاملاً عریان باشند.

 

العروة الوثقی، النكاح، م 11.


احکام زناشویی(10)

در جایی كه روابط زناشویی (و افراط در آن) برای سلامتی زن ضرر داشته باشد، آیا زن می‏تواند تمكین نكند؟


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه در جایی كه روابط زناشویی (و افراط در آن) برای سلامتی زن ضرر داشته باشد، آیا زن می‏تواند تمكین نكند؟


همه مراجع: اگر برای سلامتی زن ضرر داشته باشد، می‏تواند تمكین نكند.

فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1658 ؛ توضیح ‏المسائل مراجع، م 2412 ؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م 2476 ؛ نوری، توضیح‏ المسائل، م 2408 ؛ دفتر: خامنه‏ ای.


تبصره. هرگاه زن برای عدم تمكین و نزدیكی، عذر شرعی (مانند حیض، خطر سلامتی بدن و...) داشته باشد، می‏تواند از نزدیكی ممانعت كند.


احکام زناشوئی(11)

یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از مواردی که زوجین باید توجه داشته باشند در خصوص احکام زناشویی است یکی از سوالات مطرح در این خصوص اینکه آیا زن و شوهر، می‏توانند در زمان حیض به جز نزدیكی، سایر استمتاعات را از یكدیگر داشته باشند؟


نظرهمه مراجع:

آری، جایز است؛ ولی كامیابی از ناف تا زانوی او كراهت دارد، مگر آنكه از روی لباس باشد.

العروة الوثقی، احكام الحیض، السابع.


(احكام زن و شوهر، سیدمجتبی حسینی)





نوع مطلب : احکام زناشویی، پاسخ به شبهات، تزکیه نفس، در مورد حجاب و زن، ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حدیث، کنترل جمعیت، احکام، علما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم، در بیستم خرداد ماه در جمع بانوان فعال در عرصه فعالیت های فرهنگی مربوط به خانواده و زنان، به تبیین معنای «ظهور» و «انتظار» پرداخت.

mirbagheri1

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری ظهور را به معنی «ظهور کلمه غیب الهی» و «برداشته شدن پرده ها از حجاب ولایت» معنا کرد و انتظار را مبتنی بر سه رکن «احتراز»، «اعتراض» و «سازندگی» تحلیل نمود.

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری در ادامه، مبتنی بر یک نگاه کلان به «شرایط موجود» و با توجه به «معنای انتظار»، به یکی از مهمترین حوزه های اثر گذاری بانوان منتظر پرداخت.

وی در تبیین شرایط موجود، این نکته را گوشزد نمود که در حال حاضر، تمدن مادی برای همه امور حیات انسانی، الگوهای جامع متناسب با توسعه غربی را ارائه نموده است، بنابراین دوستان اهل بیت نیز باید در همه این حوزه ها، رنگ اهل بیت علیهم السلام را به خود بگیرند.

مسأله کنترل جمعیت یکی از حوزه های تأثیرگذار تمدن مادی

رئیس فرهنگستان علوم اسلامی، یکی از حوزه های جدی تأثیر گذاری تمدن مادی را مسأله کنترل جمعیت دانست و با تحلیل ابعاد سیاسی و اقتصادی کنترل جمعیت، فکر و نگاه استراژیک بانوان به این مسأله بسیار مهم ارزیابی نمود.

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری همه انبیاء و اولیاء را از منتظران ظهور حضرت بقیه الله دانست و در توصیف زمان ظهور افزود: امام زمان علیه السلام، معجزه غیبی رسول خدا هستند که با ظهور آن حضرت، همه توحید به اندازه ظرفیت این جهان، در آن ظاهر می شود.

کلمه غیب الهی با ظهور امام زمان(عج) ظاهر می شود

این استاد عالی حوزه، امام زمان را «کلمه غیب» وعده داده شده به رسول خدا دانست و ایمان به این «غیب» را شرط تقوا و بهره مندی از قرآن برشمرد و ابراز داشت: با ظهور امام زمان، کلمه غیب الهی در عالم ظاهر می شود و در پرتو نور ایشان، حجاب ها از ولایت نبی اکرم کنار می رود و شمس ولایت رسول خدا در عالم ظاهر می شود.

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری در ادامه به تبیین معنای انتظار پرداخت و در این زمینه گفت: انتظار یک عملی در عرض سایر اعمال نیست، بلکه یک رویکردی است که همه زندگی را تحت پوشش قرا می دهد و مأموریتی است که همه مؤمنان در طول تاریخ، به صورت فردی و اجتماعی آن را انجام می داده اند.

تبیین سه رکن مکتب انتظار

وی «احتراز از آلوده شدن به دستگاه باطل و تبری از آن»، «اعتراض و درگیری با جبهه باطل» و «سازندگی و ایجاد یک جامعه ایمانی» را سه رکن مکتب انتظار دانست و افزود: این سه رکن همواره در طول تاریخ غیبت امام زمان توسط بزرگان شیعه دنبال می شده است، بنابراین هم مراقبت می شده تا شیعیان از دستگاه اموی و عباسی جدا شوند و آلوده به این دستگاه نشوند و هم سازندگی و حرکت رو به پیش وجود داشته است.

استاد میرباقری در ادامه، با تأکید بر این که باید همه زوایای زندگی ما به زندگی انسان منتظر تبدیل شود، ابراز داشت: همان طور که غرب تلاش می کند تا همه زندگی فرد را از بدو تولد تا مرگ، تحت برنامه خودش قرار دهد و خوراک، پوشاک، رابطه زن و مرد، مفهوم زندگی، تربیت نسل و همه امور را تابعی از هدف خود قرار دهد و الگوی جامع متناسب با آن را نیز تعریف کرده است، معنی انتظار نیز این است که دوستان اهل بیت، باید همه زندگی شان رنگ اهل بیت به خود بگیرد و البته بهره مندی از اهل بیت نیز به معنای انزوا و یا درگیری صرف نیست، بلکه رکن «سازندگی» نیز در این نگاه وجود دارد.

رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم، در ادامه با تبیین شرایط کنونی به مأموریت بانوان منتظر در شرایط موجود پرداخت.

توسعه غربی چیزی جز تعلق به دنیا نیست

وی در توضیح شرایط کنونی گفت: تمدن غرب با رویکردی که به زندگی مادی دارد، آن را تبدیل به بستر عیش و لذت مادی کرده است. توسعه غربی نیز چیزی جز تعلق به دنیا و دنیا پرستی نیست که غرب آن را به یک تمدن تبدیل کرده است.

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری یکی از مسائلی را که تمدن مادی غرب بر آن تمرکز کرده است، مسأله کنترل جمعیت دانست که از ابعاد اقتصادی و سیاسی مهمی برخوردار است.

وی بعد اقتصادی جمعیت را این گونه توضیح داد که غرب، انسان را منبع صرف برای تولید ثروت می داند، بنابراین انسان، انباره ای است که باید انرژی و جاذبه های آن، تبدیل به ثروت شود و از همین جهت باید به میزانی جمعیت زیاد شود که متناسب با زندگی مادی و توسعه تعریف شده در زندگی غربی باشد.

نگاه استراتژیک غرب به مسأله کنترل جمعیت

مدرس عالی حوزه علمیه قم، بُعد سیاسی جمعیت را نیز این گونه تحلیل نمود که غرب به مسأله جمعیت، نگاه استراتژیک دارد و کنترل جمعیت را یکی از ابزار های جنگ نرم می شمارد.

وی با استناد به تصریح برخی از صاحب نظران متنفذ آمریکایی، تأکید کردند غرب، آرمان های تربیتی و تغییر جمعیتی کشور ما را به نفع خود می داند.

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری در ادامه، مسأله کنترل جمعیت را یکی از فریب های استراژیک دشمن دانست که مقام معظم رهبری از همان ابتدا با آن مخالف بود و افزود: کسانی که در دوران جنگ تحمیلی به ما «نخ بخیه» هم نمی دادند، بخش زیادی از هزینه های کنترل جمعیت را به عهده گرفتند و هم اکنون نیز مدیریت کنترل جمعیت در چند کشور اسلامی را به وزارت بهداشت ایران سپرده اند که باید توجه داشت تا مبادا این فاجعه در کشور های دیگر، به دست جمهوری اسلامی واقع شود.

جمعیت به عنوان بالاترین منبع قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی

وی، ادبیات مسؤولانی را که دائما تقسیم «توسعه یافته و توسعه نیافته» و یا «توسعه یافته و عقب مانده» را تکرار می کنند تا کشور ما را نسبت به غرب، عقب افتاده بشمارند و برنامه ریزی می کنند تا ماهم به دنبال کاروان غرب به راه بیفتیم، تقبیح کرد و جمعیت را بالاترین منبع قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دانست.

رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم، بر خلاف نگاه غرب، زمین را بستر پرورش خلیفه الله دانستند و افرودند: همه انسان ها می توانند در ذیل خلافت معصومین علیهم السلام و در ظرف خودشان به مقام علم الأسمائی و خلافت جزئیه برسند و این همان چیزی است که از خلقت انسان منظور بوده است.

وی با استناد به روایتی از رسول خدا گفت: کسی که رهبر کل تاریخ است و آمده تا بشر را به نقطه مطلوب برساند، راجع به اُمتش می فرماید: «تناکحوا تناسلوا تکثروا» ایشان در توضیح این روایت، بسط «خلافت الهی» و بسط «خلافت در ذیل ولایت رسول خدا» و نه خلافت های خارج از «ولایت نبی مکرم اسلام و ائمه معصومین» را نقطه مطلوب برای امت دانست.

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری در سخنان پایانی خود علی رغم این که مسؤولان را مکلف به برنامه ریزی همه جانبه در مقابل الگوهای غربی دانست، فکر و نگاه استراژیک بانوان به این مسأله را بسیار مهم ارزیابی کردند

رجانیوز





نوع مطلب : ماجراهای جالب و نکته های اخلاقی و آموزنده، حجت الاسلام استاد سید محمدمهدی میرباقری، کنترل جمعیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
[http://www.aparat.com/v/BNicT]




نوع مطلب : پاسخ به شبهات، کنترل جمعیت، دانلود، کلیپ، مستبصرین، امام مهدی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسما خداوند متعال

پخش زنده حرم
Online User اسلام کوئست سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

دنیـای نیـاز بـه نمــاز | WorldPrayer.ir

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو